بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

نوشیدن جام زهر جدید توسط رهبر خامنه‌ای!

محمدعلی مهرآسا


iran-emrooz.net | Fri, 20.09.2013, 8:02

فشار ایالات متحد امریکا و کشورهای اروپائی در زیر تحریم‌های سنگین اقتصادی و سیاسی بر حکومت اسلامی ایران، به گونه‌ای قابل لمس و هویدا، کمر حاکمیّت را شکسته و عرصه را از هر لحاظ بر زمامداران متعصب شیعه تنگ کرده است. مشکل به گونه و در حدی است که حضرت رهبر خودخواه و به ظاهر قلدر اسلامی شیعه را در ایران به عقب نشینی مجبور کرده است. همچنین سخت زیستی ایرانیان و تنگناهای موجود در مسیر زندگی ملت در سایه تحریمهای شدید جهانی به رهبری ایالات متحد امریکا، گونه‌ای تغییر در ذهنیّت رهبر را فراهم آورده و ریشه گرفتن هراس از خیزش مردم را به او تفهیم کرده است.

این‌‌ همان آسید علی است که بار‌ها – بویژه در زمان ریاست جمهوری خاتمی - گفت و می‌گفت: «... هرکس از گفتگو با امریکا سخن بگوید، ساده لوح و نادان و خائن است...» اما اکنون مطابق آنچه روزنامه‌های تهران در تاریخ ۱۸ سپتامبر نوشته‌اند، می‌گوید:
«... معتقد به نرمش قهرمانانه در دیپلماسی هستم... نرمش قهرمانانه در مواقعی خوب و لازم است...» و نیز گفته است: «... ضرورتی ندارد سپاه در عرصه سیاسی فعالیّت کند...»

بیان این سخن و نظر، درست یعنی عقب نشینی خامنه‌ای از مواضع پیشین و گزینش رویکردی نو همراه اعتدال و گرچه فاقد اعتماد؛ هرچند از روی ترس و ناچاری باشد. بنابراین چنین تصمیمی‌‌ همان خوردن جام زهری است که خمینی در پذیرش آتش بس جنگ ایران و عراق به آن اعتراف کرد؛ و اکنون خامنه‌ای آن را سر می‌کشد.

خامنه‌ای در سخنرانی در برابر سران سپاه پاسداران که پشتیبان بی‌چون و چرای ولایتند، به عیان گفته است که خواهان نرمش در مواضع حکومت اسلامی در عرصه بین‌المللی است؛ و می‌خواهد از راه‌های دیپلماسی با زورمندان جهان و قدرتمندانی که با فشار تحریم‌هایشان گلوی اقتصاد ایران را چنان فشرده‌اند که دارد به خفگی منتهی می‌شود، به گفتگو بنشیند.

فشار تحریم‌ها اقتصادی که رئیس جمهوری پیشین ابله و نیمچه خُل‌شان احمدی‌نژاد به مدت هشت سال آن‌ها را ورق پاره‌های بی‌ارزش می‌خواند، به مقیاسی رسیده و نمود کرده است که خاص و عام درد را حس کرده و فلاکت را آزموده‌اند. نبود کالا و مواد غذائی؛ گرانی سرسام آوری که هر لحظه برمیزان و دامنه‌اش افزوده می‌شود؛ دزدی و ارتشائی که بدبختانه از روی ناچاری و نیاز، همگانی شده است و بدنهٔ تمام ادارات و مؤسسات دولتی و خصوصی را آلوده است؛ نا‌امنی در حدی که روزانه چندین دعوای معمولی را به قتل منتهی می‌کند، همه از کشور و جامعه تصویری به دست می‌دهد که زندگانی و زیستن را از حال عادی بیرون برده و آن را به هیولائی تبدیل کرده که رهبر خودپسند را نیز به هراس افکنده است...

کشور ایران تنها جائی است که بازاریانش می‌خواهند بازار کساد باشد و صاحبان کالا و کاسبهای بازار تمایلی به فروش اجناس خود ندارند؛ و در مقابل مشتری به اکراه دست به سوی کالای درون مغازه برای ارائه می‌برند. زیرا می‌دانند اگر جنس را بفروشند، جانشین آن را باید به بهای فزون‌تری تهیه کنند؛ و اگر در مغازه بماند هر روز درصد بزرگی به قیمتش افزوده خواهد شد.

بدیهی است حضرت رهبر که زمانی با دستمزد روضه‌خوانی گذران و امرار معاش می‌کرد، بیش از سی و چهار سال است در نعمت می‌زید؛ و بیست و اندی سال است در قصر شاهی نشسته و چونان سلاطین مستبد شاهانه زندگی می‌کند؛ و ضمن اینکه جایگاهش شبیه صندوقهای پولادی نسوز است، از خرید و فروش بازار و بهای ملزومات زندگی نیز آگاه نیست. او سالهاست نمی‌داند گرانی یعنی چه و فشار معاش چگونه است؛ و به همین منوال بی‌نوائی را نیز فراموش کرده است. اما درهمین مدت قدرتنمائی حضرتش، مردم ایران هر روز بیشتر از پیش با نکبت فقر و ناداری رو در رو بوده و به ناچار به آن خو و عادت کرده‌اند. حتا یارانه ماهانه ۴۵ هزار تومان به هر فرد نیز نتوانست گرهی از کار فروبستهٔ مردمان شهر نشین بگشاید. این در حالی است که طبق ادعای دولتیان، هم اکنون پولی برای پرداختش وجود ندارد.

حضرت رهبر همواره خطابش به مردم ایران بی‌ب‌ها انگاشتن تحریم‌ها و بی‌اثر بودن فشارهای اقتصادی و سیاسی کشورهای غربی بود و نابخردانه همانند رئیس جمهوری نابخردش اعمال فشار ابرقدرت‌ها را به بازی می‌گرفت و به زعم خود مردم را نیز وادار می‌کرد که از آن همه زیان ملموس و محسوس نهراسند. این آخوند خودخواه و مستبد بیست و اندی سال است در مقام رهبر یک کشور وسیع و نسبتاً پر جمعیّت، قدرتهای بزرگ جهان را به سخره می‌گیرد و بر این باور و ادعا بود که امامان شیعه و بویژه امام گم و گورش (امام دوازدهم) پشتیبان کشور و مردم شیعهٔ ایران است و هیچ قدرتی توان مبارزه با چنین مجموعه‌ای را ندارد. رهبر معظم و خودشیفته، هر بار و به هر علت و دلیل زبان به سخن می‌گشود، نیشی و خنجری به دشمن خود ساخته می‌زد و سپس با وقاحت عاقبت کار و بار دشمن را ذلالت اعلام می‌کرد و خود را پیروز میدان جلوه می‌داد. او بار‌ها کسانی را که به طریقی گشودن باب مذاکره با امریکا را مطرح کرده بودند، ساده لوح و فریب خورده معرفی کرد و هیچ ابائی از مقام و منزلت طرف نیز نداشت.

اما اکنون وضع آشفتهٔ درون کشور از یک سو؛ و حالت فشار و هراسی که به علت تسلیحات شیمیائی به کشور هم‌پیمانش سوریه وارد شده و دور از انتظار نیست که دامن ایران را نیز بگیرد، از دیگر سو، حضرت رهبر را سر عقل آورده و به نظر می‌رسد خطر را از هر جهت حس کرده است. لذا از گنده گوئی و ژاژ خوائی دست کشیده و در یک کلام، گوئییا کلید برق مشاعرش زده شده و اندازه زیانی را که به کشوری نسبتاً ثروتمند وارد کرده است حدس زده است. تغییر موضع و دگرگونی در ذهنیّت رهبر معظم! بسیار جدی و حتمی است به گونه‌ای که آقای حسن روحانی رئیس جمهوری به خبرنگاران گفته است: «من اختیار تام دارم...» و این یک اتفاق خوب و مبارک است.

منع سپاه پاسداران از دخالت در کارهای سیاسی از سوی خامنه‌ای، دنبال درخواست و سخن آقای حسن روحانی رئیس جمهوری تازه انتخاب شده است که چند روز پیش‌تر از رهبر، از سپاه خواست از کارهای سیاسی و موازی کاری‌های اقتصادی دست بکشند و کارهای اقتصادی را به مؤسسات خصوصی بسپارند.

من براین باورم که به زودی حاکمان ایران برسر مسائل اتمی نیز کوتاه خواهند آمد و جلو زیان بیشتر را خواهند گرفت. تا کنون متجاوز از سی میلیارد دلار هزینهٔ کار عبثی به نام غنی سازی اورانیوم شده است که حتا نه تنها سوخت نیروگاه بوشهر را نتوانسته‌اند تأمین کنند، بل پس از نزدیک به چهل سال از زمان بنیاد نهادن نیروگاه (در رژیم پیشین) هنوز این تأسیسات آماده برای بهره برداری نیست. بیشتر این مبلغ نیز به جیب دولت روسیه استثمارگر رفته است.

بنابراین باید منتظر تغییرات اساسی در سیاست قلدرمنشانه و تعویض راه و روش یک دندگی سران حکومت اسلامی ایران بوده و امیدوارانه چشم به راه دگرگونی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در حاکمیّت فقاهت باشیم. زیرا حضرات رده بالای قدرت، خطر محتوم را دریافته و فهمیده‌اند فشار دشمن بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌شد فزونی گرفته است؛ و جامعهٔ ایران در حال سقوط حتمی - دستکم در زمینه اقتصاد - است.

فراموش نکنیم این موضوع که سپاه پاسداران در سیاست دخالت نکند، یک دگرگونی بزرگ و چشمگیر است. زیرا حاکمیّت در ایران در این سی و چند سال چیزی جز مجموعهٔ «رهبر و سپاه پاسداران...» نبوده است. من به آیندهٔ میهن امیدوارانه چشم دوخته‌ام!

کالیفرنیا، محمد علی مهرآسا ۱۹/۹/۲۰۱۳


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.