سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - Tuesday 20 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

می‌خواهند دست روحانی را در پوست گردو بگذارند

محسن صفایی‌فراهانی: كسانی كه در فضای تحریم‌ها از رانت‌های «باد آورده» برخوردار بودند با اجرایی شدن برجام منافع خود را در خطر می‌بینند و به همین دلیل به هر حربه‌ای متوسل می‌شوند كه برجام را متوقف كنند. این عده گمان می‌كنند اگر در مسیر برجام بحران ایجاد كنند و اجازه ندهند دولت برنامه‌های خود را اجرا كند ممكن است دوباره از امكانات و رانت‌های دوران تحریم برخوردار شوند.

iran-emrooz.net | Sat, 16.04.2016, 19:00

آرمان / احسان انصاری

سال‌های پایانی دولت اول آقای روحانی به احتمال زیاد آبستن اتفاقات مهمی در كشور خواهد بود و ممكن است دولت تدبیر و امید با چالش‌های جدی مخالفان خود مواجه شود. برای تحلیل و بررسی این مسائل با مهندس محسن صفایی فراهانی گفت‌وگو كردیم.

محسن صفایی فراهانی از معدود چهره‌هایی است كه در چند حوزه مختلف سیاست، اقتصاد و ورزش فعالیت داشته و درعین‌حال كارنامه قابل قبولی از خود به‌جای گذاشته است. اعم فعالیت‌های وزارتخانه‌ای او به دولت اصلاحات بازمی‌گردد؛ از قائم مقامی در وزارت صنایع گرفته تا مشاوره در وزارت نیرو مشمول همین دوران می‌شود. وی همچنین سابقه عضویت در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و فعالیت در جمعیت دفاع از حقوق آزادی‌بشر را دارد كه از این حیث می‌توان او را در زمره افراد برجسته اقتصادی كشور برشمرد.

صفایی‌فراهانی در مجلس ششم نیز به نمایندگی از مردم تهران به مجلس راه پیدا كرد تا عضویت در كمیسیون برنامه و بودجه را نیز تجربه كند. البته تمام سوابق ایشان به موضوعات اقتصادی محدود نمی‌شود. صفایی‌فراهانی در بین سال‌های ۷۶ تا ۸۲ ریاست فدراسیون فوتبال ایران و همچنین عضویت در كمیته اجرایی كنفدراسیون فوتبال آسیا را در كارنامه ورزشی خود به ثبت رساند.

متن گفت‌وگوی «آرمان» با محسن صفایی فراهانی را از نظر می‌گذرانید:

چرا آقای روحانی از ضرورت اجرایی شدن برجام سخن می‌گوید؟

مهم‌ترین اقدام دولت آقای روحانی مساله توافق برجام بوده كه بعد از ۱۲ سال مذاكره طولانی و تحریم‌های كمرشكن نهایتا توسط یك تیم متخصص و مدبر به نتیجه رسید و پیامدهای مثبتی برای كشور داشته است. یكی از مهم‌ترین این پیامدها، اتمام دوره ایران‌هراسی و بازشدن درهای سیاست خارجی و آغاز رفت و آمد هیات‌های بلند مرتبه كشورهای اروپایی غربی به ایران و سفر رئیس دولت به كشورهای ایتالیا و فرانسه بوده است. بدیهی است به صورت طبیعی دولت روحانی تلاش خواهد كرد از پیامدهای برجام كه به سختی به دست آمده در جهت برطرف كردن مشكلات اقتصادی و اجتماعی كشور استفاده نماید. نتیجه انتخابات هفتم اسفند و پیروزی لیست اصلاح‌طلبان و حامیان دولت فضای سیاسی جدیدی را پیش روی دولت قرار داده كه می‌تواند نسبت به اجرای سیاست‌هایش در آینده امیدوار باشد. مجلس نهم مشكلات زیادی را برای دولت ایجاد كرد و همچنین تلاش كرد موانع جدی پیش روی اجرایی شدن برجام قرار دهد. با این توضیحات، مجلس دهم تلاش خواهد كرد در جهت برطرف كردن مشكلات كشور با دولت آقای روحانی در دوران پسابرجام همكاری بیشتری داشته باشد. در سال‌های اخیر كسانی كه در نابسامانی‌های اقتصادی هشت ساله كشور سهم مهم و قابل توجهی داشته‌اند با برقراری ثبات و آرامش كشور مشكل داشته و همواره در تلاش هستند تا منافع خود را در نابسامانی جست‌وجو كنند.
بنده در ابتدای تشكیل دولت آقای روحانی هم این نكته را متذكر شدم كه بحران‌های پیش روی دولت آقای روحانی از دولت اصلاحات بیشتر خواهد بود. آنها به صورت تمام وقت در حال بحران‌سازی و ایجادفضای مه آلود هستند. در ۸سال دولت آقای احمدی‌نژاد درآمد كشور به صورت انفجاری افزایش یافت و از سوی دیگر وضعیت مدیریت كشور به‌شدت تضعیف و قانون‌گریزی در دولت‌های نهم و دهم یك شعار جدی شد! در شرایط كنونی پیامدهای آن ضعف مدیریت و قانون‌گریزی‌ها در قالب غارت‌های بزرگ اقتصادی و همچنین رانت‌خواری‌ها و اختلاس‌های غیر قابل باور خودنمایی می‌كند. كسانی كه در فضای تحریم‌ها از رانت‌های «باد آورده» برخوردار بودند با اجرایی شدن برجام منافع خود را در خطر می‌بینند و به همین دلیل به هر حربه‌ای متوسل می‌شوند كه برجام را متوقف كنند. این عده گمان می‌كنند اگر در مسیر برجام بحران ایجاد كنند و اجازه ندهند دولت برنامه‌های خود را اجرا كند ممكن است دوباره از امكانات و رانت‌های دوران تحریم برخوردار شوند. آقای روحانی تنها در گفتار خود از برجام سخن گفتند آن هم در جهت اینكه با همدلی و همزبانی برنامه اقتصاد مقاومتی را پیاده نمایند و هیچ برنامه مدونی ارائه نكردند. با این وجود مخالفان برجام بدون اینكه اصلا بدانند برنامه دولت چیست و چه اتفاقی قرار است در كشور رخ بدهد، ولی می‌دانستند با توفیقاتی كه دولت روحانی در این مدت به دست آورده امكان گل آلود كردن فضا خیلی ساده نخواهد بود، شروع به مخالفت كردند. نكته قابل توجه این است كه توافق برجام با موافقت مقامات بلندپایه نظام صورت گرفته و به شكلی نبوده كه صرفا آقای روحانی و تیم حرفه‌ای مذاكره‌كننده، تصمیم‌گیرنده نهایی باشند.

آیا دولت آقای روحانی با خلا برنامه‌ریزی در مرحله پسابرجام مواجه شده است؟

دولت روحانی با مشكل تخریب سازمانی روبه‌رو است، سازمان برنامه كلا تهی شده، وزارت نفت با تغییرات مكرر آسیب جدی دیده، همین طور وزارت اقتصاد، بانك مركزی و سامان بانكی كشور و.... این تخریب‌های سازمانی در حد فاجعه است، مطمئنا با انتخاب وزرای باسابقه اجرایی نمی‌توان توقع داشت كه آنها در كوتاه‌مدت بتوانند این تخریب‌های سازمانی را مرتفع نمایند. سیستم مدیریت و كارشناسی كشور در دولت‌های نهم و دهم واقعا شخم زده شد. آقای احمدی‌نژاد تلاش كرد در دوران هشت ساله ریاست‌جمهوری خود نظام اداری سازمان یافته و تثبیت شده‌ای كه پس از انقلاب در ایران با هزینه‌های بسیار سنگین شكل گرفته و تجربه اندوخته بود را كاملا بهم بریزد. در نتیجه آن شده است كه پس از دولت دهم كشور با یك سیستم مدیریتی و كارشناسی به‌هم ریخته ونامطمئن روبه‌رو است. بدیهی است، چنانچه مذاكرات برجام، دو سال از وقت دولت روحانی را گرفت، جا انداختن اقدامات برجام در بخش‌های اقتصادی، با این نابسامانی سازمانی داخلی، كار بسیار مشكل‌تری است، چرا كه توافق با بانك‌ها و بیمه‌ها و موسسات اقتصادی مختلف در دنیا در پشت یك میز مثل برجام روی نخواهد داد و نیاز به زمان و نیروی ورزیده بسیار با تجربه است كه بتواند در پشت میزهای مختلف با مسئولان اقتصادی كشورهای مختلف در اقصی نقاط بنشیند و جزو به جزو پیش بروند، باید بین دوران رسیدن به برجام و دوران اجرایی شدن برجام تفاوت بسیار زیادی قائل شد. بسیاری از مدیران و شركت‌های خارجی در دوران تحریم‌ها در مراودات اقتصادی خود با ایران دچار ضرر و زیان شده‌اند و خسارت‌های زیادی متحمل شده‌اند. در نتیجه اعتمادسازی مجدد تجاری بین ایران و شركت‌ها و بانك‌های خارجی كار ساده‌ای نیست و نیازمند تدبیر، سعه صدر و استراتژی مناسب است. كسانی كه اعتقاد دارند با امضای یك توافق بین ایران و قدرت‌های جهانی همه‌چیز مانند روز اول و دوران قبل از تحریم‌ها بازمی‌گردد شناختی از فضای بین‌المللی و تجارت جهانی ندارند و در خوش باوری‌های كودكانه به سر می‌برند. در نتیجه آقای روحانی بین گروه كاسبان تحریم‌ها، مدیران غیر آشنا با حل مسائل بین‌المللی در داخل ایران و مدیران زیان دیده شركت‌های خارجی كه با ایران مراوده اقتصادی داشته‌اند گرفتار شده است.

چرا شما بحران‌های پیش روی دولت آقای روحانی را بیشتر از دولت اصلاحات قلمداد می‌كنید؟

دولت اصلاحات با نیروهای سیاسی روبه رو بود كه دولت او را، با چالش مواجه می‌كردند. این در حالی است كه دولت آقای روحانی با افرادی كه از غارت‌های سازمان یافته و افسانه‌ای بهره فراوان برده‌اند مواجه است، اینها بسیار خطرناك هستند و از پتانسیل بالایی برای هرگونه عملیاتی برخوردار هستند، هنگامی كه معاون اول دولت دهم به جرم فساد اقتصادی محاكمه می‌شود یا صحبت‌های وزیر نفت در رسانه عمومی كه آنچه انجام داده یك كار سازمان یافته است و مطلقا نمی‌تواند كار یك نفر باشد، در مصاحبه مسئولان ذیربط بعضا اعلام شده كه در بررسی هر یك از این پرونده‌ها برخی از مسئولان گذشته دخیل بودند، اینها كسانی هستند كه برای دولت روحانی و كشور می‌توانند بحران ایجاد كنند، به همین لحاظ مقابله با این هجمه یك عزم ملی می‌طلبد كه بتوانند با این بحران‌ها مقابله كنند.

مخالفان دولت روحانی در دو سال باقیمانده از دولت تلاش بیشتری برای تنگ كردن عرصه بر دولت آقای روحانی خواهند كرد. به نظر شما آقای روحانی در سال۹۶ با چه چالش‌هایی برای دور دوم ریاست‌جمهوری خود مواجه خواهد شد؟

در درجه اول آقای روحانی و دولت او باید مردم را بیشتر در جریان مسائل كشور قرار دهند تا آنها كاملا در جریان مسائل كشور باشند، ثانیا آقای روحانی در یك و نیم سال باقیمانده باید تلاش كند به وعده‌هایی كه به مردم داده عمل كند تا مقبولیت و محبوبیت بیشتری در بین اقشار مختلف جامعه به دست بیاورد. انتخابات هفتم اسفند نشان داد مردم ایران با دقت و حساسیت تمامی مسائل سیاسی را دنبال می‌كنند و به خوبی سره را از ناسره تشخیص می‌دهند. مردم در انتخابات ۹۲ و ۹۴ نشان داده‌اند به دنبال تغییر، پیشرفت و حركت روبه جلو هستند، البته تهرانی‌ها در هفتم اسفند به جای اینكه به صورت ایجابی رای بدهد به صورت سلبی رای دادند. مردم به خوبی نشان دادند وقتی شانس انتخاب نیروهای شناخته شده را از آنها می‌گیرند با صندوق رای قهر نمی‌كنند و با رای خود نظرشان را خیلی صریح و روشن اعلام می‌دارند، مطمئنا در انتخابات سال ۹۴ هم نمی‌توانند با جنگ‌های روانی و تبلیغات سازمان دهی شده افكار عمومی را منحرف كنند. مردم از آگاهی و درك سیاسی بسیار بالایی برخوردارند دیگر زمان آن گذاشته كه با وعده یارانه ۲۵۰هزارتومانی مردم را فریب دهند. مردم متوجه شده‌اند یارانه ۴۵هزارتومانی نه تنها مشكلی از آنها حل نكرده بلكه مشكلات آنها را نیز افزایش داده است. در شرایط كنونی قدرت خرید یارانه ۴۵هزارتومانی به ۱۷هزار تومان تقلیل پیدا كرده است.
اگر آقای روحانی در سال‌های ۹۵ و ۹۶ تلاش كند به مطالبات جدی مردم مانند معیشت، اشتغال و حقوق شهروندی پاسخ مناسب داده شود، بدون شك، هیچ گونه چالشی برای دور دوم ریاست‌جمهوری نخواهد داشت. در شرایط حاضر بیش از ۱۰میلیون نفر با درجه لیسانس و بالاتر در كشور زندگی می‌كنند كه هر سال یك میلیون نفر دیگر به آن اضافه می‌شود. در حال حاضر بیش از ۴ میلیون دانشجو در دانشگاه‌های كشور در حال تحصیل هستند، امروزه در هر خانواده ایرانی حداقل یك نفر با تحصیلات بالا وجود دارد كه در فضای خانواده تاثیرگذار هستند. در نتیجه آقای روحانی اگر در مسیر عقلانیت و تدبیری كه در پیش گرفته حركت كند مسلما از حمایت مردم در سال ۹۶ برخوردار خواهد شد.

مهم‌ترین چالش‌های پیش روی مجلس دهم چیست؟

مجلس دهم می‌توانست از افراد كارآمدتر و با تجربه‌تری تشكیل شود كه متاسفانه به دلیل ردصلاحیت چنین شرایطی محقق نشد. یكی از چالش‌های مهم مجلس دهم عدم امكان تشكیل فراكسیون حزبی قوی و پشتیبانی فكری فراكسیون از طریق حزب میسر نخواهد شد و بهترین راه‌حل آن است كه احزاب حمایت‌كننده در انتخابات برای تشكیل یك اتاق فكر قوی كه در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی یاور نمایندگان باشد، آنها را یاری نمایند، ضمن اینكه هیات رئیسه مجلس دهم می‌تواند با تقویت نیروهای علمی، كاربردی و دارای احاطه بر مسائل ملی در مركز پژوهش‌های مجلس آن مركز را به عنوان مغز منفصل مجلس به‌كار گیرد. نكته اساسی این است كه مجلس دهم در دوران پسابرجام تشكیل خواهد شد و این مجلس می‌تواند منشا تحولات مهم اقتصادی و اجتماعی در كشور شود. در دوران پسا برجام نیاز شدید بر جذب سرمایه‌های خارجی است و نمایندگان مجلس می‌توانند هم در تعدیل فضای عمومی كشور و هم در وضع قوانین به روشی عمل نمایند كه ریسك‌های مختلف كشور كاهش پیدا كرده و امكان جذب سرمایه كه نتیجه آن اشتغال، رشد اقتصادی و كاهش ناهنجاری‌های اجتماعی است فراهم آورند.

یكی از چالش‌های پیش روی مجلس دهم كمرنگ بودن مرزهای جریانی در درون مجلس است. این در حالی است كه طیف مستقل موجود در مجلس در یك حالت پرنوسان به سر می‌برد و رفتاری غیرقابل پیش بینی از خود نشان خواهد داد. به نظر شما مشخص نبودن مرزهای جریانی تصمیم‌گیری‌های مجلس را مختل نخواهد كرد؟

به نظر من مجلس دهم از سه طیف اصلاح‌طلب، اصولگرا و اصولگرای تندرو تشكیل خواهد شد. از آنجا كه اصولگرایان تندرو در اقلیت محض قرار خواهند داشت، نمی‌توانند در صحن مجلس تاثیرگذار باشند. مهم‌ترین دستاورد انتخابات هفتم اسفندماه حضور اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل و معقول است كه اكثریت مجلس را در دست دارند، آنها می‌توانند در تشكیل فراكسیون‌های تخصصی اقتصادی و اجتماعی همكاری جدی و سازنده داشته باشند. این دو جناح سیاسی به جای اینكه به دنبال تشكیل فراكسیون‌های سیاسی باشند، باید تلاش كنند فراكسیون‌های مشترك تخصصی تشكیل بدهند و در وضع و اصلاح قوانین زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و حقوق شهروندی یادگارهای بی‌بدیلی به جای بگذارند؛ همكاری‌ای كه در مجلس ششم نیز وجود داشت. در آن دوره اصلاح‌طلبان در اكثریت بودند؛ با این وجود همكاری بسیار نزدیكی با اقلیت اصولگرا در كمیسیون‌های تخصصی مجلس (به‌ویژه اقتصادی) داشتند و بسیاری از قوانین زیرساخت‌های اقتصادی را به صورت مشترك تهیه می‌كردند. مجلس دهم باید تلاش كند از مسائل تنش آفرین دوری كند و بیشتر به فكر حل بحران‌های اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی كشور باشد. در شرایط كنونی بسیاری از بحران‌های اجتماعی مانند بالارفتن آمار بیكاری، چك‌های برگشتی، طلاق، فروپاشی خانواده‌ها، فساد اجتماعی و بیكاری زنگ خطر بزرگی را برای مسئولان به صدا درآورده است. هنگامی كه تعداد بیكاران به مرز ۷ میلیون نفر رسیده است و حدود ۳۰درصد آنها با تحصیلات لیسانس و بالاتر هستند، این به معنای وجود یك «بمب متحرك» بسیار بزرگ در جامعه است. بدون شك مساله بیكاری منشا بسیاری از مشكلات حاد اجتماعی مانند بزهكاری، دزدی، قاچاق و... . است. در نتیجه مجلس دهم باید به صورت جدی به ناهنجاری‌های اجتماعی ورود كند وبرای حل مشكلات قوانینی راهگشا تصویب نماید.

برخی از اصلاح‌طلبان معتقدند در شرایط كنونی علی لاریجانی گزینه مناسب‌تری برای ریاست مجلس دهم خواهد بود و بهتر می‌تواند مطالبات اصلاح‌طلبان را مدیریت كند. این در حالی است كه عده دیگری بر این باورند حضور آقای عارف به عنوان یك اصلاح‌طلب اصیل در راس قوه مقننه یك پیروزی بزرگ و یك برگ برنده برای جریان اصلاحات خواهد بود. به نظر شما جریان اصلاحات در چنین شرایطی چه تصمیمی باید اتخاذ كند؟

برای انتخاب رئیس مجلس باید منتظر ماند و نتیجه دور دوم انتخابات را نیز مشاهده كرد. نكته دیگر اینكه فضای سیاسی ایران همواره دستخوش تغییر و دگرگونی است و تا زمان انتخاب رئیس مجلس ممكن است اتفاقات تاثیرگذاری در فضای سیاسی كشور رخ بدهد كه از هم‌اكنون قابل پیش‌بینی نباشد. با این وجود من معتقدم رئیس مجلس نیز مانند سایر نماینده‌ها تنها یك نماینده است و دارای اختیارات فوق‌العاده‌ای نیست. در اكثر كشورهای دارای سیستم پارلمانی از اصطلاح «اسپیكر»درباره رئیس مجلس استفاده می‌كنند. رویكرد مجلس باید مبتنی بر خرد جمعی باشد و نباید «شخصیت‌محور» شود. در دهه‌های گذشته همواره «شخصیت‌ها» در فضای سیاسی ایران نقش تعیین‌كننده‌ای داشتند و تصمیمات جریان‌های سیاسی با اتكا به افراد خاصی صورت گرفته است. انتخاب رئیس مجلس باید با اراده جمعی نمایندگان مجلس صورت بگیرد و بهتر است قبل از تشكیل مجلس برای نمایندگان آن تعیین تكلیف نشود. قرار نیست همیشه اتفاقات گذشته را تكرار كنیم و هیچ گونه نوآوری در فضای مجلس به وجود نیاوریم. چرا هنوز برخی در فضای سیاسی ایران معتقدند تنها باید از شخصیت‌هایی در مدیریت كشور استفاده كرد كه در گذشته نیز مسئولیت‌های مهمی را تجربه كرده‌اند. آیا زمان اعتماد به جوانان و نیروهای متخصص و تشخیص آنها فرا نرسیده است؟ متاسفانه تحلیل‌های سیاسی در ایران همواره مبتنی بر كیش شخصیت و فردمحور است و در آن خرد جمعی لحاظ نمی‌شود. ما باید بپذیریم نسل جدید از نسل قبل از خود به روزتر فكر می‌كند، بهتر مسائل را تحلیل می‌كند و راحت‌تر می‌تواند خود را با دنیای جدید منطبق نماید. در حدود هزار سال پیش فردوسی عنوان می‌كند«توانا بود، هر كه دانا بود». متاسفانه در در مقاطع مختلف تاریخی کمتر كسی به این بیت شعر توجه می‌کند. در شرایط كنونی نیز کمتر كسی به این مساله فكر می‌كند كه حرف اول و آخر را در مدیریت كشور «دانایی» می‌زند.

احمدی‌نژادی‌ها با وعده یارانه۲۵۰هزارتومانی خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶ آماده می‌كنند. از گوشه و كنار نیز خبر می‌رسد برخی از محافظه‌كاران برای شكست آقای روحانی نسبت به بازگشت احمدی‌نژاد تمایل نشان داده‌اند. به نظر می‌رسد این عده با علم به عدم توانایی رقابت با آقای روحانی در سال۹۶ تنها قصد دارند در کارزار انتخاباتی چهره آقای روحانی را در جامعه تخریب كنند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

صورت مساله این قضیه كه شعار انتخاباتی یك كاندیدا ریاست‌جمهوری پرداخت یارانه مستقیم به مردم باشد از اساس غلط و توهین به مردم است، اگر منابعی در كشور وجود دارد كه قابل پرداخت مستقیم به مردم است چرا صرف ایجاد اشتغال و سرمایه‌گذاری نشده و نمی‌شود، فرض كنید آقای احمدی‌نژاد دوباره رئیس‌جمهور شود و قرار شود به مردم ماهانه۲۵۰هزارتومان یارانه پرداخت كند. در چنین شرایط كشور باید مبلغی در حدود۷۵میلیارد دلار از فروش نفت را به پرداخت یارانه به مردم اختصاص دهد. این در حالی است كه در شرایط كنونی كل درآمد سالانه كشور از محل فروش نفت به ۳۰میلیارد دلار نمی‌رسد. منبع آقای احمدی‌نژاد برای پرداخت این حجم از پول كجاست؟ مردم مطمئنا با دقت و حساسیت هدف از بیان چنین شعارهای توهین آمیزی را متوجه می‌شوند و به درستی آن را تحلیل می‌كنند، اینگونه شعارها تنها همان عوام فریبی است.
وضعیت به گونه‌ای است که مجلس اصولگرای فعلی (نهم) برای ممانعت از پرداخت یارانه ۴۵هزار تومانی موجودتلاش می‌كند و جالب است كه دولت روحانی با همه مشكلات اقتصادی كه با آن روبه روست با پیشنهاد مجلس مخالف است ولی مطمئنا مجلس تلاش می‌كند كه در آخر دوره خود این كار را عملی سازد، شاید هم فكر كند با این كار یك سنگ جلوی پای روحانی برای انتخابات سال آینده بیندازد، حالا مردم هستند كه یارانه ۲۵۰هزار تومانی را باور کنند یا حذف یارانه ۴۵ هزار تومانی. حالا كسانی كه این شعارها را می‌دهند دقیقا از بی‌اطلاعی برخی از اقشار جامعه در زمینه اقتصادی سوءاستفاده می‌كنند و چنین شعارهای پوپولیستی را مطرح می‌كنند. این در حالی است كه كسانی كه از واقعیت‌های اقتصادی كشور آگاهی دارند اینگونه شعارها را طبل توخالی و عوام فریبانه می‌دانند. دلیل دیگر مطرح كردن شعار یارانه۲۵۰هزارتومانی این است كه آنها قصد دارند، دولت روحانی را در مقابل مردم قرار دهند، آنها گمان می‌كنند با چنین شعارهایی می‌توانند دیگر دستاوردهای دولت را تحت تاثیر قرار دهند. این در حالی است كه در شرایط كنونی عوام فریبی و بلندپروازی برای همه مسجل شده و كمتر كسی به این حرف‌ها توجه می‌كند، به نظر من مطرح كردن چنین شعاری به منزله بحران‌سازی است. چه آینده سیاسی در انتظار احمدی‌نژاد خواهد بود؟ هر شخصیت سیاسی دارای یك دوره خاص است، دوره ایشان به معنی واقعی تمام شده است. ضمن اینكه بلوغ سیاسی مردم را باید جدی گرفت، دوران احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها در ایران به پایان رسیده و این دست و پا زدن‌ها درحوض قدرت نه به سود آنهاست و نه به سود كشور است. مردم باید مسائل سیاسی را با توجه به چالش‌ها وفرصت‌های هر مقطع زمانی مورد تحلیل و بررسی قرار بدهند. این در حالی است كه ایران از نظر پتاسیل نیروی انسانی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد و نیروهای متخصص و تحصیلكرده زیادی در جامعه وجود دارند كه هر كدام می‌توانند منشا تحولات مثبتی برای مردم باشند. فكر می‌كنم دوره فعالیت سیاسی احمدی‌نژاد با توجه به عملكرد آنها به پایان رسیده است.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.