چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - Wednesday 3 June 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 03.06.2026, 21:03

کدام جنگ؟ جنگ که با که؟


پرویز هدایی

«با تمام نفرتی که از رژیم جنایتکار دارم.... حاضر نبودم این رژیم در برابر امریکا و اسرائیل با سرافکندگی ببازد.»(*)

در هر کشاکش بزرگ اجتماعی، مهم تر از همه تشخیص مسئله اصلی، مسئله‌ای که ایجادکننده این معضل اجتماعی شده است و با بازکاوی و رسیدگی به آن می‌توان مشکل اجتماعی و جنبه‌های متفاوت آنرا قدم به قدم کنترل کرده و از میان برداشت، و سوال من این است: آیا مشکل اصلی و مایه شرمساری ما ناتوانی نظامی ما در مقابله با امریکا و اسرائیل است، همچنانکه هفت قرن قبل شکست‌مان در مقابله با مغولان بود؟

آیا این گره کوری است که نزدیک به پنجاه سال است، از جمله در جنگ‌های اخیر حیات و ممات ما را به خود بسته است؟

مسئله اصلی
چهار نفر از وزرا و صاحب‌منصبان گذشته و حال شکایتی به قوه قضائیه رژیم داده‌اند که به این مضمون: بازگشائی اینترنت، زهری که نوش‌جانمان شد.(روزنامه‌ها)

آیا این اقدام را باید حرکتی بی‌ارزش از سوی به‌حاشیه افتادگان ارزیابی کرد؟

نه، نزدیک به پنجاه سال است که سایه‌ای مخوف، کشورمان و بخش وسیعی از خاورمیانه را تیره و تار کرده، سایه و شبح اسلام واپسگرا، یا به اصطلاح اسلام سیاسی.

فراموش نکنیم هنوز چند روز از فاجعه ۵۷ نمی‌‌گذشت که خمینی با چند فرمان ساحل دریا را زنانه مردانه کرده، حق قضاوت در دادگاه‌ها را از زنان قاضی سلب کرد. همه اینها قبل از آنکه سال به آخر رسد، آنهم در کشور که نزدیک به دو سال شرایط به‌اصطلاح انقلابی با انبوهی از مسائل روبرو بود.

و این خط سرخی است که حاکمان کنونی تهران در پنجاه سال گذشته بدون گستگی کشیده‌اند: نبرد با مدرنیته و بازگشت به قهقرا، سعی در فرستادن زنان به پشت حجره‌ها، تبدیل شهروندان به بندگان، حاکم کردن قوانین قضایی بربریت... و اینجاست آوردگاه ایران و خاورمیانه در نیم قرن اخیر، اینجاست درست آوردگاهی که شکست در آن شرم‌آور ست.

آنچه به‌راستی شرم‌آورست محصور شدن کشور در دست مرتجعانی است که سرمایه‌های مادی و معنوی را به جای گسترش تولید، آسایش، رفاه و بهزیستی مردم، صرف تعقیب و پیگیری هر صدای دگراندیش و پویایی در درون و ورای مرزها گردد؛ بویژه اسرائیلی‌ها که نخستین دمکراسی و جامعه مدرن خاورمیانه نوین را پایه ریخته‌اند، آماج این کینه توزی قرون وسطی هستند.

نبرد مدرنیته و واپسگرائی
مدرنیته برپایه عقل‌گرائی، علم و نقادی شکل می‌گیرد، در مقابل واپسگرائی به ترویج تعصبات، باورها و سنت‌های زمان‌های دور متکی است.

در جهان مدرن کنونی، همه ملتها شانه به شانه در پرتو حقوق دمکراتیک خود در‌هارمونی آفرینش و در مبادله دانش، صنعت و هنر در کارند.

در مقابل اسلام سیاسی با تکیه بر روابط منسوخ قبیله‌ای و تکیه بر قضای قرون وسطی آهنگ شوم بازگشت به دالان‌های تاریک تاریخ را در سر دارد.

در دنیای مدرن امروز من از یک اسرائیلی یاد می‌گیرم چگونه زمین خشکم را آباد کنم، از یک امریکائی یا عرب می‌آموزم چگونه از هوش مصنوعی برای شکوفائی و خلاقیت محصولاتم استفاده کنم، ... در این حماسه و‌ هارمونی، شرم‌آور آنست که در انتهای صف ایستاده باشم.

جبهه مشترک مدرنیته و دمکراسی از میان ملتها می‌گذرد
بیست و پنجم آوریل همه ساله جشن بزرگ آزادیخواهان ایتالیاست، روز تقدیم میخکی خون‌رنگ به یاران پروسه آزادی ایتالیا سلسله‌ای زنجیروار از پیروزی نیروهای دمکراتیک بود که با شکست فاشیست‌های ایتالیا و نازی‌های آلمانی در جنوب شروع و به ورود ارتش‌های آمریکا و انگلیس به رم در ۴ ژوئن ۱۹۴۴ منجر شد. این ورود خود منجر به فعال‌تر شدن پارتیزان‌های ایتالیا در سراسر کشور و فتح شهرهای مرکز و شمال کشور گردید.( تاریخ معاصر ایتالیا)

حوادث ایتالیا در سالهای ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ می‌تواند منبع آموزشی بس گوهربار به همه مبارزین دموکرات و آزادیخواه باشد و یادآور آنست که چگونه دموکرات‌ها و آزادیخواهان جهان صرف‌نظر از چه ملیتی دارند می‌توانند در کنار هم با نیروهای واپس‌گرا و «فاشیست‌های هم وطن» بجنگند و به آزادی دست یابند.

جبهه متحد ضد فاشیسم البته قبل و بعد از این تاریخ هم در اسپانیا، آلمان و اکنون در ایران درستی و ضرورت خود را به اثبات رسانده، از همین روست که جوان ایرانی با افتخار در چهار قاره و در میهن پرجم آمریکا، اسرائیل و اوکراین را در کنار پرچم شیر و خورشید بر دوش می‌کشد، که از آن ندای رزم مشترک بر علیه خفاشان فاشیست اسلامی می‌شنویم، خفاشانی که آنها نیز در جبهه‌ای به وسعت لبنان، عراق، ایران تا یمن، پاکستان و افغانستان متحدند.

و این نبردی است که نه تنها سرنوشت میهن عزیز ما بلکه خاور میانه بدان وابسته است.

جنگ کنونی بیانگر نبرد مدرنیته و واپسگرائی
در اثنا جنگ جهانی دوم و پیشروی آلمان در اتحاد شوروی، بسیاری از اهالی شوروی بر این امید بودند که شاید این جنگی برای رهائی از دیکتاتوری استالینی باشد، اما بزودی بر آنها روشن شد که نازی‌ها فقط به چاههای نفت، زمین‌های حاصل خیز و غلات علاقمند هستند، و هرجا که جمعیت بیش از نیاز برای کشت و زرع باشد در حذف« جمعیت زیادی» از طریق قتل عام یا زنده سوزاندن تردید به خود راه نمی‌‌دهند.

در جنگ ایران و عراق هم زندگی و احترام انسانی ایرانیان در مناطق اشغالی برای صدام و دستگاه او مطرح نبود.

درست برعکس آن در جنگ کنونی امریکا و اسرائیل با ج. اسلامی، تاکید بر کمتر خسارت دیدن مراکز و تاسیسات غیرنظامی ایران، و حداکثر خسارت به مراکز استقرار نیروهای سرکوب می‌شود، تا مردم در خیزش‌های بعدی شانس بیشتری در خنثی کردن این مراکز داشته باشند.

ایرانیان هم در داخل و خارج کشور حساب ویژه‌ای برای برای امریکا و اسرائیل گشوده‌اند، بویژه امید دارند در نبرد‌های خیابانی بعدی ریز پرنده‌های اسرائیلی به یاریشان آیند تا فاجعه دی ماه گذشته هیچگاه فرصت تکرار نیابد .

———
* ناصر مستشار، ایران گلوبال



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net