|
يكشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ -
Sunday 7 June 2026
|
امتداد: تصویر معاصر سینمای ایران، پرترهای تلخ از همنشینی فاجعه بار فیزیکی و فروپاشی اقتصادی است. وقتی از سینمای پساجنگ سخن میگوییم، نقطه عزیمت ما فراتر از آمارهای نزولی، ویرانی نمادهایی است که هنر را به حافظه جمعی پیوند میزدند. سینما شکوفه در میدان شهدا، با ریشهای ممتد در دهه ۴۰ خورشیدی، دیگر یک پردیس مدرن با ظرفیت چندصد نفری نیست؛ تلی از خاکستر است که دو بار اصابت مستقیم را تجربه کرد تا آپاراتخانه و پرده نمایش آن، درام واقعی را در دل واقعیتِ عریان بازی کنند.
خسارت مادی این ویرانی اگرچه دهها میلیارد تومان برآورد میشود، اما خسارت بنیادین آن، انسداد تنها تنفسگاه فرهنگی طبقه متوسط و فرودست در جنوب شهر است. این ویرانی فیزیکی، استعارهای عمیق از وضعیت کلیتِ سینمای ایران است: مدیومی که پردههایش فرو ریخته و چراغهایش خاموش شدهاند.
سقوط آزاد در گیشه؛ تشریح آماری یک فروپاشی
بررسی دادههای رسمی سامانه مدیریت فروش و اکران، عمق این فاجعه ساختاری را عیان میکند. در بازه بحرانی سه ماهه نبرد و دوران اولیه آتشبس (از اواخر زمستان ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵)، کل عایدی سینمای ایران تنها نزدیک به ۶۴ میلیارد تومان برای ۶۰ هزار سانس بود؛ رقمی که با جذب مخاطبی کمتر از ۹۰۰ هزار نفر، یک فاجعه تمامعیار به شمار میرود. هرچند این رقم در هفتههای پس از آن با شیبی بسیار ملایم به مرز ۱۰۰ میلیارد تومان نزدیک شد، اما مقایسه آن با بازه مشابه در سال گذشته، ابعاد هولناک این سقوط را برملا میسازد.
سال گذشته در همین بازه زمانی، سینمای ایران با جذب بیش از ۶.۵ میلیون تماشاگر، درآمدی فراتر از ۵۱۲ میلیارد تومان را ثبت کرده بود. ریزش بیش از ۸۰ درصدی مخاطبان و افت چشمگیر درآمدها، نشان میدهد که ماشین اکران در ایران به طور کامل از کار افتاده است. این آمارها صرفاً اعدادی در کارنامه مالی نیستند، بلکه بیانیهای صریح از پایان یک دوره زیست فرهنگیاند.
پیشدرآمد بحران؛ ریشههای انهدام پیش از شلیک نخستین گلولهها
تقلیل دادن وضعیت بحرانی سینما تنها به پیامدهای مستقیم جنگ، خطایی تئوریک و فرار از واقعیتهای کهنه است. سینمای ایران پیش از آغاز درگیری چهلروزه نیز از بیماریهای زمینهای مزمن رنج میبرد. التهابات سیاسی و اجتماعی زمستان ۱۴۰۴، پیشلرزههای این زلزله بزرگ بودند. تنها در یک بازه یکهفتهای پس از شوکهای سیاسی دیماه، فروش هفتگی سینما که نزدیک به ۲۹ میلیارد تومان بود، با سقوطی آزاد به رقم ناچیز ۴.۵ میلیارد تومان رسید و جمعیت مخاطبان از ۳۶۷ هزار نفر به ۶۵ هزار نفر تقلیل یافت. این پیشینه ثابت میکند که ساختار نیمهجان سینمای ایران، پیش از برخورد موشکها، در محاصره بحرانهای هویتی، سانسور ساختاری، عدم ارتباط با مطالبات واقعی جامعه و بیاعتمادی عمیق مخاطب قرار داشت و جنگ تنها تیر خلاصی بر این پیکر رنجور بود.
شکست استراتژی مخدر؛ وقتی کمدی هم منجی نیست
سالهاست که سیاستگذاری کلان فرهنگی در ایران، تزریق فیلمهای کمدی گیشهای و سطحی را به عنوان مسکن و مخدر برای سرپوش گذاشتن بر بحرانهای عمیق سینما به کار میگیرد. این فرمول که در دوران ثبات نسبی، سودهای کلانی را نصیب چرخه توزیع میکرد، در اتمسفر پس از جنگ کارایی خود را به کلی از دست داده است. در شرایطی که روان جمعی جامعه با تروماهای عمیق ناشی از ناامنی، آوارگی و ابهام در آینده درگیر است، پناه بردن به شوخیهای کلیشهای دیگر توان بازگرداندن مردم به سالنهای تاریک را ندارد. این شکست نشان داد که سینمای مبتنی بر فانتزیهای کاذب، در مواجهه با رئالیسم خشن و عریان جامعه، هژمونی خود را از دست میدهد. وقتی واقعیت بیرونی به رادیکالترین شکل ممکن جریان دارد، کمدیهای تصنعی شبیه به شوخیهای بیمایهای به نظر میرسند که مخاطب تمایلی به خرید بلیط آنها ندارد.
سقوط در هرم نیازها؛ سینما به مثابه کالای لوکس و دستنیافتنی
در تحلیل نهایی، اقتصاد سیاسی پس از جنگ، ضربه مرگبار را به زنجیره مصرف فرهنگی وارد کرده است. تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول ملی و جهش برقآسای هزینههای سبد معیشت، طبقه متوسط را که بازوی اصلی حیات سینما بود، به حاشیه رانده است. در روزگاری که تامین مایحتاج اولیه، مسکن و بهداشت به دغدغه مطلق و روزمره شهروندان تبدیل شده، سینما رفتن به طور طبیعی از هرم نیازهای اساسی حذف شده و به اولویت دهم یا حتی چند دهم جامعه سقوط کرده است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|