|
پنجشنبه ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ -
Thursday 2 April 2026
|
ايران امروز |
اگر در سی و چند روزی که از جنگ میگذرد، محتوای رسانههای ایرانی را دیده باشید، پر هستند از نقد فلان مقام آمریکایی به دونالد ترامپ، حمله بهمان سناتور به کاخ سفید یا مخالفت میلیونها آمریکایی با سیاستهای دولت واشنگتن در قبال ایران یا تحلیل اندیشکده ایکس در مورد سیاستهای مخرب رئیسجمهور آمریکا. حتی اگر جنایتی مانند حمله به مدرسه میناب هم اتفاق افتاده باشد، این رسانههای آمریکایی هستند که موضوع را بررسی میکنند و بیپروا به کاخ سفید میتازند.
روزی نیست که روزنامهها و سایتهای خبری یا شبکههای تلویزیونی، ترامپ را به خاطر جنگی که راه انداخت، به چهارمیخ نکشند و بازخواست نکنند. رسانههای ایران هم طبیعتاً از آزادی رسانههای آمریکایی برای به چالش کشیدن دولت این کشور، استقبال میکنند. حتی رسانههای اسرائیلی هم تا حدی این آزادی عمل را برای به چالش کشیدن دولت راست افراطی نتانیاهو و سیاستهای جنگطلبانه آن دارند.
اما در این سوی میز، ماجرا شکل دیگری دارد. رسانهها و روزنامهنگاران ایرانی شاید هیچ وقت به این شکل زیر تیغ نبودند که حتی نتوانند ملایمترین نقد به یک سیاست یا رفتار حاکمیت در جمهوری اسلامی را منتشر کنند. شاید میزان دستورالعملها و تهدیدهای ابلاغ شده به رسانهها از طرف ارکان مختلف حکومت، با تعداد اطلاعیههای آنها در تهدید آمریکا و اسرائیل برابری کند. مثلا هیچ کس در ایران نمیتواند بپرسد چرا در فاصله هشت - نه ماهه میان دو جنگ، در ایران سیستم آژیر تعبیه نشد. چرا پناهگاه نداریم یا سیستم هشدار سراسری وجود ندارد. هدف جنگ چیست؟ چگونه قرار است آن را به پایان برسانیم و … .
در غیاب رسانههای مستقل و حرفهای، دستگاه پروپاگاندا قد علم میکند و میتازد. صداوسیما از یک طرف، دهها سایت و خبرگزاری و کانال تلگرامی که آشکار و پنهان وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی به خصوص بخشهای مختلف سپاه هستند، میداندار میشوند و محتوایی صرفاً تبلیغاتی برای مخاطب تهیه میکنند. بقیه رسانههای کوچک و مستقل هم تا حد زیادی بازتابدهنده روایت آنها هستند و از محتوای رسانههای خارجی هم آن چیزی را میتوانند منعکس کنند که در مسیر روایت جمهوری اسلامی باشد. روایتی که مثلا از سوی شبکه آمریکایی CNN تهیه شده باشد.
به زیر تیغ بردن مطبوعات داخلی، قطعی گسترده اینترنت را هم باید اضافه کنیم. احتمالا تا الان طولانیترین قطعی اینترنت سراسری در تاریخ بشر در ایران اتفاق افتاده باشد. عملاً آگاهیبخشی و اطلاعرسانی حقیقی و حرفهای تعطیل است و مخاطب بین دو لبه قیچی پروپاگاندای جمهوری اسلامی با پروپاگاندای آمریکایی - اسرائیلی از طریق شبکههایی مانند ایران اینترنشنال و نهادهای مشابه، گیر میکند. در یک طرف جمهوری اسلامی پیروز مطلق میدان است و نتانیاهو و ترامپ به زانو افتادند، در طرف دیگر جمهوری اسلامی یک قدمی سقوط ایستاده و تنها یک تلنگر برای فروریختنش نیاز است. در چنین فضایی، عملاً تحلیل درستی به مردم ما ارائه نمیشود و حتی برای انعکاس تصویر مردم بیگناهی که در جنگ کشته میشوند، باید دست به دامان رسانههای خارجی شویم که از قضا، وقتی نمایندگانشان به ایران میآیند، دست بازتری از اهالی مطبوعات داخلی دارند.
البته این رفتار از سوی جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است. همین رفتار دیکتاتورمآبانه بود که طی چند دهه روزنامهنگاران را به ورطه کوچ از وطن انداخت و میخ بر تابوت مطبوعات کوبید. در این ظلمات، آنهایی که تلاش کردند همچنان این چراغ بیسو به تابیدن اندک نور کمفروغش ادامه دهد، زیر فشارهای همهجانبه لِه شدند.
سرکوب رسانههای حرفهای و مستقل ایران نشان میدهد که جمهوری اسلامی در خطیرترین بزنگاهها هم از دههها اشتباه خود درس نمیگیرد. آن که در مطبوعات قلم میزند و نقدهای صریحی به سیاستها، تصمیمها و روندها وارد میکند، بیوطن نیست؛ درد وطن دارد.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|