|
سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ -
Tuesday 27 January 2026
|
نیویورک تایمز / ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶
بهای بیعملی در قبال ایران: «آنچه برایمان میماند، گورستانهاست»
دیپلماتها اغلب زمانی که غیرنظامیان در خیابانها به گلوله بسته میشوند، به عبارتی آشنا پناه میبرند: «ما اوضاع را زیر نظر داریم.» اوایل همین ماه، زمانی که به دعوت نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل برای ارائهٔ گزارش دربارهٔ سرکوب معترضان در ایران در جلسهٔ شورای امنیت حضور یافتم، سخنانی مشابه شنیدم.
دیپلماتها در آن نشست گفتند: «ما در حال تماشا هستیم. نگرانیم. محکوم میکنیم.» همهچیز آیینی و تکراری به نظر میرسید — مشاهده، ابراز تأسف، و سپس عبور کردن.
حاکمان ایران این آیین را بهتر از هر کس دیگری میشناسند. در ۸ ژانویه، در مواجهه با اعتراضات سراسری، جمهوری اسلامی یک قطع تقریباً کامل ارتباطات را اعمال کرد، در حالی که نیروهای امنیتی حملهای با شیوههای نظامی علیه معترضان بیسلاح در دهها شهر آغاز کردند. اکنون که بخشی از خدمات اینترنتی بازگشته است، جهان میتواند ببیند که چگونه حکومت ایران با شهروندان خود چنان رفتار کرد که گویی دشمنان مسلح هستند.
رهبر آن، آیتالله علی خامنهای، اذعان کرده است که «چند هزار» نفر کشته شدهاند. گزارشهای مستقل نشان میدهد که شمار قربانیان بسیار بیشتر است. برخی گزارشها این عدد را تا ۱۶٬۵۰۰ نفر برآورد میکنند؛ فعالان داخل ایران از ۲۰ هزار نفر سخن میگویند.
من بهطور مداوم با ایرانیان داخل کشور در تماس هستم، و آنچه از فعالانی که شاهد کشتار بودهاند و از مادرانی که اکنون در سوگ فرزندانشان نشستهاند میشنوم، این است که ما به اقدام جهان نیاز داریم. مقامهای ایرانی سه بار قاتلانی را برای کشتن من به خاک ایالات متحده فرستادند. تنها بهدلیل هوشیاری نهادهای انتظامی آمریکا جان سالم به در بردم. رؤیای من، و رؤیای میلیونها هممیهنم، این است که آقای خامنهای پاسخگو شود و بهخاطر جنایت کشتن این همه ایرانی محاکمه گردد.
اوایل همین ماه، رئیسجمهور ترامپ بارها رهبران جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت اگر علیه معترضان از زور استفاده کنند، ایالات متحده «کاملاً آمادهٔ شلیک» است و در صورت ادامهٔ کشتار به «یاری» معترضان خواهد شتافت. او ایرانیان را تشویق کرد اعتراضات گستردهٔ خود را تشدید کنند و نوشت: «کمک در راه است.»
اما آن کمک هرگز نرسید و بسیاری از معترضان اکنون احساس خیانت میکنند. با این حال، ناوگروه ضربت ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» اخیراً وارد خاورمیانه شده است. آقای ترامپ نگفته است اکنون که این ناوگروه در منطقه حضور دارد چه برنامهای دارد، اما این حضور به او امکان وارد آوردن ضربهای علیه سرکوب دولتی را میدهد.
من طراح نظامی نیستم، اما روشن است که حمله به زیرساختهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی بسیجی که تحت کنترل آن است، میتواند ماشین سرکوب اعتراضات جمهوری اسلامی را تضعیف کند. هدف باید مختل کردن توان رژیم برای تیراندازی، زندانی کردن و ایجاد رعب باشد. چنین ضربهای همچنین میتواند نیروهای مردد در درون دستگاههای امنیتی را به عقبنشینی، یا حتی پیوستن به معترضان، ترغیب کند.
کشورهای اروپایی باید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بهعنوان یک سازمان تروریستی معرفی کنند؛ اقدامی که با وجود انبوه شواهد دربارهٔ خشونتهای این نهاد، هنوز انجام ندادهاند. همزمان، باید دیپلماتهای ایرانی را اخراج و کنسولگریهای این کشور را تعطیل کنند.
در کنار ابراز نگرانیهای کلیشهای که در سازمان ملل شنیدم، دولتهای غربی با تشدید سرکوب در این ماه به هشدار آشنای دیگری نیز متوسل شدند: «ما نمیتوانیم مداخله کنیم.» کارشناسان به جنگ فاجعهبار عراق یا خشونتهای آشفتهٔ لیبی اشاره میکنند. و گفتوگو همانجا پایان مییابد.
هر دو ماجرای نظامی، زخمهایی واقعی هستند. مخالفان اقدام نظامی در ایران ممکن است استدلال کنند که ایالات متحده با حمله، حاکمیت ایران را نقض میکند و ممکن است اثر «بسیج حول پرچم» ایجاد شود. اما حاکمیت از ارادهٔ مردم سرچشمه میگیرد، و رژیمی که هزاران شهروند خود را درو میکند، مشروعیتش را از دست داده است. در جریان اعتراضات اخیر، ایرانیان پرچم جمهوری اسلامی را به آتش کشیدند و بهجای آن پرچم شیر و خورشیدِ پیش از انقلاب را برافراشتند؛ نشانهای که حاکی از آن است که حملات محدود لزوماً به موج گستردهٔ احساسات ضدآمریکایی منجر نخواهد شد.
بیش از آنکه بحث دربارهٔ خطرات مداخله از سر دوراندیشی باشد، اغلب نشانهٔ فلج شدن است. این استدلال، شکستهای گذشته را به مجوزی دائمی برای هر دیکتاتوری که نظارهگر است تبدیل میکند: به اندازهٔ کافی آدم بکشید تا جهان، از ترس اشتباهات گذشته، جرئت متوقف کردن شما را نداشته باشد. این استدلال نادرست است، زیرا وانمود میکند که «مداخله الزاماً به معنای اشغال نظامی» است.
ایرانیان خواهان حرکت تانکهای خارجی در خیابانهای تهران نیستند. آنها از جهان میخواهند که وانمود نکند تنها گزینهها اشغال یا بیتفاوتی است. بیعملی به یک رژیم فرصت میدهد تا خود را بازسازی کند، ماشین سرکوبش را دوباره به کار اندازد و با روایتی پالایششدهتر و فهرستی بلندتر از زندانیان بازگردد.
در بوسنی، جهان آنقدر تأخیر کرد تا کشتار سربرنیتسا، بیعملی را از نظر سیاسی غیرقابلتحمل ساخت؛ و سرانجام ترکیبی از فشار و زور به پایان دادن به قتلعام در یوگسلاوی سابق کمک کرد. صلح کامل نبود، اما کشتار متوقف شد. در کوزوو، مداخلهٔ ناتو از وقوع یک فاجعهٔ انسانی جلوگیری کرد.
خارج از حیاط خلوت ناتو، پس از آنکه همهپرسی استقلال در تیمور شرقی در سال ۱۹۹۹ به خشونت انجامید، شورای امنیت سازمان ملل مجوز اعزام نیروی چندملیتی برای بازگرداندن امنیت و فراهم کردن کمکهای انسانی را صادر کرد. این مداخلهای هدفمند برای متوقف کردن خشونت شبهنظامیان و حفاظت از غیرنظامیان بود. در گامبیا در سال ۲۰۱۷، دیکتاتوری که در انتخابات شکست خورده بود از کنارهگیری خودداری کرد. منطقه شانه بالا نینداخت. کشورهای غرب آفریقا با اعمال فشار، همراه با تهدید معتبر استفاده از زور، انتقال مسالمتآمیز قدرت را تضمین کردند. دیکتاتور کنار رفت و به تبعید گریخت.
اینها افسانه نیستند. اینها شواهدی هستند که نشان میدهند جهان گزینههایی فراتر از دو حد افراطی دارد که گاه وانمود میکنیم تنها انتخابهای ممکناند.
وقتی جهان یکی از گزینههای موجود را انتخاب نمیکند، آنچه برایمان میماند، گورستانهاست.
از روهینگیا در میانمار بپرسید، جایی که رهبران ارشد نظامی به نسلکشی علیه اقلیت مسلمان متهماند. به منطقهٔ دارفور در سودان نگاه کنید، جایی که جنگ داخلی به کشته شدن دهها هزار نفر انجامیده و به لکهٔ ننگی بر پیشانی جامعهٔ بینالمللی بهخاطر فقدان اقدام قاطع تبدیل شده است. واکنش جهانی به نسلکشی رواندا بهعنوان هشداری دربارهٔ افراط در مداخلهگری به یاد آورده نمیشود؛ بلکه بهعنوان بزدلی در خاطر مانده است. جهان از فاجعه خبر داشت، اما ارادهٔ اقدام نداشت.
رئیسجمهور اوباما در سال ۲۰۰۹ این فرصت را داشت که از میلیونها ایرانی که علیه انتخاباتی تقلبآمیز اعتراض کردند حمایت کند. او سخن گفت، اما به گفتهٔ خودش برای پرهیز از تضعیف معترضان و نیز برای آنکه مذاکرات بر سر توافق هستهای با ایران — که باور داشت به صلحی گستردهتر در منطقه کمک خواهد کرد — از بین نرود، تصمیم گرفت فراتر نرود. آقای اوباما بعدها از این تصمیم ابراز پشیمانی کرد.
اکنون آمریکا بار دیگر فرصتی برای اقدام در حمایت از معترضان ایرانی دارد. تاریخ، «ما اوضاع را زیر نظر داشتیم» را بهعنوان پاسخ نخواهد پذیرفت. بیعملی، شمارش قربانیان دارد.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|