|
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ -
Monday 16 March 2026
|
ايران امروز |
مراسم خاکسپاری مقامهای نظامی کشته شده در حملات هوایی /عکس: آرش خاموشی برای نیویورک تایمز
نیویورک تایمز / ۱۶ مارس ۲۰۲۶
* نبرد یکهفتهای بر سر رهبر بعدی ایران، سپاه پاسداران را در برابر جناح میانهرو قرار داد. در نهایت ژنرالها پیروز شدند، اما نه بدون مقاومت جدی.
به نظر میرسید رسیدن مجتبی خامنهای به مقام رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران مسیری ساده و حتی از پیش مقدر داشته است. اما در واقع چنین نبود.
صعود او تنها پس از یک جنگ تمامعیار بر سر جانشینی رخ داد. این روند پرمخاطره عملاً به نسخهای از «بازی تاجوتخت» در جمهوری اسلامی تبدیل شد: تختی خالی؛ شورایی از روحانیان؛ و دو دودمان — خامنهای و خمینی — که برای قدرت با یکدیگر رقابت میکردند. چهرههای سیاسی برای پیشبرد نامزدهای خود رقابت میکردند، فرماندهان نظامی از قلمروهای قدرتشان دفاع میکردند و یک رئیس پیشین دستگاه اطلاعاتی که به طراحی ترورهای برونمرزی شهرت دارد نیز در این کشاکش دخالت داشت.
حتی در بهترین شرایط نیز یافتن سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران — کسی که نهتنها نماینده خدا بر زمین تلقی میشود بلکه اختیار نهایی بر سیاست و نیروهای مسلح را در دست دارد — کاری دشوار بود. آیتالله علی خامنهای از سال ۱۹۸۹ و طی دهههایی پرآشوب بر کشور حکومت کرده بود.
اما در میانه جنگ با ایالات متحده و اسرائیل، در حالی که بمبها از آسمان فرو میریخت و انفجارها زمین را میلرزاند، انتخاب جانشینی با حکمی مادامالعمر به آزمونی تمامعیار برای بقای نظام تئوکراتیک تبدیل شد.
این روایت از رایزنیهای درونی، رقابتهای قدرت و دشمنیهایی که سرانجام پسر گوشهگیر ۵۶ ساله آیتالله را به مقام رهبری رساند، بر اساس گفتوگو با پنج مقام ارشد ایرانی، دو روحانی، دو فرد مرتبط با دفتر رهبری و سه عضو سپاه پاسداران که از روند انتخاب آگاه بودند، تهیه شده است. همه آنان به دلیل نداشتن اجازه برای سخن گفتن علنی درباره مباحثات درونی حکومت، خواستار ناشناس ماندن شدند.
به گفته همه این منابع، اگر آیتالله خامنهای به مرگ طبیعی درگذشته بود، احتمالاً مجتبی خامنهای هرگز به این مقام نمیرسید. آیتالله خامنهای پیش از مرگ، سه نام را بهعنوان گزینههای احتمالی جانشینی به مشاوران نزدیک خود معرفی کرده بود — و نام پسرش در میان آنها نبود.
جلسات محرمانه
در ۳ مارس، مجلس خبرگان رهبری — متشکل از ۸۸ روحانی ارشد که طبق قانون اساسی مسئول انتخاب رهبر هستند — جلسهای محرمانه و مجازی برگزار کرد تا روندی را آغاز کند که قرار بود با کسب دو سوم آرا توسط یکی از نامزدها به پایان برسد.
ساعاتی پیش از این جلسه، اسرائیل مقر مجلس خبرگان در شهر قم را بمباران کرده بود؛ شهری که بسیاری از این روحانیان در آن زندگی میکنند و در حوزههای علمیه شیعه تدریس دارند. در این حمله شماری از کارکنان اداری کشته شدند.
از زمان کشته شدن آیتالله خامنهای در ۲۸ فوریه در حملات هوایی روز نخست جنگ، جناحهای رقیب سیاسی و ژنرالهای سپاه پاسداران در تلاش بودند تا نامزدهای خود را بالا بکشند و پایگاههای قدرتشان را تثبیت کنند؛ این موضوع را مقامات ارشد، روحانیان و اعضای سپاه در گفتوگوها بیان کردهاند.
تندروها طرفدار ایستادگی در برابر فشارهای داخلی و خارجی برای تغییر رژیم بودند. آنان خواهان تداوم مسیر گذشته و حتی تشدید سیاستهای داخلی و خارجی آیتالله خامنهای بودند.
در مقابل، جناح میانهرو استدلال میکرد که کشور به چهرهای جدید، شیوهای تازه از حکمرانی و پایان دادن به خصومت با ایالات متحده نیاز دارد.
مجتبی خامنهای از حامیان قدرتمندی برخوردار بود: سپاه پاسداران و فرمانده کل تازه منصوب آن ژنرال احمد وحیدی؛ ژنرال محمدعلی عزیز جعفری، استراتژیست سپاه در جنگ جاری؛ و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده پیشین سپاه. همچنین حسین طائب، رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه و طراح اصلی طرحهای ترور برونمرزی، در اردوگاه او قرار داشت.
مخالفت با مجتبی خامنهای حتی از برخی محافل غیرمنتظره نیز سر برآورد. علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران و عملاً ادارهکننده کشور در شرایط کنونی، به برخی اعضای مجلس خبرگان گفت که کشور به رهبر میانهرو و وحدتآفرین نیاز دارد و مجتبی خامنهای چهرهای تفرقهبرانگیز خواهد بود.
به گفته منابع یادشده، مسعود پزشکیان رئیسجمهور و چند مقام ارشد و روحانی دیگر نیز به جمع مخالفان پیوستند.
اردوگاه میانهرو دو گزینه اصلی را مطرح میکرد:
حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین که تا حدی به حاشیه رانده شده اما چهرهای میانهرو محسوب میشود و مذاکرات منتهی به توافق هستهای ۲۰۱۵ با آمریکا در دوران ریاستجمهوری او انجام شد؛ حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیتالله روحالله خمینی، که با احزاب اصلاحطلب همسو است.
میانهروها همچنین علیرضا اعرافی، فقیه و حقوقدان، را بهعنوان گزینهای مصالحهای مطرح کردند: فردی با اعتبار مذهبی قابلقبول اما بدون نفوذ در عرصه سیاست یا ارتش، که اداره او آسانتر میبود.
اما به گفته مقامات، در حالی که مجلس خبرگان درباره نامزدهای اصلی بحث میکرد، خشم علیه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو عزم بسیاری از اعضا را برای حفظ رویکرد تقابلی تقویت کرد؛ امری که تلاشهای میانهروها را تضعیف کرد.
با پیشرفت بحثها، به گفته مقامات ارشد، اعضای مجلس خبرگان کمتر به دنبال رهبری بودند که کشور را از بحران شدید کنونی نجات دهد و بیشتر در پی بازآفرینی رهبر «شهید» خود برای انتقام از مرگ او بودند.
آیتالله محمود رجبی، عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان، در گفتوگویی با تلویزیون دولتی گفت: «ما برای انتخاب نامزد هفت معیار را بررسی میکردیم. برخی چشمانداز اجتماعی و سیاسی بسیار قوی داشتند، برخی دیگر از نظر مذهبی برجستهتر بودند، یکی مدیریت قوی داشت و دیگری از نظر حکمت برجسته بود.»
او افزود مجلس خبرگان تلاش کرد پنج یا شش بار جلسه حضوری برگزار کند، اما به دلیل مسائل امنیتی این نشستها لغو شد.
در دور نخست رأیگیری در ۳ مارس، مجتبی خامنهای موفق شد اکثریت دو سوم لازم را به دست آورد؛ نشانهای از آنکه ژنرالهای سپاه پاسداران دست بالا را پیدا کردهاند. مجلس خبرگان این نتیجه را به مقامهای دولتی اطلاع داد و آنها نیز رسانههای دولتی را در جریان گذاشتند تا برای اعلام جانشینی او همزمان با اذان صبح ۴ مارس آماده شوند.
اما این تازه آغاز ماجرا بود.
علی لاریجانی اعلام خبر صعود مجتبی خامنهای را متوقف کرد و گفت چنین اعلامی میتواند جان او را به خطر بیندازد، زیرا دونالد ترامپ و اسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، تهدید کرده بودند هر جانشینی را نیز از میان برخواهند داشت. او پیشنهاد داد اعلام رسمی تا پایان جنگ به تعویق بیفتد.
در ۶ مارس، اسرائیل این تهدید را عملی کرد و با بمبهای سنگرشکن مجموعه اقامتگاه رهبر در مرکز تهران را هدف قرار داد و آن را به تلی از آوار تبدیل کرد. اما مجتبی خامنهای در آنجا حضور نداشت.
توقف اعلام نتیجه فرصتی برای جناح میانهرو فراهم کرد تا آخرین تلاش خود را برای تحت فشار قرار دادن مجلس خبرگان و بازنگری در تصمیمش آغاز کند. با این حال، برگزاری انتخاباتی تازه نیازمند دلایل محکم بود.
لاریجانی — که از نزدیکان آیتالله علی خامنهای به شمار میرود — استدلال کرد رأیگیری مجازی به سود مجتبی خامنهای فاقد اعتبار است، زیرا قانون اساسی تصریح میکند اعضای مجلس خبرگان باید حضوری رأی بدهند.
سپس به مجلس خبرگان اطلاع داده شد که خود مجتبی خامنهای — که در حال بهبودی از جراحات ناشی از حملات هوایی روز نخست جنگ بود — اصلاً تمایلی به پذیرش این مقام ندارد. به دلیل مسائل امنیتی، ارتباط مستقیم با او ممکن نبود.
با این حال برخی گفتند رد کردن این منصب صرفاً یک تشریفات مرسوم است.
عبدالرضا داوری، سیاستمداری نزدیک به مجتبی خامنهای، در گفتوگویی تلفنی از تهران گفت: «وقتی به مجتبی گفتند انتخاب شدهای، گفت: “نمیخواهم بپذیرم، شخص دیگری را انتخاب کنید.” این در میان روحانیان شیعه یک رسم است؛ نوعی امتناع مؤدبانه برای نشان دادن اینکه دنبال قدرت نیستند، اما در نهایت آن را میپذیرند.»
اعضای جناح میانهرو سپس به مجلس خبرگان اعلام کردند که دستورالعمل مهم و تازهای از آیتالله خامنهای یافتهاند و خواستار برگزاری نشستی حضوری با هیئترئیسه مجلس شدند.
در آن جلسه، دو تن از نزدیکترین دستیاران آیتالله خامنهای — یکی از مشاوران ارشد نظامی او و دیگری اصغر حجازی رئیس دفترش — شهادت دادند که رهبر پیشین به آنها گفته بود نمیخواهد پسرش یا هیچیک از اعضای خانوادهاش جانشین او شوند.
آنها گفتند او جانشینی موروثی را ممنوع کرده بود زیرا چنین چیزی با روح انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ — که حکومت سلطنتی را سرنگون کرد — در تضاد است. سپس وصیتنامهای مکتوب با همین مضمون ارائه کردند و از مجلس خبرگان خواستند رأی اولیه خود را لغو کند.
این تلاش دقیقهنودی برای برهم زدن تصمیم مجلس خبرگان روحانیان حاضر در جلسه را شگفتزده کرد. به گفته مقامات و روحانیان، آنها خواستار زمان شدند تا با سایر اعضای مجلس مشورت کنند.
این اقدام همچنین ژنرالهای سپاه را که از مجتبی خامنهای حمایت میکردند به شدت نگران کرد و آنان به سرعت ضدحملهای سیاسی را آغاز کردند.
در سخنرانیای که به صورت ویدئویی منتشر شد، آیتالله علی معلمی، از اعضای مجلس خبرگان، تلاشهای جناح میانهرو را شبیه «کودتا» توصیف کرد.
او گفت: «تلاشهایی برای تغییر ذهن اعضای مجلس خبرگان و کشاندن ما به مسیری دیگر انجام شد. دستهایی از بیرون مجلس قصد نفوذ و تأثیرگذاری بر ما را داشتند.»
ژنرالها
در ۷ مارس، مسعود پزشکیان رئیسجمهور ایران اعلام کرد کشور حمله به کشورهای عربی خلیج فارس را متوقف میکند و بابت آن عذرخواهی کرد. او گفت تصمیم برای کاهش تنش با همسایگان عرب از سوی شورای انتقالی سهنفره گرفته شده است؛ شورایی که تا انتخاب رهبر جدید وظایف رهبری را بر عهده داشت و خود او نیز عضو آن بود.
به گفته مقامات ایرانی و سه عضو سپاه، ژنرالهای سپاه که جنگ را مدیریت میکردند و از مجتبی خامنهای حمایت میکردند از این اقدام خشمگین شدند.
احمد وحیدی فرمانده کل سپاه و محمدعلی عزیز جعفری مجلس خبرگان را تحت فشار قرار دادند تا فوراً برای رأیگیری نهایی تشکیل جلسه دهد و مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر جدید اعلام کند.
حسین طائب، رئیس پیشین اطلاعات سپاه، با هر ۸۸ عضو مجلس خبرگان تماس گرفت و از آنان خواست به مجتبی خامنهای رأی دهند. به گفته مقامات ایرانی و دو روحانی، او استدلال میکرد رأی دادن به پسر آیتالله خامنهای وظیفهای اخلاقی، مذهبی و ایدئولوژیک است.
مجلس خبرگان در ۸ مارس بار دیگر — و باز هم به صورت مجازی — تشکیل جلسه داد و درباره مسائل مطرحشده از سوی میانهروها بحث کرد.
برخی گفتند باید به خواست آیتالله خامنهای احترام گذاشت و پسر او را کنار گذاشت. اما گروهی دیگر استدلال کردند قانون اساسی آنها را ملزم نمیکند تصمیمهایشان را بر اساس وصیت رهبر پیشین بگیرند و مجلس خبرگان اختیار تصمیمگیری مستقل دارد.
همه اعضا در یک نکته اتفاق نظر داشتند: مقررات زمان جنگ اجازه میدهد رأیگیری مجازی معتبر تلقی شود.
هر روحانی نام نامزد مورد نظر خود را روی برگهای نوشت، آن را درون پاکتی گذاشت و با مهر موم کرد. سپس پیکها این پاکتها را به صورت دستی به کمیتهای رساندند که مسئول شمارش و تأیید آرا بود.
مجتبی خامنهای ۵۹ رأی از مجموع ۸۸ رأی به دست آورد؛ اکثریتی قاطع که از حد نصاب دو سوم فراتر میرفت، اما همچنان با اجماع کامل فاصله داشت.
اندکی پیش از نیمهشب، رسانههای دولتی اعلام کردند ایران رهبر جدیدی دارد.
پیامهای تبریک و اعلام وفاداری به مجتبی خامنهای سرازیر شد — حتی از سوی کسانی که پیشتر تلاش کرده بودند مانع صعود او شوند.
و دستکم در عرصه عمومی، ساختار قدرت جمهوری اسلامی پشت رهبر جدید صف بست؛ رهبری که هنوز در انظار عمومی دیده نشده است.
■ این مقاله نیاز به اصلاح دارد. تعداد فعلی اعضای زندهٔ مجلس خبرگان ۸۵ نفر است، نه ۸۸ نفر، زیرا سه نفر (ابراهیم رئیسی، سید محمدعلی آلهاشم و غلامعلی نعیمآبادی) در دو سال گذشته درگذشتهاند.
مهرزاد بروجردی
■ سیستم جمهوری اسلامی بدینگونه تربیت شده که نیازمند “نماینده خدا بر زمین” باشد. تغییر این شکل اقتدار گرا (رهبر خداگونه فردی) به شکل دیگری از اقتدار گرایی مذهبی نیاز به زمان طولانی و شرایط صلح دارد. سر دستههای سپاه بهتر از دیگران این را میفهمند زیرا که بدنه اصلی هواداران و ستون جمهوری اسلامی تحت نظارت آنهاست. بویژه در شرایط سخت کنونی که خطر ریزش و فرار سپاهیها روزافزون است نیاز به چهره شناخته شده و الهامبخش برایشان حیاتی است. در حقیقت اصرار سپاهیها بر مجتبی نه بدلیل هم خط بودن با وی است، که نمیدانند زنده است یا نیمه مرده، بلکه بدلیل نداشتن چهره دیگری است که بتوانند ظرف یک تا دو روز اسم او را به یک قبله الهامبخش برای مکتبیهای سپاه و امنیتیها تبدیل کنند. آنها میدانند که شکاف و از هم پاشی در پایه ها خطر وجودی آنها است و بمبها به تنهایی رژیم را نابود نمیکند.
موفق باشید، پیروز.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|