پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 23:28

گزارشی تحقیقی از اعتراضات ۹ ‌روزه مردم خوزستان


همشهری / حامد هادیان ـ روزنامه‌نگار

همزمان با پایان بازی فوتبال، تیم‌های استقلال و پرسپولیس در جام حذفی و پیروزی استقلال در ضربات پنالتی، فراخوانی در شبکه‌های اجتماعی خوزستان منتشر شد. در این فراخوان آمده بود با توجه به اهمیت این بازی، می‌توان به این بهانه به خیابان رفت و به بی‌آبی اعتراض کرد. قبل از این هم بارها چنین فراخوان‌هایی بود ولی این بار به دلایلی با استقبال روبه‌رو شد و در اکثر شهرهای حاشیه‌ای و غرب خوزستان، مردم به خیابان آمدند؛ اعتراضی که در بیشتر مناطق مسالمت‌آمیز بود.

اعتراضاتی که تکذیب شد
فردای این راهپیمایی اعتراض‌آمیز، در ۲۴ تیرماه  قاسم سلیمانی دشتکی، استاندار خوزستان همه‌‌چیز را تکذیب کرد و گفت: «برخی به‌دنبال تحریک مردم هستند و تصاویری جعلی از اعتراضات مردم در فضای مجازی منتشر می‌کنند». او مدعی شد: «در شهرهای خرمشهر و سوسنگرد اتفاق و اعتراضی رخ نداد اما کلیپ‌هایی مربوط به گذشته در فضای مجازی منتشر می‌شود».

اتفاقات بعدی نشان داد که سخنان استاندار اشتباه بوده و همین اعتراض ساده، ۹ روز طول کشید. هرچند باعث شد که مسئولان کشوری و استانی بالاخره و بعد از ۲ ماه، آب سدکرخه را باز کنند؛ بی‌آبی‌ای که در این دو‌ماه باعث نابودی چندین هزار هکتار شالیزار شلتوک، مرگ احشام سنگین و سبک، کمبود آب آشامیدنی و خشکی تالاب هورالعظیم شده بود و حالا کمی به مسیر بازگشت. از همه مهم‌تر صدای اعتراض مردم خوزستان کمی شنیده شد.

خوزستان؛ منطقه‌ای همیشه پرفریاد
مردم خوزستان همیشه اهل اعتراضند ولی معمولا صدای اعتراض‌شان شنیده نمی‌شود. براساس آمار در سال ۹۷ چیزی حدود ۳۰۰ تجمع و تحصن صنفی و غیرصنفی در استان برپا شده است و در این زمینه در کشور رتبه اول را دارند. در همین روزها کارگران کارخانه نیشکر هفت‌تپه در خیابان‌های شوش، برای عدم‌پرداخت حقوق و مشخص‌نشدن تکلیف خلع ید صاحبان کارخانه در حال اعتراضند. همه اینها با توجه به قابلیت‌ها و فرصت‌های استان برای مردم عجیب است.

و اما در ماجرای آب، بیش از ۲۰ سال است که مردم به شیوه‌های مختلف زخم خورده‌ و اعتراض کرده‌اند ولی شنیده نشد. نمایندگان خوزستان در مجلس در ابتدای طرح‌های انتقال آب در دهه ‌۸۰ اعتراض کردند ولی شنیده نشد. مردم استان در ۱۰ سال گذشته هر هفته تجمع‌های کوچکی را در مناطق مختلف استان داشتند و شنیده نشد. زنجیره انسانی کنار کارون داشتند و حتی اعتراضات بزرگی مانند اتفاقاتی که در خرمشهر در ماجرای خبر انتقال آب به بصره در سال ۹۷ صورت گرفت ولی... در همه اینها مردم فریاد زدند ولی صدایی شنیده نشد و همه از کنار آن گذشتند.

اعتراضات تیرماه خوزستان چه فرقی با گذشته داشت؟
این بار که مردم به خیابان آمدند چند دلیل ساده داشت. ۲ ‌ماه بود که در مناطق خط رودخانه کرخه یعنی از دشت آزادگان تا شادگان خشکسالی شده بود ولی کسی آن را جدی نمی‌گرفت. مردم این مناطق، تا به حال به چنین وضعی دچار نشده بودند. بسیاری از شیوخ عشیره اعتراض خود را به مسئولان رساندند و در یک فقره یکی از شیوخ به اداره آب و برق رفت و اعتراض خود را بلندتر اعلام کرد و بعدش باقی عشیره‌ها را هم به اعلام اعتراض تشویق کرد.

اصلی‌ترین خواسته مردم، آب و بازکردن سدهای استان و پایان خشکسالی بود؛ خشکسالی بی‌سابقه‌ای که پیرمردهای روستاهای سوسنگرد هم نمونه آن را به یاد نمی‌آوردند.

اما بزرگ‌تر از ماجرای خشکسالی ماجرای بی‌توجهی بود، درحالی‌که مزارع شلتوک خشک شده بودند و هر روز گاومیشی از تشنگی می‌مرد، برخی مسئولان کل ماجرا را منکر می‌شدند. این وسط رسیدن آب رودخانه زاینده‌رود اصفهان در تابستان و شادی مردم آن منطقه نیز بنزینی روی آتش شد. همه این اتفاقات را مردم در فضای مجازی می‌دیدند.

اشتباهاتی که مردم را با هم دشمن می‌کند
ظهر نخستین روز حضور در خوزستان، به سه راهی خرمشهر رسیدم. می‌خواستم در گرمای ۵۱‌ درجه خوزستان کنار یکی از چرخی‌ها چای زعفران بخورم. صاحب چرخی گفت: «اصفهانی هستی بهت چایی نمی‌دم». هر چه گفتم اصفهانی نیستم، زیر بار نرفت. غیرعرب‌بودن را مساوی با اصفهانی‌بودن می‌گرفت. می‌خواست اعتراضش را یک جوری اعلام کند. خیلی‌ در خوزستان همین حس را دارند. احساسات عجیب نژادپرستانه که به‌خاطر اشتباهات مدیران پررنگ شده است. اینجا وقتی بین مردم هستی می‌گویند رئیس‌جمهورها و وزرایشان آب ما را از مناطق ما به مرکز ایران می‌برند. اصلا چرا وسط اصفهان و یزد کارخانه‌هایی با مصرف بالای آب تاسیس کردند. البته همه اینها شایعه نیست و بارها نمایندگان مجلس در مناطق فلات مرکزی نامه‌هایی برای برداشت آب از سرچشمه‌ها زده‌اند.

مدل اعتراضات خوزستان چگونه بود؟
اعتراضات نه روزه خوزستان را می‌توان به ۲ مدل تقسیم کرد؛ اول شهرهایی که مستقیم درگیر مشکلات آب بودند، مانند سوسنگرد، حمیدیه، بستان، رفیع، شادگان و دوم شهرهایی که در حمایت از این نقاط به اعتراض پرداختند. در عین حال به‌خاطر سیستم عشیره‌ای، بخشی از مناطق به حمایت عشیره‌ای از مناطق کم‌آب پرداختند. بخشی از مردم هم به‌خاطر مشکلات حاشیه‌نشینی، فقر و تبعیضی که در مناطق خود دارند همیشه آماده اعتراضند. از این مناطق دوم می‌توان به ماهشهر، خرمشهر و مناطقی از اهواز مثل کوی علوی، کوت عبدالله و ملاشیه اشاره کرد.

اما مهم‌ترین نقطه‌ای که در این اعتراضات، مرد، زن و کودک در آنجا به خیابان آمدند، سوسنگرد بود؛ یعنی یکی از آرام‌ترین نقاط ایران در تمام سال‌های بعد از انقلاب؛ شهری که اعتراضات از آنجا شروع شد و با پایان اعتراضات در آن بقیه نقاط آرام گرفتند.

اعتراضات در سوسنگرد
مردم دشت آزادگان، هویزه و علی‌الخصوص سوسنگرد بعد از جنگ تحمیلی عراق با اینکه جنگ ‌زده بودند هیچ مزاحمتی برای دولت ایجاد نکردند. مردم حتی در سیل هم که روستاها و محصولات‌شان زیر‌آب می‌رفت همکاری داشتند. همزمان تالاب هورالعظیم هم جلوی چشم‌شان خشک شد.

سوسنگرد مهم‌ترین شهر شهرستان دشت آزادگان است. در اعتراضات اخیر بیشترین حضور مردم و مدت تجمع در این منطقه بوده است، با تجمعاتی که تا ۱۲هزار نفر تخمین زده می‌شود. بیشترین خسارت از بی‌آبی را هم دیدند.

مردم این منطقه و اطرافش مردم سنتی و مذهبی هستند که در ایام اربعین برای زائران کربلا موکب می‌زنند. عده‌ای به شوخی می‌گفتند بزرگ‌ترین تجمع در این مناطق مربوط به حمله عراق و عراقی‌ها بوده است. بیشتر مردم این مناطق، عرب خوزستان هستند. نام‌ شهرهایشان در زمان رژیم گذشته به فارسی عوض شده و مردم خودشان هنوز شهرشان را به نام عربی صدا می‌کنند؛ مثلا سوسنگرد، خفاجیه یا شادگان، فلاحیه.

خشونت در اعتراضات سوسنگرد
اعتراضات تا روز چهارم در سوسنگرد و شهرهای اطراف مسالمت‌آمیز بود. مردم در شهر راهپیمایی می‌کردند و برای آب شعار می‌دادند. فلکه لاله که یکی از میادین اصلی شهر است هر روز مقصد معترضان بود. کسی جایی را آتش نمی‌زد ولی هر روز به جمعیت معترضان اضافه می‌شد؛ هر چند در بقیه نقاط حاشیه‌ای استان مدل دیگری از اعتراض نیز جریان گرفت. حلقه‌های کوچک چند نفره‌ که لاستیک آتش می‌زدند، جاده می‌بستند و یا معدودی پرچم جریان‌های جدایی‌طلب را بالا می‌بردند. با اینکه تعدادشان کم بود ولی کل اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم را تحت‌تأثیر خود قرار دادند. بعضی‌ها هم البته بدشان نمی‌آمد به همین بهانه با همه برخورد شود.

بالاخره در روز چهارم با ورود یگان ویژه پلیس به منطقه سوسنگرد که غیربومی و ناآشنا به منطقه بودند فضا عوض شد. تا آن روز هیچ مسئول استانی یا ملی هم حاضر به صحبت با مردم نشد. حتی فرماندار هم به میان مردم نیامد و مردم که تا آن روز هیچ خشونتی به خرج نداده بودند و فضا فقط در حد اعتراض آرام بود با برخورد همراه با خشونت مواجه شدند و همین برای مردم گران تمام شد. همزمان، دوطرف رفتارشان را عوض کردند. گروه کوچکی سلاح در‌آوردند و همزمان با پلیس به تیراندازی پرداختند.

پلیس با هدف تمام‌کردن تحصن به میدان آمده بود و مردم را با این سؤال مواجه کرد که با توجه به مسالمت‌آمیز‌بودن اعتراضات، چرا یگان ویژه با نیرو وارد شهر شده؟ حتی تعدادی از مردم هم برای دیدن اتفاقات از خانه خود خارج می‌شدند. این اتفاق باعث افزایش خشونت‌ها شد. وقتی با آنها حرف می‌زدی از نوجوان فلافل‌فروشی می‌گفتند که با سر و روی خونی به خانه رفته یا لبنیات‌فروشی که بی‌گناه دستش شکسته است.

پایان اعتراضات
با توجه به اعتراض عمومی مردم و فشار افکار عمومی، استانداری بالاخره مجبور شد که آب استراتژیک سد کرخه را که برای کشت استراتژیک پاییزه نگهداری می‌شد بازگشایی کند. هر چند این کار هم برای مردم جای سؤال داشت که اگر می‌شد آب را باز کرد چرا زودتر صورت نگرفته است؟

سوسنگرد با اینکه مهم‌ترین نقطه اعتراضات بوده ولی کشته نداشت اما حدود ۳۰۰ نفر در این اتفاقات بازداشت شدند و حتی طلاب حوزه علمیه امام صادق هم در اعتراضات به‌عنوان میانجی وارد شدند که البته کتک و گاز اشک‌آور هم خوردند.

اعتراضات در دیگر نقاط استان خوزستان
اعتراض به بی‌آبی در نقاط دیگر استان ماجرای دیگری داشت؛ یا برای همراهی با معترضان دشت آزادگان بود یا مشکلات خودشان باعث اعتراض شد. در اهواز کوی علوی یا شلنگ‌آباد سابق که یکی از مناطق محروم اهواز است، از روز اول شاهد اعتراض جوانان بودند. این منطقه همیشه آماده اعتراض است. مشکلاتی که دارند هم سال‌هاست رفع نشده است در ماهشهر نیز بیشترین اعتراضات مربوط به شهرک‌های طالقانی، رجایی و مدنی بوده که می‌توان بیشترین محرومیت‌ها را در آنها در کنار ۲۷ پتروشیمی به‌حساب آورد. مردم ایذه هم به همین دلیل و به حمایت از این مناطق چند روز به خیابان آمدند. پلیس در روزهای مختلف از تیرهای جنگی استفاده نکرد و کشته‌شدن حدود ۸ نفر در استان از بخش‌های عجیب ماجرا بود. کشته‌های اعتراضات اخیر بیشتر برای مناطق حاشیه‌ای بود.

خشکسالی رود کرخه مهم‌ترین دلیل همه ماجراها بود. رود کرخه رودی است که به شهرهای غربی خوزستان آب می‌رساند؛ شهرهایی که اغلب عرب‌نشین هستند و به غیرچند شهر اول که همیشه آب دارند، شهرهای پایین‌دست در این سال‌ها با کمبود آب مواجهند. ولی این مقدار خشکسالی را تا امروز تجربه نکرده بودند. خوزستان به‌دلیل جلگه‌ای‌بودن همیشه پر‌آب بوده است ولی در چند دهه اخیر به‌دلیل سدسازی‌ها و تونل‌های انتقال آب گسترده و خشکسالی، آب‌های بالادست به فلات مرکزی می‌رود. براساس آمار، میزان این آب ۳ درصد است. ولی این آمار برای دهه ۷۰ است اما نیازهای مناطق فلاتی در این سال‌ها افزایش پیدا کرده است ولی این آمار به روز نشده است. همچنین تاسیسات نفتی در هورالعظیم با مجوزهای بالادستی و بدون توجه به محیط‌زیست در حال خشک‌کردن تالاب‌ها هستند؛ کاری که به میزان زیادی هم در آن موفق بودند.

شلتوک‌کاران بی‌آب
کارشناسان آب و برق استان، برخلاف مردم، دلیل اصلی این خشکسالی و بی‌آبی را کشت شلتوک می‌دانند. شلتوک یا برنج سال‌های زیادی است که در خوزستان کاشته می‌شود. هر چند همیشه غیرقانونی بوده و غیر از سالی که سیل آمده و استاندار برای جبران خسارت‌ها به مردم اجازه داد که شلتوک بکارند، در بقیه سال‌ها و امسال، غیرقانونی بوده و وزارت جهادکشاورزی پمپ‌های آب مردم را معمولا توقیف می‌کند. با این همه به‌گفته این کارشناسان چیزی حدود ۹۰درصد آب استان برای همین شلتوک مصرف می‌شود. شلتوک سود خوبی برای کشاورزان دارد و از طرفی باعث حاصلخیزی زمین برای کشت پاییزه هم می‌شود.

در این بین تنها کاری که جهادکشاورزی می‌کند برخورد با کشاورزان است ولی تا امروز هیچ تحقیق و تلاش کاربردی برای جایگزینی محصولی مرغوب و کم‌مصرف‌تر صورت نگرفته است. راه‌های دیگری هم وجود دارد مثل اینکه در سال‌های خشکسالی، جهادکشاورزی هزینه نکاشت این زمین‌ها و خسارت‌شان را پرداخت کند. در کنار همه اینها، سیستم اطلاع‌رسانی درستی بین مردم و دولت وجود ندارد. مردم حرف‌ها را باور نمی‌کنند و همچنان به کشت شلتوک می‌پردازند. امسال بخش زیادی از مزارع کشاورزی به‌خاطر همین خشکسالی نابود شد و مردم ضررهای بزرگی کردند. جدای از کشت شلتوک، کشت نیشکر نیز به‌صورت گسترده در استان به‌صورت دولتی انجام می‌شود که هم از لحاظ آبی، پرمصرف است و هم پساب آن آلودگی زیادی دارد.

گاومیش‌ها نمی‌میرند
یکی از مشاغل اصلی مناطق غربی خوزستان پرورش و نگهداری گاومیش است؛ حیوانی که به دلایل فیزیولوژی باید روزی چندبار به رودخانه برود تا دمای بدنش تنظیم شود. چیزی حدود ۱۲هزار راس گاومیش در این مناطق هست که در این دو ‌ماه ۱۱۰راس از آنها به‌خاطر بی‌آبی تلف شدند و چیزی حدود ۳۰گاومیش هم گوساله‌شان سقط شد.

سیل سال ۹۸ خوزستان کجاها را زیر آب برد؟
۲ سال پیش، سیل سال ۹۸ به خوزستان رسید. سدهای خوزستان به‌موقع خالی نشده بودند و همین اتفاق باعث شد که بخش‌های زیادی زیر آب بروند، علی‌الخصوص مناطق روستایی. حالا بعد از ۲ سال مردم همان مناطق دوباره با پدیده جدیدی به نام خشکسالی مواجه شدند. درحالی‌که تالاب تا همین اواخر آب داشته و داکت مرزی ایران و عراق که در زمان سیل شکسته بود را تعمیر نکرده بودند و آب همین سد کرخه در اسفند و فروردین به‌دلیل هشدارهای اشتباه هواشناسی تخلیه شد؛ مسئله‌ای که در سال ۹۸ هم به‌ دلیل هشدارهای اشتباه باعث سیل شد. اتفاقی که خشکسالی امروز را رقم زد این بود که در بهار، میزان بارش به مقداری نبود که آب مورد نیاز کرخه را تامین کند. همین حالا که به اجبار سد باز شده هم مسئولان تهدید می‌کنند تا آخر شهریور آب داریم و اگر بارندگی نشود آب پشت سد هم خشک می‌شود و به‌عبارتی آب استراتژیک باز شده و ممکن است در کشت پاییزه که کشت استراتژیک گندم داریم با مشکل مواجه شویم.

تاسیسات نفتی، آب هور را خشک کردند
تاسیسات نفتی، یکی دیگر از دلایل اعتراضات مردم هستند؛ تاسیساتی که خیری برای مردم ندارند و باوجود مسئولیت‌های اجتماعی که دارند تا به مناطق اطراف‌شان خدمات‌رسانی کنند ولی حتی برای روستاهای در شعاع صد متری خود هم کاری نمی‌کنند. در عین حال براساس تصمیمات محرمانه در شوراهای بالادستی بخش‌هایی از تالاب هورالعظیم در سال ۸۹ خشک شد؛ یعنی جدای از خشکسالی، این مناطق آبی ندارند. درحالی‌که هم از لحاظ محیط‌زیستی خطرات مختلفی ازجمله نابودی محیط‌زیست و به‌وجود آمدن ریزگردها را ایجاد می‌کنند. همه اینها جدای از به خطر انداختن چند ده هزارنفر از مردم بومی منطقه است که از راه کشاورزی، دامداری و ماهیگیری امرار معاش می‌کنند و بدون آب راهی برای زندگی ندارند.

و اما مهم‌ترین مشکلی که باعث اعتراضات مردم شد، نداشتن زبان گفت‌وگو با مردم است. همه‌‌چیز تکذیب می‌شد درحالی‌که مردم همه‌‌چیز را با چشمان خودشان می‌بینند یا حتی اگر نبینند شبکه‌های اجتماعی اجازه این پنهانکاری را نمی‌دهند. اگر صادقانه با مردم حرف زده می‌شد، خیلی از اتفاقات و صدمات اخیر نبودند.

عاقبت اعتراضات آبی
برخلاف چیزی که رسانه‌ها اعلام می‌کنند مشکلات استان حل نشده است و هر مشکلی در چرخه معیوب خودش مشکل جدیدی را ایجاد می‌کند. امروز کشاورزان منتظر آسمان هستند که در پاییز ببارد وگرنه با خشکسالی مواجه خواهند شد. مشکلات دیگری مانند فاضلاب خوزستان، خشکی هورالعظیم و بی‌آبی هنوز جلوی چشم مردم است. عده‌ای رفع مشکلات استان را در عوض‌شدن یک مدیر و منصوب کردن یک استاندار ویژه می‌بینند، درحالی‌که مسئله آب و انتقال آب در خوزستان باید حل شود و همزمان با یک بازنگری در آمایش سرزمینی، به‌صورت ویژه اجرا شود.

در ماجرای خشکسالی اخیر، ۴۰‌خانوار گاومیش‌دار از روستاهای سوسنگرد، خودشان را به حاشیه اهواز رساندند. همزمان ۷۰۰روستای در استان با تنش آبی روبه‌رو است. مردم آنجا احساس تنهایی می‌کنند و خوزستان به یکی از بزرگ‌ترین استان‌هایی تبدیل شده است که مردم از آن مهاجرت می‌کنند.




نظر شما درباره این مقاله:


واکسن کرونا چگونه ساخته شد؟
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 21:27

واکسن کرونا چگونه ساخته شد؟


البرز ایرانی

در ۱۰ دیماه ۱۳۹۸، به سازمان بهداشت جهانی خبر دادند که در «ووهانِ» چین موارد متعددی از عفونت ریه به دلایل نامشخصی دیده شده است. این روز مطابق با ۳۱ دسامبر ۲۰۱۹ بود.

هفت روز بعد، علت این بیماری را مقامات چینی یک ویروس جدید اعلام کردند. آنها آن را، چون از خانوادهٔ ویروسهای کرونا بود، کووید۱۹ نام گذاردند.

هشت ماه بعد، در سراسر کره زمین، بیش از ۲۲ میلیون نفر به آن مبتلا شده و بالغ بر ۸۵۰ هزار نفر از این ویروس فوت کرده بودند. در ایران این ارقام به ترتیب ۳۴۸ هزار، و بیست هزار نفر بودند (۳۴۸ هزار مبتلا، ۲۰ هزار فوتی).

در این زمان (تیر ماه) بود که خانمی به نام «دبی‌هانی کات» (Debbie Honeycutt) به اتاق انتظار مرکز پزشکی تحقیقات بالینی در سن دیگوی کالیفرنیا رفت تا برای تست واکسن کرونا اعلام آمادگی کند. او داوطلب شماره ۴۱۰ از ۴۶۶ نفر بود که کلینیک برای آزمایش واکسن احتمالی ویروس کرونا دعوت کرده بود. پس از یک غربالگری کوتاه، یک دستیار تحقیق او را به اتاقی هدایت کرد. در آنجا یک پزشک آزمایش سواب بینی و معاینه فیزیکی را انجام داد.‌هانی کات، که ۶۹ ساله بود، در زمینه‌های آموزش و علوم فعاليت مى کرد و این ششمین بار بود که در یک آزمایش بالینی داوطلب می‌شد. اما این‌بار قضیه فرق می‌کرد. چند دوست و همسایهٔ وی به کرونا دچار و فوت کرده بودند. وی همچنین می‌دانست این مطالعه نیازمند به افرادی بود که به بیمارهای مزمن دچارند: افرادی بالای ۶۵ سال با دیابت، فشار خون بالا، امراض قلبی، ریوی و غیره. خود او فشار خون بالا داشت. وی می‌گفت: “آنها به موش آزمایشگاهی محتاجند و من هم می‌خواهم به مردم کمک کنم.”

یک پرستار به «هانی کات» آمپول زد. نه پرستار و نه داوطلب نمی‌دانستند که مایع تلقیح شده دارونما(placebo) است یا واکسن آزمایشی. این واکسن توسط شرکت بیوتکنولوژی «مدرنا»(Moderna) در ماساچوست ساخته شده و حاوی زنجیره میکروسکوپی بود که کد تولیدِ پروتئین‌ها را در مقیاس اتمی حمل می‌کرد. هیچ واکسنی با تکنولوژی این چنینی تاکنون مجوز استفاده تجاری کسب نکرده بود. بعد از تزریق، «هانی کات» را به مدت سی دقیقه تحت نظر داشتند تا یقین کنند واکنش شدیدِ آنافیلاکتیک در او ایجاد نمی‌شود. در طول این سی دقیقه، واکسن از غشای سلول‌های او عبور کرده، به داخل سیتوپلاسم می‌شد. در سیتوپلاسم مکانیسمِ درون سلولی از آن کد، برای تولید پدافند بدن علیه کرونا سود می‌جست، پدافندی که به طور ویژه به قصد خنثی نمودن ِ ويروس بود. «هانی کات» امیدوار بود که واکسن واقعی، و نه دارونما، به او تلقیح شده باشد.

«هانی کات» یکی از سی هزار داوطلب در سراسر آمریکا بود که در آزمایش فاز سه «مدرنا» شرکت می‌کرد. هدف فاز سوم در مطالعات بالینی آن است که ایمنی و کارآیی یک دارو سنجیده شود تا از سوی سازمان غذا و داروی ایالات متحده(FDA) جواز بگیرد. طراحیِ تحقیق فاز سوم لااقل در حرف ساده است: نیمی از داوطلبان دارونما (placebo) دریافت می‌کنند و نیم دیگر واکسن واقعی را. هیچ کس جز اعضای «هیئت نظارت بر داده‌ها و ایمنی»(*) نمی‌داند به چه کسی چه چیزی تزریق می‌شود. این هیئت از کارشناسان مستقل تشکیل شده که از سوی «انستیتوی ملی بهداشت»(NIH) منصوب می‌شوند. اعضای هیئت به محض اینکه تعداد خاصی از داوطلبان نشانه‌های بیماری را بروز دهند، به بررسی داده‌های اولیه می‌پردازد. این تعداد را تحلیل‌های آماری از پیش تعیین می‌کنند.

صبح روز ۲۱ آبان ۱۳۹۹ (۱۱ نوامبر ۲۰۲۰)، مدرنا اعلام کرد به این آستانه رسیده است. چند روز بعد، هیئت مستقل «نظارت بر داده و ایمنی» اعلام کرد که از ۹۵ مورد تایید شده بیماری کووید، ۹۰ نفر در گروه دارونما بوده اند(در گروهی که داروی واقعی را دریافت نکرده اند). به عبارت دیگر، این واکسن تقریباً ۹۵ درصد موثر بوده است. یازده داوطلب که نشانه‌های بیماری شدیدی در آنان مشاهده شد، همگی در گروه دارونما بودند.

فایزر که با شرکت ایمنی درمانی بيون تک BioNTech در آلمان کار می‌کرد، با ۴۲ هزار داوطلب آزمایشات مشابهی را روی واکسن خود انجام می‌داد. یک هفته قبل، فایزر اطلاعات اولیه‌ای را منتشر کرد که نشان می‌دادند واکسن آنها هم ۹۰ درصد موثر است. هر دو شرکت هنوز می‌بایست آزمایشات خود را به پایان برسانند، اما اخبار، نشان از کارایی واکسن‌ها داشت. متخصصان پزشکی، از جمله پزشکان فایزر و مدرنا، پیش بینی می‌کردند که واکسن‌ها ۷۰ تا ۸۰ درصد موثر باشند. آنتونی فاوچی، مدیر انستیتوی ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی، در N.I.H.، گفت: “چیزی در حدود ۹۵ درصد واقعاً بلندپردازی بود، اما، خوب، آرزوهای ما برآورده شد.”

این دو شرکت در کمتر از چهار ماه و بدون هیچ عارضه جانبی جدی به این نتایج دست یافتند. کاتلین نوزیل، مدیر شبکه فدرال طراحی و نظارت بر آزمایشات واکسن ویروس کرونا، گفت: “دشوار است که به کسانی که خارج حوزهٔ پژوهش هستند این مفهوم را رساند که این موفقیت تا چه حد خارق‌العاده است. دانش و سیستم خطِ تولید موجب شدند که این واکسن در طولِ چند هفته و نه طی سال‌ها تولید شود.”

«هانی کات» عصر روز بعد از تزریق واکسنش برای اندازه گیریِ درجه حرارت و علائم خود به «آپ» تلفن سیار رجوع کرد. بازویش درد می‌کرد، اما جز آن عارضه‌ای نداشت. واکسن‌های مدرنا و فایزر به دو تزریق نیاز دارند که فاصله آنها تقریباً یک ماه است. پس از ۲۸ روز، «هانی کات» برای تزریق دوم به درمانگاه بازگشت. صبح روز بعد از واکسن دوم، حوالی ساعت نه، دچار بدن درد و لرز شد. دمای بدنش ۳۷/۳ درجه بود (دمای عادی بدن ۳۷ درجه است.) روی کاناپه دراز کشید. تا ظهر دمای بدنش کمی بالاتر رفت. اما چند ساعت بعد، به حالت عادی برگشت و حالش کاملاً خوب شد. وی با شوق گفت: “احساس می‌کنم داروی واقعی (واکسن) را به من تلقیح کرده‌اند.”

تا اکنون بسیاری تصویر ِ پروتئین مشهور به «سنبله» (spike) را مشاهده کرده‌اند، که ویروس کرونا از آن برای اتصال به سلول‌های ما استفاده می‌کند. واکسن‌های ویروس کرونا حاوی دستورالعمل‌های مولکولی - mRNA - هستند. هنگامی که به بدن ما تزریق می‌شود، به سلول‌های ما دستور می‌دهد تولید پروتئین‌های سنبله را شروع کنند. سیستم ایمنی بدن ما این پروتئین‌های سنبله جدید را به عنوان مهاجمان خارجی شناخته و آنتی بادی‌هایی برای خنثی سازی آنان ایجاد می‌کند. سپس، اگر ویروس واقعی کووید به بدن ما وارد شود، دفاع از پیش آماده است.

اما در این پروسه مشکل بزرگی هست:‌ پروتئین سنبله هنگامی که با سلول موجود در بدن ما ترکیب می‌شود، فرم خود را تغییر می‌دهد. برای اینکه یک واکسن مؤثر باشد، باید شکل سنبله بدون تغییر باقی بماند تا سیستم ایمنی بتواند پدافند کاری داشته باشد. چندین سال پیش، دو دانشمند به نام‌های بارنی گراهام (Barney Graham)، معاون تحقیقات واکسن در انستیتوی ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی و جیسون مک للان (Jason McLellan)، استاد دانشگاه تگزاس، در حال بررسی ویروس سندرم تنفسی خاورمیانه که آن هم از خانوادهٔ کروناست، بودند. کارهای اولیه بر روی ویروس‌ها حاکی از این بود که اگر توالی ژنتیکی(Sequence) را کمی تغییر دهند، سنبله (Spike) شکل اصلی خود را حفظ می‌کند. آنها دو جهش را بر روی پروتئین سنبله ویروس خاورمیانه امتحان کردند، که نتیجه آن واکسن بسیار مؤثری بود. گراهام گفت: «آن زمان که فهمیدیم که این ایده قابل انتقال از ویروس به ویروس دیگر است، لحظه بسیار خطیری بود»، زیرا همان روش در مورد کووید۱۹ بکار گرفته شد.

در سال ۲۰۱۷ میلادی، N.I.H. با مدرنا همکاری کردند تا ببینند اگر یک بیماری همه‌گیر وجود داشته باشد، با چه سرعتی می‌توانند واکسن mRNA تولید کنند. در اواسط سال ۲۰۱۹ آنها تلاش‌شان را شتاب بخشیدند. چندی نگذشت که مجموعه‌ای مرموز از موارد ذات الریه ویروسی در شهر ووهان چین ظاهر شد و آزمایشات آنان ناگهان صورت واقعی به خود گرفتند. در تاریخ ۲۰ دیماه ۱۳۹۸ (۱۰ ژانویه ۲۰۲۰)، محققان چینی توالی (Sequence) کوید -۱۹ را منتشر کردند. صبح روز بعد، گراهام و همکارانش با استفاده از تحقیقات پیشین خود در مورد ویروس خاورمیانه کار خود را برای تولید واکسن آغاز کردند. آنان از فناوری تثبیت پروتئین سنبله (stabilizing proteins spike technology) سود جستند.

بيون تک، مانند مدرنا، آزمایش واکسن mRNA را انجام داده بود. در اواخر ژانویه (اوایل بهمن)، هنگامی که اوغور شاهین (Ugur Shahin)، بنیانگذار بيون تک (BioNTech)، متوجه شد کووید۱۹ می‌تواند باعث شیوع بیماری همه‌گیر شود، این شرکت توسعه واکسن خود را آغاز کرد. چند هفته بعد، شاهین با کاترین یانسن، رئیس تحقیقات واکسن در فایزر تماس گرفت و پیشنهاد همکاری دو شرکت را داد.

سیزده شرکت در سراسر جهان به مرحله آخری کارآزمایی بالینی رسیده‌اند. در اردیبهشت سال ۱۳۹۹، پیتر مارکس، مدیر مرکز ارزیابی و تحقیقات بیولوژیک در FDA، برای هماهنگی و سرعت بخشیدن به این تلاش برنامه ضرب‌الاجلی پیشنهاد کرد.

منصف محمد اسلاوی(Moncef Mohamed Slaoui) رئیس سابق تولید واکسن در شرکت غول پیکر GlaxoSmithKline، سرانجام به عنوان رئیس آنچه اکنون تحت عنوان Operation Warp Speed شناخته می‌شود منصوب شد. این برنامه تاکنون حداقل دوازده میلیارد دلار در اختیار شرکت‌های دارویی برای تحقیق، تولید و ساخت واکسن قرار داده است. همهٔ شرکت‌ها به جز یکی، از فناوری گراهام و مک للان استفاده می‌کنند. به گفته گراهام، فناوری اولیه RNA توسط درو وایسمن، محقق در دانشگاه پنسیلوانیا، تهیه شده است که بودجه کار او نیز توسط N.I.H تأمین شد.

در آزمایشات روی موش‌ها و میمون‌ها و همچنین آزمایشات فاز اول روی انسان، فایزر و مدرنا نشان دادند که واکسن‌های آنها بی‌خطر است و پاسخ‌های ایمنی قوی ایجاد می‌کند. در ماه مه، شرکت‌ها و نهادهای نظارتی پیش‌بینی می‌کردند که واکسن زودتر از انتظار آماده می‌شود. گراهام گفت: “هنگامی که داده‌های مربوط به پژوهش‌های روی انسان را دیدیم، واقعاً اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردیم.”

دونالد ترامپ نیز سعی کرد از این اخبار استفاده کند. در تابستان سال ۱۳۹۹، وی احتمال آماده بودن واکسن را قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام کرد، اگرچه تعداد اندکی از متخصصان در بهداشت عمومی معتقد بودند که این جدول زمانی واقع‌بینانه است.

این اظهارات میان مردم باعث عدم اعتماد شد زیرا تولید واکسن حال به وسیله‌ای در دست سیاستمداران مبدل شده بود. بیم آن می‌رفت که برای نیل به اهداف سیاسی اخلاق علمی زیرپا گذارده شود و نتایج هنوز نارس و زودتر از موعود ارائه شوند.

کسی گفت: “هنگامی که از FDA می‌شنوم که می‌گویند آنها روال معینی دارند، اما پس از آن کاخ سفید مى گوید می‌توانند آن طول را به نصف برسانند یا آن را نایده بگیرد، این باعث بی اعتمادی بیشتری می‌شود. مشکوک هستم که آنها سعی می‌کنند آن را قبل از انتخابات از آستین‌شان خارج کنند”. “بسیاری از مردم اعتماد ندارند زیرا انگیزه سیاسی دارند و همه ما یک دسته خوکچه هندی هستیم.”

رئیس فایزر به فکر رفع برخی از این نگرانی‌ها افتاد. در اوایل سپتامبر، او و شاهین، از بیون‌تک، با یک جتِ فایزر برای بازدید از یک مرکز تولید واکسن به اتریش رفتند. در حین پرواز، شاهین گفت آنها در مورد مسئله اعتماد عمومی و خطر “سیاسی کردن واکسن‌ها” و نحوه واکنش در برابر آن صحبت کردند. رئیس فایزر پیشنهاد کرد که تمام نفرات عمده در مسابقه واکسن سازی نامه‌ای سرگشاده و مشترکی را منتشر کنند و بر تعهد خود به ایمنی، سخت گیری علمی و اخلاق تأکید نمایند. شاهین بر آن صحه گذاشت.

وقتی رئیس فایزر به آمریکا بازگشت، با آنتونی فاوچی تماس گرفت و فاوچی آن نامه را به شدت تشویق کرد. رئیس فایزر، هفت شرکت دیگر را گرد هم آورد تا شفافیت در مورد “استقلال این روند از هرگونه تأثیر سیاسی” را تاکید نمایند.

در ۸سپتامبر، Pfizer، BioNTech، Moderna، AstraZeneca، GlaxoSmithKline، Sanofi، Johnson & Johnson، Merck و Novavax با تعهد مشترک “ایستادن در کنار علم”، “ایمنی و رفاه” افراد واکسینه شده خود را “اولویت اصلی”، و “رعایت استانداردهای علمی و اخلاقی بالا” تاکید کردند.

مدرنا سرانجام بیش از هفت هزار آمریکایی بالای ۶۵ سال و بیش از پنج هزار نفر با بیماری‌های مزمن از جمله دیابت، چاقی و بیماری‌های قلبی وارد پژوهش خود کرد. ۳۷٪ از شرکت کنندگان در این مطالعه از جوامع رنگین پوست بودند که از نظر تاریخی در تحقیقات بالینی کمتر از آنها استفاده می‌شده است. اما طبق نظرسنجی‌هایی که در اوایل ماه اکتبر انجام شد، اختلاف نژادی قابل‌توجهی در اعتماد به واکسن وجود دارد. فقط ۴۳٪ درصد سیاهپوستان گفتند که با دریافت واکسن موافق‌اند، در مقابل ۵۹٪ سفید پوستان.

در تاریخ ۱۰ آذر (۳۰ نوامبر)، مدرنا اعلام کرد که به پایان پژوهش خود نائل آمده: ۱۹۶ مورد کرونا میان بیش از سی هزار داوطلب. ۱۸۵ نفر از افرادی که بیمار شده بودند دارونما دریافت کرده بودند که نشان دهنده میزان کارآیی واکسن ۹۴٪ است. همه سی نفری که شدت بیماری‌شان زیاد بود، از جمله یک نفر که درگذشت، در گروه دارونما بودند. داده‌ها از نظر سن، نژاد و قومیت سازگار بود. در میان داوطلبانی که به کووید۱۹ مبتلا شدند، بیست و نه نفر به عنوان از قومیت لاتینی، شش نفر سیاه پوست، چهار نفر آسیایی-آمریکایی و سه نفر چند نژادی شناخته شدند.

نتایج فایزر به طور قابل توجهی مشابه بود که در نهایت به میزان کارآیی نود و پنج درصد دست یافت. این واقعیت که دو مطالعه مستقل، هر یک با بیش از سی هزار نفر، هر دو کنترل شده با دارونما، به یک جواب رسیده‌اند، به انسان اطمینان زیادی به درستی اطلاعات می‌دهد.

اما هنوز یک جنبش ضد واکسیناسیون جدی وجود دارد که باید با آن مبارزه کرد. دروغگویی‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود ادعا می‌کنند که این واکسن‌ها ژن را خراب می‌کنند و بیل گیتس را به تزریق ردیاب به افراد متهم می‌کند. مدیر N.I.H. گفت: “واقعاً دیدن یک نظرسنجی که منعکس کننده تردید به واکسن در آمریکایی‌ها هست، بسیار نگران کننده است.” وی “کمبود اطلاعات در مورد جزئیات واقعی ایمنی و اثر بخشی واکسن” و “سر و صدای زیادی در مورد آن و بسیاری از تئوری‌های توطئه” را عوامل یاری رسانده به این بی اعتمادی خواند.

«هانی کات»، داوطلب پژوهش مدرنا، از زمان دریافت دومین واکسن در ماه سپتامبر هیچ عارضه جانبی دیگری نداشته است.

از زمان شروع تحقیق تابه‌حال، ۱۹۰ میلیون مورد از بیماری کرونا دیده شده و ۴٫۱ میلیون نفر دیگر جان خود را از دست داده‌اند.‌هانی کات گفت: “ضروری است زندگی مردم به روال عادی بازگردد. این پاندمیک در بسیاری از سطوح بسیار ناراحت کننده بوده است.” اما وی ادامه داد، “من فکر می‌کنم این واقعیت که برخی افراد بر شتاب تاکید می‌کنند، برای کل این روند زیان‌آور است. من در علوم کار کردم. مردم در بررسی داده‌ها به سختگیری نیاز دارند. این روش علمی است. ”

—————-
برگرفته از مقالهٔ “شمارش معکوس برای مصونیت”، منتشر شده در نسخه چاپی شماره ۱۴ دسامبر ۲۰۲۰ مجلهٔ نیویورکر. به قلم خانم کرولین کورمان .Carolyn Kormann
*Data and Safety Monitoring Board




نظر شما درباره این مقاله:


قتل آزادی با اسلحه عوام‌فریبی
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 20:33

قتل آزادی با اسلحه عوام‌فریبی


گفت‌وگو با موسی غنی‌نژاد

مفهوم آزادی انتخاب و محدودیت‌های تحمیلی بر آن درگفت‌وگو با موسی غنی‌نژاد

آزادی از مفاهیم بنیادین اقتصاد است و امروزه علم اقتصاد بر این صحه گذاشته است که افراد در سایه آزادی، هم برای خودشان و هم دیگران ثروت و رفاه بیشتری خلق می‌کنند. با این حال همیشه عواملی به عنوان مخل آزادی و تهدیدکننده آزادی انتخاب مردم، اعم از تولیدکننده و مصرف‌کننده به دلایل مختلفی شکل می‌گیرد که باعث اختلال در کارکرد اقتصاد می‌شود.

موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، با بررسی علل محدودکننده آزادی انتخاب در اقتصاد ایران، اصلی‌ترین علت را منافع گروه صاحب قدرت و نفوذ می‌داند که کاسبان محدود کردن آزادی مردم هستند. او راه مقابله با این مشکل را تلاش گروه‌هایی چون اقتصاددانان و روزنامه‌نگاران برای آگاهی‌بخشی مردم و ایجاد شفافیت در جامعه می‌داند. او می‌گوید سیاستمدارها همواره با عوام‌فریبی و با توجیه مصلحت مردم، آزادی آنها را محدود کرده‌اند.

* آزادی انتخاب در زندگی فردی و اجتماعی-اقتصادی چه اهمیتی دارد و چرا بسیاری از اقتصاددانان، بهویژه در طیف معتقد به بازار آزاد، روی مساله آزادی انتخاب تاکید زیادی دارند؟

مفهوم آزادی از اساس به معنای آزادی انتخاب است؛ یعنی انسان مجبور نباشد تحت فشار دیگران انتخاب کند یا ملزم به پذیرش انتخاب دیگران برای خودش باشد. هر فردی باید بتواند با اختیار کامل دست به انتخاب بزند. اما چرا غالب اقتصاددانان روی مفهوم آزادی انتخاب تاکید دارند؟ به این دلیل که فضیلت بزرگ علم اقتصاد مبتنی بودنش بر مفهوم آزادی یا آزادی انتخاب است. اساسا علم اقتصاد روی مفهوم آزادی انتخاب بنیان گذاشته شده و از نظر من این بزرگترین فضیلت علم اقتصاد و دلیل اصلی علاقه‌مندی من به این علم است؛ علمی که در آن «آزادی» محور اصلی و بنیادی است.

در توضیح گزاره‌ای که عنوان کردم باید بگویم که نظریه اصلی علم اقتصاد این است که انسان‌ها اگر در چارچوب قواعد کلی یا در چارچوب قانون، آزاد گذاشته شوند تا انتخابی را که خودشان صالح می‌دانند انجام دهند و اهدافی را که خود تمایل دارند دنبال کنند، نوعی آزادی متکثر و توزیع‌شده در جامعه شکل می‌گیرد که منجر به ایجاد نظمی با عنوان «نظم بازار» یا «نظم خودجوش بازار» می‌شود. موضوع علم اقتصاد شناخت جنبه‌های گوناگون کارکرد این نظم است. علم اقتصاد نشـان می‌دهد آزاد بودن انسان‌ها برای پیگیری و دنبال کردن اهدافشان، موجب می‌شود که در خدمت همنوعان خودشان قرار بگیرند؛ یعنی انسان‌ها برای اینکه به خودشان خدمت کنند و به اهدافشان برسند، ناگزیر می‌شوند که اهداف دیگران را برآورده کنند. این منطق اقتصاد آزاد است.

در یک جامعه مبتنی بر اقتصاد آزاد کسی موفق است که کالا یا خدمتی تولید می‌کند که بیشترین خواهان را در جامعه دارد؛ یعنی فرد زمانی موفق می‌شود یک کارآفرین، تاجر، صاحب کسب‌وکار و فعال اقتصادی موفق باشد که به بیشترین خواسته‌های اکثریت افراد جامعه پاسخ بدهد. می‌توانید در تاریخ ببینید که موفق‌ترین کارآفرین‌های دنیا که در ردیف اول ثروتمندترین‌ها و میلیاردرهای دنیا قرار دارند چه کرده‌اند؟ اغلبشان کسانی هستند که در اصطلاح امروز به آنها مبدع یا نوآفرین می‌گویند. تقریبا تمام این موفق‌ترین‌ها با نوعی استارت‌آپ فعالیتشان را شروع کردند؛ از بیل گیتس و استیو جابز بگیرید تا جف بزوس و زاکربرگ، همه افرادی هستند که با سرمایه مالی بسیار پایین و تقریبا  صفر شروع کردند، یعنی هیچ آورده‌ای از بیرون نداشتند. این افراد با ابداع خودشان کالا یا خدمتی آفریدند که بیشترین خواهان را در بین مردم داشته و پیش از آن هم موجود نبوده است. این افراد در پیگیری اهداف خودشان کالایی تولید و عرضه کردند که بیشترین خواسته‌های مصرف‌کنندگان را در بازار برآورده و آنها را رضایت‌مند کرده است. در واقع موفقیت این افراد در گرو برآورده کردن نیاز و جلب رضایت دیگران یا مصرف‌کنندگان و خریداران در بازار است. منطق اصلی نظم بازار نیز همین است

* و این اتفاق در سایه آزادی انتخاب چه برای تولیدکننده و چه برای مصرف‌کننده رخ می‌دهد؟

دقیقا این نظم در وجود آزادی امکان‌پذیر و کاراست. علم اقتصاد نشان می‌دهد زمانی که انسان‌ها آزاد گذاشته شوند توان خلق چنین ثروت و رفاهی را در جامعه دارند؛ اما اگر انسان‌ها و آزادیشان را به هر شیوه‌ای مثلا با مقررات زائد، با اراده سیاستمدارها، با تحمیل محدودیت‌هایی که فاقد توجیه اقتصادی، منطقی و قانونی است و صرفا  منطق سیاسی دارد، محدود کنیم، نتیجه‌اش کاهش بلافاصله نرخ تولید ثروت و رفاه در جامعه است. این اهمیت آزادی انتخاب است.

برای مشخص شدن اهمیت آزادی انتخاب و نتایج بد ناشی از محدود شدن آن می‌توان به مثال‌های ملموسی در جامعه خودمان اشاره کرد. عنوان کردم که اراده سیاستمداران یکی از عوامل اصلی محدودکننده آزادی است؛ سیاستمداران برای دستیابی به اهداف خاص خودشان که می‌تواند یک طیف گسترده از اهداف خاص سیاسی، ایدئولوژیک، اقتصادی یا... باشد، آزادی انتخاب را برای شهروندان محدود می‌کنند و این اقدام غلط را با توجیهات اخلاقی و عوام‌فریبانه می‌پوشانند.

برای اینکه مشخص‌تر صحبت کنم به آخرین مورد از این اقدامات که مساله روز ماست اشاره می‌کنم. همانطور که می‌دانید در حال حاضر طرحی با عنوان صیانت از حقوق کاربران شبکه‌های اجتماعی در مجلس توسط برخی نمایندگان مطرح شده است. عنوان این طرح بسیار فریبنده است و این منظور را تداعی می‌کند که می‌خواهد از حقوق ما شهروندان که همگی کاربران شبکه‌های مختلف فضای مجازی هستیم، صیانت و حفاظت کند. اما چگونه؟ با محدود کردن فضای مجازی و محروم کردن کاربران شبکه‌های اجتماعی از اســتفاده از انتخاب‌هایی که در دنیا وجود دارد؛ در واقع عده‌ای می‌خواهند بنا به مصلحت‌هایی که خودشان می‌دانند، قیم مردم باشند و به شهروندان بگویند چه چیزی خوب است و چه چیزی خوب نیسـت؛ انگار که مردم ناآگاه و نابالغ هستند و یک نفر باید برایشان تصمیم بگیرد.

سوال این است که چنین طرحی، صیانت از حقوق کاربران است یا ضایع کردن و پایمال کردن آن؟ این از بین بردن آزادی انتخاب است که اسمش را صیانت از حقوق گذاشته‌اند. این مورد یکی از تازه‌ترین نمونه‌های محدود کردن آزادی انتخاب در جامعه ماست؛ یک رخداد ملموس و مساله روز مردم. اگر این طرح به عنوان یک قانون تصویب شود تقریبا تمامی مردم را به قانون‌شکن تبدیل می‌کند. تلاش برای اجرای این قانون تنها نتیجه‌ای که دارد فقیرتر کردن جامعه اسـت. در جامعه امروز ایران فعالیت‌های اقتصادی زیادی وابسته به همین شبکه‌های اجتماعی است و تعداد زیادی از مردم کسب‌وکارشان را از طریق اینستاگرام، تلگرام و واتساپ پیش می‌برند. محدود کردن این فضا، مردم را فقیرتر می‌کند؛ مردم نمی‌توانند تولید و کسب‌وکارشان را ادامه دهند و سطح رفاه عمومی پایین می‌آید. اهمیت آزادی انتخاب در این است.

این مورد تازه است اما جامعه ما تجربه‌ای طولانی از مواجهه با این عوامل محدودکننده دارد. دولت‌ها همیشه تحت عناوین دهن‌پرکن با ادعای مصلحت، مردم را محدود کرده‌اند. برای مثال پنج دهه است که برای واردات خودرو محدودیت و ممنوعیت وضع می‌کنند و با ایجاد موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای می‌خواهند به اصطلاح از صنعت خودرو حمایت کنند؛ یعنی انتخاب آزاد مردم را به چند تولیدکننده داخلی محدود می‌کنند که به‌شدت ناکارآمد هستند، کیفیت محصولات‌شان پایین و قیمت‌شان بالاست و به هیچ وجه در بازارهای جهانی توان رقابت ندارند. برای وضع این محدودیت هم از عنوان حمایت از تولید داخل و حمایت از اشتغال و تولیدکننده استفاده می‌کنند در حالی که این توجیه کاملا دروغ است و در عمل هم مشخص شده که این روش کار نمی‌کند.

همچنین می‌دانیم که وضع و تشدید تحریم که منجر به کاهش قابل توجه درآمدهای دولت شده، باعث شده اســت که با سوءمدیریت، خلق پول و نرخ رشد نقدینگی سرعت بسـیار بیشـتری بگیرد و تورم بالا برود. در نتیجه تورم و محدودیت‌های تجاری ناشی از تحریم، قیمت کاالها بالا می‌رود. مثلا در نظر بگیرید که قیمت محصولات کشاورزی افزایش می‌یابد و تولیدکننده هم در این امر قصوری ندارد چون تورم باعث بالا رفتن قیمت‌ها شده است. در این شرایط دولت که حامی تولیدکننده بود این‌بار به حمایت از مصرف‌کننده برمی‌خیزد و صادرات محصولات کشـاورزی را به بهانه تنظیم بازار داخل ممنوع می‌کند. صادرات سیب‌زمینی، پیاز، گوشت مرغ، تخم‌مرغ و... را ممنوع و برای عرضه در بازار داخل قیمت‌گذاری می‌کند. یعنی تولیدکنندگان وادار میشوند کالاهایشان را به قیمت‌های پایین‌تر و غیراقتصادی بفروشند و به خاطر سیاست حمایت دولت از مصرف‌کننده، قربانی و متضرر شوند. نتیجه این می‌شود که میلیون‌ها تن کالایی که می‌تواند با قیمت مناسب به بازار جهانی صادر شود، در داخل می‌ماند و از بین می‌رود چون با قیمت مصوب دولتی صرفه عرضه به بازار ندارد. نتیجه اینکه نه مصرف‌کننده خیری می‌بیند و نه تولیدکننده؛ هر دو زیان می‌بینند. ضمن اینکه این سیاست موجب کاهش انگیزه تولید و افزایش چندباره قیمت در آینده می‌شود. این مثال بارز محدود کردن آزادی انتخاب است که به بهانه حمایت صورت می‌گیرد اما نتیجه معکوس به بار می‌آورد.

* علل محدودکننده آزادی انتخاب ما شهروندان ایرانی چیست؟ این عوامل داخلی هستند یا خارجی؟

عمده این عوامل داخلی هستند. یکی از علل محدود کردن آزادی انتخاب، ایدئولوژی اسـت؛ ایدئولوژی‌های نادرستی که در فکر تصمیم‌گیرها و صاحبان قدرت سیاسی وجود دارد محدودکننده آزادی انتخاب است. برای مثال بسیاری از سیاستمداران ما فکر می‌کنند خودکفایی یک شعار آرمانی و خوب برای کشور است. در حالی که این تفکر برخاسته از یک دیدگاه کاملا ایدئولوژیک و از نظر اقتصادی غلط است. بنابراین یک دسته از علل محدودیت آزادی انتخاب ریشه‌های ایدئولوژیک دارد که نمونه‌های زیادی دارد و مهم‌ترینش در حوزه اقتصاد همین مساله خودکفایی است. یا اینکه سیاستمدار بعضا به جای مصرف‌کننده تصمیم می‌گیرد که مصرف چه میزان از یک کالا برای شهروندان مناسب است.

مثلا دولت زمانی واردات شکر را در انحصار خودش و یک عده خاصی قرار داد (فکر کنم هنوز هم همین‌طور است) و برای مردم هم سهمیه شکر تعیین کرد. یعنی دولت تشخیص داد که شهروندان باید چه مقدار شکر مصرف کنند. من به عنوان یک شهروند بهتر از سیاستمدار و بوروکرات دولتی می‌دانم که مصرف زیاد شکر برای سلامت من مضر است و موجب بیماری می‌شود اما سیاستمدار خود را قیم من می‌داند و فکر می‌کند مصلحت من را بهتر از خودم تشخیص می‌دهد. متاسفانه این تفکرات ایدئولوژیک مانند خودکفایی و استقلال اقتصادی از اول انقلاب؛ انتخاب ما را محدود کرده و هنوز هم از آن خلاصی نداریم.

علت دوم که به نظر من بعد از گذشت چهار دهه، مهم‌تر از علت اول شده، منافع عده‌ای خاص از صاحبان نفوذ و قدرت در نظام سیاسـی است که در واقع کاسبان محدود کردن آزادی هستند. وقتی که آزادی محدود می‌شود، به دنبالش رانت ایجاد می‌شود، که عده قلیلی از آن منتفع می‌شوند. برای مثال ببینید چرا تعرفه واردات خودرو پایین نمی‌آید یا ممنوعیت واردات آن برداشته نمی‌شود تا بازار خودرو رقابتی شود. چرا زمانی که یک خودروساز خارجی در دوره بعد از برجام برای ایجاد کارخانه و تولید خودرو به صورت مستقل در کشور ما اقدام می‌کند به بهانه‌های واهی جلویش را می‌گیرند و مجوز نمی‌دهند، در حالی که دولت دائم تبلیغ می‌کند که می‌خواهد سرمایه خارجی جذب کند. این رفتار موجب دفع سرمایه خارجی است. چه کسی چنین رفتاری را انجام می‌دهد؟ آن گروه صاحبان قدرت یا رانت‌خواران حرفه‌ای در صنعت خودرو که ۵۰ سال است هیچ کسی نتوانسته از پس آنها بربیاید. هیچ دولتی از ابتدای انقلاب تاکنون نتوانسته است اجرای سیاست‌های زیان‌آور در حوزه خودرو را متوقف کند چون قدرت ویژه‌خواران و رانت‌خواران و نفوذ کاسبان محدود کردن آزادی بسیار زیاد است. به نظر من امروزه بزرگترین مانع برای آزادی انتخاب یا بزرگترین تهدید آزادی انتخاب ما ایرانی‌ها همین قدرت و نفوذ رانت‌خواران است

* وضعیت آزادی انتخاب ما ایرانیان در طول تاریخ معاصر چگونه بوده است؟ آیا به مرور زمان بهتر شده یا بدتر؟

فارغ از اینکه آزادی انتخاب مفهومی نسبی اســت، روند آن در کشور ما سینوسی و پرنوسان بوده. در دوره قبل از انقالب به‌خصوص در دهه ۴۰ شمسی ما به‌طور نسبی آزادی انتخاب بسیار بیشتری داشتیم؛ در مورد همین صنعت خودرو که مثال زدم، اگر دولت در آن زمان می‌خواست از صنعت نوپای خودرو حمایت بکند، به صورت محدود و مشروط و زمان‌دار این کار را می‌کرد و این سیاست موفق می‌شد. سیاستگذار آزادی انتخاب را محدود نمی‌کرد؛ به‌طور روشن عنوان می‌کرد که برای یک مدت زمان مشخص که طولانی هم نبود، تعرفه‌ای کاهنده برای واردات خودرو تعیین می‌کرد و در واقع فرصت تنفسی به تولیدکننده داخلی می‌داد که بتواند قدرت رقابت کسب کند. با همین سیاست‌ها خودرو پیکان به تدریج تبدیل به یک کالای رقابتی در سطح منطقه و جهان شده بود؛ یا لوازم خانگی و مواد غذایی که در ایران تولید می‌شد در بازارهای منطقه و جهان رقابتی و قابل صادرات بود.

آن زمان به‌طور نسبی، آزادی انتخاب در جامعه هم برای تولیدکننده و هم برای مصرف‌کننده بیشتر و محدودیت‌ها کمتر بود. همین رویکرد موجب موفقیت و رشد اقتصاد بود. متاسفانه بعد از انقلاب، فضا بسیار بسته شد. در یک دوره کوتاه بعد از پایان جنگ مرحوم آقای هاشمی سعی کرد یک مقدار اقتصاد را بازتر کند، اما از جبهه‌های متعدد تحت فشار و مورد انتقاد قرار گرفت، در نتیجه به سرعت میزان آزادسازی مدنظر دولت کاهش پیدا کرد و محدود شد. در دوره آقای خاتمی و در زمان برنامه سوم، تا حدودی وضعیت آزادی انتخاب بهتر شد که البته نسبت به قبل از انقلاب همچنان بسیار کمتر بود. با روی کار آمدن دولت نهم در سال ۸۴ ورق برمی‌گردد و ما دوباره برمی‌گردیم به همان خانه اول و محدودیت‌های شدید.

در دوره آقای روحانی هم که همه خاطرشان هست که دولت با شعار اقتصاد آزاد و آزادی انتخاب سر کار می‌آید و تا حدودی در دوره اول موفق می‌شود و با به نتیجه رساندن برجام این آزادی انتخاب را تا حدودی بهبود می‌بخشد اما با بازگشت تحریم‌ها و تشدید آن، سیاست‌های غلط دولت زیاد و آزادی کاملا محدود می‌شود. در حال حاضر هم در وضعیتی هستیم که مجلس قصد دارد بدیهی‌ترین حق انتخاب ما را محدود کند.

* به نظر می‌رسد هر زمان که شرایط اقتصادی سخت‌تر شده، آزادی انتخاب ما توسط سیاستگذار محدودتر شده چون مداخلات دولت افزایش یافته؛ درست است؟

کاملاً درسـت است. مثلا وقتی که تحریم‌ها در دوره دوم آقای روحانی تشدید شد، به جای اینکه در داخل اقتصاد را آزادتر بکنند و اجازه بدهند تولیدکننده‌ها به‌صورت آزادانه فعالیت کنند و مانع صادرات و واردات آنها نشوند تا مشکلات تحریم تا حدودی جبران شود، کاملا برعکس عمل شد. چون با فرض اینکه هیچ سوءنیتی وجود نداشته باشد، سیاستمداران ما درک درستی از اقتصاد، علم اقتصاد و کارکرد نظام بازار ندارند.

* با وجود اینکه سیاستگذاران و قانونگذاران عامل اصلی محدودیت آزادی انتخاب ما هستند، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که در نهایت به سمت آزادی بیشتر حرکت کنیم؟

اگر باز هم فرض را بر این بگیریم که تصمیم‌گیران و سیاستگذاران نیت خیر دارند و آن عناوینی که به بهانه‌اش آزادی انتخاب را محدود می‌کنند واقعا دغدغه‌شان است، وظیفه ما  اقتصاددان‌ها و روزنامه‌نگارها این است که غلط بودن این توجیهات را به افکار عمومی نشان بدهیم؛ بگوییم که برای صیانت از حقوق کاربران شبکه‌های اجتماعی، نباید آزادی انتخابشان را محدود کرد. صیانت از حق به معنی آزادی دادن است نه سلب آزادی.

در حال حاضر در کشـور درگیر بحران آب هستیم که ریشه‌اش همان سیاست‌های استقلال اقتصادی مانند خودکفایی در گندم و برنج و این محصولات است. مگر سنگاپور ثروتمند از نظر تولید مواد غذایی خودکفاست؟ مگر ژاپن صنعتی از نظر تولید مواد غذایی خودکفاست؟ وظیفه ماست که این دیدگاه‌های غلط را برای مردم توضیح بدهیم تا بتوانیم اسلحه عوام‌فریبی را از دست سیاستمدار بگیریم تا نتوانند افکار عمومی را فریب دهند. وقتی به این مرحله رسیدیم، آنها مجبورند خودشان را اصلاح کنند. همچنین باید منافع رانت‌خوارها و کاسبان تحریم و کاسبان محدود کردن آزادی را هم تا حدی با شواهد و قرائن و اسناد و مدارک با کمک روزنامه‌نگاری تحقیقی برای مردم شفاف کرد. باید برای مردم روشن شود که منافع‌شان با ارز ۴۲۰۰ تومانی تامین نمی‌شود و این منافع سرشـار به جیب عدهای خاص می‌رود. البته با این شرط که آزادی مطبوعاتی برای روزنامه‌نگاران فراهم باشد تا بتوانند کار تحقیقی‌شان را درست انجام دهند و به مردم گزارش بدهند تا روشن شود که چرا یک عده همچنان بر ادامه سیاست ارز ۴۲۰۰ تومانی پافشاری می‌کنند و آن را تا به امروز نگه داشته‌اند. منتها این رویکرد مستلزم آن است که روزنامه‌نگاری تحقیقی، تضمین قضایی و حقوقی از طرف قوه قضائیه داشته باشد که کاسبان محدودیت آزادی برای خبرنگاران پاپوش ضدانقلاب درست نکنند.

منبع: نشریه تجارت فردا




نظر شما درباره این مقاله:


پرسش نرگس محمدی از انریکه مورا، نماینده اتحادیه اروپا
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 18:42

پرسش نرگس محمدی از انریکه مورا، نماینده اتحادیه اروپا





نظر شما درباره این مقاله:


بازداشت ۸ شهروند توسط نیروهای امنیتی در بهبهان
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 18:38

بازداشت ۸ شهروند توسط نیروهای امنیتی در بهبهان





نظر شما درباره این مقاله:


ارشا اقدسی، بازیگر و بدلکار ایرانی درگذشت
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 18:34

ارشا اقدسی، بازیگر و بدلکار ایرانی درگذشت





نظر شما درباره این مقاله:


ایران با حمله به کشتی اسرائیل اشتباه بزرگی کرد
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 15:58

ایران با حمله به کشتی اسرائیل اشتباه بزرگی کرد





نظر شما درباره این مقاله:


انتقاد رضا پهلوی از شرکت نماینده اتحادیه اروپا
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 15:15

انتقاد رضا پهلوی از شرکت نماینده اتحادیه اروپا





نظر شما درباره این مقاله:


از اینترنت ملی چین چه می‌دانید؟
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 15:07

از اینترنت ملی چین چه می‌دانید؟


از عرضه اپلیکیشن‌های محلی جایگزین خدمات آنلاین غربی تا ایجاد زیرساخت‌های قوی برای نظارت بر محتوا.

بیشتر جهان از محصولات گوگل، اپل، فیسبوک و آمازون استفاده می‌کنند اما در چین اینگونه نیست. شرکت‌های داخلی چین این بخش به واسطه شرکت های بایدو، علی بابا و ... تحت سلطه دارند.

در چین برای هر خدمات آنلاین غربی یک عرضه کننده محلی وجود دارد. تفاوت کاربران چینی با کاربران اروپایی در آن است که کاربران چینی سریع سازگار میشوند. به جای یوتیوب  و نتفلیکس در چین از تنسنت ویدیو و آیکیی و یوکو استفاده می‌شود.

در چین همه چیز به سمت استریم زنده می‌رود بیش از ۱۲ هزار ناظر با استفاده از هوش مصنوعی بر استریم‌ هـا نظارت دارند. دولت چین تمـام زیرساخت های نظارت بر محتوا را آماده کرده است

گزارش ویدیویی  دویچه وله را همراه با زیرنویس فارسی ببینید.

 




نظر شما درباره این مقاله:


دوپینگ موقت دولت رئیسی
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 14:07

دوپینگ موقت دولت رئیسی


یوسفی اشکوری

از آغاز انتصاب ابراهیم رئیسی (یکی از اعضای گروه مرگ در سال ۶۷) به ریاست جمهوری، همواره این پرسش مطرح بوده که ایشان با به تعبیری ابربحران‌های جاری چه خواهد کرد؟ اکنون که او رسما کار خود را آغاز کرده، این پرسش جدی تر از پیش مطرح است. خود او نیز مراسم تنفیذ، از برنامه‌های دراز مدت و اقدامات فوری برای مهار بحران‌ها و کاهش مشکلات حاد مردم یاد کرده که به زودی اجرایی خواهد شد.

من هم به اقتفای آقای رئیسی پاسخ را به دو گروه تقسیم می‌کنم. پاسخ بلند مدت و کوتاه مدت. به گمانم موفقیت برنامه‌های بلندمدت و حتی میان مدت (مثلا در سه سال آینده) کاملا منفی است. هرچند برخی بر این گمانند که یک دست شدن حاکمیت اصولگرا به دلایلی در نظر معقول زمینه‌های کاهش مشکلات جامعه و مردم فراهم شود ولی من چنین گمانی ندارم و آن را چندان محتمل نمی‌دانم. زیرا قراین مختلف و تجارب چهل ساله نشان می‌دهد که چنین نخواهد شد. مشکل اساسی در ساختار حقوقی قانون اساسی و بعد در نوع تفکر و اعمال سیاست‌های بالادستی است که عملا قوای سه گانه حاکم را بلاموضوع و حداقل کم اثر می‌کند که کرده است. از باب فرض محال، فرضا آقای رئیسی هم دارای برنامه باشد و هم توان لازم را برای اعمال سیاست‌های خود داشته باشد، باز در عمل نخواهد توانست کاری بکند. این غیب گویی و یا سیاه نمایی نیست، ساختار حقوقی و حقیقی نظام ولایی چنین اقتضا می‌کند. حداقل آن است که در رهبری رهبر کنونی چیزی تغییر نخواهد کرد و از این رو آش همین آش، کاسه هم همین کاسه است. البته مگر این که معجزه‌ای رخ دهد که حسابش جداست!

اما، جدای از مشکلات بنیادین دیگر از جمله بحران آب و سیاست خارجی، در کوتاه مدت به گمانم دولت رئیسی به طور نسبی موفق خواهد شد تا اندکی از فشار اقتصادی و وضعیت بحرانی معیشتی فرودستان بکاهد. آنچه مرا به این نتیجه گیری می‌رساند، تجربه دوران شهرداری محمود احمدی نژاد در هجده سال قبل است. تا آنجا که من اطلاع دارم، چند ماه پس از آن که احمدی نژاد شهردار تهران شد، آقای خامنه‌ای و بیت ایشان او را «کشف» کرده و تشخیص دادند که چنین آدمی می‌تواند همان «آدم» مطلوب رهبری و ولایتمداران باشد. از آنجا که او پس از کسانی چون کرباسچی و الویری و مدنی شهردار شده بود و این هر سه آدم مطلوب رهبری نبودند، این گونه تشخیص داده شد که، به هر قیمتی که شده، احمدی نژاد در کار خود موفق شود تا موفقیت او به حساب اصولگرایان ثبت شود. شاید هم در همان زمان آقای خامنه‌ای احمدی نژاد را برای ریاست جمهوری آینده در نظر گرفته بود. خدا عالم است!

با توجه به این ملاحظات بوده است که به فرمان رهبری، اولا اختلافات درونی در نوع مدیریت شهری (از جمله اختلاف سپاه و شهرداری در مورد مصوبه خروج پادگان‌های نظامی از داخل تهران) به طور نسبی کاهش پیدا کرد و ثانیا تمامی امکانات مادی و مالی به سود شهردار ولایی بسیج و تجمیع شد تا او بتواند اقداماتی برای جلب رضایت مردم بکند. هرچند احمدی نژاد، که سوراخ دعا را پیدا کرده بود، این امکانات را بیش از همه به هیئت‌های مذهبی و مداحان بخشید و همان‌ها بودند که پس از دو سال در برکشیدنش به ریاست جمهوری و حمایت از او حداقل تا سال آخر ریاست جمهوری اش، نقش تعیین کننده‌ای ایفا کردند.

حال به احتمال زیاد نیز چنان خواهد شد. از آنجا که ریاست جمهوری رئیسی و دولت ولایی او برای ولایتمداران و شخص ولی کاملا حیثیتی است و می‌دانند که ناکامی این دولت دست ساز و در هماهنگی قوای حاکم شکستی تلخ برای آنان و به معنای یأس مطلق مردم (حتی وفاداران به نظام) خواهد بود، تمامی امکانات مادی (از جمله نهادهای اقتصادی تحت امر رهبری و نیز امکانات فراوان سپاه) بسیج و تجمیع خواهند شد تا دولت ولایی دوپینگ کرده و به طور موقت هم شده اندکی از فشارهایی معیشتی مردم بکاهد. اما آیا چنین خواهد شد؟ آینده نشان خواهد داد. در هرحال من به سهم خود از هر اندازه و به هر دلیل از کاهش رنج مردم استقبال کرده و خوشحال خواهم شد.

چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰

منبع: کانال تلگرام نویسنده




نظر شما درباره این مقاله:


محمدرضا گرایی در کشتی فرنگی مدال طلا گرفت
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 13:57

محمدرضا گرایی در کشتی فرنگی مدال طلا گرفت





نظر شما درباره این مقاله:


رئیسی باید تحت تحقیقات کیفری قرار بگیرد
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 12:58

رئیسی باید تحت تحقیقات کیفری قرار بگیرد





نظر شما درباره این مقاله:


چرا هواپیمای آبپاش کشور، به جای ایران در ترکیه بود؟
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 04.08.2021, 12:56

چرا هواپیمای آبپاش کشور، به جای ایران در ترکیه بود؟





نظر شما درباره این مقاله:


تجمع کارگران نیشکر هفت تپه در مقابل فرمانداری شوش
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ - Thursday 5 August 2021
ايران امروز