|
سه شنبه ۱۶ تير ۱۴۰۵ -
Tuesday 7 July 2026
|
ايران امروز |
![]() |
یادبودی برای نویسندهای توانا و پرتاثیر؛ انسانی با وجدان آگاه: شهرنوش پارسیپور
شهرنوش پارسیپور (۲۸ بهمن ۱۳۲۴ – ۱۲ تیر ۱۴۰۵) از برجستهترین نویسندگان دوران پنجاه سال اخیر ایران از میان رفت؛ نویسندهای که به چندین رمان برجسته زندگی بخشیده و نیز تلاشهای ارزشمند دیگری همچون ترجمه در گستره ادبیات کرده بود. در زندگی شخصی، او سالها به دلیل فعالیتهای فرهنگی و آثارش زندانی شد؛ هم در دوران حکومت پهلوی و هم پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ طعم زندان را چشید. پارسیپور بخشی از مهمترین نوشتههایش را پس از تحمل حدود چهار سال و هفت ماه زندان به پایان رساند. آثار پارسیپور همواره با سانسور، ممنوعیت انتشار و فشارهای سیاسی روبهرو بودند، اما با وجود این، در ایران و حتی جهان جایگاه ویژهای پیدا کردند.
طوبا و معنای شب، عقل آبیرنگ و زنان بدون مردان از مهمترین آثار او به شمار میروند. رمان زنان بدون مردان که نخستین بار در سال ۱۳۶۸ منتشر شد، در ادبیات فارسی یکی از شاخصترین نمونههای رئالیسم جادویی است – سبکی که با رمان صد سال تنهایی نوشته گابریل گارسیا مارکز به جهان شناخته شد. بیست سال بعد، در سال ۱۳۸۸، شیرین نشاط این رمان را به نخستین فیلم بلند داستانی خود تبدیل کرد. از آنجا که فیلم در ایران نمیتوانست ساخته شود، بخش عمده آن در مراکش، بهویژه کازابلانکا، فیلمبرداری شد؛ شهری که با طراحی صحنه و معماریاش توانست فضای تهران دهه ۱۳۳۰ را بهخوبی بازسازی کند.
فیلم در همان سال در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و شیرین نشاط برای نخستین فیلم بلند خود موفق شد جایزه شیر نقرهای بهترین کارگردانی را دریافت کند؛ موفقیتی بسیار چشمگیر برای هنرمندی که پیش از آن بیشتر بهعنوان عکاس و ویدئوآرتیست شناخته میشد. فیلم همچنین در جشنوارههای مهمی مانند تورنتو و روتردام نیز نمایش داده شد و تحسین منتقدان را برانگیخت.
فیلم زنان بدون مردان بیش از آنکه یک روایت کلاسیک سینمایی باشد، تجربهای شاعرانه و تصویری است. دوربین آرام حرکت میکند، سکوتها معنا دارند و هر قاب مانند یک تابلوی نقاشی طراحی شده است. در این فیلم، تصویر گاهی بیش از دیالوگ سخن میگوید. از زاویهای گسترده، فیلم زنان بدون مردان فقط اقتباسی از یک رمان نیست؛ گفتوگویی میان ادبیات، تاریخ، سینما، نقاشی و شعر است. شاید همین ویژگی است که باعث شده این اثر، سالها پس از انتشار کتاب—که خود بس ارزشمند است—و سپس ساخت فیلم، همچنان تازه، تأثیرگذار و قابل تأمل باقی بماند. دو زن خلاق و تصویرگر، هریک در حیطه تواناییهای خاص خود، داستانی را از ذهن به واقعیت تصویری کشاندند.
کتابها و ترجمهها
رمانها
▪️سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
▪️طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
▪️عقل آبی (۱۳۷۱)
▪️ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
▪️شیوا (۱۳۷۸)
▪️بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
▪️کمی بهار (۱۳۹۸)
مجموعه داستان
▪️تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
▪️آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
▪️زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
▪️آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۱)
ترجمهها
پارسیپور علاوهبر نگارش داستان و رمان، آثار متعددی از ادبیات جهان را به فارسی برگرداند:
▪️شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
▪️پیرا روانشناسی
▪️رازهای اخترگویی، ئی چینگ (ایو تیفری)
▪️از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز (دلفین دولرس)
▪️تاریخ چین (چهار جلد)
▪️سیر باختر
▪️لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
▪️داستانهای مردان تمدنهای مختلف
▪️صخره تانیوس (امین معلوف)
درباره داستانهای کتابها
پارسیپور در اغلب کتابهای خود به زندگی زنان ایرانی و مشکلاتی که در جامعه با آن دستوپنجه نرم میکنند پرداخته است. اغلب زنان داستانهای او زندگیهای پرفرازونشیب دارند و در جنگی دائمی با مشکلات جامعه هستند. او در داستانهای خود به تکههای مختلفی از تاریخ معاصر ایران نیز پرداخته است. در اغلب کتابهای این نویسنده سبک سورئالیسم حضوری جدی و پررنگ دارد.
مجموعه داستان زنان بدون مردان را پارسیپور در طی سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ به نگارش درآورد. اما بهسبب رویدادهای اجتماعی و تاریخی کشور، چاپ آن تا مدتها به تعویق افتاد تا اینکه نهایتاً در سال ۱۳۶۹ منتشر شد.
داستان کتاب زنان بدون مردان در روزهای پرالتهاب کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میگذرد و زندگی پنج زن متفاوت را روایت میکند که هر یک به شکلی با محدودیتهای اجتماعی، سنت، قدرت و مردسالاری درگیر هستند. باغی که این زنان در آن گرد هم میآیند، فقط یک مکان نیست؛ بلکه نمادی از آزادی، آرامش و امکان تولدی دوباره است.
شهرنوش پارسیپور در رمان طوبا و معنای شب از زندگی دختری به اسم طوبا میگوید که در اواخر دوران قاجار و اوایل حکومت پهلوی زندگی میکند. پدر طوبا مردی فرهیخته است و برخلاف رسم آن دوران، دخترش را اهل دانش و ادب بار میآورد. اما طوبا خیلی زود پدر خود را از دست میدهد و بعد از آن، زندگیاش دستخوش تغییرات بسیاری میشود.
کتاب آویزههای بلور که جزو بهترین کتابهای شهرنوش پارسیپور محسوب میشود، دوازده داستان کوتاه را در خود جای داده است. تمامی این داستانها از یک زاویه دید برخوردارند و مسیر و تکنیک روایی مشابهی دارند. پارسیپور با انتخاب پایانهایی غافلگیرکننده برای هر کدام از این داستانها، به جذابیت بیشتر آنها و اثرگذاری روایتهایشان کمک کرده است.
زاویهای از زندگی شخصی
شهرنوش پارسیپور در تلویزیون ملی ایران به عنوان تهیهکننده برنامه زنان روستایی مشغول به کار شد. در بهمنماه سال ۱۳۵۳ با اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و دستگیری تعدادی از نویسندگان از جمله هوشنگ گلشیری، غلامحسین ساعدی، فریده لاشایی و پرویز زاهدی از تلویزیون استعفا داد. مدتی پس از استعفا او را بازداشت کردند و او ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از آزادی از زندان به فکر مهاجرت افتاد اما بعد پشیمان شد تا اینکه در سال ۱۳۶۰ برای بار دوم دستگیر و به مدت ۴ سال روانه زندان شد. او بعدها کتابی با نام خاطرات زندان به چاپ رساند.
پارسیپور به هیچ سازمان سیاسی وابسته نبود و در جمهوری اسلامی تنها به جرم اینکه نشریات متعلق به برادر خود را در خودرو به همراه داشت، هنگام ملاقات با خواهر زندانیاش دستگیر شد. او پس از آزادی از زندان به کار ترجمه مشغول شد و کتابفروشیای در خیابان سنایی راهاندازی کرد و برای چند سال پیش از مهاجرت به این کار مشغول بود.
آشنایی من با پارسیپور
من شهرنوش را از نزدیک میشناختم. اولین بار در سفری به ایران در سال ۱۳۷۱ برای شرکت در کنفرانسی که دعوت شده بودم، در آپارتمانش در تهران با او دیدار کردم. پس از گفتارهای اولیه، بیشتر برای آشنایی او با من تا من با او، راجع به سگ و زمستان بلند که من در دهه پنجاه کمی پیش از عزیمت به آمریکا خوانده بودم و نیز کتاب طوبا و معنای شب او که من دو سالی قبل از آن سفر خوانده بودم با هم صحبت کردیم. همینطور آثار دیگر او و فعالیتهایش، زندان رفتنش، تجربه زندانش و کتاب خاطرههای او از زندان. دیداری که قرار بود تنها حدود دو ساعت باشد، بیش از پنج ساعت به درازا کشید.
در انتهای دیدار، به گفته او آنقدر گفتوگویمان برایش ارزشمند شده بود که نه تنها نسخه کتاب زنان بدون مردان را که به تازگی چاپ شده بود به من هدیه داد، بلکه یک کپی کامل متن کتاب آداب صرف چای در حضور گرگ را که هنوز چاپ نشده بود نیز به من داد؛ با این قول از من که در بازگشتم به آمریکا آن را بخوانم و اگر مناسب دیدم کمک کنم کتاب در اینسوی دنیا چاپ شود. شهرنوش همچنین از من خواست از آنجا که با گروههای دانشگاهی و انجمنهای ادبی و فرهنگی در آمریکا ارتباط دارم، برای مهیا کردن سفر او به آمریکا تلاش کنم.
و من نه تنها تمام خواهشهای او را به انجام رساندم، بلکه چندی پس از بازگشت به آمریکا، بیشتر با همت همسرم، حدود ۲۰۰ نسخه از کتاب زنان بدون مردان را که او بعداً در بستههای پستی در زمانهای مختلف برایم از ایران فرستاد به دوستان و آشنایان فروختیم و تمام پول فروش را به اضافه مقداری از طرف خودمان به دلار برای او فرستادیم؛ و او چقدر سپاسگزار این اقدام ما شده بود.
شهرنوش آنچنان بسیار بسیار از این بابت خوشحال شده بود ـــ بهخصوص که از نظر مالی وضعیت چندان مساعدی نداشت ـــ که به چندین نفر که از طریق من با او آشنا شدند و در تماس قرار گرفتند، بارها قدردانی خود را از دریافت کمک مالی بیان کرده بود.
بعد از آمدن او به آمریکا مدتها در تماس نزدیک بودیم. اما چون او به شمال کالیفرنیا رفت، گرفتاریهای کاری و حرفهای من و درگیریهای شهرنوش با زندگی جدید در این سوی دنیا، تماسهایمان را رفتهرفته کمتر و کمتر کرد. آخرین بار برای جشن سالگرد ۷۵ سالگی دوست نازنینم مجید روشنگر، سردبیر و ناشر فصلنامه بررسی کتاب، که در منزل من برگزار شد، از شمال کالیفرنیا به شهر محل اقامت من در جنوب کالیفرنیا آمد و در آن گردهمایی یگانه شرکت کرد. چه شب خاطرهانگیزی؛ افسوس که دیگر تکرار نشد.
یاد شهرنوش پارسیپور گرامی؛ نویسندهای با وجدانی آگاه که با وجود سالها فشار، عدم اجازه برای چاپ کتابهایش، زندان و تبعید، با سختیهای زندگی آثاری آفرید که مورد نظر علاقهمندان ادبیات داستانی و الهامبخش خوانندگان در سراسر جهان است.
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|