دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 23:15

قتل سیاه پوست آمریکایی ناشی از خفگی




نیروی محرکه اعتراضات آمریکا، ناامیدی و درماندگی است
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 22:54

نیروی محرکه اعتراضات آمریکا، ناامیدی و درماندگی است

دویچه وله: ناآرامی‌هایی که درپی کشته‌شدن یک سیاه‌پوست آمریکایی به دست یک افسر پلیس به‌وجود آمده، نتیجه بی‌عدالتی گسترده در ایالات متحده است. یک کارشناس معتقد است که برای تغییر اوضاع در آمریکا باید جامعه در کل تغییر کند.

اعتراض‌ها به کشتن جورج فلوید، شهروند ۴۶ ساله ایالات متحده به دست یک مامور پلیس، روز دوشنبه، ۱۲ خرداد (یکم ژوئن) نیز با شعارهای گوناگونی مانند “بدون عدالت، صلح ممکن نیست” ادامه داشت.

اکثر این اعتراض‌ها خشونت‌آمیز هستند و به نظر می‌رسد که سیاستمداران و دستگاه‌های امنیتی هنوز نمی‌دانند، چه واکنشی باید انجام دهند.

رئیس جمهور ترامپ ضمن ابراز همدردی با خانواده مقتول اعلام کرده است که در صورت ادامه‌یافتن خشونت‌ها از هر امکانی، حتی از ارتش هم استفاده خواهد کرد.

او روز دوشنبه در یکی از توئیت‌های خود تنها به دو واژه “نظم و قانون!” بسنده کرد.

ترامپ شامگاه یکشنبه با انتشار یک رشته توییت عملکرد گارد ملی در ایالت مینه‌سوتا، جایی که حادثه اتفاق افتاده است، را ستود و خاطرنشان کرد که این نیرو باید زودتر وارد عمل می‌شدند.

به گزارش شبکه سی‌ان‌ان  در دست‌کم ۱۵ ایالت گارد ملی بسیج شده است. وزارت دفاع آمریکا گفته است، در مجموع پنج هزار سرباز گارد ملی در ایالت‌های مختلف برای کنترل اوضاع مستقر شده‌اند.

مرگ خشونت‌بار فلوید برای خیلی‌ها یادآور کشتن یک سیاه‌پوست آمریکایی دیگر است. در دسامبر۲۰۱۴ اریک گارنر غیرمسلح به دست یک مامور پلیس سفیدپوست خفه شد.

او هم مانند فلوید پیش از مرگ بارها گفته بود: “نمی‌تونم نفس بکشم”.

به همین دلیل این جمله در شبکه‌های اجتماعی به زبان‌های گوناگون به یک کلیدواژه تبدیل شده است. خیلی‌ها حتی به جای پروفایل خود از جمله “نمی‌تونم نفس بکشم” استفاده می‌کنند.

اوضاع ناهنجار شهروندان سیاه‌پوست

مرگ فلوید و گارنر به این دلیل مطرح شدند که شاهدان از این دو حادثه فیلم گرفته بودند. شمار زیادی از قتل‌ها و خشونت‌های ماموران پلیس سفیدپوست علیه آمریکاییان سیاه‌پوست رسانه‌ای نمی‌شود و در خفا می‌ماند.

در ایالات متحده سیاه‌پوستان تنها از جانب برخی ماموران پلیس مورد تبعیض قرار نمی‌گیرند. دکتر اشوین وازان، پروفسور رشته پزشکی در دانشگاه کلمبیای نیویورک به دویچه وله می‌گوید: «ما در آمریکا نابرابری‌های نگران‌کننده‌ای در زمینه بهداشت داریم».

به گفته او، ویروس کرونا (سارس‌کوو ۲) این نابرابری‌ها را که قرن‌هاست وجود دارد تشدید کرده است.

تاکنون حدود ۲۳ درصد قربانیان کووید ۱۹، بیماری ناشی از سارس‌کوو ۲، سیاه‌پوست بوده‌اند. این آمار با احتساب اینکه تنها ۱۳ درصد شهروندان ایالات متحده سیاه‌پوست هستند، بسیار بالا و پرسش‌برانگیز است.

کارشناسان دلایل گوناگونی برای این روند برمی‌شمرند: سیاه‌پوستان علاوه بر اینکه نسبت به سفیدپوستان امکانات کمتری برای دسترسی به بهداشت و درمان دارند، در بازار کار و آموزش و پرورش هم مورد تبعیض قرار می‌گیرند.

به همین دلیل شمار سیاه‌پوستان در حرکت‌های اعتراضی روزهای اخیر چشمگیر است.

درماندگی معترضان

دکتر براینت مارکس، پروفسور رشته روانشناسی در “کالج مورهاوس” در ایالت جورجیا، در گفت‌وگو با دویچه وله اظهار داشت: «نیروی محرکه اعتراضات، ناامیدی و درماندگی معترضان است.»

او ضمن بیان اینکه بسیاری از ماموران پلیس و شهروندان این موضوع را درک نمی‌کنند، تصریح کرد که رئیس جمهور ترامپ هم به جای ایجاد تفاهم بیشتر بین سیاه‌پوستان و سفیدپوستان، معترضان را “thugs” می‌خواند؛ واژه‌ای معادل “گانگستر”، که به‌طور معمول برای تحقیر مردان سیاه‌پوست به‌کار برده می‌شود.

مارکس به نکته دیگری در باره رئیس جمهور اشاره کرد: هنگامی که ترامپ می‌خواهد همدردی خود را با کسی بیان کند، متن خود را از روی کاغذ می‌خواند، اما اگر کسی مایل است با شخصیت واقعی او آشنا شود باید به سخنرانی‌های آزاد و توئیت‌های او مراجعه کند.

”باید جامعه در کل تغییر کند”

آیا کسانی که اکنون علیه نژادپرستی به خیابان‌ها می‌روند می‌توانند در بی‌عدالتی کهن‌‌سال در ایالات متحده تغییری به‌وجود بیاورند؟

پاسخ براینت ماركس به این پرسش دوگانه است. او معتقد است که اگر اعتراضات ادامه یابند، در رسانه‌ها به دست فراموشی سپرده نشوند و تغییر قوانین برای کنترل بیشتر پلیس در برخی ایالت‌ها به موضوعی انتخاباتی تبدیل شود، می‌توان به تغییر و تحولاتی در زمینه عدالت و تبعیض دست یافت.

این استاد روانشناسی در عین حال تاکید می‌کند که پیش‌داوری‌ها، به‌ویژه در باره مردان جوان سیاه‌پوست، طوری درجامعه رخنه کرده است که برای از بین‌بردن این تبعیض‌ها و ایجاد برابری اجتماعی “باید جامعه در کل تغییر کند”.




تایید حکم ۱۵ سال زندان صبا کردافشاری
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 22:43

تایید حکم ۱۵ سال زندان صبا کردافشاری




یک سال حبس تعزیری قطعی برای یک فعال مدنی خوزستان
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 22:41

یک سال حبس تعزیری قطعی برای یک فعال مدنی خوزستان




عضو شورای شهر تهران تفهیم اتهام شد
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 22:37

عضو شورای شهر تهران تفهیم اتهام شد




رومینا؛ تقابل سنت و مدرنیته و نبود مکانیسم حل تعارضات
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 20:05

رومینا؛ تقابل سنت و مدرنیته و نبود مکانیسم حل تعارضات




نخست‌وزیر ارمنستان به کرونا مبتلا شد
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 10:27

نخست‌وزیر ارمنستان به کرونا مبتلا شد




وزیر بهداشت: کرونا دقیقه ۹۰ گل می‌زند
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 10:24

وزیر بهداشت: کرونا دقیقه ۹۰ گل می‌زند




خیزش اجتماعی آمریکا و سرنوشت ترامپ
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 10:00

خیزش اجتماعی آمریکا و سرنوشت ترامپ




در مجلس یازدهم هیچ زنی حق ورود به هیات رئیسه ندارد
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 9:51

چینش هیات رئیسه مجلس یازدهم از قبل تعیین شده بود

در مجلس یازدهم هیچ زنی حق ورود به هیات رئیسه ندارد

خبرآنلاین: برای شعار دادن و پر کردن سبد رای، صحبت از حق و حقوق زنان و لزوم حضورشان در مسند‌های قدرت در خط اول سخنرانی‌ها قرار می‌گیرد، اما همین که تعداد آرا به حد نصاب رسید دیگر نه خبری از آن شعار‌ها هست و نه قدمی در این مسیر برداشته می‌شود.

سهم حداقلی زنان در پارلمان
۴۱ سال است که از آغاز مجلس شورای اسلامی می‌گذرد و در طول این سال‌ها در حالی که بیشترین رای دهندگان زنان بودند، اما سهمشان از تصمیم‌گیری‌های تقنینی چیزی حدود ۳ درصد بوده است یعنی از جمع حدود ۳۱۹۰ نماینده‌ای که در طول یازده دوره مجلس در خانه ملت حضور پیدا کرده‌اند تنها ۱۱۱ نفر آن‌ها زن بوده است. این آمار وقتی به مسئله انتخابات هیات رئیسه می‌رسد وضعیت اسفناک‌تری به خود می‌گیرد به طوری که در طول چهل و یک انتخابات هیات رئیسه‌ای که برگزار شده تنها در چهار سال دو کرسی به دو زن اختصاص پیدا کرد؛ سهیلا جلودارزاده و شهربانو امانی تنها زنانی هستند که در مجلس ششم سهمی از سکوی هیات رئیسه مجلس به دست آوردند پس از آن حتی در مجلس دهم که برای اولین بار رکورد بیشترین حضور زنان در مجلس شکسته شد هیچ زنی به هیات رئیسه راه پیدا نکرد.

مجلس یازدهم هم که کار خود را هفته پیش آغاز کرد و اولین انتخابات هیات رئیسه را برگزار کرد با وجود کاندیدا شدن دو زن برای کرسی دبیران، اما باز این طلسم چندساله شکسته نشد و هیات رئیسه‌ای مردانه تشکیل شد.

کاهش ۵۰ درصدی آرا زنان
در جریان انتخابات اسفند ۹۴ اصلاح‌طلبان تقریبا ۳۰ درصد لیست‌شان را به زنان اختصاص دادند و همین موضوع موجب شد برای اولین بار ۱۷ زن به مجلس راه پیدا کند. خرداد ۹۵ درست وقتی اولین انتخابات هیات رئیسه تشکیل شد اکثریت برای راه پیدا کردن زنان به هیات رئیسه مجلس امید زیادی داشتند، اما طولی نکشید که این روزنه این امید بسته شد هیچ زنی برای رسیدن به سکوی بهارستان نتوانست رای لازم را کسب کند. در همان مقطع نمایندگانی مانند طیبه سیاوشی، پروانه سلحشوری و فاطمه ذوالقدر لب به انتقاد باز کردند که نمایندگان مرد با وجود آنکه قول داده بودند یک رای خود را به زنان اختصاص دهند، اما در لحظه رای‌گیری قول و قرارشان را فراموش کردند و روح مرد سالارانه مجلس مانع حضور زنان در هیات رئیسه شد.

در اولین اجلاسیه مجلس دهم پروانه مافی و سهیلا جلودارزاده برای کرسی دبیران کاندیدا شدند که در جریان انتخابات مافی توانست ۱۰۰ رای و جلودارزاده ۱۰۷ رای به خود اختصاص دهند. هرچند امید‌ها نسبت به حضور زنان در هیات رئیسه مجلس یازدهم با توجه به ترکیب آن به مراتب کمتر از مجلس دهم بود، اما کمتر کسی تصور می‌کرد تعداد رای به زنان با کاهش ۶۰ درصدی روبه‌رو شود؛ اما واقعیت آن بود که با وجود کاندیدا شدن سمیه محمودی و معصومه پاشایی برای کرسی دبیران تعداد آرایی که در سبد آن‌ها ریخته شد حدود ۴۰ رای بود و این یعنی بعد به نظر می‌رسد زنان در مجلس یازدهم هم سمهی از هیات رئیسه داشته باشند.

چینش از پیش تعیین شده هیات رئیسه بدون حضور زنان
مجلس یازدهم مجلسی یک دست از یک جریان سیاسی است که از مدت‌ها قبل برای تعیین هیات رئیسه آن رایزنی می‌کردند و در این رایزنی‌ها اگر اعتقادی به حضور زنان داشتند و سهمی برای آن‌ها در نظر می‌گرفتند رقیبی وجود نداشت که برنامه‌های آن‌ها را بخواهد بهم بزند، اما این اتفاق نیفتاد.

«سمیه محمودی» نماینده مردم شهرضا یکی از افرادی بود که در جریان انتخابات هیات رئیسه برای کرسی دبیران اعلام کاندیداتوری کرد، اما آنطور که خودش می‌گوید باز هم یکی نبودن حرف و عمل مردان مجلس اجازه نداد که هیچ زنی به هیات رئیسه راه پیدا کند. او به گفت: آنچه روز هشتم خرداد رقم خورد نمایی از روال مردسالارانه مجلس بود؛ آن‌ها می‌گویند می‌خواهیم یک زن در هیات رئیسه حضور داشته باشد، اما هیچ کدام اعتقادی به این موضوع ندارند.

می‌دانستیم مردان مجلس به ما زنان رأی نمی‌دهند اما...
محمودی ادامه داد: ما می‌دانستیم مردان مجلس یازدهم به زنان رای نخواهند داد، اما نخواستیم صحنه را خالی کنیم.

او گفت: انتخابات روز پنجشنبه یک لابی پشت پرده بود، اما از آنجا که آقایان اعتقادی به حضور زنان در هیات رئیسه ندارند در دایره رایزنی‌هایشان خبری از حضور یک زن نبود درحالی که اگر می‌خواستند می‌توانستند این موضوع را هم در نظر بگیرند.

محمودی ادامه داد: بار‌ها به آقایان نماینده گفتیم بیشترین رای را در انتخابات زنان به شما داده‌اند حداقل به رای آن‌ها احترام می‌گذاشتید و از جامعه زنان سهمی را در هیات رئیسه قائل می‌شدید.

چه زمانی مردان مجلس از رفتار تمامیت خواهانه خود دست برمی‌دارند
این نماینده مجلس با بیان اینکه ما هیچگاه عقب نمی‌کشیم و برای هیات رئیسه مجلس در اجلاسیه دوم، سوم و چهارم حتما کاندیدایی را معرفی خواهیم کرد، گفت: در جریان انتخابات هیات رئیسه کمیسیون‌ها نیز به همین روال رفتار خواهیم کرد و در همه کمیسیون‌ها برای هیات رئیسه کاندیدای زن خواهیم داشت تا ببینیم کی مردان مجلس از رفتار تمامیت‌خواهانه خود دست برمی‌دارند.

سمیه محمودی با تشکر از همه مردانی که به کاندیدا‌های زن رای داده بودند گفت: کسانی که رای خود را از ما دریغ کردند اگر دلیلشان تجربه بود که ما تجربه یک دوره مجلس را در کارنامه داشتیم و به امور اشنا بودیم؛ اگر دلیل‌شان حرکت در مسیر گام دوم انقلاب و توجه به زنان بود که باز هم ما از دهه شصتی‌ها بودیم و از خیلی‌ها که در این انتخابات شرکت کردند و رای آوردند جوانتر بودیم.

چینش هیات رئیسه مجلس یازدهم از قبل تعیین شده بود
نماینده شهرضا با بیان اینکه کار نمایندگان زن بسیار سخت‌تر از مردان است و بیشتر مورد هجمه و تخریب قرار می‌گیرند، گفت: وقتی زنان با وجود این موانع موفق می‌شوند این یعنی توانایی قابل توجهی دارند.

او گفت: چینش هیات رئیسه مجلس یازدهم ار قبل تعیین شده بود، اما در اَرنج این ترکیب هیچ سهمی برای زنان قائل نبودند.




سیروس مشفقی درگذشت
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 8:59

سیروس مشفقی درگذشت




ایران و آمریکا، درون و بیرون
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 8:48

ایران و آمریکا، درون و بیرون

هاشم آقاجری

عنوان اصلی یادداشت:
ایران و آمریکا، درون و بیرون؛ تحلیل متنی یا تحلیل کلیشه‌ای

در دهه نود میلادی مصادف با دهه هفتاد هجری خورشیدی، برخی از روشنفکران راست لیبرال در ایران تحت تأثیر فضای سال‌های نخست پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و گذار به دوران پسا جنگ سرد، در مطبوعات و ژورنالیسم ایرانی به توهمی دامن زدند که گویی دوران مفاهیم و واقعیت‌هایی همچون استقلال، حاکمیت ملی، سلطه خارجی و امپریالیسم ماوراء ملی‌ها به پایان رسیده و نیروهای ملی و استقلال‌طلب را به درجا زدن در دوران جنگ سرد و چسبیدن به اصول و مفاهیم منسوخ متعلق به آن متهم کردند؛ اما کافی بود که یک دهه صبر کنند تا با دو چشم خود ببینند که لیبرال دموکراسی بورژوایی آمریکایی، آن گاه که منافع استراتژیک و مطامع اقتصادی و سیاسی‌اش اقتضاء کند چگونه با جعل و دروغ‌های بزرگ گوبلزی در دوران نو محافظه‌کاری آمریکایی حتی خود را ملزم به حفظ ظواهر نمی‌بیند و به لشکرکشی‌ها و اشغالگری‌های استعماری قرن نوزدهمی دست می‌یازد؛ نمونه عراق و افغانستان به‌اندازه کافی گویاست؛ اما شاید آن انفعال راست لیبرال روشنفکرانه چندان هم قابل سرزنش نبود چرا که آن را می‌توان به‌حساب دوران کودکی روشنفکری تازه لیبرال شده ایرانی فاقد تجربه در عصر پسا-جنگ سرد گذاشت. آن ذهنیت راست لیبرال، نیروهای ملی و استقلال طلب و چپ را متهم به ذهنیتی منسوخ می‌کرد اما اینک پس از گذشت دو سه دهه روشن شده است که در این میان مشکلی اگر بود، ذهنیت مانده در دوران جنگ سرد نبود بلکه ذهنیتی ذوب شده و اسیر ناخواسته در دام نظریه‌های نظریه‌پردازان سرمایه‌داری متأخر نظیر فوکویاما و نظریه «پایان تاریخ» او بود، امری که سپس در آثار بعدی او همچون «خاستگاه‌های نظم سیاسی»[۱] (۲۰۱۱ م) و «نظم سیاسی و زوال سیاسی»[۲] (۲۰۱۴ م) [عنوانی که تداعی کننده «زوال غرب» اشپنگلر در اوایل قرن بیستم و فلسفه تاریخ یاس‌آلود و بدبینانه اوست] جای خود را از امید خوش‌باورانه به آینده نظم آمریکایی به تردید و یاس نسبت به آن داد.

آن تحلیل، استنتاج‌هایی نادرست و شتابزده از فرآیند جهانی شدن و ظهور دهکده جهانی هم بود زیرا تصور می‌کرد به سرعت مفاهیمی نظیر استقلال، حاکمیت ملی، هویت و... در مرزهای محو یا کم رنگ شده بر سر راه انتقال سرمایه، کالا، نیروی کار و ...، بلا موضوع شده و هرگونه شعار و سمت‌گیری ضدسلطه و امپریالیسم نشانگر ذهنیت منسوخ و تاریخ مصرف گذشته است. شگفت اما از روشنفکران راست لیبرالی است که واقعیت پیش روی خود را نمی‌بینند به ویژه که با برآمدن راست افراطی و پوپولیست در کشورهای سرمایه‌داری غربی و رشد ناسیونالیسم شوونیستی و حتی راسیستی و نژادپرستانه و میدان‌داری گفتمان ضد جهانی‌شدن چندجانبه و مبتنی بر تجارت آزاد ترامپیستی، ذیل شعار «اول آمریکای راست محافظه‌کار و عوامگرا» واقعیت‌نابینی و واقعیت‌گریزی آنان و متهم کردن هرگونه نظریه و رهیافت انتقادی نسبت به سرمایه داری و نظام سلطه جهانی با انگ چپ و تعلق به دوران جنگ سرد دیگر قابل توجیه و مدلل نیست.

اکنون از این بحث در می‌گذرم و آن را به فرصت و مناسبتی دیگر وامی‌گذارم. آنچه بهانه‌ای برای نوشتن پاره‌ای توضیحات شد، دیدن نوشته‌ای از آقای احمد زیدآبادی در نقد پاسخی است که به چند پرسش نشریه «ایران فردا» داده بودم. یادداشت‌نویس محترم اینجانب را متهم به داشتن ذهنیت جنگ سرد کرده و چیزی را به نویسنده نسبت داده که از متن نوشته‌اش بر نمی‌آید بلکه به نظر می‌رسد از همان ذهنیت به اصطلاح پسا – جنگ سردی بر می‌آید که شتابزده هرگونه موضع انتقادی را به پندار واره ضد خود نسبت می‌دهد و در روزگار سلطه راست چه چیزی رایج‌تر از لولوی «چپ»، چپی که امروزه به ویژه در ایران، هر شری را بدان نسبت می‌دهند! گویی «راست» منزه و معصوم در تاریخ معاصر ایران و از جمله چهار دهه اخیر فرشته نجاتی بوده که تنها به دلیل حضور و نفوذ اهریمن چپ نتوانسته «بهشت» توسعه لیبرال دموکراتیک بورژوایی را در ایران تحقق بخشد و رفاه و آزادی و پیشرفت و دموکراسی (!) را در دولت‌های سازندگی و اصلاحات و اعتدال به ارمغان آورد.

«چپ‌ستیزی» در عصر حاکمیت نو لیبرالیسم در جهان بالأخص در جهان سوم سابق و چهارم لاحق، اکنون سکه رایج است؛ اما انتقاد من به یادداشت نویس محترم، چپ‌ستیزی او نیست. بلکه به نوع شیوه نقد و تحلیل نوشته‌ای است که بیش از آن که به متن مربوط باشد ناشی از جنگ کلیشه‌هاست. کلیشه‌های ذهنیتی به اصطلاح پسا – جنگ سردی با دشمن/ذهنیتی که او جنگ سردی می‌پندارد. این که نوشته‌ام بحران‌های انباشته و مرکب داخلی را با سازش خارجی نمی‌توان حل کرد، نه ربطی به جنگ سرد دارد و نه حاکی از مخالفت نویسنده با مصالحه خارجی و حل و فصل بحران در روابط خارجی ایران از جمله با آمریکاست و نه بر خاسته از خروج یا اخراج اینجانب از قدرت! آخر دوست عزیز من کی داخل قدرت بوده‌ام که حال به دلیل بیرون قدرت بودن، مخالف مذاکره و مصالحه با آمریکا باشم! آنچه گفته‌ام این است که راه حل اساسی خروج سیستم از بحران، از درون ایران می‌گذرد، این گزاره با گزاره مذاکره / مصالحه خارجی در تناقض نیست. این گزاره برآمده از تجربه همه کشورها در چهار سوی جهان است.

بحران مشروعیت، بحران بی‌اعتمادی، بحران ایدئولوژیکی، بحران مدیریت و ناکارآمدی، بحران فساد ساختاری، بحران زیست محیطی، بحران‌های مذهبی، اتنیکی و قومی، بحران آزادی و گذار دموکراتیک، و حتی بحران اقتصادی، بیکاری، تورم رکودی [بیماری هلندی که از سال ۱۳۵۴ تاکنون گریبان اقتصاد ایران را گرفته است] و دیگر بحران‌هایی که کمپلکس مرکب و انباشته‌ی فرآیندی- ساختاری را در برابر سیستم حاکم و مردم ایران گذاشته و ایران و ایرانی را رو به تباهی می‌برد، هیچیک حاصل مستقیم و تمام عیار بحران در سیاست و روابط خارجی نیست هر چند که هر نوآموز سیاست می‌داند که درون و برون را نمی‌توان کاملاً و مطلقاً از هم جدا کرد و از تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر غافل بود اما مساله این است که راه حل بحران‌ها متنوع و متعدد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی، دینی و اقتصادی درونی را نباید در بیرون جستجو کرد.

نگاه گذرا به کشورهای بحران‌زده خاورمیانه و آسیا و آمریکای لاتین که به‌رغم روابط عادی و حتی دوستانه با آمریکا و یا هم‌پیمانی با آن، همچنان از سرکوب و خشونت، فساد، ناکارآمدی، استبداد، فقر و فاصله طبقاتی و ... رنج می‌برند برای درک گزاره بالا، ساده تر از آن است که نیازی به پناه بردن به کلیشه‌های قدیمی پیشا – پسا جنگ سرد داشته باشد. در همین خاورمیانه و منطقه خودمان متحدان آمریکا، مصر سیسی و افغانستان غنی را ببینید. هر دو بهره مند از کمک‌های مالی آمریکا از قضا دومی در فهرست سازمان ملل، در صدر کشورهایی با ساختارهای مالی- اداری-سیاسی فاسد قرار دارد. ایرانی هم که در قهر و دشمنی با آمریکا به سر می‌برد، در همان رده قرار می‌گیرد. در آمدها و دلارهای نفتی بیش از هفتصد میلیارد دلاری دوره احمدی نژادی [که با کل درآمدهای نفتی ایران از آغاز کشف و استخراج نفت تا آن زمان برابری می‌کرد]، برای مردم ایران چه حاصلی جز تکثیر باندهای مافیایی و پروراندن و رشد نجومی اختلاس (که بابک زنجانی نمونه بسیار کوچک آن بوده و هست) داشت.

گوهر مدعای من نیز جز این نبوده و نیست که صرف رابطه یا عدم رابطه با آمریکا و حتی تبدیل شدن کشوری به نزدیک‌ترین متحدان آن، جایگزین راه حل‌های درون‌زای دموکراتیک مردمی و تحولات ساختاری و بنیادی درونی نمی‌شود. برخلاف تصور ناقد، اینجانب سال‌هاست که معتقد به سیاست تنش‌زدایی در روابط خارجی و عادی‌سازی رابطه ایران با آمریکا و البته کشورهای همسایه هستم اما دچار این توهم هم نیستم که رابطه با آمریکا می‌تواند برای ایران دموکراسی و حقوق بشر بیاورد یا حرکت عصای سحر آمیزی رابطه خارجی می‌تواند فساد گسترده و ساختاری در ایران و انواع بحران‌های انباشته و مرکب را حل و سیستم حاکم را از چالش‌ها و بحران‌های فراروی خود در داخل خلاص کند. هر مذاکره و مصالحه‌ای، اگر قرار باشد به توسعه همه جانبه و پایدار ایران کمک کند و ایران را در برخورداری از منافع و نتایج اقتصادی و سیاسی حاصل از عادی‌سازی رابطه ایران با جهان و از جمله آمریکا و قرار گرفتن آن در مدار توسعه‌ای ملی و دموکراتیک و انسانی بر پایه حقوق انسان ایرانی در همه زمینه‌ها، مذاکره و مصالحه‌ای است که ادامه سیاست آزادیخواهانه دموکراتیک و حقوقی/ عدالت محور داخلی باشد.

نظام جمهوری اسلامی برای مذاکره و مصالحه‌ای بر پایه منافع ملی مردم ایران – و نه قشر یک درصدی نخبگان حاکم- با آمریکا ابتدا باید با مردم ایران مذاکره و مصالحه کند. این که سیستم حاکم در برابر دو تضاد درونی و بیرونی کدام را اصلی یا فرعی می‌داند، و حفظ نظام را با کدام منطق پیش می‌برد می‌تواند محل بحث و گفتگو باشد. نوشته اینجانب، نظریه و تحلیلی است که آزمون تجربه آینده آن را محک خواهد زد و ناقد محترم می‌تواند تحلیلی کاملاً مخالف با آن داشته باشد و چرخش قهرمانانه را منتفی و مثلاً افق یکی دو سال آینده ایران را با جنگ و برخورد مستقیم نظامی بین ایران و آمریکا ارزیابی و تحلیل کند اما شایسته نیست که چیزهایی را به نویسنده نسبت دهد که به هیچوجه از متن او بر نمی‌آید بلکه حاصل «ذهنیت» پسا – جنگ سرد ضد چپ به طور کلی است.

از ناقد عزیز در شگفتم که برغم شناخت نسبتا نزدیکی که از نظرات اینجانب دارد چگونه بنده را در چارچوب جناح بندی اصولگرا-اصلاح طلب گذاشته و تحلیل کرده و مرقوم فرموده‌اند که «در دوران تسلط میانه رو‌ها بر دولت از عادی سازی روابط خارجی به خصوص با ایالات متحده آمریکا به شدت حمایت می‌کنند اما هنگامی که نهادهای حاکم در اختیار رقیب اصول گرایان آنان در می‌آید با عادی سازی به مثابه توطئه‌ای پنهان و پیچیده به مقابله بر می‌خیزند»!

اینجانب عضو یا نماینده جناحی سیاسی نیستم که به تعبیر ناقد اصول‌گرایان را رقیب خود بشمارم. به علاوه تصور «توطئه‌ای پنهان و پیچیده» را از کجای نوشته من در آورده‌اند، نمی‌دانم! این نوع تحلیل و داوری را باید به چه حسابی گذاشت جز به حساب آفت یادداشت نویسی روزانه، الزامی که در آن دقت فدای سرعت می‌شود و یادداشت نویس را وا می‌دارد که باری به هر جهت هر روز چیزی بنویسد. اما محض راحتی خیال دوست عزیز بگویم که اتفاقا من نه تنها عادی سازی رابطه با آمریکا را «توطئه‌ای پنهان و پیچیده» نمی‌دانم بلکه از آن استقبال هم می‌کنم اما نه به دلیلی که ایشان دارند و می‌نویسند که «سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی به گونه‌ای به هم گره خورده که باز شدن یکی [و در اینجا رابطه با آمریکا ... توضیح آقاجری] منجر به باز شدن دیگری [سیاست و فضای داخلی ایران] می‌شود»، بل به این دلیل که فشار و خطر خارجی و از جمله تهدید و خطر آمریکا در برابر جمهوری اسلامی را یکی از عوامل ضعف و موانع فعال شدن جنبش‌های حقوق طلبانه و آزادی / دموکراسی خواهانه مردم ایران می‌دانم و به مثابه یک تاکتیک، حل و فصل بحران در سیاست و روابط خارجی بویژه در رابطه با ایالات متحده آمریکا را مثبت ارزیابی می‌کنم، خواه بدست اصلاح طلبان و اعتدال گرایان باشد و خواه بوسیله اصول گرایان و یا هر جناح و دار و دسته سیاسی دیگری در ایران بلازده امروز ما.

سید‌هاشم آقاجری- ۱۱ خرداد ۱۳۹۹

[1].The origins of political order
[2]. Political order and political Decay


نظر خوانندگان:


■ پاسخ احمد زیدآبادی به یادداشت هاشم آقاجری
به نظرم دکتر آقاجری در مورد محتوا و مقصود نوشتۀ من مقداری دچار سوءتفاهم شده است چرا که واقعاً خطاب من در آن نوشته نه ایشان بلکه سایر نیروهایی بوده است که بعضاً سهمی در قدرت داشته‌اند. در حقیقت، نوشتۀ جناب آقاجری فقط بهانه‌ای برای طرح یک بحث بوده است نه اینکه نسبت خاصی به ایشان داده شود. من سال‌هاست از دور و نزدیک با دکتر آقاجری آشنایم و به رغم پاره‌ای اختلاف نظرها، ارادتی عمیق به وی دارم و بخصوص می‌دانم که در سال ۸۲ پس از آن حکم رسوای اعدام چه رنج و مشقتی را به همراه خانوادۀ محترم خود متحمل شدند.
به هر صورت، اگر از آن نوشته کدورتی بر خاطر دکتر آقاجری نشسته که ظاهراً نشسته است، صمیمانه عذر می‌خواهم و قصد و غرضی از این جهت نداشتم. حالا شاید این مناقشۀ کوچک قلمی بهانه‌ای ایجاد کرد تا در بارۀ مسائلی که در متن جوابیه‌شان مطرح کرده‌اند، از طریق تریبونی عمومی به بحث و گفتگو بنشینیم.
(در کانال تلگرام احمد زیدآبادی)




تشدید ناآرامی‌ها در آمریکا؛ منع تردد شبانه در ۴۰ شهر
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز
" width="640" />
iran-emrooz.net | Mon, 01.06.2020, 8:14

تشدید ناآرامی‌ها در آمریکا؛ منع تردد شبانه در ۴۰ شهر

دویچه وله: آمریکا برای ششمین روز پیاپی شاهد اعتراض گسترده به کشته شدن جورج فلوید بود. در ۱۵ ایالت این کشور گارد ملی بسیج شده است. دونالد ترامپ از فرمانداران ایالت‌ها خواسته با معترضان برخورد سختگیرانه کنند.

نزدیک به یک هفته پس از کشته شدن جرج فلوید به دست یک مأمور پلیس هم نشانی از آرامش در آمریکا به چشم نمی‌خورد.

راهپیمایی گسترده در نیویورک، به آتش کشیده شدن خودروها در بوستن و غارت فروشگاه در فیلادلفیا؛ ناآرامی‌ها و اعتراضات به کشته شدن جورج فلوید در مینیاپولیس، در نقاط مختلف آمریکا وارد ششمین روز پیاپی شد.

واشنگتن نیز شاهد تجمع معترضان در برابر کاخ سفید بود. تلاش پلیس برای متفرق کردن تظاهرکنندگان به زدوخورد انجامید. “صلح بدون عدالت ممکن نیست” از جمله شعارهایی بود که معترضان سر می‌دادند. به گزارش رسانه‌های خبری پلیس برای متفرق کردن تظاهرکنندگان به گاز اشک‌آور و اسپری فلفل متوسل شد.

آنگونه که شبکه خبری سی‌ان‌ان گزارش داده، در دست کم ۴۰ شهر آمریکا منع تردد شبانه اعلام شده است، از جمله در واشنگتن. فرماندار ایالت آریزونا حتی اعلام کرده که منع تردد شبانه به مدت یک هفته تا تاریخ ۸ ژوئن اعتبار خواهد داشت. شبکه سی‌ان‌ان همچنین از بسیج شدن گارد ملی ایالات متحده در دست کم ۱۵ ایالت آمریکا خبر داده است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا شامگاه یکشنبه ۱۱ خرداد (۳۱ مه) با انتشار یک رشته توییت عملکرد گارد ملی در ایالت مینه‌سوتا را ستود و خاطرنشان کرد که نیروهای این گارد باید زودتر بسیج و وارد عمل می‌شدند.

ترامپ در یکی از پیام‌های دیگر خود در توییتر تنها با حروف بزرگ نوشت: «نظم و قانون!». او فرمانداران عضو حزب دموکرات را بارها متهم کرده که قاطعانه با “بزهکاران” برخورد نمی‌کنند.

رئیس جمهوری آمریکا روز یکشنبه بار دیگر گروه ضدفاشیستی آنتی‌فا را عامل خشونت‌ها دانست و اعلام کرد که این گروه در فهرست گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی قرار خواهد گرفت.

اعتراضات و ناآرامی‌ها در آمریکا در پی کشته شدن مردی سیاهپوست به نام جورج فلوید بروز کرد. در تصاویری که هفته گذشته به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، یک مأمور پلیس دید می‌شد که حین بازداشت زانویش را بر گردن فلوید ۴۶ ساله فشار می‌دهد.

این مأمور بی‌توجه به درخواست کمک فلوید که به زحمت می‌گفت نمی‌تواند نفس بکشد، زانوی خود را ۹ دقیقه روی گردن فلوید فشار داد. او چندی بعد در بیمارستان جان باخت.

درک شووین، مأمور پلیسی که با خشونت بیش از اندازه باعث مرگ جورج فلوید شده، به قتل غیر عمد متهم شده است. او در حال حاضر در بازداشت به سر می‌برد و قرار است امروز دوشنبه (۱۲ خرداد / اول ژوئن) تفهیم اتهام شود.

جورج فلوید پس از آن دستگیر شد که صاحب یک فروشگاه او را به پرداخت یک اسکناس ۲۰ دلاری جعلی متهم کرده بود.




چرا قانون مانع فرزندکشی نمی‌شود؟
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - Monday 1 June 2020
ايران امروز