|
جمعه ۱۹ تير ۱۴۰۵ -
Friday 10 July 2026
|
یگانه تربتی / نیویورک تایمز / ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶
ایران در حالی با اقتصادی ویرانشده، جمعیتی ناراضی و تهدید دائمی بازگشت به جنگی تمامعیار دستوپنجه نرم میکند که همزمان با غیبت محسوس در بالاترین سطح حاکمیت روبهرو است؛ وضعیتی که در آن ایرانیان همچنان در انتظارند تا رهبر جمهوری اسلامی را ببینند یا مستقیماً سخنان او را بشنوند.
مجتبی خامنهای در ماه مارس، چند روز پس از آنکه حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ، پدر و سلف او، آیتالله علی خامنهای، را کشت، به این مقام منصوب شد؛ اما از آن زمان تاکنون در انظار عمومی دیده نشده است. این موضوع باعث شده برخی نه تنها درباره وضعیت سلامتی مجتبی خامنهای ــ که در آن حمله مجروح شده بود ــ پرسشهایی مطرح کنند، بلکه این تردید را نیز به میان آورند که آیا او واقعاً در این مقطع حساس، اداره کشور را در دست دارد یا نه.
او تاکنون هیچ راهنمایی عمومی و روشنی درباره رویارویی میان تندروهایی که مخالف هرگونه دیپلماسی با ایالات متحده هستند و عملگرایانی از جمله رئیسجمهور و وزیر امور خارجه ایران که ماه گذشته با یک توافق اولیه آتشبس با آمریکا موافقت کردند، ارائه نکرده است.
چنین شکافهایی در میان طبقه سیاسی چندپاره ایران پدیده تازهای نیست، اما در شرایطی که ایران و آمریکا همزمان درگیر حملات متقابل هستند و تلاشهای دیپلماتیک نیز با دشواری مواجه شده، اهمیت و فوریت بیشتری یافته است. این اختلافات این هفته آشکارا نمایان شد؛ زمانی که به نظر میرسید مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در جریان مراسم تشییع آیتالله خامنهایِ پدر با هو کردن و مزاحمت برخی حاضران مواجه شدند.
رهبر جمهوری اسلامی مسئولیت فرماندهی نیروهای مسلح ایران، تعیین رئیس قوه قضائیه و شماری از مناصب کلیدی دیگر، اعلام جنگ و صلح و انجام سایر وظایف حیاتی رهبری را بر عهده دارد. در نظامی که عناصر حکومت دینی و جمهوری را در هم آمیخته است، این مقام بالاترین جایگاه و اختیار را در ساختار قدرت دارد.
این انتظار وجود داشت که ایران و جهان در جریان مراسم تشییع پدر آیتالله خامنهای برای نخستین بار رهبر جدید را ببینند. اما مراسم روز پنجشنبه بدون حضور او به پایان رسید.
در غیاب یک مرجع مقتدر مرکزی مانند آیتالله خامنهایِ پدر، پیشبینی اینکه در نهایت کدام جناح دست بالا را پیدا خواهد کرد و کشور چگونه از میان بحرانهای متعدد خود عبور خواهد کرد، دشوارتر از همیشه شده است.
در دل مذاکرات صلح، پرسشهای بنیادینی درباره سرنوشت کشور نهفته است؛ از جمله آینده روابط ایران و آمریکا، میزان آمادگی تهران برای مصالحه بر سر برنامه هستهای خود به منظور دستیابی به کاهش تحریمها و نیز چگونگی تلاش برای بازسازی اقتصادی که سالها با مشکلات مزمن روبهرو بوده و اکنون نیز از جنگ آسیب دیده است؛ اقتصادی که پیش از این نیز نارضایتی عمیق عمومی را برانگیخته بود.
علی انصاری، تاریخنگار ایران در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، میگوید: «در عمل هیچ مرجع مرکزی وجود ندارد که بتواند میان جناحهای مختلفی که برای کنترل قدرت با یکدیگر رقابت میکنند، آشتی و هماهنگی ایجاد کند.»
این وضعیت تغییری چشمگیر نسبت به آن چیزی است که ایرانیان طی ۳۷ سال گذشته به آن عادت کرده بودند. آیتالله علی خامنهای حضوری دائمی در زندگی سیاسی ایران داشت و با ایراد مکرر سخنرانیهای عمومی، دیدگاههای خود را آشکار میکرد و بهطور ضمنی برای هزاران مقام دولتی، نیروهای امنیتی و سیاستمدارانی که امور روزمره حکومت را اداره میکنند، جهتگیری تعیین میکرد.
تقریباً تنها نشانهای که ایرانیان از شخصیت، رویکرد یا دیدگاههای مجتبی خامنهای در اختیار دارند، حدود یک دوجین بیانیه مکتوب است که از اواسط مارس تاکنون به نام او منتشر شده و در آنها مناسبتهای رسمی گرامی داشته شده یا در برخی موارد درباره مسائل سیاسی و حکومتی اظهارنظر شده است. آقای انصاری میگوید از آنجا که مردم نه او را میبینند و نه صدایش را میشنوند، نمیتوانند بدانند که واقعاً چه میاندیشد.
مجتبی خامنهای در یکی از بیانیههای خود در ماه ژوئن اعلام کرد که در اصل با امضای توافق موافق نبوده، اما پس از دریافت وعدههایی از سوی آقای پزشکیان تصمیم گرفته آن را بپذیرد. این بیانیه نتوانست به بحثهای شدید در داخل ایران درباره این توافق پایان دهد و هر دو طرف مناقشه آن را به سود مواضع خود تفسیر کردند.
او در یکی از نخستین بیانیههایش به «ضعفهای دیرینه اقتصادی و مدیریتی» در ایران اشاره کرد، اما توضیح نداد که این ضعفها دقیقاً چه هستند و کشور چگونه باید به آنها رسیدگی کند.
برخی ایرانیان مشتاقاند که مجتبی خامنهای حضور پررنگتری در صحنه سیاسی داشته باشد. فاطمه محمد، که این هفته در مراسم عزاداری در مرکز تهران شرکت کرده بود، گفت او در برابر مردم مسئول است که ظاهر شود و به تقویت پیام ایستادگی و مقاومت ایران در برابر دشمنانش کمک کند.
او گفت: «هیچکدام از ما از مرگ نمیترسیم. مجتبی خامنهای باید ظاهر شود تا همه ما بتوانیم به جهان نشان دهیم که هیچ چیز ما را نمیترساند.»
برخی دیگر غیبت او را ناشی از احتیاط میدانند؛ بهویژه با توجه به اینکه حملات دشمن تاکنون لایههای مختلفی از رهبری ایران را هدف قرار داده و از میان برده است. محمد سلیمانی که در مراسم تشییع در مصلای بزرگ تهران حضور داشت، گفت: «این دشمنان تشنه خون هستند و ممکن است حتی در روزهای اندوه و عزاداری برای پدرش نیز به سراغ او بیایند.»
او افزود: «دوست دارم او را ببینم، اما حتی اگر ظاهر نشود، حضورش را در قلب خود احساس میکنیم.»
در دوران رهبری آیتالله علی خامنهای یا پیش از او آیتالله روحالله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی بهعنوان عالیترین و مورد پذیرشترین مرجع قدرت شناخته میشد؛ مرجعی که میتوانست اختلافات را حلوفصل کند و مسیر پیش رو را نشان دهد. اما اکنون به نظر میرسد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی نظامی ایدئولوژیک ایران، نسبت به گذشته قدرت بیشتری را اعمال میکند و برخی نشانهها نیز حاکی از شکلگیری روندی جمعیتر در تصمیمگیریهاست.
حسامالدین آشنا، مشاور حسن روحانی در دوران ریاستجمهوری او، ماه گذشته در شبکههای اجتماعی نوشت: «امروز هر سه قوه، نیروهای مسلح، مردم و سازمانهای جامعه مدنی خطرات تفرقه و فروپاشی را درک کردهاند و ضرورت اجماع نهادی را پذیرفتهاند.»
ری تکیه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، میگوید شکافهایی که وجود دارند ظاهراً مانع جدی برای عملکرد حکومت ایجاد نکردهاند.
او گفت: «طبیعی است که افراد درباره این مسائل سرنوشتساز و تکاندهنده دیدگاههای متفاوتی داشته باشند. اختلاف نظر به این معنا نیست که در تصمیمگیری فلج شدهاند.»
به احتمال زیاد، به قدرت رسیدن مجتبی خامنهای مستلزم بازتعریف ضمنی جایگاه رهبر جمهوری اسلامی خواهد بود. طبق قانون اساسی ایران، این مقام از اختیارات گستردهای برخوردار است، اما در عمل دامنه و ماهیت این قدرت معمولاً بیش از آنکه صرفاً در متن قانون تعریف شود، به شخصیت خود رهبر و میزان وفاداری و اعتقاد پیروانش بستگی داشته است.
نخستین فردی که این جایگاه را در اختیار داشت، آیتالله خمینی بود که از اقتدار فوقالعادهای برخوردار بود؛ اقتداری که تا حد زیادی از کاریزما، جایگاه مذهبی و نقش او در رهبری جنبشی که سلطنت ایران را سرنگون کرد، سرچشمه میگرفت. او همچنین معمولاً از دخالت مستقیم در تصمیمگیریهای روزمره پرهیز میکرد و میکوشید میان جناحهای چپ و راست جمهوری اسلامی تعادل برقرار کند. برای مثال، در بخش قابل توجهی از دوران رهبری او، نخستوزیران از جناح چپ بودند، در حالی که ریاستجمهوری در اختیار محافظهکاران قرار داشت.
جانشین او، آیتالله علی خامنهای، در آغاز دستکم گرفته میشد. اعتبار و جایگاه مذهبی او به مراتب کمتر از سلفش بود و بسیاری معتقد بودند که از رئیسجمهور وقت، علیاکبر هاشمی رفسنجانی، نفوذ و قدرت کمتری دارد.
اما با گذشت زمان، او جاهطلبیها و برنامههای خود را آشکار کرد؛ به نیروهای امنیتی ایران نزدیک شد و نشان داد که حتی برای سرکوب جناحهای وفاداری که خواهان دموکراتیکتر شدن نظام بودند نیز تردیدی ندارد. این موضوع بیش از هر زمان دیگری در سرکوب جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ نمایان شد. اگرچه دو رهبر اصلی آن جنبش همچنان به انقلاب اسلامی وفادار بودند، اما از آیتالله خامنهای خواسته بودند به اتهامات جدی درباره تقلب در انتخابات رسیدگی کند.
تا زمان مرگش، علی خامنهای دفتر رهبری را به ساختاری عظیم و بوروکراتیک تبدیل کرده بود که در سراسر دستگاه حکومتی ایران نفوذ داشت و به او امکان میداد بر نیروهای نظامی، دستگاههای اطلاعاتی، اقتصاد و سیاست خارجی کشور نظارت کند.
علی الفونه، پژوهشگر ارشد مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس، با اشاره به مجتبی خامنهای گفت: «او دفتر رهبری را به ارث برده است، اما همانند پدرش دستکم به چهار تا هشت سال زمان نیاز خواهد داشت تا اقتدار و کنترل خود را تثبیت کند.»
به گفته تحلیلگران، مجتبی خامنهای مسئول مدیریت ارتباط میان دفتر پدرش و نهادهای امنیتی بوده است و همین تجربه، همراه با تحصیلات حوزوی او نزد یکی از روحانیان فوقالعاده تندرو، از جمله معدود اطلاعات زندگینامهای اوست که اکنون برای حدس زدن اولویتها و شیوه حکمرانیاش مورد استناد قرار میگیرد. او علاوه بر به ارث بردن ساختار بوروکراتیک دفتر رهبری، کنترل رسمی چندین مجموعه اقتصادی ثروتمند و شبهدولتی را نیز در اختیار دارد.
ری تکیه گفت: «فکر نمیکنم بتوان جایگاه رهبر جمهوری اسلامی را خنثی کرد. قدرت نهادی و منابع مالی آنقدر گسترده است که اگر رهبر از کارآمدی و توانایی لازم برخوردار باشد، این قدرت نهادی توسط مراکز قدرت رقیب قابل بیاثر شدن نیست.»
با این حال، از نگاه برخی ناظران، مقایسه مجتبی خامنهای با پدرش این واقعیت را نادیده میگیرد که او در شرایطی کاملاً متفاوت و با نقاط ضعف مشخص این مسئولیت را بر عهده گرفته است؛ از جمله اینکه هنوز نتوانسته حضور و اقتدار خود را در عرصه عمومی به نمایش بگذارد.
علی انصاری، تاریخنگار، گفت: «مگر اینکه او شخصیتی استثنایی و فردی با قدرتی غیرمعمول باشد؛ در غیر این صورت، گمان میکنم به احتمال زیاد به حاشیه رانده خواهد شد.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|