|
يكشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ -
Sunday 8 February 2026
|
علی شکوریراد، فعال سیاسی اصلاحطلب و نماینده مجلس ششم، روایتی تازه از وقایع هجدهم و نوزدهم دی به دست داده و در توضیح آن میگوید: من فکر میکنم که یک بخشی از شوکی که هنوز در جامعه وجود دارد مربوط به این است که حقیقت واقعه را درست نمیدانند.
او گفت: «حقیقت واقعه این بوده که مردم انباشتی از نارضایتی داشتند. کاملا مشخص بود که این مردم اعتراض خواهند کرد. اعتراضشان هم سالها در جریان بود، به صورت تظاهرات بازنشستهها، معلمها، و کارگرها. حالا دیگر فراگیر شده بود. معلوم بود که یک اقدام گستردهای صورت خواهد گرفت. تحلیل من این است که اساسا شروع این اعتراضات فراگیر با تدبیر خود نهادهای احتمالا اطلاعاتی بوده است.
یعنی از بازار که شروع شد، میدانستند این اتفاق میافتد، این را زمانبندی کردند، تحلیل من این است که گفتند که این کار را در پایان ترم دانشجویان انجام دهند که دانشگاه دارد تعطیل میشود، دو سه روز تعطیلات پیش رو بود و این کار را آغاز کردند و مثل همیشه از دستشان در رفت.
«چگونه از دستشان در رفت؟ این است که رضا پهلوی به یک باره آمد فراخوان داد. من فکر نمیکنم هیچکسی نه خود رضا پهلوی، نه اصلاحطلبها، نه اصولگراها و نه نهادهای امنیتی هیچکدام فکر نمیکردند که این مقدار به فراخوان رضا پهلوی پاسخ داده بشود. ظاهرا برآورد نهادهای اطلاعاتی یا امنیتی این است که در کل کشور یک و نیم میلیون نفر در تظاهرات شرکت کردند. این همه را غافلگیر کرد. و البته رضا پهلوی هم نمیدانم دانسته یا نادانسته این فراخوانی که داد توام با دعوت به خشونت هم بود. یعنی فراخوانش فراخوان فقط اعتراض نبود، فراخوان تسخیر نهادهای حاکمیتی و یا از بین بردن آنها هم بود.»
آقای شکوریراد در ادامه صحبتهایش به موضوع امنیت پرداخت و گفتمان رسمی جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه موساد و تیمهای عملیاتی شاهزاده رضا پهلوی عامل خشونتهای این دو روز بودهاند را رد کرد و گفت که این گفتمان را باور نمیکند و معتقد است که بسیاری از مردم هم آن را باور نمیکنند.
او گفت: «اصلا نهادهای امنیتی در ایران، در هر اعتراضی خشونت تزریق کردهاند تا آن خشونت را بهانه بکنند برای سرکوب. از ابتدا این بوده و تا حالا هم هست و روزبهروز هم بدتر شده. و این را من اینجا اعلام میکنم که در نشریه دانشگاه امام حسین یک دانشجو، فکر میکنم دکترای انتظامی بوده، من مقالهاش را هم دارم، الان حضور ذهن ندارم، آنجا صراحتا نوشته. او گفته است یکی از روشهای سرکوب اغتشاشات، کشتهسازی از نیروهای خودی است.
و این کشتهسازی از نیروهای خودی، پروژه اینهاست برای سرکوب. یعنی باید نیروی بسیجی کشته بشود باید نیروی انتظامی کشته بشود، مسجد آتش زده بشود، امامزاده آتش زده بشود، قرآن سوزانده بشود، همه این کارها بشود تا بتوان از نظر آنها اغتشاش را سرکوب کرد. بنابراین من اصلا باورم نیست و باور نکردم که آنها میگویند موساد و تیمهای عملیاتی مثلا طرف مقابل این کارها را کرده. من میتوانم باور کنم کسانی این کارها را کردهاند که میخواستند اغتشاشات را سرکوب کنند به قول خودشان.»
علی شکوریراد به کنگره اخیر حزب اتحاد اشاره کرد که در یکی از نشستهای آن پیشنهاد شده بود، علی خامنهای برای حل مشکلات جاری، اختیاراتش را به مسعود پزشکیان تفویض کند.
آقای شکوریراد گفت: «من آنجا بعد از یک پنل گفتم که تنها راهی که من پیشنهاد میکنم برای حل مشکلات این است که برویم به آقای خامنهای بگوییم یا از او بخواهیم یا به او فشار بیاوریم، بگوییم شما خودتان دکتر پزشکیان را برکشیدید تا شد رئیسجمهور، چون رئیسجمهور شدن دکتر پزشکیان پروژه خود رهبری بود. ما هم کمکش کردیم. آن موقع اولش نمیدانستیم پروژه چیست ولی کاری را که درست میدانستیم انجام دادیم. الان هم نمیگویم کار غلطی کردیم، کارمان درست بوده. دکتر پزشکیان توسط رهبری برکشیده شد و شد رئیسجمهور. برویم به رهبری بگوییم این رئیسجمهوری را که خودتان برکشیدید و الان هم بهعنوان یک نیروی میانه است در جامعه، شما بیایید تفویض اختیار کنید. رهبری در این سن و سال نمیتواند نظراتش را عوض بکند، نمیتواند این کار را بکند ولی میتواند بگوید خب من مینشینم کنار تفویض اختیار میکنم به یکی دیگر. او بیاید این مسئله را حل بکند. سیاست خارجی، سیاست داخلی را.»
فایل صوتی سخنان علی شکوری راد
علی شکوریراد در ادامه صحبتهایش به واکنش مسعود پزشکیان به اعتراضها انتقاد کرد.
رئیس جمهور ایران در پانزدهمین روز از اعتراضات سراسری، معترضان را «آشوبگران» خواند و گفت که آمریکا و اسرائیل به آنها میگویند که «بروید جلو، ما هستیم.»
آقای پزشکیان گفته بود: «اینها یک عدهای را در داخل و خارج آموزش دادند، یک تروریستهایی را از خارج وارد کشور کردند، مساجد را آتش زدند، در رشت بازارها را آتش زدند.»
آقای شکوریراد میگوید که مسعود پزشکیان باید از نهادهای حاکمیتی میپرسید: «شما کجا بودید که این اتفاق افتاد؟»
علی شکوریراد در ادامه صحبتهایش اضافه کرد: «دکتر پزشکیان عملا با آن صحبتی که در تلویزیون کرد خودش را از یک نیروی میانه به یک عضو از یک طرف دو قطبی که در جامعه شکل گرفته بود، تبدیل کرد. ما الان نیروی میانهای که بتواند کاری انجام بدهد، دیگر نداریم. و این مشکل بزرگی است. نیروی میانه همیشه سرمایه اجتماعی است که بتواند در بحرانها مسئله را حل بکند و بتواند میانه را بگیرد. میخواهم بگویم که نیروی میانه در جامعه خیلی ارزشمند است و سوخته شدنش خیلی خسارت است. دکتر پزشکیان خیلی راحت خودش را سوزاند و من فکر میکنم این کار را نباید میکرد. من میدانم آن حرفهایی که زد همه را صادقانه زد. یعنی هرچه گفت، باور کرده بود ولی نباید باور میکرد.»
آقای شکوریراد با ذکر نمونههایی از وقایع جنبش زن، زندگی و آزادی و همچنین کوی دانشگاه، به روایت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی اشاره کرد و این نیروها را عامل بروز آن وقایع خواند.
او گفت: «اگر من دسترسی داشتم، به دکتر پزشکیان ملاکهایی میدادم و نمونه میزدم، میگفتم ببینید این روحالله عجمیان را در کرج چگونه کشاندند، گفتند برو لباس بسیج بپوش، بیا داخل جمعیت بشو. چه کسی اولین ضربه را زد؟ چگونه مردمی که به هیجان آمده بودند، ضربات بعدی را زدند؟ چه کسانی آنجا بودند حاضر و آماده، فیلمبرداری کردند؟ و چه کسانی حاضر و آماده بودند که ظرف ۲۴ ساعت ریختند تمام آن کسانی که آنجا بودند را گرفتند و چه کسانی بودند که آن پزشک رادیولوژیستی که آنجا بود را متهم کردند؟ میخواستند یک اعدامی پزشک متخصص داشته باشند تا جامعه را مرعوب کنند. و این کار را کردند یعنی با یک قضیه روحالله عجمیان جنبش زن، زندگی، آزادی را جمع کردند. در ماجرای کوی دانشگاه هم مثلا اتوبوسی که در خیابان نصرت آتش گرفت را چه کسی آتش زد؟ احمدینژاد که رئیسجمهور مملکت بود، خودش آمد اینها را گفت بنابراین این تعجبآور است که چرا دکتر پزشکیان گزارش نهادهای امنیتی را باور کرد و آمد در تلویزیون گفت و خودش را سوزاند و آتش به دل مردم زد. مردم که در صحنه میدیدند که چه اتفاقی افتاده، میدانستند چه اتفاقی افتاده.»
روحالله عجمیان، متولد سال ۱۳۷۳ از نیروهای بسیج کمالشهر کرج بود که ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۱ در جریان ناآرامیهای آزاد راه کرج-قزوین با ضربات چاقو کشته شد.
۱۵ نفر در پرونده او متهم شده بودند که دو تن از آنها یعنی محمدمهدی کرمی و محمد حسینی اعدام شدند.
دکتر حمید قرهحسنلو، متهم دیگراین پرونده بود که ابتدا به اعدام محکوم شده بود اما بعد به ۱۵ سال «حبس نفی بلد» و همسر او -فرزانه قره حسن لو-هم به ۵ سال زندان با همین شرایط محکوم شد.
علی شکوریراد در بخشی از صحبتهایش به شاهزاده رضا پهلوی پرداخت و گفت بسیاری از کسانی که نام او را شعار میدهند، به او دلبستگی ندارند:
«من رضا پهلوی را اصلا بحثش را نمیکنم. او تکلیفش روشن است، اصلا یک آدم هم کممایه هم پلشت. او در حقیقت برکشیده اسرائیل است، نه آمریکا. برکشیده اسرائیل است، آمریکا هم هنوز او را قبول نکرده و او دارد زور میزند. حالا یک عده از بیپناهی دور او جمع شدهاند. بسیاری از کسانی که داد میزنند ‘پهلوی برمیگردد’، بسیاری از کسانی که شعار ‘جاویدشاه’ میدهند، هیچ دلبستگی به رضا پهلوی ندارند. ولی چون هیچ پناهی برایشان باقی نمانده، به او پناه بردهاند. چون اصلاحطلبها یک زمانی پناه اینها بودند. از هر راهی رفتند که جامعه را اصلاح بکنند، راه را برایشان بستند. اصلاحطلبها را در جامعه، در نزد مردم منفور کردند. پناهی برایشان باقی نگذاشتند و آنها به رضا پهلوی پناه بردند.»
علی شکوریراد درادامه صحبتهایش به این موضوع اشاره کرد که سن کشتهشدگان و بازداشتشدگان اعتراضات دیماه از ۱۵ تا زیر۳۰ سال است.
او گفت: «الان برای ما ننگ است که بعد از ۴۷ سال از انقلاب پرشکوه اسلامی برسیم به امروز که جوانهای این مملکت شعار بدهند. آن زمان فرح گفته بود که ما جوانهایی ساختیم که انقلاب کردند، شما جوانهایی ساختید که چکار کردند؟ حالا این هم جوانهایی که ما ساختیم این کار را دارند میکنند. یعنی عملا این دارد اتفاق میافتد. این جوانها تمامشان پدر مادرهایی دارند که در انقلاب اسلامی مشارکت داشتند. بسیاری از آنهایی که در انقلاب مشارکت داشتند از جمله آقای بهزاد نبوی ۸۴ ساله میگوید ‘من از هر انقلابی پشیمانم و با انقلاب، دیگر بیگانهام’ به خاطر چه؟ به خاطر اینکه نتیجه این انقلاب این گونه شده است.»
علی شکوریراد به وجود تنفر دو قطبی در جامعه ایران اشاره کرد و گفت که غصه هر دو طرف را میخورد.
او گفت: «این روز بهعنوان سیاهترین روز تاریخ ایران باقی خواهد ماند به خاطر اینکه افراد بسیار بیگناه کشته شدند، جوانهایی که نمیتوان گفت حالا آمده دو تا شعار داده، مستحق کشتن است. من تعجب میکنم. از دیروز همینجور ذهنم درگیر است. بالاخره در فامیل ما هم بسیجی و پاسدار هست. یکی از اینها که به او نزدیک است گفت: اینها همچنان دارند میگویند آره این خوب کاری بود. من میگویم این بسیجی بیچاره را به کجا رساندهاید، میگوید که آن بسیجی هم میگوید که آره اینها را باید میکشتند. تنفر دو قطبی درست کردهاند. آن بسیجی، آن سپاهی که من میشناسم آدم بسیار پاکی است. در فامیل آدم بسیار پاکی است، یک ذره هم رانت نخورده، هیچ جا هیچ چیزی به دست نیاورده ولی ایدئولوژیک طرفدار است. بعد او میگوید که این جوانهایی که کشته شدهاند، حقشان است کشته بشوند. چه ساختهایم ما؟ من برای هر دو طرف غصه میخورم. باز امروز یکی تعریف میکرد بعضی از این افراد میگویند که ما هر بسیجی را هر جا پیدا کنیم، آتش میزنیم. خب چه اتفاقی افتاده؟ اینور نفرت اینقدر آنور نفرت آنقدر، رگبار ببندد، در کوچه بنبست، رفتن یک عده پناه بردهاند در کوچه، رفته رگبار بسته آنها را کشته. این بسیجی بوده که این کار را کرده، جانی نبوده، جانی بالفطره نبوده که این کار را بکند، مزدور نبوده، بسیجی بوده احتمالا سابقه جبهه هم داشته.»
بیبیسی فارسی
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|