دوشنبه ۲۹ دي ۱۴۰۴ - Monday 19 January 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 18.01.2026, 9:38

تهران پس از اعتراضات: گشت‌ها، تبلیغات و نومیدی


بیتا غفاری، تهران
فایننشال تایمز / ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶

در میدان هفت‌حوض، خریداران و رفت‌وآمدکنندگانی که معمولاً این مرکز شلوغ تجاری شرق تهران را پر می‌کنند، جای خود را به نیروهای ضدشورشِ سیاه‌پوش داده‌اند. دست‌کم یک تک‌تیرانداز نقاب‌دار دیده می‌شود که بر فراز یکی از خودروهای زرهی مستقر در میدان، موضع گرفته است.

در مرکز این صحنه، لاشهٔ سوختهٔ یک اتوبوس شهری قرار دارد که در جریان اعتراضاتی که این ماه ایران را درنوردید، به آتش کشیده شد. بر بقایای سیاه‌شدهٔ آن، پارچه‌نوشته‌ای با پیامی صریح آویزان است که شهروندان را به بهای ناآرامی‌ها متوجه می‌کند: «این از محل مالیات شما پرداخت شده است.»

سرکوبی خشن، هفته‌ها اعتراض ضدحکومتی را به‌طور ناگهانی پایان داده است؛ در حالی که گروه‌های حقوق بشری خارج از کشور می‌گویند هزاران نفر کشته شده‌اند. اما زخم‌های به‌جامانده از شدیدترین موج خشونتی که از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ کشور را فراگرفته، همچنان در سراسر تهران ــ شهری ۱۰ میلیونی که اکنون در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته ــ قابل مشاهده است.

بسیاری از مغازه‌ها باز شده‌اند، اما مشتری ندارند؛ کسانی که توانسته‌اند برای تعطیلات آخرهفتهٔ طولانی از شهر گریخته‌اند و دیگران ترجیح داده‌اند در خانه بمانند. قطع اینترنت که بیش از یک هفته ادامه دارد، همچنان سردرگمی می‌آفریند و زندگی روزمره را مختل کرده است.

نمایش قدرت در اطراف میدان هفت‌حوض، یکی از کانون‌های اعتراض، هشداری بی‌پرده است دربارهٔ آنچه ممکن است در انتظار کسانی باشد که بار دیگر قصد برخاستن دارند ــ و یادآوری این واقعیت که حتی اگر اعتراضات متوقف شده، کمتر کسی انتظار دارد اوضاع به حالت سابق بازگردد.

سارا، معلمی که مانند دیگران برای حفظ امنیتش از نام مستعار استفاده کرده، می‌گوید: «ما حتی نمی‌توانیم به بازگشت به وضعیت عادی فکر کنیم. احساس پوچی و رهاشدگی داریم. این اعتراضات نتیجهٔ سال‌ها انباشت استیصال و خشم بود.»

او می‌افزاید: «راه آسانی پیش رو نیست. اما مطمئنم بالاخره راهی پیدا می‌کنیم تا صدایمان شنیده شود.»

فعلاً ساکنان تهران مانده‌اند تا تکه‌های زندگی‌شان را جمع‌وجور کنند. احمد، مردی بلندقد و لاغراندام در اواخر دههٔ پنجاه زندگی، از تهران به زادگاهش همدان رفت تا در مراسم خاکسپاری پسرعمویش شرکت کند؛ کسی که به گفتهٔ او در اوج ناآرامی‌ها در اواخر هفتهٔ گذشته با گلوله کشته شد.

او در حالی که اشک می‌ریخت، تلفن همراهش را بیرون آورد و عکس‌هایی از قبر پوشیده از گل نشان داد و تعریف کرد که صدها نفر برای ادای احترام آمده بودند. «بعد از دفنش»، گفت، «باران آن‌قدر شدید بارید که فکر کردم حتی آسمان هم گریه می‌کند.»

اعتراضات از اواخر دسامبر در تهران آغاز شد؛ زمانی که کاسبان مرکز شهر در اعتراض به شرایط وخیم اقتصادی، مغازه‌های خود را بستند. این اعتراضات به‌سرعت در سراسر ایران گسترش یافت و به جنبشی فراگیر علیه خودِ جمهوری اسلامی بدل شد.

حسین، برق‌کاری ۴۵ ساله، در نزدیکی مغازه‌اش در مرکز تهران می‌گوید: «همه منتظر بودیم اتفاق بزرگی بیفتد و نجاتمان دهد، اما هیچ‌چیز نشد. حالا مانده‌ایم با خیابان‌های ساکت و متروک، قطع از جهان، و خانواده‌های زیادی که یکی از اعضایشان کشته، زخمی، بازداشت یا با ساچمهٔ فلزی از ناحیهٔ چشم هدف قرار گرفته است.»

تلاش‌ها برای بازگرداندن زندگی به روال عادی با نبود اینترنت و این واقعیت که بسیاری از دستگاه‌های خودپرداز همچنان غیرقابل دسترس‌اند ــ به‌دلیل میله‌های فلزی که برای جلوگیری از آسیب نصب شده ــ با مانع روبه‌روست.

میدان کاج، محله‌ای مرفه در غرب تهران و یکی دیگر از صحنه‌های اعتراض، این هفته آرام و گرفته بود؛ با وجود آنکه معمولاً عصرها پرجنب‌وجوش است. در آنجا نیز نیروهای امنیتی حضوری سنگین داشتند. مسجد بزرگی به‌شدت سوخته و بخش‌هایی از ساختمان آن کاملاً ویران شده بود.

در نزدیکی آن، در شهرک غرب، یکی از شعبه‌های زنجیرهٔ معروف قهوه‌فروشی «سعیدینیا» با اعلان رسمی پلمب شده بود. این زنجیره پس از انتشار پیام‌هایی در اینستاگرام در تشویق مردم به پیوستن به اعتراضات، تعطیل شد.

حکومت که در ابتدا کوشیده بود نگرانی‌های اقتصادی معترضان را به رسمیت بشناسد، بعدها اعتراضات رو به گسترش را جنبشی معرفی کرد که برای دامن‌زدن به خشونت، به‌وسیلهٔ ایرانیانی طراحی شده که به گفتهٔ حکومت، از سوی قدرت‌های خارجی ــ به‌ویژه اسرائیل ــ تأمین مالی، مسلح و آموزش دیده‌اند. همچنین مراسم تشییع برای ده‌ها تن از نیروهای امنیتی کشته‌شده در جریان اعتراضات برگزار شد.

در کنار لاشه‌های سوختهٔ اتوبوس‌ها، خودروهای آتش‌نشانی و آمبولانس‌ها ــ که مقام‌ها آن‌ها را به‌عنوان یادآوریِ اقدامات کسانی که «آشوبگر» خوانده‌اند، در محل رها کرده‌اند ــ حکومت تجمعاتی با حضور حامیان خود در مرکز تهران برگزار کرده و ده‌ها هزار نفر را گرد آورده است.

همانند پس از جنگ ۱۲روزهٔ اسرائیل علیه ایران در ژوئن، که برای مدتی کوتاه به اتحاد کشوری به‌شدت دوقطبی کمک کرد، مقام‌ها شعارهای میهن‌پرستانه و بنرهایی با تصاویر چهره‌هایی چون آرش کمانگیر، قهرمان اسطوره‌ای ایران، در خیابان‌های تهران نصب کرده‌اند.

یکی از این بنرها که بر فراز جاده‌های اصلی کشیده شده، «وحدت مقدس ساکنان تهران علیه تروریسم صهیونیستی-آمریکایی» را می‌ستاید. دیوارنوشته‌های ضدحکومتی از دیوارها پاک شده‌اند.

با این حال، برای بسیاری از مردم، نفرت از حکومت تنها عمیق‌تر شده است. آن‌ها همچنین احساس می‌کنند از سوی چهره‌های اپوزیسیون خارج از کشور، مانند رضا پهلوی ــ پسر شاه مخلوع و مقیم آمریکا ــ که معترضان را تشویق می‌کرد اما توان چندانی برای مهار آشوب‌ها نداشت، مورد خیانت قرار گرفته‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز معترضان را تشویق می‌کرد و بارها تهدید به مداخلهٔ نظامی برای حفاظت از آنان نمود. اما هیچ کمکی از راه نرسید ــ و اکنون معترضان از خود می‌پرسند که اصلاً چه چیزی به دست آورده‌اند.

زنی که در تجمعات شرکت کرده و مخالف پهلوی است، می‌گوید: «اپوزیسیون خارج از کشور اعتراضات ما را ربود. وگرنه اوضاع داشت پیش می‌رفت و شاید می‌توانستیم از حکومت امتیاز بگیریم. اما خشونت و سرکوب، مردم را عقب راند و چیزی جز مرگ و ویرانی برایمان باقی نگذاشت.»

در حالی که دور قبلی اعتراضات در سال ۲۰۲۲، موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به پایان الزام حجاب اجباری در اماکن عمومی انجامید، این بار بیشتر معترضان مطالبهٔ مشخصی جز پایان حکومت نداشتند.
و با توجه به تحریم‌های خفه‌کنندهٔ آمریکا علیه کشور، چشم‌انداز چندانی برای بهبود شرایط وخیم اقتصادی که در وهلهٔ نخست مردم را به خیابان‌ها کشاند، وجود ندارد.

زنی که در بازار بزرگ تهران ــ بازار تاریخی و یکی از نخستین محل‌های تجمع معترضان ــ لباس می‌فروشد، می‌گوید: «قبل از ناآرامی‌ها هم مردم خرید نمی‌کردند چون پول نداشتند. بعد از ناآرامی‌ها، از حضور سنگین نیروهای امنیتی می‌ترسند. باز یا بسته بودن مغازه انگار دیگر فرقی نمی‌کند.»

برای سارا، معلمی که کلاس‌هایش را به‌صورت آنلاین برگزار می‌کرد، قطع اینترنت به معنای قطع درآمد بوده است. اما برخلاف انتظار، او مشتاق بازگشت اینترنت نیست؛ بلکه از روزی که دوباره وصل شود، هراس دارد ــ از بیم آنکه چه زخم‌ها و تراژدی‌های ناشناخته‌ای آشکار خواهد شد.

او می‌گوید: «آن وقت است که می‌فهمیم چند نفر کشته شده‌اند. واقعیت شاید خیلی هولناک‌تر از چیزی باشد که الان می‌دانیم، و من نمی‌خواهم با آن روبه‌رو شوم. ما مانده‌ایم با خشم و استیصال بیشتر، در شهری غم‌زده.»



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net