سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - Tuesday 16 June 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 16.06.2026, 7:52

«هرگونه توافقی با این رژیم شکست خواهد خورد»


کیتی بالز / مجله تایمز / ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶

رضا پهلوی ۴۶ سال است که در تبعید در آمریکا زندگی می‌کند. او ادعا می‌کند که جدیدترین توافق با رهبران کنونی ایران «از نظر اخلاقی نادرست و از نظر استراتژیک گمراه‌کننده است. این اقدام نتیجه معکوس خواهد داشت.»

زمانی که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه منجر به کشته شدن علی خامنه‌ای و بسیاری از دستیارانش شد، سؤال بزرگ این بود که آیا روز آزادی ایران فرا رسیده است یا خیر. معترضان در اوایل همان سال در جریان قیام علیه رژیم تئوکراتیک (دین‌سالار) به تعداد هزاران نفر جان باخته بودند؛ به نظر می‌رسید این حملات تداوم همان شتاب و تکانه باشد. اما حضور در خیابان‌ها در حالی که هنوزموشک‌ها می‌باریدند، منطقی نبود. تصور می‌شد که سیگنال این اقدام از سوی رضا پهلوی، فرزند در تبعید شاه، صادر خواهد شد. او در یک پیام ویدئویی گفت: «زمان بازگشت به خیابان‌ها نزدیک است»، اما فراخوان نهایی هرگز صادر نشد — و اکنون ایالات متحده یک توافق چارچوبی را با رژیم ایران برای پایان دادن به جنگ اعلام کرده است.

ساعاتی پس از آنکه ایالات متحده و ایرانی‌ها هر دو ادعا کردند توافق صلح انجام شده است، از او می‌پرسم چه اتفاقی افتاد. ما بیشترِ آن را می‌دانیم: رژیم یک رهبر نظام جدید برای خود پیدا کرده است، ۴۸ تن از ارشدترین مقامات آن جایگزین شده‌اند، تهران تنگه هرمز را با موشک و مین بست که باعث جهش قیمت نفت شد و ترامپ را مجبور به مذاکره کرد.

آیا همه چیز تمام شده است؟ او هشدار می‌دهد: «هرگونه توافقی با این رژیم در نهایت شکست خواهد خورد. هرگز نمی‌توان به آن اعتماد کرد. این رژیم به باج‌خواهی از جهان، سرکوب ایرانیان شجاع و بی‌گناه، و گسترش ترور و بی‌ثباتی در منطقه و در سطح بین‌المللی، از جمله در خیابان‌های بریتانیا ادامه خواهد داد.»

او فراتر می‌رود و اظهار می‌دارد که موافقت با هرگونه توافقی با دولت ایران «از نظر اخلاقی نادرست» است. او می‌گوید: «جامعه بین‌المللی باید از مبارزه مردم ایران برای آزادی حمایت کند. آن‌ها را در مرکز هرگونه مذاکره و در سیاست خود در قبال ایران قرار دهید. انجام معامله با رژیمی که ۴۰ هزار معترض را در دو روز در ماه ژانویه به قتل رساند، از نظر اخلاقی نادرست و از نظر راهبردی گمراه‌کننده است. این کار نتیجه معکوس خواهد داشت. اما بگذارید واضح بگویم: با حمایت بین‌المللی یا بدون آن، این رژیم سقوط خواهد کرد. مردم ایران خود را از استبداد آزاد خواهند کرد.»

«ناسازگار با جهان آزاد»

از نظر پهلوی، ناکامی در وارد کردن ضربه نهایی، جدیدترین فصل از یک اشتباه چنددهه‌ای غرب است: برخورد با جمهوری اسلامی به عنوان رژیمی که رفتار آن ممکن است تلطیف شود، به جای آنکه آن را یک ماهیت اساساً توتالیتر (تمامیت‌خواه) بدانند. او می‌گوید: «هسته اصلی مشکل، خود رژیم و ماهیت آن است. به هیچ وجه امکان ندارد که این رژیم، با طرز فکر خود، با جهان و به ویژه با جهان آزاد کنار بیاید. این رژیم به سادگی [با جهان آزاد] ناسازگار است.» و می‌گوید که ایران کشوری توسعه‌یافته و با سطح تحصیلات بالا است که مناسب جهان آزاد است.

در روزهای پس از حملات، ایرانیان تبعیدی در آمریکا در تعداد بسیار زیادی برای حمایت از این دیدگاه — و پهلوی — گرد هم آمدند. در ماه فوریه، جمعیتی بیش از ۲۵۰ هزار نفر در مونیخ گرد هم آمدند تا به سخنرانی او گوش دهند. در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران (CPAC) در دالاس در ماه مارس، آنچه معمولاً نمایشِ «اول آمریکا» است، با سرازیر شدن هوادارانش برای گوش دادن به او، به «ایران را دوباره باشکوه کنیم» تبدیل شد. اما به نظر می‌رسد این تکانه و شتاب در حال از بین رفتن است.

توافق ترامپ با ایران لبخند را بر لبان مستبدان جهان خواهد نشاند

او بار دیگر بر تردید خود نسبت به جدیدترین توافق تأکید می‌کند: «فکر نمی‌کنم این یک حل‌وفصل کامل باشد. و بعد، این وضعیت چقدر دوام خواهد آورد؟ در این میان، چه بلایی بر سر مردم ایران می‌آید؟»

او می‌گوید از ابتدای سال تاکنون بیش از ۶۰۰ نفر اعدام شده‌اند و این روند «متوقف نشده است. همچنان ادامه دارد.» اینترنت به مدت ۸۸ روز قطع بوده، ارزش پول ملی در حال سقوط آزاد است و کمبود برق در تابستان شروع به آسیب رساندن کرده است. کسب‌وکارها به دلیل نبود برق در حال تعطیلی هستند. او می‌گوید: «مردم در حال اخراج شدن هستند. فقط مسئله زمان است تا این وضعیت منفجر شود.»

او استدلال می‌کند که برای ایرانیان عادی، گزینه‌ها به هیچ تقلیل یافته است: «آن‌ها یا می‌توانند کاملاً تسلیم شوند و دست از تلاش بردارند و از روی افسردگی خودکشی کنند؛ یا اینکه می‌گویند: “ما دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. بهتر است خودمان دست به کار شویم.”»

«باید تغییر رژیم صورت گیرد»

ما ابتدا در پوتومک، مریلند، در خانه مادرش، فرح پهلوی ۸۷ ساله، آخرین ملکه و شهبانوی ایران ملاقات می‌کنیم. اینجا سرزمین عمارت‌های غول‌پیکر در منطقه واشنگتن دی‌سی است. این اقامتگاه که بنایی نسبتاً جدید است، بسیار بزرگ است. نگهبانان امنیتی در دروازه‌ها حضور دارند و یک مأمور مسلح مدارک شناسایی ما را بررسی می‌کند. در داخل، خانه بازاری از اشیاء ایران قدیم است: تندیس‌های شاه، پرچم‌های شیر و خورشید، سربندهای منجوق‌دوزی شده زنانه، و نقاشی‌هایی با قاب‌های طلا از این خانواده که دیوارها را پوشانده است.

از بمباران ترامپ استقبال شد. پهلوی می‌گوید که این حملات «توسط مردم به عنوان یک مداخله بشردوستانه و تقریباً یک آزادی‌بخش نگریسته شد، تا یک تهاجم خارجی». او همچنان بر این باور است که تغییر رژیم تنها راه چاره است: «به هیچ وجه امکان ندارد که این رژیم بتواند با جهان، و به ویژه با جهان آزاد آن‌گونه که ما می‌شناسیم، کنار بیاید.»

با این حال، به نظر می‌رسد پنجره فرصت در حال بسته شدن است — یا در برخی موارد، حتی بسته شده است. ترامپ اهمیت تغییر رژیم را کم جلوه داده و اشاره کرده است که پهلوی یک مدعی جدی نیست، حتی اگر «آدم خوبی» باشد. در مقابل، ترامپ به طور ضمنی اشاره کرده که رئیس مجلس ایران، محمدباقر قالیباف، شخصیتی «بسیار منطقی» و «بسیار استوار» است که می‌تواند به عنوان یک شریک قابل اتکا برای ایالات متحده عمل کند.

آیا این موضوع آسیب‌رسان بود؟ «آنچه من انتظار دارم نه تنها پرزیدنت ترامپ بگوید، بلکه در واقع هر رئیس دولت دیگری که از بیرون به درون نگاه می‌کند بگوید، این است که تعیین اینکه چه کسی باید رهبر بعدی ایران باشد، بر عهده ماست. این کار به عهده مردم ایران است. آمریکا به عنوان یک دموکراسی غربی، همواره از اینکه مردم تصمیم بگیرند دفاع کرده است. اجازه دهید صندوق رأی آینده را تعیین کند.»

پهلوی حتی بدون حمایت ترامپ معتقد است که تغییر رژیم امکان‌پذیر است و اشاره می‌کند که این تغییر از سوی مردم ایران رقم خواهد خورد.

آیا او باز خواهد گشت؟ «من همیشه آماده بوده‌ام که وقتی شرایط اجازه دهد به میهن بازگردم.» آن شرایط باید نشان‌دهنده امنیت نسبی باشد — حسی از اینکه این اقدام، قیام نهایی خواهد بود.

او پیشنهاد می‌کند که باید از مدل ونزوئلا دوری کرد. «اگر به اپوزیسیون دموکراتیک در ونزوئلا نگاه کنید، آن‌ها از اینکه مادورو دیگر آنجا نیست خوشحالند، اما آیا آن‌ها می‌خواهند وضعیتی که اکنون سرهم‌بندی شده، نتیجه نهایی باشد؟ البته که نه. من می‌توانم بر اساس تجربه برخورد ۴۶ ساله با این مسائل به شما بگویم وقتی تلاش می‌کنید چیزی را به دروغ جعل کنید و سعی می‌کنید از بیرون به آن مشروعیت ببخشید، این کار نتیجه نمی‌دهد.»

در مورد قالیباف: «او فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. دست او نیز به اندازه نفر بعدی در این سیستم به خون آلوده است. شما نمی‌توانید ناگهان آن را زیباسازی کنید. این کار مثل زدن رژ لب به یک خوک است.»

«یک میانجی صادق»

گفتگوها درباره رهبری جدید، پهلوی را یاد گفتگوهای پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می‌اندازد. او می‌گوید: «من آن‌قدر سن دارم که آن دوران را به یاد بیاورم»، و به سال ۱۹۸۶ فکر می‌کند، زمانی که تازه با همسرش، یاسمین، به واشنگتن دی‌سی نقل مکان کرده بود. «[پیش از فروپاشی] سال‌هایی بود که دیپلمات‌ها در وزارتخانه‌های خارجه غربی می‌گفتند: “ما باید به دنبال عناصر میانه‌روتر در سیستم کمونیستی شوروی بگردیم.” دلیلی که من به نوعی با اندوه به آن می‌خندم این است که آن‌ها می‌گفتند یوری آندروپوف [که از نوامبر ۱۹۸۲ تا زمان مرگش در فوریه ۱۹۸۴ به عنوان دبیرکل حزب کمونیست خدمت کرد] قابل کنترل‌تر است چون ویسکی می‌نوشد و جاز دوست دارد — گویی این کار قرار بود نشانه‌ای از میانه‌روی باشد.»

بنابراین، پهلوی مایل است چگونه بازگردد؟ مانند پدرش در قامت یک پادشاه؟ او با اشاره به ژاپن، بریتانیای کبیر، سوئد و هلند به عنوان نمونه‌هایی از پادشاهی‌های پارلمانی می‌گوید: «شکل نهایی را ملت باید تعیین کند. من بر آن نیستم که از یک نتیجه خاص دفاع کنم، تا زمانی که محتوا و شکل نهایی آن یک سیستم دموکراتیک سکولار (عرفی) باشد. آنچه من عرضه می‌کنم این است که یک میانجی صادق باشم؛ کسی که فراتر از منازعات باقی می‌ماند، کارزاری را برای آزادی رهبری می‌کند اما با یک برنامه برای دوران گذار.»

«این یک تعهد است. این یک مأموریت است. مردمی که به تو به عنوان یک شخصیت پدرانه نگاه می‌کنند، می‌خواهند تو آنجا باشی و دستشان را بگیری. آن‌ها می‌خواهند تو آنجا باشی تا به آن‌ها امید بدهی، به آن‌ها ثبات بدهی، به آن‌ها شجاعت بدهی و از آن‌ها حمایت کنی.»

و برای برخی، این تمایل وجود دارد که به هیچ چیز شبیه به رژیم شاه بازنگردند. انقلاب ۱۹۷۹ ایران با اعتراضات به حکومت استبدادی شاه، پلیس مخفی او (ساواک)، نابرابری اقتصادی — شاه و شهبانو که از ثروت نفتی سرمست بودند، به گونه‌ای به تصویر کشیده می‌شدند که در تجمل زندگی می‌کنند و این ثروت به طبقات پایین جامعه منتقل نمی‌شود — و غربی‌سازی شتابان، شعله‌ور شد.

اکنون حجاب در ایران اجباری است و پلیس امنیت اخلاقی این قانون را اجرا می‌کند. زنانی که در جریان اعتراضات حجاب خود را برداشتند زندانی و برخی کشته شدند. آیا او مایل است شاهد لغو این ممنوعیت باشد؟ «آیا این مهم‌ترین چیز برای زنان در حال حاضر است — نوعی کاریکاتور از واقعیت؟ البته که حجاب اجباری همان روشی است که زنان از طریق آن مجبور شدند به شهروندان درجه دو تبدیل شوند. این بخشی از آن است. در مقابل، وقتی پدربزرگم برای اولین بار این امکان را فراهم کرد که زنان مجبور به داشتن حجاب نباشند، اثر معکوس داشت. پوشیدن یا نپوشیدن حجاب باید یک انتخاب باشد.»

کودکی شاهانه

بیشتر تصاویر موجود در خانه، نقاشی‌هایی از این خانواده است؛ از جمله تصویری از رضا پهلوی در سن هفت سالگی در حال شرکت در مراسم تاج‌گذاری پدرش در سال ۱۹۶۷. آیا روز شادی بود؟ او می‌گوید تمرین‌ها آن‌قدر فشرده بود که «به نوعی ناامیدکننده بود که مجبور بودی از مدرسه دور بمانی. تو آن‌قدر در نقش خود فرو رفته‌ای که مطمئن می‌شوی قدم اشتباهی برنمی‌داری.» او تلاش می‌کرد از تشریفات و تجملات بیش از حد دوری کند. او در حالی که با دستیارش می‌خندد، می‌گوید: «هر بار که یک مراسم رسمی برگزار می‌شد، من به نوعی بیمار بودم.»

مدرسه او در کاخ بود، اما او سریعاً می‌گوید که همان برنامه درسی «هر دانش‌آموز دیگری در سراسر ایران» به او آموزش داده می‌شد — علوم، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی، فرانسوی، انگلیسی، ورزش. با این حال، او یک سرگرمی داشت که اکثر هم‌کلاسی‌هایش از آن بی‌بهره بودند: خلبانی. «من پرواز را از حدود ۱۲ سالگی با یک هواپیمای آموزشی تک‌موتوره شروع کردم. یک هواپیمای آکروباتیک “بیچ‌کرافت بونانزا” بود. من پرواز مستقل (سولو) انجام دادم؛ فکر می‌کنم در آن زمان حدود ۱۳ ساله بودم. و بعد از آن با جت‌های کوچک‌تر مختلف مانند “داسو فالکون” پرواز می‌کردم.» او سپس به سراغ بوئینگ ۷۲۷ رفت و تا سن ۱۶ سالگی، به تنهایی با یک جنگنده اف-۵ پرواز مستقل انجام می‌داد.

او در ۱۷ سالگی برای گذراندن دوره پیشرفته آموزش خلبانی در پایگاه نیروی هوایی ریس در تگزاس، به ایالات متحده رفت. او در مسیر خود یک توقف ده روزه در لندن داشت. او می‌گوید: «من مهمان علیاحضرت ملکه بودم» و در کاخ باکینگهام اقامت داشتم.

«آنجا [آمریکا] بود که همه چیز در داخل ایران شروع به حرکت کرد، بنابراین من هرگز بازنگشتم. نمی‌توانستم.» او حداقل به دلیل اینکه در آن زمان «تأثیر فرهنگی آمریکا در ایران، از نظر موسیقی و پوشش البته بسیار زیاد بود»، به خوبی با آمریکا سازگار شد. «مردم شلوار جین می‌پوشیدند و به موسیقی آمریکایی گوش می‌دادند.»

او همچنان نسبت به میراث پدرش، به ویژه تصمیم او برای خروج مسالمت‌آمیز از کشور، حمایت‌گرانه برخورد می‌کند (سفر پدرش به آمریکا برای درمان سرطان در نهایت منجر به بحران گروگان‌گیری در ایران شد). «پدرم گفت: “من پادشاه این ملت هستم. من ارتش را علیه شهروندان خودم به کار نخواهم گرفت. از خونریزی جلوگیری خواهم کرد.” و او داوطلبانه کشور را ترک کرد. امروز در ایران، جوانان امضای پدرم را روی دستان خود خالکوبی می‌کنند. اگر در آن زمان آن سطح از طرد و رویگردانی وجود داشت، چرا باید این کار را بکنند؟ آن‌ها می‌بینند که کشور به کدام سمت می‌رفت.»

«بنابراین شما باید همه چیز را در یک چشم‌انداز درست قرار دهید. یکی از دلایلی که من اینجا نشسته‌ام و میلیون‌ها نفر نام مرا فریاد می‌زنند، فقط به خاطر کارهایی نیست که خودم انجام داده‌ام؛ بلکه به این دلیل است که آن‌ها می‌گویند این خانواده تمام ابعاد مدرنیته و پیشرفت ایران را به ارمغان آورد، شروع از پدربزرگم، پدرم و کارهایی که او انجام داد. اکنون مردم در نگاه به گذشته می‌گویند که آن دوران، فرصتی برای ایجاد اصلاحات بود.»

«تجمل و اشرافیت؟ پروپاگاندا است»

در مورد آن زندگی اشرافی چطور؟ منتقدان در گذشته مجالی یافتند تا ادعا کنند مادر او در حالی که مردم گرسنگی می‌کشیدند در شیر حمام می‌کرده است. اگرچه این ادعا یک افسانه تلقی می‌شود، اما والدین او جشنی را برپا کردند که گران‌ترین مهمانی تاریخ به شمار می‌رود — ضیافتی در سال ۱۹۷۱ برای بزرگداشت دو هزار و پانصدمین سالگرد امپراتوری ایران — که با ۱۵۰ تن تجهیزات آشپزخانه که با هواپیما از پاریس آورده شده بود و شربتی ساخته شده با بطری‌های شامپاین موئت اند شاندون ۱۹۱۱ تکمیل شد.

رضا پهلوی می‌گوید بخش زیادی از آنچه نوشته شده است، معادل «مزخرفات و پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی)» است. «من فکر می‌کنم مردم فرصت‌های زیادی برای بازدید از تمام مکان‌هایی که پدرم در آن‌ها زندگی می‌کرد داشته‌اند و می‌گویند: “همین بود؟ این همان چیزی بود که درباره‌اش به ما می‌گفتند؟” منظورم این است که بازدید از آن‌ها برای عموم آزاد است.»

او شروع به فهرست کردن املاک می‌کند: «کاخ سعدآباد بود که در زمان پدربزرگم ساخته شد؛ کاخ نیاوران که در واقع قرار نبود محل سکونت والدینم باشد. آن کاخ بیشتر برای اسکان بازدیدکنندگان خارجی که به ایران می‌آمدند ساخته شده بود. به دلایلی، پدرم تصمیم گرفت در طول زمستان از آن کاخ استفاده کند. بنابراین وضعیت بین این دو کاخ بود.»

به جز فصل تابستان که آن‌ها به دریای خزر می‌رفتند. «آنجا مکان مورد علاقه من برای رفتن بود. پدرم در واقع روی یک پانتون (اسکله شناور) اسکی زندگی می‌کرد که در آن، می‌دانید، اسکی روی آب خود را می‌پوشیدید و سوار قایق می‌شدید. این مکان در بندر نوشهر در سواحل خزر است. فکر می‌کنم تا الان کاملاً ویران شده باشد. تنها اقامتگاه دیگری که در آن اقامت داشتیم، در جزیره کیش و در طول تعطیلات بهاری بود.»

«بنابراین بر خلاف تمام این استدلال‌ها درباره تجمل و اشرافیت، وقتی مردم به عمارت‌هایی که نخبگان رژیم امروز در آن زندگی می‌کنند نگاه می‌کنند، این دو حتی با هم قابل مقایسه نیستند.»

او هنوز دلتنگ ایران است. وقتی از او می‌پرسم چه حسی دارد، می‌گوید: «این تعریفِ تبعید در مقابل مهاجرت است. مهاجران داوطلبانه تصمیم می‌گیرند کشور محل تولد خود را ترک کنند و بروند و در کشور دیگری زندگی تشکیل دهند. شما می‌گویید: “من دیگر نمی‌خواهم در لندن زندگی کنم. دوست دارم بروم و در پرتغال زندگی کنم.”»

«اما اگر انقلابی رخ دهد و شما به دلیل تعقیب و آزار مجبور به ترک کشور شوید، این تعریف تبعید است. ما مهاجر نیستیم. از روی انتخاب نیست که مجبوریم اینجا زندگی کنیم. نه اینکه از زندگی در دنیای بیرون ناراضی باشم. من می‌توانم به خوبی با هر فرهنگی همگون شوم. اما باز هم اینجا خانه شما نیست. مکان اصلی شما نیست.» آن تنهایی با غم و اندوه شخصی و خانوادگی تشدید شده است. این پدرِ سه فرزند، شاهد جدال خواهر و برادرش با رنج جابه‌جایی و دوری از وطن بوده است — خواهر او در سال ۲۰۰۱ بر اثر مصرف بیش از حد دارو [درگذشت]، در حالی که برادرش در سال ۲۰۱۱ از طریق خودکشی به زندگی خود پایان داد. خاکستر او، بنا بر درخواست نهایی‌اش، در دریای خزر سرازیر شد.

رضا پهلوی می‌خواهد به خانه بازگردد. «از روزی که شروع کردم، ۴۶ سال است و همچنان می‌گذرد، همیشه امید من این بوده است که بتوانم کاری انجام دهم، به ایران کمکی کنم. ما به عنوان ایرانی، شایسته شرایطی بهتر از آنچه داریم هستیم. من هرگز احساس جدایی از ایران نکرده‌ام. مردم می‌گویند، خب، تو تمام این سال‌ها در آن کشور زندگی نکرده‌ای. اما، می‌دانید، من هر روز با ایران زندگی کرده‌ام. از لحظه‌ای که بیدار می‌شوم تا زمانی که به رختخواب می‌روم، هیچ نقطه‌ای نیست که ایران در ذهن من نباشد. شما به عنوان یک تبعیدی، چیزی را فراموش نمی‌کنید. اما وقتی مهاجرت می‌کنید، تقریباً انگار به چیزی پشت می‌کنید و به سراغ فصل دیگری می‌روید. آن فصل [برای من] هرگز بسته نشده است.»

این همان غرابت و شگفتیِ وضعیت پهلوی است: مردی که بیشتر عمر خود را در آمریکا گذرانده، شخصیتی برای مقاومت است که کارش به سفر به تمام کشورهای جهان به جز کشور خودش با این پیام محدود شده است. اما او خود را فراتر از سیاست می‌داند و می‌خواهد پلی به سوی دموکراسی باشد. او نیاز دارد که ترامپ خواهان تغییر رژیم باشد، اما به نظر می‌رسد ترامپ تا کنون بیشتر به ویرایش و اصلاح رژیم علاقه‌مند بوده است.



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net