|
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ -
Thursday 11 June 2026
|
توماس فریدمن / نیویورک تایمز / ۹ ژوئن ۲۰۲۶
رهبران اسرائیل، ایران، حزبالله، حماس و ایالات متحده یک نقطه مشترک دارند: هیچیک از آنها تمایلی ندارند یک کمیسیون تحقیق عملکردشان را در تازهترین درگیری خاورمیانه بررسی کند. بنابراین من تصمیم گرفتم این کار را به جای آنها انجام دهم و میتوانم نتیجهگیریام را در دو کلمه خلاصه کنم که درباره همه آنها صدق میکند: «باختید». همین — وقت و هزینه یک تحقیق داخلی را برایتان صرفهجویی کردم. خواهش میکنم.
واقعاً این جنگی است که همه در آن باختهاند. حتی با اینکه هنوز پایان نیافته، این را میتوان دید. در واقع، یکی از دلایلی که این جنگ ممکن است ادامه پیدا کند این است که بیشتر رهبران این کشورها و گروهها میدانند تاریخ به آنها خیره شده و به محض خاموش شدن سلاحها، حسابکشی اخلاقی، سیاسی و اقتصادی ویرانگری در انتظار هر یک از این افراد خواهد بود.
بیایید یکییکی بررسی کنیم. حماس این دور از درگیری را در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با حملهای از غزه به اسرائیل آغاز کرد که طی یک روز بیش از ۱۲۰۰ نفر — مرد، زن و کودک — را کشت و بیش از ۲۵۰ نفر را ربود. هدف جنگی حماس چه بود؟ تا جایی که میتوان فهمید، خیالپردازی آن این بود که با حمله به اسرائیل، یک قیام منطقهای را شعلهور کند که در آن نیروهای «مقاومت» — از جمله حزبالله، ایران و حتی برخی کشورهای عربی — به آن کمک کنند تا کشور یهودی را نابود کند.
حماس این جنگ را با هیچ نیت صلحآمیزی آغاز نکرد ـــ یعنی نه با اسلحهای در یک دست و نقشهای برای صلح در دست دیگر که نشان دهد چگونه دو ملت بومی، یهودیان و فلسطینیها، میتوانند میان رود اردن و دریای مدیترانه همزیستی داشته باشند. نه؛ تنها نقشههایی که نیروهای حماس همراه داشتند، نشان میداد کجا میتوانند بیشترین یهودیان را در جوامع مرزی که به آنها حمله کردند پیدا کنند — از جمله در مدارس ابتدایی و یک مرکز جوانان.
سخت است تماس آ» تلفنی را که ارتش اسرائیل منتشر کرد فراموش کنیم؛ مکالمهای از یک فرد مسلح حماس که در حمله ۷ اکتبر شرکت داشت و با هیجان به والدینش میگوید در مفالسیم، یک کیبوتص نزدیک مرز غزه است و به تنهایی ۱۰ یهودی را کشته است. طبق ترجمه انگلیسی، او میگوید: «ببین با دستهای خودم چند نفر را کشتم! پسرت یهودیها را کشت!» و ادامه میدهد: «مامان، پسرت یک قهرمان است.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دولت راست افراطی او که متشکل از برتریطلبان یهودی است، در پاسخ جنگی تمامعیار و نابودکننده را آغاز کردند. تنها نقشهای که او ارائه داد، نقشهای بود که در آن فقط یهودیان کنترل منطقه از رود تا دریا را در دست دارند.
از آنجا که حماس خود را در میان جمعیت غیرنظامی غزه مستقر کرده بود و از سوی دیگر اجازه نداد مردم غزه در صدها کیلومتر تونل نظامی که زیر این منطقه حفر کرده بود پناه بگیرند، جمعیت غیرنظامی زیر حملات شدید اسرائیل بهشدت آسیب دید. طبق اعلام وزارت بهداشت غزه، اسرائیل بیش از ۷۰ هزار نفر ــــ که اکثریت آنها غیرنظامی و شامل هزاران کودک بودند — را کشته و دستکم ۱۷۰ هزار نفر را زخمی کرده است. این رقم شرمآور است — حدود ۱۰ درصد از جمعیت تقریباً ۲.۲ میلیونی غزه پیش از جنگ.
گفته میشود یحیی سنوار، رهبر حماس، چنین تلفاتی را «فداکاریهای ضروری» برای پیشبرد آرمان فلسطین در سطح جهانی توصیف کرده است. و این راهبرد مؤثر بود. این قربانیسازی انسانیِ غیرنظامیان فلسطینی، مشروعیت اسرائیل را در سراسر جهان به شکلی بیسابقه زیر سؤال برده است. جنبش تعیین سرنوشت یهودیان در سرزمین تاریخیشان — که صهیونیسم نام دارد — در دانشگاهها و احزاب سیاسی لیبرال، و حتی بهطور فزاینده در برخی جریانهای محافظهکار، به واژهای منفور تبدیل شده است. هنرمندان و دانشگاهیان اسرائیلی امروز در بسیاری از نقاط جهان دیگر پذیرفته نمیشوند. جنگ خشن اسرائیل همچنین به یهودستیزان فرصت داده تا از پستوها بیرون بیایند.
جای تعجبی ندارد. زیرا هرچند نتانیاهو حماس را از نظر نظامی شکست داد، هرگز یک جایگزین فلسطینی میانهرو را پرورش نداد یا از آن استقبال نکرد. بنابراین، کشتار آن همه غیرنظامی فلسطینی در طول جنگ، در نگاه جهان چیزی جز همین نبود: کشتار، به معنای واقعی کلمه — نه برای هموار کردن مسیر یک حکمرانی بهتر فلسطینی، بلکه برای هموار کردن مسیرِ نبود هیچ فلسطینی در غزه.
بیایید حساب کنیم: اسرائیل میلیاردها دلار هزینه کرده، اعتبار بینالمللی خود را تخریب کرده، بخش زیادی از حمایت خود را در میان احزاب لیبرال در آمریکا و اروپا از دست داده — و با این حال حماس هنوز بر ۴۰ درصد غزه کنترل دارد. در حال حاضر هیچ چشماندازی برای صلح با فلسطینیها وجود ندارد. بسیاری از این تصمیمها گرفته شد تا نتانیاهو حمایت تندروهای راست افراطی را که او را در قدرت نگه داشتهاند حفظ کند و از احتمال محکومیت به زندان به دلیل اتهامات فساد جلوگیری کند. حالا میدانید چرا «بیبی» تمام تلاش خود را به کار گرفته تا یک تحقیق قضایی در اسرائیل درباره ناکامی در جلوگیری از حملات ۷ اکتبر — که میتواند شانس انتخاب مجدد او را تضعیف کند — خنثی کند.
در مورد حماس نیز، این گروه هرگز شاهد تشکیل کمیسیون تحقیق نخواهد بود. هر پیروزی تاکتیکی تبلیغاتی که برای آرمان فلسطین به دست آورده باشد، نمیتواند آن را به یک دستاورد سیاسی پایدار برای تشکیل دولت فلسطینی تبدیل کند، زیرا همانند نتانیاهو، از پذیرش این ایده که سرزمین میان رود و دریا میتواند میان دو ملت تقسیم شود، سر باز میزند. در نتیجه، حدود دو میلیون فلسطینی در غزه اکنون در شرایطی بهمراتب دشوارتر از همیشه زندگی میکنند. این هم از آن «پیروزی».
تنها نمونه قابل مقایسه با آن، «پیروزی» حزبالله در لبنان است. حزبالله کل لبنان را به جنگی با اسرائیل کشاند که هیچکس در لبنان به آن رأی نداده بود و آشکارا به خواست و در راستای منافع ایران انجام شد. زیرا پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حتی یک وجب از خاک لبنان را اشغال نکرده بود. اکنون اما نیروهای اسرائیلی در سراسر جنوب لبنان حضور دارند و در پاسخ به حملات حزبالله به شمال اسرائیل، روستاهای شیعهنشین آن منطقه و محلههای شیعه در بیروت را ویران کردهاند. حدود یک میلیون لبنانی به آوارگان داخل کشور خود تبدیل شدهاند و حزبالله ماهیت واقعی خود را آشکار کرده است: یک نیروی شبهنظامی مزدور که در خدمت منافع حامیان ایرانی خود عمل میکند، نه منافع لبنان یا حتی شیعیان لبنان.
بنابراین، انتظار نداشته باشید حزبالله هم کمیسیون تحقیقی تشکیل دهد.
در جبهه ایران، اکنون روشن شده است که دونالد ترامپ و نتانیاهو جنگی را علیه نظام جمهوری اسلامی با هدف سرنگونی آن از طریق حملات هوایی آغاز کردند، بیآنکه در صورت شکست «طرح الف»، برنامه جایگزینی داشته باشند — و این طرح شکست خورد.
ایران، متأسفانه، «طرح ب» و «طرح ج» داشت. پس از آنکه حکومت از حمله اولیه آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برد — هرچند با از دست دادن دهها مقام ارشد، فرمانده نظامی و تجهیزات قابل توجه — تنگه هرمز را مسدود کرد و حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت خام را مختل ساخت. همچنین به متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس حمله کرد و در عمل این پیام را به ترامپ داد که «اگر ما را نابود کنید، ما آنها را بیثبات خواهیم کرد و آنگاه با یک بحران واقعی جهانی در حوزه نفت مواجه خواهید شد.»
رهبران پشتپرده ایران نیز تمایلی به هیچ کمیسیون تحقیقی ندارند، زیرا در حالی که برای بقای نظام خود «طرح ب» و «طرح ج» داشتند، هیچ «طرح د»ی برای شکوفایی مردم ایران نداشتند. نخستین پرسشی که یک کمیسیون تحقیق در ایران قطعاً مطرح میکند این است: «دقیقاً از میلیاردها دلاری که صرف تلاش برای ساخت سلاح هستهای و گسترش نفوذ ایران در لبنان، عراق، یمن، سوریه و کشورهای عربی خلیج فارس کردهاید، چه دستاوردی به دست آوردهاید؟» رهبران ایران میدانند این پرسش از سوی مردم خودشان مطرح خواهد شد، بنابراین ترجیح میدهند جنگ ادامه یابد تا مجبور به پاسخگویی نشوند. (برای من تعجبی ندارد که به گفته ترامپ، آنها بهتازگی یک بالگرد آمریکایی را در تنگه هرمز سرنگون کردهاند.)
در مورد ترامپ، او هنوز میتواند از این جنگ دستاوردی بهدست آورد اگر بتواند تهران را متقاعد کند که تمام اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی خود را واگذار کند. امیدوارم چنین شود؛ این امر اهمیت دارد. اما در این مرحله، چنین چیزی تنها در صورتی رخ میدهد که ترامپ عملاً به این حکومت در تهران جان تازهای ببخشد. زیرا ایران قطعاً با کنار گذاشتن مواد هستهای خود موافقت نخواهد کرد مگر آنکه ترامپ، دستکم بهطور ضمنی، کنترل عملی ایران بر تنگه هرمز (بهعنوان ابزار جدید اخلال گسترده)، انتقال میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده به ایران و لغو تحریمهای اقتصادی را بپذیرد. رئیسجمهوری که وعده «تسلیم بیقید و شرط» ایران را داده بود، در نهایت به بقای نامحدود آن کمک خواهد کرد. بعید میدانم ترامپ هم مایل باشد کمیسیون تحقیقی در کنگره به بررسی چنین توافقی بپردازد.
جمعبندی: جنگی که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، توسط مردانی بسیار بد شروع و هدایت شد؛ افرادی که بهطور مداوم منافع و خیالپردازیهای خود را بر آرزوهای ساده مردمشان برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه ترجیح دادند. اگر بهدنبال روزنهای از امید هستید، شاید این باشد که رنج ناشی از این جنگ، همه آنها را به سوی آتشبس سوق دهد؛ و سپس این آتشبس فضایی برای سیاست فراهم کند — برای کمیسیونهای تحقیق مردمی که به رهبران ایران، غزه، حزبالله، اسرائیل و آمریکا که این وضعیت را بهوجود آوردند بگویند: «به چه میاندیشیدید؟ کنار بروید.»
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|