جمعه ۳۰ شهريور ۱۳۹۷ - Friday 21 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

۴۱ زندانی سیاسی: ستار بهشتی شکنجه شده بود

زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد. ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شد.

iran-emrooz.net | Sat, 10.11.2012, 13:10

۴۱ زندانی سیاسی سبز محبوس در بند ۳۵۰ اوین شهادت دادند که در ساعاتی که ستار بهشتی در این بند بوده آثار شکنجه ها و ضرب و شتم را بر بدن وی دیده اند.

این زندانیان سیاسی در شهادت نامه‌ی خود توضیح داده‌اند: ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شده بود.

متن کامل این شهادت نامه که ۴۱ زندانی سبز در بند ۳۵۰ زندان اوین آن را امضا کرده اند و به همراه اسامی آنان در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

‌بسم الله الرحمن الرحیم

جنایت کهریزک ۲ – قتل ستار بهشتی در پلیس امنیت

در رسانه ها خبری انتشار یافته مبنی بر اینکه آقای ستار بهشتی در تاریخ ۹۱/۸/۹ بوسیله پلیس فتا (فضای تبادل اطلاعات) که زیر مجموعه پلیس امنیت نیروی انتظامی می باشد بازداشت شده است و در تاریخ ۹۱/۸/۱۶ به خانواده وی اطلاع داده شده که ستار فوت کرده است و باید جنازه اش را از سردخانه کهریزک تحویل بگیرند. در عین حال آنها را تهدید کرده اند که حق صحبت با رسانه ها را نیز ندارند.

از آنجا که آقای ستار بهشتی از ۹۱/۸/۱۰ تا ۹۱/۸/۱۱ دربند ۳۵۰ بوده و افراد این بند وضعیت دردناک جسمی و روحی وی را از نزدیک مشاهده کرده اند، وظیفه ملی و دینی خود میدانیم مسایل وی را به اطلاع ملت شریف ایران برسانیم.

اتهام آقای ستار بهشتی نوشتن مطالبی انتقادی نسبت به مسوولان نظام در وبلاگ شخصی و “انتقادی اش” بوده است. وی در حضور افراد در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند.

زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شد.

با توجه به غیر عادی بودن شرایط جسمی وی دوبار به بهداری زندان اوین اعزام شد و پزشک بهداری نیز وضعیت وی را مشاهده کرد.

روز ۹۱/۸/۱۱ ستار را که از فعالان جوان و ثابت قدم جنبش سبز بود مجددا از بند ۳۵۰ به پلیس امنیت منتقل کردند. او هنگام رفتن بسیار نگران بود و به افراد بند گفت اینها قصد کشتن مرا دارند. ۴ روز پس از انتقال وی نیز خبر مرگش به خانواده اش داده شد.

کسانی که داعیه پیروی از امیرمؤمنان علیه السلام را دارند، یعنی همان که وقتی شنید در حکومت او خلخال از پای یک زن یهودی در آورده اند فرمود: “اگر کسی از این ستم بمیرد جای سرزنشی بر او نیست” این ظلم ها و فجایع و قتل ها وشکنجه ها که به دفعات اتفاق افتاده را می بینند و خم به ابرو نمی آورند و حتی خواب یک شب آنها نیز آشفته نمی شود.

در سال های اخیر و پس از انتخابات ۸۸ بارها وبارها این نوع شکنجه ها در مورد دستگیر شدگان در بازداشتگاه پلیس امنیت و پلیس فتا تکرار شده است و افرادی دربند ۳۵۰ بوده و هستند که خود شخصا این نوع شکنجه ها را تجربه کرده اند و ما گواهی می دهیم در موارد متعدد شاهد حضور بازداشت شدگان شکنجه شده توسط پلیس امنیت در بند ۳۵۰ بوده ایم.

ما بر این باوریم اگر با جنایتکاران کهریزک ۱ و شکنجه گران اوین که گزارش جزئیات شکنجه های آنان بارها و بارها اعلام شده است و همه ی مسوولان حکومتی از آنها مطلعند، برخورد می شد و به جای تشویق و ارتقاء مقام، مجازات می شدند، دیگر اینگونه شکنجه های وحشتناک و قتل ها که نشان دهنده کهریزک های دیگر است اتفاق نمی افتاد.

اکنون بر همه ثابت شده است که با زمامداران فعلی “آنچه البته به جایی نرسد فریاد است”، ما ضمن تسلیت و دل آرامی به خانواده مرحوم ستار بهشتی و ملت مظلوم ایران، یادآور می شویم که حاکمان کنونی چه بخواهند و چه نخواهند، در این ظلم ها و شکنجه ها و خون های به ناحق ریخته شده شریک و مسوول هستند.

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

محمد ابراهیمی
حسن اسدی زید آبادی
امیر اسلامی
رضا انصاری راد
ابراهیم(نادر) بابایی زیدی
عماد بهاور
سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
امید بهروزی
امین چالاکی
سیاووش حاتم
امید خوارزمیان
مهدی خدایی
محمد داوری
امیرخسرو دلیرثانی
سیدمحمدعلی دادخواه
علیرضا رجایی
محمد رضایی
فرزاد روحی
حسین زرینی
عبدالفتاح سلطانی
ادریس سیدین
پوریا شاهپری
محسن(بهمن) صادقی نور
محمدفرید طاهری قزوینی
بهادر علیزاده
افشین کرم پور
حمیدرضا کرواسی
امیر گرشاسبی
جعفر گنجی
سیامک قادری
ابوالفضل قدیانی
علی اکبر قطبی
فرشید لاهوتی
عبدالله مومنی
محسن میردامادی
مصطفی نیلی
محمد علی ولایتی
فرشید یدالهی
محمدحسن یوسف پورسیفی
محمدامین هادوی
سیداحمد هاشمی

نظر خوانندگان:

■ مثالی است که نشان از بی توجهی مردم عدم همکاری و عواقب آن فاجعه بار آن میدهد. میگویند چهل نفر که باجناق بودند دسته جمعی برای تفریح به بیابان رفتند ولی هرکسی جداگانه سور و سات خود آورده بود. شغالی که از آن نزدیکی عبور می‌کرد اوضاع را فهمید و به اولین نفر حمله کرد و دیگران به او اعتنائی نکردند فقط صدائی از شخصی که مورد حمله قرار گرفته بود بگو ش می‌رسید که میگفت «وای از بی‌کسی» شغال با خیال آسوده به دومی و سومی و.... الی آ خر حمله کرد و همه را تک تک تکه تکه کرد که «وای بی کسی» از دهان همه شنیده میشد ولی عملا هیچ کمکی بیکدیگر نمی‌کردند. آیا رفتار حکومت ولایت فقیه با ما مردم نمونه‌ای از مثال تشبیهی فوق نیست؟ اگر ما مردم اندکی بخود آئیم و دست از زیاده‌گوئی برداریم و عملا در مقابل ولایت فقیه بحق و بدون ادعاهای ناممکن بایستیم و بدانیم که باید برای آنچه را می‌خواهیم بهایش را بپردازیم قطعا می‌توانیم برای فردائی بهتر امیدوار باشیم. ما در داخل کشور مانده‌ایم و داریم تاوان میپردازیم دلیلش تعداد قابل ملاحظه‌ای زندانی و اعدامی و شکنجه شده است ولی این حرکت از داخل نیاز به پشتیبانی ایرانیان خارج از وطن دارد که متاسفانه پس از سی و چهار سال هنوز نتوانسته‌اند به کمترین توافق و هماهنگی برسند. در صورتی که امکانات بیشتری برای پشتیبانی دارند. من از این تصورم خجالت می‌کشم و هیچ دوست ندارم که این تصورم واقعی باشد اما می‌بینم که تعداد قابل ملاحطه‌ای از ایرانیان به اصطلاح پناهنده در خارج بدون هیچ مشکلی مرتب به ایران می‌آیند و می‌روند و برای همین در اعتراضات و تظا هرات ضد رژیم ولایت فقیه شر کت نمی‌کنند که مبادا در موقع صفرشان به ایران کمترین مشکل برایشان ایجاد شود. اما بر ای گرفتن پناهندگی از خون شهدا و عمر زندا نیان و شکنجه‌ی شکنجه شدگان بدون هیچ شرم وحیائی استفاده میکنند. کاش می‌شد نام و نشانی این افراد را که به دروغ خودرا مبارز جا زده ولی از رفتار ضد بشری حکومت ولایت فقیه چنین زشت و ناجوانمردانه استفاده می‌کنند بر ملا کرد و می‌بینیم که همین گروه در اوج حرکت جنبش سبز چه قشقرقی برای گذشته آقایان کروبی و موسوی را انداختند. زهی بی‌شرمی.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.