![]() |
|
درباره ايران امروز
|
تماس با ايران امروز
|
آگهی در ايران امروز
|
| صفحه اول | خبرهای روز | سياست | انديشه | فرهنگ و ادبيات | جامعه | محیط زیست | RSS | |
![]() (بخش نهم)نگاهی دیگر به فرایند اسلامیشدن ایرانب. بینیاز (داریوش)
iran-emrooz.net | Thu, 16.07.2015, 17:27
در بخش پیش نشان دادیم که «قطعاتی» مانند پیوند دین و دولت، کنترل همه جانبهی زندگی مردم توسط دستگاه تفتیش عقاید روحانیت، سنگسار، چند همسری، صیغه و حکم مرگ برای مرتد، از عناصر تشکیلدهندهی اصلی ایدئولوژی شاهنشاهی ساسانی بوده که با تغییراتِ اندکی وارد دین بعدی یعنی اسلام شدند. ولی همانگونه که پیشتر گفته بودیم در قلمرو ساسانی و به ویژه از زمان تاجگذاری یزدگرد سوم، عربهای نستوری و مونوفیزیت نیز از بازیگران اصلی صحنهی سیاسی بودند و طبعاً میبایست در شکلگیری مناسبات سیاسی و دینی آینده مُهر خود را میزدند. تأثیرِ جریانهای مسیحی بر مناسبات پساساسانی اساساً در حوزهی الاهیات Theology بود، مانند توحید و نبوت. معاد یا موعودگرایی از عناصرِ کهن فرهنگِ دینی ایرانیان است که تحتِ عنوان «سوشیانت» شناخته شده است و از زمانِ هخامنشیان وارد دین یهود شد. همین موعودگرایی کهن، بعدها دوباره تحت عنوان «مهدیگرایی» وارد اسلام شیعی گردید. یکتاپرستی (توحید) «اخناتون» یعنی «خادم یا خدمتکارِ «آتون»، و آتون، خدای خورشید بود. البته برای اخناتون، خورشید تنها یک شئ مادی نبود بلکه نمادی بود با کیفیت الاهی. «او [اخناتون] چیزی تازه را به آن دین افزود که آیین خدای جهانشمول را به توحید و یکتاپرستی مبدل ساخت: کیفیت یگانه بودن.»(۲) بسیاری از عناصرِ یکتاپرستیِ مصری بعدها واردِ یهودیت شدند. ولی بنیاسرائیل برای رسیدن به یکتاپرستیِ ناب به زمان نسبتاً طولانی نیاز داشت. «این قبیلههای بنیاسرائیل هنوز تا یکتاپرستی فاصله درازی داشتند. از جمله قبیلهی ایساخار آفتاب و ماه، یهودا شیری با سر زن به نام فینیکس، قبیلهی یوسف گاو نر، قبیلهی دان نهوشتان خدای مار، بنیامین خدای گرگ و قبیلهی آشر که در جنوب جلیله کشاورزی را آغاز کرده بودند، خدای مادر اشتوره را میپرستیدند»(۳) سرانجام ولی یکتاپرستی جایگاه خود را در یهودیت یافت و این دین به عنوان الگوی یک دین توحیدی تثبیت گردید. در این جا باید تأکید کرد که بسیاری از عناصرِ یکتاپرستیِ مصری به یکتاپرستی یهودی نیز راه یافت. «در یکی از سرودههای مذهبیِ وی [اخناتون] این معنی در عبارات فراوانی به بیان آمده: تو ای خدای یگانه که جز تو خدایی نیست.»(4) و همین سروده به عنوان یک اصل به یهودیت راه یافت. شهادت به یکتاپرستی در یهودیت کهن چنین بود: فروید در بارهی شهادت توحیدی بالا چنین توضیح میدهد: «چنانچه شباهتِ نام آتون (یا آتوم) را با کلمه عبریِ آدونایی و با نام خدای سوری آدونیس نه تصادفِ محض بلکه حاصلِ نوعی وحدتِ اولیه زبان و معنا بگیریم، آن گاه میتوانیم این اصل یهودی را چنین ترجمه کنیم: به گوش باش، ای اسرائیل، خدایی به جز خدای ما آتون (آدونایی) نیست.»(۵) به نظر فروید، در این جا فقط به جای واژه «آتون» واژهی عبری «آدونای» برای خدا به کار برده شده است. همانگونه که خواننده متوجه شده است، ریشهی شهادتِ یکتاپرستی به دین توحیدی اخناتون باز میگردد که بعدها وارد یهودیت شد و از آنجا - از طریق مسیحیان عرب و ایرانی- وارد اسلام گردید. بدون شناختِ مسیحشناسیِ نخستین، محمدشناسی غیرقابل درک است. زیرا آن چه دربارهی محمد گفته شده است، در واقع به مسیحشناسیِ آغازین برمیگردد. مسیحشناسیِ آغازین در دو مکتبِ مسیحی کهن پایهگذاری شد تا سرانجام به مسیحشناسیِ روم (کلیسای کاتولیکِ رومی) منجر گردید. ستیزها و مباحثاتِ میانِ مکتبِ اسکندریه و مکتبِ انطاکیه سرانجام هم مبانی دگماتیسم مسیحی را پایهریزی کرد و هم منجر به جدایی مسیحیت شرق از غرب گردید. مسیحیتِ شرق یعنی نستوریها و مونوفیزیتها (یعقوبیها) مستقیماً از مکتبِ انطاکیه تأثیر پذیرفته بودند و ما آخرین رد پای این مکتب را در اسلام مشاهده میکنیم. از این رو، یک اشارهی کلی به مسیحیت شرق که شالودهی آن در مکتبِ انطالیه ریخته شد ضروری میباشد. مکتب انطاکیه و مکتب اسکندریه منطقهی بزرگ سوریهی کهن، یکی از بزرگترین مراکز تمدن جهان بود. در آنجا، سه هزار سال پیش از میلاد، از خطِ میخی استفاده میشده که کتیبههای آن از زمان کشفِ خرابههای اوگاریت در سال ۱۹۲۸ میلادی به دست ما رسیده است. نام سوریهی کهن، از واژهی یونانی «آسور» برگرفته شده است که از دریای میانه (مدیترانه) تا فرات یا به عبارتی از فلسطین تا عراق امروزی که بعدها جزو ایران شد، را در برمیگرفت. در منابعِ دینی یهودی به مردمانی که در این سرزمین بزرگ زندگی میکردند، «آرامی» میگفتند. این نام به معنی «کافر» بود، ولی بعدها به مرور زمان از این مفهوم برای مردمان این سرزمین استفاده نشد و مفهومِ «سوری» که مخففِ «آسوری» است به کار برده میشد. در دوران هخامنشیان منطقهی آسور، ساتراپ پنجم امپراتوری هخامنشی به شمار میرفت. بعدها با برآمدِ دو امپراتوری روم و ایران، سوریهی بزرگ عملاً به دو بخش تقسیم گردید: سوریهی غربی Westsyrien و سوریهی شرقی Ostsyrien. سوریهی شرقی در میانرودان واقع بود و سوریهی غربی جزو استانهای روم و بعدها بیزانس گردید. پس از ویرانی اورشلیم توسط رومیان در سال ۷۰ میلادی، یهودیان و مسیحیان آن دیار به سوی سوریه به ویژه سوریهی شرقی مهاجرت کردند. مسیحیان به دلیلِ «بشارتگریشان» توانستند در سوریه گسترش یابند و کلیساهای خود را برپا دارند. به مرور زمان، اسکندریه و انطاکیه به دو مرکزِ اصلی مسیحیت تبدیل شدند. نخستین پرسش برای این دو کلیسا این بود: مسیح کی بود و چه کیفتی داشت؟ مکتبِ اسکندریه که علاقهی ویژهای به گمانهزنی و تفسیر داشت، به جای اتکا به اناجیلِ همنوا یعنی متی، مرقس و لوقا، تمرکزِ خود را بر انجیل یوحنا نهاد در حالی که مکتبِ انطاکیه برای توضیح ذات مسیح، طبق سنت به اناجیل همنوا تکیه میکرد. این نقطهی آغازِ دو برداشتِ گوناگون بود که تاریخ مسیحیت را رقم زد. تأکید انجیل یوحنا در مسیحشناسی این است که مسیح «پسر خداست». این درک سرانجام در مجمع عمومی مسیحیان در سال ۳۲۵ میلادی در نیقیه (ایزنیک در ترکیه کنونی) این چنین بیان شد: مسیح، خدای حقیقی است (Christus vere Deus). ولی سنتِ مسیحی به ویژه در اناجیلِ همنوا میگوید که: مسیح انسانِ حقیقی است. پس چگونه میتوان این دو را با هم آشتی داد؟ علمای انطاکیه، دیدور تارسوسی، تئودور موپسوستیا و بعدها تئودورت، شدیداً علیه این مسیحشناسی مقاومت نشان دادند. زیرا شالودهی درکِ مسیحشناسیِ آنها بر اناجیلِ همنوا که مسیح را انسانِ حقیقی میدانست استوار بود. کلیسای ارتدوکسِ سوریِ انطاکیه: یعقوبیها بنابراین مسیح مانند خداست، با او یکی است و به همین علت، «ازلی» است. این دو ذات، یعنی «انسان کامل» و «ازلی بودن» بعدها در اسلام جزو کیفیات محمد شد. به همین دلیل، در احادیث نبوی اسلامی، محمد هم «انسان کامل» و هم «ازلی» است. ادامهی مونوفیزیتها، هم اکنون کلیسای قُبطی در مصر، کلیسای ارامنه و کلیسای اتیوپی ادامهدهندگانِ مونوفیزیتها هستند که البته در مسیر تاریخ تغییرات بزرگی به خود دیدهاند. کلیسای مقدس رسولان و کاتولیک آسوری شرق: نستوریان کلیسای رومی - بیزانسی: ملکائیها الاهیاتِ آریوس بعدها با نام آریانیسم شهرت یافت. «عقیدهی آریوس از این قرار بود: خدا از خلقت کاملاً جداست. پس ممکن نیست مسیحی را که به زمین آمده و چون انسان تولد یافته است با خدایی که نمیشود شناخت یکی بشماریم. همان ورطهای که انسان را از خالق خود جدا مینماید، مابینِ خدا و پسر وی عیسی مسیح نیز موجود است. پدر پسر را تولید نمود یعنی پیش از هر چیز پسر از پدر از نیستی خلق گردید. پس مخلوق است و از ذات خود پدر نیست و به تمام معنی وی را خدا نتوان خواند.»(۶) مسیحشناسی (Christology) آریوس را میتوان چنین خلاصه کرد: لوگوس و پدر از یک ذات نیستند، فقط یک خدا وجود دارد و عیسی مسیح مخلوق اوست. با این که آریوس منکرِ ذات یگانه خدا و مسیح بود، ولی «امید داشت که با اظهار تقدّم خلقت مسیح عظمت مسیح را پایدار بدارد، ولی حاضر نبود بگوید مسیح در ذات با پدر یکیست.» (۷) به سخن دیگر، بر خلافِ مسیحشناسیِ تثلیثی که پدر، پسر و روحالقدس (لوگوس) یکی پنداشته میشود، یعنی ذات مسیح و خدا را یکی ارزیابی میکند، آریوس، عیسی مسیح را مخلوقِ خدا میداند. «این اعتقاد نزدیک به اعتقادیست که اغلب مسلمین راجع به محمد داشته میگویند که وی اولین مخلوق خداست.»(۸) دو عنصر بسیار تعیینکنندهی الاهیاتِ آریانیسم که از طریقِ الاهیات نستوری و مونوفیزیت وارد اسلام شد، عبارت هستند از: ۱- محمد مخلوق خداست، ۲- محمد ازلی است یعنی نخستین مخلوق خداست و ۳- محمد «انسان کامل» است. در مجمعِ عمومی مسیحیان جهان در نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی مسیحشناسیِ آریوس محکوم شد و از آن پس، سرکوب این جریان مسیحی با شدت بیمانندی آغاز گردید. تفاوتهای بنیادینِ الاهیاتِ نستوریها و مونوفیزیتها با کلیسای تثلیثی مسیحشناسیِ نستوریوس را دوفیزیت نیز میگویند، یعنی مسیح از دو ذات برخوردار است، ذات انسانی و ذات خدایی. همین درک نیز وارد اسلام شد و مسلمانان دربارهی محمد چنین میاندیشند: محمد از یک سو انسان است [قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ/ سوره کهف، آیه ۱۱۰] ولی از سوی دیگر، خدا یا لوگوس در او ساکن شده است. به همین دلیل، جسم محمد میمیرد ولی روح او زنده باقی میماند. بر مبنای همین ذاتِ دوگانه است که محمد (نه جسماش بلکه روحاش) به معراج برود. «نستوریوس، در موعظههای خود در قسطنطنیه، این موضوع را که مریم باکره “مادر خدا” بود، رد میکرد. از نظر او عیسای انسان از مریم متولد شد و نه عیسای کلمه یا خدا.»(۱۰) در سراسرِ قرآن همین مسیحشناسی بازتاب یافته است و همین ساختار مسیحشناسی برای او به قوت خود باقی ماند. ویراستار: اصغر نصرتی پایان بخش نهم ———————————- |
Iran Emrooz
(iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2019 e-mail: |
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میگردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است. |