يكشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ - Sunday 22 February 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 22.02.2026, 7:59

جنگ با ایران چه شکلی خواهد بود؟


نانسی یوسف / آنتلانتیک / ۲۱ فوریه ۲۰۲۶

در دوران نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، مقام‌های پنتاگون اقدامی بسیار غیرمعمول انجام دادند تا احتمال وقوع جنگ را کاهش دهند: آن‌ها طرح‌های خود برای یک درگیری گسترده با ایران را با مقام‌های ارشد کاخ سفید در میان گذاشتند. به گفته افرادی آگاه از موضوع، استدلال آن‌ها این بود که اگر مشاوران، مخاطرات چنین طرحی را از نزدیک ببینند، مسیر دیگری را انتخاب خواهند کرد.

این اقدام نتیجه داد. دست‌کم در دو نوبت، رئیس‌جمهور بررسی کرد که دستور حمله به ایران را صادر کند، اما مشاورانش او را از اجرای این تصمیم منصرف کردند. با این حال، اکنون آمریکا بار دیگر در آستانه جنگ با ایران به نظر می‌رسد. و این بار، به جای آن‌که طرح‌های جنگی پنتاگون نقش بازدارنده داشته باشند، از برنامه‌های جنگی پنتاگون برای تهیه گزینه‌هایی برای بررسی توسط رئیس جمهور استفاده می‌شود.

ایالات متحده به سرعت در حال تقویت توان نظامی خود در خاورمیانه است. بیش از ۱۰۰ فروند هواپیما — از جمله جنگنده‌های اف-۱۸ و اف-۳۵، پهپادها و هواپیماهای شناسایی — در منطقه یا در نزدیکی آن مستقر شده‌اند. آمریکا همچنین سامانه‌های پدافند هوایی خود را برای حفاظت از نیروهایش در پایگاه‌های اطراف تقویت کرده است. بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان، «یواس‌اس جرالد آر. فورد»، دریای کارائیب را ترک کرده است (جایی که در چارچوب کارزار فشار علیه نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، مستقر بود) و انتظار می‌رود از اوایل یکشنبه در برد حمله قرار گیرد. سه ناوشکن و به احتمال زیاد دو زیردریایی همراه با موشک‌های هدایت‌شونده نیز آن را همراهی خواهند کرد. گروه رزمی ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» نیز در نزدیکی منطقه حضور دارد.

ترامپ روز گذشته در پاسخ به این پرسش که آیا اکنون از یک حمله نظامی محدود حمایت می‌کند، به خبرنگاران گفت: «فکر می‌کنم می‌توانم بگویم که در حال بررسی آن هستم.» با این حال، دولت هیچ جدول زمانی مشخصی برای تصمیم‌گیری ارائه نکرده است. و با وجود تمرکز چشمگیر توان نظامی، مقام‌های دولت هنوز هدف روشنی از آنچه می‌خواهند این نیروها به دست آورند — در صورتی که ترامپ به این نتیجه برسد که زمان تهران به سر آمده — اعلام نکرده‌اند. در عوض، چهار هدف متفاوت مطرح شده است که هر یک مستلزم رویکرد نظامی متفاوتی است.

من از مقام‌های فعلی و پیشین وزارت دفاع خواستم کمک کنند تا تصویر کنیم جنگی که برای دستیابی به این چهار نتیجه مورد نظر طراحی شده باشد، چه شکلی خواهد داشت. پاسخ‌های آنان بر پایه تجربه کارزارهای مشابه پیشین بود، اما همچنین با در نظر گرفتن احتمال واکنش تلافی‌جویانه ایران علیه هزاران نیروی مستقر در منطقه شکل گرفته بود. یکی از فرماندهان سابق به من گفت: «هر گزینه نظامی فقط درباره این نیست که ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم، بلکه درباره حفاظت از خود و منافع‌مان در برابر پاسخ اجتناب‌ناپذیر ایران نیز هست.»

«چماق بزرگ» به سبک روزولت

این احتمال وجود دارد که صرف تهدید به اقدام — نوعی «چماق بزرگ» به سبک روزولت — جنگ را غیرضروری کند و ایران را به سوی توافقی تازه سوق دهد که برای همیشه برنامه‌های هسته‌ای آن را مهار کند. دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، اوایل این ماه در عمان در مذاکرات میان آمریکا و ایران حضور داشت. این مذاکرات بر برنامه هسته‌ای تهران و برنامه موشک‌های بالستیک آن متمرکز بود. حضور کوپر نشان‌دهنده نمایش قدرت نظامی و یادآور پیامدهای احتمالی شکست دیپلماسی بود. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا — که معمولاً صدای میانه‌رو دولت محسوب نمی‌شود — روز پنج‌شنبه به «دیلی سیگنال» گفت: «رئیس‌جمهور مذاکره‌کننده‌ای است که به دنبال توافق است؛ عاقلانه است که ایران آن توافق را ببیند.»

به نظر می‌رسد خودِ این تقویت نظامی نیز برای ارسال پیامی آشکار به ایران طراحی شده است. رهگیرهای پروازی در این هفته ده‌ها هواپیمای نظامی آمریکا را ثبت کردند که به سوی منطقه در حرکت بودند. ارتش می‌تواند پیش از یک عملیات، تحرکات خود را با احتیاط بیشتری انجام دهد و اقداماتی برای پنهان نگه داشتن هواپیماها از دید ردیابی اتخاذ کند. برای نمونه، زمانی که بمب‌افکن‌های بی-۲ تابستان گذشته وارد حریم هوایی ایران شدند، «هیچ‌کس آن‌ها را ردیابی نمی‌کرد»، به گفته یکی دیگر از فرماندهان نظامی که در خاورمیانه فعالیت داشته است. اما این بار، به گفته مقام‌ها، شاید دیده شدن خودِ هدف بوده باشد.

اگر این آرایش نظامی به عنوان اهرم فشار به کار گرفته شده باشد و آمریکا و ایران به توافقی برسند که مورد پذیرش ترامپ باشد، نیروها منطقه را ترک خواهند کرد. اما این سناریو بعید به نظر می‌رسد. این تقویت نظامی یکی از بزرگ‌ترین تجمع‌های نیرو در منطقه طی دهه‌های اخیر است و با ورود هر هواپیما، کشتی و تجهیز جدید، فشار بر رئیس‌جمهور برای استفاده از آن‌ها افزایش می‌یابد؛ همان‌گونه که اسلحه‌ای که در پرده نخست یک نمایش روی صحنه دیده می‌شود، باید تا پایان نمایش شلیک شود. افزون بر این، صرف حضور در دریا نیز هزینه‌های خاص خود را دارد: ناو «یواس‌اس فورد» که از ژوئن گذشته در مأموریت بوده، در مسیر ثبت یکی از طولانی‌ترین دوره‌های استقرار برای یک ناو هواپیمابر قرار دارد. یکی از مقام‌های پیشین دفاعی به من گفت: «ما نمی‌توانیم نیروها را این‌قدر طولانی در خارج نگه داریم.»

با وجود رفت‌وآمدهای دیپلماتیک در سه هفته گذشته میان آمریکا و ایران — که عمان نقش میانجی را ایفا می‌کند — دو طرف همچنان بر سر این‌که یک توافق عادلانه چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد اختلاف دارند. میک مولروی، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع و افسر سابق تفنگداران دریایی و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، به من گفت: «فکر می‌کنم عزم واقعی برای استفاده از این نیرو وجود دارد اگر نتوانند به توافقی برسند که برای ایالات متحده قابل قبول باشد.»

بر اساس کارزارهای پیشین حملات آمریکا و اسرائیل در داخل ایران و سایر نقاط، نیروی دریایی آمریکا در خط مقدم هرگونه عملیات قرار خواهد داشت. جنگنده‌های پنهانکار، مانند اف-۳۵، به همراه هواپیماهای EA-18G گرولر — که جنگ الکترونیک از جمله اخلال در سامانه‌های راداری را انجام می‌دهند — نخستین پروازها را انجام خواهند داد. هر دو نوع هواپیما سامانه‌های پدافند هوایی ایران را هدف قرار خواهند داد؛ کشوری که مساحت آن اندکی بزرگ‌تر از مجموع ونزوئلا و افغانستان است.

زیردریایی‌ها که ده‌ها موشک تاماهاوک حمل می‌کنند و گاهی ناوهای هواپیمابر را همراهی می‌کنند (ارتش آمریکا معمولاً محل استقرار زیردریایی‌های خود را اعلام نمی‌کند)، می‌توانند موشک‌هایی را به سوی اهداف ثابت در داخل ایران شلیک کنند. جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها نیز می‌توانند از هوا به سامانه‌های دفاعی ایران حمله کنند.

مدت‌زمان چنین کارزار نظامی آمریکا به گستره اهداف بستگی دارد. و هرچه عملیات طولانی‌تر شود، خطر تلفات غیرنظامی افزایش می‌یابد. به گفته مقام‌های دفاعی، در حملات ماه ژوئن — که برخی سامانه‌های دفاعی ایران را هدف گرفت و به تأسیسات هسته‌ای آن آسیب رساند — هواپیماهای آمریکایی حدود ۳۰ دقیقه در داخل حریم هوایی ایران حضور داشتند. اگر ایران در واکنش موشکی شلیک کند، ناوشکن‌هایی که در سراسر منطقه مستقر شده‌اند با رهگیری و انهدام موشک‌های بالستیک ورودی، از کشتی‌ها، نیروها و متحدان آمریکا دفاع خواهند کرد.

حملات هدفمند علیه رهبران ایران

آنچه در ادامه رخ می‌دهد، به هدفی بستگی دارد که آمریکا دنبال می‌کند.

ترامپ مدت‌هاست تلویحاً اشاره کرده که اقدام نظامی می‌تواند رهبری ایران را هدف قرار دهد. او از ژوئن ۲۰۲۵ رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، را «هدف آسانی» توصیف کرده بود. وی در شبکه «تروث سوشال» نوشت: «دقیقاً می‌دانستم او کجا پناه گرفته است و اجازه ندادم اسرائیل یا نیروهای مسلح آمریکا — که به مراتب بزرگ‌ترین و قدرتمندترین در جهان هستند — به زندگی او پایان دهند.» به گفته مقام‌های دفاعی، حملات هدفمند علیه رهبران ایران از جمله گزینه‌های روی میز است.

اجرای این گزینه مستلزم حضور نیرو در میدان خواهد بود — و می‌تواند غیرنظامیان را در معرض خطر قرار دهد. نیکولاس مادورو در اتاق خوابش توسط نیروهای ویژه آمریکا بازداشت شد. اما تاکنون نشانه‌ای وجود ندارد که آمریکا اقدام مشابهی را در تهران مدنظر داشته باشد. پس از از کار انداختن پدافند هوایی ایران، نیروهای آمریکایی احتمالاً از تسلیحات دقیق مانند بمب‌های هدایت‌شونده با لیزر برای هدف قرار دادن افراد مشخص استفاده خواهند کرد، هرچند این امر ناگزیر خطر اصابت به غیرنظامیان را نیز در پی دارد.

به گفته مقام‌های دفاعی، بسته به تعداد رهبرانی که آمریکا قصد هدف قرار دادن آن‌ها را داشته باشد، چنین اقدامی می‌تواند به عملیاتی نسبتاً سریع منجر شود. هدف قرار دادن رهبران با علاقه اعلام‌شده ترامپ برای حمایت از انبوه معترضان ایرانی همسو است؛ معترضانی که در هفته‌های اخیر با سرکوبی شدید روبه‌رو شدند که به کشته شدن هزاران نفر انجامید. حذف رهبری ایران می‌تواند بالقوه معترضان را جسورتر کرده و زمینه‌ساز تغییر سیاسی در ایران شود؛ تغییری که واشنگتن مدت‌هاست در پی آن بوده است.

اما اگر آمریکا رهبری عالی ایران را حذف کند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی — شاخه‌ای قدرتمند از نیروهای مسلح ایران — می‌تواند کنترل کشور را در دست بگیرد و آن را به سمت موضعی حتی خصمانه‌تر در برابر ایالات متحده سوق دهد. افزون بر این، هدف قرار دادن رهبران می‌تواند تهاجمی‌ترین واکنش نظامی ممکن از سوی ایران را در پی داشته باشد، زیرا در چنین شرایطی رژیم چیز زیادی برای از دست دادن نخواهد داشت. اوایل همین ماه، ایران یک رزمایش نظامی در تنگه هرمز برگزار کرد؛ اقدامی که نشان می‌دهد نیروی دریایی آن منابع کافی برای ایجاد گلوگاه در این گذرگاه — که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند — در اختیار دارد.

در ماه دسامبر، ترامپ گفت اگر ایران به ساخت موشک‌های بالستیک ادامه دهد، دست به حمله خواهد زد. نابود کردن این تسلیحات، همراه با دیگر مؤلفه‌های دفاعی ایران، می‌تواند یکی دیگر از اهداف احتمالی هر کارزار نظامی پیش‌رو باشد.

حملات می‌تواند شبکه تولید موشک‌های بالستیک ایران را هدف قرار دهد؛ از جمله محل‌های ذخیره‌سازی، شبکه‌های حمل‌ونقل و سایر زیرساخت‌های پشتیبان. هم اسرائیل و هم آمریکا پیش‌تر این برنامه را هدف قرار داده‌اند، اما به گفته مقام‌ها، ایران پس از حملات ماه ژوئن، بازسازی توانمندی‌های خود را در اولویت قرار داده است — احتمالاً با پیش‌بینی احتمال حمله‌ای دیگر از سوی آمریکا.

بررسی هدف قرار دادن اهداف نرم‌تر

بر اساس تصاویر با وضوح بالا که شرکت «ونتور»، مستقر در ایالت کلرادو، در اختیار من گذاشته است، ایران در بازسازی برنامه موشکی خود بیش از بازسازی برنامه هسته‌ای آسیب‌دیده‌اش سرمایه‌گذاری کرده است. آمریکا احتمالاً برای هدف قرار دادن این اهداف، مهمات خود را از جنگنده‌هایی مانند اف-۱۵ شلیک خواهد کرد.

برایان کلارک، پژوهشگر ارشد مؤسسه هادسون و افسر بازنشسته نیروی دریایی، به من گفت: «به نظر من، با توجه به نیروهای مستقر در منطقه، آمریکا در حال بررسی هدف قرار دادن اهداف نرم‌تر، مانند پایگاه‌های سپاه پاسداران و تأسیسات تولیدی، در یک بازه زمانی طولانی‌تر است.» او افزود: «این تأسیسات هم از ایران و هم از نیروهای نیابتی آن پشتیبانی می‌کنند. هدف قرار دادن آن‌ها به آمریکا اجازه می‌دهد بخشی از اهدافی را که از طریق مذاکرات دنبال می‌کرد، محقق کند.»

چنین حملاتی می‌تواند چندین روز طول بکشد و توان موشک‌های بالستیک ایران را به موشک‌هایی که از پیش بر روی پرتابگرهای متحرک مستقر شده‌اند محدود کند. اما حتی تعداد محدودی از موشک‌های در دسترس نیز همچنان می‌تواند تهدیدآمیز باشد. و ایرانی‌ها بسته به میزان خسارت، می‌توانند این تأسیسات را ظرف چند ماه بازسازی کنند.

ایران حتی بدون در اختیار داشتن کامل زرادخانه موشکی خود نیز توان تلافی‌جویی را حفظ خواهد کرد. اوایل همین ماه، یک پهپاد نظامی «شاهد-۱۳۹» ایران در دریای عرب در حال عملیات بود که به ناو «یواس‌اس آبراهام لینکلن» نزدیک شد؛ ارتش آمریکا آن را هنگام نزدیک شدن به ناو سرنگون کرد و آسیبی به کشتی وارد نشد. اما مسیر پرواز این پهپاد می‌تواند به‌عنوان پیامی از سوی ایران درباره مخاطرات جنگ تعبیر شود.

در میان تمام اهدافی که ترامپ درباره آن‌ها سخن گفته، او بیش از همه به برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرده است. او در پستی در ماه ژانویه در شبکه «تروث سوشال» با حروف درشت نوشت: «هیچ سلاح هسته‌ای!» و هشدار داد: «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود!» رئیس‌جمهور می‌تواند بار دیگر به نیروهای آمریکایی دستور دهد برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار دهند؛ همان‌گونه که در ماه ژوئن، زمانی که بمب‌افکن‌ها سه سایت هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند و به تأسیسات آن آسیب زدند، چنین کردند. این گزینه احتمالاً کمترین خطر فوری را برای نیروهای آمریکایی و منطقه در پی خواهد داشت. (پس از حملات ژوئن، ایران چند موشک به سوی یک پایگاه آمریکایی شلیک کرد، اما خسارت قابل توجهی وارد نشد.)

حمله به تأسیسات هسته‌ای — که عمدتاً در عمق زمین قرار دارند — احتمالاً به بمب‌افکن‌های بی-۲ مجهز به بمب‌های GBU-57 نیاز خواهد داشت؛ بمب‌های موسوم به «سنگرشکن» که برای اهداف مستحکم طراحی شده‌اند. مدت زمان عملیات به میزان آسیبی بستگی خواهد داشت که آمریکا قصد وارد کردن به این برنامه را دارد.

تصاویر ماهواره‌ای شرکت ونتور نشان می‌دهد ایران از هم‌اکنون در حال تقویت سامانه‌های دفاعی پیرامون دارایی‌های هسته‌ای خود است. اما این‌که آمریکا در کمتر از یک سال دومین اقدام خود را علیه این برنامه انجام دهد، پرسش‌هایی را درباره اثرگذاری بلندمدت چنین حملاتی مطرح می‌کند و می‌تواند با ادعای سال گذشته ترامپ مبنی بر این‌که این برنامه «کاملاً نابود شده» در تناقض باشد. افزون بر این، حملات هوایی به تنهایی نمی‌تواند نیروهای متخصص ایران را از میان ببرد یا جاه‌طلبی آن را برای دستیابی روزی به سلاح هسته‌ای از بین ببرد.

مولروی، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع، به من گفت: «فکر می‌کنم باید از این ایده فاصله بگیریم که قرار است روزی برنامه هسته‌ای را به‌طور کامل نابود کنیم. این چیزی نیست که فقط ارتش بتواند انجام دهد.» زیرا چنین برنامه‌هایی در نهایت از طریق مذاکرات یا تغییرات سیاسی پایان می‌یابند. او افزود: «ما می‌توانیم چیزی را تضعیف کنیم. می‌توانیم چیزی را نابود کنیم. اما این به این معنا نیست که نتوانند آن را بازسازی کنند.»

با وجود تمام گزینه‌ها و تجهیزات نظامی موجود در منطقه، کارهای بسیاری وجود دارد که آمریکا نمی‌تواند انجام دهد. این آرایش نظامی معادل تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق نیست. آن زمان، آمریکا پنج گروه رزمی ناو هواپیمابر، شمار بسیار بیشتری هواپیما و حدود ۱۷۰ هزار نیروی زمینی اعزام کرد. در واقع، به نظر می‌رسد اعزام گسترده نیروهای زمینی در حال حاضر خارج از ملاحظات ترامپ باشد. اما بدون آن‌ها، توانایی حملات آمریکا برای دستیابی به اهداف راهبردی نیز محدود خواهد بود.



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net