|
يكشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ -
Sunday 8 March 2026
|
مارک مازتی، تایلر پیجر، رونن برگمن، فرناز فصیحی، اریک اشمیت، اریکا سولومون و جولیان ای. بارنز
نیویورک تایمز / ۷ مارس ۲۰۲۶
رگبار موشکهای اسرائیلی که صبح شنبه گذشته به یک مجموعه دولتی در مرکز تهران اصابت کرد، بر اساس هر معیار نظامی، یک حمله آغازین موفق از سوی ایالات متحده و اسرائیل در آغاز جنگ با ایران به شمار میرفت.
انفجارها رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای را به همراه شماری از مقامهای ارشد نظامی و اطلاعاتی ایران کشت. نخستین ضربه جنگ، ایران را بدون بسیاری از فرماندهان ارشدش برای هدایت واکنش نظامی باقی گذاشت.
اما در عمل، پیامدهای این حمله پیچیدهتر از آن چیزی بود که در ابتدا به نظر میرسید. حمله اسرائیل همچنین گروه دیگری از مقامهای ایرانی را که در بخش دیگری از همان مجموعه در حال برگزاری جلسه بودند، کشت. به گفته مقامهای آمریکایی، در میان کشتهشدگان افرادی حضور داشتند که کاخ سفید آنها را آمادهتر برای مذاکره نسبت به رؤسایشان میدانست و تصور میشد بتوانند به پایان سریعتر درگیری کمک کنند.
حمله به این مجموعه در تهران نمادی از واقعیت آشفته هفته نخست جنگ بود: یک کارزار هوایی فرساینده از سوی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی علیه دشمنی که زیر فشار قرار گرفته است، اما در عین حال پاسخ روشنی درباره اینکه «پیروزی» در این جنگ چه شکلی خواهد داشت وجود ندارد. ایران که دولتش همچنان پابرجاست، موضعی سرسختانه گرفته و میدان نبرد را به سراسر منطقه گسترش داده و نخستین تلفات آمریکایی در این درگیری را نیز وارد کرده است.
در حالی که مقامهای ارشد دولت آمریکا در طول هفته تلاش کردند اهداف جنگ را بهطور محدود جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تعریف کنند، دونالد ترامپ توضیحهایی کاملاً متفاوت و متغیر درباره آنچه میخواهد به دست آورد ارائه کرده است.
ترامپ در نخستین پیام خود پس از آغاز جنگ، خواستار یک قیام گسترده در ایران علیه رهبران کشور شد. اما در روزهای بعد، در حالی که نشانهای از حرکت ایرانیان برای سرنگونی حکومت خود دیده نمیشد و گزارشهای اطلاعاتی نتیجه گرفته بودند که احتمالاً نظام روحانیون در قدرت باقی خواهد ماند، او اشاره کرد که چندان به آینده ایران پس از پایان کارزار نظامی اهمیتی نمیدهد.
سپس روز جمعه اعلام کرد که شخصاً در انتخاب رهبر آینده ایران نقش خواهد داشت و بدین ترتیب نشان داد که ایالات متحده را به آینده بلندمدت ایران متعهد میکند. و صبح شنبه نیز در بیانیهای تند در شبکههای اجتماعی هشدار داد که «مناطقی و گروههایی از مردم که تا این لحظه هدف قرار دادن آنها مد نظر نبود»، ممکن است اکنون توسط ایالات متحده و اسرائیل هدف حمله قرار گیرند.
این روایتهای متغیر، افکار عمومی آمریکا را سردرگم کرده است؛ نظرسنجیها نشان میدهد که اکثریت آمریکاییها با این جنگ مخالفاند. در همین حال، گسترش خشونتها باعث افزایش قیمت نفت و دیگر شوکهای اقتصادی شده است؛ تحولاتی که میتواند در سال انتخابات، مشکلات سیاسی بیشتری برای ترامپ و حزب جمهوریخواه در داخل کشور ایجاد کند.
هفته نخست جنگ یادآور گذشته نیز بود: برای نخستین بار از زمان جنگ جهانی دوم، یک زیردریایی آمریکایی با استفاده از اژدر یک کشتی دشمن را نابود کرد. و در عین حال نشانههایی از آینده نیز به نمایش گذاشت: پنتاگون از هوش مصنوعی برای کمک به انتخاب اهداف حمله استفاده کرد.
گفتوگو با دهها مقام در ایالات متحده، اسرائیل، ایران و سراسر خاورمیانه نشان میدهد که هرچند تواناییهای نظامی آمریکا و اسرائیل در هفت روز نخست جنگ برتری قاطعی داشته است، اما خشونتی که در سراسر منطقه گسترش یافته میتواند به مجموعهای از پیامدهای پیچیده و پرخطر منجر شود.
هزاران حمله به سایتهای موشکهای بالستیک ایران، ستادهای نظامی و کشتیهایی که در خلیج فارس در حال عبور بودند، توانایی تهران برای گسترش بیشتر جنگ را تضعیف کرده است. مقامهای نظامی آمریکا و اسرائیل میگویند با توجه به اینکه سامانههای پدافند هوایی ایران تا حد زیادی آسیب دیدهاند، اطمینان دارند که میتوانند این کارزار را برای هفتهها با خطر اندکی برای خلبانان خود ادامه دهند.
در همین هفته، مقامهای پنتاگون به کنگره گفتند که هزینه هفته نخست جنگ حدود ۶ میلیارد دلار بوده است. جمهوریخواهان انتظار دارند دولت برای ادامه جنگ از کنگره درخواست بودجه بیشتری کند.
در سوی دیگر، مقامهای ایرانی گفتهاند اطمینان دارند که دولت میتواند از این موج حملات جان سالم به در ببرد و در طول زمان، آمریکاییها و اسرائیلیها میل خود را برای ادامه جنگ از دست خواهند داد. آنها برای راهبرد خود ــ افزایش هزینههای جنگ برای وادار کردن آمریکا و اسرائیل به عقبنشینی ــ یک نام رمزی انتخاب کردهاند: «عملیات مرد دیوانه» (Operation Madman).
روند پیشرفت کارزار نظامی
جنگ ۱۲ ساعت زودتر از زمان برنامهریزیشده آغاز شد، پس از آنکه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل اطلاعات فوری تازهای دریافت کردند: جلسات مقامهای ارشد نظامی و اطلاعاتی در مجموعهای در تهران از شامگاه شنبه به صبح همان روز منتقل شده بود — و آیتالله خامنهای نیز قرار بود در همان زمان در آن مجموعه حضور داشته باشد.
اسرائیل هم موشکهای کروز و هم موشکهای بالستیک مافوقصوت را که با قوسی بلند وارد جو میشوند، شلیک کرد. هنگامی که این موشکها به زمین رسیدند، مجموعهای را که چندین بلوک در مرکز تهران را دربر میگرفت، با خاک یکسان کردند.
از آن زمان تاکنون، مقامهای نظامی آمریکا و اسرائیل میگویند کارزار هوایی شدید آنها شماری از اعضای ارشد رهبری نظامی ایران را کشته، بخش بزرگی از نیروی دریایی ایران را غرق کرده و توانایی دولت ایران برای سازماندهی مقاومت مسلحانه مؤثر را بهطور فزایندهای تضعیف کرده است.
نیروهای رزمی آمریکا در منطقه اکنون به بیش از ۵۰ هزار سرباز رسیدهاند — از جمله دو ناو هواپیمابر و حدود دوازده کشتی جنگی — و دهها بمبافکن و هواپیمای تهاجمی دیگر نیز همچنان در حال اعزام به منطقه هستند. حدود ۴ میلیارد دلار از هزینه هفته نخست جنگ برای آمریکا صرف مهمات شده است؛ عمدتاً موشکهای رهگیر برای سرنگون کردن موشکهای ایرانی.
تقسیم کار در کارزار نظامی
اسرائیل و ایالات متحده این کارزار را بر اساس جغرافیا و نوع اهداف میان خود تقسیم کردهاند. اسرائیل در ابتدا رهبران مذهبی و نظامی ایران، از جمله آیتالله علی خامنهای را هدف قرار داد، در حالی که ارتش آمریکا تمرکز خود را بر سامانههای پدافند هوایی ایران گذاشت. سپس نیروی هوایی هر دو کشور توجه خود را به پرتابگرها و انبارهای موشکهای بالستیک معطوف کردند — بهگونهای که اسرائیل بر مناطق شمالی ایران تمرکز داشت و آمریکا بر مناطق جنوبی.
با این حال، اشتباهات جدی نیز رخ داده است؛ از جمله حمله ۲۸ فوریه که یک مدرسه ابتدایی در شهر میناب در جنوب ایران را هدف قرار داد. این حمله مرگبارترین مورد شناختهشده از تلفات غیرنظامیان در جنگ تاکنون بوده است — به گفته مقامهای بهداشتی ایران و رسانههای دولتی، دستکم ۱۷۵ نفر در آن کشته شدند که بسیاری از آنان دانشآموزان مدرسه بودند. هنوز هیچ طرفی مسئولیت این حمله را نپذیرفته است، هرچند تحلیل روزنامه نیویورک تایمز نشان میدهد که احتمالاً این مدرسه توسط حمله هوایی آمریکا هدف قرار گرفته است.
به گفته مقامها، نیروهای اسرائیلی و آمریکایی تاکنون حدود ۴۰۰۰ هدف را مورد حمله قرار دادهاند؛ حملاتی که توانایی ایران برای شلیک موشک و پهپاد به سوی اسرائیل، پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و دیگر متحدان منطقهای را تضعیف کرده است. بر اساس اعلام جمعیت هلالاحمر ایران، مجموع کشتهشدگان در ایران حدود ۱۰۰۰ نفر است.
دریادار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، روز پنجشنبه گفت که تعداد موشکهای بالستیکی که ایران شلیک کرده است نسبت به روز نخست جنگ ۹۰ درصد کاهش یافته است. او افزود توانایی ایران برای استفاده از پهپادهای انتحاری یکطرفه — که از فراوانترین و تهدیدآمیزترین سلاحهای آن به شمار میروند — نیز اکنون محدودتر شده و شمار پرتاب پهپادها نسبت به روزهای ابتدایی درگیری ۸۳ درصد کاهش یافته است.
با این حال ایران هنوز زرادخانهای قابل توجه از هر دو نوع سلاح در اختیار دارد. بر اساس برخی برآوردهایی که مقامهای آمریکایی در جلسات محرمانه این هفته به کنگره ارائه کردهاند، ایران همچنان حدود ۵۰ درصد از برنامه موشکی خود و حتی بخش بیشتری از پهپادهایش را حفظ کرده است. یکی از همین پهپادها یکشنبه گذشته در کویت شش سرباز ذخیره ارتش آمریکا را کشت. مقامهای آمریکایی و اسرائیلی میگویند هر روز در حال کاهش دادن این توان باقیمانده ایران هستند.
نابودی سامانههای پدافند هوایی ایران اکنون به پنتاگون اجازه داده است راهبرد حملات خود را تغییر دهد؛ به این معنا که بهجای تکیه بر موشکها — که گرانقیمت و نسبتاً محدود هستند — بیشتر از بمبهای هدایتشونده دقیق و ارزانتر استفاده کند که توسط هواپیماها رها میشوند.
فرماندهان نظامی آمریکا میگویند چند روز آینده بسیار تعیینکننده خواهد بود تا مشخص شود آیا ایران میتواند در حالی که ارتش آمریکا و اسرائیل زرادخانه آن را هدف قرار میدهند، همچنان یک باران موشکی مؤثر برای تلافی حفظ کند یا نه.
ژنرال کنت اف. مککنزی جونیور، فرمانده پیشین سنتکام، گفت: «این یک مسابقه است.»
بدون چشمانداز روشن برای پایان جنگ
در روزهای نخست جنگ، هم دونالد ترامپ و هم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این احتمال را مطرح کردند که تغییر واقعی در ایران از درون کشور رخ خواهد داد؛ به این معنا که اعتراضهای گسترده خیابانی بتواند حکومتی را که در اثر کارزار نظامی تضعیف شده، سرنگون کند.
اما چنین اتفاقی تاکنون رخ نداده است. ترامپ نیز تقریباً هر روز — یا حتی هر ساعت — موضع عمومی خود را تغییر داده درباره اینکه ایالات متحده تا چه اندازه میخواهد در شکلدهی آینده سیاسی ایران دخالت کند. او روز جمعه گفت اگر پس از جنگ، ایران همچنان با یک رهبر خودکامه مذهبی اداره شود نیز برایش قابل قبول است، به شرط آنکه رهبری جدید با ایالات متحده و اسرائیل «منصفانه» رفتار کند.
در داخل کاخ سفید، مقامها شماری از مسئولان عملگرای ایرانی را شناسایی کرده بودند که تصور میکردند اگر ردههای بالای رهبری ایران کشته شوند، ممکن است برای پایان نسبتاً سریع جنگ وارد مذاکره شوند. کاخ سفید این افراد را نه لزوماً «میانهرو»، بلکه کسانی میدانست که حتی اگر به معنای رسیدن به توافقی با آمریکا برای پایان خصومتها باشد، در حفظ قدرت خود منفعت شخصی دارند.
با این حال برخی ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا محتاطانهتر بود و میگفت در درون حکومت ایران افراد میانهروی اندکی وجود دارند که توان اعمال قدرت واقعی داشته باشند؛ هرچند اذعان میکردند که برخی چهرهها ممکن است برای مذاکره با ایالات متحده آمادگی بیشتری داشته باشند.
اما پس از آنکه برخی از افرادی که کاخ سفید آنها را به عنوان شرکای بالقوه برای مذاکره شناسایی کرده بود در حمله اولیه کشته شدند — و افراد بیشتری نیز در حملات بعدی به تهران جان باختند — کاخ سفید ناچار شد بهسرعت به دنبال سناریوی سیاسی دیگری برای پایان جنگ بگردد.
ترامپ یکشنبه گذشته گفت: «حمله آنقدر موفق بود که بیشتر نامزدهای رهبری ایران را از بین برد. همهشان مردهاند. نفرات دوم و سوم هم مردهاند.»
با این حال، ساختار اصلی قدرت در ایران همچنان پابرجاست؛ رؤسای قوای حکومتی و بسیاری از رهبران سیاسی ارشد هنوز زندهاند و فرماندهان نظامی نیز جایگزین شدهاند. همین وضعیت باعث شده ترامپ و مشاوران ارشدش هنوز در حال جستوجوی مسیر پیش رو باشند.
اکنون که ترامپ روز جمعه خواستار «تسلیم بدون قید و شرط» ایران شده است، مقامهای آمریکایی خود را برای درگیریای که ممکن است هفتهها ادامه یابد آماده میکنند.
رئیسجمهور آمریکا تأکید کرده است که اگر دولت کنونی ایران فروبپاشد، در تعیین جانشین آن نقش خواهد داشت. اما اکنون بحث اصلی این است که چه کسی میتواند هم در داخل ایران از جایگاه و اعتبار لازم برای رهبری کشور پس از جنگ برخوردار باشد و هم حمایت مردم ایران را به دست آورد و در عین حال آماده همکاری با ایالات متحده باشد.
گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد که صرفنظر از اینکه چه کسی قدرت را در دست بگیرد، ساختار تئوکراتیک حکومت احتمالاً پابرجا خواهد ماند.
مقامهای کاخ سفید هشدار دادهاند که رئیسجمهور ممکن است ناگهان نظر خود را تغییر دهد و اعلام پیروزی کند. با این حال، مقامهای آمریکایی میگویند اصرار او بر وجود رهبرانی مطیع و دشواری تحقق چنین هدفی — بهویژه پس از کشته شدن بسیاری از اهداف اولیه — نشان میدهد که او هنوز آماده پذیرش یک راهحل فوری نیست.
سخنگوی کاخ سفید، آنا کلی، گفت: «رئیسجمهور ترامپ و دولت او بهروشنی اهداف خود را در چارچوب عملیات خشم حماسی (Operation Epic Fury) مشخص کردهاند: نابودی موشکهای بالستیک ایران و ظرفیت تولید آنها، منهدم کردن نیروی دریایی ایران، پایان دادن به توانایی ایران برای مسلح کردن نیروهای نیابتی و جلوگیری از آنکه این کشور هرگز به سلاح هستهای دست یابد.»
«عملیات مرد دیوانه»
پس از پایان درگیری ۱۲ روزه در ماه ژوئن گذشته — زمانی که ایالات متحده و اسرائیل سایتهای هستهای ایران را بهشدت هدف قرار دادند و چهرههای کلیدی برنامه هستهای کشور را کشتند — مقامهای ایرانی راهبردی برای جنگ دوم که آن را اجتنابناپذیر میدانستند، تدوین کردند. این طرح بعدها با نام «عملیات مرد دیوانه» شناخته شد.
به گفته شش مقام ایرانی، دستورهای آیتالله خامنهای روشن بود: اگر ایران بار دیگر هدف حمله قرار گرفت — و بهویژه اگر خود او کشته شد — باید اقداماتی انجام شود که خاورمیانه را به آتش بکشد. او همچنین برای جلوگیری از خلأ قدرت در زمان جنگ، چهار لایه جانشینی برای فرماندهان نظامی و مقامهای کلیدی تعیین کرده بود.
هدف این طرح آن بود که جنگ با ایران بسیار پرهزینه شود — نه فقط برای اسرائیل و ایالات متحده، بلکه برای کشورهای عربی، اقتصادهای منطقه، صنعت گردشگری، بازار جهانی انرژی و همچنین بخشهای حملونقل و کشتیرانی.
مهدی محمدی، مشاور ارشد رئیس مجلس ایران، در تحلیل صوتی از جنگ که در حساب شبکه اجتماعی خود منتشر کرد، گفت:
«ما میدانیم آمریکا بهشدت نگران وقوع یک جنگ منطقهای است؛ اقتصادش آسیب میبیند و متحدانش نیز ضربه خواهند خورد.»
او افزود: «طرح ما این است که دامنه جنگ را گسترش دهیم و زمان آن را طولانی کنیم. این بزرگترین ضربهای است که میتوانیم به ترامپ وارد کنیم و انتخاب دیگری نداریم.»
مرحله نخست این طرح شامل حملات به اسرائیل بود. مرحله دوم بر حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی تمرکز داشت و مرحله سوم بر افزایش بیشتر تنشها از طریق حمله به اهداف غیرنظامی در کشورهای عربی — مانند فرودگاهها، هتلها و سفارتخانههایی که ممکن است آمریکاییها در آنها حضور داشته باشند — تأکید داشت.
ایران ظرف چند روز پس از آغاز جنگ هر سه مرحله این طرح را اجرا کرد.
سینا عزودی، پژوهشگر تاریخ و ارتش ایران و استادیار سیاست خاورمیانه در دانشگاه جورج واشینگتن، گفت: «این واکنشی آنی یا احساسی نیست. طرح نظامی ایران مدتهاست طراحی و با دقت بررسی شده تا بتواند تا حد ممکن هزینه را بر متحدان آمریکا در منطقه — و در نتیجه خود ایالات متحده — تحمیل کند.»
گسترش خشونت در خاورمیانه
در هفتههای پیش از آغاز جنگ، ایران استراتژی خود را از همسایگانش پنهان نکرده بود. مقامهای ایرانی بارها به دیدار همتایان عرب خود در منطقه رفتند تا هشدار دهند که اگر مورد حمله قرار گیرند، تا جایی که بتوانند منافع آمریکا را در هر نقطهای هدف قرار خواهند داد — حتی اگر به بهای کشاندن کل منطقه به جنگ باشد.
در عراقِ همسایه، شبهنظامیان همسو با تهران بهطور علنی برای تشکیل واحدهای «شهادتطلب» داوطلب جذب کردند تا به حامی دیرینه خود کمک کنند و با حمله به پایگاههای آمریکا و دیگر متحدان یا منافع این کشور در سراسر منطقه «جهاد» به راه اندازند.
مقامهای عرب این هشدارها را جدی گرفتند و بارها دولت ترامپ را تحت فشار قرار دادند تا از حمله نظامی خودداری کند.
ایران با شلیک موشکها و پهپادها به کشورهای حوزه خلیج فارس، راهی مؤثر برای اعمال فشار اقتصادی بر ترامپ و دیگر رهبران بینالمللی پیدا کرده است. آبراهها و شهرهای این منطقه غنی از سوختهای فسیلی، گرههای حیاتی تجارت جهانی، امور مالی، سفر و تولید انرژی هستند. حملات ایران پیشاپیش تنگه هرمز — مسیر حیاتی عبور نفتکشها — را عملاً مسدود کرده و مراکز بزرگ ترانزیت بینالمللی را تعطیل کرده است؛ موضوعی که باعث سرگردانی گردشگران در سراسر جهان شده است.
این حملات همچنین زیرساختهای نفت و گاز در عربستان سعودی، قطر و بحرین را هدف قرار داده است. پس از آنکه یک حمله پهپادی تأسیسات انرژی در قطر — یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی جهان — را هدف گرفت، این کشور اعلام کرد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) را برای مدت نامحدود متوقف میکند.
تمام این شوکها باعث افزایش قیمت انرژی شده است؛ از جمله برای مصرفکنندگان آمریکایی در پمپبنزینها. قیمت متوسط هر گالن بنزین معمولی در ایالات متحده در هفته نخست جنگ نزدیک به ۲۷ سنت افزایش یافت.
اندکی پس از آنکه مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در بیانیهای روز شنبه از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بابت شلیک دهها موشک و پهپاد در حملات تلافیجویانه عذرخواهی کرد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای اعلام کرد که موج تازهای از حملات را علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی و همچنین یک هتل در دبی و یک بندر در بحرین آغاز کرده است.
حزبالله لبنان — شبهنظامی مستقر در لبنان که مدتها قدرتمندترین نیروی نیابتی ایران بوده است — نیز وارد درگیری شده و با شلیک پرتابههایی به سوی اسرائیل، واکنش نظامی اسرائیل علیه لبنان را برانگیخته است. در میان دیپلماتها و تحلیلگران در بیروت اجماع گستردهای وجود دارد که سپاه پاسداران پس از پایان آخرین درگیری حزبالله با اسرائیل در سال ۲۰۲۴ کنترل بیشتری بر این گروه پیدا کرده است.
ماها یحیی، مدیر مرکز خاورمیانه «مالکوم اچ. کر» در مؤسسه کارنگی در بیروت، گفت: «اکنون روشن شده که میزان دخالت ایران در حزبالله بسیار بیشتر از چیزی است که پیشتر تصور میکردیم.»
این واقعیت روز دوشنبه، زمانی که حزبالله در واکنش به کشته شدن آیتالله خامنهای به اسرائیل حمله کرد، بهوضوح آشکار شد — اقدامی که به گفته تحلیلگران احتمالاً پیامدهای بسیار فاجعهباری برای این گروه در داخل لبنان خواهد داشت.
پایگاه اصلی حمایت حزبالله در میان شیعیان لبنان بهطور فزایندهای از جنگ خسته شده است؛ آنها بیم دارند که اگر نیروهای اسرائیلی تهاجم زمینی گستردهای آغاز کنند، برای همیشه از جنوب لبنان آواره شوند و در عین حال نارضایتی فزایندهای از این گروه نشان دادهاند.
یحیی گفت: «پایگاه اجتماعی حزبالله از این جنگهای بیپایان بسیار خسته شده است؛ آنها فقط میخواهند زندگی عادی خود را داشته باشند. اما در عین حال احساس میکنند در موقعیتی وجودی قرار دارند، زیرا با نوعی تهدید موجودیتی روبهرو هستند.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|