|
دوشنبه ۲۲ دي ۱۴۰۴ -
Monday 12 January 2026
|
ایشان تَروُر (Ishaan Tharoor)
واشنگتن پست – ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
در بسیاری جهات، پیشتر نیز در چنین موقعیتی بودهایم. در جنبش سبز سال ۲۰۰۹، خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ و همچنین در ناآرامیهای متعدد میان این دو، شمار زیادی از ایرانیان در سراسر کشور به خیابانها آمدند تا علیه یک رژیم دینیِ مستقر و روزافزون نامحبوب، اعتراض کنند. اعتراضهای آنان ناکامیهای پروژه انقلابی فرسوده ایران و خشم گسترده مردمی را که خواستار آزادیهای بیشتر بودند، آشکار ساخت. پاسخ حکومت اما، سرکوبی سخت بود: قطعی ارتباطات، بازداشتهای گسترده و سرکوبهای مرگبار.
شاید همین الگو در روزهای آینده نیز تکرار شود، چراکه تظاهرات در هر ۳۱ استان ایران ادامه دارد. به گفته گروههای حقوق بشری، صدها نفر کشته و صدها تن دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. یک نهاد برجسته حقوق بشر که اوضاع را رصد میکند، روز شنبه هشدار داد که «یک کشتار در حال وقوع است».
خشونت دولتی هنوز موفق به خاموش کردن ناآرامیها نشده است؛ ناآرامیهایی که دو هفته پیش، در پی خشم عمومی از سقوط ارزش ریال جرقه خورد. خشم کسبه و بازاریان، به سرعت به لایههای گستردهتری از جامعه سرایت کرد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، تلاش کرد بستههایی از حمایت اقتصادی را برای اقشار کمدرآمد ارائه دهد، اما این اقدام نتوانست اوضاع را آرام کند. برعکس، نشانهها حکایت از شدتگرفتن اعتراضات دارد؛ حرکتی که این بار با جسارت و خشم بیشترِ نسل جوانتری از ایرانیان شعله میکشد.
همکارم، یگانه تربتی، در گزارشی در آخر هفته نوشت: «شعارهای معترضان خواستار تغییرات بنیادین در نظام سیاسی است. در ویدیوهایی از شامگاه جمعه، گروههایی از مردم دیده میشدند که پرچم سلطنتطلبانه ایران، یعنی پرچم پیش از انقلاب ۱۹۷۹، را در دست داشتند. در یک ویدیو، مردی دیده میشد که روی یک بیلبورد بزرگ در تهران شعارهای حامی پادشاهی را اسپری میکرد.»
اما حاکمان ایران تنها با ناآرامی داخلی روبهرو نیستند. سالهای اخیرِ آشوب در منطقه، جمهوری اسلامی را آسیبپذیرتر کرده است. نیروهای نیابتیاش در لبنان و سوریه یا نابود شدهاند یا به شدت تضعیف گردیدهاند، در حالی که حملات آشکار اسرائیل در داخل ایران — از جمله ترورهای هدفمند — ضعف و فروپاشی نسبی رژیم را به نمایش گذاشته است. رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، هنوز از جایگاه ایران در خط مقدم «مقاومت» علیه سلطه آمریکا و توطئههای اسرائیل سخن میگوید، اما شمار فزایندهای از شهروندان عادی کشور، حاکمان را نهادی فاسد و ناکارآمد میدانند که درگیر حفظ منافع خود شده و توان حفظ امنیت ملی را از دست داده است.
عباس میلانی، تاریخپژوه ایرانیتبار و استاد دانشگاه استنفورد، تأکید میکند: «آنچه این لحظه را متمایز میکند، فروپاشی عمیق مشروعیت و افزایش مطالبه عمومی برای تغییر رژیم است.» او میافزاید: «نظامهای اقتدارگرا به همان اندازه که بر قدرت قهریه تکیه دارند، بر عنصر ترس نیز متکیاند — اما در مورد ایران، این ترس آشکارا تضعیف شده است.»
افزوده شدن موضع اعلامشده دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، مبنی بر آمادگی برای اقدام علیه رژیم ایران — که در اوایل ماه جاری با عملیات برکناری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، مورد تأکید قرار گرفت — معادله را برای راهبردگذاران تهران بحرانیتر کرده است.
ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، مینویسد: «جمهوری اسلامی در تنگنا قرار گرفته است؛ از یکسو تهدید خارجی از آمریکا و اسرائیل و از سوی دیگر تهدید داخلی ناشی از قیامی فراگیر. راه گریزی آسان از این وضعیت وجود ندارد. فروپاشی کامل جمهوری اسلامی شاید قریبالوقوع نباشد، اما انقلاب ایران اکنون به نقطه پایان خود نزدیک میشود.»
کریم سجادپور و جک گلدستون در مقالهای در نشریه «آتلانتیک» توضیح دادهاند که چگونه شرایط کنونی بسیاری از شاخصهای لازم برای وقوع یک انقلاب را داراست؛ از جمله فروپاشی اقتصادی، انشقاق در میان نخبگان قدرت و نشانههای شورش مردمی فراگیر. آنان نوشتهاند: «جمهوری اسلامی امروز یک رژیم زامبیگونه است. مشروعیت، ایدئولوژی، اقتصاد و رهبران ارشد آن یا مردهاند یا در حال مرگاند. تنها نیروی بقای آن، خشونت مرگبار است. تنها عنصر غایب برای فروپاشی کامل، تصمیم نیروهای سرکوبگر است مبنی بر اینکه دیگر از این رژیم نفعی نمیبرند و بنابراین حاضر نیستند برای آن بکشند. خشونت میتواند مرگ رژیم را به تأخیر اندازد، اما نمیتواند قلبش را دوباره به تپش درآورد.»
آینده، پیچیده و پرمخاطره است. احتمال اقدام نظامی آمریکا پرسشهای جدیدی را پیش میآورد. حملات نمادین به برخی اهداف حکومتی احتمالاً قابل تحمل خواهد بود، اما نابودی کامل رهبران ارشد، خطر تشدید بیثباتی را دارد و ممکن است نیروهای تندروتر را به رأس قدرت برساند. علی واعظ، از گروه بینالمللی بحران، میگوید: «اگر آمریکا بیش از اندازه محتاط باشد، تأثیری نخواهد گذاشت؛ اما اگر بیش از حد پیش برود، ممکن است همهچیز را با عواقبی غیرقابلپیشبینی از هم بپاشد.»
این ابهام ممکن است دولتهای غربی را به سمت اولویت دادن به دیپلماسی به جای مداخله سوق دهد. هالی داگرِس، پژوهشگر ارشد اندیشکده واشنگتن در امور سیاست خاورمیانه، مینویسد: «جمهوری اسلامی با مجموعهای از چالشها روبهروست — از سایه احتمال درگیری مجدد با اسرائیل گرفته تا بحران جانشینی رهبری پس از آیتالله خامنهای و نیز تداوم اعتراضها. بسیاری از سیاستگذاران و تحلیلگران آمریکایی و غربی از چشمانداز تغییر در ایران هراس دارند، زیرا از ناشناختهها میترسند.»
در این میان، برخی چهرهها امیدوارند؛ از جمله رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران که در مقالهای در «واشنگتن پست» آمادگی خود را برای هدایت «گذار مسئولانه به سوی دموکراسی» اعلام کرده است. او نوشته است: «تاریخ معمولاً نقاط عطف خود را از پیش اعلام نمیکند. اما امروز، نشانهها انکارناپذیرند.»
با این حال، همه با این خوشبینی همداستان نیستند. عباس امانت، استاد ممتاز تاریخ دانشگاه ییل و تاریخنگار برجسته ایران، میگوید: «این رژیم هنوز توانایی سرکوب معترضان را دارد، بهویژه چون نیروی مخالف سازمانیافته و مصممی وجود ندارد. پهلوی، با وجود همه تبلیغات، سرابی فریبنده است؛ او نه شخصیت لازم را دارد و نه پشتیبانی سازمانیافته.»
جعفر پناهی، فیلمساز سرشناس ایرانی که در خارج از کشور در تبعید نانوشته به سر میبرد، در گفتوگویی با نشریه «ورایتی»، نسبت به لفاظیهای تهاجمی ترامپ و وعدههای او برای مداخله خارجی در زمانی که رژیم مشروعیت خود را از دست داده، هشدار داد.
او گفت: «این رژیم در واقع از پیش سقوط کرده است... مردمی که این روزها در خیابانها اعتراض میکنند، میخواهند این سقوط را تحقق بخشند. حمایت بینالمللی میتواند مؤثر باشد، اما تا زمانی که خود مردم تصمیم نگیرند اقدامی کنند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد... همهچیز باید از درون کشور و با اراده مردم شکل گیرد.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|