ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 21:37
بیانیه‌ مشترک دانشگاه‌های تهران در آستانه‌ ۱۶ آذر

بیانیه‌ مشترک دانشگاه‌های تهران در آستانه‌ ۱۶ آذر ۱۴۰۱

«بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.»

فریادمان بیش از هشتاد روز است که در تمام کشور شنیده شده. آواز «زن زندگی آزادی» امید آینده‌ای دیگر را در دل‌های‌مان زنده کرده است و حال که ۱۶ آذر فرامی‌رسد، باری دگر گردهم می‌آییم تا نشان دهیم مقاومت جاری است. ستم‌هایی که در این مدت بر دانشگاه‌ها و تمام مردم این کشور رخ داده بر هیچ‌کس پوشیده نیست. کشتارها و سرکوب‌ها از یادمان نرفته است. احکامی که در بیدادگاه‌ها صادر شده تا عزیزان‌مان را از ما بربایند، فراموش نشده‌اند. شهیدان‌مان را زنده می‌داریم! اما مگر اعتراض ما تنها به این مدت خلاصه می‌شود؟

یادمان نرفته است که چطور سفره‌های پدران و مادران‌مان را خالی کردید و هرگونه اعتراض آن‌ها را با باتوم‌های‌تان پاسخ دادید. یادمان نرفته که چگونه هرجا علیه سیاست‌های اقتصادی رذیلانه‌تان اعتراضی شد با وحشی‌گری به آن‌ها حمله بردید. آیا زمانی که کارگران را در بند کشیدید و یا معلمان را که برای حقوق بدیهی خود اعتراض کردند ربودید و سرکوب کردید را از یاد برده‌اید؟ امکان زیستن را از بین بردید و آن هنگام که برای رهایی تلاشی شد، سرکوب را بر ما نواختید. ما همچنان تاکید داریم که «فرزند کارگرانیم، کنارشان می‌مانیم» بوی خون‌های ریخته‌شده در آبان ۹۸ همچنان می‌آید. ما از یاد نمی‌بریم. 

برای آب اعتراض کردیم کشتید! برای نان اعتراض کردیم کشتید! ما فراموش نکرده‌ایم. دلاوری‌های عزیزان کرد و بلوچ‌مان را نمی‌توانید پاک کنید و ما متحدان آنانیم و هم‌صدا با آنان فریاد می‌زنیم: «کرد و بلوچ و آذری(ترک)، آزادی و برابری.» ما دانشجویان، متحد تمام آنانی هستیم که در طی این سال‌ها علیه زنجیرهای سلطه‌ی شما مبارزه کردند. ما از تبار آنانی هستیم که ظلم و جور شما را نپذیرفتند. اشتباه نکنید که امسال تنها دلیل آمدن‌مان در روز ۱۶ آذر، ۸۰ روز اخیر است. ما برای تمام آن سال‌هایی می‌آییم که دانشجویان، کارگران، معلمان و مردم‌مان را سرکوب کردید.

با هم کلاسی‌های‌مان سخنی داریم: ۱۶ آذر روزی‌ست که نماد عدالت‌طلبی و آزادگی دانشجویان است. البته که تاریخ جنبش دانشجویی روزهای بی‌شماری دارد که تبلور آزادی‌خواهی و برابری طلبی‌مان است؛ هم‌چون اتفاقات کوی دانشگاه در سال ۷۸. اما ۱۶ آذر سال‌هاست که روزی نه برای دانشجویان که برای تمام کسانی است که علیه سلطه‌ ایستادگی می‌کنند. برای تمام آنان که برابری و آزادی را برای آینده‌ ‌می‌خواهند.

عزیزان، این روز را از آن خود کنید نه چون برای دیگرانی می‌آیید، نه چون دوستان‌مان در بندند. خیر! برای خودتان بیاید! این زندگی شماست که هر روز سلب می‌شود. این آینده‌ی خودتان است که تیره می‌شود. این خانه‌ی شماست که ویران می‌شود. این خود شما هستید که به زنجیر کشیده شده‌اید. برای خودتان به میدان بیاید. تنها با پیوستن به یکدیگر می‌توانیم این زنجیرها را تماما بشکنیم.

از اساتیدمان نیز می‌خواهیم که ما را در این روز تنها نگذارند. شما نیز زمانی دانشجو بودید. باردیگر در کلاس درس آزادی و برابری دانشجو شوید.

ما دانشجویان در اتحاد با دیگر اقشار جامعه و تمامی مردم، در این روز به دانشگاه‌ها می‌آییم و خانه‌‌ی‌مان را از دشمنان‌مان پس می‌گیریم.

«دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»

دانشگاه‌های امضاکننده‌ی این بیانیه:

دانشگاه تهران
دانشگاه علامه‌ طباطبایی
دانشگاه تربیت مدرس
دانشگاه بهشتی
دانشگاه الزهرا
دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی
دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 21:00
زنان ایرانی در لیست صد زن تاثیرگذار بی‌بی‌سی

بی‌بی‌سی فهرست خود از ۱۰۰ زن الهام‌بخش و اثرگذار در سراسر جهان را منتشر کرده است.

در میان این زنان، بیلی آیلیش، پدیده جهانی موسیقی، اولنا زلنسکا، بانوی اول اوکراین پريانکا چوپرا جوناس و سلما بلر هنرپیشه هالیوود، آلا پوگاچوا تزارینای موسیقی پاپ روسیه الناز رکابی، صخره‌نورد ایرانی یولیمار روخاس ورزشکار رکوردشکن پرش سه‌‌گام، و نويسنده غنایی، نانا دارکوآ سکیاما.

بی‌بی‌سی در صفحه اینترنتی معرفی این صد زن این گونه نوشته است:

این دهمین فصل از فهرست ۱۰۰ زن است و بنابراین از این فرصت استفاده می‌کنیم تا پیشرفت‌هایی را که در دهه گذشته انجام شده است، بررسی کنیم با توجه با تعداد رهبران زن و جنبش من‌هم، گام‌های بلندی در راستای حقوق زنان برداشته شده است ولی زنان بسیاری از نقاط دنیا هنوز احساس می‌کنند راه درازی در پیش دارند.

این فهرست همچنین نشان‌دهنده نقش زنان سراسر جهان در میان درگیری‌ها در سال ۲۰۲۲ است - از معترضان زن که شجاعانه خواهان تغییر در ایران هستند تا زنان حاضر در جنگ و مقاومت در اوکراین و روسیه.

امسال برای نخستین بار از صد زنی که قبلا در فهرست بودند درخواست کردیم تا کسانی را معرفی کنند که به اعتقاد آنها شایستگی قرار گرفتن در فهرست سال ۲۰۲۲ را دارند.

از جمله زنان ایرانی که در لیست ۱۰۰ زن تاثیرگذار قرار گرفتند می‌توان به گوهر عشقی، نرگس محمدی، سپیده قلیان، نیلوفر بیانی، نازنین زاغری، الناز رکابی، رویا پیرایی، زر«زهرا»امیرابراهیمی، لیلی ایران، زارا محمدی، زنانی که گیسوی خود را می‌برند، را می‌توان اشاره کرد.

زارا محمدی، مدرس
زارا محمدی که یکی از پایه‌گذاران انجمن اجتماعی فرهنگی نوژین است بیش از یک دهه است که زندگی‌اش را در شهر مادری‌اش سنندج، صرف تدریس زبان کردی کرده است.
قانون اساسی ایران می‌گوید که استفاده از زبان‌های منطقه‌ای و قومی در فضای آموزشی کاملاً مجاز است ولی وکلا و کنشگران می‌گویند که در عمل وضع چنین نیست در نتیجه کودکان نمی‌توانند زبان مادری‌شان را در مدرسه بیاموزند. دولت ایران محمدی را متهم به «تشکیل گروه‌ها و تجمعات غیرقانونی به قصد اخلال در امنيت ملی» کرد و او را به پنج سال حبس محکوم کردند. او از ژانویه سال ۲۰۲۲ در زندان به سر می‌برد.

لیلی، معترض ایرانی
یکی از تصاوير نمادین اعتراض‌های جاری در ایران زنی جوان است که از پشت از او فیلم گرفته شده است که دارد موهای خود را به شکل دم اسبی می‌بنند و آماده ادامه اعتراض در خیابان می‌شود. عکس او نماد شهامت معترضان شد ولی هویت او با حديث نجفی زن ۲۲ ساله‌ای که در طی تظاهرات جاری کشته شد، اشتباه گرفته شد.
زن واقعی پشت این عکس در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفت که «برای آدم‌هایی مثل حدیث نجفی و مهسا امینی خواهد جنگید». او گفت که ما از رژيم ايران «با تهدید به کشته شدن نمی‌ترسیم. ما به آزادی ایران امید داریم.»

زر امیرابراهیمی، هنرپیشه
زر امیرابراهیمی، بازیگر و فیلم‌ساز برنده جایزه، امسال اولین زن ایرانی شد که جایزه بهترین هنرپیشه کن را با خاطر بازی‌اش در عنکبوت مقدس برد. این فیلم بر اساس داستانی واقعی از قاتلی زنجیره‌ای است که کارگران جنسی را به قتل می‌رساند.
امیرابراهیمی بعد ازاینکه خودش قربانی پورن انتقام‌جویانه شد و حرکتی برای بدنام کردن او به خاطر زندگی عاشقانه‌اش گریبان‌گیرش شد، برای پرهیز از تعقیب و محاکمه مجبور به ترک ایران شد. در سال ۲۰۰۸ او به پاریس آمد و شرکت خود را به نام تولیدات علمبیک پایه‌گذاری کرد و همچنان به ساختن حرفه‌ای درخشان هم در برابر و هم در پشت دوربین ادامه می‌دهد.

نیلوفر بیانی، متخصص محیط زیست
نیلوفر بیانی از فعالان حفاظت محیط زیست یکی از چندین فعال محیط زیستی است که در سال ۲۰۱۸ در ایران بعد از استفاده از دوربین‌هایی برای ردگیری گونه‌های در حال انقراض بازداشت شدند. آنها متهم به گردآوری اطلاعات محرمانه از مناطق حساس راهبردی شدند و بیانی به ده سال حبس محکوم شد.
بیانی مدیر برنامه بنیاد میراث محیط زیست ايران بود که کارش نجات یوزپلنگ آسيایی و گونه‌های ديگر است. در سندی که به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده است، او می‌گوید که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی او را تحت «شديدترین شکنجه‌های روانی، عاطفی و جسمی و تهدیدهای جنسی به مدت حداقل ۱۲۰۰ ساعت قرار داده‌اند.» مسئولان ايران اين اتهامات را انکار میکنند.

الناز رکابی، صخره‌نورد
صخره‌نورد ایرانی الناز رکابی در مسابقه آسیایی کره جنوبی در اکتبر در میانه اعتراض‌ها علیه حجاب اجباری در کشورش، بدون روسری رقابت کرد. او در مسابقات چهارم شد ولی محبوبیت فراوانی میان معترضان ایرانی به دست آورد. عده بسیاری در فرودگاه تهران هنگام بازگشت‌اش به کشور از او استقبال کردند و در رسانه‌های اجتماعی از او ستایش شد.
بعداً در پست او در صفحه اینستاگرام‌اش مطلبی منتشر شد که گفته بود حجاب او «سهواً» افتاده است و از مردم ایران در مصاحبه‌ای در تلويزیون حکومتی به خاطر «ابهامات و نگرانیها» عذرخواهی کرد. اما منبعی به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که مصاحبه او اعتراف اجباری بوده است.

نازنین زاغری-رتکلیف، بریتانیا/ایران، فعال خيریه
«دنیا باید متحد شود تا ديگر هيچ‌کس به خاطر کاری که انجام نداده است به گروگان گرفته نشود یا به زندان نیفتد». اينها جملات نازنین زاغری-رتکلیف بودند پس از این‌که بعد از پویشی بسیار طولانی توسط همسرش ریچارد که به دولت بریتانیا فشار می‌آورد که دنبال آزادی او بروند و اختلاف بر سر بدهی تاریخی به ایران را حل کنند، مسئولان ايرانی در ماه مارس او را آزاد کردند.
نازنین هنگام تعطيلات در سفر ایران به همراه دخترش در سال ۲۰۱۶ به طور خودسرانه بازداشت شد و بعد به عنوان مهره‌ای ديپلماتیک ازاو استفاده شد و مسئولان ايرانی او را گروگان گرفتند تا به دولت بریتانیا فشار بیاورند. او شش سال در زندان بود – ابتدا دادگاه انقلاب او را محکوم به تلاش برای براندازی نظام ايران کرد. وقتی حکم اول او در سال ۲۰۲۱ به پایان رسید، حکم دیگری برای او صادر شد و تا زمان انجام توافقی دیپلماتیک در ایران نگه داشته شد. زاغری-رتکلیف قویاً همه اتهامات را رد کرده است و به همراه همسرش مشغول نوشتن خاطرات‌اش است.

گوهر عشقی، کنشگر مدنی
گوهر عشقی نماد پايداری و استقامت در ایران شده است. پسرش ستار بهشتی وبلاگ‌نويسی بود که ده سال پیش در بازداشت جان‌اش را از دست داد و عشقی از آن زمان خواهان اجرای عدالت بوده است و مسئولان ایران را متهم به شکنجه و قتل می‌کند.
او یکی از اعضای «مادران دادخواه ايران» است که گروهی هستند که خواهان عدالت برای قتل فرزندانشان هستند. او آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران را شخصاً مسئول مرگ فرزندش می‌داند و یکی از امضاکنندگان نامه‌ای در سال ۲۰۱۸ بود که در آن خواستار استعفای او شده بودند. طی اعتراض‌های امسال بعد از مرگ مهسا امینی، عشقی در اعلام همبستگی با معترضان روسری‌اش را برداشت.

سپیده قلیان، پویشگر سیاسی
سپیده قلیان دانشجوی حقوق به خاطر حمایت از حقوق کارگران در استان خوزستان در جنوب غرب ایران به پنج سال حبس محکوم شد. او چهار سال آخر را در چهار زندان مختلف ایران از جمله در اوین گذراند که محل اصلی نگهداری زندانیان سیاسی است و در اکتبر ۲۰۲۱ به آنجا منتقل شد.
او از زندان هم کارش را ادامه داد و نواری صوتی به بیرون فرستاد و در آن رفتار «غیرانسانی» با خود را توصیف کرد. او صدای زندانیان زن است و موقعی که با وثیقه بیرون بود کتابی نوشت درباره «شکنجه» و «بی‌عدالتی»ای که زنان در زندانهای ايران تجربه می‌کنند.

نرگس محمدی، پویشگر حقوق بشر
نرگس محمدی روزنامه‌نگار و نامزد جایزه صلح نوبل نایب رئیس مرکز مدافعان حقوق بشر است و پویش خستگی‌ناپذيری را برای لغو مجازات اعدام انجام داده است. طی تظاهرات اخیر، او نامه‌ای از زندان اوین نوشت و در آن از سازمان ملل خواست که جلوی صدور حکم اعدام توسط دولت ایران برای معترضان را بگیرد.
در سال ۲۰۱۰، محمدی به ۱۱ سال زندان محکوم شد که بعداً به ۱۶ سال افزایش یافت چون هنگام مرخصی با وثیقه در سخنرانی‌ای از رفتار با زندانیان در اوین انتقاد کرده بود. مستند او «شکنجه سفید» به بررسی زندان انفرادی بر اساس مصاحبه‌های‌اش با ۱۶ زندانی سابق می‌پردازد. دو فرزند او به همراه همسرش تقی رحمانی که کنشگر سیاسی است در تبعید زندگی می‌کنند.

زنانی که گیسوی خود را می‌برند، معترض ایرانی
امسال بعد از مرگ مهسا امینی دختر ۲۲ ساله کردی که گشت ارشاد در روز ۱۳ سپتامبر در تهران به جرم نقض قوانین سخت‌گیرانه ایران برای پوشاندن موی خود با حجاب یا روسری بازداشت کرده بود، در ایران اعتراض‌های گسترده‌ای شکل گرفت.
امسال ما می‌خواستیم از نقشی که زنان در اعتراض‌ها ايفا کرده‌اند و برای آزادی‌شان علیه حجاب اجباری جنگیده‌اند تقدیر کنیم.
گيسو بریدن یکی از نمادهای جنبشی شده است که به افراد مشهور و ستاره‌ها، سياستمداران و پويشگران سراسر جهان هم سرایت کرده است. بعضی جوامع در ایران آن را نشانه سنتی عزاداری می‌دانند.

رویا پیرایی، کنشگر
در ماه سپتامبر عکسی از رؤیا پیرایی عالم‌گیر شد. مادر ۶۲ ساله او مینو مجیدی در کرمانشاه، بزرگترین شهر کردزبان ایران هنگام اعتراض توسط نیروهای امنیتی گلوله خورد و کشته شد. پيرایی کنار گور مادرش با سری تراشیده ايستاد و موی خود را در دست گرفت و با استواری به دوربین چشم دوخت.
اعتراض‌های ضد حکومتی که در سراسر ايران گسترش يافته‌اند در منطقه‌ای کردنشين به دنبال مرگ مهسا امينی دختر ۲۲ ساله کرد آغاز شد. پيرایی از آن زمان با رئیس‌جمهور فرانسه امانوئل مکرون ديدار کرده است تا حمايت بین‌المللی را برای اعتراض‌هایی که ادامه دارند جلب کند.

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 20:54
دانشجو بانگِ بلندِ دادخواهی است!

به نام زن، به نام ایران، به نام خدای رنگین‌کمان

روزها و ماه‌هایی برق‌آسا از برابر چشمان بهت‌زده مردم ایران می‌گذرند. شتاب حوادث امان نمی‌دهد به‌رسم ایرانی‌گری‌مان، برای یکایک جان‌باختگان راه آزادی -از خدانور تا ژینا، از شهریار تا نیکا- چندان که بایسته و شایسته است، به عزا بنشینیم. هنوز جانِ نازنینی در خاک آرام نگرفته، جانِ ناشکیبای دیگری بر خاک می‌افتد؛ و دریغا که نمی‌دانند آسمانِ غم‌زده‌ی این سرزمین، هزاره‌هاست که غرق ستاره‌هاست.

اکنون که در میانه‌ی سومین ماهِ اعترضاتِ مردمِ ایران، قرینِ روزی شده‌ایم که به نامِ ما نام نهاده‌اند، رسمِ مروت نیست اگر با صدای رسا از رستاخیز شکوهمند مردم ایران حمایت نکنیم. دانشجو بانگِ بلندِ دادخواهی است و چه بیدادگاهی‌ست که با نهیبِ نفیرِ آینده‌سازانِ یک سرزمین، فرو نریزد؟

دیری است که دلسوزان و روشنفکران این مرز و بوم به مسئولان نهیب می‌زدند که روندهای موجود در حاکمیت، جز به مهلکه‌ای مهیب و ویرانیِ جبران‌ناپذیر نمی‌انجامد؛ دریغا که «میانِ پنجره و دیدن، همیشه فاصله‌ایست...».

روزی که قلبِ نازنین مهسا امینی، فرزند دلبند ایران‌زمین به دست ناآگاهانی نانجیب از طپش باز ایستاد، خشمِ انباشته و فروخفته‌ی ایرانیان از سال‌ها بی‌عدالتی، تبعیض، دروغگویی، فساد، فقر، بی‌اخلاقی، بی‌قانونی، رانت‌خواری، شایسته‌ستیزی، تحجر، اختلاس، جرم‌انگاری حقوق شهروندی، دو قطبی‌سازی، نفرت‌پراکنی قومی و افراطی‌گرایی به مثابه فوران یک آتشفشان خاموش بر سپهر ایران خودنمایی کرد.

مردمِ به ستوه آمده از فریادی که سال‌ها شنیده نمی‌شد، این آخرین دارایی ارزشمندشان، جانِ شریفِ خویشتن را به آوردگاهی نابرابر آوردند. این در وطنِ‌ خویش غریبان، اکنون سه ماه است در نبردِ تن با گلوله، پناهِ بی‌پناهیِ همدیگر شده‌اند. هر جان‌باخته، شاخه‌ای است که سروِ سترگِ آزادی‌خواهی را افراشته‌تر کرده و بر مزارِ هر شهید، مادری است که خود به تنهایی یک لشکر است. این دادخواهی را پایانی نیست الّا به چیرگیِ آرمانِ آزادی.

نابخشودنی‌ترین گناه اما شاید «خیانت به واژه‌ها» باشد؛ طی چهار دهه استقرار نظامِ جمهوری، امروز شاهدیم که ادبیات رسمی و دولتی برای فهمیده شدن نیاز به ترجمه دارد؛ واژه‌های باشکوه برای توصیفِ مفاهیمِ فرومایه و واژه‌های سخیف برای توصیفِ مفاهیم شکوهمند به استخدام در می‌آیند. این شیوه‌ی راهزنی به واژگان ختم نشده و به تمامیِ ساحت‌ها نیز سرایت کرده است؛ ربودنِ پیکرِ جان‌باختگانِ اعتراضات، مصادره هویت شهدای راهِ آزادی، برچسب‌زنی به زندانیانِ سیاسی، دشمن‌پنداریِ مردم، دوست‌انگاریِ دشمنانِ قسم‌خورده‌ی ایران، مرجعیت‌زدایی از کنش‌گرانِ دلسوز و محبوبِ جامعه ایرانی و بالاخره قدیس‌سازی از بدخواهانِ بدطینت، همه و همه گواهی بر این امر است.

اینک صاحبانِ حقیقیِ این ملک، خسته از ده‌ها سال بر دوش کشیدنِ تابوتی که در آن مُرده‌ای نیست، در میان بُهتِ جهانیان، قاعده بازی را بر هم زده و بر آوارِ ویرانه‌های آرزوهایشان، آوازِ زنده‌گی سر داده‌اند؛ تا دیگر بار به یادمان آورند که اُمید هرگز نخواهد مُرد.

دانشگاه تهران، دانشگاهی که همواره در این سالیان بیرق‌دار و پیش‌گامِ مطالبه‌گری بوده است، اینک به احترامِ این ایستادگی و بی‌باکی بی‌بدیلِ مردم، کلاه از سر برداشته است. دور نیست که این بیداریِ مبارکِ مردم ایران‌زمین، طلوعِ سپیده‌دمِ آزادی شود.

به مطلب می‌رسد جویای کام آهسته آهسته
مهِ نو می‌شود ماهِ تمام آهسته آهسته

دانشگاه تهران – ۱۶ آذر ۱۴۰۱

شوراهای صنفی دانشجویان کشور

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 14:24
ادعای انحلال «پلیس اخلاقی» فریبکارانه است

عفو بین‌الملل: جامعه جهانی نباید فریب ادعاهای مشکوک انحلال «پلیس اخلاقی» را بخورد

سازمان عفو بین‌الملل اظهارات دادستان کل جمهوری اسلامی پیرامون گشت ارشاد و سخنان دیگر مقامات حکومتی در این زمینه را «مبهم و متناقض» توصیف کرده و گفته که «ایران نباید بتواند در مورد خشونت مستمر علیه زنان و دختران که در قوانین حجاب اجباری گنجانده شده و با مصونیت مداوم برای مرتکبین خشونت همراه است جامعه جهانی را فریب دهد».

به گزارش بی‌بی‌سی، عفو بین‌الملل در بیانیه خود به نقل از مدیر منظقه‌ای این سازمان یادآور شده که «دهه‌هاست که جرم‌انگاری [پوشش] زنان و دختران تحت قوانین توهین‌آمیز و تبعیض‌آمیز حجاب اجباری توسط قوه قضاییه اعمال شده است».

او افزوده است که در حال حاضر، مقامات حکومتی «در مواجهه با خشم در ایران و در سطح جهانی نسبت به این شکل شدید تبعیض‌ و خشونت‌ جنسیتی صرفا برای فرار از مسئولیت، هزینه این اقدامات را به گردن یکدیگر می‌اندازند».

این سازمان به جامعه بین‌المللی و رسانه‌های جهان در مورد اقدامات گمراه‌کننده در این زمینه هشدار داده و گفته است که «حجاب اجباری در قانون مجازات ایران و سایر قوانین و مقرراتی گنجانده شده است که نهادهای امنیتی و اداری را قادر می‌سازد تا زنان را به صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت کنند و در صورت نپوشاندن موهای خود، از دسترسی آنان به مؤسسات عمومی از جمله بیمارستان‌ها، مدارس، ادارات دولتی و فرودگاه‌ها جلوگیری به عمل آورند».

در این بیانیه همچنین آمده است که «تا روزی که همه این قوانین و مقررات لغو نشده باشد، همان خشونتی که منجر به دستگیری و مرگ مهسا (ژینا) امینی در بازداشت شد، علیه میلیون‌ها زن و دختر دیگر ادامه خواهد داشت».

به گفته عفو بین‌الملل، «نظارت بر بدن زنان» مختص گشت ارشاد نیست بلکه «قوانین موهن، تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز ایران نه تنها به مأموران دولتی، بلکه به افراد لباس شخصی نیز اجازه می‌دهد تا زنان و دختران را به طور روزانه در ملاء عام مورد آزار و اذیت و تعدی قرار دهند».

عفو بین‌الملل در پایان گفته است که «یادآوری این نکته مهم است که معترضان در ایران فقط خواهان برچیده شدن «پلیس اخلاقی» نیستند، بلکه خواستار انتقال ایران به یک نظام سیاسی و حقوقی جدید هستند که به حقوق و آزادی‌های انسانی اولیه آنها احترام بگذارد».

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 13:45
دومین روز اعتصاب گستردە کسب‌وکارها در ایران

سه‌شنبه ۱۵ آذرماه، در هشتاد و دومین روز اعتراضات سراسری در ایران، ده‌ها شهر کشور شاهد بسته بودن مغازه‌ها و اعتصاب گسترده بازار بودند. این اعتصاب‌ها از صبح روز گذشته، دوشنبه ۱۴ آذر، در بیش از ۷۰ شهر ایران آغاز شد و قرار است فردا، چهارشنبه ۱۶ آذر نیز ادامه یابد.

در تهران از جمله خیابان سهروردی، کوچه تکیه دولت مرکز عیارسنجی طلا، بازار لوازم خانگی، لاله زار، بازار امین‌حضور، مغازه‌ها بسته بودند. براساس گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی در برخی نقاط تهران مراکز خرید پر از مأموران امنیتی بود. آن‌ها تلاش می‌کردند که مغازه‌ها را باز نگه دارند.

هم‌چنین از صبح روز سه‌شنبه ۱۵ آذر کسب‌وکارها در شهرهای اراک، چابهار (نوبندیان و بازارچه مرزی)، بوشهر (بازار قدیم ولیان)، کرمانشاه، شیراز (از جمله بلوار امیرکبیر، خیابان قدوسی و باهنر شمالی)، تبریز، مشهد، همدان، ساری، بجنورد، لاهیجان، بندر انزلی، گوهردشت کرج، قم، روانسر، جوانرود، پیرانشهر، پاوه، شهر قدس، بروجن، مرودشت، اسلام‌آبادغرب (شاباد)، کوزران کرمانشاه، شهرکرد، دیزج مرگور (ارومیه)، مهاباد، قروه، بندرعباس، کرمان، ابهر زنجان، اشنویه، تهران و... به حالت تعطیل در آمده است.

بر اساس منابع حقوق بشر کردستان، سه‌شنبه ۱۵ آذر، کسبه و بازاریان شهرهای ایلام، سرابله، اسلام‌آباد غرب، کرمانشاه، جوانرود، پاوه، روانسر، کامیاران، مریوان، سنندج، دهگلان، دیواندره، سقز، بانه، بوکان و مهاباد برای دومین روز متولی به اعتصاب پیوستند.


اصفهان؛ شعارنویسی بسیجی‌ها روی کرکره مغازه‌هایی که اعتصاب کرده‌اند

همزمان با اعتصاب گسترده ضد حکومتی در ایران، گزارش‌ها از پلمپ شماری از مغازه‌هایی حکایت دارد که در این روزها بسته مانده‌اند. فعالان سیاسی و رسانه‌ها می‌گویند پلمپ یا تهدید به پلمپ مغازه‌ها از جمله واکنش‌های حکومت به این اقدام اعتراضی است.

شبکه حقوق بشر کردستان نیز از تهدید کسبه و بازاریان توسط مأموران اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان خبر داده است. به گزارش این نهاد حقوق بشری، در شهرهای ایلام، کرمانشاه، روانسر و سنندج، نیروهای اداره اماکن با دستور دادستانی این شهرها در حال پلمب مغازه‌هایی هستند که در اعتصاب شرکت کرده‌اند.

روز گذشته رسانه‌های نزدیک به حکومت از پلمپ برخی مغازه‎‌های علی دایی در ایران خبر داده بودند. هر چند رییس صنف طلا و جواهرات و رستوران‌داران تهران در مورد پلمب مجموعه‌های علی دایی اظهار بی‌اطلاعی کردند.

گزارش‌ها از تهدید کسبه در حالی منتشر می‌شود که پیش از این مقام‌های حکومت گفته بودند کسبه و بازاریان به خاطر ناامنی و تهدید مغازه‌ها را بسته نگه داشته‌اند.

پیشتر غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران به دادستان‌های کشور دستور داد که از دستگاه امنیتی کشور بخواهند «عناصرتهدید کننده مردم شهروندان کسبه و کامیون داران را شناسایی و دستگیر کند.»

اکنون در شبکه‌های اجتماعی شماری از هواداران حکومت خواستار برخورد با کسبه معترض شده‌اند و تصاویری منتشر کرده‌اند که بر روی کرکره مغازه‌های شعارهایی نوشته نوشته شده است، از جمله #تحت‌نظر و «مغازه‌دار منافق».

«فارس»، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران، صبح دیروز اعلام کرد که رستوران و جواهرفروشی علی دایی، ستاره تاریخ فوتبال جهان به دلیل تعطیلی در روزهای ۱۴ تا ۱۶ آذر پلمپ شد. فارس علت پلمپ را همراهی دایی با فراخوان‌های اعتصاب علیه جمهوری اسلامی اعلام کرده است.

پیشتر برخی از افراد وابسته به حکومت تهدید کرده بودند، در صورت همراهی کسبه و اصناف با اعتصابات، حکومت باید با آن‌ها برخورد کند.

در همین راستا، سازمان حقوق بشری «هه‌نگاو» خبر داده است، نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی جهت بازگشایی مغازه‌ها در شهرهای سنندج، پاوه و کرمانشاه، اقدام به مسدود کردن حساب بانکی شماری از کسبه و بازاریان کرده‌اند.


منابع: بی‌بی‌سی، رادیو زمانه، شبکه‌های اجتماعی

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 12:55
بولتن‌نویس خبرگزاری فارس کیست و چرا بازداشت شد؟

رویداد۲۴ / رایان حسینی

روز گذشته صداوسیمای جمهوری اسلامی خبری منتشر کرد که در آن گفته شده بود «ع.ت» که اقدام به بولتن‌نویسی جعلی می‌کرده، بازداشت شده تا انگیزه‌های او مشخص شود. در گزارش صداوسیما نوشته شده که «این شخص خاص پیش از جنجال اخیر بولتن‌سازی به علت اشتباهات زیادش مورد اعتراض بسیار قرار گرفته بود.»

سابقه عباس توانگر در رسانه
برای کسانی که اندکی با دنیای سیاست آشنا هستند، مشخص بود که «ع.ت» همان «عباس درویش توانگر» قائم مقام خبر گزاری فارس و قائم مقام پیشین خبرگزاری تسنیم دو رسانه نزدیک به سپاه است. اهالی رسانه که در جلسات رسمی با مقامات جمهوری اسلامی شرکت می‌کنند، او را با «سررسید» معروفش می‌شناسد؛ سررسیدی که محتوای جلسات را از ابتدا تا انتها مو به مو در آن یادداشت می‌کرد و بدون اغراق او در هیچ جلسه‌ای بدون این سررسید معروف حاضر نمی‌شد؛ مگر آنکه رکوردش برای ضبط جلسات همراهش باشد.

عباس توانگر از روزنامه‌نگاران قدیمی اصولگراست که کارش را با روزنامه رسالت و احمد توکلی آغاز کرده است. او در دهه هفتاد دبیر اقتصادی روزنامه رسالت بود و در همان دوره برادرش مجتبی توانگر نیز با او همکاری می‌کرد و بعدها به مجلس راه یافت و اکنون نماینده تهران است.

زمانی که در ابتدای دهه هشتاد خبرگزاری فارس توسط سپاه تاسیس شد، عباس توانگر نیز به این خبرگزاری پیوست و تا رده سردبیری خبرگزاری هم پیشرفت کرد و زمانی هم که خبرگزاری تسنیم تاسیس شد، به رسانه جدید سپاه ملحق شد و بعد از مدتی بار دیگر با سمت «قائم مقام» به خبرگزاری «فارس» بازگشت.

ارتباط عباس درویش توانگر با جریان‌های اصولگرا
در گزارشی که صداوسیما از بازداشت عباس توانگر منتشر کرده، او صرفا خبرنگاری معمولی معرفی شده که به صورت سر خود، «بولتن‌نویسی» می‌کرده است، اما حقیقت آن است که نقش او بسیار فراتر از یک خبرنگار بوده است و درباره اینگونه می‌توان گفت که عمده تصمیمات در خبرگزاری با نظر او اتخاذ می‌شده است و مهمتر اینکه تا کنون چندین مدیرعامل به خبرگزاری‌های فارس و تسنیم آمده‌اند و رفته‌اند اما توانگر تنها چهره ماندگار تمام این سال‌ها بوده است و مهمتر اینکه در تمام جلسات امنیتی و سیاسی که با حضوران مدیران مسئول رسانه‌ها برگزار می‌شد، این عباس توانگر بود که در نقش مدیرعامل فارس و تسنیم شرکت می‌کرد و کمتر پیش می‌آمد که مدیر عامل رسانه های فارس و تسنیم در جلسات حاضر شود.

وقتی مراسم ختم مادر او برگزار می‌شد، حضور مقامات سیاسی و نظامی در آن مراسم نشان می‌داد که جایگاه توانگر برای اصولگرایان امنیتی کجاست؛ چنانچه وقتی سال ۱۳۹۱ با شکایت مستقیم دولت بازداشت شد، در عرض چند ساعت آزاد شد و پس از آزادی هم با لحنی قلدرمابانه برای دولت و قوه قضاییه خط و نشان می‌کشید: «بیش از ۳ ساعت و نیم از سوی بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه بازجویی شدم که به‌رغم معرفی وکیل و آمادگی این‌جانب برای معرفی کفیل یا وثیقه ملکی، بازپرس رأساً قرار بازداشت موقت مرا صادر کرد که البته با گذشت ۴ ساعت آزاد شدم. بنده تصور می‌کنم بازپرس پرونده برای صدور قرار بازداشت این‌جانب با شتاب‌زدگی و بدون توجه به تمامی زوایای حقوقی اقدام کرده است و حق شکایت قضایی در دادسرای انتظامی قضات را برای خود محفوظ می‌دانم.»

عباس توانگر حالا به اتهام بولتن‌نویسی برای مقامات نظام بازداشت شده است. ماجرای «بولتن‌های محرمانه» زمانی افشا شد که گروهی هکری به نام «بلک ریوارد» بیش از ۱۶۰ گیگابایت اطلاعات از خبرگزاری فارس منتشر کرد که بخشی از آن «بولتن‌هایی» بود که به ادعای این گروه هکری، برای فرماندهان سپاه ارسال می‌شده است. آنگونه که گروه هکری «بلک ریوارد» مدعی شده، این بولتن‌ها برای فرماندهان سپاه و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ارسال می‌شده تا آنها در جریان اتفاقات و اخبار کشور باشند.

بولتن‌های عباس توانگر در خبرگزاری فارس
برخی همکارانش در خبرگزاری فارس و تسنیم می‌گویند او بیشتر از آنکه برای خبرگزاری کار «خبری» کند، برای مقامات ارشد «خبرسازی» می‌کند و بیش از آنکه در «بولتن‌ها» تحلیل اخبار باشد، نوشته‌هایی به سبک گردش کار پرونده‌های نهادهای امنیتی تنظیم شده است و با همین سبک فعالیت در خبرگزاری را نیز ادامه می‌داد؛ کما آنکه به واسطه حضور او، خبرگزاری‌های فارس و تسنیم به پاتوق جلسات محفلی با اعضای ارشد رهپویان و ایثارگران تبدیل شده بود و در انتخابات نیز ابایی از اینکه از یک «جریان خاص» حمایت کند نداشت؛ اقدامی خلاف قانون انتخابات که اصل بی‌طرفی «رسانه‌ای که از بودجه بیت‌المال ارتزاق می‌کند» را در ایام انتخابات زیر سوال می‌برد، ولی این موضوع  نسبت به بولتن‌سازی و پرونده‌سازی برای توانگر بی‌خطرترین کار ممکن بود.

به گزارش رویداد۲۴ کسی که سال‌ها برای مهمترین مقامات نظامی و امنیتی و سیاسی «بولتن‌سازی» می‌کرد، روزی تصور نمی کرد که خودش به سوژه مهم «بولتن‌سازان» تبدیل شود. طوری که کار به احضار و بازداشت او برسد و آش آنقدر شور شود که کسی فعالیت‌های سازمان‌یافته و پیچیده‌اش را گردن نمی‌گیرد و صداوسیما هم او را به عنوان یک خبرنگار معمولی و فردی پرحاشیه و خودسرمعرفی کند، شاید ترکش‌های این رسوایی امنیتی و رسانه‌ای به خودشان بازنگردد.

یک کاربر اصولگرای شبکه‌های اجتماعی درباره گزارش صداوسیما نوشته «اینکه خانم آمنه سادات ذبیح‌پور به آقای عباس درویش توانگر سردبیر اسبق و قائم مقام فعلی خبرگزاری فارس و قائم مقام سابق خبرگزاری تسنیم می‌گوید «خبرنگار» فارس، مثل این است که معاون اول رئیس جمهور را یکی از کارمندان دولت بنامد.»

رسوایی فارس گیت و همینطور بولتن‌سازی توانگر برای مجموعه رسانه‌ای سپاه آنقدر دردسرساز بود که در اقدامی غیر منتظره، همزمان با اعلام خبر دستگیری او، بخش مهمی از آرشیو خبری و تصاویر عباس درویش توانگر معروف به «عباس سررسید» از خروجی دو خبرگزاری فارس و تسنیم پاک شد تا همانطور که قابل پیش‌بینی بود، واقعیت توسط خبرگزاری که شعارش «حقیقت روشن است»، پنهان شود.

یکی از مدیران خبرگزاری فارس البته به گزارش صداوسیما واکنش نشان داده و همزمان آمنه سادات ذبیح‌پور و «کسانی که به او گفته‌اند گزارش تهیه کند» را دروغگو خطاب کرده است: «با توجه به شناختی که از حاج عباس توانگر دارم، حتما وظیفه شرعی دفاع از ایشان بر گردنم است و با وجود انتقاداتی که به ایشان در حوزه خبر دارم و داشتم، گزارش صداوسیما را دروغ می‌دانم و به ذبیح‌پور و هرکسی که به او گفته این گزارش را کار کند، دروغگو می‌گویم.»

اختلاف میان صداوسیما و بخش‌های خبری رسانه‌های اصولگرا همچنان ادامه دارد و مشخص نیست این اختلاف چه پیامدهایی دارد؛ چنانچه در دوره‌ای اختلاف در اعضای سپاه، به جدا شدن بخشی از آنها و تاسیس خبرگزاری تسنیم در کنار خبرگزاری فارس منجر شد. تا کنون نیز اصولگرایان در مواجهه با «موضوع عباس توانگر» دو واکنش متضاد داشته‌اند. یک دسته توانگر را فردی معمولی و خودسر معرفی کرده‌اند و بخش دیگر معتقدند اساسا «بولتن» در کار نبوده است و اینها پرونده‌سازی برای عباس توانگر است.

عبدالله گنجی که بخشی از کار رسانه‌ای سپاه را بر عهده دارد، در توییتی توانگر را تلویحا خودسر توصیف کرده و نوشته «به عنوان کسی که چندین سال عضو شورای سیاستگذاری فارس بودم اعلام می‌کنم یک بار نه بولتن دیدیم نه در جلسات شورای مذکور طرح شد. این کار را شخص خاصی انجام می‌دهد که از قضا در فارس هم کار می‌کرد. در تابستان ۹۹ خبری از بنده زده بود که صحت نداشت وقتی به مدیر فارس اعتراض کردم گفت ما در فارس نه بولتن داریم و نه من بولتن می‌خوانم. من به آن شخص اعتراض کردم که گفت برو تکذیب کن. اما منطق چیست؟ رسانه اخبار فرا رسانه‌ای را از کجا می‌آورد و به چه کارش می‌آید؟ از سیستم امنیتی کشور می‌گیرد؟ سیستم امنیتی چنین ریسکی می‌کند؟ مثلا اطلاعات سپاه خبر را به یک نفر در فارس می‌دهد و او آن را برای فرمانده سپاه می‌فرستد؟ یعنی اطلاعات سپاه نمی‌تواند مستقیم به فرمانده سپاه خبر بدهد یا فرمانده نمی‌تواند از زیرمجموعه خود بگیرد؟ ... هر موقع کسی هم اعتراضی به مدیر فارس کرد پاسخ شنید که ربطی به فارس ندارد.»

خبرگزاری فارس و مجموعه سپاه تا کنون به صورت رسمی درباره «عباس درویش توانگر» موضعی نگرفته‌اند و سوالات مختلفی بدون پاسخ مانده است؛ سوالاتی مثل اینکه ۱) اگر فارس وجود بولتن را تکذیب کرده، پس چرا توانگر بازداشت شده است؟ ۲) چرا بخشی از نهاد‌های امنیتی، جایگاه یکی از مهمترین چهره‌های رسانه‌ای خود را به یک خبرنگار معمولی تقلیل داده‌اند؟ ۳) چرا بخشی از تصاویر و اخبار توانگر از خبرگزاری‌های فارس و تسنیم پاک شده است؟ و در نهایت اینکه ۴) اگر ماجرای هک اسناد خبرگزاری فارس رخ نداده بود، آیا عباس توانگر بدون نگرانی و دلهره در حاشیه امنی که همواره برای «جریان خودی» وجود دارد، همچنان  به شغل پیشین خود مشغول بود؟

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 12:07
محکومیت پنج نفر به اعدام به اتهام قتل یک بسیجی

مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، در نشست خبری روز سه‌شنبه ۱۵ آذر، از صدور حکم اعدام برای پنج نفر با اتهام قتل یک بسیجی خبر داد و گفت که سه تن از متهمان این پرونده که زیر ۱۸ سال دارند، به «زندان‌های طویل‌المدت» محکوم شده‌اند. او تاکید کرد رسیدگی به پرونده قتل «حافظان امنیت» در مشهد و اصفهان نیز به‌سرعت ادامه دارد.

به گزارش ایندیپندنت فارسی، پس از مرگ روح‌الله عجمیان، بسیجی عضو نیروهای سرکوبگر، در تاریخ ۲۱ آبان، دادگاه انقلاب کرج ۱۶ تن از جمله سه کودک را به اتهام دست داشتن در قتل او دستگیر کرد. منابع حقوق بشری پیش‌تر هشدار داده بودند که متهمان این پرونده از حق دسترسی به وکیل محروم‌اند. سخنگوی قوه قضاییه نیز در نشست روز سه‌شنبه، از صدور احکام اولیه برای این متهمان خبر داد و گفت که علاوه بر صدور حکم اعدام برای پنج نفر، ۱۱ متهم دیگر از جمله سه کودک به زندان‌های طولانی محکوم شده‌اند.

ستایشی با طرح این ادعا که نگاه قوه قضاییه «ایجاد آرامش و آسایش» میان آحاد جامعه است، گفت که با دستور قوه قضاییه، یک هزار و ۲۰۰ تن از «افرادی که در اغتشاشات» نقش لیدری نداشتند»، آزاد شده‌اند؛ اما این به معنای چشم‌پوشی کامل از اقدام‌های «آشوبگران» نیست و پرونده‌های آنان با «مداقه و تمسک به موازین شرعی» رسیدگی می‌شود.

سخنگوی قوه قضاییه در بخش دیگری از سخنانش، دستگیری معترضان را انکار کرد و مدعی شد که جمهوری اسلامی ایران برای معترضان احترام قائل است و کسی را صرفا به دلیل اعتراض بازداشت نکرده است. او در ادامه ادعاهایش افزود: «ما فقط با اغتشاشگرانی که به جان و مال و ناموس و اموال عمومی و دولتی معترض شدند و علیه امنیت کشور اقدام کردند، کار داشتیم و برخی از آن‌ها در بازداشت‌اند.»

اسناد افشاشده از جلسه‌ای محرمانه‌ به ریاست غلامعلی حدادعادل آشکار می‌کند که نهادهای امنیتی در پی مطالبه علی خامنه‌ای، به جای صدور حکم محاربه، دنبال اعدام متهمان به نام قصاص‌اند. مسعود ستایشی نیز در نشست خبری روز سه‌شنبه، این موضوع را تلویحا تایید کرد و گفت که خون‌های ریخته‌شده پایمال نمی‌شوند و دادگاه متهمان و مسببان این حوادث به‌سرعت برگزار خواهد شد.

سخنگوی قوه قضاییه رسانه‌های خارج از ایران را به «میدان‌داری قتل و تعرض، انحراف افکار عمومی و ایجاد آشوب و اختلال و حمایت از افراد وابسته» متهم کرد و مدعی شد که آن‌ها «صلاحیت» ندارند درباره «روندهای قانونی» اظهارنظر کنند. ستایشی در ادامه، معترضان بازداشت‌شده را به «تخریب و تحریق» اموال عمومی متهم کرد و افزود: «اگر این‌ها معترض‌اند، پس تروریست چه کسی است؟»

ستایشی به سوال خبرنگاران درباره تعداد اتباع خارجی بازداشتی در خیزش سراسری اخیر پاسخ نداد و تنها گفت که این افراد با اتهام‌ «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی» دستگیر شده‌اند و رسیدگی به پرونده آنان ادامه دارد.

سخنگوی دستگاه قضایی در واکنش به سخنان محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، که از تعطیلی گشت ارشاد خبر داده بود، نیز گفت که حجاب یک موضوع «فراقوه‌ای است و درباره آن سه قوه باید صحبت کنند و کارشناسانه تصمیم بگیرند. این‌گونه نیست که یک قوه بخواهد در مورد حجاب اظهارنظری بکند».

ستایشی درباره احکام تاییدشده برخی متهمان خیزش سراسری، ادعا کرد که روند بازپرسی آنان با حضور «قضات باسابقه و تحقیقات شبانه‌روزی» انجام شده است. او شمار بازداشتی‌های اخیر را اعلام نکرد اما گفت که عمده پرونده‌های مهم به صدور کیفرخواست و ارسال به دادگاه منتهی شده‌اند.

سخنگوی قوه قضاییه مدعی شد که برای دستگاه قضایی، «سرعت توام با دقت» مهم است؛ اما شواهد آشکار می‌کند که حکومت قصد دارد با هدف ارعاب معترضان و خاموش کردن شعله اعتراض‌ها، به صدور و اجرای احکامی مانند اعدام سرعت دهد.

ستایشی صدور حکم بدوی «محاربه و فساد فی‌الارض» برای هفت تن از معترضان را تایید کرد و گفت که این احکام در دیوان عالی کشور، قابل فرجام‌خواهی‌اند.

سخنگوی دستگاه قضایی درباره بازداشت عباس توانگر، جانشین مدیرعامل خبرگزاری فارس، نیز گفت: «تاکنون چیزی درباره ارتباط دادن بولتن‌های منتشرشده به خبرگزاری فارس دریافت نشده است. یکی از افراد شاخص این خبرگزاری اخبار را بدون صحت‌سنجی جمع‌آوری کرده‌ و همین موارد موردتعرض واقع شده‌اند. فردی که در این زمینه مرتکب این اقدام و عمل شد، به‌موجب قرار صادره در بازداشت است. تحقیقات از این فرد ادامه دارد و بولتن‌ها به مجموعه سپاه پاسداران ارتباطی ندارند.»

iran-emrooz.net | Tue, 06.12.2022, 10:37
عبدالحمید تعرض جنسی به زندانیان زن را تایید کرد

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان می‌گوید بر اساس اخبار و روایت برخی از محبوسین به برخی از زندانیان زن «تعرض» صورت گرفته است.

او در توییتی نوشت «اخباری مبنی بر تعرض جنسی به زندانیان زن به قصد تحقیر، سرکوب و اعتراف اجباری در رسانه‌ها بازتاب یافته و روایت برخی از زندانیان مؤید این امر است.»

مولوی عبدالحمید در ادامه گفت: «در صورت اثبات، قطعا بزرگ‌ترین مفسدان فی‌الارض مرتکبین همین جنایات هستند».

او خطاب به قوه قضائیه نوشت «این افراد را محاکمه و به اشد مجازات برساند».

به گزارش بی‌بی‌سی، پیشتر شبکه خبری سی‌ان‌ان با انتشار یک گزارش تحقیقی از «تعرض جنسی و تجاوز» به بعضی از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در زندان‌های ایران خبر داد.

سی‌ان‌ان این گزارش را با استناد به شهادت تعدادی از بازداشت‌شدگان آزاد شده یا منابع بیمارستانی منتشر کرد و تایید کرده که زنان جوان و دختران و پسران نوجوان در زندان‌ها مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

علیرغم محدودیت رسانه‌ها، ‌سی‌ان‌ان از ۱۱ مورد خشونت جنسی علیه معترضان در زندان های ایران مطلع شده و توانسته تقریبا نیمی از آنها را تایید کند.

اغلب موارد تجاوز و آزار جنسی مربوط به غرب ایران و مناطق کردنشین از جمله در بازداشتگاه‌های ارومیه است.

هواداران حکومت و بسیاری از طلاب و رهبران مذهبی به اعتراضات اخیر و نقش پررنگ زنان در آن تاخته‌اند و بعضا خواستار تشدید برخورد با اعتراضات و مسئله بی‌حجابی شدند.

ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در واکنش به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان درباره تجاوز و تعرض جنسی به برخی معترضان بازداشت شده در ایران یک روز بعد گفته بود استفاده مقام‌های ایرانی از خشونت جنسی به عنوان ابرازی برای سرکوب اعتراضات، شجاعت معترضان ایرانی را بیش از پیش در برابر چنین اقدامات شنیعی پررنگ می‌کند که (حکومت ایران) به منظور ارعاب و پایان دادن به اعتراضات در پیش گرفته است.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفته است به نظر می‌رسد که رهبری ایران در تلاش برای خاموش کردن صدای منتقدان خود از هیچ کاری فروگذار نمی‌کند.

پیشتر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی در اوین در نامه‌ای سرگشاده به جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران از او خواست درباره تعرض به زنان بازداشتی تحقیقی ویژه انجام دهد.

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 23:58
تایم: بسیاری از بسیجی‌ها یا اوباش‌اند یا فرصت‌طلب‌

ایندیپندنت فارسی: مجله تایم روز دوشنبه، ۵ دسامبر ۲۰۲۲، به بررسی نقش بسیج در سازمان سرکوب جمهوری اسلامی پرداخت و ضمن اشاره به این نکته که در طی ۸۰ روز گذشته دستکم ۴۰۰ تن از مردم معترض به‌دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به‌قتل رسیده‌اند، نوشت: مسئولیت بخش قابل توجهی از کشتار معترضان، مجروح‌شدن و همچنین بازداشت آنها بر عهده نیروهای بسیج است.

گزارش مجله تایم بسیج را سازمانی معرفی می‌کند که رهبران نظام جمهوری اسلامی اعضای آن را با این هدف آموزش می‌دهند تا در لحظه وقوع بحران‌های سیاسی ابایی از سرکوب مخالفان حکومت ایران نداشته باشند.

این مجله آمریکایی در بخشی از گزارش خود، از قول یک دانشجوی علوم سیاسی ساکن تهران نوشت: «بسیج یکی از پیچیده‌ترین ساخته‌های حکومت اسلامی است.» این فرد در عین‌حال به مجله تایم می‌گوید اعضای بسیج مسلح‌اند، شستشوی مغزی شده‌اند و مقام‌های جمهوری اسلامی می‌توانند آنها را علیه مخالفان بسیج کنند.

این دانشجو، که به‌دلیل ملاحظات امنیتی نخواست نام واقعی‌اش در گزارش ذکر شود، از بسیج به‌عنوان سازمانی یاد می‌کند که مقام‌های جمهوری اسلامی آن را به چشم «نیرویی شکست‌ناپذیر» نگاه می‌کنند.

با تمامی این اوصاف در فرازی از این گزارش به این نکته‌ اشاره شده است: بسیج را تنها باورمندان به ایدئولوژی اسلامی حکومت ایران تشکیل نداده‌اند، بلکه در میان آنها «اراذل‌واوباش و افراد فرصت‌‌طلب» نیز حضور زیادی دارند.

مجله تایم می‌نویسد این گروه از اعضای بسیج به‌هیچ عنوان به اصول حکومت اسلامگرای ایران باور ندارند و تنها دلیل‌شان برای عضویت در بسیج به‌دست آوردن امتیازهای سیاسی و اقتصادی و همچنین رسیدن به موقعیت‌های شغلی است.

مجله تایم، در ارتباط با دلایل پیوستن خرده جنایتکارهای شهری به بسیج، می‌نویسد بسیاری از این افراد جزو شهروندهایی‌اند که با احکام سنگین قضایی روبرو شده‌اند و حالا به‌منظور عفو یا تخفیف در مجازات‌ به عضویت بسیج درآمده‌اند. بر اساس گزارش تایم، برخی دیگر از اعضای بسیج مفسدان اقتصادی‌اند که عضویت در بسیج این امکان را به آنها می‌دهد تا در زد‌وبندهای مالی و معاملات بزرگ اقتصادی، خاصه معاملات نفتی، مشارکت داشته باشند.

نویسنده گزارش در اثبات ادعای خود در مورد استفاده از خرده جنایتکارهای شهری در بسیج به اظهارات حسین همدانی، از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در سال ۱۳۹۶ در سوریه کشته شد، اشاره می‌کند. همدانی پس از موفقیت سازمان سرکوب جمهوری اسلامی در پایان دادن به اعتراضات گسترده سال ۱۳۸۸ گفت سپاه پاسداران پنج هزار «اراذل‌واوباش» را سازماندهی کرد و در سرکوب معترضان از آنها استفاده کرد.

تایم تاکید می‌کند که اگرچه این سازمان سیاسی، نظامی، عقیدتیِ وابسته به جمهوری اسلامی در ظاهر بسیار قوی و شکست‌ناپذیر به‌نظر می‌رسد اما تحقیقات تایم نشان می‌دهد که بسیج نزدیک به هشت میلیون نفر عضو دارد؛ رقمی که چیزی نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت فعلی مردم ایران را تشکیل می‌دهد.

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 19:38
نامه نسرین ستوده و محمد سیف زاده درباره محاکمه معترضان

دوستان و فعالان حقوق بشر
ملت شریف ایران

همچنانکه می‌دانید، طی دوماه و نیم گذشته پس از خیزش مردم در اثر اقدامات غیرقانونی مکرر مامورانی که باید حافظ و نگهبان قانون می‌شدند، تعداد زیادی از هموطنان مان بازداشت و روانه‌ی زندان شده‌اند.

همچنانکه می‌دانید این افراد از حق قانونی خود، حق اجتماعات و راهپیمایی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصل ۲۷ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است، استفاده کرده‌اند. اما اکنون نه تنها در خیابان یا بازداشتگاه‌ها مورد اذیت و آزار غیرقانونی قرار می‌گیرند، بلکه سایه‌ی هولناک احکام اعدام نیز بر سر آن‌ها سنگینی می‌کند.

از آنجا که اکثر این افراد در دادگاه‌های انقلاب محکوم شده‌اند که فاقد وجاهت قانونی هستند و از آنجا که این افراد از حق داشتن وکیل مستقل محروم بوده‌اند و همچنین به دلیل فقدان دادرسی عادلانه در قوه قضاییه و بی‌طرف نبودن قضات رسیدگی کننده، احکام صادره به هیچوجه قانونی و قابل دفاع نیستند. بویژه آنکه حق حیات تعدادی از هموطنان‌مان را وجه‌المصالحه‌ی قدرت حاکم قرار داده‌اند.

همچنانکه بسیاری از وکلا و فعالان مدنی در سراسر دنیا خواسته‌اند، ما امضا کنندگان این نامه نیز، به عنوان کسانی که طعم تلخ زندان را چشیده‌ایم و دغدغه‌ای جز رعایت حقوق انسان‌ها نداریم، رئیس فعلی قوه قضائیه را که در حال حاضر قدرت اعمال حاکمیت در این قوه را در اختیار خود قرار داده است، با وظایف قانونی‌اش روبرو می‌کنیم و ضمن تاکید بر ازادی بی‌قید و شرط کلیه‌ی بازداشت شدگان، اکیدا می‌خواهیم تا ضمن جلوگیری از هرنوع اقدام غیرقانونی و ادامه‌ی بازداشت معترضان، به ویژه این اطمینان روشن و واضح به مردم داده شود که هیچیک از هموطنان‌مان اعم از کرد و بلوچ و لر و ترک و فارس زبان در معرض صدور یا اجرای حکم اعدام قرار نمی‌‌گیرند.

چنین اطمینانی می‌تواند در آینده‌ی ایران نقش به سزایی در پایان دادن به مجازات اعدام و هر نوع مجازات سالب زندگی انسان‌ها ایفا نماید و آغازی باشد بر پایان دادن به مجازاتی که در سراسر دنیا مطرود شده است.

نسرین ستوده، سید محمد سیف زاده

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 19:01
تنها ۲۵ درصد روس‌ها حامی جنگ پوتین هستند

رادیو فردا: در دهمین ماه از یورش نظامی روسیه به اوکراین، نتایج یک نظرسنجی در روسیه نشان می‌دهد که تنها ۲۵ درصد از شهروندان این کشور حامی جنگ هستند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس و نشریه آمریکایی یواس‌ای تودی، نتایج نظرسنجی هفته گذشته در سایت «مدوزا» که از رسانه‌های مستقل روسی محسوب می‌شود، منتشر شده است.

«مدوزا» نوشته که این نظرسنجی محرمانه به درخواست کرملین صورت گرفته و این سایت به نتایج آن دسترسی یافته است.

۵۵ درصد از شهروندان روسیه گفته‌اند که حامی مذاکره با اوکراین هستند.

داده‌های انتشار یافته در سایت «مدوزا» کمابیش شبیه آماری است که چند روز پیش در نظرسنجی مرکز «لِوادا» منتشر شده بود. این مرکز روسی خود را «مستقل» می‌خواند.

در آن نظرسنجی نیز که در میان ۱۶۰۰ شهروند روس انجام شده بود، ۵۳ درصد گفته بودند که خواهان پایان جنگ و مذاکرات صلح با اوکراین هستند.

با این حال، در نظرسنجی «لوادا» ۴۱ درصد گفته بودند که روسیه تا تحقق مطالباتش باید به جنگ ادامه دهد. «لوادا» درصد خطای احتمالی در نظرسنجی خود را ۳.۴ درصد اعلام کرده بود.

کرملین در برابر هر دو نظرسنجی سکوت کرده است.

اما وزارت دفاع بریتانیا که جنگ روسیه را رصد و ارزیابی می‌کند، روز ۱۳ آذر نوشت که با وجود تقلای شدید مقامات روسیه برای کنترل افکار عمومی، مردم این کشور در دوره اخیر شرایط جنگی را به طرز ملموس‌تری در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند، و این امر، باعث چرخش نظرات عامه روس‌ها علیه جنگ شده است.

بنا به ارزیابی وزارت دفاع بریتانیا، نظر به دشواری‌های ارتش روسیه در کسب پیروزی میدانی در ماه‌های آینده، کرملین برای حفظ توازن در افکار عمومی روسیه در قبال جنگ، با سختی بیشتری روبرو خواهد شد.

آوریل هینز، رئیس اطلاعات ملی آمریکا، شامل ۱۶ نهاد و سازمان اطلاعاتی و امنیتی، روز ۱۲ آذر به شبکه ای‌بی‌سی گفت جنگ روسیه با سرعت آهسته‌تری در جریان است و ارزیابی این است که این روند آهسته در ماه‌های آتی نیز ادامه یابد.

فراخوان سه ماه پیش ولادیمیر پوتین برای «بسیج محدود» نیروهای ذخیره، با موج بزرگ فرار مردان جوان از کشورشان روبرو شد.

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 16:30
همراهی شورای مدیریت گذار با فراخوان اعتصاب سراسری

بیانیه شورای مدیریت گذار
همراه و همگام پیش به سوی اعتراضات و اعتصابات سراسری

جنبش دانشجویی
جمهوری اسلامی از همان آغاز، استقرارش را بر پایه دشمنی با دانشگاه و دانشجو و دانش شروع کرد. رهبر این انقلاب آقای خمینی دانشکاه را لانه فساد نامید و با راه اندختن انقلاب فرهنگی و بازداشت، اعدام و پاکسازی گسترده دانشجویان، تلاش کرد دانشگاه را که یکی از کانون های اصلی انقلاب بود به حوزه ای برای تبلیغ انقلاب اسلامی تبدیل کند. اولین برآمد جنیش دانشجویی در دوره زمامداران اسلامی نیز در تیر ماه سال ۱۳۷۸ با دخالت سرداران سپاه بشدت سرکوب شد.

در انقلاب زن- زندگی- آزادی، جنبش دانشجویی بعد از بیش از یک دهه سکوت پیشاهنگ مبارزه سترگی شد که در همه جای ایران بعد از مرگ ژینا امینی شعله‌ور گشت. در این دوران دانشجویان ایرانی در جغرافیای گسترده دانشگاه‌های ایران به راستی دوباره نماد عقلانیت، آگاهی و انسانیت این مرز و بوم شدند و با رویکردی متفاوت نسبت به جنبش‌های دانشجویی گذشته با سیمایی مدرن، ابتکارات و شعارهای متنوع و کم‌نظیر پرچمدار همبستگی ملی، دفاع از ارزش‌ها و حقوق انسانی این انقلاب گشتند. بدون شک بایستی حضور پررنگ جمعیت زنان در دانشگاه‌ها را یک عامل مهم در بیداری و نوزایی جنبش دانشجویی دانست.

جنبش دانشجویی اخیر توانسته خودش را از سلطه ارزش‌های حکومتی برهاند و تلاش می‌کند که استقلال دانشگاه را از حکومتی که طی دهه‌ها آن را از طریق وابستگان خود به بخشی از بدنه ساختار سیاسی تبدیل کرده بود، باز ستاند. امروز جنبش دانشجویی پرچمدار اندیشه و مبارزه علیه تبعیض در برابر خشونت نظام الهی شده است و باید نقش پر رنگ آن را در پیروزی تا کنونی مردم قدردان بود.

کانون‌های مردمی جنبش انقلابی مردم ایران
کانونهای مردمی در ادامه مبارزه ای که علیه حکومت اسلامی در تمام کشور عزیزمان جاری است برای روزهای ۱۴، ۱۵، و ۱۶ آذر ضمن حمایت از جنبش دانشجویی فراخوان های متعددی را منتشر کرده اند و خواستار اعتراضات و اعتصابات گسترده برای نگهداری از دستاوردهای تا کنونی این انقلاب و پیشبرد مبارزه علیه جمهوری جنایتکار و کودک کش جمهوری اسلامی شده اند.

جوانان محلات تهران، تشکل های بیش از سی شهر کشور، شورای صنفی فرهنگیان و نهادهای مختلف دیگری از شهرهای گوناگون و خود تشکل های دانشجویی در سراسر کشور مردم ایران را دعوت کرده اند تا باز هم همبستگی قدرتمند و پر شکوه ملی ایرانیان را در خیابان های شهرهای ایران به نمایش بگذارند.

شورای مدیریت گذار ضمن قدردانی از دانشجویان شجاع کشور و نقش برجسته آنها در گذار به دموکراسی، پشتیبانی خود را از فراخوان سراسری این تشکل‌ها اعلام می‌کند. حضور گسترده مردم در همه مناطق ایران و نشان دادن عزم مشترک و اراده ملی با تعطیل کردن کسب و کارها در این سه روز، پیروزی بزرگ دیگری را بر تارک انقلاب زن- زندگی- آزادی نقش خواهد زد.

هرچه مستحکم تر باد همبستگی ملی برای گذار از جمهوری اسلامی
پیروز باد انقلاب زن- زندگی- آزادی

دبیرخانه مرکزی شورای مدیریت گذار
۱۴ اذر ۱۴۰۱

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 11:00
آغاز اعتصاب‌ عمومی سه روزه در ایران

براساس گزارش‌ها، تصاویر و فیلم‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی در هشتادویکمین روز جنبش سراسری در ایران، شهرهای مختلف کشور شاهد اعتصاب بازار، بستن مغازه‌ها و اعتصاب کارگری بودند.

این اعتصاب سراسری صبح دوشنبه ۱۴ آذر در پی فراخوان‌هایی آغاز شد که در روزهای اخیر چه در شبکه‌های اجتماعی و چه به‌شکل اطلاعیه و تراکت در شهرهای مختلف منتشر و پخش شدند. این فراخوان‌ها مردم را به اعتراض و اعتصاب سراسری در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر دعوت می‌کردند.

گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که روز دوشنبه مغازه‌های بیشتر شهرهای کردستان، از جمله سنندج، سقز، بوکان، بانه، مریوان، قروه، دهگلان، کامیاران، دیواندره تعطیل بودند.

همچنین در شهرهای کرمانشاه، گیلان‌غرب، مهاباد، اشنویه، جوانرود، ارومیه و اشنویه، شیراز، تبریز، اردبیل، بندرانزلی، لاهیجان، اراک، کرمان، کازرون، ایلام، شهرکرد، سبزوار، بوشهر، بجنورد، شهریار، اصفهان، بجنورد، همدان، کرج، دزفول، رشت، روانسر، چابهار اعتصاب بازاریان برقرار بود.

تصاویری که از تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نشان می‌دهد که مغازه‌داران لاله‌زار، چراغ‌برق، ستارخان، روازه شمیران، خیابان سعدی، روشندلان، شهرک شریعتی، بازار بزرگ و نازی‌آباد در اعتصاب بسر می‌برند.

تصاویر دیگری از تهران حکایت از آن دارد که گروهی از مردم در ایستگاه مترو تجمع کرده و شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند.

گزارش شده که مغازه داران خیابان «باغ سپهسالار»، «ولیعصر»، «لاله زار»، «دروازه شمیران»، «عبدل آباد» و مجتمع تجاری «بوستان» تهران هم در اعتصاب بسر می‌برند.


تبریز، اعتصاب کسبه

بازاریان و مغازه‌داران «اسلامشهر» در استان تهران نیز از دیگر اعتصاب‌کنندگان امروز گزارش شده‌اند.

کسبە و بازاریان میدان تره بار شهر «دزفول» در استان خوزستان هم نخستین چراغ اعتصاب‌ها در این استان را روشن کردند.

کسبە و بازاریان «شاهین شهر»، «زرین‌شهر» و «سپاهان‌شهر» در استان اصفهان در نخستین روز از اعتصابات سراسری سه روزه اعتصاب خود را آغاز کردند.

آن‌طور که تصاویر و فیلم‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد، فروشگاه‌ها و مغازه‌های «گوهردشت» و «فردیس» در کرج هم اعتصاب کرده‌اند.

بر اساس فیلم‌های که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، بازاریان و مغازه‌داران شهر شیراز نیز اعتصاب کرده‌اند.

تبریز از دیگر کلان‌شهر‌های مهمی است که گزارش‌ها حکایت از آن دارد که بازاریان این شهر نیز دست به اعتصاب زده‌اند.

از شهر بجنورد مرکز استان خراسان شمالی هم تصاویری منتشر شده که نشان می‌دهد بازاریان و مغازه داران در اعتصاب بسر می‌برند.

در استان بوشهر هم بازاریان و مغازه داران شهر «جم» و بندر «گناوه» از نخستین اعتصاب‌کنندگان گزارش شده‌اند.

از خیابان «بوعلی» شهر همدان هم فیلم‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد کسبه این خیابان در اعتصاب بسر می‌برند.

اعتصاب کسبه در تهران

اعتصاب کسبه در شیراز

اعتصاب کسبه در بیش از ۷۰ شهر کشور

کانال تلگرامی «وحیدآنلاین» شامگاه دوشنبه ۱۴ آذر  ۱۴۰۱ گزارش داد که از اعتصاب کسبه در بیش از ۷۰ شهر ایران تصاویر ویدویی دریافت کرده است. اسامی این شهرها از این قرار است:

سنندج، شیراز، لاله‌زار تهران، کرمانشاه، اصفهان، بابل، رشت، بوشهر، بازار بزرگ تبریز، کرج، کرمان، اراک، بروجرد، بجنورد، دیواندره، بازار چراغ برق تهران، شهرکرد، قزوین، دهگلان، مرودشت، پاوه، قم، اصفهان، جلفا، بهبهان، خیابان ستارخان تهران، مجتمع تجاری بوستان پونک تهران، میدان نقش جهان اصفهان، جامی اصفهان، شیراز، شهرکرد، شهر کوزران در استان کرمانشاه، مریوان، ایلام، سقز، شیراز، فردیس کرج، دزفول، چابهار، خیابان سعدی تهران، بازر فرش تبریز، طلافروشان تجریش تهران، گوهردشت کرج، باغ سپه‌سالار تهران، خیابان ولی‌عصر تهران، خیابان نادر شیراز، بازار طلا در بوشهر، خیابان عفیف‌آباد شیراز، بجنورد، اراک، کامیون‌داران همدان، خیابان سعدی رشت، زرقان، کازرون، اوز در استان فارس، شاهین‌شهر، میرداماد تهران، کارخانه سیمان سپاهان اصفهان، بازر بزرگ اصفهان، زرین‌شهر، بازار لوازم یدکی تهران، بندرعباس، بازار کهندژ اصفهان، کرمان، کامیونداران سنندج، بوشهر، کسبه خانه اصفهان، رانندگان ماهدشت، کرمان، قزوین، مرودشت، ارومیه، نازی‌آباد تهران، چهارباغ اصفهان، سمنان، ایذه، شهرضا، بابل، فلاورجان، همدان.

اعتصاب کارگران

در روز دوشنبه همچنین کارگران شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر دومین روز اعتصاب خود را آغاز کردند. اعتراض آن‌ها به نابرابری مزدی و اجرا نشدن طرح طبقه‌بندی مشاغل است. آن‌ها گفته‌اند تا رسیدن به خواسته‌های خود به اعتصاب ادامه خواهند داد.

براساس گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، همچنین در بندرعباس، کارکنان آلومینیوم المهدی در حمایت از اعتصاب سراسری روز دوشنبه دست از کار کشیدند.

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت نیز با انتشار اطلاعیه‌ای از فراخوان به سه روز اعتراضی ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر حمایت کردند. در این اطلاعیه گفته‌شده «معلمان، کادر درمان و پزشکان، رانندگان کامیون، کسبه و مغازه‌داران بازار و مردم در شهرهای مختلف همبستگی خود را با این فراخوان اعلام داشته‌اند» و «ما کارگران پیمانی پروژه‌ای نفت در کنار همه مردم کشور از این سه روز اعتراضی حمایت می‌کنیم».

آن‌ها همچنین خواهان آزادی «همه کارگران زندانی. معلمان بازداشتی، دانشجویان و دانش‌آموزان بازداشت‌شده و همه ده‌ها هزار بازداشت‌شده» و همچنین لغو «احکام محاربه و زندان» شدند.

در شبکه‌های اجتماعی همچنین تصاویری از اعتصاب کارمندان شرکت آلومینیم «المهدی» بندرعباس، دومین تولیدکننده بزرگ آلومینیوم در ایران منتشر شده است.

دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هم با انتشار فراخوان‌هایی اعلام کرده‌اند که در اعتصاب‌ها شرکت خواهند کرد.

از تحصن دانشجویان دانشکده برق دانشگاه «علم و صنعت» هم تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

دانشجویان دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز هم از نخستین دانشگاهیانی اعلام شده‌اند که چراغ اعتصاب‌های دانشجویی را روشن کرده‌اند.

گالری جواهرات «نور» در تهران، متعلق به علی دایی هم اعلام کرده که روزهای ۱۴، ۱۵، و ۱۶ آذر ماه تعطیل خواهد بود.

خبرگزاری فارس هم گزارش کرده که رستوران و جواهر‌فروشی علی دایی به به خاطر همراهی با فراخوان‌های اعتصاب پلمب شده است.

کیهان کلهر، نوازنده سرشناس ایرانی نیز در صفحه اینستاگرام خود از فراخوان‌های اعتراضی ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر حمایت کرده است.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در آخرین آمار خود اعلام کردند که از آغاز موج اعتراضات سراسری در ایران از ۲۶ شهریورماه ۴۷۱ نفر کشته شده‌اند که ۶۴ نفر از آن‌ها کودک و نوجوان بوده‌اند. همچنین ۶۱ نیروی امنیتی نیز کشته شده‌اند.

براساس این آمار شمار بازداشت‌شدگان ۱۸ هزار و ۲۱۰ نفر تخمین زده می‌شود و هویت سه‌هزار و ۵۴۶ نفر از بازداشت‌شدگان شناسایی شده است که ۵۸۵ نفر آن‌ها دانشجو هستند.

به‌گفته این نهاد مدافع حقوق بشر، از آغاز اعتراضات در ۲۶ شهریورماه تا کنون یک‌هزار و ۱۲۹ تجمع شهری و دانشگاهی در ۱۵۹ شهر انجام شده است. شمار دانشگاه‌های معترض ۱۴۳ مورد بوده است.


منابع: رادیو زمانه، ایندی‌پندنت، شبکه‌های اجتماعی

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 9:59
کارزار هکرهای حکومتی علیه فعالان حقوق بشر

ایران: هک فعالان، روزنامه‌نگاران، و سیاستمداران به دست عوامل مورد حمایت حکومت
کمپین ادامه‌دار فیشینگ گروه‌های مستقل را به خطر می‌اندازد

(بیروت، ۵ دسامبر ۲۰۲۲) – دیده‌بان حقوق بشر امروز گفت در کمپینی فیشینگ هویت و مهندسی اجتماعی ادامه دار، هکرهای تحت حمایت حکومت ایران دو نفر از کارکنان دیده‌بان حقوق بشر و حداقل ۱۸ نفر از فعالان، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، دانشگاهیان، دیپلمات‌ها، و سیاستمدار برجسته و فعال در موضوعات مرتبط با خاورمیانه را مورد هدف قرار داده‌اند.

تحقیق دیده‌بان حقوق بشر این حمله فیشینگ را به نهادی مرتبط با حکومت ایران به نام APT42 منسوب کرد که گهگاه با نام «بچه گربه ملوس» نیز شناخته می‌شود. تحلیل فنی که به شکل مشترک به دست آزمایشگاه امنیت عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر انجام شد ۱۸ قربانی دیگر را شناسایی کرد که در همین کمپین مورد هدف قرار گرفته‌اند. ایمیل و دیگر داده‌های حساس حداقل سه نفر از آنها در دسترس هکرها قرار گرفته است: خبرنگار یک روزنامه بزرگ آمریکایی، یک مدافع حقوق زنان ساکن منطقه خلیج فارس، و نیکلاس نوئه، مشاور تبلیغات سازمان پناهندگان بین‌الملل که در لبنان مستقر است.

عبیر غطاس، مدیر بخش امنیت اطلاعات دیده‌بان حقوق بشر گفت «هکرهای حکومت ایران به شکل تهاجمی در حال استفاده از تاکتیک‌های جمع‌آوری اطلاعات ورود به حساب‌های کاربری(credential harvesting) و مهندسی اجتماعی هستند تا به اطلاعات حساس و دفترچه تماس‌های گروه‌های جامعه مدنی و پژوهشگران حوزه خاورمیانه دسترسی پیدا کنند». او اضافه کرد «این امر خطری که متوجه روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر در ایران و دیگر نقاط منطقه می‌شود را به شدت افزایش می‌دهد».

در مورد سه نفری که از نفوذ در حساب‌هایشان اطلاع در دست است، مهاجمان به ایمیل‌ها، آرشیو حافظه کلاود، تقویم‌ها، و دفترچه تماس‌ها دسترسی پیدا کردند و همچنین گوگل تیک‌آوت را اجرا کردند؛ گوگل تیک‌آوت سرویسی است که داده‌های خدمات اصلی و فرعی یک حساب گوگل را اکسپورت می‌کند.

چندین شرکت امنیتی درباره کمپین‌های فیشینگ APT42 و هدف گرفتن مخالفان، گروه‌های جامعه مدنی، و پژوهشگران حوزه خاورمیانه گزارش داده‌اند. بیشتر آنها APT42 را بر اساس الگوهای هدف‌گیری و شواهد فنی شناسایی می‌کنند. سازمان‌هایی از جمله گوگل، رکوردد فیوچر، پروف‌پرینت، و ماندیانت گروه APT42 را به مقامات ایرانی منتسب می‌کنند. شرکت امنیت سایبری آمریکایی ماندیانت در ماه سپتامبر این فعالیت‌ها را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران منتسب کرد. شناسایی و نام بردن از یک بازیگر تهدید به پژوهشگران کمک می‌کند تا فعالیت سایبری ستیزه‌جویانه را مورد شناسایی، رهگیری، و پیوند قرار دهند.

در اکتبر ۲۰۲۲ یکی از کارکنان دیده‌بان حقوق بشر که در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا کار می‌کند در واتس‌اپ پیام‌هایی مشکوک از کسی دریافت کرد که تظاهر می‌کرد برای یک اندیشکده در بیروت لبنان کار می‌کند و او را به کنفرانسی دعوت می‌کرد. بررسی‌های مشترک نشان داد که لینک‌های فیشینگ ارسال‌شده از طریق واتس‌اپ، در صورت کلیک کردن روی آن‌ها، هدف را به یک صفحه لاگین جعلی هدایت می‌کردند که پسورد ایمیل فرد و کد تأیید را دریافت می‌کرد. تیم پژوهشی زیرساخت‌هایی را مورد بررسی قرار داد که لینک‌های مخرب را میزبانی می‌کردند و اهداف دیگری در این کمپین در حال ادامه را شناسایی کرد.

دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل با ۱۸ فرد برجسته شناسایی‌شده به عنوان اهداف این کمپین تماس گرفتند. پانزده نفر از آنها پاسخ دادند و تأیید کردند که آنها در بازه ۱۵ سپتامبر تا ۲۵ نوامبر ۲۰۲۲ پیام‌های واتس‌اپ مشابهی دریافت کرده‌اند.

در ۲۳ نوامبر ۲۲ دومین نفر از کارکنان دیده‌بان حقوق بشر نیز مورد هدف قرار گرفت. او همان پیام‌های واتس‌اپ را از همان شماره‌ای دریافت کرد که با دیگر هدف‌ها تماس گرفته بود.

تلاش‌های فیشینگ و مهندسی اجتماعی همچنان بخش‌های کلیدی حملات سایبری ایران هستند. از سال ۲۰۱۰ اپراتورهای ایرانی اعضای دولت‌های خارجی، نیروهای نظامی، و کسب و کارها، و همچنین مخالفان سیاسی و مدافعان حقوق بشر را مورد هدف قرار داده‌اند. در طول زمان این حملات در شیوه پیاده‌سازی آنچه «مهندسی اجتماعی» شناخته می‌شود پیچیده‌تر شده‌اند.

به گفته ماندیانت، شرکت امنیت سایبری در آمریکا، APT42 مسئول انجام چندین حمله فیشینگ در اروپا، آمریکا، و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بوده است. در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۲ دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا(اوفک) افراد مرتبط با گروه را تحت تحریم قرار داد.

بررسی‌ها همچنین ناکافی بودن حفاظت‌های امنیتی گوگل برای تأمین امنیت داده‌های کاربرانش را نشان داد. افرادی که به شکل موفق هدف حمله فیشینگ قرار گرفته‌اند به دیده‌بان حقوق بشر گفتند که آنها متوجه نشده بودند که به حساب جیمیل آنها نفوذ شده است یا گوگل تیک‌آوت آغاز شده است، زیرا هشدارهای امنیتی درباره فعالیت‌های حساب گوگل مورد پوش(push) قرار نمی‌گیرد و هیچ نوتیفیکیشن دائمی در اینباکس کاربر نمایش داده نمی‌شود و پیام پوش به اپ جیمیل افراد در گوشی‌هایشان ارسال نمی‌شود.

اکتیویتی امنیتی گوگل نشان داد که حمله‌کننندگان تقریباً بلافاصله پس از نفوذ به حساب اهداف دسترسی داشته‌اند و تا زمان اطلاع‌رسانی تیم تحقیقاتی دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل به هدف‌ها و کمک به آنها در رفع دستگاه‌های وصل شده مهاجمان، این دسترسی به حساب را حفظ کرده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر گفت گوگل باید فوراً هشدارهای امنیتی حساب جیمیل را تقویت کند تا از روزنامه‌نگاران، مدافعان حقوق بشر، و کاربرانش که بیش از دیگران در معرض ریسک هستند حفاظت بهتری به عمل بیاورد.

غطاس گفت «در خاورمیانه‌ای که پر از تهدیدهای نظارتی برای فعالان است، پژوهشگران امنیت دیجیتال نه تنها باید یافته‌هایشان را منتشر و ترویج کنند، بلکه باید برای حفاظت از فعالان، روزنامه‌نگاران، و رهبران جامعه مدنی مورد تهدید در منطقه اولویت قائل شوند».

***

تحلیل فنی کمپین فیشینگ

در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۲ یکی از کارکنان دیده‌بان حقوق بشر که در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا کار می‌کند در واتس‌اپ پیام‌هایی از کسی دریافت کرد که ادعا می‌کرد برای اتاق فکری در لبنان کار می‌کند و دریافت‌کننده پیام را به یک کنفرانس دعوت می‌کرد. این دعوتنامه فرمتی مشابه دعوتنامه‌های قبلی این اتاق فکر داشت، که حاکی از سطحی پیشرفته از مهندسی اجتماعی است. فردی که هویتش در این پیام‌های واتس‌اپ توسط گروه بازیگر تهدید APT42 جعل شده بود پیش از این در این اتاق فکر کار می‌کرد.

همکار دیده‌بان حقوق بشر پیام‌ها را به تیم امنیت اطلاعات فوروارد کرد و آنها تأیید کردند که این پیام‌ها تلاشی برای فیشینگ هستند. اگر این فرد روی لینک cutly[.]biz کلیک کرده بود، او به آدرس https://sharefilesonline[.]live/xxxxxx/BI-File-2022.html هدایت می‌شد که میزبان یک صفحه لاگین جعلی مایکروسافت است:

لینک فیشینگ ارسال‌شده به همکار دیده‌بان حقوق بشر شامل مسیری تصادفی از پنج کاراکتر متشکل از حروف کوچک و اعداد است، که حدود ۶ میلیون جایگشت را ممکن می‌کند، و این امکان را فراهم می‌کند که تمامی مسیرهای موجود در زیرساخت حمله‌کنندگان را برشمرد و به پیوندهای موجود دیگر دست پیدا کرد. این کار سبب کشف ۴۴ آدرس معتبر دیگر شد، و خیلی از آنها به یک صفحه فیشینگ منتهی می‌شد که آدرس ایمیل هدف را نمایش می‌داد. این صفحات فیشینگ مشخصاً برای تقلید از صفحه‌های لاگین مایکروسافت، گوگل، و یاهو ساخته شده بودند.

بررسی‌های بیشتر نشان داد که کیت فیشینگ اجازه عبور از شیوه‌های احراز هویت چندعاملی غیر از کلید امنیتی سخت‌افزاری را ممکن می‌ساخت. احراز هویت چندعاملی(MFA)، که غالباً احراز هویت دوعاملی یا 2FA نامیده می‌شود، نیازمند شیوه‌های ثانویه احراز هویت علاوه بر پسورد است. عوامل ثانویه دوم شامل کد موقتی ارسال‌شده با پیامک، کد موقتی داده‌شده در یک اپ گوشی هوشمند(مثل FreeOTP یا Google Authenticator)، و کد تولیدشده توسط یک کلید امنیتی سخت‌افزاری(مثل Yubikey یا Solo Key) می‌شود. با استفاده از شیوه‌های فنی مختلف امکان‌پذیر است که جعبه ابزار فیشینگی ایجاد کرد که بعد از ارسال کد موقت توسط پیامک یا اپ گوشی هوشمند از احراز هویت چندعاملی عبور کرد. در حال حاضر برای کیت‌های فیشینگ امکان ندارد که از احراز هویت چندعاملی عبور کنند که از کلید سخت‌افزاری استفاده می‌کند.

چت‌های واتس‌اپ افرادی که از هدف‌گرفته شدن موفقشان اطلاع در دست نشان می‌دهد که حمله‌کنندگان در زمان کلیک کردن هدف‌ها روی لینک‌های فیشینگ مرتباً با آنها در تماس بوده‌اند. پس از آن که هدف‌ها اطلاعات ورودشان را در صفحه فیشینگ وارد می‌کردند از آنها خواسته می‌شد تا کدی را در صفحه‌ای برای عبور از 2FA وارد کنند، و حمله‌کنندگان از آن برای دسترسی به حساب ایمیل آنها استفاده می‌کردند. کیت‌های فیشینگ با امکانات عبور از MFA حداقل از سال ۲۰۱۸ معمول بوده‌اند، و آزمایشگاه امنیت عفو بین‌الملل چندین استفاده از چنین کیت‌هایی را علیه مدافعان حقوق بشر در ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ ثبت کرده است.

هدف گرفتن روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر به دست APT42

علاوه بر دو همکار دیده‌بان حقوق بشر، عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر ۱۸ حساب ایمیل دیگر را نیز شناسایی کردند که در جریان این کمپین مورد هدف قرار گرفته بودند. این عده شامل ۶ روزنامه‌نگار می‌شدند.

دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل با همه افراد تماس گرفتند و ۱۵ نفر پاسخ دادند. آنها تأیید کردند که همه آنها در بازه زمانی ۱۵ سپتامبر تا ۲۵ نوامبر ۲۰۲۲ هدف رویکرد مهندسی اجتماعی مشابهی قرار گرفته‌اند. بین ۲۰ فرد مورد هدف، حداقل سه نفر مورد نفوذ بازیگر تهدید قرار گرفته بودند. تأیید نفوذ منجر شد تیم پژوهشی به اطلاعاتی بیشتر از فرایند استخراج داده‌ها دست پیدا کند. همچنین دیده‌بان حقوق بشر با قطع اتصال مهاجمان با حساب‌های روزنامه‌نگاران و ایمن‌سازی دوباره حساب‌ها این روزنامه‌نگاران را مورد پشتیبانی قرار داد.

این نفوذ به مهاجمان امکان دسترسی به ایمیل‌ها، درایو حافظه کلاود، تقویم‌ها، و دفترچه تماس‌های افراد مورد هدف را داد. در حداقل یک مورد، فرد مهاجم میل‌باکس او را سینک کرده و دست به اجرای گوگل تیک‌آوت زده بود؛ سرویسی که همه فعالیت‌ها و اطلاعات یک حساب از جمله سرچ‌های وب، پرداخت‌ها، سفرها و مکان‌ها، تبلیغ‌های کلیک‌شده، فعالیت در یوتیوب، و دیگر اطلاعات حساب را اکسپورت می‌کند. این جامع‌ترین و مداخله‌جویانه‌ترین شیوه استخراج داده‌های یک حساب گوگل است.

اکتیویتی امنیتی گوگل نشان داد که حمله‌کننندگان تقریباً بلافاصله پس از نفوذ به حساب اهداف دسترسی داشته‌اند و تا زمانی که دیده‌بان حقوق بشر به هدف‌ها اطلاع‌رسانی کرد و به آنها کمک کرد تا دستگاه‌های وصل شده مهاجمان را قطع کنند، یعنی حدود پنج روز، این دسترسی را حفظ کرده‌اند.

انتساب

تیم امنیت اطلاعات دیده‌بان حقوق بشر با اطمینانی بالا و بر اساس نشانگرهای فنی ویژه مرتبط با این حملات فیشینگ و زیرساخت‌های عملیاتی مورد استفاده مهاجمان در زمان دسترسی به حساب‌های تحت نفوذ، این حملات را به بازیگر تهدید ایرانی APT42 منتسب می‌کند که علاوه بر این از سوی پروف‌پرینت TA453، از سوی مایکروسافت فسفر، و از سوی کلیراسکای و سرتفا «گربه ملوس» خوانده می‌شود. فهرست اهداف APT42 که دیده‌بان حقوق بشر شناسایی کرده است همگی مرتبط با خاورمیانه، از جمله ایران، می‌شوند و یک حساب مورد نفوذ از یک آدرس آی‌پی در تهران مورد دسترسی قرار گرفته بود. چندین سازمان بر پایه تحقیقات خودشان درباره کمپین‌های مرتبط این انتساب را تأیید کرده‌اند.

سازمان‌های زیادی از جمله گوگل، و شرکت‌های امنیت سایبری مثل رکوردد فیوچر، و پروف‌پرینت، که حملات APT42 را مورد بررسی قرار داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که APT42 از سوی مقامات ایرانی هدایت می‌شود. شرکت امنیت سایبری آمریکایی ماندیانت در ماه سپتامبر این فعالیت‌ها را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران منتسب کرد.

سورس کد صفحه فیشینگ استفاده‌شده علیه این ۲۰ نفر شامل کد جاوااسکریپتی می‌شود که بسیار به کدی شبیه است که در یک صفحه فیشینگ میزبانی‌شده روی دامین mailer-daemon[.]net در نوامبر ۲۰۲۲ مورد استفاده قرار گرفته بود و بخشی از کمپین فیشینگی بود که توسط رکوردد فیوچر به بازیگر تهدید ایرانی APT42 منتسب شده بود. همین کد در اوت ۲۰۲۱ درcontinuetogo[.]me یافته شده بود که بخشی از کمپین فیشینگی بود که از سوی گوگل به بازیگران تهدید تحت حمایت حکومت ایران منتسب شده بود.

دومین نفر از کارکنان دیده‌بان حقوق بشر، که در ۲۳ نوامبر ۲۰۲۲ مورد هدف قرار گرفت، همان پیام‌های واتس‌اپ را از همان شماره‌ای دریافت کردند که با دیگر هدف‌ها تماس گرفته بود. لینک مخرب به اشتراک گذاشته‌شده با او روی mailer-daemon[.]org میزبانی می‌شد و مهاجمان از همان کوتاه‌کننده آدرس(cutly[.]biz) برای پنهان کردن اسم کامل دامین استفاده کرده بودند.

استفاده از کوتاه‌کننده‌های آدرس جعلی، غیرمعمول، و سفارشی پیش از این در حمله‌های منتسب به دیگر بازیگران تهدید ایرانی مثل فسفر علیه اهداف اسراییلی و آمریکایی در ژوئن ۲۰۲۲ دیده شده بود. آنها از litby[.]us استفاده کرده بودند.

بررسی زیرساخت مهاجمان نشان داد که همان گروه دامین uani[.]us را ثبت کرده بودند؛ دامینی با آدرس جعلی که گروه ذی‌نفوذ مستقر در آمریکا به نام اتحاد علیه ایران هسته‌ای را کپی می‌کند که در نوامبر ۲۰۲۱ هدف گربه ملوس قرار گرفته بود.

همه آدرس‌های آی‌پی مورد استفاده برای اتصال به حساب‌های مورد نفوذ از سرویس Express VPN بودند. با وجود این، دیده‌بان حقوق بشر یک آدرس آی‌پی ایرانی، 5.160.239.XXX، را پیدا کرد که به اینباکس یکی از اهداف وصل شده بود. این احتمالاً آدرس آی‌پی عمومی شبکه فرد مهاجم است، که شاید در نتیجه غفلت آنها از فعال کردن وی‌پی‌ان خود قبل از اتصال افشا شده باشد.

یکی از ویژگی‌های بسیار قابل توجه گروه‌های تهدید تحت حمایت حکومت ایران فیشینگ هدف‌گیری شده با دقت بالا و تکنیک‌های مهندسی اجتماعی و جعل هویت برگزارکنندگان کنفرانس‌ها و اجلاس‌ها برای اعتمادسازی و برقراری رابطه با اهدافشان است. در این حمله APT42 از اتاق فکر مستقر در لبنان برای فریب دادن اهدافش استفاده کرد. سازمان‌دهندگان کنفرانس امنیتی مونیخ و اجلاس تینک۲۰(T20) در عربستان سعودی به شیوه مشابه مورد جعل هویت قرار گرفته‌اند.

گزارش اخیر ماندیانت درباره APT42 اطلاعات جزیی بیشتری درباره تفاوت‌ها و پیوندها بین گروه‌های APT35 و APT42 ارائه می‌کند. ماندیانت هر دو را به سپاه پاسداران ایران منتسب می‌کند. برای مثال، پس از انتشار این گزارش، سرتفا انتساب یک کمپین را از APT35 به APT42 تغییر داده است.

جزییات فنی اقدامات بعد از نفوذ و نشانگرهای نفوذ

دیده‌بان حقوق بشر در جریان تحقیقات از روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشری که مورد نفوذ این کمپین فیشینگ قرار گرفته بودند پشتیبانی به عمل آورد. این به دیده‌بان حقوق بشر این امکان را داد که از اقدامات پس از نفوذ مهاجمان کسب اطلاع کند.

در حداقل یک مورد مهاجمان دست به اجرای گوگل تیک‌آوت زدند؛ سرویسی که تمام اطلاعات و فعالیت‌های یک حساب از جمله سرچ‌های وب، پرداخت‌ها، سفرها و مکان‌ها، تبلیغ‌های کلیک‌شده، فعالیت در یوتیوب، و دیگر اطلاعات حساب را اکسپورت می‌کند. این جامع‌ترین و مداخله‌جویانه‌ترین شیوه استخراج داده‌های یک حساب گوگل است. استفاده از گوگل تیک‌آوت برای استخراج داده از حساب مورد نفوذ با خصوصیت‌های ابزار HYPERSCRAPE شناسایی‌شده توسط گروه تحلیل تهدید گوگل همخوانی دارد، اما دیده‌بان حقوق بشر بر اساس لاگ‌هایی که به آن دسترسی داشت نتوانست تأیید کند که این ابزار مورد استفاده قرار گرفته است یا خیر.

برای چندین هدف، مهاجمان میل‌باکس مورد نفوذ را به یکی از سرویس‌های مایکروسافت سینک کردند تا محتویات میل‌باکس را استخراج کنند. تا جایی که می‌دانیم این اولین باری است که این رفتار به عنوان تاکتیک پس از نفوذ مورد استفاده APT42 گزارش می‌شود.

اکتیویتی امنیتی گوگل نشان داد که مهاجمان تقریباً بلافاصله بعد از نفوذ به حساب اهدافشان به آنها دسترسی گرفته بودند و تا زمانی که ما به اهداف اطلاع دادیم و به آنها کمک کردیم تا وسایل متصل‌شده مهاجمان را قطع اتصال کنند به این دسترسی ادامه داده بودند.

بر اساس لاگ‌های امنیتی گوگل، ما آدرس‌های آی‌پی استفاده شده برای اتصال به حساب مورد نفوذ را شناسایی کردیم

ما نام کامپیوتر مشابهی را دیدیم که به همه حساب‌های مورد نفوذ وصل شده بود: DESKTOP-F8QNCC0.

نشانگرهای نفوذ

شماره‌های واتس‌اپس مورد استفاده مهاجمان:

+12343121624
+12092330560
+18045001154
cutly[.]biz

hxxps://sharefilesonline[.]live/xxxxxx/BI-File-2022.html

hxxps://sharefilesonline[.]live/xxxxxx/G-check-first.html

hxxps://sharefilesonline[.]live/xxxxxx/G-transfer.html

hxxps://sharefilesonline[.]live/xxxxxx/continue.html

hxxps://sharefilesonline[.]live/xxxxxx/index.php

hxxps://mailer-daemon[.]net/file=sharing=system/xxxxxx/first.check.html

hxxp://mailer-daemon[.]org/ xxxxxx /index.php

DESKTOP-F8QNCC0

5.160.239.XXX

If you would rather not receive future communications from Human Rights Watch, let us know by clicking here.
Human Rights Watch, 350 5th Ave, New York, NY 10118-0110 United States

برای گزارش‌های دیگر دیده‌بان حقوق بشر درباره ایران لطفاً از این صفحه بازدید کنید:
https://www.hrw.org/news/2022/12/05/iran-state-backed-hacking-activists-journalists-politicians
https://www.hrw.org/middle-east/north-africa/iran

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 9:37
آقاجری: جامعه خواهان تغییری اساسی است

روزنامه هم‌میهن
گفت‌وگو با هاشم آقاجری درباره رخدادهای جاری
عکس: امیر جدیدی

هاشم آقاجری استاد شناخته‌شده تاریخ در گفت‌وگوی حاضر، به تفصیل به ریشه‌ها و خاستگاه‌های اعتراضات کنونی می‌پردازد و روندی را که جامعه و سیاست ایران در چهل‌وچهار سال پیش طی کرده، بررسی می‌کند. او ضمن توجه به خودویژگی‌های اعتراضات اخیر، مثل برجسته شدن مقوله تقابل‌های نسلی و طرح جدی مسئله زنان، این اعتراضات را در ادامه اعتراض‌ها و مطالبات ایرانیان در این بازه زمانی می‌داند و معتقد است که موضوع اصلی، تقابل میان زیست جهان ایرانی با سیستمی است که در این دوره زمانی، نه‌فقط با مقتضیات زمان پیشرفت نکرده که حتی روندی نزولی را طی کرده است.

آقاجری با این‌همه تاکید دارد که در ارزیابی این رویدادها باید محتاط بود و از جوانان و جامعه انتظارات بیش از حد نداشت، زیرا در صورت ناکامی حداکثری این حرکت، امکان سرخوردگی و یأس فراگیر وجود دارد، فارغ از هزینه‌هایی که کل جامعه متحمل می‌شود. آقاجری معتقد است که باید به دموکراسی و گفت‌وگو روی آورد و از افراط و تفریط پرهیز کرد. گفت‌وگوی حاضر در بحبوحه وقایع اخیر در اتاق کوچک او در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس صورت گرفته است.
***

* در یک ماه اخیر کشور ما شاهد تحولات و حرکت‌هایی بوده است که در نوع خود در تاریخ ایران بی‌نظیر بوده است. طی این ایام بسیاری از کارشناسان حوزه‌های مختلف علوم انسانی به بحث و تحلیل این وقایع پرداخته‌اند. با توجه به اینکه تخصص شما در حوزه تاریخ است وقایع اخیر را با نگاهی تاریخی و علمی مورد بررسی قرار می‌دهید، می‌خواستیم دیدگاه خودتان را درباره این اتفاقات بفرمایید.

به لحاظ اینکه رشته من تاریخ است و پدیده‌ها را در بستر تاریخی آن می‌بینم، مواجهه من یک نگاه سیستمی فرایندی است. پدیده‌ای که در حال حاضر در جامعه ما جریان دارد حلقه‌ای از یک زنجیره که در هر حلقه ما اعتراض‌ها و شورش‌هایی می‌بینیم که هر کدام دارای خودویژگی‌هایی بوده است و موجب بسیج بخش‌هایی از جامعه ایران شده هر چند که در هر مرحله این شورش‌ها کنترل شده است. از دهه‌های قبل آغاز به تکوین و ظهور یافته و حداقل اگر به دوران پس از جنگ بازگردیم، شورش‌هایی را که ما در دهه ۷۰ داشتیم، شاهد تحولاتی در جامعه ایران بودیم که به‌تدریج جامعه ایران را وارد یک دوران اعتراضی کرد.

در دهه ۷۰ بر بستر ورود اقتصاد نئولیبرال و آنچه تحت عنوان تعدیل اقتصادی شروع شد به شورش‌هایی هرچند محدود دامن زد. در برخی از شهرها مطالبات ناشی از فقیرسازی و محرومیتی بود که بخشی از فرودستان جامعه ما با آن مواجه شده‌اند. تا اینکه به حرکتی بسیار نیرومند و سراسری می‌رسیم که بعدها موسوم به حرکت اصلاحات شد و دولتی را بر سرکار آورد به نام دولت اصلاحات که هدف آن و مطالبه مردمی که این دولت را روی کار آوردند رفرم درون‌سیستمی بود. اما آن حرکت هم که در حال حاضر حدود یک ربع قرن از عمرش می‌گذرد به بن‌بست رسید. بن‌بستی که یک بار دیگر در بعد از سال ۷۶ در سال ۸۸ در هیئتی به نام جنبش سبز ظهور کرد. این حرکت به‌طور مشخص مطالبات سیاسی درون‌سیستمی داشت. یعنی با شعار «رای من کو؟» و اعتراض به ادعای تقلب انتخاباتی مردم به صحنه آمدند. مردمی که عمدتا طبقه متوسط جدید شهری بودند و البته به لحاظ گستره جغرافیایی محدود به شهرهای بزرگ می‌شد یعنی تهران و برخی از مراکز استان‌ها اما خوب در عین حال میلیونی بود، مخصوصا درتهران که آن حرکت عظیم چندمیلیونی ۲۵ خرداد را ما شاهد بودیم؛ که آن هم کنترل شد.

در سال‌های بعد یعنی سال ۹۶ تا حدودی ۹۷ و مخصوصا آبان ۹۸ شاهد برآمدن حرکت‌های دیگری بودیم که عمدتا نیروهای شرکت‌کننده در این شرکت‌ها اقشار فرودست و حاشیه‌نشین در شهرهای کوچک و بسیار دورافتاده، اما به لحاظ گستره جغرافیایی بسیار گسترده در تمام کشور بود. در فاصله‌های سال‌های ۹۸ تا ۱۴۰۱ ما شاهد اعتراض‌های مطالباتی، طبقاتی و صنفی بودیم که طبقات و قشر‌های مختلف مردم هرکدام حول مطالبات معینی به صحنه آمدند. البته این اعتراضات خیلی فراگیر و سراسری نبود. به‌لحاظ طبقاتی و قشربندی اجتماعی محدود می‌شد به طبقه‌ای معین با مطالباتی مشخص اعم از اعتراضات کارگری، دهقانی حول محور آب و حرکت‌های معلمان، اعتراضات مال‌باختگان،  بازنشستگان، پرستاران و اصناف که ویژگی‌های اقتصادی آن بسیار برجسته بود.

در عین حال اعتراضات دانشجویی ما که از سال ۷۸ به‌طور خاص در تیر ۷۸ برآمد و سیستم را هم به‌شدت دچار نگرانی کرد، به‌طوری‌که مسئولین سیستم در قبال آن حتی واکنشی از خود نشان داد که حاکی از نوعی نگرانی بود که البته با کمک نیروهای امنیتی  و وعده‌هایی که دادند و ملاقات‌هایی که داشتند اطمینان خاطری ایجاد کردند که می‌توانند آن را کنترل بکنند و همین کار را هم کردند. حرکت دانشجویی البته در تمام این دوران وجود داشته، گاهی اوج می‌گرفت و گاهی در اثر برخورد‌ها به حالت کنونی در می‌آمد و در این دوره اخیر هم می‌بینیم دوباره اعتراضات دانشجویی رو به اعتلا گذاشته است.

در کنار حرکت دانشجویان، شاهد حرکت زنان هم بودیم که این البته در همان اسفندماه ۵۷ یعنی بعد از یک ماه پیروزی انقلاب در واکنش به آنچه که احساس می‌شد ممکن است حجاب اجباری در کار باشد، به صحنه آمدند اما این اعتراضات محدود بود و جامعه انقلابی آن دوره عمدتا با آن همراهی نکرد. سازمان‌های سیاسی و حتی روشنفکران بنا به دلایل ایدئولوژیکی و سیاسی‌ای که داشتند از آن فاصله گرفتند زیرا در چارچوب گفتمانی آن دوره مطالبات زنان بیشتر به عنوان نوعی مطالبات بورژوازی تلقی می‌شد و لذا آن حرکت تداوم پیدا نکرد و خیلی سریع جمع شد. اما در عین حال مقاومت زنان ایران به‌صورت بسیار ناملموس و فردی یا غیرسازمان‌یافته ادامه پیدا کرد تا اینکه همراه با اصلاحات دوباره جان تازه‌ای گرفت. نسبتا سازمان‌یابی خاصی پیدا کرد ولی با دستگیری‌ها و کنترل‌ها و البته عدم گسترش سراسری آن در دهه ۷۰ و ۸۰ مهار شد و به محاق رفت و بسیاری از فعالان زنان یا دستگیر شدند یا از ایران مهاجرت کردند.

* این حلقه جدید در زنجیره‌ای که ترسیم کردید، چه ویژگی‌هایی دارد؟

این حلقه جدید در این فرایند زنجیره‌ای حرکت‌ها باز یک خودویژگی‌هایی دارد که یکی از بارزترین خودویژگی‌های آن یک گسست نسلی است که در درجه اول نیرویی که به صحنه آمدند، جوانانی هستند عمدتا در فاصله سنی ۱۵ تا ۲۵ و ۳۰ ساله. پس در وهله اول این یک اعتراض جوانان محسوب می‌شود و در کنار آن هم البته زنان که شامل زنان، دختران و پسران جوان می‌شود. در واقع خودویژگی آن همانگونه که در شعار و تیپیک آن هست «زن، زندگی، آزادی» حرکت زندگی است که یک اعتراض فرهنگی است که می‌خواهد سبک زندگی خودش را خودش انتخاب کند و اجبار و اقتدار و قالب‌ریزی از بالا را با اتکا بر سیستم را بر نمی‌تابد و علیه آن قیام کرد.

* اینهایی که فرموید وجوه ممیزه آن است. وجوه اشتراکی آن چیست؟

اگر کلیت بحث را در نظر بگیریم، کلیت بحث را من در چارچوب نسبت سیستم و زیست جهان ایرانی ارزیابی می‌کنم. از یک طرف ما با یک سیستمی روبه‌رو هستیم با ویژگی‌هایی و از یک طرف با یک لایف ورد(life world) و یک زیست جهانی که بنا به مقتضیات خودش دینامیسمی دارد، پویاست و در حال تحول است؛ تحولی که هم منطق شتابناک تحول نسلی در قرن بیست و یکم آن را توضیح می‌دهد؛ منطقی که در دوران پیشامدرن یا در دوران مدرن اولیه یعنی اوایل قرن بیستم هنوز در ایران وجود نداشت. می‌دانیم که بحث تغییر نسلی در دوران پیشامدرن درواقع امری بسیار کند و نامرئی بود به‌طوری‌که به نظر می‌رسد اساسا تغییر نسلی در طی قرن‌ها و سده‌ها اتفاق نمی‌افتد و دختران و پسران بازتولید مادران و پدارن‌شان بوده‌اند، البته نه به‌طور مطلق، ولی نه آنچنان که ما را با شکاف‌های نسلی روبه‌رو کنند. تغییرات مداوم بود اما گسستی وجود نداشت و ما از نیمه دوم دهه ۷۰ این گسست نسلی را احساس کردیم. من یادم هست در همان سال‌های دهه ۷۸ یعنی دوره اول اصلاحات این بحث گسست نسلی مطرح شد.

* یکی از جامعه‌شناسان جوان امروز ایران به نام رضا صمیم عنوان می‌کند که این بحث گسست نسلی از دهه ۴۰ در ایران شروع شد و از آن زمان بود که نسل تازه‌ای شکل گرفت.

من خودم متعلق به آن نسل هستم. ما به نوعی منتقد نسلی قبلی خود بودیم، ولی در عین حال می‌توانستیم با آنها گفت‌وگو کنیم. درواقع اگر گسستی هم بود، یک نوع گسست در پیوست بود و به نوعی ما همان میراث را داشتیم نوسازی و تجدید بنا می‌کردیم. گسستی نبود که الفبای مشترک برای گفت‌وگو بین نسل ما و نسل قبل ما وجود نداشته باشد. به‌خصوص این گسست و پیوست در حوزه سیاسی و مبارزاتی مطرح بود. زمانی که جنبش چریکی برآمد و گفتمان انقلاب چپ انقلابی اعم از چپ مارکسیستی و چپ مذهبی آمده بود که از گفتمان نسل دهه ۲۰ یا دهه ۳۰ عبور کند، گفتمانی معتدل‌تر و مسالمت‌آمیزتر بود. همان جمله‌ای که مهندس بازرگان در دادگاه خطاب به رئیس دادگاه گفت: «ما آخرین نسلی هستیم که با شما در چارچوب قانون و به‌صورت مسالمت‌آمیز و سیاسی مبارزه می‌کنیم.»

ولی واقعیت امر این است آنچه امروز می‌بینیم فراتر از یک نوسازی گفتمان یک نسل قبل است. به خصوص با وجود اینترنت و شبکه‌های مجازی و پدیده جهانی شدن باعث شده که نسل دهه ۸۰ و ۹۰ ما در ایران از خیلی جهات شبیه به هم‌نسلان خود در دیگر نقاط جهان باشد. این امر در دهه ۵۰ و ۶۰ وجود نداشت. درست است که نسل دهه ۴۰ و ۵۰ تحت تاثیر گفتمان‌های انقلابی جهانی قرار می‌گرفت، به هر حال نسل ما از تجربه چه‌گوارا، انقلاب کوبا، الجزایر، ویتنام تاثیر می‌پذیرفت، ولی ارتباطات و دادوستد فرهنگی با این سرعت و قرابتی که ما اکنون شاهدش هستیم، در آن دوره وجود نداشت. به دلیل سطح و تکامل رشد تکنولوژی که امروز وجود دارد، در آن دوره نبود.

اما به نظر من هم این حلقه از زنجیره و هم دیگر حلقه‌های قبلی بر بستری تکوین پیدا می‌کنند که من بیش از یک دهه است ذیل عنوان بحران آن را تحلیل می‌کنم. یعنی ایران در بحران است و این بحران ناشی از ناهمگرایی یا واگرایی سیستم و زیست جهان ایرانی است. زیست-جهان اساسا خود یک عالم دینامیک و پویاست یعنی زندگی واقعی و تجربه زنده‌ای که مردم در متن کوچه و خیابان و خانه تجربه می‌کنند. از آن طرف سیستمی وجود دارد به نام جمهوری اسلامی. ببینید اساسا سیستم‌ها به خودی خود میل به تصلب دارند و محافظه‌کار هستند و یک نوع خصلت استاتیک دارند. برخلاف زیست جهان که دینامیک است. اگر سیستم استاتیک باشد و زیست جهانی که دینامیک است در کنار هم قرار بگیرند، به‌تدریج یک شکاف میان سیستم حاکم و زیست جهان ایجاد می‌کند.

منتهی ما در ایران با یک مشکل مضاعف روبه‌رو هستیم به این معنی؛ سیستمی که حاکم بوده در این چهل و چند سال در ایران نه‌تنها ایستا بوده است بلکه برعکس یک سیر قهقهرایی هم داشته است، یعنی یک نوع بازگشت سیستم به سنت قدیم در گفتمانش بوده است و به تبع آن در تمام سیاست‌ها و استراتژی، مدیریت، ترتیبات، برنامه‌ها، این امر نمایان بوده است. انقلاب ایران که سیستم جمهوری اسلامی به عنوان تبلور مادی و عینی آن بوده است، دارای یک گفتمان مدرن بود هرچند با صبغه دینی، یعنی گفتمان هژمونیکی که در سال ۵۷ جامعه ایران را بسیج کرد یکی از بارزترین نمادهای آن دکتر شریعتی بود. البته در این گفتمان روشنفکران غیردینی و سکولار هم سهیم بودند، منتهی در میان این روشنفکران که یک وجه مشترک گفتمانی هم داشتند مانند بازکردن یک راه سوم بین شرق و غرب، پایان دادن به بحران معنویت، استعمارستیزی، ضدامپریالیسم بودن، طلب آزادی، استقلال، جمهوری و مواردی دیگر وجه اشتراک گفتمانی بود بین همه روشنفکران چه سکولار و چه مذهبی. منتهی آن گفتمانی که راهنمایی عمل شد و رهبری انقلاب ۵۷ یعنی (امام) آیت‌الله خمینی بیان آن شد، همان بیانی بود که ایشان در پاریس اعلام کردند. یعنی بیانی برای آینده ایرانی که دارای جمهوری، آزادی، عدالت و پیشرفت و توسعه جامعه باشد. وعده یک جامعه آزاد برای ایران بود.

دکتر شریعتی بارزترین روشنفکری بود که تولید گفتمان مذهبی نوگران و مدرنی که انجام رسانده بود را هژمونی کرد. در نهایت آیت‌الله خمینی و روحانیت را که اقلیت روحانی مترقی محسوب می‌شدند، رهبری انقلاب را به دست گرفتند و در این فضا انقلاب پیروز شد. اما بعد از پیروزی انقلاب و شهادت آقای مطهری، ما شاهد یک شیفت گفتمانی بودیم. به این معنی که اگر دکتر شریعتی نماد گفتمانی انقلاب بود، آقای مطهری تبدیل شد به نماد گفتمانی نظام یا سیستم با حمایت و تایید بی‌قید و شرط امام خمینی بر نظرات ایشان و بعد سراسر دستگاه‌های ایدئولوژیکی و سیاسی جمهوری اسلامی هم در مدارس و دانشگاه‌ها شروع به ترویج گفتمان آقای مطهری کردند. تا زمان امام خمینی این گفتمان به عنوان گفتمان مرجع دیده می‌شد، ولی از نظر من شیفت به گفتمان آقای مطهری در مقایسه با دکتر شریعتی یک شیفت رو به عقب بود، یعنی اگر دکتر شریعتی یک روشنفکر مدرن بود، آقای مطهری هرچند یک روحانی مترقی بود، اما گشودگی وی به دنیای مدرن کمتر بود. دینی که شریعتی معرفی می‌کرد کاملا گشوده بود به روی دنیای مدرن و اسلام را به‌گونه‌ای تفسیر می‌کرد که اگزیستانسیالیسم و سوسیالیسم و دموکراسی در کنار هم حضور داشتند.

در سال ۵۷ شعاری که دکتر شریعتی نهایتا در گفتمانش جمع‌بندی می‌شد، آزادی، برابری و عرفان بود. در دهه دوم جمهوری اسلامی یعنی در دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای همچنان ما شاهد یک شیفت دیگر هستیم. پارادایم این دوران متعلق به آقای مصباح یزدی است. آقای مصباح یزدی رسما به عنوان ایدئولوگ مرجع سیستم تایید می‌شود و شروع به ترویج و گسترش گفتمان او می‌کنند. ما می‌دانیم که آقای مصباح یزدی نه‌تنها برخلاف دکتر شریعتی بلکه حتی بر خلاف مطهری نه اعتقادی به دموکراسی داشت و نه اعتقادی به جمهوریت و برابری. خیلی صریح نوعی اسلام به شدت سنتی را نمایندگی می‌کرد. یعنی اگر آقای مطهری نوعی اسلام اصلاح‌گرایانه را نمایندگی می‌کرد، آقای مصباح یزدی سخنگو و نماینده یک اسلام کاملا بسته سنتی بود که رسما می‌گفت اساسا مردم حق ندارند که برای خود تعیین سرنوشت بکنند چراکه تعیین سرنوشت مردم دست خداست، لذا در بحث راجع به دموکراسی و جمهوریت ایشان عنوان می‌کردند که ما در اسلام دموکراسی و جمهوریت نداریم.

به عبارت دیگر این تئوری نوعی تئوری خلافت بود، ضمن اینکه در زمینه‌های فرهنگی هم به دنبال اجرای شریعت بودند نوع گفتمانی که مثلا ما در اخوان‌المسلمین و سیدقطب می‌دیدیم. تاسف‌بارتر اینکه بعد از دهه ۷۰ و ۸۰ یعنی بعد از آقای مصباح‌یزدی باز شاهد یک شیفت قهقرایی‌تر هستیم که متعلق به مداحان و روحانیون به شدت سنت‌گرایی خرافه‌زده‌ای که رسانه‌های رسمی در خدمت ترویج این پارادایم قرار دارد. درواقع سیستم به لحاظ تئوریک و گفتمانی یک سیر رو به گذشته داشت و در حالی است که زیست جهان ایرانی رو به دنیایی مدرن و رو به جلو در حال تحول بود.

* علت اصلی این ناهمسازی میان سیستم و زیست جهان ایرانی را چه می‌دانید؟

ببینید جمهوری اسلامی در آغاز در قانون اساسی خود دچار نوعی پارادوکس بود. این پارادوکس در مسائلی مانند جمهوری اسلامی، مردم‌سالاری دینی، در حاکم کردن فقه سنتی بر حقوق مدرن وجود داشت. به خودی خود نوعی ناهمزمانی را تولید می‌کرد. حالا وقتی که سیستم یک سیر بازگشت به گذشته هم پیدا می‌کند، این زمان‌پریشی و آناکرونیسم بین سیستم و زیست جهان باز هم بیش از پیش عمیق‌تر و وسیع‌تر شده است که بسیاری پدیده‌ها از جمله همین پدیده آخر یعنی گشت ارشاد یکی از محصولات آن است. مسئله حجاب اجباری و دیگر مسائل برآمده از آن گفتمان است. این سیستم که با جهان و زیست‌جهان مدرن ایرانی نوعی ناتاریخیت و آناکرونیته (ناهمزمانی) به سر می‌برد که نه‌فقط در زمینه فرهنگی، بلکه در همه زمینه‌ها در زمینه مدیریت، اقتصاد، سیاست و دیگر زمینه‌ها وجود داشت.

لازم به ذکر است از اوایل دهه ۷۰ شمسی در ایران نوعی اقتصاد سرمایه‌دارمحور به اصطلاح نئولیبرال در ایران پیاده شد، هر چند باید گفت که فقه سنتی ما زمینه‌هایی برای همنوایی و همسویی با این اقتصاد دارد. به‌خصوص اینکه مسئولان کشور ایران به‌عنوان یک کشور پیرامونی با میراثی ناشی از توسعه سرمایه‌دارانه‌ که از دهه‌های قبل از انقلاب شروع شده بود، الگوهای صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و... را دیکته می‌کردند و می‌خواستند اقتصاد را بازسازی کنند. بعد این سیستم نه‌فقط به علت ناهمگرایی‌‌اش با زیست جهان بلکه به دلیل حفره‌ها و کاستی‌های عمیقی که در درون خودش وجود داشت، به‌تدریج تولیدکننده بحران‌های گوناگون در جامعه ایران شد، یعنی اینکه ما به‌خصوص در سه دهه گذشته یعنی از بعد از جنگ تا امروز، یک فرایند تولید بحران انباشته و مرکب داشته‌ایم.

* منظورتان از بحران مرکب چیست؟

در اینجا چندین و چند بحران است که هیچ‌کدام‌اش در آن مرحله‌ای که به وجود آمده است، حل نشده و سرکوب و پنهان شده و بحران‌های بعدی هم که دائم به وجود آمده، روی آنها انباشته شده است. لذا می‌توان گفت از دهه ۷۰ به این سو تا امروز شاهد بحران‌های متعدد مرکبی هستیم که روی هم انباشته شده‌اند. ما در حال حاضر بحران دموکراسی داریم، بحران مشارکت و عواقب آن که بعد از سال ۸۸ خیلی آشکار شد، بحران اقتدار داریم، یعنی امروز شما اگر در خیابان‌ها می‌بینید که نظام سیاسی قدرت اقناع خودش را از دست می‌دهد، حکومت‌شوندگان حکم حکومت‌کنندگان را نمی‌پذیرند، به همان نسبت رو می‌آورد به تحکم، چون تحکم با قدرت نسبت معکوسی دارد به قدرت اقناع و اقتدار، یعنی هرچه از تحکم بیشتری استفاده شود، در می‌یابد که قدرت اقناع و اقتدار کاهش پیدا کرده است. سیستمی که اقتدار و هژمونیک داشته باشد، آن سیستم را از نیروی پلیس و هرگونه نیروی نظامی و کنترل بی‌نیاز می‌کند.

ما بحران اقتصادی داریم که در این سه دهه اخیر بحران رشد اقتصادی، بحران اشتغال و بیکاری، بحران فقر، بحران فاصله طبقاتی و بحران حاشیه‌نشینی به‌گونه‌ای که شما می‌بینید در بسیاری از شهرها جمعیت حاشیه‌نشین برابر و حتی بعضا بیشتر از ساکنان مرکزی شهرها هستند. بحران فرار مغزها، فرار سرمایه و بحران مهاجرت، نابهنجاری به وجود آورده است. بحران‌های زیست محیطی، بحران آب، بحران مدیریت که دقیقا زمانی اتفاقاتی مانند حادثه پلاسکو، یا ساختمان متروپل اتفاق می‌افتد، دقیقا خودش را نشان می‌دهد. بحران در سیاست خارجی، بحران سیاست اتمی که حدود ۲۰ سال است ادامه پیدا کرده است. بحران ایدئولوژیکی که سیستم با آن دست به گریبان است، یعنی این ایدئولوژی که به‌خصوص سیر رو به عقب پیدا کرده است و حالا خرافه‌زده‌ها یا مداح‌ها تبدیل به نمادهای آن شده است. این ایدئولوژی حالا می‌خواهد جامعه ایران و به‌خصوص نسل‌های جدید جامعه ایران را اقناع و در قالبی این نسل را محبوس کند. لباس تنگی است که برای یک بدن در حال رشد به‌هیچ وجه مناسب نیست و ناگزیر دیر یا زود این بدن رو به رشد، تنومند می‌شود و این لباس را می‌درد و پاره می‌کند.

* بحثی درباره پدیده بحران‌ها در میان هست که خیلی این روزها شنیده می‌شود و آن هم این است که بحران‌های انباشته قرار به حل آنها نیست، بلکه هر کدام از این بحران‌ها عاملی برای ادامه این وضعیت و به‌تعویق انداختن مواجهه معقول با امر واقع است. یعنی اساسا قرار نیست بحرانی حل شود. نظر شما دراین باره چیست؟

در اینجا باید بین بحران‌های داخلی و بحران‌های خارجی فرق بگذاریم. بله این امر شناخته‌شده‌ای است که در نظام‌هایی  که نمی‌توانند مسائل داخلی مردم را حل کنند، برای اینکه حواس مردم را پرت و برای اینکه یک وحدت صوری کاذب را ایجاد کنند، در سیاست خارجی مثلا یک جنگ منطقه‌ای ایجاد می‌کنند. در حال حاضر مثلا پوتین خیلی خوب از جنگی که در اوکراین به‌راه اندخته است، برای کنترل داخل استفاده می‌کند. ولی بحران داخلی رژیم را اعتبار‌زدایی می‌کند.

رژیم‌ها اعتبارشان را از دو منبع می‌گیرند؛ یکی از منبع ایدئولوژی، امری که رژیم از طریق آن نوعی احساس تعلق در جامعه ایجاد کند؛ مانند ۸ سال جنگ مردم ایران غالبا یک پایه مشترک با سیستم داشتند که ناشی از یک حس ملی بود و بسیاری از مشکلاتی که وجود داشت، تحمل می‌شد. یک پایه اعتبار رژیم‌ها نیز کارآمدی است. اگر رژیمی اعتبار ایدئولوژیک نداشته باشد، باید کارآمد باشد. رژیم‌هایی بوده‌اند در تاریخ و در زمان روی کار آمدن اعتبار نداشته‌اند، ولی بعدا به خاطر کارآمدی که از خودشان نشان داده‌اند ماندگار شده‌اند.

این کارآمدی شامل خیلی مسائل می‌شود. در رژیم‌های پیشاسنتی مهمترین کارکرد امنیت بود و بعد نظم و عدالت داخلی میان اقشار مختلف. برای اینکه تجربه نشان داده که توده عادی مردم هرگاه ارزشی به نام امنیت با ارزش‌های دیگرشان مانند آزادی، رفاه، توسعه و... در تعارض قرار بگیرد، آنچه آنها ترجیح می‌دهند امنیت است و لذا اگر احساس کنند که امنیت‌شان از داخل یا خارج به هم می‌خورد و از بحران‌های بیکاری و مسکن و اقلیم و تورم و ده‌ها مسئله دیگر عبور می‌کنند، ولی حل این بحران‌ها همچنان ضرورت باقی می‌ماند و موکول به کارآمدی است. اگر سیستم کارآمد باشد، می‌تواند مشکلات را مرحله به مرحله که به وجود می‌آید، حل کند. ولی نه‌تنها این مسئله حل نمی‌شود، بلکه آنقدر بزرگ می‌شود که تبدیل به بحران می‌شود.

* ‌چرا سیستم توانایی حل گام به گام مسائل را ندارد؟

چون سیستم به‌شدت مبتلا به بحران مدیریت و ناکارآمدی در عرصه مدیریت است. چون مبتلا به فساد ساختاری و سیستمی است. بحران آبی که اکنون در ایران مشاهده می‌شود، هم ناشی از بحران مدیریت و کارشناسی است که در سیستم وجود دارد و هم ناشی از بحران فساد ساختاری است که میان گروه‌بندی‌های سوءاستفاده‌گری که در فضای فقدان رسانه‌های آزاد و احزاب مستقل و همچنین فقدان نمایندگان واقعی مردم در مجلس و دولت که برآمده از فقدان یک انتخابات واقعا آزاد گسترش پیدا می‌کند، وجود دارد.

* شما به مسئله سیستم خیلی اشاره کردید، ولی اینجا باید به مسائلی دیگر مانند مسئله دخالت خارجی و حفظ یکپارچگی کشور در مقابل تهدیدات خارجی نیز اشاره کرد. اینها را که نمی‌توان انکار کرد؟ نمی‌توان انکار کرد که ما قدرت منطقه‌ای هستیم. به نظر شما مسائل این‌چنینی را چطور می‌توان تحلیل کرد؟

من به‌هیچ‌عنوان تهدید‌های خارجی مانند تهدیدهای اروپا، آمریکا و تحریم‌های آنها یا تهدیدات عربستان و اسرائیل و... را نادیده نمی‌گیرم. ولی می‌گویم که بخش عمده‌ای از این تهدیدها ناشی از نوع نگاه سیستم به جهان و منطقه است. ناشی از استراتژی‌ای است که سیستم انتخاب کرده است.  تجربه نشان داده است هیچ رژیمی صرفا با اتکا به قدرت نظامی بقای آن تضمین نمی‌شود. ممکن است که بقایش در مقابل حمله خارجی تضمین بشود. مثلا اگر سلاح هسته‌ای داشته باشد، دیگر آمریکا یا اسرائیل یا کشور دیگری به آن حمله نکند، ولی بقای سیستم‌ها که فقط از خارج تهدید نمی‌شود. بقای سیستم‌ها از داخل هم تهدید می‌شود. این درسی بود که می‌توان از اتحاد جماهیر شوروی گرفت.

شوروی در مسابقه تسلیحاتی با آمریکا گاهی حتی جلوتر هم بود. ولی به هر حال فرو پاشید. ضمن اینکه شما باید اقتدار و امنیت را برای امنیت کل کشور ببینید. چون اگر نظام اینگونه فکر بکند با سلاح در مقابل تهدیدات خارجی از خودمان دفاع می‌کنیم و در داخل هم کنترل می‌کنیم. این توازنی که در اینجا برقرار می‌شود، توازنی به شدت متزلزل است. چون که این نگاه بسیار نگاهی تک‌بعدی و یک‌سویه است. یعنی شما همه توان کشور را بر قدرت نظامی گذاشته‌اید. بالابردن قدرت نظامی بدون رشد جامعه در عرصه‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی امکان بقاء ندارد. چین را ببینید. چین امروز قدرت نظامی آن مبتنی بر رشد قدرت اقتصادی‌‌اش است. اتفاقا اگر مدل توسعه‌ای که شما طراحی می‌کنید، متوازن نباشد، تصویری کاریکاتوری می‌سازید که در آن تصویر مثلا دماغ آنقدر بزرگ است، اما بقیه اعضای بدن خیلی کوچک است. این موجود دیگر تعادلی ندارد و در موقعیت‌های مختلف تعادل آن به هم می‌خورد.

* ‌این موضوع درباره کشورهایی مانند روسیه و کره‌شمالی چگونه است، آیا درباره آنها هم صدق می‌کند؟

نگاه باید بلندمدت باشد. در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی فکر می‌کردیم که اتحاد جماهیر شوروی ابدی است.  فکر می‌کردیم امپریالیسم آمریکا سقوط می‌کند، اما اتحاد جماهیر شوروی باقی خواهند ماند. چه شد که آن امپراتوری در سال ۱۹۹۰ فروپاشید. بیایید رژیم شاه را در نظر بگیریم. رژیم شاه مگر ارتش ضعیفی داشت؟ خودشان می‌گفتند که ما پنجمین ارتش جهان هستیم و پیشرفته‌ترین سلاح‌ها را در اختیار داریم. به دلیل نقشی که در منطقه برای ایران تعریف شده بود، به عنوان ژاندارم منطقه. ولی مسئله این است که قدرت و امنیت امروز فقط با مولفه نظامی تعریف نمی‌شود.

* ‌اکنون نقدی به حاکمان روسیه است که شوروی در آن زمان گفت‌وگو با جهان را در پیش گرفت و رفتن به سمت غرب باعث فروپاشی آن شد، نقدی که اصولگراها به اصلاح‌طلب‌ها دارند. نظر شما در این‌باره چیست؟

اولا آینده نشان خواهد داد که روسیه چقدر بقا و پایداری خواهد داشت، اما این یک اشتباهی است که متاسفانه نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی دارند و از تاریخ به شکل وارونه درس می‌گیرند. من فراوان شنیده‌ام از عناصر موثر در این سیستم که علت سقوط شاه این بود که سرکوب تمام‌عیار نکرد یا علت سقوط شوروی هم این بود که گورباچفی پیدا شد و می‌خواست پروستریکا و گلاسنوست بکند، ولی قبل‌اش باید سوال  کرد که چرا این سیاست‌ها تبدیل به یک ضرورت شدند وگرنه گورباچف که نمی‌خواست نظام شوروی سقوط کند. او جزو رهبران حزب کمونیست بود.

یک تجربه چین هم ما داریم. تجربه چین و شوروی را باهم مقایسه کنیم. چین امروز اصلاحات کرد، به عبارت دیگر چین امروز حاصل اصلاحاتی است که بعد از سه دهه با آن ایدئولوژی خاص یعنی مائوئیسم تبدیل به یک کشور عقب‌مانده شده بود که حتی نمی‌توانست خوراک مردم خودش را تامین کند؛ رهبرانی در حزب کمونیست چین که گفتند باید اصلاحات کنیم چون این سیستم و این ایدئولوژی دیگر جواب نمی‌دهد، منتهی اصلاحاتی که رهبران چین انجام دادند بسیار آینده‌نگرانه و همه‌جانبه بود. در عرصه اقتصاد و سیاست خارجی همزمان اصلاحاتی در پیش گرفتند. جامعه امروز چین در حال شکل دادن به یک طبقه متوسط نیرومند است که منجر به یک شهری‌سازی بسیار سریع در چین شده است.

می‌توان گفت سبک زندگی در چین بسیار مدرن و امروزی شده است. با اینکه نظام تک‌حزبی است، اما غرور ملت چینی که حاصل از قدرتمند شدن چین است، بسیار امر مهمی است. چین درواقع امروز ابرقدرت دوم جهان است. پیش‌بینی می‌شود که طی یکی دو دهه آینده از آمریکا جلو بیفتد. مردم چین احساس می‌کنند اگر دموکراسی ندارند، ولی یک غرور ملی دارند چراکه کشورشان تبدیل به یک قدرت واقعی شده است، نه قدرت تبلیغاتی و کاذب. از این رشد عجیب ۸ تا ۱۰درصدی و مداوم که چین طی این سال‌ها داشته است، سطح زندگی مردم به سرعت ارتقاء پیدا کرده و رفاه، امنیت و قدرت ملی، افزایش پیدا کرده است. باید سال‌های آینده را دید که این روند رشد اقتصادی زمینه مطالبات تازه را فراهم خواهد کرد یا نه؟ در دورنمایی، چین بر سر یک دوراهی قرار خواهد گرفت که یا باید نظام سیاسی آن به گشایش و نوعی دموکراسی هدایت‌شده اتخاذ کند و یا اینکه دچار نوعی بحران ‌شود. در ایران خود ما به‌عنوان یک کشور جهان‌سومی وابسته همین منطقه تا حدودی در دوران رژیم پهلوی دوم دهه۵۰ عمل کرد.

* ‌اما اصلاحات چین صرفا اقتصادی بود. یعنی چین هم از نظر وضعیت سیاسی فرقی با قبل نکرده است.

بله، اصلاحات چین، هم اقتصادی بود و هم سیاست خارجی. اینها مقدمات است. جامعه امروز چین، جامعه‌ای است که در آن به سرعت طبقه متوسط نیرومندی شکل می‌گیرد، شهری شدن شکل می‌گیرد و روستاهایش تبدیل به شهر می‌شوند، سبک زندگی مدرن را پیدا می‌کنند و با اینکه نظام تک‌حزبی است، اما غرور ملی چینی که حاصل قدرتمند شدن چین است، در حال قوی شدن است. چین امروز ابرقدرت دوم جهان است و پیش‌بینی می‌شود که طی یکی دو دهه آینده از آمریکا پیشی بگیرد. اصلاحات چین تقریبا از حدود چهار دهه پیش شروع شد که ما هم شروع کردیم. یعنی همان زمانی که هوآ گوئوفنگ، نخست‌وزیر چین به ایران آمد و فرح پهلوی به چین رفت و روابط ایران و چین بار دیگر برقرار شد. در همان زمان احزاب و سازمان‌های چپ مائوئیستی و مارکسیستی این برقراری رابطه میان ایران و چین را محکوم کردند و به حزب کمونیست چین به شدت حمله کردند. اما به هر حال آن اصلاحات شروع شد.

مردم امروز چین احساس می‌کنند که اگر دموکراسی ندارند، اما یک غرور ملی دارند، کشورشان به یک قدرت واقعی و نه تبلیغاتی و کاذب در جهان بدل شده و با آمریکا موازنه برقرار می‌کند. قدرت اقتصادی چین، آمریکا و غرب را وادار کرده چین را به‌عنوان یک قدرت بزرگ به‌رسمیت بشناسند. در ایران خود ما به‌عنوان یک کشور جهان‌سومی وابسته و پیرامونی، در دهه ۱۳۵۰ تا حدودی به همین منطق عمل کرد. با این که رشد اقتصادی ما در مقیاس یک کشور جهان‌سومی البته قابل مقایسه با چین نیست، اما در مقایسه با گذشته خودش ما در دهه‌های چهل و پنجاه، بیشترین رشد اقتصادی (۸ درصدی) را داشتیم و از نظر برخی ما حتی شاهد یک انقلاب صنعتی کوچک(ماینور) در جهان سوم بودیم. این امر موجب به وجود آمدن طبقه متوسط تحصیلکرده‌ای شد که مطالبات سیاسی دارد و خواهان مشارکت سیاسی است.

یکی از پارادوکس‌هایی که شاه با آن مواجه شد، همین بود. بسیاری در مطالعات مربوط به تحلیل انقلاب ایران به این نکته پرداخته‌اند که این توسعه، ناموزون بود. وقتی اقتصاد را رشد می‌دهید، این اقتصاد خودبه‌خود موجب تحولات اجتماعی مثل شهرنشینی و ارتباطات و به وجود آمدن یک قشر روشنفکر و افزایش تحصیلکرده‌ها در دانشگاه‌ها و شکل‌گیری طبقه متوسطی که با جهان آشناست و سفر می‌کند و امکان این را دارد که با دلار ۷تومانی تعطیلات‌اش را به اروپا و آمریکا برود. این طبقه مشارکت سیاسی می‌خواهد. اما مشکل رژیم شاه این بود که می‌خواست جامعه را از حیث سیاسی، همچنان در چارچوب نهاد سلطنتی منسوخ نگه دارد، آن هم نهاد سلطنتی که واقعا مشروطه نبود، بلکه نهاد سلطنت مطلقه‌ای که شاه یک نفره می‌خواست به عنوان رهبر نابغه آن را به دروازه‌های تمدن بزرگ وارد کند. این پارادوکس، به احتمال بسیار زیاد در آینده چین هم باید بحران‌زا شود.

البته بحث ما چین نیست. بحث ما درباره نظام حاکم در ایران است. یکی از عوامل عقب ماندن اتحاد جماهیر شوروی از آمریکا این بود که در این مسابقه تسلیحاتی که آمریکایی‌ها به آن تحمیل کرده بودند، مسئله اصلی روس‌ها تقابل بلوک شرق با بلوک غرب و خطر جنگ هسته‌ای بود و می‌گفتند ما نباید در نظامی‌گری عقب بیفتیم، چه در عرصه فضا و چه در سلاح‌های متعارف و سلاح‌های هسته‌ای. بخش عظیمی از بودجه اتحاد جماهیر شوروی به آن سمت می‌رفت. گورباچف در کتابش حرف معناداری می‌زند. او می‌گوید، ما دچار یک ناموزونی بسیار بیمارگونه‌ای شده بودیم که درحالی‌که در حوزه نظامی و هسته‌ای و فضا، گاهی از آمریکا هم جلوتر بودیم، اما در حوزه تامین نیازهای مردم خودمان درمانده بودیم. یعنی سوپرمارکت‌ها و مغازه‌ها، کالاهای مصرفی مردم را نمی‌توانستند عرضه کنند.

* در مورد ایران چه می‌توان گفت؟

جامعه ایران با جامعه چین فرق می‌کند، همان‌طور که با جامعه کره شمالی فرق می‌کند. به این تفاوت‌ها باید توجه کرد. جامعه ایران، جامعه‌ای است که همواره متناسب با سطح تکامل ارتباطات و تکنولوژی، با جهان در ارتباط بوده و هیچ‌گاه ایزوله نبوده و اتفاقا جامعه‌ای بوده که حداقل در خاورمیانه و جنوب غربی آسیا، جامعه زنده و پیشتازی بوده. ایران در انقلاب‌های مشروطه در خاورمیانه پیشتاز است. اولین انقلاب مشروطه در ایران رخ می‌دهد. ایران در مبارزه ضداستعماری، به رهبری دکتر مصدق پیشتاز است. حتی در انقلاب دینی سال ۵۷ با رگه‌های سنتی که داشته- به‌رغم هژمونی اسلام نوگرای مدرن- ایران پیشتاز است. منبع الهام تمام جنبش‌های اسلام‌گرا، انقلاب ۵۷ جمهوری اسلامی است. جنبش سبز سال ۱۳۸۸، قبل از این که بهار عربی رخ بدهد، در ایران شروع شد و به نحوی برای این جنبش‌ها الهام‌بخش شد. حرکت امروز، یعنی زن، زندگی، آزادی، در نوع خودش یک حرکت پیشگام در خاورمیانه است. لذا من انکار نمی‌کنم که این سیستم، یک کارآمدی‌هایی داشته که تا الان باقی مانده است.

* مثلا؟

مثلا برخلاف رژیم‌های متعارف خیلی خوب می‌تواند نیروی پایگاهی خودش در جامعه را سازماندهی و بسیج کند، مثلا ۱۰۰هزار نفر را به استادیوم آزادی بیاورد. شاید ۸۰درصد جامعه ایران، با جمهوری اسلامی مسئله دارند و ۲۰ درصد و شاید هم کمتر آن را می‌خواهند، البته نظرسنجی‌های مختلف، آمار مختلف را نشان می‌دهد.

* اگر رای آقای رئیسی را در نظر بگیریم، او با بیش از ۱۸میلیون رئیس‌جمهور شد، در جامعه‌ای با ۸۳ میلیون جمعیت.

اما الان آقای رئیسی خیلی افت کرده است. همچنین نظرسنجی‌های بعدی که صورت گرفت، سیر نزولی را نشان داد. حالا فرض کنیم ۲۰درصد طرفدار هست.  برآورد خود من این است که اگر فردا در ایران یک رفراندوم واقعاً آزاد بگذارند، ۸۰ درصد رضایت ندارند.

* یعنی شما فکر می‌کنید مردم جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند؟

ببینید امروز این حرکت به لحاظ گستره سرزمینی تمام ایران را فراگرفته است، اما به لحاظ طبقاتی محدود است. یعنی درست است که اکتیویست‌های این اعتراضات، نسبت آماری و جمعیت اندکی دارند. من ارزیابی خودم این است و نظر دوستانی هم که ارزیابی می‌کنند، این است که تعداد کم است. فرض کنیم در شلوغ‌ترین حالت، در یک میدان، در تهران در اتفاق‌های اخیر، پنج‌هزار نفر تجمع می‌کنند. فرض کنیم همزمان در ۱۰نقطه تهران، این تجمعات برگزار شود که می‌شود ۵۰ هزار نفر. یعنی ۵۰ هزار نفر اکتیویست در تهران داریم. اگر فرض کنیم جمعیت تهران یک هشتم جمعیت کل کشور باشد، هشت تا ۵۰ هزار نفر، می‌شود ۴۰۰ هزار نفر. البته بعضی جاها بیشتر است و بعضی جاها کمتر. مثلا کردستان به دلیل شرایط تاریخی و سیاسی خاص، جمعیت بیشتری دارد. درمجموع ۵۰۰ هزار نفر اکتیویست داریم که کف خیابان هستند. این تعداد در مقایسه با آن ۸۰ درصد، عدد و رقمی نیستند. آن ۸۰ درصد، جمعیتی هستند که مسئله دارند، با این اکتیویست‌ها همدلی دارند، اما فعال نشده‌اند.

* چرا فعال نشده‌اند؟

علل مختلفی دارد. در حرکت‌هایی که تبدیل به یک انقلاب واقعی می‌شوند و منجر به تغییر سیستم می‌شوند، خواه به صورت خشونت‌آمیز یا به صورت مذاکره‌ای، چانه زدن و انتقال قدرت، چند مولفه لازم است که در جمعیت بسیج‌شده در حال انقلاب، باید باشد. یکی چشم‌انداز امیدبخش و مطمئن به آینده است. یعنی امید به آینده باید جای خود را به ترس از آینده بدهد. هیچ انقلابی براساس روان‌شناسی جمعی ترس از آینده پیروز نمی‌شود، زیرا اگر جمعیت تصور کند که ما سیستم موجود را نفی کنیم و به‌جای آن یک وضعیت به‌مراتب بدتری می‌آید، دست نگه می‌دارد. یعنی در کنار شور و احساسات، یک عقلانیت جمعی وجود دارد. گفتمان انقلاب باید بتواند این اطمینان‌خاطر را نسبت به آینده ایجاد کند. به نظرم این امید و اعتماد نسبت به آینده، در اکثریت ۸۰درصدی جامعه ایران به‌وجود نیامده است.

* به چه علتی؟

به دلایل گوناگون. از خود انقلاب ۵۷ بگیرید که مردم به‌هم‌ریختگی وضعیت را تجربه کردند تا تجربه دو دهه اخیر در منطقه. این یک خلأ است.

* علل دیگر عدم اقبال اکثریت به این جنبش را در چه می‌بینید؟

یک موضوع مهم، رهبری است. البته من از رهبری فردی سخن نمی‌گویم. دوره رهبری‌های فردی سپری شده است. رهبری‌های فردی، حرکت‌ها را آسیب‌پذیر می‌کنند. اما هر حرکتی نیازمند یک کانون رهبری واحد و سراسری است. جمعیتی  که می‌خواهد سیستم حاکم نظم کهنه را کنار بزند و نظم نو را جای آن بگذارد، نیازمند رهبری است. این‌که می‌بینم برخی در رسانه‌های مجازی و شبکه‌های مجازی می‌گویند این نقطه قوت اعتراضات است که رهبر و سر ندارد و چون سر ندارد، نظام نمی‌تواند سر آن را بزند، ممکن است نقطه قوت باشد برای حرکتی که می‌خواهد همین‌طور ادامه بدهد. اما برای حرکتی که می‌خواهد از نظم کهنه به نظم نو گذر کند، این نقطه‌ضعف است. یعنی بدون کانون رهبری سراسری، نمی‌تواند این گذر را به انجام برساند و این همین‌طور ممکن است ادامه پیدا کند.

* این نگران‌کننده است؟

ببینید برای انقلاب‌ها یک فرمول عام داریم که به‌نظر من هنوز هم جواب می‌دهد، به‌خصوص برای انقلابی که می‌خواهد نظم نویی را جایگزین نظم کهنه کرده، از سیستم فعلی عبور و نظام جدیدی را برقرار کند. یعنی هم نفی است، هم اثبات.

* این معنای خاصی از انقلاب است.

بله. انقلاب گاهی به معنای ترانسفورماسیون تلقی می‌شود، یعنی یک دگرگونی در سبک زندگی، روابط اجتماعی و... این تلقی از انقلاب در این حرکت امکان‌پذیر است. ممکن است این حرکت نهایتا در عمل بتواند سیستم را مجبور کند به یک سبک زندگی خاصی تن بدهد، دیگر این گشت ارشاد و سختگیری‌ها در حجاب نباشد و جوان‌ها یک مقدار آزادی‌های فردی و مدنی در عمل پیدا کنند.

* این امکان‌پذیر است؟

بله. اما این منجر به جایگزین شدن یک سیستم جدید به‌جای سیستم قبلی نمی‌شود. این معنای دوم، انقلاب به معنای بسیج عمومی تمام طبقاتی است. در ایران از انقلاب مشروطه به بعد، همه انقلاب‌ها در نتیجه ائتلاف طبقاتی صورت گرفته است. یعنی طبقات گوناگون با هم ذیل گفتمان مشترک و شعارهای فراگیری که شعارهای همه را در بر بگیرد، با هم ائتلاف می‌کنند.

* یعنی انقلاب همه طبقات علیه حاکمیت؟

بله. انقلاب‌ها در تجربه‌های دو، سه‌دهه اخیر گاهی خشونت‌آمیز بوده و در بسیاری مواقع به‌خصوص وقتی نظام حاکم شرایط ایستادگی نداشته، باید ازطریق گفت‌وگو با نمایندگان جنبش عمومی و ملی به انتقال قدرت تن دهد. اگر این حالت صورت بگیرد که بهترین حالت است. یعنی بسیاری از مخاطرات یک انقلاب خونین و خشونت‌آمیز را در کشور منتفی می‌کند؛ از طریق مذاکره. یعنی حرکت آنقدر نیرومند باشد که نظام نتواند در برابرش ایستادگی کند و مجبور شود با آن مذاکره کند. البته نظام باید قدری هم عقلانیت و دوراندیشی به‌خرج دهد -هم برای خودش، هم برای کشور- تا با نمایندگان اعتراضات گفت‌وگو کند.

* اگر این گفت‌وگو و عقلانیت صورت نگیرد، چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر این کار را نکند، آن موقع باید فرمول عام انقلاب‌ها را در نظر گرفت که به‌نظر من هنوز کار می‌کند. این فرمول می‌گوید، یک انقلاب به این معنا که نظم موجود و مستقر کنار رود و یک نظم جدید مستقر شود، در صورتی انجام خواهد شد که یک: حکومت‌کنندگان نتوانند، دو: حکومت‌شوندگان نخواهند، سه: یک آلترناتیو مشروع، ملی و ائتلاف طبقاتی و باصلاحیت حاضر باشد که هم بتواند حرکت را به‌طور وسیع و عمومی، گام‌به‌گام رهبری کند، هم بتواند در آن نقطه انتقال به‌عنوان نماینده انقلاب وارد گفت‌وگو شود. معمولا هم لحظه نهایی همه انقلاب‌ها و جنبش‌ها حتی جنگ‌ها، سیاست و گفت‌وگو است. انقلاب ۵۷، انقلاب مشروطه و انقلاب اکتبر هم چنین بود. جنگ نیز چنین است. در جنگ، حتی جایی که یک طرف بر طرف دیگر پیروز می‌شود، زمانی جنگ به پایان می‌رسد که طرفین بر سر میز مذاکره بنشینند و معاهده امضا کنند. یعنی سیاست و گفت‌وگو لحظه نهایی است و آنجاست که انقلاب نیاز به رهبرانی دارد که بتوانند سیاست بورزند و گفت‌وگو کنند.

* منظور از این‌که حکومت‌شوندگان نخواهند، چیست؟

به این معنا که می‌خواهند وضع موجود را نفی کنند و به سمت وضع مطلوب حرکت کنند. اثبات بعد از نفی به یک چشم‌انداز امیدبخش نیاز دارد. برای حکومت‌شوندگان ترس از آینده هم هست، به‌خصوص در کشوری مثل ایران که ترس‌های واقعی و غیرواقعی وجود دارد  مثل تجزیه. واقعا برخی مردم از تجزیه می‌ترسند، مخصوصا از شنیدن بعضی شعارهایی که در گوشه و کنار داده می‌شود. مردم از هرج و مرج، جنگ داخلی، از دست رفتن تمامیت ارضی و... می‌ترسند. همه این‌ها بر بستر فروپاشی سیاسی و ایجاد یک خلأ قدرت پدید می‌آید. یک خلأ قدرت به وجود می‌آید که اگر آلترناتیو واحد گسترده متحد نباشد که بتواند بلافاصله این خلأ قدرت را پر کند و این خلأ قدرت یک وضع کاملا غیرعادی در جامعه برقرار کند، در آن صورت ممکن است شرایط جامعه به وضع رادیکال منجر شود، یعنی به یک وضعیت هابسی. بخشی از مردم از این وضعیت هابسی می‌ترسند، وضعیتی که در آن جنگ همه علیه همه است، در بهترین حالتش در یک جامعه قبیله‌ای، افغانیزه شدن آن جامعه است. یعنی در جامعه‌ای که هویت‌ها و قدرت قبیله‌ای خیلی مهم است، اگر دولت مرکزی فروبپاشد، آن‌گاه تمام این هویت-قدرت‌های قبیله‌ای در منطقه خودشان شروع به قدرت‌نمایی می‌کنند و بعد برای تصاحب مرکز با یکدیگر وارد جنگ می‌شوند؛ مانند آنچه مثلا در افغانستان دیدیم، بعد از سقوط دولت نجیب و طالبان و بعد هم ماجرای حمله آمریکا تا به امروز.

* منظور از ائتلاف تمام‌طبقاتی چیست؟

گستردگی از نظر سرزمینی برای یک انقلاب در سطح ملی یک فاکتور لازم است، اما به شرط این‌که در این شهرها، جمعیت، جمعیت قشرها و طبقات مختلف مردم باشند. یعنی شما فقط با جوان‌ها می‌توانید تغییر ایجاد کنید و به مطالباتی برسید، اما نمی‌توانید یک نظام را سرنگون کنید. بعضی وقت‌ها می‌بینم برخی این توهم را دامن می‌زنند و جوری حرف می‌زنند که انگار روزهای آخر است. آن آقا در روزهای اول این اعتراضات از خارج از کشور می‌گفت، جوان‌ها خیابان دست شماست، آن را نگه دارید. خب نگهش دارند که چه شود؟ نگه داشتن خیابان مربوط به روزهای آخر است، نه روزهای اول. نسل ما چه روزی خیابان را نگه داشتیم؟ ۱۹ و ۲۰ بهمن‌ماه.

* چرا قبل از آن خیابان را نگه نداشتید؟

زیرا آن زمان بود که عوامل براندازی همه جمع شده بود. اوضاع کشور به‌هم ریخته بود و جامعه جهانی هم فهمیده بود شاه و نهاد سلطنت قابل نگهداری و تداوم نیست. یعنی کنفرانس گوادلوپ، واقعیت جامعه ایران را به‌رسمیت شناخت. کنفرانس گوادلوپ برخلاف برخی تحلیل‌های مبتنی بر نظریه توطئه، علت انقلاب نبود، معلول انقلاب بود. یعنی وقتی دیدند سلطنت و شاه دیگر قابل دوام نیست، برای این‌که ضرر و زیان‌ها را کمتر کنند -به مصداق این‌که جلوی ضرر را هر جا بگیری منفعت است- گفتند، ما با انتقال قدرت موافقیم و آقای خمینی هم رهبر این انقلاب است. او رهبر بود و همه از مردم گرفته تا سازمان‌ها، او را به‌عنوان رهبر قبول داشتند.

* در مورد رهبری چه می‌توان گفت؟

من در میان اینها که خارج از کشور هستند، مشخصه‌های رهبری نمی‌بینم، اینها در بهترین حالت طرفدار و همراه هستند. به قول مهندس موسوی که در سال ۱۳۸۸ می‌گفت، من رهبر این جنبش نیستم، من همراه این اعتراضات هستم. این افراد هم در بهترین حالت همراه هستند، رهبری نمی‌کنند. جنبش به صورت خودجوش حرکت می‌کند. البته و صدالبته این را نباید انکار کرد که مراکزی در خارج از کشور هستند که می‌کوشند سوار بر این موج‌ها شوند و از این موج‌ها درجهت اهداف خودشان استفاده کنند. خوشبختانه من می‌بینم که در این چند هفته، آگاهی مردم بیشتر ‌شده است.

* خبری از شعار به نفع رضاشاه و این‌ها نبود.

بله. این مردم -منظورم همین جوان‌هایی است که کف خیابان‌ها هستند- به‌تدریج آگاه می‌شوند که مراقب باشند. قطعا اکثریت مطلق این جوان‌ها، اهداف قابل احترام و مترقی‌ای دارند. آنها تجزیه ایران، هرج‌ومرج، ویرانی، خرابی و نابودی نمی‌خواهند. مطالباتی دارند، مطالباتی که امروز باید در سیستم، امیدی به تامین آن‌ها ایجاد شود.

* چرا؟

یک قاعده‌ای داریم که تاریخ به ما آموخته است. در هر سیستمی هنگامی که فرآیند رفورم درون‌سیستمی دچار بن‌بست و امتناع می‌شود، منطقا به حرکت انقلابی گذر می‌کند. در این یک‌ربع قرنی که از سال ۱۳۷۶ تا به امروز گذشته، یعنی اصلاح‌طلب‌ها یا نتوانستند، یا نخواستند. اما در هر صورت نتیجه یکی است. به همین دلیل است که معترضان از اصلاح‌طلب‌ها هم عبور کردند و گفتند: اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا! زیرا امیدی ندارند که این سیستم از درون رفورم شود. حتی اصلاح‌طلب‌هایی که خود را به‌عنوان اصلاح‌طلب پیشرو یا ساختاری معرفی می‌کنند؛ مثل برادر عزیزم آقای تاجزاده. بسیاری از منتقدانی که می‌خواهند اصلاح کنند، یعنی می‌خواهند در چارچوب نظام جمهوری اسلامی اصلاح کنند. این‌ها پیشنهادهایی بود که آیت‌الله منتظری می‌داد. او در سال‌های آخر به این دیدگاه‌ها رسیده بود که شما وقتی امثال آقای تاجزاده را دستگیر می‌کنید، با ۱۰۰زبان به جامعه می‌گویید، ما در این سیستم اجازه هیچ‌گونه اصلاحی را نمی‌دهیم.

اصلا انقلاب مشروطه در ایران حاصل یک پروسه ناکام و به بن‌بست رسیده اصلاح از بالا و درون‌سیستم بود که از دوره میرزاتقی‌خان امیرکبیر شروع شده بود. من قائم‌مقام و دیگران را جدا می‌کنم، چون منظور آنها بیشتر اصلاحات در نظام، آموزش و قشون بود، اما تز میرزاتقی‌خان امیرکبیر تاسیس و ایجاد دولت منتظم بود. یعنی می‌خواست دولت قاجاری را به یک دولت منتظم بدل کند. دولت منتظمی که براساس رفورم در دستگاه قضایی، در دستگاه مالیه دولت، در قوانین و روابط شاه و دربار با رعایت اصلاح ایجاد شود. یعنی یک مجموعه اصلاح‌گرایانه‌ای بود که میرزاتقی‌خان امیرکبیر می‌خواست برای بقای ایران و سیستم قاجاری ایجاد کند. او مخالف سیستم قاجاری و ناصرالدین شاه نبود، می‌خواست به سیستم قاجاری و ناصرالدین‌شاه کمک کند، زیرا به فکر اصلاح این سیستم و قدرتمند شدن ایران، توسعه ایران و خارج شدن ایران از وضع عقب‌ماندگی، توسعه‌نیافتگی، آن زورگویی‌ها و امتیازخواهی‌هایی بود که دو قدرت روس و انگلیس تحمیل می‌کردند. او می‌خواست آن فاصله‌ای که به‌تدریج بین مردم و سیستم به‌وجود می‌آمد و آثار خود را در جنبش بابیه نشان داده بود، از بین برود.

گلوله میرزا رضای کرمانی به قلب ناصرالدین‌شاه در شاه عبدالعظیم چرا شلیک شد؟ زیرا میرزا رضای کرمانی همه راه‌ها را رفته بود تا حقش را بگیرد و نه‌تنها با در بسته مواجه شده بود، بلکه او را به سیاه‌چال انداخته و شکنجه‌‌اش کرده بودند. او بزاز بود و به نایب‌السلطنه، کامران میرزا و علاء‌الدوله، حاکم تهران پارچه فروخته بود. برای طلب پولش مراجعه می‌کرد، گزمه‌ها و نوکران کتک‌اش می‌زدند و به زنجیر می‌بستند و زندانی‌‌اش می‌کردند. این تجربه به‌تدریج گسترش پیدا کرد. یعنی رفورم از بالا توسط دیوان‌سالارانی چون امیرکبیر، سپهسالار، امین‌الدوله، ملکم‌خان و... نتیجه نداد. این‌ها می‌‌دانستند که باید این سیستم را از درون رفورم کرد. اما وقتی این رفورم شکست خورد و مردم ناامید شدند که این سیستم از درون اصلاح نمی‌شود، از پایین شروع کردند. این منطق مشخصی دارد. وقتی رفورم از بالا و درون دچار بن‌بست و امتناع باشد، باید منتظر جنبش و انقلاب از پایین و بیرون باشیم.

* یعنی شما فکر می‌کنید الان هم اصلاحات شکست خورده است؟

۲۵ سال از شروع اصلاحات گذشته است. خیلی‌ها ناامید شده‌اند. عده‌ای هم با هزار زبان و عمل می‌خواستند ناامیدشان کنند. خیلی از قشرها در آن ۸۰درصد ناامید شدند. طبقه کارگر، معلم‌ها، زنان، دهقانان، بیکاران، تحصیلکردگان، دانشجویان و... خیلی‌ها چندان امیدی ندارند که پای صندوق بروند، رأی بدهند و اصلاح شود؛ زیرا آن را تجربه کرده‌اند. آنها پای صندوق رفتند و حتی یک‌بار دو قوه انتخابی یعنی قوه‌های مقننه و مجریه را تصرف کردند، اما آن‌روز این دو قوه دچار انسداد  شدند، لذا از انتخابات عبور کردند به همین دلیل امروز کف خیابان جوانان این شعارها را می‌دهند،  همه این‌ها در اعتراضات مطالباتی داشتند.

در سال‌های گذشته، شما شعار مرگ نمی‌شنیدید.  همه آن حرکت‌ها، هر کدام مطالبات یک طبقه یا قشر خاصی بود. حالا به جوان‌ها رسیده و سرجمع این‌ها را به این نتیجه رسانده که برای مطالبات خاص خودشان اعتراض کنند. برای این‌که گشت ارشاد با آنها برخورد نکند، آنها را در مدرسه و دانشگاه تحقیر نکند و یک حداقل زندگی متعارف و نرمالی به‌عنوان شهروندی داشته باشند. گاهی این گروه‌ها احساس شهروندی نمی‌کنند. واقعیت این است که خود سیستم هم در نظر و عمل نشان می‌دهد شهروندانش فقط آن گروه خاص و محدودی هستند که آنها را «حزب‌اللهی» و «ارزشی» می‌خوانند. از زبان سخنگویان‌شان بارها شنیده‌ایم که مردم یعنی همین‌ها. ما وقتی جمهوری اسلامی می‌گوییم، منظورمان جمهور ناب است، نه همه مردم! جمهور ناب هم یعنی همین اقلیت و ما باید اینها را راضی نگه داریم. برای این‌که اینها را راضی نگه داریم، باید آن اکثریت را نادیده بگیریم و کنترل کنیم. ‌

* جمع‌بندی شما چیست؟

به نظر من ما الان در وضعیتی هستیم که جامعه خواهان یک  تغییر اساسی است. در طول این ۴۰سال هرچه جلوتر آمده، دیگر هیچ قشر و گروهی باقی نمانده که طعم تبعیض و برخورد را نچشیده باشد. چند سال پیش به دوستانم می‌گفتم، وقتی ترکیب زندانیان ایران را در این سال‌ها می‌بینم، به من می‌گوید که آینده جامعه و تقابلش با سیستم چطور است. شما در رژیم گذشته چنین ترکیب متنوعی در زندانیان سیاسی، عقیدتی و شهروندی نداشتید. زندانیان دو گروه بودند، یک گروه چریک، مبارز و سیاسی و یک گروه هم زندانیان بزهکار، بدهکار و... اما الان زنان را به‌خاطر بدحجابی زندان می‌کنند، درویش را زندانی می‌کنند، روزنامه‌نگار را می‌گیرند، دانشجو را می‌گیرند، آدمی که مالباخته است و می‌گوید مالم را دزدیدند، می‌گیرند. بازنشسته را می‌گیرند، بازنشسته‌ای که می‌گوید با این حقوق نمی‌توانم زندگی کنم! کدام قشر و گروهی در این جامعه هست که صابون سیستم به تنش نخورده باشد؟! زندانیان متنوع هستند! اما الان عمدتا جوانان و زنان فعال شده‌اند و به خیابان آمده‌اند.

* پیش‌بینی شما از وضعیت این حرکت چیست؟

این حرکت قطعا به‌عنوان یک حلقه از یک پروسه و فرآیندی است که در این دو، سه‌دهه بوده است. من اصلا تلقی‌ام این نیست که این آخرین حلقه است. جدا باید هشدار داد به کسانی که این توهم را تولید می‌کنند که روزهای آخر است و این نظام همین روزهاست که سقوط کند. این یک توهم خطرناک است.

* خطرش در چیست؟

زیرا پشت سرش می‌تواند یأس، سرخوردگی و ناامیدی بسیار عمیق و شدیدی ایجاد کند.

* هزینه‌های زیادی هم پدید می‌آورد.

بله. هزینه‌های زیادی برای جوانی ایجاد می‌کند که به تصور این‌که همین روزهاست که تمام بشود، هر هزینه‌ای را متحمل می‌شوند. من اصلا چنین تصوری ندارم و معتقدم، اگر این حکومت‌شوندگان نخواهند، این محتوایی دارد که باید ایجاد شود. خیلی چیزها دارد. فقط نارضایتی نیست. جامعه از یک نقطه شروع می‌کند، بی‌تفاوت می‌شود، ناراضی می‌شود، روی‌گردان می‌شود، به‌تدریج از سیستم بیگانه می‌شود، بعد در یک نقطه‌ای علیه سیستم فعال می‌شود و به خیابان می‌آید. این جامعه باید تنوع اجتماعی و طبقاتی داشته باشد که به خیابان بیاید. طبقه کارگر در ایران خیلی مهم است. آن به‌اصطلاح شاهزاده، متاسفانه هفته قبل گفت آقای بایدن باید صندوقی برای کمک به اعتصابگران در ایران ایجاد کند. این خیلی خطرناک است. شما از بایدن می‌خواهید که صندوق تهیه و کمک کند؟! یعنی از همین حالا نطفه وابستگی و دخالت آمریکایی‌ها و منحرف کردن اعتراضات مردم ایران دیده می‌شود.

تجربه تاریخی نشان داده مردم ایران به‌شدت مردمی استقلال‌طلب هستند و به شدت از هر کسی که کوچک‌ترین شائبه وابستگی به خارج داشته باشد، فاصله می‌گیرند. ایرانیان در وطن‌پرستی و احساس قومی و ملی، یک کشور بی‌ریشه و بی‌بته مثل شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس نیستند. ایران یک کشور چندهزار ساله است و مردم متکی به منابع بسیار دیرینی مثل آرش، کاوه، مزدک و... هستند. این‌ها هنوز در وجدان جمعی ایرانی حضور دارند. من از موضع خود این آقا می‌گویم، وگرنه اصلا از او انتظاری ندارم، اما اگر جای‌ او بودم، از موضع این آقا انتظار داشتم حداقل از کسانی که از رژیم پدرش کلی برخوردار شدند و در کشورهای دنیا ثروت‌های کلان دارند - یعنی دوروبری‌های خودش- می‌خواستم که به هم‌وطنان‌شان کمک کرده و صندوق کمک ایجاد کنند.

اگر ما دموکراسی بخواهیم، قطعا باید بسیاری از لوازم دموکراسی را در عمل و در پروسه حرکت و اعتراض محقق کنیم. این بحث بسیار مهمی است که باید در وقتی دیگر به آن بپردازیم. ما جامعه مطلوب و چشم‌انداز آینده‌ای را که می‌خواهیم بسازیم، از همین الان در عمل خودمان باید بسازیم. یعنی من می‌گویم اگر دنبال یک جامعه دموکراتیک هستیم، باید از همین الان روابط بین خودمان را دموکراتیک کنیم.

اگر خواهان جامعه‌ای هستیم که برابری زن و مرد را به‌رسمیت بشناسد، باید از همین الان در روابط‌مان اصول برابری را رعایت کنیم. اگر جامعه‌ای می‌خواهیم که خشونت در آن نباشد، از همین الان باید از روابط خودمان خشونت‌زدایی کنیم، زیرا اصلا شما نمی‌توانید بگویید من با خشونت، قهر، خرابکاری، جنگ، دروغکاری، افترا، جعل‌خبر و فیک‌نیوز، یک حکومتی را بر می‌اندازم و بعد که بر سر کار آمدم، دیگر از این کارها نمی‌کنم! امکان ندارد! تجربه نشان داده که امکان ندارد. یعنی هدف و وسیله با هم سنخیت دارند. این وسیله و ابزاری که شما استفاده می‌کنید، هدف مطابق با خودش خواهد ساخت. لذا من ضمن این‌که معتقدم اگر یک سیستم دموکراتیکی داشته باشیم، خود این سیستم دموکراتیک نقش بسیار مهمی می‌تواند ایفا کند در این‌که فرهنگ دموکراتیک در ایران نهادینه شود، اما در عین حال معتقدم قبل از این‌که سیستم دموکراتیکی از نظر سیاسی در ایران به‌وجود آید، باید در روابط خودمان تمرین دموکراسی کنیم.

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 8:13
میردامادی: مردم ایران از همه چیز عبور کرده‌اند

«کاهش تجمعات اعتراضی به معنای کاهش نارضایتی‌ها نیست.» این عبارت شاید جانمایه صحبت‌های محسن میردامادی در گفت‌وگو با «اعتماد» باشد. میردامادی که روز و روزگاری در شمایل دبیرکل جبهه مشارکت تلاش می‌کرد حلقه ارتباطی میان مردم از یک طرف و حاکمیت از سوی دیگر ایجاد کند، امروز از همه فرصت‌های از دست رفته‌ای می‌گوید که حاکمیت را از مطالبات مردم دورتر و دورتر کرده است.

به اعتقاد میردامادی مساله اصلی در تجمعات اعتراضی اخیر، نارسایی در حکمرانی است، ساختاری که به‌زعم او دهه‌هاست به روزآوری و ریکاوری نشده است و با همان روش‌های «کهنه» تلاش می‌کند با نسل‌های «نو» ارتباط بگیرد. او معتقد است مردم بارها در سالیان اخیر تلاش کرده‌اند با استفاده از روش‌های مدنی و مسالمت‌جویانه، حاکمان را متوجه مطالبات خود کنند، آخرین نمونه از این تلاش‌ها از منظر میردامادی، قهر مردم با صندوق‌های رای در انتخابات سال‌های ۹۸ و ۱۴۰۰ بوده است. تلاش‌هایی که متاسفانه از سوی حاکمان دیده و شنیده نشد تا کار به جایی برسد که شعارهای رادیکال جایگزین روش‌های مدنی قبلی شود.

در این میان زمانی که از میردامادی پرسیدیم: آیا باید از هر نوع ساز و کار اصلاحی ناامید شویم، می‌گوید: «پیش‌نیاز هر نوع اصلاحی، اراده حکومت برای رفع ریشه‌های نارضایتی مردم و نشان دادن این اراده است.» اراده‌ای که این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است هنوز «نشانه‌هایی برای این اصلاح مشاهده نشده است.»

* بیش از ۸۰ روز از اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی می‌گذرد؛ امروز که با فاصله به این رخداد نگاه می‌کنید، ریشه بروز این بحران را چه می‌دانید؟

درباره ریشه اعتراضات مکرر صحبت شده و به نظرم تکرار آنها برای مخاطبان خسته کننده باشد. اما به طور اجمالی می‌توان گفت که ما با انباشت نارضایتی‌ها مواجه هستیم که در مدتی طولانی شکل گرفته است. حاکمیت توجهی به همه هشدارهایی که در سالهای گذشته به وسیله دلسوزان، کارشناسان و اساتید داتشگاه و... داده شد، نکرد و وقعی به آنها ننهاد تا کار به اینجا کشید. این انباشت مطالبات و نارضایتی‌ها نهایتا به انفجار امروز رسید. در واقع نارضایتی‌های انباشته شده با جرقه ماجرای مهسا امینی حالت انفجاری به خود گرفت.

در پاسخ به این پرسش که چه رفتارهایی باعث بروز این نارضایتی‌ها شده؟ می‌توان گفت که مجموعه عملکرد حاکمیت و همه نیروهای دخیل در آن، امید به آینده را برای بخش قابل توجهی از مردم از بین برده و اینده را برایشان مبهم و تیره کرده است. تلاش‌های مردم برای تغییر این چشم انداز را نیز نقش بر آب کرده است. مهمترین نماد این موضوع، ناامید کردن مردم از پیگیری‌های خواسته‌هایشان از طریق صندوق‌های رای بوده است. نتیجه این رویکرد بستن روزنه‌های امید بر مردم و پیش آمدن وضع موجود است.

* با کمتر شدن تجمعات اعتراضی اخیر،  بسیاری از تحلیلگران به دنبال سازو کاری می‌گردند که از طریق آن بتوان مطالبات مردم از حاکمیت را به ارزش افزوده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... بدل کرد. به نظر شما ذیل چه مکانیسمی می‌توان این مطالبات را محقق کرد؟

باید توجه داشت حتی اگر فرض کنیم در ظاهر نشانه‌هایی از کاهش تجمعات وجود داشته باشد، این کمتر شدن تجمعات به معنای کمتر شدن اعتراضات و نارضایتی‌ها نیست. اعتراض در زیر پوست رخدادها همچنان وجود دارد، اما ممکن است ظهور آن به صورت آشکار با افت و خیزها و فراز و نشیبب‌هایی مواجه شود. اتفاقا اگر حکومتی اهل تدبیر باشد برایش بهتر است که این اعتراضات آشکار باشد و آن را ببیند. چرا که از این طریق از غفلت بیرون می‌آید و می‌تواند علل و ریشه‌های اعتراض‌ها را بشناسد و رفع این علل و ریشه‌ها را در دستور کار قرار دهد. البته در گذشته چنین تدبیری از سوی حکومت مشاهده نشده است. در واقع حکومت از بروز اعتراضات به عنوان فرصتی برای شناسایی مشکلات و نارضایتی‌ها استفاده نمی‌‌کند.

* محتوای اعتراضات و نارضایتی‌های اقشار مختلف چه مواردی را شامل می‌شود؟ حرف مردم با حاکمیت چیست؟

مساله اصلی در اعتراضات و نارضایتی‌ها، شیوه حکمرانی است. ضمن اینکه  اعتراض به شیوه حکمرانی فراتر از کسانی است که در اعتراضات خیابانی، در دانشگاه‌ها و محله‌ها اعتراضات خود را نشان می‌دهند. بخش قابل توجهی از جمعیت ایرانیان نسبت به این شیوه حکمرانی اعتراض دارند و این روش‌ها را قبول ندارند. نماد این رویکرد را در انتخابات سال ۹۸ و ۱۴۰۰ به خوبی می‌توان دید. از سوی دیگر در سامان سیاسی جامعه یک حلقه مفقوده واسط به چشم می‌خورد.

در جوامع توسعه یافته سیاسی، شخصیت‌های مورد احترام مردم، احزاب، نهادهای مدنی و...نقش حلقه واسط را ایفا می‌کنند. این حلقه واسط، شامل نیروهایی هستند که مورد اعتماد مردم هستند و مطالبات مردم را به عرصه‌های تصمیم سازی و سیاست گذاری منتقل می‌کنند. در واقع این حلقه واسط می‌تواند از انباشت اعتراضات جلوگیری کند یا در صورت انباشت اعتراضات، می‌تواند زمینه پاسخگویی به مطالبات و رفع مشکلات را فراهم می‌سازند. اما حکومت در جامعه ما طی دهه‌های گذشته، بنای خود را بر حذف این حلقه واسط قرار داده است. هر اندازه هم که جلوتر رفتیم، حذف حلقه واسط سرعت بیشتری گرفت تا جایی که امروز عملا جامعه وضعیتی دو قطبی پیدا کرده است. 

علاوه بر نهادهایی که در بالا اشاره شد مجلسی که صدای همه مردم باشد و رسانه‌های آزاد نهادهای مهمی هستند که میتوانند در کاهش انرژی اعتراضی جامعه نقش ایفا کنند که ما فاقد هردو هستیم. مجلس واقعی باید منعکس کننده صدای مردم باشد نه توجیه گر رفتار اصحاب قدرت. اگر صدای مطالبات مردم در مجلس بلند می‌شد تبدیل به فریاد در دانشگاه و خیابان نمی‌‌شد.

* یعنی باید از هر نوع سازوکار اصلاحی ناامید شویم و منتظر یک دگرگونی بنیادین باشیم؟

در شرایط فعلی تعریف سازوکاری برای پیگیری مطالبات مردم بسیار دشوار است. گذر زمان و سیر پر شتاب تحولات نیز این دشواری و پیچیدگی را بیشتر و جامعه را رادیکالتر میکند. راه حل‌های دو ماه قبل برای امروز تاریخ مصرف گذشته است. برای اصلاح نیز باید توجه داشت که پیش نیاز هر نوع اصلاحی اراده حکومت برای رفع ریشه‌های نارضایتی مردم و نشان دادن این اراده است. تا به امروز چنین نشانه‌هایی از سوی حکومت مشاهده نشده است. اگر در این جهت نشانه‌هایی به وجود آید، سازوکار مرتبط با آن هم شکل می‌گیرد به طوری که بتواند پیگیر مطالبات مردم باشد. از سوی دیگر باید توجه داشت که ایجاد سازوکارهای زود هنگام و بدون زمینه لازم اجنماعی  برای چنین فرآیندی، ممکن است اثر معکوس هم داشته باشد و دست اندرکاران آن متهم شوند که به دنبال سوءاستفاده از شرایط پیش آمده هستند.

* این روزها نهادهای حاکمیتی در ظاهر از ضرورت گفتگو، پاسخ دادن به مطالبات مردم، تشکیل کمیته‌های صیانت و... صحبت می‌کنند، اگر قرار باشد، گفتگویی میان سیستم سیاسی و مردم (با مشارکت همان حلقه‌های واسط که شما اشاره کردید)شکل بگیرد، برای شکل گیری این فضای گفتگو چه الزاماتی مورد نیاز است؟

به نظرم صحبت کردن و وعده‌های مبهم دادن، مشکلی را حل نمی‌‌کند. شما صحبتها و وعده‌های آقای رییسی در انتخابات سال ۱۴۰۰ را مرور کنید؛ ببینید چه قول‌های مشعشعی به مردم داده شد.کدام یک از این وعده‌ها امروز عملی و محقق شده‌اند. به جای وعده‌های اینچنینی، نشان دادن اراده در جهت رفع ریشه‌های اعتراضات است و حکومت باید به این مسائل بپردازد.

* در این شرایط که فقط وعده‌های نامشخص داده شده، پس چرا اصلاح‌طلبان به دیدار نهادهای حاکمیتی می‌روند؟ حتما شما هم شنیده‌اید، اخیرا برخی نهادهای حاکمیتی مانند شورای امنیت ملی و قوه قضائیه با اصلاح طلبان، دیدارهایی داشته‌اند. آیا صرف این دیدارها اهمیتی دارد. اساسا چرا اصلاح‌طلبان باید باقی مانده اعتبار خود را صرف برگزاری یک چنین دیدارهایی بدون دریافت هیچ تضمینی کنند؟

به نظرم این دیدارها بیش از حد و اندازه واقعی خودش، ابعاد رسانه‌ای پیدا کرده است. یک زمانی در شرایطی مثل شرایط امروز جامعه ما اوضاع و احوال و تحولات باعث نگرانی حاکمیت می‌شود و از برخی جریان‌های سیاسی و گروه‌ها که فکر می‌کنند می‌توانند تاثیر گذار باشند دعوت می‌کنند تا چاره جویی کنند. این یک نوع برخورد است. امروز یک چنین اتفاقی نیفتاده است. چیزی که اتفاق که افتاده است، این است که جمعی از اصلاح طلبان خودشان درخواست کرده‌اند که با مسئولان شورای امنیت ملی و قضائی دیدار داشته باشند و با آنها درباره خطیر بودن اوضاع کشور صحبت بکنند و اگر توصیه‌هایی  به نظرشان می‌رسد، ارائه کنند. طبیعی است که مسئولان امنیتی و قضایی این دیدارها را بپذیرند. اما اینکه انتظار داشته باشیم، این دیدارها، تاثیری در تصمیم سازی‌های حاکمیت و رویکرد آنها داشته باشد، بعید است.

* با این شرایط فکر نمی‌کنید، مردم حق دارند بگویند از اصلاح‌طلبان عبور کرده‌اند؟

به نظرم بخش قابل توجهی از مردم ایران، ازجمله عمده افرادی که در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت نکردند یا رای سفید دادند، نه فقط از اصلاح‌طلبان بلکه از همه‌چیز عبور کرده‌اند. یعنی مردم مجموعه نظام موجود را با همه موجودی آن و همه جریان‌هایی که در حاکمیت نقش داشته یا دارند را قادر به تحقق خواسته‌های انباشته‌شده خود نمی‌بینند و این طبعا شامل اصلاح‌طلبان هم می‌شود. با توجه به این باور که نیروهای موجود نمی‌توانند مطالبات آنها را محقق کنند، امیدی به آینده بهتر ندارند. به نظر من این تلقی منطقی و قابل درکی است که مردم دارند.

وضعیت اقتصاد و معیشت مردم، اوضاع سیاست خارجی و داخلی، وضعیت اجتماعی و فرهنگی، گسترش فساد و... دست به دست هم داده‌اند و مردم را به این نقطه و این باور رسانده‌اند. البته هرچند تغییر این وضعیت دشوار است ولی این‌طور نیست که اصلاح وضع موجود امکان‌پذیر نباشد. اما شرط لازم این است که نگاه حاکمیت به مردم تغییر کند و حق تعیین سرنوشت برای آنها به رسمیت شناخته شود. یعنی حاکمیت بپذیرد که مردم حق دارند در خصوص سرنوشت خود تصمیم بگیرند. این موضوع اگر مبنای عمل قرار بگیرد می‌توان برای مشکلات راه‌حل پیدا کرد.

* اگر فرض بگیریم که حاکمیت به دنبال تغییرات مصلحانه باشد، چگونه می‌توان این اراده را راستی آزمایی کرد. یعنی چه گام‌هایی باید توسط نظام حکمرانی برداشته شود تا بتوان گفت به دنبال اصلاح است؟

به نظر من راستی‌آزمایی نیاز نیست؛ همین که حاکمیت در جهت برطرف کردن نارضایتی‌های مردم یا بخشی از آن مواردی را به طور مشخص اعلام کند که به دنبال اصلاح آنهاست. همین برای تضمین کافی است. عملکرد حکومت پس از مدت کوتاهی نشان خواهد داد که آیا صادقانه و بر اساس آن عمل می‌کنند یا نه. عباراتی مانند صیانت از مردم که در سئوال شما بود و امثال آن مشکلی را حل نمی‌‌کند، اینها خیلی کمتر آز مواردی است که آقای رییسی در وعده‌های انتخاباتی خود اظهار کرد و هیچکدام هم عملی نشد. 

* اگر حاکمیت پس از فروکش کردن تجمعات اعتراضی اخیر، باز هم به همان الگوهای قبلی بازگردد، در دورنمای پیش رو چه رخدادهایی را باید انتظار داشته باشیم؟

این شرایط برای یک نظام سیاسی هم می‌تواند تهدید باشد و هم فرصت، بستگی دارد که تصمیم گیرندگان در مواجهه با رخدادها چطور رفتار کنند. اعتراضات اخیر هم با همه وسعت آن و طول مدت آن که به بیش از ۸۰ روز رسیده و در عمر جمهوری اسلامی سابقه نداشته، بسیار مهم است. مجموعه این گزاره‌ها وقتی در کنار هم قرار داده می‌شوند، می‌تواند برای حکومت فرصتی باشد تا مقداری به اشتباهات و کاستی‌های خود فکر کند. حکومت نباید تصور کند هر تصمیمی که گرفته و هر رفتاری که کرده درست بوده است. باید اشتباهاتی که باعث تعمیق نارضایتی‌ها شده را بپذیرد و زمینه اصلاح آنها را فراهم کند. و نباید هم تصور کند باز گشت از اشتباه خطر ناک است. قطعا اصرار بر اشتباه و تداوم آن خطرناک تر است.

اگر حاکمیت به چنین نقطه و مسیر و راه حلی برسد، حتما برای جامعه و حاکمیت یک فرصت است و می‌تواند نارضایتی‌ها را کاهش بدهد و امید را به مردم بازگرداند. اما اگر بر سیاست‌های غلط قبلی اصرار شود و بنای حکومت تنها کنترل و ساکت کردن اعتراضات باشد، (بدون توجه به ریشه‌ها)هر بار پس از فروکش کردن در روزی نو، دوباره اعتراضات فوران میکند.بارها اتفاق افتاده که اعتراضات در ظاهر مهار شده اما در فرصتی بعد، دوباره شکل گرفته است. ضمن اینکه هر بار به نسبت دفعه قبل شدت اعتراضات افزونتر خواهد بود. موضوعی که بارها تجربه شده است.

* اگر قرار باشد، توصیه‌ای به نظام حکمرانی داشته باشید، به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

به نظرم مهم‌ترین توصیه می‌تواند این باشد که این اعتراضات و تحولات را جدی بگیرند و در صدد حل ریشه‌ای مشکل باشند. آنچه در این فایل‌های صوتی و بولتن‌هایی که اخیرا منتشر شده دیده می‌شود نگران‌کننده است. این مطالب از یک سو سطح نازل تحلیل‌ها و درک نکردن عمق تحولات را نشان می‌دهد از سوی دیگر نشان می‌دهد چطور با این بولتن‌سازی‌ها مسئولان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

باید بپذیرند که عهد و پیمان این نظام با مردم از ابتدا این بوده که نظامی جمهوری، مشابه جمهوری در همه کشورها و به تعبیر امام(ره) مثل جمهوری در فرانسه ایجاد شود. این قول و قراری بوده که با مردم گذاشته شده است. شرایط فعلی هیچ شباهتی با چنین جمهوری ندارد. نکته‌ای که پایه اساسی است و می‌تواند مشکلات کشور و نارضایتی‌های مردم را طی فرآیندی کاهش کند(اگر نگوئیم از میان ببرد) وفای به این عهد و پیمان است. بدون یک چنین وفای به عهدی مشکلات حل نمی‌‌شود.

همه باید واقعیتی را در نظر بگیریم و آن درک نسل امروز جامعه است. نمی‌‌توان نسل امروز را با تکیه بر تصمیمات پدران این نسل که در چهل و چند سال قبل اتخاذ شده، تعیین کرد و آنها را از حق خودشان محروم کرد. این نسل حق دارد که سرنوشت خودش را تعیین کند. این حق باید به رسمیت شناخته شود. احیای جمهوریت نظام با توضیحات داده شده، می‌تواند نقش قابل توجهی در تحقق این امر داشته باشد.

iran-emrooz.net | Mon, 05.12.2022, 8:08
گشت ارشاد تعطیل/ اعمال حجاب اجباری تشدید

الناز محمدی و زهرا جعفرزاده
روزنامه هم‌میهن

گزارشی از سیر گشت ارشاد که اخبار برچیده شدن آن از همیشه پررنگ‌تر شده است

از بیست و پنجم شهریورماه ۱۴۰۱، دیگر کسی ون‌های سفیدرنگ «گشت ارشاد» را در خیابان‌های تهران ندید. درهای خیابان وزرا، آنجا که به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی‌اش معروف است، از ۲۵ شهریورماه یا بسته بود یا نیمه‌بسته و مشاهدات میدانی هم‌میهن در دو ماه گذشته نشان می‌دهد، پس از ماجرای مرگ «مهسا امینی»، دیگر از صف‌های طولانی افرادی که برای آزاد کردن فرزندان و همسران‌شان در مقابل درهای این ساختمان تجمع می‌کردند خبری نیست؛ هرچند تا یک ماه پیش درِ شیشه‌ای ساختمان وزرا که پایین‌تر از در اصلی است و ویژه رسیدگی به پیامک‌های حجاب، همچنان مراجعه‌کنندگان زیادی داشت.

بیشتر آنها مردانی بودند که درباره حجاب سرنشینان زن خودرو، برای‌شان پیامک آمده و آنها با سند خودرو منتظر نوبت‌شان نشسته بودند. مردی جوان همان موقع به هم‌میهن گفت، در یک هفته، دو بار برای او که مالک خودرو است، پیامک حجاب آمده. پدر یک زن جوان هم به هم‌میهن گفت، مالک خودرو دخترش است اما به دلیل ترس از تکرار ماجرای مهسا امینی شخصا مراجعه کرده و احتمالا باید خودرو را به پارکینگ برای توقیف منتقل کند: «این دومین پیامک حجاب بود و در آن عنوان شده بود، باید برای پیگیری به پلیس امنیت مراجعه کنیم. قبلا هم برای‌مان پیامک حجاب آمده بود و احتمالا ماشین را می‌خوابانند.»

به گفته کسانی که در خیابان وزرا مقابل ساختمان یا روی نیمکتی در گوشه پیاده‌راه نشسته بودند، با اینکه یک‌ماه از ماجرای مهسا امینی و اعتراضات در خیابان می‌گذشت اما همچنان پیامک‌های حجاب فعال بود. سرباز وظیفه‌ای که در کنار در ورودی ایستاده بود هم گفت، ماموران راهنمایی و رانندگی موظف به گزارش این موارد شده‌اند. یک‌ماه پس از این ماجرا، درست در اولین روزی که دادستانی کل کشور اعلام کرد «گشت ارشاد تعطیل شد»، اما دیگر خبری از آن جمعیت نیست، هر دو در ساختمان پلیس امنیت اخلاقی بسته است و هیچ مراجعه‌کننده‌ای ندارد.

ماجرا اما در روزهای گذشته و در شهرهایی غیر از تهران متفاوت بوده است؛ به‌ویژه در شهرهای مذهبی. تعدادی از زنان ساکن قم در یک‌ماه گذشته به هم‌میهن گفته‌اند، فعالیت‌های ماشین‌های گشت ارشاد در خیابان‌های این شهر بیشتر هم شده است؛ مینا، زن ۲۵ساله‌ای که از زمان تولد در قم زندگی می‌کند، یکی از زنانی است که یک‌ماه پیش و وقتی در پارک علوی قم پیاده‌روی می‌کرد، توسط ماموران پلیس امنیت به ماشین گشت ارشاد و در ادامه به ساختمان پلیس این شهر برای دادن تعهد برده شد.

او آنجا زنان زیادی را دید که از نقاط مختلف شهر به ساختمان پلیس آورده شده بودند و همه تایید می‌کردند، تعداد ماشین‌های گشت امنیت اخلاقی در قم بیش از زمان شروع اعتراضات در ایران شده است. این تاکید بر ادامه‌دار بودن فعالیت ماشین‌های امنیت اخلاقی در قم، حالا و از میان سخنان محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور هم پیداست: «بدحجابی در کشور خصوصا در شهر مقدس قم از دغدغه‌های اصلی قوه قضائیه، همچنین جامعه انقلابی ماست اما باید توجه داشت برخورد قضائیه در مرحله آخر بوده و اقدامات فرهنگی مقدم بر هرگونه فعالیت است.»

مهم‌ترین سخنان منتظری که از دو روز پیش، دست به دست می‌شود، درباره تعطیلی گشت ارشاد است؛ او که در یکی از سلسله نشست‌های جهاد تبیین که با موضوع «تبیین ابعاد جنگ ترکیبی در اغتشاشات اخیر» سخن می‌گفته، در پاسخ به سوال یکی از حاضران درباره فعالیت گشت ارشاد، بر موضوعی صحه گذاشته است که در دو ماه‌ونیم گذشته، درباره‌‌اش شایعات زیادی وجود داشت؛ تعطیلی گشت ارشاد.

منتظری گفته است: «گشت ارشاد ربطی به قوه قضائیه ندارد و از همان جایی که در گذشته تاسیس شد، از همان‌جا نیز تعطیل شد. البته قوه قضائیه نظارت‌های خود را بر کنش‌های رفتاری در سطح جامعه ادامه می‌دهد. درخصوص گشت ارشاد اولا ما گشت ارشاد نداشتیم و عنوانش پلیس امنیت اجتماعی بوده، ثانیا هرگز دستگاه قضایی نه کوچک‌ترین قدمی، نه طرحی برای تعطیل کردن این گشت داشته و ما این را شاهد بودیم، حادثه‌ای که منشأ آن یک اقدام در این واحد پلیس بوده که محترمانه خانم بدحجابی را دستگیر کردند و آنجایی که ایشان را می‌برند و جلسه می‌گذارند برای‌شان صحبت می‌کنند و...، این ملاحظه شد که یک اتفاق رخ می‌دهد و همین منشأ این داستان‌ها می‌شود.»

این جمله‌ها کافی بود تا رسانه‌ها و مردم، از تعطیلی گشت ارشاد بگویند، آن هم بعد ۱۷سال و آن را نوعی عقب‌نشینی در موضوع برخوردها با آنچه همه این سال‌ها بدحجابی خوانده شده، بدانند. در مقابل و تا لحظه تنظیم این گزارش، مسئولان پلیس درباره سخنان دادستان کل کشور درباره تعطیلی گشت ارشاد، واکنشی نشان نداده‌اند و فقط تعدادی از رسانه‌های اصولگرا آن را به معنی تعطیلی گشت ارشاد ندانسته‌اند.

خبرگزاری دانشجو در گزارشی با تیتر «موج‌سواری ضدانقلاب با تیتر «گشت ارشاد تعطیل شد» / ماجرای یک سوء‌برداشت» نوشته است: «این اظهارنظر دادستان کل کشور در حالی مطرح می‌شود که هیچ مقام رسمی‌ای در جمهوری اسلامی ایران مسئله تعطیلی گشت ارشاد را تایید نکرده است. حداکثر برداشتی که از کلام حجت‌الاسلام منتظری می‌توان داشت این است که گشت ارشاد از زمان تاسیس، مرتبط با قوه قضائیه نبوده است؛ چنانکه دادستان کل تاکید کرده است: قوه قضائیه نظارت خود را برکنش‌های رفتاری در سطح جامعه ادامه خواهد داد. برخی رسانه‌های خارجی کوشیده‌اند تا این کلام دادستان کل را به معنای عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از مسئله حجاب و عفاف و متاثر از اغتشاشات اخیر معرفی کنند.»

نظر تعدادی از اصولگرایان اما متفاوت است؛ ابراهیم فیاض، جامعه‌شناس اصولگرا و استاد دانشگاه تهران درباره اعلام دادستانی کل درباره تعطیلی گشت ارشاد به هم‌میهن می‌گوید، در زمان ابلاغ مصوبه عفاف و حجاب، در جلسه‌ای در شورای اجتماعی وزارت کشور مخالفت خود را با این موضوع اعلام کرده، حتی آقای احمدی‌نژاد هم مخالف آن بود اما به هر حال مصوبه اجرا شد. «حجاب یک موضوع فرهنگی است و مسائل فرهنگی نیاز به آموزش دارد. تا زمانی که نظام آموزشی کلان نشود، این مسئله ادامه دارد. متاسفانه شاهد هستیم همان‌ها که اعلام کرده‌اند اینترنت حرام است، در دفتر کارشان بالاترین میزان استفاده از اینترنت را دارند.»

فیاض در واکنش به صحبت‌های یکی از نمایندگان درباره اعمال محرومیت‌های اجتماعی برای افراد در حوزه حجاب می‌گوید: «اینکه با زنان به دلیل مسئله حجاب در بانک و سایر اماکن برخورد می‌شود، آیا منجر به افزایش رعایت حجاب شد یا اینکه به بی‌حجابی رسمیت داد؟ دقیقا اتفاق دوم رخ داده است.»

اشاره او به حرف‌های سه‌روز پیش علی‌اصغر عنابستانی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس است که گفته، بی‌حجاب باید از خدمات اجتماعی محروم شود. اصلاح‌طلبان هم به نظر می‌رسد نظر مشابهی دارند؛ آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت، دیروز درباره موضوع گشت ارشاد گفته است: «در همین یک فقره پوشش زنان و گشت‌های ارشاد، سال‌هاست انذار و هشدار داده شد و پیشنهاد دادیم کافی است گشت ارشاد جمع شود و مقاومت مدنی در این سطح در برابر این اجبار گسترش پیدا نکند. جامعه خودش به معدلی هنجار از پوشش خواهد رسید و این رویه شما درنهایت به ضدیت روبه‌افزایش با پوشش اسلامی ختم خواهد شد و این مناقشه ویرانگر است.»

وی با بیان اینکه «همانطور که پوشش من انتخاب من است، باید به دیگران هم حق انتخاب داده شود»، ادامه داده است: «من به چشم خود دیدم که این اجبار و اصرار چگونه در زیر پوست شهر در حال تبدیل‌شدن به ضدخود است و سوگمندانه باید گفت، شد آنچه نباید می‌شد.»

گشت ارشاد؛ از ابتدا

نخستین‌بار از اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۴ و در ماه‌های پایانی دولت دوم محمد خاتمی و به‌طور جدی‌تر، با شروع کار دولت نهم به ریاست محمود احمدی‌نژاد، طرح امنیت اجتماعی که بعدها به طرح امنیت اخلاقی معروف شد، جدی‌تر شد. سال ۸۴ و پس از روی کار آمدن دولت نهم که اولین دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود، شهروندان تهرانی و بعد از آن دیگرشهرها، شاهد اضافه شدن تعداد زیادی ون سفید با نوار سبزرنگ به خیابان‌های شهرشان بودند که تعداد زیادی از پلیس‌های زن و مرد را همراه خود آورده بودند تا به گفته فرماندهان نیروهای انتظامی، «امنیت را به آن‌ها هدیه کند.»؛ آن هم زیرنظر مجریان طرحی که «اسماعیل احمدی‌مقدم»، فرمانده وقت نیروی انتظامی، ابتدا از آن با نام «امنیت ناموسی» یاد کرد و مدتی بعد نامش به «امنیت ‌اجتماعی و اخلاقی» تغییر یافت.

این طرح در سال‌های ۸۵ و ۸۶ هر روز وارد فازهای جدیدی شد و به موضوعات زیادی کشیده شد؛ از برخورد با زنان «بدحجاب» تا برخورد با اراذل و اوباشی که نیروی انتظامی و مراجع قضایی آنها را مخلان امنیت و نظم اجتماعی می‌شناختند. این طرح بودجه زیادی هم داشت؛ به طوری که سه سال بعد و پس از آغاز دور تازه طرح نیروی انتظامی، معاون وقت حقوقی و مجلس ناجا اعلام کرد، برای ‌دائمی کردن این طرح، بودجه‌ای بیش از ۱۰۳میلیارد تومان به طرح ارتقای امنیت اجتماعی اختصاص خواهد ‌یافت؛ بعدها اما هیچ‌گاه به طور واضح اعلام نشد بودجه این طرح چقدر است اما واضح است که در سال‌های بعد به‌ویژه با بیشتر شدن ماموریت‌های پلیس امنیت اخلاقی به‌ویژه با آغاز به‌کار دولت ابراهیم رئیسی، این بودجه بیشتر شد.

در آستانه انتخابات پر سروصدای ۱۳۸۸ برای مدتی حضور ماشین‌های گشت ارشاد در خیابان‌ها کمرنگ شد. این ماجرا تا یک‌سال بعد و در سال ۱۳۸۹ همچنان ادامه داشت؛ بعد از گذشتن روزهای پرالتهاب پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، هنوز هم خبری از حضور ماشین‌های گشت‌های ارشاد در خیابان‌ها نبود اما فرماندهان نیروی انتظامی، همچنان بر اجرای تمام و کمال طرح امنیت اجتماعی، سخن می‌گفتند اما همچنان کسانی مثل جانشین فرماندهی نیروی انتظامی‌ با بیان اینکه «طرح ارتقای امنیت اجتماعی تعطیل‌بردار نیست»، می‌گفتند اجازه نمی‌دهند جایی از کشورمان حیاط خلوت افراد بیگانه و فرصت‌طلب شود.

سخنان مشابه از خردادماه ۱۳۸۹ شدت گرفت؛ از نمایندگان مجلس تا ائمه جمعه و مسئولان دولتی و... همگی عزم‌شان را جزم کردند تا حواس‌شان باشد در هر سخنرانی‌ای که داشتند، اشاره‌ای به وضعیت بدِ حجاب در کشور و چگونگی مقابله با آن بکنند. آن زمان وزیر کشور، نخستین فردی بود که با مصاحبه‌هایش، موج انتقاد از وضعیت حجاب را دوباره راه انداخت و قول داد به زودی این وضعیت را سر و سامان ببخشد و بعد نمایندگان مجلس و فرماندهان نیروی انتظامی بر این موج سوار شدند و همین باعث شد هر روز خواسته‌ای جدید در این باره مطرح کنند. بعد از انتقاد ائمه‌جمعه در مورد این وضعیت و انتقاد سردار رادان از همراهی نکردن ۲۰ دستگاه اجرایی برای ساماندهی وضعیت حجاب، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه‌ای از وضعیت عفاف و حجاب انتقاد کرد.

در این بیانیه آمده بود: «ساختارشکنی‌های اخیر در عرصه حجاب و عفاف، خبر از حرکتی سازمان‌دهی شده می‌دهد، حرکتی که بی‌تردید دشمنان انقلاب در سازماندهی و برنامه‌ریزی آن نقش بسزایی دارند، پر واضح است که مقابله با آن حرکت سازماندهی شده، باید با سازماندهی و برنامه‌ریزی همراه باشد از این رو مسئولان فرهنگی نظام باید ضمن ایجاد عزم همگانی و همت مضاعف، به برنامه‌ریزی دقیق و راهبردی بپردازند و در این راه فرصت را از دست ندهند.»

آن زمان وزارت کشور در گزارشی اعلام کرد ،سال ۸۸ بهترین سال در حوزه عفاف و حجاب بوده است؛ این گزارش پس از آن به نمایندگان مجلس ارائه شد که نمایندگان به صورت جدی خواهان اجرای قانون عفاف و حجاب شده و نسبت به اجرا نشدن چهارساله این قانون از وزارت کشور به‌عنوان متصدی و مجری اصلی، انتقاد کرده بودند.

پس از آن و در دولت دوم حسن روحانی، بعضی نمایندگان مجلس و اصولگرایان بارها درباره کمرنگ شدن اجرای طرح امنیت اخلاقی انتقاد کردند؛ آن زمان و با بیشتر شدن استفاده از تلفن همراه، چندوقت یک‌بار فیلم‌هایی درباره برخوردهای شدید بعضی ماموران گشت ارشاد با زنان منتشر می‌شد که البته واکنش بعضی مسئولان دولت را هم دنبال داشت؛ مثلا فروردین‌ماه ۱۳۹۷ بود که شهیندخت مولاوردی، دستیار رئیس‌جمهور در حقوق شهروندی در واکنش به انتشار یکی از این فیلم‌ها در توئیتر نوشت: « انتشار کلیپ نحوه برخورد ماموران پلیس زن با مقوله بدپوششی و شیوه ارشاد آنها!، بیش از پیش ضرورت تغییر رویکرد نهادهای فرهنگی و انتظامی از «باید» به «باور»، از «تبلیغ» به «تعمیق»، از «ظاهر» به «معنا» و از «فعالیت‌های محوری» به «اثربخشی» که از برنامه‌های فرهنگی دولت یازدهم بود، نشان داد».

او بعدها و شهریورماه امسال، پس از مرگ مهسا امینی گفت: «در آن دوره بعضا فرد یا افرادی که با آنها رفتار‌های نامناسب از سوی گشت ارشاد شده بود، با ما تماس می‌گرفتند، ما گزارش آن یا اخبار دریافتی مربوطه را در بخش خبر جلسات دولت مطرح می‌کردیم یا مکاتبه می‌کردیم و تلاش داشتیم این حوادث به حداقل ممکن برسد. همه این برنامه‌ها با خواست و البته هماهنگی رئیس‌جمهور بود و اگر مخالفتی بود حتما بروز می‌دادند. هیچ‌گاه مخالفتی از سوی آنها با این برنامه‌های ما نبود.»

سال ۱۳۹۷، معصومه ابتکار، معاون وقت امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری هم در گفت‌وگویی، گشت ارشاد را «منتسب به گشت ارشاد» دانست و گفت: «فكر می‌كنم در این مورد گشت ارشاد باید در یك چارچوبی قرار گیرد، چون نیروی انتظامی یك‌سو است و گشت ارشاد یك سوی دیگر. درست است كه زیرمجموعه هم هستند اما ماهیت و جنس كاری كه انجام می‌دهند، متفاوت است. عنوان هم متفاوت است، این سو پلیس است و سوی دیگری گشت ارشاد و هركدام دستورالعمل‌ها و رفتارهایی جداگانه‌ای دارند. پلیس ممكن است با مجرمان و جنایتكارانی سروكار داشته باشد اما در مورد گشت ارشاد، موضوع ارشاد است و بحث اخلاق. البته فقط موضوع پوشش نیست، ما همه‌چیز را سال‌هاست در مسئله پوشش خلاصه كرده‌ایم. درحالی‌كه بسیاری از موازین وجود دارد كه اگر ما به كرامت ذاتی انسان‌ها و حق نظر و سوال جوانان احترام بگذاریم و اجازه بدهیم جوانان‌مان پرسش خود را مطرح كنند، اگر خلاف سلیقه و نظر ما حرف و دیدگاهی دارند، اجازه بدهیم مطرح كنند. این موارد خیلی می‌تواند فضا را تغییر دهد و میزان تنش‌ها را كاهش دهد.»

کدام ۲۶ دستگاه؟

همه این سال‌ها استناد مسئولان دولتی، قضایی و پلیس به مصوبه سال ۱۳۸۴ شورای‌عالی انقلاب فرهنگی است. البته پیش از آن و در بهمن‌ماه ۱۳۷۶ شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، چارچوب اصول و مبانی روش‌های اجرایی گسترش فرهنگ عفاف را تصویب کرده بود و بعد در مردادماه سال ۸۴، راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف در چارچوب اصول و مبانی روش‌های اجرایی گسترش فرهنگ عفاف توسط این شورا به تصویب رسید. توسعه فرهنگ کنکاش و تفکر در مفاهیم دینی توسط جوانان به منظور پذیرش درونی و قلبی و عمل به آنها، هماهنگی و وحدت رویه مستمر و پایدار در برخورد با ناهنجاری‌های فرهنگی توسط دستگاه‌های مختلف در چارچوب قانون، ارتقای سطح آگاهی و ایجاد حساسیت در مدیران نسبت به توسعه فرهنگ عفاف و حاکمیت ارزش‌های اخلاقی در مجموعه‌های تحت مسئولیت آنها و... ازجمله راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف وحجاب در این مصوبه است.

در این مصوبه، ۲۶دستگاه قانون‌گذار و اجرایی موظف شده‌اند وظایف تخصصی‌ای را در این مورد اجرا کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بازرگانی، سازمان صداوسیما، نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت آموزش‌وپرورش، وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت علوم، مرکز امور زنان و خانواده، وزارت ارتباطات، سازمان تربیت‌بدنی، شهرداری، وزارت بهداشت، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، سازمان بهزیستی، وزارت امور خارجه، وزارت کار و امور اجتماعی، مجلس شورای اسلامی، وزارت کشور، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، قوه قضائیه، وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نیروی مقاومت بسیج و وزارت راه و ترابری، ۲۶دستگاهی هستند که از سال ۸۴ تاکنون موظف شده‌اند تا وظایفی را که شورای فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای آنها تعیین کرده است اجرا کنند.

از آن زمان تا به حال، مسئولان پلیس بارها اعلام کرده‌اند، به این دلیل که دیگردستگاه‌ها به وظایف‌شان در این مصوبه عمل نکرده‌اند، نیروی انتظامی همه بار را به دوش کشیده است. حتی کار به جایی رسید که ابراهیم رئیسی، در تیرماه امسال دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی را موظف کرد، با همکاری همه دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی و اجرائی نسبت به اجرای قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و قانون سال ۱۳۸۴ شورای‌عالی انقلاب فرهنگی اهتمام لازم را داشته باشند.

بعد از آن اما و با مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس و شروع اتفاق‌های اعتراضی، صحبت‌های مسئولان درباره گشت ارشاد عوض شد؛ هرچند مسئولان ستاد امر به معروف و نهی از منکر، حرف ماه‌های پیش را تکرار کردند و گفتند: زنان باید برای «بدحجابی» جریمه بپردازند، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی ازجمله سعیدرضا عاملی، سخنگوی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی گفتند: این شورا هیچ مصوبه‌ای با عنوان گشت ارشاد نداشته است. بعد از آن بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه آزاد هم گفت، در جلسه اساتید دانشگاه‌های تهران با احمد وحیدی، وزیر کشور درباره حوادث دو ماه اخیر کشور، او گفته که در تهران فقط پنج ماشین گشت ارشاد وجود دارد و حالا هم سخنان جدید دادستان کل کشور درباره تعطیلی گشت ارشاد از راه رسیده است.

نقش دولت احمدی‌نژاد

طیبه سیاوشی، نماینده پیشین مجلس و فعال حوزه زنان می‌گوید: طرحی که به اسم گشت ارشاد اجرا شد، دستاورد دولت احمدی‌نژاد است. مصوبه اصلی طرح عفاف و حجاب بود، اما برداشت نیروی انتظامی از آن گشت ارشاد بود که جز هزینه‌های مختلف نتیجه دیگری برای کشور نداشت. از همه اینها گذشته در این مدت آنقدر فیلم و عکس از رفتار نامناسب با زنان در جریان اجرای این طرح منتشر شد که منجر شد، چهره منفی از کشور در سطح بین‌المللی به تصویر کشیده شود.

او می‌گوید: «گشت ارشاد، ورود به حریم خصوصی در حوزه پوشش زنان بود که به‌طور سلیقه‌ای اعمال ‌شد. حتی مهسا امینی آنطور که از فیلم‌هایی که نیروی انتظامی آن را منتشر کرد، حجاب نامتعارفی نداشت. همین رفتار منجر شد، دو ماه جامعه درگیر اعتراضات شود. دادستان کشور اعلام کرده، گشت ارشاد ربطی به قوه قضائیه ندارد، اما افرادی هستند که در جریان گشت ارشاد کارشان به دادگاه، محاکمه و حتی اعتراف تلویزیونی کشیده شده است. نیروی انتظامی در این ماجرا به‌عنوان ضابط قضایی ورود پیدا کرده و منجر شده مسائل علیه منافع کشور پیش رود. اینها همه دستاوردهای دولت احمدی‌نژاد است که همچنان ادامه دارد.»

سیاوشی درباره زمان تصویب و ابلاغ قانون عفاف و حجاب توضیح می‌دهد: «مصوبه زمان آقای خاتمی در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد، اما ابلاغ نشد. در زمان آقای احمدی‌نژاد اما برای آن بودجه در نظر گرفته و در دولت سیزدهم به‌طور جدی اجرا شد. این موضوع در شرایطی در دستور کار ویژه دولت فعلی قرار گرفت که مردم از نظر معیشتی با مشکلات زیادی مواجه بودند. در مقابل هم نمایندگان مجلس شورای اسلامی کاری نکردند. مردم در شهرهای مختلف درگیر اعتراضات هستند اما نماینده‌های آنها در مجلس، چشم‌شان را روی این مسائل بسته‌اند و حالا می‌گویند در حوزه حجاب باید محرومیت اجتماعی اعمال شود. چرا می‌خواهند بر جامعه زنان اعمال‌قدرت کنند، آن‌هم جامعه‌ای که جز تبعیض چیز دیگری به خود ندیده است.»

او می‌گوید: «اینطور عنوان می‌شود که زنان دنبال برهنگی‌اند. بحث بر سر اعمال فشار و اجبار سلیقه‌ای است اینکه چطور لباس بپوشند، در فروشگاه‌ها چه لباس‌هایی بفروشند و... همان نماینده‌ای که از قانون تخطی کرد و یک سیلی به گوش سرباز وظیفه زد، حالا برای جامعه زنان تعیین تکلیف می‌کند. او به‌عنوان یکی از افراد قانون‌گذار، باید به وظیفه خود عمل کند و در زمینه بهبود وضعیت معیشت مردم ورود کند، تورم ۴۲ درصدی برای مردم، اعصاب و روان نگذاشته و آنها را با یک جرقه به خیابان می‌کشد. خوب است که مجلس یازدهم به وظیفه اصلی خود عمل کند. این سبک از محدودیت‌ها علیه زنان به‌صورت محرومیت اجتماعی و...، تبعات منفی‌تری از گشت ارشاد برای کشور خواهد داشت.»

این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، درباره اینکه چطور گشت ارشاد سال‌ها اجرا می‌شود بدون اینکه وجاهت قانونی داشته باشد، توضیح می‌دهد: «درباره گشت ارشاد نیروی انتظامی به‌عنوان دستگاه قانون‌گذار به ماجرا ورود پیدا کرده و قانون‌گذاری کرده است. در دوره‌ای که در معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری فعال بودم بارها این موضوع مطرح می‌شد که روسری تنها برای چند ثانیه از سر زنی افتاده و برایش پیامک حجاب آمده است. یعنی نیروهایی از میان خود مردم این موضوع را گزارش می‌کردند که مصداق مردم علیه مردم است و بدترین شکل نقض حریم خصوصی افراد تلقی می‌شود.» او ادامه می‌دهد:«قبل از فوت مهسا امینی، برخی ساعت‌ها در صف می‌ایستادند تا به پرونده حجاب‌شان در ساختمان امنیت اخلاقی رسیدگی شود. گاهی جریمه نقدی هم شامل‌شان می‌شد. اما تمام این اقدامات هیچ تاثیری بر مسئله حجاب نگذاشت و حتی این برخوردها نتیجه منفی‌تری داشت.»

حجاب در قانون

تنها قانون رسمی در ایران که درباره بی‌حجابی است، ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی است؛ در این ماده آمده است: «هرگاه کسی علناً در انظار، اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند، علاوه بر کیفر عمل به حبس از ۱۰روز تا دو ماه یا تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد و درصورتی‌که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد؛ اما عفت عمومی را جریحه‌دار کند، تنها به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

براساس تبصره این ماده، زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می‌شوند، به حبس از ۱۰روز تا دوماه یا ۵۰ تا ۵۰۰هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد. گشت ارشاد اما حدود ۱۷سال است که اجرا می‌شود درحالی‌که براساس اعلام مقامات، نه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است، نه به قوه قضائیه ارتباطی دارد. حالا سوال اینجاست که چطور چنین اقدامی بدون برخورداری از الزامات قانونی اجرا و برای سال‌ها ادامه پیدا می‌کند.

علی نجفی‌توانا، حقوقدان در گفت‌و‌گو با هم‌میهن درباره این موضوع توضیح می‌دهد. او می‌گوید: «زمانی‌که بدون تاکید قانون، افرادی مرتکب رفتاری می‌شوند که منجر به ضرر به جان و مال مردم می‌شود، مراجع قضایی باید موضوع را پیگیری کنند یا دادستان به‌عنوان مدعی‌العموم جلوی اقدامات غیرقانونی انجام شده را بگیرد. به طور کلی مرجع تصویب قانون مجلس شورای اسلامی است و هیچ نهادی حق ندارد به صورت خودسرانه ضابطه‌ای را تصویب کند که برخلاف حقوق و آزادی‌های مشروع در قانون اساسی است. بر این اساس مقامات قضایی اگر ملاحظه می‌کنند اقداماتی برخلاف قانون یا بدون قانون در حال انجام است، باید در راستای دفاع از حقوق عامه و منفعت مردم نسبت به اعمال برخورد قانونی اقدام کنند.»

این حقوقدان درباره حق قانونی افرادی که از اجرای طرح گشت ارشاد متضرر شده‌اند یا آسیبی به آنها وارد شده هم می‌گوید: «این افراد قطعا می‌توانند اقدام قانونی برای جبران خسارت داشته باشند.»

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 19:18
اعتراف در جلسه گروه حداد عادل به کشتار زاهدان

بر اساس فایل صوتی نشست شورای ائتلاف نیروهای انقلاب که گروه بلک‌ریوارد در اختیار ایران‌اینترنشنال گذاشته، نهادهای جمهوری اسلامی به «اشتباه فاحش» ماموران کلانتری زاهدان در شلیک به مردم از جمله دو کودک اذعان کرده‌اند.

در این جلسه همچنین اعلام می‌شود که برای ۸۰ نفر از بازداشت‌شدگان خیزش انقلابی مردم ایران اتهامات «محاربه و افساد فی الارض» صادر شده که می‌تواند برای آنان حکم اعدام را به دنبال داشته باشد.

رضا داوری دبیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب در این نشست همچنین می‌گوید که سخنان محسن رضایی درباره دستگیری عامل شلیک به خودروی خانواده کیان پیرفلک در مرز ماکو درست نبوده است.

***

بر اساس این فایل صوتی، غلامعلی حداد عادل، رییس شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، از رضا داوری، دبیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، می‌خواهد که در ابتدای این جلسه گزارشی درباره اعتراض‌ها ارائه کند.

داوری در گزارش خود درباره سیستان و بلوچستان روایتی درباره کشتار ۸ مهر زاهدان ارائه می‌کند که با روایت‌های رسمی تناقض دارد.

به گفته داوری، ماموری که بالای کلانتری بوده، «اشتباه فاحشی کرده و در حین تیراندازی به منطقه دیگری (دور از پاسگاه) شلیک کرده که تعدادی زن و مرد و کودک شهید شدند که در ماجرا نبودند.»

این سخنان در حالی بیان شده که مقام‌ها و رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی دلیل شلیک به مردم را حمله مسلحانه به پاسگاه ذکر کرده بودند.

در کشتار ۸ مهر زاهدان حدود ۱۰۰ نفر از جمله هفت کودک و نوجوان کشته شدند.

داوری در این جلسه همچنین می‌گوید: «مولوی عبدالحمید را درک کنید. فشار بر روی او وجود دارد. او در سخنان خود انتقاد کرد، مطالبه داشت، ولی دستور اقدام و نافرمانی و ورود به میدان نداد.»

این سخنان در حالی بیان شده که بر اساس بولتن‌های افشا شده خبرگزاری فارس، علی خامنه‌ای دستور داده که مولوی عبدالحمید «‌بی آبرو» شود.

در همین حال در شهرهای مختلف استان سیستان و بلوچستان، مردم پس از نماز جمعه در حمایت از مولوی عبدالحمید، شعار «شیخ‌الاسلام با خدا، خامنه‌ای زیر پا» سر دادند و درگیری‌هایی گسترده‌ میان نیروهای امنیتی و مردم معترض شکل گرفت.

صدور اتهام «محاربه و افساد فی الارض» برای ۸۰ نفر

داوری در این نشست همچنین می‌گوید که برای ۸۰ نفر اتهامات «محاربه» و «اعدام» تعیین شده است. بر اساس این گزارش، نظر رهبر جمهوری اسلامی این بوده که ابتدا برای افراد به اتهام نقش داشتن در کشته شدن برخی از نیروهای بسیج حکم «قصاص(اعدام)» صادر شود و بحث «محاربه» متوقف شود.

او می‌گوید که با این حال در صورت در نظر گرفته شدن موضوع «قصاص» تنها برای حدود ۱۰ نفر حکم اعدام صادر می‌شد و همچنین این امکان وجود داشته که خانواده آنان رضایت دهند.

داوری می‌گوید که پس از اعتراضات در شهرهای کردنشین ایران و اتفاقات دیگر، سیاست جمهوری اسلامی بر این قرار گرفته که اتهام «محاربه و افساد فی الارض» نیز برای افراد مطرح شود و این اتهامات حداقل برای شش نفر در تهران صادر شده است.

دبیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب همچنین خبر داد که در استان‌های تهران، البرز، فارس، خراسان رضوی و اصفهان بیشترین تعدادی کیفرخواست‌های «محاربه و افساد فی الارض» صادر شده است.

او گفت که در استان‌های کردنشین نیز برای برخی بازداشت‌شدگان به اتهام «تروریسم» کیفرخواست برای حکم اعدام صادر خواهد شد.

در روزهای گذشته نیز گزارش‌هایی درباره صدور اتهام «محاربه و افساد فی الارض» برای بیش از ۱۰ کودک منتشر شده بود.

در همین حال، سعید افکاری در توییترش فایل صوتی مکالمه تلفنی با خواهرش الهام افکاری در زندان را منتشر کرده که می‌گوید ده‌ها زندانی کودک در زندان علاوه بر اتهامات دیگر با اتهام «افساد فی‌الارض» و «محاربه» نگهداری می‌شوند.

داوری همچنین با اشاره به استفاده از «کلید واژه شرارت» از سوی خامنه‌ای درباره خیزش انقلابی مردم ایران گفت که مصوبه شورای عالی امنیت ملی «برخورد جدی‌تر و قاطع‌تر» با معترضان بوده است.

تکذیب سخنان محسن رضایی

داوری همچنین می‌گوید که فرد بازداشت شده به عنوان متهم نقش داشتن در شلیک به خودروی خانواده پیرفلک که به کشته شدن کیان پیرفلک منجر شد بازداشت نشده است و فردی که خبر بازداشت او اعلام شده یک قاچاقچی سلاح بوده است.

محسن رضایی معاون اقتصادی رئیسی در جلسه شورای تامین شهرستان ایذه گفته بود: «دو تا سه نفر از عوامل حادثه تروریستی ایذه در حال فرار از کشور از مرز باکو دستگیر شدند و در حال بازگشت به سمت اهواز هستند.»

خانواده کیان پیرفلک و حجت‌الله درویش‌پور نماینده سابق ایذه در مجلس گفته بودند که ماموران خودروی خانواده کیان پیرفلک را به رگبار بسته‌اند.

تشکیل «قرارگاه رسانه» حاکمیتی با مصوبه شورای عالی امنیت ملی

داوری همچنین گفت که خامنه‌ای از عملکرد رسانه‌های حکومت انتقاد داشته و گفته که «در جنگ رسانه‌ای عقبیم.» بر اساس این گزارش، خامنه‌ای همچنین گفته که «اعتراضات به زودی تمام نمی‌شود و نظام سلطه با تمام وجود به میدان آمده است»

دبیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب همچنین خبر داد که شورای امنیت ملی تصویب کرده که یک «قرارگاه رسانه» حاکمیتی با حضور نهادهای مختلف برگزار شود.

گزارش نهادهای امنیتی روسیه برای جمهوری اسلامی

دبیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب خبر داد که دستگاه‌های امنیتی متحدان منطقه‌ای جمهوری اسلامی از جمله روسیه گزارش‌هایی را برای جمهوری اسلامی فرستاده‌اند.

او گفت که نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت ملی روسیه، در سفر خود به تهران در روز ۲۰ آبان برخی از این گزارش‌ها را با خود آورده بود.

به گفته داوری، این گزارش‌ها حاوی تحلیل سازمان‌های امنیتی غربی از اعتراضات ایران بوده و «رهبر جمهوری اسلامی مدیریت خود را بر اوضاع از دست نداده است».

وابستگی ایران به مشاوره‌های روسیه در بولتن اختصاصی هک شده خبرگزاری فارس برای حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران هم مشهود است. در این بولتن به شنود روسیه از دستگاه‌های اطلاعاتی غربی برای تحلیل وضعیت ایران اشاره شده است.

در بخشی از این بولتن آمده است: «روس‌ها حاصل شنودهای منطقه‌ای خود را از دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی درباره ایران در اختیار مقام‌های ایرانی قرار داده‌اند که نشان می‌دهند مردم در وضعیت انقلاب قرار گرفته‌اند.»

همچنین طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، در روزهای گذشته جمهوری اسلامی رسما از مسکو درخواست خرید ابزار و ماشین‌آلات ضد شورش و همچنین اعزام مشاوران از روسیه به ایران کرده است تا به مسوولان امنیتی در سرکوب اعتراض‌ها کمک کنند.

اعتراضات کف خیابان به فیلم و آثار هنری تبدیل می‌شود

در این جلسه اسماعیل کوثری از صادر نکردن بیانیه از سوی شورای ائتلاف نیروهای انقلاب و همچنین موضع نگرفتن چهره‌های سیاسی اصول‌گرا علیه مردم انتقاد کرده و می‌گوید: «باید بزنیم در دل دشمن. اگر این کار را نکنیم می‌خوریم. خواص چرا سکوت کردند؟ فقط منافع خود را می‌خواهند؟ بچه‌های بسیجی در خیابان انتظار دارند.»

رضا تقوی، رییس سابق شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، نیز در این نشست می‌گوید: «نیروهای انقلابی در شهرها به شدت منتظرند تا کسی از تهران برود و توجیهشان کند. برویم به آنها روحیه بدیم، بعضی روحیه‌ شان را باختند.»

مجتبی شاکری، عضو شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، نیز در این نشست گفت:«خطر بعدی تبدیل این اختلافات کف خیابون به رمان و داستان و فیلم و جشنواره و تولیدات خانگی است. بعدا می‌زنیم تو سر خودمان که چه کنیم. وزارت ارشاد و صدا و سیما چه‌کاره هستند.»

پیش از این نیز گزارشی درباره خسته شدن نیروهای سرکوب و روحیه ضعیف آنان منتشر شده است.

از جمله مدیران رسانه‌های وابسته به حکومت نیز در دیدار با جانشین فرمانده بسیج خواستار افزایش حقوق نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی شده و گفته بودند: «اخبار خوبی درباره وضعیت نیروهای ناجا نداریم. خسته شدند و خیلی ناراضی‌اند. به ویژه با این وضعیتی که سیستان پیش آمد.»

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 17:41
تعلیق فعالیت فیلم‌نامه‌نویسان ایران

هیئت‌مدیره انجمن صنفی فیلم‌نامه نویسان سینما در بیانیه‌ای اعلام کرد:

نویسندگان فیلم‌نامه داوطلبانه قلم به‌دست می‌گیرند تا درباره مردم بنویسند؛ درباره آزادی، عدالت و کرامت انسان. این مفاهیم، مطالبات اصلی مردمی‌ست که این روزها نارضایتی خود را به هزار زبان ابراز می‌کنند. ما فیلم‌نامه‌نویسان با اندکی امید صبور ماندیم، به انتظار پاسخ حاکمیت، اما نادیده انگاشتن و انکار مطالبات مردم، گسیختگی و انسدادِ بی‌سابقه‌ای میان اراده حاکمیت و خواست مردم ایجاد کرده که اینک سخن گفتن از آزادی و عدالت و کرامت انسان، ناممکن، و بدتر از آن بیهوده می‌نماید.

در زمانه‌ای که نوشتنِ حتی پاره‌ای کم‌تر از حقیقت، و نگفتن تمامِ حقیقت، چیزی جز دروغ نیست، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت‌های صنفی خود را به حالت تعلیق درآوریم و کلماتِ دل‌مان را به امید رسیدن روزهای خوش، گرم کنیم.

تا فرجام نامعلوم این شرایط، اعضای صنف می‌توانند بر اساس میل و اراده خود، برای دیگران و برای خویش بنویسند و یا فعالیت حرفه‌ای خود را متوقف کنند؛ اما مدیریت صنف، بنا به وظیفه اجتماعی و حرفه‌ای خود، فعلن از هرگونه ارتباط با نهادهای دولتی و در هر سطحی، اجتناب می‌کند. چرا که عمیقن درک می‌کنیم که در این زمانه نو، ما دیگر صدای مردم نیستیم، بلکه این مردم هستند که به‌عنوان قوی‌ترین نهاد اجتماعی سخن می‌گویند و ما سخن آن‌ها را شنیده‌ایم.

انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران:
در هیچ رویداد سینمایی پیش‌رو مشارکت نخواهیم کرد

با نزدیک شدن به جشنواره سینمایی فیلم فجر هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در اطلاعیه‌ای ضمن اشاره به اعتراضات و شرایط حاکم به جامعه و رفتار نهادهای حکومتی با جامعه سینمایی روز شنبه ۱۲ آذر اعلام کرد: «اعضای این هیات مدیره در هیچ رویداد سینمایی پیش‌رو مشارکتی نخواهند داشت.» در بخش پایانی این بیانیه آمده است: «در ماه‌های آتی در هیچ‌ یک از جشنواره‌های پیش رو هیچ حضوری نداشته و نخواهیم داشت و هیچ مسئولیتی را هم نمی‌پذیریم».

۴۰ سینماگر بازداشت شده‌اند
دیروز یک عضو کمیته پیگیری وضعیت هنرمندان بازداشتی عنوان کرد: حدود ۴۰ سینماگر بازداشت شده‌اند و برای ۱۵۰ نفر محدودیت در نظر گرفته شده است. تاکید ما بر این است که نباید تصور شود که تعداد بازداشت شدگان اهالی سینما کم است یا فقط به افراد چهره ختم می‌شود. ما لیستی ۱۵۰ نفره متشکل از افرادی داریم که در طول وقایع اخیر احضار شدند، بازداشت شدند، تفهیم اتهام شدند، ممنوع‌الخروج شدند و یا به شکل‌های مختلف توسط نهادهای مربوطه احضار و با محدودیت‌هایی مواجه شدند.

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 17:14
تداوم سرکوب شاعران، نویسندگان و مترجمان

از آغاز جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران در شهریور ۱۴۰۱ هزاران نفر به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند. میان بازداشت‌شدگان نام ده‌ها شاعر، نویسنده و مترجم نیز به چشم می‌خورد که تعدادی از آنان هنوز در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوس‌اند و تعدادی نیز پس از بازداشت و تحمل بازجویی با قرار وثیقه آزاد شده‌اند. علاوه بر بازداشت‌های اخیر، بسیاری نیز در سه ماه گذشته احضار، بازجویی و تهدید شده‌اند.

تعدادی از نویسندگان نیز پیش از آغاز جنبش در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوس بودند.

امیرحسین آتش: شاعر و دانشجوی دانشگاه خیام مشهد در تاریخ ۳۰ مهر ماه بازداشت شد.
علیرضا آدینه: شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران، ۹ آذر در خانه‌اش در تهران بازداشت شد.
سروناز احمدی: مترجم و خبرنگار، ۱۵ آبان در خانه‌اش در تهران بازداشت شد.
علی اسدالهی: شاعر و منشی کانون نویسندگان ایران، ۳۰ آبان در خانه‌اش بازداشت شد.
بهناز امانی: نویسنده و مترجم، ۲۸ مهر در تهران بازداشت و به زندان قرچک منتقل شد.
امیرحسین بریمانی: نویسنده و روزنامه‌نگار که ۷ مهرماه در تهران بازداشت و به زندان فشافویه منتقل شده بود، بدون حضور وکیل به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
آتفه چهارمحالیان: شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران که ۱۱ مهرماه بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود، به تازگی به بند عمومی منتقل شده است.
سجاد رحمانی: شاعر و خبرنگار، ۸ آذر در ماسال گیلان بازداشت شد.
ماندانا صادقی: شاعر و روزنامه‌نگار ۲۷ مهر ماه در آبادان بازداشت شد.
مژگان کاوسی: مترجم و‌ زندانی سیاسی سابق ۱ مهرماه در نوشهر بازداشت شد. او پس از ۳۵ روز حبس در سلول انفرادی در بازداشتگاهی در نوشهر، در تاریخ  ۵ آبان ماه به زندان تنکابن منتقل شد.
بنفشه کمالی: شاعر، دوم مهرماه در یزد بازداشت شد.
یوسف گرامی‌پور: شاعر و فعال کارگری، ۶ آبان  بازداشت شد.
رضا محمدی: شاعر و نویسنده ۲۷ مهر ماه در آبادان بازداشت شد.
ارغوان وثوق انصاری: شاعر، ۸ آبان بازداشت شد.
سعید هلیچی: شاعر، نویسنده و مترجم ۲۷ مهرماه در اهواز بازداشت و به زندان سپیدار منتقل شد.

بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز به قید وثیقه آزاد شده‌اند، از جمله‌:
علیرضا ایزدی، نویسنده و کارگردان تئاتر، مونا برزویی، شاعر، همایون پناهی، شاعر و پژوهشگر، آرش رمضانی، نویسنده، محسن زهتابی، نویسنده، کرم‌الله سلیمانی، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، سیدنوید سیدعلی‌اکبر، نویسنده و مترجم، محمود طراوت‌روی، شاعر و وکیل دادگستری، بیان عزیزی، شاعر و پژوهشگر حقوق بشر، شیلان کردستانی، مترجم، منصوره موسوی، نویسنده و پژوهشگر مطالعات زنان، نصیبه نامی، شاعر، بهروز یاسمی، شاعر و منتقد ادبی.

نویسندگان زندانی پیش از قتل مهسا امینی‌:
مهوش ثابت: شاعر و آموزگار، مرداد ۱۴۰۱ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او پیشتر نیز از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۶ نیز در زندان بوده است.
رضا خندان (مهابادی): نویسنده، پژوهشگر و عضو کانون نویسندگان ایران، برای اجرای حکم ۵ سال حبس، مهرماه ۱۳۹۹ به زندان اوین و در مهر ۱۴۰۱ به زندان رجایی‌شهر منتقل شد.
آرش گنجی: مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، آبان ۱۴۰۰ به زندان اوین و در شهریور سال جاری به زندان رجایی‌شهر منتقل شد. او به ۱۱ سال زندان محکوم شده که ۶ سال آن قابل اجراست.
کیوان مهتدی: نویسنده، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران،  ۲۸ اردیبهشت ماه بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
سعید مدنی: نويسنده و پژوهشگر، اردیبهشت ۱۴۰۱ بازداشت و به زندان‌‌ اوین منتقل شد.
خسرو صادقی بروجنی: نویسنده و روزنامه‌نگار، او از مرداد ۱۳۹۹ دوره‌ی حبس پنج ساله‌ی خود را در زندان اوین سپری می‌کند.

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 14:07
اعتراضات خیابانی معلول تعطیلی «سیاست» است

دکتر آصف بیات جامعه‌شناس و نویسنده کتاب‌های درخشان «سیاست‌های خیابانی؛ جنبش تهیدستان شهری» و «طبقه، سیاست و نظریه اجتماعی» در مصاحبه‌ای که با رویداد۲۴ داشته درباره شرایط کنونی ایران و خشونت موجود در اعتراضات و همچنین سرکوب اعتراضات صحبت کرده است.

بیات بر این باور است که «شیوه مبارزه خشونت‌پرهیز باید خاصِ کشور‌های دموکراتیک باشد که در آن‌ها حاکمان در مقابل قانون مسئول هستند و اعمال‌شان محدود و مقید به قانون است. ولی در واقع، شیوه مقاومت مدنی و خشونت‌پرهیز در کشور‌های استبدادی با حاکمیت سرکوبگر هم بسیار دیده شده است. حقیقت این است که سرکوب و خشونت گسترده حاکمیت می‌تواند به تزلزل جنبش مقاومت مدنی بینجامد. ولی در عین حال، می‌تواند به تعمیق بیشتر نارضایتی‌ها در جامعه منتهی شود و از این طریق جنبش مقاومت مدنی را تقویت کند.»

متن گفت‌وگوی دکتر آصف بیات با رویداد۲۴ را ادامه بخوانید:

*‌ این روز‌ها بعضی از چهره‌های سیاسی، از معترضان و سیاستمداران می‌خواهند که از خشونت اجتناب کنند. اول بفرمایید خشونت یعنی چه و چه مصادیقی دارد؟

موضوع خشونت یکی از مهمترین مباحث مربوط به جنبش‌های اجتماعی و انقلابی است. تقریبا همه مباحث مربوط است به عقلانیت و اخلاقیت استفاده از خشونت از جانب جنبش‌های سیاسی در حصول به اهداف‌شان. در یک طرف بحث فرانتس فانون قراردارد که می‌گفت در مقابل خشونت بی‌بدیل استعمارگران، مردم تحت استعمار برای رهایی‌شان به خشونت گسترده روی می‌آورند، به‌طوری‌که خشونت علیه استعمارگران مردم را تطهیر می‌کند و به آنان حیثیت و والایی می‌بخشد.

در مقابل، مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ و بسیاری دیگر خشونت را از مصادیق شر می‌دانند که باید از جانب انسان‌ها پرهیز شود، حتی اگر برای امر خیر به کار گرفته شود. در این چارچوب سوال می‌شود که آیا امتناع از خشونت به لحاظ اخلاقی (ethical) است یا ابعاد سیاسی – استراتژیک دارد؟ به عبارت دیگر آیا باید اصولا و اخلاقا از خشونت پرهیز کرد، چون جوهر خشونت بد است، یا اینکه خشونت به لحاظ سیاسی و استراتژیک و افکار عمومی زیان‌بخش است؟

از جانب دیگر، استفاده از خشونت برای دفاع از خود چگونه باید ارزیابی شود؟ آیا چنین استفاده‌ای مقبول است؟ آیا ضدیت با خشونت به معنای منفعل‌گرایی (passivism) نیست؟ آیا رویکرد مطلق‌گرایانه به پدیده خشونت مقبول است یا رویکرد پراگماتیستی، یعنی مثلا در شرایطی استثنایی از ان استفاده کرد در حالیکه اصولا علیه‌اش بود؟

این‌ها از جمله پرسش‌هایی هستند که مطرح می‌شوند. ولی پرسش کلیدی این است که اصلا خشونت به چه معنایی است؟ آیا آتش زدن لاستیک اتومبیل در خیابان‌ها از مصادیق خشونت است؟

از طرف دیگر بسیاری از خشونتِ فقر، از خشونتِ روانی و البته از خشونتِ جنسی صحبت کرده‌اند. ملاحظه می‌کنید که قضیه پیچیده‌تر از آن است که این روز‌ها در رسانه‌ها و در گفتمان سیاستمداران جاری است. به کوتاهی بگویم که در مباحث جنبش‌های اجتماعی و انقلابی، خشونت به معنای آسیب زدن به جان و جسم انسان‌ها تلقی می‌شود. به‌نظرم این مفهوم به اندازه کافی روشن است که بتواند از برخی سوءتفاهم‌ها و سوءاستفاده‌ها جلوگیری کند و روی قضاوت‌های ما تاثیر بگذارد.

با این توصیف اصل امتناع از خشونت در مبارزات اجتماعی و سیاسی عبارت است از پرهیز از وارد کردن آسیب به جان و جسم انسان‌های دیگر، چه انسان‌هایی که خارج از معادله مبارزات هستند و چه آن‌هایی که در مقابل حرکت اعتراضی دست به خشونت می‌زنند. در ادبیات سیاسی، اصل امتناع از خشونت در مقابل عملیات مسلحانه مطرح می‌شود، ولی محدود به آن نیست. البته این بحث‌ها دقایق و ظرایفی (nuanu) دارند که طرح‌شان در اینجا نمی‌گنجد.

*‌ در اعتراضات «خیابان‌محور» چه جایگزین‌هایی در جهان برای کنشگری بدون خشونت وجود داشته است؟

اگر بپذیریم خشونت یعنی آسیب زدن به جسم و جان انسان‌ها یا عملیات مسلحانه، آن‌وقت روشن می‌شود که در واقع «اعتراضات خیابان‌محور» خودش یکی از شاخص‌های جایگزین برای کنشگری بدون خشونت است.

به‌طورکلی، جایگزین مبارزاتِ خشونت پرهیز عبارت است «مقاومت مدنی» (Civil Resistance)، که دارای عناصر سه گانه است. عنصر اول، تظاهرات، راهپیمایی‌های خیابانی، یا تجمع در میادین و سخنرانی‌ها و شعار دادن‌ها و ... که در کشور‌های دموکراتیک معمولا با مراسم و آئین‌های خودشان برگزار می‌شوند، مانند اجرای موسیقی، سرود و نمایش پرچم و بنر (banner) و شعارنویسی و ... که بستگی به فرهنگ سیاسی کشور‌های مختلف ممکن است متفاوت باشند.

عنصر دوم، اعتصابات کارگری، کارمندان، معلمان، دانشجویان، دانش‌آموزان، رفتگران و دیگر حرفه‌ها است. تحریم افراد، آیین‌ها، شرکت‌ها و کالا‌های مربوط به بلوک قدرت نیز جزئی از این مقوله است؛ و بالاخره، عنصر سوم «نافرمانی مدنی» است. «نافرمانی مدنی» شامل اعمال گوناگونی است که اغلب علیه قانون اعمال می‌شوند، مانند امتناع از پرداخت مالیات، یا سرباز زدن از خدمت وظیفه عمومی، یا به هم زدن نظم جلسات حکومتی، بند آوردن ترافیک در خیابان‌ها، یا آتش زدن سطل زباله و غیره.

در همه این اشکال، کنشگران قرار نیست به جسم و جان مردم خسارت وارد کنند. هدف فشار آوردن به طرف مقابل –مثلا حاکمیت– است که به خواسته‌های آنان پاسخ بگوید.

باید گفت برخی از اشکال نافرمانی مدنی ممکن است عواقب ناخواسته داشته باشند، مانند خسارات مالی یا اتلاف وقت شهروندان در اثر مسدود کردن ترافیک وغیره. ازاین رو کنشگران همواره تلاش می‌کنند که چنین عواقب ناخواسته به حداقل برسند.

یکی از مشهورترین تجلیات «مقاومت مدنی» در دنیا، انتفاضه مردم فلسطین (۱۹۹۲-۱۹۸۷) علیه استعمار دولت اسرائیل بود که خود را در قالب تظاهرات خیابانی، خودداری ازپرداخت مالیات، بستن جاده‌ها، تحریم کالا‌های اسرائیلی و ... نشان داد. گسترش و استمرار این اعتراصات چنان بود که ارتش اسرائیل در مواجهه با ان‌ها عملا احساس ناتوانی کرد.

دولت اسرائیل، آتش زدن تایر اتومبیل و راه‌بندان معترضان را اغتشاش نامید و سنگ‌پراکنی دفاعی آن‌ها علیه نیرو‌های مسلح اسرائیلی را تروریسم. ولی حتی در کشور‌های غربی حامی اسراییل هم چندان توجهی به ترهات ارتش اسرائیل نشد.

اسرائیل حتی با شلیک گلوله به طرف معترضان و تحریک مبارزان به خشونت مسلحانه سعی به پایان دادن انتفاضه نمود. ولی تلاش‌هایش به نتیجه نرسید، به‌طوری‌که بالاخره مجبور به مذاکره و عقد «پیمان اسلو» در سال ۱۹۹۳ شد. ولی ظهور حماس (که تلویحا به‌وسیله مخابرات اسرائیل تشویق می‌شد) و از سرگیری عملیات مسلحانه، به انتفاضه فلسطین پایان داد و سرکردگی اسرائیل بار دیگر تثبیت شد.

*‌ یک کنشگر سیاسی وقتی با قدرتی مواجه می‌شود که خشونت را ضروری می‌داند و از انواع وجوه آن بهره می‌برد، چطور می‌تواند از خشونت اجتناب کند؟

بله، این پرسش مرکزی است برای کنشگرانی که در مقابل یک حاکمیت سرکوبگر فعالیت می‌کنند. به همین علت، در وهله اول اینطور به‌نظر می‌رسد که شیوه مبارزه خشونت‌پرهیز باید خاصِ کشور‌های دموکراتیک باشد که در آن‌ها حاکمان در مقابل قانون مسئول هستند و اعمال‌شان محدود و مقید به قانون است. ولی در واقع، شیوه مقاومت مدنی و خشونت‌پرهیز در کشور‌های استبدادی با حاکمیت سرکوبگر هم بسیار دیده شده است.

حقیقت این است که سرکوب و خشونت گسترده حاکمیت می‌تواند به تزلزل جنبش مقاومت مدنی بینجامد، ولی در عین حال، می‌تواند به تعمیق بیشتر نارضایتی‌ها در جامعه منتهی شود و از این طریق جنبش مقاومت مدنی را تقویت کند.

این، از یک طرف، بستگی به درجه بلوغ و گستردگی جنبش اعتراضی دارد و از طرف دیگر به درجه همگونی دستگاه حاکمیت. ولی یک اصل در این شرایط انکارناپذیر است: در مواجهه بین دو طرف نابرابر، طرف ضعیف نمی‌تواند و نباید به همان شیوه بازی‌ای متوسل شود که طرف قوی در پیش گرفته است، چون منطقا بازی را خواهد باخت. در چنین حالتی، طرف ضعیف باید شیوه بازی متفاوتی را دنبال کند، به‌خصوص شیوه‌ای که طرف قوی به قواعد آن آشنا نیست.

این اصل به همان میزان در بازی بسکتبال یا فوتبال کاربرد دارد که در مواجهات سالن دادگاه، یا اعتراضات خیابان‌های خیزش. به عبارت دیگر اگر معترضان با قدرتی مواجه هستند که بی‌پروا به خشونت دست می‌زند، آن‌ها نمی‌توانند و نباید همان شیوه را برگزینند، زیرا که به نتایج مطلوب نخواهند رسید (صرف‌نظر از اینکه آیا چنین شیوه‌ای مقبول هست یا خیر). در اینجاست که کنشگران در خیزش‌های اعتراضی معمولا دست به نوآوری‌های گوناگون مبارزاتی می‌زنند که بتوانند اعتراضات مدنی را با حداقل خسارت به پیش ببرند.

*‌ در جامعه امروز ایران چه میزان زمینه برای کنشگری بدون خشونت وجود دارد؟

اگر واقعا منظورتان «جامعه» ایران است، باید بگویم که زمینه‌های کنشگری بدون خشونت کم نیستند و در واقع معترضان هم با وجود محدودیت‌های جدی که حاکمیت برایشان ایجاد می‌کند، دنباله‌رو اعتراضات سلمی و دور از خشونت هستند.

اجازه بدهید به خاطر بیاوریم که اعتراضات سلمی یا مقاومت مدنی شامل تظاهرات یا تجمعات خیابانی، اعتصابات کارگری، کارمندی و حرفه‌ای و بالاخره نافرمانی مدنی است که جزئیات‌شان در پیش گفته شد. این‌ها همان شیوه‌هایی هستند که اکثر معترضان در حال حاضر دنبال می‌کنند.

خشونت موجود در معنای آسیب رساندن به جسم و جان انسان‌ها عموما از جانب نیرو‌های امنیتی اعمال می‌شود. تردیدی نیست که خشونت دستگاه‌های امنیتی و قضایی، ضرب و شتم و بازداشت یا اعدام معترضان بر خشم و غضب مردم می‌افزاید و حتی ممکن است برخی از آنان را به توجیه شیوه‌های خشونت‌آمیز بکشاند. این چیزی است که معمولا حاکمانِ خشونت‌گرا خواهان آن هستند، چراکه می‌توانند خشونت خود را با سهولت بیشتری توجیه کنند. این تله‌ای است که گاندی و مارتین لوترکینگ به آن آگاه بودند و تلاش می‌کردند هواداران خود را از افتادن در آن بر حذر بدارند. به‌جای خشونت، آن‌ها تاکید می‌ورزیدند به خویشتن‌داری، انضباط نفس و نوآوری در تاکتیک‌های مدنی، چراکه برای آنان افق گسترده جنبش عدالت‌خواهانه اهمیت حیاتی داشت، تا آن لحظه‌های خشم و غیظ و عصبیت.

*‌ آیا اساسا استفاده از شعار‌های تند، آتش زدن سطل‌های زباله و مسائلی از این دست، مصادیقی از همان خشونتی هستند که آینده دموکراسی را تهدید می‌کنند؟

با توجه به تبیین مفاهیم و صحبت‌های پیش، باید تاکنون روشن شده باشد که آتش زدن سطل زباله و شعار دادنِ صرف، ضرورتا از مضامین خشونت نیستند، به این دلیل که در جوهر خود هدفِ آسیب‌رسانی به جسم و جان کسی را ندارند (اگرچه ممکن است پیامد‌های ناخواسته‌ای داشته باشند که بحث‌اش گذشت).

آتش زدن سطل زباله ممکن است موجب اختلال، راه‌بندان و عواقبی از این دست داشته باشد، ولی در ادبیات جنبش‌های اجتماعی از مصادیق خشونت نیست. در واقع، یکی از عناصر اعتراضات خیابان‌محور که در مباحث جنبش‌های اجتماعی مطرح می‌شود عنصر نمایشی-اجرایی (performative) است.

عنصر نمایشی-اجرایی اشکال مختلفی به خود می‌گیرد، مثلا «راهپیمایی سکوت» در جنبش سبز یکی از تجلیات آن است و آتش زدن لاستیک در خیابان‌ها که در انتفاضه فلسطین استفاده می‌شد شکل دیگر.

در این صحنه گردانی‌ها، کنشگران می‌خواهند به بلوک قدرت بگویند «ما هستیم، دردمان این است، مارا دریابید». در عین حال، آنان می‌خواهند به سایر شهروندان بیان کنند «من درد مشترکم، مرا فریاد کن». البته اگر کنشگران امکان تجمع، تظاهرات و سخنرانی می‌داشتند به احتمال بسیار به‌گونه دیگری صدایشان را به گوش بلوک قدرت و شهروندان می‌رساندند. ولی بلوک قدرت چنین امکاناتی را از ایشان سلب کرده است.

ولی اینکه این‌گونه اعتراضات تا چه میزان تهدیدی به آینده دموکراسی به شمار می‌روند، قابل تأمل است. ولی من رابطه مستقیمی بین این دو نمی‌بینم. در واقع بسیاری از خیزش‌های خشونت‌پرهیزی که منجر به حکمرانی دموکراتیک شده‌اند از چنین اشکال مقاومت مدنی (نظیر اختلال در عبور و مرور وسائط نقلیه شهری و غیره) استفاده کرده‌اند، چه در آمریکای لاتین، چه در تونس یا اخیرا در سودان. ولی بحث دموکراسی پایدار و اصولا فرهنگِ دموکراسی بحثی جدا، ولی بسیار کلیدی است.

مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهند که جنبش‌های دموکراسی‌خواهی که دوره‌های طولانی از مبارزه را از سر گذرانده‌اند، شانس بیشتری برای ایجاد دموکراسی‌های پایدار دارند. امیدوار باشیم که وضعیت کشور ما هم در این مقوله بگنجد، با توجه به اینکه سالیان درازی است مبارزه برای دموکراسی ادامه دارد. آنچه باید موجب نگرانی درباره آینده دموکراسی شود اشکال نمایشی-اجرایی اعتراضات خیابانی نیست. آنچه باید مورد نگرانی بشود گفتار و رفتار و پندار ما درباره دیگران است.

اینکه ما به عنوان شهروند چقدر تحمل شنیدن نظرات دیگرانی را داریم که با آن‌ها مخالف هستیم؟ آیا می‌توانیم دیدگاه‌های متفاوت دیگران را بشنویم بدون اینکه در صدد طرد و تهدید و ترور فکری و شخصیت آنان برآییم؟ منظورم به خصوص آنانی است که قرار است دریک جبهه واحد به آینده‌ای دموکراتیک بیندیشند.

تمرین دموکراسی باید از همین الان صورت بگیرد. تمرین دموکراسی در درجه نخست باید بین آنانی صورت بگیرد که ادعای ضدیت با استبداد و اقتدارگرایی دارند و سودای دموکراسی در سر می‌پرورانند. زیرا این‌ها قرار است مولد ین هژمونی و مدل و سرمشق اخلاقی جامعه باشند.

*‌ اصلا امکان تغییر نظر مردمی که راهبرد حضور در خیابان را انتخاب کرده‌اند وجود دارد؟

پرسش شما خودش موجب پرسش‌هایی می‌شود. چرا باید نظر مردم درباره راهبرد حضور در خیابان تغییر کند؟ چه تغییراتی در جامعه و در عرصه سیاست به وجود آمده که نیاز به حضور در خیابان را منتفی می‌کند؟ چه گزینه‌هایی موجود هستند؟ در گفتگو‌های دیگر به این نکته اشاره کرده‌ام که مردم معمولا تمایلی برای اعتراضات خیابانی از خود نشان نمی‌دهند.

مردم می‌خواهند در آرامش زندگی‌شان را بکنند. به خیابان آمدن مردم گزینه آسان و بی‌سر و صدا نیست. به خیابان آمدن مردم معلول تعطیلی «سیاست» است. سیاست به معنای مکانیزم نهادی حل اختلافات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و رسیدن به نوعی توافق به طرق دموکراتیک.

وقتی حاکمیت چنین مکانیزم واقعی رسیدن به توافق را بر نمی‌تابد، وقتی که انتخابات واقعی وجود ندارد که مردم نمایندگان خود را داشته باشند، شهروندان معترض معمولا به قدرت نهاد‌های مخصوص خودشان (نظیر کارخانه، مدرسه، دانشگاه و غیره) روی می‌آورند. مثلا کارگران اعتصاب می‌کنند یا دانشجویان از رفتن به کلاس سر باز می‌زنند. ولی آنان که فاقد چنین نهاد‌هایی هستند (نظیر زنان خانه‌دار یا بیکاران و غیره)، خیابان را به عنوان مهمترین فضای ابراز اعتراض برمی‌گزینند. ولی خیابان فقط مکانی برای ابراز نظر نیست.

خیابان همینطور فضایی است برای ایجاد و گسترش ابراز هویت و همبستگی. جایی که افراد آشنا با ناآشنا‌هایی که درد مشترک دارند به هم تنیده می‌شوند. خیابان این خصلت شگفت‌انگیز را دارد که یک تجمع ۵۰۰ نفره را تبدیل کند به یک تجمع چند هزارنفره. زیرا خیابان در آن واحد هم فضای فیزیکی است و هم اجتماعی، هم مکانی ثابت است و هم جاری، هم مکان آشنا‌هاست، هم غریبه‌ها، هم صدا است و هم سیما.

در برهه‌های خیزش سیاسی، مردم به خیابان می‌آیند که خود را و یکدیگررا دریابند، به هم پیوند بخورند و «ما» را به وجود آورند، «ما» را حس کنند و «ما» را با چشمان‌شان ببینند.

بنابراین حضور هزاران هزار مردم در میادین یک سرزمین فضایی را به وجود می‌آورد که مردم عینا قدرت اجتماعی خود را می‌بینند و به آن باور می‌کنند. در عین حال همان مردم «قدرت اجتماعی» خود را به دیگران، به‌خصوص به بلوک قدرت، به نمایش می‌گذارند.

از این روست که حکومت‌های اقتدارگرا و ناتوان از هژمونی، حضور سنگین شهروندان معترض را در خیابان‌های کشور بر نمی‌تابند، نه به این دلیل که مردم موجب اختلال در نظم عمومی می‌شوند، بلکه از آن رو که حاکمان نمی‌خواهند مردم به نیروی جمعی-اجتماعی خودشان باور کنند و در عین حال نمی‌خواهند خود و حامیان خود به چنین باوری برسند.

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 13:49
دانشجوی دانشگاه تهران خودکشی کرد

زهرا جلیلیان دانشجوی دکترای رشته برق دانشگاه تهران که روز گذشته بر اثر فشارهای روانی وارده بر وی، خود را در لابی دانشکده به پایین انداخته و بدلیل شدت جراحات به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، امروز درگذشت.

گفته می‌شود این دانشجو نگارنده‌ی یک مقاله‌ی پژوهشی مستخرج از رساله‌ی خود بوده است که حاصل پژوهش چهارساله‌ی وی بوده و در یک ژورنال معتبر بین‌المللی پذیرفته شده بود اما بنا به تاکید استاد مربوطه نام یک دانشجوی دیگر بدون رضایت خانم جلیلیان در آن گنجانده شده بود.

خبرگزاری ایسنا در توضیح ماجرا نوشته است: «بررسی‌ها حاکی از آن است که این دانشجو در مخالفت با درخواست استاد مبنی بر درج نام یک فرد در مقاله‌اش که هیچ ارتباطی با مقاله وی ندارد، اقدام به خودکشی می‌کند».

ایسنا نوشته این دانشجو در پی «پافشاری» استاد به او می‌گوید «اگر از ثبت نام آن شخص خودداری نکند، به خودش آسیب می‌رساند».

روزنامه ایران هم ویدیویی منتشر کرده که در آن یکی از مسئولان دانشگاه تهران به خبرنگار این روزنامه می‌گوید پس از این بحث‌ها دانشجو از اتاق خارج می‌شود و چند لحظه بعد با رفتن به راه‌پله لابی دانشکده، خود را از طبقه دوم به پایین «پرت می‌کند» و از ناحیه سر دچار خونریزی شده و بلافاصله به بیمارستان منتقل می‌شود.

کانال تلگرامی شوراهای صنفی دانشجویان کشور هم ضمن نقل روایتی مشابه نوشته این دانشجو به دنبال فشارهای روانی ناشی از گفت‌وگو با استادش، اقدام به خودکشی کرد: «حادثه‌ رخ داده، یکی از نمودهای بیرونی هزاران هزار فشارهای روانی شدیدی است که سیستم آموزشی و پژوهشی بر سر دانشجویان می‌آورد.»

کانال تلگرامی شوراهای صنفی دانشجویان در ادامه نوشته است: حادثه‌ی رخ داده، یکی از نمودهای بیرونی هزاران هزار فشارهای روانی شدیدی است که سیستم آموزشی و پژوهشی بر سر دانشجویان می‌آورد و از حاصل فعالیت‌ها و پژوهش‌های شبانه‌روزی آن‌ها حریصانه، فرصت‌طلبانه و طلبکارانه بهره‌برداری می‌کند و تمامی ساز و کار وزارت علوم و دانشگا‌ه‌ها نیز به عنوان یک روال معمول بر بازتولید آن تاکید و صحه می‌گذارند. هیچ آماری از تعداد دانشجویانی که بدلیل فشارهای رساله، پایاننامه و مقالات خودکشی یا اسیب‌های جدی جسمی و روانی متحمل می‌شوند وجود ندارد اما این سیستم آموزشی معیوب که تاکید بر ادامه‌ی همین روند را دارد، به دنبال مکیدن زالووار خون دانشجویانیست که مشتاقانه و با تلاش‌های بسیار وارد دانشگاه شده‌اند تا شاید سرنوشت زندگی‌شان را تغییر دهند اما تماما روحشان و هستی‌شان به محاق می‌رود. بی‌شک مسئولیت زیان‌های پیش‌آمده مستقیما متوجه وزارت علوم و قوانین ضددانشجویی و ضدانسانی آن است و این ناوزارتخانه چه توجیه دقیقی نسبت به قوانین و عواقب پیش آمده می‌تواند داشته باشد؟!

روابط عمومی دانشگاه تهران پیش از منتشر شدن خبر مرگ این دانشجو، از ایجاد کمیته‌ای برای بررسی این حادثه خبر داده بود.

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 13:23
قتل دختر ۱۷ ساله اهوازی به دست پدرش

دختر ۱۷ ساله اهوازی به دلیل آنچه که «مسائل ناموسی» خوانده شده، توسط پدرش به قتل رسید. خبرگزاری رکنا با انتشار این خبر نوشت: ۱۱ آذر مردی با در دست داشتن یک چاقوی خون آلود با مراجعه به کلانتری در اهواز از قتل دخترش خبر داد.

این شخص ادعا کرده است که فرزندش معصومه را به دلیل «مسائل ناموسی و حفظ آبرو» با ضربات چاقو به قتل رسانده و سپس با پیچیدن جسد در یک ملحفه او را در مقابل منزل «شیخ قبیله» ر‌ها کرده است.

سینا قلندری خبرنگاری که پیشتر خبر قتل مبینا سوری به دست همسرش را نیز اطلاع‌رسانی کرده بود، با انتشار مطلبی در توییتر انگیزه قتل معصومه توسط پدرش را اظهارت همسر معصومه در طایفه اعلام کرد.

به نوشته قلندری، معصومه که در سن کودکی و با فشار خانواده ازدواج کرده بود پس از سال‌ها تحمل خشونت در این رابطه تصمیم به طلاق می‌گیرد. همسر معصومه در بین طایفه اذعان می‌کند که همسرش به او خیانت کرده است و همین مسأله انگیزه قتل معصومه برای پدر را فراهم می‌کند و او به بهانه «ناموس» فرزند خود را با ضربات متعدد چاقو به قتل می‌رساند.


۱۶ روز نارنجی، روز‌هایی که به منع خشونت علیه زنان تعلق دارد، را در حالی می‌گذرانیم که همچنان با قتل‌هایی با عنوان «قتل ناموسی» روبرو هستیم. قتل‌هایی که به گفته کارشناسان براساس ضعف قانون، مسائل فرهنگی، ازدواج‌های زودهنگام و نبود آموزش‌های کافی تربیتی رخ می‌دهد.

آمار مشخصی از قربانیان «قتل‌های ناموسی» در دست نیست اما نام‌هایی چون رومینا اشرفی، ریحانه عامری، مبینا سوری، فاطمه بریهی نام‌های شناخته شده‌ای هستند که در سال‌های گذشته توسط پدر، برادر، همسر و یا یکی از نزدیکان خود به دلایل «ناموسی» به قتل رسیدند.

بنا بر قانون مجازات اسلامی در جمهوری اسلامی ایران مجازات «قتل نفس»، «قصاص» است اما برخی از قتل‌هایی با دلایل «ناموسی» در قوانین جمهوری اسلامی ایران از تخفیف مجازات برخوردارند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی پدر و اجداد پدری را از قصاص معاف می‌کند.

بر اساس این قانون، اگر پدر و اجداد پدری دست به قتل شخصی بزند، از قصاص معاف شده، و تنها حمایت قانون، ماده ۶۱۲ است که آن هم سلیقه‌ای اجرا می‌شود.

قانون‌گذار در ابتدای ماده ۶۱۲ می‌گوید «هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم می‌نماید.»

چند سال پیش و در پی قتل رومینا اشرفی، دولت وقت تلاش کرد تا اصلاحیه‌ای بر ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی پیشنهاد کند تا این مجازات را تشدید کند. با این وجود این اقدام راه به جایی نبرد و هیچ مقام مسئولی پیگیر آن نشد.

مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۹ طرح ممنوعیت ازدواج دختران زیر ۱۵ سال و پسران زیر ۱۸ سال را تصویب کرد. اما این مصوبه مجلس توسط شورای نگهبان رد شد. اکنون ولیِ کودک می‌تواند به شرط رعایت «مصلحت» اجازه ازدواج را از دادگاه بگیرد.


صدای آمریکا

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 8:13
برای نسترن، دختر آرام «شرق»

روزنامه شرق: نسترن فرخه، شاید جوان‌ترین خبرنگار در روزنامه «شرق» باشد. جوان‌ترین، محجوب‌ترین و البته یکی از پردغدغه‌ترین‌ها. روزی که قرار شد در گروه اجتماعی و کنار ما باشد،‌ وظیفه صفحات مشاوره و حقوقی را بر عهده گرفت. صفحه‌ای سخت برای اینکه قرار بود جایگزین صفحه حوادث باشد و به ابعاد حقوقی ماجراهای مختلف بپردازد و یک راهنمای جامع حقوقی برای خواننده‌ها تهیه کند. صفحه‌ای که خیلی زود برای خودش مرجعی شد. حقوق‌دانان زیادی با روزنامه ارتباط گرفتند و نسترن با وجود اینکه تخصصی در این زمینه نداشت توانست بخشی را برای صدای وکلای ایرانی ایجاد کند؛ اما او به این قانع نبود و هر روز اصرار می‌کرد که دلش می‌خواهد میدانی کار کند، دوست داشت به مناطق دورافتاده برود و با آدم‌های فراموش‌شده صحبت کند.

نسترن آرام و بی‌هیاهو بود و در شبکه‌های اجتماعی فعالیتش جز در حدود گزارش‌هایش نبود، اصلا دغدغه‌اش این چیزها نیست. حالا او هم از گروه اجتماعی در حالی کم می‌شود که در حد شناخت ما هیچ عنوان اتهامی نمی‌تواند متوجه او باشد و ما حتی دلیل دستگیری او را نمی‌توانیم حدس بزنیم.

ما از روز یکشنبه با سؤال‌های زیادی از سوی خانواده نسترن فرخه مواجه هستیم. سؤال‌هایی که گاه مثل پتک بر سر ما فرود می‌آید. سؤالاتی هرچند بدیهی، اما ما هیچ جوابی برایش نداریم... ما چه جوابی بدهیم به این سؤال مداوم که پس شما برای خبرنگارتان چه کار می‌کنید؟‌ ما چه جوابی به خواهر نگران او بدهیم وقتی فریاد می‌زند چرا مراقبش نبودیم؟ ما چگونه به او بگوییم که خبرنگاری نه فقط در حال حاضر، بلکه هیچ‌وقت هیچ حاشیه امنی ندارد؟

ما به عنوان گروه اجتماعی «شرق» و اصلا کلیتی به نام «شرق» چگونه می‌توانیم به خانواده این دختر جوان پاسخ بدهیم که خودش هم نمی‌داند که خبرنگاری چون نسترن، نیروی آرام و محجوبی چون او می‌تواند بازداشت شود؟‌ اصلا چگونه بگوییم که حتی اگر صد اسم احتمالی برای بازداشت پشت هم ردیف بشوند، هیچ‌جایی در این صف برای نسترن نیست؟‌ جواب این سؤال‌ها را چگونه به مادر نسترن بدهیم؟‌

چگونه توجیه کنیم لحظات حضور در منزل و بردن دختر جوانی را که عموما حرف نمی‌زند و حتی در زمان بازداشت همکارش نیلوفر حامدی، فقط به گریه‌های بی‌صدا اکتفا می‌کرد؟‌ اصلا خبرنگاری اجتماعی، چگونه می‌تواند دغدغه‌ها را بی‌واهمه برطرف کند؟‌ چگونه به همه آنهایی که تماس می‌گیرند و از ما سؤال می‌کنند که «چرا؟» بگوییم ما گلادیاتور نیستیم، ما کار می‌کنیم و می‌نویسیم و حقوقمان حداقلی است، اما این رؤیای نوشتن و تابیدن حقیقت و رسیدن فریاد یک زن سرپرست خانوار یا هر فرد فراموش‌شده است که ما را به ادامه این راه امیدوار می‌کند؟‌

نسترن قطعا به‌زودی آزاد می‌شود... کاش بعد از آزادی، دوباره وقتی سیستمش را در تحریریه سفیدرنگ «شرق» روشن می‌کند، باز هم با همان آرامش تایپ کند و کاربرگ‌هایش را کنار میزش بچسباند و بدون دغدغه بنویسد... کاش نسترن بعد از آزادی به همه سؤال‌های خواهرش و ما جواب بدهد... .

iran-emrooz.net | Sun, 04.12.2022, 1:23
شش گروه سیاسی: همراهی با فراخوان جنبش دانشجوئی

همراهی با فراخوان جنبش دانشجوئی
برای اعتراض در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر به مناسبت روز دانشجو

۱۶ آذر به عنوان روز جنبش دانشجوئی در تاريخ کشور ما ثبت شده است. جنبش دانشجوئی همواره پيشگام جنبش دموکراتيک کشور ما بوده و چندين دهه عليه استبداد و برای آزادی، عدالت اجتماعی و دموکراسی مبارزه کرده است. دانشجويان همه ساله اين روز را گرامی می دارند.

دانشجويان امسال در شرایطی به استقبال ۱۶ آذر می  روند که جنبش انقلابی پا به حيات گذاشته، سپهر سياسی کشور را دگرگون کرده و برای گذار از حکومت ويرانگر جمهوری اسلامی خيز برداشته است. حکومت اسلامی سال ها کوشيده بود به ضرب زندان، محرومیت از تحصیل، بورسیه‌های رانتی و اخراج اساتید دانشگاه ها را به پادگان تبديل کرده، صدای اعتراضی دانشجويان را خاموش ساخته و جنبش دانشجوئی را به رکود کشاند. امروز می بينيم اين سياست ها عقيم ماندند و دانشجويان از اولين گروه های اجتماعی بودند که به جنبش “زن، زندگی، آزادی” پيوستند، با اعتراضات کف خيابان  همراه شدند و در خط مقدم جنبش قرار گرفتند. اعتراضات دانشجويان اين بار دانشگاه های سراسر کشور را فراگرفت و بدون وقفه ادامه يافت. بی ترديد اعتراضات دانشجويان در تداوم جنبش انقلابی مردم ايران نقش بارزی دارد. تاریخ جنبش دانشجوئی علیرغم اهمیتش در جنبش های اجتماعی ایران تا کنون شاهد چنین ابعاد گسترده‌ای نبوده است. اين بار گروه هائی از اساتيد دانشگاه ها هم به حمايت از دانشجويان برخاسته و به شدت نسبت به سرکوب دانشجويان اعتراض کرده اند.

حکومت که به نقش برجسته دانشجويان در تداوم و گسترش جنبش انقلابی واقف است، دست به سرکوب گسترده اعتراضات دانشجويان زده است. تا کنون صدها دانشجو را بازداشت و تعدادی از آن ها را محاکمه و به زندان های سنگين محکوم کرده و شمار زيادی از دانشجويان را تعليق و يا اخراج کرده است. مجلس شورای اسلامی در همراهی با سرکوب گران در صدد تصويب قانونی است که براساس آن قوه قضائيه می تواند دانشجويان معترض را برای ده سال ممنون الخروج از کشور کند. اما تا کنون سرکوب کارساز نبوده و اعتراضات دانشجويان در دانشگاه های سراسر کشور هم چنان ادامه دارد.

جنبش دانشجویی در آستانه سالگرد ۱۶ آذر در راستای برافراشته نگهداشتن پرچم مقاومت در مقابل ديکتاتوری، برای روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر فراخوان اعتراض و اعتصاب داده است. گروه های مختلف اجتماعی از جمله تشکل های محلی در ۳۰ شهر با فراخوان دانشجويان همراه شده و از مردم دعوت به تظاهرات، تحصن و اعتصاب کرده اند.

۶ حزب و سازمان جمهوری خواه دموکرات سالگرد ۱۶ آذر را گرامی داشته، مبارزات آزادی خواهانه و عدالت طلبانه دانشجويان را ارج گذاشته و از فراخوان آن ها برای روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر پشتيبانی می کند و همراه با آن ها از جوانان، کارگران، معلمان، کارمندان، رانندگان شرکت واحد، کارکنان راه آهن، رانندگان کاميون  و کاميون داران و گروه های ديگر دعوت می کند که در اين ۳ روز بطور گسترده در اعتراضات مشارکت کرده و به حکومت سرکوب گر نشان دهند که جنبش “زن، زندگی، آزادی” با وجود کشتارها و دستگيری ها، سر باز ايستادن ندارد و هم چنان در حال پيشروی و فراگير شدن است.

هیئت‌های سیاسی ـ اجرائی:

اتحاد جمهوری‌خواهان ایران
جبهه ملی ایران ـ اروپا
حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
حزب سوسیال دمکرات و لائیک ایران (همسازی جمهوری‌خواهان)
سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور
همبستگی جمهوری‌خواهان ایران (هجا)

۱۲ آذر ۱۴۰۱ (۳ دسامبر ۲۰۲۲)

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 20:42
۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذرماه پلی‌تکنیک زنده‌تر از همیشه است!

به نام زن، زندگی و آزادی

در چند روز اخیر شواهد گسترده حاکی از آن بوده که هیچ تغییر رویه و رویکردی، در مسئولین دانشگاهی و حکومتی صورت نگرفته است. کماکان در بر همان پاشنه سرکوب و ارعاب همه جانبه می چرخد.

ریاست دانشگاه پلی تکنیک با وقاحت تمام دانشجویان را تهدید می‌کند که درصورت ادامه اعتراضات به حقشان، حضور نیروهای امنیتی در دانشگاه را افزایش خواهد داد. او از آسیب موهوم و نامشخص یکی از دانشجویان به یکی از کارمندان انتظامات حرف می زند اما کماکان ضرب و شتم، پرتاب گاز اشک آور به داخل خوابگاه و تیر اندازی به دانشجویان حاضر در خوابگاه و به تبع آن آسیب دیدگی جدی چشم یکی در اثر این حملات را تکذیب می کند. هنوز کمیته سرکوب(انضباطی) سخت مشغول صدور احکام سنگین برای دانشجویان است و هنوز انبوه دانشجویان ممنوع الورودی پشت درب‌های دانشگاه از حق طبیعی‌شان منع شده‌اند.

در اسناد منتشر شده از خبرگزاری ضد مردمی فارس، عیان شده که ۵۱۰۰ دانشجو در سراسر کشور به کمیته انضباطی فراخوانده شده اند و مقامات تاکید بر برخورد سخت با دانشجویان داشته‌اند.

از حکومت جمهوری اسلامی چیزی جز این انتظار نمی رفت اما مسئولین دانشگاه که در هر سخنرانی، صحبت از وظیفه خود برای پاسداری از دانشگاه و دانشجو می کردند امروز مشخص کرده‌اند که به صورت کامل دانشگاه را به نیروهای امنیتی تقدیم کرده و از هیچ اقدامی برای جلب نظر مقامات امنیتی فروگذار نکرده اند. از زمان افتتاح اولین دانشگاه در کشور ما، هیچ زمانی به اندازه حال، دانشگاه به این حد وابسته و تحت امر نیروهای امنیتی و حکومتی عمل نکرده است. ننگ این اقدامات، مانند حوادث خونین ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ و ۱۸ تیر ۱۳۷۸، تا ابد دامان مقصرین این امر را می گیرد.

شیوه نامه جدید کمیته سرکوب نیز با تغییر بندهای پیشین خود دانشگاه را مانند پادگان تعبیر کرده و عملا دانشجویان را برده می پندارد و تلاش کرده تا آزادی عمل آنان را لکه دار کند. آن‌ها در اقدامی که فقط از بی‌شرفانی چون خودشان می‌شد انتظار داشت؛ با صدور احکام ممنوعیت دانشجو از تحصیل در خارج از کشور و بالابردن هزینه آزادسازی مدرک، تماما قصد در القای این باور دارند که ایران، تبعید گاه است.

بنای ما در ائتلاف دانشجویان پلی تکنیک بر این بود که با شکستن اعتصاب خود، به آن دسته از دانشجویانی که هنوز بهانه‌های واهی مسئولین دانشگاه مبنی بر لزوم اتمام اعتراضات برای آزادی دوستانمان را باور می‌کردند نشان دهیم آن چیزی را که مکررا ثابت شده است. هر نوع مماشاتی با این پست‌ترین انسان‌ها جوابی جز وقاحت و پررویی بیشتر نخواهد داشت.

اکنون که بر همگان واضح است هیچ قصد و نیتی برای کمک به دوستانمان از سوی مسئولین دانشگاه و مقامات امنیتی و حکومتی وجود ندارد؛ ائتلاف دانشجویان پلی‌تکنیک نیز، مانند هم‌وطنان عزیز در سراسر کشور در روز های ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر فراخوان اعتصاب کامل دانشگاه را می‌دهد. ما در دانشگاه حضوری پررنگ خواهیم داشت اما در هیچ کدام از کلاس های درس و امتحانات شرکت نخواهیم کرد.

پاینده ایران
به امید آزادی

ائتلاف دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 19:26
گرامی باد سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور

گرامی باد سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور تا واپسین دم!

سیزده سال پیش کانون نویسندگان ایران به یاد دو عضو موثر خود، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، که در پاییز ۷۷ به دست آمران و عاملان حاکمیت خودکامه به قتل رسیدند،  سیزدهم آذرماه را روز مبارزه با سانسور نام گذاشت. اینک ثمره‌ی خون آن دو و هزاران تن دیگر که در این سال‌ها جان خود را فدای آزادی کردند به بار نشسته است و اکنون بسیاری از مردم ایران یک‌صدا آزادی را فریاد می‌کنند.

سهم نویسندگان ناوابسته و آزادی‌خواه در سایه‌ی حاکمیت واپس‌گرا و آزادی‌ستیز همواره تهدید و ارعاب بوده است و با این‌همه هرگز از مبارزه با سانسور دست نکشیده‌اند. اما سانسور تنها به کاروبار نویسنده و هنرمند محدود نیست و ابعادی بسیار گسترده‌تر دارد که بر فرهنگ جامعه و جنبه‌های گوناگون زندگی مردم تأثیر می‌گذارد. بی‌شک فساد و جنایت سیستماتیک در حضور رسانه‌های آزاد به‌راحتی انجام نمی‌گیرد. از این رو مافیای قدرت و ثروت و فساد همواره از جمله‌ی حامیان سانسور بوده‌ است چون وجود آزادی بیان دست آن‌ را از جان و مال مردم کوتاه‌تر می‌کند.

سرکو‌ب‌گران به شیوه‌های گوناگون مانع گردش آزاد اخبار و اطلاعات می‌شوند؛ اینترنت را که امروزه جزء جداناشدنی زندگی مردم است محدود یا قطع می‌کنند؛ با ایجاد امواج پارازیت سلامت مردم را در خطر جدی می‌اندازند؛ با هر کسی که انتقاد و اعتراض مردم را خبررسانی کند، از خبرنگار و روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس تا فعالان شبکه‌های اجتماعی، به‌شدت برخورد می‌کنند و حتی از ربودن و کشتن فعالان مدنی و خبری خارج از ایران نیز ابایی ندارند.

امروز شاهدیم که خواست حذف سانسور از حوزه‌ی ادبیات و هنر فراتر رفته و، به گواه اعتراض‌هایی که با شعار «زن زندگی آزادی»‌ پا گرفت، به خواستی عمومی بدل شده است. مردمی که سال‌ها سانسور را با تمام وجود تجربه کرده‌اند اینک از رسانه‌های حکومتی روی‌ برگردانده‌اند. بسیاری صدا و سیمای «ملی» را دستگاه دروغ‌پردازی و اعتراف‌گیری می‌دانند و تیراژ مطبوعات دولتی و وابسته نیز از همین بی‌ا‌عتمادی خبر می‌دهد. افزون بر این، پنهان‌کاری و تحریف اخبار گاه به خشم مضاعف می‌انجامد، چنان‌که در سانسور اخبار شلیک به هواپیمای اوکراینی رخ داد. اعتراض گسترده به طرح «صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی» از دیگر نمونه‌های ایستادگی مردم برابر سانسور سیستماتیک بوده است.

با افزایش آگاهی عمومی سانسور نیز شکل‌های پیچیده‌تری به خود می‌گیرد. مزدبگیران دستگاه سرکوب به مدد نویسندگان و هنرمندانی که در نقش همکاران بی‌جیره‌ومواجب دستگاه سانسور گاه به نعل می‌زنند و گاه به میخ، می‌کوشند حقیقت گم شود و واژه‌هایی چون آزادی‌خواهی و آزادی‌کُشی یا وابسته و مستقل از معنا تهی شوند. در چنین شرایطی همراهی و همکاری اهل قلم ناوابسته به قدرت حاکم در راه دفاع از اندیشه و بیان و مبارزه با سانسور ضرورتی انکارناپذیر است.

کانون نویسندگان ایران، که بر اساس چنین ضرورتی شکل گرفته و ادامه‌ی راه داده است، با گرامی‌داشت روز مبارزه با سانسور بار دیگر تأکید می‌کند که تا برچیده شدن همه‌ی شکل‌های سانسور از پای نخواهد نشست. و در این راه دست تمامی نویسندگان، هنرمندان و روزنامه‌نگاران مستقل و آزادی‌خواه را در سراسر جهان به گرمی می‌فشارد 

کانون نویسندگان ایران
۱۳ آذر ۱۴۰۱

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 15:26
حکم اعدام یک جوان معترض ۲۵ ساله ابلاغ شد

حامد احمدی، وکیل تسخیری سهند نورمحمدزاده، از ابلاغ حکم محاربه و مجازات اعدام برای او خبر داده است. این حکم بدوی است و سهند نورمحمدزاده و وکیلش می‌توانند در دیوان عالی کشور به آن اعتراض کنند.

وکیل سهند نورمحمدزاده پیش از این گفته که قاضی دوم و مستشار پرونده حکم اعدام را امضا نکرده بود و از این نظر روال حقوقی آن کامل نشده بود.

مستنداتی که قوه قضاییه درباره «محاربه» سهند نورمحمدزاده منتشر کرده شامل ویدئوهایی است که به نظر می‌رسد او را در میان معترضانی که خیابان را بسته‌اند نشان می‌دهد.

حامد احمدی، وکیل تسخیری او گفته موکلش کندن نرده و آتش زدن سطل زباله را انکار کرده است. علاوه بر این به گفته او «سهند در تمام مراحل دادرسی به صراحت اقدامات خود با هدف مقابله با نظام را انکار نموده است».

همچنین او پس از آغاز تجمع به محل آن رسیده که از این نظر «نقش لیدر» بودن او زیر سوال می‌رود.

جوانی ۲۵ ساله که نمی‌دانست محاربه چیست

سهند نورمحمدزاده، نام جوانی است ۲۵ ساله که چند روز پیش خبرگزاری میزان بدون اشاره به نامش، از صدور حکم محاربه برای او خبر داد؛ آن هم پیش از تایید قاضی دوم و یا ابلاغ حکم به سهند در زندان یا وکیل‌اش.

به گفته جعفر نورمحمدزاده، پدر سهند به «شرق»، این جوان اما تا پیش از زندان معنای محاربه را هم نمی‌دانسته: «سهند تعریف کرد که بعد از اینکه از انفرادی من را به بند عمومی ۲ الف آوردند، دیگر زندانیان از من پرسیدند که برای تو چه نوشتند، گفتم نوشتند محاربه ولی من نمی‌دانم معنایش چیست. دیگر زندانیان به سهند می‌گویند تو معنای محارب را نمی‌دانی؟ سهند می‌‎گوید نه والا! آنجا زندانیان به او می‌گویند که پسر، محارب یعنی اعدام! سهند می‌گوید من کاری نکرده‌ام که اعدام شوم! سهند می‌گوید برای اولین‌بار آنجا معنای محارب را فهمیدم.»

اعتراضات مقابل «تیراژه»

سهند نورمحمدزاده در پاساژ «تیراژه» در تهران طلافروشی داشت. پدرش در گفت‌وگو با «شرق»، می‌گوید روز ۱۱ مهر او برای کمک به دوستش به شهریار رفته بود. پس از بازگشت با اعتراضات مقابل پاساژ مواجه می‌شود. یکی از اتهامات او بستن خیابان است در حالی که به گفته پدرش، در فیلم‌های تهیه شده خبری از این مساله نیست: «براساس فیلم‌ها، سهند از گاردیل «بی‌آر‌تی» رد می‌شود و به جایی می‌رود که فنس‌ها قرار گرفته‌اند. حدود ۴ نفر دیگر در صحنه حضور دارند که اقدام به شکستن نرده‌ها می‌کنند اما پیش از آنکه موفق شوند، سهند از آنجا دور می‌شود. این در فیلم مشخص است. هیچ نرده‌ای هم دست سهند نیست. او با دیگران هم نرده‌ای را حمل نمی‌کند. در ادامه و بعد از اینکه افرادی نرده‌ها را در مسیر اتوبوس «بی‌آر‌تی» قرار می‌دهند، اتوبوس به آنجا می‌رسد. یکی از مسافران اتوبوس، پیاده می‌شود و نرده‌ای را که در عرض خیابان قرار گرفته، کنار می‌زند تا اتوبوس رد شود. در این صحنه، سهند از پیاده‌رو می‌آید و نرده‌ای را که کنار زده شده بود، دوباره وسط می‌آورد. این تنها کاری است که سهند انجام داد.»
بازداشت مقابل در منزل

به گفته جعفر نورمحمدزاده، پدر سهند، فیلم‌های موجود توسط ماموران امنیتی و از پل عابر پیاده مقابل پاساژ تیراژه گرفته شده است. همان ماموران، روز بعد، ۱۲ مهر، سهند را مقابل در منزلش بازداشت می‌کنند: «روز ۱۲ مهر، سهند از مقابل مغازه‌اش سوار موتور می‌شود و به سمت خانه حرکت می‌کند. در این مسیر یک پژوی طوسی‌رنگ، سهند را تعقیب می‌کند. سهند که جلوی در خانه می‌رسد، مأموران به او می‌گویند بیا با ما برویم. مأموران، سهند را سوار ماشین می‌کنند و یک کوچه بالاتر، به او چشم‌بند می‌زنند و می‌برند. همان روز، ساعت چهار و نیم بعدازظهر یک نفر با من تماس گرفت و گفت از دادسرای اوین تماس می‌گیرم و بروید موتور سهند را بگذارید داخل پارکنیگ... حتی اجازه نداده بودند که سهند موتورش را قفل کند.»

۱۰ روز بی خبری مطلق

پس از بازداشت، تا ۱۰ روز هیچ خبری از سهند نورمحمدزاده به خانواده‌اش داده نمی‌شود. پدر سهند در گفت‌وگو با «شرق» می‌گوید: «بعد از این تماس روز ۱۲ مهر، تا حدود ۱۰ روز ما مطلقا هیچ خبری از سهند نداشتیم. حتی یک تماس گرفته نشد. هر روز، ساعت ۶ صبح به مقابل زندان اوین می‌رفتم اما راهم نمی‌دادند. ۲۲ مهر با خواهش و تمنای بسیار، توانستم وارد دادسرا شوم. رفتم بالا. منشی پرسید تو را چه کسی راه داده؟ گفتم آمده‌ام دنبال پرونده پسرم. گفت پرونده پسرت را می‌فرستیم دادگاه انقلاب، برو آنجا. گریه‌ام گرفت. گفتم بچه من کاری نکرده، چرا این کار را با او می‌کنید اما جوابی به من ندادند. اما همین که گفتند پرونده را می‌فرستند فلان‌جا، اولین خبری بود که من توانستم از سهند بگیرم. تا قبل از آن، حتی نمی‌گفتند سهند کدام زندان است. من به زندان‌های دیگر سر می‌زدم تا شاید بتوانم از او خبری بگیرم.»

قاضی مظلوم: قاضی دوم حکم را امضا نکرده است

حکم محاربه نه به سهند در زندان ابلاغ شده و نه به وکیل او اما خبرگزاری میزان خبر از صدور آن داده است. پدر سهند نورمحمدزاده این موضوع را با رئیس شعبه ۲۹ در میان گذاشته و به «شرق» می‌گوید: «روز یکشنبه به دادگاه رفتم، داشتم سکته می‌کردم. نمی‌گذاشتند قاضی را ببینم. گریه کردم. منشی قاضی که در دفتر است، آمد و گفت اجازه بدهید ۵ دقیقه با قاضی صحبت کند. رفتم پیش آقای مظلوم. نگذاشت نزدیکش شوم. گفتم آقای قاضی این چه حکمی است که داده‌اید؟ گفت من حکم نداده‌ام. گفتم اگر حکم نداده‌اید پس چرا خبرگزاری رسمی شما این خبر را منتشر کرده‌؟ قاضی می‌گفت حکم ندادم. گفتم حتما می‌خواستید ذهنیت مردم را برای این حکم آماده کنید. اصرار کرد که هنوز حکم ندادیم و قاضی دوم امضا نکرده‌ است.»

قاضی دوم اتهام محاربه را رد کرد

حامد احمدی، وکیل تسخیری سهند نورمحمدزاده است. پدر سهند می‌گوید که این وکیل به جان دختر ۹ ساله‌اش قسم خورده که شرافتش را در این پرونده می‌گذارد. احمدی در گفت‌وگو با «شرق» خبر از رد نظر قاضی مظلوم توسط قاضی دوم داد و گفت: «پرونده هنوز به مرحله صدور حکم نرسیده. بر اساس قانون، رأی نهایی را باید ۲ قاضی، یکی قاضی اصلی یعنی رئیس شعبه و دیگری مستشار، امضا کنند. قاضی اصلی رأی خودش را صادر کرده که متأسفانه حکم محاربه است. خبر بر اساس حکم صادر‌شده از سوی همان یک قاضی منتشر شده، اما قاضی دوم حاضر نشده رأی صادرشده به عنوان محاربه برای سهند نورمحمدزاده را امضا و تأیید کند. به این ترتیب و بر اساس قانون، حکم صادر‌شده باید نزد قاضی سوم برود. قاضی سوم رئیس شعبه ۲۷ است.»

امیدوار به قاضی سوم و دیوان عالی کشور

وکیل سهند نورمحمدزاده حکم صادر شده برای او را «سخت‌گیرانه» می‌خواند. به گفته او، قاضی سوم اگر حکم محاربه صادر شده را تایید کند، این حکم باید به او و سهند در زندان فشافویه ابلاغ شود اما اگر رد کند، این اتهام قانونا به کلی از پرونده سهند نورمحمدزاده حذف خواهد شد. احمدی، وکیل سهند همچنین به «شرق» گفت که در صورت تایید حکم محاربه توسط قاضی سوم، به حکم صادره اعتراض خواهند کرد. وکیل سهند به دیوان عالی کشور و نقض حکم محاربه صادر شده برای این جوان ۲۵ ساله بسیار امیدوار است.

واکنش قوه قضائیه: حکم با امضای ۲ قاضی تایید شده است

مرکز رسانه قوه قضائیه امروز به گزارش روزنامه شرق درباره سهند نورمحمدزاده واکنش نشان داده است. در بخشی از این جوابیه آمده: «در این گزارش وکیل پرونده ادعا می‌کند رئیس شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران، حکم محاربه را امضا کرده ولی هنوز قاضی دوم حکم صادره را امضا و تأیید نکرده است. بر اساس پیگیری‌های انجام‌شده از شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب، مشخص شد ادعای مورد اشاره صحت ندارد و حکم صادر‌ شده به امضای ۲ قاضی پرونده رسیده و تمام مراحل قانونی آن طی شده است. به گفته قاضی پرونده، روال قانونی به درستی طی شده و ادعاهای وکیل پرونده صحت ندارد. قابل ذکر است رأی صادرشده اولیه و بدوی بوده و قابل تجدید نظرخواهی در دیوان عالی کشور است».

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 13:11
سند سیاسی مصوب همایش نهم اتحاد جمهوریخواهان

گزارش برگزاری همایش نهم اتحاد جمهوریخواهان ایران

برگزاری همایش نهم اتحاد جمهوریخواهان ایران برای روز های ۲۹ مهر تا اول آبان ۱۴۰۱ (۲۱ تا ۲۳ اکتبر ۲۰۲۲) در شهر کلن آلمان برنامه ریزی شده بود. تصمیم بر این بود که این همایش با حضور بخش بزرگی از نمایندگان جریانهای سیاسی جمهوریخواه، سکولار و دمکرات و شخصیت ها و اندیشمندان  این طیف برگزار گردد و این تجمع بتواند در راستای همگرایی مجموعه نیروها و امکانی برای بسط گفتگو و همگامی مجموعه این نیروها بکار گرفته شود
اما این همایش بدلیل مصادف شدن با راهپیمایی بزرگ ایرانیان در اروپا در شهر برلین به تعویق افتاد.

بدلیل اوج گیری جنبش انقلابی زن زندگی آزادی در ایران و اتخاذ تصمیمات متناسب سیاسی؛ همایش نهم اجا در روز بیست و نهم ابانماه (بیستم نوامبر) بصورت مجازی و با حضور اعضا برگزار گردید.

همایش بعد از انتخاب هیات رئیسه (فرزاد جواهری، اصغر خرسند و مهدی فتاپور) کار خود را آغاز کرد.

-  در بخش اول گزارشی از فعالیت اتحاد جمهوریخواهان ایران بین دو همایش توسط مریم سطوت داده شد. در این گزارش به مواضع سیاسی اتخاذ شده از طرف اتحاد جمهوریخواهان ایران و فعالیت هایش در زمینه های مختلف بویژه همکاری ها با نیرو های جمهوریخواه دیگر پرداخته شد. در ادامه سوالات ، انتقادات در رابطه با فعالیت ها ی گذشته و پیشنهادانت برای بهبود کارها از طرف  شرکت کنندگان در همآیش مطرح شد.

-  بعد از گزارش پیا م دو نفر از زندانیان سیاسی، خانم ها عالیه مطلب زاده و نرگس محمدی توسط خانم غزل عبد اللهی خوانده شد.

-  در بخش سوم بررسی سند سیاسی که توسط کمیسیون مربوطه تهیه شده بود، در دستور قرار گرفت. سند سیاسی قبل از ارایه به همآیش از طریق  مراجعه به اعضا و در نظر گرفتن پیشنهاد های اآنها تدقیق و بازنویسی شده بود. در ابتدا امیر ممبینی مخبر کمیسیون توضیحاتی در رابطه با سند و نکات مهم ان مطرح کرد. بعد از سخنرانیها و اظهار نظر ها در رابطه با مضمون سند، در باره کل ان رای گرفته شد و با ۹۱ در صد موافق، ۳ درصد مخالف و ۶درصد ممتنع مورد تایید قرار گرفت.

-  ضرورت صدور قطعنامه ای متناسب با شرایط جدید مطرح شده بود. در این رابطه قطعنامه ای با مضمون « همایش شورای منتخب را موظف میکند که نقشه راه تحاد جمهوریخواهان ایران را با توجه به شرایط جدید تهیه و تصویب نماید.» که توسط مزدک لیما کشی ارایه شده بود با ۶۱ در صد رای موافق مورد تایید قرار گرفت.

به علت کمبود وقت انتخاب شورای مرکزی به جلسه دیگری در چند روز آینده موکول شد.
هیات رئیسه همایش نهم
۵ آذر ۱۴۰۱ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲

***

سند سیاسی مصوب همایش نهم اتحاد جمهوریخواهان:
نیاز بنیادی ایران دموکراسی با نظام جمهوری سکولار است

جنبش زن، زندگی، آزادی
ایران ما روزهایی امید‌آفرین و همزمان دشوار و آکنده از نگرانی را سپری می‌کند. در حالی که جنبش انقلابی و فمینیستی جوانان ما، با امید به پایان دادن این دوران سیاه استبدادی وارد سومین ماه خود شده است، نگرانی از سلامتی رزمندگان و سرنوشت چندین هزار مبارز بازداشت شده هر روز افزایش می‌یابد. قتل بی‌رحمانه‌ی مهسا امینی در جریان بازداشت او به خاطر ایراد به رعایت حجاب سرآغاز گسترده‌ترین جنبش اعتراضی و انقلابی در کشور شده است. انبوه جوانان و نوجوانان برای اعتراض به قتل مهسا و مقابله با استبداد و کلیت نظام به خیابان آمدند و با نیروهای سرکوبگر درگیر شدند.

حرکت آنها، بر بستر نارضایتی همه‌سویه،‌ گروه‌های گوناگون مردم را به حمایت از آنان و مشارکت در مبارزه برانگیخت. روحیه‌ی نوینی در همبستگی و هم رزمی قومی و مذهبی علیه استبداد نمودار شد. مردم از کردستان و آذربایجان تا سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط ایران همدل و همسو به اعتراض برخاستند. این که جنبش جاری چگونه و تا کجا پیش خواهد رفت بستگی می‌یابد به بسیج مردم و گستره‌ی مبارزه و توازن نیروها در میدان مبارزه. اما از هم اکنون روشن است که ایران دیگر به دوران پیش از این جنبش باز نخواهد گشت و درجا نخواهد زد و هر نشیبی در حرکت جنبش به فرازی برتر خواهد انجامید.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» در روند گسترش و فرارویش جنبش‌های پیشین، مرزهای رویارویی با حکومت را همه‌کشوری و همه مردمی کرد و به اوجی جدید رساند. در مسیر این اعتراضات، با پیشگامی زنان ایران فریاد دفاع از آزادی و حقوق زن در سراسر کشور بلند شد و تا آنجا پیش رفته‌است که یک عنصر بنیادی در خواست مردم آزادیخواه گشت. جنبش کنونی جانمایه‌ی نیرومند فمینیستی دارد. این گرایش محدود به زنان نیست بلکه پسران و دختران مبارز ما به گونه‌ی ستایش‌انگیزی در این امر هم‌اندیش و همراه هستند و صمیمیت و حمایتی را نسبت به هم نشان میدهند که سخت عاطفه‌ی انسانی را به شور می‌آورد. چنین سطحی از آگاهی و همدلی زن و مرد در دفاع از حقوق زن و آزادی درخشان‌ترین فراز مبارزات سیاسی در تاریخ ایران است.

این یک جنبش نوین است، جنبشی رشد یافته در شرایط گسترده‌ترین روابط میان‌فرهنگی و میان‌مردمی جهانی. این جوانان همان اندازه که شهروند ایران هستند شهروند جهان نوین هستند. آنها پرورده‌ی جهان به هم دوخته شده با اینترنت و مناسبات دیجیتال هستند. سانسور و محاصره‌ی فکری آنها بی‌نتیجه و محکوم به شکست است. جوانان و نوجوان کلید فرهنگ مشترک و پیشرو جهانی را در دست دارند و همین آنها را برای عمل به گونه‌ا‌ی نوین توانا میکند. محبوبیت این جنبش در جهان خود نموداری از پیوندهای جهانی این جنبش است و این که خواست‌های این جنبش با بسیاری خواستها در دیگر کشورها همسرشت و در پیوند است.

جنبش آزایخواهانه‌ی زنان ایران که هم از فردای انقلاب بهمن علیه حجاب تحمیلی و زن‌ستیزی نیروهای اسلامی به میدان آمد، در طول تاریخ این نظام تداوم یافت و به گونه‌ی نورافکن رهنما در تلاش جامعه ما برای دستیابی به دموکراسی و بهروزی عمل کرده است. این جنبش بیشترین محتوای آزادیخواهانه و مدرن را دارد و مستقیماً با امر آزادی و دموکراسی در کشور پیوند دارد. با این همه، فشار حکومت بر زنان ایران همچنان بدون کاهش و نرمش ادامه دارد. زنان سنگرهای زیادی را فتح کرده‌اند، اما رنج تبعیض هرگز کاهش نیافت.

تلاش سرکوبگرانه برای تحمیل حجاب معرف کارنامه‌ی سیاه حکومت است. نظام ولایی محجبه کردن ایران را ملاک پیروزی خود حساب میکند. اما تصور موفقیت در این قصد بی‌پایه است. در جنبش جاری انبوهی از آزادی‌خواهان دارای حجاب نیز علیه تحمیل حجاب و برای آزادی و دموکراسی پیکار می‌کنند و خواستار پایان یافتن حکومت دینی هستند. جنگ حجاب تا درون خانواده‌های حکومتیان گسترش یافته است.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» ریشه‌ی ژرف در اصل حرمت و عزت انسانی دارد. اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر حرمت را برای انسان سرشتی اعلام کرده و آن را بنیاد بنیادهای حقوق دموکراتیک مردم شناخته است. اما در جمهوری اسلامی که بنیاد بنیادهای آن تبعیض میان انسان‌ها است، بی‌حرمتی به مردم و به ویژه زنان، خصوصا برای تحمیل حجاب، و بی حرمتی به مجموع غیرخودی‌ها، در قوانین و مقررات ثبت شده است و با رفتار رژیم در هم تنیده است. حرمت شکنی همچنین یک اسلحه‌ی شرورانه‌ی روانی رژیم برای آسیب زدن به مبارزه‌ی مردم است.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» فراگیرنده‌ی طیف‌ وسیعی از نیروهای آزادیخواه و متجدد است که در کانون آن زنان، جوانان، نوجوانان، و دانشجویان قرار دارند. دانشگاه ستون استوار این جنبش است. شعار مرکزی جنبش یک شعار مشترک استراتژیک است که توان متحد کردن آزادی خواهان را دارد. گستره‌ی این جنبش و شعارها و خواست‌های آن چنان است که همه‌ی ایران را با تمام تنوع اتنیکی و مذهبی به هم دوخته و یک پارچه به میدان فراخوانده است. به گونه‌ای بس شورانگیز، شعاری که در کردستان طنین انداخت بزودی برای تهران و تبریز و زابل و رشت و دیگر نقاط کشور شعار خودی شده است.

این جنبش همچنین در کانون توجه جهانیان قرار گرفته و مورد تحسین و حمایت وسیع  نهادها، شخصیت‌ها و دولت‌های دموکرات، به ویژه در غرب، قرار گرفته است. صدها نویسنده و اندیشمند و هنرمند جنبش زن، زندگی آزادی را ستودند و از آن همچون انقلابی در وجدان بشری استقبال کردند. جنبش مهسای معصوم یک انفجار عاطفی جهانی پدید آورد. بارانی پاک شد که قلب‌ها را در شعاع تاثیر خود شست و طراوت داد، و در این راه، ترانه سرود شروین و حماسه‌سرایی‌های توماج ما همیشه همراه است. معصومیت، انسانیت، حق‌طلبی، نواندیشی، مهربانی و دردمندی این جنبش شورانگیز با ترانه سرود انسانی شروین حاجی‌پور جهانیان را به شور انداخته‌ است. برای میلیونها مردم دنیا شعار «زن، زندگی، آزادی» شناخته شده است و بسیاری از هنرمندان ترانه سرود شروین را به حمایت از جوانان ما به زبان مادری خود یا به فارسی خوانده‌اند.

پس از ندا، مهسا، پس از مهسا نیکا و پس از نیکا بسیاری دیگر از دختران جوان و نوجوان ما، این گلدسته‌های نوشکفته‌ی ناکام، الهام دهنده‌ی جنبش آزادی شدند. کشتار این نوجوانان و جوانان آه از نهاد ایران و جهان برآورده است و بیزاری از حکومت دینی را به اوج تازه‌ای رسانده است.

پرسش‌های جدید در جنبش آزادی

جنبش «زن، زندگی، آزادی» این پرسش‌های مرکزی را پیش روی مردم ما گذاشته است که چنین جنبش‌هایی چگونه از این مرحله فراتر خواهند رفت، چگونه به رهبری مجهز می‌شوند و چگونه امر گذار از جمهوری اسلامی را عملی خواهند کرد. پیوند جنبش‌های خیابانی ـ‌‌ انقلابی با جنبش‌های کاربنیاد (صنفی و مطالباتی) کارگران و آموزگاران و اعتراضات کشاورزان چگونه خواهد بود. چگونه میتوان به یک راهبرد مشترک برای حرکت با برنامه رسید. وظیفه و نیاز نیروهای سیاسی آزادیخواه است که با همفکری و همکاری به مسائل پیش رو پاسخ بدهند و برای آنها چاره‌اندیشی کنند. همه چیز گویای آن است که جامعه آماده‌ی پیکار مدنی وسیع‌تر در برابر نظام است.

در شرایط انجماد سیاسی ـ ساختاری رژیم و تداوم برخوردهای خشن آن، در شرایط شنیده نشدن پیام انقلابی مردم، در شرایط تکیه بر تهدید به جای تغییر، جنبش ممکن است راه تحول را با روش‌های گذار انقلابی گره بزند. مسئول چنین رویدادی رژیم و نیروهای سرکوب آن هستند. مردم ایران با هزینه‌ی عظیمی که در این چهار دهه پرداخته‌اند، به ویرایش چهره‌ی ارتجاع برای تأمین بقای آن راضی نخواهند شد. مردم جمهوری اسلامی را نمیخواهند. لازم است با حل بهنگام مسائل پیش رو برای به نتیجه رساندن این مبارزه بکوشیم.

تحول در روحیه‌ی مبارزاتی مردم

یک تحول مهم در این جنبش آزادی شکستن ابهت ظاهری‌ ماشین سرکوب رژیم در ذهن مبارزان و نمایان شدن برتری روحی جوانان بر حریف است. پدیده‌ای که برای تغییر توازن در پیکار مدنی و میدانی یک شرط است. این رویداد همواره یک گشایش بزرگ در مسیر تعیین تکلیف مردم با حکومت‌های ستمگر است. چنین تحولی اما نباید موجب ارزیابی‌ ای غیر واقعی از وضعیت مبارزه شود. به یقین می‌توان جنبش جاری را یک جنبش انقلابی دانست، به ویژه بدین دلیل که نظام سیاسی و رأس حاکمیت را هدف گرفته است و اعلام کرده است که جمهوری اسلامی نمیخواهد. لیکن انقلابی بودن جنبش هنوز به معنی وضعیت انقلابی در کشور نیست. انقلابی بودن جنبش میتواند در پیدایش یک وضعیت انقلابی مؤثر باشد، اما نباید با محاسبه وجود وضعیت انقلابی عمل کرد، چرا که خطرات و آسیب‌ها را میتواند بسیار افزایش دهد. چند مورد مؤثر در به هم خوردن توازن روبنایی در میدان مبارزه‌ی جاری بدین گونه است:

- تضعیف و زوال حرمت و حس افتخار در انجام ماموریت سرکوب برای ماموران.
- رخنه‌ی ترس و عاقبت‌اندیشی فردی در صفوف ماموران.
- کم‌توانی و بی‌میلی در پایبندی به نظم و قاعده‌ی مأموریت و گسترش خودسری.
- قرار گرفتن ماموران سرکوب در جایگاه منفی و ناحق و شرم‌آور.
- رویارویی ماموران با نوجوانان و جوانان و خاصه زنان و دختران پیکارجو.
- به پرسش گرفته شدن آنها توسط فرزندان، خانواده، آشنایان و محیط پیرامون.
- نگرانی از فاش شدن هویت فردی و مشارکت در سرکوب مردم.

این همه، بر بستر دلاوری و فداکاری آزادیخواهان و درخشش صدای حق‌طلبانه‌ی آنها ممکن گردید. تنها یک روح تباه ممکن است زدن و کشتن یک نوجوان معصوم را حق بداند و از کار خود شرم نکند. شروع روند امتناع علنی و غیر علنی برخی افراد سپاهی و بسیجی از درگیری با مردم یک نماد غلبه معنوی مبارزان بر دستگاه سرکوب است. چرا، برای چه، برای که؟ جنبش این پرسشها را برای همه‌ی آدمهای دستگاه سرکوب ایجاد میکند. می‌توان گفت در کانون این فضاسازی روانی و میدانی مهمتر از هر چیز حس افتخار مبارزان و خلع افتخار از مأموران است.

چنین است که امتناع مأمور از شرکت در سرکوب و پیوستن او به مردم با پاداش افتخار اجتماعی روبرو میشود و او را از موقعیت تحقیر شده به موقعیت ستوده میرساند. صدها هزار قوای نظامی و انتظامی رژیم که خود بخشی از مردم ایران هستند، نمی‌توانند تحت تاثیر مبارزه‌ی عادلانه‌ی مردم قرار نگیرند. مبارزه برای آزادی و دموکراسی مبارزه برای خوشبختی همه‌ی مردم ایران است.

نیاز کشور است که حکومت استبدادی دینی با دموکراسی و دولت سکولار و نظام جمهوری جانشین شود. این هدف روشن جنبش متجدد و آزادی‌خواه ایران است. جنبش در مسیر خود تا پیروزی نیازمند مدیریت است. در کنار بازوی مبارزه، بازوی مدیریت و رهبری لازم است. باید تلاش شود ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی کشور تنگاتنگ با جنبش برای حل مشکل فوق به‌ کار گرفته شوند. روشن است که برای مدیریت و رهبری جنبش راهبرد و نقشه‌راه لازم است.
اتحاد جمهوریخواهان ایران و دیگر تشکل‌های جمهوریخواه همسو با ما، هر یک در اسناد برنامه‌ای و سیاسی خود راهبرد‌های خویش را برای گذار از جمهوری اسلامی به نظام دموکراتیک و سکولار با ساختار جمهوری ارائه داده‌ند.

در این راهبردهای همسرشت، تلاش برای گذار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک، تکیه‌ بر رفراندوم و انتخابات کاملا آزاد، تکیه بر نهادهای نمایندگی مؤسس و قانونگذار و تصمیم گیرنده، تکیه بر اصل مشارکت آزادانه و برابر حقوق مجموع مردم با هر تعلق قومی و مذهبی برای سازماندهی نهادهای اداره و هدایت کشور و رعایت اصول دموکراسی و موازین حقوق بشر در مجموع برنامه‌ها و سیاست‌ها و اقدامات، مورد تاکید قرار گرفته است.

بر این پایه، اتحاد جمهوریخواهان ایران پیشنهاد میکند که گامی به پیش برداریم و در پاسخ به نیازهای جنبش، اصلاح و بازتدوین برنامه و راهبرد سیاسی را با همکاری و هم‌اندیشی مجموع جمهوریخواهان انجام داده و بکوشیم تا به برنامه و راهبرد مشترک برسیم. موفقیت در این امر جمهوریخواهان را هم در امر اتحاد و وحدت و هم در امر یاری رساندن به جنبش تواناتر میکند. ما جمهوریخواهان نیازمند برنامه و سیاست راهبردی مشترک و صفوف بیش از پیش همپیوسته‌ هستیم.

نگاهی به وضعیت عمومی
بحران محیط زیست

بی‌برنامگی و ناپیگیری در مهار بحران محیط زیستی زمینه‌ی تاریک و ترسناک مجموع دیگر رویدادهای منفی در جهان شده است و آینده‌ی تمدن و سامان جامعه‌ی جهانی را تهدید می‌کند. با شروع جنگ ویرانگر اوکراین و پیش آمدن بحران انرژی و غذا و خطر درگیری مستقیم ناتو و روسیه، کشورهای صنعتی بسیاری وعده‌ها و پیمان‌های خود برای کمک به نجات محیط زیست را رها کرده و هم‌چون دهه‌های گذشته به استفاده لگام گسیخته از سوخت فسیلی روی آورده‌اند، تا جایی که میزان انتشار گازهای آلاینده از دوران پیشاکرونا بیشتر شده‌است. این در حالی است که دبیر کل سازمان ملل متحد حاصل پژوهش صدها نهاد علمی در باره‌ی بحران زیست‌بومی را مکرراً با دولت‌ها در میان گذاشته است و بارها به جهانیان هشدار داده‌است و حتی در یکی از آخرین هشدارها اعلام کرده است که فرصت برای نجات اندک است و تنها چند سال برای اقدام جدی وقت داریم. این وضعیت سبب شده است که آخرین همایش جهانی محیط زیستی در مصر نیز بدون امید به یک اقدام جدی و موثر برگزار شود.

در این هنگامه‌ای که جامعه بشری را خطر لغزیدن به پرتگاه تنازع بقا تهدید می‌کند و زیست‌بوم کشور ما در حال فروپاشی است، ایران زیر سلطه‌ی استبداد و نظام مبتنی بر ولایت فقیه، از کاربست امکانات خود برای حرکت در سمت حل انبوه مشکلات جامعه محروم مانده است. برابر پژوهش‌ها و آمارهای نهادهای علمی در ایران و جهان، کشور ما در معرض شدید‌ترین خطرهای ناشی از بحران محیط زیستی است.

مصرف بی‌رویه ذخایر زیرزمینی آب، کم‌آبی رودخانه‌ها و دیگر منابع سطحی آب، خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها، شور شدن بخش مهمی از آب و خاک خوزستان در نتیجه سد گتوند، روند خشک شدن کامل دریاچه‌ی ارومیه، فرسوده شدن خاک کشاورزی و کاسته شدن زمینهای قابل کشت و زیر کشت، کاهش پرشتاب سطوح سبز و جنگلی و بسیاری موارد دیگر نشان از گستره‌ی مشکلات ایران دارد. جمهوری اسلامی نه تنها عاملی برای هدایت جامعه در سمت حل این مشکلات نیست بلکه خود بزرگترین مشکل جامعه و عامل اصلی فلج شدن کشور در برنامه‌ریزی و چاره‌گری است. در برابر این سد سرکوب، مردم رنجدیده‌ی کشور ما بیش از هر زمان صدای اعتراض خود را بلند کرده‌اند؛ اگرچه پاسخ آن‌ها تا کنون حمله و سرکوب و قتل توسط نیروهای سرکوب نظام بوده است.

ناکامی در برجام
بی‌برنامگی و آشوب در اقتصاد

جمهوری اسلامی نه تنها از حل مشکلات ناتوان است که خود مشکل عمده در میان مشکلات است. پس از سالیان دراز مشغول شدن به مسئله‌ی برجام، رژیم تاکنون در حل آن ناکام مانده است و گویی حریفان نیز دیگر کمتر به حل مسئله فکر میکنند. حکومت برجام را به یک خیال واهی گول زننده بدل کرده است. با ادامه‌ی سیاست خارجی غرب‌ستیز و تنش‌زا، با درگیری پرهزینه و شوم در خاورمیانه، با چرخش به شرق و زدوبند با دولت‌های غرب‌ستیز، رژیم بیش از پیش از امکان توافق با غرب دور شده‌است. منجمد شدن گفتگو‌های برجام ریشه در سیاست جمهوری اسلامی در رابطه با غرب دارد. این سیاست ایر ان را منزوی کرده و به محاصره‌ی اقتصادی  کشانده است.

در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی با بی‌برنامگی اقتصادی، اقتصاد رانتی، گستردن حداکثری فساد، رشوه‌خواری و دزدی، اختصاص بخش عمده‌ای از درآمد کشور برای تأمین بودجه‌ی صدها نهاد و مؤسسه‌ی انگلی و سرکوبگر وابسته به روحانیت، برداشت‌های عظیم غیرقانونی سران نظام از درآمد کشور، دزدی ده‌ها میلیاردی از بانک‌های کشور به دلیل بی برنامگی، کارشکنی و بی لیاقتی در حفظ منافع ملی کشور در روابط خارجی، وضعیت فاجعه‌ باری پدید آورده‌است. در نتیجه‌ی این وضعیت مردم بیش از پیش فقیرتر شده‌اند و سطح زندگی سال به سال به گونه‌ای  شتابناک پایین آمده‌است. گرانی و بیکاری و ناداری تا حد گرسنگی مردم را به فغان آورده‌است و باعث خیزش‌های اعتراضی ناداران و گرسنگان شده‌است. این اعتراض‌ها مستعد انفجار عظیم اجتماعی و سیاسی هستند.

جنبش‌ها و حرکات اعتراضی مردم

در مدت زمان مورد بحث، حرکات اعتراضی کشاورزان  و سایر اقشار جامعه در رابطه با کم آبی، در بافت هم‌پیوسته‌ی‌‌ بحران زیست‌بومی و سیاسی ـ اجتماعی، فراز جدیدی از نیاز به تحول را طرح کرده‌است. کشاورزان معترض با گسترش محتوای حرکت خود، گاه آشکارا رو به حکومت خواستار تغییر بنیادین شدند و رهبری جمهوری اسلامی را به عنوان عمده دشمن داخلی خود معرفی کردند. بسیاری از شعارهای سیاسی در اعتراض‌های دهقانی بی‌سابقه هستند.

جنبش مطالباتی و اعتراضی کارگران، که گاه حتی از دریافت مزد ماهیانه‌ی خود نیز محروم هستند، فراز دیگری از مبارزه‌ی مردم زحمتکش را منعکس می‌کند. جنبش کارگری به‌ویژه با مسئله‌ی کانونی صنعت در ایران و مقابله با اخلال و آشوب و ویرانگری در مسیر تولید و پیشرفت صنعتی کشور پیوند می‌خورد. تاخیر در توافق برجام به همراه فساد و غارت منابع ملی و ضعف مدیریت و کنار گذاشتن نیروهای متخصص منجر به تعطیلی و انهدام بسیاری از موسسات صنعتی و تولیدی شده است. گسترش فزاینده‌ی بیکاری و عدم بضاعت بسیاری از کارفرمایان برای تأمین نیازمندی‌های تولیدی و پرداخت مزد کارگران وضعیتی بحرانی ایجاد کرده‌است.

اعتراض‌های وسیع آموزگاران کشور نمونه‌ای برجسته از مبارزه سازمان یافته و متین مدنی را نشان داده‌است. اعتراض‌های آموزگاران به گونه‌ی یک فراز ویژه در مبارزه‌ی مردم ما گسترش یافته است. وجه فرهنگی این جنبش بسی پرمایه است و با نبرد اساسی میان نیروهای جامعه‌ی مدرن با فرهنگ ارتجاعی حکومت بنیادگرا پیوند دارد. رشد این جنبش پاسخی مستقیم به تلاش‌های رژیم برای مسخ همه‌جانبه‌ی سیستم و محتوای آموزش و تحمیل ایدئولوژی دانش‌ستیز فرقه‌ای ـ مذهبی به آموزش است. آن‌ها کتاب‌های درسی را از محتوای علمی تهی می‌کنند و با سازماندهی بسیج دانش آموزی و بسیج معلمان و دخالت دادن حوزهای علمیه و روحانیون مرتجع در امور مدارس، به نظام آموزش کشور ضربات جبران ناپذیری می‌زنند. منع عوامل نامبرده از دخالت در امر آموزش و بازسازی نظام آموزشی مطابق با معیارهای رایج در جوامع پیشرفته دموکرات و سند ۲۰۳۰  سازمان ملل یک نیاز فوری است.

دانشگاه، همچون همه‌ی تاریخ معاصر ایران روشن‌ترین سنگر و دانشجویان و استادان رزمندگان سنگرهای نخست پیکار برای آزادی و داد هستند. دانشگاه گرفتار مجموع مشکلات سیستم ارتجاعی آموزشی و علمی رژیم است. دانشجویان هم‌زمان هم درگیر مشکلات صنفی هستند و هم درگیر مشکلات سیاسی و اقتصادی. آن‌ها در شرایطی بسیار دشوار و زیر سرکوب مداوم مبارزه می‌کنند. لازم است بکوشیم سنگر دانشگاه در مقیاس کشوری و همه‌گروهی گسترش بیابد و مسأله‌ی دانشگاه و دانشجو به سطح ملی فرابروید. دفاع از استادان تصفیه شده و زندانیان دانشگاه وظیفه‌ی جدی جنبش آزادی است.

فرهنگ سازان ایران، آنان که در سنگر نخست مبارزه به جهل و خرافات و نادانی برای آفرینش هنری و ادبی و فکری پیکار میکنند، بیش از همگان در فشار هستند. مبارزه‌ی فرهنگسازان ایران، مبارزه آزادی‌خواهانه و راهگشایانه‌ی نویسندگان، مترجمان، کانون نویسندگان، سینماگران، هنرمندان، و دانشمندان کشور را در نظر بیاوریم که با همه‌ی فشارهای استبداد بزرگ‌ترین افتخار آفرینان ما در تمام تاریخ معاصر هستند. آنها در برابر زشتکاری‌ها و آبروریزی‌های رژیم به افتخار آفرینان ما بدل شدند. آنها با مبارزه و با آفرینش‌های خود جامعه را به آینده امیدوار می‌کنند. این عرصه از مبارزه را باید با تجلیل خاص از سینمای پیشرو ایران و نقش عظیم آن در فرهنگ‌سازی و بیداری مردم و افتخار آفرینی برای نیروهای جامعه‌ی مدرن در پهنه‌ی جهانی همراه کنیم.

ورزش ورزشکاران ما به میدان آمدند. در این کاروان بزرگ مبارزه‌ی مدنی ورزشکاران به گونه‌ای فزاینده با مردم همراه میشوند و در اعتراضات شرکت میکنند. انتظار خاص این است که ورزشکاران اعتراض به پایمالی حقوق زنان ورزشکار را در مرکز مبارزه‌ی خود قرار دهند. حق زنان ایران است که پوشاک ورزشی استاندارد داشته باشند و از تحمیلات مضحک متعصبان آسیب نبینند. مردان ورزش لازم است اقدامات کاملاً جدیدی در حمایت از حق زنان را آغاز کنند.

زندان

این منظره‌ی مختصر از رزم و رنج مردم را با نگاهی به زندان‌ها تکمیل کنیم. زندان‌ سیاسی همیشه نموداری از نیروی مبارزه و ژرفا و گستره‌ی سرکوب دولت‌ها بوده‌ است. زندان‌های جمهوری اسلامی، در مقایسه با زندان‌های رژیم پیشین، طیف بسیار وسیع‌تری از مردم را در خود جای داده‌اند. اگر زندان سیاسی در رژیم گذشته عمدتاً ترکیب سیاسی داشته و بیشتر به مبارزان علیه رژیم اختصاص داشت، امروزه زندان سیاسی ترکیب توده‌ای دارد و مبارزان صنفی و مدنی سهم بسیار بزرگ را در آن دارند.

در زندان‌های حکومت اسلامی، زنان آزادیخواه، مبارزان دموکرات، فعالان گوناگون سیاسی، روزنامه نگاران، حقوقدانان، مدافعان محیط زیست، کارگران، کشاورزان، تهیدستان، سینماگران، نویسندگان، آموزگاران، دانشجویان، بهائیان، کردها، مدافعان حقوق خلق‌ها و بسیاری دیگر هم‌زنجیر هستند. در این میان، برعکس هر جایی در جهان، حقوقدانان بیشتر از همه تهدید می‌شوند. حقوقدانان آزاده و پرافتخار زندانی بارزترین چهره‌های جنبش مدنی ایران هستند. نقش آنها چنان برجسته است که تصور رهبری جنبش آزادی بدون در نظرگرفتن جایگاه شایسته‌ی آنها در هدایت جنبش بی پایه است.

طیف وسیع زندانیان تصویری از آن است که حکومت ایران با همه‌ی مردم روبرو است و هیچ نیرویی، از جمله دراویش، روحانیون و طلبه‌های معترض حوزه‌های دینی و نیز شماری از سران پیشین همین نظام نیز از بازداشت و زندان در امان نیستند. زندان سیاسی جمهوری اسلامی مانند نمونه‌برداری از کل ترکیب ملت است. چنین زندانی حاکمیت شوم و چهره‌ی واقعی این نظام را نشان می‌دهد.

ضرورت گذار از جمهوری اسلامی

عامل اصلی مشکلات چندین لایه‌ی ایران جمهوری اسلامی است. این نظام با درآمیزی دین و دولت، اعمال استبداد، حاکم کردن روحانیت مرتجع و شرکای آن بر همه‌ی ارکان کشور، تبدیل دولت به افزار بی‌اختیار ولی فقیه، رواج دادن خودی‌سالاری در همه‌ی امور، نداشتن مدیریت کارا و مسئول، ایجاد انبوه نهادهای انگلی برای توزیع درآمدهای کشور میان شرکا و عمال حکومت، سرکوب زنان و نابودی آزادی و زشت کردن سیمای کشور، مانع اصلی در راه پیشرفت و آبادی و خوشبختی کشور و مردم ما است. جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام تبعیض بنیاد، با تحمیل تبعیض میان زن و مرد، تبعیض بر پایه تعلق اتنیکی و مذهبی، تبعیض بر پایه خودی و غیر خودی، تبعیض میان روحانیت و سایر مردم و دیگر موارد مشابه، عامل ستم و جداسازی و تفرقه میان مردم ما است.

ایران به سفره‌ی هم‌خواری انواعی از بلوک‌های قدرت و ثروت بدل شده‌است که یکی از آن‌ها شبکه‌ی همه جا رخنه کرده‌ی جاسوسان شریک در قدرت است. ولایت فقیه با گزینش یکی از خونین‌دست‌ترین جلادهای خود به عنوان رئیس جمهور حرف آخر خود را با مردم ما در میان گذاشته است. این بیانگر قصد رژیم برای تکیه هر چه بیشتر بر قهر و قتل در برابر اعتراضات مردم است. دستگیری و محاکمه‌ی موفقیت‌آمیز نوری، همدست رئیسی، در استکهلم و محکومیت او طی یک دادرسی تاریخی، در نفس خود محاکمه و محکومیت رئیسی و کلیت جمهوری اسلامی بوده است.

در چنین وضعیتی، درمان درد را ضرورت گذار از جمهوری اسلامی و جانشین کردن دموکراسی با نظام جمهوری سکولار نشان میدهد. دستیابی کشور ما به آزادی و دموکراسی و حکومت قانون جز با الغای ولایت فقیه و نظام مبتنی بر درآمیزی دین و دولت ممکن نمی‌شود. این رژیم در مقابله‌ی خونین با جنبش زن، زندگی، آزادی یک بار دیگر نشان داده است که نه می‌خواهد و نه می‌تواند در راه تحول بنیادین منطبق با خواست مردم گام بگذارد.

اکنون این نظام محکوم به تغییر و رهبر آن در تلاش برای موروثی کردن ولایت فقیه هستند، چه از طریق جانشینی فرزند مذکر و معمم ولی فقیه، چه از طریق انتصاب یک ملا یا ملایان دیگر، یعنی شیوه‌ی حکومت موروثی فرقه‌ای. شیوه‌ای که حکومت را به قشر یا کاست خاصی اختصاص میدهد. از نگاه مسئولین جمهوری اسلامی تداوم ولایت فقیه با یکی از این دو شکل حکومت موروثی فردی و موروثی فرقه‌ای باید صورت گیرد. این یک سناریو‌ی سیاه و هراس‌انگیز برای کشور است که راهی جز تشدید نبردهای اجتماعی و سیاسی باقی نمی‌گذارد. مردم تلاش ولایت فقیه برای به کرسی نشاندن نوعی میراث‌بری حکومتی را محکوم می‌کنند و بر ضد خواست خود و نیاز کشور می‌دانند. مردم ایران تمام توان خود را برای خنثی کردن این نقشه به کار خواهند گرفت.

ضروریست قبل از آن که نقشه‌ی حکومت برای جانشینی به اجرا درآید و کار دشوارتر گردد نیروهای سکولار و آزادیخواه، از هر گروه و نگرشی، موضع خود را در برابر این تلاش اعلام کرده و در مقابله با آن همسویی و همکاری داشته باشند. تاریخ حکومت‌های موروثی و دینی در ایران به پایان رسیده است و این امر را مبارزان دلیر ما به ارتجاع حاکم تفهیم خواهند کرده‌اند. دفاع از دموکراسی و دستیابی به دموکراسی نیازمند آن‌است که همه‌ی نیروهای متجدد جامعه‌ی مدرن در ایران اصول آزموده‌ و مکتوب دموکراسی در کشورهای دموکرات را راهنمای اندیشه و عمل خود قرار دهند. تلاش برای اختراع مجدد دموکراسی و یا تفسیر‌های گمراه کننده‌ی غیر دموکراتیک از آن بسیار آسیب‌رسان و محکوم به شکست است.

دفاع از آزادی و دموکراسی، دفاع از حاکمیت و اراده‌ی آزادانه‌ی مردم، به‌رسمیت شناختن و محترم داشتن برابر حقوقی همه‌ی شهروندان، مستقل از تعلق ایدئولوژیک، عقیدتی، مذهبی و قومی آن‌ها، تلاش برای کاربست روش‌های دموکراتیک در پیکار با استبداد و کوشش برای همسویی و همیاری در پیکار برای حل مشکلات فرا راه اتحادهای ضرور نیروها نیاز جنبش است. این نیاز اکنون در بخشهای زیادی از جنبش درک شده است که بارزترین نمونه‌ی آن یگانه شدن شعار محوری جنبش جاری، «زن، زندگی آزادی» است. در همین راستا، نیروی جمهوری، که عمده‌ترین نیروی سیاسی در جامعه‌ی ایران است، سمتگیری نزدیکی و اتحاد را می‌پیماید و در خارج از کشور نیز یگانهای عمده‌ی جمهوری خواه برای گسترش همکاری و اتحاد در صف‌ خود پیش میروند. باشد که همه‌ی نیروهای سیاسی مترقی بر جاده‌ی دموکراسی و به شیوه‌ی دموکراتیک برای گذار از جمهوری اسلامی و دستیابی به دموکراسی بکوشند.

گرامی‌باد یاد عزیز همه‌ی کشتگان راه آزادی
«زن، زندگی، آزادی»
اتحاد جمهوریخواهان ایران
۲۸ آبان ماه ۱۴۰۱ – ۱۹ نوامبر ۲۰۲۲

***

پیام خانم‌ها نرگس محمدی و عالیه مطلب‌زاده به همایش اتحاد جمهوریخواهان

خانم ها و آقایان؛ در لحظاتی که سرزمین مان در میان خون و آتش است ما در حصار دیوارها و تپه های پر راز و رمز اوین که ما را احاطه کرده است، در این برهه تاریخی و از این مکان که تحمل و بودن و ماندن در آن سخت است این پیام را برایتان می نویسیم و البته نمی دانیم آیا پیام ما به شما خواهد رسید یا نه!

تلخی این روزها نه فقط دیدن فقر و فلاکت مردم و فساد و استبداد و سرکوب حکومت، بلکه رنج کشته شدن فرزندان و نسلی است که حتی گاه سن آنها از بیست فراتر نیست که جان عزیزشان پر از دردی است که ترس و هراس از مرگ را هیچ می انگارند و این نتیجه سالها تباهی در حکومت استبدادیست.
استبداد در این سالها با تمام توان آنچه بر سرمان آورد و هدر داد چیزی فراتر از بین بردن نسل ها و سرمایه ها بود. آنها کرامت انسانی و منزلت ما را بر باد دادند، و اکنون وقت آن است که همه ما باید در سرنگونی استبداد برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر و صلح تلاش کنیم. هر جریان و هر نیروی اجتماعی-سیاسی که دل در گرو منافع ملی این سرزمین دارد، در این شرایط تاریخی جامعه ایران می بایست با پرهیز از پرداختن به منافع و مصلحت فردی و گروهی به اتحاد جمعی و منافع ملی بیاندیشد.

اکنون در سراسر ایران مردم یکپارچه و تمام قد در مقابل حکومت برخوردار از قدرت نظامی و درآمدملی ایستاده است، و قدرت اعتراض و خشم فرو خورده و اتحاد مردم، قدرت کاذب و مبتنی بر دستگاه سرکوب را به چالش بنیان کن کشیده است. لیکن همه ما می دانیم که این چالش امیدآفرین سخت دشوار است. حمایت مردم جهان از مردم به پاخاسته سراسر ایران، اتحاد و همبستگی ملی، دموکراسی و حقوق بشرخواهی ، تداوم اعتراضات و تجمعات خیابانی و اعتصابات عمومی، حمایت رسانه های بین المللی از اعتراضات مردم، تحت فشار قرار دادن حکومت استبدادی و رهبران و عوامل آنها توسط نهادها و سازمان های بین المللی حقوق بشری، حمایت از مبارزان مدنی و سیاسی و آزادیخواهان و فعالان مدنی و نهادهای صنفی- کارگری و دانشجویی و زنان و فشار بر حکومت وقت ایران برای آزادی زندانیان سیاسی و معترضان و مخالفان از اولویت های حرکت به سوی تحقق آرمان دموکراسی خواهی است که توقع می رود مورد توجه همگان قرار گیرد.

آنچه وجه ممیز این خیزش پرشور مردمی از قیام و اعتراضات پیشین است، پیشتازی بی نظیر زنان و جوانان ایران است که جهان را به حیرت و حکومت خودکامه اکنون را به هراس و حیرت واداشته است و این بار به طور جدی انتظار می رود که حقوق زنان به طور تمام و کامل مورد توجه دموکراسی خواهان قرار گیرد و بنیان زن ستیزی را برای همیشه در این سرزمین درهم بشکنند، که تحقق حقوق بشر و عدالت مستلزم تحقق بی کم و کاست حقوق زنان در سراسر جامعه است. اینک ما با دلی سرشار از امید و عشق از پشت این دیوارهای بلند در زندان اوین یقین داریم در پرتو همبستگی و اتحاد زنان و مردان و همه مردم این سرزمین علیه استبداد و جهل حاکم، روز پیروزی پیش رو و ممکن است.

پائیز ۱۴۰۱
زندان اوین
عالیه مطلب زاده - نرگس محمدی

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 11:25
تدارک دور تازه اعتراض و اعتصاب در ایران

خیزش سراسری مردم ایران به هشتادمین روزش نزدیک می‌شود و در حالی که اعتراضات خیابانی و فراخوان‌های متفاوت مردم برای حضور در خیابان ادامه دارد، وضعیت بازداشت‌شدگان نیز نگرانی‌هایی را در پی داشته است. از احکام سنگین محاربه و افساد فی‌الارض گرفته تا بلاتکلیفی و بی‌خبری از برخی بازداشتی‌ها که تعداد بسیاری از آن‌ها ناشناس‌اند.

شهروندان ناشناس بازداشت‌شده در خیزش سراسری مردم ایران بیشترین فشارها را در سکوت خبری متحمل می‌شوند. با توجه به نبود اطلاعات در مورد وضعیت آن‌ها در رسانه‌ها، حاکمیت از این فرصت برای فشار بر شهروندان بازداشتی استفاده می‌کند.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی، امیرسعید شیبانی، جوان ۲۲ ساله‌ای که در اعتراضات شهر تهران بازداشت شده است، بیش از ۲۰ روز است که اطلاعی از او در دست نیست. نیروهای امنیتی پس از بازداشت این جوان معترض به خانواده او اعلام کردند که پس از دو روز آزاد خواهد شد، اما با گذشت ۲۳ روز و پیگیری مداوم خانواده، کماکان از محل بازداشت و همچنین شرایط پرونده او اطلاعی در دست نیست.

امیرحسین رحیمی، شهروند ۱۵ ساله‌، روز۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ در فلکه چهارم فردیس به دست نیروهای بسیج بازداشت شده است.

به گفته مادر امیرحسین، در تقلای اولیه‌اش برای فرار از دست ماموران، با تفنگ ساچمه‌ای به او شلیک و سپس بازداشت شده است. از لحظه‌ای که او را بردند تا هفت روز از او ‌خبری نبود. بعد از هفت روز و زمانی که امیرحسین به زندان کچویی منتقل شد، به او اجازه تماس تلفنی دادند. در تمام آن هفت روز اول در بازداشت اطلاعات سپاه و تحت شکنجه بود که به آسیب پرده گوشش منجر شد و از او اعتراف اجباری علیه خودش گرفتند. به گزارش ایران اینترنشنال، اجازه گرفتن وکیل به خانواده داده نشده است و اکنون این پرونده به شعبه یک دادگاه انقلاب کرج ارجاع و تاکید شده است که تا زمان برگزاری دادگاه و اعلام رای نهایی باید در زندان بماند. اتهام‌های مطرح‌شده علیه امیرحسین بر اساس اعترافات اجباری؛ «اجتماع و تبانی و حمل کوکتل ‌مولوتف» است.

دانشجویان بسیاری نیز در وضعیت بلاتکلیف به سر می‌برند. برخی از آن‌ها با وجود پایان یافتن مدت بازجویی و تمام شدن دوره بازداشت موقت، کماکان از آزادی یا اعزام به دادسرا محروم‌اند. در این میان توحید شافی، دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی دانشگاه شهید بهشتی، ۱۷ آبان ماه قبل از ورود به دانشگاه به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد. به گزارش کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان، توحید شافی در حال حاضر به زندان فشافویه منتقل شده و بلاتکلیف است. این دانشجو طی هفته‌های گذشته با حکم کمیته انضباطی معلق از تحصیل و ممنوع‌الورود به دانشگاه و خوابگاه شده بود و زمانی که برای پیگیری احکام کمیته انضباطی به دانشگاه مراجعه کرد، بازداشت شد.

دیگر فعالان صنفی نیز شرایط مشابه دانشجویان را تجربه می‌کنند. با گذشت بیش از ۴۰ روز از بازداشت غیرقانونی سید سجاد هاشمی‌نژاد، معلم شیرازی، او همچنان در بازداشتگاه مرکزی عادل‌آباد شیراز است و بازداشتش بدون هیچ‌ دلیل موجهی ادامه دارد. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان با اعلام این خبر ضمن محکوم کردن بازداشت و ناپدیدسازی قهری معلمان و دانش‌آموزان به دست حکومت، خواستار آزادی فوری سید سجاد هاشمی‌نژاد و همه دانش‌آموزان و معلمان زندانی شد. این معلم زندانی در تاریخ، ۳۰ مهر ۱۴۰۱، در منزل شخصی و بدون ارائه حکم، بازداشت شده است.

صدور احکام بلندمدت برای معلمان نیز ادامه دارد. چهار عضو انجمن صنفی معلمان کردستان و دیواندره به نام‌های امید شاه‌محمدی، پرویز احسنی، کاوه محمدزاده و هیوا قریشی در شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به حبس محکوم شدند. بر اساس حکم صادره، امید شاه‌محمدی به پنج سال حبس تعزیزی و پرویز احسنی، کاوه محمدزاده و هیوا قریشی هر یک به پنج سال حبس تعلیقی محکوم شده‌اند. امید شاه‌محمدی، پرویز احسنی، کاوه محمدزاده و هیوا قریشی در تاریخ ۲۵ خرداد به دلیل فعالیت‌های صنفی و شرکت در تحصن صنفی معلمان به دست نیروهای امنیتی در منزلشان در شهر دیواندره بازداشت شدند.

کمیته پیگیری بازداشت‌شدگان تاکنون به نام‌های ۳۶ نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر دسترسی پیدا کرده است که با اتهام‌هایی همچون محاربه، افساد فی‌الارض، قتل و مقابله با حکومت اسلامی در خطر دریافت و اجرای حکم اعدام‌اند. کمیته پیگیری بازداشت‌شدگان تاکنون به نام‌های ۲۸۳۶ نفر از بازداشت‌شدگان دسترسی یافته است. تخمین هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از تعداد بازداشت‌شدگان خیزش سراسری مردم ایران ۱۸ هزار و ۲۱۰ نفر اعلام شده است. بر اساس این آمار، تا به امروز ۴۶۹ نفر از معترضان جان خود را از دست داده‌اند. بر اساس این آمار در میان کشته‌شدگان ۶۴ کودک زیر ۱۸ سال وجود دارد.

دعوت گسترده به دور تازه اعتراض و اعتصاب

با وجود افزایش فشارها بر شهروندان و فعالان صنفی و مدنی، فراخوان‌های اعتراضات سه روزه آذر در شهرهای مختلف به دست شهروندان چاپ و میان مردم پخش شده است. مردم اصفهان با پخش تراکت‌هایی با دعوت از مردم برای اعتصاب و اعتراض در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر از مردم دعوت کرده‌اند که برای سرنگونی جمهوری اسلامی به راهپیمایی میلیونی در روز شانزدهم آذر بپیوندند.

پخش کاغذهای کوچک چهار یا پنج سانتی‌متری که با دستگاه‌های چاپ خانگی یا با خودکار روی آن فراخوان اعتراضات نوشته شده، یکی از اقدام‌هایی است که در میان معترضان در شهرهای مختلف افزایش پیدا کرده است. جوانان محلات تهران پیش از این با صدور فراخوانی اعلام کرده بود که روز شانزدهم آذر به مناسبت روز دانشجو، معترضان از دانشگاه امیرکبیر (پل حافظ) تا میدان آزادی تجمع گسترده‌ای را برگزار خواهند کرد.

همچنین فراخوان‌هایی در مورد تجمع در شهرهای کرج، زنجان، بابل، شیراز، تبریز، گرگان، بیرجند، رودسر و... در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. جوانان محلات اردبیل، تبریز و اهواز از بازاریان، کامیونداران و اقشار مختلف خواستند تا در روزهای ۱۴ تا ۱۶ آذر اعتصاب و اعتراض کنند. برخی دیگر از شهروندان نیز با شعارهای شبانه و در دست گرفتن شعارنوشته‌هایی مردم را به شرکت در اعتراضات این سه روز دعوت می‌کنند. بر اساس ویدیوهای منتشر شده از خرمشهر استان خوزستان، شامگاه ۱۱ آذرماه زنی با در دست داشتن یک بنر مردم را به اعتصابات سراسری در روزهای ۱۴ تا ۱۶ آذرماه دعوت می‌کند.

گروه جوانان انقلابی ایران نیز از مردم تهران خواست در این سه روز از ساعت ۱۰ صبح در چهارراه ولیعصر و تقاطع بلوار فردوس شرقی و کاشانی تجمع کنند. همچنین جمعی از دانشجویان سراسر کشور با انتشار بیانیه‌ای به مناسبت «شنبه ۱۲ آذر، زادروز توماج صالحی و به پاس همراهی توماج با دانشجویان در این انقلاب» فراخوان برگزاری تجمع اعتراضی در دانشگاه‌ها صادر کرده‌اند.

از سوی دیگر، کامیونداران نیز از اعتصاب سه روزه در آذرماه حمایت کردند. جمعی از کامیونداران اعلام کردند که این اعتصاب را در سه روز چهاردهم تا شانزدهم آذر ادامه می‌دهند.

***

بیانیه مشترک جوانان محلات ۳۰ شهر ایران

ملت غیور ایران!

اکنون نزدیک ۱۰ هفته از آغاز انقلابمان در پی مرگ دختر ایران، علیه حکومت اشغالگر جمهوری اسلامی می‌گذرد. در این مدت دانشجویان با اعتراض و اعتصاب خود پابه‌پای دیگر مردمان این سرزمین که از ظلم و ستم به ستوه آمده‌اند جنگیده و تحت شدیدترین سرکوب‌ها هستند.

از طرفی رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی روز چهارم آبان ماه، مراسم چهلم رمز انقلاب ما ژینا را به خاک و خون کشید.

گفته بودیم که《 هر یک نفر کشته شه هزار نفر پشتشه 》، لذا به مناسبتهای 《چهلم شهدای چهلم مهسا》 و روز دانشجو ،  ما «جوانان محلات»، تمامی هموطنان را در اعتراض به مظالم این رژیم سفاک به همه اقوام و اقشار ایرانی، به تظاهرات، تحصن و اعتصاب سراسری در روزهای دوشنبه تا  چهارشنبه  ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذرماه فرا می­خوانیم .

از جوانان انقلابی هم می­خواهیم تا آن روز با اعتراضات ناگهانی و خلاقیت­های مبارزاتی در محلات و خیابان­ها، آتش انقلاب را گرم نگه داشته و تمرکز مزدوران رژیم را برهم زنند و هم­پیمان با تمام هموطنان، در راستای پیروزی زودتر این قیام حرکت کنند.

هدف نهایی، سرنگونی نظام منحوس جمهوری اسلامی است و تا رسیدن به آن کوتاه نخواهیم آمد.

خیابان حق ماست، ایران مال ماست
زنده باد آزادی پاینده باد ایران

جوانان محلات تبریز، مشهد، شیراز، کرج و البرز، اهواز، زنجان، همدان، یزد، سنندج، زاهدان، اصفهان، کاشان، قزوین، اردبیل، ارومیه، بوشهر، بندرعباس، گرگان، قم، نیشابور، بابل، خوی، نجف‌آباد و حومه، فیروزآباد، بم، چالوس  و نوشهر، بجنورد، کرمانشاه، رشت و اراک.
۶ آذر ۱۴۰۱

***

۱۴، ۱۵، ۱۶ آذر؛ سه گانه همبستگی و اتحاد

اینک در آستانه سه ماهه شدن عزم و اراده ملت ایران برای به زیر کشیدن حکومت ولایت فقیه کاری خواهیم کرد کارستان تا پویایی و بلوغ جنبش بیش از پیش وحشت مرگ را به جان جلادان سرازیر کند. با توجه به تجربه‌های به دست‌آمده، هم‌زمانی اعتصاب و اعتراض را روش مناسبی نمی‌دانیم زیرا خالی شدن خیابان از ترددهای معمولی مردم، زمینه‌های سرکوب شدیدتر را فراهم و شانس بازداشت مبارزان را افزایش می‌دهد. بنابراین در تاریخ‌های ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر با تفکیک قدم‌های انقلابی، خود هوشیاری، همبستگی و اتحادمان را بیش از پیش به نمایش خواهیم گذاشت.

۱۴ آذر؛ اعتصاب سراسری اصناف و بازاریان کامیون داران، صنایع بزرگ
۱۵ آذر؛ برگزاری تجمعات محله محور و متکثر همچون سه ماه گذشته
۱۶ آذر؛ تجمع سراسری و حداکثری از حوالی دانشگاه امیرکبیر به سمت دانشگاه تهران تا دانشگاه شریف و میدان آزادی از ساعت ۱۵ به بعد

دانشجویان چراغ راه این جنبش عظیم بوده و از روز اول میدان‌دار تجمعات و یکی از عوامل مهم تداوم این خیزش انقلابی محسوب می‌شوند، آنها به حق شایسته تجلیل و همراهی هستند. روز ۱۶ آذر برای پشتیبانی از آنها مقابل دانشگاه‌ها تجمع می‌کنیم و مسیر «انقلاب تا آزادی» را با شکوه‌تر از همیشه خواهیم نمود.

میبینم آن شکفتن شادی را
آن جشن بزرگ روز آزادی را

جوانان محلات تهران

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 10:45
تعرض جنسی به زنان بازداشتی ادامه دارد

نامه نرگس محمدی به جاوید رحمان به خاطر تعرض جنسی به زنان بازداشتی

”تعرض به زنان در حین بازداشت و در بازداشتگاهها بخشی از برنامه سرکوب حکومت علیه زنان معترض و مبارز است و من به عنوان فعال حقوق بشر که خود آن را تجربه کرده و این روزها در جریان روایت‌های زنان زندانی و دوستان زندانی‌ام از تداوم وحشیانه این‌ ماجرا قرار دارم، خواهان تحقیق ویژه جنابعالی در این موضوع هستم.”

جناب آقای جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر: ۳ دی ماه ۱۳۸۹ در حیاط زندان اوین مورد تعرض، هتک حرمت و توهین‌های ماموران و مقامات زندان و امنیتی قرار گرفتم. ۴ دی ماه شکایتی را از داخل زندان زنجان ارائه کردم، اما قوه قضائیه غیر مستقل ، جای شاکی و متهم را عوض کرد و من به دو سال و نیم زندان و ۸۰ ضربه شلاق محکوم شدم و اکنون در حال سپری کردن این محکومیت هستم.

پس از آزادی از زندان در ۱۷ مهر ۱۳۹۹، فعالیت علیه این نقض فاحش حقوق بشر را آغاز کردم و فعالیت مدنی و رسانه‌ای‌ام موجب طرح اتهام جدیدی علیه‌ام شد و‌ در پرونده‌ای دیگر به موجب این اتهام و سایر اتهامات به هشت سال و دو ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدم.

از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸ در زندان اوین و بند امنیت ۲۰۹ و زندان زنجان شاهد روایت‌های متعدد و هولناکی از زنان زندانی مورد تعرض و تجاوز و هتک حرمت قرار گرفته شده، بوده و متاسفانه این روزها زنانی را در بند زنان زندان اوین دیده‌ام که مورد اذیت و آزار و تعرض حین بازداشت قرار گرفته‌اند.

یکی از آنها دختری است که حین بازداشت مورد تعرض وحشیانه ماموران قرار گرفته‌بود و وقتی این دختر شکایتی کتبی علیه ماموران را به زندان ارائه کرد و خواهان حضور وکیل و فرستادن به پزشکی قانونی شد و ما نیز در بند زنان طی ۲ روز اعتراض و تجمع کردیم، او را از قرنطینه زندان به بند عمومی ما منتقل نکردند بلکه روز ۵ آذر بعد از ۵ روز نگهداری در قرنطینه از اوین برده شد. این در حالی است که زنی دیگر که مورد اذیت و آزار جنسی در مقابل دختر بچه‌اش قرار گرفته اکنون در بند ما تحت فشار روحی و روانی شدید است.

اینجانب به عنوان زنی که علیه تعرض ماموران حکومت شکایت کرده اما ناباورانه به حبس محکوم شده‌ام و از نزدیک شاهد روایت دهها زن زندانی بوده و هستم از جنابعالی تقاضا دارم جهت تحقیق، پاسخگو کردن و محکومیت حکومت و جلوگیری از تداوم این شیوه غیرانسانی برای سرکوب زنان معترض و مخالف و مبارز اقدامی جدی و سریع نمائید...

نرگس محمدی، زندان اوین

iran-emrooz.net | Sat, 03.12.2022, 9:56
اخذ وثیقه از خانواده‌های قربانیان در ازای تحویل جسد

منابع مطلع «صدای آمریکا» تایید کردند که حکومت در ادامه سیاست سرکوب و ارعاب علیه معترضان و خانواده‌های کشته‌شدگان، از برخی از خانواده‌ها در ازای تحویل پیکر کشته‌شدگان، تقاضای تودیع وثیقه و در مواردی وجه نقد کرده‌اند، تا از این طریق مانع اطلاع‌رسانی خانواده‌ها شوند.

در دو نمونه‌ای که به تازگی خبرهای آن به تایید رسیده است، نهادهای امنیتی در کردستان، برای تحویل دادن پیکر سلیمان شکری و سعدی شاهرخی‌فر، در شهر بوکان از خانواده‌های آنها وجه نقد و وثیقه دریافت کرده‌اند.

پایگاه خبری «کردپا» در این زمینه به نقل از یک منبع مطلع نوشت: «خانواده سلیمان شکری مجبور شده‌ در مقابل پرداخت ۹۰ میلیون تومان به اطلاعات سپاه پیکر فرزندانشان را تحویل بگیرند.»

به گفته این منبع مطلع، پدر سلیمان شکری فوت کرده و به ‌دلیل وضعیت مالی نامناسب خانواده، وجه درخواستی از سوی مردم بوکان جمع‌آوری و به «اطلاعات سپاه» پرداخت شده تا آنها جنازه شکری را به خانواده تحویل دهند.

براساس گزارش رسانه‌های محلی، سلیمان شکری، ٢٢ سالە، فرزند عثمان و اهل بوکان، ۲۹ آبان‌ماه بر اثر جراحات واردە در یکی از بیمارستان‌های ارومیە جانباخت. شکری روز پنج‌شنبە ۲۶آبان‌ماه در جریان اعتراضات در بوکان بر اثر شلیک گلولە توسط نیروهای امنیتی از ناحیە سر و صورت بە شدت مجروح شدە بود.

در موردی دیگر خانواده سعدی شاهرخی‌فر نیز مجبور شده‌اند برای تحویل گرفتن پیکر شاهرخی‌فر، دو میلیارد تومان وثیقه به گرو بگذارند.

منبع مطلع از این پرونده تایید کرد که خانواده شاهرخی‌فر «به ‌شدت تحت فشار قرار گرفته‌اند که درصورت صحبت کردن» در این مورد وثیقه‌شان مصادره خواهد شد.

براساس گزارش‌‌ها، ۲۸ آبان ماه، سعدی شاهرخی‌فر که برای خرید از منزل خارج شده بود که در خیابان «علی‌آباد» بوکان، با شلیک گلوله و ضربات چاقو به‌ قتل رسید و تا چهار روز خانواده او در بی‌خبری از سرنوشت فرزندشان قرار داشتند.

پس از چهار روز بی‌خبری و پیگیری خانواده از سرنوشت فرزندشان به آنان اعلام می‌شود که پیکر فرزندشان در سردخانه بیمارستان «قلی‌پور» بوکان است. بنابرهمین گزارش، پزشکی قانونی علت مرگ این شهروند را «خونریزی داخلی بر اثر اصابت جسم تیز» اعلام کرده است.

به گفته منابع محلی، مراسم خاکسپاری سعدی شاهرخی‌فر تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار و نیروهای امنیتی خانواده او را تهدید کردند که از مصاحبه با رسانه‌ها درباره نحوه جانباختن فرزندشان خودداری کنند.

در جریان اعتراضات ماه‌های اخیر در شهرهای مختلف ایران، تاکنون صدها نفر کشته و زخمی، و هزاران نفر بازداشت شده‌اند.

حکومت با سرکوب معترضان و صدور کیفرخواست‌های گروهی با اتهامات سنگین همچون «محاربه» و «فساد فی‌الارض» تلاش کرده تا اعتراضات علیه حکومت را کنترل کند.

با این وجود در سومین ماه این اعتراضات، همچنان هر روز گزارش‌ها، تصاویر و خبرهای فراوانی که حکایت از تداوم اعتراضات سراسری دارد منتشر می‌شود.

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 23:01
مذاکرات هسته‌ای در بولتن محرمانه فارس

یورونیوز: افشا و انتشار بولتن‌های محرمانه‌ای که خبرگزاری فارس برای حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران ارسال می‌کرده در روزهای اخیر توجهات بسیاری را در محافل سیاسی و رسانه‌ای برانگیخته‌ است؛ گزارش‌های محرمانه‌ای که با دسترسی به منابع امنیتی سطح بالا، در اختیار فرمانده سپاه پاسداران جمهوری اسلامی قرار می‌گرفته است.

یکی از موضوعات قابل توجه در این فایل‌ها، موضوع مذاکرات هسته‌ای و رایزنی‌ها و نگاه‌های متفاوتی است که مقام‌ها و دستگاه‌های مختلف جمهوری اسلامی در قبال احیای برجام داشته‌اند.

در ادامه، به نکات قابل توجه و فراز و نشیب‌های این پرونده با اتکا به اسناد محرمانه‌ای که برای حسین سلامی ارسال می‌شده می‌پردازیم.

در ماه‌های اخیر هر زمان ایران و غرب به حصول به توافق هسته‌ای نزدیک می‌شدند، موانعی پیش‌بینی نشده در فضای سیاسی مذاکرات پدیدار می‌شد و بار دیگر طرفین را از توافق دور می‌کرد.

بررسی و رصد گزارش‌های محرمانه‌ای که برای حسین سلامی ارسال می‌شده، تا اندازۀ زیادی به چرایی پدیدار شدن این موانع پاسخ می‌دهد.

به عنوان مثال، به دفعات در این گزارش‌ها به نگرانی‌ها از نتیجه‌بخش نبودن احیای توافق هسته‌ای برای اقتصاد ایران اشاره شده است و موضوعاتی مانند اختلاف نظر جدی مقام‌های جمهوری اسلامی بر سر چگونگی تصمیم‌گیری در این باره، عدم حضور پررنگ ابراهیم رئيسی به عنوان رئيس جمهور در روند تصمیم‌گیری‌ها، برداشت‌های نه چندان نزدیک به واقعیت مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی از مذاکرات برجام و امید داشتن به کسب امتیازات بیشتر از کشورهای غربی با نزدیک شدن به فصل سرما نیز، از جمله مولفه‌های پررنگی است که احتمالا حصول به توافق را ناممکن کرده است.

اختلافات درونی

مسأله اختلافات میان حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران و علی باقری کنی، معاون او که مسئولیت مذاکرات را برعهده داشته نیز در این گزارش‌ها بسیار برجسته است. به عنوان مثال در گزارش ۲۲ تیرماه ۱۴۰۱ آمده است که این اختلافات جدی است. در بخشی از این متن آمده است: «حسین امیر عبداللهیان وزیر خارجه ایران با جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا توافق کرده بود که تیم هسته‌ای ایران در جریان مذاکرات قطر در مورد برخی از موضوعات اصلا حرف نزند؛ بلکه این تیم موارد پیشنهادی را بپذیرد و به اصطلاح موضوع را جمع کند. اما علی باقری، رئیس تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران گفته که من می‌روم و در مورد بحث‌های قدیم - که آن‌ها را قبول دارم - حرف می‌زنم. ادعا شده است که آن‌ها قبلا مواردی مانند انتفاع اقتصادی، تضمین و لغو فهرست قرمز از را قبول کرده بودند اما ایران حرف خود را عوض کرده است.»

این اختلافات به مرور زمان و با بی‌نتیجه ماندن مذاکرات افزایش هم یافته است. ۵ مرداد ۱۴۰۱ در گزارش دیگری به این مسئله اشاره شده است: «روایت دیگری از اختلافات میان علی باقری، رئیس تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران و حسین امیرعبدالهیان، وزیر خارجه حاکی است که امیر عبداللهیان به طور جدی دنبال انعقاد یک توافق است اما باقری به دلیل اینکه این توافق خوب نیست، مقاومت می‌کند. وی به دلیل اینکه در آینده باید جوابگوی این توافق باشد، حاضر به امضای چنین توافقی نیست.»

در همان گزارش، در بند دیگری با اشاره به این اختلافات آمده است: «شنیده شده است که اختلافات در وزارت خارجه میان وزیر خارجه و دکتر باقری به عنوان معاون وزیر و مسئول تیم مذاکره کننده بالا گرفته است و در هفته‌های اخیر هرکدام از این دو مسئول، در جلسات و مباحثی علیه یکدیگر صحبت می‌کنند. بالا گرفتن اختلافات بعد از مذاکرات دوحه بوده است و وزیر خارجه نیز از رئیس جمهور خواستار برکناری دکتر باقری شده که با مخالفت رئیس جمهور مواجه شده است.»

همچنین در ادامه با اشاره به اینکه این اختلافات می‌تواند به ضرر جمهوری اسلامی تمام شود، به سلامی توصیه شده که به هر دو نفر تذکر داده شود که نشان می‌دهد مسئولان وزارت خارجه در جایگاه پایین‌دستی سپاه پاسداران قرار دارند. در ادامه آمده است: «لازم است که به هر دو مسئول محترم تذکر داده شود که هم شأن وزیر خارجه محفوظ بماند و هم هماهنگی میان مراکز مختلف دخیل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی حفظ شود و ارتقاء یابد.»

این اختلافات تنها محدود به باقری و امیرعبداللهیان نمانده و به نظر می‌رسد در سطوح بالاتر نیز مشاهده شده است. به عنوان مثال در گزارش مورخ ۱۵ تیر به نقل از یکی از نزدیکان تیم مذاکراه کننده، تلویحا وزارت امور خارجه به ساده‌انگاری متهم شده است. در این بخش و به نقل از آن منبع آمده است: «در اواخر زمستان سال گذشته، برخی از مقامات وزارت خارجه اعلام کرده بودند که بیش از ۹۵ درصد اختلافات میان ایران و غرب در مذاکرات وین حل و فصل شده است. اما شورای عالی امنیت ملی در همان زمان نیز بر ضرورت حل و فصل مسائل باقیمانده میان ایران و گروه ۴+۱ تاکید کرده و گفته بود که موارد باقیمانده بسیار مهم بوده؛ به نحوی که ممکن است مذاکرات را به سمت شکست سوق دهد. روند مذاکرات نیز نشان داد که هشدار شورای عالی امنیت ملی کاملا درست بوده است.»

همچنین در گزارش دیگر به تاریخ ۲۶ مرداد، به برگزاری جلسه شورای عالی امنیت ملی اشاره شده است؛ جلسه‌ای که برای پاسخ به طرح پیشنهادی اتحادیه اروپا تشکیل شده است. بر اساس گزارشی که برای سلامی ارسال شده، در آن جلسه متن پیشنهادی بورل مورد بررسی قرار گرفته و حاضرین به شدت آن‌ را ضعیف دانسته‌اند.

این گزارش در این خصوص می‌نویسد: «در این نشست نقدهای جدی از سوی پیمان جبلی، سرلشکر باقری، سرلشکر سلامی، محمد باقر قالیباف و حجت‌الاسلام اژه‌ای مطرح شده است. در این نشست از دولت سئوال شده که ۲۰ محور برای مذاکرات تعیین شده بود، ۴ مورد در متن قرار گرفت اما ۱۶ محور دیگر چه شد؟ در این باره پاسخ داده شده که این ۴ محور اصلی بوده و آن ۱۶ محور فرعی بوده و در درجه دوم اهمیت بوده است. ما عمدتا روی این ۴ محور متمرکز شدیم.»

انتقادات به اندازه‌ای بوده که در ادامه جلسه رئيسی، امیرعبداللهیان و باقری کنی پذیرفته‌اند که متن ضعیفی از سوی اروپا ارائه شده است.

در بخش دیگری از گزارش همان روز آمده است: «اختلاف نظرات در میان اعضای شورای عالی امنیت ملی درباره متن پیشنهادی بسیار جدی است. سعید جلیلی، سرلشکر محمد باقری، محمد باقر قالیباف سئوالات مهمی را مطرح کرده‌اند.»

در گزارش ۲۶ شهریور هم بار دیگر به این اختلافات اشاره شده است. در این بخش با اشاره به جلسه‌ای که در شورای عالی امنیت ملی برای بررسی پاسخ به پیشنهادات آمریکا در قبال طرح بورل تشکیل شده، آمده است: «در پی دریافت پاسخ آمریکایی‌ها به نامه اول ایران که برای توافق اعلام آمادگی کرده بودند، مشخص شده که آنها اصلا به شرایط ایران پاسخی نداده‌اند و متن نامه ایران ضعیف بوده است. محمد باقر قالیباف در واکنش به این موضوع با عصبانیت به علی باقری گفته که ما بیکار نیستیم چند ساعت در جلسه شورای عالی امنیت ملی بنشینیم و جمع‌بندی این باشد و شما بروید یک مطلب دیگری بنویسید.»
قالیباف در جلسه دیگری خطاب به رئیسی، او را مسئول اصلی مذاکرات دانسته و افزوده: «من مثل آقای جلیلی روی کلمات بحث نمی‌کنم اما اگر در عمل بعد از توافق، اتفاقی در فضای اقتصادی کشور نیفتد شما باید پاسخگو باشید.»

اعتماد علی خامنه‌ای به رئيسی و در عین حال تعیین خطوط قرمز مذاکراتی

از دیگر نکات قابل توجه در این مجموعه گزارش‌ها، این است که علی خامنه‌ای در ماه‌های اخیر تلاش کرده چندان به موضوع مذاکرات هسته‌ای ورود نکند. آنطور که از این گزارش‌ها بر می‌آید آخرین بار علی خامنه‌ای در ۲۷ اسفند ۱۴۰۰ متن حاضر برای توافق را بررسی و ۸ موضوع را به عنوان خطوط قرمز مذاکراتی تعیین کرده است.

در عین حال در بندهای مختلفی از گزارش‌ها به مسئله «اعتماد خامنه‌ای به رئيسی» در پرونده هسته‌ای و همچنین واگذاری مسئولیت این پرونده به رئيس جمهور اشاره شده است.

به عنوان مثال در گزارش ۲۶ مرداد در این خصوص آمده است: «برآوردها بر این است که چون رهبر انقلاب به آیت‌الله رئیسی اعتماد کرده‌اند و این دوره از مذاکرات را به وی واگذار کرده و او تصمیم گیر نهایی است، رهبری در مسئله توافق ورود نمی‌کنند.»

با این حال در همان گزارش اشاره شده در صورتی که علی خامنه‌ای به صورت مستقیم به این پرونده ورود نکند، احتمال پذیرش متن توافق دشوار است. در این خصوص آمده است: «به گفته برخی از کارشناسان، اختلاف نظر میان اعضای شورای عالی امنیت ملی درباره متن پیشنهادی گروه ۴+۱ بسیار جدی است و در صورتی که دستوری از رهبری در این باره صادر نشود، اراده‌ای در این اعضا برای تصویب متن مذکور وجود ندارد.»

در عین حال در بخش دیگری از این گزارش اشاره شده که علی خامنه‌ای ۲۷ اسفند ۱۴۰۰ پیش‌نویس متنی از توافق را مشاهده کرده و در آن «۸ ملاحظه جدی را به عنوان خط قرمز» تعیین کرده است. هرچند به این خطوط قرمز اشاره‌ای نشده اما در ادامه آمده که تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران در مذاکرات دوحه «مباحثی حول ملاحظات رهبری مطرح و در نهایت چندین عبارت آن برای تامین نظر ایران تغییر کرده است.»

در بخش دیگری از این گزارش‌ها یکی از این خطوط قرمز «قرار گرفتن نام سپاه پاسداران» در فهرست سازمان‌های تروریستی عنوان شده است.

در گزارش دیگری مورخ ۳ شهریور که برای حسین سلامی صادر شده، به نارضایتی تیم مذاکره کننده هسته‌ای از عملکرد صدا و سیما اشاره شده است. در این بخش آمده است: «علی باقری از عدم همراهی صدا و سیما در مذاکرات گلایه کرده و گفته که مواضع رسانه ملی نسبت به مذاکرات تخریبی است. پیمان جبلی در واکنش به این گلایه‌ها گفته که رهبری باید درباره سیاست‌های رسانه ملی به ما دستور دهند. به وی گفته شده شما که دسترسی دارید بروید و سئوال کنید. جبلی نیز موضوع را پیگیری کرده و اعضای دفتر رهبر معظم انقلاب از قول معظم له به وی یادآور شده‌اند که از آیت‌الله رئیسی در این باره کسب تکلیف و به دو لب مبارک آقای رئیسی نگاه کند؛ زیرا رهبر انقلاب اختیارات خود در امور هسته‌ای را به وی واگذار کرده‌اند. جبلی در دیدار با آیت‌الله رئیسی بدون اشاره به این کسب تکلیف از او درباره سیاست‌های رسانه ملی نسبت به روند مذاکرات پرسیده که وی گفته شما با آقای باقری هماهنگ باشید.»

مانعی به نام علی باقری

در بخش‌های مختلفی از این مجموعه گزارش‌ها، عملا تایید شده که علی باقری چندان علاقه‌ای به حصول توافق نداشته است و طرح مسائلی همچون نگرانی او از اینکه در صورت شکست این توافق، عمر سیاسی او هم به پایان می‌رسد نیز در همین راستاست. به عنوان مثال در گزارش مورخ ۲۲ تیر آمده است: «برخی از کارشناسان معتقدند که علی باقری در دور جدید مذاکرات نسبت به پیشنهادات ایران سرسختانه مقاومت و سخت‌گیری می‌کند.»

همچنین ظاهرا علی باقری از اساس از برگزاری مذاکرات دوحه مطلع نبوده و این موضوع از سوی شخص امیرعبداللهیان پیگیری شده است. در گزارش مورخ ۲۲ تیر در این رابطه آمده است: «حسین امیر عبداللهیان وزیر خارجه نقش مهمی را در برگزاری مذاکرات ایران در دوحه داشته و علی باقری رئیس تیم مذاکره کننده هسته‌ای چندان تمایلی به این کار نداشته است. حتی برخی از کارشناسان گفته‌اند که باقری از موافقت ایران با برگزاری مذاکرات در دوحه اصلا خبر نداشته و نسبت به این طرح معترض بوده است.»

در گزارش ۳ شهریور برای حسین سلامی به نقل از علی باقری آمده است: «من در امور هسته‌ای از رهبر انقلاب اختیار تام دارم که حتی با آمریکایی‌ها مذاکره کنم اما من از این اختیار خود استفاده نکرده‌ام. مذاکره من با آمریکایی‌ها باید برای ایران یک آورده‌ای داشته باشد. من حس کردم اگر دیدار و گفت وگویی با آن‌ها داشته باشم، فایده و آورده‌ای برای جمهوری اسلامی ندارد.»

باقری هرچند مدعی است که می‌توانسته با طرف آمریکایی مذاکره کند، اما به نظر می‌رسد دلیل انجام ندادن این مذاکره ترس و نگرانی او از حملات تندروها به او بوده و می‌ترسیده در صورتی که با رابرت مالی سر یک میز بنشیند احتمالا سرنوشتی مشابه عباس عراقچی و جواد ظریف داشته باشد.

خروج از ان‌پی‌تی و رابطه با آژانس

یکی دیگر از موضوعات مورد اشاره در این مجموعه گزارش‌ها، مسئله خروج احتمالی ایران از ان‌پی‌تی است؛ مسئله‌ای که به نظر می‌رسد روی میز مقام‌های جمهوری اسلامی قرار ندارد.

بهروز کمالوندی در جلسه‌ای که برای جمعی از خبرنگاران در خرداد ماه برگزار شده در این خصوص می‌گوید: «خروج از “ان‌پی‌تی” در میان گزینه‌های ما نبوده است. ما در چارچوب ان‌پی‌تی هم می‌توانیم تا ۹۵ درصد اورانیوم غنی‌سازی کنیم.»

در گزارش ۲۵ خرداد برای سلامی نیز، در تحلیلی مسئله خروج احتمالی از «ان‌پی‌تی» را به عنوان گزینه‌ای نه چندان مناسب مطرح شده است. در این خصوص آمده است: «بنا به مصالح و شرایط فعالیت‌های هسته‌ای صلح آمیز ایران، تصمیم به خروج از “ان‌پی‌تی” دور از ذهن خواهد بود. از ابتدای شروع اقدامات تنبیهی ایران علیه غرب در زمینه عدم رعایت حقوق ایران در توافق هسته‌ای و کاهش حجم تعهدات ایران به برجام، برخی فعالان سیاسی پیشنهاد خروج از “ان‌پی‌تی” را در قبال بدعهدی و سیاست فشار حداکثری طرف مقابل مطرح می‌کردند اما این اتفاق تا به امروز که بیش از ۴ سال از خروج آمریکا از برجام می‌گذرد رخ نداده و در ادامه نیز بنا به مصالح و شرایط فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران چنین تصمیمی دور از ذهن خواهد بود.»

همچنین در بخش دیگری از این گزارش به پیام طرف آمریکایی در خصوص توافق اشاره شده و آمده است: «آمریکایی‌ها در پیامی به ما گفته‌اند که به آژانس دستور می‌دهیم که هیچ گزارشی درباره پرونده هسته‌ای شما ندهد. به گفته برخی از کارشناسان مفهوم این پیام این است که پرونده‌های ایران در آژانس مختومه نمی‌شود اما آنها دیگر گزارشی علیه ما منتشر نمی‌کنند.»

چشم‌داشتن به زمستان سخت اروپا

از جمله موضوعات پررنگ در تحلیل‌های مربوط به سیاست خارجی در این گزارش‌ها، امید داشتن مقام‌های جمهوری اسلامی به کسب امتیازهای بیشتر از کشورهای غربی همزمان با نزدیک شدن به زمستان است.

در ۱۶ شهریور یکی از خطوط تحلیلی پیشنهادی که باید در رسانه‌های جمهوری اسلامی پررنگ شود، موضوع «زمستان سرد و سخت اروپا» عنوان شده است. در این گزارش به نقل از یکی از نزدیکان تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران آمده است: «رسانه‌های داخلی باید خط بی‌توجهی مقامات اروپا و آمریکا به نیازهای مردم خود در فصول پاییز و زمستان را پررنگ‌تر کنند.»

در همین رابطه در نشست شورای عالی امنیت ملی که در شهریور ماه ۱۴۰۱ برگزار شده مقام‌های عالیرتبه جمهوری اسلامی هم به این موضوع چشم داشتند. در این گزارش آمده است: «برخی از مسئولان نظام مانند سرلشکر باقری، سرلشکر سلامی و قالیباف می‌گویند اگر الان امکان توافق خوب نیست شاید ۳ ماه یا ۶ ماه دیگر به خاطر این تحولات منطقه و فضای بین‌المللی و سختی‌های زمستان برای اروپا، امکان دیگری به وجود آید.»

از انتقال مواد هسته‌ای با پراید تا جمع کردن خاک در سایت هسته‌ای تورقوزآباد با خاک‌انداز

یکی از موضوعات عجیبی که در این گزارش‌ها می‌توان به آنها استناد کرد، بی‌سر و سامانی برنامه هسته‌ای ایران در برخی از موارد است. به عنوان مثال از غلامرضا جلالی، رئيس سازمان پافند غیرعامل نقل شده که مواد هسته‌ای در بیمارستان امام خمینی در تهران با خودروی پراید جا به جا شده است.

جلالی تاکید کرده که این اقدامی نادرست و خلاف اصول و پروتکل‌های مربوطه است. او همچنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش فعالیت راکتور ۵ درصدی در امیرآباد تهران را بسیار خطرناک دانسته است.

روایت‌ها در خصوص آنچه در تورقوز آباد می‌گذرد نیز دست‌کم نشان‌دهنده ساز و کارهای عجیب و غریب در جمهوری اسلامی است. در گزارش ۳ شهریور در این رابطه آمده است: «در جریان انتقال بخشی از خاک سایت هسته‌ای در منطقه تورقوزآباد – روستایی در نزدیکی شهرری- یکی از کانتینرهای حامل خاک واژگون شده و منطقه را آلوده کرده است. اما نتایج آزمایش‌های آژانس بین‌المللی اتمی در این منطقه درباره فعالیت‌های هسته‌ای مثبت اعلام شده است. از این رو آژانس اتمی خواستار ارائه توضیحات ایران در این باره شده است.»

نکته قابل توجه دیگر در این گزارش این است که برخلاف ادعاهای پیشین مقام جمهوری اسلامی، این گزارش محرمانه، تورقوزآباد را «یک سایت هسته‌ای» معرفی کرده‌ است.

در ادامه این گزارش با عنوان روایتی دیگر در این رابطه نوشته است: «در جریان جابه جایی خاک در منطقه تورقوزآباد کانتیر حامل خاک واژگون شده و نیروهای مستقر در آن منطقه با وسایلی مانند خاک انداز اقدام به جمع آوری خاک‌ها کرده‌اند که به دلیل عدم پاکسازی مناسب منطقه، بازرسان آژانس به بخشی ازاین خاک دست یافته‌اند که می‌تواند تولید مشکل کند.»

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 21:44
عفو بین‌الملل: ۲۸ معترض ایرانی در خطر اعدام

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای هشدار داد که دست‌کم ۲۸ نفر از جمله سه کودک، در ارتباط با تظاهرات سراسری ضد حاکمیت در ایران در خطر اعدام قرار دارند.

به گزارش ایندیپندنت، این نهاد مدافع حقوق بشر در بیانیه‌ای که روز جمعه دوم دسامبر منتشر کرد نوشت که مقام‌های جمهوری اسلامی در ایران، از مجازات اعدام به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و ارعاب مردم استفاده می‌کنند تا به خیزش سراسری مردم پایان دهند.

تاکنون دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران شش نفر از افرادی را که در جریان اعتراضات بازداشت کرده است، به اتهام محاربه یا فساد فی‌الارض اعدام محکوم کرده است.

عفو بین‌الملل نوشته است که فرصت برای تقاضای تجدید نظر در این احکام هست و با انتشار تصاویر پنج نفر از بازداشت‌شدگان در خطر اعدام، فراخوانی همگانی صادر کرده و از همه افراد در سراسر جهان خواسته تا به سفارت جمهوری اسلامی ایران در در اتحادیه اروپا واقع در بروکسل نامه بنویسند و خواستار حذف حکم اعدام افراد شوند.

عفو بین‌الملل نمونه‌‌ای از یک نامه درخواست برای لغو احکام اعدام و آزادی فوری بازداشت‌شدگان را منتشر کرده و از همگان خواسته تا رونوشتی از این نامه را با نمایندگی جمهوری اسلامی در بروکسل و خطاب به غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ارسال کنند.

در این نامه آمده است که اسامی شش نفری که برایشان حکم اعدام صادر شده به طور عمومی اعلام نشده اما مطابق اطلاعات عفو بین‌الملل اسامی آنان عبارت است از: سهند نورمحمدزاده، ماهان صدارت مدنی، منوچهر مهمان‌نواز، محمد بروقانی، محمد قبادلو، ابوالفضل مهری حسین حاجیلو، محسن رضازاده قراقلو، سامان (یاسین) سیدی، و  سعید شیرازی.

در این متن آمده که ۱۵ نفر به اتهام محاربه در کرج محاکمه می‌شوند و افزوده است که زوجی به نام فرزانه و حمید قره‌حسنلو، و سه نوجوان ۱۷ ساله به نام امین‌محمد (مهدی) شکراللهی، امیرمحمد (مهدی) جعفری و آرین فرزام‌نیا از این جمله‌اند.

نام دیگر افراد این فهرست از این قرار است: محمدمهدی کرمی، سیدمحمد حسینی، رضا آریا، مهدی محمدی، شایان چارابی، محمدامین اخلاقی، رضا شاکر زواردهی، جواد زرگران، بهرنگ علی کناری، و علی معظمی گودرزی.

به گفته عفو بین‌الملل مقامات جمهوری اسلامی همچنین به دنبال صدور حکم اعدام برای اکبر غفاری و مجیدرضا رهنورد هستند که در استان تهران و خراسان رضوی محاکمه می‌شوند. توماج صالحی، خواننده رپ، نیز به دلیل محتوای موسیقی خود و همچنین فعالیت‌هایش در رسانه‌های اجتماعی، و ابراهیم ریگی از اقوام بلوچ در خطر دریافت حکم اعدامند.

عفو بین‌الملل در فراخوان خود خواسته است که افراد خواستار آزادی و لغو فوری احکام اعدام شوند و از محسنی اژه‌ای بخواهند تا مانع صدور احکام بیشتر برای شهروندان شود و استانداردهای بین‌المللی قضایی در منع حکم اعدام و مقررات مربوط به به کودکان را بر دادگاه‌ها اعمال کند.

این بیانیه همچنین خواستار آزادی فوری کسانی می‌شود که با استفاده از حق آزادی بیان، در تظاهرات صلح‌آمیز شرکت کرده‌اند. بیانیه می‌خواهد که حق تماس با خانواده و وکیل به بازداشت‌شدگان داده شود، از آنان در مقابل شکنجه محافظت شود و به بازرسان مستقل سفارتخانه‌های خارجی اجازه داده شود تا در دادگاه‌های مربوط به بازداشت‌شدگان اعتراضات حضور یابند.

به گفته سازمان حقوق بشر ایران، تاکنون و در جریان اعتراضات سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی، دست‌کم ۴۴۸ نفر از جمله ۶۰ کودک و ۲۹ زن کشته شده‌اند، و تاکید کرده است که شمار واقعی به مراتب بیش از موارد تاییدشده است.

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 19:29
چگونه جامعه چین به این نقطه جوش رسیده است؟

لینت اچ اونگ / فارین پالسی / فرارو

«لینت اچ اونگ» استاد علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل چین در دانشگاه تورنتو. او نویسنده کتاب‌هایی چون «برون سپاری سرکوب: قدرت روزمره دولت در چین معاصر» (انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۲۲)، «خیابان و صندوق رأی: تعاملات بین جنبش‌های اجتماعی و سیاست‌های انتخاباتی در بسترهای اقتدارگرا» (انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۲۲) و «رونق یا نابودی: سیستم‌های اعتباری و مالی در مناطق روستایی چین» (انتشارات دانشگاه کرنل، ۲۰۱۲) است. مقالات متعددی از او در نشریات معتبری چون نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال، اکونومیست و واشنگتن پست منتشر شده‌اند.

***
در چند هفته گذشته، اعتراضات گسترده‌ای در سراسر چین، از گوانگژو تا شین جیانگ و از بزرگترین کارخانه سازنده گوشی‌های تلفن همراه هوشمند آیفون برند اپل در ژنگژو تا دانشگاه‌های پکن و شانگهای در جریان بوده‌اند. معترضان شعار می‌دادند «ما آزادی می‌خواهیم نه قرنطینه بیش‌تر»! و «مرگ بر شی جین پینگ و حزب کمونیست چین»!

ابعاد اعتراضات در سطح گسترده‌ای بوده و عمدتاً صدها نفر در آن شرکت داشته‌اند اگرچه در شین جیانگ و ووهان ابعاد آن بسیار گسترده‌تر بوده است با این وجود، فراگیر شدن آن در چندین منطقه از زمان بحران تیان آنمن در سال ۱۹۸۹ میلادی به این سو بی‌سابقه بوده است.

تنها یک ماه پیش «شی جین پینگ» برای سومین دوره به عنوان دبیرکل حزب کمونیست چین منصوب شد. او رده‌های بالای مناصب حزب کمونیست چین یعنی کمیته دائمی دفتر سیاسی، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی را با پیروان وفادار به خود پر کرد. «هو جینتائو» سلف او به طور علنی در مقابل دوربین‌های فیلمبرداری و در مقابل چشم افکار عمومی بین المللی از نشست کنگره حزب حذف شد که احتمالا صحنه نمایشی از پیش تنظیم شده برای نشان دادن قدرت بی‌نظیر شی بود. چند هفته پس از آن، شی به بالی در اندونزی سفر کرد و در آنجا با «جو بایدن» رئیس جمهور ایالات متحده و دیگر رهبران جهان در اجلاس جی -۲۰ با اعتماد به نفس فراوان که احتمالا ناشی از قدرت سیاسی داخلی تثبیت شده او به نظر می‌رسید ملاقات داشت.

با این وجود، باید پرسید که چرا قدرت به ظاهر بی‌سابقه «شی جین پینگ» با مقاومت اجتماعی در مقیاسی بی‌نظیر در سراسر چین مواجه شده و چگونه جامعه چین به این نقطه جوش رسیده است؟

این رویدادها کاملا غیر قابل پیش بینی نبودند و برآمده از سیستم چین و تلاش بلند مدت آن برای حفظ «ثبات اجتماعی» و اعمال سیاست‌های سخت گیرانه «کووید صفر» بوده‌اند. از زمان تظاهرات دانشجویان چینی در سال ۱۹۸۹ میلادی حزب کمونیست چین سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را برای طراحی سیستم حفظ ثبات انجام داده سیستمی که سایر کشورها احتمالا آن را «سیستم سرکوب» نامگذاری می‌کنند.

هدف حزب کمونیست چین از طراحی این سیستم جلوگیری از بروز نارضایتی‌های اجتماعی در مقیاس سراسری بوده است. هزینه سالانه برای حفظ ثبات از استخدام موقت نگهبانان امنیتی گرفته تا اقدامات کنترلی از طریق فناوری پیشرفته بسیار بیش از هزینه‌های صرف شده بری دفاع ملی بوده است. مزیت ذاتی سیستم حفظ ثبات آن است که به حزب کمونیست چین اجازه می‌دهد تا تمام نارضایتی‌های اجتماعی را در نطفه خفه کند به طوری که در اکثر موارد مانند سال ۱۹۸۹ نیازی به استقرار ارتش یا استفاده از دستگاه نظامی رسمی نداشته باشد چرا که تجربه سال ۱۹۸۹ نشان داد که ارتش آزادیبخش خلق از طریق سرکوب و کشتار معترضان ذاتا به مشروعیت حزب لطمه وارد ساخت و نظام سیاسی چین تلاش کرده از تکرار تجربه‌ای مشابه جلوگیری کند.

یکی از بخش‌های اصلی مدل حکمرانی چین بسیج بازیگران اجتماعی مورد اعتماد مانند عمه‌ها و عموهای محلات به‌عنوان نمایندگان دولتی برای اجرای سیاست‌های معمول دولت از جمله تخریب مسکن در پروژه‌های شهرسازی تا اجرای مقررات مرتبط با کووید صفر بوده است. حکومت چین از این طریق سیستمی از سرکوب روزمره را ایجاد کرده که اجازه می‌دهد حزب کمونیست اراده خود را بر جامعه تحمیل کند.

همان گونه که در کتاب اخیرم تحت عنوان «برون سپاری سرکوب: قدرت روزمره دولتی در چین معاصر» نشان داده‌ام شخصیت‌های محلی مورد اعتماد از سرمایه اجتماعی خود استفاده می‌کنند تا همشهریان‌شان را متقاعد کنند که با سیاست‌های دولتی موافقت نمایند. این امر اغلب مستلزم ارائه به اصطلاح «هویج» یا پاداش برای پیروی از خواسته‌های حکومت است و در رشته‌ای از روابط اجتماعی و همسایگی گسترش یافته است.

در مواقع دیگر، فشار روانی شدید تحمیل می‌شود و از آن به عنوان یک استراتژی استفاده می‌شود که قدرت روزمره دولت را تقویت می‌کند و باعث نفوذ آن در جامعه شده و سیاست‌های چالش برانگیز معمول را از طریق بازیگران اجتماعی در جامعه اجرا می‌کند. چنین پویایی‌هایی در اجرای سیاست کووید صفر به خوبی خود را نشان داده اند.

به مدت دو سال و نیم، از آغاز پاندمی تا زمانی که مقاومت افزایش یافت وظایف روزانه از جمله کنترل دما، نظارت بر حرکات و رفتارهای افراد و جمع آوری سفارش و تحویل مواد غذایی بر دوش این داوطلبان بسیج دولتی بوده است. در سطح مردمی، کمیته‌های ساکنان - کارمندان غیردولتی به عنوان اعصاب دولت عمل می‌کنند.

در آغاز شیوع کرونا این کمیته‌ها متشکل از داوطلبان جامعه بودند که دستمزدی دریافت نمی‌کردند و کارمندان دولت و کادرهای حزبی را که در محلات زندگی می‌کنند بسیج کردند تا وظایف سنگین مرتبط با کووید را انجام دهند. افرادی که لباس‌های سفید و آبی پوشیده بودند به نمادهای سبک کنترل پاندمی کرونا در چین تبدیل شدند و در ابتدا عمدتا داوطلبان بسیج دولتی و مجریان وفادار سیاست کووید صفر مدنظر حزب بودند. اجرای سیاست‌های اجباری کووید صفر اساسا به بازیگران اجتماعی مورد اعتماد محلی واگذار شد.

در دوران مائوئیستی حزب به طور مشابه فعالان و داوطلبان را برای اجرای پروژه‌های مهم دولت سازی بسیج می‌کرد؛ پروژه‌هایی مانند اصلاحات ارضی در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی که در جریان آن با توسل به خشونت زمین‌ها بازتوزیع شدند و محبوبیت حزب در میان دهقانان افزایش یافت. پروژه‌های جاه‌طلبانه مائو از جمله جهش بزرگ به جلو و انقلاب فرهنگی به فعالان و داوطلبان برای بسیج توده‌ها متکی بودند. این استراتژی بسیج توده‌ها جزء اساسی مدل حکومتی چین است که باعث ایجاد «قدرت دولتی روزمره» تحت حاکمیت حزب کمونیست چین می‌شود.

بنابراین، باید پرسید چه اشتباهی در این استراتژی برای اجرای سیاست کووید صفر رخ داد؟ موفقیت بسیج کمیته‌های ساکنان و نمایندگان اجتماعی مورد اعتماد برای اجرای خواسته‌های دولت، مشروط به پذیرش این باور است که آنان به جامعه کمک می‌کنند. در دوران حکمرانی مائوئیست‌ها کادرهای حزب فعالین را با برافروختن شور و شوق خود برای آرمان‌های کمونیستی بسیج کردند که بر «فدا کردن خود برای خیر و سعادتی بزرگتر» تاکید داشتند. این باور ذاتی به نحوه درک اقدامات آنان از سوی شهروندان و این که آیا منجر به رضایت یا مقاومت می‌شود مرتبط است.

علاوه بر این، با فراگیرتر شدن قرنطینه‌ها در سراسر چین در طول زمان حجم کاری کمیته‌های ساکنان چندین برابر افزایش یافت. آنان برای کنترل حرکات مردم و حفظ نظم اجتماعی به استخدام کارکنان موقت یا به اصطلاح نگهبانان امنیتی، گردن کلفت‌ها و اوباش خیابانی متوسل شدند.

برخی از این کارکنان موقت با استفاده از اقدامات خشونت‌آمیز علیه ساکنان سرکش و متمرد از مقررات از طریق لگد زدن به آنان و ضرب و شتم‌شان با استفاده از باتوم با شهروندان رفتار می‌کردند و رفتارشان توسط دوربین‌ها ضبط شده‌اند. از برخی جهات این کارکنان موقت هیچ تفاوتی با اراذل و اوباشی که برای مقابله با معترضان بسیج شده‌اند ندارند. از جمله موارد رویارویی آنان با معترضان می‌توان به سرکوب اعتراضات مشتریان بانک اشاره کرد که اخیرا در ژنگژو رخ داد.

علیرغم آن که اجرای سیاست کووید صفر در ابتدا با استقبال گسترده جامعه مواجه شد در ادامه با برقراری موج تازه قرنطینه به دلیل شیوع سویه اومیکرون در سال ۲۰۲۲ میلادی و در اوایل تابستان در شانگهای جایی که مدیریت نادرست قرنطینه باعث کمبود مواد غذایی و مقاومت آنلاین شهروندان شد به تشدید نارضایتی‌ها دامن زد.

قرنطینه طولانی مدت در چین در حالی که در سایر نقاط جهان از شدت محدودیت‌های ناشی از کووید کاسته می‌شد جامعه را بی‌صبر و بیقرار ساخت. مجریان مردمی سیاست حزب و داوطلبان بسیج دولتی مجبور بودند به طور فزاینده‌ای اقدامات غیرمنطقی و افراطی را برای وادار ساختن شهروندان به تبعیت از مقررات به کار گیرند که همین امر واکنش‌ای شدیدتری را به دنبال داشت.

زمانی که مجریان سیاست قرنطینه درهای خانه‌ها را قفل می‌کردند و از اعضای خانواده می‌خواستند که کلید آپارتمان‌ها را به آنان تحویل دهند، زمانی که افراد را علیرغم نتیجه منفی تست کرونا به قرنطینه اجباری می‌فرستادند و زمانی که شهروندان فوت می‌کردند چرا که نمی‌توانستند به درمان بیمارستانی دسترسی پیدا کنند تمام این موارد باعث شد تا چینی‌ها سیاست‌های حکومتی را زیر سوال برده و نافرمانی را آغاز کنند. اکنون شهروندان چینی در حال مقاومت و شورش هستند.

این واکنش از خوابگاه‌های کارخانه در ژنگژو آغاز شد جایی که کارگران با نیروهای دولتی در محوطه بیرون کارخانه درگیر شدند و خواستار لغو محدودیت‌های ناشی از قرنطینه بودند. شهروندان عادی نیز در خیابان‌های گوانگژو و شانگهای علیه کووید صفر تظاهرات کردند. بدتر از آن زمانی بود که افرادی در یک بلوک آپارتمانی در شهر اورومچی به دام افتاده بودند و به دلیل محدودیت‌های ناشی از اجرای سیاست کووید صفر جان خود را از دست دادند. اعتماد باقی مانده به حکومت در میان شهروندان به سرعت از بین رفت و بی‌تابی به خشم علیه حکومت تبدیل شد.

موفقیت پیشین چین در به تبعیت واداشتن شهروندان برای پیروی از سیاست کووید صفر به مقاومت گسترده تبدیل شده است. اعتراضات در چین اکنون نه تنها صرفا در مورد سیاست کووید صفر بلکه به بیان مخالفت با حزب کمونیست چین و کلیت نظام سیاسی تبدیل شده است همان گونه که در شعارهایی مانند «مرگ بر شی جین پینگ»، «مرگ بر حزب کمونیست چین» و «ما آزادی می‌خواهیم» مشهود است. بسیار بعید به نظر می‌رسد که معترضان در مرحله فعلی قادر به سرنگون کردن نظام سیاسی باشند اما اعتراضات نمادی از پایان مدل حکمرانی‌ای است که دهه‌ها بر چین مسلط بوده است.

کنار گذاشتن سرکوب از طریق بسیج توده‌ها یا به طور کلی الگوی حکومتی تکیه بر بازیگران اجتماعی مورد اعتماد پیامدهای آشکاری دارد. دست کم آن که رژیم باید برای سرکوب مخالفان اگر نگوییم به زور بلکه به اقدامات قهرآمیز متوسل شود. مطمئنا در مناطق روستایی و در شین جیانگ اقدامات قهرآمیز صورت می‌گیرند اما احتمالا استفاده گسترده از اجبار خشونت‌آمیز برای سرکوب معترضان در شهرهای بزرگ برای رژیم و هم چنین شهروندان هزینه‌های زیادی به همراه خواهد داشت.

اعتقاد سرسختانه شی به سیاست کووید صفر نه تنها شهروندان را عصبانی کرده بلکه اعتماد به سیستمی که حزب کمونیست با زحمت آن را ساخته از بین برده است. شاید مغایر با عقل سلیم به نظر برسد اما دیکتاتورها اغلب کارهایی را انجام می‌دهند که بی‌معنی است تا حدی بدان خاطر است که در رژیم‌های دیکتاتوری هیچ کس حاضر نیست به دیکتاتور بگوید چه کار اشتباهی را انجام می‌دهد. با ادامه دوره سوم ریاست جمهوری شی باید منتظر اقدامات سیاسی بیشتری باشیم که مغایر با عقل سلیم باشد که برای ثبات اجتماعی هزینه‌هایی را به دنبال خواهد داشت؛ برای همان ثبات اجتماعی که حفظ آن هدف و اولویت اصلی رژیم شی بوده است.

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 19:00
کارشناسان سازمان ملل: آرش صادقی باید فورا آزاد شود

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل، روز جمعه ۱۱ آذر، با ابراز نگرانی نسبت به وخامت وضعیت سلامتی آرش صادقی، فعال حقوق بشر زندانی در ایران، خواستار آزادی فوری او از زندان شدند.

به گزارش صدای آمریکا، کارشناسان سازمان ملل می‌گویند: «آرش صادقی از سرطان استخوان خطرناک رنج می‌برد و از زمان دستگیری در ماه اکتبر (مهرماه) از برخی داروهای مورد نیاز خود محروم شده است.»

آرش صادقی که به دلیل فعالیت‌هایش در دفاع از حقوق بشر بارها بازداشت و زندانی شده بود، بار دیگر در تاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۱ به دلایل نامعلومی دستگیر شد و تحت بازداشت نامحدود قرار گرفت. وی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، موسوم به «بند ۲۰۹» اوین زندانی است.

بنا بر گزارش‌ها، آقای صادقی به مدت هشت ساعت بازجویی شد و تحت فشار و تهدید ماموران امنیتی قرار داشت.

آقای صادقی برای اولین بار در سال ۱۳۸۸ دستگیر و پس از آن چندین بار بازداشت و زندانی شد. وی در سال ۱۳۹۲ به اتهامات مربوط به امنیت ملی به ۱۹ سال زندان محکوم شد. آرش صادقی در جریان بازداشت‌های قبلی، به ویژه در اعتراض به بازداشت بی‌دلیل همسرش و شرایط بد بازداشت خودش دست به اعتصاب غذا زده بود.

کارشناسان سازمان ملل از طریق پنج نامه رسمی ارسال شده بین سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹، در مورد بازداشت آقای صادقی با دولت ایران در تماس بودند. آنها در این نامه‌ها به خصوص به محرومیت این فعال از مراقبت‌های پزشکی تاکید کردند.

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل اشاره کرده‌اند که پرونده آرش صادقی یک پرونده منفرد نیست. آنها گفتند: «ما همچنان نگران امنیت دیگر زندانیان در ایران هستیم، به ویژه آنهایی که در ارتباط با موج کنونی اعتراضات در کشور دستگیر و بی‌دلیل زندانی شده‌اند.»

سازمان‌های جامعه مدنی در آوریل سال جاری گزارش دادند که از سال ۱۳۹۶ تاکنون ۶۵ نفر به دلیل محرومیت از دسترسی به مراقبت های پزشکی در بازداشت جان خود را از دست داده اند. کارشناسان گفتند که از ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ تا به امروز - در جریان اعتراضات اخیر ایران - بیش از ۱۴ هزار نفر از جمله مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران، وکلا، دانشجویان، فعالان مدنی و حقوق اقلیت‌ها، روشنفکران و هنرمندان دستگیر شده‌اند.

کارشناسان سازمان ملل می‌گویند: «با توجه به موارد زیاد اتهامات شکنجه و بدرفتاری در بازداشتگاه‌های ایران، ما از احتمال عواقب برگشت‌ناپذیر سلامت زندانیان، به‌ویژه افرادی که از مراقبت‌های پزشکی حیاتی محروم هستند، بیم داریم.»

هشدارها درباره عدم دسترسی زندانیان و بازداشت‌شدگان در حالی است که در اعتراضات سراسری اخیر بیش از ۱۸ هزار تن از معترضان به گزارش سازمان حقوق‌بشری هرانا بازداشت شده‌‌اند. گفتنی است که بسیاری از این بازداشت‌شدگان زخمی یا مصدوم بوده‌ و نیازمند خدمات درمانی و بهداشتی هستند.

مقامات امنیتی جمهوری اسلامی تاکنون گزارشی رسمی از شمار کشته‌ها و زندانیان اعتراضات اخیر منتشر نکرده‌اند.

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 18:08
هیلاری کلینتون خواستار توقف مذاکرات با ایران شد

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، روز پنجشنبه گفت که آمریکا «در حال حاضر در هیچ موردی» از جمله توافق هسته‌ای نباید با جمهوری اسلامی ایران مذاکره کند.

به گزاراش صدای آمریکا، خانم کلینتون در گفتگو با کریستین امانپور، مجری شبکه خبری «سی‌ان‌ان» بر حمایت خود از معترضان ایرانی تأکید کرد و گفت نباید به نظر برسد زمانی که مردم ایران در مقابل سرکوبگران ایستاده‌اند آمریکا دنبال توافق است.

وزیر امور خارجه پیشین آمریکا ضمن ابراز امیدواری نسبت به اینکه «نوعی بحث داخلی» در ایران صورت گیرد تا به «آزادی بیشتر و همچنین ظلم کمتر» منجر شود گفت: ما به هر کسی که در داخل مایل به صحبت است و احتمالاً نگران، پیام می‌فرستیم که چه اتفاقی دارد برای ده‌ها هزار ایرانی زندانی و صدها نفری که کشته می‌شوند می‌افتد.

هیلاری کلینتون همچنین به خروج دولت ترامپ از برجام اشاره کرد و گفت این موضوع باعث شد آمریکا توان نظارت بر اقداماتی را که داخل ایران انجام می‌شود از دست بدهد و [جمهوری اسلامی ایران] دوباره شروع به «چرخاندن سانتریفیوژها» کند.

خانم کلینتون چند روز پیش نیز در افتتاح نمایشگاه «چشم‌ها به ایران» از شیرین نشاط، هنرمند شناخته‌شده ایرانی حضور یافت که در همبستگی با اعتراضات جاری در ایران در نیویورک برپا شده بود.

هیلاری کلینتون همچنین از امضاءکننده‌های نامه‌ای است که جمعی از زنان سرشناس از ۱۴ کشور جهان منتشر کردند و در آن خواستار اخراج فوری جمهوری اسلامی ایران از کمیسیون زنان سازمان ملل متحد شدند.

امضاکنندگان نامه که میشل اوباما و لورا بوش، بانوهای اول پیشین آمریکا را نیز در برمی‌گرفت، سرکوب شدید معترضان مسالمت‌جو توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را محکوم کردند.

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 11:39
اعتراض عبدالحمید به صدور احکام محاربه و اعدام

عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، نسبت به صدور احکام محاربه و اعدام برای بازداشت‌شدگان در جریان خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی اظهار نگرانی کرد. او همچنین گفت: «ما همه ایرانی هستیم. از زرتشتی و دراویش تا بهائی. آنها هم انسان و ایرانی‌اند و باید حق‌شان رعایت شود.»

اسماعیل‌زهی در خطبه‌های نماز جمعه روز ۱۱ آذر در زاهدان تلویحا به اسناد افشا شده از بولتن خبرگزاری فارس و توصیه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، برای «بی‌آبرو کردن» او اشاره کرد و گفت: «اگر شما حکومت و قدرت دستتان بوده، خواست خدا بوده. اگر هم ما پیش مردم حرمت و محبتی داریم، داد خداوند است. چیزی که خدا بدهد را فقط خودش می‌تواند پس بگیرد. خدا عزت می‌دهد و می‌گیرد. عزت را کسی دیگر نمی‌تواند بگیرد.»

بر اساس محتوای سند هک شده از یک بولتن خبرگزاری فارس برای حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، علی خامنه‌ای تایید کرده است مولوی عبدالحمید بازداشت نشود، بلکه نظام او را بی‌آبرو کند.

در این سند آمده است که خامنه‌ای در دیدار با حسین اشتری، فرمانده فراجا، از او خواسته است به عبدالحمید هشدار داده شود.

امام جمعه اهل سنت زاهدان اما در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «ما می‌خواهیم کشورمان امن و متحد باشد. ما اینجا شیعه و سنی و اقوام نداریم. همه ایرانی هستیم. از زرتشتی و دروایش تا اقوام و حتی بهائی‌ها. آن‌ها هم انسان و ایرانی هستند و حق آنان هم باید رعایت شود. هر کسی در ایران زندگی می‌کند حق دارد و باید حقوقش رعایت شود.»

او در بخشی از خطبه‌های خود با اشاره به گزارش‌هایی که از بدرفتاری و شکنجه زندانیان و بازداشت‌شدگان خیزش انقلابی منتشر شده است، خطاب به مقامات جمهوری اسلامی گفت: «زندانی همان اسیر است. کتک زدن، اهانت کردن، ناسزا گفتن و تعرض کردن به او، خلاف تعلیم حضرت علی و اهل بیت و حضرت رسول و اسلام است. باید با مخالف و منتقد، اسلامی رفتار شود.»

اسماعیل‌زهی در ادامه گفت: «برای زندانیان حکم محاربه نزنید! معترض، با محارب و مفسد فرق می‌کند. اینها اعتراض دارند. ۴۴ سال ملت تحمل کردند؛ حالا برای مردم اعتراضی پیش آمده. شما تحملشان کنید و صدای مشکلاتشان را بشنوید چرا که جلوگیری از انتقاد، استبداد به وجود می‌آورد.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان با تاکید بر اینکه «رهبران سیاسی باید مردمی باشند و حرف مردم را بشنوند»، گفت: «اگر حق را یک آمریکایی یا اسرائیلی هم بیان کند، باز حرف حق است و نباید آن را باطل کرد و نادیده گرفت.»

اعتراض به صدور احکام محاربه و اعدام

عبدالحمید اسماعیل‌زهی با اشاره به این که حکم کسی که اعتراض کرده محاربه نیست، گفت: «حکم محاربه برای فعالیت مسلحانه و جنگ است نه برای کسی که با سنگ و چوب و داد و بی‌داد اعتراضی بکند.»

او قاضی‌هایی را که برای معترضان حکم محاربه صادر کرده‌اند خطاب قرار داد و گفت: «صراحتا می‌گویم برای خیلی از قضات می‌ترسم که روز قیامت در بارگاه باری تعالی محاکمه نشوند چون کسی که جرات دارد بر فتوا و حکم به جرات صادر می‌کند و حکم اعدام و محاربه می دهد، بر آتش جهنم هم جرات دارد. قضات باید توجه کنند که اگر کسی حقش اعدام و مرگ نباشد و به او حکم اعدام بدهند، باید روز قیامت به خداوند جواب پس بدهند.»

این اظهارات عبدالحمید اسماعیل‌زهی در حالی است که فعالان حقوق بشر سال‌هاست از اساس صدور و اجرای احکام اعدام در ایران و جهان را زیر سوال می‌برند و خواهان لغو و حذف مجازات مرگ از قوانین جزایی هستند.

مولوی عبدالحمید اما در ادامه صحبت‌هایش خاطرنشان کرد: «ما در صدر اسلام این همه حکم اعدام نداریم. و پیام حضرت رسول، اعدام نبود. بررسی کنید که در زمان حیات ایشان و در صدر اسلام چند اعدام داشتیم؟ ... کسی هم نمی‌تواند از قرآن و حدیث استنباطی کند مگر این که آن استنباط بر زندگی آن حضرت و آل بیت همخوانی داشته باشد. اگر همخوانی نداشته باشد، برداشت اشتباه از قرآن و سنت است.»

او با اشاره به این که برخی گروه‌های افراطی که «مردم را ترور می‌کنند و احترام مسجد و عالم را نگه نمی‌دارند هم خیال می‌کنند جهاد می‌کنند و در مسیر اسلام‌اند»، گفت: «نخیر! اینها در مسیر اسلام نیست. به‌ عنوان مبارز و مجاهد و حاکم و قاضی، کاری نکنیم که فردای ما، آخرت ما، آتش بگیرد و گرفتار عذاب جهنم شویم.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به رفتار امام اول شیعیان با دشمنان جنگی‌اش گفت: «آن حضرت خوارج را اعدام نکرد اما اگر اسرای خوارج دست ما می‌افتاد همه را می‌کشتیم!»

او در ادامه گفت: «کسانی که قانون جزایی ما را تدوین کردند انسان‌هایی مثل خود ما بودند و وظیفه سنگینی داشتند. بارها اعلام کردیم این قوانین نیاز به تجدیدنظر دارند. در این جزاهای سنگینی که برای برخی جرم‌ها دیده شده باید تجدیدنظر شود. اگر بر اساس اجتهاد است، اگر بر پایه برداشت [دینی و شرعی] است، اجتهاد و برداشت دیگری هم موجود است. آنها را کنار هم بگذارید و بررسی کنید.»

اسماعیل‌زهی در بخش دیگری از خطبه‌های خود از مبارزه مردم سیستان و بلوچستان برای دفاع از مرزها و حفظ امنیت کشور یاد کرد و گفت: «در جنگ‌های سوریه، شما رفتید در سوریه و عراق درگیر شدید و اینجا، مردم این منطقه سینه‌شان را سپر کردند و گفتند ناامنی را داخل وطن‌ خود راه نمی‌دهیم.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان با تاکید بر این که «بعد از ۴۴ سال، از تبعیض و فشارها و فقر خسته‌ایم»، خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت: «ما را زندانی نکنید! مردم را نزنید! مردم گرسنه‌اند. با اینها بنشینید و کنار بیایید. اینها ملت ایران‌اند.»

عبدالحمید اسماعیل‌زهی با اشاره به جمعه خونین زاهدان در روز هشتم مهر نیز گفت: «بی‌جهت مردم را تیرباران کردند و بسیاری از ما کشته و زخمی شدیم اما بعد از دو سه ساعت، بیانیه دادیم که امنیت منطقه باید حفظ شود. مُردیم اما کسی را نکشتیم.»

او یادآور شد: «بعد از آن هم در اعتراضات چیزی نخواستیم. خواسته‌ ما مجازات کسانی بود که مردم را زدند. خانواده شهدا گفتند ما پول نمی‌خواهیم، عزت و حقمان را می‌خواهیم.»

او در پایان با خطاب قرار دادن دوباره مقامات جمهوری اسلامی گفت: «ما خیرخواهانه می‌گوییم معترضان را اعدام نکنید، نکشید، کتک نزنید و آزادشان کنید. با اینها سختی نکنید. به خواسته مردم تن بدهید و مسایل را از طریق گفتمان حل کنید.»

تظاهرات گسترده در شهرهای سیستان و بلوچستان

در شهرهای مختلف استان سیستان و بلوچستان، پس از نماز جمعه درگیری‌هایی گسترده‌ میان نیروهای امنیتی و مردم معترض شکل گرفت. معترضان در زاهدان در حمایت از مولوی عبدالحمید، شعار «شیخ‌الاسلام با خدا، خامنه‌ای زیر پا» سر دادند. زنان هم در اعتراض به حکومت، شعار «پیش به سوی انقلاب» دادند.

در  شهرهای دیگراستان سیستان و بلوچستان مانند چابهار، زهک، ایرانشهر، خاش و ... نیز تجمع اعتراضی برگزار شد. در زاهدان ده‌ها زن در این شهر با سر دادن شعارهایی چون «چه باحجاب چه بی‌حجاب/ پیش به سوی انقلاب»، به خیابان آمدند.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند زنان معترض در زاهدان با فریاد آزادی شعار دادند: «هیز تویی هرزه تویی/ زن آزاده منم ...»

«مولوی باغیرت/ حرف تو حرف ملت» و «ایرانی می‌میرد/ ذلت نمی‌پذیرد» از دیگر شعارهای زنان در این اعتراضات بود.

دیگر شهروندان نیز با سر دادن فریاد و شعارهایی چون «شیخ‌الاسلام با خدا/ خامنه‌ای زیر پا» از عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان حمایت کردند.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند معترضان این شهر، پلاکاردها و پرچم‌هایی به دست گرفته‌اند که روی آنها نوشته شده:‌ «درود بر مولانا/ مرگ بر خامنه‌ای ...»

مردم زاهدان در تجمع خود همچنین شعارهای دیگری هم علیه رهبر جمهوری اسلامی سر دادند و از جمله فریاد کشیدند: «خامنه‌ای قاتله/ ولایتش باطله»، «مرگ بر خامنه‌ای» و .... بر اساس تصاویر منتشر شده از اعتراضات خیابانی در زاهدان، مردم پلاکاردی به دست گرفته‌اند که روی آن جمله‌ای از نرگس محمدی، ‌فعال حقوق بشر زندانی، نوشته شده است: «گذر از نظام، خواست مردم ایران»

مردم در شهر زهک نیز به خیابان آمده و شعار دادند: «می‌کشم می‌کشم/ آنکه برادرم کشت ...»

جمعه‌های خشم و اعتراض سیستان و بلوچستان با وجود تلاش جمهوری اسلامی برای خاتمه دادن به اعتراضات از راه‌های مختلف همچون سرکوب، تهدید، ارعاب و تطمیع خانواده جان‌باختگان جمعه خونین و ائمه جماعات این استان از جمله مولوی عبدالحمید، همچنان ادامه دارد.

امام جمعه اهل سنت زاهدان، روز جمعه ۱۱ آذر در خطبه‌های نماز جمعه این شهر نسبت به صدور احکام محاربه و اعدام برای بازداشت‌شدگان در جریان خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی اظهار نگرانی کرد.

او همچنین گفت: «ما همه ایرانی هستیم. از زرتشتی و دراویش تا بهائی. آنها هم انسان و ایرانی‌اند و باید حق‌شان رعایت شود.»

اسماعیل‌زهی تلویحا به اسناد افشا شده از بولتن خبرگزاری فارس و توصیه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، برای «بی‌آبرو کردن» او نیز اشاره کرد و گفت: «اگر شما حکومت و قدرت دستتان بوده، خواست خدا بوده. اگر هم ما پیش مردم حرمت و محبتی داریم، داد خداوند است. چیزی که خدا بدهد را فقط خودش می‌تواند پس بگیرد. خدا عزت می‌دهد و می‌گیرد. عزت را کسی دیگر نمی‌تواند بگیرد.»

بر اساس محتوای سند هک شده از یک بولتن خبرگزاری فارس برای حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، علی خامنه‌ای تایید کرده است مولوی عبدالحمید بازداشت نشود، بلکه نظام او را بی‌آبرو کند.

در این سند آمده است که خامنه‌ای در دیدار با حسین اشتری، فرمانده فراجا، از او خواسته است به عبدالحمید هشدار داده شود.

امام جمعه اهل سنت زاهدان اما در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «ما می‌خواهیم کشورمان امن و متحد باشد. ما اینجا شیعه و سنی و اقوام نداریم. همه ایرانی هستیم. از زرتشتی و دروایش تا اقوام و حتی بهائی‌ها. آن‌ها هم انسان و ایرانی هستند و حق آنان هم باید رعایت شود. هر کسی در ایران زندگی می‌کند حق دارد و باید حقوقش رعایت شود.»

او در بخشی از خطبه‌های خود با اشاره به گزارش‌هایی که از بدرفتاری و شکنجه زندانیان و بازداشت‌شدگان خیزش انقلابی منتشر شده است، خطاب به مقامات جمهوری اسلامی گفت: «زندانی همان اسیر است. کتک زدن، اهانت کردن، ناسزا گفتن و تعرض کردن به او، خلاف تعلیم حضرت علی و اهل بیت و حضرت رسول و اسلام است. باید با مخالف و منتقد، اسلامی رفتار شود.»


ایران‌اینترنشنال

iran-emrooz.net | Fri, 02.12.2022, 10:48
مجلس مؤسسان قانون اساسی تشکیل شود!

* من به‌عنوان کسی که دغدغه موجودیت کشور را دارم می‌گویم امروز هم راهکار عملی برای خروج از بن‌بست سیاسی موجود، بازنگری بنیادین و اساسی در قانون اساسی است. بخش زیادی از قوانین اساسی ما اجرا نمی‌شود. در عمل هم، خوب یا بد، به بن‌بست رسیده است. سازوکار بازنگری‌ای که در سال ۶۸ گنجانده شد، هم به دلیل معیوب بودن سازوکار نظارت استصوابی به بن‌بست می‌رسد.

* نظارت استصوابی سازوکار عقیمی است که جمهوریت و مردم‌سالاری را، چه به نام دین چه به نام غیردین، مضمحل می‌کند. با توسل به این سازوکار عملاً از گردش دموکراتیک جلوگیری کرده‌اید. حالا که وضعیت این‌طور است، تنها راه این است که خارج از این سازوکار عمل کنید، یعنی انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه برای تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی.

* به نظر من نظام چاره‌ای جز این پیش‌رویش ندارد. یا جنگ همه بر علیه همه پیش خواهد آمد، یا باید راهی برای اصلاح بنیادین نظام و حفظ کشور بیابد. اگر راه‌حل قرار است پیدا شود، راهی بهتر از مجلس مؤسسان نیست.

* متأسفانه نظام هزینه خیلی بالایی را نسبت به پذیرش واقعیت‌های جامعه به کشور تحمیل می‌کند. نظام باید بین دو چیز انتخاب کند، اگر می‌خواهد ایران باقی بماند تن به این راهکار بدهد یا اینکه بگوید برایش مهم نیست که ایران باقی بماند. متأسفانه راه دیگری نیست. متن برآمده از مجلس مؤسسان هم باید مورد همه‌پرسی قرار گیرد. ممکن است آن متن سی سال کشور را اداره کند و بعد هم باز متمم بخورد. قانون اساسی هند بیش از یکصد بار متمم خورده است. قانون اساسی امریکا نزدیک به ۴۲ متمم خورده است. قانون ما هم یک متمم خورده است. به هر حال این قانون حاصل عقل بشری است و قوانین بشری نمی‌تواند جاودانه باشد.

* ما می‌دانیم که هر دو رکن جمهوری اسلامی برای ما مهم است. روشنفکران دینی می‌گویند ما می‌توانیم در دنیای مدرن زندگی کنیم، اما دیندار هم باشیم. من می‌گویم اگر اکثریت جامعه گفتند ما می‌خواهیم جامعه‌ای بر اساس ارزش‌های اسلامی داشته باشیم یک بحث است، اما اگر بگویند نه، بحثی نیست! جمهوری اسلامی یک ایده است و به نظر من، با حذف برخی ارکان غیرضروری و بازنگری قانون اساسی آن با رویکردی شهروندمحور تحقق‌پذیر هم هست، اما ممکن است اکثریت مردم آن را هم نپذیرند. آن‌وقت چه بخواهیم چه نخواهیم نمی‌توانیم آن را تحمیل کنیم. مگر بر اساس زور عمل کنیم که راهی بدون سرانجام است؛ بنابراین اصلاً چاره‌ای نداریم.

* ما باید از مطلق‌گرایی پرهیز کنیم، چون مطلق به دست نمی‌آید. ما از طریق دستیابی به خیرهای نسبی است که بهتر زندگی می‌کنیم. بشر همیشه با نسبی‌ها زندگی کرده، اما زندگی‌اش بهتر شده است. البته این نسبی‌ها بی‌عیب نیست، اما بشر امروز از بشر دیروز زندگی بهتری دارد. مشکل ما این است که می‌خواهیم جای خدا بنشینیم و این امکان‌پذیر نیست.


بخش‌هایی از گفت‌وگوی علیرضا حسینی بهشتی با دوماهنامه چشم‌انداز ایران

iran-emrooz.net | Thu, 01.12.2022, 23:13
وزارت اطلاعات و سپاه از قبل از حادثه شاهچراغ خبر داشتند

بررسی ایران‌اینترنشنال روی بولتن‌های سری خبرگزاری فارس برای حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی پیش از حمله اخیر به «حرم شاهچراغ» در شیراز از وقوع آن خبر داشته‌ اما مانعش نشده است.

در یکی از این بولتن‌های سری که با هک خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، از سوی گروه هکری بلک‌ریوارد به دست ایران اینترنشنال رسیده، نوشته شده که فرمانده کل سپاه پاسداران قصد دارد فرمانده سپاه شیراز را تغییر دهد. سپس با فونتی دیگر نوشته شده: «چون سپاه از قبل در جریان حمله به شاهچراغ بوده است.»

اطلاعات فنی بولتن سری مورد نظر نشان می‌دهد که فردی به نام عزیزی این فایل در روز ۱۱ نوامبر یعنی ۲۰ آبان ایجاد کرده و بعدا هم تغییری نداده است، چون اگر جمله‌ای به فایل اضافه می‌شد تاریخ ایجاد فایل و تاریخ اصلاحش یکی نبود.

اما در بولتن سری دیگری فاش شده که وزارت اطلاعات پیش از حمله به شاهچراغ، عامل دوم ادعایی را شناسایی کرده اما به بهانه کسب اطلاعات بیشتر از گروه، جلویش را نگرفته است.

در سندی دیگر ادعا شده که اعضای یک تیم تروریستی که پشت پرده حمله به شاهچراغ بوده چند هفته قبل‌تر شناسایی و بازداشت شده بودند.

مقام‌های جمهوری اسلامی درباره هویت عاملان حمله هم تناقض‌های زیادی داشته‌اند. نفر اول تبعه تاجیکستان معرفی شده، نفر دوم افغان و مسوول امور پشتیانی. همچنین ادعا شده فرمانده عملیات تبعه جمهوری آذربایجان هنگام فرار از کشور دستگیر شده است.

نام عامل ابتدا حامد بدخشانی عنوان شد، بعدا گفتند نامش سبحان کمرونی بوده با اسم مستعار ابوعایشه العمری.

نفر دوم هم محمد رامز رشیدی بود که جلوی دوربین اعتراف اجباری نشست و داعش را به خیزش انقلابی ربط داد.

اگرچه در بولتن محرمانه فرمانده سپاه یک بار ادعا شده که ابوعایشه دو بار به افغانستان رفته و با داعش بیعت کرده، اما در جای دیگر گفته‌اند اسرائیل پشت حمله تروریستی بوده است.

با این حال می‌گویند این شبکه خارجی به داعش خراسان مرتبط است. در بولتنی دیگر اما گفته شده وزارت اطلاعات چند عامل طالبان را که قرار بود در امکان مذهبی عملیات خرابکارانه انجام دهند، دستگیر کرده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا، ششم آبان، یعنی دو روز پس از حادثه، فیلمی را با عنوان ورود نیروهای واکنش سریع پلیس به حرم شاهچراغ منتشر کرد.

اما خبرهای محرمانه بولتن تهیه شده برای فرمانده سپاه پاسداران چیز دیگری می‌گوید. به نوشته این بولتن، کسی که عامل حمله را کشته یکی از نیروهای امنیتی سپاه بوده که اتفاقی برای نماز در حرم حضور داشته و وقتی حمله را می‌بیند، اسلحه‌اش را از دفتر امانات می‌گیرد و شلیک می‌کند.

همین بولتن گواهی می‌دهد که تیم عملیاتی نیروی انتطامی هم به شکل اتفاقی در آن اطراف بوده که پس از شنیدن صدای شلیک گلوله وارد عمل می شود.

به عبارت دیگر، آن‌ها عوامل خودسری بودند که بدون اطلاع از برنامه از پیش تعیین شده وارد داستان شده‌اند. داستان ساختگی تروری که دو نهاد امنیتی جمهوری اسلامی یکی زیر نظر علی خامنه‌ای و یکی هم زیر نظر ابراهیم رییسی و خامنه‌ای با آگاهی از وقوعش اجازه دادند اتفاق بیفتد.

در بولتن سری تهیه شده برای حسین سلامی آمده پس از وقوع حمله به شاهچراغ و محکومیت‌های جهانی، دستکم به ادعای خود سپاه، فضای بین‌المللی به نفع جمهوری اسلامی تغییر کرده است؛ حادثه‌ای که دقیقا در روز برگزاری مراسم چهلم مهسا امینی اتفاق افتاد.

به نوشته این بولتن سری، قرار است رییسی به مناسبت چهلم حادثه شاهچراغ ۱۶ آذرماه همزمان با روز دانشجو به شیراز برود.

جمهوری اسلامی حمله به شاهچراغ را «حادثه‌ای تروریستی» عنوان کرده و مدعی شده داعش مسوولیتش را پذیرفته است. در این حادثه ۱۳ نفر کشته شدند.

iran-emrooz.net | Thu, 01.12.2022, 14:33
افزایش طرح‌های آدم‌ربایی و قتل مخالفان رژیم در خارج

رادیو فردا: روزنامه آمریکایی واشینگتن پست گزارش داده که جمهوری اسلامی ایران با افزایش طرح‌های توطئه برای ربودن و کشتن مخالفان در خارج از کشور، اجرای این عملیات را به «باندهای سرقت جواهرات و سایر گروه‌های بزهکار» مرتبط با خارج واگذار می‌کند.

واشینگتن پست در مقاله روز پنجشنبه، دهم آذر، تاکید کرد که گسترش تحرکات جمهوری اسلامی برای «ترور و توطئه‌های ربودن» ایرانیان و غیرایرانیان در غرب، مقامات دولت‌های این کشورها را نگران کرده است.

این روزنامه مقاله خود را بر اساس گفت‌وگو با ۱۵ مقام در آمریکا، اروپا و خاورمیانه و با استناد به «اسناد و مدارک دولتی» موجود در دست نهادهای اطلاعاتی وامنیتی غربی تهیه کرده است.

به نوشته این روزنامه، سرعت طرح‌های جمهوری اسلامی در دو سال گذشته به میزان قابل توجهی «افزایش» یافته و به گفته مسئولان آگاه از این امر، از «بلندپروازانه‌ترین» توطئه‌های طراحی شده از سوی ایران در سال‌های گذشته است.

واشینگتن پست نوشت که تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی حکومت ایران برای اجرای نقشه‌های خود به نیروهای «نیابتی» متکی هستند و «صدها هزار دلار به سارقان جواهرات، قاچاقچیان مواد مخدر و سایر بزهکاران پیشنهاد می‌کنند».

سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه پاسداران به عنوان دو عامل فعال در طراحی این توطئه‌ها ذکر شده‌اند.

بر اساس این تحقیق، استخدام «مزدوران اجاره‌ای» به طرح تهیه شده علیه اهداف درنظر گرفته شده و منطقه جغرافیایی بستگی دارد.

در این گزارش به مورد «رحمت اسدی»، یکی از مهره‌های همکار اطلاعاتی سپاه پاسداران، اشاره شد که در زمان گذراندن محکومیت خود به دلیل قتل یک تاجر ایرانی- بریتانیایی در زندان دوبی، دو برادر کلمبیایی هم‌بند خود را که در سرقت جواهرات بین‌المللی خبره بودند، برای کشتن افراد آمریکایی و اسرائیلی در کلمبیا برای دوره بعد از آزادی آن‌ها «آموزش» داد.

این گزارش افزوده که تکیه به مزدوران اجاره‌ای از میان باندهای بزهکار، احتمالا سبب «شکست برخی از عملیات» شده، زیرا در مواردی اجیرشدگان «سردرگم» بوده و «دستورات را اجرا نکردند».

به نوشته واشینگتن پست، در مورد دو برادر کلمبیایی سارق جواهرات، آن‌ها سال ۲۰۲۱ از زندان دوبی آزاد شدند، اما عملیاتی را که «رحمت اسدی به نیابت از سوی نهادهای اطلاعاتی ایران به آن‌دو و باندشان محول کرده بود، اجرا نکردند».

با این حال، جمهوری اسلامی برای بهره بردن از هر عاملی که به نیروی عملیاتی در سراسر جهان در راستای اهداف نهادهای اطلاعاتی تهران مبدل شود، تلاش می‌کند.

بر اساس این گزارش، خیز جمهوری اسلامی برای گسترش ترور و ربودن مخالفان و فعالان در خارج پیشاپیش با برخی گام‌های دولت‌های غربی پاسخ گرفته و از جمله دیپلمات‌های ایرانی اخراج شده و به تهران نیز در رابطه با عواقب تحقق اهداف خود هشدار داده شده است.

سخنگوی تشکیلات اطلاعاتی کانادا به واشینگتن پست گفت که مهره‌هایی از دولت‌های متخاصم، از جمله جمهوری اسلامی ایران، جوامع کانادایی را رصد و ارعاب می‌کنند و شهروندان ساکن کانادا هدف این تهدیدها هستند.

سرویس اطلاعاتی کانادا تایید کرده که چند مورد از تهدیدهای جانی ناشی از جمهوری اسلامی ایران را بر اساس «اطلاعات معتبر» بررسی می‌کند.

رامین سید امامی، یک شهروند ۴۱ ساله ایرانی- کانادایی ساکن ونکوور، به واشینگتن پست گفته که افسران سرویس اطلاعات امنیتی کانادا، ضمن بررسی تهدیدهایی که مشخصا علیه او وجود دارد، به وی گفتند که «دولت ایران فهرستی از ایرانیان ساکن خارج که آن‌ها را تهدیدی برای حکومت خود می‌داند، تهیه کرده است».

رامین سید امامی پسر پروفسور کاووس سید امامی، فعال محیط‌زیستی است که زمستان چهار سال پیش در بازداشت جمهوری اسلامی ایران جان باخت.

افسران اطلاعاتی کانادا به رامین سید امامی توصیه کردند که تدابیر امنیتی لازم را در کانادا انجام دهد، از سفر به کشورهای همجوار ایران خودداری کرده و مراقب باشد در دام روابط به ظاهر عاشقانه‌ی طراحی شده از سوی نهادهای اطلاعاتی ایران که به «پرستوهای» اطلاعاتی حکومتی محول می‌شود، نیفتد.

چند ایرانی دیگر ساکن کانادا نیز از میان مخالفان جمهوری اسلامی ایران که در دوره اخیر در تظاهرات ابراز همبستگی با معترضان درون کشور مشارکت داشته‌اند، هفته گذشته به شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس کانادا گفتند که از سوی رژیم ایران در محل زندگی خود در داخل خاک کانادا زیر رصد قرار گرفته و بارها تلفنی تهدید شدند.

اما از گزارش واشینگتن پست چنین برمی‌آید که دامنه عملیات نیروهای اطلاعاتی حکومت ایران بسیار فراتر از رصد و تهدید تلفنی است.

متیو لویت، مقام پیشین ضد ترور آمریکا و محقق اندیشگده واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، گفته است که از ۱۲۴ مورد توطئه ترور خارجی توسط ایران که او ردیابی کرده، ۳۶ مورد بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی طراحی شده و قرار بوده بیش از یک چهارم آن در آمریکا اجرا شود.

مقامات آمریکا در یک سال اخیر از توطئه حکومت ایران برای کشتن مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین، جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا و مسیح علی‌نژاد، فعال سیاسی مخالف حکومت در بروکلین در نیویورک، خبر دادند.

نام برنار آنری لوی، روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی فرانسوی الجزایری نیز به عنوان یکی از اهداف نهادهای اطلاعاتی ایران مطرح شد.

همچنین نهادهای اطلاعاتی اسرائیل طرح‌های کشتن بازرگانان اسرائیلی در قبرس و کلمبیا را به نهادهای اطلاعاتی ایران مربوط دانسته و از افشای این توطئه‌ها خبر دادند.

رضا علیجانی، عضو سابق شورای فعالان ملی مذهبی و سردبیر نشریه توقیف شده «ایران فردا» است که پس از انقلاب، سال های بسياری از عمر خود را در زندان گذرانده است.

سرویس امنیت داخلی بریتانیا در هفته‌های اخیر از وجود دست‌کم ده تهدید بالقوه در خاک این کشور از ناحیه ایران خبر داد و تایید کرد که بخشی از تهدیدات متوجه کارکنان شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبانی است که از لندن برنامه پخش می‌کنند.

با وجود خنثی شدن شمار زیادی از توطئه‌های خرابکاری منتسب به ایران، در کمتر از سه سال دست‌کم سه مخالف جمهوری اسلامی ایران در اروپای غربی کشته شدند؛ یکی از آن‌ها یک ایرانی عرب بود که در مقابل خانه‌اش در لاهه به ضرب گلوله کشته شد.

روح‌الله زم، روزنامه‌نگار و بنیانگذار سایت افشاگر «آمدنیوز» در عملیات «فریب» نهادهای اطلاعاتی ایران هنگام سفر به عراق ربوده و چند ماه بعد در ایران اعدام شد.

رژیم ایران بعدتر جمشید شارمهد، شهروند ایرانی آلمانی ساکن کالیفرنیا را در دوبی ربود و به ایران انتقال داد که خطر اعدام او در ایران وجود دارد.

مقامات غربی گفته‌اند که اصرار ایران در پیگیری توطئه‌های قتل و ربودن مخالفان ممکن است به قتل یک ناراضی، روزنامه‌نگار یا حتی یک شخصیت دولتی غربی منجر شود و در آن صورت، این امر ممکن است جرقه درگیری مستقیم با تهران باشد.

iran-emrooz.net | Thu, 01.12.2022, 11:14
نرگس محمدی: خواست مردم ایران گذار از نظام است

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی، در پیامی به پارلمان اروپا «گذار از نظام» را «خواست و اراده مردم ایران» خواند و تاکید کرد: «ضروری است که در اتخاذ هر تصمیمی، رویکرد اعمال فشار حداکثری به حکومت برای تحقق و استحکام جامعه مدنی و تضمینی حقوق بشر را داشته باشند».

پیش‌تر، روبرتا متسولا، رییس پارلمان اروپا با انتشار تصویر دیدارش با تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی در توییتر نوشته بود: نرگس محمدی سال‌ها مبارزه کرده و هنوز به خاطر ایستادگی‌اش، در زندان است؛ مردم در خیابان‌های ایران برای آزادی می‌جنگند؛ در کنار مردم ایرانیم و با آن‌ها خواهیم ماند.»

متن کامل پیام که در اینستاگرام خانم محمدی منتشر شده به شرح زیر است:

ریاست و نمایندگان محترم پارلمان اروپا، بروکسل

از اینکه چنین فرصتی را برای شنیدن صدای من به عنوان فعال حقوق بشر فراهم آورده‌اید، خرسند و سپاسگزارم. آنچه این روزها جهان شاهد است اعلام‌ گذار مردم ایران از نظام جمهوری‌اسلامی است که بارها تأکید کرده‌ام این نظام، استبدادی دینی و زن ستیز است و من با آن مبارزه می‌کنم.

ابتدا می‌خواهم تأکید کنم که صدای مرا به عنوان یک فعال حقوق بشر و زنی می‌شنوید که از بدو ورود به دانشگاه یعنی از ۲۹ سال پیش تاکنون در عرصه فعالیت دانشجویی، زنان و حقوق بشر در جامعه مدنی در ۱۲ نهاد مدنی فعالیت کرده و به موجب فعالیت مدنی خشونت‌پرهیز تاکنون ۱۳ بار بازداشت و‌ در ۵ دادگاه در مجموع به ۳۴ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده‌ام و تا کنون ۷ سال زندان کشیده و ۸ سال‌ونیم دیگر را هم باید تحمل زندان کنم.

اکنون در زندان هستم و ذره‌ای احساس پشیمانی و تردید ندارم، بلکه با شدت اشتیاق و امید و سرزندگی در داخل ایران به مبارزه ادامه می‌دهم و یقین دارم که پیروز خواهیم شد. ما در گذار از جمهوری‌اسلامی به دنبال تحقق نظامی هستیم که منزلت انسان و حقوق بشر تحقق یابد و این ممکن نخواهد شد مگر اینکه استبداد به هرشکل آن در این سرزمین برای همیشه پایان یابد.

قطعا شما نیز بر این باورید که برای تحقق و استحکام دموکراسی تحقق جامعه مدنی و تضمین حقوق بشر امری الزامی است. جهان نمی‌تواند تردید کند که مردم ایران برای تحقق دمکراسی و دستیابی به زندگی انسانی از هر ابزار، راه و تحرک اجتماعی- سیاسی- مدنی استفاده کردند و هزینه‌های سنگینی پرداختند. اما حکومت سرسختانه در مقابل مطالبات به حق مردم دست به سرکوب و خشونت و کشتار زد و متاسفانه بسیاری از دولت‌های جهان بی‌اعتنا نسبت به حقوق و خواست مردم، به تأمین منافع اقتصادی خود پرداخته و حقوق بشر به عنوان امری دست چندمی در مواجهه با نظام ج.ا تلقی شده است. در حالی که حمایت پایدار دولت‌ها مطابق قوانین حقوق بشری می‌توانست و هم اکنون می‌تواند پشتوانه حرکت مردم برای شکست استبداد ‌و تحقق آزادی و دمکراسی باشد.

بر این اساس، نقطه نکاتی را برای حمایت پارلمان محترم اروپا بیان می‌کنم:

۱) اصالت و مشخصه “گذار از نظام”، خواست و اراده مردم ایران است؛ پس ضروری است که در اتخاذ هر تصمیمی، رویکرد اعمال فشار حداکثری به حکومت برای تحقق و استحکام جامعه مدنی و تضمین حقوق بشر را داشته باشند.

۲) هم در شرایط گذار که مردم متحمل هزینه‌های سنگینی می‌شوند و هم برای پی‌ریزی حکومتی بر مبنای دمکراسی جامعه نیازمند نهادهای مدنی مستقل حقوق بشری است.

۳) آزادی زندانیان سیاسی و فعالیت مدنی مبارزان جنبش‌های اجتماعی امری مهم و تأثیرگذار است.

۴) حمایت ویژه از زنان مبارز ایران برای تحقق حقوق تضییع شده زنان و نقش بسیار مهم آنها در دوران گذار و پس از آن برای تحقق دمکراسی و حقوق بشر امری ضروری است.

در پایان با دلی سرشار از امید و سرزندگی و عشق پیروزی و باور به خیزش اعتراضی قدرتمند مردمی و جنبش‌های اجتماعی ریشه‌‌دار در ایران، از تک‌تک شما نمایندگان محترم تقاضا و انتظار حمایت، همراهی و همبستگی دارم.

امید دارم با مبارزه با  استبداد و تحقق دمکراسی در ایران روزی در کنار یکدیگر و دست در دست هم برای صلح جهانی متحد و یکپارچه شویم. آن روز فرا خواهد رسید.

نرگس محمدی، زندان اوین

iran-emrooz.net | Thu, 01.12.2022, 10:22
۱۴، ۱۵، ۱۶ آذر؛ سه گانه همبستگی و اتحاد

خیزش سراسری مردم ایران پس از وقفه‌ای چندروزه، برای برگزاری تجمع‌های فراگیر و سراسری شانزدهم آذر آماده می‌شود. برای تجمع‌ها از چهاردهم تا هجدهم آذر آذرفراخوان‌های مختلفی در رسانه‌های اجتماعی منتشر شدند اما در نهایت، چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم آذر، روزهای تجمع‌‌های سه‌روزه‌ای اعلام شدند که مردم شهرهای مختلف ایران در آن ایام به خیابان‌ها خواهند آمد و احتمالا با توجه به تقارن با روز دانشجو، روزهای متفاوتی را برای دانشگاه‌های ایران رقم خواهند زد.

به گزارش ایندی‌پندنت، گروه جوانان محلات تهران هم در فراخوان خود، این سه روز را «سه‌گانه همبستگی و اتحاد» نامید. جوانان محلات تهران چهاردهم آذر را روز اعتصاب سراسری اصناف، بازاریان، کامیون‌داران و صنایع بزرگ و پانزدهم آذر را روز برگزاری تجمع‌های محله‌محور و متکثر عنوان کرد. این گروه ناشناس در مورد علت تفکیک اعتراض‌ها از اعتصاب‌های سراسری نوشت: «با توجه به تجربه‌های به‌دست‌آمده، هم‌زمانی اعتصاب و اعتراض را روش مناسبی نمی‌دانیم؛ زیرا خالی شدن خیابان از ترددهای معمولی مردم زمینه‌ سرکوب شدیدتر را فراهم می‌کند و شانس بازداشت مبارزان را افزایش می‌دهد. بنابراین در تاریخ‌های ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر با تفکیک قدم‌های انقلابی خود، هوشیاری همبستگی و اتحادمان را بیش از پیش به نمایش خواهیم گذاشت.»

این گروه که از ابتدای خیزش سراسری در شکل دادن تجمع‌های خیابانی مردم نقش تاثیرگذاری داشت و پس از مدتی با دیگر دیگر گروه‌ها در شهرهای مختلف ایران همراه شد، برای روز شانزدهم آذر، مسیر خیابان انقلاب تا میدان آزادی را محل تجمع سراسری مردم تهران معرفی کرد. این اولین فراخوانی‎ است که پس از گذشت بیش از ۷۰ روز از خیزش سراسری مردم ایران و تجمع خیابان حجاب، یک خیابان مشخص را برای برگزاری تجمع معرفی می‌کند.

جوانان محلات تهران اعلام کرد که این تجمع سراسری و حداکثری «از ساعت ۱۵ به بعد، از حوالی دانشگاه امیرکبیر به سمت دانشگاه تهران تا دانشگاه شریف و میدان آزادی » برگزار خواهد شد. این گروه با اشاره به نقش دانشجویان در خیزش سراسری مردم ایران نوشت: «دانشجویان چراغ راه این جنبش عظیم‌ بوده‌اند و از روز اول میدان‌دار تجمع‌ها و یکی از عوامل مهم تداوم این خیزش انقلابی محسوب می‌شوند. آن‌ها به‌حق شایسته تجلیل و همراهی‌اند. روز ۱۶ آذر برای پشتیبانی از آن‌ها، مقابل دانشگاه‌ها تجمع می‌کنیم و مسیر انقلاب تا آزادی را باشکوه‌تر از همیشه خواهیم پیمود.»

پیش از این نیز در رسانه‌های اجتماعی در مورد طی کردن مسیرهای مشابه مانند خیابان دماوند تا آزادی، پیشنهادهای بسیاری منتشر و با استقبال کاربران مواجه شد. پیش از اعلام فراخوان جوانان محلات تهران، به منظور از دعوت معترضان برای حضور در خیابان در روزهای چهاردهم تا شانزدهم آذر، پوسترها بسیاری در شهرهای مختلف منتشر و دیوارنویسی‌هایی با این مضمون انجام شد.

معترضان شب چهارشنبه در برخی محلات تهران مانند شهرک اکباتان به خیابان آمدند و علاوه بر شعار دادن علیه جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای، با شعار «همسایه باوجدان، چهاردهم خیابان» از مردم دعوت کردند در اعتراض‌های سه‌روزه آذرماه شرکت کنند.

با شکل‌گیری دوباره موج اعتراض‌ها در ایران و پس از آنکه مردم حدود ۷۰ شهر ایران، پس از حذف تیم ملی جمهوری اسلامی ایران از جام‌جهانی فوتبال در خیابان‌ها شادی کردند و علیه جمهوری اسلامی شعار دادند، اکنون فشارها بر دانشجویان و هنرمندان افزایش یافته است. پیش از این، هم‌زمان با شروع جام‌جهانی، فشارها بر فوتبالیست‌ها و ورزشی‌نویسان آغاز شده بود. وریا غفوری، پرویز برومند، پژمان راهبر و مهدی امیرپور از جمله افرادی بودند که طی روزهای گذشته بازداشت شدند.

خبرها از دانشگاه شریف حاکی از آن است که رئیس این دانشگاه از یک شرکت خصوصی نیروهای حراست جذب کرده تا بتواند با نیروهای جدید و تازه‌نفس خود، پیش از روز دانشجو مقابل اعتراض‌های دانشجویی بایستد.

رسول جلیلی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف تهران، در جلسه‌ای با موضوع «حال این روزهای دانشگاه صنعتی شریف»، از افزایش تعداد ماموریت‌های حراست این دانشگاه خبر داد و گفت: «ورود هرگونه اطلاعات به کمیته انضباطی باید از کانال حراست دانشگاه باشد. تعدادی نیروی موقت به حراست دانشگاه اضافه شده‌اند که البته این نیروها از طریق فراخوان جذب نشده‌اند و صرفا از طریق یک شرکت، تامین نیرو کرده‌ایم و این افراد تحت نظارت حراست دانشگاه فعالیت می‌کنند.»

پیش از این در روز سه‌شنبه هشتم آذر، خبرهایی از ربودن دو دانشجوی دانشگاه شریف به نام‌های معین مکیان و دانیال آیتی در مسیر دانشگاه شنیده شد. گفته می‌شود این دو دانشجو با دوستانشان سوار بر یک تاکسی اینترنتی در مسیر خوابگاه به دانشگاه بودند که دو دستگاه پژو پارس مانع حرکت تاکسی می‌شوند. آن‌ها جلو و عقب ماشین قرار می‌گیرند، چهار مامور از دو ماشین پیاده می‌شوند و اطراف اسنپ می‌ایستند و سوییچ خودرو را از راننده می‌گیرند. این ماموران لباس‌شخصی سپس معین مکیان و دانیال آیتی را با تمام وسایل شخصی‌‌‌ آن‌ها، با خود می‌برند.

در ادامه فشار بر هنرمندان، سهیلا گلستانی، بازیگر و کارگردان، و حمید پورآذری، کارگردان تئاتر، که به‌تازگی ویدیویی منتشر کرده بودند که در آن، جمعی از زنان فعال در عرصه تئاتر بدون حجاب اجباری ظاهر شدند، بازداشت شدند. جمعی از دانشجویان پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران صبح پنجشنبه، در حمایت از حمید پورآذری و سهیلا گلستانی، در دپارتمان نمایش و موسیقی این دانشکده تحصن کردند.

روز چهارشنبه خبرهایی هم از ربوده شدن عهدیه کیانی، بازیگر تلویزیون، و بازداشت فاطمه حبیبی، بازیگر تئاتر، منتشر شد. به گزارش اعتمادآنلاین، روز یکشنبه ۶ آذر، نیز سجاد افشاریان، کارگردان، و علی شادمان، بازیگر سینما و تئاتر، به دادسرای زندان اوین احضار شدند و آن‌ها هم‌اکنون به‌ قید وثیقه آزادند.

با وجود بازداشت‌های گسترده در گروه‌های اجتماعی مختلف، اعتراض‌ها در ایران کماکان ادامه دارند؛ اعتراض‌هایی که همه بر انقلابی بودن آن توافق دارند. بسیاری معتقدند این مجموعه اعتراض‌ها که بیش از ۷۰ روز است خاموش نشده، با توجه به اینکه بدون رهبری و اعلام همراهی گروهی خاص صورت می‌گیرد و رهبران خیابانی خاصی را به نیروهای سرکوب معرفی نمی‌کند، به بازداشت‌های کور و بی‌هدف منجر شده است.

بر اساس آمار هرانا، جمهوری اسلامی تاکنون ۱۸ هزار  ۱۹۵ نفر از معترضان را بازداشت کرده؛ با این حال از ۲۶ شهریور تا به امروز، بیش از ۱۵۷ شهر علیه جمهوری اسلامی به پا خاسته‌اند و نیروهای سرکوبگر ۴۵۹ معترض را کشته‌اند.‌‌

***

۱۴، ۱۵، ۱۶ آذر؛ سه گانه همبستگی و اتحاد

اینک در آستانه سه ماهه شدن عزم و اراده ملت ایران برای به زیر کشیدن حکومت ولایت فقیه کاری خواهیم کرد کارستان تا پویایی و بلوغ جنبش بیش از پیش وحشت مرگ را به جان جلادان سرازیر کند. با توجه به تجربه‌های به دست‌آمده، هم‌زمانی اعتصاب و اعتراض را روش مناسبی نمی‌دانیم زیرا خالی شدن خیابان از ترددهای معمولی مردم، زمینه‌های سرکوب شدیدتر را فراهم و شانس بازداشت مبارزان را افزایش می‌دهد. بنابراین در تاریخ‌های ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر با تفکیک قدم‌های انقلابی، خود هوشیاری، همبستگی و اتحادمان را بیش از پیش به نمایش خواهیم گذاشت.

۱۴ آذر؛ اعتصاب سراسری اصناف و بازاریان کامیون داران، صنایع بزرگ
۱۵ آذر؛ برگزاری تجمعات محله محور و متکثر همچون سه ماه گذشته
۱۶ آذر؛ تجمع سراسری و حداکثری از حوالی دانشگاه امیرکبیر به سمت دانشگاه تهران تا دانشگاه شریف و میدان آزادی از ساعت ۱۵ به بعد

دانشجویان چراغ راه این جنبش عظیم بوده و از روز اول میدان‌دار تجمعات و یکی از عوامل مهم تداوم این خیزش انقلابی محسوب می‌شوند، آنها به حق شایسته تجلیل و همراهی هستند. روز ۱۶ آذر برای پشتیبانی از آنها مقابل دانشگاه‌ها تجمع می‌کنیم و مسیر «انقلاب تا آزادی» را با شکوه‌تر از همیشه خواهیم نمود.

میبینم آن شکفتن شادی را
آن جشن بزرگ روز آزادی را

جوانان محلات تهران

iran-emrooz.net | Thu, 01.12.2022, 8:50
بیانیه جمعی از دموکراسی‌خواهان آذربایجان

بیانیه جمعی از دموکراسی‌خواهان آذربایجان پیرامون معضلات جامعه ایران و مبانی گذار از آن
مورّخه ۰۷/۰۹/۱۴۰۱

ما به‌عنوان جمعی از دموکراسی‌خواهان آذربایجان حل موانع و مشکلات ذیل را برای توسعه همه‌جانبه کشور ضروری می‌دانیم که این راهکارها می‌بایست بر مبنای موازین بین‌المللی و رعایت اعلامیّه‌های‌ جهانی حقوق بشر، حقوق‌زبانی، حقوق افراد متعلّق به ‌اقلیّت‌های ملّی، مذهبی و زبانی، میثاق‌های‌ بین‌المللی حقوق مدنی–سیاسی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کنوانسیون‌های‌ رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، رفع هرنوع تبعیض نژادی، حقوق کودک، میراث فرهنگی وطبیعی جهان، عدم تبعیض در آموزش و پرورش و حفاظت از محیط زیست مصوب سازمان ملل متحد و سازمان یونسکو مورد تدقیق، تدوین و اجرا قرار گیرد.

۱- مسئله خودکامگی و باز تولید آن
لزوم گذار به «دموکراسی»، تضمین حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی شهروندان، تفکیک و استقلال واقعی قوا، تضمین آزادی بیان و گردش آزاد اطّلاعات، تضمین برگزاری انتخابات آزاد، شناسایی حق رفراندم، مشارکت دادن مردم در اداره امور کشور، علنی بودن دادگاه‌ها، تضمین آزادی احزاب، تشکّل‌های صنفی و آزادی رسانه‌های عمومی.

۲- مسئله زنان
الف: لزوم حلّ مشکلات زنان از طریق تأمین برابری کامل حقوق زن و مرد، رفع کلّیه مظاهر ظلم و تبعیض و تحقیر و خشونت علیه آنان و به‌رسمیت شناختن نقش فعّال زنان در تحولات اجتماعی و برطرف نمودن موانع فرهنگی- حقوقی مردسالار برای حضور آنان در جایگاه‌های شایسته شغلی و کلان مدیریتی در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، اداری، سیاسی کشور.
ب: تأکید ویژه در مورد زنانی که در معرض انواع تبعیض‌های درهم‌تنیده (نژادی، زبانی و طبقاتی) قرار دارند و از تأثیرات مرکب آنها دچار رنج مضاعفی هستند و لزوم اعمال تبعیض مثبت برای رهایی از تضییق و تضییع حقوق اجتماعی- سیاسی، اقتصادی و قانونی آنان.

۳- مسئله جوامع فرهنگی و ملّیت‌ها
الف: ایران متعلّق به همه ایرانیان است، لذا همه جوامع فرهنگی و ملّیت‌های ایرانی باید متساوی‌الحقوق باشند. زبان و فرهنگ هر یک باید مورد حمایت عادلانه و بدون تبعیض قرار گیرد. آموزش زبان مادری و آموزش به‌زبان مادری حق مسلّم همه انسان‌هاست.
ب: لزوم تحوّل اساسی در ساختار اداری و سیاسی کشور از سیستم متمرکز به سیستم فدرالیسم دموکراتیک با تشکیل ایالت‌های مختلف. این مهم از طریق تأسیس مجالس ایالتی و نهادهای اداری- سیاسی محلّی، رفع کلّیه تبعیض‌های اقتصادی و فرهنگی و مشارکت دادن ملّیت‌ها در تصمیم‌گیری‌های کلان و اداره کشور قابل تحقق است.

۴- شکاف مرکز- پیرامون
لزوم رفع هرگونه تبعیض از مناطق محروم پیرامونی از طریق اعمال تبعیض مثبت به‌نفع مناطق محروم و ضرورت سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها در راستای محرومیّت‌زدایی در این مناطق.

۵- بحران زیست‌محیطی
الف: لزوم احیاء و حفاظت محیط ‌زیست و ممانعت از تخریب آن، مقابله با آلودگی منابع طبیعی، خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها، فرسایش خاک، کویرزایی، افت آب‌های زیرزمینی و فرونشست دشت‌ها (که علاوه بر عامل جهانی تغییرات اقلیمی) عمدتاً ناشی از اجرای سیاست‌های‌ نامتوازن توسعه، رشد بی‌روّیه جمعیّت و توزیع نامتناسب آن می‌باشد.
ب: با توجه به اینکه مهم‌ترین بحران محیط‌ زیستی ایران بحران آب است که تبعاتی از جمله بروز درگیری بین ساکنان حوزه های مختلف آبی و مهاجرتهای اقلیمی را در پی دارد، لذا حلّ آن بایستی در اولویّت برنامه‌ریزی‌های کلان کشور قرارگیرد.

۶- مسئله جوانان و شکاف سنّی
ضرورت توجه به جایگاه جوانان در امور اجتماعی، پرهیز از تحمیل هرگونه سیاست‌ مداخله‌گرایانه برای تحمیل سبک زندگی خاص، تأمین امنیت و افزایش امید نسل جوان، اصلاحات بنیادی در نظام آموزشی و تاکید برعدالت آموزشی، تجدیدنظر در نحوه خدمت نظام وظیفه و سرمایه‌گذاری برای پرورش استعدادهای نسل جوان.

۷- بحران‌ اقتصادی و شکاف طبقاتی
الف: لزوم تغییرات بنیادین در نظام اقتصاد رانتی و نفتی کشور برای رسیدن به نظام‌ اقتصادی توسعه‌محور با تکیه بر اصول علمی، بهره‌گیری از کلیه ظرفیت‌‌های ملی با ترویج خلاقیت عمومی و ابتکارات کارآفرینان، فراهم نمودن زمینه های ثبات اقتصادی از طریق جذب سرمایه های خارجی و تقویت سرمایه گذاری داخلی و کاهش بیکاری.
ب: لزوم تأمین عدالت اجتماعی به‌مثابه خواست اکثریّت مردم از طریق مبارزه با رانت و فساد اداری و انواع تبعیض در فرصت‌های شغلی و اقتصادی، لزوم جبران کامل اثرات تورّم برای قشر آسیب‌پذیر حقوق‌بگیر (کارگران، کارمندان، بازنشستگان) و اتخاذ سیاست‌های محرومیت‌زدایی از حاشیه‌نشینان،مشارکت دادن کارگران واحدهای تولیدی و صنعتی در سهام شرکتها و سود سهام حاصل از آن،توجه ویژه در بودجه بندی حوزه سلامت و تسهیل استفاده عموم از خدمات بهداشتی و درمانی.

۸- تبعیض‌های دینی و عقیدتی
لزوم تأمین برابری پیروان ادیان و مذاهب و فِرَق مختلف، آزادیِ برگزاری آیین‌ها و مناسک دینی، تفکیک نهاد دین از نهاد حکومت و رفع هرگونه تبعیض در مورد نحله‌های دینی و عقیدتی.

۹- تنش‌های بین‌المللی
لزوم قرار گرفتن کشور در بستر روابط دوستانه با همسایگان، کشورهای منطقه و جامعه جهانی از طریق تنش‌زدایی در روابط خارجی و کمک به صلح پایدار، تنظیم سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی که متضمن امنیت، رفاه و آزادی است. اجتناب از نظامی‌گری توسعه طلبانه که منجر به اتلاف منابع مالی کشور در مسابقه تسلیحاتی می‌شود.

***

اعتقاد داریم که بی‌توجّهی به معضلات فوق دلیل اصلی گسترش نارضایتی‌ها و مهاجرت میلیونی هموطنان به ویژه دانش‌آموختگان، نخبگان، کارآفرینان و فرار سرمایه‌ها به خارج از کشور و بروز بحران‌های وسیع اجتماعی شده‌‌است. بحران‌هایی که هر ازگاهی به اعتراضات وسیعی‌ منجر می‌شود و هربار نیز شکاف مردم با حکومتگران را عمیق‌تر می‌سازد.

بر این باوریم؛ نیروهای صدیق و مردمی که می‌توانند در سپهر سیاسی کشور نقشی بر عهده گیرند، باید در راستای شناخت مسائل و معضلات فوق قدم برداشته، رویکرد و سیاستگذاری‌های خود را معطوف به ارائه راه حلّ یکایک این مسائل برای پشت سر گذاشتن آن‌ها نمایند.

ما به‌عنوان جمعی از دموکراسی‌خواهان آذربایجان، ضمن دعوت از هموطنان عزیز جهت اتحاد حول محورهای فوق، آمادگی خود را برای هرگونه همفکری و همکاری در این موارد بخصوص مسائل اقوام و ملّیت‌های ایرانی و مسائل خاص آذربایجان اعلام می‌داریم.

۱- ابراهیم شندآبادی ۲- ابوالفضل حیدری ۳- ابوالفضل فرزانه ۴- احد کسگین تبریزی ۵- آرش ترکمانی ۶- آرش جهان بخش ۷- اسد قربانی ۸- اسکندر قادری ۹- اصغر اسدی ۱۰- اعظم حضرتی ۱۱- اکبر نجفلو ۱۲- امیر پور موسی ۱۳- امیر قمی ۱۴- امیر مختارزاده ماکویی ۱۵- امین رضا خلیلیان ۱۶- امین وندنوروز ۱۷- اولدوز چرندابی ۱۸- آیدین خلفی زنگیر ۱۹- آیدین هاشمی ۲۰- ایوب شریفی ۲۱- ایوز صفری ۲۲- بابک چوبدار ۲۳- بابک فصیحی ۲۴- بابک مددی ۲۵- بهروز آراز ۲۶- بهنام شیخی سامانلو ۲۷- بهنام ناصریان ۲۸- پرستو رهنما ۲۹- پرویز رضا بگلو ۳۰- پرویز محمدی ۳۱- پرویز ناطق ۳۲- پریوش دلیر ۳۳- تهمینه غلامی ۴- توفیق مرتضی پور ۳۵- جعفر کیوانچهر ۳۶- جلال چاوشیان تبریزی ۳۷- جواد بابازاده ۳۸- حامد امینی ۳۹- حامد مسعودی ۴۰- حبیب یزدانی ۴۱- حجت سرخ‌مرد ۴۲- حسن ارک ۴۳- حسن راشدی ۴۴- حسن فیضی ۴۵- حسین احمدزاده هرگلی ۴۶- حمید قره‌باغی‌زاده ۴۷- حمید شافعی ۴۸- خداویردی کریمی نژاد ۴۹- داوود کهنمویی ۵۰- دکتر جلیل شربیانلو ۵۱- ذکیه ذوالفقاری ۵۲- رحیم فرشچی ۵۳- رستم رسولی ساعی ۵۴- رشید دانشجویی ۵۵- رضا حاجی‌زاده ۵۶- رضا بابازاده ۵۷- رضا بشارتی ۵۸- رضا داغستانی ۵۹- رضا رواندوست ۶۰- رضا صدر ۶۱- رقیه ملک‌کندی ‌۶۲- روح الله رحیم‌پور ۶۳- زهره طاهری ۶۴- زینب کبیری ۶۵- سعید چلبیانی ۶۶- سعید دژم‌پور ۶۷- سعید زمهریرلو ۶۸- سعید متین‌پور ۶۹- سعید موغانلی ۷۰- سلمان سرخ‌مرد ۷۱- سمانه رضایی ۷۲- سمیه محمدی ۷۳- سولماز خانکیشی‌زاده ۷۴- سولماز نوری ۷۵- سید کاظم موسوی ۷۶- شوکت ابراهیمی ۷۷- صالح عدل ۷۸- صالح گرامی فر۷۹- صفر ولیزاده ۸۰- صفیه باقری ۸۱- صمد صباغ ۸۲- طاهر حسین زاده هنویی ۸۳- طاهر نقوی ۸۴- عادل شاهوردی ۸۵- عادل عباس زاده ۸۶- عباد رافتی گرگری ۸۷- عباس پوراظهری ۸۸- عبدالعزیز عظیمی قدیم ۸۹- عسگر قره خانی ۹۰- علمشاه بدرخانی ۹۱- علی خلیلی ۹۲- علی محمدی ۹۳- علی نوری ۹۴- علیرضا چاوشیان تبریزی ۹۵- علیرضا صرافی ۹۶- علیرضا یقینی ۹۷- عیسی نظری ۹۸- غلامعلی حسینقلی‌زاده ۹۹- فتانه فرشچی ۱۰۰- فخرالدین شکوری ۱۰۱- فرخ غلامی ۱۰۲- فرناز حقگو ۱۰۳- فرهاد عبدالهی ۱۰۴- فریده جلفایی ۱۰۵- فریده سادات علی‌نژاد تولون ۱۰۶- قادر ابراهیمی ۱۰۷- قربان جلالی سردرود ۱۰۸- قیزبس خدابنده‌لو ۱۰۹- کاظم هاشم‌زاده ۱۱۰- کمال ناطق ۱۱۱- گلسا خلیل وند ۱۱۲- گۆنش پیرهادی ۱۱۳- اللهوردی عظیمی ۱۱۴- لیلا حیدری ۱۱۵- لیلا موتاب ۱۱۶- لیلی بهزاد ۱۱۷- مازیار تبریزی ۱۱۸- مجتبی رزمی ۱۱۹- مجید یعقوب‌زاده ۱۲۰- محمد ایمانی ۱۲۱- محمد پورحسن ۱۲۲- محمد خندان ۱۲۳- محمد طهماسب‌پور ۱۲۴- محمد عباسپور ۱۲۵- محمد محمدی ۱۲۶- محمد محمدی ۱۲۷- محمد میاردانلی ۱۲۸- محمدتقی ابراهیمی آذر ۱۲۹- محمدرضا جدیری ۱۳۰- محمود آقایی ۱۳۱- مرتضی خانی ۱۳۲- مرتضی نورمحمدی ۱۳۳- مرضیه تابان ۱۳۴- مسعود حاجی‌علیلو یوشانلویی ۱۳۵- مسعود دسمالچی ۱۳۶- مسعود روغنی ۱۳۷- مسعود صدر ۱۳۸- مصطفی حاج‌علیزاده ۱۳۹- مقصود قراملکی ۱۴۰- منصور حیدری ۱۴۱- مهرنوش احمدزاده ۱۴۲- مهریار رزمی ۱۴۳- مهناز اسلامی ۱۴۴- میر محمود یکانی ۱۴۵- میراسماعیل یزدانی ۱۴۶- میرحبیب برقی ۱۴۷- میکائیل قلی‌پور ۱۴۸- نادر ابراهیمی ۱۴۹- نازی مهدیان ۱۵۰- نازیلا هاشمی ۱۵۱- ندا پیرایش ۱۵۲- نسرین صارمی ۱۵۳- نسرین فردوس ۱۵۴- نگار مقدم ۱۵۵- نگار نوروزی ۱۵۶- هادی سودبر ۱۵۷- هاشیم اسماعیلی ۱۵۸- هدیه باقری ۱۵۹- وحید شیخ بگلو ۱۶۰- وحید منادی ۱۶۱- ودود پیری ۱۶۲- یاسین فرید میدانلار ۱۶۳- یاشار کمالی ۱۶۴- یعقوب طالبی ۱۶۵- یوسف حضرتی ۱۶۶- یوسف نمکی

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 22:12
حکم اعدام برای ۴ نغر به اتهام همکاری با اسرائیل

قوه قضائیه جمهوری اسلا می‌ایران اعلام کرده است که دیوان عالی کشور حکم اعدام چهار شهروند این کشور را که خرداد ماه سال جاری بازداشت شده بودند، به اتهام همکاری با اسرائیل، تایید کرده است.

به گزارش بی‌بی‌سی، بر اساس این گزارش با تایید دیوان عالی کشور، حسین اردوخانزاده، شاهین ایمانی محمودآباد، میلاد اشرفی آتباتان و منوچهر شهبندی بجندی، به اتهام «همکاری اطلاعاتی» با اسرائیل و «آدم‌ربایی» به اعدام محکوم شده‌اند.

خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلا می‌ می‌گوید اتهام این افراد «سرقت و تخریب اموال شخصی و عمومی، آدم‌ربایی و اخذ اعترافات ساختگی از طریق شبکه اراذل و اوباش» می‌کردند» و «با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلا می‌و وزارت اطلاعات دستگیر شدند».

بر اساس گزارش رسانه های ایران به نقل از قوه قضائیه، به غیر از این چهار نفر، سه متهم دیگر بر اساس اتهام هایی از جمله «ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، معاونت در آدم‌ربایی و نگهداری سلاح به پنج تا ده سال حبس محکوم شدند». نام این سه نفر اعلام نشده است.

در گزارشی که خبرگزاری های ایران منتشر کرده اند گفته شده «اعضای این باند با هدایت افسران اطلاعاتی رژیم صهیونیستی با تهیه سلاح جنگی اقدام به آدم‌ربایی کرده و دستمزد خود را به‌صورت ارز دیجیتال دریافت کرده بودند».

ایران موجودیت اسرائیل را به رسمیت ن می‌شناسد و از آن با عنوان رژیم صهیونیستی یاد می‌کند.

اطلاعیه قوه قضائیه درباره تایید حکم اعدام این چهار نفر جزئیات روشنی از پرونده اتها می‌این افراد ندارد اما در برخی از منابع غیررس می‌افراد محکوم شده به اعدام با پرونده بازجویی اسرائیل از یک افسر ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلا می‌مرتبط دانسته شده است.

«بازجویی نیروهای موساد از یک مقام ارشد سپاه پاسداران در ایران»

در گزارش خردادماه تلویزیون ایران ادعا شده بود «گروهی از اراذل و اوباش تحت هدایت موساد، یک نیروی جهادی وابسته به سپاه» را ربوده و با «شکنجه و تهدید» مجبور می‌کنند در مورد کارهایی که «در حوزه کاری و تخصصی او نبوده» اعتراف کند

تیرماه سال جاری انتشار گزارشی از بازجویی نیروهای موساد از یک مقام سپاه پاسداران در ایران، دور تازه‌ای از رقابت‌های اطلاعاتی دو کشور را به نمایش گذاشته است.

براساس تصاویری که در شبکه ایران اینترنشنال منتشر شد، گفته می‌شود که «سازمان اطلاعات اسرائیل از یک مقام‌ سپاه پاسداران به نام یدالله خدمتی در ایران بازجویی کرده است».

این فیلم در حالی منتشر شده که شبکه دو تلویزیون ایران حدود یک ماه پیش از آن، در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ در بخش خبر ساعت ۲۰:۳۰ خود گزارشی پخش کرد که در آن سازمان جاسوسی اسرائیل را به «استفاده ابزاری از اراذل و اوباش» متهم کرد.

در اطلاعیه جدید قوه قضائیه درباره تایید حکم اعدام چهار متهم هم عبارت مشابهی به کار رفته و از از آنها با عنوان «اراذل و اوباش» یاد شده است.

در گزارش خردادماه تلویزیون ایران ادعا شده بود «گروهی از اراذل و اوباش تحت هدایت موساد، یک نیروی جهادی وابسته به سپاه» را ربوده و با «شکنجه و تهدید» مجبور می‌کنند در مورد کارهایی که «در حوزه کاری و تخصصی او نبوده» اعتراف کند.

تصاویر و صدایی که از پشت صحنه این اعتراف‌گیری در تلویزیون ایران پخش شد به ویدئویی که تلویزیون ایران اینترنشنال منتشر کرده شباهت زیادی داشت.

در بخشی از فیل می‌که شبکه دو تلویزیون ایران پخش کرده صدایی که به نظر می‌آید متعلق به فرد ربوده شده است می‌گوید: «من کارم چیز دیگری» است.

به جز شباهت ویدئوی اعتراف هدایتی با تصاویر پشت صحنه اعتراف‌گیری از فرد ربوده شده، بقیه ادعاهای تلویزیون ایران در مورد ارتباط افرادی که آنها را «اراذل و اوباش» معرفی کرد با موساد قابل تایید نیستند.

تلویزیون ایران سابقه طولانی در پخش اعترافات افرادی را دارد که بعدها معلوم شده برخی از آنها اساسا هیچ نقشی در موضوع مورد اعتراف نداشته‌اند.

انتشار فایل صوتی منصور رسولی، فرد منسوب به نیروی قدس سپاه

این خبر درحالی منتشر شد که در دهم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱، شبکه تلویزیونی «ایران اینترنشنال» به نقل از منابع «دیپلماتیک» خبر داد که موساد در اقدا می‌کم‌سابقه از فردی به نام «منصور رسولی» در «داخل خاک ایران» بازجویی کرده و از او اعتراف گرفته است.

همراه این خبر، یک فایل صوتی و عکسی از آقای رسولی که در عقب یک ماشین نشسته بود، منتشر شد.

منصور رسولی در فایل صوتی می‌گوید او از نیروی قدس شاخه برون مرزی سپاه پاسداران دستور داشته تا یک اسرائیلی در ترکیه، یک آمریکایی در آلمان و یک روزنامه‌نگار در فرانسه را ترور کند.

رسانه‌های اسرائیلی در همان روز و یازدهم اردیبشهت‌ماه جزییات بیشتری از این خبر منتشر کردند و گفته شد که این بازجویی پنج ماه پیش انجام شده و این فرد در خانه خودش بازجویی شده است.

یک هفته پس از انتشار این خبر، فردی که بسیار به تصویر منتسب به منصور رسولی شبیه بود با انتشار ویدئویی روند بازجویی را تائید کرد اما گفت اعترافاتی که از او پخش شده «تحت فشار و به اجبار گرفته شده است».

نورنیوز، سایت خبری نزدیک به دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گزارش رسانه‌های اسرائیلی را «داستان سرایی با چاشنی فرافکنی» خواند و آن را رد کرد.

همچنین خبرگزاری تسنیم در بیست و کم اردیبهشت‌ماه در گزارشی نوشت «منصور رسولی یک فرد غیرنظا می‌و کشاورز ساکن در شمال غرب کشور است که در تیرماه سال گذشته توسط چند نفر اراذل و اوباش در ازای مبلغی پول ربوده شده و ربایندگان او را مجبور کردند تا اظهارات مشخصی را بازگو کند».

رقابت اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی ایران و اسرائیل در ماه‌های اخیر بالا گرفته است. اسرائیل در سال‌های اخیر بارها مراکز هسته‌ای و پهپادی ایران را هدف قرار داده است و گفته می‌شود ایران نیز حملات سایبری علیه اسرائیل انجام می‌دهد.

اول خردادماه روابط عمو می‌سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که سرهنگ پاسدار صیاد خدایی، در تهران به ضرب گلوله کشته شده است.

در این اطلاعیه گفته شده بود آقای خدایی «هدف جنایت تروریستی ضد انقلاب و عوامل وابسته به استکبار جهانی» قرار گرفت و انگشت اتهام این عملیات را به سوی اسرائیل نشان رفته بود.

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 13:18
نگاه رسانه‌های جهان به خیزش مردم ایران

تداوم خیزش سراسری مردم ایران در داخل و خارج از مرزها علیه جمهوری اسلامی همچنان در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب دارد. خبرگزاری‌های مهم جهان در کنار انتشار آخرین اخبار مربوط به این قیام مردمی، تحلیل‌ها و گزارش‌های متعددی را درباره این موضوع منتشر می‌کنند. در ادامه به برخی از تازه‌ترین مطالب منتشرشده درباره اعتراض شجاعانه مردم ایران اشاره شده است.

گاردین: حمایت ناچیز دولت آمریکا از قیام ایران

رسانه بریتانیایی گاردین در یادداشتی که روز سه‌شنبه ۲۹ نوامبر منتشر کرد، به این موضوع پرداخت که چرا آمریکایی‌ها اعتراضات در ایران را نادیده می‌گیرند؟

نویسنده این یادداشت برای پاسخ به این سوال نوشت: «فریاد معترضان ایرانی که شعار زن، زندگی، آزادی را سر می‌دهند الهام‌بخش است، اما بسیاری از مردم در ایالات متحده پس از اولین کلمه از گوش دادن به ادامه آن خودداری کردند. با وجود تحولات متعددی که در ایران در حال رخ دادن است، پوشش خبری این قیام به طور قابل توجهی در ایالات متحده کم بوده است. ما صفحات روزنامه و وبسایت‌ها را جستجو می‌کنیم اما نتیجه خاصی به دست نمی‌آید. با تماشای اخبار عصر منتظر تصاویری از تهران هستیم اما به شایعاتی درباره سلبریتی‌ها یا اخبار آب و هوا برمی‌خوریم.»

در این یادداشت نوشته شده است: «تظاهرات همدردی با مردم ایران در آمریکا اغلب از سوی هنرمندان و فعالان ایرانی در تبعید سازماندهی شده است، در حالی که سیاستمداران آمریکایی عمدتا سکوت کرده‌اند. یکی از دلایل این خاموشی، در برابر حمایت همه‌جانبه از اوکراین، شاید به این برگردد که سیاستمداران آمریکایی درباره دخالت در امور داخلی این کشور شجاع که تهاجم خارجی را دفع می‌کند تردید دارند. در عین حال، موضوع دیگر شاید امید دولت آمریکا برای به نتیجه رسیدن توافق هسته‌ای باشد که اکنون تا حدود زیادی متزلزل شده است.»

ستون‌نویس گاردین در انتها تاکید می‌کند: «مسئله‌ای که من نمی‌توانم نادیده بگیرم این است که شاید سکوت در برابر مبارزه ایرانی‌ها علیه حکومت دینی سرکوبگرشان به این دلیل است که تا حد زیادی از سوی زنان رهبری می‌شود. همان‌طور که فیلم‌های اولیه منتشر شده از این قیام، زنان شجاع ایرانی را نشان می‌داد که در اعتراض به یک عمر محدودیت درباره نوع پوشش و رفتارشان، روسری‌های خود را سوزانده و موهایشان را کوتاه می‌کردند. بی‌تفاوتی به این جنبش نشان می‌دهد که هنوز عده زیادی وجود دارند که پنهان یا آشکارا معتقدند حقوق زنان زیرمجموعه ناچیزی از حقوق بشر است.»

آسوشیتدپرس: فریاد بلند معترضان ایران در قطر

آسوشیتدپرس به حضور ایرانی‌هایی در ورزشگاه‌های برگزاری مسابقات جام جهانی قطر پرداخت که نه برای حمایت از تیم فوتبال، بلکه برای رساندن صدای اعتراضشان به جهان وارد استادیوم می‌شوند.

این رسانه در گزارش خود از برخورد نیروهای امنیتی ورزشگاه قطر با هواداران ایرانی که نمادهای اعتراضی به همراه داشتند خبر داد و همچنین نوشت: «برخی از هواداران حامی جنبش اعتراضی علیه جمهوری اسلامی گفتند که حامیان دولت ایران با گرفتن دوربین تلفن‌های همراهشان به سوی معترضان، به دنبال تهدید و ترساندن آنها بودند.»

در بخشی از این گزارش آمده است: «دو ایرانی مقیم لندن که تی‌شرت‌هایی با شعار اعتراضی به تن داشتند، در حین گفتگو با خبرنگار ما قبل از مسابقه ایران و آمریکا بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. یکی از آنها که خود را مریم معرفی کرد، از سوی یک مرد ایرانی که به دنبال او بود، مورد حمله واقع شد. ماموران امنیتی در صحنه حاضر شدند اما مردی را که به او حمله کرده بود بازداشت نکردند. چند مرد دیگر نیز شروع به فیلمبرداری از افرادی کردند که با ما مصاحبه می‌کردند یا با شیپورهایشان تلاش کردند در گفتگوی آنها مشکل ایجاد کنند. مردی نیز به زبان فارسی بر سر آنها فریاد زد: چرا فکر نمی‌کنید ایران خوب است؟»

خبرنگار آسوشیتدپرس مشاهداتش را اینطور ادامه داد: «مریم که مانند دیگر هواداران ایران از بیان نام خانوادگی خود به دلیل ترس از اقدامات تلافی‌جویانه رژیم جمهوری اسلامی خودداری کرد، گفت که دوستانش نیز به همین ترتیب در بازی ایران و ولز مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. مریم تاکید کرد که «آنها نمی‌توانند ما را متوقف کنند. مردم در حال کشته شدن‌اند و من قرار نیست با چنین حمله‌هایی دست از حمایت از مردم ایران بردارم. من از آنها نمی‌ترسم.»

اینترناتزیوناله: قیام مردم چین و ایران علیه دیکتاتوری

رسانه ایتالیایی اینترناتزیوناله با توجه به وقوع جنبش اعتراضی در پکن پس از خیزش مردم ایران علیه حکومت، به مقایسه این دو اعتراض پرداخت.

این رسانه در یادداشتی تحلیلی با عنوان «اعتراضات در چین و ایران وجه اشتراک دارند» نوشت: «در فاصله‌ای کوتاهی نزدیک دو ماه، دو جنبش مردمی علیه دو رژیم توتالیتر شکل گرفت. چین و ایران با این که در اقتدارگرایی مشترک‌اند، دو کشور بسیار متفاوت محسوب می‌شوند، با این حال شباهت‌های زیادی بین این دو قیام اخیر وجود دارد. در هر دو مورد، وقایعی که می‌توانستند کاملا نادیده گرفته شوند، باعث انفجار خشم عمومی شد.»

در ادامه این مطلب آمده است: «در ایران، مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس اخلاقی یک موضوع استثنایی نبود زیرا متاسفانه وحشیگری نیروهای سرکوبگر حکومت تازگی ندارد. با این حال دیدیم که مرگ او باعث قیام زنان ایرانی شد. در چین نیز آتش‌سوزی اتفاق‌افتاده در این کشور می‌توانست مانند ده‌ها مورد مشابه دیگر از سوی شهروندان نادیده گرفته شود اما مردم را به خیابان‌ها کشاند، کاری که در سه دهه گذشته انجام نداده بودند.»

اینترناتزیوناله ضمن اشاره به سختگیری‌ حکومت‌های ایران و چین و در عین حال افزایش آگاهی عمومی به واسطه اینترنت می‌افزاید: «در ایران سختگیری آخوندها، همراه با هرج و مرج اقتصادی این کشور باعث شده جوانانی که آرزوی زندگی بهتری دارند، امید خود را به بهتر شدن وضعیت زیر سایه رژیم حاکم از دست بدهند. در چین نیز سختگیری‌های بسیار زیاد و وضعیت نامناسب اقتصادی ناشی از قرنطینه طولانی‌مدت در این کشور آرزوهای جوانان را بر باد داده است. با همه موانعی که حکومت‌های این دو کشور بر سر قیام جوانان ایجاد کرده‌اند، شکل گرفتن چنین جنبش‌هایی و فراگیر شدن آنها با سرعت بسیار زیاد، نشان می‌دهد که دیکتاتورها باید درک کنند که در برابر «نسل اینترنت» کار سختی در پیش دارند.»

ایندیپندنت فارسی

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 13:15
پایداری در برابر سرکوب/گفتگو با ناصر مهاجر و رضا معینی

گفت‌وگوی آیدا قجر با ناصر مهاجر و رضا معینی
سه شنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۲۲
منبع: وبسایت «بیداران»

حال که این گفت‌وگو منتشر می‌شود، دهمین هفته از اعتراضات سراسری مردم ایران پس از قتل «مهسا امینی» می‌گذرد؛ دختر کردی که در پی بازداشت گشت ارشاد به کما رفت و پس از سه روز، جان داد. در این مدت جمهوری اسلامی از خیابان تا زندان و بیدادگاه‌، با ابزارهای سرکوب‌گرایانه و خشونت‌بار خود مقابل پذیرش خواسته‌های مردمی و حرکتی که تمامیت سیستم سیاسی را زیر سؤال برده است، در راستای بقای خود، همچنان خشونت و مرگ به بار می‌آورد.
در این گفت‌وگو، با «ناصر مهاجر» تاریخ‌پژوه و نویسنده و «رضا معینی» روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر درباره ابعاد و ابزارهای مختلف دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی گفت‌وگو کردیم. هم‌سو با پرداختن به دستگاه سرکوب این نظام، از مقاومت‌های مردمی در ایران و چند نمونه بین‌المللی مثال آوردیم. همچنین در راستای مقایسه‌ای که این روزها درباره سرکوب جاری در این دو ماه و سال‌های نخستین پس از انقلاب ۵۷ صورت می‌گیرد، نگاهی داشتیم بر تجربیات و آسیب‌هایی که این نظام سرکوب‌گر از ابتدا بر پیکره جامعه مدنی و جامعه مبارز ایرانی وارد کرده است.
لازم به یادآوری است که این گفت‌وگو در پایان هفته هشتم و آغاز هفته نهم اعتراضات سراسری انجام شده است. از همین روی، برخی آمارها به همان زمان برمی‌گردد.
آیدا قجر، روزنامه‌نگار


شما تاریخ‌پژوه هستید و جنبش‌های اعتراضی ایران و دیگر نقاط جهان را به دقت دنبال و بررسی می‌کنید. در روزهای پرالتهاب اعتراضات سراسری مردم ایران در پی قتل «مهسا امینی» بحث بر سر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و نگرانی بابت چگونگی گسترش برخورد با پایداری و مقاومت مردم است. آیا این دستگاه سرکوب با گذشته جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تا جنبش‌های اعتراضی پیشین، با امروز تفاوت کرده است؟

ناصر مهاجر: وقتی از سرکوب صحبت می‌کنیم، در واقعیت، درباره‌ی چند سازمان و دستگاه‌ سرکوب صحبت می‌کنیم. دستگاه سرکوبی که در ایران وجود دارد، با جاهای دیگر متفاوت است. ما در ایران به جز وزارت اطلاعات که نخستین دستگاه سرکوب در همه‌جای دنیاست و می‌دانیم سرکوب با جمع‌آوری اطلاعات آغاز می‌شود، دستگاه‌های دیگری هم داریم؛ مثل سپاه پاسداران، با بخش بسیار قوی اطلاعاتی و نیرویی چون قرارگاه ثارالله. بخش اطلاعاتِ سپاه، در سال‌های گذشته به شدت تقویت شده است و نقش مهمی در سرکوب ایفا می‌کند. بخش اطلاعات قوه قضاییه را هم داریم. در کنار این دستگاه‌ها، شورای امنیت ملی را داریم. برخی از این دستگاه‌ها در آغاز شکل‌گیری جمهوری اسلامی وجود نداشتند و دیرتر به وجود آمدند.

باید بگویم که آگاهی من نسبت به سویه‌هایی از دستگاه سرکوب جمهو‌ری اسلامی، برآمده از پژوهش‌هایم درباره‌ی جنبش‌های اجتماعی ایران پس از انقلاب است. از همان اولین جنبش اعتراضی بعد از انقلاب ۵۷ - یعنی خیزش تاریخی ۶ روزه زنان - تا جنبش‌های ۹۶ و ۹۸.

برای بررسی خیزش‌ها و جنبش‌های اجتماعی ایران، ناچار شدم به دستگاه سرکوبِ جمهوری اسلامی نیز بپردازم.

آن‌چه من در گذر این سال‌ها متوجه شده‌ام این است که منطق هستی دستگاه سرکوب، از روز نخست که جمهوری اسلامی شکل گرفت، تا همین امروز، یک منطق بوده است. پایه‌های فکری این دستگاه سرکوب از روز نخست تاکنون، یک پایه فکری بوده است. برای این دستگاه سرکوب مهم نیست که شما متهم هستید یا مظنون یا مجرم. اما در جایی که نظام دادگستری در معنای مدرن کلمه وجود دارد، تمیز این موقعیت‌ها مهم است. در صورتی‌که تمیز این موقعیت‌ها در دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی هیچ اهمیتی ندارد. مثل دستگاه امنیتی رژیم شاه که یکی از کارهای معمول اش برخورد با روشنفکران بود. روشنفکری را صدا می‌زدند، چندین ساعت او را در ترس در دفتر ساواک در منطقه‌ای دورافتاده نگه می‌داشتند و بعد از تهدید مستقیم یا غیرمستقیم او را رها می کردند. در جمهوری اسلامی هیچ تفکیکی وجود ندارد. در واقع در رفتارها و روش کار امروزشان، همان رفتار و روش دیروز را می‌بینیم. وقتی رئیس سازمان امنیت رژیم شاه، تیمسار «نصیری» را بازجویی می‌کردند، «ابراهیم یزدی» از آن سوی اتاق آمد و بر سر متهم کوبید. دور سر نصیری هم پانسمان پیچیده شده بود. تلویزیون هم جلسه بازجویی را پخش می‌کرد؛ بی هیچ مشکلی!

فرقی را که امروز در مقایسه با گذشته، می‌توان مشاهده کرد، پیچیدگی روش‌ها، شگردها و حساب‌کتاب‌های دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی است. نیروی اصلی سرکوب، جنبش‌های شهری تاکنون لباس‌شخصی‌ها بوده‌اند، نیز بسیج، و نیز نیروهای انتظامی. در این خیزش اخیر، تاکنون سپاه را برای سرکوب به خیابان نیاورده‌اند. از گلوله های جنگی هم کمتر استفاده کرده اند. البته شلیک با تفنگ‌های ساچمه‌ای در جهان مساله جدیدی است و مختص به ایران نیست. از سوی دیگر، بیش از پیش حواس‌شان به بافت اجتماعی و جغرافیایی شهرهای ایران بوده است؛ این که در چه مناطقی نمی‌توانند به کشتارهای بزرگ دست بزنند و در چه منطقه هایی می توانند. از این نوع تغییرات در کارکرد دستگاه‌های سرکوب می‌بینم؛ اما در مسائل اصلی که به رفتار و کردار و پندارهای یک دستگاه امنیتی و سیستم سرکوب باز می‌گردد، تغییر معناداری نمی‌بینیم.

همین دادگاهی که «ابوالقاسم صلواتی» برای معترضان برگزار کرد و به آن جوان حکم «محاربه» و «مفسد فی‌الارض» داد، بالای سر قاضی نوشته شده بود: «دادگاه اغتشاش‌گران.» یعنی قرار نیست در آن دادگاه ثابت شود که شما اغتشاش‌گر بوده‌اید یا نبوده‌اید. فرض بر این است که شما اغتشاش‌گر بوده اید و هستید. آن دادگاه هم رای‌اش را بر این مبنا داده است. امروز هم رای دادند بر اعدام ۱۱ نفر در کرج، به جرم کشتن یک نفر بسیجی؛ داستان‌ی ساختند و مدعی شدند ده مرد و یک زن مثل داعش، این بسیجی را کتک‌ زده‌اند و با ماشین از روی او رد کرده اند و او را کشته‌اند. ما دیده‌ایم که اتومبیل‌های خودشان از روی چه کسانی رد می‌شود. دادگاه‌ این یازده نفر هم، مثل همان دادگاه‌های چند دقیقه‌ای سال شصت، بدون وکیل تشکیل شد. یعنی وقتی این رژیم با یک وضعیت بحرانی روبه‌روست، رفتارهایش مانند رفتارهای گذشته می شود. وقتی در بحران نیست، تغییراتی را می‌توان مشاهده کرد.

شما چطور؟ شما که سال‌ها در مستندسازی جنایت‌ و سرکوب فعالیت کرده‌اید و به عنوان روزنامه‌نگار شاهد حقیقت دستگاه سرکوب بوده‌اید؛ آیا سیستم سرکوب را متحول شده می‌دانید یا چرخ سرکوب جمهوری اسلامی بر همان گردش نزدیک به نیم‌ قرن پیش می‌چرخد؟

رضا معینی: من با گفته‌های ناصر مهاجر موافقم که این حکومت مدت کمی پس از قدرت‌گیری تا امروز با سرکوب در قدرت مانده است. این حکومت ابزار سرکوب خود را داشته است. این ابزار سرکوب از یک شکل ابتدایی مثل کمیته‌ها آغاز شد که در اساس از دل انقلاب بیرون آمده بودند. در هنگامه‌ی انقلاب، نیروهای گارد و شهربانی اقدام به تامین امنیت شهروندان نمی‌کردند، در محله‌های مختلف کمیته‌هایی برای حفاظت از محله‌ها و برخی هم برای یاری رساندن به مردم از آن میان توزیع نفت و غیره به وجود آمد. این کمیته‌ها حول مساجد محل شکل گرفتند. یعنی تنها جایی‌که امکان تجمع و رفت‌وآمد بود. اما در آغاز تمام آن‌ها «کمیته‌های انقلاب اسلامی» نبودند. کمی هم پس از انقلاب این کمیته‌های مردمی را که به عنوان مثال در کردستان، لرستان یا در شهرهای شمال به وجود آمده بودند و مستقل بودند، خلع سلاح و تصفیه کردند؛ با همان طرح خلع‌ سلاح عمومی.

به باور من سرکوب یک پدیده اجتماعی است و چون پدیده‌ای زنده‌ است، متحول می‌شود. یعنی در رابطه با سرکوب جنبش‌های مدنی و مقاومت‌های جنبش مدنی که جاری و پیش‌رونده هستند، سرکوب‌ همواره وجود داشته و در این روند متحول شده است و ابزارهای سرکوب هم گام به گام متحول می‌شوند. فناوری‌های گوناگونی که برای توسعه جامعه به کار گرفته می‌شوند، مانند ابزارهای اطلاع‌‌رسانی، در دست جامعه مدنی می‌توانند به دست‌مایه‌ای برای پایداری و سازماندهی خود بدل شوند و برای حکومت مستبد ابزاری است برای سرکوب. این دو بهره‌مندی در برابر هم و باهم متحول می‌شوند. امروز می‌بینیم که «دستگاه سرکوب» یکی از مهم‌ترین بخش‌های جمهوری اسلامی است که برای آن با برنامه‌ریزی، بودجه زیادی هم تعیین می‌کند.

یک آسیب جدی برای جنبش‌ها، خطر ِ دست‌کم گرفتن سرکوب است. آن‌جا که فکر می‌کنیم پیروزی پایداری حتمی است، به آسیب‌های سرکوب کم‌تر توجه می‌کنیم. من موافق هستم که منطق سرکوب همان است، اما این منطق نیز در دوره‌های مختلف، تغییر کرده و متحول شده است و توانسته ابزارهای بسیاری را به کار گیرد. نکته دیگر شکل هیاتی حکومت است که هیات‌های حاکمه هر کدام در عین «وحدت »با هم اما نیروی سرکوب خود را هم دارند.

نمونه تحول در شکل سرکوب امکان کنترل تلفن‌ است که در رژیم گذشته نیز وجود داشت و بانی وارد شدن ضربات جدی به سازمان‌های سیاسی شد. پس از انقلاب همین کنترل تلفن بدست رژیم افتاد و بسیار پیشرفته‌تر شد. همین تکنیک در دهه شصت به شکل موثر به‌کار گرفته شد و پس از دهه شصت نیز با استفاده از ابزارهایی بسیار قوی‌تر با امکان کنترل بیشتر به‌کار گرفته می‌شود. امروز جمهوری اسلامی در همکاری‌ با شرکت‌های بزرگ ارتباطاتی جهان می‌تواند تلفن‌های موبایل و اینترنت را کنترل کند و حتی می‌تواند آن را قطع کند تا سرکوب‌های خونین را پیش ببرد.

به باور من سنجش میزان سرکوب، پیمانه رشد پایداری در جامعه است. امروز وقتی ابزارهای مورد استفاده جمهوری اسلامی را برای سرکوب بررسی می‌کنیم؛ مثل گلوله‌های ساچمه‌ای و گازهای اشک‌آور پیش‌رفته و سلاح‌هایی مورد استفاده در غرب،همه هم تولید شرکت‌های خارجی هستند. این تحول ابزارهای سرکوب در چگونگی مقاومت و سرکوب تاثیر دارد.

فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی یک رژیم‌ توتالیتر است که با کاربست اسلام چون ایدئولوژی، تئوری توتالیتاریزم را گام‌ها به جلو برده است. یعنی اگر در حکومت‌های توتالیتر پیشین، مسئولان حکومتی به دنبال توجیهی برای سرکوب بوده‌اند، مانند «دشمن خارجی» که آن را پس از تبیین وارد مرزهای ملی می‌کردند و نیروهای مقاوم و مبارز جامعه را با اتهام اتصال با آن‌ها سرکوب و منکوب می‌کردند، در جمهوری اسلامی از آغاز این شکل سرکوب وجود داشت. ما یک «امت» داریم و هرکس خارج از این امت باشد، «کافر» است. کلمه‌ها و واژه‌های مورد استفاده جمهوری اسلامی برای سرکوب، اهمیت دارند.

اتهام‌هایی که امروز هم از آن استفاده می‌شود اما شکل آن تغییر کرده است. به عنوان مثال «مرتد»، «محارب»، «منافق» یا «خرابکار» که امروز «اغتشاش‌گر» نامیده می‌شوند. امروز «رابطه با صهیونیسم و آمریکا» با عنوان «جاسوس» بازتولید می‌شود. این عبارات اهمیت دارند چرا که در ذهن مردم اثرمند است. برای نمونه در دهه شصت وقتی می‌گفتند کسی کافر،‌ مرتد و منافق است جامعه قدرت آن را نداشت و به خودش اجازه نمی‌داد از این فرد دفاع کند. این اتهام آگاهانه به کار گرفته می‌شد برای منزوی کردن این مجموعه و ایجاد وحشت در دیگران برای همراهی! «اسدالله لاجوردی» در مصاحبه با یکی از رسانه‌های خارجی در آن زمان می‌گفت: «خود وکلا نمی‌خواهند از این متهمان دفاع کنند.» اما امروز با مقاومت جامعه یک گام جلوتر رفته‌ایم، شکل دادگاه‌ها همان دادگاه‌ها هستند ولی تشریفاتی را رعایت می‌کنند. با آن‌که در روزهای اخیر وکلایی که اجازه کار هم داشتند، بازداشت شده‌اند.

در این‌باره یادآوری کنم که تحول ِ در سرکوب، هم بستگی به مناسبات جهانی دارد و هم به شرایط ملی و داخلی ایران. با وجود شعارهای سنگین اما جمهوری اسلامی همیشه نیازمند مناسبات اقتصادی بوده است. بدون شک در چهارچوب این مناسبات جمهوری اسلامی فشارهایی را متحمل شده و در جاهایی توانسته است شکلی از خواسته‌هایی که می‌تواند جامعه جهانی را راضی کند، به کار گیرد. تشریفات اداری در دادگاه‌ها به عنوان نمونه، در آن‌ها وکیل حضور دارد. یعنی وقتی در سال‌های گذشته می‌گفتیم روزنامه‌نگار امکان دفاع از خود را ندارد، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در پاسخ به نهادهای بین‌المللی می‌گفت: «متهم وکیل دارد» یا «از مرخصی و حق درمان و رسیدگی پزشکی برخوردار است.» یا در نمونه‌ای دیگر، می‌گفتند: «در زندان اوین یک بیمارستان بسیار مجهز است.» این‌‌ها همه نه به معنای تلطیف‌ کردن سرکوب، بلکه بیشتر کردن سرکوب با توجیه‌های تشریفاتی است.

در باره تحول شکل سرکوب باز هم می‌توان «فراجا» را نمونه آورد؛ یعنی سازمانی که در سال‌های اخیر ایجاد شده و پاسخی به سرکوب امروز است. این ترکیب مثل گاردهای ضدشورش،‌ نوپو و نیروهای تربیت‌شده به عنوان لیدر و مسئول و هماهنگی آن‌ها با هم از پیش برنامه‌ریزی شده است.

در پایان بگویم، در طی این سال‌ها نوع نگاه جمهوری اسلامی به سرکوب بسیار تغییر کرده است. از سال ۱۳۶۳ جمهوری اسلامی پس از ضربه‌هایی که به سازمان‌های سیاسی وارد کرد، به اصطلاح خودشان دیگر به شکل «گله‌ای» بازداشت نمی‌کردند که از میان آن‌ها یک نفر متهم باشد. اما متمرکز بودند بر کسانی‌که سازمان‌گر و توانمند بودند و می‌توانستند تحرک ایجاد کنند. برای همین در کنار بازداشت‌های معترضان، «بازداشت پیش‌گیرانه‌» انجام شد که جمهوری اسلامی ابدا کرده است. مثل بازداشت گسترده فعالان مدنی، به ويژه فعالان زنان و زندانیان سابق سیاسی.

رضا معینی در صحبت‌های‌شان به نقش «مقاومت» در مقابل سرکوب‌گر اشاره کردند. آیا مقاومت و مبارزه در مقابله با سیستم جمهوری اسلامی را واکنشی به سرکوب‌گر ارزیابی می‌کنید یا آن را پیش‌رو هم می‌دانید؟

ناصر مهاجر: جامعه یک موجود زنده‌ است و فراز و فرودهای خودش را دارد. ما در دهه‌ی شصت تا پیش از پایان جنگ با عراق، دوره‌ خمودی و خاموشی جامعه را داشتیم. شعر «زمستان» اخوان را می‌توانستیم حس کنیم. انسان می‌فهمید که «سرها در گریبان است.» بعد از جنگ، به تدریج وضعیت تغییر کرد؛ در بسیاری زمینه‌ها به‌ویژه در حوزه هنر، ادبیات و سینما. از آن پس جدال میان جامعه مدنی و دولت سیاسی شدت گرفت. شما می‌خواهید دولت را به عقب برانید و نیم‌ قدم هم که شده، به جلو بیایید. در این دوره جدال، جامعه مدنی توانست سلسله امتیازاتی بگیرد. واژه‌ی امتیاز البته واژه‌ی دل‌خواه حکومت سرکوب‌گر است. منظور، بازپس گرفتن ذره‌ای از حقوق و بخشی از خواسته‌های ساده جامعه است. البته دهه ۷۰ با دهه‌ی ۶۰، بسیار متفاوت است. این فراز و فرودهای جامعه را باید دید. مثالی بزنیم؛ گشت ارشاد چگونه پدید آمد؟ آن‌قدر زنان نافرمانی مدنی کردند و به زبان حضرات بدحجابی، کم حجابی و بی‌حجابی کردند که در برابر این کنش، حکومت می بایست واکنشی انجام می‌داد.

امروز هم شماری از مقامات شان می‌گویند، گشت ارشاد بیهوده است. در پهنه‌های گوناگون این اتفاق افتاده است که جامعه با ایستادگی و مقاومت و خلاقیت‌های خودش، محدودیت‌ها را دور زده و راه‌هایی یافته است که بتواند زندگی کند. بیهوده نیست که شعار «زن زندگی آزادی» چنین در ایران همه‌گیر شد. این یک پدیده‌ی آنی نبود. تا جایی‌که من تاریخ ایران و تاریخ فرهنگی ایران و روحیه ایرانی‌ها را شناخته‌ام، این مردم به سادگی مساله‌ای را از آن خود نمی‌کنند. وقتی یک شعار به این گستردگی و سرعت فراگیر می‌شود، باید درباره‌ی زمینه‌های رویش آن اندیشید. بیهوده نیست. این‌ها مسائل جامعه در این چهل و اندی سال بوده است. در این چند سال گذشته هم شدت گرفتن سخت‌گیری‌ها برای آن بود که مبادا زیر پای‌شان خالی شود. حتی اصلاح‌طلبان را هم نتوانستند تحمل کنند. اصلاح‌طلبانی که تا همین ثانیه که ما با هم صحبت می‌کنیم، به دنبال ارائه طرح‌هایی برای نجات این رژیم هستند. اما مسئولان حکومتی نتوانستند بسیاری از آن‌ها را که از خودشان بودند و برای نظام جمهوری اسلامی کارها کرده بودند، تحمل کنند. وقتی شما با یار دیروز خودتان این‌گونه رفتار می‌کنید، طرز رفتار با جامعه، طرد و تحقیر، توامان است. انفجاری هم که صورت گرفته، به عقیده‌‌ی من، ره‌آورد رفتار خودشان با جامعه است.

در ادامه صحبت‌تان، به عنوان نمونه، یکی از تفاوت‌های اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ را حضور پررنگ دانش‌آموزان در خیابان برمی‌شمارند. به طوری‌که حالا هم دانش‌آموز معترض کشته شده داریم و هم بازداشتی. شاید بتوان یک سال پایداری جنبش معلمان را در خیابان زمینه‌ساز این حضور دانست.

ناصر مهاجر: سنت مبارزه بچه‌های دبیرستانی در جامعه ما، ریشه‌دار است. در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران، دانش‌آموزان به خیابان می‌آمدند و شعار می‌دادند. حتی پیش از انقلاب، در سال‌های ۳۹ تا۴۲ ، به ویژه وقتی که معلمان اعتصاب و راهپیمایی کردند و در جریان آن دکتر «خانعلی» کشته شد، دانش‌آموزان دبیرستان‌ها دوشادوش آموزگاران‌شان در راه‌پیمایی‌ها و میتینگ‌ها شرکت داشتند. در سال‌های ۱۳۲۰- ۱۳۳۲ هم، دانش‌آموزان دبیرستان‌ها - چه دختر و چه پسر- پای در میدان مبارزه داشتند و از حزب‌های آزادی‌خواه و پیشروی آن زمان پشتیبانی می‌کردند؛ به‌ویژه از حزب توده. بسیاری از همین نوجوانان بودند که دیرتر به آن حزب پیوستند. وقتی فضای سیاسی باز و فضای تنفس و حرکت وجود داشته باشد، حرکت دانش‌آموزان هم وجود دارد. در این دوره اما، همان‌گونه که گفتید، حرکت چند سال گذشته معلمان بود که بر ذهنیت دانش‌آموزان اثر گذاشت و پس از مرگ زنده یاد مهسا امینی، آن‌ها را به خیابان‌ها کشاند.

آپارتاید جنسیتی در ایران که از نمودهای بارز آن تفکیک جنسیتی است، یکی از جنگ و دعواهای جامعه ی مدنی با حکومت بوده است؛ به ویژه در دانشگاه‌ها. اگر نمی‌خواهیم بگوییم جنگ، باید بگوییم، کشاکش. کشاکش میان جامعه مدنی و حکومت. می‌دانید که پس از انقلاب فرهنگی و به اصطلاح «پاکسازی» دانشگاه‌ها، تا مدتی، امکان هیچ‌گونه فعالیت سیاسی در دانشگاه‌های کشور وجود نداشت. اما رفته‌رفته جنب‌وجوش‌های دانشجویی پا گرفت. محفل‌های کتاب‌خوانی، بحث و فحص‌های سیاسی و کنش‌گری در سطح دانشگاه به وجود آمد. روزنامه‌های زیرزمینی و نیمه‌ زیرزمینی دانشجویی منتشر شد و نمونه‌های دیگر. این تکاپوها به جنبش دانشجویی، جان تازه‌ای بخشید که حمله وحشیانه حکومت را در سال ۱۳۷۸ در پی داشت.

یکی دیگر از نمودهای ستیز با آپارتاید جنسیتی در ایران، با هم رفتن دختران و پسران جوان، زنان مردان به کافه تریاها و رستوران‌ها بود. این هم شکافی دیگر در دیوار جداسازی زن از مرد به وجود آورد که حکومت کوشیده است بر جامعه تحمیل کند. به راستی اگر ستیز مستمر - گاه آشکار و گاه پنهان - جامعه مدنی را با حکومت اسلامی به دیده نگریم، نمی‌توانیم آن‌چه را که امروز در جامعه رخ می‌دهد، خوب درک کنیم. یادآوری این نکته به نسل جوان مهم است که تا دو سه سال پس از انقلاب، حتا ساز موسیقی ساختن، نواختن و فروختن هم جرم بود؛ و مردم با چه پنهان کاری‌هایی به جشن و میهمانی، ساز و ضرب می‌بردند.
جامعه‌ی بسته، خفقان زده، درخودفرورفته و پژمرده‌ی دهه‌ی ۱۳۶۰ را سیاست سرکوب‌گری حاکمیت مکتبی برجا نگه می‌داشت و دهشت‌زدگی جامعه‌ی مدنی.

در حقیقت یکی از اهداف سرکوب و تاثیرات آن، ایجاد وحشت در جامعه و عقب‌ راندن جامعه مدنی و معترضان است. شما با توجه به تجربه زیسته‌تان هم به عنوان روزنامه‌نگار، هم زندانی سیاسی و هم خانواده زندانی سیاسی، که در آن دهه خونین، خمودگی و سکوت جامعه حتی جامعه مدنی و روشنفکران را زندگی کرده‌اید، به نظرتان در مقابله با این وحشت‌آفرینی چه می‌توان انجام داد؟

رضا معینی: نخست باید بدانیم چرا از سرکوب صحبت می‌کنیم. وقتی از سرکوب صحبت می‌کنیم برای تداوم مبارزه است. می‌خواهیم بدانیم سرکوب چیست، کارکردش چیست و در برابر آن چه باید کرد. تحلیلی تجریدی از یک موضوع نیست. گفتیم جمهوری اسلامی حکومتی است که از فردای انقلاب اعدام، شکنجه و زندان، یکی از اصلی‌ترین سلاح‌هایش بود که به خوبی هم از آن استفاده کرد. یعنی با همین سلاح جنبش‌ها را به عقب راند. این سلاح ایجاد رعب و وحشت در جامعه می‌کند و همزمان مجموعه‌ای را که برای سازماندهی جامعه تلاش می‌کنند، منزوی می‌کند و ارتباط این مجموعه‌ها را در درون کشور از هم می‌پاشاند. امروز خوشحال می‌شویم وقتی مردم در شهرهای مختلف از دیگر مناطق حمایت می‌کنند. شعار «یاشاسین کردستان، بژی آذربایجان» یا «زاهدان، قلب خونین ایران» نشان همبستگی و در کنار هم قرار گرفتن و مقاومت در برابر این حکومت و بسیار مهم است. مهم است چون رژیم برای ادامه بقای خود همواره از روش سرکوب مناطق مختلف توسط دیگران استفاده کرده است. به عنوان مثال، در همان سال سال ۱۳۵۸ وقتی دستور حمله به کردستان را دادند، عده‌ای از مردم در خرم‌آباد شعار می‌دادند: «عشایر لرستان، سرکوب‌گر کردستان.»

این‌ها بسیجی‌ها و پاسدارها بودند. مردم لرستان دلیلی نداشت برای سرکوب به کردستان بروند. ولی بسیجی‌ها و پاسدارها را به آن‌جا برده بودند. یا در سرکو‌ب‌های لرستان از پاسدارهای اصفهان استفاده می‌کردند. وقتی از سرکوب صحبت می‌کنیم باید بدانیم این سرکوب تنها کتک زدن معترضان و از هم پاشاندن تظاهرات خیابانی و بازداشت‌ نیست. من زندان، شکنجه و اعدام را تداوم این سرکوب می‌بینم و از هم جدا نیستند. این روزها بسیاری از دوستان بر این باورند که مساله زندان را نباید طرح کرد و زندان انحرافی است و خواسته‌ها را باید طرح کرد. اما به نظر من مساله زندانی سیاسی همواره در قلب جنبش بوده و باید هم باشد. یعنی وقتی از زندان صحبت می‌کنیم، از حمایت کسانی صحبت می‌کنیم که به خیابان‌ها می‌روند، از کنش‌گران مدنی صحبت می‌کنیم و همین‌طور از کسانی‌که در بازداشت هستند و بسیاری در خیابان‌ها برای ادامه راه آن‌ها دوباره به خیابان می‌آیند. این چشم اسفندیار مخالفان است و متاسفانه جمهوری اسلامی از آن سود می‌برد.

بنا به اطلاعاتی که من دارم، مرکزی در تهران دست‌کم تا ده روز پیش کار می‌کرد به نام «کمیته امداد نیروی انتظامی» که در پیدا مرکزی برای امدادهای شهری است. این محل در پشت استادیوم تختی در تهران است. در خود این خیابان ستاد اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات قرار دارند. در روزهای اعتراض بسیاری از بازداشتی‌ها را به آن‌جا می‌بردند و آن‌جا گویا کمیته مشترکی از آن سه نهاد همسایه! تشکیل شده بود که وظیفه غربال‌گری را انجام می‌داد. اگر خود بازداشتی و خانواده‌اش سابقه زندان سیاسی و پرونده سیاسی نداشتند، اگر زن بودند بلافاصله به زندان قرچک منتقل می‌شدند و اگر مرد بودند به زندان فشافویه (تهران بزرگ). هنوز هم بسیاری از آن‌ها در وضعیتی نابسامان و بسیار بد در بازداشت هستند. همه « پرونده‌دارها» را بسته به اهمیت به بازداشت‌گاه‌های مخفی سپاه و اوین منتقل می‌کردند.

هم‌هنگام با بازداشت معترضان خیابانی، بازداشت‌های «پیش‌گیرانه» همچنان ادامه دارد. مانند بازداشت کنش‌گران مدنی که همزمان با اعتراض‌ها آغاز شد. بازداشت‌ها، امروز به کسانی رسیده است که درشبکه‌های اجتماعی درباره وضعیت زندان و خانواده‌های زندانیان و کمک به خانواده‌های زندانیان اطلاع‌رسانی می‌کنند. یک پاره‌ی مهم سرکوب در واقع متمرکز بر اطلاع‌رسانی از داخل است. بازداشت گسترده و احضارها و خانه‌نشین‌ کردن روزنامه‌نگاران بی دلیل نیست. این سرکوب در عمل برای تضعیف جنبش در خیابان است. نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد. این دو کنار هم هستند و برای همین «آزادی زندانیان سیاسی» خواسته‌ای است که از ابتدا تا امروز بوده است و همواره باید وجود داشته باشد. آزادی زندانیان سیاسی یعنی غیرمشروع و غیرمقبول کردن بازداشت‌های خودسرانه، پاسخ «نه» دادن به دادگاه فرمایشی و استالینی که چهار نفر را در برابر قاضی فاسدی می‌برند و هرچه متهم می‌گوید سابقه‌ای نداشته‌ام، آقای قاضی صلواتی که یکی از تخصص‌هایش کتف بسته به مقتل بردن است، می‌گوید «نه» داشته‌ای و حکم به «محاربه» می‌دهد. نشان پسین این اتهام «محاربه» هراس‌افکنی در جامعه است.

یکی از اصلی‌ترین وظایف ما دفاع از متهمان به اعدام و مانع شدن از اعدام آن‌ها در با تلاش در پهنه جهانی و داخلی است. زندان و شکنجه و اعدام چنان‌که گفتم سلاح رژیم برای هراس‌افکنی در جامعه است. و این جامعه می‌تواند مورد تهدید قرار بگیرد. چون نیروی سرکوب‌گری که در این‌جا برشمردیم، از قساوت‌ هیچ کم ندارند. از کشتار در خیابان‌ها در آبان ۹۸ و تا امروز در کردستان و سیستان و بلوچستان. همان چیزی که آقای خامنه‌ای گفت و دیگران تکرار کردند؛ یعنی خدای سال ۶۰. خدای سال شصت چه بود؟ خدای لاجوردی و اوین بود که اوین را به اردوگاه مرگ اجباری تبدیل کرد؛ شبانه‌روز اعدام و اعدام‌های جمعی، شکنجه، تعزیر و شلاق، مصاحبه و تواب‌‌سازی. بدون شک امروز جامعه ما توان‌مندتر در برابر این سرکوب ایستاده است. گفتن از سرکوب بر خلاف نگاه سهل‌انگارانه برخی برای ترساندن نیست! برای دستیابی به ابزاری است در برابر ابزار سرکوب. و نخست اطلاع‌‌رسانی و ماندن در کنار خانواده‌های سیاسی. خانواده‌هایی که تنها می‌مانند، نمی‌توانند از روحیه همبستگی ملی و عمومی که ایجاد شده، بهره‌مند باشند. شکل‌های گوناگونی برای همبستگی با خانواده‌های زندانیان سیاسی وجود دارد. یک تلفن ساده، رفتن و دیدن خانواده‌ها تا گفتن تجارب دیگر زندانیان.

بسیاری از زندانیان سیاسی در این مدت در شبکه‌های اجتماعی شروع به بیان تجارب خود کرده بودند و این آگاه‌گرایی برای رژیم خطرناک است و برای همین، بسیاری از آن‌ها بازداشت یا با تهدید خانه‌نشین شدند. در نمونه‌ای دیگر، امروز مساله وکلا، مساله جدی برای خانواده‌ها است. بسیاری از متهمان حتا اجازه برخوردار بودن از وکیل تسخیری را هم ندارند. طبق آمارهای رسمی، متوسط سن بازداشت‌شدگان بین ۱۸ تا ۲۱ سال است. به ویژه زنانی که بازداشت شده‌اند. انتشار آمار درست از زندانیان و مستندسازی از وضعیت بازداشت‌ها و شرایط زندان‌ها مهم است.

بسیاری ممکن است فکر کنند در میانه‌ی این تحولات این کنش‌ها بی‌تاثیر است اما من فکر می‌کنم که این اقدامات می‌تواند برای امروز و فردا موثر باشد. این مستند کردن و یاری خواستن برای مستند کردن جنایت‌های جمهوری اسلامی در امروز می‌تواند در عقب راندن جمهوری اسلامی و سرکوب موثر باشد و کمک به مقاومت جامعه باشد.

با این ساختار سیستم سرکوب که برشمردید، آیا نمونه‌ای این‌گونه در دیگر نقاط جهان وجود دارد که بتوان با جمهوری اسلامی تطبیق داد؟ خصوصا که هر جامعه‌ای فرهنگ و عناصر قابل تحلیل خود را دارد.

ناصر مهاجر: موردی را نمی‌شناسم که همانند ایران باشد؛ همانند ساختار سیاسی که در مملکت ما وجود دارد، در دنیای کنونی نمی‌شناسیم. جامعه‌ای هم داریم با ویژگی‌ها، تاریخی و فرهنگ‌های خودش. خودتان خوب می‌دانید که حتا در جوامعی که نزدیکی‌های بیشتری با هم دارند، شکل و مضمون رویدادها یکسان نیست و گاه تفاوت‌ها بسیارند. خُب، هر جامعه‌ای ویژگی‌های خود را دارد که برآمده از تاریخ است. اما چند نمونه وجود دارد که شاید برای مطالعه ما و بررسی‌های ما، خوب باشد. نمونه سودان که به آن مفصل می پردازم و نمونه الجزیره و میانمار(برمه) که کوتاه بررسی‌شان می‌کنم.

مورد سودان نمونه مهمی است. در سودان، ژنرال «عمر البشیر» پس از این‌که دستگاه دولت را از راه یک کودتا در سال ۱۹۸۹ قبضه کرد، به «پاکسازی» گسترده‌ی دولتیان دست زد و شمار بزرگی از کادرها و کارمندان لشکری و کشوری را از نهادهای اجرایی بیرون کرد، و توانست طرح یک حکومتِ اسلامی را به اجراء درآورد. شریعت اسلام، سرچشمه‌ی قانون‌گذاری و مقررات زندگی اقتصادی و اجتماعی کشور شد (بانکداری اسلامی را هم بنیاد گذاشت) روشن است که اجرای احکام شریعت و حدود شرعی، برای زنان بسی بیش از مردان، زجرآور بود؛ هنوز هم هست. سن قانونی ازدواج دختران به ده سال فروکاسته شد. زن، برای این که کار کند، به اجازه‌ی همسرش نیاز داشت. به هر حرفه هم راه نداشت و تنها در حرفه‌های معینی مجاز به کار کردن بود. وانگهی از آزادی پوشش هم محروم شد. می‌بایست آن‌گونه لباس‌هایی را به تن کند که رژیم اسلامی جایز دانسته بود. و شگفت‌انگیز این‌که حق پوشیدن شلوار را هم از زن گرفتند. اگر شلوار به پا داشت، تنبیه می‌شد. تنبیه زنان، شلاق خوردن بود، سنگسار و اعدام. به سبب این همه ستم، زن سودانی نقش مهمی در پیکار دموکراتیک علیه رژیم اسلامی عمر البشیر ایفا کرد؛ چه در راه‌پیمایی‌هایی اعتراضی سال ۲۰۱۱ ( بهار عربی)، چه در اعتراض‌های سال ۲۰۱۳ که زمینه‌سازش، بحران اقتصادی و افزایش قیمت کالاها بود . اما درخشش زن سودانی در جنبشی رخ نمود که دسامبر ۲۰۱۸ پدید آمد و به برافتادن عمر البشیر در آوریل ۲۰۱۹ انجامید.

زنان، نیروی محرک این جنبش اعتراضی بودند که با راه‌پیمایی‌های مسالمت‌آمیز پا گرفت، و در نتیجه‌ی سخت‌سری دولت، به رسمیت نشناختن خواسته‌های ملت و پیش گرفتن سیاست خشونت نسبت به معترضان، به تحصن‌ها، نافرمانی‌های مدنی و اعتصاب عمومی فرارويد. پاسخ عمر البشیر اعلام «وضعیت اضطراری» بود، برچیدن دولت‌های محلی و ملی و برگماردن ارتشیان و مقام‌های امنیتی در سمت‌های کلیدی. خشونت لجام گسیخته‌ای که از آن پس نسبت به جنبش اعتراضی اعمال شد، فرودهای موقت جنبش را رقم زد. اما هر فرود، فرازی تازه در پی داشت. نیروی اصلی این سرفرازی، زنان سودانی بودند که پیشتر و بیشتر بر خواسته‌های خود پای می‌فشردند. پیشروی و رادیکالیزه شدن جنبش، طبقه‌ی حاکم را به آن سو کشاند که عمر البشیر را از کار برکنار و از فرو پاشیده شدن نظام پیشگیری کنند. با این هدف، کودتای ۱۱ آوریل ۲۰۱۹ رخ داد، «شورای موقت نظامی» به قدرت رسید و عمر البشیر به زندان افتاد. مردم اما هشیار بودند، به کودتا، نه گفتند؛ انحلال فوری و بی قید و شرط «شورای موقت نظامی» را پیش کشیدند، و به روی کار آمدن یک دولت غیر نظامی و دگردیسی ساختار حکومتی کشور را.

به این ترتیب مرحله‌ی تازه‌ای از مبارزه آغاز شد. اما «شورای موقت نظامی» تداوم راه‌پیمایی‌ها و گسترش نافرمانی‌های مدنی را - به پیشتازی زنان - برنتافت و در ۳ ژوئن همان سال، در خارتومِ، پایتخت سودان، حمام خون به راه انداخت! ۱۲۸ نفر را کشتند، صدها تن زخمی برجای گذاشتند و به ۷۰ زن تجاوز کردند. پاسخ مخالفان به این بیداد، اعتصاب عمومی سه روزه بود (از ۹ ژوئن تا ۱۱ ژوئن ۲۰۱۹) و نافرمانی مدنی پایدار و ادامه دار، و مقاومتِ خشونت‌پرهیز. «شورای مقاومت نظامی»، در روز ۱۲ ژوئن واپس نشست؛ همه‌ی زندانیان سیاسی را آزاد کرد و آمادگی خود را برای گفت‌وگو درباره‌ی شکل دادن به یک دولت موقت غیرنظامی، اعلام داشت.

دو ماه پس از این رویداد و گفت‌و‌گوهای بسیار میان دولت موقت و نیروهای جامعه مدنی (سازمان زنان سودان «مانسن»، به نمایندگی نیمه‌ی دیگر جامعه در این گفت‌وگوها شرکت می‌کرد) دولت موقت غیرنظامی روی کار آمد؛ به نخست وزیری «عبدالله حمدوک.» چهار تن از وزیران برگزیده‌ی او زن بودند، قاضی القضاتِ دولت نیز. بسیاری از احکام شرعی و قوانین مدنی مبتنی بر شریعت اسلام، لغو شدند. اما هنوز پیکار برای از میان برداشتن تمام و کمال تبعیض جنسیتی، حقوق برابر زن و مرد، در کشور سودان ادامه دارد. تا یادم نرفته این را هم بگویم که بسیاری از پژوهش‌گران، رسانه‌های جهانی و نهادهای حقوق بشری، نقش زنان سودان را در پیکار دموکراتیک آن جامعه،‌ «انقلاب زنان» خوانده‌اند.

مورد دیگری که فکر می‌کنم جای بررسی بسیار دارد؛ مورد الجزایر است. در فوریه سال ۲۰۱۹، «عبدالعزیز بوتفلیقه» که ۲۰ سال رئیس‌جمهور الجزایر بود اعلام کرد که می‌خواهد برای پنجمین بار خود را نامزد ریاست جمهوری کند. مردم بی‌درنگ به اعتراض برخاستند. همه می‌دانستند بوتفلیقه ماه‌هاست که سخت بیمار است، جایی نمی‌رود و کسی را نمی‌بیند، جز چند تنی از سران لشکری و کشوری. وانگهی بحران اقتصادی، فساد فراگیر و اختناق سیاسی، مردم را کلافه کرده بود. اعتراض، گسترده و گسترده‌تر شد. خیلی زود هم نظم و آهنگ حرکت خود را یافت. Hirak ( به معنای جنبش) گرچه رهبری نداشت، اما با استفاده از شبکه‌های اجتماعی توانست، خرد جمعی را به شکل مناسبی به کار گیرد و راه پیش‌روی‌اش را بیابد. برای این‌که تداوم جنبش را تضمین کند و نیروی اعتراض را خسته نکند، بر آن شد که بیش از دو روز در هفته به خیابان نیاید. سه شنبه‌ها دانشجویان، و جمعه‌ها توده عظیم مردم به خیابان‌ها می‌آمدند و حکومت را به چالش می‌کشیدند.

خواست و هدف اعلام شده جنبش این بود که به هیچ روی نباید گذاشت بوتفلیقه یک بار دیگر رئیس‌جمهور الجزایر شود. پیگیری، هشیاری و دلیری کنش‌گران، و کوشش شبانه روزی جوانان Hirak، خواست کناره‌گیری از نامزدی ریاست جمهوری الجزایر را همگانی کرد. ارتش و «جبهه‌ی رهایی بخش ملی» که دستگاه دولت را در خطر می‌دیدند، به بوتفلیقه فهماندند که باید از نامزدی خود برای یک دوره دیگر ریاست جمهوری، درگذرد. دوم آوریل ۲۰۱۹، عبدالعزیز بوتفلیقه اعلام داشت که نه تنها نامزدی ریاست جمهوری را وانهاده، بلکه عطای رئیس‌جمهوری را نیز به لقایش بخشیده است، آن را رها می کند و خانه نشینی پیشه می کند.

به این ترتیب بوتفلیقه و دارودسته‌اش بر زیر کشیده شدند و رئیس ستاد ارتش، «ژنرال احمد قائد صالح» رو آمد و سرپرستی نظام حکم‌رانی را به دست گرفت و سخن‌گوی دولت شد. جنبش، اما از پای ننشست و دنباله‌ی کار خود گرفت. Hirak خواست برکناری دولت نظامی را پیش کشید و انتخابات آزاد را. ارتش به این خواست تن داد و اعلام کرد که انتخابات را در چهارم ژوئیه، برگزار خواهد کرد. Hirak درجا اعلام داشت که تاریخ چهارم ژوئیه باید به تعویق افتد تا جریان‌های سیاسی کشور بتوانند خود را سامان و سازمان دهند و مردم با آگاهی و شناخت از طرح و برنامه‌ی نیروهای سیاسی، پای صندوق رای روند. ارتش خواسته‌ی Hirak را به چیزی نگرفت. مردم باز به اعتراض برخاستند و با راهپیمایی و میتینگ و نافرمانی مدنی عرصه را بر حکم‌رانان تنگ ساختند. از بین بردن جنبش در دستور قرار گرفت؛ با کاربست همزمان دو شگرد: ۱) تفرقه انداختن میان گرایش‌های گوناگون جنبش؛ به ویژه فعال کردن تضادها با گروه‌های قومی ۲) سرکوب هدفمند کنش‌گران. به این ترتیب شماری از چهره‌های شاخص Hirak بازداشت شدند و صدها تن از کنش‌گران به زندان افتادند. با این همه ارتش نتوانست بر جنبش نیرومند اجتماعی که در برابرش قد علم کرده بود، چیره شود. پس، پا پس کشید و پذیرفت که انتخابات در ماه دسامبر برگزار شود.

البته نتیجه انتخابات از پیش دانسته بود. هر پنج تنی که از صافی گردانندگان انتخابات گذشتند، به دستگاه دولت وابسته بودند. پیروز انتخابات، «عبدالمجید تبون» نخست وزیر پیشین بوتفلیقه بود. اندکی پس از این‌که به کرسی ریاست جمهوری تکیه زد، ده هزار نفر از زندانیان سیاسی و شماری از چهره‌های شاخص Hirak را از زندان آزاد کرد. به گفت‌وگو با شماری از رهبران اپوزیسیون هم نشست. اما شکاف میان او و مردمی که ۶۱٪ شان در انتخابات شرکت نجستند، همچنان پابرجاست؛ چونان قانون اساسی واپس‌مانده ، نظام انتخاباتی ناعادلانه، مجلس نمایندگان، و دادگستری بی‌بنیه. پس از انتخابات جنبش رو به افت گذاشت و با بیماری همه‌گیر کرونا فرونشست تا باری دیگر به پا خیزد و کند آن‌چه باید کند.

مورد سوم را کوتاه برمی‌رسم.

مورد میانمار (که تا سال ۱۹۸۹ برمه نامیده می‌شد) به سبب‌های گوناگون برای ما جالب است. مهم‌ترین سبب، وجود نیرویی ست به نام Tatmadaw که همانا ارتش این کشور است. تاتمادا، اما تنها یک ارتش نیست؛ یک غول اقتصادی نیز هست. غولی در تولید، توزیع و بازرگانی خارجی میانمار؛ غولی که سیاست‌های اقتصادی کشور را سمت‌وسو هم می‌دهد؛ بیش و کم مانند سپاه پاسداران در ایران جمهوری اسلامی. این غول با کودتای ارتش در سال ۱۹۶۲ به دنیا آمد و تا سال ۲۰۱۵ که ارتش زیر فشار داخلی و خارجی، به انتخابات آزاد تن داد، حرف آخر را در میانمار می‌زد. اما از سال ۲۰۱۵ که N.L.D «مجمع ملی برای دموکراسی» به رهبری خانم «آنگ سان سوچی» در انتخابات پیروز شد و سکان دولت را در دست گرفت، تاتمادا دریافت که دیگر یکه‌تاز میدان نیست و اگر اجازه دهد دموکراسی در کشور ریشه دواند، قدرت سیاسی و اقتصادی‌اش رو به سستی می‌رود. پس در اول فوریه ۲۰۲۱ به کودتا دست زد؛ دولت را برانداخت، قوه قضائیه را به قبضه‌ی خود درآورد، پارلمان را تعطیل کرد، صدها تن از نمایندگان مجلس را به زندان افکند، آنگ سان سوچی را در حبس خانگی نگه داشت، به حزب‌های سیاسی یورش برد و ده‌ها تن از کنش‌گران را به بند کشید. روزنامه‌ها را هم بست و ده‌ها تن از روزنامه‌نگاران را به اسارت درآورد. گزارش عفو بین الملل (۲۰۲۲-۲۰۲۱) فاش می‌گوید که تاتمادا در بازه‌ی زمانی کمتر از یک سال «بیش از هزار نفر را کشت، هزاران نفر را به زندان انداخت؛ در ابعادی گسترده به شکنجه‌ی مخالفان پرداخت، مردم عادی و هدف‌های غیرنظامی را آماج حمله‌ی خود قرار داد و در هر کجا، هر که را که خواست با گلوله از پای درآورد. هزاران تن را نیز به ترک یار و دیار واداشت و روانه‌ی دیگر نقاط کشور کرد، نسبت به زنان و دختران خشونت جنسی اعمال کرد، کودکان را از حق ادامه‌ی تحصیل محروم ساخت و در دادگاه‌های نظامی ده‌ها تن را غیابی، به مرگ محکوم کرد.»

مردم و گروه‌های قومی میانمار - که بیشترشان پیرو آئین بودا هستند و صلح‌جو - این خشونت تاتمادا را برنتابیدند. از همان روزهای اول کودتا به دادخواهی برآمدند. نزد ارتشیان می‌رفتند و از آن‌ها تقاضا می‌کردند که به آزار و اذیت دلبندشان پایان دهند. آن‌گاه که التماس و استرحام فایده نبخشید، آرام به خیابان‌ها آمدند. اما از همان نخستین راه‌پیمایی‌ها، با ضرب و شتم نیروهای انتظامی روبه‌رو شدند. ادامه‌ی اعتراض‌های مسالمت‌آمیز و خشونت‌پرهیز، شلیک گلوله‌های تاتماداها و دستگیری‌های گسترده‌ی راه‌پیمایان را به همراه داشت. این نیز مردم را از ادامه‌ی مسالمت‌آمیز مبارزه، باز نداشت. اما ادامه و افزایش خشونت‌های تاتمادا که در خیابان‌ها معترضان را بی‌رحمانه به باد کتک می‌گرفتند، در برابر چشم همگان می‌کشتند یا دستگیر می‌کردند و به زندان می‌انداختند و شکنجه می‌دادند و حتا به جوخه‌ی اعدام می‌سپردند، رفته‌رفته طاقت مردم را طاق کرد. دفاع از خود، شعار روز شد و این‌جا و آن‌جا هسته‌های مقاومت به وجود آمد. کوتاه کنم، در یک بازه زمانی چند ماهه، پاره‌ی بزرگی از مردم مبارز میانمار، مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز را وانهادند، خشونت را با خشونت پاسخ گفتند، به مبارزه‌ی مسلحانه روی آوردند، ارتش خلق برپا ساختند و دولتی در تبعید. جنگ جاری در میانمار به کجا خواهد رسید؟ هنوز دانسته نیست.

سرنوشت این جنبش حق‌جویانه هرچه شود، من بر این عقیده نیستم آن‌چه در میانمار روی داد، در کشور ما هم روی خواهد داد. ایران و میانمار دو کشور به کلی متفاوتند (به سبب کمبود وقت نتوانستم این تفاوت‌ها را واشکافم) و مبارزه‌ی مردمان این دو سرزمین نیز تفاوت‌های بنیادینی با هم دارد. اما درنگ درباره‌ی این تجربه مهم است و نیز بر رسیدن سازوکار نیرو گرفتن گرایش‌های سیاسی و پا گرفتن شکل‌های مبارزه.

شما سال‌ها در گزارش‌گران بدون مرز نمونه‌های سرکوب‌گری کشورهای مختلف را شاهد بوده‌اید و بررسی کرده‌اید. یکی از نمونه‌های بارز عمل‌کرد سیستم سرکوب‌گر، واژه‌سازی و بهره‌ بردن از آن در افکار عمومی و حتی به دام افکندن نیروهای مبارز است. به نمونه «اغتشاش‌گر» در این گفت‌وگو اشاره شد. سیستم سرکوب‌گر چگونه از این واژه‌سازی‌ها جهت منفعت خود استفاده می‌کند؟

رضا معینی: در کنار سرکوبی که به پیش می‌رود، ما یک گفتمان سرکوب داریم. این گفتمان سرکوب، تئوریزه کردن و به کارگیری همان سرکوب است که در جامعه به شکل عملی پیش می‌رود. واژه‌سازی که به آن اشاره کردم که در عرصه‌های ارتباطاتی حکومت سرکوب‌گر به کار می‌گیرد. به عنوان مثال واژه‌ای که این روزها از آن استفاده شد «لیدرها» بود که به گفته حکومت بازداشت شدند یا در کل وجود لیدرها است. اولین بار که از این واژه استفاده شد برای هواداران تیم‌های فوتبال بود که در باشگاه‌ها و استادیوم‌ها مسئولیت ایجاد شور و هیجان داشتند. اما استفاده‌ای که جمهوری اسلامی از آن کرد، تبدیل این واژه در تظاهرات و اعتراضات خیابانی است که گویا مجموعه‌ای برای رهبری اعتراضات وجود دارد. این رهبری کردن از دل همان منطق سرکوب و گفتمان سرکوب حکومت بیرون می‌آید که همواره یک دشمن خارجی هست که تعدادی را آموزش داده است. یکی از فرماندهان سپاه گفته است: «لیدرها در هفت کشور جهان آموزش دیده‌اند.» میلاد آرمون که در اکباتان بازداشت و دادگاه نشان‌اش داده‌اند می‌گوید: «من چاقو ندارم.» معلوم نیست اصلا چه اتفاقی افتاده است. اما او در هفت کشور آموزش دیده است که بگوید «زن زندگی آزادی.»

واژه‌ی اعتراض را در ذهن مردم به عنوان «اغتشاش» می‌کارند. یکی از بحث‌‌برانگیزهای حقوق بشر مساله نظم عمومی است که تعریف نشده است. ما دو تعریف کاملا متفاوت داریم. یک تعریف حکومت سرکوب‌گر جمهوری اسلامی دارد که نظم قدرت و نظم برای حاکمان جمهوری اسلامی است. یک تعریف دیگر، نظمی‌ست که حکومت مسئول آن است و باید بتواند حقوق و امنیت همه افراد جامعه را تامین کند. آن‌ها می‌گویند نظم عمومی را اغتشاش‌گرها به هم زده‌اند که شماری لیدر داشتند. به همین خاطر برای بازداشت و زندان غربال می‌کند. این مساله را در دادگاه مستند تلویزیونی و فیلم‌هایی که ساختند نشان می‌دهد. و با فیلم‌هایی که از دوربین‌های مدار بسته در خیابان ساخته‌اند « لیدرها» را شناسایی و معرفی کرده‌اند!

اما راست این است که در میان گارد ویژه نیرویی به نام «مغیرات» برای بازداشت‌ معترضان خیابانی درست کرده‌اند. معنای «مغیر»همان تغییر پذیراست و وظیفه آن‌ها نفوذ میان اعتراض‌کنندگان و گیر انداختن قربانیان است که سپس به نام «لیدر» معرفی می‌‌کنند. آنچه تاسف‌آور است به‌کارگیری این واژه در میان مخالفان است! عده‌ای هم به همین اسم «لیدرهای میدانی» اطلاعیه می‌دهند و عملا بر اغتشاش فکری می‌افزایند.

برخی از روش‌های سرکوب اعتراض‌ها، به انحراف کشاندن آن است و ایجاد آسیمه‌سری همگانی! مانند اراذل و اوباشی که سردار همدانی سازماندهی کرده بود. و بعد معلوم شد که خود این نیروها به مکان‌های عمومی حمله می‌کرده‌اند. من فکر می‌کنم یکی از آسیب‌هایی که به جنبش‌های اعتراضی می‌تواند وارد کرد، در هم شکستن همبستگی است. در خیزش امروزین، این همبستگی با توجه به شکل دادخواهانه‌اش آن‌جا که ممکن است آسیب ببیند همان همبستگی در رابطه با بازداشت‌شدگان، زندانیان و جان‌دادگان و خانواده‌های آن‌هاست. هرچه این همبستگی بیشتر باشد، جنبش نیرومندتر است. همبستگی که هم دل‌آرامی خانواده‌های قربانیان است و هم امید به پایداری در میان معترضان. این همبستگی است که هدف رژیم را برای ناامید کردن و سرکوب، بی‌اثر می‌کند.

سخن پایانی

ناصر مهاجر: قلب من دقیقا همان‌طور می‌زند که قلب رضا معینی. فکرم نیز کمابیش همانی‌ست که او در بخش پایانی صحبت‌هایش طرح کرد. آن‌چه به آن صحبت می‌افزایم این است که سرکوب هم مثل هر چیز دیگری، مراحل گوناگون تحول خودش را دارد. بر پایه‌ی داده‌های امروز، احساس می‌کنم که به زودی وارد مرحله دوم سرکوب می‌شویم. روشن است که این مراحل را دیوار چین از هم جدا نمی‌کند. وانگهی در هر مرحله عناصر مراحل پیشین نیز، بیش و کم وجود دارند. خصوصا در آغاز هر مرحله‌‌ی تازه‌‌ای. دقت به این نکته برای آن‌هایی که هدف‌شان دفاع از این جنبش است و به سهم خودشان می‌خواهند به این جنبش کمک کنند، دارای اهمیت بسیار است. این را هم بگویم، یک لحظه نباید فراموش کرد، آن‌هایی که در صحنه هستند بهتر از ما می‌دانند از چه تاکتیک‌هایی باید استفاده کنند. آن‌ها به رهنمودهایی ما در این زمینه احتیاج ندارند، به چیزهای دیگری احتیاج دارند که بارها مطرح شده‌ است.

برگردم به نکته‌ی اصلی بحثم. من احساس می‌کنم که ما در آستانه مرحله‌ی دیگری از سرکوب هستیم؛ منطقا، بسی سنگین‌تر و سهمگین‌تر از مرحله‌ی اول. سویه‌ای از این پروژه، وحشت‌پراکنی‌ست و ترس آفرینی در جنبشی که دیگر ترسی از جمهوری اسلامی ندارد. چند ساعت پیش از نشست‌مان، خواندم که رئيس پلیس تهران بزرگ، سردار حسین رحیمی، اطلاع داده است که گشت ویژه پلیس دو برابر شده است: «در این مدت گشت‌های ویژه‌ی پلیس دو برابر شده‌ است و در شب‌ها نیز توجه ویژه‌ای شده است؛ چرا که مجرمان و سارقان و متخلفان از التهاباتی که در جامعه است سوءاستفاده کرده و تصور می‌کنند پلیس در جای دیگری درگیر است و جرایم این‌ها را فراموش کرده است.»

ما امروز فضاسازی‌های‌شان را به روشنی می‌بینیم. می‌بینیم که فضا را آماده می‌کنند برای اعدام شماری از پیکارگران جنبش مدنی جاری. اشاره کردم به «صدور کیفر خواست برای ۱۱ نفر از عوامل شهادت بسیجی حافظ امنیت در کرج» که « افساد فی الارض» ارزیابی شد «از طریق ارتکاب جرایم متعدد، علیه امنیت کشور». فساد فی‌الارض هم که می‌دانیم حد شرعی‌اش اعدام است. و یا درخواست ۲۲۷ نماینده مجلس شورای اسلامی از [قوه قضايیه] برای «برخورد قاطع» با مباشرین جنایات اخیر که «اغتشاش‌گران» را محارب خوانده‌اند و خواستار اجرای « دستور حیات بخش قصاص» شدند. این سیاهه را می‌توانم همچنان ادامه دهم. نشانه‌های بسیاری وجود دارد که سرکوب‌گران می‌دانند با جنبشی جدی مواجه‌اند. هشت هفته مبارزه وارد هفته نهم شد. و این یعنی جنبش «زن، زندگی آزادی» یک رویداد بزرگ جهانی‌ست. بی‌دلیل نیست که مهم‌ترین روزنامه‌ها و رسانه‌های جهان به آن پرداخته‌اند، نویسندگان و هنرمندان، اندیش‌ورزان و سیاستمداران.

بر همین اساس، می‌خواهم بگویم بیش از هر زمان دیگر، مهم است حساس کردن افکار عمومی جهان نسبت به آن‌چه حکم‌رانان ایران در پی آن هستند. ما وسیله‌ی دیگری نداریم. حساس کردن افکار عمومی به برنامه‌ی دهشتناکی که هر لحظه می‌تواند به اجراء درآید، کاری است که می‌توانیم انجام دهیم. نگران هستیم و باید به یک مبارزه گسترده در همبستگی و همراهی با جنبش زن، زندگی، آزادی، دست بزنیم. ما باید بانگ برآوریم که خواهران و برادران ما در این مبارزه تنها نیستند.

رضا معینی: من بر دو مساله می‌خواهم تاکید کنم. نخست آن‌که یک جنبش این‌گونه سراسری و همگانی، جنبش چندصدایی‌ست که باید اجازه داد، صدای همه شنیده شود؛ حتا صدای مخالفان این جنبش. حتی کسانی‌که فکر می‌کنند به گونه‌ای دیگر هم می‌توان جنبش را پیش برد. جنبشی موفق است که بتواند صدای همه را بشنود و اجازه صحبت به همه بدهد و بتواند این صدا‌های همگانی را تحمل کند و به گسترش و غنای آن کمک کند. در رابطه با سرکوب، جنبش گام‌هایی به جلو برداشته است. اگر این هشت هفته را نگاه کنیم، در بخش‌هایی رژیم حتا توان مقابله هم نداشته است. کاری را که شاید شش ماه پس از آغاز انقلاب ۵۷ جنبش‌های خیابانی شروع کردند، یعنی همین گروه‌های پراکنده و به نوعی تظاهرات پراکنده در جاهای مختلف، امروز در ایران جاری است. باید توجه کرد که آن زمان مراکز مذهبی، مساجد یکی از پایگاه‌های گردهمآیی مردم برای تظاهرات بودند. امروز دانشگاه‌ها و خیابان‌ها این فضای خالی را پر کردند. اما در خیابان بودن برای مبارزه است و تظاهرات پراکنده برای آسیمه‌سر کردن نیروهای سرکوب و در خیابان ماندن و اعتراض است و نه تنها درگیر شدن با نیروی سرکوب.

نکته دیگر این‌که خیزش و جنبش زن زندگی آزادی، اگر دوره نوینی را با همگانی شدن این شعار برای ما آغاز کرده، مساله زندگی در آن مهم است. همه باید تشویق کنیم که مبارزان ما در خیابان‌ها به «زندگی» فکر کنند. باید بگویم با همه توان مبارزه کنید و تلاش کنید اما زنده بمانید و زندگی کنید. به پیشواز گلوله نروید. مبارزه کنید و اعتراض کنید و شعارنویسی کنید، اما همه تلاش خود را انجام دهیم تا زنده باشیم و فردا شب و روزهای پسین هم در خیابان باشیم. این زندگی اهمیت دارد. این تفاوتی است با جنبش‌های پیش‌تر و فاصله‌ای که با انقلاب ۵۷ و تجربه تلخی که همین نظام مرگ و جهل جمهوری اسلامی است، به‌دست آوردیم. زن زندگی آزادی در برابر فرهنگ شهید‌پروری این نظام است. من فکر می‌کنم آسیب‌ها را این‌گونه هم می‌توان کم‌تر کرد و سپس همین همبستگی. همبستگی ساده‌ترین اقدامی است که به گفته کیوان صمیمی با یک گام جلوتر آمدن می‌تواند به پیش برد. نگرانی زندانیان زن در اوین را امروز برای «لیلا حسین‌زاده» دیدم که چون بسیاری دیگر از رسانه‌های چیره بی‌بهره‌ است، ولی هم‌بندان زندانی‌اش به مانند «عالیه مطلب‌زاده» و «نرگس محمدی» و روزنامه‌نگاران زندانی در زندان این همبستگی را فریاد می‌زنند. ما این همبستگی را در داخل و خارج ایران می‌توانیم بیشتر و متمرکز بر حمایت از زندانیان و خانواده ها کنیم. شعاری که در کنار «زن زندگی آزادی» باید گفته شود «آزادی بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی» است.

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 13:13
هشدار در مورد خطر اعدام قریب‌الوقوع معترضان

مقام‌های جمهوری اسلامی از صدور احکام اعدام برای معترضان و تایید برخی از این  احکام در دیوان عالی سخن می‌گویند. سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به سابقه جمهوری اسلامی در استفاده از احکام اعدام به عنوان ابزار سرکوب و ارعاب، خطر اعدام برخی از معترضان در آینده نزدیک را جدی تلقی می‌کند و از تمامی کشورهایی که با جمهوری اسلامی روابط دیپلماتیک دارند، می‌خواهد که برای جلوگیری از اعدام معترضان، تلاش کنند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در این باره گفت: «معترضان بدون دسترسی به وکیل و محروم از دادرسی عادلانه، طی محاکمه‌های نمایشی در دادگاه‌های انقلاب به اعدام محکوم شده‌اند. این احکام هیچ وجاهت قانونی ندارند. مردم ایران و جامعه جهانی باید این پیام را به جمهوری اسلامی بدهند که اعدام معترضان را تحمل نخواهند کرد.»

امروز درحالی خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، خبر از محاکمه سه کودک ۱۷ ساله با اتهام «افساد فی الارض» در کرج داد که از روز گذشته، فعالان مدنی در شبکه‌های اجتماعی از برنامه‌ریزی برای محاکمه ۱۰ کودک در دادگاه انقلاب کرج با اتهاماتی خبر داد بودند که می‌تواند منجر به صدور حکم اعدام شود.

سعید دهقان، وکیل دادگستری درخصوص محاکمه این کودکان نوشت: «امروز، يكی از ضد وکیل‌ترین قضات؛ آصف الحسینی، در یکی از غیرقانونی‌ترین محاکم؛ دادگاه انقلاب، به یکی از ضدانسانی‌ترین اتهامات علیه ۱۰ کودک؛ محاربه، قرار است بدون وکیل، بدون “پرونده شخصیت” و بدون صلاحیت، رسیدگی کند!»

محاکمه این کودکان درحالی صورت می‌گیرد که براساس قوانین بین‌المللی، افراد زیر ۱۸ سال باید در محاکم اختصاصی مربوط به اطفال مورد محاکمه قرار گیرند.

محاکمه‌های شتابزده و احکام احکام

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی که خود یکی از بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر و تحت تحریم‌های حقوق بشری اتحادیه اروپاست، روز دوشنبه ۷ آذر گفت: : «مراحل مختلف رسیدگی به پرونده عناصر دخیل در یک فقره قتل در تهران که منجر به شهادت فردی شده بود، از مرحله دستگیری تا صدور کیفرخواست، محاکمه و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور، در کمترین زمان ممکن قانونی صورت گرفت. در این راستا، برخی احکام در دیوان عالی تایید شده‌اند و برخی دیگر نیز در مرحله رسیدگی است».

جمهوری اسلامی پیشتر نیز احکام اعدام معترضان را با اتهام قتل صادر و اجرا کرده است. مصطفی صالحی و نوید افکاری که در ارتباط با اعتراضات دی ماه ۹۶ و مرداد ماه ۹۸ دستگیر شده‌بودند و هردو در پی یک روند دادرسی غیرعادلانه و با اتهام دروغین قتل اعدام شدند.

براساس گزارش رسانه های رسمی دستکم ۲۶ نفر با اتهام‌هایی مواجه هستند که براساس قوانین جمهوری‌اسلامی مجازاتشان مرگ است. احکام شش نفر براساس این گزارش‌ها تاکنون صادر شده‌است. هویت این شش نفر هنوز اعلام نشده. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، در طی تکذیب یک گزارش از روزنامه شرق، تایید کرد که یکی از کسانی که حکم بدوی اعدام وی صادر شده، سهند نورمحمدزاده است. این خبرگزاری در گزارش دیگری تلویحا تایید کرد که محمد قبادلو یکی دیگر از افرادی است که حکم اعدام ایشان در دادگاه بدوی صادر شده است.

برخی از دیگر معترضانی که با خطر اعدام مواجه‌اند:

ماهان صدرات مدنی (مرنی)، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به «محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد (چاقو) به نحوی که موجب ایجاد ناامنی و ترس در محیط شده است، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، آتش زدن موتورسیکلت و تخریب گوشی شاکی خصوصی و ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به شاکی» متهم شده.

سامان یاسین (صیدی)، فرزند تیمور، خواننده رپ اهل کرمانشاه، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به «محاربه از طریق کشیدن کلت کمری و شلیک ۳ تیر، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» متهم شده است.

محمد قبادلو، فرزند محمدعلی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به «افساد فی‌الارض از طریق اقدام گسترده علیه ماموران موتوری نیروی انتظامی با اصابت خودروی سواری پیکان سفید رنگ که اقدام وی منجر به شهادت استوار فرید کرم پور حسنوند و مجروح شدن ۵ مامور پلیس شده است» متهم شده است.

محسن رضازاده قراقلو، فرزند حسن در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران «به محاربه از طریق مشارکت در ایجاد حریق در وسیله مورد استفاده عمومی به منظور اخلال در نظم و امنیت عمومی، اجتماعی و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور، ساخت اقلام انفجاری از نوع کوکتل مولوتوف برای مقاصد ضد امنیتی و سنگ پرانی به سوی عوامل انتظامی» متهم شده است.

سعید شیرازی، فرزند علیرضا در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به «افساد فی الارض از طریق تحریک و تشویق گسترده مردم به ارتکاب جرایم‌ علیه امنیت کشور و اخلال شدید در نظم» متهم شده است.

محمد بروغنی، فرزند حسین در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به «محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد قمه و حمله به همراه اوباش به فرمانداری پاکدشت و به آتش کشیدن فرمانداری و حمله به مامور دولت حین انجام وظیفه و مجروح شدن وی» متهم شده است.

ابوالفضل مهری-حسین‌حاجی‌لو، فرزند ولی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به «مقابله با حکومت اسلامی از طریق ایجاد حریق در وسیله مورد استفاده عمومی به منظور اخلال در نظم و امنیت کشور» متهم شده است.

منوچهر مهمان‌نواز، فرزند رمضان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به «احتراق عمدی ابنیه به قصد مقابله با حکومت اسلامی با مجازات محاربه، اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی کشور، اخلال در نظم و امنیت عمومی از طریق ایجاد جنجال و هیاهو، شرکت در تجمعات غیرقانونی» متهم شده است.

سهند نورمحمدزاده، فرزند جعفر متولد ۱۳۷۵ در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به «محاربه از طریق تخریب و ایجاد حریق در وسایل عمومی (سطل آشغال) به منظور اخلال در نظم و امنیت کشور و مقابله با حکومت اسلامی، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی» متهم شد.

مجیدرضا رهنورد پایین‌ده، فرزند محمدجواد در شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد، به اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد از نوع چاقو به قصد جان مردم که منتهی به شهادت ۲ بسیجی مدافع امنیت به نام‌های دانیال رضازاده و حسین زینال زاده و مصدومیت ۴ تن دیگر در تاریخ ۲۶ آبان ماه در خیابان حر عاملی مشهد شده بود» متهم شده است.

توماج صالحی، متولد ۱۳۶۹، خواننده رپ اعتراضی که کیفرخواست با اتهام «افساد فی‌الارض از طریق نشر اکاذیب به صورت گسترده به نحوی که موجب خسارات عمده گردیده است، فعالیت تبلیغی علیه نظام، تشکیل و اداره دسته‌جات غیر قانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور، همکاری با دولت متخاصم علیه جمهوری اسلامی و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق فضای مجازی و تحریک و ترغیب افراد به اعمال خشونت آمیز» برایش صادر شده، اما هنوز جلسات دادگاه وی برگزار نشده است.

علاوه براین، رئیس دادگستری استان البرز، حسین فاضلی هریکندی، امروز چهارشنبه ۹ آذر ماه از صدور کیفرخواست برای سه کودک، ده مرد و یک زن در ارتباط با پرونده کشته شدن یک بسیجی خبر داد. او گفت که برای این افراد، اتهام «افساد فی الارض از طریق ارتکاب جرایم متعدد علیه امنیت کشور و حمله به مامورین نیروی مقاومت بسیج و فراجا و جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد»، «اخلال شدید در نظم عمومی و ناامنی در کشور»، کشته‌شدن یک بسیجی به نام سید روح الله عجمیان و «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور» است.

این فهرست تنها شامل افرادی است که اتهام آن‌ها در رسانه‌های جمهوری اسلامی اعلام شده است. گمان می‌رود تعداد متهمانی که در خطر اعدام هستند، بیش از نامبردگان باشد.

همچنین طبق گزارش کمپین فعالین بلوچ، ابراهیم ریگی، ۲۴ ساله و اهل زاهدان که طی اعتراضات اخیر بازداشت شده، با اتهام «محاربه، افساد فی الارض و لیدری اعتراضات» روبرو شده و در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد.

سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به این‌که تنها بالابردن هزینه سیاسی اعدام‌ها می‌تواند جان معترضان را نجات دهد، از جامعه جهانی می‌خواهد تا پیش از وقوع چنین جنایاتی از سوی جمهوری اسلامی، هشدار مناسب را به مقام‌های حکومت ایران بدهند.

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 10:17
نگرانی خامنه‌ای از اعتراض‌های محله‌محور

گروه هکری بلک ریوارد به یک بولتن سری که خبرگزاری فارس برای حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران تهیه کرده دست یافته که در آن از علی خامنه‌ای نقل شده اعتراض‌ها به زودی تمام نمی‌شود.
آن‌طور که این گروه اعلام کرده، این بولتن‌ها با نظارت عباس درویش توانگر، قائم‌مقام خبرگزاری فارس، به‌صورت دوره‌ای تهیه و تحت عنوان «بولتن ویژه بیان» به دفتر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، ارسال می‌شده‌ است. این بولتن‌ها حاوی اطلاعات محرمانه درباره موضوعات مختلف از جمله اعتراضات سراسری پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس امنیت اخلاقی است.

خامنه‌ای: نظام در جنگ رسانه‌ای عقب افتاده است
اما در بولتن سری ۱۲۳ صفحه‌ای که در یک نسخه و فقط برای سلامی تهیه شده، رهبر جمهوری اسلامی پیش از تهیه بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، تاکید کرده نظام در جنگ رسانه‌ای عقب افتاده است.
همچنین او و تهیه‌کنندگان بولتن با نگرانی از اینکه مردم ایران، دست داشتن دشمن خارجی در اعتراض‌ها را باور نمی‌کنند، تاکید شده که باید کاری کرد تا مردم فکر کنند اعتراض‌ها کار خارجی‌هاست.
در بولتن سری فارس برای حسین سلامی، خامنه‌ای در ماجرای کشتار زاهدان، رییس دولت سیزدهم و دبیر شورای عالی امنیت ملی را به کم‌کاری متهم کرده است.

حداد عادل: بسیج ضعیف شده و توان بسیج‌کنندگی ندارد
همچنین نقل قول‌هایی از رهبر جمهوری اسلامی در بولتن آمده که نشان از نگرانی او از ناکارآمدی دستگاه سرکوب دارد. غلامعلی حداد عادل، پدر همسر مجتبی خامنه‌ای به خامنه‌ای گفته تنها یک جمعیت بزرگ می‌تواند اعتراض‌ها را جمع کند و به نظر او، بسیج ضعیف شده و توانش را ندارد.
در بولتن سری فارس گفته شده خامنه‌ای در دیدار با حداد عادل به او گله کرده که چرا اصول‌گرایان و بسیاری از اعضای مجمع تشخیص و مجلس خبرگان و نمایندگان دولت در قبال اعتراض‌ها سکوت کرده‌اند و حتی یک توییت نزده‌اند.
در عین حال، این بولتن فاش کرده سران سه قوه، کمیته‌ای برای بررسی علل شکل‌گیری اعتراض‌ها به ریاست غلامحسین اژه‌ای، رییس قوه قضاییه راه‌ انداخته‌اند.

طبق شنود روس‌ها، مردم ایران در وضعیت انقلابی قرار گرفته‌اند
در بولتن سری خبرگزاری فارس آمده که سرویس اطلاعاتی روسیه به نقل از شنود دستگاه‌های اطلاعاتی غربی گفته که مردم ایران در وضعیت انقلاب قرار گرفته‌اند.
طبق این سند «روس ها حاصل شنودهای منطقه ای خود از دستگاه های اطلاعاتی خارجی درباره ایران را در اختیار مقام‌های ایرانی قرار داده‌اند. دستگاه های مذکور معقتدند که مردم ایران در وضعیت انقلاب قرار گرفته اند و مردم ایران از لحاظ ذهنی به این باور رسیده‌اند که شرایط کشور در یک شرایط انقلاب است.»

تلاش نظام برای بی‌اعتبار کردن مولوی عبدالحمید
در این بولتن، خبرهایی درباره جمعه سیاه زاهدان هم منتشر شده، روزی که در آن بیش از ۹۰ نفر با شلیک نیروهای امنیتی کشته شدند.
بر اساس محتوای این سند، علی خامنه‌ای تایید کرده که نیروی انتظامی با تیربار به سوی معترضین شلیک کرده است. او گفته گزارش نیروهای مسلح با گزارش نیروی انتظامی تفاوت دارد و به همین دلیل نماینده‌اش را به سیستان و بلوچستان فرستاد.
در بولتن سری خبرگزاری فارس آمده که رهبر نظام دستور داده مولوی عبدالحمید بازداشت نشود، بلکه نظام او را بی‌آبرو کنند.
بی‌توجهی عبدالحمید به نماینده رهبر نظام باعث شده که شخص خامنه‌ای، رهبر مذهبی مردم زاهدان را تهدید به بازداشت کند.
در این سند آمده که علی خامنه‌ای در دیدار با حسین اشتری فرمانده فراجا از او خواسته که به مولوی عبدالحمید هشدار داده شود.

نظرسنجی وزارت کشور: مردم فکر می‌کنند اعتراض‌ها ادامه دارد
در این بولتن نظرسنجی وزارت کشور هم آمده که براساس آن ۵۶ درصد مردم فکر می‌کنند اعتراض‌ها به این زودی‌ها تمام نمی‌شود. براساس همین نظرسنجی، بیش از نیمی از مردم ایران معتقدند حجاب باید اختیاری باشد و کمتر از ۱۴ درصد مردم اخبار صداوسیمای حکومتی را صادقانه می‌دانند.
در سه ماه گذشته، مقام‌ها در تریبون‌های رسمی تعداد معترضان را کمتر از چهل هزار نفر عنوان می‌کردند، اما در بولتن سری حسین سلامی، تعداد معترضین در خیابان ۶۰۰ هزار نفر ارزیابی شده است.
همچنین بر اساس این سند «۷۰ درصد مردم تمایلی به حضور در راهپیمایی در حمایت از نظام و انقلاب ندارند. ۲۱.۴ درصد گزینه زیاد و خیلی زیاد و ۵.۹ درصد نیز گزینه تا حدودی را انتخاب کرده‌اند.»
کارشناسان سپاه اعتراف کرده‌اند که اعتراض‌ها در ایران سراسری است.

ترس مردم از نیروهای نظامی ریخته است
بر اساس بخشی از این سند، از دید حکومت بزرگترین دستاورد خیزش انقلابی برای مخالفان «ریزش ترس مردم از نیروی نظامی و انتظامی» بوده است. در این بولتن محرمانه همچنین اشاره شده که فرزندان برخی از خانواده‌های کشته شدن جنگ ایران و عراق و برخی کارمندان دولت در جمع بازداشت‌شدگان حضور دارند.
در همین راستا به نقل از کارشناسان آمده که اذهان عمومی و مردم متقاعد شده‌اند که اعتراض‌ها در کل کشور وجود دار و سراسری است.
به گفته این کارشناسان، تداوم خیزش انقلابی و افزایش «تلفات نیروی انسانی ابهت و اقتدار نظام» را درهم می شکند و بازسازی آن نیازمند زمان است.
در این سند همچنین اشاره شده که «برخی از مسئولان ایرانی مقیم خارج به مسئولان داخلی گفته‌اند که در اذهان عمومی خارج از کشور نیز این موضوع که نظام ایران به هم ریخته و آینده نامعلومی دارد، باور پذیر شده است.»

خامنه‌ای تایید کرده دولت کند و بی‌برنامه و بی‌تصمیم است
بر اساس بخش دیگری از این سند، محمدباقر قالیباف رییس مجلس به خامنه‌ای گفته «دولت برنامه و هدفی در کارها ندارد و نمی توانند تصمیم بگیرند، آشفته هستند. ما برای کمک به آن‌ها می‌رویم اما آن‌ها درک نمی کنند.» خامنه‌ای بی‌برنامه و کند بودن و بی‌تصمیمی دولت را تایید کرده است.

نگرانی خامنه‌ای از اعتراض‌های محله‌محور
گسترش اعتراض‌های محله‌محور در جریان خیزش انقلابی مردم ایران، باعث نگرانی علی خامنه‌ای شده است و بولتن محرمانه خبرگزاری فارس برای حسین سلامی حاکی است که خامنه‌ای از سازمان تبلیغات اسلامی خواسته‌ تا با شناسایی« عناصر انقلابی» در مساجد محلات و...یک شبکه منسجم را برای مقابله با «تحرکات ضد انقلاب در محلات» تشکیل دهند.

نتایج نظرسنجی‌های رسمی درباره حجاب اجباری و اعتراضات
در بخش دیگری از این بولتن بر اساس نتایج برخی نظرسنجی‌ها هشدار داده شده که در صورت استمرار برخورد با فیلترشکن‌ها احتمال شکل‌گیری «عصبانیت و ناآرامی در گروه‌های سِنی فعال» در اعتراضات تشدید می‌شود.
این هشدار از آن رو مطرح شده که پس از مرگ مهسا امینی و گسترش اعتراضات خیابانی به سراسر کشور، حاکمیت نه تنها دست به مسدودسازی گسترده شبکه‌های اجتماعی زد، بلکه فیلترشکن‌ها را نیز از کار انداخت و ارتباطات مجازی و کسب‌و‌کارهای آنلاین شهروندان را به صورت جدی دچار اختلال کرد.
نتایج نظرسنجی وزارت کشور با جامعه آماری سه هزار و ۹۷۷ نفر در سراسر کشور نیز در این بولتن مورد اشاره قرار گرفته که بر اساس آن، «۵۱ درصد مردم معتقدند که حجاب باید اختیاری باشد».
از دیگر نتایج این نظرسنجی به این موارد اشاره شده که «۸۴ درصد مردم معتقدند که این اعتراضات خیابانی سبب کاهش مشکلات می‌شود و ۷۰ درصد مردم تمایلی به حضور در راهپیمایی در حمایت از نظام و انقلاب ندارند».
این مورد در تلاش چندباره حکومت برای راه‌اندازی یک راهپیمایی بزرگ با هدف نشان دادن قدرت خود مقابل معترضان به خوبی نمایان بود که هربار شکست خورد.

«شبهات» نیروهای انقلابی و «تضعیف» بسیج
در یکی از این بولتن‌ها به تاریخ سوم آذر ۱۴۰۱، به ایجاد «شبهات و ابهامات» میان «نیروهای انقلابی» پس از آغاز دور تازه اعتراضات اشاره شده و آمده «بسیاری از نیروهای انقلابی کف میدان نیز دچار شبهه و ابهام شده‌اند».
تهیه‌کنندگان این بولتن توصیه کرده‌اند که «باید جریان انقلابی به این شبهات و ابهامات پاسخ دهد».
پیش از این نیز در شبکه‌های اجتماعی به ویژه توئیتر و اتاق‌های کلاب‌هاوس، شمار قابل توجهی از نیروهای نزدیک به حاکمیت، پرسش‌هایی را درباره خشونت نسبت به مردم معترض به ویژه زنان و کودکان، گزارش‌ها درباره آزار و توهین‌های جنسی ماموران نسبت به زنان در خیابان‌ها و بازداشتگاه‌ها و نیز ادعای حکومت درباره بیماری زمینه‌ای قربانیان مطرح کرده بودند.
در بخشی از این بولتن که به نشست جمعی از «صاحب‌نظران» برای بررسی عملکرد کابینه ابراهیم رئیسی اختصاص دارد، غلامعلی حدادعادل، گزارش دیدار خود با علی خامنه‌ای را مطرح می‌کند.
به گفته حدادعادل، رهبر جمهوری اسلامی در این دیدار به وی گفته «نیروهای شما در این شلوغی‌های اخیر کجا بودند؟...باید مدیریت و سازماندهی به گونه‌ای باشد که نیروهای جریان انقلاب و شورای ائتلاف به میدان بیایند».
حداد عادل در پاسخ به رهبر جمهوری اسلامی گفته که «یک جمعیت بزرگ می‌تواند این اغتشاشات را مهار کند. الان بسیج ما ضعیف شده و قدرت بسیج کنندگی ندارد. فرمانده بسیج از نگاه من باید یک چهره ملی باشد. فرماندهی می‌خواهد که حزب‌اللهی‌ها او را دوست داشته باشند و در دل آنها جا داشته باشد».
در این بولتن همچنین به تلاش جریان‌هایی که «معاند» توصیف شده، برای «ایجاد حس ترس میان نیروهای انقلابی و بسیج» اشاره شده است.
تهیه‌کنندگان این بولتن، «شناسایی عناصر امنیتی، حمله به آنها» و نیز «انتشار تصاویر مجروح یا برهنه کردن نیروهای کف خیابانی» را در «راستای تضعیف روحیه و ایجاد رعب در نیروهای ارزشی» ارزیابی کرده‌اند.

«مخالفت» علی خامنه‌ای با صدور گسترده کیفرخواست محاربه
در بخش دیگری از این بولتن محرمانه به تاریخ سوم آذر، آمده با آنکه قوه قضائیه برای «۸۰ نفر» از بازداشت‌شدگان، کیفرخواست محاربه «تنظیم» کرده، این روند پس از سخنرانی علی خامنه‌ای با شماری از شهروندان اصفهان «متوقف» شده است.
این بولتن به گفته برخی از «نزدیکان دفتر» رهبر جمهوری اسلامی نوشته که وی «با این حجم گسترده از کیفرخواست‌های محاربه مخالفت» کرده است.
باوجود ادعای این بولتن مبنی بر توقف صدور احکام محاربه برای معترضان، تاکنون دست‌کم برای ۲۱ معترض بازداشت‌شده، حکم محاربه یا «افساد فی الارض» صادر شده که بر اساس قوانین جمهوری اسلامی مجازات اعدام را برای متهم در پی دارد.
این بولتن‌ها حاوی اطلاعات بسیار گسترده دیگری هستند که برخی جنبه‌های پشت‌پرده حکومت و دولت جمهوری اسلامی در اداره کشور و نیز مقابله با اعتراضات مردمی را نشان می‌دهند.


منابع: ایران‌اینترنشال، رادیو فردا

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 9:41
فارس منتظر چه چیزهای دیگری باید باشد؟

امتداد: هک خبرگزاری فارس که با پایین آمدن این سایت در ساعت ۲۰ و ۴۰ دقیقه روز جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱ صورت گرفت، با انتشار یک فایل ویدئویی و یک فایل صوتی تداوم پیدا کرد و حالا با انتشار بخشی از بولتن‌های درونی تهیه شده توسط این خبرگزاری وارد ابعاد جدیدی شده است.

بولتن‌هایی که خبرگزاری فارس در واقع اصل حمله و طبیعتا وجود آنها را تایید کرد و قوه قضائیه نیز از پیگیری این پرونده هک خبر داد. این اخبار حاکی از اهمیت ماجراست. گروه هکری «بلک ریوارد» مدعی شد که حجم زیادی از اطلاعات را از سرور سایت خبرگزاری فارس به سرقت برده است.

اولین سئوال این بود که آیا این اطلاعات که منتشر می‌شود، صحت دارد یا ساختگی است؟ تایید خبرگزاری فارس بر این مساله نشان دهنده این است که این می‌توان با ضریب اطمینان مناسبی حدس زد که فایلها در قالب بولتن داده شده و صحت دارد. اطلاعاتی که گفته می‌شود از فایل صوتی خبرنگاران با یکی از مسئولان سازمان بسیج به دست آمدت نشان دهنده این است که آنها در جلسات درونی چگونه رفتار می‌کنند و سطح نگرانی‌های آنها از چه جنسی است.

خبرگزاری فارس با نوشتن یک رشته توییت، به انتشار فایل بولتن‌هایی که توسط این سازمان برای یک مقام نظامی آماده شده بود واکنش نشان داده و نوشته بود: «جزوه مربوط به رصد شنیده‌های محافل رسانه‌ای، شایعات فضای مجازی و ادعاهای رسانه‌های بیگانه که امکان صحت‌سنجی آن برای خبرنگاران فارس میسر نبود، جهت بهره‌برداری رسانه‌ای و خنثی‌سازی شایعات آرشیو شده و یا برای آگاهی برخی مسئولان و موثرین ارسال می‌شد.»

در محتوای این بولتن‌ها اظهارات متفاوتی به مسئولان کشور نسبت داده می‌شود که فارس معتقد است آنها شنیده‌هایی هستند که قابل راستی آزمایی نیست. اما توضیح نمی‌دهد چطور ممکن است خبرگزاری منتسب به سپاه از قول مقامات عالی نظام مطالبی را در بولتن قرار دهد و نظرات آنها را تبیین کند و درعین حال مدعی باشد که در واقع آنها اطلاعات بی‌ارزش و شایعات فضای مجازی هستند؟ 

در این رابطه اول به نظر می‌رسد باید منتظر یک تغییرات اساسی در سطح مدیریتی این خبرگزاری وابسته به نهاد نظامی باشیم. این سایت در شرایطی هک شده که یک سطح بسیار بالا از دسترسی برای آن ایجاد شده است. حتی می‌توان پیش‌بینی کرد تا وقتی که سایت از فعالیت بازنیستاده بود، شاید اساسا مسئولان این خبرگزاری از هک شدن سایت خود مطلع نبودند.

نکته مهمتر اما این است که فارس در رشته توئیت خود گویی بسیار از آینده واهمه دارد و در این رابطه می‌نویسد: «همزمان جریان رسانه‌ای این سرویس جاسوسی با اقدامات سخیف و دروغین، ترور شخصیت و تهدید خبرنگاران را در دستور کار قرار داد.»

سئوالی که به وجود می‌آید این است که آیا این گروه هکری افرادی از این خبرگزاری را «تهدید به افشای اطلاعات» کرده و از آنها درخواستی داشته است؟ آیا نظیر آن فیلمی که منتشر شد[فیلمی که در آن فردی خودارضایی می‌کرد و ادعا شده بود مربوط به یکی از همکاران فارس است]، بازهم وجود دارد و همین مساله ممکن است پاشنه آشیل ورود هکرها به مجموعه باشد؟ چه اطلاعات دیگری به دست هکرها افتاده است؟ در صورتی که فایل‌های ضبط شده صدا و تصویر در اختیار هکرها قرار گرفته باشد، باید منتظر انتشار چه اطلاعات محرمانه دیگری بود؟ 

سئوال اساسی‌تر اینکه: چه کسی مسئولیت پاسخگویی در مورد انتشار این بولتن‌ها را برعهده دارد؟ آیا قوه قضائیه می‌تواند به شکایت کسانی که علیه آنها در این بولتن‌ها جوسازی صورت گرفته رسیدگی کند؟

iran-emrooz.net | Wed, 30.11.2022, 8:47
تبدیل کاغذ سفید به نماد تظاهرات کم‌سابقه چین

مت مورفی، بی‌بی‌سی

روز یکشنبه با غروب آفتاب در شانگهای گروهی از مردم که به یادبود قربانیان آتش‌سوزی مرگبار شهر اورومچی جمع شده بودند کاغذ‌های سفیدی در دست داشتند. این آتش‌سوزی جرقهٔ شروع اعتراضات در چین بوده است.

همچنین در پکن هم تظاهر‌کنندگان با ورق‌های کاغذ سفید در تظاهرات دانشگاه چینهوا از دانشگاه‌های برتر چین، حضور پیدا کردند. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین در همین دانشگاه تحصیل کرده است.

در ویدئوی قابل‌توجه دیگری زن جوانی را در حال راهپیمایی در یکی از خیابان‌های ووژن، شهری در استان شرقی چه‌چیانگ می‌بینیم در حالی که زنجیری دور مچ دست‌هایش دارد و با نوار‌چسب دهان خود را بسته است و یک برگ کاغذ سفید در دست دارد.

این روش ریشه در تظاهرات سال ۲۰۲۰ هنگ‌کنگ دارد زمانی که مردم این کشور برای اعتراض قوانین امنیتی دولتی ظالمانه تظاهرات کردند.

پس از آنکه دولت در اعتراضات عمومی سال ۲۰۱۹ که باعث توقف امور عادی شهر و سرکوب گستردهٔ معترضان شد، استفاده از هرگونه شعار مربوط به جنبش را ممنوع اعلام کرد، فعالان جنبش از کاغذ‌های سفید استفاده کردند.

برخی استدلال می‌کنند که این روش نمادین فقط اعتراض به خفه کردن مخالفت‌ها و اعتراضات نیست بلکه چالشی پیش روی مقامات دولتی است «آیا می‌خواهید مرا برای در دست داشتن کاغذی که هیچ‌چیز بر آن نوشته نشده است دستگیر کنید؟»

زنی که در تظاهرات شانگهای شرکت داشت به بی‌بی‌سی گفت: «معلوم است که چیزی روی کاغذ نوشته نشده است اما همهٔ ما خوب می‌دانیم چه چیزی باید روی این کاغذ‌‌های نوشته شده باشد».


جانی، معترض ۲۶ ساله در پکن به خبرگزاری رویترز می‌گوید: «کاغذ سفید نماد و نشانهٔ تمام گفتنی‌هایی است که نمی‌توان گفت.»

کری آلن، تحلیلگر بی‌بی‌سی در چین مشاهده کرده است که مسئولان سانسور در چین فشار شدید بر شبکه‌های اجتماعی این کشور اعمال می‌کنند. ‌

او می‌گوید: «حدود ده‌ها میلیون مطلب از شبکه‌های جستجوی اینترنتی حذف شده است. در جستجوی «کاغذ سفید» و «ورق کاغذ خالی» هم فقط مطالب محدود و اندکی به دست می‌آید.

سانسور شبکه‌های اجتماعی باعث خشم کاربران اینترنت شده است، یکی از کاربران نوشته است: «اگر از یک ورق کاغذ سفید اینقدر می‌ترسید بدانید که ضعیف و پوشالی هستید».

هم‌چنین شرکت نوشت‌افزار ام‌اند‌جی در شانگهای مجبور به انکار شایعات دربارهٔ جمع کردن بسته‌های کاغذ A4 از قفسه‌های فروشگاه به دلایل امنیتی شد.

مسئولان این شرکت می‌گویند تولید و پخش محصول به روال معمول ادامه دارد و ما پلیس را از سند جعلی که در اینترنت منتشر شده و باعث شروع این شایعه بوده است، مطلع کرده‌ایم.

اما کاغذ سفید به نمادی برای سو‌ء‌استفادهٔ افرادی که هنوز به دولت مرکزی وفادارند و از موج تظاهرات در کشور خشمگین هستند هم شده است.

در ویدئویی که به نظر می‌رسد مربوط به روز شنبه در دانشگاه ارتباطات شهر نانجینگ در شرق چین باشد مرد ناشناسی با خشم کاغذ سفیدی را از دست یکی از تظاهر‌کنندگان می‌قاپد و به‌سرعت دور می‌شود.

در ویدئوی دیگری از همان شب چندین دانشجو را در محوطهٔ دانشگاه می‌بینیم که با کاغذ‌های سفید در دست و در سکوت ایستاده‌اند.

معترضان تحت فشار شدید دستگاه سانسور چین به روش‌های دیگر ابراز نظرات ضد‌دولتی از جمله نشانه‌های حمایت طنز‌‌آمیز از سیاست‌های سخت‌گیرانهٔ دولت چین در برابر بیماری کووید روی‌آورده‌اند.

در یکی از موارد وقتی مسئولان عده‌ای از تظاهر‌کنندگان با کاغذ‌های سفید را وادار کردند که شعار‌های ضدّ قرنطینه ندهند آنها در پاسخ به طنز شعار‌هایی مبنی بر درخواست «قرنطینه بیشتر» و «من می‌خواهم تست کرونا بدهم» سر‌دادند.

در دانشگاه چینهوا تعدادی از دانشجویان با کاغذ‌هایی که بر آن معادلهٔ فریدمان نقش بسته بود تظاهرات کردند. معادلاتی که فریدمان فیزیکدان و ریاضیدان روسی دربارهٔ سیر تکاملی جهان در طول زمان ارائه داده است.

استفاده از معادلات فریدمان نوعی بازی زبانی با نام این دانشمند Friedmann و “انسان آزاد” یا “Free man“ بوده است. کاغذ سفید گسترده‌ترین نماد در تظاهرات چین بوده در ادامه مجموعه‌ای از نماد‌های اعتراضات نوین که پیش از این به کار رفته بوده است مانند چتر (هنگ‌کنگ)، اردک‌های پلاستیکی (تایلند) و گل (بلاروس).

iran-emrooz.net | Tue, 29.11.2022, 21:41
رحمان: جمهوری اسلامی کارزار اعدام راه انداخته است

هم‌زمان با تشدید نگرانی‌ها از صدور احکام اعدام برای شمار بیشتری از معترضان در ایران، روز سه‌شنبه جاوید رحمان، گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، مقام‌های جمهوری اسلامی را متهم کرد که مشخصا یک کارزار ویژه برای صدور احکام اعدام راه انداخته‌اند.

به‌ گفته گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تاکنون برای شش متهم حکم اعدام صادر کرده است و ۲۱ تن هم با خطر صدور احکام اعدام مواجه‌اند.

بر اساس یافته‌های سازمان ملل، از ابتدای شروع خیزش سراسری ایرانی‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی، دست‌کم ۱۴هزار تن در جریان اعتراض‌ها بازداشت شده‌اند.

برابر قوانین کیفری جمهوری اسلامی، به اتهام‌های افراد بازداشت‌شده، در دادسراها و دادگاه‌های «انقلاب» رسیدگی می‌شود. مراجع قضایی که فاقد معیارهای حقوقی پذیرفته شده‌اند و حتی حداقل استانداردهای یک «دادرسی منصفانه»، از جمله حق برخورداری از وکیل انتخابی، نیز در آن‌ها رعایت نمی‌شود.

هم‌زمان با افزایش نگرانی‌های جهانی از صدور احکام اعدام برای معترضان در ایران، «سازمان عفو بین‌الملل» نیز روز سه‌شنبه، از تمامی دولت‌ها و سفارت‌خانه‌های خارجی در ایران خواست تا نمایندگان خود را برای نظارت بر چگونگی برگزاری محاکمه‌ها به «دادگاه‌های انقلاب» بفرستند.

به‌‌گفته جاوید رحمان، پیش‌بینی او این است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی احکام اعدام بیشتری برای متهمان بازداشت‌شده در جریان اعتراض‌های سراسری صادر خواهد کرد.

قرار است روز چهارشنبه، در شعبه اول دادگاه انقلاب استان البرز، محاکمه جمعی ۱۱ تن از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های هفته‌های گذشته برگزار شود.

خبرگزاری رویترز روز سه‌شنبه ۲۹ نوامبر (هشتم آذرماه)، به‌نقل از گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران نوشت او نگران است که حکومت ایران در واکنش به تصویب قطعنامه هفته گذشته در «شورای حقوق بشر سازمان» دست به واکنش خشونت‌آمیز بزند و بر دامنه اعدام‌ها و سرکوب معترضان بیفزاید.

پنجشنبه هفته پیش، بعد از چند ساعت بحث و ‌گفت‌وگو، شورای حقوق بشر سازمان ملل، در یک نشست ويژه و اضطرای در ژنو، با رای قاطع، به قطعنامه پیشنهادی آلمان و ایسلند، برای ایجاد یک کمیته بین‌المللی حقیقت‌یاب، برای مستند‌سازی موارد گسترده سرکوب‌های سیاسی در ایران، رای مثبت داد.

حتی پیش از شروع اعتراض‌های سراسری در ایران، شمار اعدام‌ها در ایران، نسبت به مدت مشابه در سال‌های قبل، افزایش داشته است.

رویترز در بخش دیگری از گزارش روز سه‌شنبه خود، به‌نقل از فولکر ترک، رئیس جدید کمیساریای عالی حقوق بشر در ایران، نوشت: «تا ماه سپتامبر امسال، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دست‌کم ۴۰۰ تن را اعدام کرده است. این آمار در پنج سال گذشته بی‌سابقه بوده است.»

هم‌زمان با افزایش نگرانی‌های بین‌المللی از صدور احکام اعدام برای معترضان در ایران، «سازمان عفو بین‌الملل» طی یک «درخواست فوری» از تمامی دولت‌ها و سفارت‌خانه‌های خارجی در ایران خواست تا نمایندگان خود را برای نظارت بر چگونگی برگزاری محاکمه‌ها به دادگاه‌های انقلاب بفرستند.

ایندیپندنت فارسی

iran-emrooz.net | Tue, 29.11.2022, 18:43
شبیه‌سازی برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران

روزنامه «جروزالم پست» چاپ اسرائیل از برگزاری رزمایش‌های نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در روز سه‌شنبه ۸ آذر با شبیه‌سازی سناریوهای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران، خبر داد.

به گزارش العربیه، این رزمایش که یکی از بزرگترین رزمایش‌های نیروی هوایی اسرائیل در سال‌های اخیر است، شامل پروازهای دوربردی مانند پروازهایی است که خلبانان اسرائیلی ممکن است برای رسیدن به ایران نیاز داشته باشند.

جروزالم پست همچنین نوشته است که این یکی از بزرگ‌ترین رزمایش‌های هوایی مشترک اسرائیل با آمریکا در طی سال‌های اخیر است و قرار است از روز سه‌شنبه تا پنج‌شنبه بر فراز دریای مدیترانه و اسرائیل انجام شود.

این رزمایش در پی امضای توافقنامه‌ای بین واشنگتن و تل‌آویو انجام می‌شود که مطابق آن ایالات متحده برای کمک به اسرائیل در زمینه دفاع موشکی در مواقع جنگ حضور خواهد داشت و همین عامل گسترش مانورهای تمرینی مختلف مشترک بین دو کشور در طی سال‌های اخیر شده است.

بالا گرفتن تنش میان اسرائیل و ایران

مقامات اسرائیلی در طی ماه‌های گذشته بارها اعلام کرده‌اند که ایران که دارای بیش از ۱۰۰۰ موشک بالستیک میان‌برد و کوتاه‌برد است، همچنان به قاچاق تسلیحات به کشورها و شبه‌نظامیان نیابتی خود در منطقه مانند حزب‌الله ادامه می‌دهد. ارتش اسرائیل پیش از این اعلام کرده بود که تخمین زده می‌شود ایران دارای زرادخانه‌ای با شمار ۵۰ هزار موشک در مرز شمالی اسرائیل است.

همزمان رسانه‌های اسرائیلی از افزایش سطح آمادگی ارتش این کشور و انجام اقداماتی برای آماده‌سازی یک طرح نظامی معتبر علیه تاسیسات هسته‌ای ایران خبر داده‌اند.

جروزالم پست پیش‌تر در گزارشی نوشته بود که انتظار می‌رود بودجه دفاعی ۵۸ میلیارد شکلی تعیین شده برای ارتش اسرائیل در سال آینده، ارتش این کشور این امکان را خواهد داشت که با بودجه‌ای در حدود ۳.۵ میلیارد شکل، معادل بیش از یک میلیارد دلار بر تهدیدات ناشی از ایران در سراسر منطقه تمرکز کند.

آویو کوخاوی، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل نیز هفته گذشته برای بحث درباره این رزمایش به واشینگتن سفر کرده بود که ناچار شد سفر هفته گذشته خود را یک روز زودتر از زمان برنامه‌ریزی شده به پایان برساند. دلیل این بازگشت زودتر از موعد، بمباران مرگبار در اورشلیم بود. با این‌حال، کوخاوی توانست با مقامات ارشد آمریکایی از جمله ژنرال مارک میلی و فرمانده «سنتکام»، ژنرال مایکل کوریلا دیدار و گفت‌وگو کند.

در سال گذشته، نیروهای ارتش اسرائیل و سنتکام چندین رزمایش مشترک و همچنین ماموریت‌های عملیاتی برگزار کرده‌اند.

این همه در حالیست که اخیرا ایران با لغو یک طرفه سفر بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سایت‌های این کشور، هرگونه همکاری خود با نهادهای بین‌المللی را در این زمینه قطع کرده است.

پیش‌تر اسرائیل اعلام کرده بود که ایران با تسریع عملیات غنی‌سازی به زودی خواهد توانست به سوخت 90 درصد غنی‌سازی شده لازم برای ساخت بمب اتمی دست‌ یابد.

iran-emrooz.net | Tue, 29.11.2022, 17:14
در سوگ دکتر احمد طهماسبی

دوست ما دکتر احمد طهماسبی در شب میان هجدهم و نوزدهم نوامبر ٢۰٢٢ پس از یک بیماری چندین ساله در شهر برلن درگذشت. روانش شاد باد.

احمد در بیست چهارم ماه آوریل ١۹۴١ در شهر قم در خانواده ای نسبتاً متمول، مذهبی و لیبرال متولد شد. او در سال ١۹۶۵ بدنبال برادرش ناصر، که او هم در اکتبر همین امسال در سن ۸۸ سالگی در شهر واشنگتن چشم برهم فروبست، به منظور تحصیل در رشته پزشکی به آلمان آمد، اما بزودی دریافت که جایگاه آینده اش نه در طبابت، بلکه در سیاست است.

احمد در سال ١۹۶٧ در شهر ماینس آلمان با لیلو، همسر آینده و فداکارش، آشنا شد و به اتفاق او در هنگام اوج جنبش دانشجوئی آلمان و کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی به شهر برلن غربی مهاجرت کرد و در دانشگاه آزاد برلن، یعنی در مرکز جنب و جوش دانشجوئی شروع به تحصیل در رشته علوم سیاسی نمود. در همان سال بود که او با شرکت در فعالیت‌های کنفدراسیون و جبهه ملی زندگی به تمام معنی سیاسی خود را در شهر برلن آغاز کرد.

احمد در سال ١۹٧۹ نائل به اخذ درجه دکترا در رشته علوم سیاسی گردید و کمی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، در سال ١۹۸۰ همراه همسرش لیلو و پسرشان ساسان به ایران بازگشت تا مانند دیگر شیفتگان در تعیین سرنوشت میهن خود شرکت داشته باشد. او تا سال ١۹۸۳ در دانشگاه های تهران به تدریس در رشته علوم سیاسی پرداخت، لیکن به زودی و مانند بسیاری دیگر از همرزمان با استبداد روزافزون دینی روبرو گردید و بالاجبار با خانواده‌اش به آلمان بازگشت. وی از آن پس دوران جدید زندگی را همراه با مشکلات مالی پشت سر گذاشت و با همکاری همسرش لیلو چند دهه با کار در یک مغازه کوچک امکان درآمد مختصری را برای امرار معاش خود به وجود آورد و همچنان به مبارزه علیه استبداد دینی در سطوح گوناگون ادامه داد.

احمد در سال ٢۰١٢ به علت یک بیماری حاصل از سکته قلبی زمین‌گیر شد و به مدت یک دهه با محدودیت‌های بسیاری دست و پنجه نرم کرد. ولی علیرغم این فاجعه بزرگ هیچگاه و از هیچ احدی در زندگانی‌اش شکایتی ننمود و حتی خود را به خاطر خانواده وفادار و دوستان دیرین‌اش همواره از زمره خوشبخت‌ترین انسان‌ها تلقی می‌کرد.

احمد از طرفداران سرسخت نهضت ملی کردن صنعت نفت در ایران و رهبران آن دکتر محمد مصدق و دکتر حسین فاطمی بود و از این‌ر‌و همواره فعالانه با جبهه ملی خارج از کشور همکاری داشت و مدتی هم در رهبری آن قرار گرفت. او که در دوران رژیم شاه مدتی در زندان به سر برده و در آنجا با داریوش فروهر و مهندس مهدی بازرگان آشنا شده بود، از این پس لبه تیز مبارزه خود را متوجه استبداد دینی جمهوری اسلامی نمود.

ما درگذشت دوست و همرزم دیرین خود دکتر احمد طهماسبی را به همسر فداکارش لیلو و پسر نازنین‌اش ساسان و به یک یک اعضاء خانواده طهماسبی در ایران و آمریکا و همچنین به جنبش ضد استبدادی ایرانیان تسلیت می‌گوئیم و او را به عنوان انسانی والا در خاطر خود حفظ خواهیم نمود.

محسن مسرت، مشتیلد مسرت، رامین مسرت، انوش مسرت، ناصر کنعانی، همایون مهمنش، فریده مهمنش، مهران براتی، مهدی روسفید، بهروز بیات، فرهنگ قاسمی، کاظم کردوانی، فرهاد پایار، جعفر صدیق، حسین میرجوادی، علی افشاری، داوید پارسیان، مهرداد عمادی، اسکندر اسکندری، فرهاد گل‌افرا، پرویز رستم، مصطفی نکومرام، فرهاد یاسائی، فرشید یاسائی، محمد کوچک، محمود لاری، اسفندیار خلف، شاپور رواسانی، جمشید حسین پور، سیمین حسین‌پور، هومن استهبان، پوریا مطهری، رضا شاه حسینی، سعید کاظمی، کورش افطسی، محسن قائم مقام، كامبيز قائم مقام، هرمز صمیمی، اردوان ارشاد، ادیت ارشاد، مقصود فلاحی، محمد حسین جعفری، داود غلام آزاد، مهرداد درویش‌پور، هوتن دولتی، حسین اسدی، بهمن مبشری، اکبر به‌کلام، رحیم رحمان‌زاده، هوشنگ خوش سرور، سونیا صدیقی، بهمن نیرومند، افسانه باخدا، بودو روش، منوچهر صالحی، حشمت توکلی، احمد احقری، سودابه صفوی، عباس طاهری، حسین لاجوردی، حسین علوی، محمود کرد، سیف‌اله جعفری، محسن دشتی، انگلا دشتی، فریدون اعلم، حمید بهشتی، داریوش وثوقی، مجید زربخش، ناصر شیرازی، محمد لاری، حسین رضانیا، جلال سرفراز، حسن سعیدی، محمد دربندی، حسین دربندی، رضا کاویانی، احمد رحیمی، حسین تاجبخش، ژیلا سیاسی، رضا دانائی، فرهاد فرجاد، پرتو تهرانی، پرویز دستمالچی، حسن ماسالی، مهدی خانبابا تهرانی، محمد لاری، امیر اسدی، حمید آزادی، علی ایمودادی، الهه پوینده، سعید ناصری.


* ایران امروز درگذشت دکتر احمد طهماسبی را به خانواده، بستگان و همه دوستان ایشان تسلیت می‌گوید.

iran-emrooz.net | Tue, 29.11.2022, 13:33
آمار کشته‌شدگان اعتراض‌ها به ۴۴۸ نفر رسید

از شروع اعتراضات جاری تا کنون، دست‌کم ۴۴۸ شهروند، از جمله ۶۰ کودک و ۲۹ زن، کشته شده‌اند. این آمار، حداقلی است و تنها مواردی را شامل می‌شود که محققان سازمان حقوق بشر ایران اسنادی مانند گواهی فوت یا شهادت کادر درمان را ثبت کرده یا دو منبع مستقل از یکدیگر، خبر را تایید کرده باشند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی با پنهانکاری و روایت دروغ، سعی در لاپوشانی این جنایات دارد. همین امر، اهمیت سازوکار حقیقت‌یاب بین‌المللی را که تشکیل آن هفته گذشته در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به تصویب رسید، دو چندان می‌کند. سازوکار بین‌المللی باید بر شهادت‌ شهروندان و کمک نهادهای مدافع حقوق بشر استوار شود و نیازی به همکاری جمهوری اسلامی نداشته باشد.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، با اشاره به اظهارات سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در مورد همکاری نکردن حکومت با سازوکارهای بین‌المللی حقوق بشری، گفت: «مقامات جمهوری اسلامی به‌خوبی می‌دانند که در صورت همکاری با هیئت حقیقت‌‌یاب سازمان ملل ابعادی بسا گسترده‌تر از جنایاتشان آشکار خواهد شد و به‌همین دلیل، عدم همکاری حکومت با این هیئت حقیقت‌یاب قابل انتظار است. بنابراین اطلاع‌رسانی و مستندسازی موارد نقض حقوق‌بشر و ‌جنایات حکومت توسط شهروندان در داخل ایران و رساندن این موارد به نهادهای حقوق بشری و هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل بسیار مهم است.»

تنها طی هفته گذشته، بیش از ۱۶ نفر در ایران به دست ماموران سرکوبگر کشته شدند که بیش از ۱۲ تن از ایشان در مناطق کردنشین بوده‌اند. تعدادی از کشته‌شدگان هفته‌های پیشتر نیز پس از تایید به این آمار افزوده شده‌اند.

لازم به ذکر است که آمار ارائه‌شده در این گزارش، تنها شهروندان عادی را در بر می‌گیرد و ماموران سرکوب که در جریان اعتراض‌ها کشته شده‌اند، در این آمار قرار ندارند.

بر اساس آمار و اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، شمار کشته‌شدگان اعتراضات اخیر به دست‌کم ۴۴۸ نفر رسیده است. براساس گزارش‌هایی که این سازمان دریافت کرده، دست‌کم ۶۰ تن از کشته‌شدگان زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند که ۹ تن از این کودکان دختر بوده‌اند. هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.

تفکیک استانی

کشته‌شدگان تا امروز از ۲۶ استان مختلف گزارش شده‌اند و بیشترین کشته‌ها به ترتیب از استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان، آذربایجان غربی، تهران، مازندران و کرمانشاه بوده‌اند. استان‌هایی که کشته‌شدن معترضان در آنها گزارش شده‌، به شرح زیر است:

سیستان و بلوچستان ۱۲۸ نفر، کردستان ۵۳ نفر، آذربایجان غربی ۵۱ نفر، تهران ۴۳ نفر، مازندران ۳۷ نفر، کرمانشاه ۲۵ نفر، گیلان ۲۴ نفر، البرز ۱۶ نفر، اصفهان ۱۴ نفر، خوزستان ۱۰ نفر، فارس ۸ نفر، خراسان رضوی ۶ نفر، زنجان ۴ نفر، آذزبایجان شرقی ۴ نفر، لرستان ۳ نفر، مرکزی ۳ نفر، قزوین ۳ نفر، همدان ۳ نفر، کهگیلویه و بویراحمد ۲ نفر، ایلام ۲ نفر، اردبیل ۲ نفر، بوشهر ۲ نفر، هرمزگان ۲ نفر، سمنان ۱ نفر، کرمان ۱ نفر و گلستان ۱ نفر.

همچنین بیشترین کشته‌ها به ترتیب در روزهای ۳۰ شهریور (۲۱ سپتامبر)، ۳۱ شهریور (۲۲ سپتامبر) و ۸ مهر (۳۰ سپتامبر، جمعه خونین زاهدان) گزارش شده‌اند. طی ماه گذشته، روز جمعه ۱۳ آبان (۴ نوامبر) با ثبت دست‌کم ۲۱ کشته، خونبارترین روز بود.

تاکید سازمان حقوق بشر ایران بر «حداقلی»بودن آمار کشته‌شدگان

سازمان حقوق بشر ایران در حالی آمار ۴۴۸ کشته را منتشر می‌کند که دریافت و بررسی گزارش کشته‌شدگان روزهای پیشین ادامه دارد. تعداد گزارش‌هایی که این سازمان دریافت کرده و هنوز موفق به تایید آنها نشده، بسیار بیشتر است. بنابراین، آمار واقعی کشته‌شدگان اعتراضات جاری بیش از آمار ذکرشده برآورد می‌شود. سازمان حقوق بشر ایران به تحقیقات خود در این باره ادامه می‌دهد.

iran-emrooz.net | Tue, 29.11.2022, 12:41
عاطفه نعامی قربانی تازه جنایت نیروهای امنیتی

«کانون حقوق بشر ایران»، با انتشار گزارشی خبر داد که جسد عاطفه نعامی جوان ۳۷ ساله اهوازی که طی چند هفته گذشته در اعتراضات حضور داشت، پس از هشت روز ناپدید شدن در خانه‌اش پیدا شد.

«کانون حقوق بشر ایران» به نقل از خانواده نعامی نوشت: «به‌رغم اینکه آثار ضرب و شتم و جراحت روی پیکر عاطفه پیدا بوده است ولی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی دستور دفن فوری وی را صادر کردند و پیکر عاطفه دوشنبه ۷ آذر به صورت مخفیانه در کرج دفن شد.»

این ارگان حقوق بشری همچنان تصاویری منتشر کرد که نشان می‌دهد عاطفه پیش از کشته‌شدن فراخوان و شعارهای اعتراضی بر تکه کاغذ‌های کوچکی می‌نوشت و بین مردم در خیابان‌های اهواز پخش می‌کرد.

گفته می‌شود عاطفه نعامی در چند هفته اخیر در اعتراض‌ها حضور داشته است. نهاهای امنیتی او را ربوده‌، بعد از آزار و شکنجه کُشته‌اند سپس پیکرش را به خانه‌اش برده‌اند و شیر گاز را باز گذاشته‌اند تا وانمود کنند خودکشی کرده است.

جسم بی‌جان روز شنبه ۵ آذر در آپارتمانش پیدا شد. پیکر او در نزدیکی شلنگی متصل به شیر گاز قرار داشت. خانواده‌ او می‌گویند این صحنه‌سازی نیروهای امنیتی است و احتمالا او توسط همان‌‌ها به قتل رسیده است.

روز دوشنبه نیز ماموران امنیتی او را عجولانه و با فریب اعضای خانواده، تنها با حضور چند تن از زنان خانواده، در آرامستان کرج به خاک سپردند.

iran-emrooz.net | Tue, 29.11.2022, 8:19
وریا غفوری با وثیقه از زندان آزاد شد

میزان، مرکز رسانه‌ای قوه قضائیه اعلام کرد وریا غفوری، بازیکن تیم فولاد خوزستان و کاپیتان سابق باشگاه استقلال با قرار وثیقه آزاد شد.

بنابر اعلام وبسایت میزان «با بررسی پرونده، انجام آخرین تحقیقات قضایی، نظر دادستان تهران و بازپرس پرونده، وریا غفوری پس از حضور در دادسرای تهران با سپردن قرار وثیقه مناسب از زندان آزاد شد.»

به گزارش بی‌بی‌سی، آقای غفوری «به اتهام توهین و تخریب تیم ملی فوتبال ایران و تبلیغ علیه نظام» بازداشت شده بود.

پس از بازداشت او مونا اردلان، همسر وریا غفوری، در واکنش به این خبر گفته بود «از من نپرس چه خبر!؟... جز “ایران” چیزی مهم نیست».

روز گذشته چندین بار خبر آزادی وریا غفوری منتشر و مجددا تکذیب شده بود.

وریا غفوری از جمله بازیکنان فوتبال ایران است که معمولا نسبت به مسائل و مشکلات اجتماعی واکنش نشان می‌دهد.

آقای غفوری، کرد و زاده شهر سنندج است. فوتبال حرفه‌ای را سال ۱۳۸۶ از پاس همدان شروع کرد؛ تیم مطرحی که به دستور دولت محمود احمدی‌نژاد از تهران به همدان منتقل شد و دیگر نشان چندانی از آن وجود ندارد.

غفوری در تیم‌های شهرداری تبریز، نفت تهران، سپاهان اصفهان و استقلال بازی کرده است و ۲۷بازی ملی دارد.

با گسترش اعتراضات سراسری مردم ایران پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، شماری از فوتبالیست‌ها بازداشت شدند؛ از جمله می‌توان به حسین ماهینی بازیکن سابق پرسپولیس اشاره کرد که به دلیل نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی دستگیر و سپس آزاد شد.

چندی پیش نیز پرویز برومند، دروازه‌بان سابق ایران از سوی مامورین امنیتی دستگیر شد و به نظر می‌رسد که هنوز زندانی است.

همچنین مدتی پیش گفته شد که سروش رفیعی، بازیکن پرسپولیس نیز به دلیل حمایت از یک زن معترض از سوی نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. آقای رفیعی البته مدتی بعد آزاد شد.

برخی از واکنشهای خبرساز وریا غفوری:

* مورد نخست، در زمستان سال ۱۳۹۷ بود؛ محمد جواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران گفته بود: «ما افتخار می‌کنیم به خاطر فلسطین و لبنان در فشار هستیم.” وریا غفوری از معدود “سلبریتی‌های” ایران بود که به این جمله واکنش نشان داد و نوشت: “آن‌هایی که به خاطر حمایت از مردم مظلوم فلسطین، یمن و لبنان زیر فشار هستند، شما نیستید، مردم ایران هستند.»

* مورد دوم، درخواست وریا غفوری از بازیکنان استقلال برای زنده نگه‌داشتن یاد سحر خدایاری بود. خانم خدایاری ملقب به “دختر آبی” از هواداران استقلال بود که سعی در ورود به ورزشگاه را داشت و پس از بازداشتش بدست ماموران انتظامی، خود را مقابل دادستانی تهران آتش زد. وریا غفوری، پس از درگذشت سحر خدایاری، در بازی مقابل نفت مسجد سلیمان پیراهنی را در اختیار هم‌تیمی‌ها قرار داد که روی آن یاد “دختر آبی” گرامی داشته شده بود.

* مورد سوم واکنش او به سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با موشک‌های سپاه پاسداران بود. کاپیتان استقلال با تسلیت به بازماندگان این حادثه، صداوسیما را به “دروغ‌پراکنی” متهم کرد و خواهان برخورد قضایی با مسببان آن شد.

* مورد چهارم نیز سال ۱۳۹۹ در پی اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیری که به اتهام آن‌چه دستگاه قضایی ایران «قتل عمد» اعلام کرد، وریا غفوری ابتدا در توییتر نوشت: «فکر، اندیشه و آزادی، قابل اسارت نیست نه با زندان نه با اعدام. ذات انسان مطالباتی دارد که هیچ وقت خاموش نمی‌شود.»

* مورد بعدی که درباره اعتراضات ایران بود او پس از قطعی شدن قهرمانی استقلال در اولین مصاحبه در جمع خبرنگاران به موج گرانی و اشاره و با مردم معترض ابراز همدردی کرد. آقای غفوری گفت: «‌واقعا ناراحت می‌شوم و بغض گلویم را می‌گیرد چون کاری از دست ما برنمی‌آید. نمی‌دانم واقعا چطور مسئولین این موقعیت‌ها را می‌بینند و شرمنده نمی‌شوند. در اهواز خیلی درگیری و مشکلات هست، خیلی اعتراض کرده‌اند. او افزود امیدوارم این مسائل به بهترین نحو جمع بشود و مردم ما به شکلی که لیاقتش را دارند زندگی کنند. عمرمان کوتاه است و ما باید سعادتمند زندگی کنیم این حق مردم ایران است که سعادتمند زندگی کنند.»

* او در موردی دیگری درباره اعتراضات و سرکوب معترضان کرد نوشت: «کشتار مردم کرد را متوقف کنید. کرد خود ایران است… کشتن کرد برابر با کشتن ایران است، .... تمام اقوام خود ایران هستند، مردم را نکشید.»

iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2022, 18:27
نیروهای سرکوب خسته‌اند و اعتراضات ادامه دارد

ایران‌اینترنشال: بر اساس فایل صوتی به دست آمده از هک خبرگزاری فارس، گروهی از مدیران رسانه‌های وابسته به حکومت در نشستی با قاسم قریشی، جانشین سازمان بسیج، از خسته شدن نیروهای سرکوبگر، اعتصاب بازاریان در ۲۲ استان و شکست جمهوری اسلامی در«جنگ رسانه‌ای» ابراز نگرانی می‌کنند.

قریشی در این جلسه همچنین علیه مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان سخن می‌گوید و پیشنهادهایی نیز برای تخریب او مطرح می‌شود.

بر اساس فایل صوتی که از سوی گروه هکری بلک‌ریوارد در اختیار ایران اینترنشنال قرار گرفته، مدیران رسانه‌های وابسته به حکومت می‌گویند که ۲۲ استان در روز ۲۴ آبان درگیر اعتصابات بازار شدند و میانگین تعطیلی بازار در این روز حدود ۷۰ تا ۱۰۰ درصد بوده است.

بر اساس این گزارش، بیشترین حجم تعطیلی بازار در تهران بوده و برخی از صنف‌ها در شهرهای دیگر نیز ۱۰۰ درصد تعطیل بوده‌اند.

در این جلسه همچنین گفته می‌شود که دانشجویان در ۶۲ دانشگاه و دانشکده در ایران تجمع کرده و در ۱۱ دانشگاه نیز تحصن کرده‌اند.

یکی از مدیران رسانه‌ها نیز می‌گوید که ۱۲ مورد حمله به پایگاه‌ها و حوزه‌های بسیج و همچنین دفاتر امامان جمعه در بیرجند، کنگان و یاسوکند،علی اصغر عنابستانی، نماینده سبزوار و نماینده سابق شهرستان گنبد حمله شده است.

در این جلسه یکی از فرماندهان بسیج می‌گوید که باید پایان اعتراضات اعلام شود اما فرد دیگری با خنده می‌گوید که اعتراضات همچنان ادامه دارد.

جلسات اصلاح طلبان با رئیسی، اژه‌ای و شمخانی

در این جلسه به نشست علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، با مدیران رسانه‌ها اشاره می‌شود. بر اساس این گزارش، غلامحسین کرباسچی، الیاس حضرتی و مصطفی کواکبیان در این جلسه گفته‌اند که وزارت اطلاعات در برخورد با خبرنگاران «حرفه‌ای‌تر» از قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران عمل می‌کند. قریشی در واکنش به این سخنان می‌گوید که حمله به دانشگاه شریف در شامگاه ۱۰ مهر توسط ماموران وزارت اطلاعات انجام شده است.

قریشی در پاسخ به این سخنان که حضور نمایندگان رسانه‌های اصلاح‌طلب در جلسات شورای عالی امنیت ملی پررنگ‌تر است، می‌گوید که در نماز جماعت خامنه‌ای در ظهرها، نیز بیشترین حاضران اصلاح‌طلب هستند.

در این جلسه همچنین گفته می شود که اصلاح‌طلبان دیدارهای جداگانه‌ای با رئیسی، اژه‌ای و شمخانی داشته‌اند.

به گفته این مدیران رسانه‌ها، علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پیش‌بینی کرده که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی افزایش خواهد یافت و روی عملیات رسانه‌ای سرمایه‌گذاری ویژه‌تری خواهد شد.

بر اساس این گزارش، علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در جلسه با مدیران رسانه‌ها اعلام کرده که «ما در جنگ شناختی، ادراکی و رسانه‌ای شکست کامل خوردیم.»

در قسمت دیگری از این فایل با نقل قول از علی شمخانی گفته می‌شود که ۷۰ درصد مردم ایران اعتقاد دارند، وضعیت معیشتی رو به افول است.

خسته شدن نیروهای سرکوب‌گر

در این جلسه گفته می‌شود که خامنه‌ای در دیدار غلامعلی حداد عادل با او از سکوت اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و سخن نگفتن آنان علیه مردم معترض گلایه کرده است.

به گفته یکی از حاضران، خامنه‌ای در دیدار با حسین اشتری، فرمانده انتظامی کشور، نیز گفته که به نیروهای خود اعلام کنید: «یک وقت خود را نبازید.»

در این جلسه مدیران رسانه‌های وابسته به حکومت خواستار افزایش حقوق نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی شده و می‌گویند: «اخبار خوبی درباره وضعیت نیروهای ناجا نداریم. خسته شدند و خیلی ناراضی‌اند. به ویژه با این وضعیتی که سیستان پیش آمد.»

حاضران در این جلسه از برکناری فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان انتقاد می‌کنند.

تخریب مولوی عبدالحمید

در این جلسه همچنین قریشی می‌گوید که مصطفی محامی، نماینده خامنه‌ای در سیستان و بلوچستان و ستاد کل نیروهای مسلح گزارشی را درباره کشتار زاهدان به دفتر خامنه‌ای داده و او نیز دستوراتی در پاسخ به این گزارش‌ها داده است.

به گفته قریشی، خامنه‌ای در پاسخ به این گزارش خواستار آن شده که به مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت اهل زاهدان، «تذکر» داده شود.

او می گوید که محمدجواد حاج علی اکبری که به عنوان نماینده خامنه‌ای به زاهدان سفر کرده بود، به مولوی عبدالحمید «تذکر» داده است.

به گفته قریشی، خامنه‌ای همچنین دستور داده که از خانواده کشته شدگان «دل‌جویی» شود.

جانشین سازمان بسیج می‌گوید که درباره معرفی کشته‌شدگان به عنوان «شهید» اختلاف نظر وجود داشت و خود او معتقد بوده که باید آنها را «شهید» اعلام نکرد، بلکه باید خانواده‌ها را «مستمری بگیر(تحت نظر بهزیستی یا کمیته امداد) و بدهکار نظام کنیم.»

قریشی همچنین می‌گوید: «در مورد مولوی عبدالحمید ما اشتباه کردیم، ما اول انقلاب خان‌های آن منطقه رو از بین بردیم و به عبدالحمید بال و پر دادیم، کسی اینها را آدم حساب نمی‌کرد.»

او همچنین می‌گوید که پس از دوم خرداد ۷۶ نیز مقام‌های دولت خاتمی به مولوی عبدالحمید بهای زیادی دادند و او را تقویت کردند.

در این جلسه مدیران رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنند که بر روی سخنان مولوی عبدالحمید علیه حقوق زنان تبلیغ و گفته شود که بیشترین تبعیض علیه زنان توسط اهل سنت در سیستان و بلوچستان اعمال می‌شود.

پیشنهاد شکایت از بازیگران

شرکت‌کنندگان در این جلسه خواستار توقیف فیلم‌هایی می‌شوند که بازیگران آن تصاویر یا ویدیوهایی از خود در همراهی با خیزش انقلابی مردم ایران منتشر کرده‌اند.

در این جلسه پیشنهاد می‌شود که کارگردانان و تهیه کنندگان از بازیگران «کشف حجاب کرده» که در حال همکاری با فیلم‌ها هستند شکایت کنند.

نگرانی از وضعیت حسین رونقی

در این نشست گفته می‌شود که علی دایی نیز پس از خبر بستری شدن حسین رونقی به بیمارستان دی مراجعه کرده بود اما «نیروهای خودی به پایین منتقلش کرده بودند» و مانع حضور او در جمع مردم شده بودند.

مدیران رسانه‌ها در این نشست درباره احتمال رخ دادن اتفاقی برای حسین رونقی پیش از جام جهانی و تکرار وضعیت مهسا امینی ابراز نگرانی کرده و می‌گویند که او «طرفدار آذری زیاد دارد» و « با ستارخان مقایسه‌اش» می‌کنند.

آنان می‌گویند که کاهش وزن حسین رونقی زیاد بوده و به دلیل مشکل قلبی احتمال فوت او وجود دارد. یکی از حاضران می‌گوید که انتشار عکس حسین رونقی با مادرش در بیمارستان تاثیر محسوسی در کاهش خبرهای مربوط به او داشته است.

در این جلسه همچنین گزارشی از افت حضور مردم در پیام‌رسان‌های ایرانی پیش از خیزش انقلابی مردمی نیز مطرح می‌شود.

برنامه‌ریزی برای حضور ۱۰ هزار نیروی هوادار حکومت در قطر

در ابتدای این نشست یکی از مدیران بسیج به ۱۰ هزار بلیط اشاره می‌کند که در اختیار نیروهای وابسته به حکومت برای شرکت در مسابقات قطر توزیع می‌شود. او می‌گوید که این تماشاچیان در کیش اسکان داده شده و برای تماشای مسابقات به قطر منتقل می‌شوند و باز می‌گردند.

یک فرد دیگر نیز می‌گوید که پنج هزار دوربین در ورزشگاه وجود دارد و هر حرکت(مخالفان جمهوری اسلامی) را ضبط می‌کند.

ایران اینترنشنال روز یکشنبه نیز فایل صوتی دیدار قاسم قریشی جانشین سازمان بسیج با گروهی از خبرنگاران بسیجی را منتشر کرد که در آن اعلام می‌شود ایران از قطر لیست تمام مسافران ایرانی دارای بلیت‌های جام جهانی را درخواست کرده و از همکاری قطر ابراز رضایت کرده‌اند.

بر اساس این فایل صوتی گفته می‌شود قطر قول داده مانع حضور افراد مدنظر جمهوری اسلامی از جمله خبرنگاران ایران اینترنشنال در جام جهانی شود.

iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2022, 16:48
تجمع در ۱۵۰ دانشگاه جهان در حمایت از معترضان ایران

* تجمع در ۱۵۰ دانشگاه جهان در حمایت از اعتراضات ایران
گروه “استادان ایرانی آزادی‌خواه” اعلام کردند که برای اولین بار ۱۵۰ دانشگاه در سراسر جهان از جمله آمریکا، استرالیا و اروپا در حمایت از اعتراضات سراسری در ایران روز چهارشنبه ۳۰ نوامبر تجمع برگزار می‌کنند.
این تجمع‌ها از سوی خود دانشگاه برگزار نمی‌شود اما محل برگزاری آن دانشگاه‌ است.
دانشجویان در داخل کشور بی‌وقفه به تحصن و تجمعات اعتراضی خود ادامه می‌دهند. بسیاری از آنها اخراج و دستگیر شدند. استادانی که با این دانشجویان ابراز همبستگی کردند نیز بازداشت یا اخراج شدند.
یکی از درخواست‌های اصلی دانشجویان آزادی هم‌کلاسی‌هایشان است. هرانا شمار دانشجویان بازداشتی را ۵۶۹ نفر اعلام کرده است. طبق گزارش این نهاد حقوق بشری ۱۴۳ دانشگاه در ایران پیوسته اعتراض کرده‌اند.


* اعتصاب در شرکت راه آهن
امروز دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱،  «ایستگاه راه آهن تهران» اعتصاب شده مانورچی‌ها و لکوموتیورانان سالن‌های قطار رو بخاطر کم کردن حقوق این زحمتکشان دیرتر به سکو واگذار می‌کنند و قطارها همه با تاخیر حرکت می‌کنه.
از حقوق هر مانورچی و لکوموتیوران حدود ۲ تا ۳ میلیون کم شده و کل ایستگاه راه آهن تهران بهم ریخته. اون رئیس و مدیرهایی که همیشه توی دفتر کاریشون بودن حالا بیرون دارن دیده میشن و همشون نمی‌دونن چیکار کنن.


* تحصن جمعی از دانشجویان دانشگاه بهشتی تهران
براساس گزارش‌ها، امروز جمعی از دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه بهشتی تهران دست به تحصن زدند.
به گفته شوراهای صنفی دانشجویان ایران این تحصن «در اعتراض به بازداشت‌ها، تعلیق‌ها و ممنوع‌الورودی‌های اعمال شده جهت سرکوب دانشجویان» صورت گرفته است.
دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بهشتی هم در اعتراض به تعلیق و توبیخ اساتید دانشگاه: #محمد_راغب، #نگار_ذیلابی، #نیلوفر_رضوی، #اسلام_ناظمی، و برخوردهای انضباطی با دانشجویان تحصن کرده‌اند.
در ۱۱ هفته اعتراضات سراسری در ایران پس از کشته شدن مهسا امینی، دانشگاهها و دانشجویان یکی از مراکز اصلی اعتراضات بوده و تعداد زیادی از دانشجویان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و نیروهای امنیتی به برخی از دانشگاهها نیز حمله کرده بودند.


* یک عضو سپاه در اصفهان کشته شد
معاون سیاسی امنیتی استانداری اصفهان امروز از کشته‌شدن یک عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اصفهان در «یک اقدام مسلحانه» خبر داد.
محمدرضا جان‌نثاری به خبرگزاری‌ها گفت: «در ساعات ابتدایی صبح امروز، هفتم آذرماه، در یک اقدام مسلحانه در شهر اصفهان، یکی از همکاران رده‌های سپاه به نام رضا داستانی با سلاح گرم مورد اصابت چند گلوله قرار گرفت.»
به‌گفته این مقام دولتی، به‌رغم انتقال سریع این عضو سپاه به بیمارستان و انجام عمل جراحی وی جان خود را از دست داد.
معاون امنیتی استانداری اصفهان ارائه اطلاعات تکمیلی درباره این حادثه را «به ساعات آتی» موکول کرد، اما از فرد کشته‌شده با عنوان «شهید» یاد کرد.


* دستور قضایی برای تشدید احضار و بازداشت
رئیس قوه قضاییه امروز اعلام کرد به مسئولان قضایی در سراسر کشور از جمله دادستان تهران دستور داده است که هر کس اگر ادعایی بدون سند منتشر کرد، «در کوتاه‌ترین زمان ممکن او را احضار کنید و مستندات ادعایش را از او بخواهید».
محسنی اژه‌ای در ادامه گفت «اگر بدون سند و مدرک این حرف دروغ را نشر داده باشد و سوء‌نیت او نیز احراز شود، اما ابراز تنبّه کند و اعلام دارد که درصدد جبران برمی‌آیم، طبیعتاً مواجهه مقتضی به عمل خواهد آمد» در غیر این صورت «برای او به سرعت کیفرخواست صادر خواهد شد و پرونده‌اش به دادگاه ارسال می‌شود».
در هفته‌های گذشته شمار بسیاری از چهره‌های سرشناس هنری و ورزشی و نیز فعالان رسانه‌ای از احضار قضایی خود به‌دلیل انتشار پیام یا عکس در صفحه‌های اجتماعی در حمایت از اعتراضات مردم یا در مخالفت با سرکوب اعتراضات خبر داده‌اند. از مشهورترین بازداشت‌شدگان با این دستور می‌توان به وریا غفوری، بازیکن سرشناس فوتبال، اشاره کرد که هنوز در بازداشت است.
سرکوب اعتراضات در دو ماه گذشته به‌طور همه‌جانبه و به‌شدت جریان داشته و تا کنون هزاران نفر در سراسر کشور چه در خیابان و چه در خانه یا محل کار یا تحصیل خود بازداشت شده‌اند.
قوه قضاییه هنوز گزارشی از تعداد دقیق بازداشت‌شدگان منتشر نکرده است.


* اعتصاب کامیون‌داران ادامه دارد
اعتصاب کامیون‌داران در شهرک صنعتی راوند کاشان، امروز دوشنبه نیز ادامه دارد. بنابر برخی گزارش‌ها، کامیون‌داران در کرمانشاه، قزوین و لرستان نیز به این اعتصابات پیوسته‌اند.
در دو روز اخیر، رانندگان کامیون در قزوین، بندرعباس، کرمانشاه، سقز و شاپور اصفهان دست به اعتصاب زدند.
برخی گزارش‌ها نیز حاکی است که اعتصاب کارگران شرکت خودروسازی مرتب (سیف خودرو) نیز ادامه دارد.


* ایران با کمیته حقیقت‌یاب همکاری نخواهد کرد
چند روز پس از برگزاری نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد که ایران با کمیته حقیقت‌یابی که بر اساس تصمیم اخیر این شورا تشکیل خواهد شد، همکاری نخواهد کرد.
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در سی‌وپنجمین نشست ویژه خود در روز پنجشنبه سوم آذر در ژنو، به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب جدید برای انجام تحقیقات در مورد گزارش‌های «نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در رابطه با اعتراضاتی که پس از ۲۵ شهریور آغاز شد» رای مثبت داد.
در واکنش به این تصمیم شورای حقوق بشر، وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز دوشنبه سفیر آلمان در تهران را احضار کرد.


* معاون رئیس‌جمهور ایران: نه به جمهوری اسلامی، قابل رفراندوم نیست
محمد دهقان معاون حقوقی رئیس جمهور ایران در نشست خبری «همایش ملی مسئولیت اجرای قانون اساسی» گفت جمهوریت، اسلامیت و تغییر جمهوری اسلامی قابل رفراندوم نیستند.
آقای دهقان گفت رفراندوم در قانون اساسی پیش‌بینی شده اما باید با رای دوسوم نمایندگان مجلس و با نظر «رهبر» جمهوری اسلامی باشد اما بر اساس خود قانون اساسی، از جمله اصل چهارم، جمهوریت، اسلامیت و نظام جمهوری اسلامی قابل تغییر نیست.
او همچنین گفت هر تغییر اساسی باید در زمان «ثبات» صورت بگیرد نه وقتی «دشمنان» به دنبال ناامنی هستند.
پس از یازده هفته اعتراض سراسری که معترضان به روشنی مخالفت خود را با نظام حاکم نشان داده‌اند و تغییر آن را خواستار شده‌اند، مقام‌های جمهوری اسلامی بناچار به موضوع «اصلاح» قانون اساسی پرداخته‌اند اما در نهایت گفته‌اند نظام جمهوری اسلامی بر همین اساس فعلی خواهد ماند.


* دادستان گیلان: یاسین جمال‌زاده با گلوله ماموران کشته نشده
دادستان گیلان گفت یاسین جمال‌زاده با گلوله کشته شده اما «در اثر شلیک ماموران انتظامی یا ماموران حافظ امنیت نبوده است.»
به گزارش رسانه‌های ایران، مهدی فلاح میری دادستان عمومی وانقلاب مرکز استان گیلان امروز (دوشنبه) گفت: «در محل شلیک به یاسین جمال‌زاده که منجر به فوت نامبرده شده، هیچ مامور انتظامی یا ماموران حافظ امنیت مستقر نبوده ‌است.»
دادستان گیلان گفت تحقیقات در باره این قتل ادامه دارند.
دو روز پیش ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که «لحظه اصابت گلوله جنگی به یاسین جمال‌زاده در حال فیلمبرداری با گوشی همراه» را نشان می‌داد. بنا بر گزارش‌ها یاسین جمال‌زاده در اعتراض‌های رضوانشهر در ۳۰ شهریور کشته شده است.
به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، «یاسین جمال زاده، متولد ۱۳۷۳، پدر دو دختر خردسال دوقلو، کارگر گچ‌کار و ساکن بخش شاندرمن از توابع شهرستان ماسال بود که برای شرکت در اعتراضات به رضوانشهر رفته بود.»
این خبرگزاری همچنین از فشارهای امنیتی به خانواده یاسین جمال‌زاده خبر داده بود.
دادستان مهاباد هم امروز به شیوه‌ای مشابه تایید کرد که دو نفر در اعتراض‌های این شهر کشته شده‌اند اما «تاکنون هیچ‌گونه مستندی در رابطه با اینکه نامبردگان توسط نیروهای امنیتی مورد اصابت گلوله قرار گرفته باشند ارائه نشده» و تحقیقات در این باره ادامه دارند.
مهراب پوراکبر کشته شدن «سلیمان نیکنام معروف به شورش نیکنام» و «محمدامین خدیری پور معروف به شمال خدیری‌پور» را «مشکوک» خواند و اضافه کرد هر دو در بیمارستانی در ارومیه بستری بوده‌اند. هر دو نفر در روستایی در اطراف مهاباد به خاک سپرده شده‌اند.
این اولین بار نیست که پس از انتشار ویدئوهای کشته شدن معترضان، قوه قضائیه پس از تایید قتل با گلوله، می‌گوید نیروهای انتظامی حاضر در محل مسلح نبوده‌اند و شلیک نکرده‌اند و معلوم نیست چه کسانی در حضور نیروی انتظامی تیراندازی می‌کردند.
دو هفته پیش هم رئیس دادگستری استان البرز اظهارات مشابهی کرد پس از اینکه فیلم گلوله خوردن مهدی حضرتی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.


* یونیسف: نگران حمله به مدارس در ایران هستیم
صندوق کودکان سازمان ملل، یونیسف، خواستار پایان هرگونه خشونت‌ و آزار کودکان در ایران شد.
در این بیانیه به گزارش‌های کشته شدن «بیش از ۵۰ کودک» در اعتراضات اخیر ایران اشاره شده و آمده: «یونیسف عمیقا از یورش و بازرسی در بعضی مدارس ایران نگران است. مدارس همواره باید محیطی امن برای کودکان باشند.»
اعتراض دانش‌آموزان در شهرهای مختلف ایران در مدرسه و خیابان ادامه دارد، و بنا بر گزارش‌ها، نیروهای انتظامی، لباس شخصی و بسیج بارها به مدرسه‌ها حمله کرده و شمار نامعلومی از دانش‌آموزان را بازداشت کرده‌اند.
یونیسف در این بیانیه از مقام‌های ایران خواست حق اساسی کودکان برای اجتماع مسالمت‌آمیز را محترم بشمارند صرف‌نظر از اینکه که هستند یا کجا هستند: «کودکان باید در خانواده، اجتماعات و مدارس خود بمانند و نه در مکان‌هایی که آزادی از آنها سلب شود.»
یونیسف در هفته‌های اخیر و بخصوص بعد از کشته شدن کیان پیرفلک، کودک ده ساله‌ای ایذه‌ای، به «بی‌تفاوتی» متهم شده و هدف انتقاد شدید قرار گرفته است.
این صندوق گفت از زمانی که اولین گزارش‌ها درباره کشته شدن معترضان در ایران منتشر شده، مستقیما نگرانی‌های خود را با مقام‌های مسئول در ایران در میان گذاشته است.
این سازمان می‌گوید جمهوری اسلامی ایران عضو کنوانسیون حقوق کودکان است و از همین رو برای محافظت و رعایت حقوق کودکان تعهد قانونی دارد.


* سفیر آلمان برای چندمین بار به وزارت خارجه ایران احضار شد
خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه نوشته است که سفیر آلمان به دلیل سخنان وزیر خارجه این کشور در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل علیه ایران به وزارت خارجه جمهوری اسلامی احضار شده است.
این خبرگزاری همچنین دلیل دیگر این احضار را «تکرار اظهارات مداخله جویانه و بی پایه و اساس مقامات آلمانی» اعلام کرده است.
براساس گزارش‌ها این برای سومین بار است که سفیر آلمان در یک ماه اخیر به وزارت خارجه احضار می‌شود.
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد روز پنجشنبه هفته گذشته با تصویب قطعنامه‌ای، سازوکاری ویژه برای راستی‌آزمایی و حقیقت‌یابی درباره کشتار و سرکوب معترضانی که بعد از کشته شدن مهسا امینی در ایران به خیابان آمدند، تعیین کرد.


* اولین ویدیوی زینب موسوی، امپراطور کوزکو، بعد از آزادی
زینب موسوی٬‌کمدین و خالق شخصیت امپراطور کوزکو در اولین ویدیو پس از آزادی‌اش در مورد شرایط گفتگوی بازداشت و نحوه گفتگو با افرادی که با او روبرو بودند گفته است. او همچنان در این ویدیو از لحن طنز تلخش استفاده کرده است.
او پس از آزادی در صفحه اینستاگرامی جدیدی اعلام کرد که «امپراطور سابق» است و از او خواسته شده که فقط به مسایل زندگی‌اش بپردازد. او در چند ویدیو که در این صفحه منتشر کرده بود چهره‌اش را نشان نداده بود ولی با لحن امپراطور کوزکو هویتش را تایید کرده بود.

iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2022, 16:02
«تغییر جمهوری اسلامی با رفراندوم ناممکن است»

در حالی که اعتراضات در ایران در هفته یازدهم است، محمد دهقان، معاون حقوقی رئیس جمهور ایران، احتمال آزادی حجاب و تغییر جمهوری اسلامی با همه پرسی را ناممکن خوانده است.

به گزارش بی‌بی‌سی،  دهقان در نشست خبری «همایش ملی مسئولیت اجرای قانون اساسی» گفته است همه پرسی درباره جمهوری نبودن یا اسلامی نبودن نظام حاکم بر ایران و تغییر جمهوری اسلامی با همه پرسی غیرممکن است و به گفته او قانون اساسی در اصول خود راه این تغییرات را بسته است.

در هفته های اخیر درخواست برگزاری رفراندوم و همه پرسی در ایران مطرح بوده اما مقام های حکومتی و نمایندگان مجلس واکنشی در موافقت با آن از خود نشان نداده‌اند.

معاون رئیس جمهور ایران اصل برگزاری همه‌پرسی را قابل انجام دانسته اما گفته در شرایطی که اعتراضات ادامه دارد، با آن موافق نیست.

دهقان گفته هر تغییر اساسی باید در زمان «ثبات» صورت بگیرد و به گفته او نه وقتی «دشمنان» به دنبال ناامنی هستند.

معاون رئیس جمهور ایران گفته «در زمان اغتشاش که دشمنان پیگیر موضوعی هستند، مطرح کردن برخی از مسائل به‌ صلاح کشور نیست».

مطابق قانون اساسی درخواست برگزاری همه پرسی با رای دوسوم نمایندگان مجلس یا به درخواست رهبر جمهوری اسلامی امکانپذیر است.

معترضان در ایران علیه جمهوری اسلامی شعار می دهند و خواستار تحولات اساسی و از جمله لغو قانون حجاب اجباری هستند.

درخواست برگزاری رفراندوم از سوی رهبران مذهبی سنی

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زی امام جمعه اهل سنت زاهدان و از رهبران پرنفوذ سنی در ایران و شماری از رهبران مذهبی اصل سنت در کردستان از جمله ماموستایان، مدرسان و امامان جمعه اهل سنت سنندج و دهگلان خواستار برگزاری رفراندوم زیر نظر ناظران بین المللی شده بودند.

پیشتر مولوی عبدالحمید در اظهاراتی گفته بود سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران «در ۴۳ سال گذشته به بن‌بست رسیده» و «فریاد مردم نشان داده که با این سیاست‌ها نمی‌توان کشور را اداره کرد».

امام جمعه اهل سنت زاهدان تاکنون دوباره موضوع برگزاری همه پرسی را مطرح کرده و از مسئولان خواسته «راه عاقلانه» را انتخاب کنند و صدای مردم را بشنوند چرا که به گفته او کشور به بن بست رسیده است.

آیت‌الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران دو روز پیش از این در یک سخنرانی برای شماری از نیروهای شبه نظامی بسیج و فرماندهان آنها که از جمله در سرکوب اعتراضات دخیل هستند گفت «می گویند صدای ملت را بشنوید صدای رعدآسای ملت در ۱۳ آبان امسال بلند شد، شنیدید؟ شما بشنوید صدای ملت را».

پیش از این روسای جمهور وقت ایران از جمله حسن روحانی چند بار خواهان برگزاری همه پرسی شده بودند اما مجلس و آقای خامنه‌ای با آن موافقت نکردند.

در یازده‌ای هفته ای که از اعتراضات در ایران می گذرد، ماموران مسلح جمهوری اسلامی ایران با سرکوب معترضان به سوی آنها به طور مستقیم شلیک کرده اند. سازمان حقوق بشر ایران در نروژ در آخرین گزارش خود در اول آذر ماه از کشته‌شدن دست‌کم ۴۱۶ نفر از ابتدای اعتراضات در سراسر ایران خبر داد و افزود تاکنون در میان کشته‌شدگان ۵۱ کودک و ۲۷ زن بوده‌اند. این درحالیست که برخی دیگر از سازمان‌های حقوق بشری آمار کشته‌شدگان را بیش از این رقم می‌دانند.

شورای حقوق بشر سازمان ملل با تاسیس کمیته حقیقت یاب درصدد ایجاد زمینه برای پیگرد قضایی آمران و عوامل نقض گسترده حقوق بشر در ایران است.

آقای خامنه ای و دیگر مقام های ایران معترضان را «اغتشاشگر» می خوانند و قوه قضائیه برای شماری از دستگیرشدگان حکم اعدام صادر کرده است.

رهبران شماری از کشورهای دمکراتیک از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران خواسته اند حرف معترضان را بشنوند و به خواسته شهروندان ایرانی از جمله حق اعتراض آنها احترام بگذارند.

iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2022, 14:04
اعزام تماشاگر حکومتی به قطر مشکل‌ساز شد

یک روز پس از انتشار فایلی درباره برنامه‌ریزی حکومت ایران برای کنترل فضای عمومی و ورزشگاه در قطر، احمد راستینه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، گفته است درباره «اعزام افراد و کارکنان دولتی» و اختصاص «رانت» برای حضور در جام جهانی تحقیق می‌کند.

به گزارش بی‌بی‌سی، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه گفت «تاکید ما این بوده که مسئولان دولتی اگر می‌خواهند در این رزمایش بزرگ ورزشی شرکت کنند باید با هزینه شخصی خود به قطر بروند. اگر ما به دنبال سالم‌سازی محیط‌های اداری خود هستیم باید بستر‌های رانت و بهره‌مندی از بیت‌المال را کاملا ببندیم.»

در بازی نخست ایران، تماشاگران شعار «بی‌شرف، بی‌شرف» و حمایت از «علی کریمی» را سر دادند. «علی کریمی» از جمله ستاره‌های فوتبال ایران است که از معترضان حمایت کرد. در بازی دوم اما گزارش‌‎هایی از ممانعت از ورود پلاکاردهای مرتبط با اعتراضات ایران و همچنین حضور و اعزام گسترده هواداران حکومت به قطر منتشر شد.

اکنون سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی می‌گوید «اگر افرادی از هزینه‌های بیت‌المال به جام جهانی اعزام شده باشند، حتما کمیسیون فرهنگی، گزارش آن را به رسانه‌ها خواهد داد.»

او گفته این کمیسیون مجلس به دنبال «لیست اسامی افرادی است که از دستگاه‌های مختلف دولتی در جام جهانی شرکت کردند.»

روزنامه همدلی چاپ ایران هم در گزارشی با عنوان «قطرگردی با هزینه مردم» به موضوع اعزام تماشاچیان از ایران به بازی‌های جام جهانی قطر پرداخته است.

در این گزارش آمده که تصاویر منتشر شده «نشان می‌دهد که برخی از مدیران و خبرنگاران رسانه‌های اصول‌گرا به صورت دسته‌جمعی به قطر سفر کرده‌اند. تصاویری که واکنش‌های منفی زیادی را در پی داشته است.»

در این مطلب به نقل از شهروندان ایرانی این سوال مطرح شده که «چگونه و بر چه اساسی عده‌ای با پول بیت‌المال به سفر تفریحی گران‌قیمت می‌روند.»

فایل صوتی کنترل فضای درون و بیرون ورزشگاه و بازیکنان ایران

روز گذشته فایل صوتی منتسب به «قاسم قریشی، جانشین سازمان بسیج» افشا شد. در این فایل قاسم قریشی توضیح می‌دهد حکومت برای کنترل فضای درون و بیرون ورزشگاه برنامه‌ریزی کرده و در حال اعزام افراد وابسته به جمهوری اسلامی است.

او می‌گوید وزارت اطلاعات لیستی به قطر ارسال کرده تا بلیط تماشاگرانی مورد تایید حکومت نبودند ابطال شود. او می‌گوید قطر نیز وعده همکاری داده بود.

یکی از خبرنگاران حاضر هم می‌گوید «اگر قرار است از بلیط‌ها به ما هم بدهند چیزی به ما ندادند، شما سیاهی لشکر می‌خواهید که عکس حاج قاسم را بگیرد». سپس فردی که «سردار» خطاب می‌شود و گفته می‌شود قاسم قریشی است می‌گوید ما به دنبال افرادی بودیم که «هم میدان‌داری کنند و هم انگیزه داشته باشند، هم کار ورزشی کنند و هم فرهنگی. او ادامه داد که ما گفتیم افراد رسانه‌ای ما هم چنین هستند هم کارشان را می‌کنند و هم «پرچم تکان می‌دهند». او گفت «ما فقط پول بلیط را نمی‌دهیم، هزینه و پول غذا را هم می‌دهیم.»

iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2022, 10:50
هشدار پدر آرش صادقی درباره وضعیت سلامتی او

به دنبال ابراز نگرانی حسین صادقی، پدر آرش صادقی، نسبت به وضعیت جسمی این فعال مدنی مبتلا به سرطان استخوان در زندان، یکشنبه شب کارزاری توییتری در حمایت از آرش صادقی و هزاران نفر از بازداشت شدگان خیزش سراسری شکل گرفت.

به گزارش ایندی‌پندنت فارسی، حسین صادقی، پدر آرش صادقی، پیش از این با اشاره به ابتلای فرزندش به سرطان استخوان، هشدار داده بود که ادامه بازداشت این فعال مدنی و دسترسی نداشتن او به دارو، آرش را با خطر جانی مواجه می‌کند.

پدر آرش صادقی، روز یکشنبه نیز در توییتر تاکید کرد که آرش در دوره آزادی برای تمام ایران نفس می‌کشید و برای همه ایرانیانی که بازداشت می‌شدند «می‌نوشت و با خانواده‌هایشان تماس می‌گرفت و به آنها دلداری می داد.»

به گفته حسین صادقی، از چند روز پیش آرش صادقی از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شده است، و هنوز مشخص نیست که در این زندان اجازه دسترسی به داروهایش را داشته باشد.

پدر آرش صادقی پیش از این در ۲۶ آبان ماه  اعلام کرده بود که داروهای آرش در بهداری زندان موجود نیست و اجازه تهیه کردن این داروها از بیرون به خانواده این فعال مدنی داده نشده است.

به گفته حسین صادقی، فرزندش آرش صادقی به نوعی سرطان استخوان مبتلاست و هر یک روز بودن او در زندان به معنای محرومیت از درمان است و منجر به خطر خطر جانی برای این فعال مدنی است.

آرش صادقی پس از آغاز خیزش سراسری در ایران روز ۱۸ مهر ماه بازداشت شد و به گفته پدرش قرار بازداشت او پس از گذشت یک ماه، برای ما دوم نیز تمدید شده است.

اولین بار آرش صادقی در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ مقابل دانشگاه علامه طباطبایی تهران، همراه تعدادی از دانشجویان معترض به نتایج انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری از سوی نیروهای وزارت اطلاعات، بازداشت و پس از ۹۰ روز به قید کفالت آزاد شد.

پس از آن در سال ۸۹ به دنبال هجوم ماموران به منزل خانواده صادقی برای بازداشت آرش، مادر او دچار حمله قلبی شد و چند روز بعد در بیمارستان جان باخت. سازمان اطلاعات سپاه بار دیگر در اردیبهشت ۱۳۹۳ آرش صادقی را بازداشت کرد و در اسفند ماه همان سال آزاد شد.

آرش صادقی خرداد ماه سال ۱۳۹۵ به  دادسرای مقدس زندان اوین احضار و بازداشت شد و برای اجرای حکم ۱۹ سال حبس روانه زندان اوین شد.

ابوالقاسم صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران نیز گلرخ ایرایی، همسر آرش صادقی را در همان زمان به دلیل برخی دست نوشته‌هایش از جمله دست‌نوشته‌ای درباره سنگسار به شش سال زندان محکوم کرد.

آرش صادقی در ۱۱ اردیبهشت‌ سال ۱۴۰۰ پس از تحمل پنج سال و نیم از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد و پس از آزادی به ویژه به فعالیت‌های خود در حوزه دفاع از حقوق بشر ادامه داد و یکی از صداهای زندانیان سیاسی در شبکه‌های اجتماعی بود.

اما پس از آغاز خیزش سراسری نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی بار دیگر آرش صادقی را با وجود ابتلا به سرطان استخوان، در ۱۸ مهرماه بازداشت کردند که همچنان این بازداشت ادامه دارد.

iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2022, 9:05
تائید مرگ دو نوجوان ۱۶ساله دیگر درکامیاران و شیراز

اطلاعات جدیدی از دو کشته دیگر اعتراضات در ایران نشان می‌دهد ماموران امنیتی و انتظامی موجب مرگ دو نوجوان ۱۶ ساله دیگر شده‌اند. رضا کاظمی و ماهک هاشمی در کامیاران و شیراز کشته شدند.

منابع حقوق بشری گزارش دادند که رضا کاظمی بعد از شش روز بستری بودن در بیمارستان، روز یکشنبه ۶ آذر جان باخت.

پیشتر عکسهایی از او در وضعیت وخیم از بیمارستان منتشر شده بود.

رضا کاظمی در اعتراضات هفته پیش، سی آبان در اطراف کامیاران هدف گلوله جنگی قرار گرفته بود.

فیلمی هم از رضا کاظمی منتشر شده که او را بعد از شلیک گلوله در حالیکه در گوشه خیابان غرق خون است، نشان می‌دهد.

اطلاعات زیادی از رضا کاظمی نیست اما گفته شده او در منطقه موچش از توابع کامیاران هدف گلوله جنگی قرار گرفت. گفته شده که ماموران سپاه پاسداران به سوی او شلیک کردند.

تائید مرگ ماهک هاشمی

مرگ یک کودک دیگر روز یکشنبه تائید شد. کانون حقوق بشر ایران در یک گزارش خبر داده که ماهک (مائده) هاشمی پنجشنبه سه آذر از سوی ماموران مورد حمله قرار می‌گیرد و براثر ضربات باتوم جان می‌دهد.

پیکر او بعد از گرفتن پول زیادی تحویل می‌شود و خانواده‌ تحت فشار هستند که درباره او اطلاع رسانی نکنند.

یک شاهد عینی که پیکر ماهک را دیده می‌گوید یک طرف سر او ضربه خورده بود و نصف صورت او کاملا کبود بود.

بعد از اینکه به سختی پیکر او را به خانواده دادند، او را شنبه در بندر کنگان بوشهر به خاک سپردند و مراسم سوم و هفت او توامان روز یکشنبه برگزار شده است.

تائید مرگ این دو کودک در حالی است که تاکنون بیش از ۶۰ کودک در اعتراضات ایران کشته شدند. یونسکو کشتن افراد زیر ۱۸ سال در ایران را محکوم کرده است.

صدای آمریکا

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 22:14
دیاسپورا یکی از موتورهای محرکه اعتراضات است

گفت‌وگو با ابوالفضل دلاوری درباره رخدادهای جاری ایران
فرزاد نعمتی / روزنامه هم‌مین

ابوالفضل دلاوری، استاد نام‌آشنای علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی از زبده‌ترین جامعه‌شناسان سیاسی ایران است و بسیاری او را به درستی شاگرد برجسته و خلف حسین بشیریه می‌دانند. با او در حالی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی گفت‌وگو کردیم که او روز پیش از گفت‌وگو، به میان هنگامه دانشجویان معترض و بسیجی که در محوطه دانشگاه رویاروی شده بودند و هر آن احتمال می‌رفت، برخورد آنها به زد و خورد بیانجامد، رفته بود، ساعت‌ها با آنها سخن گفته بود، آنها را از خشونت پرهیز داده و به آنها گفته‌ بود که باید به حل مدبرانه و مسالمت‌آمیز منازعه بیاندیشند و به این ترتیب از وقوع یک فاجعه دیگر در دانشگاه‌ها جلوگیری کرده بود. کنش دلسوزانه و مداخله مصلحت‌گرایانه او که در تمام طول گفت‌وگو نیز در لحن و چهره او انعکاس پیدا می‌کرد و در کلام او منعقد می‌شد، البته امروزه از بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و مدنی انتظار می‌رود. اما شماری کنج عافیت را بر مصائب ایستادن در میانه اولویت می‌بخشند و ترجیح می‌دهند بیش از آنکه بازیگر باشند، نظاره‌گری پیشه کنند. بخش نخست این گفت‌وگو اینک تقدیم شما خواهد شد و در شماره فردا بخش دوم گفت‌وگو خواهد آمد.

***

* بر اتفاقاتی که در دو ماه اخیر در ایران رخ داده است، با زبان علمی چه نامی می‌توان نهاد؟ شورش، قیام، جنبش، اغتشاش، اعتراض؟

شواهد بیانگر آن است که این رویدادها صرف‌نظر از تفاوت‌هایی که از لحاظ شکل و محتوا در موقعیت‌ها و مناطق مختلف دارد روی‌هم رفته یک حرکت اجتماعی است که سویه‌های سیاسی ـ انقلابی هم به خود گرفته است. ناآرامی‌های دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ بیشتر از جنس قیام و رخدادهای اوایل دهه ۱۳۷۰ در مشهد و اسلامشهر از جنس شورش بودند. شورش‌ها واکنشی جمعی و کم‌وبیش خشونت‌آمیز به یک وضعیت یا رخداد غیر قابل تحمل یا غیر قابل انتظار هستند که بدون پیش‌آگهی و به سرعت رخ می‌دهند و کم‌دامنه و کم‌دوام هستند. شورشگران به صورت اتفاقی با یکدیگر پیوند می‌خورند. کنش‌های آنها محتوایی صرفا اعتراضی و کم‌وبیش خشونت‌آمیز دارند و مطالبات مشخصی را دنبال نمی‌کنند. قیام‌ها اما، اگرچه از لحاظ محتوا و شکل ظهور کم‌و‌بیش شبیه شورش هستند اما در اعتراض به مسائل مشخصی رخ می‌دهند و دامنه و دوامی بیش از شورش دارند. جنبش‌ها اما پیش‌آگهی‌هایی دارند و حول محور ایده‌ها و مطالباتی کم‌وبیش مشخص شکل می‌گیرند. کنشگران جنبش‌ها گرچه ممکن است سازمان مشخصی نداشته باشند اما شبکه‌های ارتباطی موثری دارند و معمولا پردامنه و با دوام هستند. ناآرامی‌های اخیر از لحاظ شکلی محتوایی بسیاری از مشخصه‌های یک حرکت اجتماعی با سویه‌های سیاسی و گرایش‌های انقلابی را دارد.

* این حرکت اجتماعی کجا به سیاست پیوند می‌خورد؟

گروه‌های  مختلف معترض، درست یا غلط بر این باورند که مسائل مبتلابه‌شان اعم از نابرابری‌های جنسیتی، اجتماعی و اقتصادی، تعارضات نسلی، فرهنگی و سیاسی و مهم‌تر از همه مبهم‌تر شدن چشم‌اندازهای آینده، ریشه در سیاست دارد و از‌طریق تغییراتی در سیاست و ازجمله در ساختار مدیریتی حل می‌شود. البته نباید پایگاه بالقوه این حرکت را به زنان، نوجوانان وجوانان فعال در اعتراضات تقلیل داد. گرچه بخش‌های بزرگ اجتماعی نظیر طبقه متوسط شهری به دلایلی (ازجمله به دلیل مخاطرات آن) هنوز چندان در میدان اعتراضات حضور ندارند، شواهد و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد این بخش به همراه اصناف، صاحبان سرمایه خصوصی، گروه‌های  حرفه‌ای مانند پزشکان، وکلا، اساتید دانشگاه، مهندسان و دیگر تکنوکرات‌ها از وضعیت کشور و سیاق فعلی مدیریت به درجات مختلف ناراضی هستند.
معترضان همچنین بخش اعظم ناراضیان خاموش بنا بر نظرسنجی‌های مختلف، خواهان تغییرات عمیق در سیاست هستند؛ چه در سطح ترتیبات نهادی و الگوی حکمرانی چه در سطح سیاست‌های کلان داخلی و خارجی. عدم حضور فعال آن‌ها در اعتراضات، بخشی به ریسک بالای این کار و بخشی به ابهامات ناشی از سرشت بی‌سر وسامان این حرکت اجتماعی مربوط است.

* ویژگی‌ها و علل سویه‌های رادیکال این حرکت چیست؟

این سویه‌ها ریشه در بحران‌ها، نارضایتی‌ها و خشم‌های انباشته‌ای دارد که به‌همراه تعارضات ساختاری و کارکردی فزاینده و ناتوانی نظام سیاسی از یک‌سو و تحولات عمیق اجتماعی از سوی دیگر، جامعه و دولت را در مقابل یکدیگر گذاشته است. سال‌هاست نظام سیاسی در ایران به یک سو می‌رود و بخش بزرگ و فزاینده‌ای از جامعه به سوی دیگر. در اینجاست که شکاف اصلی ادواری تاریخ معاصر ایران، یعنی شکاف دولت/ملت دوباره فعال شده و سویه انقلابی یافته‌ است. به علاوه، وضعیت مدیریتی به دلیل انباشت و پیچیدگی‌های مسائل، مشکلات و ناتوانی‌های نهادها و مسئولان به‌جایی رسیده است که به تعبیر رایج در برخی نظریه‌های انقلاب، نه سیستم دیگر می‌تواند به شیوه‌های سابق عمل کند، نه مردم (ناراضیان) شیوه پیشین عمل را می‌پذیرند.
چنین وضعیتی دقیقا همان است که فرآیند انقلابی از آن‌ها آغاز می‌شود، هرچند این فرآیند تا رسیدن به وضعیت کامل مراحل متعدد دیگری دارد که لزوما هر جنبشی همه آن‌ها را طی ‌نمی‌کند. به عبارت دیگر وضعیت مشروط به شرایطی که عرض خواهم کرد، بازگشت‌پذیر است. یک جنبش انقلابی ممکن است تا مراحلی پیش برود و پیش از ورود به مراحل حاد و پیروزی، یا سرکوب شود (اندونزی در سال‌ ۱۹۶۶) یا به مصالحه با حکومت بیانجامد (السالوادور در ۱۹۹۲) یا در اثر اصلاحات از بالا به تدریج از رمق بیفتد (عمان دهه ۱۹۷۰). گرچه سرکوب کامل جنبش‌های انقلابی در عین پرهیز از یکی، دو گزینه بعدی (مصالحه یا اصلاحات) ممکن نیست.

* میزان قوت این حرکت اعتراضی چقدر است؟

این حرکت گرچه در آغاز با اعتراضاتی پراکنده به یک مشکل به‌ظاهر اجتماعی ـ فرهنگی آغاز شد، اما به سرعت سویه سیاسی پیدا کرد، سپس با رادیکال شدن شعارها و مطالبات سویه انقلابی هم به خود گرفت. البته این سویه فقط یک گرایش است و به‌هیچ وجه به معنای این نیست که کشور در وضعیت انقلابی قرار دارد، چون وضعیت انقلابی بیانگر وضعیتی است که در آن آلترناتیو انقلابی شکل گرفته باشد و این آلترناتیو از برخی منابع قدرت سیاسی نظیر سازمان و رهبری برخوردار باشد. به عبارت خلاصه‌تر درجاتی از وضعیت قدرت دوگانه ایجاد شده باشد. درحالی‌که جنبش جاری فعلا فاقد این عناصر است اما برخی سویه‌ها و گرایش‌های رادیکال در مطالبات و شعارهایش دیده می‌شود. معترضان خواهان یک دگرگونی بنیادی، دست‌کم در ساختار سیاسی هستند. همچنین ممکن است در همین مرحله زمین‌گیر شود و افت کند، اما به احتمال زیاد دوباره سر بلند خواهد کرد. پیش از این هم عرض کردم جنبش‌های انقلابی کاملا خاموش نمی‌شوند، مگر اینکه بخش متنابهی از تغییرات موردنظر آن‌ها به صورت دیگری رخ بدهد.

* حرکت اعتراضی ۱۴۰۱ چه مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی با جنبش ۸۸ دارد؟

جنبش ۸۸، حرکتی سیاسی برای تغییراتی در رویه‌های مدیریتی در درون خود ساختار موجود بود. انتخاباتی در چارچوب قواعد همین نظام برگزار شد اما ادعای تقلب، به اعتراض و عدم رسیدگی به‌آن، به تداوم اعتراضات انجامید. این اعتراضات اما همچنان هویت خود را در درون ساختار حفظ کرد و تا مدت‌ها همچنان به شعار «اجرای بی‌تنازل قانون اساسی» پایبند ماند. نیروهای پیشگام و رهبری‌کننده آن هم مجموعه‌ای بودند که قبل از آن یا در درون سیستم بودند یا در حاشیه سیستم. نیروهایی مانند اصلاح‌طلبان، بخشی از نیروهای میانه‌رو، نیروهای رادیکال اصلاح‌طلب و حتی بخش‌هایی از اصول‌گرایان میانه‌رو. بنابراین، جنبش ۸۸، حرکتی سیاسی در درون سیستم بود و سویه ضدساختار پیدا نکرد. مطالبات آن نیز سرشت اجتماعی چندانی نداشت بلکه سیاسی بود. اعتراضات اخیر اما حرکتی از بیرون ساختار و ضد آن است. به علاوه خاستگاه‌ها، سویه‌ها و مطالبات اجتماعی آن بر خاستگاه‌ها، سویه‌ها و مطالبات سیاسی‌اش می‌چربد.

* مطالبه اجتماعی چه ویژگی‌هایی دارد؟

مطالبات اجتماعی معمولا از درون لایه‌بندی‌های اجتماعی، نه سیاسی برمی‌خیزد، هرچند ممکن است موضوعات و نیروهای سیاسی را هم در برگیرد. این مطالبات شامل تغییراتی بنیادین و نسبتا سریع در الگوهای اقتدار، زیست جمعی، سبک زندگی، مدیریت و... است. اتفاقات ۸۸ چنین نبود و مطالبات سیاسی عام داشت که اقشار مختلف جامعه می‌توانستند خود را در آن شریک کنند و جریان را پیش ببرند. آن حرکت به دلایل تاکتیکی و استراتژیک توفیقی در تغییرات سیاسی در سطح حکومت نداشت اما آثار مهمی بر ذهنیت سیاسی گروه‌های  درگیر داشت و به‌نوبه خود در زمینه‌سازی دیگر ناآرامی‌ها ازجمله حرکت اخیر موثر بود. حرکت اعتراضی فعلی اما در بنیاد خود اجتماعی است. جلوه‌های آشکارتر این بنیاد اجتماعی، زنان و جوانان هستند اما در دیگر لایه‌های اجتماعی هم نفود و سرایت دارد؛ نظیر هنرمندان، ورزشکاران، دانشجویان، دیاسپورای ایرانی (مهاجران و ایرانیان خارج‌نشین) صاحبان حرفه‌های تخصصی، برخی بازاریان، حاشیه‌نشینان، بدنه بروکراسی و... مهم‌تر اینکه باعث فعال‌تر شدن شکاف‌های قومیتی و مذهبی (البته با سویه‌های هم‌گرایانه، نه واگرایانه) و شکاف‌های طبقاتی (دارا / ندار) و ایدئولوژیک (مذهب‌سالاری/ سکولاریسم) هم شده ‌است.

* نقش دیاسپورای ایرانی را چگونه در این جنبش تحلیل می‌کنید؟

دیاسپورای ایرانی، بخشی از جامعه ایرانی است. یکی از اشتباهات محافل و رسانه‌های رسمی این است که دیاسپورا را مترادف نیروی خارجی معرفی می‌کنند درحالی‌که آن‌ها بخشی بیرونی از جامعه ایرانی هستند که ناگزیر یا موقت از کشور خارج شده، ولی غالبا در داخل کشور تعلقات و ارتباط‌هایی دارند و غالبا نیز تمایل دارند در شرایطی که آن را مناسب می‌دانند به کشور برگردند. اتفاقا این جامعه برون‌کشوری، نسبتا هم بزرگ است و شامل میلیون‌ها نفر می‌شود. هیچ‌گاه در طول تاریخ ایران این مقدار جمعیت به‌ویژه این مقدار نیروهای تحصیل‌کرده با انگیزه‌های متفاوت، اعم از جست‌وجوی فرصت‌های شغلی و تحصیلی، گرایش‌های سیاسی و... به خارج از ایران مهاجرت نکرده بود و امروزه ایران یکی از بالاترین نرخ‌های مهاجرت نیروهای متخصص و ماهر را دارد.

به هر حال این دیاسپورا در دوماهه اخیر، یکی از موتورهای محرکه این جریان بوده‌است؛ چه با تظاهرات‌هایی که برگزار می‌کند، چه با فعالیت و تبلیغات خود در رسانه‌هایی که در اختیار دارد. ممکن است برخی از این رسانه‌ها از طرف برخی نهادها و کشورها تامین مالی شوند اما واقع امر آن است که بخش اعظم گردانندگان برنامه‌های آنها، همین دیاسپورا هستند. خلاصه اینکه این نیرو را باید در چارچوب شکافی فهمید که بعد از انقلاب ایجاد شده و می‌توان آن را شکاف زیستگاهی نامید. این شکاف علاوه بر لایه‌های سیاسی، فکری و فرهنگی از یک انرژی پتانسیل نوستالژیک نیز برخوردار است و در سال‌های اخیر همچون شکاف‌های جنسیتی، نسلی، فرهنگی، قومی ـ مذهبی، طبقاتی و ایدئولوژیک فعال‌تر و سیاسی‌تر شده است. این شکاف‌ها همگی در این جنبش به‌صورت ریزومی با یکدیگر مرتبط، همسو و هماهنگ شده‌اند و مهم‌تر اینکه واگرایی‌هایی که پیش از این داشتند کمتر شده است.

* علت اصلی نارضایتی این اقشار چیست؟

علل و عوامل میان‌مدت و کوتاه‌مدت نارضایتی‌ها را می‌توان از یک‌سو در ویژگی‌ها و جهت‌گیری‌های نظام سیاسی و از سوی دیگر در تحولات سیاسی و اجتماعی چند دهه اخیر جست‌وجو کرد. از همان اوایل پیروزی انقلاب، تفسیر خاصی از مذهب بر نظام سیاسی حاکم شد و مداخلات روزافزونی در سبک و سیاق زندگی روزمره مردم صورت گرفت که تا به امروز هم کم‌وبیش ادامه یافته است. در عین حال به دلیل رویکرد خاصی که در سیاست خارجی در پیش گرفته شد و اهدافی نظیر «صدور انقلاب» و «حمایت از مستضعفان جهان» و اندکی بعد در‌گیر شدن کشور در جنگ هشت‌ساله، سپس در دو دهه اخیر هم درگیر شدن کشور در پرونده هسته‌ای و مناقشات منطقه‌ای و جهانی، ساماندهی امور داخلی، عملا از اولویت تصمیم‌‌گیران بیرون ماند. اندک برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه هم با تاخیر آغاز و دچار انقطاع‌های متعددی شد. هزینه‌های بالای دستگاه‌های عریض و طویل مدیریتی، همچنین هزینه‌های هنگفت سیاست خارجی و دفاعی، امکانات چندانی برای توسعه متعادل و متناسب اقتصادی و اجتماعی باقی نگذاشته است.
در کنار همه اینها، تسلط ذهنیت تنازعی و تخاصمی و رویکرد حذفی در سیاست داخلی، موجب حذف و طرد بسیاری از نیروهای سیاسی، سرمایه‌های انسانی و مدیریتی از نظام شده. نتیجه این رویکردها و سیاست‌ها همانا اختلال و انقطاع در فرآیند توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و پیامدهایی چون تورم مستمر، بیکاری فزاینده، نابرابری شدید، فقر، فساد گسترده و... بوده که به‌نوبه خود موجب از هم گسیختگی اجتماعی و بی‌اعتمادی سیاسی شده.
کشور طی ۴۳ سال اخیر همواره با تورم بالایی مواجه بوده و ارزش پول ملی از آخرین سال قبل انقلاب تا امروز، بیش از ۴۵۰۰درصد کاهش یافته است. فاصله درآمدی دهک دهم و اول، حدود ۱۴برابر و نرخ بیکاری واقعی، همچنین فقر مطلق بالای ۲۰ درصد است. کشور از نظر نرخ سلامت، شفافیت اقتصادی و اعتماد اجتماعی و سیاسی نیز به سطح بسیار پایینی سقوط کرده (کمتر از ۲۰درصد). طی این ۴۳ سال تلاش‌های گاه و بیگاه بخشی از نیروها برای تغییر و اصلاح سیاست‌ها و روندها با مقاومت‌های مختلف از سوی بخش‌های دیگری از نیروهای دیگر مواجه شده و به‌جایی نرسیده است. در عوض، در طول این مدت با بزرگ و بزرگ‌تر شدن حجم دولت، چندین برابر شدن عِده و عُده آن و همزمان با کاهش مستمر ناکارآمدی دولت مواجهیم. دولتی که بخش اعظم منابع را صرف بخش‌های نظامی، انتظامی و بروکراتیک و تبلیغاتی خود می‌کند، اصولا به‌ویژه در سال‌های اخیر، سهم چندانی برای خدمات اجتماعی باقی نمی‌گذارد.
خلاصه اینکه مسائل و مشکلات مورد اشاره نه‌تنها زندگی را برای بسیاری از مردم، روز‌به‌روز دشوارتر کرده، بلکه چشم‌اندار آینده را هم تیره‌تر و روابط اجتماعی و حتی روابط درونی خانواده‌ها را مختل کرده است. برخی نظرسنجی‌ها بیانگر آن است که حدود ۸۰درصد مردم به درجات متفاوتی از اوضاع ناراضی هستند و از این مقدار بیش از ۷۰درصد برای اعتراض، البته با شرایط و درجات متفاوت آمادگی دارند.

* دلیل نقش و حضور پررنگ زنان و نوجوانان در این حرکت چیست؟

مسائل و مشکلات مورد اشاره چه از محیط کلان جامعه، چه از محیط خانواده، روی زنان و نوجوانان سرریز شده و آن‌ها را به‌نوبه خود متاثر می‌کند. بر این باید فشارهای مضاعف ناشی از سیاست‌های فرهنگی حاکم را نیز که غالبا حاوی محدودیت بر زندگی روزمره، معاشرت و پوشش زنان و جوانان است، افزود. برخوردهای محدودکننده با زنان و جوانان در مورد الگوهای زیست و پوشش آن‌ها طی یکی، دو سال اخیر بسیار افزایش یافته و شدت گرفته است. گویی نظام مدیریتی هویت خود را به مقوله حجاب گره زده و هرچه در شاخص‌های دیگر با کسری مواجه شده، سعی کرده آن را در شاخص‌ها و نمادهای صوری نظیر حجاب جبران کند. در مورد نوجوانان یک فشار خاص دیگر هم هست و آن نظام آموزش و کنکور نامناسبی است که فشار زیادی بر کودکان و نوجوانان وارد می‌کند.
چنین شرایطی طبعا پتانسیل‌های نارضایتی، اعتراض و حتی عصبانیت را در زنان و نوجوانان بیشتر از مردان کرده‌. در چنین شرایطی است که یک رویداد، یعنی مرگ یک دختر جوان در جریان اجرای سیاست حجاب اجباری با چنین سرعت و گستردگی، انرژی پتانسیل نارضایتی‌ها را به‌ویژه در میان زنان و نوجوانان آزاد می‌کند و به‌رغم همه کنترل‌ها و هزینه‌های جسمی و جانی، آن‌ها را هفته‌ها در سرتاسر کشور به میدان اعتراض می‌کشاند. البته این‌ها فقط برخی از زمینه‌ها و علل و عوامل میان‌مدت و کوتاه‌مدت نارضایتی‌ها و اعتراضات است. در جای خود به زمینه‌ها و عوامل درازمدت که به جامعه‌شناسی تاریخی ایران معاصر مربوط است، خواهم پرداخت.

* یکی از موضوعاتی که در این ناآرامی‌ها توجه ناظران را جلب کرده، غیر از خشونت کرداری، خشونت گفتاری و مشخصا فحاشی است. این موضوع را چگونه می‌توان توضیح داد؟

بله. متاسفانه این خشونت گفتاری که گاه بسیار شدید هم است، در هر دوسوی منازعه دیده می‌شود. گویا هر دو طرف بسیار عصبانی هستند. البته این نوع خشونت در همه زمان‌ها و مکان‌های اعتراض یکسان نیست. طبعا در محله‌هایی خاص و در هنگامه‌های زد و خورد بین طرفین، بیشتر و مثلا در دانشگاه‌ها و محیط‌های آرام‌تر، کمتر است. اما در هر صورت وجود دارد. بنده در مورد زمینه‌ها و دلایل این نوع خشونت از سوی نیروهای حکومتی، داده چندانی در اختیار ندارم تا بتوانم آن را توضیح دهم اما تا آنجا که به معترضان به‌ویژه نوجوانان مربوط است، به‌نظر می‌رسد علاوه بر سطح بالای خشم و عصبانیت انباشته آنان، بخشی به خرده‌فرهنگ جوانان و نوجوانان حاضر در اعتراضات مربوط است و بخشی نیز به خشونت کرداری و گفتاری طرف مقابل مربوط است.

* چرا دولت آماج همه این شکاف‌ها، نارضایتی‌ها و اعتراضات است؟

سوال بسیار خوبی‌ است. بنده در پژوهشی که حدود ۲۵ سال قبل انجام دادم و البته هنوز منتشر نشده است، شش ویژگی را برای شکاف‌های اجتماعی ـ سیاسی در ایران معاصر شناسایی کرده‌ام که عبارتند از: «تعدد و تنوع»، «توازی و تراکم»، «سرشت تخاصمی»، «فعال شدن ناگهانی و زلزله‌وار»، «سیاسی شدن سریع» و «جهت‌گیری ضددولتی». این ویژگی‌ها البته در جنبش‌های سیاسی و انقلابی بیشتر نمایان می‌شود. البته در اینجا فقط به خصوصیت مورد اشاره شما یعنی جهت‌گیری ضددولتی شکاف‌های فعال در این ناآرامی‌ها می‌پردازم. به‌نظر بنده، علت را باید در سرشت دولت جست‌وجو کرد. البته منظور از دولت در اینجا کل نظام سیاسی است، نه فقط قوه مجریه. دولت در سرتاسر تاریخ ایران، سرشتی استبدادی داشته و ارتباط ارگانیک چندانی با جامعه نداشته، بلکه اصولا برفراز جامعه و غالبا در مقابل آن بوده است. اصلا یکی از شکاف‌های عمده تاریخ ایران، شکاف دولت/جامعه است.
دولت در ایران طی قرون متمادی تا به‌امروز علاوه بر سلطه سیاسی، سلطه اقتصادی هم بر جامعه داشته و درواقع جامعه را استثمار می‌کرده تا هزینه‌های فزاینده خود را تامین کند. حتی در سده اخیر هم که دولت‌ها از ممر درآمدهای نفتی بخشی از «مثلا درآمدهای خود» را به صورت‌ سوبسیدهای مستقیم یا غیرمستقیم میان مردم تقسیم کرده‌اند، اولا این درآمدها از محل منابع عمومی بوده، ثانیا معمولا دولت‌ها با سیاست‌های تورم‌زای خود به‌نحو دیگری جامعه را استثمار کرده‌اند. چنانکه برخی اقتصاددانان بر این نظرند که بخش بزرگی از تورم مستمر سال‌های پس از انقلاب، درواقع نوعی سیاست دولتی برای کنترل جامعه ‌است. علاوه بر این‌ها، دولت در سال‌های پس از انقلاب در همه ابعاد زندگی مردم حتی حوزه خصوصی مردم دخالت‌های غالبا مختل‌کننده داشته است.
در ذهنیت ایرانیان نوعی بدبینی عمومی بنیادی به دولت وجود دارد که به دولت‌ستیزی آشکار و پنهان منجر می‌شود. تاریخ طولانی استبداد، این گرایش را فراگیر و عمیق‌کرده است. استبداد بنابر ماهیت خود، یک دور باطل ایجاد می‌کند: ۱ـ مردم ناتوان از خودساماندهی هستند و از ترس ناامنی به دولت مستبد پناه می‌برند، ۲ـ دولت مستبد با سلطه و ستم بر مردم، از یک سو آن‌ها را ناراضی می‌کند و از سوی دیگر امکان کسب تجربه در خودساماندهی را از مردم سلب می‌کند. ۳ـ مردم ناراضی با اعتراض و شورش، دولت مستقر را برمی‌اندازند اما بازهم ناتوان از خودساماندهی، دوباره به دولت مستبد دیگری پناه می‌برند. این دورباطل باعث شده دولت‌ستیزی آشکار و پنهان به ذهنیت غالب در ایران تبدیل شود. حتی می‌بینیم که مقامات عالی حکومتی نیز نوعی دولت‌ستیزی از خود نشان می‌دهند. آن‌ها معمولا با سلب مسئولیت از خودشان مشکلات را به دیگر دولتمردان و کارگزاران نسبت می‌دهند. در اینجاست که ما با شکاف‌های درون‌دولتی یا شکاف‌های نهادی هم مواجه می‌شویم که کارکرد دولت را مختل می‌کند.
صرف‌نظر از این بحث کلی و عام، تا آنجا که به چند دهه اخیر مربوط است، دولت به دلیل تناقضات ایدئولوژیک و تعارضات نهادی زیادی که داشته، فاقد انسجام و کارآمدی بوده و قادر به انجام کار‌های ویژه اصلی خود یعنی ساماندهی جامعه و پیشبرد سیاست‌های متعادل توسعه نبوده است. به‌خصوص در چند سال‌ اخیر ما با یک «دولت منتزع» مواجهیم که فاقد ارتباط معنادار با محیط داخلی و بین‌المللی است و بنابراین، هم در شناخت درست مسائل، هم در حل و فصل متناسب آن‌ها به‌شدت ناتوان است. با چنین وضعیتی طبعا هر مشکل و مسئله‌ای به دولت نسبت داده می‌شود و همه انگشت‌های اتهام یا مشت‌های اعتراض به سوی دولت نشانه می‌رود.

* شکاف نهادی مورد اشاره‌تان به چه معناست؟

ساختار نظام جمهوری اسلامی از آغاز دارای ابهام‌های زیاد و حتی تناقض‌های آشکاری بوده. اولا چندان روشن نبود که چه تفسیر روشنی از اسلام و جمهوریت مورد نظر است. ثانیا معلوم نبود نسبت اسلامیت و جمهوریت چگونه است و با چه سازوکاری این نسبت متوازن و متعادل باقی می‌ماند. البته تفسیر از اسلام در طول ۴۳سال اخیر تحولاتی به‌خود دیده، چنانکه در تفسیر اولیه، اجتماعیات اسلام به‌ویژه مردم‌گرایی و عدالت‌گرایی آن برجسته و فقرستیزی‌تر بود، اما در تفسیرهای بعدی به‌تدریج شرعیات و صورت‌گرایی‌های احکامی و آیینی آن غلبه پیدا کرد و عدالت و مردم‌گرایی نه فقط از لحاظ عملی که حتی از لحاظ نظری نیز به حاشیه رانده شد.
به علاوه با حدف بی‌وقفه نیروهای سیاسی و تضعیف سازوکارهای دموکراتیک، حتی اعلام بی‌نیازی به مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، (هرچند صوری) شق جمهوریت نظام نحیف و نحیف‌تر شد. اما جنبه آشکارتر شکاف نهادی را باید در ترتیبات نهادی و تداخلات اختیارات، وظایف قوای حکومتی و نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی آن مشاهده کرد. همچنین استقلال قوا و سازوکارهای نظارتی به دلیل وجود تعارضات آشکار میان اختیارات و نظارت‌پذیری برخی‌نهادها، پاسخگویی تا حد زیادی منتفی است و به این تعارضات حقوقی و سیاسی باید تعارضات کارکردی را هم افزود که به‌ویژه در وجود نهادهای موازی در بخش‌های مختلف، حتی بخش‌های نظامی و امنیتی خود را نشان می‌دهد.

* منظورتان از تناقضات ایدئولوژیک دولت در ایران امروز چیست؟

پیش‌تر اشاره کردم که جمهوری اسلامی از آغاز با این مشکله مواجه بوده که چگونه وجوه دینی و دنیوی را در ساختار حقوقی و عملکرد حقیقی خود سازگار کند. همچنین در سیاست خارجی خود نیز با معضل مواجه بوده که چگونه منافع ملی ایران را با مصالح «امت اسلام» یا شیعیان جهان جمع و سازگار کند.

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 21:43
اعتراضات ضدحکومتی در چین: شی استعفا بده

اعتراضات در چین، برای دومین شب پیاپی علیه سیاست‌های سختگیرانه ضد کووید ادامه یافته است. معترضان شعارهایی علیه حزب حاکم و شی جین پینگ رهبر این کشور سردادند.

به گزارش بی‌بی‌سی، در شبکه‌های اجتماعی ویدیوهایی از شهر شانگهای منتشر شده که در آنها هزاران نفر را به خیابان آمده‌اند. در این تصاویر، نیروهای پلیس نیز در کنار تظاهرکنندگان مستقر شده‌اند.

در تظاهرات شنبه شب در شانگهای که بزرگترین شهر چین و مرکز مالی جهانی در شرق این کشور است مردم آشکارا شعارهایی علیه رهبران سر دادند از جمله «شی جین پینگ، کناره گیری کن» و «حزب کمونیست، کناره‌گیری».

با وجود چند مورد بازداشت در شانگهای، پلیس عمدتا اجازه داد تا تظاهرات ادامه یابد.

با این حال بی‌بی‌سی شاهد برخورد خشونت‌آمیز پلیس با معترضانی بوده که علیه رهبران کشور شعار می‌دادند.

روز یکشنبه، علاوه بر شانگهای، در شهرهای در چنگدو و شیان و همچنین ووهان نیز تظاهرات برگزار شد. ووهان شهری است که تقریبا سه سال پیش ویروس کرونا نخستین بار در آنجا شناسایی شد و شیوع پیدا کرد.

در پکن پایتخت نیز صدها نفر در حاشیه رودخانه جمع شدند و سرود ملی را خواندند.

علاوه بر این، دانشجویان هم در پکن و نانجینگ اعتراضاتی سازماندهی کردند. گروهی از دانشجویان کاغذهای خالی در دست داشتند، اقدامی نمادین که به اعتراض به سانسور در چین تبدیل شده است. آنها در حمایت از آزادی و دموکراسی سرود می‌خواندند.

اعتراضات در چین پس از آن شدت گرفت که پس پی جان باختن ۱۰ نفر در جریان آتش‌سوزی در یک بلوک آپارتمانی در شهر اورومچی چین، علیه این کشور شدت گرفته باشد. شهروندان معترض مرگ این افراد در آتش‌سوزی را به محدودیت‌های اعمال شده بر ساختمان‌های مسکونی نسبت می‌دهند. مقام‌های چینی این موضوع را رد کرده‌اند.

هر چند، مقامات ارومچی اواخر روز جمعه با انتشار عذرخواهی نامعمول، متعهد شدند محدودیت‌ها مربوط به کرونا را تدریجا لغو کنند.

در اعتراضات امروز برخی بنرهای سفید در دست داشتند، در حالی که برخی دیگر شمع روشن کردند و برای قربانیان در ارومچی گل گذاشتند.

به نظر می‌رسد شماری از شهروندان در چینی‌ از آزمایش‌های مستمر و قرنطینه اجباری ناراضی‌اند.

مقامات چین روزانه حدود ۲۵ هزار مورد جدید ابتلا به کووید را گزارش می‌کنند.

این رقم علیرغم استراتژی «کووید صفر» دولت، بسیار بالاست.

سیاست «کووید صفر» از جمله برنامه‌های شی جین پینگ است که اخیر نیز متعهد شد که از آن منحرف نشود.

چنین اعتراضات و شعارهایی منظره‌ای نامعمول در چین به شمار می‌‎آید. در این کشور انتقاد مستقیم از دولت و رئیس‌جمهور می‌تواند منجر به مجازات‌های شدید شود.

ناظرام می‌گویند تحلیلگران می‌گویند که به نظر می رسد دولت به شدت نارضایتی فزاینده در قبال سیاست‌های سختگیرانه کووید را دستکم گرفته بود.

یکی از معترضان در شانگهای به بی‌بی‌سی گفت که از دیدن مردم در خیابان‌ها «شوکه و کمی هیجان‌زده» است، این اولین باری است که چنین اعتراضات گسترده‌ای را در کشور می‌بیند.

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 20:00
بازداشت گسترده کنشگران مدنی در استان گلستان

همزمان با گسترش اعتراضات ضدحکومتی در سراسر ایران، موجی از بازداشت شهروندان در استان گلستان آغاز شده است.

نهادهای حقوق‌بشری از بازداشت هماهنگ دست‌کم ۳۰ شهروند خبر می‌دهند؛ هرچند، شمار کثیری از خانواده بازداشت‌شدگان به امید آزادی فرزندانشان، از اعلام اسامی آن‌ها خودداری کرده‌اند.

بر اساس اعلام معتمدان محلی، بیشتر بازداشت‌ها به دست ماموران سازمان اطلاعات سپاه نینوا در استان گلستان و به دستور مستقیم حیدر آسیابی، رئیس کل دادگستری گلستان، صورت گرفته است. بر اساس اطلاعیه سازمان اطلاعات سپاه نینوای گلستان در روزهای گذشته، «جرم» ۲۳ نفر از بازداشت‌شدگان، «شعارنویسی» اعلام شده است.

به گزارش توهرا، نهاد فعالان حقوق‌بشر ترکمن‌صحرا که وضعیت بازداشت‌شدگان دو ماه گذشته را در استان گلستان دنبال می‌کند، از وضعیت مهربان سلاق و ناصر توسلی، از فعالان مدنی ساکن آق‌قلا که به ترتیب در روزهای ۹ و ۱۸ آبان بازداشت شده‌اند، هنوز اطلاعی در دست نیست.

در این گزارش اشاره شده است که این افراد تاکنون فقط یک بار موفق به برقراری تماس با نزدیکانشان شده‌اند.

افراد نزدیک به خانواده ناصر توسلی می‌گویند:‌ «نگرانی از وضعیت ناصر درحالی ادامه دارد که نیروهای امنیتی می‌خواهند برای ناصر و بقیه بازداشت‌شده‌ها پرونده‌سازی کنند و اتهام محاربه بزنند تا روند محکومیتشان را آسان کنند. ناصر پدر دو پسر و دختر است و حال روحی فرزندانش پس از بازداشت پدرشان، مساعد نیست.»

در حالیکه نگرانی‌ها از بازداشت این دو کنشگر مدنی همچنان ادامه دارد، گزارش‌های دیگر حاکی است که یک زندانی به نام ماریا طلعتی که ۱۹ آبان به دست نیروهای امنیتی در گنبدکاووس بازداشت شد، پس از انتقال به زندان، در اعتراض به پرونده‌سازی علیه خود و برای آزادی‌ از زندان، دست به اعتصاب‌غذا زده است.

به گفته نزدیکان ماریا طلعتی، به‌رغم درخواست‌های مکرر وکیل پرونده او از دادگستری گنبدکاووس و پیگیری‌های خانواده‌اش، دادگستری همچنان با آزادی او مخالفت کرده است.

دانیال قزلجایی، شاعر و فعال مدنی که در شبکه‌های اجتماعی زبان ترکمنی تدریس می‌کند، نیز جزو بازداشت‌شدگان اخیر است.

نیروهای امنیتی دانیال قزلجانی را در تاریخ ۲۵ آبان در محل کارش واقع در شهرستان گنبدکاووس بازداشت کردند. به گفته نزدیکان قزلجایی، نیروهای امنیتی پس از بازداشت او، به خانه‌اش یورش بردند و ضمن تفتیش، لوازم شخصی او را، از جمله لپ‌تاپ، تلفن همراه، و حتی مودم اینترنت، مصادره کردند.

این کنشگر مدنی پس از اتمام مراحل بازجویی، روز اول آذر به مجتمع زندان گنبدکاووس منتقل شده است.

اگرچه از اتهام‌های انتسابی علیه او و سایر کنشگران مدنی بازداشت‌شده اطلاعی در دست نیست، شاهدان عینی در دادگاه گفتند:‌‌ «هر بار که مادر دانیال به دادگاه مراجعه می‌کند، رئیس شعبه ۱۰۳ با بدرفتاری با او برخورد می‌کند و حتی اجازه نمی‌دهند که بداند پسر او بر اساس چه اتهام‌هایی بازداشت شده است.»

گذشته از بازداشت گسترده فعالان مدنی در سطح استان گلستان، دامنه این بازداشت‌ها به دانش‌آموزان نیز رسیده است.

فعالان ترکمن گزارش می‌دهند تاکنون چهار دانش‌آموز دختر در مقطع راهنمایی، پس از سر دادن شعارهای «زن زندگی آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» در مدرسه، به دست ماموران نهادهای امنیتی و با همکاری مدیر مدرسه، بازداشت شده‌اند.

روز اول آبان نیز پس از تجمع دانش‌آموزان در داخل مدرسه تیزهوشان در گنبدکاووس، دست‌کم ۱۲ دانش‌آموز دختر این مدرسه، با همکاری مدیر آن، بازداشت شدند.

هرچند این دانش‌آموزان سپس با قرار کفالت و برخی نیز با تعهد آزاد شدند، بیم از احتمال پرونده‌سازی آتی علیه آنان، همچنان ادامه دارد.

واکنش روحانیون ترکمن چه بود؟

به نظر می‌رسد که موضع امامان جمعه اهل تسنن در این منطقه که «نماینده رهبر معظم انقلاب در امور اهل سنت» آنان را تعیین می‌کند، همچنان به مواضع حکومت نزدیک است.

عبدالجبار میرابی، امام‌جمعه اهل سنت قره‌تپه بندرترکمن، در خطبه‌ هفته‌های گذشته در خصوص قیام مردمی اخیر گفت:‌ «آشوبگران باعث تعرض به جان و مال مردم شدند و خسارت زیادی به بیت‌المال وارد کردند، باید با برهم‌زنندگان نظم و امنیت برخورد شود.»

او در ادامه با «اغتشاش» خواندن این اعتراضات، گفت: ‌‌«دلیل اغتشاش و آشوب در کشور به بهانه حمایت از یک زن، توطئه‌ای است که از سمت دشمنان ایجاد شده. حجاب یک حکم الهی و به همه مسلمانان واجب است و همه باید نسبت به این فریضه دینی احترام بگذاریم و آن را رعایت کنیم.»

عبدالباسط نوری‌زاد، امام‌جمعه اهل سنت گنبدکاووس، نیز گفت: «دولت و نظام حاکم، نظامی اسلامی ا‌ست و شریعت در آن حاکم است. ما در این سرزمین در امنیت و آسایش زندگی می‌کنیم و باید قدر این امنیت را بدانیم.»

آخوند نوری‌زاد که در عین‌ حال یکی از قضات قوه قضائیه است، قطعی اینترنت و متضرر شدن صدها هزار کسبه و شرکت‌های تولیدی و خدماتی در سطح کشور را از پیامدهای «ناآرامی‌ها و اغتشاشات» خواند.

بازداشت‌‌ها در شهرستان‌های رامیان و گرگان نیز ادامه داشته است

یوسف دردیانی، فعال حقوق‌بشر ترکمن، می‌گوید:‌ «علی بای و رضا منتظری از شهرستان رامیان، فائزه عبدی‌پور، از فعالان دراویش گنابادی، و بهروز ایزدی از شهرستان گرگان، نیز بازداشت شده‌اند. بیشتر شهروندان بازداشت‌شده، در زندان‌های امیرآباد گرگان و گنبدکاووس نگهداری می‌شوند.»

به گفته این فعال حقوق‌بشر، گزارش‌ها از بازداشت یک روحانی ترکمن نیز حکایت دارد که در تاریخ ۱۹ آبان، هنگام بازگشت از عربستان سعودی، بازداشت شده است.

آخوند حنیف فروزش، فرزند شیخ طه فروزش، از روحانیون مبارز و ضدحکومتی، در مدینه مشغول تحصیل بود. شیخ ‌طه فروزش تابستان امسال بر اثر بیماری سرطان، در تهران درگذشت.

بازداشت این روحانی ترکمن درحالی صورت گرفت که کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی مذهبی بین‌المللی، ضمن ابراز نگرانی از بازداشت و سرکوب اقلیت‌های دینی در ایران، از دولت بایدن خواست که مقام‌های جمهوری اسلامی ایران را در خصوص بازداشت اقلیت‌های دینی، بازخواست کند.

یوسف دردیانی می‌گوید:‌ «دستگیری کنشگران و افراد سرشناس ترکمن، سابقه دیرینه‌ای در کارنامه جمهوری اسلامی دارد و موضوع جدیدی برای ترکمن‌ها نیست. زیرا ترکمن‌ها پس از تحریم رفراندوم آری یا خیر جمهوری اسلامی در فروردین ۵۸، همواره مورد غضب حاکمیت جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند.»

حکومت جمهوری اسلامی ایران آمار روشنی از شمار افراد بازداشت‌شده و جانباختگان در تظاهرات ضدحکومتی، اعلام نمی‌کند.

گزارش‌ سازمان‌های حقوق‌بشری، از جمله خبرگزاری هرانا، نشان می‌دهد که در جریان اعتراضات ضدحکومتی که به ‌دنبال جان‌باختن مهسا امینی آغاز شد، تاکنون دست‌کم ۱۸ هزار و ۱۷۰ نفر بازداشت، و ۴۴۵ شهروند ایرانی نیز کشته شده‌اند.

طبق آخرین سرشماری‌ها، بیش از ۳۰ درصد جمعیت یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفری استان گلستان را ترکمن‌ها تشکیل می‌دهند که اغلب در شهرهای گنبدکاووس، بندر ترکمن، آق‌قلا، و مراوه‌تپه سکونت دارند.

ترکمن‌های ایران در چهار دهه گذشته با تبعیض‌های قومی و مذهبی روبه‌رو بوده‌اند و تلاش‌های آنان برای مشارکت سیاسی در استان گلستان، نادیده گرفته شده است.


منبع: ایندیپندنت فارسی

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 18:36
قطر لیست مسافران ایرانی را به ایران تحویل داده است

گروه هکری بلک‌ریوارد فایل صوتی دیدار قاسم قریشی جانشین سازمان بسیج با گروهی از خبرنگاران بسیجی را در اختیار «ایران‌اینترنشنال» قرار داده که در آن اعلام می‌شود ایران از قطر لیست تمام مسافران ایرانی دارای بلیت‌های جام جهانی را درخواست کرده و از همکاری قطر ابراز رضایت کرده‌اند.

بر اساس این فایل صوتی که در پی هک خبرگزاری فارس به دست آمده، قریشی در نشست با بسیجی‌ها در روز سه‌شنبه ۲۴ آبان همچنین می گوید قطر قول داده مانع حضور افراد مدنظر جمهوری اسلامی از جمله خبرنگاران ایران اینترنشنال در جام جهانی شود.

اظهارات افشا شده قریشی درباره همکاری امنیتی با قطر تنها بخشی از سخنان او در جمع بسیجیان است و در برنامه تیتر اول روز دوشنبه ۷ آذرماه دیگر بخش‌های این نشست که مرتبط با خیزش انقلابی مردم است پخش خواهد شد.

قریشی در این فایل افشا شده می‌گوید: «گروه‌های مخالف ایرانی در خارج از کشور روی جام جهانی «سرمایه‌گذاری کرده» و «۵۳۰۰ بلیت خریده‌اند».

او در ادامه می‌گوید: «بچه‌ها بررسی کرده‌اند و بیش از ۵۰۰ عدد از این ۵۳۰۰ بلیت را منافقین شناخته‌شده خریده‌اند. یا سابقه دارند و یا افرادی که اینجا مشکلات حاد داشتند و رفتند. مابقی هم وضع بهتری ندارند.»

عبارت «‌بچه‌ها بررسی کردند» تایید بر این است که قطر پیرو خواست حکومت ایران، لیست خریداران بلیت را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است.

به گفته جانشین فرمانده بسیج، قطر به ایران قول داده برای افرادی که جمهوری اسلامی وجود آنان را «مضر» تشخیص داده، ویزا صادر نکند و اعلام کرده «شما اسم بدهید، ما حل می‌کنیم.»

آنچه تا به حال در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر دیده‌ شده است نیز همراهی دوحه با تهران برای سرکوب معترضان را به خوبی آشکار می‌کند. از جمله با همکاری دولت قطر، جمهوری اسلامی در راه رسیدن خبرنگاران ایران‌اینترنشنال به این رقابت‌ها، سنگ‌اندازی کرد. همچنین مسوولان قطری در ورزشگاه محل بازی تیم‌های فوتبال جمهوری اسلامی و ولز، با ایرانیانی که با پرچم و نمادهای حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران به استادیوم رفته‌ بودند، برخورد کردند.

در همین حال به گفته قریشی، مقام‌های قطر به مقام‌های جمهوری اسلامی گفته‌اند: «درباره ایران اینترنشنال اگر شما مدارکی ارائه کنید که ما بتوانیم بهانه‌ای بیاوریم، آن‌ها را راه نخواهیم داد.»

او همچنین گفت که جمهوری اسلامی مدارکی را درباره پوشش اعتراضات و «درگیری‌ها» در ایران اینترنشنال آماده کرده تا برای مقام‌های قطر ارسال کند.

قریشی در این نشست می‌گوید: «رابطه قطر با ما خوب است. به ما گفته‌اند حتی اگر شما بگویید چه پرچم یا علامتی وارد استادیوم نشود ما همکاری می‌کنیم. حالا اینکه چقدر عمل کنند باید در صحنه دید.»

طرح بسیج برای ایجاد چادرهایی در قطر شبیه «موکب» اربعین

جانشین فرمانده بسیج نیز می گوید که شهروندان اسرائیل ۱۵ هزار بلیت برای شرکت در مسابقات جام جهانی خریده‌اند.

قریشی همچنین می‌گوید که ۲۲ هزار نفر از ایران برای شرکت در جام جهانی بلیت خریده‌اند اما اکثر آنها طرفداران حکومت نیستند و «برای عیش و نوش می‌روند.»

قریشی همچنین می گوید که دولت، پیشنهاد بسیج برای حضور دو هزار نفر از نیروهای این نهاد در قطر را نپذیرفت اما اخیرا «یک تعداد» بلیت در اختیارنیروهای این نهاد قرار گرفته که «بروند و کمک بشود به فضا.»

او اضافه کرد:« طرح ما این بود که هم فضای عمومی را داشته باشیم و هم فضای استادیوم.»

به گفته قریشی، بسیج طرح داشته در محل استقرار تیم‌ها چادرهایی شبیه «موکب» زده شود. «موکب» به چادرهایی گفته می‌شود که نهادهای جمهوری اسلامی در مراسم اربعین ایجاد می‌کنند و در آن خوراکی و اقلام تبلیغاتی توزیع می‌شود.

دو سند دیگر گروه بلک ریوارد از هک خبرگزاری فارس که ایران‌اینترنشنال منتشر کرده، نشان می‌دهند اتاق‌های فکر و رسانه‌های وابسته به نظام، پیش از جام جهانی برای بهره‌برداری از تیم ملی و جلوگیری از همراهی آن با خیزش انقلابی مردم، برنامه‌ریزی کرده بودند.

این طرح شامل تهدید و تطمیع بازیکنان تیم فوتبال جمهوری اسلامی، برگزاری جشن برای برد تیم، استفاده از کارلوس کیروش، سرمربی تیم برای مدیریت بازیکنان، تابو اعلام شدن مصاحبه با رسانه‌های فارسی زبان خارج کشور، هراس‌افکنی از تجزیه‌طلبی و هماهنگی با قطر برای انجام نشدن هیچ‌گونه اقدامی علیه جمهوری اسلامی در این مسابقات است.

قریشی در این نشست همچنین می گوید که افراد اعزام شده از ایران برای جام جهانی باید بتوانند «میدان‌داری کنند.»

او اضافه کرد: «گفتیم این جمع و برخی بسیجیان رسانه هر دو کار را می‌توانند انجام دهند. هم خبر تهیه کنند و هم پرچم به لپشان بزنند یا دستشان بگیرند و به بازویشان ببندند. البته شما بررسی کنید. چون فقط بلیت نیست. ما هزینه هم می‌دهیم. بلیت هواپیما و ناهار هم می‌دهیم.»در روزهای گذشته نیروهای حامی جمهوری اسلامی در قطر معترضان را تهدید کرده‌اند. ابراهیم رئیسی، رییس‌جمهوری ایران، یک‌شنبه هشتم آبان، نگرانی حکومت جمهوری اسلامی را از پوشش آزادانه اخبار مرتبط با تیم فوتبال جمهوری اسلامی در جریان جام جهانی قطر ابراز کرد و در جلسه هیات دولت، به وزارت امور خارجه دستور داد در تعامل با مسوولان قطری، در این رویداد مهم ورزشی از بروز مشکلات احتمالی برای جمهوری اسلامی پیشگیری کند.

ایران اینترنشال

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 16:44
می‌خواهند فضای دانشگاه را پلیسی‌تر کنند

شوراهای صنفی دانشجویان دانشگاه‌های کشور هم متن شیوه‌نامه آئین‌نامه انضباطی وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان را منتشر کرد که بر اساس آن فعالیت‌های دانشجویان در صفحات مجازی هم جرم‌انگاری شده و تشکیل گروه در شبکه‌های اجتماعی همانند نشریات دانشجویی به مجوز نهادهای ذی‌ربط مشروط شده است.

احضار، بازداشت، ممنوعیت ورود به دانشگاه یا تعلیق و اخراج دانشجویان و برخی از مدرسان دانشگاه که سکوت نکردند، شتاب و شدت بیشتری گرفته است و فعالان دانشجویی هم از ابلاغ آئین‌نامه انضباطی جدیدی خبر داده‌اند که بر مبنای آن نهادهای نظارتی دانشگاه کنترل بیشتری بر فعالیت‌های دانشجویان خواهند داشت.

شوراهای صنفی دانشگاه‌های کشور نوشت: «تشدید مجازات‌های مرتبط با ضوابط پوشش، کاهش فاصله قانونی میان دعوت از دانشجو و زمان حضور او در کمیته انضباطی، غیرقانونی شدن تمامی گروه‌های مجازی دانشجویی با بیش از ۱۰۰ عضو مگر در صورت اخذ مجوز از کمیته ناظر بر نشریات (!)، قانونی شدن اطلاع جزئیات پرونده به خانواده حتی پیش از صدور حکم و حذف حق رؤیت مستندات پرونده توسط دانشجو از مهم‌ترین تفاوت‌های شیوه‌نامه جدید با شیوه‌نامه مصوب سال ۹۸ هستند.»

بر اساس شیوه‌نامه جدید که از اول آذر اجرایی شده است «کلیه شبکه‌ها، نرم‌افزارها و سکوهای مجازی که قابلیت دسترسی عام دارند حریم عمومی محسوب می‌شود. تشخیص مصداق حریم خصوصی… بر عهده کمیته انضباطی دانشگاه می‌باشد». پیش از این در شیوه‌نامه ۹۸ «ادله و شواهدی که از طریق نقض حریم خصوصی دانشجو یا سایر طرق غیرقانونی مانند تهیه مخفیانه عکس و فیلم و تجسس در صفحات مجازی شخصی دانشجو به دست می‌آمدند»، نمی‌توانستند مستند تصمیم شورا قرار بگیرند.

شیوه‌نامه جدید تشکیل گروه‌های مجازی با بیش از ۱۰۰ عضو را هم به اخذ مجوز از کمیته نظارت بر نشریات مشروط کرده و برای عضویت در این گروه‌ها یا هر گروه غیرقانونی دیگر «منع موقت از تحصیل به مدت یک نیم سال» مجازات تعیین کرده است.

در ماده ۴۴ شیوه‌نامه جدید شرکت دانشجویان در تجمعات داخل یا بیرون دانشگاه که از نظر نهادهای نظارتی و امنیتی «ایجاد بلوا و آشوب» نامگذاری شده است، جرم‌انگاری شده است و رسیدگی به آن هم به کمیته انضباطی سپرده شده است. بر اساس این ماده چنانچه دانشجویی در بیرون از دانشگاه در یک تجمع شرکت کند، کمیته انضباطی موظف به رسیدگی به آنچه که «تخلف» او نامیده است، خواهد بود.

در یک بند دیگر از شیوه‌نامه جدید مجازات «اصرار و تکرار» در عدم رعایت پوشش از یک نیم سال تعلیق بدون احتساب سنوات به چهار نیم سال تعلیق با احتساب در سنوات افزایش یافته است. شیوه‌نامه جدید همچنین حق دسترسی دانشجو به پرونده انضباطی خود را محدود کرده است. مطابق شیوه‌نامه ۹۸، دانشجو حق داشت «اوراق پرونده را مطالعه و از آن‌ها رونوشت تهیه نماید». مطابق شیوه‌نامه جدید، دانشجو تنها حق دارد مستندات پرونده خود را رؤیت کند و رسید رؤیت را امضا کند، آن هم اگر دبیر کمیته بدوی انضباطی تشخیص بدهد که رؤیت مستندات توسط دانشجو منجر به افشای مرجع گزارش‌دهنده نمی‌شود.

زمان پاسخگویی دانشجویان هم که پیشتر پنج روز تعیین شده بود به ۲۴ ساعت کاهش یافته است. شوراهای صنفی دانشجویان شیوه‌نامه جدید را مصداق سرکوب فراگیر دانسته‌اند.

دانشجویان ده‌ها دانشگاه در سراسر ایران از آغاز سال تحصیلی جدید از حضور در کلاس‌های درس خودداری و دانشگاه را به محل اعتراض به قوانین ناعادلانه و سرکوب‌گرانه تبدیل کردند. این اعتراضات صبح یکشنبه نیز در چند دانشگاه ادامه داشت. در دانشگاه آزاد سنندج دانشجویان به صورت دست‌جمعی بیانیه‌ای را در محکومیت سرکوب خواندند.

در دانشکده ادبیات علامه طباطبایی هم دانشجویان از حضور در کلاس درس خودداری کردند و در حیاط دانشگاه شعار دادند: گارد چماق به‌دستان باید بره گورستان.

شوراهای صنفی دانشجویان از تجمع جمعی از دانشجویان دانشگاه شریف در لابی دانشکده فیزیک و کامپیوتر این دانشگاه خبر داد. دانشجویان متحصن خواستار بازگشت به دانشگاه دانشجویان ممنوع ورود و آزادی دانشجویان زندانی شدند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرطوسی هم در دانشکده عمران اسامی دانشجویان زندانی را در دست گرفتند و بر روی زمین نشستند.

در دانشکده کامپیوتر دانشگاه بهشتی تهران هم دانشجویان تحصن کردند. یک تصویر نیز از دانشگاه الزهرا منتشر شد که نشان می‌داد دانشجویان در اعتراض به کیفیت غذا، ظرف‌های غذا را محوطه دانشگاه چیدند.

در دانشگاه فنی دخترانه کرج هم دانشجویان سرود بلاچاو را همخوانی کردند.

اعتراضات دانشجویی در دانشگاه‌های سراسر ایران از نخستین روز بازگشایی دانشگاه‌ها برقرار بوده است و به نظر می‌رسد در آستانه ۱۶ آذر حضور نیروهای امنیتی در فضاهای دانشجویی پررنگ‌تر شده است. دانشجویان در تدارک برگزاری گسترده مراسم روز دانشجو در شانزدهم آذر هستند.

رادیو زمانه

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 15:17
قطعنامه کنگره سازمان‌های جبهه ملی در خارج

قطعنامه ششمین کنگره سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور
کنگره ژینا (مهسا امینی)، دختر ایران

  میهن عزیز ما، ایران، در‌ پی بیش‌ از چهل سال حاکمیت تاریکی و حکومت ظلم و فساد و دروغ گرفتار بحران‌هایی شده است که موجودیت و کیان مردم و کشور را تهدید می‌کنند. بحران‌هایی که ریشه همگی آنها در حکومت نالایق و پر از جهل و تباهی جمهوری اسلامی است و برای فائق آمدن بر آنها و حفظ بقای کشور با توجه به شکست تلاشهای ملت برای اصلاحات اساسی راهی جز پایان دادن به این رژیم از طریق انقلاب وجود ندارد.

خواسته‌های امروز ملت، همان آرزوهای ایرانیان در زمان انقلاب مشروطيت یعنی حکومت قانون، عدالت و آزادی می‌باشد. از پس تجربه‌های متعدد تاریخی ملت ما نشان داده‌ است که دیگر دیکتاتوری را برنمی‌تابد و خواهان حکومتی است که تضمین کننده آزادی‌ها و حقوق کلیه شهروندان باشد.

جمعیت پیشرو در جنبش کنونی مردم ایران که حول سه محور شعار زن، زندگی، آزادی جریان دارد، زنان قهرمان ایران هستند. محتوی مترقی شعارهای این جنبش سبب شده که آزادیخواهان سراسر جهان آن را مورد تحسین و پشتیبانی قرار دهند.

رژیم جمهوری اسلامی‌ می‌کوشد تا با توجه به هویت خشن خود این جنبش را مورد حملات خونین قرار دهد و آنرا به سوی مبارزه مسلحانه بکشاند. سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور بر این باور است که نباید گذاشت این جنبش انقلابی به سوی خشونت بیشتر در غلطد و معتقد است که پیروزی جنبش در گروی غیر خشونت آمیز بودن آن خواهد بود.

این جنبش که از ویژگیهای جنبش‌های اجتماعی دهه اخیر برخوردار است تابحال هیچ شخص یا گروهی را به عنوان رهبری خود برنگزیده است. خبررسانی های یکطرفه و تحلیلهای برخی رسانه‌ها که در پی رهبرسازی برای این جنبش میباشند، نشان از فقدان درک دموکراتیک این رسانه‌ها دارد و با توجه به فهم بالایی که فعالین جنبش از خود بروز داده‌اند این تبلیغات نخواهند توانست مسیر مردم در آزادیخواهی و دمکراسی را به بیراهه ببرد.

امروز همبستگی گروههای مختلف سیاسی باورمند و معتقد به صلح، آزادی، استقلال، دموکراسی، حقوق بشر، جدایی دین از حکومت و حفظ تمامیت ارضی ایران ضروری است. سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور بر این امر تاکید می‌نماید و امیدوار است که بتوان با خرد جمعی و از طریق ایجاد همکاری بین گروه‌های سیاسی و مدنی و در سایه اتحاد ملت ایران به این وحشت طولانی پایان داد.

جبهه ملی ایران که از سالها پیش بن بست کامل و شکست جمهوری اسلامی در مدیریت شئون مختلف کشور را مورد تاکید قرار داده بود در سال ۹۷ به حکومت هشـدار داد که تداوم شرایط کنونی می‌تواند به فاجعه‌ای ختم شود و در این راستا نقشـه راهی جهت برون رفـت از بحـران هـای عمیـق موجود در جامعه ارائه نمود. در این طرح جبهه ملی خواهان آزادی کلیه زندانیـان سیاسـی، حاکم شدن آزادی‌ها مانند آزادی احزاب و اجتماعات و آزادی بیان و قلم و انجام یک انتخابات آزاد، بدون دخالت نهادهای حکومتی و تحت نظارت هیاتی قابل قبول برای همگان، جهت برپایی یک مجلس موسسان واقعی برای تدوین یک قانون اساسی جدید شده بود.

امروز و در راستای همان پیشنهادات ما راه برون رفت از وضعیت کنونی را تشکیل یک کنگره ملی‌ موقت میدانیم که در آن نمایندگان احزاب، اصناف، جمعیتها و طبقات مختلف اجتماعی از زنان و معلمان و کارگران و دانشجویان تا وکلا و پزشکان و مهندسان گردهم آیند و با انتخـاب یـک هیـات اجرائـی از میـان خـود هسته‌ای را تشکیل دهند کـه بتواند بـه عنوان نماینـده موقـت ملـت ایـران رونـد تغییـر و تحـول راه گشـا در کشـور و عبور از نظام کنونی را ضمن حفظ موجودیت کشور و جلوگیری از فروپاشی آن فراهم آورد.
نظام جمهوری اسلامی باید قبول کند کـه پـس از چهار دهه کارنامه‌ای مردودی با عملکردی مطلقا غیرقابل قبول و به شدت خسارت بار در دست دارد و باید برای پیشـگیری از خونریـزی هـای بیشـتر و حوادث سـهمگین تـر قـدرت را به صاحبـان اصلی ایـن سـرزمین یعنـی ملت بـزرگ ایـران واگذار نماید. ایـن اتفاق امری محتوم است و بلاتردید رخ خواهد داد، چـه بهتـر که بـه آرامی و مسـالمت آمیـز و با کمترین خشـونت ممکن صورت گیرد.

ما بار دیگر یادآوری می‌کنیم که خواست جنبش انقلابی مردم ایران کسب حقوق انسانی و شهروندی، آزادی‌ و برابری زن و مرد، دسترسی به یک زندگی عادی و وجود عدالت در جامعه است و این اهداف تنها در سایه استقلال، آزادی و دموکراسی قابل دسترسی می‌باشند.

ششمین کنگره سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور،
کنگره ژینا (مهسا) امینی، دختر ایران
۲۲ آبان ۱۴۰۱ برابر ۱۳ نوامبر ۲۰۲۲
sjmikh@iranazad.info
http://www.iranazad.info/

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 12:02
اتهام «افساد فی‌الارض» علیه توماج صالحی

رئیس دادگستری اصفهان اتهام «افساد فی‌الارض» علیه توماج صالحی، خواننده معترض بازداشت‌شده را تایید کرد.

به گزارش خبرگزاری میزان، اسدالله جعفری، روز یک‌شنبه ششم آذر، اتهامات دیگری را که به توماج صالحی زده شده: «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «تشکیل و اداره دسته‌جات غیر قانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «همکاری با دولت متخاصم» و «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق فضای مجازی و تحریک و ترغیب افراد به اعمال خشونت‌آمیز» عنوان کرد.

به گفته جعفری تاکنون هیچ جلسه دادگاهی برای توماج صالحی برگزار نشده و هفته گذشته کیفرخواست پرونده این خواننده رپ اعتراضی به دادگاه‌‌های عمومی و انقلاب اصفهان ارجاع شده است.

حساب کاربری توماج صالحی روز شنبه از اتهامات «محاربه و افساد فی‌الارض» علیه این خواننده معترض خبر داده و اعلام کرده بود که او بدون حضور وکیل انتخابی و در جریان روند بررسی پرونده به دادگاه برده شده بود.

توماج صالحی، هشتم آبان در روستای گِردبیشه در استان چهارمحال و بختیاری بازداشت شد. او که اهل شاهین‌شهر اصفهان است در جریان اعتراضات سراسری، محل زندگی‌اش مخفی بود و پیام‌های بسیاری را در حمایت از مردم منتشر می‌کرد.

آقای صالحی شهریور سال گذشته نیز در پی انتشار چند ترانه اعتراضی در خانه‌اش بازداشت شد. او بهمن‌ پارسال خبر داده بود که دادگاه درباره «اتهامات توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» رأی به جریمه نقدی و شش ماه حبس تعلیقی داده است.

محاربه و افساد فی‌الارض از جمله اتهاماتی که بر اساس قوانین کیفری ایران می‌تواند حکم اعدام به‌دنبال داشته باشد.

پیش از توماج صالحی، سامان یاسین، خواننده رپ اهل کرمانشاه و ساکن تهران که روز دهم مهر بازداشت شده است از سوی دادگاه انقلاب به «محاربه» متهم شده است.

۱۲۶ هنرمند، شاعر، نویسنده، فعال مدنی، فرهنگی و رسانه‌ای ۲۲ آبان با امضای نامه‌ای خواستار آزادی این خواننده شده‌اند.

رادیو فردا

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 10:46
شروع اعتصاب کامیونداران در برخی نقاط کشور

هم‌زمان با ادامه اعتراض‌ها و در ادامه اعتصابات روزهای اخیر در برخی مراکز تولیدی ایران، برخی گزارش‌ها از شکل‌گیری اعتصاب کامیونداران در برخی نقاط کشور حکایت دارد. روز یکشنبه ۶ آذر، ویدئوهایی از کامیونداران منتشر شده که در آن اعلام می‌کنند به‌رغم این‌که برای تشویق آنان اعلام شده «سوخت ترمیمی» به کامیونداران تعلق می‌گیرد، اعتصاب کرده‌اند.

به گزارش رادیو فردا، یکی از کامیونداران، با انتشار تصویری از یک پیامک عمومی برای رانندگان، بلافاصله پس از اعلام دعوت اعتصاب، می‌گوید به آنان اعلام شده «کشتی‌های حامل کالاهای اساسی در بنادر پهلو گرفته‌اند» و «سوخت ترمیمی» هم به آن‌ها تعلق می‌گیرد.

این در حالی است که روز گذشته نائب‌رئیس کانون انجمن‌های صنفی کامیونداران کشور گفته بود که «مسئولان هیچ راهکاری برای برطرف‌کردن مشکل سوخت رانندگان کامیون در نظر نگرفته‌اند».

به‌گفته این مسئول صنفی، کامیونداران به حذف سهمیه پایه دو هزار لیتری خود اعتراض دارند، اما دولت «به جای آن، ماهانه به هر کارتی بین صد تا دویست لیتر واریز می‌کند که همین مقدار هم در موعد مقرر واریز نمی‌شود».

با این حال این مقام صنفی روز شنبه ادعا کرد هیچ کامیونداری دست به اعتصاب نزده است. اما برخی گزارش‌های شهروندی از منطقه شاپور اصفهان در روز یکشنبه نشان از شروع اعتصاب کامیونداران دارد.

اعتصاب کامیونداران یک روز پس از آن در حال شکل‌گیری است که گزارش‌هایی از اعتصاب در برخی کارخانه‌ها و مراکز تولیدی از جمله شرکت ذوب آهن اصفهان منتشر شد.

اعتصاب کارگران و کارکنان شرکت ذوب‌ آهن اصفهان در شیفت صبح روز شنبه پنجم آذر باعث بروز اختلال در خط بارگیری کارخانه ذوب آهن شد و کارگران، واگن‌ها را تخليه نكردند و رانندگان نیز به اعتصاب پيوستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران در گزارشی دلیل اعتصاب دوباره کارگران و کارکنان ذوب آهن اصفهان را «عدم تحقق وعده‌های مسئولان در مورد دستمزدها» اعلام کرده است.

در همین حال گزارش شد که کارگران شاغل در شرکت صنعتی تولیدی «مرتب» نیز در اعتراض به عدم پرداخت ۹ ماه حقوق خود اعتصاب و در مقابل شرکت تجمع کردند.

شرکت خودروسازی سیف‌‌خودرو، شرکت تولیدی سرماآفرین و شرکت لوازم خانگی پارس در شهر صنعتی البرز نیز از جمله شرکت‌هایی بودند که روز شنبه اعتصاب کارگران آن‌ها خبرساز شد.

در بیش از هفتاد روزی که از شروع اعتراضات سراسری «زن زندگی آزادی» می‌گذرد، علاوه بر اعتصاب کارگران و کارکنان شمار قابل‌توجهی از واحدهای تولیدی و صنعتی در روزهای متعدد، اعتصاب بازاریان و مغازه‌داران در بسیاری شهرها به‌خصوص در روزهای ۲۴ و ۲۵ و ۲۶ آبان بسیار خبرساز شده است.

مقامات جمهوری اسلامی در واکنش به اخبار اعتصابات یا از اساس آن را رد می‌کنند یا ادعا می‌کنند این اعتصاب‌ها «با تهدید اغتشاشگران» شکل می‌گیرد.

«اغتشاش» کلمه‌ای است که در ادبیات جمهوری اسلامی برای هرگونه «اعتراض مردمی» استفاده می‌شود و ماموران حکومتی با همین توجیه به سرکوب اعتراضات می‌پردازند.

در نتیجه سرکوب اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، بنا به اعلام پایگاه حقوق بشری هرانا، تا روز جمعه چهارم آذر دست‌کم ۴۴۸ تن از مردم معترض کشته شده‌اند که از این تعداد دست‌کم ۶۳ نفر کودک بوده‌اند.

iran-emrooz.net | Sun, 27.11.2022, 10:10
محتوای دو سند هک‌شده از خبرگزاری فارس

گروه هکری بلک ریوارد برای اولین بار دو سند متنی را که در دو فایل پی‌دی‌اف تهیه شده و از عملیات هک کردن خبرگزاری فارس به دست آمده، منتشر کرد.

این دو سند که فایل آن به‌دست رادیو فردا رسیده، برنامه‌ریزی و راهکارهای جمهوری اسلامی برای بهره‌برداری سیاسی از جام جهانی فوتبال، به‌ویژه در راستای سرکوب هرگونه اعتراض از سوی بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران را به خوبی نشان می‌دهد.

پدیدار شدن «دوگانگی میان تیم ملی ایران و تیم ملی جمهوری اسلامی» در جامعه ایران، ازجمله برجسته‌ترین نگرانی‌های تهیه‌کنندگان این سند است. در بخشی دیگر از این دو سند نیز به موضوع تهدید بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران از سوی مقامات جمهوری اسلامی و هماهنگی کارلوس کی‌روش، سرمربی تیم، با حکومت جمهوری اسلامی اشاره شده است.

این اسناد که پیش از آغاز جام جهانی قطر تدوین شده، شامل توصیه‌هایی به مقام‌های جمهوری اسلامی در زمینه حضور تیم ملی فوتبال ایران در این رویداد بین‌المللی ورزشی در چارچوب «نبردِ شناختی» است.

فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی به ویژه فرماندهان سپاه پاسداران از مدت‌ها پیش و به ویژه در جریان اعتراضات جاری در ایران، مدعی وجود یک «نبرد شناختی» علیه جمهوری اسلامی شده‌اند.

اواسط آبان‌ماه، عبدالرحیم موسوی، فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده بود که «دشمنان با جنگ شناختی موفق شده‌اند در ادراک و شناخت برخی از مردم ما تاثیر بگذارند».

فایل اول: «طرح عملیات جام جهانی»

یکی از این دو فایل، متنی چهارده صفحه‌ای با عنوان «طرح عملیات جام جهانی» است که از سوی سازمانی به نام «مرکز شمس» نوشته شده است.

در این متن، با تاکید بر این که «بی‌تفاوتی جامعه نسبت به بازی‌های جام جهانی» این دوره و همچنین «ایجاد دوگانگی میان تیم ملی ایران و تیم ملی جمهوری اسلامی» تهدیدهایی برای نظام جمهوری اسلامی است، راهکارهایی به ویژه در زمینه «فعالیت رسانه‌ای» ارائه شده تا «بهره‌برداری‌های شناختیِ لازم» کسب شود.

یکی از این راهکارها، «وعده جوایز و پاداش‌های خوب» به اعضای تیم ملی فوتبال برای پیروزی در مسابقات جام جهانی است که «می‌تواند مادی و معنوی باشد.»

«توجیه» بازیکنان و کادر فنی تیم ملی از سوی «نهادهای امنیتی و دستگاه‌های مسئول»، «کامنتینگ در حجم انبوه در صفحات شخصی بازیکنان تیم ملی و افراد موثر در امر فوتبال همچون علی دایی» و «آمادگی برگزاری جشن پیروزی سراسری در کشور» و «تمهیدات» وزارت خارجه جمهوری اسلامی در همکاری با قطر برای «تقلیل حداکثری تهدیدهای محیطی بازی‌های جام‌ جهانی» از دیگر توصیه‌های ارائه شده در این متن است.

همزمان، بر اساس ویدیوها و گزارش‌های منتشرشده از بازی تیم‌های ایران و ولز در قطر، ایرانیان معترض از ورود با لباس‌ها و پرچم‌های اعتراضی و منقش به طرح شیر و خورشید به ورزشگاه قطر منع شدند و برخی نیز از سوی ماموران قطر تهدید به اخراج از استادیوم شدند.

همچنین در همین روز داخل و خارج از استادیوم دوحه مملو از هواداران حکومتی تیم ایران بود و پس از پیروزی تیم ایران نیز در داخل ایران، نیروهای امنیتی و یگان‌های ویژه رهبری برگزاری جشن‌های حکومتی پس از این پیروزی را برعهده داشتند.

فایل دوم: «توصیه‌های سردبیران رسانه‌های جبهه انقلاب»

در فایل دیگری که از هک خبرگزاری فارس به دست آمده، توصیه‌کننده‌های ناشناسی که «سردبیران رسانه‌های جبهه انقلاب» خوانده شده‌اند نیز توصیه‌هایی را برای «مقابله با کنش‌های احتمالی در جام جهانی» به مقام‌های جمهوری اسلامی ارائه کرده‌اند.

در این متن، «مدیریت ذهنی بازیکنان» تیم ملی فوتبال ایران «مهم‌ترین مولفه کنترل» آنان برای جلوگیری از «هرگونه هنجارشکنی» دانسته شده و در این راستا توصیه‌هایی داده شده است.

کنار گذاشته شدن از تیم ملی در صورت هرگونه اقدامی اعتراضی، شاملِ نخواندن سرود یا مصاحبه با رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران و بستن نوار مشکی، از اصلی‌ترین این توصیه‌هاست.

در این متن در زمینه چگونگی تهدید بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران برای جلوگیری از اعتراض آنان آمده که «آینده حرفه‌ای و درآمدهای مالی و معنوی بازیکنان باید هدف گرفته شود و فضای سنگین محرومیت برای آنها تبیین شود.»

همچنین تاکید شده که مصاحبه با رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور باید به عنوان «یک تابو» برای بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران تبیین شود.

توصیه‌کنندگان همچنین از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواسته‌اند که با انجام مصاحبه یا «طرح‌هایی» عواقب هرگونه اعتراض بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران را «مشخص و با راهکارهای قانونی، فضایی بازدارنده را ایجاد کنند.»

همچنین از مسئولان وزارت ورزش و فدراسیون خواسته شده «ذهنیت مماشات را کنار گذاشته و اقدامات قابل مشاهده» انجام دهند.

«ایجاد لشکر رسانه‌ای برای تولید محتوای اثرگذار در فضای مجازی» از دیگر توصیه‌ها در این زمینه است.

«هماهنگ بودن کی‌روش»

یکی از نکات مهم این متن، تاکید بر «هماهنگ بودن» کارلوس کی‌روش، سرمربی کروات تیم ملی فوتبال ایران با مقام‌های جمهوری اسلامی است.

در این متن آمده است: «با توجه به هماهنگ بودن کی‌روش هرگونه اقدامی [اعتراضی از سوی بازیکنان] باید در جهت عدم اطاعت‌پذیری از سرمربی معرفی شود.»

پیشتر کی‌روش در یک نشست خبری در دوحه قطر به طور ضمنی به بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران نسبت به هرگونه اعتراض هشدار داد و گفت که رفتار بازیکنان باید «با مقررات جام جهانی و روح بازی سازگاری داشته باشد.»

او سه‌شنبه ۲۴ آبان همچنین خبرنگاری را که سرکوب زنان در ایران را به کی‌روش یادآوری کرد، مسخره کرد.

سرمربی تیم فوتبال اعزامی ایران به جام جهانی همچنین پس از شکست از تیم انگلیس، خطاب به مردم گفت: «کسانی که نمی‌خواهند تیم ملی را حمایت کنند بهتر است در خانه بمانند، کسی به آن ها نیاز ندارد.»

این در حالی بود که بسیاری از ایرانیان حاضر در ورزشگاه در بازی ایران و انگلیس، شعارهایی چون «بی‌شرف بی‌شرف» سر دادند.

iran-emrooz.net | Sat, 26.11.2022, 14:36
اعتصاب کارگران برخی واحدهای صنعتی ایران

به دنبال انتشار فراخوان اعتصاب از سوی اتحادیه کامیون‌داران، کارگران شماری از کارخانه‌های صنعتی و خودروسازی نیز روز شنبه پنجم آذر دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
در ادامه اعتصاب کسبه و کارگران در هفته‌های اخیر، روز پنجم آذر در شرکت‌های صنعتی ذوب‌آهن اصفهان، سرماآفرین الوند، خودروسازی مرتب، سیف‌خودرو، لوازم خانگی پارس قزوین و ...، کارگران دست به اعتصاب زدند.
اتحادیه کامیون‌داران و رانندگان کامیون در روزهای گذشته فراخوانی عمومی را برای آغاز اعتصابی ۱۰ روزه از پنجم آذر ماه منتشر کرده بودند.

واحدهای صنعتی
کارکنان شرکت ذوب‌آهن اصفهان با دست کشیدن از کار، اعتصاب کردند.
این کارگران در تجمع خود شعار دادند: «کارگر داد بزن، حقت رو فریاد بزن ...»
ذوب‌آهن اصفهان یک شرکت مادر با چهار هزار نفر پرسنل و تولیدکننده فولاد ساختمانی و ریل است.
کارگران شرکت سرماآفرین شهر صنعتی البرز هم در الوند با دست کشیدن از کار، به اعتصابات سراسری پیوستند.
در این شرکت هم کارگران با سر دادن شعار «کارگر داد بزن، حقت رو فریاد بزن» تجمع کردند.
سرماآفرین، شرکتی در صنعت تهویه مطبوع است که نیم قرن پیش فعالیت خود را آغاز کرد.
بر اساس گزارش اتحادیه آزاد کارگران، در مجتمع فولاد بافق (فولاد ابویی) نیز کارگران جوشکار در اعتراض به رعایت نشدن موارد ایمنی که منجر به انفجار و کشته شدن دو نفر از همکارانشان شد، دست به اعتصاب زدند.

خودروسازی
کارگران کارخانه سیف‌خودرو با دست کشیدن از کار، اعتصاب کردند.
در شرکت خودروسازی مرتب نیز کارگران دست به اعتصاب زدند.
کارگران این شرکت پیش از این و از روز ۲۸ آبان‌، در اعتراض به ماه‌ها معوق ماندن و پرداخت نشدن حقوق و دستمزد خود، دست از کار کشیده بودند.

لوازم خانگی
کارکنان و کارگران کارخانه لوازم خانگی پارس قزوین با دست کشیدن از کار به موج اعتصابات پیوستند.
در هفته‌های اخیر و همزمان با دو ماه اعتراض پیوسته مردم ایران، کارگران در ده‌ها واحد صنعتی از جمله خودروسازی، لوازم خانگی، صنایع سنگین، پتروشیمی، نفت، گاز، نیشکر و ... اعتصاب کردند.
کسبه و بازاریان ده‌ها شهر ایران نیز بارها و برای روزهای متوالی، در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران مغازه‌های خود را بستند و اعتصاب کردند.


* گزارشی درباره اعتصاب کارگران ذوب‌آهن اصفهان
بنابر گزارش‌های رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز شنبه ۵ آذرماه ۱۴۰۱، کارگران شیفت صبح تمامی بخش‌های ذوب‌آهن اصفهان در اعتراض به خُلف وعده مسئولین نسبت به تحقق خواست افزایش دستمزد‌ها دست از کار کشیده و مقابل ساختمان اداری توحید که دفتر مدیرعامل در آن قرار دارد تجمع کردند.
مدیران شرکت مجدداً وعده و وعیدهایی اعلام کردند اما کارگران با بی‌اعتمادی به این وعده‌ها از مقابل قسمت اداری به سمت بخش بهره‌برداری راهپیمایی کرده و مسیر چُدن و مذاب را مسدود کرده و موجب توقف هر دو کوره‌ی بلند این بخش‌ها شدند.
درنهایت آقای نادری بعنوان نماینده “شستا” در میان کارگران حاضر شد و اعلام توافق کارفرما را با افزایش مبلغ ۵ میلیون تومان به حقوق ثابت پرسنل ‌گروه زیر ۱۴ و افزایش ۳ میلیون تومانی به حقوق ثابت گروه بالای ۱۴ عنوان کرد. این اعلام افزایش با توافق کارگران مواجه شده و پرسنل محل تجمع را ترک کردند.
لازم به ذکر است که این وعده افزایش حقوق قرار است در واریز حقوق این ماه در روز دهم آذرماه لحاظ شود. کارگران اعلام کرده‌اند چنانچه افزایش حقوق‌ها صورت نگیرد مجدداً دست به اعتصاب خواهند زد.
بنابر گفته‌ی کارگران، در روزهای اخیر فضای حاکم بر‌ مجتمع بسیار امنیتی‌تر شده و حراست مداوماً در حال تهدید و کنترل پرسنل است، به صورتی که امروز با هلی‌شات تجمع کارگران را کاملا زیر نظر داشتند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۵ آذرماه ۱۴۰۱


* ادامه اعتراضات دانشجویی در برخی دانشگاه‌های ایران
شورای صنفی دانشجویان ایران از ادامه اعتراضات دانشجویی در روز شنبه، پنجم آذر در برخی دانشگاه‌های کشور خبر داد.
بر اساس گزارش این شورا، دانشجویان در دانشگاه‌های امیرکبیر، علم و صنعت، علم و فرهنگ و برخی دانشکده‌های صنعتی شریف و تهران تحصن کردند.
در همین حال دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران واقع در قم در تجمع اعتراضی شعارهای چون «هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم» سردادند.
از جمله خواست‌های دانشجویان معترض، آزادی فوری دانشجویان بازداشت‌شده و رفع فضای امنیتی در دانشگاه‌ها است.
حمایت از اعتراضات کردستان و سیستان‌و‌بلوچستان نیز از موارد مطرح‌شده در این تجمعات گزارش شده است.
گسترده‌ترین اعتراض دانشجویی روز شنبه در دانشگاه صنعتی اصفهان در اعتراض به مسمومیت غذایی ده‌ها دانشجوی این دانشگاه صورت گرفت.
شورای صنفی دانشجویان کشور پیشتر از «مسمومیت غذایی دسته‌جمعی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان» از شامگاه دوم آذر و «به دلیل کیفیت غیراستاندارد غذایی توزیع‌شده» در میان آن‌ها خبر داده بود.


* اعتصاب‌ کارگران کارخانه برخی واحدهای تولیدی
اعتصاب‌ کارگران کارخانه لوازم خانگی پارس، شرکت سرماآفرین و شرکت صنعتی تولیدی مرتب
بر اساس گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران کارخانه لوازم خانگی پارس واقع در شهر صنعتی البرز روز شنبه ۵ آذر در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلاتشان دست به اعتصاب زدند.
همچنین کارگران شرکت سرماآفرین واقع در شهر صنعتی البرز در اعتراض به سطح پایین دستمزدها اعتصاب کرده و در محوطه کارخانه تجمع کردند.
کارگران شرکت صنعتی تولیدی مرتب نیز در اعتراض به عدم پرداخت ۹ ماه حقوق اعتصاب کردند.


* حمایت سه تشکل کارگری از مردم تحت ستم کردستان
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و «گروه اتحاد بازنشستگان» با انتشار بیانیه‌ مشترکی از «مردم تحت ستم کردستان» حمایت کردند و کشتار مردم شهرهای این استان را محکوم کردند.
در این بیانیه که خطاب به «مردم آزاده ایران» نوشته شده گفته شده «داشتن آزادی در عرصه های مختلف جزء حقوق بنیادی و خواست مسلم کسانی است که در چهار دهه گذشته تا به امروز در عرصه های مختلف مبارزاتی قدم برداشته و در این راه تلاش کرده‌اند».
در این بیانیه گفته شده سیستم حاکم نه تنها گوش شنوایی برای ابتدایی ترین خواسته‌ها ندارد، بلکه جواب هر خواست و مطالبه را با گلوله جواب داده‌اند.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و دو انجمن دیگر با برشمردن «جنایت»هایی که در سال‌های گذشته علیه اقوام و گروه‌های سیاسی صورت گرفته، اعلام کردند«کشتار و نسل کشی را تحت هر عنوان و به هر بهانهای محکوم می کنیم».


* فرانس ۲۴: از گلوله‌های یک شرکت فرانسوی-ایتالیایی برای سرکوب اعتراضات در ایران استفاده شده
شبکه خبری فرانس ۲۴ می‌گوید در تحقیقات خود شواهدی یافته که نشان می‌دهد از گلوله‌های شاتگان شرکت فرانسوی-ایتالیایی «شدیت» برای سرکوب اعتراضات در ایران استفاده شده است.
طبق این تحقیقات این گلوله‌ها از سال ۲۰۱۱ به این سو در ایران استفاده شده که ناقض تحریم‌های اتحادیه اروپا بوده است.
در این تحقیق از ایرانیان خواسته شد تا عکس‌هایی از مهمات مصرف‌شده در جریان اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی را ارسال کنند.
در جریان سرکوب اعتراضات از گلوله، گلوله‌های پینت بال و فشنگ‌های ساچمه‌ای به طور گسترده استفاده شده است. در حالی که بیشتر گلوله‌های ساچمه‌ای در ایران ساخته شده‌ بودند، ۱۳ گلوله کشف‌شده از هشت شهر مختلف ایران دارای آرم شرکت شدیت بودند.
گلوله های شاتگان شرکت شدیت سال‌هاست که به طور گسترده مورد استفاده شکارچیان ایرانی است.
اکرم خدابنده تکواندوکار: به حرمت قلب‌های غمگین مردم از تیم ملی خداحافظی می‌کنم


* اکرم خدابنده تکواندوکار ایرانی از تیم ملی خداحافظی کرد
‌اکرم خدابنده تکواندوکار ایرانی پس از ۱۲ سال از تیم ملی خداحافظی کرد و به جمع ورزشکارانی پیوست که بابت خشونت حکومت ایران علیه معترضان از حضور در تیم ملی انصراف می‌دهند.
خانم خدابنده در پست اینستاگرام خود نوشت که این خداحافظی «به حرمت قلب‌های غمگین مردم» است.او پیشتر در استوری‌های اینستاگرام خود از خشونت حکومت ایران در مقابل معترضان انتقاد کرده بود.اکرم خدابنده یک بار در استوری اینستاگرام خود صحبت‌های سخنگوی دولت ایران را که گفته بود «مثل آب خوردن می تونستیم به معترضان گلوله جنگی بزنیم، اما نزدیم» با سخنان سخنگوی ارتش آلمان نازی مقایسه کرد.


* فریاد “مرگ بر دیکتاتور” در خیابان‌های تهران و سایر شهرها
اعتراضات شبانه در بسیاری از شهرهای ایران از جمله در تهران، اصفهان، کرج، زاهدان و سراوان ادامه داشت.
اعتراضات شامگاه جمعه ۴ آذر در چندین منطقه و محله تهران از جمله شهرک‌های چیتگر، اکباتان، پونک، نازی‌آباد، مشیریه، تهرانسر، تهران پارس، سعادت آباد و هفت حوض تا پاسی از شب ادامه پیدا کرد.
در ویدیویی که ۱۵۰۰ تصویر منتشر کرده جمعی از مردم تهران در چیتگر شامگاه جمعه ۴ آذر در خیابان شعار “امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه” را سر دادند.
اعتراضات شبانه همچنین در شهرهای کرج، اصفهان، زاهدان، مشهد، سروان، خاش نیز ادامه پیدا کرد. در اصفهان حاضران در تظاهرات خواهان ملحق شدن مردم می‌شوند. در فردیس و گوهردشت کرج شعارهایی سر داده شد. همزمان در زاهدان نیز اعتراضات در طول شب ادامه یافت.


* اعتصاب دوباره کارگران ذوب‌ آهن اصفهان
کارگران شرکت ذوب‌ آهن اصفهان شاغل در شیفت صبح روز شنبه، پنجم آذر بار دیگر اعتصاب کردند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران در گزارشی دلیل اعتصاب دوباره این کارگران را «عدم تحقق وعده‌های مسئولان» اعلام کرده است.
بر اساس این گزارش، مهم‌ترین خواسته کارگران شرکت ذوب‌ آهن اصفهان افزایش دستمزد آنان است که نسبت به کارگران شاغل در سایر شرکت‌های فولاد پایین‌تر است.
به گزارش خبرنگار رادیو فردا، در پی این اعتصاب، خط بارگیری کارخانه ذوب‌آهن مختل شد و کارگران، واگن‌ها را تخليه نكردند و رانندگان نیز به اعتصاب پيوستند.
کارگران این شرکت پیشتر در روزهای ۲۴ و ۲۵ آبان‌ اعتصاب گسترده‌ای کرده بودند.
مدیر شرکت و نماینده وزارت کار با حضور در میان کارگران وعده تحقق خواسته‌ آنان در روزهای آینده را داده بودند، اما پس از گذشت بیش از ۱۰ روز به هیچ یک از وعده‌ها عمل نشده است.
حساب کاربری «۱۵۰۰ تصویر» هم‌زمان با آغاز اعتصاب کارگران شرکت ذوب‌ آهن اصفهان به نقل از یک کارگر، جو حاکم در شرکت را «امنیتی» توصیف کرده و گفته است که این دور از اعتصاب «شلوغ‌تر از همیشه است» و کارگرها با بستن «ریل مذاب» مانع از فعالیت خط تولید شده‌اند.
در همین حال گزارش شده که کارگران شاغل در شرکت صنعتی تولیدی «مرتب» نیز در اعتراض به عدم پرداخت ۹ ماه حقوق خود اعتصاب و در مقابل شرکت تجمع کرده‌اند.
هم‌زمان با اعتراضات سراسری در ایران در بیش از دو ماه گذشته، کارگران در شمار قابل توجهی از واحدهای صنعتی از جمله خودروسازی اعتصاب کرده‌اند.


* اعتراضات گسترده در سیستان و بلوچستان
شهرهای استان سیستان و بلوچستان امروز همانند جمعه‌های گذشته، صحنه اعتراض‌های خیابانی بود. معترضان شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و«از بلوچستان تا کردستان، جانم فدای ایران» سردادند و ماموران در زاهدان و خاش به روی معترضان آتش گشودند.
بر اساس گزارش‌ها تاکنون چند نفر زخمی شده‌اند و هنوز جزییاتی از افرادی که مورد اصابت گلوله قرار گرفتند در دست نیست.
معترضان در زاهدان پس از نماز جمعه، در حمایت و اعلام همبستگی با مردم کردستان به خیابان آمدند و شعار «کرد و بلوچ برادرند، تشنه خون رهبرند»، « کرد تنها نیست، بلوچ پشتیبان اوست» و «کردستان زنده باد،بلوچستان زنده باد» سر دادند.
رسانه‌های محلی و تصاویر ویدئویی نشان می‌دهد که معترضان زاهدانی در خیابان آتش روشن کردند و بعضی از مسیرها را مسدود کرده‌اند و براثر شلیک نیروهای مسلح تعدادی از معترضان مجروح شدند و به درمانگاه «مسجد مکی» منتقل شده‌اند.
منابع محلی می‌گویند وضعیت مجرحان در درمانگاه مسجد مکی «بحرانی» است و احتمال داده می‌شود کسانی براثر اصابت گلوله کشته شده باشند و گفته می‌شود تعدادی از مجروحان به بیمارستان منتقل شده‌اند.
خبرگزاری محلی «حال‌وش» که اخبار این استان را پوشش می‌دهد در گزارشی گفته «به رغم شرایط شدید امنیتی» اعتراضات در زاهدان ادامه داشت و امروز «دهها نفر» از معترضان مجروح شده اند.
زنان زاهدانی امروز در خیابان‌ها حضور کم‌سابقه‌ای داشتند. ویدئوهایی از حضور زنان در اعتراضات امروز زاهدان منتشر شده و در یکی از آنها، زنان شعار می‌دهند «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم».
براساس گزارش‌ها از سیستان و بلوچستان، مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت این شهر در خطبه‌های نماز جمعه این هفته، خواهان توقف خشونت علیه مردم کردستان شد و از حکومت خواست به روی مردم معترض شلیک نکنند.
همچنین روحانیون شهرهای راسک، آشار و سرباز در استان سیستان و بلوچستان در اطلاعیه‌ای خواستار برگزاری رفراندوم شده‌اند.
‌ویدیوهایی که به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده، نشان می‌دهد روز جمعه ۴ آذر نیروهای امنیتی در خاش به سوی معترضان گاز اشک‌آور شلیک ‌کردند. علاو بر خاش، شهر چابهار نیز صحنه اعتراضات خیابانی بوده و شعار «مرگ برسپاهی» سردادند.
در شهر تفتان، از دیگر شهرهای این استان نیز، ویدیوهایی از اعتراضات مردم این شهر منتشر شده و شعارهایی از قبیل «بسیجی بی‌غیرت، قیمت تو ده هزار تومنه»، «مرگ بر خامنه‌ای» و «از بلوچستان تا کردستان٬‌ جانم فدای ایران» شنیده می‌شود.
شهر سراوان نیز امروز صحنه اعتراضات با شعارهای ضد حکومتی بود. معترضان در سراوان شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند.


* اعتصاب کارکنان و کارگران شرکت صنعتی کروز
کارکنان و کارگران شرکت صنعتی کروز که قطعه‌های خودرو را تأمین می‌کند، پنج‌شنبه ۳ آذر وارد اعتصاب شدند. کروز بزرگترین قطعه‌ساز خودرو در ایران است و تأسیس آن به ۱۳۶۱ باز می‌گردد. سطح پایین دستمزدها و شیفت‌های اضافه‌کاری در روزهای جمعه دلیل اصلی اعتراض کارکنان این شرکت در سال‌های اخیر بوده. کارکنان کروز ۲۸ آبان نیز اعتصابی سه‌روزه برگزار کردند.
ویدئوی منتشرشده از اعتصاب سوم آذر در کروز نشان می‌دهد که زنان بخش اصلی اعتصاب‌کنندگان هستند. دور جدیدی از اعتصاب‌های کارگری در پیوند با خیزش انقلابی مردم ایران در پی قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی آغاز شده است.


* جواد نکونام خواهان آزادی وریا غفوری شد
جواد نکونام، سرمربی تیم فولاد خوزستان، خواهان آزادی وریا غفوری شد.
آقای نکونام، که پیشتر کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران هم بوده، گفته جای وریا غفوری در زندان نیست.
گفته شده بازداشت روز پنجشنبه وریا غفوری پس از تمرین تیم فولاد خوزستان انجام شده است.
گزارش‌هایی از خودداری بازیکنان فوتبال از حضور در تمرین منتشر شده است.
خبری هم از استعفای مدیر این باشگاه منتشر شد که البته گفته شد باشگاه با آن مخالفت کرده است.


* سخنگوی دولت روحانی: تجدیدنظر در برخی سیاست‌ها را «اجتناب ناپذیر» است
علی ربیعی، سخنگوی دولت حسن روحانی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات خواهان مرور سیاست‌هایی شده که فضای ناامیدانه‌ای در کشور رقم زده‌اند.
او تجدیدنظر در این سیاست‌ها را اجتناب ناپذیر خوانده است‌.
آقای ربیعی سابقه طولانی در جمهوری اسلامی دارد. او از جمله معاون وزارت اطلاعات و رئیس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بوده است.
او از افرادی که اصلاح در کشور را به معنای عقب نشینی می‌دانند، انتقاد کرده و گفته است چنین دیدی به پیچیده‌تر شدن اوضاع و عدم حل قضایا منجر می‌شود.
آقای ربیعی گفته است «فهم واقعی از مساله در داخل، دادن علائم و سیاست‌گذاری متناسب با این وضعیت را مشاهده نمی‌کند.»


* امتناع از در اختیار گذاشتن اجساد افراد کشته شده‌ به خانواده‌ها، «نقض حقوق بشر» است
فدریکو ویلگاس، رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در مصاحبه با «تاک تی وی» امتناع مقام‌های جمهوری اسلامی از در اختیار گذاشتن اجساد افراد کشته شده‌ به خانواده‌ها را «نقض حقوق بشر» خوانده و گفته است چنین کاری «باید فورا متوقف شود».
مقام‌های جمهوری اسلامی بارها از در اختیار دادن اجساد افراد کشته شده در اعتراض‌ها، به خانواده‌هایشان خودداری کرده و در مواردی بدون اطلاع خانواده و پنهانی این اجساد را به خاک سپرده‌اند.
در مواردی جسد فرد کشته شده برای مدت نامحدودی به گروگان گرفته می‌شود تا خانواده فرد سکوت کرده و اعتراض نکنند.


* تقدیر رئیسی از عملکرد بسیج در سرکوب اعتراضات
ابراهیم رئیسی در بازدید «سرزده» از یگان ویژه فاتحین تهران بزرگ، خطاب به بسیجیان گفت که آن‌ها در مواجهه با معترضان که مقامات جمهوری اسلامی آن‌ها را «اغتشاش‌گر» می‌خوانند، «خوش درخشیدند».
او در ادامه با استفاده از ادبیات رایج حکومت، از اعتراض‌های سراسری با عنوان یکی از «فتنه‌های دشمنان» نام برد که با هدف «جلوگیری از صدور انقلاب و روحیه بسیجی» صورت گرفته است.
وی در عین حال، تاکید کرد که حفظ نظام جمهوری اسلامی، «از اوجب واجبات است».
این جمله به این صورت تفسیر می‌شود که برای حفظ جمهوری اسلامی، استفاده از هر ابزاری، قابل توجیه است.
مقامات جمهوری اسلامی ایران از کشته شدن تعدادی از نیروهای بسیج در جریان اعتراضات سراسری خبر داده‌اند. قاسم رضایی، جانشین فرماندهی انتظامی آمار اعضای بسیج و نیروهای انتظامی کشته‌شده تا ۱۸ مهر را ۲۴ نفر اعلام کرده بود.
این آمارها در حالی ارائه می‌شود که بر اساس گزارش‌ها برخی از خانواده‌های کشته‌شدگان اعتراضات سراسری برای تحویل جسد، تحت فشار قرار گرفته‌اند که فرد جان‌باخته را به‌عنوان نیروی بسیج معرفی کنند.


* فشار بر سامان یاسین برای «اخذ اعترافات اجباری»
شبکه حقوق بشر کردستان از «شکنجه شدید سامان یاسین برای انجام اعترافات اجباری» خبر داد و افزود که تاکنون هیچ حکمی به او و خانواده‌‌اش ابلاغ نشده اما وارد کردن اتهام «محاربه»، خانواده‌ ابن خواننده زپ را نسبت به احتمال صدور حکم اعدام نگران کرده است.
نزدیکان توماج صالحی نیز گفتند که ۲۸ روز پس از از بازداشت، بی‌خبری و محرومیت او از ملاقات با خانواده همچنان ادامه دارد.
در گزارش شبکه حقوق بشر کردستان تاکید شده که سامان یاسین، خواننده رپ اهل کرمانشاه و ساکن تهران که همزمان با اعتراضات سراسری بازداشت و به «محاربه» متهم شده، در زندان اوین «برای انجام اعترافات تلویزیونی به شدت مورد شکنجه جسمی و روحی» قرار گرفته است.
این سایت حقوق بشری شامگاه جمعه چهارم آذر ماه در گزارشی نوشت: «نگهداری به مدت سه روز در یک محل بسیار سرد، ضرب و شتم شدید و پرتاب از ارتفاع به پایین از جمله شکنجه‌هایی است که این هنرمند کرد طی مدت بازداشت» تحمل کرده است.
شبکه حقوق بشر کردستان افزود که این خواننده رپ اهل کرمانشاه «در نتیجه این شکنجه‌ها مجبور به انجام اعترافات تلویزیونی» شده است.
سامان یاسین، خواننده رپ اهل کرمانشاه و ساکن تهران روز دهم مهر ماه به دست نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد و پس از چند روز به زندان اوین تهران منتقل شد.
خبرگزاری قوه قضائیه جمهوری اسلامی روز ۷ آبان از برگزاری جلسه دادگاه شماری از معترضان بازداشت شده از جمله سامان یاسین (صیدی) خبر داد و اعلام کرد این خواننده رپ به «محاربه» متهم شده است.
در همان روز رسانه‌های حکومتی با انتشار تصاویری از «اعترافات اجباری» این خواننده رپ، اتهام او را «محاربه» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» عنوان کردند.
پس از جلسه دادگاه و پخش «اعترافات اجباری» سامان یاسین، خانواده و نزدیکان این خواننده رپ اعلام کردند از دو هفته پیش و در پی انتقال او از زندان فشافویه به زندان اوین، هیچ خبری از وضعیت این خواننده ندارند.
یکی از نزدیکان این هنرمند کُرد روز شنبه ۱۴ آبان ماه گفت: «سامان حدود دو هفته پیش در یک تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌اش از انتقال خود از زندان فشافویه به زندان اوین خبر داد و پس از این تماس، هیچ اطلاعی از سرنوشت او نداریم.»
او تاکید کرد که مسئولان زندان اوین در پی مراجعات مکرر خانواده این خواننده رپ، به آنها گفته‌اند که «سامان ممنوع‌الملاقات» است.
سامان یاسین، خواننده رپ، از زمان بازداشت در دهم مهر ماه تاکنون و با گذشت نزدیک دو ماه از بازداشتش، به وکیل انتخابی و دادرسی عادلانه دسترسی نداشته و از ملاقات با خانواده خود محروم بوده است.
طبق گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، سامان یاسین روز چهارشنبه ۱۸ آبان در اعتراض به محرومیت از ملاقات با خانواده و بلاتکلیفی وضعیت خود در زندان اوین به مدت دو روز اعتصاب غذا کرد.
نیروهای دادسرای امنیت زندان اوین در دومین روز اعتصاب غذای یاسین با خانواده او تماس گرفتند و با گذشت نزدیک به چهل روز از بازداشت این خواننده رپ، سرانجام خانواده توانستند برای اولین بار با سامان یاسین در زندان اوین «ملاقات کابینی» انجام دهند.
شبکه حقوق افزود که با وجود انتشار اخباری مبنی بر «صدور حکم اعدام» برای این خواننده رپ اهل کرمانشاه در شبکه‌های اجتماعی، تاکنون هیچ حکمی به سامان یاسین و خانواده‌‌اش ابلاغ نشده است اما برگزاری جلسه دادگاه او با اتهام «محاربه» و «پخش اعترافات اجباری»، سبب نگرانی خانواده و نهادهای حقوق بشری در مورد احتمال صدور حکم اعدام برای سام یاسین شده است.


* بی‌خبری از وضعیت توماج صالحی
نزدیکان توماج صالحی نیز نسبت به بی‌خبری از وضعیت این خواننده رپ سرشناس با گذشت ۲۸ روز از بازداشت او ابراز نگرانی کردند.
به گزارش رادیو فردا، توماج صالحی خواننده رپ که از اعتراضات سراسری حمایت کرده بود هشتم آبان ماه بازداشت شد و رسانه‌های حکومتی بازداشت این خواننده اهل شاهین شهر را یک پیروزی اطلاعاتی برای جمهوری اسلامی تبلیغ کردند.
اقبال اقبالی، دایی توماج صالحی، پس از بازداشت این خواننده در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که توماج روستای «گِردبیشه بختیاری بود که از ساعت چهار و نیم بامداد از مشاهده موارد مشکوک در اقامتگاه مخفی خود خبر داد و پس از آن ارتباط قطع شد و همسایه‌ها از دستگیر شدن او تعدادی از دوستانش خبر دادند.»
با گذشت نزدیک به یک ماه مقام‌های قوه قضائیه جمهوری اسلامی توضیحی درباره دلیل بازداشت و اتهام او ارائه نکرده‌اند و اجازه دسترسی صالحی به وکیل تعیینی را نیز چون پرونده دیگر معترضان بازداشت‌شده نداده‌اند.
محمد مقیمی، وکیل، روز پنج‌شنبه سوم آذر ماه در توییتی هشدار داد که «بنابر شواهد، احتمال صدور حکم اعدام به اتهام افساد فی‌الارض علیه توماج صالحی وجود دارد.»
اقبال اقبالی همچنین بامداد شنبه پنجم آذر ماه در صفحه اینستاگرام خود با تاکید بر عبارت «بیست و هشتمین روز دستگیری توماج صالحی، زندان، شکنجه»، نوشت که توماج همچنان «محروم از ملاقات با خانواده» است، در حالی که جرم او «اجرای موسیقی اعتراضی، استفاده از حق اعتراض در خیابان، مخالفت با سرکوب و دیکتاتوری، و دفاع از آزادی» است.
بنابر اعلام خانه موسیقی دست‌کم ۲۳ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازنده و هنرمند حوزه موسیقی از آغاز اعتراضات سراسری به دست نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند.
خانه موسیقی از «شروین حاجی‌پور، آران صمیمی، مسعود برآبادی، کامیار حبیبی، رضا عبدالهی، آیدا راستی، عماد قویدل، سعید فیضی، مجتبی اسدپور، محمود میرزایی، رضا جودکی، کریم محمدی، میلاد حسن‌زاده، وحید موسوی، مهدی سوفالی، توماج صالحی، سامان یاسین، عباس محمودی‌نژاد، سپهر گرشاسبی، رضا فتحی، نیما سلطانی، سینا ارغوان و نوید افقه» به عنوان از هنرمندان بازداشت شده موسیقی نام برد.
در اطلاعیه خانه موسیقی آمده است که از میان این هنرمندان تاکنون شروین حاجی‌پور، وحید موسوی، عماد قویدل و مجتبی اسدپور آزاد شده‌اند اما دیگر هنرمندان همچنان تحت بازداشت قرار دارند.


منابع:‌بی‌بی‌سی، رادیو فردا، دویچه وله

iran-emrooz.net | Sat, 26.11.2022, 10:13
گلوله‌باران روسیه ۱۵ غیرنظامی را در خرسون کشت

در حالی که مهندسان اوکراینی در سراسر کشور به دنبال بازگرداندن گرما، آب و برق به شهرهای بزرگ هستند، مقام‌های محلی گفتند که گلوله باران روسیه به شهر خرسون در جنوب اوکراین، ۱۵ غیرنظامی را کشته است.

به گزارش رادیو زمانه، حملات هوایی روسیه در هفته‌های اخیر، زیرساخت‌های انرژی اوکراین را با نزدیک شدن به فصل زمستان و دمای نزدیک به یخبندان به زانو درآورده و ترس از بحران بهداشتی و مهاجرت بیشتر را برانگیخته است.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، دو روز پس از حملات هدفمند روسیه به زیرساخت‌های انرژی اوکراین، گفت که بیش از شش میلیون خانوار در این کشور همچنان تحت تأثیر قطع برق هستند.

شرکت ملی انرژی اوکراین اواخر روز جمعه گفت که شبکه همچنان با کسری ۳۰ درصدی مواجه است و تکنسین‌های آن به طور شبانه‌روزی برای احیای برق تلاش می‌کنند. اما اعلام کرد که انتظار می‌رود پوشش شبکه برق در آخر هفته و با وارد مدار شدن برق هسته‌ای تقویت شود.

حمله به خرسون، یکی از شهرهای مهم جنوب شرقی اوکراین که اخیراً توسط نیروهای اوکراینی بازپس گرفته شد، مرگبارترین بمباران روسیه در روزهای اخیر را رقم زد.

گالینا لوگووا، از مسئولان شهر خرسون گفت که در مجموع «۱۵ نفر از ساکنان کشته و ۳۵ نفر زخمی شدند، از جمله یک کودک». او افزود که چندین «خانه و ساختمان‌های بلند» آسیب دیده‌اند.

اوایل روز جمعه، فرماندار منطقه گفت که بیماران بیمارستان شهر و سایر افراد یک بخش روانپزشکی به دلیل «گلوله باران مداوم روسیه» تخلیه شده‌اند.

شورای شهر خرسون گفت که پیشنهاد انتقال غیرنظامیان به مناطق دیگر را دارد.

حملات به نیروگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های اوکراین آخرین تلاش روسیه برای وادار کردن این کشور به تسلیم است.

زیرساخت‌های حیاتی وارد مدار شده‌اند اما نه کامل

در پایتخت، جایی که حدود نیمی از ساکنان آن هنوز دو روز پس از حمله روسیه به شبکه انرژی کشور بدون برق مانده‌اند، مهندسان برای بازگرداندن خدمات اولیه در تلاشند.

وزیر امور خارجه بریتانیا روز جمعه در سفر به کی‌یف، از کمک‌های جدید به اوکراین، از جمله آمبولانس و حمایت از قربانیان خشونت جنسی توسط سربازان روسی خبر داد.

کلورلی گفت: «روسیه به تلاش برای شکستن عزم اوکراین از طریق حملات وحشیانه خود به غیرنظامیان، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های انرژی ادامه می‌دهد.»

او گفت: «روسیه شکست خواهد خورد» و قول داد که حمایت بریتانیا «تا هر زمانی که جنگ طول بکشد ادامه خواهد داشت.»

در حالی که جیمز کلورلی، وزیر امور خارجه بریتانیا برای اعلام بسته کمکی جدید به این کشور سفر کرده بود، زلنسکی در رسانه‌های اجتماعی گفت: «ما باید این زمستان را تحمل کنیم، زمستانی که همه آن را به یاد خواهند آورد.»

دنیس شمیگال، نخست وزیر اوکراین در یک جلسه دولتی گفت: «تقریباً تمام زیرساخت‌های حیاتی اوکراین دوباره فعال شده است.»

زیرساخت‌های حیاتی شامل تاسیسات آب، نیروگاه‌های تولید گرما، بیمارستان‌ها و خدمات اضطراری است.

اما شمیگال گفت که مصرف کنندگان عادی همچنان با قطعی برق برنامه‌ریزی شده در تمام مناطق کشور مواجه هستند.

جامعه جهانی حملات روسیه به زیرساخت‌های انرژی را «جنایت جنگی» خوانده‌اند. این حملات در پی یک رشته شکست‌های نظامی برای روسیه در خط مقدم نبرد رخ داده است.

دیدار پوتین با مادران عزادار روس

برخی مادران حاضر در دیدار با ولادیمیر پوتین، به نشانه عزا، روسری سیاه به سر داشتند.

به گزارش بی‌بی‌سی، ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به گروهی از مادران روس که فرزندانشان در جنگ علیه اوکراین مشارکت داشته و بعضا جانشان را از دست داده‌اند، گفته است «در درد شما شریکیم».

آقای پوتین در این دیدار که به صورت تقطیع شده از تلویزیون روسیه پخش شده است تاکید کرده که «هیچ چیز جای خالی از دست دادن فرزند را پر نمی کند».

پیشتر گزارش‌هایی منتشر شده بود از اینکه مادران حاضر در این ملاقات، با دقت از میان حامیان کرملین انتخاب شده بودند. کاخ کرملین درباره این گزارش‌ها واکنشی نشان نداده است.

مخالفت با اشغال اوکراین در روسیه رو به افزایش است.

در نقاط مختلف روسیه، گروه‌هایی از مادران روس که فرزندانی در میدان جنگ دارند آشکارا انتقاد ‌می‌کنند که فرزندانشان بدون آموزش لازم و تسلیحات و لباس کافی به‌ویژه در زمستان سخت منطقه به میدان جنگ فرستاده شده‌اند.

عده‌ای نیز ارتش روسیه را متهم کرده‌اند از سربازانی که به اجبار به جنگ اعزام شده‌اند به عنوان «گوشت دم توپ» استفاده می‌کنند.

به گفته مارک میلی، عالیرتبه‌ترین ژنرال ارتش آمریکا از ۲۴ فوریه، آغاز جنگ روسیه در اوکراین هر یک از دو طرف نزدیک به ۱۰۰ هزار کشته و زخمی در جنگ داشته‌اند.

کاخ کرملین در ماه سپتامبر در اقدامی نادر اعلام کرد که در تلاش برای بسیج نیروی نظامی در جنگ «اشتباهاتی روی داده است.»

دیدار روز جمعه مادران روس با ولادیمیر پوتین در اقامتگاه رسمی رئیس جمهوری روسیه برگزار شد. در تصاویر این دیدار دیده می‌شود که ۱۷ نفر از مادران روس، برخی با روسری‌های سیاه به رسم عزاداری، با آقای پوتین بر سر یک میز نشسته‌اند.

آقای پوتین گفت: « می‌خواهم بدانید که من شخصا، و تمام رهبری کشور، در درد شما شریک هستیم.»

او به یکی از مادران سوگوار گفت پسرش «به هدف خود رسیده و بیهوده جان نباخته است.»

رئیس جمهوری روسیه گفت او خواستار دیدار رودرو با مادران روس این سربازان بوده تا مستقیما شرایط را از زبان آنها بشنود و تاکید کرد که گاه به گاه مستقیما با سربازان خود در میدان جنگ صحبت می‌کند.

آقای پوتین این سربازان را قهرمان خواند و از مادران آنها خواست که «اخبار دروغ» را درباره جنگ باور نکنند.

با اینکه دریافت اخبار موثق درباره جنگ روسیه در اوکراین به دلیل تسلط کرملین بر رسانه‌های روسیه دشوار است بسیاری از مردم برای دریافت اخبار به سراغ شبکه‌های خصوصی رفته‌اند.

چندین نفر از مادران حاضر در دیدار با آقای پوتین از سوی گروه‌های مخالف دولت در روسیه به عنوان اعضای جنبش‌های حامی کرملین شناسایی شده‌اند. این موضوع بعدا توسط کاخ کرملین تایید شد.

در اطلاعیه رسمی که چند ساعت بعد از این دیدار منتشر شد آمده است این زنان از بخش‌های مختلف روسیه آمده بودند و دست کم یک نفر از آنها از منطقه جدایی‌طلب لوهانسک در خاک اوکراین بوده که در حال حاضر دراشغال نیروهای روسیه است.

بر اساس منابع مخالف دولت، یک نماینده مجلس از حزب روسیه متحد و یکی از اعضای جبهه مردمی روسیه نیز در این دیدار حاضر بوده‌اند.

iran-emrooz.net | Sat, 26.11.2022, 10:00
شادی ماموران سرکوب با برد تیم ملی فوتبال

بازی تیم فوتبال جمهوری اسلامی ایران در مقابل تیم ولز در جام جهانی قطر با حواشی بی‌سابقه‌ای در تاریخ فوتبال ایران طی چهار دهه اخیر همراه بود. در این بازی که روز جمعه، چهارم آذر برگزار شد، تیم ایران با زدن دو گل در وقت اضافه پیروز این رقابت شد.

به گزاراش رادیو فردا، این بُرد در ورزشگاه دوحه قطر چندان شگفتی‌ساز نبود، اما رقصیدن و شادی نیروهای گارد ویژه با لباس نظامی در خیابان‌های ایران و انتشار عکس‌های بدون حجاب از زنان حامی این تیم از سوی رسانه‌های حکومتی در بحبوبه اعتراضات سراسری و سرکوب خشونت‌بار و خونین در شهرهای ایران، خبرساز شد.

انتشار گسترده این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی که در آن‌ها حتی آخوندها در جمع حامیان حکومتی در حال پخش شیرینی دیده می‌شوند، حاکی از اهمیت این پیروزی برای حکومت ایران در شرایط فعلی داخلی و بین‌المللی است.

شماری از کاربران نوشته‌اند در شرایطی که بسیاری از ورزشکاران ایرانی علاوه بر شبکه‌های اجتماعی، در میادین ورزشی داخلی و خارجی حمایت خود را از اعتراض‌های مردمی به نمایش گذاشته‌اند، جمهوری اسلامی برای نمایش هواداران خود در خیابان‌ها و استفاده از احساسات هواداران فوتبال، روی این رقابت‌ها حساب ویژه‌ای باز کرده است.

انتشار ویدیوها و عکس‌هایی از هواداران حکومتی تیم فوتبال ایران با واکنش‌های گسترده‌ای نیز در شبکه‌های اجتماعی همراه بوده است.

بسیاری از کاربران از استانداردهای چندگانه جمهوری اسلامی در مواجهه با موضوع حجاب و رقص انتقاد کرده‌ و حتی آن را به سخره گرفته‌اند.

انتشار تصاویر زنان بدون پوشش مورد تایید حکومت در میان حامیان تیم فوتبال ایران در رسانه‌های حکومتی و کاربران حامی جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی در حالی صورت گرفته که در بیش از دو ماه گذشته، اعتراض‌ها به حجاب اجباری با سرکوب شدید مواجه شده است.

در این مدت، علاوه بر ضرب و شتم و بازداشت گسترده زنان معترض به حجاب اجباری، تجمعاتی که گاه با رقص اعتراضی همراه بوده با حمله نیروهای حکومتی اعم از نظامی و لباس شخصی همراه بوده و آن‌ها برای متفرق کردن مردم حتی دست به اسلحه و گاز اشک‌آور برده‌اند.

اما دامنه سرکوب حرکت‌های اعتراضی ایرانیان تنها به مرزهای کشور محدود نشد و اوج نمایش آن در حواشی جام جهانی قطر نیز به خوبی دیده می‌شود.

بر اساس ویدیوها و گزارش‌های منتشرشده در حالی که ایرانیان معترض روز جمعه از ورود با لباس‌ها و پرچم‌های اعتراضی و منقش به طرح شیر و خورشید به ورزشگاه قطر منع شدند و برخی از سوی ماموران قطر تهدید به اخراج از استادیوم شدند، در همین روز داخل و خارج از استادیوم دوحه مملو از هواداران حکومتی تیم ایران بود.

برخی از این «هواداران» با حاشیه امنی که به نظر می‌رسد با «هماهنگی» میان دولت‌های ایران و قطر ایجاد شده، به ایرانیان معترض حمله و شماری دیگر پیش از آغاز بازی تیم ایران در بیرون از استادیوم نماز جماعت برگزار کردند.

هوادارانی که در میان آن‌ها چهره‌های شناخته‌شده‌ای از بدنه حکومت دیده می‌شوند و بر اساس برخی گزارش‌های کاربران نزدیک به حاکمیت، هزینه سفر آن‌ها نیز از سوی حکومت پرداخت شده است.

این موضوع از سوی شماری از کاربران نزدیک به حاکمیت در توئیتر مورد انتقاد قرار گرفته و حتی اسامی و تصاویر چهره‌های حکومتی که بدون سابقه خبرنگاری یا فعالیت در حوزه ورزش، به این رقابت‌ها اعزام شده‌اند، در این شبکه منتشر شده است.

iran-emrooz.net | Sat, 26.11.2022, 8:19
روح تهران؛ زندگی در میانه‌ی اعتراضات

پویان مکاری / وبسایت «آسو»

این مطلب حاصل مصاحبه با افرادی عادی در تهران از سنین، جنسیت‌ها، قومیت‌ها و عقاید دینیِ متفاوت است. در این گفتگوها کوشیده‌ام تا افراد بخشی از زندگی روزمره‌ی خود را روایت کنند و از تجربه‌ی خویش در مورد اعتراضات در مهر و آبان ۱۴۰۱سخن بگویند. روایت‌هایی انسانی از شهروندانی که خواسته یا ناخواسته زندگیِ روزانه‌شان در پایتخت ۱۰ میلیون نفریِ ایران با اعتراضات سراسری گره خورده است. به منظور رعایت امنیت مصاحبه‌شوندگان نامشان محفوظ مانده، و در عوض سعی کرده‌ام تا آن‌ها را با یکی از ویژگی‌هایشان معرفی کنم.

***

مردی ۳۰ ساله که اهل اعتراض نیست اما...

دیوارهای شهر پر شده از شعارنویسی‌های مختلف. بسیاری از شعارهایی که پاک می‌شوند جایشان را شعارهای دیگری می‌گیرند و این به جنگی روزمره تبدیل شده است. بعضی وقت‌ها که از خانه یا محل کار خارج می‌شوم تکه کاغذی چاپی یا دست‌نویس روی برف‌پاک‌کن ماشینم گذاشته شده، و گاهی کاغذ لای درِ خانه یا کفِ آسفالت است. حتی پیش آمده که هنگام قدم زدن در خیابان کسی تکه کاغذی به من بدهد که در آن به حضور در تجمع یا همراهی با اعتصاب دعوت شده‌ام. شب‌ها در بسیاری از محله‌های تهران بانگ شعارها بلند می‌شود و به صورت غیرمستقیم یا حتی مستقیم ما را ترغیب می‌کند که به خیابان بیاییم. در محل کار، خانه، تاکسی، اتوبوس، مترو، مغازه و هر جا که عده‌ای جمع هستند صحبت از تجمعات است و اخبار سریع رد و بدل می‌شود و من هم گاهی با مردم مشغول گفتگو می‌شوم. در بازار، پیر یا جوان، همه از این صحبت می‌کنند که کِی یا کجا باید اعتراض کرد و چطور باید اعتصاب بازار را شروع کرد. کافی است که شبکه‌های اجتماعی خود را باز کنید تا خیل فراوان آثار هنری، اخبار و فراخوان‌های مختلف اعتراضی در روزها و مکان‌های مشخص به چشمتان بخورد، البته اگر سرعت اینترنت یاری کند و فیلترشکن از کار نیفتاده باشد. اهل اعتراض نیستم اما نمی‌شود از آنچه پیش آمده فرار کرد.

دختری زیر سن قانونی

در روزهای منتهی به تجمعات، انرژی و هیجان بیش از پیش به چشم می‌خورد، و به‌راحتی می‌توان فهمید که امروز در منطقه‌ی ما اعتراض هست یا نه. روزمرگی از شهر رخت بربسته است و ما در این شهر با جوی اعتراض‌آمیز در فضاهایی مواجه‌ایم که همواره در آن‌ها روزمرگی و ملال جاری بوده، فضاهایی که در گذشته حتی صحبت در مورد تبعیض و ستم در آن‌ها ناممکن به نظر می‌رسید. منظورم تنها مدرسه نیست، خیابان و محله و حتی جلوی مساجد. به‌خصوص که بسیاری از تجمعات به محله‌ها کشیده شده است و ما خواه ناخواه با آن درگیر هستیم. اگر در تجمعی حضور نداشته باشم حداقل سعی می‌کنم که با موبایل از آن فیلم بگیرم تا صدای مردم در خارج از ایران شنیده شود. وقتی صدای تیراندازی و فریاد از محله بلند می‌شود، بوی گاز اشک‌آور را حس می‌کنیم. حتی در داخل خانه، به گاز اشک‌آور بسیار حساس هستم و به‌سرعت اشک از چشم‌هایم سرازیر می‌شود و نفسم بند می‌آید. تا ابتدای شهریور امسال اصلاً نمی‌دانستم اشک‌آور چیست اما الان به‌خوبی بویش را می‎شناسم. از پشت بامِ خانه‌ی ما می‌توان آتش‌هایی را که مردم روشن کرده‌اند، دید. گاهی مردم را در حال فرار در کوچه‌های اطراف می‌بینم. بسیاری از هم‌محله‌ای‌ها درِ خانه‌شان را برای ورود معترضان باز می‌گذارند و آنها را در حیاط خانه راه می‌دهند. گارد ویژه گاهی در میان کوچه‎ها می‌چرخد تا خانه‌هایی را که به معترضان کمک می‌کنند پیدا کند. وقتی می‌توانم در زمان اعتراض در خیابان باشم همه‌ی این‌ها را از نزدیک می‌بینم، دنبال معترضان شبیه به خود می‌گردم، پا به پای آن‌ها فرار یا حمله می‌کنم، مخفی می‌شوم، امیدوار می‌شوم، و شعار و فحش می‌دهم. خشمگین یا ناامید می‌شوم. تا حالا تیر نخورده‌ام اما نزدیک بوده که تیر ساچمه‌ای یا پینت‌بال بخورم. مهم نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد چون می‌دانم هر اتفاقی بیفتد زندگی فردا هم ادامه دارد.

مردی که یاد گرفته در حین زندگی اعتراض کند

شما یا دوست دارید که در اعتراضات باشید یا دوست ندارید. اما فهمیده‌ام که تصمیم با شما نیست، مخصوصاً اگر در مرکز شهر زندگی کنید. قطعاً مردی مثل من باید خرج خانواده‌اش را دربیاورد اما اگر اعتراضی شکل بگیرد از حضور در آن فرار نمی‌کنم. پس از اعتراض هر اتفاقی که برایم بیفتد شب در خانه اخبار را چک می‌کنم، با همسر، فرزند یا بستگان پیرامون مشاهداتمان صحبت می‌کنیم. خوشبختانه در میان نزدیکانم کسی با اعتراضات و حضور در آن مخالف نیست.

صبح که از خانه خارج می‌شوم، چیزهایی را که دیروز دیده‌ام یا در موردشان شنیده‌ام دوباره می‌بینم. در محل کار، مدرسه‌ی بچه‌ها یا هرجای دیگر با دیگران درباره‌ی اخبار گفتگو می‌کنم و با کنجکاوی مشاهدات بقیه را می‌شنوم. بازار شایعات هم مانند همیشه داغ است، اما آنقدر دیده‌ و شنیده‌ام که می‌توانم راست را از دروغ تشخیص دهم. دیگر همه‌چیز رنگ اعتراض به خود گرفته است. زندگی جریان دارد، اما به شکلی دیگر. وقتی به حرف‌های همکارانم گوش می‌کنم که از تجربیاتشان در محله‌های مختلف تهران می‌گویند، شگفتی تمام وجودم را فرا می‌گیرد که اعتراضات در عین روزمرگی چگونه جریان دارد. عادی‌تر از آنچه فکرش را می‌کنید. اعتراضات به چیزی مثل دیگر فرایندهای روزانه‌ی من تبدیل شده است. مثل خرید کردن، کار کردن، قدم زدن در خیابان و حتی تفریح کردن. بهتر بگویم، یادگرفته‌ام که چطور در حین زندگی اعتراض کنم.

پسری که بیشتر از سنش می‌فهمد

در شبکه‌های اجتماعی وقتی با حسابی جعلی در مورد اعتراضات می‌نویسم یا با دیگر معترضان ارتباط برقرار می‌کنم، همه فکر می‌کنند که من مردی حدوداً ۴۰ ساله هستم. واقعیت این است که سن من نصف این مقدار هم نیست اما صدایم غلط‌انداز است و این برای رد گم کردن خوب است. گاهی سعی می‌کنیم با گروه‌های معترض در دیگر محلات تهران در تماس باشیم تا بتوانیم فراخوان مؤثرتری منتشر کنیم. گاهی هم سعی می‌کنم همراه با دوستانم، بچه‌های دیگری را ببینیم تا بتوانیم با آن‌ها برای اعتراضات برنامه‌ریزی کنیم. من دیگر جز اعتراض کاری ندارم. بعضی اوقات می‌توانیم هسته‌ی اعتراضی درست کنیم و خیلی مواقع هم موفق نمی‌شویم. یک روزِ تمام تلاش کردیم تا فراخوانی را منتشر کنیم اما موفق نشدیم. با وجود این، پیش از غروب و در ساعتی غیرمعمول همسایه‌ها شروع کردند به شعار دادن و فریاد زدن از پنجره‌های خانه و پشت‌بام‌ها. بعد از چند دقیقه کم‌کم به تعداد شعاردهندگان اضافه شد و پس از آن بود که من فریادزنان دیگران را به تجمع در یکی از خیابان‌های محل دعوت کردم. چند نفر دیگر هم جملات من را تکرار کردند و از روی پشت‌بام و در تاریکی با هم گفتگو کردیم و ساعت مشخصی را برای اعتراض مقرر کردیم.

وقتی سر ساعتِ مقرر به آن محل رفتم با تعداد قابل‌توجهی از معترضان مواجه شدم. کمی که گذشت شعارها را شروع کردیم، سطل آشغال‌ها را آتش زدیم تا مسیر خودروها را مسدود کنیم. تجمعِ ما شکل گرفت. بعد از حدود نیم ساعت مأمورها حمله کردند و با گاز اشک‌آور و گلوله‌ی ساچمه‌ای ما را متفرق کردند. فردای آن روز هم سرِ همان ساعت تجمع کوچک دیگری شکل گرفت. کم‌کم همسایه‌های دیگری را که در آن شب شعار می‌دادند شناختم. حالا دیگر فقط با دوستان هم‌سن و سالم در اعتراضات شرکت نمی‌کنم. این یکی از تجربه‌هایی بود که فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت به دست آورم. نمی‌توانستم باور کنم که افرادی که در اطرافم زندگی می‌کردند این‌قدر به شرکت در اعتراضات تمایل دارند. من این همسایه‌ها را هیچ‌وقت ندیده بودم، و آن‌ها هم وقتی من را شناختند فکر نمی‎‌کردند که سنم این‌قدر کم باشد.

زن میان‌سالی که جنوب تهران را دوست دارد

من در یکی از محلات نواب زندگی می‌کنم، در محله‌ی ما نه از شعار شبانه خبری بود و نه تجمعی برگزار می‌شد. در یکی از روزهای اعتراضات سراسری، در هنگام غروب خورشید، پسری سوار بر موتور در آن محل می‌چرخید و شعار می‌داد. پسر که بیست و چندساله بود هر چند دقیقه یک‌بار به کوچه می‌آمد و شعار می‌داد. او این کار را آن‌قدر تکرار کرد که تعدادی از همسایه‌ها، از جمله من، با او همراهی کردیم و ساعتی بعد تجمع گسترده‌ای شکل گرفت. با گسترش اعتراض نیروی ضد شورش وارد شد. مردم برای مقابله با گاز اشک‌آور با هرچیزی که می‌توانستند آتش روشن کردند، بعضی از جوانان سیگاربه‌دست بین مردم می‎گشتند و در چشمشان دود سیگار را فوت می‌کردند تا سوزش گاز را کمتر کنند. درگیری بیشتر شد و جنگ خیابانی برای چند ساعت در محله‌ی ما و اطراف آن ادامه پیدا کرد. مجبور شدیم که به خانه‌هایمان برگردیم و با خروج موتورهای گارد ضدشورش دوباره به خیابان بیاییم. از آن شب به بعد شعارهای شبانه نیز در محله‌ی ما به‌کرات شنیده می‌شود. اهل محل همه آماده‌اند که اتفاقی بیفتد تا تجربه‌ی آن شب را دوباره تکرار کنند. صادقانه بگویم، می‎ترسم و استرس زیادی دارم اما از آن شب محله‌ و اهالی‌اش را بیشتر دوست دارم.

دختری که شجاعت به او سرایت کرده است

می‌خواهم به شما بگویم که اعتراضات در اکباتان چطور آغاز می‌شود و چرا اکباتان این‌قدر در بین مردم محبوب شده است. اعتراضات در اکباتان از شعارهای مردم از پنجره‌ها آغاز شد اما کسی فکر نمی‌کرد که این اعتراضات به بیرون از خانه‌ها برسد. یکی از شب‌ها که شدتِ شعارها بیشتر از همیشه بود، چند جوان از بلوک‌های مسکونی به محوطه‌ی بین بلوک‌ها آمدند. این آغاز تشکیل هسته‌ی اولیه‌ی اعتراض بود. به‌تدریج افراد دیگری هم به آنها اضافه شدند و تجمع بزرگی شکل گرفت. در چند شب اول می‌ترسیدم که وارد اعتراضات شوم اما با تماشای اعتراضات از پنجره و مشاهده‌ی آدم‌های آشنا ترسم ریخت. البته بعضی از بچه‌های بلوک ما هم گفته بودند که در صورت تمایل می‌توانم در ساعت مشخص از شب در کنارِ آن‌ها باشم، و این هم برایم قوت قلب بود. از آن شب به بعد گویی بر اساس قانونی ناگفته همه‌ی بلوک‌ها قرار مشخصِ شبانه دارند. بدون هیچ صحبتی با شروع سر دادن شعارها برای بیرون رفتن آماده می‌شویم و به‌راحتی می‌فهمیم که امشب باید بیرون برویم یا نه. شاید باور نکنید اما گاهی با شعارهایی که می‌دهیم وضعیت را به هم اطلاع می‎‌دهیم و حتی برای شبِ بعد هم قرار می‌گذاریم.

خانم معلم در مدرسه، معترض در خیابان

در روزهایی که شاگردانم، که همه دخترند، بعد از تعطیلیِ مدرسه شعار می‌دهند و راه‌پیمایی می‌کنند، همراه آن‌ها هستم. تعدادی از زنان محل، هم برای اعتراض و هم برای محافظت از بچه‌هایشان، من را همراهی می‌کنند. پشت سرِ آنها حرکت می‌کنیم، با آنها شعار می‌دهیم و حتی روسری‌های خود را به نشانه‌ی همبستگی در هوا می‌چرخانیم. با وجود ایجاد ترافیک سنگین، رانندگان از دستمان عصبانی نمی‌شوند و حتی با بوق‌های ممتد با ما همراهی می‌کنند. باورنکردنی است اما هر روز که دخترهای مدرسه‌ای این‌گونه به خیابان می‌آیند از زنان آن محله می‌شنوم که شعارهای شبانه شدت بیشتری پیدا کرده؛ گویی آن‌ها روح تازه‌ای به محل می‌دهند. این روحِ تازه همان چیزی است که من را دلبسته‌ی اعتراضات شاگردانم کرده است.

پیرمردی که با خنده می‌گوید پایش لب گور است

شدت شعارنویسیِ شبانه در محلِ ما نسبت مستقیمی با اعتراضات دارد. در روزهای منتهی به فراخوان‌ها، شعارها و شب‌نامه‌های فراوانی در محل پخش می‌شود و گویی آن شب‌ها تعداد بیشتری از همسایه‌ها شعار می‌دهند و در اعتراضات شرکت می‌کنند. در روزهای اولیه‌ی اعتراضات چند بار هنگام قدم زدن در پارک محل زندگی‌ام، دوستان هم‌سن و سالم گفتند که من را در تظاهرات خواهند دید. این حرف من را ترغیب کرد که به تجمعات بروم. اما واقعیت این است که من مثل دهه‌ی ۱۳۵۰ جوان نیستم که بتوانم شعارها را بلند فریاد بزنم، از دست مأمورها فرار کنم یا با آن‌ها درگیر شوم. دوست داشتم که این‌ کارها را بعد از ۴۴ سال دوباره تکرار کنم اما قبول کردم که نمی‌توانم. پس تصمیم گرفتم کاری را انجام دهم که می‌توانم؛ شعارنویسی روی دیوارها. هر شب صدای شعارهای مردم را می‌شنیدم و پس از خلوت شدن خیابان‌ها برای شعارنویسی بیرون می‌رفتم. کدام مأموری باور می‌کند که پیرمردی که پایش لب گور است در ساعات اولیه‌ی بامداد برای شعارنویسی بیرون آمده باشد؟‌

***

مصاحبه با شهروندان تهرانی نشان می‌دهد که زندگی روزمره در محله‌های تهران برای بسیاری از آن‌ها تغییر کرده است و دیگر زندگی مثل قبل نیست. سر دادن شعار یا شنیدن آن، خواندن اعلامیه‌هایی که به صورت چاپی یا دستی پخش می‌شود، دیوارنویسی، خبر گرفتن از دیگر نقاط تهران و ایران، تجمع‌های محله‌محور و چیزهایی از این دست ظاهراً قرار نیست در کوتاه‌مدت از زندگی شهریِ پایتخت‌نشینان جدا شود. مصاحبه‌شوندگان بارها تأکید کردند که اگر به سراغ اعتراضات نروند، اعتراضات به سراغ آن‌ها خواهد رفت.

iran-emrooz.net | Fri, 25.11.2022, 23:56
شورای مدیریت گذار در کنار مردم شجاع کردستان است

شورای مدیریت گذار خود را در کنار مردم شجاع کردستان می‌بینید

حقارت جمهوری اسلامی در برابر مقاومت مردم کردستان

انقلاب زن – زندگی- آزادی از کردستان شروع شد و شعله‌های آن سراسر کشور پهناور ایران را گرفت و شد انقلاب همه مردم ایران. اوج همبستگی ملی برای به زیر کشیدن رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی را باید در لابه‌لای شعارهای این انقلاب و مبارزه شکوهمندی که شهروندان ایران زمین در کنار هم از بلوچستان تا کردستان و از آذربایجان تا خوزستان و در جای جای ایران در جریان است، شنید، به دیده احترام نگریست و از آن درس گرفت. مراسم خاکسپاری جاویدنامان کُرد و سخنرانی خانواده‌های آنان در شهرهای مختلف این دیار بر مزار عزیزانشان بسان اشعار حماسی بیانگر این تعلق ملی به ایران است.

در روزهایی که به مناسبت بزرگداشت یاد کشته‌شدگان آبان ۹۸ در سراسر ایران برگزار شد، شاهد خروش کردستان بودیم که در شهرهای مهاباد و بوکان و جوانرود به اوج خود رسید.جوانان انقلابی کرد با شجاعتی کم نظیر خیابان‌ها و مراکز دولتی را تسخیر کردند و جلوه دیگری به این انقلاب دادند. حکومت کودک‌کش جمهوری اسلامی قساوت و بربریت خود را در مقابل مردم مناطق کردنشین تمام و کمال به نمایش گذاشت.

حمله به کردستان با تجهیزات سنگین و تیربار و استفاده از سلاح‌های جنگی برای سرکوب مردمی که بیش از چهار دهه است حق خود را فریاد می‌کنند، مصداق بارز جنایت علیه بشریت است. تخریب منازل مردم، ربودن زخمی‌ها و ممانعت از مداوای آنها، بستن ورودی و خروجی شهرها و جلوگیری از ارسال خون به بیمارستانها و بازداشت گسترده، بیش از ده روز است که کردستان را عملا به یک سرزمین اشغال شده تبدیل و چرخه زندگی در آنرا متوقف کرده است. حکومت نظامی اعلام نشده در کردستان قصد دارد اراده مردم کرد را در هم بشکند و با اینکار در جاهای دیگر کشور رعب ایجاد کند، اما در برابر مقاومت مردم مبارز کردستان دستاوردی جز حقارت نداشته است.

حمله نظامی جمهوری اسلامی در ۲۸ آبان ۱۴۰۱، یاد آور حمله همین حکومت در ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۸ با فتوای خمینی برای قتل عام مردم کردستان بود.صادق خلخالی به حکم حکومتی راهی این منطقه شد و تور آدم کشی راه انداخت. خلخالی در طول سه روز در پاوه و کرمانشاه ۲۹ نفر را بدون دادرسی در دادگاه‌های انقلاب اعدام کرد و بلافاصله راهی شهرهای مریوان، سنندج، سقز و مهاباد شد و ده‌ها نفر دیگر را نیز در دادگاه‌های یک دقیقه‌ای از هستی ساقط کرد.

لشکر کشی جمهوری اسلامی برای سرکوب کردستان از یک‌طرف و مقاومت مردم این منطقه و احزاب کرد از طرف دیگر در طول دوران زمامداری این حکومت همواره ادامه داشته است. حملات مداوم جمهوری اسلامی به قرارگاه احزاب کرد در اقلیم کردستان عراق در تمام این سالها و در حال حاضر نیز بخشی از پروژه سرکوب و در هم شکستن مقاومت کردها برای دست یابی به دموکراسی در ایران و رفع تبعیض بوده است.

خوشبختانه اینبار کردستان تنها نیست و تمام مردم ایران برای به زیر کشیدن حکومت اسلامی و استقرار دموکراسی با آنان هم آوا و هم پیمان گشته‌اند. شورای مدیریت گذار ضمن اعلام همدردی با مردم غیور و شریف کردستان برای از دست دادن فرزندانشان، عزم راسخ ، پایداری و نقش برجسته آنان برای رقم زدن پیروزی انقلاب زن، زندگی، آزادی را ارج می‌گذارد و برای برپا کردن ایرانی سکولار، دموکراتیک و عاری از تبعیض خود را در کنار آنان می‌بیند.

پیروز باد انقلاب شکوهمند زن، زندگی، آزادی
پاینده باد همبستگی ملی ایرانیان برای ساختن ایران آینده
دبیرخانه مرکزی شورای مدیریت گذار
۴ آذر ۱۴۰۱

iran-emrooz.net | Fri, 25.11.2022, 15:35
شمار وکلای بازداشتی به دست‌کم ۱۶ تن رسید

فاطمه نیلی، خواهر مصطفی نیلی روز جمعه ۴ آذرماه در توئیتی نوشت: «بالاخره امروز جمعه ساعتی قبل مصطفی نیلی تماس گرفت و گفت دیگر در انفرادی نیست و درجلسه بازجویی ۲ اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به ایشان اعلام شده است. سلام و محبت دوستان و همکاران را به ایشان رساندم و متقابلا بابت پیگیری وضعیتش از همگی شما قدردانی کرد.»

مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، که وکالت بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی و همچنین شماری از معترضان را بر عهده داشته، روز دوشنبه شانزدهم آبان ماه به دست نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد.

خواهرش فاطمه نیلی، درباره نحوه بازداشت او در توییتر نوشت: «دوشنبه ۱۶ آبان ساعت ۱۸ در فرودگاه مهرآباد تهران، اطلاعات سپاه برادرم مصطفی را بازداشت کردند و ساعت ۹ شب به همراه سه مامور مرد و یک مامور زن به منزل مادرم مراجعه، و پس از بازرسی منزل و توقیف شناسنامه و مدارک کاری، ایشان را با خود بردند».

پس از گذشت ۱۹ روز از بازاداشت مصطفی نیلی، خانواده او روز گذشته - پنجشنیه ۳ آذر ۱۴۰۱ -  به‌امید گرفتن نشانی از محل نگهداریش به زندان اوین مراجعه کرده بودند. به فاطمه نیلی، پس از ۶ ساعت معطلی و پافشاری برای ملاقات با مصطفی نیلی، به آنها گفته‌اند که برادرش در بند ۲۰۹ اوین نیست.

سایت امتداد دو روز بعد از بازداشت مصطفی نیلی گزارش داد که او به همراه حسن یونسی، یکی دیگر از وکلای دادگستری و فرزند علی یونسی وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی، برای «انجام امور حقوقی مربوط حوادث سیستان و بلوچستان عازم این استان بودند، که در فرودگاه مهرآباد بازداشت شدند».

مصطفی نیلی، از جمله وکلای مدافع حقوق بشر در ایران است که تاکنون چندین بار بازداشت شده است. او آخرین‌بار روز ۲۷ آذر ماه سال گذشته بعد از پس از چهار ماه و چهار روز بازداشت آزاد شده بود.

بازداشت پیشین مصطفی نیلی پس از آن انجام شده بود که او و چهار وکیل و فعال مدنی دیگر تلاش‌هایی را برای ثبت شکایت از مقام‌های جمهوری اسلامی در زمینه «سوء مدیریت کرونا» آغاز کرده بودند، اما نیروهای امنیتی پیش از ثبت چنین شکایتی همگی آنها را بازداشت کردند.

با بازداشت مصطفی نیلی، وکیل و مدافع حقوق بشر در تهران، و علی یونسی تعداد وکلایی که از آغاز اعتراضات سراسری در ایران بازداشت شده و همچنان در بازداشت هستند به دست‌کم ۱۴ تن افزایش یافته است.

آرش کیخسروی، وکیل دادگستری، نیز شنبه ۲۸ آبان، در کرج بازداشت شد. او سال گذشته نیز همراه با مصطفی نیلی به‌دلیل آنکه قصد داشتند از علی خامنه‌ای به‌دلیل جلوگیری از واکسن‌های آمریکایی کرونا، بازداشت شده‌ بود.

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی اول آذر ماه بار دیگر با ورود به منزل آرش کیخسروی در کرج،علاوه بر بازداشت او، اقدام تفتیش منزل و توقیف برخی از لوازم شخصی، این وکیل کردند.

همچنین زهرا نظری، وکیل، نیز روز اول آذر ماه در دفتر کار خود در ساری بازداشت شده است و به این ترتیب دست‌کم ۱۵ وکیل اکنون در بازداشت هستند.

از آغاز اعتراضات سراسری در ایران دست‌کم ۱۶ وکیل بازداشت شده‌اند. نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۲۰ مهر ماه با یورش به تجمع اعتراضی وکلا در مقابل کانون وکلای دادگستری در میدان آرژانتین تهران، تعدادی از وکلا را مورد ضرب و شتم قرار دادند و چند وکیل از جمله سعید شیخ، را بازداشت کردند.

همچنین در تبریز، سینا یوسفی، یکی از این وکلا، به فاصله کوتاهی پس از اعلام تشکیل کمیته دفاع مرکب از وکلا و حقوقدانان برای حمایت حقوقی از معترضان، روز ۲۴ مهر ماه در تبریز بازداشت شد. قاسم بعدی، امیر مهدی پور، نگین کیانی نیز از دیگر وکلایی هستند که در تبریز بازداشت شده‌اند.

در شهر شیراز مرکز استان فارس نیز نیروهای امنیتی در روزهای فاصله هشتم تا دهم آبان ماه دست‌کم ۸ وکیل را بازداشت کردند.

نازنین سالاری، رئیس کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری منطقه فارس، بهاره صحرائیان جهرمی، محمود طراوت‌روی، قدسیه قدس‌بین، علیرضا زارع، آستاره انصاری، مهدی صفری و محمد هادی جعفرپور نیز از دیگر وکلای بازداشت شده در شیراز هستند که از این میان قدسیه قدس‌بین آزاد شده است.

بابک پاک‌نیا، از جمله وکلای مدافع حقوق بشر، که پس از اعتراضات آبان سال ۹۸ وکالت تعدادی از معترضان بازداشتی را بر عده داشت، هم سوم مهر ۱۴۰۱، در اولین روزهای اعتراضات سراسری، در تهران بازداشت شد و یک ماه بعد آزاد شد.

علاوه بر این وکلای بازداشت شده، قوه قضائیه و دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بسیاری از وکلای مدافع حقوق بشر از جمله عبدالفتاح سلطانی، نسرین ستوده، محمدسیف‌زاده، ناصر زرافشان را مدت‌ها زندانی کرده بود.

وکلایی همچون امیرسالار داوودی، محمد نجفی، محمد هادی عرفانیان کاسب و همچنین حسین بیات، همگی از وکلای مدافع حقوق بشر، نیز پیش از آغاز اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ با احکام مختلف به حبس محکوم و زندانی شده‌اند.

iran-emrooz.net | Fri, 25.11.2022, 13:02
عبدالحمید: جمهوری اسلامی به بن‌بست رسیده است

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان در خطبه‌های نماز جمعه امروز این شهر اظهار داشت: اصلاح‌طلبان گفتند ما اصلاح می‌کنیم و بخشی از جامعه نیز به آن‌ها رأی بالایی دادند، اما از دست آنان هم کاری برنیامد، چون حاضر نشدند بگویند که چه کسی اجازه اصلاحات را نداد.

به گزارش خبرگزاری آناتولی، عبدالحمید افزود: اگر این اصلاحات در جمهوری اسلامی انجام می‌شد، امروز مردم به صحنه نمی‌آمدند که فریاد بزنند ما آزادی می‌خواهیم. در گذشته فرصت‌سوزی شد و ما فرصت را از دست داده‌ایم. اگر اینطور نمی‌شد مردم گرفتار فقر و بدبختی نمی‌شدند.

امام جمعه اهل‌سنت زاهدان در ادامه گفت: برادران و خواهران کرد از بهترین اقوام ایرانی هستند. کردها مرزدار ایران هستند. همانطور که در سیستان و بلوچستان مردم این استان مرزها را حفظ کرده‌اند. نباید با کردها با خشونت رفتار شود و هدف گلوله قرار بگیرند.

فرازهای دیگر سخنان مولوی عبدالحمید در نمازجمعه امروز زاهدان:

- هیچ مقامی در کشور بالاتر از قانون نیست و همه مقامات باید در مقابل قانون و انتقادات پاسخگو باشند؛ چراکه در غیر این صورت استبداد حکم‌فرما می‌شود. برخی می‌گویند از بعضی مسئولان اصلا نباید انتقاد شود. هرکس مسئولیتی دارد باید پاسخگو باشد.

- برخی را به خاطر انتقاد از اولی‌الامر زندان کرده‌اند. نباید کسی را که انتقاد می‌کند، به زندان فرستاد. اگر انتقاد نباشد، اصلاح صورت نمی‌گیرد. اگر از نظام و حاکمیت انتقاد نشود و هرکس در هر مرتبه‌ای مورد انتقاد قرار نگیرد، استبداد به وجود می‌آید.

- کلام‌های تندی هم که در اعتراضات از سوی معترضان اظهار می‌شود، نتیجه همین انتقادناپذیری‌هاست. این بزرگترین نگرانی ماست که بسیاری از مسئولان حاضر نشدند حرف ما را گوش کنند. بسیاری از منتقدان دلسوز بودند و یکی از آن‌ها همین بنده ناچیز بود.

- سیاست ایران در ۴۳ سال گذشته به بن‌بست رسیده است و با این سیاست‌ها نمی‌توان کشور را اداره کرد. راهکار زندانی‌کردن و کشتن معترضان نیست بلکه نشستن با مردم و شنیدن فریاد آن‌هاست. این مردم نه اسرائیلی و نه آمریکایی که ایرانی هستند.

- اینکه کشورها در شورای حقوق بشر سازمان ملل جمع شده‌اند، نمی‌گوییم حب و بغضی نداشته‌اند، اما واقعیت آن است که ما هم ضعف‌هایی داشته‌ایم و باید آن‌ها را ببینیم. دشمن همیشه هست و ضعف‌های ما را برجسته می‌کند اما ما باید ضعف‌های خود را برطرف و اصلاح کنیم.

- گزارش‌هایی می‌رسد که با زندانی‌ها بدرفتاری می‌شود و درباره بدرفتاری با زنان در رسانه‌ها چیزهایی گفته می‌شود که سنگین است و نمی‌توانم به زبان بیاورم اما همه از خدا بترسیم و با ملت صادق باشیم. جلوی این بدرفتاری‌ها را بگیرید و پیام معترضان را بشنوید.

- ما خیر این مملکت را می‌خواهیم و تمامیت ارضی و امنیت ایران برای ما حیاتی و مهم است. ما می‌گوییم اعتراض باید سالم باشد و معترضان نباید اموال عمومی و خصوصی را نابود کنند یا دست به خشونت بزنند. مردم نباید اجازه بدهند در صف‌شان کسانی باشند که با خشونت رفتار می‌کنند.

- ما اعتقاد به تخریب نداریم، ولی اصلاح بدون انتقاد امکان‌پذیر نیست. ایران متعلق به همه ماست، نه فقط مسئولان و حاکمان و مأموران. ثروت‌ها به‌جای اینکه به جاهای دیگر برود، در همین کشور خرج شود. باید آزادی اندیشه، بیان، مذهب و تفکرات وجود داشته باشد و مغزهای متفکر و افراد توانمند و باوجدان کشور را اداره کنند.

iran-emrooz.net | Fri, 25.11.2022, 10:46
استقبال از قطعنامه شورای حقوق بشر درباره ایران

تصویب قطعنامه اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد که موجب انجام یک تحقیقات بین‌المللی درباره سرکوب اعتراضات ایران خواهد شد، موجی از واکنش‌ها را از سوی مقام‌های سیاسی، سازمان‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشته است.

به گزارش رادیو فردا، در این میان، برخی کشورها به ویژه کشورهای غربی و همچنین سازمان‌های حقوق بشری از این تصمیم شورا استقبال کردند.

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا پنجشنبه سوم آذر در حساب توئیتری خود نوشت: «ما به حمایت از مردم ایران در مواجهه با این سرکوب وحشیانه ادامه می‌دهیم و تلاش می‌کنیم کسانی که در سرکوب خشونت‌آمیز مداوم دست دارند، پاسخگو باشند».

رابرت مالی، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران نیز در واکنش به تصویب این قطعنامه نوشت که رای ۲۵ کشور به انجام یک تحقیق درباره اعتراضات ایران «هیچ شکی در مورد عزم جامعه بین‌المللی برای جلب توجه به نقض جدی حقوق بشر در حال وقوع، و توجه به این که جای هیچ معافیت از مجازات نیست، باقی نمی‌گذارد».

جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز در توئیتی نوشت که تصویب این قطعنامه با اکثریت قاطع «نمایش آشکار تعهد فزاینده بین‌المللی برای پاسخگو کردن رژیم ایران به خاطر سرکوب وحشیانه‌اش علیه مردم ایران» است.

آقای سالیوان از آلمان و ایسلند برای «رهبری این تلاش» قدردانی کرد و افزود: «۲۵ کشور عضو شورا در کنار مردم ایران ایستادند. آمریکا و شرکای ما به بازخواست عاملان خشونت علیه معترضان ایرانی ادامه خواهند داد».

آلمان و ایسلند دو عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد بودند که درخواست تشکیل جلسه ویژه این شورا درباره ایران و همچنین پیش‌نویس قطعنامه‌ را به شورا ارائه کردند.

وزیر خارجه آلمان: اتحاد برای عدالت، برای مردم ایران

آنالنا بائربوک، وزیر خارجه آلمان بلافاصله پس از تصویب قطعنامه در توئیتر نوشت: «ما در شورای حقوق بشر از روی اعتقاد حرکت کردیم و حامیان خود را جمع کردیم، بدون هیچ اطمینان از این که آیا قطعنامه ما اکثریت لازم را خواهد داشت.»

وزیر خارجه آلمان افزود: «اکنون نتیجه مشخص است: اتحاد برای عدالت، برای مردم ایران».

در جریان رای‌گیری عصر روز پنجشنبه، ۲۵ عضو شورای حقوق بشر به قطعنامه رای مثبت، شش عضو - شامل ارمنستان، چین، کوبا، پاکستان، ونزوئلا و اریتره - رای مخالف و ۱۶ عضو این شورا رای ممتنع دادند.

خانم بائربوک پیش از آغاز رای‌گیری نیز در گفت‌وگو با خبرنگاران، کشورهایی را که معمولا همسو با جمهوری اسلامی هستند تشویق کرد که شجاعت دادن رای ممتنع داشته باشند.

وزیر خارجه آلمان گفت: «ما نمی‌دانیم که آیا [این قطعنامه] می‌تواند فردا جان انسان‌ها را نجات دهد یا نه. اما آنچه به طور قطع می‌دانیم این است که به معنای عدالت و عدالت برای مردم ایران است».

بر اساس قطعنامه‌ای که به تصویب رسید، هیئت حقیقت‌یاب که توسط رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد منصوب خواهد شد، ماموریت می‌یابد تا درباره نقض حقوق بشر در ایران در جریان اعتراضات کنونی که از روز ۲۵ شهریور آغاز شده، تحقیق کند.

وزارت خارجه فرانسه نیز که کشورش به تصویب این قطعنامه در شورای حقوق بشر رای مثبت داد در حساب خود در توئیتر نوشت: «هیچ مصونیتی برای مسئولین این سرکوب و مرگ مهسا امینی وجود ندارد».

جولی ملانی، وزیر خارجه کانادا نیز با ابزار خرسندی از تصویب این قطعنامه نوشت که آن «پاسخگویی بیشتری» را در مورد تداوم نقض حقوق بشر به ویژه علیه زنان و دختران ایران به همراه خواهد داشت.

پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا نیز در توئیتی با اشاره به رای مثبت این کشور به قطعنامه، سرکوب اعتراضات ایران را «واکنش وحشتناک و شرم‌آور» حکومت به اعتراضات توصیف کرد و نوشت: «استرالیا به اقدامات خود برای افزایش فشار بر ایران ادامه خواهد داد».

او خطاب به «ایرانیان شجاعی که مسالمت‌آمیز اعتراض می‌کنند» گفت: «ما با شما هستیم».

انیس کالامار: فریادهای عدالت‌خواهی مردم ایران سرانجام شنیده شد

انیس کالامار، دبیرکل عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای که از سوی این سازمان منتشر شد، با استقبال از تصویب این قطعنامه، اعلام کرد: «این اقدام مهم که از مدت‌ها پیش مورد انتظار بود، نشان می‌دهد فریادهای عدالت‌خواهی مردم ایران سرانجام شنیده شده است».

او افزود: «ما امیدواریم که تشکیل این ماموریت حقیقت‌یاب، تغییری اساسی در رویکرد جامعه بین‌المللی برای مقابله با بحران معافیت نظام‌مند از مجازات باشد که از مدت‌ها پیش به جنایات شناخته شده از سوی قوانین بین‌المللی و سایر نقض‌های جدی حقوق بشر در ایران دامن زده است».

علاوه بر شاهزاده رضا پهلوی، برخی شخصیت‌های سیاسی و فعالان ایرانی نیز از تصویب این قطعنامه استقبال کردند.

اما جمهوری اسلامی و کشورهای همسو با تهران از این قطعنامه انتقاد کردند.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی شامگاه پنجشنبه این تصمیم شورای حقوق بشر را رد کرد و در بیانیه‌ای ادعا کرد که تصویب این قطعنامه «نتیجه مستقیم بکارگیری اطلاعات نادرست برای پیش بردن اهداف» بوده است.

در جلسه روز پنجشنبه شورای حقوق بشر، برخی کشورها مثل پاکستان و ونزوئلا، آنچه را «سیاسی شدن فزاینده» این شورا خواندند، محکوم کردند و این ادعا را مطرح کردند که شورای حقوق بشر به «ابزاری» در دست دموکراسی‌های غربی تبدیل شده است.

پیش از رای‌گیری شورای حقوق بشر، رویترز نوشت که ایران هیئتی را اوایل ماه جاری میلادی به ژنو فرستاد تا برای تصویب نشدن این قطعنامه لابی کند. بر اساس گزارش این خبرگزاری، جمهوری اسلامی مجموعه از اسناد ادعایی خود را به هیئت‌های دیپلماتیک در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ارسال کرده بود.

همچنین پس از رای‌گیری، خبرگزاری فرانسه نوشت که بعید است که تهران با سفر هیئت حقیقت‌یاب بین‌المللی به ایران موافقت کند.

جمهوری اسلامی اعتراضات جاری در ایران را «اغتشاشات» و «شورش» توصیف و کشورهای خارجی را به تحریک آن متهم کرده است.

دقیقا همزمان با بحث اعضای شورای حقوق بشر درباره سرکوب‌ها در ایران، رسانه‌های این کشور از بازداشت وریا غفوری یکی از چهره‌های مطرح ورزشی که به یکی از سخنگویان معترضان تبدیل شده، خبر دادند.

iran-emrooz.net | Fri, 25.11.2022, 10:24
مقام اوکراینی: مستشاران ایرانی در کریمه کشته شدند

ایندیپندنت فارسی: الکسی دانیلوف، از مقام‌های ارشد اطلاعات و امنیت اوکراین، تایید کرد شماری از نیروهای نظامی حکومت ایران که به‌عنوان «مستشار» با نیروهای روسیه همکاری می‌کردند، در منطقه تحت اشغال کریمه کشته شده‌اند. دبیر شورای امنیت ملی و دفاع اوکراین تهدید هر نیروی ایرانی که با روس‌ها در مناطق اشغالی همکاری کند هدف قرار می‌‌گیرد.

مقامات تهران هنوز به این گزارش واکنش نشان نداده‌اند اما پیش‌تر درباره گزارش‌های متعدد از حضور سپاه قدس و شبه‌نظامیان وابسته‌اش در سوریه ادعا کرده بودند که «مستشاران» به درخواست دولت سوریه در این کشور حضور دارند.

روزنامه گاردین بامداد روز شنبه ۲۵ نوامبر (چهارم آذرماه) در گزارشی به‌نقل از این مقام ارشد نظامی-اطلاعاتی اوکراین، نوشت: نیروهای حکومت ایران برای کمک به نیروهای روسیه برای به‌کارگیری پهپادهای انتحاری شاهد-۱۳۶ در کریمه حضور دارند. اما به تعداد کشته‌ها اشاره‌ای نکرد.

پیش‌تر در ماه اکتبر رسانه‌های اسرائیلی گزارش داده بودند که دست‌کم ۱۰ تن از نیروهای نظامی ایران در حملات مختلف نیروهای اوکراینی، مشخصا در منطقه اشغالی کریمه، کشته شده‌اند.

دبیر شورای امنیت ملی و دفاع اوکراین، نیروهای نظامی حکومت ایران را خطاب قرار داد و گفت: «نباید در جایی که نباید باشید، حضور داشته باشید!»

به‌گفته این مقام نظامی-اطلاعاتی اوکراین، «نیروهای ایرانی در قلمرو ما بودند. ما آن‌ها را دعوت نکردیم. اگر با تروریست‌ها همکاری می‌کنند و در کشتن مردم ما مشارکت دارند، ما هم لازم است آن‌ها هدف قرار دهیم و بکشیم.»

طی ماه‌های گذشته، اوکراین، آمریکا، مقام‌های «ناتو» و اتحادیه اروپا، واکنش‌های دامنه‌داری نسبت به استفاده روسیه از پهپادهای انتحاری ساخت حکومت ایران علیه زیرساخت‌های و مراکز غیرنظامی اوکراین ابراز داشته‌اند. برخی از این واکنش‌ها به اعمال تحریم‌های تازه علیه حکومت ایران منجر شده است.

اواخر روز چهارشنبه، ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، در نشست شورای امنیت سازمان ملل، حملات پهپادی روسیه به زیرساخت‌های غیرنظامی در اوکراین را «جنایت آشکار علیه بشریت» توصیف کرد و گفت جامعه بین‌الملل باید در برابر اقدامات روسیه را به طور جامع و قاطع واکنش نشان دهد.

دولت ایران هرچند پس از ماه‌ها انکار، در نهایت تایید کرد که شماری پهپاد در اختیار روسیه قرار داده است اما کماکان اعزام مستشاران نظامی به روسیه یا مناطق اشغال‌شده اوکراین را تکذیب می‌کند. روسیه نیز در این زمینه تاکنون هیچ موضع مشخصی نداشته و سکوت کرده است.

الکسی دانیلوف در بخش دیگری از صحبت‌های روز پنجشنبه‌اش، درباره همکاری‌های نظامی ایران و روسیه، گفت: «در جهان امروز شما نمی‌تواندی موضوعی را پنهان کنید. فقط مسئله زمان مطرح است که چه موقع واقعیت روشن و علنی شود.»

روزنامه گاردین در بخش دیگری از گزارش روز جمعه به نقش دولت جدید اسرائیل در جنگ اوکران اشاره کرد و نوشت: با قدرت‌گیری مجدد بنیامین نتانیاهو، در مقام نخست‌وزیری اسرائيل، مسئله پچیده‌تر شده است. چرا که از یک طرف نتانیاهو روابط گرمی با پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، دارد و از طرف دیگر موضوع دخالت حکومت ایران در جنگ اوکراین مطرح است.

به‌گفته این مقام ارشد نظامی-اطلاعاتی اوکراین، مسائل را نمی‌شود پنهان کرد. «یا موضع شما حمایت است یا عدم‌حمایت. یا شما از استبداد پشتیبانی می‌کنید یا مردم‌سالاری. باید روشن کنید که کدام طرف ماجرا ایستاده‌اید»

iran-emrooz.net | Fri, 25.11.2022, 10:00
به خشونت خیابانی علیه معترضان پایان دهید!

بیانیه جمعی از جامعه‌شناسان زن به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان

امسال روز جهانی منع خشونت علیه زنان، در شرایطی فرا می‌رسد که زنان ایرانی بیش از دو ماه است برای اعتراض به خشونت و تبعیض جنسیتی به خیابان آمده‌اند و با کنش اعتراضی مسالمت‌آمیز، خشم تاریخی‌شان را از ستم جنسیتی فریاد می زنند. زنان با شعار «زن، زندگی، آزادی»/ «ژن، ژیان، ئازادی» که در ریشۀ کردی‌اش، به نفی خشونت، حق حیات و رهایی زنان اشاره دارد، می‌کوشند، بار دیگر حقوق انسانی‌شان را در عرصه عمومی مطرح و بازپس بگیرند.

خشونت بر زنان قدیمی‌ترین و در عین حال عادی‌ترین شکل خشونت بدون عقوبت است که برای اعمال سلطه مردانه و واداشتن زنان به اطاعت از فرامین و هنجارهای نظام مردسالاری کارکرد یافته است. استیلای نظام فرهنگی و اجتماعی مردسالاری و روابط نابرابر قدرت مرد و زن، محیط خانواده را برای زنان ناامن و گاه به قتلگاه تبدیل کرده است. در ایران خشونت علیه زنان با شیوعی بیشتر از متوسط جهانی ادامه دارد و در اشکال گوناگونی چون خشونت خانگی، کودک همسری و قتل‌های ناموسی مشاهده می‌شود. تجربه خشونت برای زنانی که همزمان تحت ستم طبقاتی و قومیتی قرار دارند شدیدتر است.

از طرف دیگر ساختار اجتماعی که بر پایه‌ی روابط نابرابر قدرت مرد و زن شکل گرفته، خشونت را تنها به خانواده محدود نمی‌کند و در نظام حقوقی، ایدئولوژی و عرصه عمومی نیز به شکل مداوم و مستمر اعمال می‌شود.

حکومت‌های معاصر همواره زنان را با رویکردی مبتنی بر صغارت و حقارت نگریسته‌اند و چه برای مدرن نمایی و چه برای اسلامی سازی جامعه ایران، به نقض حق انتخاب و کنترل پوشش زنان متوسل شده‌اند، و در این مسیر، از اعمال خشونت به دست امنیه و پاسبان و پلیس گشت ارشاد ابایی نداشته‌اند.

شهریورماه امسال، روش‌های کنترلی و پلیسی برای گستراندن پوشش استاندارد موجب فاجعه مرگ مهسا امینی در بازداشت شد. خشونت علیه این زن جوان در بستر نارضایتی اجتماعی برخاسته از شکاف طبقاتی، نابرابری‌های قومیتی و مذهبی و جنسیتی، فساد ساختاری و بی کفایتی و ناکارآمدی مدیریتی آتش خشم مردم را شعله‌ور کرد و زنان به عنوان پیش قراول اعتراض راهی خیابان شدند و در این راه چندین زن جان شان را از دست دادند.

حال در آستانه روز جهانی منع خشونت علیه زنان، ما جمعی از جامعه‌شناسان زن، با احساس خطر از خشونت و تهدید فزاینده علیه زنان چه در حوزه خصوصی و چه حوزه عمومی، خواستار مقابله با خشونت علیه زنان و حذف زمینه‌ها و بسترهای آن هستیم. 

با وجود هشدارهای مکرر دانشگاهیان، پژوهشگران و پیگیری فعالان حقوق زنان تاکنون هیچ تدبیری برای مقابله با خشونت علیه زنان اتخاذ نشده و واکنش رسمی به این مسآله، فروکاستن آن به موضوعی خصوصی، قربانی‌نکوهی و دعوت زنان به پذیرش اقتدار مردانه بوده است. پژوهش‌های متعدد، کارزارهای مدنی، مطالبه‌گری از مسیرهای قانونی، چانه‌زنی و مذاکره، فعالیت‌های رسانه‌ای، هیچ کدام موجب نشده که اقدامی جدی و مؤثر برای مقابله با خشونت علیه زنان صورت گیرد و امروز شاهد آن هستیم که خشونت علیه زنان مرزهای عرصه خصوصی را درنوردیده و به طور آشکار در عرصه عمومی نیز اعمال می‌شود.

ما امضاءکنندگان این بیانیه، ضمن اعلام نگرانی از گستردگی خشونت علیه زنان، با درک جنبش «زن، زندگی، آزادی» به عنوان یک حرکت نفی خشونت و صلح‌طلب که به دنبال بازگرداندن کرامت انسانی، آزادی و حق انتخاب به جامعه ایران به‌ویژه زنان است، خواستار پایان یافتن خشونت خیابانی علیه معترضان، آزادی بازداشت شدگان، خروج پلیس از دانشگاه‌ها و حفظ امنیت و سلامت دانش‌آموزان هستیم.

همچنین با فهم این که، در شرایط سیطره نظام مردسالاری کنترل همه جانبه بر زنان به مثابه حقی مردانه ترویج و خشونت به مثابه ابزار سلطه بر زنان عادی سازی می‌شود، و همزمان با آن نابرابری‌های طبقاتی و قومیتی به خشونت علیه زنان دامن می‌زند، خواستار شکل گرفتن عزمی جدی و عمومی برای پی‌ریزی جامعه‌ای هستیم که با برچیده شدن همه صور ستم و نابرابری، خشونت علیه زنان در آن محو شود.

با آرزوی برقراری صلح، برابری و آزادی
ژاله شادی‌طلب، شهلا اعزازی، سیمین کاظمی، فاطمه موسوی ویایه، اعظم راودراد، عالیه شکربیگی، بیتا مدنی، آذر تشکر، نفیسه آزاد، گیتی خزاعی، فاطمه موسوی میرک، سمیرامیس شاه اسماعیلی


لینک برای امضای بیانیه:

iran-emrooz.net | Thu, 24.11.2022, 23:00
زنان ایران: ما همچنان در میانه نبرد و مبارزه‌ایم

اطلاعیه جمعی از فعالان حقوق زنان در داخل کشور

این روزها در حالی به ٢٥ نوامبر (روز جهانی منع خشونت علیه زنان) نزدیک می‌شویم که قیام سراسری ملت ایران (قیام ژینا) وارد سومین ماه خود شده است. قیامی که شعله‌ آن با قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی در بازداشتگاه برافروخته شد و در ادامه جلوه‌های بی‌نظیری از همبستگی ملت‌ها/ قومیت‌ها و گروه‌های در حاشیه و اقلیت‌ها را آفرید. قیامی که به گسترده‌ترین شکل مساله‌ زنان و ستم جنسی را به یکی از مسائل اصلی جنبش ملی تبدیل کرد.

ما در روزهای پرشکوه  قیامی به سر می‌بریم که شعار اصلی‌اش «زن، زندگی آزادی» از کردستان سرداده شد و در سرتاسر ایران گسترش یافت؛ روزهای پرشکوهی که یاد #خدانور و ستمی که بر او رفت بارها در خیابان‌ها و دانشگاه‌های سراسر ایران گرامی داشته می‌شود و #فایزه_براهویی، خواهر بلوچ ما دیگر یک زن گمنام در زاهدان نیست. روزهایی که برای همه‌ی جان‌های عزیزی که از دست داده‌ایم، برای #ژینا #نیکا #حدیث #سارینا #کیان گریسته‌ایم و عهد کرده‌ایم که این مسیر را تا پیروزی قیام پیش ببریم. روزهایی که تمام جهان شاهد خشونت افسارگسیخته‌ای است که حکومت در تقلا برای بقای خود در کوچه و خیابان و دانشگاه علیه زن و مرد و کودک و جوان اعمال می‌کند.

ما در حالی این روزهای پرشکوه قیام و انقلاب را به روز جهانی منع خشونت علیه زنان (٢٥ نوامبر) پیوند می‌زنیم که زنان بیش از همیشه قربانی خشونت سیستماتیک حکومتی شده‌اند. ماموران سرکوب با وقاحت اقدام به #آزار_جنسی زنان معترض در خیابان و بازداشتگاه می‌کنند و به آنها ناسزاهای جنسی می‌دهند با این توهم که آنها را از حضور در خیابان بازدارند. شیوه‌ای که سابقه‌ای طولانی در جمهوری اسلامی دارد و از همان ابتدای حکومت، زنانِ مخالف حجاب اجباری را با الفاظ رکیک و خشونت خیابانی سرکوب کرده‌اند. اما این خشونت مستمر سیستماتیک نه تنها زنان را از خیابان نرانده که آنها را مصمم‌تر به صفوف اعتراض و انقلاب کشانده است.

زنانی که امروز در کوچه و  خیابان حجاب از سر برمی‌گیرند و آن را پایکوبان در آتش می‌افکنند، فراتر از اعتراض به حجاب اجباری و خواست آزادی پوشش، به بیش از چهل سال سرکوب سیستماتیک، تبعیض، نابرابری و اجبار معترضند. گرچه اعتراض به حجاب اجباری عریان‌ترین جلوه‌ آن است، اما تنها خشونتی نیست که زنان به آن معترضند.

زنان را در تمام این سال‌ها به طور سیستماتیک از عرصه‌های مختلفی حذف‌ یا حضورشان را محدود کرده‌اند. دسترسی نابرابر زنان به فرصت‌های شغلی، شکاف دستمزدی دو رقمی میان زنان و مردان، ترویج کودک‌همسری، محدود و محروم‌سازی دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری، جرم‌انگاری سقط جنین، مدارای قانونی با قتل‌های ناموسی، حذف زنان از بسیاری از مسابقات ورزشی یا ورزشگاه‌ها یا اجبار آنها به داشتن پوشش محدودکننده؛ و دیگر قوانین تبعیض‌آمیزی که به گسترش خشونت علیه زنان از خانه تا خیابان و محیط کار انجامیده بخشی از خشونت سیستماتیکی است که زنان در این سال‌ها متحمل شده‌اند. بدیهی است زنان بسته به خاستگاه طبقاتی، قومی/ملی و دینی خود سهم متفاوتی از این خشونت متحمل شده‌اند.

در آستانه ٢٥ نوامبر - روزی که نام خود را از کشتار زنانی دارد که علیه دیکتاتوری جنگیده و کشته شدند- همگام با خواهرانمان در تمام کشور از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب در میانه‌ خیابان یک بار دیگر عهد می‌بندیم تا رسیدن به جامعه‌ای عادلانه و برابر و تا محو هر گونه خشونت و تبعیض علیه زنان از پا ننشینیم.

- برای جامعه‌ای که در آن همه‌ اشکال تبعیض، اعم از تبعیض طبقاتی، جنسیتی، جنسی، قومی/ ملی، دینی و تبعیض به دلیل معلولیت محو شده باشد.
- جامعه‌ای سکولار که در آن دین، طایفه یا حکومت هیچ آمریتی در زندگی ما نداشته باشد و همه‌ ادیان بی‌هیچ برتری و امتیازی نسبت به دیگری، به دور از حوزه‌ عمومی بوده و دینداری امری فردی تلقی شده و هیچ نقشی در قانون‌گذاری نداشته باشد.
- جامعه‌ای عاری از مناسبات سودجویانه‌ سرمایه‌داری و فارغ از غارت و مصرف بی‌رویه منابع زیست محیطی.
- جامعه‌ای که در آن آموزش و پرورش رایگان و با کیفیت در همه‌ مقاطع و برای همه موجود باشد