|
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ -
Wednesday 29 April 2026
|
برگردان: ملیحه شریفزاده
۲۷ آوریل ۲۰۲۶
همانطور که الکساندر پوپ زمانی گفت، خطا کردن بخشی از ذات انسان است. اما در حالی که همه انسانها خطاپذیرند، برخی بیش از دیگران دچار اشتباه میشوند. این خود توجیهی برای دموکراسی است — یعنی سپردن تصمیمهایی که بر شمار زیادی از مردم تأثیر میگذارند به فرآیندهای مشورتی که شامل سازوکارهای نظارتی هستند. تاریخ حکومتهای اقتدارگرا و مطلقه سرشار از شخصیتهایی است که اشتباهاتشان نه تنها برای خودشان، بلکه برای جوامعی که بر آنها حکومت میکردند نیز فاجعه بار بوده است.
هیچ تصمیمی مهمتر از آغاز جنگ علیه یک کشور دیگر نیست. با این حال، ایالات متحده دقیقاً چنین کاری کرده است، بدون آنکه حتی اندکی به نظام کنترلهای متقابل و تصمیمگیری عقلانی خود پایبند باشد. همانند پادشاهان گذشته، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، دروغگویی است، که تصمیمهایش را سریع، احساسی و بدون بررسی کافی میگیرد، از نظارت پارلمانی مصون است و توسط چاپلوسانی احاطه شده که فقط آنچه را میخواهد بشنود به او میگویند. نتیجه فاجعهبار اکنون آشکار است: ایالات متحده بار دیگر درگیر جنگی در خاورمیانه شده است که تاکنون جان هزاران نفر، بهویژه غیرنظامیان، را گرفته و در آن، ایالات متحده به احتمال زیاد مرتکب موارد متعدد جنایات جنگی شده است.
هیچکس نمیداند جنگ با ایران چه مدت ادامه خواهد داشت، چه تعداد دیگر از جنایات جنگی رخ خواهد داد یا چند انسان بیگناه دیگر کشته خواهند شد. اما به نظر میرسد آمریکاییها چنان در برابر نقض حقوق بشر و حاکمیت قانون توسط ترامپ بیحس شدهاند و چنان زیر باران بیوقفه اخبار قرار دارند که بهسختی اعتراضی نشان میدهند. حتی در دانشگاههای ما، که معمولاً کانونهای اعتراض و مقاومت هستند، فضای ترس حاکم است. همانند همه رژیمهای سرکوبگر، تهدید به پیامدهای اقتصادی یا حتی بدتر — از دست دادن ویزا، اخراج از کشور یا پیگردهای کیفری — اثر مورد نظر را بر جای میگذارد.
بهعنوان یک اقتصاددان، اغلب از من پرسیده میشود که جنگ تهاجمی ترامپ علیه ایران چه پیامدی برای اقتصاد آمریکا و جهان خواهد داشت. پاسخ کوتاه این است: هرچه این جنگ طولانیتر شود، خسارت آن بیشتر خواهد بود. اما حتی اگر جنگ بهسرعت پایان یابد، پیامدهای آن برای مدت طولانی باقی خواهد ماند. در نهایت، شبکههای تأمین کالاهای مهم از پیش بههم ریختهاند و تأسیسات تولید نفت و گاز تخریب شدهاند. بیشتر برآوردها نشان میدهند که بازسازی سالها زمان خواهد برد.
علاوه بر این، تنها ذخایر نفت و گاز در معرض خطر نیستند. برخلاف تحریمهای نفتی دهه ۱۹۷۰، تولید کود شیمیایی — که سیستمهای غذایی جهانی به آن وابستهاند — نیز در خطر قرار دارد. این بحران همچنین در پی سایر آشفتگیهای بزرگ اقتصادی جهانی رخ میدهد — از همهگیری کووید-۱۹ و تهاجم روسیه به اوکراین گرفته تا جنگ تعرفهای جهانی ترامپ و تخریب نظام مبتنی بر قواعد تجارت بینالملل — که همگی به افزایش تورم و تشدید بحران قدرت خرید کمک کردهاند.
پیش از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، تورم روندی نزولی داشت، هرچند همچنان بهطور قابلتوجهی بالاتر از هدف ۲ درصدی مورد نظر بانکهای مرکزی بود. اما تعرفهها این روند را بهطور چشمگیری کند کردهاند و تورم در سراسر جهان بار دیگر افزایش یافته است. از آنجا که بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، هماکنون با بحران قدرت خرید — که با سیاستهای آمریکا تشدید شده — مواجهاند، این خطر وجود دارد که بانکهای مرکزی در سراسر جهان یا نرخ بهره را افزایش دهند یا دستکم سرعت کاهش آن را کندتر کنند.
این امر به نوبه خود بحران قدرت خرید را تشدید خواهد کرد — زیرا خرید خانه یا بازپرداخت بدهیهای کارت اعتباری را دشوارتر میکند — و اقتصاد ایالات متحده را که پیشاپیش از شوک ناشی از سیاستهای غیرقابلپیشبینی تجاری، مهاجرتی و مالی ترامپ آسیب دیده، کندتر خواهد ساخت. اگر هزینههای مهارنشده برای مراکز داده هوش مصنوعی نبود — که حدود یکسوم رشد اقتصادی آمریکا را تشکیل میدهد — اقتصاد این کشور کاملاً کمجان میبود. و از آنجا که کاهش مالیاتها به نفع میلیاردرها و شرکتها اکنون اجرا شده، دولت آمریکا منابع مالی کمتری دارد تا هم پیامدهای همین سیاستها و هم اثرات احتمالی هوش مصنوعی — از جمله از دست رفتن شغلها یا ترکیدن حباب فناوری — را جبران کند.
ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایالات متحده بهعنوان صادرکننده خالص نفت سود خواهد برد، بیمعناست. بله، شرکتهایی مانند اکسون سود خواهند برد، اما مصرفکنندگان آمریکایی قیمتهایی را میپردازند که در سطح جهانی تعیین میشوند — و این قیمتها از پیش بهطور قابلتوجهی افزایش یافتهاند. در چنین شرایطی، واضح است که آمریکا باید مالیات ویژهای بر سودهای بادآورده اعمال کند. اما تحت دولتی که تا این حد در اختیار صنعت سوختهای فسیلی قرار دارد، چنین اقدامی رخ نخواهد داد.
همپیمانان سابق آمریکا در اروپا نیز بهشدت از افزایش قیمت انرژی و کمبودهای عرضه — که توسط ترامپ تشدید شده — آسیب میبینند. اگر تصمیمگیرندگان اروپایی قیمت برق را به قیمت گاز گره بزنند (همانگونه که در آغاز جنگ اوکراین انجام دادند)، ممکن است اوضاع را بدتر کنند. اما اگر اروپا راهبردی را دنبال کند که از طریق کاهش وابستگی به فناوری آمریکا و دفاع نظامی ایالات متحده، حاکمیت خود را بازیابد، میتواند موقعیت خود را در حال حاضر و در بلندمدت تقویت کند.
صرفنظر از اینکه جنگ و شرایط کنونی رکود تورمی چه مدت ادامه یابد، پیامدهای بلند مدت این دوره عمیق خواهد بود. امید میرود جهان به این نتیجه برسد که «نوسانات» انرژی خورشیدی و بادی بسیار قابلکنترلتر از وابستگی مداوم به سوختهای فسیلی است — وابستگیای که در معرض خواست و هوس شخصیتهای اقتدارگرای غیرقابل پیشبینی مانند ترامپ و رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، قرار دارد. اگر جنگ ترامپ گذار زیستمحیطی را در سطح جهانی تسریع کند، این میتواند روزنهای امیدبخش در افق باشد.
در هر صورت، میخ دیگری بر تابوت جهانی صلحآمیز و بدون مرز — جهانی که نیاکان ما پس از جنگ جهانی دوم در پی ساختن آن بودند — کوبیده شده است. تحت رهبری ترامپ، کشوری که بنیانهای این جهان را گذاشت، اکنون خود در حال برچیدن آن است. با توجه به جنگ سرد جدید با چین و آسیبپذیری آشکار زنجیرههای تأمین جهانی، دلایل چندانی برای خوشبینی وجود ندارد. و از آنجا که دموکراسی در ایالات متحده در وضعیتی چنین تضعیفشده قرار دارد، خطاهای انسانی و پیامدهای آنها بهسرعت در حال افزایش است.
———
جوزف ای. استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد و استاد دانشگاه در دانشگاه کلمبیا، اقتصاددان ارشد پیشین بانک جهانی (۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰)، رئیس پیشین شورای مشاوران اقتصادی رئیسجمهور ایالات متحده، و رئیس مشترک پیشین...
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|