دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.10.2021, 11:00

سازمان ملل تلاش برای کودتا در سودان را محکوم کرد


نمایندگی سازمان ملل متحد در سودان رویدادهای روز دوشنبه در آن کشور را «کودتایی در دست انجام» و «تلاش برای تضعیف گذار حساس دموکراتیک در این کشور» نامیده و این جریان را به‌شدت محکوم کرد.

سه منبع سیاسی روز دوشنبه سوم آبان به خبرگزاری‌ها گفتند که اکثر اعضای کابینه سودان و تعداد زیادی از رهبران احزاب طرفدار دولت این کشور در جریان وضعیتی که «شکل کودتا به خود گرفته» در خارطوم، پایتخت سودان، دستگیر شده‌اند و نخست‌وزیر نیز در بازداشت خانگی قرار گرفته است.

به نوشته خبرگزاری رویترز، این اقدامات از سوی «نیروهای نظامی ناشناس» صورت گرفته است.

هیئت نمایندگی سیاسی سازمان ملل که اخیراً تشکیل شده و مأموریت دارد به انتقال آرام قدرت در کشور و حمایت از حقوق بشر کمک کند، اعلام کرده است که «بازداشت‌های گزارش شده نخست‌وزیر، مقامات دولتی و سیاستمداران سودان ناپذیرفتنی است.»

این هیئت از نیروهای امنیتی سودان خواسته است «فوراً افرادی را که به‌طور غیرقانونی بازداشت شده یا در حبس خانگی قرار گرفته‌اند آزاد کنند» و از همه طرف‌ها خواسته است تا «حداکثر خویشتن‌داری را به کار گیرند».

به گفته شاهدان عینی، بامداد دوشنبه هرج و مرج در خارطوم، پس از آنکه افراد مسلح ناشناس محل اقامت عبدالله حمدوک، نخست‌وزیر غیرنظامی این کشور را محاصره کردند، اوج تازه‌ای گرفته است.

بنا بر گزارش‌ها، حمدوک اکنون در حبس خانگی قرار دارد و نیروهای نظامی ناشناس چهار وزیر کابینه، یک عضو غیرنظامی شورای حاکمیتی و چندین استاندار و رهبران حزب را دستگیر کرده‌اند. ارتش سودان هنوز واکنشی به این گزارش‌ها نداشته است.

به نوشته خبرگزاری‌ها، اکنون افرادی با لباس نظامی راه‌های اصلی منتهی به پایتخت را قطع کرده‌اند و تلویزیون دولتی آهنگ‌های میهن‌پرستانه پخش می‌کند.

این خبر تنها دو روز پس از آن منتشر می‌شود که یک جناح سودانی که خواستار انتقال قدرت به حاکمیت غیرنظامی است، در جریان یک نشست خبری دربارهٔ یک «کودتای خزنده از سوی اوباش ناشناس» هشدار داد.

تلویزیون دولتی سودان اعلام کرده است که ژنرال عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای نظامی انتقالی سودان، قرار است در مورد تحولات تازه کشور سخنرانی کند.

در همین حال خبر می‌رسد که نهاد موسوم به «انجمن حرفه‌ای سودان» که طرفدار دموکراسی است، شهروندان را به تظاهرات برای جلوگیری از یک کودتای احتمالی نظامی علیه «شورای حاکمیتی این کشور»، فرا خوانده است.

در پی قیام مردمی سال ۲۰۱۹ که منجر به برکناری عمر البشیر از سوی ارتش شد، این کشور توسط یک دولت مرکب از نمایندگان «نظامی و غیرنظامی» اداره می‌شود.

با این حال، گزارش‌ها نشان از شدت‌گیری هرچه بیشترِ تنش‌ها میان اعضای نظامی و غیرنظامی این شورای حاکمیت دارند.

شاهدان عینی روز دوشنبه به رویترز گفتند که نیروهای نظامی و شبه نظامی سودان در خارطوم مستقر شده و حرکت غیرنظامیان را محدود کرده‌اند. معترضان نیز با حمل پرچم کشور در مناطق مختلف شهر به سوزاندن لاستیک‌ها روی آورده‌اند.

به گزارش شبکه تلویزیونی العربیه مستقر در دبی، فرودگاه خارطوم اکنون بسته شده و پروازهای بین‌المللی به حالت تعلیق درآمده است.

مقامات حکومت سودان روز سی‌ام شهریور امسال نیز گفتند که اقدام گروهی از نظامیان برای کودتا شکست خورده و شورای حکومتی و ارتش سودان کنترل کامل کشور را در دست دارد.

این‌گونه رخدادها نشانه شکنندگی حرکت سودان به سوی دموکراسی، حدود دو سال پس از سرنگونی حکومت عمرالبشیر، دیکتاتور سابق، است.

نخست‌وزیر سودان به مکانی نامعلوم منتقل شد

آدم حریکه، مدیر دفتر عبدالله حمدوک، نخست‌وزیر سودان اعلام کرد که در پی بازدید صبح امروز او از خانه حمدوک متوجه شده است که نخست‌وزیر و همسرش به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند.

حریکه در ادامه افزود که این «کودتا» به‌رغم توافق شب گذشته بین حمدوک و عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای حاکمیت سودان، صبح دوشنبه، ۲۵ اکتبر، رخ داده است.

بر اساس بیانیه «وزارت اطلاع‌رسانی»، حمدوک پس از خودداری از تن‌دادن به درخواست‌های «کودتاگران» به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

این بیانیه که در فیس‌بوک منتشر شده، عنوان کرده است حمدوک خواهان حضور صلح‌آمیز مردم در خیابان‌ها و دفاع از «انقلاب مردمی» سودان است.

شعله‌ور شدن آتش خشم در خارطوم

بر اساس گزارش‌های مخابره شده به «العربیه»، شماری از پل‌ها و مناطقی مانند «الکلاله»، «جبره» و خیابان «الستین» در خارطوم مسدود شده و اینترنت و دیگر خدمات تلفن‌همراه نیز قطع شده است.

تصاویر منتشرشده اولیه از پایتخت سودان، نشان‌دهنده خشم معترضان و شعله‌ور شدن آتش در خیابان‌های این شهر است.
فراخوان تظاهرات

به دنبال این تحولات، شماری از شهروندان سودانی با انتشار فراخوان‌هایی در فیس‌بوک مردم را به حضور در خیابان‌ها و حمایت از دولت مدنی این کشور دعوت کردند.

در این فراخوان ذکر شده است، عده‌‎ای با استفاده از اقدامات نظامی در تلاش‌اند که کنترل کشور را به دست گرفته و از همین جهت، این فراخوان از شهروندان سودانی در تمام شهرها خواسته تا برای حفاظت از دستاوردهای انقلاب و مقابله با هر گونه کودتا، به خیابان‌ها آمده و اعتراض خود را نشان دهند.

شایان ذکر است این بازداشت‌های گسترده در خارطوم، پس از آن صورت می‌گیرد که جفری فلتمن، فرستاده آمریکا به «شاخ آفریقا»، جلسه‌ای با حضور عبدالله حمدوک و عبدالفتاح البرهان رئیس شورای حاکمیت سودان داشته است.

در این جلسه، پیشنهادات این فرستاده آمریکایی ارائه شده و بر لزوم حل اختلاف‌ها از طریق گفت‌وگو و حفاظت از دموکراسی تأکید شده است.

به گزارش خبرنگار «العربیه»، در این جلسه که شامگاه یک‌شنبه، ساعاتی پیش از این بازداشت‌ها برگزار شد، حمدوک از البرهان خواسته تا برای پاسخ به پیشنهادات وی، تا پایان ماه جاری صبر کند.

بر اساس این گزارش، فلتمن بر لزوم اصلاح همزمان شورای وزیران و شورای حاکمیت تأکید کرده و مقامات سودانی در این مورد تا ساعاتی از شب به بحث و گفت‌وگو نشستند.

فلتمن همچنین از دولت سودان خواست تا کمیسیون‌ها و شورای قانون‌گذاری را تا 15 نوامبر تشکیل دهد.

البرهان نیز در این نشست، از اهمیت واگذاری ریاست شورای حاکمیت به نهاد مدنی تا ژوئیه سال آینده خبر داد.

روابط بین حاکمیت مدنی و نهاد نظامی در این کشور، پس از کودتای نافرجام سپتامبر گذشته، دارای تنش شدیدی بوده است.

دو طرف از آن زمان، همدیگر را مسئول بحران‌های اقتصادی، معیشتی و سیاسی در کشور می‌دانند.

این انتقادها نسبت به همدیگر، در روزهای گذشته و پس از طرح حمدوک، مبنی بر لزوم گفت‌وگو بین دو طرف، کاهش یافته بود.

تنش‌ها در سودان، کشوری که قدرت بین دو نهاد مدنی و نظامی تقسیم شده، در هفته‌های گذشته به اوج خود رسیده است.


منابع: رادیو فردا، العربیه




نظر شما درباره این مقاله:


دلایل اصلی ورود همه‌جانبه روسیه به پرونده افغانستان
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.10.2021, 10:23

دلایل اصلی ورود همه‌جانبه روسیه به پرونده افغانستان





نظر شما درباره این مقاله:


بحران آب در تهران/ آمار و ارقام ترسناک است
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.10.2021, 9:58

بحران آب در تهران/ آمار و ارقام ترسناک است


بحران آب در تهران دیگر از مرحله هشدار عبور کرده و وارد مرحله جدید بی آبی شده است؛ شاید این کلمه چندان معنا و مفهومی برای شهروندانی که هر روز شیر آب را باز می‌کنند و شاهد جوشش این مایه حیات هستند، نداشته باشد اما اگر تنها نیم نگاهی به آمار و ارقام وضعیت سدها بیندازیم متوجه عمق فاجعه منابع آبی خواهیم شد.

به گزارش ایسنا، کاهش ۳۱۴ میلیون متر مکعبی ذخایر سدهای پنجگانه تهران در انتهای شهریورماه، هشدارهای سازمان هواشناسی برای فصولی بی‌باران و کاهش ۹۷ درصدی بارش‌ها نسبت به سال قبل اعداد عجیب و دور از انتظاری هستند، اما واقعیت منابع آبی تهران نزدیک شدن به نقطه بی آبی است.

محمد شهریاری - مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران- در گفت‌وگویی تفصیلی با ایسنا، وضعیت کامل منابع آبی را تشریح کرد؛ آنطور که او گفته باتوجه به قرار گرفتن ایران در اقلیم خشک و نیمه خشک و افزایش روزافزون بارگذاری جمعیت در پایتخت، اگر مدیریت مصرف به طور جدی مورد توجه قرار نگیرد، با مشکلات زیادی در آینده‌ای نه چندان دور مواجه می‌شویم.

شهریاری درباره وضعیت منابع آبی سدهای پنجگانه تهران و مقایسه آن با سال قبل، اظهار کرد: سال آبی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ در حالی به اتمام رسید که یکی از کم بارش‌ترین سال ها را  تجربه و رکورد جدیدی را در بارش فروردین ماه با تنها ۲.۳ میلیمتر بارندگی بعنوان کمترین بارش در دوره آماری ۵۳ ساله ثبت کردیم. این سال آبی با حجم ورودی  یک میلیارد و ۳۲۵ میلیون متر مکعب به مخازن سدهای پنجگانه به اتمام رسید و این در حالی است که این حجم ورودی در سال آبی گذشته به میزان دو میلیارد و ۲۱۴ میلیون متر مکعب بود، یعنی با یک کاهش ۸۸۹ میلیون مترمکعبی ورودی آب به سدها مواجه شدیم.

کاهش ذخیره مخزن ۳۱۴ میلیون متر مکعبی سدهای تهران

به گفته وی اگر بخواهیم به زبان ساده‌تر کاهش ۸۹۹ میلیون مترمکعب آب را تفسیر کنیم باید بگوییم این عدد  بیش از ۴ برابر مخزن پر سد امیرکبیر، دو برابر مخزن پر سد طالقان است، این میزان کاهش باعث شد که ما شروع سال آبی جدید را با کاهش مخزن ۳۱۴ میلیون متر مکعبی نسبت به انتهای شهریور سال گذشته تجربه کنیم، این میزان کاهش حجم مخزن و ذخیره طبیعتاً باتوجه به خشکسالی حاکم در کشور و استان تهران می تواند تبعات زیادی را در پی داشته باشد.

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران با بیان اینکه اگر در تابستان امسال توانستیم تأمین آب مطمئن و پایدار در تهران را داشته باشیم علت آن این بود که در کنار همراهی شهروندان محترم و مدیریت منابع آبی که صورت گرفت، شهریور سال ۱۳۹۹ با حجم ذخیره ۸۱۶ میلیون متر مکعبی وارد سال آبی گذشته شده بودیم، ولی در حال حاضر علاوه بر کاهش ۳۱۴ میلیون مترمکعبی ذخیره سدها،  در خصوص آوردهای سدها نیز روندی که اکنون شکل گرفته متاسفانه روند کاهشی بوده و ۴۶ درصد ورودی آب به دریاچه سدهای تحت پوشش نسبت به مدت مشابه سال گذشته با کاهش مواجه شده است که بیشترین کاهش در سامانه شرق می باشد.

سامانه‌های تأمین شرب آب تهران چگونه عمل می‌کنند؟

شهریاری با اشاره به سامانه‌های تأمین آب شرب تهران، اظهار کرد: دو سامانه در تهران وجود دارد، سامانه غرب شامل سدهای طالقان و امیرکبیر و سامانه شرق نیز شامل زنجیره سدهای لار، لتیان و ماملو می شود؛ از سدهای امیرکبیر و طالقان بخشی از نیاز آب شرب شهرهای کرج و هشتگرد و بخش عمده ای از آب شرب شهر تهران در تصفیه خانه های شماره یک، دو و شش، واقع در مرکز و غرب تهران  تأمین شده و آب خام ارسالی از سدهای سامانه شرق نیز در تصفیه خانه های سوم، چهارم، پنجم و هفتم واقع در شرق، شمال شرق و جنوب شرق تهران تصفیه و وارد شبکه توزیع آب شرب شهری می شود.

برای تأمین آب نیازمند همراهی شهروندان هستیم

وی اظهار کرد: متاسفانه روندی که در خصوص کاهش منابع آبی و کاهش بارش ها اتفاق افتاده نیازمند همکاری و همیاری کلیه همشهریان محترم  است که بتوانیم با این کاهش ذخیره آبی، کاهش بارش‌هایی که سازمان هواشناسی اعلام کرده که مهر و آبان کم بارش و زیر نرمال خواهیم داشت و آذرماه احتمالا شرایط نرمال شود، بتوانیم شرایط را به نحوی مدیریت کنیم که خط قرمزهایی که برای ما تعریف شده هم در بحث کیفی آب و هم مباحث کمی رسالتمان را به نحو احسن انجام دهیم.

وضعیت سدهای تهران به تفکیک هر سد چگونه است؟

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران درباره وضعیت سدهای تهران، گفت: درحال حاضر سد امیرکبیر ۸۸ میلیون متر مکعب موجودی مخزن دارد که سال گذشته این حجم ۱۲۸ میلیون متر مکعب بود و سد طالقان در حال حاضر ۱۹۷ میلیون متر مکعب ذخیره مخزن دارد که در سال گذشته این عدد در چنین روزی ۲۸۰ میلیون متر مکعب آب ثبت شده بود.

کاهش ۱۲۳ میلیون متر مکعبی ذخیره آب در سامانه غرب

به گفته شهریاری تجمیع ذخیره مخازن سدهای امیرکبیر و طالقان در سامانه غرب ۲۹۶ میلیون متر مکعب می شود که  سال گذشته در چنین روزی این حجم ۴۰۸ میلیون مترمکعب بود و کاهش ۱۲۳ میلیون متر مکعبی را در سامانه غرب شاهد هستیم.

وی با بیان اینکه در سدهای سامانه شرق، سد لار ۴۳ میلیون متر مکعب، سد لتیان ۲۶ میلیون مترمکعب و سد ماملو ۷۷ میلیون متر مکعب ذخیره دارند گفت: سال گذشته در چنین روزی سد لار ۹۶ میلیون مترمکعب، سد لتیان ۵۴ میلیون مترمکعب و سد ماملو ۱۷۱ میلیون متر مکعب ذخیزه آبی داشتند، در حال حاضر جمع کل این مخازن ۱۴۶ میلیون متر مکعب است، سال گذشته ۳۲۱ میلیون متر مکعب موجودی آب این سدها بود که متاسفانه در این سامانه نیز  ۱۷۵ میلیون متر مکعب با کاهش ذخیره آب مواجه شدیم.

وضعیت بارش ها در طول ۵۰ سال اخیر بی سابقه بود

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران در پاسخ به این سوال که تا چه میزان می توان از حجم ذخیره سدها استفاده کرد به گونه ای که برای سال آینده نیز ذخیره استراتژیک باقی بماند؟ گفت: فرایندی که درباره بهره برداری سدها صورت می‌گیرد، نه فقط در تهران بلکه در کل کشور و همه نقاط دنیا اینگونه است که معمولا از شروع سال آبی که در کشور ما از ابتدای پاییز است، رواناب‌های حاصل از نزولات جوی منابع آبی سدها بوده و در فصل زمستان بارش های برف حوضه آبریز سدها در ارتفاعات ذخیره شده و به واسطه بارش‌هایی که در فصل بهار که عملاً فصل آبگیری سدهاست، اتفاق می افتد، با سیلاب‌های حاصل از بارش ها و ذوب برف، مخازن سدها آبگیری شده و شارژ می شوند و نهایتا انتهای فصل بهار مخازن سدها در حجم حد اکثری قرار می گیرند.

شهریاری ادامه داد: معمولاً از اوایل تیرماه عملاً بیلان آبی سدها باتوجه به کاهش بارندگی و افت ورودی ها منفی شده و مصارف مربوطه و نیاز آبی پایین دست سدها به واسطه ذخیره آبی که در فصل بهار داشتیم، از حجم آب ذخیره شده در دریاچه سدها برداشت می شود و نهایتاً این فرایند در سال آبی جدید و سال‌های متمادی تکرار می شود. اتفاقی که از زمستان سال ۹۹ رخ داده این بوده که بارش بسیار کمی (خصوصاً برف) در حوضه آبریز سدها داشتیم.

وی اظهار کرد: وضعیت بارش‌ها در فروردین ماه ۱۴۰۰ در طول ۵۳ سال اخیر بی سابقه بود به طوری که در مجموع ۲.۳ میلی متر بارش در حوضه آبریز سدهای استان تهران شاهد بودیم و این در حالی است که فروردین ماه سال ۱۳۹۹ نزدیک ۱۳۷ میلی متر بارش داشتیم. همین بارش اندک باعث شد حجم آب ورودی به سدها با افت شدیدی مواجه شده و افزایش دمای هوا هم موجب شد اندک برفی که در حوضه آبریز سدها داشتیم، بدون اینکه روان آبی داده باشد ذوب شده و وضعیت آبگیری سدها را با مشکل جدی مواجه ساخت.

وجود محسوس تغییر اقلیم در کشور و حوزه عملکرد استان تهران

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران با تاکید بر اینکه این مسائل موجب شد که آبگیری خوبی در سدها نداشته باشیم و ورودی آب به سدها نیز با کاهش شدیدی همراه شده و نهایتا انتهای سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ با ۳۱۴ میلیون متر مکعب کاهش ذخیره آبی در سدهای پنجگانه تهران مواجه شویم.

ذخیره استراتژیک سدها چگونه تعیین می‌شود؟

شهریاری در پاسخ به این پرسش که منظور از ذخیره استراتژیک سدها چیست اظهار کرد: با توجه به موارد پیش گفته اگر این فرایند بارش و ذوب برف و ... درست اتفاق بیفتد و بتوانیم آبگیری مناسبی در سدها داشته باشیم، ذخیره آبی خوب و مناسب برای انتهای شهریورماه و انتهای سال آبی بسیار مهم می باشد چراکه در سالهای کم آبی ما برای انتهای شهریورماه یک حجم استراتژیکی را در مخازن سدها پیش بینی می کنیم، این حجم استراتژیک بر این مبنا تعیین می شود که اگر سال آبی آتی ورودی ها مناسب نباشد و خشکسالی شدیدی هم اتفاق بیفتد، باید بتوانیم با ورودی حداقل سال آبی و حجم ذخیره ای که انتهای شهریور ماه داریم، تأمین آب مطمئن و پایداری را در سال آبی آتی داشته باشیم.

شرایط نرمال نیست

وی با بیان اینکه متاسفانه شرایطی که امسال به واسطه کاهش ورودی‌ها اتفاق افتاد موجب شد که در بعضی از سدها انتهای شهریور ماه به آستانه و بعضاً به کمتر از حجم استراتژیک تعیین شده برسیم، گفت: رویکرد و برنامه ریزی که اکنون داریم این است که کسری‌ها و کاهش مخازن را با همراهی مشترکان و تعاملی که با شرکت آب و فاضلاب استان داریم، به نوعی جبران و برنامه ریزی که از قبل داشتیم برای سال آبی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ را اجرایی کنیم. طبیعتا باتوجه به وضعیت مخازن، شرایط متاسفانه خیلی خوب و نرمال نیست چراکه کاهش ۳۱۴ میلیون متر مکعب ذخایر آبی یک عدد معناداری است و امیدواریم با همین منابع آب محدود یک تأمین آب مطمئن را داشته باشیم.

روش‌های نوین برای حفظ آب

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران در پاسخ به این سوال که استفاده از روش های نوین همچون توپ های لاستیکی برای حفظ منابع آبی در سدهای تهران تا چه میزان پاسخگو خواهد بود؟ گفت: روش‌های این چنینی  برای جلوگیری از تبخیر آب انجام می شود، مخازن سدها یک حجم گسترده ای از آب است، هر چقدر مساحت دریاچه سدها بزرگ تر باشد، به همان نسبت میزان تبخیر افزایش می یابد و معمولاً  این کارها را در مخازن کوچک‌تر و سدهایی که وظیفه تأمین آب شرب ندارند انجام می دهند.

شهریاری افزود: در سطح استان تهران پنج سد وظیفه تأمین آب دارند و هرچه سطح آب پوشیده شود به همان میزان فرایندهای رشد جلبکی و مسائل کیفی که در عمق دریاچه ها اتفاق می افتد افزایش پیدا می کند. روش‌های دیگری نیز وجود دارد، به طور مثال یک موادی را  روی سطح دریاچه می ریزند که جلوی تبخیر آب را بگیرد اما این طرح ها باتوجه به شرایط و اهداف سدهای تهران عملاً امکان‌پذیر نبوده و حجم تبخیر نیز جزو بیلان آبی سدها محاسبه می شود.

وی با بیان اینکه در شرایط عادی تبخیر از سطح دریاچه اتفاق می افتد ولی باتوجه به وضعیت منابع آبی حوضه آبریز در شرایط خشکسالی این تبخیر تهدید به حساب می آید ولی در شرایط عادی همان تبخیر هم به لحاظ بحث اکوسیستم منطقه باید اتفاق بیفتد که به لحاظ بحث‌های محیطی و آب و هوایی اثر مثبت خود را در منطقه می تواند داشته باشد.

وضعیت لایروبی سدهای تهران چگونه است؟

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران درباره وضعیت لایروبی سدهای تهران گفت: خوشبختانه سدهای پنجگانه استان تهران باتوجه به بافت و ساختاز زمین شناسی که در حوضه آبریز سدها داریم رسوب زا نیستند و میزان آورد رسوبی که در سدهای تهران اتفاق می افتد دقیقاً  بر اساس برآوردهای  اولیه و منطبق بر حجمی است که در مطالعات اولیه اشاره شده است.

به گفته شهریاری علاوه بر این شرایطی که به لحاظ ساختگاه و موقعیت این سدها دارند و همچنین نتایج هیدروگرافی انجام شده در دریاچه سدها به نحوی است که عملیات رسوب زدایی که معمول است برای آن ها  نیازی نبوده و تا کنون انجام نشده است اما در خصوص سد لتیان بر اساس دستورالعمل هایی که داریم، عملیات فلاشینگ و جت زنی را در انتهای فصل آبگیری که اواخر خردادماه و اوایل تیرماه است انجام می دهیم.

وی ادامه داد: نحوه عملیات بدین صورت است که دریچه‌های تخلیه تحتانی را باز می کنیم و درصدی از رسوبات معلق و رسوباتی که در مجاورت و نزدیک بدنه سد جمع شده را تخلیه می کنیم اما درباره سایر سدها این نیاز نبوده و روند بهره برداری این چنین است که در دوره‌های پنجساله عملیات هیدروگرافی کف مخازن سدها را داریم که نتایج گویای این است که ته نشینی و روند حرکت رسوب بر اساس دستورالعمل ها بوده و نیازی به تخلیه مخزن و یا رسوب زدایی به روش های معمول نیست. همچنین یک محدودیت دیگری هم وجود دارد و آن اینکه تمام سدهای ما وظیفه تأمین آب شرب دارند و به دلیل اهمیت و حساسیت های تامین آب شرب پایتخت حتی درصورت نیاز به لایروبی هم مطمئناً با مشکلات عدیده به جهت انجام رسوبزدایی مواجه بودیم.

طرح جلوگیری از فرار آب لار به کجا رسید؟

شهریاری با اشاره به طرح جلوگیری از فرار آب لار گفت: یکی از مهم ترین و حیاتی ترین پروژه‌ها برای تأمین نیاز آب پایتخت در سالهای آتی پروژه علاج‌بخشی سد لار است. خوشبختانه این پروژه استارت خورده و برخی مشکلات در صدور مجوزهای مربوطه داشت که با همکاری که همه سازمانها و ارگانها انجام دادند، برطرف شده است و درصورت تأمین اعتبار به سرعت اجرا خواهد شد و با اتمام این پروژه بخشی از فرار آبی که از سد لار اتفاق می‌افتد، در خارج از فصولی که نیاز استان مازندران و پایین دست سد هست را می توانیم مهار کنیم و به سمت تهران انتقال دهیم.

در تخصیص آب برای کشت دوم کم آوردیم

وی با بیان اینکه با توجه به وضعیت آب و هوا، عدم ذخیره آبی مناسب و با در نظر گرفتن این مهم که در بخش شرب خیلی نمی توانیم سیاست انقباضی داشته باشیم، متاسفانه در بخش کشاورزی امسال به واسطه شرایطی که پیش آمد تنها توانستیم تأمین آب کشت اول را تا اواسط خردادماه داشته باشیم، اظهار کرد: برای کشت دوم و تابستانه بر اساس مکاتباتی که با استانداری های تهران و البرز داشتیم نتوانستیم از سدهای امیرکبیر و ماملو تأمین آب داشته باشیم که خوشبختانه این همراهی را هم استانداری‌ها و هم سازمان جهاد کشاورزی و کشاورزان عزیز با ما داشتند که اولویت را به تأمین آب شرب اختصاص دهیم.

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران ادامه داد:البته با توجه به اینکه بخشی از این آب کشاورزی مربوط به باغات و درختان می شود، سعی کردیم که در حوزه پایین دست سد امیرکبیر و شبکه آبیاری کرج نیاز آب باغات را تأمین کنیم و در حوزه ورامین و پایین دست ماملو نیز به واسطه اینکه شرایط سد ماملو بسیار بحرانی و شکننده بود، بر اساس هماهنگی های انجام شده سعی شد حتی المقدور با تانکر نیاز آب باغات را تأمین کنیم.

منابع آبی تهران در وضعیت فرا بحران

شهریاری در پاسخ به این سوال که اوضاع منابع آبی تهران چه میزان بحرانی است؟ گفت: کاهش ذخیره آبی ۳۱۴ میلیون متر مکعبی در شروع سال آبی، اعلام سازمان هواشناسی مبنی بر اینکه بارش های پاییز زیر نرمال خواهد بود و وضعیت بارش ها گویای وضعیت بحرانی در تهران است و این هشدار را می دهد که شرایط منابع آبی استان پایدار و نرمال نیست ولی با اینحال ما در شرکت آب منطقه ای تهران با توجه به برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته و با همکاری سایر دستگاه‌های اجرایی مرتبط بخصوص شرکت آب و فاضلاب استان تهران با استفاده از کلیه ظرفیت‌های موجود و البته با همراهی و همکاری بیش از پیش شهروندان محترم ان شالله تأمین آب مطمئن و پایداری را خواهیم داشت.

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران با بیان اینکه باید توجه داشت که کشورما  در یک اقلیم خشک و نیمه خشک قرار دارد اظهار کرد: در این راستا برنامه ای با عنوان سازگاری با کم آبی در دستور کار وزارت نیرو قرار دارد که این طرح کاملاً  تدوین و ابلاغ شده و در دستور کار تمام دستگاه‌های اجرایی و ارگان های مرتبط با این موضوع قراردارد که امیدواریم با انجام تکالیف ابلاغی برنامه مذکور ضمن سازگاری با شرایط اقلیمی کشورمان، با مدیریت منابع آبی محدود در اختیار در همه ابعاد مربوطه اعم از شرب، صنعت و کشاورزی و رعایت الگوهای مصرف منطبق با استانداردهای جهانی، نگاهی نیز به آیندگان ومقوله توسعه پایدار در کشورمان داشته باشیم.

به گفته شهریاری زمانی که از خشکسالی بی سابقه در ۵۰ سال اخیر سخن می گوییم یعنی باید مدیریت مصرف و توجه به محدودیت های منابع آبی چندین برابر افزایش یابد چراکه اوضاع  از آنچه که گمان می شود بحرانی‌تر است و اگر از اکنون راه علاجی چاره نشود، در آینده مشکلات زیادی گریبان گیر ما خواهد شد.

تولید نیروگاه‌های برق آبی در تهران چقدر است؟

وی با اشاره به وضعیت تولید انرژی نیروگاه‌های برق آبی در تهران، گفت: شرکت آب منطقه‌ای تهران با توجه به نیروگاه‌هایی که اکنون در دست بهره برداری دارد، در سامانه غرب نیروگاه‌های امیرکبیر و طالقان هرکدام با دو واحد و در سامانه شرق نیروگاه کلان با سه واحد، نیروگاه زیرزمینی لوارک با دو واحد و نیروگاه لتیان با دو واحد، در مجموع با ظرفیت منصوبه ۳۱۴ مگاوات در تولید برق به شبکه برق سراسری کشور کمک می کنند.

مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری تأسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران افزود: متوسط تولیدی که ما در سال می توانیم از این واحد ها داشته باشیم نزدیک ۵۳۰ هزار مگاوات ساعت است که آن هم بر می‌گردد به شرایط آب و هوایی و منابع آبی، اگر شرایط آبی مناسب باشد با حداکثر ظرفیت تولید و حداکثر بهره‌برداری از این واحدها می توانیم کمک شایانی را به شبکه برق داشته باشیم ولی اگر شرایط مانند امسال باشد و با محدودیت منابع آبی روبرو باشیم، مطمئناً با کاهش تولید مواجه خواهیم بود.

کاهش ۴۰ درصدی نیروگاه های برق آبی در تهران

به گفته شهریاری در حال حاضر میزان تولید انرژی نیروگاههای برقآبی تحت پوشش شرکت آب منطقه ای تهران نسبت به مدت مشابه سال گذشته در دوره ۶ ماهه با کاهش ۴۰ درصدی تولید برق مواجه شده اند.




نظر شما درباره این مقاله:


کودتا در سودان؛ فراخوان اپوزیسیون به نافرمانی مدنی
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.10.2021, 9:51

کودتا در سودان؛ فراخوان اپوزیسیون به نافرمانی مدنی





نظر شما درباره این مقاله:


غذاهای آماده وگان چقدر سالمند؟
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 25.10.2021, 9:32

غذاهای آماده وگان چقدر سالمند؟


جیمز گالاهر، گزارشگر سلامت بی‌بی‌سی

در حالی این متن را می‌نویسم که مشغول خوردن سوسیس وگان (گیاهی مطلق) خوشمزه‌ای هستم.

فهرست محصولات “شبیه گوشت” در سوپر مارکت محل مرتب در حال افزایش است و حتی در آن خوک بریان پیدا می‌شود اما گوشت خوک ندارد. من گوشت دوست دارم اما سعی می‌کنم کمتر گوشت بخورم، بیشتر به دلیل ملاحظات محیط‌زیستی، و این غذاهای آماده یعنی می‌توانم بدون اینکه چندان متوجه تفاوت مزه شوم تغذیه‌ام را هر چه بییشتر گیاهی کنم.

تنوع و راحتی این محصولات وگان (گیاهی مطلق) آماده بی‌سابقه است در صورتیکه تا همین چند وقت پیش اگر کسی می‌خواست، باید خودش از ابتدا این نوع غذاها را درست می‌کرد.

اما کاملا روشن است که این غذاهای وگان آماده بیش از حد فرآوری شده‌اند. گوشت، تخم‌مرغ یا ماهی یعنی ماده اولیه به خودی خود غذا هستند اما این درباره شبه‌گوشت‌ها یا حتی بعضی از شیرهای گیاهی صدق نمی کند.

پروفسور سوزان لانهام نیو رئیس علوم تغذیه دانشگاه ساری در بریتانیا می‌گوید: “مردم از نظر محیط زیستی به آن نگاه می‌کنند و نه الزاما از دید سلامتی”.

ولی این غذاها چقدر سالمند و چه چیزهایی را باید درباره آنها دانست؟

مواد اولیه‌ای که نمی‌شناسیم

خوردنی‌های “ابرفرآوری‌شده” به خوردنی‌هایی گفته می‌شوند که عملیات فرآوری بسیار زیادی در کارخانه‌های صنعتی رویشان انجام شده است. وقتی به محتویات پشت بسته‌بندی آنها نگاه کنید برخی نام‌ها را حتی نمی‌توان تلفظ کرد، هر چه که باشند ما تابحال آنها را بعنوان غذا نمی‌شناختیم.

وقتی از خوردنی‌های ناسالم صحبت می‌شود چیزهایی مثل کیک، شکلات، بستنی، ناگت مرغ و نوشیدنی‌های شیرین و گازدار به ذهن می‌رسند، در حالیکه به گفته دکتر جایلز یئو متخصص چاقی در دانشگاه کمبریج، انگار “هاله‌ای از سلامت دور غذاهای ابرفرآوری‌شده گیاهی و وگان را فراگرفته است”.

“به نظر من اینها غذاهای ابرفرآوری‌شده با تبلیغات بسیار خوب هستند”.

بخشی از این شهرت خوب به دلیل مواد اولیه خام این نوع محصولات است، میوه، سبزیجات، مغزدانه‌ها، حبوبات و بقولات مثل سویا همه جزئی از یک تغذیه خوب به حساب می‌آیند.

چربی‌های اشباع شده که در محصولات حیوانی وجود دارند در گیاهان کم است و این هم یکی از مزایای تغذیه گیاهی است.

دکتر یئو می‌گوید: “از این منظر تنگ، این غذاها سالم‌تر به نظر می‌رسند”.

اما ابرفرآوری ماهیت ماده غذایی را تغییر می‌دهد، از این رو غذاها معمولا فیبر و پروتئین کمتری دارند. به برخی از این محصولات فیبر و پروتئین را برای رفع این نقص اضافه می‌کنند.

وقتی فیبر غذا کمتر است گوارش بیشتر و سریعتر می‌شود و کالری غذا هرچه بیشتر جذب می‌شود که مطلوب کسانی نیست که می‌خواهند وزن کم کنند.

به این غذاها معمولا با اضافه کردن نمک، شکر و چربی طعم می‌دهند که خوشمزه‌ می‌شوند اما سالم نیستند.

افزایش فروش

هجوم غذاهای ابرفرآوری شده گیاهی یا گیاهی مطلق به بازار پدیده‌ای تازه است و در باره آنها مطالعه کافی نشده است.

در بریتانیا بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ فروش مواد غذایی بدون گوشت ۴۰ درصد افزایش یافت و به ۸۱۶ میلیون پوند رسید.

اما از طرف دیگر می‌بینیم که وقتی در تحقیقات به شرکت‌کنندگان غذاهای ابرفرآوری‌شده (از جمله گوشت) داده می‌شود، روزانه پانصد کالری بیشتر می‌خورند تا وقتی که این غذاها به آنها داده نمی‌شود.

دلیلش هنوز مشخص نیست اما یک توضیح پیشنهادی این است که غذاهای ابرفرآوری‌شده تاثیر کمتری بر هورمون اشتها دارند و به همین دلیل دیرتر احساس سیری می‌کنیم.

رواج غذاهای آماده گیاهی و وگان می‌تواند نگرش به سبک زندگی سالم را تغییر دهد.

لورنا استوارت که سه دهه است گیاهخوار است می‌گوید: “قبلا لبوبرگر آماده نبود که بروید بخرید. باید با چغندر یا لبو خودتان شروع می‌کردید به درست کردن.”

ولی حالا یخچال خانه لورنا به دلیل فشار کار و بچه‌داری پر است از این گونه مواد غذایی.

سوفی مدلین از انجمن تغذیه بریتانیا می‌گوید: “ما واقعا افزایش این غذاهای ابرفرآوری‌شده وگان هستیم و به نظر من بسیار خوب است که این محصولات وجود دارند، همه باید بتوانند بدون زیر پا گذاشتن اخلاقیاتشان یک غذای حاضر و آماده و بی‌دردسر بخورند.”

“اما حالا تغذیه ناسالم برای گیاهخواران مطلق آسان‌تر شده است.”

غذاهای خیلی چرب، شور، شیرین با فیبر و پروتئین کم، چه وگان چه غیر وگان، برای سلامت مفید نیستند.

تفاوت بزرگ

ویژگی‌های هر غذا وقتی گیاهی مطلق می‌شود تفاوت می‌کند. مثلا خوک بریان رشته‌‍رشته (پولد) وگان را مقایسه کنید با لوبیابرگر وگان. برای خوک بریان معمولا از نان صحرایی (جک‌فروت) استفاده می‌شود که پروتئین کمی دارد اما لوبیا پروتئین بیشتری دارد بنابراین این دو غذای وگان خواص تغذیه‌ای متفاوتی دارند.

شیرهای گیاهی

تقریبا تمام شیرهای حیوانی مثل هم هستند ولی جایگزین‌های گیاهی مختلفی دارند، سویا، بادام، نارگیل، جو دوسر، کینوا، برنج و غیره. بین تولیدکنندگان مختلف هم فرق‌هایی هست.

بعضی شیرها طبیعی چرب هستند اما به برخی دیگر چربی اضافه می‌شود. شیرهای مختلف به درجات مختلف غنی‌سازی می‌شوند تا با اضافه کردن ویتامین‌ها و مواد معدنی مثل کلسیم و ید، محتویات شیر گیاهی را به شیر حیوانی نزدیک کنند. جزئیات را شاید در نوشته‌های ریز پشت بسته‌بندی بتوان پیدا کرد.

به هر حال برای گنجاندن این غذاها در تغذیه توصیه‌های ساده‌ای هست. پروفسور لانهام نیو می‌گوید همچنان سعی کنید غذا را خودتان از ابتدا درست کنید و اگر هم خواستید غذای آماده وگان بخورید حتما در کنارش سالاد و سبزی بخورید.”

دکتر یئو می‌گوید از بین غذاهای آماده وگان بیشتر آنهایی را مد نظر قرار دهید که فیبر بیشتری دارند که معمولا غذاهایی هستند حاوی غلات سبوس‌دار (کامل) و آنهایی که پروتئین بیشتری دارند.

این در مورد تمام خوردنی‌های ابرفرآوری‌شده صدق می‌کند، مثلا یک تکه شکلات که مغزدانه (مثل فندق) بعنوان پروتئین و میوه خشک (مثل کشمش) بعنوان فیبر دارد بهتر از شکلاتی است که اینها را ندارد.

دکتر یئو می‌گوید: “ترفند کوچک این است، دنبال غذاهایی باشید که مغزدانه، میوه خشک و گندم سبوس‌دار (کامل) بیشتری دارند.”




نظر شما درباره این مقاله:


کانون نویسندگان ایران درگذشت هوشنگ چالنگی را تسلیت
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 23:06

کانون نویسندگان ایران درگذشت هوشنگ چالنگی را تسلیت





نظر شما درباره این مقاله:


همسر نازنین زاغری دست به اعتصاب غذا زد
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 18:29

همسر نازنین زاغری دست به اعتصاب غذا زد


ریچارد رتکلیف، همسر نازنین زاغری رتکلیف در اعتراض به “ناکامی دولت بریتانیا در بازگرداندن همسرش به این کشور” دست به اعتصاب غذا زده است.

به گزارش بی‌بی‌سی، آقای رتکلیف اقدامات صورت گرفته توسط دولت بریتانیا را برای کمک به رهایی همسرش، “کافی ندانسته است”.

حدود یک هفته پیش، پس از ماه‌ها انتظار و “بلاتکلیفی”، دادگاه تجدید نظر در تهران محکومیت یک سال زندان نازنین زاغری رتکلیف را عینا تایید کرد.

در صورت اجرای این حکم، به گفته همسر خانم زاغری او تا سال ۲۰۲۳ میلادی حق خروج از ایران و پیوستن به خانواده‌اش را نخواهد داشت.

نازنین زاغری از سال ۲۰۱۶ و در پی سفر به تهران برای دیدار با مادر و پدرش زندانی و به پنج سال زندان محکوم شد و کمی پیش از پایان دوران محکومیتش یک پرونده جدید علیه او باز شد که این حکم مربوط به آن است.

تولیپ صدیق نماینده پارلمان بریتانیا در توییتی نوشت از اینکه دولت بریتانیا اقدامی نکرده و نتوانسته نازنین را آزاد کند و به این دلیل ریچارد رتکلیف، همسر نازنین زاغری مجبور شده که بار دیگر دست به اعتصاب غذا بزند، متاسف است.

خانم صدیق نماینده محله “کیلبرن و همستد” لندن است؛ محله ای که خانواده رتکلیف در آن زندگی می‌کنند.

خانم صدیق افزود: “نباید کار به اینجا می‌کشید.”

آقای رتکلیف در صفحه ویژه ای که برای اعتصاب غذای خود باز کرده است نوشته که از لیز تراس، وزیر خارجه بریتانیا پرسیده که واکنش دولت بریتانیا به تایید محکومیت جدید نازنین چیست؟ “اما هنوز پاسخی نگرفته است.”

ریچارد رتکلیف با این اعتصاب غذا که دومین اعتصاب غذای او است و کمپین در مقابل دفتر نخست وزیر بریتانیا، از دولت بریتانیا می‌خواهد که

۱. نازنین زاغری و سایر شهروندان زندانی دو تابعیتی را به عنوان گروگان به رسمیت بشناسد
۲. مجازات عاملان، از طریق تحریم شخصی این افراد یا کشاندن ایران به دادگاه
۳. عمل به وعده نخست وزیر از سال ۲۰۱۷ مبنی بر تسویه بدهی به ایران
۴. متعهد کردن ایران به پایان دادن به گروگانگیری در بخشی از مذاکرات هسته‌ای و افزودن چنین شرطی برای احیای توافق هسته‌ای برجام.

آقای رتکلیف می‌گوید که برآورده شدن این خواسته ها باعث خواهد شد که شهروندان بریتانیایی در ایران از امنیت بیشتری برخوردار شوند.

امروز، یکشنبه ۲۴ اکتبر، همزمان با اعلام اعتصاب غذای ریچارد رتکلیف، او و دخترش در مقابل ساختمان وزارت خارجه بریتانیا کمپینی برگزار کردند.

نازنین زاغری، شهروند ایرانی-بریتانیایی زندانی در تهران، در نوروز سال ۹۵ همراه دختر خردسالش برای دیدار با پدر و مادرش به ایران رفت اما در هنگام بازگشت به بریتانیا بازداشت و در محاکمه‌ای که جزئیات آن مشخص نیست، به اتهام جاسوسی به پنج سال زندان محکوم شد. او اتهاماتش را به طور کامل رد کرده است.

دادگاه انقلاب اسلامی تهران، ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ با احضار نازنین زاغری از داخل زندان، اتهام جدیدی علیه او مطرح کرد و خانم زاغری در دادگاه بدوی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و یک سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود.

وکیل او به حکم صادره در دادگاه بدوی اعتراض کرد اما به گفته وکیل خانم زاغری، “پرونده به شعبه ۵۴ تجدیدنظر ارجاع گردید و نهایتاً دادگاه تجدیدنظر بدون برگزاری جلسه رسیدگی رای دادگاه بدوی را عینا‌ً تایید کرده است.”

پیشتر وزارت امور خارجه بریتانیا اتهام تازه علیه خانم زاغری را “غیرقابل قبول” خوانده بود و تشکیل پرونده جدید علیه او را اقدامی “وحشتناک” توصیف کرده و خواستار آزادی کامل او شده بود.




نظر شما درباره این مقاله:


فصل انزوا؛ بررسی عملکرد شش ماهه اقتصاد ایران
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 18:15

فصل انزوا؛ بررسی عملکرد شش ماهه اقتصاد ایران


میزگرد تجارت فردا

بررسی عملکرد شش ماهه اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۰‏
در میزگرد محمدمهدی بهکیش موسی غنی‌نژاد و علی میرزاخانی

    رضا طهماسبی: عملکرد اقتصاد ایران در شش ماه نخست سال نه تنها امیدوارکننده نبوده که برای عاملان اقتصادی اعم از ‏خانوار و بنگاه نگران کننده هم بوده است.به طور خاص روند افزایش نقدینگی ادامه داشته و تورم را به مرز رکوردهای ‏تاریخی خود رسانده است.با افزایش قابل توجه استقراض دولت از بانک مرکزی، احتمالا تورم در ماه‌های آتی بیش از این هم ‏افزایش خواهد یافت و فشار و تنگنای معیشتی بر خانوار بیش از این خواهد شد.در این شرایط سیاستمدار همچنان در برابر ‏مذاکره برای رفع تحریم، که احتمالا نخستین گام از بهبود شرایط است مقاومت می‌کند؛ مساله الحاق به‎ FATF ‎را مسکوت ‏گذاشته و مدیریت درستی برای کاهش تنش‌های خارجی و بهبود روابط در جهت افزایش تجارت خارجی نداشته است.دور ‏شدن از بازارهای بین‌المللی و کاهش مبادلات تجاری به واسطه محدودیت‌های تحریمی و ممنوعیت‌های داخلی باعث شده تا ‏اقتصاد ضعیف کشور آسیب پذیرتر شود‎.
    در این میزگرد محمدمهدی بهکیش و موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان و علی میرزاخانی، سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد، به بررسی ‏عملکرد اقتصاد ایران در نیمه نخست سال ۱۴۰۰ پرداخته و ریشه‌های آن را بررسی کرده‌اند.به گفته آنها ضرورت دارد که ‏ابتدا مساله سیاست خارجی، تحریم‌ها و پیوستن به‎ FATF ‎حل شود و همزمان کیفیت سیاستگذاری با توجه به عقل سلیم و علم ‏اقتصاد و تجربه جهانی و داخلی موجود بالا برود تا شرایط اقتصاد ایران رو به بهبود برود‎.

* در شش ماه نخست سال جاری، برای چهارمین فصل متوالی نرخ رشد اقتصادی کشور مثبت بود و احتمالا این نرخ برای ‏فصل دوم هم مثبت باشد.با این حال وضعیت اقتصاد کشور رو به بهبود نیست، تورم فزاینده است و تنگنای معیشتی آشکارا ‏در حال وارد کردن فشار بیشتر به مردم است.بنگاه‌ها در فضای نااطمینانی به سر می‌برند و بازارها در حال نوسان هستند.چرا رشد اقتصادی پیاپی فصول اخیر به کار اقتصاد ما نیامده است؟ خصیصه‌های این رشد چیست و چرا طبق آن مثال ‏معروف مانند مد دریا عمل نمی‌کند و همه قایق‌ها را با هم بالا نمی‌آورد؟

علی میرزاخانی: بعد از فشار شدید شوک تحریم در سال ۹۷ که باعث شد رشد اقتصادی کشور منفی شود، اقتصاد کشور در ‏فصل پاییز ۹۸ نرخ رشد مثبت را ثبت کرد.دلیل پایان یافتن رشد منفی، با وجود تحریم‌ها، این بود که دولت از مدتی قبل به ‏تدریج تلاش کرده بود یکسری از اشتباه‌های خود در سیاستگذاری را اصلاح کند؛ برای مثال فشاری را که روی کنترل قیمت‌ها بعد از خروج ترامپ از برجام گذاشته بود، کم‌کم کاهش داد و به تدریج یک رونق نسبی هم در کسب وکارها ایجاد شده بود.پا گرفتن بازار ارز دوم، هر چند به صورت نصفه‌ونیمه کار می‌کرد، اما کمک کرد تا فعالان اقتصادی محاسبات دقیق تری ‏راجع به آینده نزدیک فعالیت‌های خود داشته باشند.اما با آغاز همه‌گیری کرونا در زمستان ۹۸ رشد اقتصادی مجدد روند ‏نزولی گرفت و منفی شد.با شیوع این بیماری، اغلب مسوولان دولتی و تعدادی از اقتصاددان‌هایی که معمولا با بخش دولتی ‏کار می‌کنند، تزریق پولی را به طور جدی توصیه کردند و با تشدید تشویق به اتخاذ این سیاست، دولت با خیال راحت به ‏اجرای سیاست‌هایی دست زد که روند افزایش نقدینگی را تشدید کرد.علاوه بر این در ماه‌های پایانی سال معمولا نقدینگی ‏افزایش نقدینگی بیشتر است.مجموعه این عوامل باعث شد دولت با اطمینان خاطر بیشتری پایه پولی را تحت عنوان‌هایی ‏چون کمک به مردم، کمک به کسب وکارها و یارانه کرونا افزایش دهد‎.

در اوایل سال ۹۹ که کرونا و افزایش شدید نقدینگی اقتصاد ایران را دوباره از ریل خارج کرده بودند، انتخابات ریاست ‏جمهوری آمریکا نیز داغ شد.برآوردهای اولیه و اخبار رسانه نشان می‌داد که ترامپ دوباره انتخاب خواهد شد و این مساله، ‏انتظارات تورمی در ایران را تشدید کرد.همزمان، چند اشتباه دیگر هم انجام گرفت؛ مثلا اینکه سیاستگذار این تصور غلط را ‏داشت که بورس ضربه‌گیر تورم است که بعد از این همه سال تجربه از جمله در مورد بازار مسکن که زمانی با همین عنوان ‏ضربه گیر تورم معرفی می‌شد، اشتباه مهلکی بود.چراکه این عناوین، داستان‌هایی است که دولتی‌ها و نظریه‌پردازان آنها می‌سازند تا کار خودشان یا در واقع خرابکاری‌های خودشان را بهتر و راحت تر توجیه کنند و پیش ببرند.هم‌چنین تلاش‌های ‏همه‌جانبه دولتمردان برای دمیدن در تنور سرمایه‌گذاری در بورس که به‌طور مشخص بزرگ شدن حبابش صرفا تحت تاثیر ‏افزایش انتظارات تورمی بود و عدم مداخله به موقع بانک مرکزی برای جمع‌ا,ری نقدینگی و مثبت کردن نرخ بهره واقعی، ‏باعث رشد انفجاری بازار در فصل اول سال ۹۹ شد.با افزایش هشدارها و نگرانی‌ها در مورد بزرگ شدن غیرطبیعی حباب ‏بورس، برای حفظ این رشد و شعارهایی تحت عنوان حمایت از سهامداران، تمام منابع کشور به سمت نرخ‌های غیرواقعی و ‏حبابی در بورس هدایت شد.در نتیجه شاهد عدم سرمایه‌گذاری در بخش واقعی و رونق گرفتن سفته‌بازی دربازارها بودیم تا ‏اینکه محاسبات اشتباه از آب درآمد و حباب بورس ترکید.یعنی بعد از هدر دادن منابع زیاد و تحمیل فشار تورمی به اقتصاد ‏کشور دوباره مسیر اقتصاد به قبل از فصل سوم ۹۸ برگشت.در حالی که مثبت شدن رشد اقتصادی در آن مقطع می‌توانست ‏سرآغاز احیای تدریجی اقتصاد ایران، البته با فرض رفع تحریم در بلندمدت باشد.چرا که با ادامه تحریم‌‌ها اساسا نمی‌توان ‏رشد اقتصادی پایدار را متصور شد‎.‎

اما آنچه در سه فصل آخر سال ۹۹ و فصل اول ۱۴۰۰ رخ داده یک رشد اقتصادی اندک نسبی است که یک دلیل عمده آن ‏احیای نسبی همه اقتصادها در جهان بعد از کاهش محدودیت‌های کروناست و دیگری دست برداشتن تدریجی دولت از برخی ‏مداخلات قیمتی و اجازه دادن به افزایش قیمت‌هاست که درست است فشار زیادی به مردم وارد می‌کند اما باعث تداوم روند ‏تولید کالاها و افزایش اندک آن می‌شود که یک رشد اقتصادی نسبتا پایین را هم به ارمغان می‌آورد.در شرایط کنونی دو ‏وضعیت پیش روی اقتصاد است، یکی اینکه قیمت‌ها را به شدت کنترل کنیم که می‌تواند کشور را به سمت ابرتورم و کاهش ‏شدید کالاها ببرد، حالت دیگر این است که این گرانی‌های نسبی و مستمر را به اقتصاد تحمیل کنیم اما به جای آن تولید ادامه ‏یابد و وفور کالاها در بازار را داشته باشیم.در حال حاضر تقریبا به صورت نانوشته و ناگفته، سناریوی دوم در حال اجراست ‏و اگرچه تورم شدیدی در بر داشته، رفاه خانوارها به شدت کاهش یافته و فقر زیاد شده به طوری که برابر آمار وزارت رفاه ‏یک سوم خانوارها در فقر شدید به سر می‌برند اما اقتصاد از پا نیفتاده و کار می‌کند و وفور کالا در بازار وجود دارد.اینکه ‏این وضعیت از نظر ارزشی خوب است یا بد، البته بحث دیگری است که باید در جای خود به آن پرداخت‎.

محمدمهدی بهکیش: با توجه به تحریم و شرایطی که در آن حتی نمی‌توانیم پول جابه جا کنیم، اساسا رشد پایدار در اقتصاد ما ‏معنا پیدا نمی‌کند چون سرمایه گذاری صورت نمی‌گیرد.مانند دو سال گذشته که نرخ سرمایه گذاری حتی استهلاک را هم ‏پوشش نمی‌دهد.سابقا وقتی که امکانی برای صدور نفت بیشتر یا گران تر به وجود می‌آمد، مثل دوره آقای احمدی‌نژاد، ‏درآمد نفت وارد کشور و تبدیل به ریال می‌شد.این درآمد از طرف دولت یا نهادهای وابسته به دولت سرمایه گذاری می‌شد، ‏بخش خصوصی هم به پشتوانه این وضعیت مقداری سرمایه گذاری می‌کرد، اما امروز خبری از این درآمدها نیست.نفت به ‏دلیل تحریم به فروش نمی‌رود و آنچه هم به فروش می‌رسد درآمدش به کشور برنمی گردد.دقت کنید که گفتار سیاستمداران ‏ما برای بازگشت پول از کشورهای خریدار نفت به جایی رسیده که حرف از پخش‌نکردن سریال‌های کره‌ای می‌زنند؛ یعنی ‏دیپلماسی اقتصادی ما شکل ناکارآمد و حتی نومیدکننده‌ای به خودش گرفته است.مبادلات ما عملا تبدیل به تهاتر و کالا به کالا ‏شده سرمایه‌داران ایرانی هم اگر ارزش افزوده‌ای ایجاد می‌کنند آن را به شکلی از اقتصاد کشور خارج و سرمایه‌گذاری می‌‏کنند یا آن را به دارایی‌های نقدشونده تبدیل می‌کنند که امکان رشد ایجاد نمی‌کند‎.

با این حال بخشی از رشد اندک کنونی همان طور که آقای میرزاخانی اشاره کردند به خاطر کاهش فشار کنترل قیمت‌هاست.وقتی تجارت خارجی بسیار محدود است، تولیدکننده داخلی فضایی پیدا می‌کند تا تولید هرچند اندک را آغاز کند و با توجه به ‏اینکه برای کنترل قیمت هم تحت فشار قرار نمی‌گیرد می‌تواند تولید داشته باشد.یا کارخانه‌ها و کارگاه‌هایی که قدرت رقابت ‏نداشته و رو به تعطیلی رفته بودند، بخشی از خط تولید خود را فعال می‌کنند و ظرفیت‌های موجود که از دور خارج شده ‏بوده، به تولید باز می‌گردد.بنابراین رشد اندکی ایجاد می‌شود که البته قابل اتکا نیست و عملا نمی‌تواند اشتغال پایدار یا ‏درآمد کافی ایجاد کند.اگر به معضل اصلی اقتصاد کشور یعنی تورم و تحریم پرداخته نشود و این دو مشکل بهبود پیدا نکند، ‏نباید و نمی‌توان توقع رشد داشت و آنچه در محاسبات نشان داده می‌شود، موقتی و ناپایدار است.اینکه برخی کسب وکارها ‏از کسادی و رکود خارج شده و کمی فعال می‌شود اغلب ناشی از محدودیت‌های تجارت خارجی است.در همین شرایط هم ‏اگر دولت مجدد قیمت گذاری دستوری را تشدید کند، همین تولیدکنندگانی که در شرایط کنونی فعال هستند نمی‌توانند به کار ‏خود ادامه دهند.چون مقیاس تولید پایین است، هزینه تمام شده کالاها هم بالاست.کالای بی کیفیت با قیمت بالا در دسترس ‏مصرف کننده قرار می‌گیرد که هم درآمدش بسیار کاهش پیدا کرده و قدرت خرید چندانی ندارد، هم آزادی انتخابش از او ‏گرفته شده است‎.‎

‎ ‎از طرف دیگر شاخص‌های نقدینگی و تورم هم فزاینده است و سرعتشان هم بالاست.برای نمونه عنوان می‌شود که ‏نقدینگی در یک سال منتهی به مردادماه ۱۴۰۰ بیش از ۴۰ درصد رشد داشته است.رشد پایدار و فراگیر در شرایط رقابتی ‏ایجاد می‌شود.جایی که خلاقیت ایرانی می‌تواند کالای باکیفیت و قابل رقابت تولید کند که برای مصرف کننده داخلی و ‏خارجی جذاب باشد و برای اقتصاد ارزش افزوده ایجاد کند.در شرایط ناپایدار و غیررقابتی کنونی، تولید موقتی است و ‏سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گیرد.من معتقدم نباید به این رشدهای اندک و موقتی دل خوش کرد و دل بست‎.‎

موسی غنی‌نژاد: من هم معتقدم نباید از رشد ثبت شده در چهار فصل گذشته تعجب کرد.این رشد ناشی از تطبیق اقتصادها در ‏همه جای دنیا با شرایط کروناست.همه‌گیری کرونا باعث تعطیلی‌های اجباری گسترده و قرنطینه و در نتیجه رکود و کاهش ‏تولید شد.به تدریج و از حدود شاید ۹ ماه قبل که روند واکسیناسیون آغاز و کرونا تا حدودی کنترل و محدودیت‌ها برداشته ‏شد، اغلب کشورها به تدریج از رکود خارج شدند و ایران هم از این قاعده مستنثی نبود.بنابراین نباید تصور کرد که رشد ‏اقتصادی فصول اخیر ناشی از اصلاح سیاست‌های اقتصادی یا سیاستگذاری درست است.این رشد به خاطر بیرون آمدن از ‏شرایط کرونایی است که اقتصاد را درگیر کرده بود.این نکته را هم اضافه کنم که رشد بسیاری از کشورها حتی اقتصادهای ‏توسعه‌یافته اروپایی که قاعدتا انتظار نمی‌رود رشد بالایی داشته باشند، بالاتر از رشد اقتصادی ما بوده است و همان طور که ‏آقای دکتر بهکیش اشاره کردند نباید گول این رشد موقت را خورد.در حقیقت رشد کنونی، رشد داخل رکود است.آنچه باید ‏بیشتر به آن توجه شود رشد بلندمدت اقتصاد مثلا در یک بازه ۱۰ ساله است که در این حالت عملکرد اقتصاد ما بسیار بد ‏است.شرایط اقتصادی ما نسبت به ۱۰ سال قبل بسیار بدتر شده؛ سطح مصرف خانوارها به شدت پایین آمده و عملا ‏سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گیرد.اقتصاد ما در شرایط دشوار و درازمدتی قرار گرفته که حداقل در شرایط فعلی چشم‌انداز ‏خروج از آن وجود ندارد.آقای دکتر بهکیش به نکاتی اشاره کردند که بخش مهمی از دلایل شکل گیری این شرایط مربوط به ‏تجارت خارجی است.تجارت خارجی را در حقیقت بسته است‎.

من چند وقتی است به این نتیجه رسیده‌ام که سیاستمداران و سیاستگذاران اقتصاد دولتی ما به جای اینکه به آموزه‌های علم ‏اقتصاد توجه کنند، بهتر است کلیله و دمنه، گلستان سعدی و عبید زاکانی بخوانند چراکه مساله امروز ما در سیاستگذاری ‏‏«عقل سلیم» است.ببینید که داستان این رکود درازمدت از کجا شروع شد؟ این دیگر نیازی به تحلیل اقتصادی ندارد و با عقل ‏سلیم قابل درک است.سعدی در گلستان حکایت معروفی دارد که می‌گوید: «هندویی نفت‌اندازی همی آموخت» یعنی فرد ‏معرکه گیری برای اینکه مشتری بیشتری جذب کند، سعی داشت علاوه بر آنچه خود بلد بود، آتش‌بازی هم انجام دهد.حکیمی ‏او را دید و به نصیحت به او گفت: «تو را که خانه نی‌ین است، بازی نه این است.» یعنی این کار برای تو که خانه‌ات از ‏چوب و نی ساخته شده خطرناک است و همین آتش‌بازی خانه‌ات را به آتش می‌کشاند.و از بین می‌برد.این حکایت ماست‎.

در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ که دولت آقای احمدی‌نژاد سرکار آمده بود درآمدهای نفتی به شدت بالا رفت و به اصطلاح دوره ‏جیک‌جیک مستان دولت بود.آن زمان بود که سیاستگذار با اتکای نادرست به درآمدهای سرشار نفتی شروع به تخریب روابط ‏خارجی کرد؛ مانند همان معرکه‌گیری که خانه‌اش از نی بود و با آتش بازی می‌کرد.در نهایت هم دیدیم که در پایان همان ‏دوره سیاست خارجی نادرست و به اصطلاح ماجراجویانه باعث وضع تحریم‌های شدید و قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ما ‏شد.خانه اقتصاد ما در آن زمان آتش گرفت و از همان موقع تاکنون ما گرفتار این مشکلات شدیم و نتوانستیم از آن خارج ‏شویم.با این حال هنوز هم سیاستمداران ما متوجه این مساله نشده‌اند و مثلا در‎ FATF می‌گویند که این توافق بین المللی را ‏قبول نداریم و برای قبول آن شرط می‌گذارند.اینجا دیگر مساله تحلیل اقتصادی نیست، عقل سلیم است.ما چقدر از عقل ‏عرفی دور شده‌ایم که فکر می‌کنیم آنها منتظرند شرایط ما را بپذیرند تا ما به‎ FATF ‎ملحق شویم.جز کره شمالی و کشور ما ‏بقیه کشورها تماما این مساله را پذیرفته‌اند.ما هنوز مبانی اولیه عقل سلیم را یاد نگرفته‌ایم و نمی‌خواهیم قبول کنیم.گرفتاری ‏ما تفکر ایدئولوژیک است.اقتصاد را درگیر کرده‌ایم، حرف‌هایی زده‌ایم که نمی‌خواهیم از آن برگردیم و با مردم هم روراست ‏نیستیم که بگوییم چه تصمیم‌هایی ما را به وضعیت امروز رسانده است‎.

* تورم هم معضل قدیمی، مزمن و کهنه‌ای است که اقتصاد ایران را آزار می‌دهد و اتفاقا در شش ماهی که از سال سپری ‏کردیم، آثار آن روی خانوار و بنگاه‌ها ملموس تر بود.تورم سالانه در شهریورماه نزدیک به ۴۶ درصد محاسبه شده که در ‏واقع نزدیک به رکوردهای تاریخی گذشته است و احتمالا در ماه‌های آتی بیشتر هم بشود.این تورم فشار زیادی روی دهک‌های کم درآمد و متوسط جامعه گذاشته است.چرا تلاشی از سوی سیاستگذار برای کنترل تورم مشاهده نمی‌شود یا اینکه ‏سیاستگذار تا این اندازه در برابر کنترل آن ناتوان شده است؟

موسی غنی‌نژاد: یک دلیل را آقای میرزاخانی به درستی تشریح کردند که چرا این اتفاق افتاد.یک عده از این نظریه‌پردازان ‏اقتصاد دولتی و نزدیک به سیاستمدار در سال‌های گذشته این طور القای شبهه کردند که مشکل اقتصاد مساله کمبود نقدینگی ‏است و اگر نقدینگی زیاد شود، رکود اقتصادی برطرف می‌شود.متاسفانه روی این مساله بسیار مانور دادند و سیاستمداران ‏را به این راه کشاندند که تصمیماتی در جهت افزایش نقدینگی بگیرند.برای همین دیدیم آقای رئیسی قبل از اینکه رئیس ‏جمهور شود به شهرستان‌ها می‌رفت و از بنگاه‌های ورشکسته‌ای که توان بازپرداخت تسهیلات بانکی را نداشتند و کار را ‏متوقف کرده بودند، بازدید می‌کرد.در همین بازدیدها بانک‌ها را وادار کردند که دوباره به این بنگاه‌ها با وجود نکول‌های ‏وحشتناکی که داشتند تسهیلات داده شود تا خط تولیدشان را راه بیندازند و مثلا تولید و اشتغال ایجاد کنند.اما نتیجه واقعی آن ‏افزایش بسیار شدید نقدینگی و تورم بود.این سیاست هم اکنون هم دنبال می‌شود.حتی ورشکسته‌های حرفه‌ای دائم در بوق و ‏کرنا می‌کنند که بانک‌ها به ما زور می‌گویند و ما داریم تولید می‌کنیم و اشتغال کشور در دست ماست و نظام بانکی را در ‏فشار قرار می‌دهند که دوباره به آنها وام بدهد.متاسفانه این داستان تمامی ندارد و نتیجه این تزریق نقدینگی به اقتصاد جز بالا ‏رفتن تورم نخواهد بود.ممکن است خط تولیدی راه بیفتد و در رشد هم اثرگذار باشد اما این رشد موقتی است و دوامی ندارد.متاسفانه همچنان افسانه هدایت نقدینگی در تصمیم‌ها و سیاست‌های سیاستگذار اثرگذار است.این توهم که به زور تزریق ‏پول می‌توان رشد اقتصادی ایجاد کرد مدت‌هاست که دامن اقتصاد ما را گرفته و برایمان تورم به ارمغان آورده است‎.‎

مساله دیگر جدی نگرفتن تامین کسری بودجه از بازار بدهی است.از سال ۹۴ - ۹۵ که این بازار راه اندازی شد دولت ‏توانست به تدریج بخشی از کسری بودجه‌اش را از فروش اوراق بدهی تامین کند.که این کار را اگر در ماه‌های گذشته با ‏جدیت انجام می‌دادند شاید می‌توانستند مقداری نقدینگی از جامعه جمع کنند.منتها این بازار در شش ماه اخیر تقریبا رها شد؛ ‏یعنی تامین کسری بودجه از طریق بازار بدهی پایین آمد.اگر دولت بخواهد به‌صورت جدی با تورم مبارزه کند، باید بازار ‏بدهی را رونق دهد و بخش عمده کسری بودجه‌اش را از طریق بازار بدهی تامین کند تا خطر تورم افسارگسیخته مقداری ‏کنترل شود.حجم نقدینگی بالایی را که ایجاد شده فقط می‌توان با فروش اوراق بدهی کنترل کرد.در هر صورت این بازار ‏یکی از آخرین حربه‌های موثر موجود است‎.‎

* آمار رشد نقدینگی در پنج ماه نخست سال هم قابل توجه است.ضمن اینکه طی این مدت استقراض دولت از بانک مرکزی ‏هم بسیار افزایش یافته در حالی که همه می‌دانیم این استقراض همان چاپ پول است و لاجرم به تورم منجر می‌شود.چرا ‏سیاستگذار رفتار خود را اصلاح نمی‌کند؟

محمدمهدی بهکیش: برابر آماری که منتشر شده نقدینگی در مرداد امسال نسبت به مرداد سال گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده و ‏اجزای نقدینگی را که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بدهی دولت به بانک مرکزی ۵۰ درصد رشد کرده است.در واقع بخش زیادی ‏از نقدینگی همان بدهی دولت یا همان چاپ پول است.از طرفی چند روز قبل صحبتی شنیدم از معاون بانکی وزیر جدید ‏اقتصاد که اعلام کرده بود سرمایه کل بانک‌ها ۳۲۰ هزار میلیارد تومان است که ۲۹۰ هزار میلیارد تومان آن زیان انباشته ‏است.یعنی ۹۰ درصد سرمایه بانک‌ها زیان انباشته داریم.یعنی بانک‌ها با حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان این حجم عظیم ‏نقدینگی را که حدود چهار هزار هزار میلیارد تومان است، می‌گردانند.تحلیلگران اقتصادی و فعالان اقتصادی از این آمار به ‏این نتیجه می‌رسند که اگر کوچک‌ترین تکانه سیاسی یا بحران اقتصادی‌ای رخ دهد، بانک‌ها نمی‌توانند جوابگوی ‏سپرده‌گذاران باشند.با این آمار در واقع نظام بانکی ما متشکل از یکسری بانک ورشکسته است که مرتب از بانک مرکزی ‏قرض می‌گیرند تا به سپرده گذاران و تسهیلات گیرندگان پول بدهند‎.

همان طور که دکتر غنی‌نژاد به درستی گفتند، سیاستمداران با این تصور غلط که دارند به تولید کمک می‌کنند، مرتب به ‏بانک‌ها فشار می‌آورند که تسهیلات بیشتری در اختیار تولیدکننده قرار دهند آن هم تولیدکننده‌های صوری.متاسفانه یکسری ‏پارامترهای اشتباده دست به دست هم داده‌اند تا این سرمایه بانک‌ها عملا آب شود و از دست برود.این پول‌ها یا در جایی ‏هزینه می‌شود که عایدی ندارد یا در اختیار کسانی قرار گرفته که آن را از مملکت خارج کرده و در بیرون از مرزها ‏سرمایه‌گذاری کرده‌اند.بانک مرکزی مرتب پول چاپ می‌کند و در اختیار دولت و بانک‌ها می‌گذارد، بانک‌ها آن را به ‏واحدهای تولیدی که قابلیت جذب تسهیلات ندارند وام می‌دهد و نرخ‌های سود هم متعادل و درست نیست.آیا سیاستگذار به ‏این فکر نمی‌کند که چطور در یک فاصله دو ساله این تعداد خانه در ترکیه از سوی ایرانی‌ها خریداری می‌شود؟ پول این ‏خانه‌ها از کجا می‌آید و چطور تامین می‌شود؟ از طریق همین جریان پولی نادرست که صرفا دستگاه چاپ پول را به کار ‏انداخته است.مسوولان ما هم اشتیاق دارند که دائم به واحدهای ورشکسته سر بزنند و بانک‌ها را ملزم به دست برداشتن از ‏حقوق حقه خود و وام دهی مجدد به این بنگاه‌ها بکنند‎.‎

اغلب فعالان اقتصادی بسیار باهوش هستند و زودتر از من اقتصاددان مسائل را درک و آینده را پیش بینی می‌کنند.پولشان را ‏اگر بخواهند در داخل مملکت نگه دارند تبدیل به دارایی‌هایی می‌کنند که نقدشوندگی بالایی دارد یا هم اینکه به طور کل از ‏کشور خارج می‌کنند.دروازه‌های خروج پول هم کاملا باز است.این جریان، به انتظارات تورمی هم دامن می‌زند و ‏مشخص است که با این شرایط نرخ تورم فزاینده است و هرقدر هم بخواهیم آن را با زور پایین نگه داریم، نمی‌شود.من ‏تصور می‌کنم که در شش ماه دوم مساله تورم بسیار جدی تر خواهد شد.مگر اینکه دولت بتواند به لطایف‌الحیلی جلوی رشد ‏بیشتر نقدینگی را بگیرد.سررسید اوراق بدهی را که با نرخ‌های ۲۴ تا ۲۵ درصد فروخته شده هم باید در نظر داشت که به ‏زودی فرا می‌رسد.تورم نزدیک به ۵۰ درصد در سال یعنی دارایی مردم در یک سال نصف می‌شود.مردم مجبور شده‌اند ‏دائم دارایی‌هایشان را از یک بازار به بازار دیگری ببرند تا ارزش آن را در برابر تورم محافظت کنند.زمانی بازار سهام، ‏زمانی بازار طلا، بازار ارز یا مسکن پذیرای سرمایه‌های مردم است.با این حال سود نصیب تعداد اندکی از مردم می‌شود.کسانی که علم یا اطلاعات بیشتری دارند و اکثریت جامعه در حال زیان دیدن از شرایط تورمی هستند‎.

موسی غنی‌نژاد: یک نکته راجع به مساله بانک‌ها و تسهیلات بانکی لازم است گفته شود.درصد است.ببینید در حال حاضر نرخ ‏سود وام ۱۸ تا ۲۰ درصد است.با در نظر گرفتن تورم ۴۵ درصدی هر وام گیرنده‌ای اعم از بنگاه تولید یا کارآفرین با ‏دریافت وام ۲۵ تا ۲۰ درصد سود کرده است.در این شرایط چرا فرد دنبال تولید برود؟ اگر عقل سلیم داشته باشد به جای ‏اینکه این پول را در تولید هزینه کند، همان پول را در یک بازار دارایی سرمایه‌گذاری می‌کند یا در ترکیه و گرجستان خانه می‌خرد و کار پرمشقت تولیدی انجام نمی‌دهد.وقتی در سیاستگذاری ما منطق اقتصادی حاکم نباشد، نتیجه همین خواهد بود.در اقتصادی که مکانیسم قیمت‌ها کار نکند عملا بهبود در کار نخواهد بود‎.

علی میرزاخانی: به‌طور خلاصه در حال حاضر دو علت اصلی برای افزایش تورم وجود دارد؛ یکی همان ماشین چاپ پول ‏است که به شکل استقراض دولت از بانک مرکزی یا افزایش اعتبارات بانک‌ها نمود پیدا می‌کند.البته در یک سال اخیر ‏نوعی شعبده بازی جدید هم انجام شده که طی آن دولت از منابع ارزی صندوق توسعه ملی که در دسترس نیست، قرض می‌‏کند و معادل ریالی‌اش را از بانک مرکزی می‌گیرد که در واقع همان استقراض از بانک مرکزی است و فقط شکل آن فرق می‌کند و موتور پرقدرتی برای شتاب گرفتن تورم است.مساله دوم انتظارات تورمی است که باعث شدت گرفتن جریان ‏خروج سرمایه از کشور هم می‌شود.این انتظارات در ریسک‌هایی غیراقتصادی چون تحریم، عدم تصمیم گیری درباره ‎FATF، محدودیت تجارت خارجی و فقدان تعامل خارجی ریشه دارد.این دو علت، مکمل هم هستند و احساس می‌کنم ‏سیاستمداران ما درک درستی از این چرخه باطلی که ایجاد شده ندارند.در این چرخه هرچقدر این منابع افزایش پیدا کند، یا ‏یک رشد ناپایداری به همان شکلی که آقای دکتر بهکیش به خوبی توصیف کردند ایجاد می‌شود یا اینکه منابع از کشور خارج می‌شود‎.

با روند فعلی تورم و دلایلی که برای آن ذکر شد می‌توان چهار سناریو برای آینده نوشت.در سناریوی اول فرض می‌کنیم ‏هر دو علت چاپ پول و انتظارات تورمی بهبود می‌یابد که در آن صورت تورم قابل کنترل است.تردیدی نداریم که در حال ‏حاضر شکل سیاستگذاری پولی نادرست است.حتی همان طور که دکتر بهکیش و دکتر غنی‌نژاد اشاره داشتند شکل وام دهی ‏به واحدهای تولیدی که البته غالبا فقط نقاب تولید دارند بسیار دچار اشکال است و منابعی که به شکل وام و تسهیلات اعطا می‌‏شود برای کارهای دیگری هزینه می‌شود و همه هم این را می‌دانند.در این سناریوی خوش‌بینانه باید فرض کنیم همزمان ‏مساله تحریم و‎ FATF ‎و به تبع آن مشکلات تجارت خارجی هم حل شود.اینجا می‌توان با یک سیاستگذاری کیفی تورم را ‏مهار کرد و کاهش داد.در این مسیر دیگر دولت نباید از بانک مرکزی استقراض کند و به جای ریال‌هایی که از بانک مرکزی ‏به پشتوانه ارزهای دور از دسترس صندوق توسعه ملی دریافت کرده، از منابع بلوکه‌شده‌ای که آزاد می‌شود ارز اختصاص ‏دهد.بانک مرکزی هم از این منابع برای تنظیم بازار ارز و جمع‌آوری نقدینگی استفاده کند.احتمالا این راه بهینه کنترل تورم ‏است که با سیاستگذاری کیفی و حل شدن احتمالا ریسک‌های غیراقتصادی رخ می‌دهد‎.‎

سناریوی دوم این است که هیچ کدام از مشکلات حل نشود و مسیر فعلی ادامه یابد که در نهایت می‌توانیم مطمئن باشیم ‏شرایط اقتصاد بسیار وخیم خواهد شد.حال چه خواب باشیم و چه خودمان را به خواب زده باشیم، تفاوتی ندارد و بسیار روشن ‏است که چه اتفاقاتی می‌تواند رخ دهد که من نمی‌خواهم راجع به آن صحبت کنم‎.

در سناریوی سوم فرض کنیم که با انجام مذاکرات مساله تحریم و تعامل خارجی حل شود اما کیفیت سیاستگذاری تغییری نکند ‏و بهبود نیابد.در این صورت اقتصاد ما یک دوره آرامش کوتاه‌مدت را تجربه خواهد کرد که زمان آن بسته به میزان صادرات ‏نفت و قیمت آن در بازارهای جهانی متغیر خواهد بود.در این حالت حتی با همین سیاستگذاری مخرب کنونی هم کاهش تورم ‏مقطعی رخ می‌دهد اما بعد از یک دوره کوتاه دوباره به همین نقطه بازمی گردیم‎.

در سناریوی چهارم هم می‌توان فرض گرفت که کیفیت سیاستگذاری اقتصادی بهبود می‌یابد اما ریسک‌های غیراقتصادی ‏مانند تحریم و تعاملات خارجی حل نمی‌شود.در این صورت هم همان طور که آقای دکتر بهکیش گفتند ممکن است وضعیت ‏کمی بهتر شود اما یک روزمره گرایی بر اقتصاد تحمیل خواهد شد و هر آنچه به دست آید اعم از رشد یا کنترل تورم، مقطعی ‏و موقت خواهد بود و در یک بازه زمانی که مشخص نیست چند ماه بعد یا یک سال بعد باشد، می‌شکند.چون نمی‌توان بدون ‏تعامل با بازارهای خارجی، اقتصاد را به شکل پایدار رشد داد‎.

* با توجه به تاکیدی که روی مساله تعامل خارجی و تجارت خارجی شد، لازم است این مبحث هم مورد تحلیل قرار گیرد.در شش ماه نخست سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، صادرات حدود ۶۰ درصد و واردات هم حدود ۴۰ درصد ‏افزایش پیدا کرده است.با این حال این افزایش احتمالا به دلیل رفع شدن نسبی مساله همه‌گیری کروناست.چون در شش ماه ‏نخست سال ۱۳۹۹ کرونا بسیار جدی بود و تجارت خارجی در کل دنیا را تحت تاثیر قرار داده بود.از جمله تجارت خارجی ‏تحت تحریم کشور ما که افت محسوسی داشت.از طرفی شرکای تجاری ما در حال حاضر بسیار محدود هستند و به نظر می‌‏رسد ارزش کالاهای صادراتی ما نیز پایین است.با توجه به حل نشدن تحریم و مساله‎ FATF ‎روند تجارت خارجی در سال ‏جاری را چگونه می‌بینید؟

محمدمهدی بهکیش: اجازه بدهید من با دید گسترده تری به این مساله نگاه کنم.قبل از انقلاب اسلامی با توجه به مسائل سیاسی و اقتصادی ‏حاکم، کشور ما به همراه ترکیه و پاکستان متحد همدیگر بودند و در سنتو قرار داشتند.غرب هم از این سازمان پشتیبانی می‌‏کرد و درنتیجه یک مقاومت پنهان در برابر مراوده با اتحاد جماهیر شوروی داشتیم.از طرفی چین و هند هم هیچ کدام ‏اقتصادهای قابل اعتنایی نبودند؛ بنابراین نه علاقمند به شرق بودیم و نه از شرق نگرانی داشتیم.در حال حاضر اما شرایط ‏بسیار متفاوت شده است.از طرفی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای ما رقبای قدرتمندی در حوزه اقتصاد شده‌اند که با ‏آنها اختلاف نظرهای زیادی هم داریم که ریشه‌های مذهبی، ایدئولوژیک و سیاسی دارد.شرایط عراق اگرچه ناپایدار و بی ‏ثبات اما رو به بهبود است و به نظر من در آینده به اعراب خواهد پیوست.من در درازمدت عراق را یک متحد اقتصادی نمی‌‏بینم.از طرفی تعدادی از کشورهای غرب و شمال غرب به رهبری ترکیه جبهه رقیب دیگری تشکیل داده‌اند که روز به روز ‏قلمرو اثرگذاری خود را توسعه می‌دهند.در مقابل نگاه ما به شرق بیشتر شده اما روسیه و چین در بازی شکل گرفته بیشتر ‏به عنوان ابزار غرب با ما کار می‌کنند.یعنی از نظر من روسیه به شکلی با ما تعامل و رفتار دارد که غرب هم آن را می‌‏پسندد.در واقع روسیه بلیت ایران یا کارت ایران را در این بازی روزبه روز بی ارزش تر می‌کند.مثلا به بازار جهانی گاز ‏نگاه کنید.ما دومین کشور دارنده ذخایر گاز جهان هستیم و می‌توانستیم صادرکننده بزرگ گاز به اروپا یا به شرق و ‏کشورهایی مانند پاکستان و هند و حتی دورتر باشیم اما روسیه به شکلی در این بازار بازی کرده که همه این امکان‌ها را از ‏ما گرفته و خودش تبدیل به بزرگ ترین صادرکننده گاز به اروپا شده است.در واقع روسیه تبدیل به عاملی شده که دست وپای ‏ما را می‌بندد و امتیازهای زیادی هم از این بابت می‌گیرد.با اینکه دوست ما به شمار می‌آید اما در بازی تحریم و‎ FATF ‎کمکی به ما نمی‌کند‎.‎

چین هم از آن طرف تبدیل به یک غول اقتصادی شده که در مشکلات ایران با غرب منافع خودش را پیش می‌برد.روش چین ‏استعمار کلاسیک است.سرمایه می‌برد، کشورها را بدهکار می‌کند، بعد نیروهای امنیتی خودش را به کشورهای بدهکار ‏گسیل می‌کند و پروژه‌های بزرگ اقتصادی را در دست می‌گیرد.این پروژه‌ها هم اکثرا در مسیر گسترش بازارهای خودش ‏هستند؛ احیای پروژه راه ابریشم اگرچه فرصت بسیار مناسبی است که می‌توان از آن استفاده کرد اما هدف اصلی گسترش ‏بازارهای تحت سیطره چین است و باید در برابر آن هوشیارانه عمل کرد‎.

نتیجه اینکه ما با یکسری رقبایی محاصره شده‌ایم که همه به نوعی علیه ما کار می‌کنند.حال در چنین فضایی خودمان هم ‏خودمان را تحریم کرده‌ایم؛ یعنی در شرایطی که تحریم هستیم مساله‎ FATF ‎را تبدیل به معضل پیچیده‌ای کردیم که همان اندک ‏راه‌های موجود انتقال پول را هم بر ما می‌بندد.با استدلال‌های کاملا اشتباه همان مقدار درآمد نفتی اندک هم در کشورهای ‏دوست و متحد ما می‌ماند و برنمی گردد.صادرکنندگان بخش خصوصی را هم به دردسر انداخته‌ایم و آنها هم نمی‌توانند ‏پولشان را به کشور برگردانند.من سال‌ها دبیرکل اتاق بازرگانی بین الملل در ایران بودم.جالب است که اغلب آموزش‌های ‏ما برای فعالان اقتصادی معطوف به این بود که چطور اعتبار اسنادی باز کنند که منافع شان حفظ شود و کالاهایشان به ‏درستی و به موقع به مقصد برسد و تحویل داده بشود، پولشان را چگونه بگیرند و به کشور منتقل کنند.اما امروز مساله این ‏است که تجارت به شکل صحیح قابل انجام نیست چون برای فعالان اقتصادی ایرانی اعتبار اسنادی گشایش نمی‌شود.تجارت ‏خارجی تبدیل به حرکت‌های قاچاق‌گونه شده و صادرکنندگان ما باید مخفیانه و در پوشش اسناد مختلف کالا ارسال کنند و ‏پولش را با چرخاندن در صرافی‌های مختلف و با هزینه بالا و ریسک بسیار زیاد برگردانند و دریافت کنند.نتیجه اینکه ‏بسیاری از تجار و بازرگانان از چرخه تجارت خارجی خارج شده‌اند.دولت هم دائم محدودیت‌های بیشتری وضع می‌کند و ‏نتیجه اینکه تجار ما یک گروه کوچک شده‌اند و عمده صادرات ما هم مربوط به محصولات پتروشیمی، فولاد یا نفت دولت ‏است.با این روند تجارت ما روزبه روز محدودتر می‌شود و شرایط بیشتر به نفع رقبای ما مثل روسیه و ترکیه تغییر می‌‏کند، در نتیجه آنها هم با این روند همراهی می‌کنند تا منافع بیشتری کسب کنند‎.

کالاهای زیادی از ترکیه به صورت قاچاق وارد کشور ما می‌شود و به زودی همین اتفاق در مورد عراق و افغانستان و ‏پاکستان هم رخ می‌دهد.من بارها در این مورد صحبت کردم و مقاله‌های مفصلی نوشتم که به نفع ماست که با هند وارد ‏ارتباطات استراتژیک بشویم، و از این طریق می‌توانیم با حل مشکلات خط لوله، گاز به این کشور صادر کنیم و روابط ‏تجاری بالایی با این کشور داشته باشیم.اما بسیاری از مسوولان می‌گفتند که ما اروپا را داریم و نیازی به هند نداریم.حالا ‏دیگر اروپا علاقه‌ای به انرژی فسیلی ندارد و آمریکا هم پایگاه‌های سیاسی و اقتصادی دیگری پیدا کرده و ما غرب را از دست ‏داده‌ایم.از نظر موقعیت سوق الجیشی شرایط بسیار خوب و مهمی داشتیم اما روسیه عملا این جایگاه را تصاحب کرده است.چین در روابط تجاری با ما کاملا یکجانبه عمل می‌کند و حتی در بازگرداندن پول همان مقدار اندکی که نفت می‌خرد، بازی ‏درمی آورد‎.

بنابراین ضروری است که در سیاست تجاری کشور یک بازبینی کلی صورت گیرد.با ادامه روند فعلی تجارت خارجی ما ‏روزبه روز کمتر، سخت تر و پرهزینه تر می‌شود و بازارهایی را که به سختی به دست آورده‌ایم از دست می‌دهیم.برای ما ‏دیگر به سادگی امکان پذیر نیست به شرایط ۲۰ سا ۱۰ سال قبل برگردیم.بازارهایمان را از دست داده و اعتبار خودمان را ‏مخدوش کرده‌ایم در حالی که مساله محوری تجارت خارجی «اعتبار» است.رسانه‌های خارجی علیه ما می‌نویسند و رقبای ‏زیادی داریم که راه تعامل با آنها را بسته‌ایم.لازم است که به تجارت خارجی جور دیگری نگاه شود و در بستر سیاسی برای ‏بسته آن چاره اندیشی شود‎.

موسی غنی‌نژاد: آقای دکتر بهکیش تمام جوانب مساله تجارت خارجی را به روشنی تشریح کردند.از دید من هم اهالی سیاست و ‏کسانی که قدرت دست آنهاست باید بنشینند و کلاه خودشان را قاضی کنند و ببینند که در دو دهه گذشته چه بر سر منافع ملی ‏ما آورده‌اند؛ جز دشمن تراشی و از دست دادن متحدان و دوستان چه دستاورد دیگری داشته‌اند.اکنون به شرایطی رسیده‌ایم که ‏هیچ متحد استراتژیکی نداریم.چین و روسیه اصلا متحد استراتژیک ما نیستند.روسیه در سه چهار دهه اخیر کاملاً با منافع ‏اقتصادی ایران به سود خودش بازی کرده و نفعی برای ما حاصل نکرده است.حتی در پروژه نیروگاه اتمی بوشهر هم که ‏هزینه زیادی برای ما داشته مشخص نیست که چه کرده است.مساله بسیار مهم‌تر اینکه به لطایف الحیل مانع این شد که ما ‏بتوانیم به اروپا گاز صادر کنیم.گفته می‌شود که ذخایر بزرگ گازی در دریای خزر پیدا شده اما چه کاری می‌توانیم برای آن ‏انجام دهیم و چه بهره‌ای از آن خواهیم برد؟ روس‌ها اجازه نمی‌دهند ما از این شرایط بهره ببریم.در صورت اثبات چنین ‏منابعی بهترین کار این است که با کمک سرمایه‌گذارهای خارجی و شرکت‌های بزرگ نفت و گاز عملیات اکتشاف و استخراج ‏انجام سرمایه دهیم و به اروپا گاز صادر کنیم.اروپا هم مشتاق است چون انحصار واردات گاز از روسیه، اروپایی‌ها را ‏ناراضی و بسیار نگران کرده است.با این حال ما به عنوان دومین دارنده ذخایر دنیا اصلا نمی‌توانیم در بازارهای بین المللی ‏نقش ایفا کنیم.تمام گازی که تولید می‌کنیم در داخل مصرف و اغلب حیف و میل می‌شود.هیچ استراتژی مشخصی نداریم و نمی‌دانیم از لحاظ اقتصادی و سیاسی واقعا دنبال چه هستیم.آیا نگاه ما به شرق است؟ ببینید چین و روسیه با ما چه رفتاری ‏داشته‌اند.این دو کشور که به اصطلاح متحد استراتژیک ما هستند به تمام قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران ‏صحه گذاشتند و ما را در این وضعیت گرفتار کردند که هنوز نتوانسته‌ایم از آن بیرون بیایم.می‌گویند در جهنم عقرب‌هایی ‏است که به آن عقرب‌های جراره می‌گویند و مردم از شر آنها به مار غاشیه پناه می‌برند.چین و روسیه برای ما مار غاشیه ‏هستند نه متحد استراتژیک.من دوباره تاکید می‌کنم که ما باید به عقل سلیم رجوع کنیم.سیاست خارجی ما عملا گروگان ‏تصمیم گیری‌های ایدئولوژیک شده است.ما روابط بین الملل را درست تعریف نکرده و خودمان را گرفتار کرده‌ایم.

علی میرزاخانی: در مورد داده‌های تجارت خارجی و افزایش نسبی آن باید به این نکته اشاره کرد که بخشی از افزایش صادرات به ‏دلیل روند احیای اقتصادی است که با کمرنگ شدن کرونا ایجاد شده.با انجام واکسیناسیون گسترده در اغلب کشورها و رفع ‏محدودیت‌ها، تجارت بین المللی در حال احیا شدن است و مبادله کالا و خدمات نسبت به سال گذشته افزایش یافته.حتی ‏کشوری مانند ترکیه که در حال حاضر وضعیت اقتصادی چندان خوبی ندارد، با افزایش صادرات رشد بسیار بالایی را تجربه ‏کرده است.حتی کشورهای اروپایی هم ارقام دو رقمی رشد اقتصادی را ثبت کرده‌اند چون تجارت بین المللی را از سر ‏گرفته‌اند.بالطبع در کشور ما هم روند تجارت خارجی در سال جاری بهبود پیدا کرده است و صادرات افزایش یافته اما اینکه ‏آیا پول آن برمی گردد یا به چه شکل و با چه هزینه‌ای برمی گردد مساله مهم دیگری است.افزایش واردات هم فکر می‌کنم ‏عمدتا از محل ترخیص کالاهای رسوبی در گمرک رخ داده که مدت زیادی در انبارها دپو شده بود و به دلیل مساله ارز اجازه ‏ترخیص به آنها داده نمی‌شد.البته این اتفاق فشاری هم به بازار ارز وارد کرد که طبیعی است و در چند ماه اخیر نرخ ارز را ‏با نوسان مواجه کرده است‎.‎

اما همان‌طور که آقای دکتر بهکیش اشاره داشتند اگر با یک افق وسیع تر تحلیل کنیم تردیدی نیست که هیچ کشوری بدون ‏تجارت خارجی و تعامل خارجی رشد نمی‌کند.سیاستگذاران ما باید بپذیرند که رشد اقتصادی در انزوا در دنیای کنونی ‏غیرممکن و محال است.دو نمونه کره شمالی و کوبا مصداق‌هایی است که به ما نشان می‌دهد انزوا و خروج از چرخه ‏تجارت بین الملی چه وضعیتی و چه فقر و فلاکتی ایجاد می‌کند‎.‎

تجارت خارجی تابع روابط خارجی است که عمدتا در عالم سیاست تعیین می‌شود.آقای دکتر غنی نژاد اشاره کردند که ما هیچ ‏متحد استراتژیکی نداریم، این نشان می‌دهد که سیاست خارجی ما تقریبا بدون استراتژی پیش رفته است.کشورهایی مثل چین ‏و ترکیه که موفق شدند در دهه‌های اخیر استراتژی رشد اقتصادی خود را جلو ببرند، ابتدا تکلیف خودشان را در حوزه روابط ‏خارجی مشخص کردند.به سمت تنظیم و موازنه روابط خارجی حرکت کردند و ماجراجویی‌های بی‌مورد را کنار گذاشتند.وقتی که در بازی روابط خارجی، موازنه صورت نگیرد، ممکن است حتی مجبور شوید باج بدهید.به‌هرحال سیاست خارجی ‏کشور تعیین کننده است که تجارت خارجی ما چه مسیری طی کند و به کدام سمت برود‎.‎

ما (به‌درستی البته) سطح خودمان را در روابط خارجی در بازی قدرت آمریکا و اروپا و روسیه و چین می‌دانیم؛ اما نمی‌‏توانیم رابطه اقتصادی و سیاسی خودمان با امارات را تنظیم کنیم؛ حتی با عراق که به نوعی مدیون ماست یا کشورهای ‏کوچک منطقه نمی‌توانیم روابط درستی برقرار کنیم.به همین دلیل همه این کشورهای بزرگ از این نقطه‌ضعف ما استفاده می‌کنند یک روز با تحریک آذربایجان، یک روز با تحریک ترکیه، یک روز با تحریک افغاستان و یک روز با تحریک ‏امارات برای ما تنش ایجاد می‌کنند.چون کشور ما نتوانسته است در سیاست خارجی استراتژی درستی داشته باشد و حتی با ‏کشورهای کوچک روابط پایدار و پیوندهای قوی ایجاد کند؛ در نتیجه دائم درگیر بازی‌های جدید می‌شود.

البته اخیرا تحرکاتی شروع شده و برای نمونه مذاکرات با عربستان صورت گرفته که حرکت بسیار مثبتی است.ما باید در ‏شعار هم استراتژی خودمان را مشخص کنیم.بارها اعلام شده است که ما می‌توانیم و می‌خواهیم با تمام کشورهای دنیا به جز ‏اسرائیل تعامل داشته باشیم.اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد این نیست.شعار ما باید تبدیل به یک برنامه اجرایی و عملی شود.آنجاست که تکلیف تجارت خارجی ما روشن می‌شود.ما از نقاط اشتراک زیادی که با همسایگان و کشورهای منطقه داریم ‏سود نمی‌بریم.اشتراکات ترکیه با ازبکستان و آذربایجان بسیاربسیار کمتر از اشتراکات ما با آذربایجان و کشورهای شمالی ‏است.اما ترکیه با برجسته کردن همان اشتراکات اندک و پررنگ کردن اختلافات ما، برای ما در حوزه سیاست خارجی تنش ‏ایجاد می‌کند و حتی باعث تهدید می‌شود‎.

در پایان این بحث مجدد تاکید کنم که بدون روابط خارجی سازنده و تجارت خارجی گسترده، رشد اقتصادی پایدار محال و ‏غیرممکن است.باید استراتژی سیاست خارجی ما در نظر و در عمل روشن شود و تا این اتفاق نیفتد، در همه ابعاد مختلف ‏سیاسی و اقتصادی شاهد آثار منفی آن خواهیم بود.

* در فراز پایانی این میزگرد بد نیست مساله مهم آزادی اقتصادی را مطرح کنیم که همه مسائل قبلی ارتباط مستقیم و ‏غیرمستقیمی به آن دارد.گزارش تازه موسسه فریزر از شاخص آزادی اقتصادی نشان می‌دهد که وضعیت این شاخص مهم ‏در کشور ما در یک روند نزولی به خصوص در دو حوزه سیاست پولی و تجارت بین المللی، بدتر شده و ما در میان ۱۶۵ ‏کشور مورد ارزیابی، در جایگاه ۱۶۰ و در ردیف کشورهایی چون کنگو، سوریه، سودان و زیمبابوه قرار گرفته‌ایم.از طرفی ‏مداخلات دولت در اقتصاد ما فزاینده است و یکی از نتایج آن کاهش قابل‌توجه سرمایه گذاری بوده که در دو سال گذشته از ‏نرخ استهلاک سرمایه هم پایین‌تر آمده و خروج سرمایه هم تشدید شده است.فقدان آزادی اقتصادی و بسته تر شدن اقتصاد چه ‏نتایجی برای ما در بر خواهد داشت؟

موسی غنی‌نژاد: اول اشاره کنم که بسیار جالب است که با این وضعیت آزادی اقتصادی هم‌چنان نظریه‌پردازانی هستند که در ‏داخل یا بیرون دولت، تمام گرفتاری‌ها و مشکلات اقتصاد ایران را از نئولیبرالیسم می‌دانند.این واقعا مضحک و خنده‌دار ‏است، چقدر باید تفکر اشتباه داشت که فکر کنیم اقتصاد ایران که از نظر وضعیت آزادی تنه به کنگو و سودان می‌زند، ‏نئولیبرال است و مشکلاتش از همین نئولیبرالیسم ناشی شده.وقتی چنین تفکری در جامعه داریم که اتفاقا اثرگذار است و نزد ‏سیاستگذار خریدار دارد، مشخص است که نمی‌توان سیاستگذاری درستی در جهت آزاد کردن اقتصاد داشت چون از همان ‏پایه و اساس تحلیل غلطی صورت می‌گیرد و مسیر غلطی انتخاب می‌شود.

یک نکته مهم دیگر که باید اشاره کنم مساله دفاع از عدم الحاق به‎ FATF ‎است در حالی که همه می‌دانند که این کار با روالی ‏خارج از قانون صورت گرفت.اما کسانی که در بطن این کار بودند، می‌گویند که ما نفت می‌فروشیم و تجارت خارجی هم ‏انجام می‌شود و پولمان را هم می‌گیریم و نیازی به‎ FATF ‎نداریم.بله؛ ممکن است بتوان کارهایی انجام داد اما در شرایطی که ‏برای بازرگان و تاجر در بانک‌های بین المللی و خارجی اعتبار اسنادی باز نمی‌شود، تجارت خارجی به صورت دلالی و ‏مخفیانه و با دور زدن انجام می‌شود.هزینه کار خروجی آن بابک زنجانی‌ها هستند.تجارت در چنین شرایطی نتیجه شخص ‏و معلومش فساد و تولید بابک زنجانی و مشکلاتی است که در آینده مشخص خواهد شد.در این شرایط درست است که می‌‏توانیم نفت بفروشیم اما به چه قیمتی؟ چقدر تخفیف می‌دهیم؟ چقدر هزینه نقل‌وانتقال پول می‌دهیم؟ چقدر از پول ما بلوکه می‌‏شود؟ آیا واقعا این همه هزینه کردن از منافع ملی توجیه پذیر است؟ آیا این استدلال منطقی و عقلانی درستی است که بگوییم ‏پیوستن به‎ FATF ‎را را گروگان گرفته‌ایم تا تحریم‌ها را بردارند؟‎ ‎

‎ ‎اقتصاد ما چه در حوزه تجارت داخلی و چه در تجارت خارجی کاملا در انحصار قرار دارد.هیچ آزادی انتخابی برای شرکای ‏خارجی نداریم و هیچ سرمایه‌گذار خارجی در این شرایط وارد رقابت با چین و روسیه که فعلا در جهت منافع خودشان با ایران ‏همکاری می‌کنند، در کشور ما فعالیت نخواهند کرد.ما خودمان همه راه‌ها را بسته‌ایم.در داخل کشور هم به جای باز کردن ‏دست فعالان اقتصادی در شرایط تحریم، با سیاست قیمت دستوری و به راه انداختن تعزیرات و سازمان حمایت، فشارها بر ‏اقتصاد و کسب وکارها را بیشتر می‌کنیم.یعنی در داخل هم خودمان تحریم وضع می‌کنیم و نتیجه این بی‌تدبیری‌ها را هم می‌بینیم.

آزادی اقتصادی این نیست که فقط حرفش را بزنیم.آقای دکتر روحانی سال ۹۲ که سرکار آمد وعده‌های زیادی راجع به ‏آزادی اقتصادی داد ولی هیچ کدام را عملی نکرد.در همین دولت می‌شنویم که برخی از دولتمردان و نظریه پردازان می‌‏گویند ما با قیمت‌های دستوری موافق نیستیم؛ اما از آن طرف می‌گویند سازمان حمایت و تعزیرات باید با قدرت نظارت کنند ‏که قیمت‌ها افزایش پیدا نکند.این تناقض‌گویی‌ها راه به جایی نخواهد برد.ما باید بینش اقتصادی روشنی داشته باشیم و در ‏یک چارچوب و یک دیدگاه شفاف و مشخص، سیاستگذاری منسجمی در پیش بگیریم تا بتوانیم از این وضعیت خودمان را ‏بیرون بیاوریم.

محمدمهدی بهکیش: برای این بحث هم من می‌خواهم کمی به عقب برگردم و از اوایل انقلاب شروع کنم.زمانی که بخش عمده‌ای از ‏آزادی‌های اقتصادی به بهانه‌های مختلف مختلف سلب شد.از آن سال‌ها که دولت فرآیند تخصیص منابع به اشخاصی را که از ‏نظر ایدئولوژیک به دولت نزدیک تر بودند، کلید زد و به عبارت دیگری خواستند که منابع به دست غیرخودی‌ها نیفتد.محدویت‌ها و بسته شدن اقتصاد از همین نقطه شروع شد که چه کسانی منابع بگیرند یا چه کسانی بیشتر منابع بگیرند.نتیجه ‏ناگزیر این رویکرد ایدئولوژیک ایجاد فساد بود و هرچه جلوتر آمدیم بُعد فسادش قوی و بُعد ایدئولوژی ضعیف تر شد؛ به ‏طوری که در حال حاضر کسانی که از وضع موجود نفع می‌برند و آنهایی که با آزادی اقتصادی مخالف هستند، بیشتر همان ‏کسانی هستند که از مسیر فساد وارد این جریان شده‌اند.این گروه توانسته‌اند خواسته‌های خودشان را جا بیندازند و افرادی را ‏هم در نهادهای مهم جذب کنند و با شعارهای دهن پرکن و توخالی به جبهه خود بیاورند‎.‎

درنتیجه یک جریان اقلیت اما ریشه‌دار و بسیار قوی در جامعه اقتصادی شکل گرفته که بخش عمده منابع را در اختیار دارند و ‏از تداوم این وضع منفعت می‌برند.در حالی که بسیاری از بازرگانان شناسنامه‌دار و سنتی‌ها چون دیگر نمی‌توانستند به ‏صورت درست فعالیت کنند، از بازار خارج شدند یا فعالیت‌های خود را به حداقل رساندند.در مقابل این گروه اقلیت و پرنفوذ ‏و پرقدرت فضای قانونگذاری و سیاست‌گذاری و کل فضای توزیع منابع را تحت تاثیر خود قرار دادند و طبیعی است که ‏مخالف آزادی اقتصادی باشند چون در فضای آزاد، رقابت تعیین‌کننده است و کسانی برنده می‌شوند که عقلانی‌تر رفتار می‌‏کنند و کاراتر و کاربلدتر هستند.آنها کار را به دست می‌گیرند و منابع را جذب می‌کنند و این گونه افراد وابسته از دور ‏خارج می‌شوند.این جریان‌های مختلف آزادی اقتصادی، مخالف الحاق به‎ FATF ‎و آزادی تجارت هستند.چون در فضای باز ‏و شفاف نمی‌توانند نرخ‌ها را بالاتر و به پایین تر ببرند، نمی‌توانند برای گشایش اعتبار اسنادی در بانک‌ها که در تجارت ‏قانونی یک الزام است، دروغ بگویند و اسناد نادرست بدهند‎.‎

‎ ‎این جریان در کشور ما قوی شده و روزبه روز فضای فعالیت رقابتی سالم را تنگ‌تر می‌کند؛ به اقتصاددان‌ها هم برچسب ‏لیبرل و نئولیبرال می‌زنند تا آنها را تخریب کنند.کار ما در بهبود وضعیت آزادی اقتصادی با این شرایط بسیار سخت شده و ‏برای همین هر سال عقب‌گرد داریم.متاسفانه برای تغییر این شرایط نخست باید راه حل درست را پیدا کرد و دوم اینکه ‏جسارت و شجاعت اجرای آن را داشت.تغییر سیاست‌ها برخلاف میل این جریان قوی، بسیار سخت است.آنها نه فقط از ‏قدرت و فساد که از طریق ایدئولوژیک هم مسوولان سالم را تحت تاثیر قرار می‌دهند.من فکر می‌کنم باید بیش از این در این ‏موارد صحبت و هم‌فکری صورت بگیرد تا بتوان راه حل‌های مناسبی را پیدا کرد‎.

علی میرزاخانی: همان طور که آقای دکتر بهکیش اشاره داشتند مساله ایدئولوژیک کردن اقتصاد که چند دهه قبل تحت عنوان ‏اقتصاد توحیدی صورت گرفت که در واقع قرائت‌های مارکسیستی از اقتصاد اسلامی بود نقش مهمی در سلب آزادی‌های ‏اقتصادی بازی کرد.متولیان اصلی دین که فقها هستند می‌دانند این تفکرات نادرست است اما سکوت کردند.در نتیجه این ‏تفکر فرصت پیدا کرد که ریشه بدواند و عده‌ای هم کاسب این ایدئولوژی شدند.متاسفانه در طول تاریخ اقتصاد ایران همیشه ‏انحصار و رانت زیاد بوده و برخورداران از این رانت تلاش کرده‌اند تا آزادی اقتصادی را محدودتر و محدودتر کنند.من ‏حتی اعتقاد دارم یورش مغولان به کشور ما هم نتیجه بی توجهی به آزادی اقتصادی و رانت جویی بود.چنگیزخان به کشور ‏ما تاجر فرستاده بود که با ما تجارت کند و اساسا مشکلش با چین بود نه با ما، اما در کشور ما تاجران مغول را کشتند و نتیجه ‏آن حمله خونبار و وحشتناک شد‎.

در حال حاضر من اعتقاد دارم که دو عامل بسیار تعیین کننده در بسته بودن اقتصاد کشور ما نقش ایفا می‌کنند؛ اول تحریم و ‏دوم کاسبان تحریم که با تلفیق و تجمیع ایدئولوژی، رانت، فساد و قدرتی که دارند تبدیل به یک گروه فشار اقتصادی بسیار مهم ‏شده و ملت را به گروگان گرفته‌اند.به تدریج ممکن است متولیانی که باید شرایط را تحلیل کنند و تصمیم بگیرند هم گروگان ‏همین کاسبان تحریم شوند.متاسفانه دو عاملی که ذکر کردم روزبه‌روز بر محدودیت‌های موجود در اقتصاد کشور اضافه شده ‏و در کسب وکارها و فعالیت‌های اقتصادی اخلال ایجاد می‌کنند.به نظر من متولیان سطوح ارشد هم حتما متوجه شده‌اند که ‏ممکن است این روند باعث بشود خودشان هم به گروگان این بازی تبدیل شوند اما برخی به دلایل ایدئولوژیک ممکن است ‏سکوت بکنند، برخی‌ها به دلیل ساده‌لوحی سکوت می‌کنند، بعضی‌ها هم حل مساله را به بهانه‌های مختلف به تاخیر می‌‏اندازند که نتیجه آن بدتر شدن شرایط است.

در نهایت اینکه من فکر می‌کنم اکنون ما در بزنگاه قرار گرفته‌ایم؛ یعنی از نظر برش زمانی، چند ماه آینده، برای ما بسیار ‏تعیین کننده است.ابتدا باید این مساله روابط خارجی حل بشود.اگر این مشکل تحریم‌ها و‎ FATF ‎با روشنگری‌ها و تحرک ‏نسبی جامعه مدنی و همراهی تصمیم گیران حل شود، اولین قدم به سمت حل شدن مشکلات و بهبود وضعیت برداشته شده ‏است.اقتصاد ایران بعد از این شوکی که در دو سه سال اخیر متحمل شده، برای خیز اقتصادی آماده است؛ به شرط اینکه هم ‏تحریم‌ها برداشته شود و هم کیفیت سیاستگذاری افزایش یابد که امیدوارم این اتفاق رخ دهد.

محمدمهدی بهکیش: در جمع بندی نهایی میزگرد، من لازم می‌دانم عنوان کنم که فرآیند اشتباه اخیر باعث شکل گیری گروه کاسبان تحریم ‏شده که از قضا بسیار موجه جلوه می‌کنند و با اثرگذاری روی سیاستگذار، چرخه قانونگذاری را هم به‌نوعی متاثر می‌کنند.قدرت این گروه زیاد است و در برابر منتقدان و مخالفان ایستادگی کرده و راه آنها را سد می‌کنند.مساله مهم دیگر اینکه علاوه ‏بر کاسبان تحریم داخلی، تداوم تحریم شدید علیه ما یک گروه کاسبان بین‌المللی تحریم هم ایجاد کرده است.از نظر من روس‌ها ‏و چینی‌ها در حال حاضر از تحریم ما نفع می‌برند.حتی پاکستان و کره شمالی هم از این شرایط منتفع می‌شوند این گروه ‏علاقه‌ای به حل مساله تحریم یا‎ FATF ‎ندارند و اگر لازم باشد در مسیر سنگ اندازی هم می‌کنند.پس برای خروج از این ‏چرخه باطل ما باید هم کاسبان داخلی و هم کاسبان بین المللی تحریم را بشناسیم و مغلوب کنیم.من فکر می‌کنم ما باید با اقدام ‏عاجل از این شرایط بیرون بیایم و گرنه به مرور زمان با بازی‌هایی که توسط شرق و غرب با کارت ما در زمین سیاست و ‏اقتصاد انجام می‌شود، ارزش کارت ما و قیمتش مرتب کاهش می‌یابد.ما باید جلوی این امر را بگیریم‎.

کاسبان داخلی تحریم که از قضا بسیار موجه جلوه می‌کنند، با اثرگذاری روی سیاستگذار، چرخه قانونگذاری را هم به‌نوعی ‏متاثر می‌کنند.قدرت این گروه زیاد است و در برابر منتقدان و مخالفان ایستادگی کرده و راه آنها را سد می‌کنند.اما علاوه بر ‏کاسبان داخلی تحریم، ما با گروه کاسبان بین المللی تحریم هم مواجهیم؛ مثلا روس‌ها و چینی‌ها در حال حاضر از تحریم ما ‏نفع می‌برند‎.‎




نظر شما درباره این مقاله:


هوشنگ چالنگی درگذشت
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 16:20

هوشنگ چالنگی درگذشت





نظر شما درباره این مقاله:


چرا نه شرقی نه غربی؟
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 11:59

چرا نه شرقی نه غربی؟


محمود نکوروح

اخیرا در یکی تلویزیون‌های خارجی گفتمانی معترضانه در برابر شعار “نه شرقی نه غربی” مطرح و به بحث گذارده شد، امری ‏که پاسخ تاریخی را از حتی یک قرن قبل تا امروز با آمدن چند نسل می‌طلبد. حتی قبل از انقلاب مشروطه که کشور ما بین ‏روسیه و انگلیس به عنوان منطقه نفوذ تقسیم شده بود و چون تامل کنیم بعد از مشروطه و... هم ادامه داشت، زیرا که بعد هم با ‏کودتای “سیدضیا- رضاخان” که علنا از سفارت انگلستان و فراتر سرهنگ “آیرون ساید” برنامه و کمک گرفته شد.

دیکتاتوری ‏که همه یاران خود را چون داور، تیمورتاش و روشنفکرانی چون عشقی، فرخی و فراتر “مجلس را طویله می‌نامید” و در مسااله ‏نفت پرونده را به خاطر بی‌سوادی در بخاری انداخت و تبعات بعدی که نرخ نفت بیش از چند شلینگ نرفت تا جاییکه خود ‏اظهار داشت سی سال بعد به من نفرین میکنند، در حالی که در قرارداد قبلی تمام تاسیسات شرکت انگلیسی “بریتیش پترولیوم” ‏متعلق به ایران میشد”(۱)، تا آغاز جنگ جهانی دوم و بردن رضاشاه درنیمه‌های شب با رفتن برق، و حتی سران نظامی اش ‏و... از بیم انتقام‌جویی بخش‌هایی از جامعه که “باغ و زمین‌هاشان غضب شده بود” گریزی همراه با اعتراض علی دشتی ‏نماینده مجلس “که آن مرتیکه را بگیرید که اموال مردم را برد” و مسئول قبلی سانسور روزنامه‌ها که شدید بود و تیتر اول ‏روزنامه اطلاعات و کیهان مربوط به دربار از زمان رضا شاه و بعد پسرش محمدرضا شاه.

سپس همراه اشغال ایران در جنگ دوم جهانی وورود نیروهای متفقین در ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ “روسیه انگلیس-آمریکا” و فراتر ‏حضور روسای جمهور هر سه کشور و بعد از چند سالی هم ترک ایران توسط نیروهای انگلیس و آمریکا و عدم خروج نیروهای ‏روسیه استالینی و گسترش حزب توده و تظاهرات در کنار رژه نیروهای روسیه و بعد “هم جدایی آذربایجان و واکنش انورخامه‌ای و خلیل ملکی که هرکدام گروهی تشکیل دادند ...– و برای چند سال متاسفانه” جنگ برای ما آزادی آورد؟!!

در چنین شرایطی بعد از دیکتاتوری رضا شاه فضا باز شد و احزاب سیاسی از ملی تا وابسته – کمونیست تا فاشیست – تا ‏مذهبی را در تاریخ‌مان تجربه کردیم و فراتر “جنبش گرسنگان” از توده‌های انبوه در جلوی مجلس که تعدادی کشته و زخمی ‏شدند تا معرفی ولیعهد برای سلطنت و گرفتن رای اعتماد از مجلس سیزدهم توسط فروغی که مورد اعتراض دانشگاهیان و بازار ‏و... قرار گرفت و او استعفا داد.

البته به فروغی پیشنهاد تشکیل جمهوری از سوی انگلیس‌ها شد، زیرا که او از فراماسون‌ها ‏و شناخته شده بود که او رد کرد. برای اولین بار ما شاهد اعتراض مصدق در جلوی مجلس چهاردهم که “آن جا دزدگاه ‏است” و شوک به جامعه خفته که همیشه از بیم مستبدان در کشوری مرده بود شدیم، که از بازار و دانشگاه و دبیرستان‌ها ‏جمعیت به‌یکباره برآشفته به میدان بهارستان گسیل شد، زیرا که همه وکلا غالبا از باند سیدضیا “انگلوفیل” که از لبنان ‏بازگشته بود و روسوفیل از حزب توده تا حکومت ائتلافی که در دوره‌ای اگر “دکتر طاهری از باند سید ضیا عطسه می‌کرد همه رای مثبت به لایحه‌ای می‌دادند و اگر سرفه می‌کرد رای منفی – در برابر اینها و در شرایط اشغال ایران دولت قوام ‏السلطنه را داریم که بعد از ترک همه نیروهای اشغالگر منهای روسیه – که در برابرحزب توده حزب دموکرات را تاسیس ‏نمود، و بسیاری دانشجویان و فراتر دانش‌آموزان دبیرستان‌ها را وارد حزب و متشکل نمود، و هر روز رژه اینها در برابر رژه ‏حزب توده تا رفتن به مسکو و قرارومدارهایی برای نفت شمال با استالین گذاشت که در بازگشت با طرح دکتر مصدق در مجلس ‏مبنی بر “ممنوعیت هر قراردادی درباره فروش نفت” که روند حوادث را دیگر کرد.

من دراین زمان دانش‌آموز دالفنون ‏و سردبیر روزنامه “جوانان ایران” بودم. و بعد‌ها دانش آموخته “مرکز پژوهشهای عالی علوم اجتماعی”(EHESS) پاریس – ‏در مرکزی که غیر از علوم اجتماعی – تاریخ تا علوم سیاسی و فلسفه و تکنیک مورد پژوهش بود.

جنبش جوانان – برای اولین بار در سکوت قبرستانی به‌یک‌باره ابتدا از دانشگاه در جلوی مجلس حسین راضی از حزب مردم ‏ایران “نهضت خداپرستان سوسیالیست - که قرارداد نفت را پاره کرد، و به همچنین در ۲۷ تیر که دکتر مصدق را که از منظر ‏قانونی “مقام مسول” بود در برابر شاه مقام غیرمسئول – در برابر کشتارهای افراد حزب توده توسط لشگر گارد و ارتش وادار ‏به استعفا نمود، و قوام السلطنه را جایگزین اوکرد، به ناگهان پس از چند روز سکوت بعداز استعفای معترضانه، به ناگهان ‏جوانان با جنبشی غافلگیر کننده مصدق را به قدرت شاهانه تحمیل و حتی فرماندهی نیروهای نظامی باز گرداندند، زیرا که ‏بارها تظاهرات خونین افراد حزب توده با برخورد خونین با نیروهای نظامی ولشگر گارد و کشته و زخمی شدن حتی گاهی ‏از هر دو طرف در ۲۳ تیر در نیروهای نظامی، البته به فرماندهی شاه فرمانده کل قوا و مقام غیرمسئول طبق قانون اساسی - ‏چون همه‌ی مستبدان در تاریخ ما – البته او درسال ۱۳۲۷ با انجام انتخاباتی اختیارانحلال مجلس را به خود گرفته، که همان ‏زمان “قوام‌السلطنه بدو گفت “تو بلاخره کشور را به انقلاب خواهی رساند و رساند”.

تا باالاخره در انتخابات مجلس شانزدهم ‏دکتر مصدق با شراکت بیست روزنامه‌نگار و وکیل مجلس برای آزادی انتخابات از گروه‌های انگلیسی و روسی به دربار به ‏کاخ مرمر رفته و به نسبتی موفق شده، و فراتر با تشکیلاتی از هفت نفر از این کنشگران “جبهه ملی” را تاسیس نمود. بعد از ‏مدتی که شاهد قتل سپهبد رزم آرا در مسجدشاه (مسجد امام امروز) در ختم یکی از مراجع شدیم، دکتر مصدق در مجلس شانزدهم به ‏هنگام پیشنهاد تجدید قرارداد نفت با پیشنهاد جمال امامی از رجال انگلوفیل با کمی مسخرگی و لودگی و....که “خودت نخست‌‏وزیری را قبول کن!!– با هشیاری خاص خود آن را “مشروط و همراه با ملی شدن نفت” پذیرفت و به سرعت تصویب شد‏، زیرا که انبوه جمعیت در برابر جلسات مجلس بویژه دانش‌آموزان و دانشجویان حتی گاهی بازار در چنین شرایطی که فورا ‏جلوی مجلس گرد می‌آمدند، فضارا آماده می‌کردند.

امری که شاه – سید ضیا که در دربار کاندیدای نخست‌وزیری بود و فراتر ‏سفیر انگلیس را مات نمود، شاهی که در هر کوچکترین اعتراضی عازم سوییس و کشور را ترک میکرد در ۲۸ مرداد ۳۲. ‏وبعد هم معترضانه به سوییس کشوررا ترک می‌نمود ودراین مرحله شااهد کودتای ننگین آمریکا وانگلیس شدیم و در غیبت ‏او رفراندوم مصدق هوشیارانه به رفراندوم از مردم برای ادامه کار خود رجوع نمود که با اکثریت باور نکردنی پیروز شد؛ ‏امری که واکنش سفیر آمریکا لویی هندرسون را بی‌شرمانه برانگیخت، و با اعتراض به خدمت مصدق رسیده که ‏چرا رفراندوم می‌کنی؟!! پاسخ شنید به خاطر آنکه شما از طریق سفارت به هر بیست نفر از مخالفان من در مجلس صد میلیون ‏تومان رشوه داده‌اید. و من در نبود شاه به “مردم” با رفراندوم تکلیف دولت را معین می‌کنم که صاحب اصلی کشور هستند‏، می‌بینیم که شاه اگر پدرش با حمایت انگلیسی‌ها آمد او با حمایت آمریکایی‌ها و.. که با کودتایی چون پدرش بازگشت و البته ‏با اعدام‌های فراوان با “اداره ساواک” که معروف با جنایات فراوان توسط پرویز ثابتی و البته باکمک اسراییلی‌ها گفته شد ‏تاسیس شد، و با تشکیل کنسرسیومی از امریکا با ۵۰ درصد سهام و انگلیس ۴۰ درصد و حتی فرانسه سهمی اندک تا...از این نفت ‏بردند. اگر قدری بیندیشیم سالها غارت شدیم زیرا که نرخ این فروش را اعلام نکردند. و به قول پیر سالینجر روزنامه‌نگار ‏و مشاور رییس جمهورانی در آمریکا “از قبل این برنامه‌ها درباره نفت توسط شرکت‌های بزرگ گرفته شده بود”.

‏ازاین ببعد شاه خود و خانواده‌اش “شاهپورها” که در معاملات هرکدام سهمی داشتند، و مهمتر که در این قرارداد نفت ۵۰ میلیون ‏دلار به اصطلاح کمک به ایران بود ولی بعدا معلوم شد که سرلشگر زاهدی نخست‌وزیر، دکتر امینی وزیر نفت و شاه هرکدام ‏بخشی از آن را برده‌اند که وقتی رییس جمهوری آمریکا “آیزنهاور” بعد از روزولت در سفری به هند در تهران چند ساعتی ‏توقف کرد و خیابان کاخ را برای حضور او گلباران نمودند دربازگشت در کنگره گفت، “من از دیدگان مردمی که جلوی ‏مجلس سنای آن روز گردآمدده بودند فهمیدم این کمک ما به این مردم نرسیده است” – زیرا حضور او در مجلس با یک سخنرانی ‏به هنگام ترک آن جا پلیس به شدت مردم تماشاچی را همانند گذشته سرکوب نمود، امری که نشان از وحشت قدرت خشن ‏حکومت با مردم ایران حتی با حضور میهمان بود که شب همه اینها در بعضی روزنامه‌ها این حمله خشن به مردم ‏با اماواگرها البته منتشرشد.

ناگفته نماند که بعدها خانم آلبرایت وزیر خارجه کلینتون به خاطر همکاری آمریکا در این کودتا ‏معذرت خواست و بعدا کلینتون، رییس جمهور به‌همچنین ، ولی انگلستان هرگز دراین باره سخنی اظهار نداشت!! و مهمتر ‏آنکه دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی – کمونیستی!! طلاهای امانتی ایران را در جنگ دوم جهانی درآن کشور در ‏حدود ” ۱۲- ۱۴ تن” به دولت کودتایی داد و به دولت ملی مصدق که تحریم بود و مشکلات مالی داشت و ... نداد؟! آیا جاافتادن ‏شعار “نه غربی نه شرقی” موجه و منطقی نبود؟

پانوشت:
۱- از کتاب “نفت و قدرت و اصول”، مصطفی علم




نظر شما درباره این مقاله:


یاد از رفتگان کانون نویسندگان ایران؛ احمد میرعلائی
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 11:12

یاد از رفتگان کانون نویسندگان ایران؛ احمد میرعلائی





نظر شما درباره این مقاله:


کرونا به بیکاری بیش‌ از ۹۰۰ هزار کارگر در کشور انجامید
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Sun, 24.10.2021, 10:32

کرونا به بیکاری بیش‌ از ۹۰۰ هزار کارگر در کشور انجامید





نظر شما درباره این مقاله:


کدام کشورها بیشترین برندگان نوبل را دارند؟
دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - Monday 25 October 2021
ايران امروز