|
دوشنبه ۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ -
Monday 27 April 2026
|
اول ماه مه امسال، بیش از هر زمان دیگری، در دل بحرانی عمیق و چندلایه فرامیرسد؛ بحرانی که زندگی زحمتکشان، تهیدستان و اقشار ستمدیده جامعه را بهشدت زیر فشار قرار داده است. آنچه سالها بهعنوان «فقر پنهان» در لایههای زیرین جامعه جریان داشت، امروز به فقری آشکار، عریان و غیرقابل انکار تبدیل شده است؛ فقری که در سفرههای خالی، ناامنی شغلی، اضطراب خانوادهها، آینده مبهم فرزندان و فرسایش روزمره کرامت انسانی دیده میشود.
زحمتکشان, بویژه کارگران همواره از منظر طبقاتی زیر فشار، تبعیض و ستم بودهاند. آنان در ساختارهای نابرابر، نهتنها از حقوق اولیه خود محروم ماندهاند، بلکه در مقاطع مختلف گاه به ابزاری برای اهداف تبلیغاتی و سیاسی نیز تبدیل شدهاند. اما ویژگی متمایز این دوره، گستردگی محرومیتی است که نه فقط خود کارگر و مزدبگیر، بلکه خانواده، فرزندان، معیشت و آینده آنان را نیز دربر گرفته است. این دیگر صرفاً بحران معیشت نیست؛ بحران بقا، امنیت و کرامت انسانی است.
در کنار این فشارهای ساختاری، سایه جنگ، تنشهای بیرونی، سیاستهای داخلی، تخریب و بیثباتی نیز بر زندگی مردم سنگینی میکند. جنگ و ناامنی، همواره بیشترین آسیب را به کسانی وارد میکند که کمترین نقش را در شکلگیری آن دارند. تخریب زیرساختها، کاهش فرصتهای شغلی، گسترش ناامنی، گرانی، اضطراب روانی و فرسایش اجتماعی، پیش از همه بر دوش تهیدستان و زحمتکشان سنگینی میکند؛ همان مردمی که کمترین سهم را در تصمیمگیریها دارند، اما بیشترین هزینه را میپردازند.
امروز بسیاری از کارگران و زحمتکشان، تنها بهدلیل تلاش برای امرار معاش، اعتراض به شرایط کار، مطالبه دستمزد عادلانه و دفاع از حداقلهای زندگی، با فشار، تهدید، بازداشت و زندان روبهرو میشوند. در حالیکه همین اقشار، حتی در سختترین شرایط، از کمترین امکانات رفاهی، امنیت شغلی، حمایت اجتماعی و حقوق اولیه برخوردار نیستند. پایه اصلی جمعیت ایران را زحمتکشان تشکیل میدهند؛ کسانی که چرخ تولید، خدمات، آموزش، درمان، حملونقل و زندگی روزمره جامعه بر دوش آنان میچرخد. نادیدهگرفتن حقوق آنان، نادیدهگرفتن اساس جامعه است.
در چنین شرایطی، راه برونرفت پیش از هر چیز در ایجاد و تقویت همبستگی است. همبستگی میان کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، بیکاران، حاشیهنشینان و همه زنجیرههای بههمپیوسته زحمتکشان. اعتصاب، اعتراض صنفی، حمایت متقابل، دفاع از زندانیان کارگری و پیوند میان بخشهای مختلف جامعه میتواند صدای پراکنده رنج را به نیرویی جمعی، آگاهانه و اثرگذار تبدیل کند.
همبستگی در این شرایط نباید صرفاً احساسی یا مقطعی باشد؛ بلکه باید با دخالتگری آگاهانه، سازمانیافته و ساختاری همراه شود. همبستگی زمانی به نیروی واقعی تبدیل میشود که از سطح همدردی فراتر رود و به پیوند عملی میان بخشهای مختلف جامعه، حمایت از اعتصابات، دفاع از زندانیان، مطالبهگری جمعی و ایستادگی در برابر ساختارهایی بدل شود که فقر، سرکوب و نابرابری را بازتولید میکنند.
در این روز نباید فراموش کرد که بخشی از زحمتکشان و مدافعان حقوق مردم در زندانها گرفتارند؛ کسانی که بهخاطر مطالبه نان، آزادی، عدالت و کرامت انسانی هزینه دادهاند. یاد آنان بخشی جداییناپذیر از معنای واقعی اول ماه مه است.
در مرکز همه این مطالبات، مسئله کرامت انسانی قرار دارد؛ کرامتی که بدون نان، کار، امنیت، آزادی بیان و امکان تشکلیابی مستقل معنا پیدا نمیکند. اول ماه مه امسال تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ بیانیهای برای اکنون و آینده است. فراخوانی است برای دیدن فقر علنی، شنیدن صدای خاموششدگان، دفاع از زندانیان، تقویت اعتصابات و ساختن پیوندهایی که بتواند در برابر جنگ، سرکوب، ناامنی و بیعدالتی ایستادگی کند.
اول ماه مه امسال، روز یادآوری این حقیقت است که زندگی زحمتکشان نباید در حاشیه بماند. آیندهای انسانی تنها زمانی ممکن است که کرامت، امنیت، عدالت و حق زندگی شرافتمندانه برای زحمتکشان به واقعیتی ملموس تبدیل شود.
در کنار همه این مبارزات، مسئله زندانیان سیاسی و مبارزه علیه اعدام بخشی لاینفک از مبارزات زحمتکشان و کارگران ایران است و باید با صدایی بلندتر از همیشه، خواست آزادی زندانیان سیاسی و «نه به اعدام» را اعلام کرد؛ بهویژه امروز که چرخه اعدام در ایران، خصوصاً پس از جنگ اخیر، شتابی هولناک گرفته و جامعه، بهویژه زحمتکشان، بیش از هر زمان نیازمند اتحاد حول این خواست مشخص و حیاتی است.
در کنار خواست آزادی زندانیان سیاسی، دفاع از حقوق انسانی و مبارزه علیه اعدام، باید با صدای بلند علیه قطع و محدودسازی اینترنت در ایران نیز اعتراض کرد؛ زیرا این «پرده تاریک» بر سراسر جامعه، ارتباط مردم با یکدیگر و با جهان بیرون را مختل کرده، جان و امنیت فعالان، کارگران، خانوادهها و معترضان را به خطر انداخته و زمینه سرکوب بیشتر از سوی جمهوری اسلامی را فراهم ساخته است؛ دسترسی آزاد به اینترنت و ارتباطات، در جامعه امروز، یک حق پایهای و وظیفهای مشترک برای دفاع از اکثریت ستمدیده مردم ایران است.
امروز هر کس از صلح سخن میگوید، نمیتواند و نباید درباره سرنوشت مردم ایران، زندانیان سیاسی و انسانهایی که گویی در ایرانی بزرگ به گروگان گرفته شدهاند سکوت کند؛ اکنون زمان آن است که با صدایی بلندتر از همیشه از آزادی، دموکراسی، کرامت انسانی و رفاه مردم در برابر سرکوب جمهوری اسلامی دفاع کنیم.
زن زندگی آزادی
بهروز اسدی، فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن زن زندگی ازادی در المان
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|