پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Thu, 26.11.2020, 11:28

استخراجِ منابعِ طبیعی از فضا و آینده توسعه یافتگی

محمود سریع‌القلم

هفت کشور اظهار علاقه کرده و اقداماتی در جهتِ طراحی، فن‌آوری، مالی، سرمایه‌گذاری و حقوقی برای استخراجِ منابعِ طبیعی از فضای ماورای جو (Outer Space) را آغاز کرده‌اند: چین، آمریکا، روسیه، ژاپن، هند، کانادا و امارات. علاوه بر سازمان‌های فضایی این کشورها، چهار شرکت خصوصی نیز با به‌کارگیری صدها متخصصِ علوم، کامپیوتر، هوش مصنوعی، مهندسی رُبات‌ها و IT، در فعالیت‌های نظری و عملی گسترده‌ای جهت استخراج منابع طبیعی در فضای ماورای جّو مشغول هستند. (Moon Express، Shackleton Energy، Industries Deep Space، Planetary Resources).

برای برنامۀ فضایی کشورها حدود ۳۳۰ میلیارد دلار در سال هزینه می‌شود. هم اکنون، فناوری‌های فضایی قابل توجهی در سنجش از راهِ دور، هوش مصنوعی، سیستم‌های حمل و نقل فضایی، ربات‌ها و سیستم‌های مخابراتی وجود دارد هرچند برای عملیاتی کردن حفاری فضایی، مسیر تکاملی نسبتاً طولانی درفناوری باید طی شود. حفاری فضایی و یا بهره برداری از منابع طبیعی فضای ماورا جّو نه‌تنها محرکه‌ای برای ارتقاء سطح دانش و فناوری است بلکه موقعیت و پرستیژ یک کشور را در کلوب خاصی از کشورها قرار می‌دهد.

موضوعِ حفاری فضایی و پردازشِ مراحلِ مختلفِ آن به قدری فکر و برنامه‌ریزی نیاز دارد که با ماهیتِ امور کرۀ زمین متفاوت است. کشفِ مجهولات در فضا، خود به خود سطحِ فکر و توانِ حل‌المسائلی دانشمندان و سیاست‌مداران یک کشور را به درجه‌ای ارتقاء می‌دهد که شکافِ قابل توجهی با سیاست‌مدارانِ دیگر کشورها ایجاد می‌کند. مثال: چگونه وقتی ربات‌ها در یک سیارک (Asteroids) و یا یک دنباله‌دار(Comets) فرود می‌آیند می‌توانند از سنگ‌پوش‌های موجود آنجا (Regolith) به عنوان اکسیژن و یا آب برای تداومِ فعالیت و حتی زندگی احتمالی انسانها استفاده کنند. یک شرکتِ خصوصی (Shackleton energy)، طرحی برای بردن آب از قطبِ کرۀ ماه به سیارک‌ها دارد تا فعالیتِ حفاری به تدریج انجام پذیرد. هنگامی که سطحِ فعالیت حفاری افزایش یابد، سیستم‌های حمل و نقل از زمین به سیارک‌ها و میانِ سیارک‌ها و مسایل مالی، حقوقی، ایمنی و فناوری ناشی از این فعالیت‌ها بسیار گسترده و هزینه‌بر خواهند بود. در عین حال، گسترده کردن این فعالیت‌ها و استفادۀ زمینی از آن‌ها، زمینۀ اقتصادی بودن آنها را نیز فرآهم می‌کند.

در حال حاضر، این چالش‌های علمی وجود دارند:

۱. کشفِ منابع طبیعی موجود و محتوای شیمیایی آن‌ها در اجرام آسمانی (Celestial bodies) از طریق سیستم‌های سنجش از راهِ دور (Remote sensing)؛
۲. تولیدِ ظرفیت­های رباتیک و سیستم مخابراتی در فاصله‌های دور از کرۀ زمین؛
۳. کشفِ انرژی‌های قابلِ اتکا برای تداومِ کارِ حفاری در فضا؛
۴. طراحی سیستم‌های پردازش منابعِ طبیعی از کشف تا استخراج تا حمل؛
۵. طراحی سیستم‌های ایمنی و زیست محیطی مرتبط؛
۶. ایجادِ توانایی در سیستم‌های حمل و نقل ارزان (هم اکنون پرتابِ ماهواره بین ۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار هزینه دارد).

در حال حاضر ۱۳۵۰۰ شیئ نزدیکِ کرۀ زمین یا NEO (Near-Earth Objects) که شاملِ سیارک‌ها و دنباله‌دارها می‌شوند کشف و شناسایی شده‌اند. اکثر این سیارک‌ها حدود یک کیلومتر قطر دارند. به موازات این، سیارک‌هایی هم وجود دارند که به آن‌ها سیارک‌های بالقوه خطرناک (Potentially Hazardous Asteroids) (PHA) می‌گویند که حدود ۳۵-۳۰ متر قطر دارند و نزدیک به ۱۰۰ هزار کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند. در سنگ پوش‌های کرۀ ماه، منابعی مانند آهن، آلومونیوم، منیزیم، کلسیم و سیلیکُن شناسایی شده است. سیارک‌ها، شهاب واره‌ها (Meteoroids) و آذرگوی‌ها (Bolides) در اندازه‌ها و اشکال مختلف وجود دارند و بسیاری حاوی آهن، پلوتونیم، نیکل و فلزات با ارزش دیگر هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که در چند سانتی متری سطحِ کرۀ ماه، عناصر ارزشمندی مانند هلیم-۳ که به طور بالقوه در راکتورهای گداخت (Fusion) قابل استفاده است، وجود دارند.

در تاریخ ۹ ماه مه ۲۰۰۳ ساعت ۴:۲۹ صبح، سفینه Hayabusa ژاپن (به معنای شاهین) عازم سیارک Itokaw شد. این سفینۀ فضایی ۵۱۰ کیلویی، عموم ویژگی‌های سیارک را در مدارِ ۵۵ متری آن مطالعه کرد و با فرودی ۳۰ دقیقه‌ای از خاکِ آن نمونه برداری کرد. این سفینه بعد از ۷ سال و یک ماه و ۴ روز، در ساعت ۱۱:۲۱ شب ۱۳ ماه ژوئن ۲۰۱۰ در جنوبِ استرالیا به زمین بازگشت. از صدها مطالعه در مورد نمونه‌برداری‌های این سفینه، یک نمونهٔ گَرد نشان داد که ۸ میلیون سال قدمت دارد.

توانمندی‌های سه کشور چین، روسیه و آمریکا در جامعه جهانی در حوزۀ فضا شاخص هستند و ظرفیت‌های آمریکا در میان این سه کشور نیز که به طور مستقیم ۳۶۰ هزار نفر و غیر مستقیم دو میلیون نفر را در استخدام دارد منحصر به فرد است. آمریکا با تصویب قانون فعالیت‌های بخش خصوصی ۲۰۱۵ (Commercial Space Launch Competitiveness)، سرمایه‌گذاری و استفاده از فناوری بخش خصوصی برای افزایش برتری آمریکا بر دو رقیب جدی روسیه و چین را تسهیل کرده است.

هرچند معاهدۀ فضای ماورای جّو (The Outer Space Treaty) و توافق ماه (The Moon Agreement) ابعاد مبهمی دارند و نحوۀ بهره‌برداری و استفاده از منابع طبیعی فضای ماورای جّو را «مستقل از سطح توسعه اقتصادی و علمی کشورها» برای همه بشریت تلقی می‌کنند، واقعیت سیاست بین‌الملل این است که مانند بسیاری از توافقات و تعهدات بین‌المللی، آنهایی که منابع مالی، فن‌آوری و رسانه‌ای بیشتری دارند، درست یا غلط، «حقِ» فراتری از دیگران دارند. توافق ماه را آمریکا، روسیه و چین امضا نکرده‌اند و به‌طور غیرمستقیم، استفاده از فضا را محصور به آنهایی می‌دانند که منابع مالی و تکنولوژیک دارند.

اما چرا استفاده از منابع طبیعی و فضای ماورای جّو؟

۱۰۷ سال پیش، جمعیت جهان ۱.۷ میلیارد نفر بود. طی کمی بیش از یک قرن، جمعیت جهان به ۷.۷ میلیارد نفر رسیده است. پیش‌بینی سازمان ملل برای سال ۲۱۰۰، جمعیتی معادل ۱۱ میلیارد نفر است. از سال ۱۹۸۰ تا کنون یعنی طی چهار دهه، نیمی از تمامِ منابع نفتِ جهان استفاده شده است. فشارِ زیست محیطی، استهلاک خاک، فرسایشِ منابع طبیعی، بیابان‌زایی و تخریبِ جنگل‌ها در اثر تولید کالا و مواد غذایی از ۱۹۵۰ به بعد چندین برابر شده است. از ۱۹۹۰ تا کنون تعداد و سطح سونامی، زلزله، سیل، طوفان و آتش‌سوزی‌ها ۲.۵ برابر شده و غلظت اسیدی شدن اقیانوس‌ها، تعدد بیماری‌های عفونی، آب شدن یخ قطب شمال و تخریب صخره‌های مرجانی (Coral Reefs) دریاها به شدت افزایش یافته است. تقاضا برای آبیاری چهار برابر شده و یک میلیارد نفر به آب آشامیدنی دسترسی ندارند. هر سال، ۲.۵ میلیون نفر در اثر بیماری‌های ناشی از آبِ آلوده می‌میرند. در سال ۲۰۸۰، ۳.۲ میلیارد نفر با مشکل جدی آب روبه‌رو خواهند بود. در حال حاضر، ۴۳ کشور با بحرانِ آب روبه‌رو هستند. پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۵۰، بخش‌هایی از هند، بنگلادش، چین و فلوریدای آمریکا به زیر آب بروند.

با وجود این وضع بحرانی زیست محیطی جهان، سه کشور به میزان بیشتری از منابع طبیعی، فلزات، منابع سوخت فسیلی و سرزمینِ قابل کشت نسبت به تمامی کشور‌های دیگر برخوردارند: روسیه، آمریکا و استرالیا. از این سه کشور، روسیه بهترین موقعیت را داراست زیرا که منطقۀ قطب شمال که روسیه بر آن تسلط سرزمینی، نظامی و امنیتی دارد، دست نخورده‌ترین منطقۀ جهان است. در حال حاضر، ۲۵ درصد از نفت موجود جهان در قطب شمال است. با توجه به جمعیت کم این سه کشور نسبت به هند و چین (روی هم رفته یک سوم جمعیت جهان)، ظرفیت بهتری از نظر مصرف و دسترسی به منابع طبیعی برای بقاء و تداوم خود دارند. چین با اتکاء به آفریقا و خاورمیانه، منابع اولیه مورد نیاز خود را تهیه می‌کند.

نکتۀ کانونی برای تمام کشورهای قدرتمند جهان چه آنهایی که منابع طبیعی قابل توجهی دارند، چه آن‌هایی که در کرۀ زمین این منابع را تامین می‌کنند و چه سرمایه‌گذاری‌هایی که برای تهیه این منابع در ربع قرن آینده در فضای ماورای جّو در جریان است: مجهز بودن به فناوری از یک طرف و کسب مازاد (Surplus) از طرف دیگر است. ریشۀ نهایی تمامی رقابت‌ها در جهان امروز برای سیستمی است که هم مازاد تولید کند و هم به نوآوری‌های فناوری برسد. کانونِ استراتژی آمریکا در دورۀ هر رئیس جمهوری این خواهد بود که از انباشته شدن ثروت مالی چین جلوگیری کند و یا حداقل نرخِ رشد ثروت چین را بکاهد. نسبت به روسیه نیز آمریکا در پی آن است که مانع ورود محتمل آن کشور به اقتصاد بین‌الملل شود تا به ثروت مالی نرسد و در عین حال با محدودیت‌های قانونی و سیاست‌گذاری از ورود روسیه به عرصه‌های جدید فناوری و تعامل در پروژه‌های مشترک با غربی‌ها (Joint Venture) ممانعت به عمل آورد.

از آن‌سو، روسیه و چین اهتمام خواهند کرد تا به ثباتِ سیاست گذاری درآمریکا لطمه بزنند. رای حدود ۸۰ میلیونی جو بایدن و ۷۴ میلیونی دونالد ترامپ به لحاظ تئوریک شاید به معنای فراز و نشیب سیاست‌گذاری و مدیریت باشد، وضعیتی که انگلستان، آلمان، ژاپن، استرالیا و کره جنوبی را به شدت نگران کرده است. اصرار آلمان بر همکاری با روسیه و تکمیل لوله گاز از روسیه به این کشور، برای تنوع‌سازی سیاستِ اقتصادی و سیاست خارجی (Diversification) برلین است. توافق ژاپن، استرالیا، زلاند نو و کرۀ جنوبی برای عضویت در بلوکِ تجاری و کاهش تعرفه RCEP (Regional Comprehensive Economic Partnership) که با مدیریت چین و پس از ۹ سال مذاکره در هفته گذشته به امضا رسید، معنای بسیار تعیین کننده‌ای در تغییر بلوک‌های اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی را دارد. این چهار کشور آسیا – پاسیفیک با امضای خود غیر مستقیم اعلام کرده‌اند که ناسیونالیسم افراطی، پوپولیسم و حمایتِ مطلق از تولید کننده داخلی (Protectionism) مسیر موفقی برای کسب مازاد مالی و برتری فناوری نیست. در قالب این نوسانات و لرزه‌های بنیادی (Seismic) در روابط بین‌الملل، دسترسی به موادِ اولیه و منابع کلیدی به نوبه خود در کانونِ کسب مازاد و برتری فناوری قرار دارد.

دولت‌ها برای کسب مشروعیت و یا حداقل مقبولیت، نیازمند تحققِ نیازهای اولیه مردم خود هستند. بنابراین، از خود دائما دو سوال می‌کنند:

۱) چگونه به منابع جدید درآمد برسیم؟ و
۲) چگونه به فن‌آوری برتر دسترسی پیدا کنیم؟

هر دو محتاج بهره‌برداری حداکثری فرصت‌ها در سطح جهان هستند. کشورهای ورشکسته‌ای مانند بولیوی، کوبا، بلاروس و کرۀ شمالی دیگر جایگاهی ندارند. آمریکا دیگر به نفت خاورمیانه نیازی ندارد بلکه از درآمد نفت کشورهای این منطقه می‌تواند برای سرمایه‌گذاری در IT و هوش مصنوعی و در نهایت فروش اسلحه استفاده کند. چین با اتکاء به آفریقا و مسلط شدن بر بازارهای مصرفی جهان به برتری مالی و فناوری خواهد رسید. روسیه خیلی این دو سوال را از خود نمی‌پرسد ولی با منابع نفت و گازی که دارد و با پتانسیل قدرت نظامی در حریم جغرافیایی خود سیاست‌ورزی خواهد کرد. به نظر می‌رسد قدرتِ اروپا هم در نهایت به قدرت آلمان تقلیل پیدا خواهد کرد و هند، برزیل، کره جنوبی و ژاپن در رکنِ دوم جهانی اما در چارچوبِ نظمِ موجودِ قرار خواهند گرفت. یک بار دیگر دورۀ اول امپریالیستی نظام سرمایه‌داری (۱۸۰۰- ۱۹۵۰) برای دستیابی به منابع طبیعی در حال تکرار است. اما این بار بازیگران غیرغربی نیز حضور دارند و رقابت برای برتری در نیمۀ دوم قرن ۲۱ فقط در کرۀ زمین نخواهد بود.




تاکنون هیچ داروی قطعی کرونا در جهان کشف نشده است
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 26.11.2020, 10:39

تاکنون هیچ داروی قطعی کرونا در جهان کشف نشده است




لباس های تاناکورا عامل انتقال کرونا هستند
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 26.11.2020, 10:36

لباس های تاناکورا عامل انتقال کرونا هستند




آمار کرونا در جهان تا پنجشنبه ۶ آذر
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 26.11.2020, 10:08

آمار کرونا در جهان تا پنجشنبه ۶ آذر




خط فقر در تهران ۱۰میلیون تومان است
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Thu, 26.11.2020, 9:42

خط فقر در تهران ۱۰میلیون تومان است




نامه برندگان جایزه نوبل به خامنه‌ای
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 21:51

نامه برندگان جایزه نوبل به خامنه‌ای




دیگو مارادونا، اسطوره فوتبال جهان درگذشت
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 19:29

دیگو مارادونا، اسطوره فوتبال جهان درگذشت

دویچه وله: دیگو مارادونا بازیکن افسانه‌ای تیم ملی آرژانتین در سن ۶۰ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت. مارادونا به تازگی و پس از جراحی مغز از بیمارستان مرخص شده بود و در منزل خود در حال استراحت بود.

دیگو مارادونا هفته گذشته به دلیل لخته‌شدن خون در مغز، در بیمارستانی در بوِئنسآیرس، پایتخت آرژانتین جراحی شد. بنابر اعلام پزشکان، عمل جراحی مارادونا موفقیت‌آمیز بود از این‌رو او دوره استراحت خود را در منزل سپری می‌کرد. اما بنابر گزارش نشریه “کلارین” آرژانتین و نیز اعلام فدراسیون فوتبال این کشور، روز چهارشنبه ۵ آذر (۲۵ نوامبر) این اسطوره فوتبال در پی یک حمله قلبی درگذشته است.

دیگو مارادونا؛ موتسارت جهان فوتبال

در میان شماره ده‌های تاریخ فوتبال جهان، هیچ‌کس مهارت‌های فردی مارادونا را نداشته است. شیوه‌ی بازی او به‌غایت تماشایی و غوغابرانگیز بود. مارادونا قدرت رعد، سرعت برق و لطافت رنگین‌کمان را یکجا به نمایش می‌گذاشت.

سزار لوئیس منوتی، سرمربی بزرگ آرژانتین که در سال ۱۹۷۸ این تیم را به قهرمانی جهان رساند، درباره‌ی دیگو آرماندو مارادونا گفته بود: «مارادونا مهارت فردی یک برزیلی، زرنگی یک اورگوئه‌ای، قدرت یک آلمانی و سرعت و شتاب یک هلندی را دارد. او سنتز ژنتیک فوتبال در جامعیت استادانه‌ی آن است.»

اگر مجاز باشیم این سخن منوتی را تفسیر کنیم، می‌توانیم از منظر ارزیابی بازیکن شماره‌ی ۱۰ بگوییم، مارادونا تلفیقی از پله، فرانچسکولی، نتزر و کرویف بود و اگر چه جمع ساده‌ی آنان به شمار نمی‌رفت، ولی ترکیبی از توانایی‌های آنان را یکجا در خود گردآورده بود.

مارادونا توفان و طغیان توامان بود. دلیری و فانتزی و نشاط را چنان در میدان باهم می‌آمیخت، که دیگر از آن زمان تا کنون هرگز نمونه‌اش دیده نشده است. وقتی توپ به مارادونا می‌رسید، نفس در سینه‌ی فوتبالدوستان حبس می‌شد. همه منتظر بودند، هر لحظه اتفاقی روی دهد، ولی هیچ‌کس نمی‌دانست چه اتفاقی.

اشتیاق به ماجراجویی

برای بسیاری از کارشناسان فوتبال، مارادونا از نظر توانایی‌های تکنیکی، با فاصله‌ی زیاد نسبت به دیگر بازیکنان بزرگ حتا کسانی چون پله، کرویف و زیدان قرار دارد. او قدی کوتاه و اندامی گرد و قلمبه داشت، ولی حرکات پا به توپ او چنان موزون و همزمان انفجاری و پرتپش بود که گویی پرواز می‌کرد.

کارشناسان در مقایسه‌ی میان پله و مارادونا، امتیاز دیگری نیز برای مارادونا قائل‌اند. پله هرگز از تیم سانتوس جدا نشد و خود را در فوتبال جنگنده‌ی اروپا محک نزد. ولی مارادونا توانست توانایی‌های خود را به رخ فوتبال این قاره نیز بکشاند. او اراده‌ی خود را به فوتبال اروپا دیکته کرد و مهر خود را بر پیشانی دو لیگ پرصلابت این قاره یعنی لا لیگای اسپانیا و سری آی ایتالیا نیز کوبید.

پله جز در جام‌های جهانی، هرگز طعم سختی و خشونت مدافعان و ویرانگران تیم‌های اروپایی را نچشید، ولی مارادونا به عنوان بازیکنی که حتا از توانایی‌های فیزیکی پله نیز برخوردار نبود، در میدان نبردهای سخت و سهمگین با مدافعان تنومند، سمج و خشن تیم‌های اروپایی، همه‌ی دشواری‌ها را تاب آورد و از این میدان سربلند بیرون آمد.

مارادونا مانند پله در چهار دوره‌ی پی در پی جام جهانی، تنها با یک یا حداکثر دو مدافع تمام وقت که سایه به سایه او را تعقیب کنند روبرو نبود، بلکه همواره چند بازیکن او را محاصره می‌کردند و همه‌ی ابزار و امکانات را به خدمت می‌گرفتند تا حرکات او را در نطفه خفه سازند. با این همه در بیشتر موارد ناچار بودند به توانایی‌ها و خلاقیت‌های این اعجوبه‌ی کوچک و چپ‌پا تمکین کنند.

وقتی فیلم‌های بازی‌های مارادونا را تماشا می‌کنیم، می‌بینیم که این پدیده‌ی استثنایی فوتبال، چگونه در تمام مدت بازی زیر هجوم و ضربات دائمی بازیکنان مقابل قرار می‌گرفت و چه رنجی را تحمل می‌کرد. با این همه در هر لحظه‌ای که فرصت می‌یافت، فوتبال زیبا را با همه‌ی درخشش و شکوه آن معنا می‌کرد.

وقتی توپ در میدان به مارادونا می‌رسید، گویی او همه‌ی جهان را فراموش می‌کرد. ولی این تازه آغاز یک ماجراجویی بود. اشتیاق به ماجراجویی، همواره در حرکات پا به توپ مارادونا دیده می‌شد. او پویاترین و پرجنبش‌ترین شماره‌ی ۱۰ تاریخ فوتبال است.

گاهی حرکات بدون توپ مارادونا در زمین ملول و بی‌حوصله به نظر می‌رسید.

ولی تیم مقابل حتا در بی‌تحرک‌ترین لحظات بازی مارادونا، از گزند او در امان نبود، ‌چرا که ناگهان با همان جثه‌ی کوچک و گام‌های نه چندان بلند، چون گردبادی چنان بازیکنان حریف را درهم می‌پیچید که نمونه‌اش شاید فقط در حرکات انفجاری یوهان کرویف دیده شده باشد.

آیا گل مارادونا را با آن فرار یکتنه و تماشایی در جام جهانی ۱۹۸۶ در برابر انگلستان به یاد می‌آورید؟

بار سنگین هرکول کوچولو

یکی دیگر از ویژگی‌های مارادونا در تیم ملی آرژانتین این بود که تناسبی میان سطح بازی او و سطح بازی دیگر بازیکنان آرژانتینی وجود نداشت.

مارادونا هرگز سعادت داشتن بازیکنی همتراز خود را در کنار خود نداشت. به دیگر سخن، مارادونا بسیار بیشتر از پله ناچار بود قائم به ذات عمل کند و بر خویشتن متکی باشد.

پله در سه دوره‌ای که با تیم ملی برزیل به مقام قهرمانی جهان رسید، از وجود بازیکنانی در کنار خود سود می‌برد که حتا اگر با او کاملا همتراز نبودند، ولی دست‌کم هر یک پدیده‌ای استثنایی در فوتبال به شمار می‌رفتند.

کسانی چون گارینشا، واوا، دیدی، ادسون، ریو‌لینو و توستائو بازیکنانی نبودند که نمونه‌های آنان به کرات در تیم ملی آرژانتین دیده شده باشد. پله در کنار چنین بازیکنانی درخشید و پله شد، ولی در تیم ملی آرژانتین هیچ کس کلاس بازی مارادونا را نداشت و او تنها بود.

به این اعتبار، مارادونا تک‌ستاره‌ای بود که چون ده‌ها خورشید می‌درخشید. برزیل می‌توانست مانند سال ۱۹۶۲ فقدان پله را تحمل کند و قهرمان جهان شود. ولی فقدان مارادونا برای آرژانتین، ضایعه‌ای جبران نشدنی بود. این امر کار مارادونا را سخت‌تر می‌کرد. تحمل بار چنین مسئولیت سنگینی برای مارادونا بسیار دشوار بود.

او همزمان روح و قلب تیم خود بود و اگر در نظر بگیریم که یکتنه در میدان آماج چه حملات ویرانگرانه و گاه ناجوانمردانه‌ای بود، به عظمت این پدیده‌ی استثنایی تاریخ فوتبال پی می‌بریم. مارادونا در سال ۱۹۹۰ یکتنه تیم نه چندان نیرومند آرژانتین را به فینال مسابقات جام جهانی رساند.

در مسابقات جام جهانی سال ۱۹۸۲ مارادونا تازه جوانی ۲۲ ساله بود. هنوز بسیاری او را نمی‌شناختند، ولی کارشناسان فوتبال در آن جام جهانی از پدیده‌ا‌ی تازه‌‌ و پله‌ای دیگر سخن می‌گفتند. ناباوران به این ادعاها می‌خندیدند. آرژانتین مدافع عنوان قهرمانی، در آن سال پس از صعود از گروه خود، با بدشناسی تمام با دو تیم با تجربه و قدرتمند برزیل و ایتالیا هم‌گروه شد، از هر دو تیم شکست خورد و حذف شد.

مارادونا در بازی آخر در برابر برزیل به خطایی دست زد که با کارت قرمز روبرو و باعث اخراج او شد. تماشاگران او را هو کردند. رسانه‌ها او را دست انداختند. محافل فوتبال به او خندیدند. به نظر می‌رسید که این رویداد، یکی از مستعدترین بازیکنان تاریخ را برای همیشه از صحنه رانده است.

مارادونا اما چهار سال بعد با ۲۶ سال سن با تیم ملی آرژانتین بازگشت و چنان درسی به ناباوران و منتقدان داد که تا پایان عمر فراموش نخواهند کرد.

آرژانتین در آن دوره از مسابقات فقط یک مساوی در برابر ایتالیا قهرمان جهان داشت و به لطف مارادونا مقتدرانه در شش بازی دیگر حریفان خود را شکست داد و قهرمان جهان شد.

تراژدی‌های بیرون میدان

دو نقطه‌ی تاریک در حیات ورزشی مارادونا وجود دارد. نخست گلی که در مسابقات جام جهانی سال ۱۹۸۶ با دست در مقابل انگلستان به ثمر رساند و نزد داور به خطای خود اعتراف نکرد. بسیاری از فوتبال‌دوستان این حرکت را غیرورزشی و دور از بازی جوانمردانه خواندند و آن را هرگز بر مارادونا نبخشیدند. خود مارادونا بعدا گفت که آن گل با «دست خدا» به ثمر رسید!

در این مورد باید گفت که بازی میان آرژانتین و انگلستان در آن سال یک بازی عادی فوتبال نبود. مدت زیادی از بحران «فالکلند» و جنگ میان دو کشور بر سر این جزیره نمی‌گذشت. آرژانتینی‌ها هنوز خفت شکست نظامی در آن جنگ را فراموش نکرده بودند و تلاش می‌کردند، پاسخ این ناکامی سیاسی را دست‌کم در میدان ورزشی بدهند. بنابراین فضای حاکم بر آن مسابقه، فضایی پرتنش و احساسی بود.

گرچه مارادونا در حرکتی غریزی و بدون نقشه‌ی قبلی مرتکب آن خطا شد، ولی با توجه به حساسیت آن بازی که با غرور زخم‌خورده‌ی ملتی پیوند خورده بود، شاید بتوان دست‌کم سکوت بعدی او را فهمید و خطای او را به عنوان شیطنتی که بسیاری از بازیکنان در میدان مرتکب می‌شوند بر او بخشید.

گفتنی است که مارادونا اساسا نیازی به چنین حرکاتی نداشت. گل دوم او در برابر انگلستان در همان بازی، موید همین واقعیت است.

ولی دیگر نقطه‌ی تاریک، یعنی استفاده‌ی او از داروهای نیروزا در جریان مسابقات جام جهانی سال ۱۹۹۴ که به اخراج و محرومیت او انجامید، در پرونده‌ی ورزشی مارادونا ثبت است.

افزون بر آن، مارادونا در زندگی شخصی نیز نتوانست الگوی یک ورزشکار واقعی باشد. شاید به تعبیری بتوان گفت که او «دریبل‌زنان تا آستانه‌ی تباهی» رفت. ماجراهای او در رابطه با استفاده از مواد مخدر، به حیثیت و اعتبار ورزشی او آسیب جدی وارد کرد.

مارادونا مانند پله و بکن‌باوئر و پلاتینی همه چیز خود را از فوتبال داشت، ولی از این شامه و آگاهی برخوردار نبود که بتواند پس از طی دوره‌ی فعال ورزشی خود، در مسئولیت‌های اداری همچنان به ورزش فوتبال خدمت و نام خود را جاودانه کند. او گر چه بعدها به عنوان مربی به فوتبال بازگشت، ولی حاشیه‌هایی آفریده بود که تاثیر بد آن مدت‌ها بر نام او سایه افکند.

مارادونا در مناسباتی بسیار تنگدستانه بالیده بود. او از مادری ایتالیایی‌تبار و پدری سرخپوست، در یکی از فقیرترین محلات در حومه‌ی بوئنس‌آیرس زاده شد. در کودکی ناچار بود اتاقی چهار متر مربعی را با هفت خواهر و برادر دیگرخود تقسیم کند.

به دلیل جثه‌ی کوچک‌اش همبازیان او را جدی نمی‌گرفتند و مجبور بود بیشتر با خودش بازی کند. معروف است که در کودکی با یک پیاز یا پرتقال آنقدر روپایی می‌زد که آن‌ها را کاملا آبلمو و متلاشی می‌کرد.

شاید بالیدن در چنین مناسباتی باعث شد که مارادونا گنجایش آوازه و ثروت بعدی را نداشته باشد و بلغزد. گرچه این توجیه نیز کافی نیست، زیرا بسیاری از بازیکنان فوتبال در چنین مناسباتی رشد یافته‌اند.

در هر صورت وظیفه‌ی این نوشته داوری اخلاقی درباره‌ی مارادونا نیست، بلکه نگاهی دیگر به یکی از پدیده‌های استثنایی ورزش فوتبال و شاید بهترین بازیکنی است که این ورزش به خود دیده است.

مارادونا تنها پانزده ساله بود که نخستین بازی خودرا در لیگ برتر آرژانتین انجام داد. زمانی که به دلیل دستمزدی عالی در سال ۱۹۸۴ به تیم ناپولی ایتالیا پیوست، همه حیرت کردند. ناپولی تیمی کاملا متوسط در ایتالیا بود. ولی مارادونا این تیم را دگرگون کرد.

ناپلی‌ها عاشق مارادونا بودند چون او نیز مانند آنان در کودکی فقیر بود. هر بار ناپولی در خانه بازی داشت، ۸۰ هزار تماشاگر مشتاق در ورزشگاه این شهر گردمی‌آمدند تا مارادونا را ببینند. تماشاگران روی پارچه‌ای که در ورزشگاه ناپولی آویخته بود نوشته بودند: «گرسنگی با مارادونا ‌تحمل‌پذیر‌تر است».

مارادونا پاسخ این مهرورزی ناپلی‌ها را داد. او تنها سه سال نیاز داشت تا ناپولی را پس از ۶۰ سال بار دیگر قهرمان ایتالیا کند. در همان سال ناپولی قهرمان جام حذفی ایتالیا و اروپا نیز شد و سپس دو بار دیگر با مارادونا این افتخار را تکرار کرد و حتا یک بار سوپرجام اروپا را ربود.

شاید بالیدن در چنین مناسباتی باعث شد که مارادونا گنجایش آوازه و ثروت بعدی را نداشته باشد و بلغزد. گرچه این توجیه نیز کافی نیست، زیرا بسیاری از بازیکنان فوتبال در چنین مناسباتی رشد یافته‌اند.

در هر صورت وظیفه‌ی این نوشته داوری اخلاقی درباره‌ی مارادونا نیست، بلکه نگاهی دیگر به یکی از پدیده‌های استثنایی ورزش فوتبال و شاید بهترین بازیکنی است که این ورزش به خود دیده است.

مارادونا تنها پانزده ساله بود که نخستین بازی خودرا در لیگ برتر آرژانتین انجام داد. زمانی که به دلیل دستمزدی عالی در سال ۱۹۸۴ به تیم ناپولی ایتالیا پیوست، همه حیرت کردند. ناپولی تیمی کاملا متوسط در ایتالیا بود. ولی مارادونا این تیم را دگرگون کرد.

ناپلی‌ها عاشق مارادونا بودند چون او نیز مانند آنان در کودکی فقیر بود. هر بار ناپولی در خانه بازی داشت، ۸۰ هزار تماشاگر مشتاق در ورزشگاه این شهر گردمی‌آمدند تا مارادونا را ببینند. تماشاگران روی پارچه‌ای که در ورزشگاه ناپولی آویخته بود نوشته بودند: «گرسنگی با مارادونا ‌تحمل‌پذیر‌تر است».

مارادونا پاسخ این مهرورزی ناپلی‌ها را داد. او تنها سه سال نیاز داشت تا ناپولی را پس از ۶۰ سال بار دیگر قهرمان ایتالیا کند. در همان سال ناپولی قهرمان جام حذفی ایتالیا و اروپا نیز شد و سپس دو بار دیگر با مارادونا این افتخار را تکرار کرد و حتا یک بار سوپرجام اروپا را ربود.

جیمی برنز، روزنامه‌نگاری که بعدها کتاب بیوگرافی مارادونا را نوشت گفته بود، یک چیز را با اطمینان درباره‌ی مارادونا می‌توان گفت و آن اینکه اگر او به هر دلیلی بمیرد، مراسم تشییع جنازه‌اش در بوئنوس ‌آیرس از هر تشییع جنازه‌ی دیگری باشکوه‌تر خواهد بود. و جالب اینکه حتا پس از آن نیز مردم باور نخواهند کرد که او مرده است.

مارادونا گر چه در ورزش فوتبال چهره‌ی تراژیکی بود، ولی نابغه‌ای استثنایی به شمار می‌رفت. حتا کسانی که به دلایلی غیرورزشی او را ستایش نمی‌کنند، اذعان می‌کنند که هرگز هیچ کس چون او بر توپ چنین تسلطی نداشته است. باید توجه داشت که مارادونا پیش از آن که یک ورزشکار باشد، یک هنرمند بود.

این نوشته را با نقل‌قولی از اریک کانتونا، بازیکن بزرگ پیشین تیم ملی فرانسه به پایان می‌بریم که معتقد است: «در گذر زمان همه خواهند گفت مارادونا برای فوتبال همان چیزی بود که موتسارت برای موسیقی بوده است.»




تبعه استرالیایی زندانی در ایران با ۳ مجرم مبادله شد
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 18:16

تبعه استرالیایی زندانی در ایران با ۳ مجرم مبادله شد

خبرگزاری مهر خبر داد کایلی مور گیلبرت، تبعه بریتانیایی-استرالیایی به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی ایران” و “جاسوسی” به ده سال زندان محکوم شده و بیش از دو سال است که در ایران محبوس است، با یک سه تبعه ایرانی مبادله شده است.

خبرگزاری صداوسیما نوشته کایلی گیلبرت با “یک فعال اقتصادی و دو شهروند ایران” مبادله شده است. این خبرگزاری نوشته این سه ایرانی “به اتهامات واهی، در خارج از کشور بازداشت شده بودند”.

اسامی ایرانیانی که با کایلی گیلبرت مبادله شده‌اند، سعید مرادی، محمد خزایی و مسعود صداقت‌زاده اعلام شده است.

این سه نفر از سال ۲۰۱۲(۱۳۹۰) در تایلند زندانی بودند. بنابرگزارش‌ها، آنها پس از تلاشی نافرجام برای ترور دیپلمات‌های اسرائیلی بازداشت شده بودند.

در گزارش‌های مربوط به زمان حادثه (سال ۲۰۱۲) آمده بود که این سه نفر قصد داشته‌اند با تشکیل “یک تیم تروریستی” دیپلمات‌های اسرائیلی، از جمله سفیر اسرائیل در بانکوک را ترور کنند.

سعید مرادی یکی از متهمان به طراحی ترور، هنگام بازداشت بر اثر انفجار بمبی که قصد داشته به سوی نیروهای پلیس پرتاب کند، دو پای خود را از دست داده است.

کایلی مور گیلبرت که بود؟

کایلی مور گیلبرت دانش‌آموخته دانشگاه کمبریج و استاد مطالعات اسلام در دانشگاه ملبورن استرالیا است. او در سال ۲۰۱۷ به منظور پژوهش‌های اسلام‌شناختی و تحقیقات پیرامون موضوع “رابطه ایران با شیعیان بحرین پس از بیداری اسلامی” به ایران سفر کرده بود.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی می‌گوید مور گیلبرت “دوره آموزش نظامی در پادگان گادنا” در اسرائیل گذرانده است و در سفر به ایران از اماکن مذهبی قم و شهر ری “عکسبرداری” کرده تا حضور خود در ایران را عادی جلوه دهد و در این مدت سعی کرده به “مبارزان بحرینی” خود را نزدیک کند.

این تبعه استرالیایی-بریتانیایی تا امروز ۲ سال از ۱۰ سال محکومیتش را در زندان قرچک ورامین و زندان اوین گذرانده است.

چندی پیش وزارت خارجه آلمان به افرادی که تابعیت دوگانه آلمانی-ایرانی دارند توصیه کرده بود از سفر غیرضرور به ایران اکیدا خودداری کنند.




ایرانی‌ها باید ۱۵هزاردلار بدهند که به‌‌ آمریکا بروند
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 11:59

ایرانی‌ها باید ۱۵هزاردلار بدهند که به‌‌ آمریکا بروند




برخورد یک خودرو با درب ورودی دفتر آنگلا مرکل
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 11:55

برخورد یک خودرو با درب ورودی دفتر آنگلا مرکل




هشت شبه‌نظامی وابسته به ایران در حمله اسرائیل
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 11:44

هشت شبه‌نظامی وابسته به ایران در حمله اسرائیل




شورای امنیت باید خواستار خروج ایران از سوریه
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 11:40

شورای امنیت باید خواستار خروج ایران از سوریه




بازار داغِ خیال‌بافی! / احمد زیدآبادی
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 25.11.2020, 11:37

بازار داغِ خیال‌بافی! / احمد زیدآبادی




ایران اجرای حکم اعدام احمدرضا جلالی را باید متوقف کند
پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 26 November 2020
ايران امروز