چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ - Wednesday 8 February 2023
ايران امروز
iran-emrooz.net | Wed, 10.09.2008, 4:46

نامه ....


م ــ زیبا روز


.... به عزیزی که بهار ،
در صدایش خفته ست .
مهربانی ، که به گاه ِ گفتار ،
نور می غلطاند  در صدف ِ دندانش.
ناز را ، آینه ی نازکی ِ لبخند ش ،
دو برابر کرده ست :
غنچه ها با من و باران و نسیم ،
به تمنای تماشای  بهار آمده ایم .
آفتاب ِ رخ ِ تو ، پیدا نیست ....
" آفتاب رخِ تو "
                       پیدا نیست !!
آسمان ، بغض فرو خورده و سرد و تاریک ،
نم نمک ، بر سر ِ خاک و گِل و سنگ ،
بی صدا چون دل ِ شیدا شده ام  می گرید .
غنچه گان  منتظرند ....
بوسه ای بر لبشان نه ،
                             به طراوت ز طرب 
                                                      باز شوند.
زیرِ ِ برگ و بر و شاخ ،
سار و گنجشک و قناری نگرا ن ،
سر به زیر ِ پر ِ یکد یگرو خیس از باران ،
گوش خوابانده ،
                    چه وقت ،
در طنینِ ِ خوش ِ آوای ِ نوازشگر ِ تو ،
شور و غوغا فکنند ....
غنچه ها با من و باران و تمنا و نسیم ،
جملگی منتظریم ...
ما ، 
       تو را ، 
                     منتظریم ....

                                      *********

ز انتظارت سرشار ،
غرقه در سکر ِ سکوت ،
سر خوش ِ دیدن ِ شوق ِ دیدار .......
چه صفایی دارد ، این دیدار !!
وه ، چه حالی دارد ، این پندار :
 [ کاش می شد که  نسیم ،
نفسم ، در نفس ِ چلچله ی تیزپری،
سوی بامت ببرد.
و آهوی ِ  " مست خوشانِ ِ " دل ِ بازیگوشت ،
در پی ِ چلچله از باغ ِ دل ما  بپرد ]
ما ، 
        تو را منتظریم !!




نظر شما درباره این مقاله:



 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2023