|
شنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ -
Saturday 25 April 2026
|
حبیب حسینیفرد / ۲۴ آوریل ۲۰۲۶
جنگهای اوکراین و ایران؛ چرخش فنی-راهبردی در تاریخ جنگها؟
تردیدی نیست که حملات ایالات متحده و اسرائیل به زیرساختهای نظامی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه خسارت عظیمی به این کشور وارد کرده است. در سطح جنگ متقارن، یعنی میان طرفهایی با قدرت تقریباً برابر، با سامانههای تسلیحاتی مشابه و درک عملیاتی یکسان، ایران در برابر آمریکا و اسرائیل توان اندکی برای مقابله داشته و دارد.
و دقیقاً این نابرابری برای نهادهای نظامی و امنیتی ایران روشن بود. به همین دلیل، در حالی که حلقه دور خامنهای و خود او به دلیل تقکرات ایدئولوژیک و سوداگری با آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی، چندان به حل کلیت مسائل با آمریکا و برقراری مناسباتی عادی به همه جهان راغب نبودند، از دههها پیش و در پیشبینی حملهای از سوی آمریکا، تصمیم گرفتند به سمت جنگ نامتقارن حرکت کنند. تدارکات فنی ایران، ولو بر مبنای یک سیاست و انگیزه نادرست و با هزینهای نه چندان کم، کموبیش در جنگ اخیر کارایی نشان دادند، در حالی که در آمریکا و اسرائیل کموبیش به جنگ کلاسیک با ابزارهای سنتی (ناوهای هواپیمابر و حملات هوایی) پایبند ماندند.
روسیه نیز در آغاز تهاجم خود به اوکراین دریافت که با وجود برتری مادی گسترده نسبت به اوکراین، متحمل خسارات قابل توجه و شکستهای تاکتیکی شد. در اینجا نیز تصور کهنه از جنگ در مسکو نقش تعیینکنندهای در شکستهای میدان نبرد در ماههای نخست جنگ داشت. اوکراینیها با پهپادهای ارزانقیمت، بهطور گسترده تانکهای گرانقیمت روسیه و حتی هواپیماها را در عمق خاک روسیه منهدم کردند. نسبت هزینه به فایده بهشدت نامتقارن بود.
در خود مسکو، بهسختی یاد گرفتند که میدان نبرد جدید را درک کنند. تازه از بهار/تابستان ۲۰۲۳ ارتش روسیه، با توجه به واردات پهپادهای ایرانی و سپس تولید داخلی پهپاد، ابتکار عمل را به دست آورد، آن هم بهطور محدود تا امروز. جنگ پهپادی میان اوکراین و روسیه اکنون شکل غالب نبرد در هوا، زمین و دریا است و تقریباً به بنبستی انجامیده که تنها با پیشرویهای کند و دشوار ارتش روسیه همراه است. علت این درجازدن و سکون در جبههها هم تا حد زیادی به جبران عقبماندگی اوکراین در توسعه پهپادها، به خصوص پهپادهای با برد متوسط برمیگردد.
اگرچه در حال حاضر بخش بزرگی از این پهپادهای جدید رهگیری میشوند، اما آن تعداد کمی که عبور میکنند، خسارات ویرانگری به روسیه وارد میکنند. فقط روز دوشنبه، ۳۱ فروردین، پالایشگاه نفت در توآبسه در دریای سیاه به آتش کشیده شد. دمیتری مدودف، رئیسجمهور سابق، معاون کنونی شورای امنیت ملی و صدای افراطی مسکو، خشمگین از این وضعیت شرکتهای غربی را که کییف را در توسعه سیستمهای جدید یاری میکنند، اهداف مشروع اعلام کرد. روز دوشنبه خانه یک متخصص پهپادی اوکراینی در کییف هم بمباران شد.
ولی اوکراین چگونه توانسته است در عرض چند سال به کانون نوآوریهای پهپادی مورد تقاضای بینالمللی تبدیل شود؟ آیا همانطور که در کییف امیدوارند این کشور میتواند با این پیشرفت پهپادی مشکلات نیروی انسانی در ارتش خود را جبران کند؟ و ماجرای پهپادهای موسوم به «مید-استرایک» (برد متوسط) چیست؟
جنگی که کاملا چهره عوض کرده است
واقعیت این است که نحوه پیشبرد جنگ اواکراین، امروز با سال ۲۰۲۲، یعنی سال آغاز جنگ قابل مقایسه نیست. اوکراین در ابتدا با برتری توپخانهای روسیه دستوپنجه نرم میکرد، اما امروز پهپادها مهر خود را بر جنگ زدهاند. هر دو طرف با ابداعات جدید یکدیگر را تحت فشار قرار میدهند. بسیاری از پهپادها امروز مجهز به سیستم هدفیابی خودکار با کمک هوش مصنوعی هستند، چیزی که شش ماه پیش نسبتاً نادر بود. همچنین کیلباکسهاهم (Killboxen) در امتداد خط مقدم پدیده تازهای هستند، جایی که دیگر هیچ سرباز اوکراینی وجود ندارد، بلکه فقط پهپادها حضور دارند.
هستند کارشناسانی که معتقدند در حال حاضر اوکراین در مسابقه تسلیحاتی پیش است. بهویژه به این دلیل که میتواند به نرمافزارهای غربی دسترسی داشته باشد و انعطافپذیرتر به تحولات واکنش نشان دهد. در کیف ارزیابی این است که اگر اوکراین بخواهد به هدف خود، یعنی کشتن یا زخمی کردن سربازان روس بیشتر از آنکه کرملین بتواند نیرو جذب کند، برسد کارگاههای پهپادسازی کییف باید سرعت تولید خود را همچنان بالا نگه دارند. تلفات روسیه که در ماه مارس احتمالاً ۳۵۰۰۰ نفر بوده، طبق اعلام کییف ۹۶ درصد به حساب پهپادها نوشته میشود.
موفقیتهای اوکراین در غرب نیز بهدقت زیر نظر گرفته میشوند. در واقع مدتی است که اوکراین بهعنوان یک آزمایشگاه برای سامانههای تسلیحاتی مطرح شده است. فناوریهای جدید در اوکراین در قیاس با کشورهایی مانند آلمان یا بریتانیا که استانداردهای سختگیرانهای وجود دارد آسانتر آزمایش میشوند.
کیفیت سیستمهای هوش مصنوعی نیز به دادههایی بستگی دارد که با آنها آموزش داده میشوند. برای شرکتهایی مانند پالانتیر (شرکت نرمافزاری آمریکایی متعلق به پیتر تیل)، جنگ در اوکراین تنها فرصت برای دسترسی به دادههای واقعی است. بعدها این مدلها میتوانند به ناتو فروخته شوند.
از سوی دیگر، چین به دادههای پهپادهای روسی علاقهمند است ، مثلاً در ازای دریافت نیمههادیها. وزارت دفاع اوکراین اکنون قصد دارد این استارتاپهای نوآور را زیر یک چتر مشترک گرد هم آورد؛ مرکزی جدید با نام A1 در کییف قرار است بیش از ۲۰۰ ابتکار را به هم متصل کند، که برخی از نوآوریهای آنها مدتهاست در میدان نبرد مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در حال حاضر کارشناسان پیشافتادن کییف از روسیه در امر توسعه پهپادها را چهار تا شش ماه تخمین میزند. پهپادها اگرچه سیستمهای تسلیحاتی سنتی را جایگزین نمیکنند، اما نحوه استفاده از آنها را کاملاً دگرگون کردهاند، برای مثال تانکهای جدید آرماتا روسیه تاکنون اصلاً در اوکراین دیده نشدهاند، زیرا توسط پهپادهای ارزان خیلی سریع نابود میشدند. این تغییر نگرش را نشان میدهد. تغییر نگرشی که بارها اتحادهای غیرمنتظرهای را برای اوکراین به ارمغان میآورد. قراردادهای تسلیحاتی که زلنسکی در پی حمله اخیر ایران به کشورهای خلیج فارس با آنها امضا کرده، پول را به صنعت پهپادسازی کییف سرازیر میکند. از سوی دیگر، دفتر سفارشات آنها را فراتر از جنگ فعلی پر میکند.
البته هنوز چنین معاملات صادراتی در مقیاس بزرگ روی کاغذ میدرخشند، چرا که بیشتر پهپادهایی که در اوکراین تولید میشوند، بهشدت در خط مقدم مورد نیاز هستند. برآورد موسسه هادسون واشنگتن این است که تا ۱۰۰۰۰ پهپاد روزانه توسط هر دو طرف به کار گرفته میشود، ده برابر بیشتر از دو سال پیش.
از آنجایی که کمک غرب دائم با اختلال مواجه میشود، کییف بر ترکیب بداههپردازی و بهینهسازی تمرکز کرده است. پهپادهای رهگیر جدید باید پهپادهای شاهد را که روسیه با آنها شهرهای اوکراین را مورد ترور قرار میدهد، از آسمان پایین بیاورند. و به این دلیل که آمریکا موشکهای تاماهاوک تحویل نمیدهد، باید “فلامینگو” جایگزین شود. طبق گزارشها، موشک کروز ساخت داخلی اوکراین امروز دقیقتر از شش ماه پیش به اهداف خود اصابت میکند. مقامهای نظامی کییف امیدوارند که که این روند ادامه یابد، زیرا در غیر این صورت اوکراین مجبور است کارخانههای موشکی روسیه را نابود کند تا کمبود مهمات دفاعی را جبران کند که کار چندان آسانی نیست.
مشکل نیرو همچنان پا برجاست
در برد متوسط، یعنی حدود ۱۰۰ کیلومتر پشت خط مقدم، روسیه تاکنون توانسته حملات خود را تقریباً بدون مزاحمت هماهنگ کند، زیرا موشکهای هیمارس تحویلی آمریکا طوری تنظیم شدهاند که اهداف زیاد دور را نمیزنند.
انستیتو مطالعات جنگ آمریکا تایید کرده است که اوکراین توفیق امسال خود در ممانعت از پیشروی نیروهای روسیه را مدیون پهپادهای جدید “میدل-استرایک” (روباکا و FP-2) است. از زمانی که انواع جدید پهپادها در مارس سال گذشته معرفی شدند، حدود ۴۰۰ هدف، بهخصوص سیستمهای پدافند هوایی روسیه مورد حمله قرار گرفتهاند که اکثر آنها در پایان سال بوده است. بنابر برخی برآوردها اوکراین در حال حاضر سالانه انواعی از سلاحهای روسیه را بیشتر از آن نابود میکند که بتوان یک به یک جایگزینشان کرد و این برای مسکو به یک معضل تبدیل شده است.
البته کمبود نیروی انسانی در صفوف ارتش اوکراین را تنها تا حد محدودی میتوان با فناوری حل کرد. اگرچه در أواخر فروردین برای اولین بار با کمک سیستمهای رباتیک یک موضع روسی تصرف شد، اما در مجموع، برتری به اندازه کافی پایدار نیست که بتواند بحران را بهطور پایدار کاهش دهد. این نیز هست که اوکراین در بسیاری از سیستمها هنوز از تولید انبوه فاصله زیادی دارد.
به عبارتی سلاحهای جدید اوکراین اگرچه میتوانند به کاهش تلفات در خط مقدم کمک کنند، اما در برابر سوءمدیریت و تاکتیکهای پرخطری که مشکل نیروی انسانی را تشدید کردهاند، ناتوان هستند. در خط مقدم با وجود همه نوآوریها همچنان مانند گذشته شمار بالایی از سربازان کشته میشوند. ولی حضور و کارایی سلاحهای جدید دستکم قسما این تاثیر را داشته که جذب نیرو زیادتر نشده، ولی نرخ فرار از جبههها کاهش یافته است.
در ایران نیز نشانهها در همین جهت هستند
فناوری پهپاد توسط ایران نیز بهطور گسترده توسعه یافته است. نخستین پهپادهای رزمی روسیه توسط ایران تأمین شدند، در روسیه توسعه یافتند و سپس فناوری توسعهیافته دوباره به ایران بازگردانده شد. تنها با کمک پهپادهای ایرانی بود که روسیه توانست بهسرعت خود را با جنگ پهپادی اوکراین تطبیق دهد.
این پهپادهای نسبتاً ارزان نهتنها برای نابودی اهداف دشمن استفاده میشوند، بلکه برای فرسایش سامانههای پدافندی دشمن نیز به کار میروند. دشمن با انتخابی میان بد و بدتر روبهرو است؛ یا یک پهپاد نسبتاً ارزان با ارزش چند هزار یورو را با موشکهای پدافندی چند صد هزار یورویی ساقط کند، یا آن را عبور دهد و شاهد نابودی زیرساختها و سامانههای گرانقیمت خود باشد. در هر دو حالت، نسبت هزینه به سود به ضرر اسرائیل و آمریکا و شرکای منطقهای آنهاست.
علاوه بر این، به نظر میرسد ظرفیتهای پدافندی اسرائیل و آمریکا در حال فرسایش است. تولید موشکهای پدافندی جدید نهتنها گرانتر از تولید پهپاد است، بلکه از نظر فناوری نیز پیچیدهتر بوده و هزینهها را افزایش میدهد. نه اسرائیل و نه آمریکا دارای ذخایر پهپادی مشابه ایران نیستند.
علاوه بر تحول پهپادی جنگهای جدید در عرصههای دیگر نیز تغییراتی چشمگیر را تجربه میکنند.
ناوهای هواپیمابر بهعنوان نماد یک قدرت جهانی
چه کسی آن تصاویر یک گروه رزمی آمریکا را نمیشناسد، متشکل از انواع کشتیهای جنگی، زیردریاییها و در میان آنها، مایه افتخار آمریکا، یک ناو هواپیمابر، در جایی از اقیانوسها، برای “دفاع” از هژمونی جهانی آمریکا در برابر “رژیمهای سرکش”، و البته اینجا و آنجا تحت لوای دفاع از دموکراسی و حقوق بشر. چه کسی تصاویر پرتاب موشکهای کروز تاماهاوک از کشتیهای آمریکایی را برای وادار کردن “کشورهای یاغی” به تمکین فراموش کرده است. این تصاویر حدود سه دهه بعد از جنگ سرد تصویر غالب منازعات بینالمللی را شکل دادند و نماد جهان تکقطبی، هژمونی بلامنازع و “پکس آمریکانا” بودند. قرار بود در مورد ایران نیز همین ابزارها و جنگافزارها موثر از کار درآیند و پیروزی را رقم بزنند.
اما اینجا لزوماَ همه چیزها طبق انتظار پیش نرفت؛ تمامی کشتیهای جنگی، از جمله دو ناو هواپیمابر اعزامی، در برابر اقدامات دفاعی غیرمنتظره ایران به فاصلهای امن، خارج از برد ایران، عقبنشینی کردند. حتی در یکی از ناوهای هواپیمابر آتشسوزی رخ داد. آمریکا با عجله اعلام کرد که علت آتشسوزی در جایی در بخش رختشویی کشتی بوده است. اینکه آیا واقعاً ماشین لباسشویی سوخته یا اینکه اصابت یک ضربه ایرانی عامل آن بوده، محل تردید است. تنها نکته عجیب، زمان این حادثه است؛ گویی ماشین لباسشویی درست زمانی تصمیم به سوختن گرفت که کشتی در حال عملیات علیه ایران بود.
جنگ نامتقارن
جنگ نامتقارن بر این فرض استوار است که اگر دشمن در برخی سامانههای کلیدی جنگ کلاسیک از نظر کمی یا کیفی برتری غیرقابل جبران دارد، باید جنگ با ابزارها و تاکتیکهایی انجام شود که این سامانهها را تا حد زیادی بیاثر کنند و راهبرد نظامی دشمن را بینتیجه بگذارند. جمهوری اسلامی در همان مختصات فکری خودش تاکتیکی درست فکر کرد و بهدرستی از ورود به یک رقابت تسلیحاتی غیرقابل پیروزی با آمریکا و اسرائیل در این حوزهها خودداری کرده و تنها یک حداقل پایه را حفظ کرده است. اینکه این حداقل بهسرعت نابود شود، از پیش در محاسبات در نظر گرفته شده بود. و ترامپ که در چارچوب کلاسیک حرکت میکند، این را نشانه پیروزی میداند.
از آنجا که اهداف نظامی ایران ، یعنی زیرساختهای قابل مشاهده، تا حدی نابود شدهاند، اما ایران تسلیم نمیشود، اهداف جایگزین انتخاب میشوند: “بمباران ایران به عصر حجر”، یعنی همانطور که در جنگ یوگسلاوی گفته شد؛تخریب زیرساختهای غیرنظامی، از جمله مدارس، بیمارستانها و پلها. هدف، ایجاد ترس در جمعیت و تحریک آنها علیه حکومت است.
تحولات فنی در جنگ نامتقارن؛ موشکها به جای هواپیماها
به جای هواپیماهای جنگی، ایران بهطور گسترده موشکهای پیشرفته و همچنین گفته میشود موشکهای هایپرسونیک (فتاح و فتاح-۲) با کلاهکهای خوشهای و قابل مانور و احتمالاً با کمک روسیه و چین توسعه داده و تولید کرده است. رهگیری این موشکها، بهویژه موشکهای هایپرسونیک یا کلاهکهای قابل مانور، بهسرعت سامانههای پدافندی را اشباع میکند. اصابتها در اسرائیل و همچنین در کشورهای حوزه خلیج فارس و پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها، نشاندهنده سطح نسبتا غیرابتدایی توسعه فناوری موشکی ایران است.
قایقهای تندرو به جای ناوهای بزرگ
غرق شدن یک ناوچه ایرانی توسط یک زیردریایی آمریکایی در اقیانوس هند در اواخر اسفند، نشان میدهد که سرمایهگذاری در چنین سامانههایی در برابر برتری آمریکا در این حوزه، اتلاف منابع و جان انسانهاست. در چارچوب جنگ دریایی نامتقارن، ایران تعداد زیادی قایق تندرو بهعنوان پلتفرمهای تسلیحاتی در اختیار دارد که به انواع سلاحها (از جمله موشکهای ضدکشتی و اژدر) مجهز هستند. این قایقها ارزان، سریع و چابکاند و در مقیاس انبوه حتی برای کشتیهای بزرگ جنگی نیز چالش جدی ایجاد میکنند. این قایقها همراه با مینها و موشکهای مستقر در ساحل، هسته اصلی محاصره نسبتاً موفق تنگه هرمز را تشکیل میدهند. باید منتظر ماند که دستور تازه ترامپ در باره نابودسازی هر قایقی از این دست در خلیج فارس تا چه حد موفق از کار درمیآید.
عدم تقارنهای تاکتیکی و راهبردی در جنگ
ایران ساختار فرماندهی خود را متنوع کرده است (”موزاییک مقاومت”)، یعنی علاوه بر فرماندهی مرکزی، تعداد زیادی ساختار فرماندهی کوچک و مستقل و واحدهای نظامی تحت کنترل آنها وجود دارد. یک حمله برای نابودی ساختار فرماندهی مرکزی، در برابر ساختار پراکنده و منطقهای با فرماندهی مستقل، لزوماَ موفق نخواهد بود.
استتار و تونلها
جمهوری اسلامی همچنین تشخیص داده که تنها توسعه سلاحهای نامتقارن کافی نیست، بلکه باید آنها را پنهان نیز کرد. تولید و نگهداری موشکها و پهپادها در زیر زمین انجام میشود. در پناهگاههای بتنی با شبکههای زیرزمینی جاده و راهآهن، این تسلیحات به محل پرتاب منتقل میشوند. تصاویر نشان میدهند که موشکها عملاً از دل شنهای بیابان شلیک میشوند. بنابراین آمریکا و اسرائیل احتمالاَ بخش عمدهای از این ظرفیت را نمیتوانند شناسایی کنند.
حتی بیشتر از آن، آنها عملاً نمیدانند حجم واقعی توان موشکی و پهپادی پنهانشده ایران چقدر است.
زمان، جغرافیا و اقتصاد جهانی
عامل زمان بهعنوان ابزار مهم جنگ نامتقارن به کار گرفته میشود. طالبان در افغانستان بر زمان تکیه کردند: ۲۰ سال. آمریکا در نهایت بهطور ناگهانی از کابل عقبنشینی کرد و حتی متحدان خود را نیز بهموقع مطلع نکرد.
ایران نیز از همین عامل استفاده میکند، یعنی فرسایش و طولانی کردن جنگ تا زمانی که ذخایر تسلیحاتی آمریکا و متحدانش کاهش یابد، این که البته خود امکانات اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی و تابآوری آن هم در وضعیت وخیمی است کمتر قابل تردید است.
همچنین مولفه جغرافیا و امکان ایجاد مناطق ممنوعه در دستور کار است، یعنی محدود کردن دسترسی دشمن به یک منطقه. ایران در حال اجرای این راهبرد در خلیج فارس است، که فشار بر اقتصاد جهانی و در نتیجه بر متحدان آمریکا برای پایان دادن به جنگ را افزایش میدهد.
اقتصاد جهانی، جغرافیا، وسعت کشور و زمان به سلاحهای ایران در جنگ نامتقارن تبدیل شدهاند؛ ابزارهایی که آمریکا تاکنون قادر به مقابله کاملاَ مؤثر با آنها نبوده است. و دقیقاً در اینجا مشکل ترامپ آشکار میشود، که یا نمیخواهد یا نمیتواند ماهیت این نوع جنگ را درک کند. او با بیان اینکه «این کمی ناعادلانه است. شما یک جنگ را میبرید، اما آنها حق ندارند کاری را که انجام میدهند انجام دهند» (منظور محاصره دریایی تنگه هرمز است)، لزوما توانایی خود را بیان نمیکند.
و ایده اخیر او برای ایجاد یک محاصره متقابل آمریکا در خلیج فارس شاید بیشتر نشانه سردرگمی است، چرا که نه تنها فشار بر اقتصاد جهانی را کم نکرده است، بلکه عملا خطر درگیری هم افزایش یافته و نقض آزادی کشتیرانی و درگیر کردن کشورهای ثالث، از جمله چین و اتحادیه اروپا در بحران را هم میتواند در پی داشته باشد. اگر این محاصره اعمال نشود، آمریکا اعتبار خود را از دست میدهد؛ اگر اعمال شود، خطر تشدید درگیری افزایش مییابد، مگر این که جمهوری اسلامی زیر تاثیر فشارهای آن راه را کج کند و به قبول شرایط دولت آمریکا تن دردهد.
القصه، میدان نبرد قرن ۲۱ در حال تحول است، از نظر فناوری و از نظر تاکتیک و راهبرد؛ پهپادها (هوایی، دریایی و زمینی)، هوش مصنوعی، سلاحهای هایپرسونیک، جنگ سایبری و همچنین عوامل زمان، فضا و اقتصاد، تعیینکننده شکل جنگ هستند.
با نگاه به اوکراین و ایران، روشن میشود که آنها تاکتیکها و راهبردهای خود را برای جنگ نامتقارن سریعتر از روسیه و آمریکا تطبیق دادهاند. روسیه تا حدی با کمک ایران عقبماندگی را جبران کرد، اما پس از هزینه انسانی و نظامی سنگین.
آمریکا نیز با ناوگان عظیم و ناوهای هواپیمابر خود اکنون با این واقعیت مواجه است که این ابزارها در برابر جنگ نامتقارن آسیبپذیر شدهاند. ناوهای آنها دیگر نمیتوانند مانند گذشته در نزدیکی سواحل دشمن عمل کنند.
آمریکا ممکن است جنگ را ببازد اگر به اهداف اولیه خود (تغییر رژیم و جلوگیری از توسعه توان هستهای و موشکی ایران) نرسد. ایران نیز میتواند با جلوگیری از تحقق این اهداف، حتی بدون پیروزی کامل، از شکست جلوگیری کند، ولی نهایتا هم در برابر جامعه و ناشی از فشارهای اقتصادی و مشروعیتی شکست بخورد.
این مطلب هم که قبلا منتشر کردهام شاید خواندن داشته باشد
https://is.gd/iiMw9c
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|