شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - Saturday 17 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

کشتن تدریجی مخالفان، راهبرد اصلی حکومت است

بیانیه دفتر تحکیم وحدت: در کجای جهان دیده شده فردی را که اعتصاب غذا کرده و دو بار نیز دچار سکته شده است و از درد فریاد می‌زند، به حال خود در زندان رها کنند و تنها در آستانه مردن او را بیمارستان منتقل کنند. در حالی که در شهادت نامه ۶۴ زندانی سیاسی نیز آمده که برای مداوا به بهداری اوین منتقل شده اما به جای درمان او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.

iran-emrooz.net | Mon, 13.06.2011, 19:33


در پی شهادت «هاله سحابی»، عضو مادران صلح و همچنین «هدی صابر»، از فعالان سیاسی ملی- مذهبی، دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای ضمن انتقاد از سیاست دولتمردان جمهوری اسلامی مبنی بر «کشتن تدریجی مخالفان» و همچنین ابراز نگرانی شدید از وضعیت سلامت فعالان سیاسی و دانشجویی در زندان های ایران، این کشتارها را از سوی نهادهای امنیتی «طراحی شده» دانسته و آن را محکوم کرده است.

به گزارش دانشجونیوز، دفتر تحکیم وحدت در این بیانیه ضمن تسلیت به خانواده سحابی ها و خانواده هدی صابر و همچنین مردم و دانشجویان سراسر ایران، خاطر نشان ساخته است که، «هدی صابر که همگان بر انسانیت و سجایای برجسته اخلاقی اش صحه می گذارند، زندگی‌اش را فدای آرمانی نمود که به آن باور داشت. کسی که به گفته خود، ستمی که بر هاله سحابی رفت بر روی دلش سنگینی می‌کرد و نگران پایمال شدن خون او بود و چون تمام آزادی‌هایش سلب شده بود، جز فدا کردن جان و تن خود راه دیگری برای اعتراض نداشت. کیست که گواهی ندهد که طیف ملی-مذهبی همواره نجیب‌ترین منتقدان نظام بوده‌اند و از نظر پاک بودن و اخلاق سیاسی در مرتبه‌ای قرار داشته‌اند که حتی پرونده‌سازان زبده دستگاه سرکوب نیز هرگز نتوانسته بودند اتهام و برچسبی که اندکی باورپذیر باشد برای آنان بسازند؟»

گفتنی است که شهید هاله سحابی، فرزند مرحوم عزت الله سحابی، از فعالان ملی-مذهبی، در مراسم تشییع پیکر پدرش، در حالی که تنها تصویر پدرش را در دست داشت، مورد هجوم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفته و در اثر شدت ضربات جان خود را از دست داد.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

شهادت جانگداز و نابهنگام هاله سحابی و سپس هدی صابر، یار همیشگی مردم فجایعی را در روزهای اخیر رقم زده که نقد را نسبت به رفتار حاکمیت اقتدارگرا به نقاط پایانی خویش نزدیک ساخته. اگر گفته شود که حاکمیت اقتدارگرا در پدید آوردن رسواسازترین وقایع به گونه ای که تمامی اسطوره‌های تاریخی، مذهبی ما و تاریخ معاصر جهان درباره ستم را به خاطرها متبادر کند نقش داشته، پر بیراه نگفته است. گرچه مهندسی گسترده انتخابات ۲۲ خرداد هشتاد و هشت و وقایع سهمناک پس از آن در سی‌ام آن ماه نقطه آغازی برای رسیدن سیاه‌کاری به نقطه اوج خود بود اما فجایع شرم آور این روزها ابعاد جدیدی به ماجرا بخشیده است.

از «اعدام تدریجی» مهندس عزت الله سحابی که امروز به روش رایج حاکمان تبدیل شده و پیش از آن گریبان سیامک پورزند را هم گرفته بود که بگذریم، شهادت مظلومانه دخترش هاله سحابی در پیش چشمان ماست که خواه ناخواه هر ایرانی مذهبی یا غیر مذهبی را به یاد روایت‌هایی می‌اندازد که خود آقایان سال‌ها بر منابر، شخصیت‌های تاریخی را به خاطر آن مورد نفرین قرار داده‌اند. آری؛ ما و وجدان های آگاه ایرانیان می دانیم که هاله جرم بزرگی مرتکب شده بود. او عکس پدر را به دست داشت و می‌خواست بدن بی‌جان او را تشییع کند و از این رو باید به او حمله می‌شد و با پاره کردن عکس و ضرب و شتم شدید به ورطه نابودی کشانند. هنوز داغ سحابی‌ها بر دل سرد نشده بود که مصیبت شهادت هدی ‌صابر گریابنمان را گرفت. در کجای جهان دیده شده فردی را که اعتصاب غذا کرده و دو بار نیز دچار سکته شده است و از درد فریاد می‌زند، به حال خود در زندان رها کنند و تنها در آستانه مردن او را بیمارستان منتقل کنند. در حالی که در شهادت نامه ۶۴ زندانی سیاسی نیز آمده که برای مداوا به بهداری اوین منتقل شده اما به جای درمان او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. هدی صابر که همگان بر انسانیت و سجایای برجسته اخلاقی اش صحه می گذارند، زندگی‌اش را فدای آرمانی نمود که به آن باور داشت. کسی که به گفته خود، ستمی که بر هاله سحابی رفت بر روی دلش سنگینی می‌کرد و نگران پایمال شدن خون او بود و چون تمام آزادی‌هایش سلب شده بود، جز فدا کردن جان و تن خود راه دیگری برای اعتراض نداشت. کیست که گواهی ندهد که طیف ملی-مذهبی همواره نجیب‌ترین منتقدان نظام بوده‌اند و از نظر پاک بودن و اخلاق سیاسی در مرتبه‌ای قرار داشته‌اند که حتی پرونده‌سازان زبده دستگاه سرکوب نیز هرگز نتوانسته بودند اتهام و برچسبی که اندکی باورپذیر باشد برای آنان بسازند؟

گویی کشتن تدریجی مخالفان و نابودی تن و روان آن‌ها امروز تبدیل به راهبرد اصلی بخش‌هایی از حاکمیت اقتدارگرا شده است. گزارشات بهت‌آوری که از درون زندان‌ها می‌آید و هر آزاده‌ای را در جهان به حیرت و درد فرو می‌برد خود دلیلی بر این مدعا است. گزارشاتی که محدود به یک زندان خاص در یک شهر خاص نیست و از این رو این وضعیت را نمی‌توان ناشی از سهل انگاری و بی توجهی دانست بلکه نشانگر شرایط طراحی شده است. همه آنچه که بر زندانیان روا داشته می شود و در شرح‌های آنان آمده روشنگر آن است که بر چند صد دانشجو، روشنفکر و روزنامه نگار که به ناحق در بند گرفتارند چه می گذرد.

اگر به یاد بیاوریم که پس از آزادی آن سانگ سوچی، رهبر جنبش دموکراسی‌خواهی برمه، نظام موجود تنها حاکمیت جهان است که رهبران جنبش آزادی‌خواهی کشورش را در حصر خانگی نگه می‌دارد و این را به موارد قبلی بیافزاییم، شاید به این نتیجه برسیم که حال که آقایان از دسترسی به اهداف سند چشم‌انداز همچون رتبه نخست اقتصاد، علم و فناوری در منطقه ناامید شده‌اند، قصد دارند این برتری را در عرصه‌هایی دیگر و این بار نه در منطقه بلکه در جهان به دست بیاورند. منطق حاکمیت دیگر حتی در ظاهر هم یک منطق دینی، انسانی، مردمی و یا با پایبندی حداقلی به حقوق بشر نیست و این گونه رفتارها را جز با منطق قدرت عریان نمی‌توان توجیه کرد. برای دستگاهی که روزی دم از اقتدار می زد، امروز تقریباً دیگر جز قدرت عریان چیزی باقی نمانده است. قدرتی که باید هر از چندی آن را به خیابان آورد و علیه مردمی بی دفاع، آرام و بی صدا به کار برد، مبادا که چاقوی خشونت اندکی کند شود. در این شرایط است که فعالیت عینی و مادی برای تغییر شرایط باید در کنار سلاح نقد که همواره زنده و پابرجاست قرار گیرد و از این رو دفتر تحکیم وحدت در عین محکومیت شدید این چنین رفتارهای نابخردانه با خالص‌ترین نیروهای سیاسی ایران به دانشجویان و ملتی آگاه و عزادار برای چنین داغ سنگین و جبران ناپذیری تسلیت می‌گوید.

دفتر تحکیم وحدت
۲۳ خرداد ۱۳۹۰




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.