سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Mon, 28.10.2019, 19:38

داریوش اقبالی اولین قربانی خشونت با اسیدپاشی؟!

سینا معتمدراد


هلند، اکتبر ۲۰۱۹
.(JavaScript must be enabled to view this email address)

داریوش پدیده‌ای که برای فارسی زبانان،کردها، تاجیک‌ها و افغان‌ها و به بطور قطع برای اکثریت ایرانیان تداعی کننده خاطرات و لحظاتیست که روزگاری را با شنیدن ترانه‌هایش یاد روزهایی را برای آنان زنده می‌کندکه شاید هرگز تکرار نمی‌شوند. حزن صدای این هنرمندکه به گفته خودش حاصل خروش ترانه‌های ناب ایرانی و روزگار سخت سپری شده دوران کودکی‌اش بوده است ارتباط عمیقی را با مخاطبانش که اغلب از نسل دیروز دهه چهل، پنجاه و شست هستند برقرار کرده است به طوری که تا به امروز او را یکی از ستاره‌های آواز ایران حتی برای نسل پیش رو باقی نگه داشته است. شاید کمتر به این موضوع پرداخته باشید که چرا او با وجودگذر زمان و تحول هنر و صنعت موسیقی، دچار تاثیرپذیری نشده است و اصالت سبک موسیقیایی و نوع نگرش او بر ارائه آثارش کماکان منحصر به فرد باقی مانده است؟ از طرفی پایبندی یک هنرمند به اصول و عقاید هنری موسیقی‌اش تا چه اندازه می‌تواند تحت شعاع هجوم عوامل بیرونی نظیر تنوع سلیقه‌ها و رویارویی مخاطب با موج عظیمی از آثار تولید شده قرار نگیرد؟ اگرچه تلاش برای حفظ این استراتژی توسط داریوش از او به عنوان پدیده‌ای در موسیقی ایران نام می‌برد اما عواملی که چهارچوب فکری و گرایش‌های یک هنرمند را شکل می‌دهد به یقین در سنت‌ها و تعصبات اجتماعی و خانوادگی نیز ریشه دارد. شاید دور از ذهن باشد اما داریوش اقبالی نیز قربانی خشونت‌های خانوادگی، سیاسی و اجتماعی دوران خود بوده است و از آنها برای شکوفایی و نبوغ هنر امروزش یاد می‌کند. داریوش در خاطرات خود اشاره می‌کند که دورانی کودکی‌اش شاهد از هم پاشیدن خانواده‌اش بوده و در واقع طعم تلخ فرزند طلاق بودن را نیز چشیده است. او از دوران کودکی‌اش با مفهوم تبعید آشنا شد تا اینکه موسیقی او را از منجلاب روزهای ناخوشایند کودکی نجات داد.

داریوش اقبالی اولین قربانی خشونت از نوع اسیدپاشی؟!

به یقین با شنیدن نام اسید یاد یکی از شدیدترین نوع خشونت‌ها که بیشتر علیه زنان صورت گرفته است می‌افتید. یورشی که بیشتر نه برای قتل بلکه با انگیزه انتقام و تباهی آینده فرد صورت می‌گیرد و در ایران اغلب ریشه در مسائل عاطفی دارد. پیشینه اسید پاشی در ایران ۶۰ سال و در جهان ۱۵۰ سال قدمت دارد و آنچه مبرهن است جنایت با اسید یکی از شیوه‌های نوین بشریت برای رهایی از کینه‌های فردی و انتقامی زجرآور است. در ایران اما ۹۰ درصد جنایت با اسید طی ۲۰ سال اخیر اتفاق افتاده است اما در این می‌ان و طبق مستندات و خاطراتی که داریوش اقبالی از آن به عنوان یکی از لکه‌های تاریک زندگی خود در حین اجرای ترانه نفرین نامه یاد می‌کند، احتمال می‌رود داریوش از اولین قربانیان اسیدپاشی در ایران بوده باشدکه مجله زن روز در سال ۱۳۵۶ طی گزارش مفصلی به آن پرداخته است. داریوش اقبالی در آن زمان همچنین از هجوم رسانه‌ها و خبرنگاران در مواجهه با چنین واقعه تلخی می‌گوید که بسیاری از روزنامه‌ها و مجلات آن را نیز تیتر شماره یک نشریات خود کرده بودند. در این گزارش نیز ۴۲ سال به عقب برمی گردیم تا از احساس، چگونگی و انگیزه‌های این حادثه مطالبی را بازگو کنیم.

عشق یکطرفه داریوش را راهی تخت بیمارستان کرد

داریوش اقبالی که در دهه ۵۰ می‌لادی توانسته بود به شهرت برسد در کاباره‌های تهران و کرج اجراهای زنده برپا می‌کرد. «کاباره جزیره» در تهران یک شب می‌زبان اجرای داریوش بود که با یورش یک زن به نام مریم به سوی او با لیوان آبجوی محتوی اسید ناتمام ماند. حاضران در آن شب بعد از حادثه فریاد‌های «سوختم سوختم» داریوش را به یاد می‌آورند که نهایتا با راهی شدن او به بیمارستان منجر شد. شدت جراحات به حدی بود که پزشکان چندین عمل جراحی بر صورت و بدن وی انجام دادند. چندروز بعد خبرنگاران هفته­نامه «زن­روز» در بیمارستان با داریوش مصاحبه می‌کنند و از زبان خود او ماجرا راشرح می‌دهند. داریوش در مصاحبه‌اش اینچنین عنوان می‌کند ” با از بین بردن شرف و حیثیت مردی که تا کنون آزارش به یک مورچه نرسیده چه مقام و منزلتی می‌خواهند برای خود کسب کنند؟ من چوب نجابت و پاکی خودم را می‌خورم چه بسا اگر هنگامی که این زن برای اولین بار پشت سن کاباره به ملاقاتم آمد و با گریه و التماس به پایم افتاد اورا می‌پذیرفتم شاید حالا هیچیک از این اتفاق­ها برایم پیش نمی‌آمد و از شدت نفرت این زن به این روز نمی‌افتادم. این زن که بخاطر هوس‌های بچگانه در قالب به اصطلاح عشق اینگونه مرا به گوشه بیمارستان انداخته و من باید بخاطر سوختگی‌های ناشی از نفرتش تنم زیر تیغ جراحی قرارگیرد، اگر کامیاب می‌شد و اگر روی خوش از من می‌دید دست به این عمل غیر انسانی می‌زد؟ اگر رفتار انسانی و عاقلانه نسبت به این زن نداشتم به یقین هیچ آسیبی به من نمی‌رسید و امروز شب‌ها و روزهایم را اینچنین با رنج و تلخی سپری نمیکردم.”

مریم دست رد داریوش به او را علاقه‌اش به گوگوش عنوان کرده:

داریوش در پاسخ به خبرنگاران درباره ادعای مریم که گفته بود او به دلیل عشقش به گوگوش دست رد به سینه من زده است گفت: «اولا که او از همان اول رها بود ثانیا خانم گوگوش یک همکار و یک دوست خوب من است و موضوع عشق و عاشقی با او دربین نیست و از طرفی دیگر نه از نظر سنی، نه از نظر مسائل و مشکلات و نه از هیچ نظر دیگری او در خور من نبود که بخواهم کوچکترین فکری در موردش داشته باشم». «برای من مریم یک انسان، یک علاقه­مند به هنر با مقدار زیادی افکار مالیخولیائی بود.» «او بیشتر از اینکه هوس انگیز و قابل دوست داشتن باشد قابل ترحم بود.»

داریوش: او را نمی‌بخشم و باید مجازات شود

خبرنگار: حالا این زن با پاشیدن اسید تا این حد برتو صدمه وارد کرده است، چه تصمیمی درباره او داری، آیا به شکایت خود باقی می‌مانی و یا بخاطر دیوانگی‌هایش اورا می‌بخشی؟

داریوش: «من چشمداشتی ندارم که با دریافت آن از شکایت خود صرفنظر کنم.» «بعلاوه او از همه چیزش بریده که توانسته بدون توجه به آنها خود را گرفتار این وضع و مرا دچار این مهلکه کند.» «با توجه به حالات و حرکات او و این عمل غیر انسانی که درباره من انجام داده است، وجود او در می‌ان این اجتماع سم است.» «چه بهتر اینکه تا زمانیکه قانون او را مستحق می‌داند، در زندان بماند و شاید آنجا به فکر بیفتد که بخاطر یک هوس چگونه سلامتی من و زندگی خودش را به خطر انداخته.» «بگذار کمی هم عذاب وجدان بکشد و روزی بخود بیاید.»

داریوش: او مرتب مزاحم من می‌شد و با تغییر چهره خود برای آخرین بار دست به چنین عملی زد.

داریوش ادامه می‌دهد: «من مریم را ۴ یا ۵ بار دیده بودم که ۲بار پشت سن کاباره آمد و چندبار نیز بین مشتریان کاباره چشمم به او افتاد.» «اولین بار سال گذشته برای اجرای برنامه به «کاباره شکوفه نو» رفته بودم که یکی از بچه‌ها پیش من آمد و گفت: زن جوانی با اصرار می‌خواهد تورا ببیند.» «من به او گفتم چکار دارد؟ و آیا من تاکنون او را دیده­ام؟ و آیا می‌شناسم؟ او گفت نمی­دانم ولی هرچه به او گفتم ملاقات امکان ندارد قبول نمی­کند.» «چون کنجکاو شده بودم ­­گفتم بگویید بیاید.» «پیش خودم فکر کردم شاید زنیست که احتیاج به کمک مادی دارد چون به موارد اینچنینی زیاد برخورد کرده بودم.» «دقایقی بعد به پشت سن آمد و چنان هیجان زده بود بدون اینکه به من فرصت حرف زدن بدهد شروع به بیان احساسات آتشین خود نسبت به من کرد، بی مهابا اشک از چشمانش سرازیر شد و مرتب قربان صدقه ام می‌رفت و می‌گفت چند سالی است که در آتش اشتیاق تو می‌سوزم.» «من که‌هاج و واج مانده بودم گفتم: خانم آرام، صبر کن ببینم چه می‌گویی.» «فورا گفت چشم ساکت می‌شوم.» «در همان لحظه اول متوجه شدم او گرفتار نوعی بیماری روانی است ولی به روی خود نیاوردم و از او پرسیدم مگر شوهر و زندگی نداری؟ گفت شوهر و چند بچه دارم ولی به حدی به تو علاقه­مندم که آرزو می‌کنم همه آنان فدای یک موی تو شوند.» «به جای او من خجالت کشیدم، در وضع عجیبی قرار گرفته بودم، اگر تندی می‌کردم ممکن بود سر و صدای او بلند شود.» «از او تقاضا کردم سن را ترک کند تا بتوانه به برنامه ام بپردازم.» «او پس از شنیدن این حرف‌ها درحالیکه با چشمان اشکبار نگاهم می‌کرد آرام آرام درحالیکه نگاهش را از صورت من برنمی گرفت پا به عقب گزاشت و رفت.» «پس از آن شب ۲ یا ۳ بار فقط او را درمیان مشتریان کاباره دیدم و از کارمندان کاباره خواستم که دیگر کسی را پشت سن راه ندهد.» «مدتی گذشت تا اینکه یک شب دیگر او پشت سن کاباره آمد و مجددا روی زمین نشست و گفت من امشب از اینجا تکان نمیخورم و باید عشقم را قبول کنی.» «بعد‌ها او شماره تلفن خانه من را که نمیدانم به چه طریق پیدا کرده بود چندین مرتبه مزاحمم شد و من متقابلا در جواب به او می‌گفتم لطفا بروید و به زندگی خود مشغول شوید از دست من کاری ساخته نیست و شما باید خجالت بکشید که با داشتن شوهر و بچه دم از این مسائل می‌زنید.» «بهتر است به روان شناس مراجعه کنید.» «او همچنین در محله سکونت من نیز سد راهم می‌شد و می‌خواست با من حرف بزند که من توجه نمی­کردم و او با عصبانیت به من فحاشی کرد و فریاد زد بالاخره تورا خواهم کشت.» «من این حرف او را یک شوخی پنداشتم و برایم باور کردنی نبودکه یکروز تهدیدش را عملی کند.» «از آن ماجرا چند وقت گذشت تا بعد مدتی دیدم برایم درب منزل گل فرستاده است و وقتی من گل را پذیرفتم مجددا تلفن‌ها شروع شد و او هر روز این کار را تکرار می‌کرد.» «احساس می‌کردم این زن سوهان روح من شده است و تصمیم گرفتم علیه او به ماموران انتظامی شکایت کنم ولی فرصت نشد و او در یکی از این شب‌ها با تغییر قیافه خود به «کاباره جزیره» که محل اجرای یکی از برنامه‌هایم بود آمد و به عنوان اینکه می‌خواهد درخواست ترانه مورد علاقه‌اش را بکند سراپای مرا در لهیب سوزش اسید غرق کرد.»

دهه هشتاد، آغاز موج خشونت اسیدپاشی و آمنه بهرامی اولین قربانی که خشم رسانه‌ها را برانگیخت

۱۲ آبان ۱۳۸۲، فریاد‌های «آمنه بهرامی» زیر پل سیدخندان سکانسی بی پایان از زندگی اوست که هرگز از یاد نمی‌برد. روزی که خشم بر بغض فائق آمد تا تصویری از زندگی واقعی را برای آمنه تا همیشه سانسور شده و تلخ ثبت کند. فرد خاطی شاید هرگز خود را نبخشد اگر می‌دانست معنی واقعی تباهی را نه تنها برای یک شخص بلکه برای خانواده او به ارمغان آورده است. آمنه بهرامی نهایتا بعد از کش و قوس‌های فراوان و بعد از اینکه ماجرای هولناک او از طریق رسانه‌ها و مطبوعات به گوش همگان رسیده بود بعد یک ماه جهت مراحل تکمیلی درمان که پزشکان در ایران از عهده آن خارج بودند به بارسلونا رفت و تا حدود یکسال طی جراحی‌های پیاپی قرار گرفت تا اینکه نهایتا هر دو چشم خود را نیز از دست داد. بخشی از هزینه‌های درمانی آمنه توسط دولت اسپانیا و مبلغی حدود ۲۶ هزار یورو نیز توسط ریس جمهور وقت محمد خاتمی به خانواده آمنه بهرامی کمک مالی شد؛ و برای باقی هزینه‌ها دولت اسپانیا اعلام کردکه آمنه باید تقاضای پناهندگی کندتا ادامه مراحل درمانی بر روی وی صورت گیردکه آمنه نپذیرفت و به ایران بازگشت. اما آنچه پایان تراژدی آمنه بهرامی بود تصمیم وی هنگام اجرای حکم قصاص چشم دربرابر چشم بود. «بخشش»؛ اقدامی که سبب شد او کاندیدای جایزه «صبر و شکیبایی یونسکو» و برنده «دیپلم افتخار از دانشگاه حقوق بارسلون» گردد و از او با نام «قهرمان بخشش در برابر خشم یاد»کنند.

انگلیس پرچم دار قربانیای اسید پاشی در جهان با اکثریت قربانی در مردان

مقوله خشونت با اسید در ایران به قدری آمیخته با یک جریان احساسی، اجتماعی، عاطفی و رسانه‌ای پیش می‌رود که کمتر کسی گمان می‌کند این خشونت ورای مرز‌های کشورمان ایران نیز اتفاق افتد. خشونت با این ماده منزجرکننده فوبیایی بیش از وقوع یک قتل با اسلحه یا یورش با سلاح سرد را با خود به کسانی که حتی شنونده و یا حتی خواننده داستان آن در روزنامه و یا مجلات هستند منتقل می‌کند و وقتی متوجه می‌شویم قربانیان زیادی هستند که در سراسر جهان با این معضل روبرو هستند بیشتر بر آن می‌شویم تا از آسیب‌های این خشونت بدانیم.

انجمن نجات یافتگان اسیدپاشی انگلستان طی بیانیه‌ای اعلام کرده است در سال ۲۰۱۶ تعداد ۶۰۰ گزارش حمله با اسید در این کشور به ثبت رسیده است که از هر ۵ مورد اسیدپاشی ۴ مورد قربانی مردان بوده‌اند. به عبارتی ۸۰ درصد قربانیان این نوع خشونت گریبانگیر مردان است.

در انگلستان که بیشترین می‌زان اسیدپاشی در جهان را با سالی حدود ۶۰۰ مورد به خود اختصاص داده، طی سال‌های گذشته می‌زان اسیدپاشی به مردان به شدت افزایش داشته و از هر ۵ مورد اسید پاشی، ۴ مورد قربانی مردان بوده‌اند. در سال ۲۰۱۶ طی آماری که از سوی سازمان مذکور منتشر شد، از بین ۶۰۱ قربانی اسیدپاشی در این کشور ۸۰ درصد مرد بودند. بعد از انگلستان کشور‌های هندوستان، پاکستان، بنگلادش، نیجریه وکامبوج نیز در این فاجعه و آسیب‌های جبران ناپذیرآن نقش دارند.

رویکرد جامعه هنر به مقوله خشونت با اسید

به تازگی و طی یک دهه اخیر نگاه شماری از کار­گردانان سینمای ایران و جهان به سوی معضل اسیدپاشی از دریچه دوربین نشان از اثر عمیق این داستان بر روی مخاطب عام به عنوان یک پدیده نوین اجتماعی جهت خلق اثری درام آغاز شده است که در فیلم لانتوری این مهم مورد توجه «رضا درمیشینان» نویسنده وکارگردان ایرانی قرارگرفته است. سوژه‌ای خاص و متفاوت که سینماگران تاکنون کمتر به سراغ آن رفته­اند. درآخرین اثر خلق شده در سال ۲۰۱۹ ساخا پولاک «Sacha Polak» نویسنده و کار­گردان زن هلندی سازنده فیلم «Dirty God»خدای کثیف می‌باشد. خدای کثیف راوی قصه‌ای است که در آن «مادر بریتانیایی جوان پس از اینکه قربانی یک حمله اسیدپاشی بسیار وحشیانه قرار گرفته و او را به شدت ترسناک کرده است، تلاش می‌کند دوباره زندگی‌اش را بازسازی و سروسامان دهد. او از اینكه دختر كوچكش به دلیل جای زخم شدید صورت از او می‌ترسد ناراحت است و احساس نا­خوشاندی دارد.»

————————-
منابع:

1-https://www.bbc.co.uk/bbcthree/article/5d38c003-c54a-4513-a369-f9eae0d52f91
2-https://rialtofilm.nl/en/films/156/the-dutch-film-night-dirty-god-in-co-operation-with-la-riot




نظر شما درباره این مقاله:


مدارس تهران سه‌شنبه تعطیل شد
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 25.02.2020, 0:16

مدارس تهران سه‌شنبه تعطیل شد





نظر شما درباره این مقاله:


آیا عصرِ روشنفکری پایان یافته است؟
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 22:59

آیا عصرِ روشنفکری پایان یافته است؟

محمود سریع‌القلم


با مطالعه و مشاهدۀ تحولاتِ جهانی، به نظر می‌رسد دو گروه نزدیک به هشتاد درصدِ جریان‌سازی‌ها و تصمیم‌سازی‌ها را در کشورها انجام می‌دهند:

۱) صاحبان سرمایه و شرکت‌های بزرگ و
۲) امنیتی‌ها.

بیست درصدِ باقیمانده که شامل سیاست‌مداران، نویسندگان، روشنفکران، محققان و خبرنگاران می‌شود، یا اُپراتورِ دو گروه فوق هستند و یا در حاشیه به سر می‌برند. روندهای مسلط در اکثرِ جوامع به “زندگی کردن”، “استفاده از تنوعِ گستردۀ زندگی” و “بی تفاوتی به آزادی سیاسی، فلسفه و اندیشه” محدود شده است. دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ میلادی عصرِ نویسندگی، روشنفکری و فلسفه بود. از ۱۸۷۰ تا دهۀ ۱۹۷۰، به ندرت تحصیل کرده‌ای پیدا می‌شد که متونِ فلسفی نخوانده باشد. از فرانسه تا مصر، از آمریکا تا برزیل، از آلمان تا هند، از ایران تا چین، روشنفکری، مطالعۀ متون مدرن و رمان خوانی، رسمِ مسلطِ زمانه بود.

اما تقریبا طی دهۀ گذشته، که حتی در گردهم‌آیی‌های داوس (Davos) هم قابل مشاهده است، “اندیشۀ کم کردن فواصل طبقاتی اقتصادی” به مهمترین و شاید “تنها موضوعِ اندیشه‌ای” در سطحِ بین‌المللی تبدیل شده است. موضوعات حادِ دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ میلادی مانند آزادی سیاسی، دموکراسی، جامعۀ مدنی و پاسخ‌گویی‌های مدنی، به حاشیه رانده شده‌اند. روشنفکران چه در غرب و چه در کشورهای در حال توسعه، پیشگامان این نوع تغییرات بودند. به نظر می‌رسد چهار دلیل برای انتقال از حوزه اندیشه به اولویت‌های رفاهی و کاهشِ قابلِ‌توجه روشنفکران قابل‌طرح است.

اول اینکه، طی ۵۰ سالِ گذشته، چهار میلیارد نفر به جمعیت جهان اضافه شده است (از ۳.۷ به ۷.۷ میلیارد نفر). این جهشِ شگفت‌انگیز در زمانی کوتاه ریشه در بهبودِ وضعِ بهداشت، تغذیه و رشد اقتصادی دارد. طبیعی است که متقاضیان کار در این بازۀ زمانی فشارِ قابل‌توجهی برای دولت‌ها، بنگاه‌ها و خانوارها برجای گذاشته است. در گذشته، با اشتغال یک نفر، یک خانواده مدیریت می‌شد اما هم اکنون تقریبا در عموم کشورها، چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.

این موضوع دلیل دوم را به میان می‌آورد که هزینه‌های زندگی طی نیم قرن گذشته بسیار افزایش یافته است به طوری که اکثریت مطلقِ افراد، به کار و فعالیت اقتصادی نیازمند هستند. به عنوانِ مثال در حالی که شهریۀ متوسطِ سالانۀ یک دانشگاهِ خصوصی در سال ۱۹۵۰ در آمریکا ۶۰۰ دلار بود، هم اکنون به ۴۲۰۰۰ دلار افزایش یافته است. در سال ۱۳۵۰، قیمتِ متوسطِ یک اتومبیل ۱۵۱۰ دلار بود و اکنون به ۳۲۰۰۰ دلار رسیده است. در حالی که متوسطِ حقوق سالانه در سال ۱۹۵۰، ۳۲۰۰ دلار بود، در سال ۲۰۱۹ این حقوق ۴۸۰۰۰ دلار تخمین زده می‌شود. همانطوریکه بسیاری از اقتصاددانانِ طرفدارِ کاهشِ نابرابری هشدار داده‌اند، افزایشِ هزینه‌ها با افزایش دستمزد‌ها متناسب نیستند.

این وضعیت به طور نسبی در عموم کشورها وجود دارد و فشار بر فرد و خانواده برای تامین هزینه‌ها به مشغلۀ اصلی جوامع تبدیل شده است. اشتغال و تامینِ هزینه‌‌ها، وقتِ بیشتری از شهروندان نسبت به گذشته به خود اختصاص می‌دهد.

این ضرورت معاش، نوعی فردگرایی و خود محوری ناخواسته در انسان‌ها ایجاد کرده که از جامعه به خود و از دغدغه‌های فکری به اولویت‌های اقتصادی تمایل پیدا کنند. چه در پاریس چه در تهران، چه در نیویورک چه در مسکو، چه در شانگهای چه در دهلی، چند شهروند علاقه دارند و یا نیاز دارند که کافکا، ‌هابرماس، چامسکی، تولستوی، پوپر، گرامشی و یا سارتر بخوانند؟

دلیلِ سومِ، به ماهیت و سبکِ زندگی جدید مربوط می‌شود. در گذشته مثل حال این سطح از تنوع و لذت بردن از زندگی نبود. گفته می‌شود بین ۳ تا ۴ میلیارد نفر در جهان موبایل هوشمند دارند و به هر موضوع، اندیشه و سرگرمی دسترسی دارند. یک جوان ۲۰ تا ۳۰ ساله، به طورِ متوسط در سطح جهانی بین ۳ تا ۷ ساعت در روز با موبایل خود مشغول است. با مشکلات اقتصادی و این همه سرگرمی، خواندنِ داستایوفسکی یا چارلز دیکنز یا شکسپیر به چه کار می‌آید و کدام دغدغۀ اقتصادی را حل می‌کند؟ با موبایل هوشمند، افراد می‌توانند در تمامی موضوعاتِ قابلِ تصور، چند خط بیاموزند. یک پاراگراف در مورد هر موضوع. چه نیازی به کتاب خواندن وجود دارد؟ شرکتِ کتابِ Barnes and Noble که در سال ۱۹۱۷ تاسیس شده سالانه ۱۵ کتاب فروشی خود در آمریکا را تعطیل می‌کند. آنقدر زندگی کردن، خوب زندگی کردن، به هر روشی پول درآوردن و لذتِ گسترده از زندگی اهمیت‌یافته و جنبۀ جهانی به خود گرفته که ضرورتِ پرداختن به رشدِ فردی، سوالات مهم فلسفیِ، ایندۀ جامعه و سرنوشت جمعی به حاشیه رفته‌اند.

دلیلِ چهارم به دلیلِ سوم مربوط می‌شود که انسان‌ها عموما نمی‌خواهند سیاسی باشند و از سیاست، سیاست‌مداران و مشغولیت‌های آنان فاصله می‌گیرند. اقتصادی شدن فضای ذهن انسان‌ها، آن‌ها را غیر سیاسی (Apolitical) کرده است.

حقوقِ ماهانۀ یک استادِ دانشگاه در کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس بین ۷ تا ۱۲ هزار دلار است. این رقم، از میانگینِ حقوق همین صنف در اروپا و آمریکا ۲۰-۴۰ درصد بالاتر است. رابطۀ بین شاخص‌های ارزی این کشورها با دلار در طی نیم قرنِ گذشته تقریبا از ثباتِ مطلق برخوردار بوده است. در چنین شرایطی از وفور و ثبات، چه نیازی به فکر سیاسی، اعتراض سیاسی، جنبش مدنی، دموکراسی‌خواهی و اصولا طرح سوالات فلسفی وجود دارد؟

نتیجۀ این تحولات برای حوزه حکمرانی این است که: مادامی که حاکمان، از یک طرف رشد و توسعه اقتصادی و از طرف دیگر، ثبات اقتصادی در امتداد آن را ایجاد کنند و نیز ظرفیت‌های مدیریت آن را داشته باشند، می‌توانند نگران ناآرامی‌های سیاسی نباشند. حداقل وضعیت چین، کره جنوبی و کشورهای عضو آسه آن (ASEAN) این تز را حمایت می‌کند.

ظهورِ راستِ افراطی در شرقِ اروپا نیز ناشی از بحران‌های اقتصادی و کاهش فرصت‌های اقتصادی است. اگر فردی در دُبی یا استانبول زندگی کند و درآمدِ متوسطی هم داشته باشد، آنقدر فرصتِ لذت بردن از زندگی وجود دارد که بعید است سوال فلسفی، سیاسی و یا اندیشه‌ای برای او مطرح شود و یا نیازی به نوشته‌های اورهان پاموک (Orhan Pamuk) ترکیه‌ای یا محمود درویش فلسطینی پیدا کند.

در کشورهایی سیاست فعال است و ذهن‌ها متوجه حاکمان است که بی‌ثباتی اقتصادی وجود دارد. روشنفکر سوال مطرح می‌کند: سوالاتی مهم و کلیدی. روشنفکر نمایندۀ فکری و فلسفی جامعه در برابر حاکمیت است. در جهان امروز، اگر حاکمیت کار خود را در تامین نیازهای عمومی مردم با کارآمدی انجام دهد و مردم احساس کنند خوب زندگی می‌کنند و ثبات و آینده دارند، کار روشنفکران به کسادی می‌رود.

زمانی موضوع جذاب‌تر می‌شود که حاکمان، خود و در حلقه‌های درونی خود، سوالاتِ فلسفی و روشنفکری مطرح می‌کنند و حداقل به عدالت اقتصادی، تقسیم منابع و ایجاد فرصت برای عموم شهروندان فکر می‌کنند. تامین این نوع عدالت اجتماعی-اقتصادی نسل‌های فعلی را راضی می‌کند. حدود ۳۰ تا ۵۰ سالِ آینده، زمانی که بحران‌هایِ محیط زیستی و تامینِ منابع برای تداومِ نرخِ رشدِ اقتصادی فعلی جدی‌تر شود، فلسفه، سیاست و اندیشه باز می‌گردند. فعلا روشنفکرانی که عدالتِ اجتماعی-اقتصادی را مطرح می‌کنند اثرگذارند. بی‌دلیل نیست که نوشته‌های Joseph Stiglitz خوانده می‌شود.




نظر شما درباره این مقاله:


كرونا؛ سنگ محک / عباس عبدی
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 22:37

كرونا؛ سنگ محک / عباس عبدی





نظر شما درباره این مقاله:


هشدار سازمان بهداشت جهانی درباره “همه گیری جهانی” کرونا
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 22:26

هشدار سازمان بهداشت جهانی درباره “همه گیری جهانی” کرونا


دویچه وله: آمار گستردگی آلودگی به ویروس کرونا سازمان بهداشت جهانی را نگران کرده است. این سازمان به‌ویژه افزایش جهشی مبتلایان به این ویروس در ایران، ایتالیا و کره جنوبی را هشدارآمیز تلقی کرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، سازمان بهداشت جهانی از جامعه بین‌المللی خواسته، خود را آماده مقابله با “همه‌گیری احتمالی” بیماری “کووید ۱۹” بر اثر ابتلا به ویروس کرونا کند.

تدروس آدهانوم، رئیس سازمان بهداشت جهانی، به‌ویژه افزایش ناگهانی شمار مبتلایان در ایران، ایتالیا و کره جنوبی را “عمیقا نگران‌کننده” خوانده است.

ایران که در ۳۰ بهمن اولین موارد ابتلا به “کووید ۱۹” را گزارش داد در پنجم اسفند شمار فوتی‌ها را ۱۲ نفر نامید. کیانوش جهانپور، رئيس مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت بهداشت ایران، روز دوشنبه شمار مبتلایان را ۶۱ تن اعلام کرد.

در حالی که شبکه‌های مجازی طلایه‌دار انتشار اخبار ابتلا به کرونا در شهرهای مختلف ایران بوده ‌و آمار منتشرشده رسمی را تنها گوشه‌ای از واقعیت می‌دانند جهانپور اظهارات نماینده قم در مجلس در این مورد که تنها در این شهر ۵۰ نفر تا کنون بر اثر ابتلا به این بیماری فوت کرده‌اند را رد کرد و “موجب تضعیف روحیه مردم” خواند.

احمد امیرآبادی فراهانی،‌ نماینده قم در جلسه علنی مجلس در روز دوشنبه عملکرد دولت در مواجهه با کرونا را “صفر” نامید و گفت، حتی پرستاران نیز لباس مناسب قرنطینه ندارند. به گفته او، “روزانه ۱۰ نفر در قم” از پیامدهای این بیماری جان می‌بازند.

تاخت و تاز کرونا در ایتالیا

تنها ایتالیا تا روز دوشنبه از بیش از ۲۰۰ مبتلای جدید با پنج فوتی خبر داده است. افغانستان‌، بحرین، کویت، عمان و عراق نیز مواردی از ابتلا را گزارش کرده‌اند.

ایتالیا در مدتی‌ کوتاه تبدیل به بزرگ‌ترین کانون این بیماری در اروپا شده است. از روز جمعه تا حالا در این کشور پنج نفر در پی آلودگی به ویروس جدید کرونا یا “سارس ـ کوو ـ دو” کشته شده‌اند. آمار مریض‌های “کرونا مثبت” نیز به ۲۱۹ نفر رسیده است. موارد مرگ و میر بخصوص در مریض‌هایی گزارش شده که سنشان بالا بود و بیماری‌های زمینه‌ای داشتند.

مقام‌های ایتالیایی پس از مشاهده اولین موارد مرگ و میر بر اثر کرونا اقدامات سخت‌گیرانه‌ای اتخاذ کردند. ۱۰ منطقه، از جمله در لومباردی و ونتو قرنطینه شد. مراسم کارناوال در ونیز، مسابقات بزرگ فوتبال و گردهمایی‌های بزرگ دیگر همه لغو شد. مدارس و دانشگاه‌ها در تمامی مناطق کرونازده به حال تعطیل در آمد و بسیاری از اماکن و سینماها بسته شد.

اروپا در مواجهه با کرونا

روبرتو اسپرانزا، وزیر بهداشت ایتالیا، از برپایی جلسه‌ای اضطراری در روز سه‌شنبه در رم با حضور همتایان خود در کشورهای همسایه، از جمله ینس اشپان، وزیر بهداشت آلمان، خبر داد. قرار است در این جلسه راه‌های فرامرزی مقابله با آلودگی به ویروس کرونا مورد بحث و تبادل نظر قرار بگیرد.

وزیر بهداشت آلمان گفته است، در صورتی که انتقال این بیماری در آلمان بیش از این شود ممکن است تدابیر احتیاطی بیش‌تری در این کشور اتخاذ گردد. مؤسسه “روبرت کخ” در آلمان در حال حاضر بررسی نمونه‌های ارسالی مشکوک به کرونا را بر عهده دارد.

با وجود واگیری فزاینده “کووید ۱۹” ۲۶ کشور حوزه شنگن هنوز نیازی به بستن مرزها حس نکرده و به گفته اتحادیه اروپا، فعلا قرار نیست کنترل مرزی صورت گیرد. مرزهای ایتالیا نیز هنوز باز است. وزارت خارجه آلمان تنها از مسافران ایتالیا خواسته تا اسامی خود را در فهرست مقابله با بحران وارد کرده و اخبار را به طور مرتب دنبال کنند.

با وجود این دو مورد مشکوک به سرایت کرونا شب گذشته حرکت قطاری که از ونیز عازم مونیخ بود را مختل کرد و تا پاسخ آزمایش دو زن آلمانی قطعی نشد مسئولان اتریشی به این قطار اجازه حرکت مجدد ندادند.

در موریتانی نیز ده‌ها مسافر که از لومباردی و ونتوی ایتالیا می‌‌آمدند مجبور شدند ساعت‌ها در یک هواپیما منتظر بمانند. به علاوه، در لیون فرانسه به مسافران یک اتوبوس عازم از میلان به این دلیل که راننده علائم بالینی مشکوک بروز داده بود اجازه پیاده شدن داده نشد.

چین که آغازگر این بیماری بود و آمار فوتی‌هایش تا حالا از ۱۵۰ به دوهزار و ۵۹۲ نفر رسیده برای اولین بار در تاریخ خود پس از انقلاب فرهنگی برگزاری کنگره ملی خلق که برای اوایل مارس برنامه‌ریزی شده را لغو کرد.

افزایش جهشی بیماران “کرونا مثبت” در کره جنوبی از ۱۶۱ به ۷۶۳ نفر نیز باعث شده که بسیاری از کشورها سفرهای خود به این کشور را به‌شدت محدود کنند.




نظر شما درباره این مقاله:


ظهور قالیباف در جایگاه جدید! / احمد زیدآبادی
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 22:04

ظهور قالیباف در جایگاه جدید! / احمد زیدآبادی





نظر شما درباره این مقاله:


دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 21:40

دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!

احمد پورمندی


عجیب نیست، ولی انتخابات دوم اسفند برنده‌ای نداشت، در عوض تا بخواهید بازنده داشت. ‏از نگاهی تاکتیکی، البته خامنه‌ای بزرگترین زمین‌خورده این انتخابات است و طیف ‏گسترده اپوزیسیونی که فراخوان تحریم داد، می‌تواند خود را برنده بازی اعلام کند. اما از ‏نگاهی راهبردی، ایران باخت، نهاد مجلس باخت، جمهوریت باخت، حکومت باخت، ‏اصلاح‌طلب باخت، اصولگرا باخت، اپوزیسیون باخت و مهم‌تر از همه مردم ایران ‏باختند.

هسته سخت قدرت، مرکب از روحانیت، بازاریان و‎ لمپن‌ها که پیش از بهمن خاکستری ‏‏۵۷ شکل گرفته بود، با سقوط نظام پادشاهی، سهم اصلی قدرت را به رهبری خمینی، به ‏کف آورد. فقر مطلق دانش حکمرانی، این هسته را واداشت تا جمعی از روشنفکران دین‏باور را با شعار “پیوند حوزه و دانشگاه” در قدرت سهیم کند و نواختن ویالون دوم را به ‏آنها بسپارد تا هم در حکمرانی یاور او باشند و هم امپراطور قدرت، لخت در انظار ظاهر ‏نشود.

این ائتلاف ۳+۱ از فردای ۲۲ بهمن ۵۷ تا امروز، علی‌رغم دگردیسی‌ها، در کشور ‏حکومت کرده است. جریان “روشنفکر دینی” از “جناح چپ خط امام”، تا “اصلاح‌طلب”، ‏و تا “سبز” و “اعتدالی”، تحولاتی را طی کرد و هسته سخت و اصلی قدرت هم به مرور ‏زمان، زیر نام “اصولگرائی”، به مجموعه‌ای به زعامت ” مافیای نفتی-نظامی-رانتی- ‏امنیتی” استحاله پیدا کرد. اما جدای از جنگ و جدال‌های همیشگی، ائتلاف ۳+۱ پایدار ‏ماند. انتخابات دوم اسفند نقطه عطفی در مناسبات درونی حکومت و در رابطه مردم با ‏حکومت بود و ائتلاف حکومتی را به لرزه در آورده، به نقطه پایان خود نزدیک کرده ‏است‏.

مجلس که یکی از مهم‌ترین دستآورد‌های جنبش مشروطه بود، به استثنای دوره‌های ‏فترتی نظیر دهه آخر حکومت رضا شاه و محمدرضا شاه، یکی از ارکان حکمرانی در ‏کشور بوده است. در جمهوری اسلامی، نیرو‌های خارج از ائتلاف حکومتی، جز در ‏مقاطعی از مجلس اول، هرگز شانسی برای حضور در آن نیافتند و مجلس مهم‌ترین مرکز ‏تجلی چالش‌ها و تعامل‌ها میان ۳+۱ موسس نظام در دهه آغازین و یک+یکی بود که به ‏تدریج شکل گرفت و مجلس را به عرصه چالش اصلاح‌طلبان با “مافیای نفتی-نظامی-‏رانتی-امنیتی” بدل کرد.

اعلام نهائی نتایج انتخابات دوم اسفند تردیدی باقی نگذاشت که اصلاح‌طلبان، به مثابه یک جریان اجتماعی سهیم در قدرت، از ترکیب مجلس حذف شده‌اند و این نهاد که به تدریج از مقام قانونگذار و ناظر بر امور کشور عزل شده بود، بعد از ‏این نمایش انتخاباتی، رسما به مرکز تجمع سران و عوامل مافیایی بدل می‌شود که نبرد بر ‏سر قدرت و ثروت را زیر نام خامنه‌ای پی خواهند گرفت و ادبیاتی کاسبکارانه، خرافاتی ‏و لمپنانه خواهند داشت. به این ترتیب، دوران فترت جدیدی در تاریخ مجلس ‏در ایران آغاز می‌شود و نهاد مجلس در صف بازندگان بزرگ انتخابات دوم اسفند قرار می‌گیرد.

مجلس بر آمده از این انتخابات اما، مجلس آرامی نخواهد بود. کسانی که ده‌ها برابر حقوق ‏و مزایای چهارساله نمایندگی را خرج انتخابات کرده‌اند، می‌خواهند از محل رانت‌های ‏سیاسی و اقتصادی، سرمایه‌گذاری خود را با بهره کافی بازپس بگیرند. محدودیت منابعی ‏که زیر فشار تحریم‌ها و بحران اقتصادی فلج‌کننده، هر دم محدودتر می‌شود، تحقق اهداف ‏این سرمایه‌گذاری‌ها و تحقق اهداف حامیان پشت پرده را دشوار و دشوار‌تر می‌کند و در ‏نتیجه جنگ و جدال بر سر قدرت و تصاحب رانت‌ها در میان مجلسیان بالا می‌گیرد و ‏شعله‌های آتش درگیری‌ها قبل از همه دامن خامنه‌ای را خواهد گرفت. عدم توانائی در ‏مدیریت رانت، سر آغاز خارج شدن کنترل خشونت از دست خامنه‌ای‌ست و این می‌تواند ‏نظام را تا حد “آغاز پایان”، با مخاطره رو برو کند.‏

خامنه‌ای با حذف اصلاح‌طلبان، خود را از یک سپر دفاعی کارآمد محروم می‌کند. با این ‏حذف، او ناگزیر است همچون امپراطور عریانی که تحریم‌های فلج‌کننده صدای شکستن ‏استخوان‌هایش را در آورده، مستقیما در مقابل مردم قرار بگیرد. امتحان تاب‌آوری نظام ‏در مقابل آتشی که علاوه بر جامعه، از مجلس هم می‌تواند شعله بکشد، ریسک خطرناکی ‏است که خامنه‌ای به سوی انجام آن روان است.

به احتمال زیاد، خامنه‌ای در تدارک انتقال قدرت به فرزندش، در سودای سرهم‌بندی ‏مجلسی در قد و قواره مجتبی بر آمده، تا این انتقال با حداقل تنش صورت بگیرد. اما همه ‏شواهد نشان می‌دهد که حل مساله جانشینی، بدون دخالت دادن مردم خشمگین و به جان ‏آمده و بدون مشارکت اصلاح‌طلبان، قطعا به بن‌بست خواهد خورد. خامنه‌ای با این ‏ریسک بزرگ، نصیبی جز یک شکست استراتژیک نخواهد برد. فاز نهائی این شکست، ‏در دوم اسفند آغاز شده است.

وقتی حداقل، ۷۵ در صد اهالی پایتخت، مجلس را که نتیجه صد و پنجاه سال تلاش در ‏راه دموکراسی و حاکمیت قانون است، وامی‌نهند تا به حاکمانی گستاخ، فاسد و بی‌تدبیر نه ‏بگویند، این نشانه خوبی برای ایران و مردم ایران نیست. مردم از نهاد‌های واسطه و حلقه‌های وصل نا امید شده‌اند. مردمی که در روند استقرار این نظام جان دادند. هشت سال ‏جنگیدند. با تحریم‌ها ساختند و همه مصیبت‌های ناشی از “نظام تبخیر امید” را تحمل ‏کردند، حالا با صدای بلند می‌گویند که “جنگ شما با دنیا، جنگ ما نیست. بگذار هر چه می‌خواهد پیش بیاید، بدتر از این نمی‌شود!”.

این اندازه نومیدی نسبت به حکومت، در ‏شرایطی که موریانه‌های فساد، تبعیض، تحقیر، فقر و استبداد به جان اعتماد، همبستگی ‏ملی و همه سرمایه‌های اجتماعی افتاده‌اند و در حالی که جامعه در شرایط تعلیق سیاسی ‏قرار گرفته و تحریم‌های فلج‌کننده شیرازه اقتصاد را از هم پاشانده است، اصلا نشانه‌های ‏خوبی نیستند. مردمی تا این حد نومید نسبت به ساز و کار‌های گفتگو و تعامل مسالمت‏آمیز، به سان بشکه‌های باروتی هستند که هر لحظه می‌توانند منفجر بشوند. این انفجار ‏اگر رخ دهد ایران و مردم ایران بزرگ‌ترین قربانیان آن خواهند بود. بعد از آبان ۹۸، ‏انتخابات دوم اسفند، جامعه را یک گام بلند دیگر بدین سو رانده است.‏

‏”نه” بزرگ مردم به مجلس، ابتدا به ساکن رخ نداده است. این “نه” محصول چهل سال ” ‏آزمون و خطا” و امید بستن به وعده‌های مدعیان راستین و دروغین اصلاحات است. مردم ‏در دی ماه ۹۶ و در آبان ۹۸ عیار وعده‌های اصلاح‌طلبان را سنجیدند و در عمل سیاسی ‏خود به عجز و ناتوانی آنها و عقیم بودن راهکار حرکت زیر سقف ولایت مطلقه مافیا پی ‏بردند. دست ردی که امروز مردم بر سینه مجلس زدند، قبل از همه دست رد بر سینه اصلاح‌طلبان و راهکار ائتلافی ورشکسته آنهاست. اصلاح‌طلبانی که در دوم اسفند مجلس ‏را به ولی فقیه و مافیای تحت فرمانش تقدیم کردند، همزمان سنگی هم بر گور اصلاح‏طلبی حکومت -محور خود نهادند. آنها شاید رقت‌انگیز‌ترین بازنده دوم اسفند باشند.

به جز سرنگونی‌طلبان خشونت‌طلب، وابسته و بدون حد و مرزی که ایران و مردم ایران، ‏مساله آنها نیست، هیچ شخصیت و جریان سیاسی مسئولی نمی‌تواند از این وضعیت خشنود ‏باشد. گرچه حکومت هیچ گزینه‌ای در مقابل مردم نگذاشت و گریزی از تحریم انتصابات ‏حکومتی نبود، اما سیاست ملی، مردمی و دموکراتیک نمی‌تواند نگران اوضاع به شدت ‏بحرانی کشور نباشد و نقش مخرب این انتخابات فرمایشی و “سردارزده” را نادیده بگیرد.

بر افراشتن پرچم انتخابات آزاد، از جمله به معنی اعاده حیثیت از نهاد مجلس به مثابه ‏عصاره ملت و نتیجه مهم صد و پنجاه سال تلاش برای دموکراسی و حاکمیت قانون نیز ‏هست. به همان نسبت که حاکمیت مجلس را خوار می‌کند، مردمان بیشتری به این نتیجه می‌رسند که تشکیل مجلسی قانونگذار و تصمیم‌گیر در یک انتخابات آزاد و سالم راه ‏مطلوب و ممکن عبور مسالمت‌آمیز از بحران، خلع ید از ولایت مافیا و استقرار جمهوری ‏در کشور است. این فهم ملی در دوم اسفند گامی بزرگ به سوی تکامل و گسترش برداشت ‏و این را شاید بتوان یگانه پیروزی جدی انتخابات دوم اسفند دانست. تا تحقق این راهکار ‏رهائی‌بخش و ملی اما، وقتی سرداران بر صندلی‌های بهارستان جلوس کنند، کسی به ‏عریانی امپراطور دل نخواهد سوزاند. در سال کرونا، ملخ و موریانه، بعد از بهار قحطی ‏زده، تابستان داغی در پیش است که در آن، دلال معاملات ملکی سابق هم، به ریش “آقا”‏ی عریان و مال باخته خواهد خندید.‏

آقایان! به تابستان سلام کنید! خود کرده را تدبیر نیست! ‏




نظر شما درباره این مقاله:


ابتلای کادر درمانی مسیح دانشوری به کرونا
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 21:24

ابتلای کادر درمانی مسیح دانشوری به کرونا





نظر شما درباره این مقاله:


علت کرونا: حضور ۷۰۰ طلبه چینی در قم
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 21:11

علت کرونا: حضور ۷۰۰ طلبه چینی در قم





نظر شما درباره این مقاله:


۲۰ بار در روز صدای شما ضبط میشود!
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 20:54

۲۰ بار در روز صدای شما ضبط میشود!





نظر شما درباره این مقاله:


کرونا و قیمت بنزین، مسافرت‌های نوروز را کم می‌کند
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 20:33

کرونا و قیمت بنزین، مسافرت‌های نوروز را کم می‌کند





نظر شما درباره این مقاله:


قرص‌ ویتامین C تاثیری در پیشگیری از کرونا ندارد
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 18:58

قرص‌ ویتامین C تاثیری در پیشگیری از کرونا ندارد





نظر شما درباره این مقاله:


ویروس کرونا خطرناک‌تر است یا بی‌اعتمادی
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز
iran-emrooz.net | Mon, 24.02.2020, 18:40

ویروس کرونا خطرناک‌تر است یا بی‌اعتمادی





نظر شما درباره این مقاله:


پیامدهای بازگشت ایران به لیست سیاه اف.ای.تی.اف
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ - Tuesday 25 February 2020
ايران امروز