|
يكشنبه ۲۱ دي ۱۴۰۴ -
Sunday 11 January 2026
|
دیوید ایگناتیوس / واشنگتنپست / ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶
بیایید جلسه روز جمعه شورای عالی امنیت ملی ایران را تصور کنیم؛ جایی که دوازده عضو آن درباره خیزشی که در سراسر کشور در حال گسترش است، به شور نشستهاند. مقامهای تندرو وعده «سرکوبی قاطع» برای درهمشکستن معترضان میدهند؛ همانگونه که در سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۱۸، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ عمل شد.
اما رئیسجمهور مسعود پزشکیان و همکارانش همان ویدئوهای شورش خشونتبار را میبینند که در سراسر جهان دستبهدست میشود. آنها باید بفهمند که این اعتراضها مدام تکرار میشوند، چون رژیم ــ هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی ــ در حال پوسیدن است و همه کشور از این واقعیت آگاه است. هر موج سرکوب، بذر اعتراض بعدی را میکارد. حکومت میتواند این آتش را خاموش کند، اما آتش بعدی چه؟ و بعد از آن چه خواهد شد؟
حکومت ایران در مسیری یکطرفه به سوی فاجعه حرکت میکند. یک دیپلمات ارشد اروپایی در تهران چند سال پیش همین ارزیابی را با من در میان گذاشت و این ارزیابی همچنان معتبر است. ایران ابزارهای امنیتی قدرتمندی دارد، اما این ابزارها در حال زنگزدناند. رژیم نتوانست از نیروهای نیابتی خود ــ حماس در غزه، حزبالله در لبنان و بشار اسد در سوریه ــ محافظت کند. و از همه مهمتر، نتوانست خود را در برابر حمله نظاممند اسرائیل در ماه ژوئن حفظ کند. رژیم در سراشیبی شکست قرار گرفته است.
کریم سجادپور از بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی میگوید: «جمهوری اسلامی امروز یک رژیم زامبی است. مشروعیت، ایدئولوژی، اقتصاد و رهبر آن مرده یا در حال مرگاند. آنچه آن را زنده نگه داشته، نیروی مرگبار است. برای زنده ماندن میکشد و برای کشتن زندگی میکند. خشونت میتواند مراسم تدفین رژیم را به تأخیر بیندازد، اما نمیتواند نبضی به آن بازگرداند.»
آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز جمعه در سخنرانیای چالشبرانگیز، معترضان را «مشتری خرابکار» خواند که میخواهند رئیسجمهور دونالد ترامپ را خشنود کنند. اما خامنهایِ ۸۶ ساله، ناتوان اما انعطافناپذیر، خود قلب مشکل رژیم است؛ شاهد زندهای از فرسودگی آن. و پس از مرگ رئیسجمهور ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط بالگرد در سال ۲۰۲۴، جانشین روشنی هم برای او وجود ندارد.
ایالات متحده چگونه میتواند بهترین کمک را به معترضان بکند؟ ترامپ تهدید کرده است اگر ایران دست به کشتار شهروندانش بزند، پاسخ نظامی خواهد داد. اما احتمالاً رژیم چنین بهانهای به او نخواهد داد: ایران در اعتراضهای گذشته از سرکوبی به سبک میدان تیانآنمن پرهیز کرده و احتمالاً این بار هم چنین خواهد کرد. دولت ترامپ میتواند همراه با متحدانش فشارها را بیش از پیش افزایش دهد. این یکی از دلایلی است که ترامپ باید از رنجاندن دوستانش با وسواس بر سر گرینلند پرهیز کند؛ چرا که برای مواجهه با مسئله بزرگتر ایران به آنها نیاز دارد.
پرسش دشوارتر برای واشنگتن این است که آیا باید ترمینالهای استارلینک را بهطور قاچاق وارد ایران کند تا قطع اینترنتی را که تهران روز جمعه اعمال کرد، بیاثر سازد یا نه. دولت بایدن در جریان اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ این گزینه را بررسی کرد، اما در نهایت از آن صرفنظر کرد؛ زیرا بیم آن داشت که مسیرهای حیاتی قاچاق مورد استفاده سازمان سیا و اطلاعات اسرائیل به خطر بیفتد. شاید این بار، فایده این اقدام بر هزینهاش بچربد.
اعتراضهای این هفته به همه مناطق و همه گروههای قومی ایران گسترش یافته، اما هنوز به شدت خیزش ۲۰۲۲–۲۰۲۳ نرسیده است. آن جنبش خودجوش تودهای با حضور زنان در خیابانها آغاز شد؛ زنانی که مرگ مهسا امینی در بازداشت ــ پس از بازداشت بهدلیل نپوشیدن روسری ــ را محکوم میکردند. سرکوب پس از آن، بنا بر گزارشهای حقوق بشری، به کشتهشدن ۵۵۱ نفر و بازداشت بیش از ۲۲ هزار نفر انجامید. نیروهای امنیتی در رویدادی که «جمعه خونین» سپتامبر ۲۰۲۲ نام گرفت، ۱۰۴ نفر را کشتند.
با وجود این نابودی خشونتبار شورش، سه سال بعد بار دیگر یک خیزش تازه سربرآورده است. این جنبش رهبر ندارد و شاید سکاندار هم نداشته باشد، اما قدرتمند است. بنا بر گزارش ایرانوایر، یک رسانه خبری آنلاین، تا روز دوشنبه اعتراضها در بیش از ۳۴۰ نقطه و در هر ۳۱ استان ایران گزارش شده بود. در طول هفته، همانطور که ویدئوهای اینترنتی نشان میدهد، دامنه و خشونت تظاهرات افزایش یافت.
خیزش امسال بیش از آنکه ناشی از خشم نسبت به قوانین سرکوبگرانه اسلامی روحانیون باشد، از ناکامیهای اقتصادی ایران نیرو میگیرد. نرخ تورم سالانه ایران در ماه دسامبر به ۴۲ درصد رسید و ارزش پول ملی در سال گذشته بیش از نصف کاهش یافت. تفاوت دیگر امسال آن است که بسیاری از معترضان از رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران که در انقلاب ۱۹۷۹ سرنگون شد، حمایت میکنند. این امر به این شورش رنگوبویی محافظهکارانهتر و ملیگرایانه با محوریت هویت فارسی میدهد ــ و شاید نگاهی رو به گذشته. شاید این لحظه «دوباره ایران را عظیم کنیم» (MIGA) باشد.
عامل غیرقابل پیشبینی امسال این است که آیا تندروهای رژیم تیزی و توان سابق خود را از دست دادهاند یا نه. همانند اتحاد جماهیر شوروی در سالهای پایانیاش، ممکن است نهادهای امنیتی تعهد ایدئولوژیک و انضباط خود را از دست داده باشند. آنها ناتوانانه نظارهگر درهمشکستهشدن نیروهای نیابتیشان در غزه، لبنان و سوریه بودهاند. و خود نیز همانند سایر مردم، از تورم و رکود اقتصادی رنج بردهاند. آنها هنوز فرو نریختهاند، اما شکنندهتر از گذشته به نظر میرسند.
بار دیگر به آنچه در ذهن دوازده عضو شورای عالی امنیت ملی میگذرد فکر کنیم. آنها میدانند ایران در رکود و ایستایی گرفتار شده است. بودجه سال مالی آینده به احتمال زیاد برای تأمین هزینههای دفاعی، مالیاتها را افزایش و یارانهها را کاهش خواهد داد. آنها در انتظار گذار سیاسیای هستند که با مرگ خامنهای رخ خواهد داد، اما فعلاً همچون ملتی زخمی و بیروح، تلوتلوخوران به جلو میروند.
وقتی اعضای شورا به جنوب، آن سوی خلیج فارس، به عربستان سعودی و امارات متحده عربی نگاه میکنند، همسایگانی را میبینند که با شتاب به استقبال هوش مصنوعی و آیندهای اقتصادی پویا میروند. در مقابل، آنها به رژیمی سرکوبگر و واپسگرا چنگ زدهاند که بهسختی میتواند شکم مردمش را سیر کند. انقلابها قابل پیشبینی نیستند. اما وقتی به ایران نگاه میکنید، روشن است که سرانجام چیزی قرار است بهطور گسترده از هم بشکند.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|