چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - Wednesday 11 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 10.03.2026, 23:00

چگونگی پایان جنگ؛ چهار سناریو درباره آینده ایران


برت استیونز / نیویورک تایمز / ۱۰ مارس ۲۰۲۶

مشهورترین پرسش در تاریخ جنگ‌های مدرن از سوی دیوید پترائوس، که آن زمان سرتیپ بود، در گفت‌وگویی با ریک اتکینسون، خبرنگار وقت، در جریان حمله اولیه به عراق مطرح شد: «به من بگو این ماجرا چگونه پایان می‌یابد.»

وقتی به جنگ در ایران نگاه می‌کنیم، به‌طور کلی چهار سناریوی محتمل برای پایان آن وجود دارد.

۱. تغییر رژیم

خوش‌بینانه‌ترین سناریو تغییر رژیم است. برخی تصور می‌کنند این روند می‌تواند به شکل از سرگیری تظاهرات گسترده‌ای باشد که حکومت در ژانویه با خشونت سرکوب کرد — میلیون‌ها ایرانی که در ده‌ها شهر راهپیمایی می‌کنند و به آن‌ها افسران پلیس، سربازان و فرماندهانی از ارتش متعارف می‌پیوندند؛ نیروهایی که با پشتیبانی هوایی آمریکا و اسرائیل جسورتر شده و برای درهم شکستن دستگاه سرکوبِ تضعیف‌شده حکومت به پا می‌خیزند.

نباید این سناریو را نادیده گرفت، به‌ویژه اگر ایران همچنان از نظر نظامی و سیاسی تحت ضربه قرار گیرد، شاید همراه با از دست رفتن سطوح بیشتری از رهبری. اما در عین حال نباید روی آن حساب قطعی باز کرد — دست‌کم نه در کوتاه‌مدت. هرچند رژیم ممکن است در دفاع از حریم هوایی خود ناتوان باشد، اما همچنان به‌طرز هولناکی قادر است مردم خود را بکشد. و با توجه به خون فراوانی که بر دستانش است، انگیزه‌ای قوی برای حفظ قدرت دارد.

۲. تغییر رفتار رژیم

سناریوی خوش‌بینانه دیگر تغییر رفتار رژیم است — یعنی حکومتی که در قدرت باقی می‌ماند اما با خواسته‌های آمریکا و اسرائیل کنار می‌آید.

بعید است مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید، بپذیرد برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را کنار بگذارد و حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای مانند حزب‌الله را متوقف کند. با این حال ممکن است دوره رهبری خامنه‌ای جدید بسیار کوتاه باشد. و هر کسی که پس از او اداره رژیم را در دست بگیرد ناچار خواهد بود با آسیب‌پذیری و انزوای عمیق حکومت روبه‌رو شود.

این انزوا به‌ویژه زمانی تشدید خواهد شد که نیروهای آمریکایی جزیره خارک را تصرف کنند؛ جزیره‌ای در فاصله حدود ۱۵ یا ۱۶ مایلی از ساحل ایران در خلیج فارس که پایانه حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به شمار می‌رود. کنترل آمریکا بر این جزیره عملاً اهرم فشار اصلی بر بیشتر درآمدهای باقی‌مانده رژیم را در اختیار دولت واشینگتن قرار می‌دهد — از جمله توانایی پرداخت حقوق سربازان و کارمندان دولت. چنین فشاری حتی برای تندروترین عناصر حکومت نیز ممکن است این پرسش را روشن کند که آیا واقعاً ارزش دارد برای غنی‌سازی اورانیوم یا ارسال تسلیحات بیشتر به حزب‌الله در لبنان — که در نهایت توسط اسرائیل نابود خواهند شد — چنین هزینه‌ای پرداخت شود.

۳. آتش‌بس و ادامه بن‌بست

اما شاید رژیم حاضر به عقب‌نشینی نشود و جنگ تقریباً به همین شکل برای دو یا سه هفته دیگر ادامه یابد، تا سرانجام نوعی آتش‌بس متقابل اعلام شود — احتمالاً پیش از سفر برنامه‌ریزی‌شده رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به پکن در ۳۱ مارس.

در این سناریوی سوم، همه طرف‌ها نوعی پیروزی برای خود اعلام خواهند کرد — و در عین حال هیچ‌کدام واقعاً آن را باور نخواهند داشت.

ترامپ چیزی شبیه «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران به دست نخواهد آورد، چه رسد به آنکه در انتخاب رهبر بعدی رژیم نقشی داشته باشد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز به رؤیای چند دهه‌ای خود برای سرنگونی حکومت روحانیون دست نخواهد یافت. و رهبران ایران هم فخر خواهند فروخت که «مقاومتی» که ادعا می‌کنند نماینده آن هستند، از «شیطان بزرگ» و «شیطان کوچک» نیرومندتر بوده است.

اما واقعیت سرانجام خود را تحمیل خواهد کرد. تحریم‌هایی که از پیش اقتصاد رژیم را فلج کرده‌اند لغو نخواهند شد. به‌سختی می‌توان تصور کرد جنگ پیش از آن پایان یابد که آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای باقی‌مانده ایران حمله کنند، از جمله ذخایر مدفون (اما قابل دسترسی) اورانیوم با غنای بالا. و هر تلاش ایران برای انجام حملات تروریستی بزرگ — شبیه بمب‌گذاری لاکرِبی لیبی در سال ۱۹۸۸ — یا مین‌گذاری در تنگه هرمز تنها به جنگی دیگر منجر خواهد شد. دوران تصور مصونیت برای رهبران ایران به پایان رسیده است.

برداشت این سناریو آن است که رژیم فقط در وضعیتی نیمه‌جان و زامبی‌گونه دوام خواهد آورد. چنین وضعی می‌تواند در چند سال آینده به تغییر رژیم منجر شود — شاید به دلیل درگیری‌های داخلی در میان رهبران، یا شاید به‌دنبال شورش مردمی دیگری. در هر صورت، عمر آن محدود خواهد بود.

۴. فروپاشی دولت

اما این سناریو یک خویشاوند بسیار زشت‌تر هم دارد: نه تغییر رژیم، بلکه فروپاشی دولت.

نگران‌کننده‌ترین شکل آن می‌تواند شبیه سوریه در طول ۱۳ سال جنگ داخلی باشد؛ وضعیتی که در آن حکومت در برخی مناطق ایران باقی می‌ماند، در مناطق دیگر سقوط می‌کند، پای مداخله خارجی باز می‌شود و کشتاری در مقیاسی عظیم رخ می‌دهد. در کنار این خشونت، موج‌های بزرگ پناهجویان سراسر خاورمیانه و حتی اروپا و استرالیا را دربرخواهد گرفت.

بی‌دلیل نیست که ترامپ نیروهای کرد در عراق را از عبور از مرز ایران منصرف کرد. اما اگر رژیم تضعیف‌شده ایران شروع به کشتار کردهای معترض در داخل مرزهای خود کند، بعید است آن نیروها دست روی دست بگذارند. همین موضوع ممکن است درباره اقلیت بلوچ در جنوب شرق ایران یا عرب‌های ایرانی در جنوب غرب نیز صدق کند.

اسرائیلی‌ها شاید چندان هم از چنین سناریویی ناراضی نباشند، بر اساس این تصور که ایرانِ تکه‌تکه‌شده مشکل دیگران خواهد بود. اما برای ایالات متحده و متحدان عرب آن، ماجرا متفاوت است: درگیری‌های طولانی‌مدت در ایران شاید تهدید هسته‌ای را پایان دهد، اما ما را از مشکلات خاورمیانه رها نخواهد کرد.

پیشنهاد نویسنده

پس دولت ترامپ چه باید بکند؟

نسخه پیشنهادی من این است:

جزیره خارک را تصرف کند. بنادر باقی‌مانده ایران را مین‌گذاری یا محاصره کند. طی یکی دو هفته آینده تا حد ممکن توان نظامی ایران را نابود کند — از جمله اجرای عملیات دوم «چکش نیمه‌شب» برای از میان بردن آنچه از ظرفیت و دانش هسته‌ای ایران باقی مانده است. و رژیم را تهدید کند که اگر شهروندان خود را قتل‌عام کند، در خارج از کشور حملات تروریستی انجام دهد یا به فعالیت هسته‌ای بازگردد، با بمباران‌های بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

این واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای دستیابی به پیروزی با کمترین هزینه ممکن در جان انسان‌ها، خطرات و منابع مالی است. و با وجود همه خطراتش، بهترین فرصت را برای مردم ایران فراهم می‌کند تا آزادی خود را به دست آورند.

برای جنگی یک‌ماهه که منتقدان هشدار می‌دادند ممکن است به «عراق دیگری» تبدیل شود، نتیجه بدی نیست.



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net