بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

آمریکا ۳۱ شخص و شرکت ایرانی را تحریم کرد


iran-emrooz.net | Fri, 22.03.2019, 19:23



نظر شما درباره این مقاله:


ترامپ را خدا فرستاده تا اسرائیل را از شر ایران
بازگشت به صفحه اول

ترامپ را خدا فرستاده تا اسرائیل را از شر ایران


iran-emrooz.net | Fri, 22.03.2019, 19:20



نظر شما درباره این مقاله:


تحریم مانع میلیون‌ها دلار کمک ایران به حزب‌الله شد
بازگشت به صفحه اول

تحریم مانع میلیون‌ها دلار کمک ایران به حزب‌الله شد


iran-emrooz.net | Fri, 22.03.2019, 19:14

دویچه وله

برایان هوک می‌گوید اعمال مجدد تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی حزب‌الله لبنان را به لحاظ مالی به شدت در مضیقه قرار داده است. رهبر حزب‌الله زمانی گفته بود همه نیازهای این تشکل را «از پوشک تا موشک» ایران تامین می‌کند.
مسئول «گروه اقدام ایران» در وزارت خارجه آمریکا بازگشت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را اثربخش توصیف کرده و یکی از نشانه‌های آن را اختلال در تامین بودجه شبه‌نظامیان حزب‌الله لبنان عنوان می‌کند.

برایان هوک در گفت‌وگویی با نشریه انگلیسی‌زبان «نشنال» که متن آن روز جمعه دوم فروردین ۹۸ (۲۲ مارس) منتشر شد، برآورد کرده که بودجه سالانه این گروه اسلام‌گرای افراطی که از سوی تهران تامین می‌شود ۷۰۰ میلیون دلار بوده است.

این دیپلمات آمریکایی می‌گوید واشنگتن مصمم است فشار بر حزب‌الله را که در فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا قرار دارد ادامه دهد و درخواست رهبر حزب‌الله از مردم برای کمک مالی نشانه موثر بودن این فشارها است.

حسن نصرالله به تازگی از هواداران حزب‌الله خواسته بود برای جبران فشارها و تنگناهایی که به خاطر تحریم‌ها بر این گروه وارد شده کمک مالی کنند.

متن گفت‌وگوی هوک با نشریه «نشنال» که در امارات متحده عربی منتشر می‌شود در همان روزی انتشار یافت که مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، برای ملاقات و مذاکره با مقامات لبنان به بیروت سفر کرد.

نماینده وزارت خارجه آمریکا در امور ایران با اشاره به این که حزب‌الله از سال ۱۹۹۷ گروهی تروریستی محسوب می‌شود خطاب به مسئولان لبنانی تصریح کرد که این تشکل مردم لبنان را به گروگان گرفته و به بهای بالا بردن خطر امنیتی برای شهروندان این کشور جنگ با اسرائیل را بالاترین هدف خود اعلام می‌کند.

هوک با اشاره به کمک‌های مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی به حزب‌الله لبنان گفته که دریافتی هر یک از شبه‌نظامیان حزب‌الله بیش از حقوق ماهانه یک آتش‌نشان ایرانی است.

دبیرکل حزب‌الله تابستان ۱۳۹۵ در واکنش به محدودیت‌های بانکی و مالی آمریکا علیه این گروه گفته بود که این تدبیرها بی‌تاثیرند زیرا این تشکل همه نیازهای خود را “از خوراک و پوشاک تا موشک و راکت” به طور مستقیم از جمهوری اسلامی دریافت می‌کند.

تهدید اسرائیل با پول و موشک ایران

به گزارش شبکه العالم، فرستنده عربی‌زبان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، حسن نصرالله در یک سخنرانی گفته بود: «بودجه حزب‌الله از ایران می‌رسد و هیچ طرفی ارتباطی با این موضوع ندارد. پول از ایران می‌رسد، مانند موشک‌هایی که با آن اسرائیل را تهدید می‌کنیم. از حضرت امام خامنه‌ای، دولت ایران و رئیس جمهور آن به خاطر حمایت بی‌دریغ از ما در سال‌های گذشته تشکر می‌کنیم. ما حقوق‌ها را می‌پردازیم و مشکلی در این زمینه نداریم.»

برایان هوک در پاسخ به این پرسش که برخلاف اظهارات قبلی دونالد ترامپ مبنی بر به صفر رساندن صادرات نفت ایران، این کشور هنوز نفت صادر می‌کند تاکید کرد که زمان زیادی از آغاز بازگشت تحریم‌ها نگذشته اما در همین مدت کوتاه نیز درآمدهای ارزی جمهوری اسلامی به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

آمریکا با آغاز دور دوم تحریم‌ها که از ماه نوامبر اجرایی شد و به طور عمده صادرات نفت و گاز، حمل و نقل دریایی و مبادلات مالی بین‌المللی ایران را هدف قرار می‌دهد، شماری از مشتریان مهم نفت و گاز ایران را برای یک دوره محدود و به شرط کاهش قابل توجه واردات از جریمه معاف کرد.

تحریم اهرم فشار بسیار موثر

اعلام بازگشت تحریم‌های تعلیق شده آمریکا علیه ایران پس از امضای فرمان خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای شش قدرت جهانی و جمهوری اسلامی در ماه مه سال پیش انجام شد. برایان هوک می‌گوید این اقدام اهرم فشار بسیار موثری در اختیار واشنگتن قرار داده که بتواند با استفاده از آن رژیم تهران را وادار به تغییر رفتار کند.

معافیت شش ماهه خریداران مهم نفت و گاز ایران اوایل ماه مه سال جاری (اردیبهشت ۹۸) به پایان می‌رسد. به رغم خوش‌بینی‌های برخی از این مشتریان، برایان هوک به تازگی گفته که واشنگتن برنامه‌ای برای تمدید این معافیت در دستور کار ندارد.

آمریکا یکی از انگیزه‌های اصلی خود برای موافقت با معافیت برخی مشتریان نفت و گاز ایران را جلوگیری از افزایش بهای انرزی در بازارهای جهانی عنوان کرده است. برایان هوک پیش‌بینی می‌کند عرضه نفت در سال ۲۰۱۹ هم‌تراز میزان تقاضا باشد و به این ترتیب آمریکا بتواند برای “فشار حداکثری” بر تهران مشتریان نفت ایران را به توقف کامل خرید نفت از این کشور متقاعد کند.

ایران در سال گذشته میلادی به طور میانگین روزانه حدود دو  و نیم میلیون بشکه نفت و میعانات گازی صادر کرده بود. این میزان در حال حاضر به حدود یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.



نظر شما درباره این مقاله:


روزهای نفس‌گیر سال نود و هفت برای فرهنگ ایران
بازگشت به صفحه اول

روزهای نفس‌گیر سال نود و هفت برای فرهنگ ایران


iran-emrooz.net | Fri, 22.03.2019, 19:12



نظر شما درباره این مقاله:


چرا ققنوس؟
بازگشت به صفحه اول

چرا ققنوس؟

عطا هودشتیان


iran-emrooz.net | Fri, 22.03.2019, 18:35

تشکیل گروه ققنوس در فصای سیاسی کنونی، اقدامی کاملا بی‌مانند است و زیرا نظیر آن تاکنون دیده نشده، هموطنانمان به‌حق پرسش می‌کنند که در شطرنج سیاسی حاضر این نوزاد جدید را در کجا باید قرار دهند. و به‌طور طبیعی هرکس بنابه تمایل خود به آن سمت و سویی می‌دهد.

اعلام موجودیت این گروه در شهر واشنگتن، به‌عنوان یک اجتماع علمی، عکس العملی هم از سوی پشتیبانان، و هم از سوی منتقدین پدید آورد. از سوی منتقدین، این نکته بیشتر بچشم آمد که چنین کاروندی نمی‌‌تواند، چنانکه ادعا شده، تنها علمی قلمداد گردد و از سیاست و سیاست گذاری بدور بماند، خصوصا آنکه آقای رضا پهلوی گشایش کنفرانس مطبوعاتی آنرا بعهده گرفتند. این ابهامات البته قابل فهم‌اند. من با علم به اینکه نه سخنگو و نه بنیانگذار این گروه هستم، دیدگاه‌های شخصی خود را[۱] پیرامون برخی ملاحظات در این جا می‌آورم:

آیا ققنوس یک اجتماع سیاسی ست؟

در جامعه ما که بر محوریت تاریخی و پایدار «سیاست» استوار است، اجتماعی همچون ققنوس نمی‌تواند سیاسی بنظر نیاید. بعلاوه آنکه بطور کلی، هرگام ابداع گرانه علمی در اقتصاد، فلسفه و حتی علوم دقیقه، گاه بطور کلی ولی خصوصا در فضای اجتماعی سرنگونی طلب امروز، در جایی با سیاست گره می‌خورد. پس چرا ققنوسیان مدعی شده‌اند که حرکت این گروه سیاسی نیست؟ دو نکته:

نخست آنکه ققنوس مدعی ست که جهت برنامه ریزی علمی و برای بازسازی ایران در حکومتی مترقی و دمکراتیک برپا شده است که پس از نظام اسلامی برجای می‌نشیند[۲]. پس در این محدوده، یک پیش زمینه سیاسی روشن بر ققنوس حاکم است. اما تا آنجا که در اساسنامه‌اش می‌توان خواند، از سخنان پایه گذارانش می‌توان دریافت و تجربه چند ماهه من با این گروه نشان می‌دهد، ققنوس این وظیفه را درخود نمی‌‌بیند که برای رفع دومی و تحقق اولی، دست اندکار ستیز و مبارزه سیاسی شود. کار رفع و دفع نظام اسلامی را به احزاب سیاسی واگذار می‌کند، و ققنوس برای بعد از آن، از هم اکنون برنامه ریزی می‌کند. برهمین پایه ادعا شده است که ققنوس به کار سیاسی پارتیزانی، حزبی یا ایدئولوژیک تن نمی‌‌دهد. بی‌شک نباید زمینه سیاسی یک مجموعه را با عمل پارتیزانی سیاسی آن یکی بگیریم. منظور از حرکت پارتیزانی مبارزه برای دفاع از یک ره یافت سیاسی و یا یک هدف حزبی ست.

دوم اینکه چهارچوبه کلی یک گروه را با تمایلات شخصی اعضای آن نباید یکی گرفت. بی‌تردید اعضای این گروه از مخالفان نظام هستند، و هرکدام می‌توانند عضو یک گروه سیاسی باشد یا نباشد، اما این زمینه به این گروه یک ساحت سازمان سیاسی نمی‌‌دهد. از نگاه من ققنوس یک مجموعه غیر سیاسی و متشکل از انسانهایی با انگیزه‌های سیاسی شخصی است. و این موقعیت نه تضاد مند است، نه غیر عادی[۳].

اهمیت دخالت آقای رضا پهلوی در کجاست؟

حضور آقای رضا پهلوی در افتتاحیه ققنوس با این نیت بود که بیشترین نگاه‌ها را بخود جلب کند. اما از ابتدا این تصور نیز بود که ظهور ایشان شاید این امر را تداعی کند که ققنوس متعلق به یک جریان ویژه، مثلا طرفداران مسقیم سیاسی ایشان می‌باشد. حال آنکه این نویسنده از ابتدای پیوست، خود را جمهوری خواه معرفی کرده است و تنها معیار تعین حکومت آینده را نه میراثی که انتخابات آزاد با حفظ اصول سکولاریسم و دمکراتیسم می‌داند. دمکرات‌ها و یا جمهوری خواهان دیگری نیز در ققنوس هستند.

اما در واقیت کلام اگر آقای رضا پهلوی در این میان حضوری از خود نشان نمی‌‌داد، شاید صدای ققنوس در اتاق‌های دربسته می‌ماند. بهرحال وی بود که فکر ایجاد چنین مجموعه‌ای را به میان کشید، و این امر، تا آنجا که در طول چند ماه گذشته ملاحظه کرده ام، بدور از دست اندازی سیاسی شخص ایشان در تدوین برنامه‌های این گروه است. این حداقل آنچیزیست که تجربه من تاکنون نشان داده. اگر روند آینده کار بگونه‌ای شکل بگیرد که یک گروه یا شخص درصدد تحمیل یک جهت گیری ویژه سیاسی بر حرکت ققنوس باشد، این روش با موازین اولیه آن در تضاد خواهد افتاد. بعلاوه آنکه ققنوس خود اعلام کرده است که از کسی راهنمایی عملی، علمی و تخصصی نمی‌‌کیرد، بلکه برعکس، از همگان، از شخص آقای رضا پهلوی و دیگر اثرگذاران سیاسی و چهره‌های مطرح در سیاست و فرهنگ، حمایت می‌طلبد.

با همین نگاه، بهره بری از رهنمودهای آقای رضا پهلوی، آنچنانکه اعلام شده است، به آن معنا نیست که متخصصین ققنوس برای معضلات علمی و تخصصی از وی راه یابی طلب کنند. روشن تر آنکه: برای بررسی مشکل آب، یا تولید انرژی تجدید پذیر، مسله اعتیاد، یا حتی تدوین استراتژی دمکراسی در ایران (حوزه کاری من)، هرگز یک متخصص در ققنوس در انتظار راه یابی علمی از آقای پهلوی نخواهد بود، و نه شخص وی چنین ادعایی کرده است و نه چنین انتظاری از ایشان می‌رود. حمایت عمومی و مطبوعاتی با راه یابی علمی و خصوصا جهت یابی سیاسی تفاوت بسیار دارد. در کلام نهایی، من ققنوس را گروهی با اهداف علمی می‌دانم، و نباید این جمع دستاویزی برای تحمیل یک جهت یابی سیاسی ویژه قرار گیرد. روندی غیر از این با موازین و اهداف اولیه این گروه در تضاد می‌افتد.

ما نکردیم ولی آنها کردند

موضوع را شاید اینطور هم بتوان دید: آیا ققنوس یک گام به جلوست؟ البته اقدامی از این دست در نهایت موجب نوعی بهره برداری سیاسی در آینده خواهد شد، زیرا قدرت حکومتی دمکراتیک پیروز در انتخابات آزاد آینده، از آن سود می‌برد، اما این گونه سود بری، خود بخشی از اهداف ققنوس است. حال اگر همراهان جمهوری خواه من به چنین اقدامی دست زده بودند، و سپس یک چهره پرنفوذ میان ما اعلام موجودیت آنرا به عهده می‌گرفت، شاید گروه‌های دیگری همین القاب گروه گرایی را به آن جریان و آن شخص می‌زدند.

اما، اکنون برای لحظه‌ای به خود بگویم، چرا ملی گرایان، جمهوری خواهان، دمکرات‌ها، سکولارها و یا جرایانات چپ هرگز در اندیشه برپایی چنین تلاشی نبوده‌اند و اگر این مهم را تنها در سر داشته‌اند، چرا تاکنون متحقق نشده است؟ چرا «ما» نکردیم، و «آنها» کردند. اقرار کنیم که پس از چهار دهه طولانی و با وجود این همه مردان و زنان پژوهشگر خوش فکر ایرانی در خارج از کشور، ایرانیان قادر به ایجاد یک سازمان پژوهش علمی نبودند. من از یاران خوش نیت و صادق جمهوری خواهم، چپ و یا ملی گرا دعوت می‌کنم که آنها نیز یک مجموعه علمی درست کنند. و اگر تحمیل ایدئولوژیک در کار نباشد، ققنوس باید با آن گروه همکاری کند.

آیا می‌توان به ققنوس اعتماد کرد؟

اگر آقای رضا پهلوی گفته است که طرحی برای جهت دادن به کار ققنوس ندارد، و وظیفه وی تنها حمایت کلی از اقدامات ققنوس است، اگر وی گفته است که ققنوس برای تمامی مردم ایران و حکومت آینده ایران برپاشده، آیا می‌توان به قول‌های وی اطمینان کرد؟ بی‌تردید اعتبار این سخنان را بیشتر در عمل باید آزمود. شخصا از امروز از این آینده بی‌اطلاع هستم. اما، براستی در شرایط فعلی، مگر می‌توانیم به چیزی جز وعده‌ها و پیمانها اطمینان می‌کنیم؟

اگر به واقع تصور کنیم که قول و قرارهای آقای رضا پهلوی مبنی بر ارجعیت دادن به انتخابات آزاد و اعتقاد ایشان به سکولاریسم و دموکراتیسم تنها یک ترفتد و بازی سیاسی هست، در این صورت اساسا گروه‌های سیاسی دیگر نمی‌‌بایست در تلاش برای گفتگو و نزدیکی با ایشان باشند. حال آنکه، برعکس، امروزه بسیاری از گروه‌های مطرح در صحنه سیاسی خارج کشور از همکاری با آقای رضا پهلوی استقبال می‌کنند، و نمونه تلاشهای آنها را تاکنون دیده ایم. اگر قول و قرا‌های آقای رضا پهلوی مبنی بر تقدم انتخابات آزاد، تنها یک پندار و ترفند باشد، بنابراین گروه‌های اپوزیسیون از همه سوی تمایلی برای گفتگو با ایشان نشان نمی‌‌دادند. اگر این تلاش‌ها وجود دارد، به آن جهت است که به آن قول و قرار‌ها تا حد ممکن و به میزانی معقول و در شرایط فعلی می‌توان اطمینان کرد. پس اگر بپذیریم که نظام سیاسی آینده در ایران، چه جمهوری و چه مشروطه، تنها نتیجه یک انتخابات دمکراتیک خواهد بود، ققنوس باید طرح‌های خود برای بازسازی کشور را در خدمت آن نظام قرار دهد. این تعهد و هدف را در اساسنامه و نیز در عمل فعلی این گروه می‌توان ملاحظه کرد.

به عبارت دیگر در دنیای سیاست، به انگیزه‌های در دل و ناگفته‌ها کمتر، و به تعهدات و عهد و پیمانها بیشتر باید متکی بود، لیکن در عین حال باید اهرامهایی را برای مقابله با ناپیمانی‌های احتمالی آینده، از هم اکنون آماده کرد. بخش بزرگی از اپوزیسیون و گروه‌های مردمی هنوز میان دو حداکثر «عشق» و «تنفر» در نوسان هستند. اما تازمانیکه به امکانات میانی فکر نکنیم، یعنی به حوزه‌های طوسی راه نیابیم، مجال همکاری با نیروه‌های غیر را درخود نمی‌‌یابیم، و انرژی‌های ممکن را از دست می‌دهیم.

من کتمان نمی‌‌کنم که کنفرانس مطبوعاتی واشنگتن، با آن شکل خاص برگزاریش، رنگ سیاسی ویژه‌ای به ققنوس داد، اما تا آنجا دریافتم، این روند، نه برنامه کار آن گروه است و نه جزو اهداف آن. درک من آن است که کارعلمی ما نباید به حساب یک جریان سیاسی ریخته شود. تردیدی نیست که در این اقدام در نهایت ریسکی در کار است. اما شهامت در پذیرش ریسک داستان همیشگی «یک گام به جلوست».

ضرورت تعادل در ققنوس

اما جدا از همه معضلات سیاسی، اگر گروهی از هم امروز خود را آماده کرد، فردا را از آن خود می‌کند. پس بر جمهوری خواهان، ملی گرایان، دمکراتها و نیروهای چپ است که آنها نیز اقدامی نظیر ققنوس را انجام دهند.

اگر تعداد طرفداران نظام جمهوری و یا آزادیخواهانی دیگر در ققنوس افزایش یابد، تنوع بیشتری در گروه برقرار خواهد شد، امری که به سلامت کار کمک می‌کند. جامعه ایران رنگارنگ است. چند وجهی و چند صدایی ست، و ققنوس باید انعکاس بی‌دریغ و بی‌واسطه آنها باشد.

بخش سیاست در ققنوس که تحت سرپرستی من می‌باشد[۴]، وظیفه اینرا ندارد که به نام ققنوس در حوزه‌های روزمره سیاسی دخالت کند و درپی هراتفاقی در برابر دوربین‌های تلوزیون تفسیر خبر بدهد. در ققنوس وظیفه ما نه سیاست روزمره، که برسی مشکلات در حوزه کلان و پی ریزی طرح‌های استراتژیک می‌باشد[۵]. ققنوس باید اتاق فکر ایران باشد. لیکن نه تنها این گروه، بلکه در جامعه چند رنگی ایران، تردیدی نیست که اتاق‌های فکری دیگری باید پدید آینده تا همگان توانمندی جامعه علمی و فرهنگی ایران را بارور کنند. دست اندکاران ققنوس هرگز مدعی نشدند که این گروه متشکل از بهترین پژوهشگران است. برعکس، این تشکل باید بتواند زمینه پیوستن بهترین‌ها را فراهم آورد.

بارسنگین حضور متخصصین و دانشگاهیان از گرایشات جمهوری خواه، چپ‌ها و ملی گرایان در ققنوس، وزنه موازی و تعادلی معقول را پدید خواهد آورد، و تا آنجا که در طول تمام ماه‌های پیش دیده ام، همین خواست پایه گذاران ققنوس نیز هست. تا امروز پس از چهل سال بدبینی، نزدیکی عملی میان گروه‌ها صورت نگرفته است، شاید ققنوس بتواند نخستین گامهای این نزدیکی را، البته در فضای علمی، بردارد. آقای اسماعیل نوری اعلا در تحلیل خود از ققنوس، این نگاه را خوب گشوده اند[۶].

بازهم چند نکته دیگر

۱) برخی ناظران موانع موجود برای دست یابی به داده‌ها و اطلاعات معتبر را یکی از مشکلات جدی در کار ققنوس قلمداد کرده اند[۷]. در این نکته البته تردیدی نیست. در حوزه پژوهش و بکارگیری «روش کیفی»، کار ما شاید کمی آسان تر جلوه کند، اما در حوزه پژوهش و «روش کمی»، پژوهشگران ما نیازمند داده‌ها و اطلاعاتی خواهند بود که بی‌تردید می‌بایست ازداخل کشور تامین شود. با وجود دست اندازی رژیم بروی دادها، بطور کلی این مهم بسختی قابل تحقق است، و این مانع هم برای پژوهش‌گران داخل و هم برای متخصصین خارج کشور وجود دارد. با علم به این مهم، راهی بجز بکار گیری حداکثر تلاش برای برقراری موثر ترین ارتباطات با داخل کشور برای مان وجود نخواهد داشت. امکان دوم در این مسیر، بهره گیری از داده‌های سازمانهای بین‌المللی ست. امکانی که استفاده از آن برای پژوهشگران خارج کشور سهل تر بنظر می‌رسد. با اینحال این مشکلات نمی‌‌بایست مانعی برای شروع کار تلقی گردد.


۲) برعکس برخی نظرات، ناگفته پیداست که اعتقاد به یک رژیم سیاسی دمکراتیک، نباید چیزی از استقلال دست اندکاران ققنوس در امر پژوهش علمی و استقلال علم بطور کلی، کم کند[۸]. از نگاه من عالم دانش پژوه نباید در حوزه علمی نشانی از سیاست را بدنبال بکشد و تمایلات شخصی سیاسی او نمی‌‌بایست در قضاوت علمی نفوذی داشته باشد. فضیلت علم ما در استقلال آن است و الحاق به ققنوس حداقل برای من چیزی از این واقعیت کم نمی‌کند. هرکس می‌تواند از نتایج کارهای پژوهشی این گروه بهره مند گردد، در کنفرانسهای گروه حاضر شود، و نیز وب سایت آنرا ببیند و مقالات آنرا بخواند.

۳) با علم به اینکه ققنوس از کسی رهنمود سازمانی، علمی و تخصصی نمی‌‌گیرد، بنابراین این گروه نمودی از به اصطلاح یک «دولت سایه»[۹] نمی‌‌تواند باشد، زیرا در آن صورت می‌بایست ترکیب فعلی این گروه بکلی تغییر کند و نیز استراتژی دیگری بر آن سایه افکند، که از این آینده بی‌خبریم.

۴) برخی مدعی‌اند که باید نخست و بسرعت رژیم از کار برکنار کنیم، تا بعد «ببینیم چه می‌شود»، زیرا از نگاه آنها در شرایط فعلی مسله اصلی فقط سیاست است نه علم[۱۰]. برخی فعالان مدعی شده‌اند که برنامه ریزی را می‌توان بعد از سرنگونی با یک کنفرانس دوروزه یا دو هفته‌ای خاتمه داد[۱۱]. برخی دریگر با حسن نیت مدعی هستند که باید نخست گندم را کاشت تا بتوان آنرا درو کرد[۱۲]، زیرا «اولویت» تنها نظام اسلامی ست و تا زمانیکه این رژیم برپاست، امکان تحقق پروژه‌های ققنوس وجود ندارد[۱۳]. به عبارتی نخست باید انرژی خود را در انحصار عمل سرنگونی قرار دهیم و تنها پس از آن، می‌توانیم برنامه ریزی کنیم. اما براستی چه چیزی نشان می‌دهد که در بلبشوی سقوط نظام اسلامی، اهالی علم و تفکر قادر به برنامه ریزی خواهند بود. اتفاقا در آن زمان شوق سقوط نظام یک عملگرایی همه جانبه‌ای را بطور طبیعی در سراسر جنبش سیاسی پراکنده خواهد کرد، و درست در همان زمان به شما و من تهمت خواهند زد که «اکنون زمان عمل است نه فکر». آن زمان ما رامتهم می‌کنند که دور اندیش نبوده ایم، و می‌بایست که در طول چهار دهه گذشته طرح و برنامه می‌ریختیم.

پیش بینی و پیش گیری، دو اصل بنیادین در مدیریت، نزد ما آنقدر‌ها اهمیتی نیافته. به عبارت دیگر، باید مشکل بسرمان بیاید و تنها آن زمان به فکر چاره می‌افتیم. حال آنکه روش درست علمی آن است که پیش از درمان درد، باید به تشخیص درست درد همت نمود. پیش از پاسخ‌های عجولانه، باید پرسش‌های سنجیده را درذهن بناساخت. پیش از عمل، باید مهلت اندیشیدن بخود داد. بسیاری فکر می‌کنند که چالش‌های جامعه ایرانی با سرنگونی نظام اهریمنی حاکم برطرف می‌شود، حال آنکه بدون تفکر، و پیش بینی و پیشگیری، نظام استبدادی باز تولید خواهد شد.

پرسش این است که چراباید انتظار داشت که همه متخصصین به احزاب سیاسی بپیوندند، و درجهت سرنگونی گام نهند و آنکس که این تمایل یا توانایی را ندارد، باید در انتظار بماند؟ در این نگاه یک خرده گرایش تمام گرایانه به چشم می‌خورد. آیا براستی تا زمان رفتن نظام، عالم و دانشمند و پژوهش‌گر ما باید دست روی دست بگذارد؟ یا برعکس، باید به تقسیم کار تحصصی تن داد و قبول کرد که از همگان، در همه زمانها، همه چیز برنمی‌آید. هرکس را باید در جای خود نشاند. برای بهترین بهره برداری از استعدادهای یک فرد، باید وظیفه‌ای به وی داد که در آن قادر به بالاترین سطح تولید باشد، و آن تنها زمانی قابل تحقق است که موثرترین رابطه میان استعداد وی و حوزه تولیدش ایجاد شود. این درس ساده افلاطونی به ماکس وبر یاری رساند تا نظریه بروکراتیسم و تقسیم کار را پی ریزد.

ققنوس در مرحله جنینی خود بسر می‌برد. برای اینکه سامانه یک گروه پژوهشی حرفه‌ای را بخود بگیرد، به سازماندهی دقیق، گریز از هرگونه گروه‌گرایی سیاسی، تشکیل تیم‌های پژوهشی با برنامه، کسب حمایت مالی کاملا شفاف و قابل وارسی و جذب بهترین متخصصین نیاز خواهد داشت.

۱۰ مارچ ۲۰۱۹

——————————————-
۱. نگاه ویژه خود را در باره ققنوس در این گفتگو بطور مفصل تری توضیح داه ام
https://youtu.be/dSdvPc4Pwkk
۲. این وظایف بطور واضح تری در این جا بیان شده است:
https://youtu.be/3fBSghUlLXE
۳. این نکته را با تفصیل بیشتری در این مصاحبه توضیح داده ام:
https://youtu.be/dSdvPc4Pwkk
۴. در این مصاحبه با کیهان لندن وظایف بخش سیاست را توضیح داده ام
https://youtu.be/dSdvPc4Pwkk
۵. این سخنان را در این گفتگو بیشتر شکافته ام:
https://youtu.be/nTjvA_1GhHo
۶. سخنان اسماعیل نوری اعلا در باره پروژه ققنوس:
https://youtu.be/tYfCvfB-Ujg
۷. https://youtu.be/uVGjtHFaUNc
۸. این مباحثات را در مصاحبه تلوزیون کانال یک بیشتر توضیح داده ام:
https://youtu.be/gjURWs33QVc
۹. https://youtu.be/EnPl_8WWZgc
۱۰. https://youtu.be/uVGjtHFaUNc
۱۱. به یادداشت شماره 10 رجوع کنید
۱۲. https://news.gooya.com/2019/02/post-23755.php
۱۳. https://youtu.be/fIxu9d_o46g



نظر شما درباره این مقاله:


کار خلاقانه گوگل به مناسبت زادروز “باخ”
بازگشت به صفحه اول

کار خلاقانه گوگل به مناسبت زادروز “باخ”


iran-emrooz.net | Fri, 22.03.2019, 7:58



نظر شما درباره این مقاله:


۴ مرزبان ایرانی آزاد شدند
بازگشت به صفحه اول

۴ مرزبان ایرانی آزاد شدند


iran-emrooz.net | Thu, 21.03.2019, 11:04



نظر شما درباره این مقاله:


جان زنده، بهاری دیگر
بازگشت به صفحه اول

جان زنده، بهاری دیگر

کامبیز گیلانی


iran-emrooz.net | Wed, 20.03.2019, 22:04

وقتی چهره‌ی زندگی را
طبیعت
دگرگون می‌کند دوباره،
موسیقی
گوش جان را
پر از آفتاب می‌کند
و
آواز تازه‌ای
در رگ خون یخ زده
جاری می‌شود.‏

جان زنده
در التهاب دویدن
زندگی را
باز می‌شناسد
باز.‏

در این بهار
سکوت،
خاموشی است
و
خاموشی تو
اگر
با زبان فریاد
به پیشواز زندگی
که بهاری دیگر
با هزار
رنگ و آهنگ
به سوی تو آورده است،
نشتابی.‏

خاموشی تو
اگر بنشینی
در کنار زمستانی
که پلیدانی
این گونه از هر دست،
دوره کرده‌اند
تو را.‏

خاموش نمان
بیدار باش
زنده بمان
که زمان این زندگی
کوتاه تر از لحظه‌ای است
در انحنای هستی.‏

خاموش نمان
و
زندگی را
با هزار رنگ
با هزار آواز
در آغوش گیر
باز.‏

گوش کن
تو را به نام
می خواند کسی ‏
پشت در.‏

گوش کن
با جان دل گوش کن
خاموش نمان
بهاری دیگر
تو را
می‌خواند باز.‏



نظر شما درباره این مقاله:


تهدید کنش‌گری با ‌حکم سنگین برای وکیل حقوق بشری
بازگشت به صفحه اول

تهدید کنش‌گری با ‌حکم سنگین برای وکیل حقوق بشری


iran-emrooz.net | Wed, 20.03.2019, 20:22

ایران: تهدید کنش‌گری با ‌حکم سنگین برای وکیل حقوق بشری
احکام طولانی زندان نشان‌دهنده‌ی تلاش برای بازداشتن از فعالیت حقوق بشری

(بیروت، ۲۰ مارس ۲۰۱۹) – دیده‌بان حقوق بشر و کمپین حقوق بشر در ایران امروز گفتند حکم ظالمانه‌ی صادرشده برای نسرین ستوده، وکیل برجسته‌ی حقوق بشری، به خاطر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز او نشان‌دهنده‌ی تهدیدی است که دادگاه‌های انقلاب در ایران متوجه فعالیت حقوق بشری می‌کنند. ایران باید فوراً و بدون هیچ شرطی ستوده و دیگر مدافعان حقوق بشر، که در حال گذراندن نوروز پشت میله‌های زندان هستند، را از زندان آزاد کند.

در ۱۱ مارس ۲۰۱۹ رضا خندان، همسر ستوده، اعلام کرد که مقامات به شکل رسمی به او اطلاع داده‌اند که ۳۳ سال زندان و ۱۴۸ شلاق به حکم زندان پنج ساله‌ی فعلی ستوده اضافه کرده‌اند. به گفته‌ی خندان، بر اساس قانون کیفری ایران، اگر این خبر به تأیید برسد، ستوده باید ۱۲ سال را در زندان سپری کند.

هادی قائمی، مدیر اجرایی کمپین حقوق بشر در ایران گفت «نسرین ستوده به گروه بزرگی از فعالان در زندان‌های ایران می‌پیوندد که صرفاً به خاطر فعالیت مسالمت‌آمیزشان در زندان هستند.» وی افزود «این نشان‌دهنده‌ی عمق سرکوب در ایران است، که بیشتر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز جرم‌انگاری می‌شوند، و مقامات حتی حداقلی‌ترین معیارهای حقوق و عدالت را هم زیر پا می‌گذارند.»

گروه‌های حقوق بشری در چهار سال گذشته افزایش طول احکام زندان صادره برای فعالان حقوق بشری را گزارش داده‌اند. طبق ماده‌ی ۱۳۴ قانون مجازات ایران که در سال ۲۰۱۴ اجرایی شد هر متهم تنها سنگین‌ترین حکم در میان احکام صادرشده‌اش را از سر خواهد گذراند اما الگوی محکومیت نشان‌دهنده‌ی افزایشی محسوس در جرم‌انگاری آزادی بیان و تجمع مسالمت‌آمیز است.

خندان در ۱۸ مارچ ۲۰۱۹ قسمتی از یادداشت نوشته شده از روی حکم را منتشر کرد که نشان می‌داد ستوده صرفاً به خاطر فعالیت مسالمت‌آمیزش محکوم شده است. بنا به حکم منتشر شده، شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران ستوده را به اتهامات «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»(هفت سال و نیم زندان)، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»(یک سال و نیم زندان)، «عضویت مؤثر در گروهک غیرقانونی و ضدامنیتی کانون مدافعان حقوق بشر، گروه لگام(کارزار لغو گام به گام اعدام)»(هفت سال و نیم زندان)، «تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن»(دوازده سال)، «ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه‌ی بازپرسی»(۷۴ ضربه شلاق)، «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی»(سه سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق)، و «اخلال در نظم و آسایش عمومی»(دو سال زندان) محکوم کرده است. طبق خبرها دادگاه انقلاب حاضر به تحویل نسخه ای از حکم به ستوده نشده است.

طبق ماده‌ی ۱۳۴ قانون مجازات ایران «هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد، [دادگاه] مجازات هر یک را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی مشروط به اینکه از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نکند، تعیین می‌نماید. در هر یک از موارد فوق فقط مجازات اشد قابل اجراء است.» بنا به اطلاعاتی که خانواده‌ی ستوده درباره‌ی پرونده‌اش دریافت کرده‌اند، این به معنی ۱۲ سال زندان خواهد بود.

شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران فعالیت‌های مسالمت‌آمیز ستوده مثل انتشار بیانیه‌ای «با همدستی و تبانی با عناصر شاخص ضد انقلاب ... و درخواست برگزاری رفراندوم تحت نظر سازمان سازمان ملل» را مدرکی کافی برای اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» دانسته است. حکم همچنین فعالیت‌های دیگر او مثل «مصاحبه‌های متعدد نامبرده با رسانه‌های بیگانه و علیه جمهوری اسلامی» و همچنین شرکت در سه تظاهرات «غیرقانونی»، که یکی از آنها در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۷ توسط گروه جامعه مدنی «لگام» در برابر دفتر سازمان ملل در تهران برگزار شده بود، را به عنوان مدارکی علیه او ذکر می‌کند.

بنا به این حکم «نامبرده پس از حضور دختران خیابانی و کشف حجاب، در جهت گسترش فساد و فحشا در جامعه به حمایت از دختران کشف حجاب کننده در ملاء عام اقدام به انتشار فیلمی از خود در فضای مجازی نموده که در آن فیلم با کشف حجاب خود از اقدام غیرقانونی این افراد حمایت نموده است و با همدستی همسرش رضا خندان و برخی از افراد و عناصر برانداز در راستای حمایت از کشف حجاب در ملاء عام و تشویق و ترغیب افراد به بی‌حجابی به محلی که دختران خیابانی کشف حجاب کرده‌اند رفته و دسته گلی بر روی پست برق قرار داده‌اند و اقدام به توزیع پیکسل با شعار “من به حجاب اجباری اعتراض دارم” نموده‌اند.»

خندان به کمپین حقوق بشر در ایران گفت که ستوده در ۳۰ دسامبر به شکل غیابی در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه محاکمه شده است. او حاضر به حضور در دادگاه نشد زیرا به او حق انتخاب وکیل خودش داده نشد و او می‌خواست به رویه‌ی ناعادلانه‌ی قضایی اعتراض کند.

در ۱۱ مارس مقیسه به خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت که دادگاه او ستوده را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام» به پنج سال زندان و به اتهام «توهین به رهبری» به دو سال زندان محکوم کرده است. خانواده‌ی ستوده از این حکم اطلای ندارد و به گفته‌ی آنها او با اتهام توهین به رهبر مواجه نیست.

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه‌ی دیده‌بان حقوق بشر گفت «قوه‌ی قضاییه‌ی ایران علاوه بر جرم‌انگاری شرم‌آور فعالیت حقوق بشری با عدم شفافیت در رویه‌ی قضایی و حکم دست به تخریب بیشتر عدالت زده است.» وی افزود «روزنامه‌نگاران و جامعه‌ی بین‌المللی باید مقامات ایران را درباره‌ی اتهامات و مدارک استفاده‌شده برای محکوم‌کردن ستوده، مدافع شناخته‌شده و محترم حقوق بشر، به چالش بکشند.»

مقامات ایران ستوده را در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۸ دستگیر کردند تا حکم زندان پنج ساله‌ی صادره برای او به شکل غیابی در ۳ سپتامبر ۲۰۱۶ را بگذراند. او با فاصله‌ی کمی از این دستگیر شد که پرونده‌ی زنی را به عهده گرفت که به خاطر برداشتن حجابش دستگیر شده بود. مقامات پیش از آن به ستوده درباره‌ی این حکم اطلاعی نداده بودند و محکومیت یا حکم سال ۲۰۱۶ را نیز اعلام نکرده بودند.

حکم پیشین ستوده، با ارجاع به گزارش‌های وزارت اطلاعات، می‌گوید او «اقدامات ضدامنیتی خود را با هماهنگی عناصر ضدانقلاب داخلی و خارجی از سر گرفته، در ملاقات‌های محرمانه با دیپلمات‌های سفارت‌خانه‌های خارجی در تهران و مظنونین به افسران اطلاعاتی مستقر در سفارت‌خانه‌ها بوده و این دیدارها را در پوشش حقوق بشری هماهنگی در جهت فشارهای کشورهای متخاصم علیه ایران و محکومیت ایران تحت عنوان نقص حقوق بشر صورت گرفته...»

حکم همچنین به حمایت علنی او از گروه «غیرقانونی» لغو گام به گام اعدام اشاره می‌کند. این گروه سازمانی غیردولتی است که با هدف کاهش اعدام‌ها در ایران فعالیت می‌کند. حکم ادعا می‌کند که حمایت ستوده از این گروه نشان‌دهنده‌ی «استراتژی او برای مقابله با احکام اسلامی و لغو اعدام و قصاص» است. قصاص مجازاتی تلافی‌گونه در فقه اسلامی است.

ده‌ها مدافع حقوق بشر از جمله نرگس محمدی، آتنا دائمی، آرش صادقی، گلرخ ایرایی، اسماعیل عبدی، و محمد حبیبی، به خاطر فعالیت مسالمت‌آمیزشان در ایران پشت میله‌های زندان هستند. دیده‌بان حقوق بشر و کمپین حقوق بشر در ایران گفتند مقامات ایران باید فوراً و بدون پیش‌شرط و همزمان با جشن سال نو ایران همه‌ی این مدافعان حقوق را آزاد کنند.


برای گزارش‌های دیگر دیده‌بان حقوق بشر درباره‌ی ایران لطفاً از این صفحه بازدید کنید:
http://www.hrw.org/en/middle-eastn-africa/iran



نظر شما درباره این مقاله:


بازنگری در ملی‌گرایی
بازگشت به صفحه اول

بازنگری در ملی‌گرایی

محمدجواد روح


iran-emrooz.net | Wed, 20.03.2019, 19:45

در سالی که گذشت، مباحثه درباره ناسیونالیسم گسترده بود. اصلاح‌طلبان بیش از پیش، به این موضوع پرداختند و نظریه‌پردازانی چون سعید حجاریان، جواد کاشی و حمیدرضا جلایی‌پور جدی‌تر از همیشه به این موضوع و نسبت اصلاح‌طلبی با ملی‌گرایی توجه نشان دادند.

فشارهای بین‌المللی بر ایران و اقدام دولت ترامپ در این بازنگری و توجه، تاثیر جدی داشت.

چه، اصلاحات که تازه داشت از پس دهه بحران‌زای هشتاد کمر راست می‌کرد؛ دیگربار با فشاری از بیرون، کمر شکست و به ضعیف‌ترین موقعیت خود در دو دهه گذشته رسید.

توجه به ناسیونالیسم، طبعا تامل دوباره درباره الگوی مصدقی را در پی داشت. در این شرایط، نگاه انتقادی به ناسیونالیسم کمرنگ و تضعیف می‌شود.

اینکه تاچه حد الگوی مصدقی و موازنه منفی او در جهان آن روز و امروز، واقع‌بینانه بود؟

اینکه آیا ناسیونالیسم و بروز ایران در مقام پرچمدار نهضتی علیه وابستگی به قدرت‌های جهانی، نسبتی منطقی با قدرت واقعی ملی داشت یا خیر؟

اینکه جامعه‌ای ماقبل توسعه، توان استقلال آن هم در ابعاد فنی، اقتصادی و حتی سیاسی را داراست یا نه؟

اینکه آیا ناسیونالیسم مصدقی در چنین جامعه‌ای می‌توانست فراتر از شعاری جنبش‌آفرین، فراتر از مشعلی در مسیر توفان، فراتر از دولتی مستعجل عمل کند یا خیر؟

فرجام مصدق، البته به این پرسش‌ها پاسخ داد. اما گفتمان ناسیونالیسم و حس تاریخی-فرهنگی ایرانیان، چنان قوی بود که حتی از نهضت ملی فراتر رود و انقلاب را پدید آورد.

انقلابی که گرچه رهبری و وجهه دینی گرفت؛ اما از بدو جنبش در پانزده خرداد چهل و دو تا پیروزی پنجاه و هفت، همواره پایگاه و منبع قدرت ملی‌گرایانه و ضدغرب و ضدشرق هم داشت.

موقعیت امروز ایران، چهل سال بعد از آن انقلاب، اما می‌طلبد غیر از بازنگری در وجوه دینی و نقد اسلام فقاهتی، به بازنگری در وجوه ملی و نقد ملی‌گرایی هم بیانجامد.

غیر از این باشد؛ بار دیگر گفتمان ایرانشهری و ناسیونالیسم و ملی‌گرایی، بسترساز اقتدارگرایی و تعویق و تعطیل توسعه‌گرایی و دموکراسی‌خواهی می‌شود.

عبور از شعارهایی که هرچند مبتنی بر حقانیت اما دور از واقعیت هستند؛ ضرورت اولیه برای یافتن الگویی برای توسعه و دموکراسی در ایران است.

شعارهایی که گرچه منادیان آن از جبهه‌هایی رقیب و بدیل هستند؛ اما در رسیدن به وضع موجود، دست در دست هم داشته‌اند.

مصدق، بعنوان شمایل ناسیونالیسم ایرانی، بیش از ملی‌گرایی به مشروطه‌خواهی است که به کار امروز و هر روز ایران می‌آید.

تا راهبرد مشروطه‌خواهی به نتیجه نرسد و ایران، واجد دولتی ملی و دموکراتیک نشود؛ ملی‌گرایی و پنجه در روی قدرت‌های بیرونی انداختن، صرفا نتیجه عکس خواهد داد. از قدرت ملی خواهد کاست و شکاف دولت-ملت را افزون خواهد ساخت.

ملی‌گرایی و ناسیونالیسم، در صورتی قابل دفاع و حمایت است که بر قدرت ملی بیافزاید و چرخ توسعه و آرمان دموکراسی را بگرداند.

غیر از این، راه نیست. بیراهه است؛ هرچند منادیان آن، انسان‌ها و جریان‌هایی شریف و عفیف باشند.



نظر شما درباره این مقاله:


واشنگتن قصد دارد سپاه پاسداران را در فهرست
بازگشت به صفحه اول

واشنگتن قصد دارد سپاه پاسداران را در فهرست


iran-emrooz.net | Wed, 20.03.2019, 13:03



نظر شما درباره این مقاله:


تهدید وزارت خارجه آمریکا علیه ناقضان تحریم‌های ایران
بازگشت به صفحه اول

گفتگوی صدای آمریکا با مدیرکل ایرانی‌تبار وزارت خارجه آمریکا

تهدید وزارت خارجه آمریکا علیه ناقضان تحریم‌های ایران


iran-emrooz.net | Wed, 20.03.2019, 12:59

صدای امریکا

دو ماه پس اعلام ساز و کار مالی اتحادیه اروپا موسوم به اینستکس برای دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه ایران، هنوز سیستم ویژه پرداخت‌های آن راه اندازی نشده است. مایکل لیپین از بخش فارسی صدای آمریکا در مصاحبه‌ای اختصاصی با دیوید پیمان، مدیر کل ایرانی تبار وزارت خارجه آمریکا در امور مالی و تحریم‌ها علت این امر را جویا شده است.

متن کامل این گفتگو را در زیر ببینید:

مایکل لیپین: آقای دیوید پیمان مدیر کل وزارت خارجه آمریکا از حضور شما در برنامه بخش فارسی صدای آمریکا ممنونم.

دیوید پیمان: متشکرم. از اینکه اینجا هستم خوشحالم.

سوال: احتمالاً خیلی‌ها در مورد سمت شما چیز زیادی نمی‌دانند. قدری در این خصوص توضیح دهید.

دیوید پیمان: همانطور که گفتید، من مدیر کل وزارتخارجه آمریکا در امور مالی و تحریمها هستم که به عنوان ابزاری برای مقابله با تهدیدها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در قسمتی که من کار می‌کنم، دو دفتر دارد: دفتر اجرائی کردن تحریم‌ها که بر ۲۵ برنامه تحریم در وزارت خارجه نظارت دارد. ما برای اجرائی کردن تحریم‌ها و توصیه به وزیر خارجه یا نماینده ویژه او در امور کشورها برای پیشبرد استراتژی تحریم‌ها، برقراری تحریم‌های جدید، برای مثال در مورد ایران و اعمال فشار حداکثری، و همینطور تهیه راهنما برای وزارتخانه‌های خزانه داری و بازرگانی در مورد صدور مجوزها، به صورت تنگاتنگ و روزمره با وزارت خزانه داری و دفتر کنترل دارائی‌های خارجی موسوم به (اوفک) کار می‌کنیم. بنابراین، چه در مورد مجوزهای صادرات توسط وزارت بازرگانی، و چه مجوزهای ویژه توسط وزارت خزانه داری اطمینان حاصل می‌کنیم که این مجوزها با اهداف سیاست خارجی آمریکا همخوانی داشته باشد، و در صورت لزوم، آنها را تائید یا رد می‌کنیم. این اقدامات خیلی موثر است، زیرا برخی از این مجوز‌ها تاثیرات جانبی زیادی برای شرکت‌ها و اقتصادهای مناطق مختلف جهان دارد، که ارزش آن به میلیون‌ها و بلکه میلیادرها دلار بالغ می‌شود.

علاوه بر این، یکی از نقش‌های ما تماس و تبادل نظر با شرکای دولتی و خصوصی مان در خارج از کشور است، که بخشی از آن مربوط به آموزش به بخش‌های دولتی و خصوصی در مورد تحریم‌ها، توصیه به آنها در مورد موقعیت کنونی مان، و تدوین نقشه راه تحریم‌ها در آینده نزدیک از دیدگاه سیاسی می‌شود. نکته دیگر که خیلی مهم است و تصور می‌کنم ما نقش بسیار بزرگی داریم، تماس با افراد یا نهادهای دولتی و بخش خصوصی برای کنترل رفتارهائی است که ممکن است خلاف تحریم‌های آمریکا و یا روح آن، و یا برخلاف سیاست آمریکا و امنیت ملی این کشور باشد.

سوال: اتحادیه اروپا که یکی از بزرگترین شرکای آمریکا است، در ماه ژانویه ساز و کاری موسوم به اینستکس را اعلام کرد که به بازرگانان آن اتحادیه اجازه می‌دهد هنگام معامله با ایران سیستم مالی آمریکا را دور بزنند. از جانب بیزینس‌های اروپائی شما چه پاسخی به اینستکس را مشاهده کرده اید؟

دیوید پیمان: تمام نشانه‌هائی که من دریافت کرده ام حاکی از این است که مطلقاً علاقه‌ای به استفاده از ساز و کار اروپائی برای معامله با ایران وجود ندارد. واقعیت این است که بخش خصوصی اروپا علاقه‌ای به داد و ستد با ایران ندارد. دیده ایم که بیش از یکصد شرکت اروپائی از بازار ایران خارج شده‌اند. من با سفر به چند کشور اروپائی با گروه‌های صنعتی بسیار بزرگ در بخش خصوصی گفتگو کرده ام و هیچ اشتها و علاقه‌ای در این خصوص ندیدم. این امر دو دلیل دارد: اول، کسب و کارهای مسئول یک قطب نمای اخلاقی بسیار مسئول و روشن دارند. کسی برای معامله با کشور حامی تروریسم و مسئول کشته شدن آمریکائی‌ها که در حال حاضر چند گروگان آمریکائی دارد، اشتهائی ندارد. و مهم برای شرکت‌های اروپائی این است که کسی نمی‌خواهد با ایران که تابستان و پائیز گذشته در خاک کشورهای اروپائی دست به اقدام تروریستی زده معامله کند. اشاره من به توطئه کارگذاشتن بمب در پاریس و اقدام به ترور در دانمارک است. شرکت‌های اروپائی به خوبی از این موارد اطلاع دارند.

دومین دلیل این است که شرکت‌ها تصمیم گیری در مورد معاملات را بر اساس محاسبه سود و زیان و اینکه می‌خواهند با ایران کار کنند یا آمریکا، اتخاذ می‌کنند. آنها معامله با آمریکا و شرکت‌های آمریکائی، و کار کردن با دلار و استفاده از سیستم مالی آمریکا را ترجیح داده‌اند. این تصمیمی بوده که با توجه به پیآمدهای تخلف از تحریم‌های آمریکا اتخاذ شده است.

سوال: بنظر شما تا چه حد ممکن است که یک کسب و کار صنعتی یا تجاری در اروپا با استفاده از این ساز و کار به بازار ایران وارد شود، و دولت آمریکا چه اقدامی در مورد سیستم اینستکس که اروپا در تلاش براه انداختن آن است، انجام داده است؟

دیوید پیمان: آشکار است در صورتیکه شرکتی بخواهد از این ساز و کار مالی استفاده کند، ما از فاصله خیلی نزدیک آن را دنبال می‌کنیم و آن را کاملاً و از تمام جهات تحت نظر می‌گیریم. مثلاً ارتباطات آن با نظام مالی و بانک‌های آمریکا و تخلفات احتمالی مستقیم یا غیر مستقیم، دانسته یا ندانسته از قوانین تحریم آمریکا را بخوبی بررسی می‌کنیم، و مجازات‌های مربوط به تخلف از آن تحریم‌ها را با شدت تمام بمورد اجرا می‌گذاریم. باید اضافه کنم که علاقه‌ای برای معامله با ایران وجود ندارد، زیرا ساز و کار اتحادیه اروپا برای معاملات در امور بشردوستانه بکار برده خواهد شد. اما آمریکا پیشتر در اینمورد از جمله در مورد مواد خوراکی و دارو برای مردم ایران استثناء قائل شده است. بنابراین، مکانیسم روشنی وجود دارد که هر شرکت اروپائی می‌تواند با شفافیت کامل و از طریق نهادهای مالی آمریکا با دستور العمل اوفک از آن استفاده کند.

سوال: خوشحالم که این موضوع را مطرح کردید، چون می‌خواستم در مورد جنبه بشردوستانه سیاست‌های تحریم آمریکا سئوال کنم. آمریکا برخی از موارد را مستثنی کرده است، اما آنهائیکه از دولت انتقاد می‌کنند گفته‌اند که باوجود این استثناها، بانک‌های بین المللی تسهیل کننده معاملات بشردوستانه از وحشت تخلف از برخی از ابعاد تحریم‌های آمریکا، از تائید این معاملات عملاً خودداری می‌کنند. تا به حال به این مورد برخورده اید؟

دیوید پیمان: شخصاً خیر! اما تا آنجائیکه مربوط به تخلف احتمالی نهادهای مالی از تحریم‌ها است، و برای اطمینان از همگام بودن این نهادها با تحریم‌های آمریکا، اوفک منبع بسیار با ارزشی است. می‌دانم که اوفک هر روز به این نوع از پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. بنابراین، اگر یک نهاد مالی یا یک شرکت خواستار ارسال غذا یا دارو به ایران است و می‌خواهد از این لحاظ خیال آسوده داشته باشد، تشویق شان می‌کنم تا چگونگی معامله را با ذکر دقیق مشخصات و مختصات آن از اوفک سئوال کنند.

علاوه بر این می‌توانند به دفتر من و یا به دفتر سیاست و اجرای تحریم‌ها رجوع کنند، و ما هم یا آن آسودگی خیال احتمالی از بابت سیاست خارجی را در اختیارشان می‌گذاریم، و یا از بابت دریافت پاسخ از اوفک اطمینان حاصل می‌کنیم.

سوال: آیا می‌توانید در مورد اینکه این استثناهای آمریکا عملاً باعث ارسال امدادهای بشردوستانه به ایران شده است مثالی بزنید؟

دیوید پیمان: حتما! ما نسبت به چالش‌هائی که مردم ایران با آن روبرو هستند، خیلی حساسیم. نیت تحریم‌های آمریکا تنبیه مردم ایران نیست. هدف، ترغیب رژیم برای تصمیم گیری در باره ۱۲ موردی خواست‌هائی است که مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در ماه می‌سال گذشته عنوان کرد. بنابراین، ما چیزی کمتر یا بیشتر از آنچه از سایر دولت‌های مسئول در جهان انتظار داریم، از دولت ایران نمی‌خواهیم. تحریم‌های ما رژیم و اطمینان از تغییر رفتار آن را هدف قرار داده است. فراهم ساختن امدادهای بشردوستانه مورد نیاز مردم ایران، برای دولت آمریکا، مایک پمپئو وزیر خارجه، برایان هوک نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران و همینطور خود من اهمیت خیلی زیادی دارد. ما از باز بودن کانال امدادهای بشردوستانه برای ارسال غذا و دارو برای مردم ایران همواره اطمینان حاصل می‌کنیم.

سوال: جنبه دیگر سیاست تحریم‌های آمریکا علیه ایران بخش نفت را هدف قرار داده است. ۸ کشور اجازه یافته‌اند تا ماه می‌میزان بخصوصی از نفت ایران را وارد کنند. بنظر شما پس از آن چه اتفاقی می‌افتد؟

دیوید پیمان: من نمی‌توانم در مورد تبادل نظرهای در حال جریان در مورد آنهائیکه در آینده احتمالاً از تحریم نفت ایران مستثنی خواهند شد، حرف بزنم. اما می‌دانیم که ۲۰ کشور خواستار نفت ایران از این تحریم‌ها معاف نشدند و در نتیجه واردات نفت از ایران را متوقف کردند. معافیت‌های بسیار محدود به کشورهائی داده شد که توانائی شان برای قطع واردات بخش قابل ملاحظه نفت از ایران را به اثبات رساندند. بعلاوه این کشورها برای به صفر رساندن وارداتشان تا ماه نوامبر با مشکلاتی روبرو بودند. اما انتظار ما این است که تمام کشورها در اسرع وقت این واردات را کاملاً متوقف کنند.

سوال: می‌خواستم در مورد واکنش ایران به تحریم‌هائی که تا به حال بمورد اجرا گذاشته شده سئوال کنم. ایران گفته که برای پایداری اقتصادش به منابع خود متکی خواهد بود. ایران چه اقداماتی برای گریز از تحریم‌های آمریکا انجام داده است؟

دیوید پیمان: در مورد طفره رفتن ایران از تحریم‌ها، ما انتقال نفت از کشتی به کشتی را از نزدیک زیر نظر داریم و با کشورهای دیگر نیز برای اطمینان از اینکه این رویکرد را در سواحل شان زیر نظر بگیرند، کار می‌کنیم. ما کشتی‌ها را دنبال می‌کنیم. ما صاحبان کشتی‌ها و شرکت‌های بیمه را در مورد انتقال نفت از کشتی به کشتی مسئول می‌دانیم. ما به اجاره نامه این کشتی‌ها نگاه می‌کنیم و اجاره دهنده را مسئول می‌دانیم. بنابراین، هر کس که در اقدامات طفره رفتن از تحریم‌ها بنوعی دخالت داشته باشد، که در حقیقت بدترین نوع تخلف از تحریم‌های آمریکا است، ما واقعاً او را مسئول و پاسخگو می‌دانیم. این به بندر یا کشتی محدود نمی‌شود. برای اطمینان از به اجرا درآمدن هر چه موثرتر تحریم‌ها، روش کاملا گسترده‌ای را بکار می‌بریم.

باید بگویم که کشورها اقدامات بسیار مسئولانه‌ای در مورد صادرات نفت ایران، گریز از تحریم‌های آمریکا و استفاده از نفت برای تسهیل اقدامات تروریستی انجام داده‌اند. چند وقت پیش برای دیدار با مقام‌های پاناما به آن کشور رفته بودم. پاناما یکی از کشورهائی است که بسیاری از کشتی‌ها با پرچم آن در آب‌های آزاد حرکت می‌کنند. رئیس جمهوری پاناما بلافاصله فرمانی را امضاء کرد که بر اساس آن هر کشتی دخیل در امور تروریستی یا تسهیل کننده آن اجازه استفاده از پرچم پاناما را از دست می‌دهد. در نتیجه، کشتی‌های ایران اجازه استفاده از ۶۰ پرچم پاناما را از دست دادند. اقدام مهمی از طرف پاناما بود و مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا هم به آن اشاره کرد. اما از آن مهمتر این که این حرکت پاناما برای کشورهای دیگر راهگشا بود، و باعث شد تا کشورهای دیگر تعهد کنند که در صورت پائین کشیده شدن پرچم پاناما از یک کشتی، پرچم دیگری بر فراز آن کشتی به اهتزاز در نیاید بسیاری از کشورهائی که چنین سرویسی را در اختیار صاحبان کشتی‌ها می‌گذارند، و بنادر عمده‌ای دارند، به نحو بیسابقه‌ای از تحریم‌های آمریکا علیه ایران و اطمینان از مقابله با گریز از آن حمایت کردند.

سوال: دست آخر، به منتقدین سیاست آمریکا که می‌گویند این تحریم‌ها باندازه کافی قوی نیست، زیرا هنوز بشکل مشخصی رهبران ایران، بازرگانان و دارائی‌های آنها را هدف قرار نداده، چه می‌گوئید؟

دیوید پیمان: فساد بی حد و حصری در رژیم ایران وجود دارد. شخصیت‌های رژیم فاسدند و برای پر کردن جیب خود پول مردم را غارت می‌کنند. آنها پول مردم را می‌دزدند و بجای سرمایه گذاری برای ایجاد شغل در تهران، اصفهان، شیراز و یا کرمانشاه، آن را خرج حمایت از تروریسم در خارج از کشور می‌کنند. آنها سرمایه را از اقتصاد کشور می‌گیرند و با آن از تروریست‌های عرب در خارج حمایت می‌کنند. حزب الله لبنان بیش از ۷۰۰ میلیون دلار از این رژیم پول دریافت می‌کند. گروه‌های تروریستی فلسطینی بیش از یکصد میلیون دلار از رژیم ایران پول می‌گیرند. در سال‌های اخیر، ایران ۱۶ میلیارد دلار برای جنگ نیابتی در سوریه که به کشته شدن صدها هزار نفر مردم بیگناه منجر شده، و برای حمایت از شورشیان حوثی در یمن خرج کرده است. این رژیم مال بساری از مردم را به یغما می‌برد. ما از این موضوع با خبریم و بعنوان بخشی از فشار حداکثری قصد داریم محدوده تحریم‌هایمان را گسترش بدهیم و تصور می‌کنم که جامعه بین الملل، بخش خصوصی، دولت‌های خارجی و ایران باید انتظار گسترده شدن این تحریم‌ها را داشته باشند. مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا به روشنی گفته است که ما سخت ترین تحریم‌ها در تاریخ را بر علیه ایران برقرار می‌کنیم. به این ترتیب، آنچه از ماه نوامبر انجام شده، تازه شروع کار است. این کف تحریم‌ها است، نه سقف آنها، و تحریم‌های بیشتری در راه است.

سوال: می‌توانید جدول زمانی این اقدامات مورد انتظار را مطرح کنید؟

دیوید پیمان: متاسفانه نمی‌توانم وارد جزئیات جدول زمانی بشوم، اما می‌توانم بگویم که اگر ایران بلافاصله رفتارش را تغییر ندهد، و پای میز مذاکره برای بحث در باب ۱۲ موردی که وزیر خارجه آمریکا گفته حاضر نشود، باید منتظر تحریم‌های بیشتر باشد. مهمترین آن موارد عبارتند از متوقف کردن حمایت مالی از تروریسم در خارج از ایران، توقف حمایت مالی از جنگ در سوریه، دنبال نکردن برنامه موشک‌های بالیستیک، و اطمینان از نداشتن تسلیحات اتمی. سال گذشته، ماموران اسرائیلی گنجینه‌ای از اطلاعات اتمی ایران را از حوالی تهران ربوده و به اسرائیل بردند.

این مدارک ارزشمند بدون شک و شبهه‌ای ثابت می‌کند که ایرانیان برنامه بسیار پیچیده‌ای برای دستیابی به سلاح اتمی داشته‌اند. این در حالی است که رئیس جمهوری فعلی ایران چند سال پیش اعلام کرده بود که ایران علاقه‌ای به دستیابی به بمب اتمی ندارد. یکی از مشکلات برجام این است که بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی دسترسی به تمام تاسیسات ایران از جمله قرارگاه‌های نظامی را ندارند. در حالیکه از این تاسیسات می‌توان برای تحقیق و توسعه سلاح اتمی استفاده کرد. بنابراین، اگر ایران ضمن عمل به آن موارد، گروگان‌های آمریکا را آزاد کند، و با پایان دادن به رفتارهائی خبیثانه مانند یک کشور معمولی رفتار کند، گشایش بالقوه‌ای در این زمینه حاصل خواهد شد.

سوال: مایلم در مورد ونزوئلا که تحت تحریم‌های آمریکا است سئوال کنم. دولت ترامپ حلقه تحریم‌ها علیه شرکت دولتی نفت و گاز ونزوئلا و نیکلاس مادورو را که ریاست جمهوری‌اش در آن کشور به چالش کشیده شده، تنگ تر کرده است. تا به حال این تحریم‌ها چه اثری داشته است؟

دیوید پیمان: اثر شگرفی داشته و درآمد رژیم در حال قطع شدن است. قطع سراسری برق در ونزوئلا را که چند روز پیش اتفاق افتاد ملاحظه کردید. رژیم تحت فشار است، و سیاست آمریکا در این خصوص با استقبال بسیار خوبی در جهان روبرو شده است. آمریکا رهبری پاسخگو کردن مادورو و اطمینان از کنار رفتن او از قدرت را بر عهده گرفته است. بیش از ۵۰ کشور ریاست جمهوری موقت و مشروع خوان گوایدو در ونزوئلا را برسمیت شناخته‌اند و اتحاد و یگانگی فوق العاده‌ای در این زمینه آمریکای جنوبی بچشم می‌خورد. با متحدین اروپائی مان در این خصوص اختلافی نداریم و به این ترتیب فشار زیادی به رژیم وارد شده است.

سوال: ونزوئلا یکی از تولید کنندگان عمده نفت در دنیا است. کاهش صادرات آن کشور چه اثری بر عرضه نفت در بازار دارد، و تا چه حد می‌تواند احتمالاً تلاش آمریکا برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران را پیچیده کند؟

دیوید پیمان: تصور می‌کنم عرضه نفت در بازار خوب است، و یکی از سیاست‌های دولت آمریکا هم اطمینان از تداوم عرضه نفت به میزان کافی و ثبات قیمت آن است. طبیعتاً در زمان برقراری تحریم‌ها از جمله در مورد ونزوئلا این دو مورد را کاملاً مد نظر داشته ایم. بنابراین در مورد عرضه کافی نفت و ثبات قیمت آن نگرانی نداریم. بعلاوه، شرکت‌های آمریکائی بسرعت در حال افزایش تولید انرژی از جمله نفت هستند. تصور می‌کنم در مورد ثبات قیمت‌ها، عرضه کافی نفت در بازار، و همینطور به صفر رساندن واردات نفت از ایران به سریع ترین وجه ممکن، با شرکای خود در خارج به توافق رسیده ایم.

سوال: آمریکا واقعاً نمی‌خواهد صادرات نفت ونزوئلا را به صفر برساند. اینطور نیست؟

دیوید پیمان: هدف از تحریم‌ها چه در مورد نفت یا سایر بخش‌ها، محروم کردن رژیم مادورو از درآمد است.

سوال: در مورد روسیه، سیگال مندلکر یکی از مقام‌های وزارت خزانه داری آمریکا این هفته به کنگره گفت که در دو سال اخیر دولت ترامپ ۲۷۰ فرد و نهاد در ارتباط با روسیه را تحریم کرده است. برخی از این تحریم‌ها با هدف تغییر رفتار روسیه مثلا پیروی از مفاد آتش بس در اوکراین انجام شده است. برخی دیگر هدف افزایش دادن هزینه دخالت ادعائی در انتخابات آمریکا را دنبال می‌کند. تا به حال در این دو مورد از تحریم‌ها چه موفقیت‌هائی داشته اید؟

دیوید پیمان: تصور می‌کنم این دو با هم مربوطند. به روسیه و الیگارش‌های نزدیک به کرملین هزینه گزافی تحمیل کرده ایم، که به تفرقه و از هم پاشیدگی زیادی در رابطه آنها با هم منجر شده است. در سال ۲۰۱۴ در خصوص اعمال این تحریم‌ها با متحدان اروپائی خود در آن سوی اقیانوس اطلس توافق بسیار خوبی داشتیم، اما دیگر در سال ۲۰۱۴ بسر نمی‌بریم. رفتارهای زیانبخش روسیه افزایش داشته است. دخالت در انتخابات آمریکا که شما گفتید، یکی از این رفتارها است. با افزایش رفتارهای اهریمنانه روسیه تحریم‌های آمریکا علیه آن کشور نیز افزایش می‌یابد. تلاش زیادی برای همآهنگی با متحدان اروپائی مان انجام می‌دهیم تا اثر این تحریم‌ها چند برابر شده و روسیه را در برابر رفتارهای بدخواهانه‌اش پاسخگو نگهداریم.

سوال: آیا تغییری در این رفتارهای بدخواهانه مشاهده کرده اید؟

دیوید پیمان: تصور می‌کنم طرفین در برخی از مسائل مورد علاقه همکاری داشته‌اند، مثل سوریه. روسیه می‌خواهد نیروهای ایران در خاک سوریه حضور نداشته باشند. بنابراین در این خصوص مباحثی وجود داشته و تصور می‌کنم روسیه از خود نشانه‌هائی بروز داده است. در مواردی که امکان آن وجود داشته باشد، ما از گفتگو و همکاری با روسیه خودداری نمی‌کنیم. اما آشکار است که در مواردی مانند شبه جزیره کریمه، اوکراین و دخالت در انتخابات آمریکا پیش از آنکه اساساً تغییری را در تحریم‌ها در نظر بگیریم، باید شاهد تغییرات مثبتی از جانب دولت روسیه و کرملین باشیم.

سوال: قدری از خودتان برای ما بگوئید. چه بخشی از ریشه‌های ایرانی تان را می‌توانید با مخاطبان ما در میان بگذارید؟

دیوید پیمان: من در ایران متولد شده ام و به فارسی حرف می‌زنم. برای خانواده من مهم بود که در خانه با من فارسی حرف بزنند و خوشحالم که این کار را کردند. زبان قشنگی است و از اینکه در ایران متولد شده ام، خیلی بخودم می‌بالم.

سوال: ریشه‌های ایرانی تان به چه صورت در برخورد شما با برقراری تحریم علیه سرزمین محل تولدتان خودنمائی می‌کند؟

دیوید پیمان: تصور می‌کنم نیاز به تحریم‌ها، فشار به رژیم برای تغییر رفتارش، عمل کردن مانند هر کشور مسئول دیگر در صحنه روابط بین الملل، و نهایتاً بکارگیری سرمایه‌های عظیم ایران برای بهبود زندگی مردم را هیچکس بهتر از یک ایرانی نمی‌تواند بفهمد. با توجه به این موارد، به کاری که در دولت پرزیدنت ترامپ، به رهبری مایک پمپئو وزیر خارجه، و با راهنمائی‌های برایان هوک نماینده ویژه آن وزارتخانه در امور ایران به من محول شده، افتخار می‌کنم.

سوال: شش ماهی است که در این سمت هستید. در مورد دستآوردهایتان در این مدت و چشم انداز آینده چه نظری دارید؟

دیوید پیمان: همانطور که گفتم، ما مسئول پیگیری ۲۵ برنامه تحریم هستیم که کار زیادی است. تصور می‌کنم که در بسیاری از موارد پیشرفت زیادی کرده ایم. به نظر من بخش بزرگی از به پای میز مذاکره آوردن کره شمالی توسط تحریم‌ها انجام شد. باوجود برخی از گزارش‌ها، تحریم‌های ما علیه ایران چند جانبه است. تمامی بخش خصوصی در دنیا تقریباً بطور کامل پذیرای تحریم‌های آمریکا است. همانطور که گفتم یکصد شرکت اروپائی از بازار ایران خارج شده‌اند و هیچ تمایلی در دنیا برای معامله با ایران وجود ندارد. کشورهای آمریکای جنوبی، اروپائی و آسیائی می‌خواهند اثرات عمده و جانبی تحریم‌های ما را هر چه بهتر درک کرده و رفتار خود را بر اساس آن تنظیم کنند. به این ترتیب، در حالیکه در مورد برجام با متحدین اروپائی اختلاف داریم، اما در موردواکنش به اقدامات تروریستی ایران کاملاً اتفاق نظر داریم.

مایلم مطلبی را که نمایانگر اقدامات تروریستی ایران علیه شرکای اروپائی‌اش در برجام است با شما در میان بگذارم. سرویس امنیتی دانمارک در یک نقل قول مستقیم می‌گوید “دلایل و شواهد کافی برای برنامه ریزی ترور توسط دستگاه‌های اطلاعاتی ایران وجود دارد.” این همان اقدامی است که پیشتر هم به آن اشاره کردم. اتحادیه اروپا با برقراری تحریم‌های خود به این تهدید واکنش نشان داده است. ما و متحدان اروپائی مان در مورد جلوگیری از تلاش‌های ایران برای تقویت توان موشک بالیستیک، تصحیح رفتارهای بدخواهانه، و حمایت از تروریسم و حزب الله و حضور نظامی در سوریه اتفاق نظر داریم.

این نوع از اتحاد و یگانگی برای دولت آمریکا بسیار مهم است، ضمن آنکه به ویژه بخش‌های خصوصی و دولتی در اروپا از برنامه تحریم‌های ما در حال حاضر و نقشه راهی که قرار است در آینده دنبال شود، در کمال شفافیت اطلاع داشته باشد. برای پرزیدنت ترامپ مهم بود که یک فرصت ۱۸۰ روزه برای برقراری دوباره تحریم‌ها قائل شود تا بخش خصوصی امکان و فرصت تطبیق خود با شرایط و مقتضیات جدید را پیدا کند. تحریم‌ها با نهایت هوشمندی و با به حداقل رساندن نتایج ناخواسته طراحی و به مورد اجرا گذاشته می‌شوند. تصور می‌کنم عملکرد ما در بسیاری از موارد از جمله در ونزوئلا با موفقیت توام بوده، و همزمان از شرکت‌ها و سرمایه گذاریهای مسئول آمریکا حفاظت کرده ایم.



نظر شما درباره این مقاله:


مسیرهای احتمالی تحولات سیاسی ایران
بازگشت به صفحه اول