سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - Tuesday 10 March 2026
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 10.03.2026, 12:26

«نَذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم»


ماندانا زندیان

«و در کرانهٔ هامون، هنوز می‌شنوی:
-بَدی تمام زمین را فراگرفت
-هزار سال گذشت
صدای آب‌تَنی کردنی به گوش نیامد
و عکسِ پیکرِ دوشیزه‌ای در آب نیفتاد»(سهراب سپهری)

در آغاز زمان بود. و زمان خدا بود. و خدا باردار خیر و شرّ، نور و تاریکی. و خیر و شرّ هم‌زاد بودند؛ جنین‌های توأمان. به هم نگاه کردند. با هم حرف زدند. تاریکی زاده شد، زنده شد، ریشه دواند، بزرگ شد. هزار سال گذشت. نور به دنیا آمد. نور تاریکی را می‌شناخت. هم‌زادش بود در زمان. و نور فکر می‌کرد عبورِ عمر، شرّ را فرسوده، و خیر می‌تواند دلیل راه شود در تاریکی.(۱) می‌خواست از آن‌چه نبود، و می‌توانست باشد، بگوید. می‌خواست سایه‌روشن بسازد. «ز تجلّی دم زد».(۲) رخ ننمود، دم زد. کلمه شد و کلمه نزد انسان بود: «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند».(۳) نبودند. ناخن، مردمِ یک چشم را درید و پوستْ به دندان پاره شد. چشمِ دیگر تک ماند، با دیدِ تنگ. یا شرّ مطلق می‌دید یا خیرِ یک‌دست؛ صفر یا صد. جنازه‌ها را می‌شمرد و هر مقتول را، که عضوی از یک پیکر بود، در ارقام دفن می‌کرد. اعضا عدد بودند. زمان عدد بود. مرگ عدد بود. و عدد آز می‌ساخت. من مرده بودم. گلویم را -گلوی جنازه‌ام را- می‌بریدند و دستِ سردم را می‌بستند. من، تمام من، نگاه بود. عضوِ مانده از تنِ کشته‌شده میان دو مطلق.

و کلمه انسان بود: «هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت».(۴) خشونتْ آدمی را از بیانْ تهی می‌کرد. انسان سایه‌اش را نمی‌پذیرفت. نفرت بود و خشم بود و کین. و کین، خونِ تن‌آلود را در وتن آتش می‌زد. رگبار بود و بمب بود و موشک. و من نگاه بودم. می‌دیدم صدا را که می‌رقصید به سرودِ انفجار. «که ز کینه زخم شود کاری».(۵) و حرف در جیغِ زخمِ کاری جان می‌داد. حرف، کلمه بود. حافظهٔ متذکر داشت. سفید نبود. سیاه نبود. رنگ داشت. بُعد داشت. میان دو مطلق نمی‌نشست. تردید بود و تشویش و پرسش: «این همه با هم بیگانه/ این همه دوری و بیزاری/ به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟/ و چه خواهد آمد بر سر ما با این دل‌های پراکنده؟»(۶) حذفش ‌‌کردند. و حافظه از تذکر تهی می‌شد. و کلمه هنوز انسان بود: «شاعران وارث آب و خِرَد و روشنی‌اند».(۷) بودند. یکی به شکست باور نداشت، دریا را تَر می‌کرد از روایت آن‌چه نبود.(۸) یکی به چیرگیِ خَزَف بر لعل -وارونگیِ ارزش‌ها- هشدار می‌داد.(۹) و دیگری اندرز می‌گفت: ‌«جهان را همه چون تنِ خویش خواه».(۱۰) خواستن عدد بود و تنْ میدانِ جنگ. جهان را می‌خواستند، از سر آز. و بدخواهی نوشتهٔ زیاده‌خواهی بود. «بدی در جهان بدتر از آز نیست»(۱۱) و هنوز رگْ قلب را دار می‌زد و پوستْ بی‌نفس سرد می‌شد و چشم - آن یک چشم مطلق‌بین - حافظه را از تذکر، کلمه را از معنا و آدمی را از بیان تهی می‌کرد. «و هیچ‌کس دیگر به هیچ‌چیز نیندیشید»(۱۲) - ابتذال شرّ.(۱۳) و من نگاه بودم. ناتوان. تهی را می‌دیدم؛ هیچ را، که آغاز بود. کلمه بود. و کلمه خِرَد نبود. انسان نبود. عدد بود. به حرف نمی‌رسید. «یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد».(۱۴)

——————
* عنوان نوشته برگرفته از ترانهٔ «لالا لالا دیگه بسه گل لاله»، شهیار قنبری
۱. در متون کهن ایرانی، زروان، ایزد زمان بی‌کران، نخستین خداست که باردار توأمان اهریمن واهورامزدا – تاریکی و نور- می‌شود و انتخاب ترتیب زاده‌شدن را به دو هم‌زاد می‌سپارد. گفت‌وگوی این دو در بطن زمان به این نتیجه می‌رسد که نخست تاریکی زاده شود. اهورامزدا خردمند بود و باور داشت مبارزه با اهریمن سالخوره آسان‌تر خواهد بود. این روایت، ازجمله، گواه درک اهمیت گفت‌وگو پیش از آفرینش انسان و جهان است.
۲. «در ازل پرتو حُسنت ز تجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»، حافظ
۳ و ۴. سعدی
۵. برگرفته از شعر «شتر»، سیمین بهبهانی
۶. «تشویش»، هوشنگ ابتهاج
۷. «پشت دریاها»، سهراب سپهری
۸. «دریا در من» عنوان نخستین دفتر ترانهٔ ‌شهیار قنبری است. در خوانش من، بن‌مایهٔ مشترک آثار شهیار قنبری —از شعر تا نمایش و فیلم— روایت غیاب‌های معنادار در زندگی است؛ بیش از همه غیاب گفت‌وگو و غیاب عشق.
۹. «جای آن‌است که خون موج زند در دل لعل/ زین تغابن که خَزَف می شکند بازارش»، حافظ
۱۰ و ۱۱. فردوسی
۱۲. «آیه‌های زمینی»، فروغ فرخ‌زاد
۱۳. «ابتذال شرّ» اصطلاحی است که هانا آرنت در سال ۱۹۶۳ در کتاب «آیشمن در اورشلیم» مطرح کرد. به نظر آرنت، شرّهای بزرگ زمانی شکل می‌گیرند، که افراد عادی، بدون اندیشیدن و داوری اخلاقی مستقل، صرفاً در چارچوب متعارف‌شده‌ها و دستورهای موجود رفتار کنند.
۱۴. «با هیچ‌کس نشانی زان دلستان ندیدم/ یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد»، حافظ




نظر شما درباره این مقاله:







 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net