چهارشنبه ۷ تير ۱۳۹۶ - Wednesday 28 June 2017
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

صادق زیباکلام: روح هاشمی از قتل‌های زنجیره‌ای با خبر نبود


iran-emrooz.net | Fri, 17.02.2017, 0:21

«من نمی‌خواهم آیت‌الله هاشمی را تبرئه کنم که در فلان موضوع سهمی نداشتند اما در دهه هفتاد مشکلاتی به وجود آمد که آیت‌الله هاشمی در آن مشکلات سهمی نداشت. روح آیت‌الله. هاشمی در دهه هفتاد از ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای باخبر نبود. بهترین تعبیر از قتل‌های زنجیره‌ای را رئیس دولت اصلاحات به کار برد. ایشان قتل‌های زنجیره‌ای را به واسطه عناصر خود‌سر می‌دانستند و واقعیت هم همین بود. البته آیت‌الله هاشمی هم باید پاسخگو باشند.»

روزنامه آرمان برای بررسی ابعاد مختلف زندگی سیاسی آیت‌الله هاشمی با دکتر صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب «هاشمی بدون روتوش» به گفت‌وگو پرداخته است.

متن این پرسش و پاسخ را با هم می‌خوانیم:

آقای زیباکلام شما در سال‌های گذشته گفت‌وگو‌های مفصلی را با آیت‌الله هاشمی داشتید که تحت عنوان کتاب«هاشمی بدون روتوش» به چاپ رسیده است. به عنوان اولین سوال ارزیابی کلی شما از شخصیت آیت‌الله. هاشمی در تاریخ انقلاب اسلامی چیست؟

آیت‌اللههاشمی در طول زندگی سیاسی خود در شرایط دشواری به سر می‌برد. دشوار از این نظر که بعد از پیروزی انقلاب جریانی بر اهداف اولیه تکیه زد. از این جهت آیت‌الله هاشمی در شرایط دشواری در طول تاریخ انقلاب به سر بردند. ایشان ذاتا فرد معتدلی بودند. آیت‌الله هاشمی جریان رادیکال قبل وحتی نوع برخورد را چندان راه موثری نمی‌دانستند.

اما هیچ علائمی درباره مخالفت آیت‌الله هاشمی به قول شما با جریان رادیکال وجود ندارد. حال بر چه مبنایی به این نتیجه درباره شخصیت آیت‌الله هاشمی رسیدید؟

بله. هیچ قول، مصاحبه و گفته‌ای از آقای هاشمی رفسنجانی در تمامی دهه ۶۰ و حتی دوره اول ریاست‌جمهوری پیدا نمی‌شود که ایشان با رادیکالیزم موافق نباشند اما من برای به اثبات رساندن این ادعای خود چند دلیلی تاریخی دارم. دلیل اول داستان مک‌فارلین است. داستان مک‌فارلین به این شکل بود که در آن زمان ایران از نفوذ خود در لبنان بهره‌برداری کرد و از حزب‌ا... خواست تعدادی از گروگان‌های آمریکایی را آزاد کنند. در مقابل ایران هم توانست مقادیری سلاح خریداری کند. البته مک‌فارلین ظاهرا به ایران هم سفر می‌کند اما چون مساله ارتباط با آمریکایی‌ها دیگر مخفی نبود، مرحوم آیت‌الله هاشمی با مک‌فارلین ملاقات نمی‌کنند و مک‌فارلین هم از ایران خارج می‌شود. آیت‌الله در این ماجرا تنها قصدشان این نبود که اسلحه خریداری کنند، زیرا اسلحه به طرق مختلف برای اداره هر جنگی قابل تهیه است. اعتقاد دارم مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نگاه بسیار بنیادی‌تری به این ماجرا داشتند که وارد مذاکره با آمریکایی‌ها شدند. به نظرم ایشان به دنبال تنش‌زدایی در روابط ایران با آمریکا بودند.

اما آیت‌الله هاشمی شخصا به دنبال خرید سلاح بودند؟

بعید می‌دانم امام در جریان ماجرای مک‌فارلین نبوده باشد اما آیت‌الله هاشمی به دنبال عادی‌سازی روابط بودند. به نظر من بعید است با موضوع «تنش‌زدایی» موافقت شده باشد. آیت‌الله هاشمی به خوبی می‌دانستند که تنش‌زدایی در رابطه با آمریکایی‌ها زمان‌بر است. در نتیجه دلیل نداشت در سال ۶۵ و ۶۶ آیت‌الله‌هاشمی مساله تنش‌زادیی با آمریکایی‌ها را در دستور کار داشته باشند. امام احتمالا در جریان دقیق امور بودند که کل ماجرا به خرید سلاح محدود می‌شود.

اما هیچ‌گاه آیت‌الله هاشمی اعلام نکردند که باید در رابطه با آمریکایی‌ها تنش‌زدایی شود.

«آفتاب آمد دلیل آفتاب». در ابتدا رابطه با آمریکایی‌ها، به صورت غیر مستقیم با واسطه آلمانی‌ها در ماجرای مک‌فارلین تحت نظر آیت‌الله هاشمی انجام شد. در مرحله بعد هم مسئولان ایران و آمریکا درباره خرید سلاح مذاکره می‌کردند. در نتیجه ماجرای مک‌فارلین نشان می‌دهد که مرحوم آیت‌الله هاشمی برای مذاکره با آمریکا مانعی پیچیده نداشتند. احتمالا به دو دلیل آیت‌الله. هاشمی با مذاکره موافق بود. اولا این که ذات آیت‌الله هاشمی بر اساس اعتدال بود و مذاکره با مشی اعتدالی آیت‌الله هاشمی مطابقت داشت. دلیل دوم این که زمانی‌ که ایشان در سال ۶۸ رئیس‌جمهور شدند، در دوران اول ریاست‌جمهوری سعی کردند سیاست خارجی خود را بر اساس تنش‌زدایی تعریف کنند. ایشان به جد به دنبال تنش‌زدایی با اروپا و کشورهای خلیج فارس بودند اما نتوانست یخی از روابط ایران و غرب را آب کند. تنها بخش موفق تنش‌زدایی سیاست خارجه دولت آیت‌الله هاشمی در تنش‌زدایی با کشورهای حوزه خلیج فارس به‌ ويژه عربستان بود. تنها شخصی که در آن زمان اعتقاد داشت رابطه ایران با عربستان، قطر وحتی با مصر باید بهبود یابد، آیت‌الله هاشمی بود. شخصی که این نگاه به سیاست خارجی را دارد نمی‌تواند با تنش‌زدایی با غرب مخالف باشد.

انتقادهایی به عملکرد آیت‌الله هاشمی هم وجود دارد. چطور از ایشان با وجود انتقادها دفاع می‌کنید؟

آیت‌الله هاشمی در حالی در سن ۸۲ سالگی درگذشت که از سن ۱۴ سالگی وارد مسائل سیاسی شدند. من از تمام مواضع آن مرحوم در طول ۷۰ سال زندگی سیاسی به طور کامل دفاع نمی‌کنم اما نسل بعد از انقلاب باید بداند. برخی از مشکلات از جمله ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای را مربوط به دوره آیت‌الله ‌هاشمی می‌دانند و همه و همه حتی اصلاح‌طلبان امروز در کاستی‌های آن زمان سهیم هستند. در آن زمان تنها کسی که از عملکرد آنها انتقاد داشت، مرحوم مهندس بازرگان بود. هیچکس در آن زمان به جز بازرگان مخالف این رفتارها نبود. تمام اصلاح‌طلبان امروز موافق سیاست‌های آن روز بودند. بنابراین کسانی که اکبر هاشمی رفسنجانی را سیبل وقایع آن زمان می‌دانند به نظر من شرایط ایران در شرایط را درک نکرده‌اند.

در دهه هفتاد که دیگر از شور و التهاب اول انقلاب خبری نبود اما باز هم مشکلاتی وجود داشت. آن موارد را می‌توان به عملکرد شخص آیت‌الله هاشمی نسبت داد؟

من نمی‌خواهم آیت‌الله هاشمی را تبرئه کنم که در فلان موضوع سهمی نداشتند اما در دهه هفتاد مشکلاتی به وجود آمد که آیت‌الله. هاشمی در آن مشکلات سهمی نداشت. روح آیت‌الله. هاشمی در دهه هفتاد از ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای باخبر نبود. بهترین تعبیر از قتل‌های زنجیره‌ای را رئیس دولت اصلاحات به کار برد. ایشان قتل‌های زنجیره‌ای را به واسطه عناصر خود‌سر می‌دانستند و واقعیت هم همین بود. البته آیت‌الله هاشمی هم باید پاسخگو باشند. همچنان که ما نمی‌توانیم ادعا کنیم که قالیباف عامل سقوط پلاسکو است و باید تنها او پاسخگو باشد. در پلاسکو همه نهادها از شهرداری تهران تا شورای شهر و آتش‌نشانی باید پاسخگو باشند. در وقایع خوب و بد همه باید پاسخگو باشند. نباید از انتقاد چشم‌پوشی کرد اما همه در این موارد مقصر بودند. نباید شخصی در واقع مهم داوری کرد.

اگر خدمات آیت‌الله هاشمی را جمع‌بندی کنید، بزرگ‌ترین خدمات ایشان به کشور را در چه مواردی می‌دانید؟

بزرگ‌ترین خدمتی که مرحوم آیت‌الله هاشمی به نظام و انقلاب کردند، پایان بخشیدن به جنگ بود. اگر پای آیت‌الله. هاشمی در قطعنامه ۵۹۸ به میان نمی‌آمد، فقط خدا می‌داند آینده چگونه بود! نقش مرحوم‌ آیت‌الله‌هاشمی در پایان دادن به جنگ حیاتی بود زیرا هیچ‌کس نمی‌توانست امام را راضی کند که ایشان قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرند. تنها کسی که حرف او برای امام حجت بود، مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود.

چرا امام چنین جایگاهی برای آیت‌الله هاشمی قائل بودند؟

یقین دارم که امام چنین جایگاهی برای آیت‌الله هاشمی قائل بودند زیرا ایشان اداره جنگ را به مرحوم آیت‌الله هاشمی سپرده بودند. ضمن این که زمانی آیت‌الله هاشمی یقین پیدا کردند که به صلاح نیست، جنگ ادامه پیدا کند، تلاش کردند این موضوع را برای امام تبیین کنند و بگویند که ادامه جنگ به نفع کشور نیست.

آیت‌الله هاشمی از چه زمانی متوجه شدند که ادامه جنگ به نفع ما نیست؟

من اعتقاد دارم که آیت‌الله هاشمی از سال ۶۵ به این نتیجه رسیده بودند که ما نمی‌توانیم در جنگ صد درصد پیروز شویم.

پس آیت‌الله هاشمی از سال ۶۵ به دنبال پایان دادن به جنگ بودند.

از زمانی که مرحوم آیت‌الله هاشمی به این جمع‌بندی رسیدند که با وجود برخی اطلاعات نظامیان درباره جنگ در عمل ما نمی‌توانیم در جنگ به پیروزی برسیم و سرمایه‌های ملی در حال کاهش است، بودجه عمرانی کشور صرف جنگ می‌شود. از این نقطه به بعد آیت‌الله هاشمی به دنبال پایان دادن به جنگ بودند. ایشان قبل‌تر از تیر ۶۷ به این نقطه رسیده بودند که جنگ برای ایران هزینه دارد و نمی‌توانیم در جنگ پیروز شویم.

اما به دفعات مکرر آیت‌الله هاشمی اعلام کرده بودند که ما در جنگ پیروز شدیم.

پیروزی در جنگ یعنی چه؟ زمانی پیروزی را در بازگشت خاک‌هایی می‌دانید که صدام از ایران گرفته بود در این صورت بلکه ما پیروز شده‌ایم اما ایران در آن زمان اهداف دیگری هم داشت.

چه هدفی را دنبال می‌کردیم؟

هدف ما در آن زمان سقوط صدام بود و تسخیر بصره بود. ما به این اهداف نرسیدیم. صدام در زمان پایان جنگ هنوز توانایی‌هایی داشت و دو سال بعد از پذیرش آتش‌بس کویت توسط وی تسخیر شد و ما حتی نتوانستیم غرامت جنگ را بگیریم.

اما در آن زمان با وجود ادعای شما ما «فاو» را گرفتیم. شاید اگر جنگ ادامه پیدا می‌کرد بصره را هم می‌گرفتیم.

درست است که «فاو» را گرفتیم اما آن را پس دادیم. بنابراین ما به اهداف استراتژیک خود در جنگ نرسیدیم اما توانستیم خاک کشورمان را پس بگیریم. در آن زمان امام تنها حرف آیت‌ا.. هاشمی را در لزوم پذیرش آتش‌بس‌ پذیرفت.

به جز پایان دادن به جنگ تحمیلی خدمات دیگر آیت‌الله هاشمی چه بود؟

بعد از پایان جنگ، بزرگ‌ترین دستاورد عمر سیاسی آیت‌الله هاشمی نهادینه شدن گفتمان اعتدال و میانه‌روی در کشور است. ایشان توانستند اعتدال و میانه‌روی را به گفتمان تبدیل کنند و همه ما این گفتمان را مدیون آیت‌الله هاشمی هستیم. بدترین رفتارها با آیت‌الله هاشمی شد اما ایشان به هیچ بی‌‌احترامی نسبت به خود پاسخ نداد. نتیجه آن این شد که میلیون‌ها نفر در تششیع پیکر ایشان شرکت کردند. درخت اعتدال با عملکرد هاشمی در این سرزمین باور شده است.»




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2017
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.