شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - Saturday 14 February 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sat, 14.02.2026, 20:17

مروری بر کتاب «ایدهٔ ایران»، اثر رامین جهانبگلو


کمال آذری

«ایدهٔ ایران (پرشیا)» نوشتهٔ رامین جهانبگلو، اثری سنجیده و به‌موقع است. در روزهایی که وضعیت ایران یا به تیترهای مربوط به سرکوب محدود می‌شود، یا با تکیه بر دوره‌هایی از گذشتهٔ خود در قالبی نوستالژیک تصویر می‌شود، جهانبگلو پرسشی عمیق‌تر مطرح می‌کند؛ نه اینکه ایران در گذشته چه بوده است، بلکه ایرانیان امروز، بعد از گذراندنِ تجربه‌ای طولانی از استبداد، گسست و تقلید، چگونه می‌توانند اخلاقی بیندیشند و عمل کنند. پاسخ او به این مسئله متوازن و انسانی است. او وجدان، عدم خشونت، تکثرگرایی و مسئولیت مدنی را بنیان‌های نوسازی می‌داند.

این نقطهٔ آغاز مهمی است. جهانبگلو از نوستالژی، و همین‌طور ملّی‌گراییِ افراطی فاصله می‌گیرد. او در برابر اسطوره‌سازی و منجی‌گرایی مقاومت می‌کند، و تأکید دارد نوسازی اخلاقی نه از طریق اجبار تحمیل می‌شود، و نه صرفاً از راه حافظه نجات می‌یابد. بلکه باید آموخته، تمرین، و زیسته شود. از این منظر، کتاب مذکور از بخشی قابل توجه از نوشته‌های معاصر دربارهٔ ایران متمایز می‌شود؛ نوشته‌هایی که اغلب میل سیاسی را جایگزین قطعیت اخلاقی می‌کنند، و فوریت ایدئولوژیک را به‌جای تأمل اخلاقی می‌نشانند.

با همهٔ این‌ها، جدیت این پروژه تنشی عمیق‌تر را نشان می‌دهد که کتابِ حاضر آن را به‌طور کامل حل نمی‌کند.

ارزش‌های اخلاقیِ مورد نظر جهانبگلو عمدتاً در قالب اصولی عرضه می‌شوند که باید در سطح اندیشه روشن، بازیابی و تأیید شوند. وجدان، عدم خشونت و فضیلت مدنی را می‌توان از طریق فلسفه پالایش کرد، و با آموزش پذیرفت. این چهارچوب‌بندی، دست‌کم تا حدی، متأثر از میراث فکریِ مدرن غرب است، جایی که اخلاق را مجموعه‌ای از ارزش‌های قابل استدلال، آموزش‌دادنی و با قابلیت درونی‌سازی تلقی می‌کنند.

در این میان، آنچنان که باید به مسئله‌ای بنیادی‌تر پرداخته نمی‌شود؛ و آن اینکه اخلاق عمدتاً از طریق تأمل صرف شکل نمی‌گیرد، بلکه از دل ساختار اجتماعی رشد می‌کند.

ارزش‌ها را نمی‌توان وارد، حفظ، یا تقلید کرد. ارزش با خواندن جذب نمی‌شود، از طریق وام‌گیریِ واژگان اخلاقی از بیرون به دست نمی‌آیند. ارزش‌ها باید در قالب زندگی اجتماعی پرورش یابند تا امکان ریشه‌دواندن پیدا کنند. نمی‌توان عدم خشونت را از غرب اقتباس کرد، و انتظار داشت در جامعه‌ای شکوفا شود که نهادهایش برای اجبار ارزش قائل هستند. فضیلت مدنی را نمی‌توان مطالعه کرد و انتظار داشت در نظام‌هایی که حول ترس، رقابت و سلطه سازمان یافته‌اند پایدار بماند. حیات اخلاقی به‌صورت آموزه قابل انتقال نیست، بلکه باید از دلِ تاریخ و فرهنگ جامعه برآید.

در اینجا باید نکته‌ای را، به‌ویژه در ارتباط با تبار فکری این استدلال و نسبت آن با ادوارد سعید، روشن کرد. سعید هرگز مدعی نبود که می‌توان ارزش‌های اخلاقی یا سیاسی را به‌صورت کامل از غرب وارد کرد. برعکس، یکی از بینش‌های اصلیِ وی این بود که تقلید به‌جای رهایی، وابستگی ایجاد می‌کند. او در کتاب «فرهنگ و امپریالیسم» و در همهٔ مقالات متأخرش این‌گونه استدلال کرد که آزادی، کرامت و مسئولیت مدنی از طریق نسخه‌برداری از الگوهای خارجی یا پذیرش واژگان سیاسی آماده به دست نمی‌آیند. این مفاهیم باید در تجربهٔ زیسته، و از طریق کار مشترک، خطر مشترک و مسئولیت مشترک رشد کنند. اخلاق، از منظر سعید، آموزه‌ای قابل انتقال نیست، بلکه از دل عمل جمعی برمی‌آید.

بینش مذکور مسئله‌ای عمیق‌تر را آشکار می‌کند که حیات فکری ایران را بیش از یک قرن تحت تأثیر قرار داده است. ایران و ایرانی، اغلب از خلال بلندپروازی‌های سیاسیِ غربی خود را فهمیده است، خواه از طریق تقلید، مقاومت، یا واکنش. لیبرالیسم، سوسیالیسم، ملّی‌گرایی و حتی ایدئولوژی‌های ضدغربی غالباً به‌عنوان چهارچوب‌هایی بیرونی پذیرفته شده‌اند، نه شکل‌های زیستِ درونیِ پرورش‌یافته. در چنین فرایندی، ایرانیان منابع اخلاقیِ وجود تاریخیِ خود را کم‌رنگ دیده‌اند، و بارها به بازیگران درام‌های سیاسیِ دیگران تبدیل شده‌اند! سعید نسبت به چنین وضعیتی هشدار داده بود. او تأکید داشت جوامع پَسااستعماری باید توانایی روایتشان از درون را بازیابی کنند، نه اینکه خود را از خلال دسته‌بندی‌های وام‌گرفته ببینند. اما دست‌یابی به این خودروایتگری، چیزی بیش از نقد می‌طلبد، و مستلزم دانستنِ کیستیِ انسان است.

اینجاست که مورد ایران متمایز می‌شود.

ایران منابع اخلاقیِ فراوانی دارد. آنچه در این میان کم است، اعتماد به نام‌گذاریِ آن‌هاست. هویت اخلاقی ایرانی نه فلسفه‌ای انتزاعی بود، و نه در قالب ایدئولوژی سیاسی شکل گرفت، بلکه به‌صورت ساختاری عهدی در زندگی پدیدار شد. آموزه‌های زرتشت، که مستقیم‌ترین صورت آن در گات‌ها حفظ شده است، دینی به معنای متعارف عرضه نمی‌کرد، بلکه مطالبه‌ای اخلاقی بنابر ظرفیت انسانی بود. در این آموزه‌ها، هر فرد مسئول یادگیری حقیقت است؛ هیچ کاهن، حاکم یا نهادی نمی‌تواند این وظیفه را به‌جای او انجام دهد. حقیقت تحمیل نمی‌شود، بلکه تشخیص داده می‌شود. مسئولیت قابل واگذاری نیست.

اَشا و مهر این ساختار را نام‌گذاری می‌کنند. اَشا بیانگر حقیقت و نظم درست است. مهر بیانگر مراقبت، رابطهٔ متقابل و تعهدی پیونددهنده میان موجودات است. این دو در کنار هم، ساختاری اخلاقی و اجتماعی را توصیف می‌کنند که در آن مشروعیت نه از مسیر اِعمال اجبار، بلکه از توانایی حفظ اعتماد و حیات ناشی می‌شود؛ خشونت تقدیس نمی‌شود؛ قدرت به‌خودی‌خود توجیه‌گر نیست؛ اقتدار در برابر هم‌سویی اخلاقی پاسخ‌گوست.

این تمایز اهمیت دارد، زیرا منطق تمدنی ایران را از منطق غربِ مدرن جدا می‌کند. نظم سیاسی غربی، به‌ویژه از آغاز دوران مدرن، بر انحصار خشونت به‌عنوان بنیاد مشروعیت استوار بوده است. دولت، از هابز تا وبر، با کنترل انحصاریِ نیرو تعریف می‌شود. قانون خشونت را سازمان‌دهی می‌کند، و امنیت سلطه را توجیه می‌سازد. قدرت حتی وقتی در پوشش حقوق، رویه‌ها و نهادها عرضه می‌شود، همچنان ماهیتی آنتروپیک دارد. خشونت از میان نمی‌رود، بلکه نظام‌مند، انتزاعی و عادی‌سازی می‌شود.

تمدن ایرانی مسیری متفاوت را دنبال کرده است. مسلماً خشونت وجود داشته، اما هرگز تقدیس نشده است. انتظار می‌رفت اقتدار توجیه اخلاقی ارائه کند، و وقتی در این امر ناکام می‌ماند، مشروعیت خود را از دست می‌داد، حتی اگر قدرت را حفظ می‌کرد. این انتظار صرفاً به نهادها وابسته نبود، بلکه از خلال هنجارهای روزمره، تعهدات اجتماعی و حافظهٔ فرهنگی تداوم یافت، و از فتح، تغییر دین و فروپاشی عبور کرد.

قابل مشاهده‌ترین حامل این تداوم، شعر ایرانی بوده است. فردوسی، سعدی، حافظ، عطار و نظامی به‌ندرت نام زرتشت را به‌صراحت می‌آورند، اما بارها به جهان اخلاقی او اشاره می‌کنند، و از حقیقت در برابر قدرت، مسئولیت در برابر اطاعت، و مراقبت در برابر سلطه سخن می‌گویند. بیت مشهور شاهنامه «بیا تا جهان را به بَد نسپُریم» شعاری ملّی‌گرایانه نیست، بلکه همان اَشا در مقام فرمان اخلاقی است.

این امری صرفاً نمادین نیست، بلکه واقعیتی زیسته است. داریوش شایگان در «پنج اقلیم حضور» بر هم‌ترازی و حتی برتریِ کیفیِ ارتباط معنوی ایرانیان با آرامگاه شاعرانشان در مقایسه با دیگر ملل صحّه (و به زعم نویسندهٔ این مرور در مقایسه با زیارتگاه‌های دینی) می‌گذارد. او این آرامگاه‌ها را نه‌فقط محلی برای بازدید، بلکه زیارتگاهی برای تأمل، مراقبه و یافتن پاسخ پرسش‌های وجودی می‌داند.  این عمل نشان می‌دهد که اقتدار اخلاقی، نه در باورهای جزمی یا زور، بلکه در پرورش وجدان از طریق زبان، حافظه و مسئولیت مشترک جای داشته است.

«ایدهٔ ایران (پرشیا)» به این میراث اشاره می‌کند، اما آن را مبنای اصلی قرار نمی‌دهد. با آنکه این کتاب نوسازی اخلاقی را عمدتاً به‌عنوان وظیفه‌ای فلسفی در بستر مدرنیته چهارچوب‌بندی می‌کند، این ریسک وجود دارد که توانمندیِ اخلاق ایرانی در دستور زبان درونی خود را کم‌اهمیت جلوه بدهد. ایران نیازی به وارداتِ عدم خشونت، تکثرگرایی یا مسئولیت مدنی از غرب ندارد، بلکه مستلزم بازسازی ساختارهایی اجتماعی است که زمانی امکان می‌دادند این ارزش‌ها به‌صورت ارگانیک از درون رشد نمایند.

این چالش با ورود بشریت به عصر دیجیتال فوریت بیشتری می‌یابد. نظام‌های دیجیتال آنتروپی را تشدید می‌کنند؛ اجبار، نظارت و دست‌کاری را تقویت می‌کنند. درعین‌حال، امکان شکل‌گیری شیوه‌های هماهنگی مبتنی بر عهد را بیش از هر زمان دیگری فراهم می‌کنند. شبکه‌ها می‌توانند به‌جای زور، بر پایهٔ اعتماد سازمان پیدا کنند. اقتدار می‌تواند به‌جای تحمیل، توزیع شود. اما این ظرفیت تنها در جوامعی تحقق می‌یابد که از چیستیِ خود آگاه باشند.

جهانبگلو با مطرح‌کردنِ پرسش اخلاقیِ ایران گامی مهم برداشته است. کتاب او فرصتی برای تأمل بیشتر ایجاد می‌کند. اما گام بعدی دشوارتر است؛ و آن هم به رسمیت شناختنِ این مسئله است که اخلاق صرفاً از طریق ایده‌ها ایجاد نمی‌شود. اخلاق باید رشد کند. عمیق‌ترین منبع ایران برای این رویه، نه نظریه‌های وام‌گرفته از بیرون، بلکه عهد باستانیِ مراقبت است؛ عهدی که زرتشت در گات‌ها بیان نمود، شاعران حفظش کردند، و جامعه در طول قرن‌ها آن را زیسته است.
البته یادآوردیِ این امر به‌معنای بازگشتِ به گذشته نیست، بلکه بازیابی شرایطی است که در آن حیات اخلاقی بار دیگر ممکن می‌شود.

———————
* ترجمهٔ: مهدی فیروزی
* دکتر کمال آذری، پژوهشگر در حوزه اندیشه سیاسی، حکمرانی مشارکتی و ریشه‌های فرهنگی و تاریخی نظام‌های اجتماعی. فعالیت‌های او بر پیوند میان سنت‌های فکری ایرانی و مفاهیم معاصر حکمرانی و جامعه متمرکز است.



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net