ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 18.10.2021, 17:52
اتحادیه اروپا: در بروکسل نشستی با ایران برگزار نمی‌شود

جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با رد گزارش‌های منتشر شده در ایران مبنی بر برگزاری جلسه‌ای در روز پنج‌شنبه در بروکسل درباره پرونده هسته‌ای تهران، گفت برای مقام‌های ایرانی‌ روشن کرده‌ که زمان به نفع‌ آنها نیست.

به گزارش رویترز، بورل روز دوشنبه ۲۶ مهر گفت: «ما در مورد توافق اتمی ایران در زمانی حساس به سر می‌بریم. همه برای بازگرداندن توافق اتمی ایران به مسیر مصمم‌اند.»

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنین با تاکید بر این که جلسه‌ای در روز پنج‌شنبه با مقام‌های ایرانی در بروکسل برگزار نخواهد شد، ابراز امیدواری کرد که دیپلمات‌های اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی به زودی برای بحث درباره بازگشت احتمالی به مذاکرات هسته‌ای با یکدیگر ملاقات کنند.

اتحادیه اروپا تاکنون مسئولیت مدیریت مذاکرات وین برای احیای برجام را برعهده داشته است.

کمی قبل از این اظهارات بورل، یک سخنگوی اتحادیه اروپا نیز اعلام کرد این اتحادیه هیچ جلسه‌ای را برای روز پنج‌شنبه در بروکسل با حضور مقام‌های ایرانی و درباره ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای این کشور برنامه‌ریزی نکرده است.

او افزود: «در این مرحله نمی‌توانیم تایید کنیم آیا جلسه‌ای برگزار می‌شود یا تاریخ آن چه زمانی خواهد بود.»

کمی قبل از آن، سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، از سفر علی باقری معاون سیاسی این وزارتخانه به بروکسل خبر داده و گفته بود گفت توافق درباره مذاکرات بروکسل در سفر اخیر انریکه مورا معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران صورت گرفت.

خطیب‌زاده روز دوشنبه در نشست خبری هفتگی خود در تهران، حتی درباره محتوای سفر باقری به بروکسل هم اظهارنظر کرد و گفت: «چالش‌ها و موانعی که باعث شد شش دور مذاکرات وین به نتیجه نرسید، در این گفت‌وگوها مورد مذاکره قرار می‌گیرد.»

همچنین بورل صبح دوشنبه، اندکی پیش از دیدار با وزرای تجارت خارجی اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ، در این باره گفت: «اوضاع رو به بهبود است. امیدوارم که نشست‌های مقدماتی در بروکسل داشته باشیم. اما نمی‌توانم مطمئن باشم.»

در حالی که اتحادیه اروپا بارها خواستار ازسرگیری فوری مذاکرات وین شده است، یک مقام اروپایی که نامش فاش نشده، به خبرگزاری فرانسه گفت: «ایرانی‌ها هنوز آمادگی ازسرگیری مذاکرات وین را ندارند.»

او ادامه داد: «با این حال، هدف این است که این مذاکرات در اسرع وقت ازسرگرفته شوند.»

این مقام اروپایی تاکید کرد: «ایرانی‌ها می‌خواهند درباره متنی که روی میز [مذاکرات وین] است توضیحاتی دهند و تماس‌های دوجانبه با برخی از کشورهای امضاکننده برجام داشته باشند.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه، جو بایدن، رییس جمهوری آمریکا، اعلام آمادگی کرده این کشور به توافقی که شش سال پیش به امضا رسید بازگردد، به شرط آنکه ایران به طور همزمان تعهدات خود را به اجرا بگذارد.

جمهوری اسلامی پس از خروج آمریکا از برجام در یک سری اقدامات تدریجی تعهدات خود در چارچوب برجام را کاهش داد و در ماه‌های اخیر نیز تنش‌ها میان تهران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز افزایش یافته است.

آمریکا در روزهای اخیر لحن خود را در برابر ایران جدی‌تر کرده و تهدید کرده که اگر دیپلماسی نتواند مانع دستیابی تهران به سلاح اتمی شود، گزینه دیگری را در پیش خواهد گرفت.

تاکنون شش دور از مذاکرات وین برای احیای برجام برگزار شده و با آغاز دولت ابراهیم رئیسی روند این مذاکرات متوقف شد.

به گفته تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه ایران روز یکشنبه در یک جلسه غیرعلنی مجلس، گفت این مذاکرات باید از نقطه‌ای که آمریکا از برجام خارج شد، شروع شود.

ایران اینترنشنال

iran-emrooz.net | Mon, 18.10.2021, 17:17
رکوردشکنی زنان در کسب کرسی های مجلس عراق

میدل ایست نیوز: نتایج نهائی غیر قطعی انتخابات عراق نشان می‌دهد که زنان در کسب کرسی‌های پارلمان رکورد تازه‌ای ثبت کرده و از سهمیه ۲۵ درصدی خود کرسی‌های بیشتری کسب کرده‌اند.

انتخابات ۱۰ اکتبر عراق شاهد چند رکوردشکنی مهم بود؛ ازجمله پیروزی چشمگیری زنان، دستیابی نامزدهای مستقل به ۴۰ کرسی، پیروزی حدود ۱۵ نماینده از گروه‌های برآمده از تظاهرات.

دبیرخانه هیئت دولت عراق خبر داد که زنان در انتخابات این کشور ۹۷ کرسی (مجموع کرسی‌های مجلس عراق: ۳۲۹ کرسی) به دست آورده‌اند و تأکید کرد پیروزی این تعداد از زنان در انتخابات گامی ضروری در روند افزایش مشارکت سیاسی آنان است به خصوص که آنان بازتاب‌دهنده رأی زنان عراقی هستند.

«یسری کریم محسن» مدیر کل اداره افزایش توانمندی‌های زنان در دبیرخانه دولت عراق تأکید می‌کند که تحلیل اولیه نتایج انتخابات نشان می‌دهد که زنان با کسب ۹۷ کرسی، ۱۴ کرسی بیش از کرسی‌های اختصاص‌یافته به زنان/ سهمیه جنسیتی (کوتا) به دست آورده‌اند.

به گفته این مقام عراقی، ۵۷ زن صرفا با تکیه بر رأی خود و بدون نیاز به قانون «کوتا» به انتخابات راه یافته‌اند.

قانون انتخابات عراق تشکل‌های سیاسی این کشور را ملزم می‌کند که ۲۵ درصد نامزدهای خود را از زنان انتخاب کنند. همچنین به موجب این قانون از هر چهار نامزدی که پیروز انتخابات می‌شود یکی از آنها صرف نظر میزان رأیی که آورده باید زن باشد. مثلا در سال ۲۰۱۴، جاسم الحلفی علیرغم اینکه ۱۷ هزار رأی آورده بود کرسی خود را به شروق العبایجی که کمتر از هزار رأی آورده بود واگذار کرد.

«قاسم محمد جبار»، کارشناس امور انتخابات، تأکید می‌کند که نظام دوایر انتخابی متعدد که برای اولین بار در این انتخابات مبنا قرار گرفته به زنان کمک کرد که تعداد کرسی‌هایشان را در انتخابات افزایش دهند و وابستگی‌شان به قانون کوتا کمتر باشد.

به نظر وی، برخی شگردهای انتخاباتی نیز به پیروزی زنان کمک کرد. مثلا ائتلاف دولت قانون در دایره ۱۲ استان بغداد فقط یک نامزد داشت که آن هم زن بود و هواداران این ائتلاف بدون آنکه وی را بشناسند به توصیه ائتلاف به وی رأی دادند. این وضعیت در مورد دیگر تشکل‌های سیاسی هم بود.


نمایندگان «فراکسیون مستقلین» در پارلمان عراق چه در سر دارند؟

در هیاهوی کشمکش‌ها و مجادلات سیاسی بر سر نتایج انتخابات پارلمانی عراق، نیروهای نوپا و مدنی برآمده از تظاهرات اکتبر ۲۰۱۹ که اکثر آنها برای اولین بار به مجلس عراق راه یافته‌اند تکاپویی گسترده برای ایجاد فراکسیونی جامع در مجلس آغاز کرده‌اند.

این تکاپو را فهرست «امتداد» که هسته اصلی آن را فعالان مدنی استان ذی‌قار (مرکز آن: ناصریه) ــ که شاهد پرشورترین و طولانی‌ترین تظاهرات در سراسر عراق بود ــ تشکیل می‌دهند هدایت می‌کند. این فهرست خود اولین بار است که در انتخابات شرکت می‌کند.

«منار العبیدی»، سخنگوی فهرست امتداد، تأکید می‌کند که این فهرست ۹ کرسی در مجلس به دست آورده که از استان‌های ذی‌قار و نجف و مثنی (السماوه) و بابل (حله) هستند و به محض روشن شدن نتایج تماس‌های خود با نامزدهای مستقل و دیگر تشکل‌های سیاسی که آنها را نزدیک به خود تشخیص می‌داد آغاز کرده است.

به گفته العبیدی، این تفاهمات به ایجاد یک فراکسیون می‌انجامد هرچند نهایی شدن برخی مسائل تشکیلاتی آن کمی زمان می‌برد اما تفاهمات پیشرفت بسیار خوبی داشته است.

او می‌افزاید که برخی تفاهمات مربوط به پیش از برگزاری انتخابات می‌شود و اکنون همه تلاش متمرکز بر تشکیل فراکسیونی مستقل از احزاب سنتی حاکم است و تاکنون جدا از اعضای امتداد، دست‌کم ۱۰ نماینده مستقل به این فراکسیون پیوسته‌اند.

العبیدی تأکید می‌کند که تلاش این گروه ایجاد فراکسیونی از ۲۵ تا ۴۰ نماینده است تا بتواند «فراکسیون اپوزیسیون قدرتمندی باشد که نظارتی سخت بر عملکرد دولت آغاز کند».

وی می‌افزاید که این گروه مطلقا در دولت شرکت نخواهند کرد و این موضوعی است که از آن کوتاه نخواهند آمد و اصلا جای بحث ندارد و «فقط تلاش می‌کنیم که ۲۵ کرسی به دست آوریم تا طبق قانون بتوانیم یک فراکسیون تشکیل دهیم و بتوانیم به صورت منسجم مسئولان دولتی را به مجلس بخوانیم».

سخنگوی جنبش «امتداد» درباره اعتراضات به نتایج انتخابات می‌گوید که این فراکسیون اعتراضات خود را به کمیساریای مستقل انتخابات داده که این اعتراضات به اختلال در سیستم رأی‌گیری و از کار افتادن دستگاه‌ها مربوط می‌شود که به رأی‌های «امتداد» آسیب زد و دست‌کم ۳ کرسی از آنها کم کرده است.

وی می‌گوید: «تلاش می‌کنیم حق خود را از طریق قانونی و با مراجعه به کمیساریا بگیریم» و می‌افزاید: «ابهام‌هایی وجود دارد اما در حد اتهام‌زنی به تقلب و دستکاری نمی‌رسد».

العبیدی می‌افزاید که اگر تشکیلات منسجم‌تر و تبلیغات بهتر و تجربه بیشتری در تبلیغات و نحوه چینش دایره‌های انتخابی داشتیم و همچنین اگر مشارکت در انتخابات بیشتر بود قطعا کرسی‌های بسیار بیشتری را به دست آورده بودیم به خصوص که در برخی دایره‌ها فاصله رأی‌های ما از نامزد بعدی بسیار بالاتر است.

او تأکید می‌کند: از نتایج انتخابات استقبال می‌کنیم و آن را می‌پذیریم و سعی می‌کنیم نقشی متعادل و مؤثر در پارلمان بر عهده بگیریم.

براساس نتایج نهائی غیر قطعی انتخابات عراق نامزدهای مستقل که خارج از ائتلاف‌ها و احزاب سیاسی در انتخابات شرکت کرده‌ان ۴۰ کرسی به دست آورده‌اند.

iran-emrooz.net | Mon, 18.10.2021, 14:31
رسانه‌های غربی حقیقت را در مورد ایران نمی‌گویند

نوشته «حسین رونقی» در وال‌استریت‌زونال

چکیده: رسانه‌های غربی دربارهٔ ایران حقیقت را نمی‌گویند. ما در ایران با صدای بلند اعتراض می‌کنیم اما خبرنگاران ترجیح می‌دهند در مورد وضعیت آب‌و‌هوا توییت کنند تا در مورد سرکوب و شکنجهٔ حکومت تحقیقی انجام دهند.

برای ما دو ایران وجود دارد. یکی «ایران واقعی» که ما در آن زندگی می‌کنیم و دیگری ایرانی که شما راجع‌به آن در رسانه‌ها می‌خوانید و می‌شنوید. ایران شما، محدود به توافق اتمی است؛ اما برای ما بسیار بدتر است. یک حکومت پلیسی و مذهبی با بی‌شمار قوانین و خطوط قرمزی که اکثر مردم ایران را یارای عبور از آنها نیست و زیرسایه ترس آن زندگی می‌کنیم. این‌جا سرزمین خشونت، سرکوب و سانسور است.

ما امروز قربانی ناآگاهی و نادیده‌انگاری جهان نسبت به واقعیت‌های ایران نیستیم، بلکه با تلاش عمدی و سیستماتیک جمهوری اسلامی، از طریق توجیه‌گرانش در رسانه‌های خارجی، برای دستکاریِ افکار عمومی جهان مواجه هستیم. بنابراین این‌که به شما می‌گویند در ایران هیچ اپوزیسیون داخلی‌ای وجود ندارد اشتباه است. ما مردم اپوزیسیون و مخالف حکومت هستیم. و آن‌چه از شما می‌خواهیم ساده‌ است:

برای شناخت درباره ایران واقعی، به ما گوش دهید و روایت‌های ما را به اشتراک بگذارید. به شما گفته شده‌است که حمایت‌ها و همبستگی شما به ما ضربه می‌زند و صحبت درباره تلاش‌ها و مبارزات ما، ما را در معرض خطر قرار می‌دهد، این هم یک دروغ دیگر است. چیزی که ما را در معرض خطر قرار می‌دهد سکوت و بی‌تفاوتی شماست.

متن کامل:

من یک وبلاگ‌نویس و فعال آزادی بیان از ایران هستم و برای شما یک پیام دارم که میلیون‌ها ایرانی مستاصل هستند که آن را بشنوید: «رسانه‌های غربی مردم ایران را ناامید می‌کنند.»

در چهار سال گذشته پنج تظاهرات سراسری علیه حکومت در ایران رخ داده‌است. حکومت معترضان را سلاخی کرده و زندانیان سیاسی را با شکنجه و سرکوب مواجه کرده‌است. با این حال، اکثر غربی‌‌ها درکی از «واقعیت ایران» ندارند، زیرا رسانه‌های خارجی به طور مستمر واقعیت‌ها را نادیده گرفته و یا انکار می‌کنند.

برای ما دو ایران وجود دارد. یکی «ایران واقعی» که ما در آن زندگی می‌کنیم و دیگری ایرانی که شما راجع‌به آن در رسانه‌ها می‌خوانید و می‌شنوید. ایران شما، محدود به توافق اتمی است؛ اما برای ما بسیار بدتر است. یک حکومت پلیسی و مذهبی با بی‌شمار قوانین و خطوط قرمزی که اکثر مردم ایران را یارای عبور از آنها نیست و زیرسایه ترس آن زندگی می‌کنیم. این‌جا سرزمین خشونت، سرکوب و سانسور است. من این را به خوبی می‌دانم و می‌شناسم چون ۶ سال از زندگی‌ام را در زندان‌هایش سپری کردم. بعد از جنبش سبز در سال ٨٨ تعداد بی‌شماری از مردم ایران بازداشت و زندانی شدند. من به‌ جرم کمک به مردم برای دور زدن فیلترینگ و سانسور اینترنت دستگیر و در زندان اوین زندانی شدم.

اطلاعات سپاه پاسداران اتهام فعالیت علیه امنیت ملی را به من زد و حتی نوشتن همین یادداشت من‌ را در خطر تکرار همان اتهام قرار‌ می‌دهد. اندیشیدن در ایران جرم تلقی می‌شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشریات و رسانه‌های بسیاری را توقیف و کتاب‌ها و نوشتار را ممیزی و سانسور می‌کند. محتوای کتاب‌های درسی و آموزشی سرشار از نفرت‌پراکنی برای مثال علیه باورهای بهاییان است و به شکلی موجب ترویج تروریسم می‌شود. رسانه‌ها، نشریات و روزنامه‌ها علیه معترضان، تاریخ ایران و محبوبیت حکومت محتوای دروغ منتشر می‌کنند. صرفا روزنامه‌هایی که توسط نهادهای امنیتی به‌رسمیت شناخته و تایید شده‌اند اجازه انتشار دارند.

گشت ارشاد زنان را به جرم این‌که حجاب اجباری سرشان نمی‌کنند مورد خشونت قرار می‌دهد. آنها مهمانی‌ها را به هم می‌زنند و جوانان را به خاطر برگزاری و شرکت در مهمانی مختلط (زن و مرد کنار هم) و نوشیدن الکل دستگیر و ضرب و شتم می کنند و کسانی که چند بار مرتکب این جرم شوند را زندانی کرده، شلاق می‌زنند و یا اعدام می‌کنند.

این ۱۹۸۴ یا سرگذشت ندیمه نیست، این ایران ماست.

فضای مجازی هم از کنترل و سانسور در امان نیست. فیس‌بوک، توییتر و بسیاری از پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیگر فیلتر و مسدود هستند. رصدکنندگان فضای مجازی در اینترنت می‌چرخند و شبکه‌های اجتماعی را نظارت می‌کنند تا کسی از قوانین حکومت تخطی نکند و نویسنده مطالب علیه دین و سران حکومت جمهوری اسلامی را شناسایی کنند. این یکی دیگر از جرایم من بود.

فعالیت‌‌های سیاسی و تجمعات اعتراضی ممنوع است غیر از آن‌هایی که حکومت تایید کند، برای مثال اگر تظاهرات علیه آمریکا و اسرائیل باشد. مخالفان حکومت به‌خاطر فعالیت‌های عادی مثل برداشتن روسری یا به‌دست گرفتن عکس فرزندان به‌قتل رسیده خود توسط حکومت، بازداشت شده و به زندان می‌افتند. حتی در مرگ نیز مردم ایران از آزار حکومت و مشکلاتی که ایجاد می‌کند در امان نیستند. اقوام کسانی که توسط حکومت کشته‌شده‌اند حق ندارند برای آن‌ها مراسم ختم بگیرند. گاهی برای گرفتن جنازه عزیزان‌شان باید مبلغی به عنوان حق گلوله یا طنابی که آنها را با آن کشتند پرداخت کنند. برای آنهایی که زنده هستند شکنجه اشکال مختلفی انجام می‌شود، عده‌ای را کتک و شلاق می‌زنند و یا تجاوز می‌کنند. عده‌ای دیگر با آسیب‌های جسمی، تهدید و شکنجه‌های روانی چون زندان انفرادی روبرو می‌شوند. وقتی در زندان بودم، ماموران مرا شکنجه کردند، به‌گونه‌ای که تا پای مرگ رفتم. یکی از کلیه‌هایم را از دست دادم و اجازه درمان مناسب به من داده‌ نمی‌شد و تا به امروز با آثار آن شکنجه‌ها دست و پنجه نرم می‌کنم.

این‌ها «واقعیت‌های ایران» ما است. اما وقتی خارج از ایران را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که رسانه‌ها یک ایران دیگر را نشان می‌دهند. زمان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹ ) در ایران، جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کرد و نیروهای مسلح خود را برای کشتن بیش از ۱۵۰۰ معترض به خیابان‌ها فرستاد، یکی از نویسندگان بلومبرگ که در مورد ایران می‌نویسد در مورد بارش برف غیرمنتظره در تهران توییت کرد.

هنگامی که حکومت پرواز ۷۵۲ خطوط هوایی بین‌المللی اوکراین را در ژانویه ۲۰۲۰ با شلیک موشک ساقط کرد و ١٧۶ نفر را کشت، بسیاری از رسانه‌های غربی گزارش دادند که رئیس‌جمهور ایران (حسن روحانی) از این حمله بی‌اطلاع بوده ولی هیچ مدرکی در مورد این ادعا ارائه نکردند!

در ایران، ما تا آن‌جا که می‌توانیم با صدای رسا و بلند اعتراض می‌کنیم و ویدئوهای اعتراضات‌مان را در اینترنت منتشر می‌کنیم ولی حقیقت گزارش شده توسط ما مردم ایران، در رسانه‌های غربی راه پیدا نمی‌کند. این درحالی است که گزارشگران و خبرنگاران در مورد موضوعات بی‌اهمیتی چون مراکز خرید ‌توییت می‌زنند و واقعیت‌ها و روایت وقایع رخ داده در ایران را نادیده می‌گیرند. این افراد یک «ایران خیالی» را به شما نشان می‌دهند. در «ایران واقعی» ما با سایه بلند و سنگین سرکوب آشنا هستیم.

ما امروز قربانی ناآگاهی و نادیده‌انگاری جهان نسبت به واقعیت‌های ایران نیستیم، بلکه با تلاش عمدی و سیستماتیک جمهوری اسلامی، از طریق توجیه‌گرانش در رسانه‌های خارجی، برای دستکاریِ افکار عمومی جهان مواجه هستیم. بنابراین این‌که به شما می‌گویند در ایران هیچ اپوزیسیون داخلی‌ای وجود ندارد اشتباه است. ما مردم اپوزیسیون و مخالف حکومت هستیم. و آن‌چه از شما می‌خواهیم ساده‌ است:

برای شناخت درباره ایران واقعی، به ما گوش دهید و روایت‌های ما را به اشتراک بگذارید. به شما گفته شده‌است که حمایت‌ها و همبستگی شما به ما ضربه می‌زند و صحبت درباره تلاش‌ها و مبارزات ما، ما را در معرض خطر قرار می‌دهد، این هم یک دروغ دیگر است. چیزی که ما را در معرض خطر قرار می‌دهد سکوت و بی‌تفاوتی شماست.

ما دوستان‌مان را که برای آزادی از بند این حکومت مبارزه کرده‌اند را از دست داده‌ایم. ما در زندان‌های این حکومت بوده‌ایم و شکنجه‌گاه‌های آن را دیده‌ایم. نوشتن این یادداشت می‌تواند دوباره من را به زندان بیاندازد، اما اگر این زندان رفتن هزینه‌ی صدا دادن به بی‌صدایان باشد، ارزشش را دارد.

حسین رونقی
۲۱ مهر ۱۴۰۰

لینک متن انگلیسی در وال‌استریت‌زونال
https://www.wsj.com/articles/western-media-iran-censorship-prison-violence-torture-repression-authoritarian-jcpoa-11634072439

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 22:28
اعتراض گروه‌های نیابتی ایران به نتایج انتخابات عراق

احزاب و گروه‌های مسلح شیعه عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران روز یک‌شنبه ۲۵ مهر در اعتراض به نتیجه انتخابات پارلمانی عراق دست به تجمع و اعتراض خیابانی در برخی مناطق این کشور زدند.

گزارش‌ها از عراق حاکی است که برخی هواداران گروه حشدالشعبی، مهم‌ترین گروه شبه‌نظامی تحت حمایت ایران، با نیروهای امنیتی در بغداد، پایتخت، درگیر شده‌اند. همچنین جمعی از معترضان مسیر بغداد به بابل در جنوب عراق از سمت المحمودیه را مسدود کردند.

گروه‌های معترض علاوه‌بر المدائن در ۳۰ کیلومتری جنوب شرق بغداد و مناطقی از استان ذی قار از جمله شهر ناصریه، در موصل و بصره نیز با آمدن به خیابان‌ها و سر دادن شعار، به نتایج انتخابات اخیر اعتراض کردند.

شبکه العربیه از قول منابعی گزارش داده است که «هیأت هماهنگی شیعیان عراق» خواستار بازشماری کامل آرا به صورت دستی هستند و احتمالا در چند روز آینده، با آغاز اعتصابات و تظاهرات در خیابان‌ها به نتایج انتخابات اعتراض خواهند کرد.

عراقی‌ها یک‌شنبه گذشته (۱۸ مهر) به پای صندوق‌های رای‌گیری رفتند و در انتخابات پارلمانی این کشور که در واکنش به اعتراضات گسترده سال ۲۰۱۹ این کشور زودتر از موعد مقرر برگزار شد، شرکت کردند.

نتایج انتخابات نشان می‌دهد که ائتلاف ملی‌گرای انقلابیون برای اصلاحات به رهبری مقتدی صدر با کسب بیش از هفتاد کرسی پارلمانی، در میان نیروهای سیاسی در پارلمان عراق پیشگام است.

در میان گروه‌های تحت حمایت حکومت ایران، ائتلاف الفتح، به رهبری هادی عامری، که پیشتر دومین بلوک بزرگ در پارلمان بود، بیش از دو سوم کرسی‌هایش را از دست داده است.

مقامات عراقی و اکثر صاحبنظران معتقدند که کاهش میزان آرا گروه‌های شیعه مورد حمایت ایران نمادی از ضربه شدید به اعتبار این گروه‌ها به‌دلیل مشارکت در سرکوب اعتراضات مردمی است.

پیش‌تر خبرگزاری فرانسه گزارش داده بود که نارضایتی از دخالت ایران در امور داخلی عراق افزایش یافته و حکومت ایران در آینده در عرصه سیاسی عراق با چالش بزرگی روبرو است.

در ماه نوامبر ۲۰۱۹ و در اوج جنبش اعتراضی عراق که بر مواردی چون فساد مالی، سوء مدیریت و وابستگی سیاستمداران به ایران تمرکز داشت، کنسولگری ایران در شهر نجف به آتش کشیده شد و معترضان شعار می دادند:«از عراق برو بیرون».

در جریان آن اعتراض‌ها، تعدادی از معترضان به ضرب گلوله کشته شدند و فعالان سیاسی عراقی، گروه‌های شبه نظامی وابسته به ایران را مسئول تيراندازی معرفی کردند.

کمیسیون عالی انتخابات عراق میزان مشارکت در این دوره از انتخابات پارلمانی کشور را ۴۳ درصد اعلام کرده است. پیش از این، برخی خبرگزاری‌ها از جمله رویترز به نقل از منابع خود در عراق از پایین بودن میزان مشارکت مردم در این انتخابات خبر داده بودند.

درصد پایین مشارکت مردم نشان می‌دهد برگزاری این انتخابات زودهنگام که پاسخی به جنبش اعتراضی ماه‌های آخر سال ۲۰۱۹ بود نتوانسته است اعتماد گروه‌های ناراضی و به خصوص جوانان عراق را جلب کند.

تشدید تنش از سوی گروه‌های بازنده انتخابات وابسته به ایران

ائتلاف الفتح که شامل اکثریت شبه‌نظامیان عراقی وابسته به ایران است، نتایج انتخابات پارلمانی عراق را رد کرد. این ائتلاف تهدید کرد که اگر کمیسیون عالی انتخابات این نتایج را پس نگیرد، این ائتلاف پاسخ خواهد داد.

کمیته هماهنگی احزاب عراقی وابسته به رژیم ایران، جریان‌های خارجی را به دستکاری در نتایج انتخابات متهم کرد. این کمیته همچنین دولت الکاظمی را متهم به تقلب در انتخابات کرد این احزاب خواستار تظاهرات علیه نتایج انتخابات شد.

کمیسیون انتخابات عراق در تماس اختصاصی با «العربیه» تاکید کرد، در جریان انتخابات پارلمانی تحت هیچ گونه فشاری قرار نگرفته است.

ابوضیاء البصری، یکی از رهبران ائتلاف الفتح، گفت: «به موازات اعلام نتایج نهایی از سوی کمیسیون عالی انتخابات، ائتلاف فتح نیز واکنشی موازی نشان خواهد داد. او اظهار داشت که ائتلاف شواهد قانع کننده‌ای از تقلب در روند انتخابات ارائه داده است».

البصری پیش‌تر گفته بود که این ائتلاف، شواهدی «مبرهن» حاکی از تقلب در روند انتخابات به «کمیسیون ناظر بر انتخابات» ارائه داده و «ائتلاف فتح» پس از اعلام نتایج نهایی این انتخابات «واکنش» نشان خواهد داد.

او در مصاحبه با شبکه «روداو» گفت: «ائتلاف فتح با ادله مبرهن و قاطع به این نتیجه حتمی رسیده که این انتخابات به همراه تقلب بوده است.»

البصری در ادامه گفت: «تصمیم‌گیری بر عهده کمیسیون ناظر بر انتخابات است که این شواهد را بپذیرد یا خیر.» او افزود: «اگر کمیسیون شواهد ما را نپذیرد، ما موضع دیگری خواهیم گرفت.»

او «واکنش» ائتلاف فتح را «تهدید»ی‌ علیه کسی ندانست و آن را موضعی در برابر «تقلب در انتخابات» عنوان کرد.

ابوضیا البصری با این عنوان که «ماهیت واکنش ائتلاف فتح، به نتایج انتخابات و تصمیم‌گیری کمیسیون انتخابات» بستگی دارد، تاکید کرد که «ائتلاف فتح به آمریکا و متحدانش اجازه دستکاری در نتایج انتخابات عراق را نمی‌دهد.»

الکاظمی: سیاست برای برخی‌ها یعنی اخاذی و فریب مردم

در همین حال مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق در واکنش به تشدید تنش از سوی برخی گروههای وابسته به ایران که حاضر به قبول شکست سنگین و دردناک خود نیستند، گفت، سیاست برای برخی‌ها اخاذی، دروغ، درگیری و فریب مردم شده است.

الکاظمی در سخنرانی خود در جشنی که به مناسبت «میلاد پیامبر» در مسجد امام ابوحنیفه نعمان برگزار شد، گفت: «امروز ما به تعهد خود در برابر مردممان برای برگزاری انتخابات زودهنگام و عادلانه عمل کردیم و مردم نمایندگان خود را انتخاب کردند. این نمایندگان جدید نقش خود را در پارلمان جدید ایفا خواهند کرد».

او افزود: «نمایندگان جدید مجلس نه تنها تعهدی اخلاقی و میهنی در قبال مردم خود دارند. بلکه وظیفه دارند تا اعتماد مردم را نسبت به اقدامات سیاسی و اعتماد به دموکراسی را بازگردانند».

الکاظمی گفت: «دولت فعلی شرایط سختی از جمله بحران‌های مالی، اقتصادی و بهداشتی به‌ویژه بیماری همه‌گیر کرونا و چالش‌های دیگر را پشت سر گذاشت و ما توانستیم بر همه آنها غلبه کنیم».


منابع: رادیو فردا، العربیه

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 22:00
جزئیات جدیدی از بازداشت و اعمال فشار بر پیام درفشان

سعید دهقان، وکیل و از همکاران پیام درفشان، وکیل و فعال حقوق بشر با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود جزییات بیشتری در خصوص بازداشت وی مطرح کرده است.

به گزارش هرانا، آقای دهقان در این یادداشت از بازداشت پیام درفشان با حضور ۱۷ مامور امنیتی در دفتر کار او و انتقالش به یکی از خانه‌های امن و سپس به سلول انفرادی فاقد امکانات بازداشتگاه دو الف و تزریق دارویی نامعلوم و بروز تشنج در این وکیل دادگستری خبر داده و جزئیاتی از آن ارائه کرده که در ادامه می آید:

«پیام درفشان فقط یک فعال حقوق بشر عادی نبود، او دبیر کمیسیون حمایت از وکلای کانون وکلا بود که وظیفه‌اش حمایت از وکلایی است که با مشکلات قضایی و امنیتی مواجه می‌شوند. ۱۸ خرداد پارسال ۱۷ مامور امنیتی به دفتر وکالت پیام درفشان در تهران یورش بردند و با تجسس کامل دفتر و ضبط کامپیوترهای دفتر و پرونده‌های موکلین او، عملاً حوزه وکالتی‌اش از جمله صیانت از حقوق موکلین را نقض کردند. تاکید بازجوهای اطلاعات سپاه از بدو ورود به دفترش این بود که چرا وکالتِ کاووس سید امامی را پذیرفت! در ادامه نیز در بازجویی‌ها بیشترین زمان و فشار به آن اختصاص پیدا کرد.

علاوه بر انتقال این وکیل حقوق بشری با چشم‌بند به یکی از خانه‌های امنیتی و نه بازداشتگاه قانونی و ممنوعیت حق تماس و اطلاع به خانواده و وکلا، نگهداری او‌ نیز در اتاقی کاملا تاریک و فاقد پنجره در فصل تابستان، نشانه‌ی آغاز پروژه تخریب با حداکثر فشار روانی و جسمانی بود. انتقال به سلولی در بند ٢الف سپاه با لامپ‌های پرنور همیشه روشن در سقف و صدای بلند ۳هواکش و توالت کثیفی که بوی بسیار متعفن آن به خاطر تنگی فضا چند برابر به مشام می‌رسید و انجام بازجویی‌های طولانی برخلاف موضوع پرونده که علت آن نشر اکاذیب طی مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی درباره وضعیت نامناسب زندان زنان شهرری بود؛ اما در مورد سایر پرونده‌های وکالتی مانند پرونده فوت مشکوک مرحوم کاووس سید امامی و همچنین چرایی انجام وکالت خانم نسرین ستوده و … . وقتی پیام درفشان در اعتراض به چراغ‌های پرنور و صدای بلند هواکش، درِ سلول را زد تا قطع شود که بتواند دقایقی بخوابد، ۳ مامور به داخل سلول آمده و یک نفر از آنها شوکر جلو آورده و آن را به نشانه تهدید زد و عنوان کردند اگر یک مرتبه دیگر بر درِ سلول بزنی با تو برخورد دیگر خواهد شد!

در ادامه، دیگر بر درِ سلول نزد، اما همان ۳نفر آمدند و او را به بخشی از بند ۲ الف بردند که بهداری زندان نبود و با حالت تمسخر و رعب‌انگیز گفتند آمپولی به تو میزنیم تا راحت بخوابی! در مقابل اعتراض و ‌مقاومت پیام درفشان برابر آمپول، گفتند تشخیص با تو نیست و ما مسخره تو نیستیم و پس از تزریق آمپول به سلول منتقل شده که خوابش می‌برد اما دچار رعشه در خواب می‌شود و زبان بین دندان‌ها قرار گرفته و با شدتی گاز گرفته می‌شود که نیمی از آن قطع شده و در همان وضعیت مجددا دچار بیهوشی شده و خونریزی شدید موجب می‌شود خون در حلق‌اش بریزد و تمام لباسهایش خون‌آلود شود.

صبح روز بعد با آمبولانس به بیمارستان بقیه‌الله منتقل و ابتدا زبانش جراحی می‌شود و به علت رعشه و آشفتگی و اختلال در ادراک محیط، در بخش مغز و اعصاب بستری می‌شود. در تمام این مدت، به خانواده نگران و وکلا که در دادسرای اوین مستمر حاضر می‌شدند هیچ اطلاعی توسط بازپرس داده نمی‌شود. در حالیکه پزشکان مشغول تشخیص و درمان ضایعه به علت تزریق آمپول بودند، مامورین اطلاعات سپاه به بیمارستان مراجعه کردند و گفتند بازپرس با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه موافقت کرده و باید به دادسرا برویم اما بیمارستان اجازه ترخیص نمی‌دهد مگر اینکه خودت کتبا مسئولیت را بر عهده بگیری پیام درفشان رضایت خود را به ترخیص مکتوب می‌کند اما مامورین او را در عقب خودرویی آهنی فاقد هرگونه پنجره، آنهم در گرمای طاقت‌فرسای تیرماه به مدت طولانی قرار دادند که با خونابه مستمر همراه شده و دستمالی هم دیگر برای پاک کردن وجود نداشت! او پس از پیاده شدن متوجه شد که در حیاط دادگاه انقلاب آورده شده نه دادسرای اوین برای تبدیل قرار بازداشت!

برای اینکه همکارانش او را با این وضعیت نبینند، با وجود بیماری شدید، از درب پشتی دادگاه بدون آسانسور، نزد قاضی مقیسه می‌برند؛ آنهم به بهانه رسیدگی به اعتراض به قرار بازداشت! پیام درفشان در حالی نزد قاضی مقیسه برده شده و برخورد هتاکانه و فریادهای توهین‌آمیز او را همزمان با نیشخند بازجوها تحمل کرده که به علت تورم شدید محل بخیه زبان و ریختن خونابه، از پاسخگویی و دفاع از خود ناتوان بوده و یک طرفه مورد حمله و توهین و فریادهای قاضی مقیسه قرار می‌گرفت! پس از این اقدام، بجای بازگرداندن به بیمارستان جهت درمان، او را با وجود بخیه تازه زبان و تورم شدید که موجب عدم امکان جویدن و خوردن غذا می‌شد و با وجود نیاز به مراقبت تخصصی برای اینکه مجددا دچار رعشه نشود، حتی به بهداری زندان هم نبردند و به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند!

پس از دچار شدن پیام درفشان به رعشه، او را به جای بیمارستان تخصصی، با زدن پابند و دستبند به بیمارستان رازی امین‌آباد (مختص بیماران روانی) منتقل کردند! در آنجا به او شوک‌های الکتریکی می‌دهند که علاوه بر تشدید بیماری، به سیستم مغزی وی آسیب جدی وارد شده و دچار عدم هوشیاری می‌شود! وقتی خانواده و وکلا از طریق زندانیان سیاسی اوین، موفق به پیدا کردنش می‌شوند، علاوه بر مواجهه با وضعیت جسمانی وخیم او، متوجه می‌شوند که بخاطر اعتراضش به پابند و دستبندی که سبب زجر مستمر وی شده بود، به تشویق دو تن از بهیاران، مورد ضرب و شتم سربازان سازمان زندان‌ها قرار می‌گرفت!

با وجود عدم اعزام از طرف زندان و عدم حضور در دادگاه، او به صورت غیابی توسط قاضی افشاری محاکمه و به ۲/۵سال حبس و ۲سال محرومیت از وکالت محکوم‌ شد که با تایید در تجدیدنظر قطعی شد. با وجود بیماری شدید، با تبدیل قرار بازداشت او موافقت نکردند و مستمراً تا صدور حکم قطعی، محبوس بود! با تلاش خانواده (پرداخت پول به پزشک بیمارستان) و‌ جلب موافقت پزشک و راهنمایی مددکار مستقر در بیمارستان -که کمک کرد تا مکتوب کند بهبود یافته و خواهان بازگشت به زندان است- توانست از وضعیتی که قطعاً وی را دچار سرنوشت مرحوم بهنام محجوبی می‌کرد خلاص شود و به زندان اوین بازگشت در مدت اخیر در زندان، به علت مراقبت‌های انسانی زندانیان سیاسی بند ۴ اوین بهبود نسبی پیدا کرد.

سپس با تلاش خانواده و وکلا، پس از حکم قطعی، چند روز به مرخصی آمده که بنا به نظر پزشکی قانونی مبنی بر درخواست تعویق صدور حکم به علت نیاز به معالجات پزشکی تخصصی، به مرخصی استعلاجی آمده که تمدید شده و پس از سپری شدن یک‌سوم مجازات حبس، با آزادی مشروط اکنون بیرون از زندان، مشغول تکمیل روند درمانی خود است. به نظر می‌رسد، آسیب زدن عمدی به زبانِ پیام درفشان به عنوان یک وکیل حقوق بشری که زبان گویای بی‌پناهان بود، پیام معناداری است که حکومت قصد دارد به ملت بدهد!»

به گزارش هانا، پیام درفشان در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۹ توسط نیروهای امنیتی در دفتر کار خود بازداشت و در مکان نامعلومی مورد بازجویی قرار گرفت، آقای درفشان نهایتا اوایل تیرماه و با پایان مرحله بازجویی به قرنطینه بند ۴ زندان اوین منتقل شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات پیام درفشان، روز دوشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۹۹ در  شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شد. آقای درفشان به دلیل بیماری و ادامه درمان در جلسه دادگاه حضور نداشت.

آقای درفشان نهایتا توسط توسط این شعبه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” تبرئه و از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و حمل افشانه و شوکر غیر مجاز” به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم نهایتا توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. این حکم مطابق قانون جدید کاهش مجازات حبس به ۲ سال حبس تعزیری تقلیل یافت. او پس از حکم قطعی، به مرخصی اعزام شد و پس از سپری شدن یک‌سوم مجازات حبس، با آزادی مشروط اکنون بیرون از زندان، مشغول تکمیل روند درمانی خود است.

پیام درفشان پیشتر نیز در پرونده‌ای دیگر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج از بابت اتهام “توهین به رهبری” به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم شد و این حکم در مرحله تجدید نظر به ۱ سال حبس و ۲ سال محرومیت از وکالت کاهش پیدا کرد. این محکومیت به مدت ۲ سال به حالت تعلیق در آمده است. با قطعی شدن حکم آقای درفشان در پرونده جدید، مشخص نیست که محکومیت وی در این پرونده نیز اجرا خواهد شد یا خیر.

پیام درفشان، تاکنون وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی ازجمله محمد نجفی، ویدا موحد، نسرین ستوده، خانواده کاووس سیدامامی، فاطمه خویشوند (سحر تبر)، سکینه پروانه و شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸ را برعهده داشته است.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 21:42
قاضی به فرحناز خلیلی گفته بود «خودت خراب بودی»!

اختصاصی دیده بان ایران:
خواهر فرحناز خلیلی، عکاس بوشهری: قاضی به خواهرم گفته بود حتماً خودت خراب بودی که به اینجور جاها رفته‌ای!/ در بیمارستان یک برگه به ما دادند که خواهرم در آن نوشته بود من نتوانستم حقم را بگیرم شما بگیرید/ خواهرم آخرین قربانی تجاوز نیست.

خواهر فرحناز خلیلی عکاسی که به دلیل تجاوز اقدام به خودکشی کرده است به دیده بان ایران می گوید: در بیمارستان یک برگه به ما دادند که خواهرم در آن نوشته بود من نتوانستم حقم را بگیرم بعد از من تو برو حقم را بگیر. ما ابتدا گفتیم به‌خاطر پول ارزش ندارد که این همه دادگاه برویم اما وقتی بیمارستان به ما گفت که بدنش کبود است و اثر سوختگی در بدنش دیده می‌شود، ما قضیه را پیگیری کردیم. خواهرم را تهدید و کتک زده بودند. دو ماه با این وضعیت کنار آمد. هر شب ۱۰ عدد قرص آرامبخش می‌خورد. اصلاً نمی توانستیم با او حرف بزنیم فقط گریه می‌کرد. وقتی دلیلش را از او می‌پرسیدیم، می‌گفت استرس کارم را دارم

خواهر فرحناز خلیلی، عکاس بوشهری: قاضی به خواهرم گفته بود حتماً خودت خراب بودی که به اینجور جاها رفته ای!/ در بیمارستان یک برگه به ما دادند که خواهرم در آن نوشته بود من نتوانستم حقم را بگیرم شما بگیرید/ خواهرم آخرین قربانی تجاوز نیست

به گزارش دیده بان ایران؛ رسانه ها هفته گذشته خبر دادند که فرحناز خلیلی اوایل شهریورماه گذشته به دلیل خودکشی به بیمارستان روستای بولخیر بوشهر منتقل شد و در سن ۲۵ سالگی از دنیا رفت.

پسرعموی فرحناز خلیلی در مورد این حادثه به رکنا گفته بود: «فرحناز عکاس بود و به خاطر شغلش گاهی در مجالس اهالی روستا شرکت می‌کرد. دو ماه قبل از خودکشی فرحناز او در عالی شهر برای عکاسی به باغی رفته بود، اما در پایان مراسم با مشتری بر سر مسائل مالی اختلاف پیدا کرده بود. آن فرد فرحناز را مورد خشونت کلامی و رفتاری قرار داده بود. او فرحناز سواستفاده‌های زیادی کرد و بالاخره فرحناز از او به اتهام تجاوز شکایت کرد، اما به دلیل شرایط محیط زندگی موضوع شکایتش را کسی جز من و همسرم نمی‌دانست.»

وی در ادامه گفت: «فرحناز موضوع شکایت خود را پیگیری قانونی می‌کرد و پرونده او با موضوع شکایت تجاوز در جریان است، اما قاضی با او برخورد خیلی بدی کرد و فرحناز سرانجام به دلیل فشار روحی ناشی از این اتفاق دست به خودکشی زد.

پسرعموی فرحناز می گوید: «هر چند هنوز نتیجه آزمایش پزشکی قانونی به دستمان نرسیده، اما گفته می‌شود که فرحناز با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرده بود.»

اما دادگستری استان بوشهر روز گذشته با انتشار مطلبی در همین رابطه نوشت: در پی طرح شکایتی مبنی بر آدم‌ربایی و تجاوز به خانمی در بوشهر، پرونده‌ای تشکیل و به یکی از قضات قاطع و حساس استان در رسیدگی به این قبیل پرونده‌ها، ارجاع می‌شود. با مراجعه شاکی نزد قاضی، وی اعلام می‌کند که حدود بیست روز پیش از سوی فردی مورد تجاوز قرار گرفته است و قاضی پس از استماع اظهارات این خانم، سریعاً دستورات لازم را در جهت تکمیل تحقیقات و ارائه ادله جرم صادر کرده و از شاکی می‌خواهد که در صورت وجود مدارک و به‌منظور تسریع در روند تحقیقات، فورا آن را به مرجع قضایی ارائه دهد. اما شاکی یعنی خانم فرحناز خلیلی علی‌رغم اینکه مدعی وجود یک فایل صوتی برای اثبات جرم شده بود ولی دیگر به‌منظور پیگیری شکایت به دستگاه قضایی مراجعه نمی‌کند.

برای پیگیری جزییات این حادثه دلخراش با خواهر فرحناز خلیلی به گفت وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

* خانم خلیلی شاهدان ماجرای تجاوز به خواهر شما گفته می شود که خریده اند؟ توسط چه کسانی این افراد را خریده و از شهادت دادن منصرف کرده اند؟

خانواده ... که ایثارگر هم هستند و از نفوذ بالایی در منطقه برخوردارند شاهدان ماجرا را خریده اند.

* الان متجاوز کجاست؟

فعلاً که تا روز دادگاه آزاد است. اما مثل این‌که دیروز یکی از این افراد که مشغول قاچاق مشروبات الکلی بود را دستگیر کرده‌اند. این خانواده، خانواده گردن کلفتی هستند.

* برخی گفته‌اند که خواهر شما به‌دلیل کرونا فوت کرده‌ است درباره روزی که خبر فوت خانم خلیلی را به شما اعلام کردند توضیح می‌دهید؟

ما اصلاً از چیزی خبری نداشتیم. خواهرم به ما زنگ زد گفت که قرص خوردم. ما فقط این سوال را از خودمان می‌پرسیدیم که الان خواهرم چه بلایی سرش آمده اصلاً چرا چنین حرفی زده چون ما در خانواده‌ای بزرگ نشده بودیم که سختی زیادی متحمل شده باشیم. وقتی به بیمارستان رفتیم سعی کردیم که کسی از این موضوع مطلع نشود. آخر شب پرسنل بیمارستان به ما گفتند که کرونا داشته است. قرص‌هایی که خورده بود جذب بدنش شده بود و باعث آب آوردن ریه‌اش شده و تشخیص اشتباه داده بودند. حتی خواهرم را ابتدا به بخش کرونایی‌ها برده بودند. بعدش به ما گفتند که حالش رو به بهبودی است. ما به خانه رفتیم که مدارک لازم را جهت ترخیص او انجام دهیم. بعد به ما گفتند که کسی که در خواب مصنوعی بوده یکدفعه به هوش می‌آید، لوله اکسیژنی که ۵۰ سانت داخل ریه‌اش بوده است را در آورده و تمام!

* یعنی خواهر شما خودش لوله اکسیژن را از ریه اش در آورده است؟

اینطوری می‌گویند. ما که مدرک مستندی در دستمان الان نداریم.

* یعنی آن زمانی که شما می‌خواستید ترخیصش کنید ایشان به هوش بودند؟

نه! در خواب مصنوعی بود. اما دکتر گفت تا ۴۸ ساعت یا داروها اثر می‌کند و به زندگی برمی‌گردد و یا به‌طور کلی از دنیا می‌رود.

* خواهر شما کرونا هم داشتند؟

نه اصلاً ما خودمان قرص‌ها را جلویش دیدیم. ما وقتی به بیمارستان رفتیم بدن کبودش را دیدیم.

* فرد متجاوز از اقوام شما هستند؟

از آشناها هستند. اما مثل این‌که طایفه آن‌ها از قبل با طایفه ما مشکل داشته است. خواهر من قربانی اختلافات طایفه‌ای شد. کلاً این خانواده خانواده هوس‌بازی هستند. بارها این دختر را تهدید کردند اما بخاطر آبرو چیزی به ما نگفته بود. متوجه شدیم که حتی از این آقا شکایت کرده است اما قاضی به خواهرم گفته بود حتما خودت «خراب» بودی که به چنین جایی رفتی! خواهرم کارش عکاس بود، عکاسی می کرد پس کجا باید برود؟ خواهرم حتی از دست قانون هم نتوانست حقش را بگیرد.

* الان شما مدارکی مبنی بر اثبات تجاوز آن آقا به خواهر شما را دارید؟

ما شکایت کردیم. یک صدای ضبط شده از خودش هم داریم. مثل این‌که چند نفری را هم در جریان این قضیه قرار داده بود.

* ایشان کی فوت کردند؟

سوم شهریور فوت کرد اما به دلیل این‌که جنازه تحویل پزشکی قانون شد، ششم شهریور او را دفن کردیم.

* یعنی الان ۴۰ روز است که خواهر شم فوت کرده‌؟

بله. ما در جریان شکایت و دادگاه رفتن خواهرم بودیم اما به ما گفته بود از کسی پول طلب دارم و دلیل شکایتم همین است. خواهر من نه اولین قربانی و نه آخرینش خواهد بود. خیلی‌ها به‌دلیل آبرویشان سکوت کردند.

* یعنی امکان این‌که خانواده متجاوز به دختران دیگری از طایفه شما تجاوز کرده باشند، وجود دارد؟

بله قطعاً ما اولین بار بود که با این خانواده رفت و آمد داشتیم چون اصولاً ما کاری به کار کسی نداریم. اما آنطور که می‌گویند بار اولشان نبوده است. حتی این اقرار از جانب نزدیکان خود این خانواده است.

* به نظر شما با منتشر شدن این موضوع پلیس می‌تواند این قضیه را پیگیری کند؟

در بیمارستان یک برگه به ما دادند که خواهرم در آن نوشته بود من نتوانستم حقم را بگیرم بعد از من تو برو حقم را بگیر. ما ابتدا گفتیم به‌خاطر پول ارزش ندارد که این همه دادگاه برویم اما وقتی بیمارستان به ما گفت که بدنش کبود است و اثر سوختگی در بدنش دیده می‌شود، ما قضیه را پیگیری کردیم. خواهرم را تهدید و کتک زده بودند. دو ماه با این وضعیت کنار آمد. هر شب ۱۰ عدد قرص آرامبخش می‌خورد. اصلاً نمی توانستیم با او حرف بزنیم فقط گریه می‌کرد. وقتی دلیلش را از او می‌پرسیدیم، می‌گفت استرس کارم را دارم.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 12:50
چشم‌انداز دانشگاه‌ها تیره‌تر و ترسناکتر می‌شود

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران, باسابقه‌ترین تشکل دانشجویی کشور، به مناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۰ بیانیه‌ای صادر کرده است که متن کامل آن در پی می‌آید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید (در هیچ کار) بر خدا و رسول تقدّم مجویید و از خدا پروا کنید، که خدا شنوا و داناست. (حجرات/ ۱ )

ملت شریف ایران! امروز ما مجموعه ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در شرایطی قلم به نگارش این بیانیه گماشته‌ایم که رنج‌ها و دردهای بی‌شمار ایران و شهروندانش بر کسی پوشیده و قابل کتمان نیست. دردها و رنج‌هایی که در پس سالیان سال بی‌توجهی و حذف صورت مسائل و طرد نخبگان فکری و فرهنگی و سیاسی، تبدیل به ابربحران‌هایی اقتصادی، زیست محیطی، امنیتی و فرهنگی گشته که تمام موجودیت و هستی این مرز و بوم را در معرض نیستی قرار می‌دهد.

متاسفانه با این وجود آنچه دربرابر دیدگان ماست این است که جز تغییرات فردی، مناسکی و جزئی رویه‌های خرد، سیاستگذاری‌های کلان مملکت بر همان پاشنه‌ی پیشین می‌گردند و طبعا نتیجه نیز نه حل بحران‌ها، که تلنبار کردن بحران‌ها و تحمیل تضادهای نو بر وضعیت از پیش موجود است.
به پشتوانه‌ی خام فروشی منابع طبیعی و پول‌های باد آورده‌ی نفتی روزگاری سپری شد؛ اما سیاستگذاری، قانون‌گذاری و در یک کلام تنظیم امور دولت و ملت و در کل زندگی جمعی در روزگار فعلی، جدی‌تر و پیچیده‌تر از آن است که این اعمال سوداگرایانه، ولو با تاخیر، نتایج خود را بروز ندهند. پس از چهار دهه از انقلاب مردم ایران در سال ۵۷، ما نسل چهارم این واقعه‌ی تاریخی به چشمان خود می‌بینیم که چه انذار ها داده شد و چه فریادها کشیده شد؛ اما گوش شنوایی پیدا نکرد و حتی با سرکوب نیز مواجه گردید.

در یک دهه‌ی گذشته جریان دانشجویی همگام با ملت ایران رخدادهایی از جمله اعتراضات سال ۸۸، دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و اعتراضات گوناگون پس از آن تاریخ را به چشم دیده است. این وقایع همچون حکم تصدیقی بر اعداد و ارقامی بودند که سال‌ها نوک کوه یخ بحران‌ها را نمایندگی می‌کردند. اعداد و ارقام مولفه‌های زیستی و حیاتی جامعه‌ی ایرانی از جمله آمار بیکاری، تورم، فقر و اعتیاد، گسترش حاشیه نشینی و بحران‌های زیست‌محیطی و آبی و … که در سالیان اخیر رنگ واقعیتی بیرون از صفحات کتاب‌ها و ژورنال‌ها و محیط‌های علمی و دانشگاهی را به خود گرفته و هرگاه فرصتی بیابند از نو هیبت و عظمت خود را به رخ می‌کشند. همچنانکه بسیاری از اقشار گوناگون جامعه‌ی ایرانی از صبح علی‌الطلوع که از خواب برمی‌خیزند تا شب‌هنگام و موعد خواب با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند.

با این مقدمه در تلاش هستیم تا در حد توان به تبیین افق دید خود از وضعیت سه ضلع مورد بحث ما یعنی دانشگاه، جامعه و حاکمیت بپردازیم:

دانشگاه:
۱-امسال نیز در شرایطی دانشگاه‌ها بازگشایی می‌شوند که هنوز سایه‌ی سیاه ویروس کرونا در پی فرامین غیرکارشناسانه و تعلل در ورود واکسن در ماه های پیش و دل بستن به شعارهای خام و پوشالی تولید داخلی واکسن رخت برنبسته است. دل‌بستن‌هایی که احتمالا ریشه‌ در منافع برخی گروه‌ها و جریان‌های اقتصادی با ظواهری سیاسی داشتند تا خیرخواهی و دغدغه‌ی یاری‌رسانی به مردم بی‌پناه.

قریب به دو سال می شود که کلاس های درس، رنگ و بوی حقیقی خود را باخته‌اند و جای خود را به کلاس‌هایی مجازی داده‌اند. در این شرایط، بسیاری از دانشجویان به علت عدم دسترسی به اینترنت و یا گرانی تعرفه‌ها و همچنین عدم کیفیت آموزش، از تحصیل مجازی باز مانده‌اند. از دیگر سو، این تغییر وضعیت آموزشی موجب دور شدن دانشجو از فضای عمومی، این عطیه‌ی گران‌بها، گشته است. دانشگاه در جامعه ی ما علی رغم مشکلات فراوان و کالبد معطوف به چارت‌های درسی، به واسطه‌ی سرکوب نهادهای مدنی، محفل مناسبی را برای گفتگوی عمومی مهیا می‌کند. اما دریغا که این فضای محدود نیز برای عده‌ای غیر قابل تحمل است. از یک سو سیطره‌ی نهادهای امنیتی بر دانشگاه و از سوی دیگر وادادگی مدیران دانشگاهی موجب گردیده که مجال کافی برای سرکوب و تضعیف نهادهای مستقل دانشجویی که رسالت تقویت فضای عمومی دانشگاه را داشتند به دست جریانات مذکور فراهم گردد. این مهم در نهایت باعث به حاشیه رفتن فعالیت‌های مستقل دانشجویی و سکوت و انفعال در دانشگاه گردیده است. انکارناپذیر است که پاندمی کرونا علی رغم تمامی مصائبش برای آن جریانات بنیادگرایی که دل در گرو دانشگاهی خاموش و عاری از فضای عمومی دانشجویی داشتند، همچون باران رحمت می‌نمود.

۲- شورای صنفی دانشگاه نیز پس از اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و با سرکوب و ستاره‌دار شدن اغلب اعضای آن، امروز به دلیل دخالت بعضی از نهادهای بالادستی در برخی انتخابات‌های شوراهای صنفی و نیز دیکته شدن «حکم» فعالیت‌های فرمایشی به این شوراها، اعتبار و شایستگی کسب‌شده برای مطالبه‌گری صنفی طی سال‌ها را از دست داده است.

در این حالت، امید به مرتفع شدن بسیاری از مسائل و مشکلات کلان دانشگاه همچون پولی شدن دانشگاه و کمرنگ شدن آموزش رایگان، پذیرش جنسیت محور و بومی محور، ناعدالتی در پذیرش دانشجویان با اعمال سهمیه‌های خاص، امنیتی شدن اتمسفر دانشگاه و توهین به ساحت دانشجویان از طریق ضرب و شتم آنها در تجمعات داخل دانشگاه و دستگیری آنان و یا مشکلاتی که از حیث ادامه‌ی تحصیل پیش روی دانشجویان بازداشتی و ستاره‌دار است و بسیاری مصائب دیگر رنگ خواهد باخت، به اصلاحات جزئی و «مسئول پسندانه» و «گام به گام» بسنده خواهد شد و از این جهت جای خالی نهادهای صنفی مستقل از ارگان‌های نظامی، امنیتی، حزبی، حاکمیتی و البته دولتی بیش از پیش عیان خواهد شد.

۳-اگرچه در سالیان اخیر، انجمن اسلامی نیز متاسفانه خواسته یا ناخواسته از مسیر خود، به عنوان یک نهاد مستقل دانشجویی، به سمت جریانات سیاسی خارج از دانشگاه، مشخصا جریان موسوم به اصلاح طلبان، متمایل شده بود و گاهی به دید ناظرین عمومی به عنوان نهادی وابسته به این جریان نگریسته میشد؛ اما در واقعیت امر ضمن پذیرش این بیراهگی‌ها و فراز و فرودها و دوری و نزدیکی به رسالت‌های مهم این نهاد، شایان ذکر است که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، دغدغه‌ای جز تعمیق فضای عمومی در دانشگاه و به تبع آن در جامعه و نگریستن به آینده‌ی میهن و تلاش در راه آبادانی و سربلندی آن و کوشش در راستای گذار به دموکراسی در فضای رسمی، در حد توان و بضاعت خود، رسالت دیگری ندارد و هر آن چه غیر از آن است با رسالت های این نهاد سنخیتی نخواهد داشت.

علی رغم برچسب هایی چون قشر فرهیخته، نخبگان دانشگاهی، فعالین آرمان خواه و… ما نیز در حال آزمون و خطا هستیم، عشق به میهن داریم و اولویتمان اعتلای سرزمینمان است؛ اما در سالیان گذشته اتفاقاتی افتاده که از اذهان و حافظه ی جمعی دانشجویان و متعاقب آن مجموعه ی ما غیرقابل چشم پوشی است. از جمله: عدم حفظ شانیت دانشجو در دانشگاه بخصوص در تجمعات مربوط به دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و یا یادمان‌های برگزار شده‌ی سقوط هواپیمای ps752 و قتل ۱۷۶ انسان بی گناه، که تاکنون پرونده‌ی رسیدگی به دعوی حقوقی ایشان، چونان ده‌ها پرونده‌ی دیگر از جمله کشته‌شدگان اعتراضات جنبش سبز و یورش به خوابگاه دانشجویان در سال ۸۸ و اتفاقات پیش از آن همچون مفقودی سعید زینالی و کشته شدن چند تن از دانشجویان در حمله به کوی دانشگاه در تیرماه ۷۸ و یا قتل های سیاسی روشنفکران موسوم به قتل‌های زنجیره ای و… به سرانجام مشخصی نرسیده است.

در پی عدم تحقق وعده‌های پوشالی افرادی که گمان می‌رفت خود را وامدار آینده ی ایران و شهروندان آن می‌دانند نه باندهای فاسد قدرت و ثروت و شعارهایی همچون حمایت از آزادی بیان و فعالیت سیاسی‌ـمدنی و تلاش برای آزادی فعالین سیاسی و مدنی، رفع حصر رهبران جنبش سبز، که بیش از ده سال است که به ناحق به طول انجامیده، پیامی واضح و بی لکنت به ما رسید که دولت و حاکمیت هیچگاه منفصل از یکدیگر نبوده اند و صدایی که  از نظارت استصوابی به سلامت عبور کرده، در حالیکه جریان های دیگر تماما به واسطه ی تنگ نظری و با کلیدواژه ی «مصلحت» حذف شده اند، نمی‌تواند نماینده‌ی صدای آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی ملت باشد.

هر چه فراتر می‌رویم، چشم‌انداز پیش روی دانشگاه را با روندها و رویه‌های موجود، تیره‌تر و ترسناک‌تر می‌یابیم. اتفاقی عظیم‌تر همچون آتشفشانی از مواد مذاب در کمین بنیان دانشگاه نشسته است. جریاناتی ابر پروژه‌های مهندسی بافت دانشگاه را دارند؛ اما این پروژه آغازی دیرپا از بدو انقلاب را در کارنامه‌ی خود دارد، که تا روزنه‌ای در دولت‌های مختلف می‌یابد بر تلاش خود در تغییر بافت دانشگاه و یک دست‌سازی عناصر وجودی آن، یعنی دانشجو و استاد و محتوای درسی، مطابق خواست قدرت سیاسی می‌کوشد.

از جمله‌ی این تلاش‌ها می‌توان به ایجاد سهمیه‌های گوناگون پذیرش دانشجو در قالب‌های هیئت علمی و شاهد و ایثارگری، تحمیل افرادی به دانشگاه درکسوت استادی بدون حداقل شرایط لازم علمی و تحمیل واحدهای درسی ایدئولوژیک بر چارت درسی دانشجویان به خصوص در حوزه‌ی علوم انسانی اشاره کرد. گویی پروژه‌ی مطیع‌سازی دانشگاه دو وجه دارد: اول، سرکوب هر نیروی منتقد و دوم، تغییر بافت بدنه‌ی دانشگاهی به نفع طبقه‌ی فرادست وابسته به ارگان‌های نظامی و حاکمیتی.

همه‌ی این روندها در کنار مشکلات عظیم دیگری همچون پولی‌سازی دانشگاه، حذف و طرد دانشجویان و اساتید مستقل و تبعیض‌های جنسیتی و قومی و دینی و مذهبی است. این پروژه شاید تنها در وجه شتاب فراز و فرود داشته باشد؛ اما در دولت‌های مختلف، چه اصلاح‌طلب و چه اصول گرا و چه اعتدالی، بر دانشگاه جاری و ساری بوده است. تحت چنین شرایطی آیا توقع دیگری جز به انحطاط کشیده شدن این نهاد باید داشت؟ آری! حال و روزگار دانشگاه چنین است. اما مگر چه می‌توان کرد جز دل بستن به  کوشش در راستای فردایی بهتر؟

جامعه:
علی رغم تمامی کاستی‌ها جامعه‌ی ایرانی به واسطه‌ی پشتوانه‌ی تاریخی و تلاش‌های سخت و پرهزینه‌ی فعالین فکری، مدنی و سیاسی، در یک افق بلند مدت روند رو به رشدی را در گذار به دموکراسی و مدرنیسم در لایه‌های درونی و بین الاذهانی طی نموده است. این روند با حضور شبکه های مجازی ارتباطاتی نوین در مجموع سرعت بیشتری را به خود گرفته است. از همین بابت دشمنان دموکراسی و حافظان تمامیت‌خواهی، درصدد صیانت از تک‌صدایی و محدودیت گردش آزاد اطلاعات هستند. گردش آزاد اطلاعات، یک حق بنیادی برای شهروندان جامعه است و با هیچ کاستی و توجیهی نمی‌توان اصل و نفس وجود آن را نفی کرد.

دشمنان گفتگو و فضای عمومی ابتدا با توجیه‌های پیش پا افتاده و نخ‌نما در تلاش برای مهندسی فضاهای عمومی برمی‌آیند و اگر توان آن را نداشته باشند به قصد کشتن آن برخواهند خواست. البته این نوع رفتار ها در تاریخ سیاسی جوامع مختلف به انحای گوناگون قابل مشاهده‌ بوده است. اما حد ابتذال به کجا رسیده که جریانات به ظاهر مدعی انقلاب در تلاش برای پیاده‌سازی و الگوبرداری از سیاست‌های فرهنگی دولت‌های تمامیت‌خواه پیوسته به تاریخ همچون آلمان نازی و کمونیسم شوروی در فضای رسانه ای و فرهنگی ایران هستند؟! محل ارجاع آنان برای سیاست گذاری فرهنگی، فصل سوم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران است یا مانیفست های احزاب کمونیستی و نظام های واپس گرا و تمامیت خواه؟!
باری! گاهی احساس می‌کنیم که در این شرایط از دید اصحاب قدرت سیاسی، این عموم اقشار مختلف جامعه هستند که در امور کشور خویش نامحرم اند و به دیده ی زایده ی سرطانی نگریسته می‌شوند.

وخامت اوضاع به قدری است که این بار قرعه به نام ضلع اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران، یعنی جمهوریت آن، افتاده و مردم باید بار این توفیق اجباری را به دوش کشند و از قطار انقلاب پیاده شوند! امید که چنین نباشد، اما تلنگر چنین روز شومی آیا آخرین مناسک انتخاباتی برگزار شده نیست؟ انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه سال جاری با مشارکت تنها ۴۸.۸۸درصد واجدین شرایط و البته همراه با چندین میلیون آراء باطله، موجب بر سرکار آمدن دولتی گردید که تنها سی درصد شهروندان را نمایندگی می‌کند. متاسفانه حاکمیت همچنان در ره سال‌های گذشته پای می‌فشارد و علی‌رغم ناباوری و بی‌اعتمادی به صندوق رای، در صدد جستجوی راه حل تازه‌ای برای بازگشت به ملت نیست و این دیوار بلندی که سال‌ها به بنای آن کمر همت بسته، فرو نخواهد ریخت.

جامعه‌ی ما در روزگار کنونی با وجود استحکام قدرتمند هویت مشترک در زیر پوست خود دارای شکاف‌های عمیق و جدی است. اگر تا دیروز بحث بر سر دو طیف سنت‌گرا و تجددخواه و روابط اجتماعی مابین این دو بود، امروز متاسفانه شاهد ایجاد شکاف‌های سیاسی عمیق در بطن جامعه هستیم. اقلیت قدرتمند و برخوردار از شبکه‌های نفوذ سیاسی و قدرت حکومتی و طیف وسیعی از طبقات ضعیف و متوسط که در آشوب سیستم حکمرانی به حال خود رها شده‌اند، فرو دستان و طبقه متوسط شهری که در ساخت سیاسی گویی هیچ فریادرسی ندارند. با حضور در فضای عمومی جامعه می‌توان درک نمود که علی رغم استثنائات مردمان ما که در دامنه ی دو طیف سنت‌گرا و متجدد تعریف می‌شدند، در چند دهه‌ی گذشته توانسته‌اند همگرایی بیشتری داشته باشند که این مایه‌ی مباهات است. هرچند ساخت قدرت در پی تشکیل «کاست طبقاتی» است تا که شاید به همت آن بتواند جامعه و مشکلات آن را مدیریت کند. به عبارتی، تعریف و تاکید روی یک هویت خاص ذیل عنوان گنگ و کلی «انقلابی» بیش از آنکه در راستای تعریف هویتی ایجابی باشد که فرضا بتواند پاسخگوی بحران‌های فعلی کشور شود، متضمن نفی بخش‌ها و هویت‌های گونه‌گون و رنگین بخش‌های مختلف جامعه‌ی ایرانی است. تنها ثمره‌ی این نوع تعریف و تاکید، از معنا انداختن واژه‌ی انقلاب است و انقلابی که زمانی، شاید در سال‌های دور، متعلق به یکایک ایرانیان بود و اکثریت بدون تاکید بر ظواهر و عناوین، خود را ذیل آن تعریف می‌کردند.

ما به عنوان اعضای تشکلی که همواره ضمن علاقه به سنت دینی و معنوی خود سعی در مواجهه‌ی عقلانی با مفاهیم و انگاره‌های دو پدیدار سنت و تجدد داشته‌ایم و در راه همگرایی آن‌ها پای گذاشته‌ایم، به گواه تاریخ می‌گوییم که با چنین شیوه‌های سیاست‌گذاری نمی‌توان جامعه را به سر منزل مقصود رساند. تمامی اقشار و گروه‌های مختلف جامعه‌ی ایران با مشکلات و بحران‌های گسترده و پراکنده درگیرند و این مشکلات جز با مشارکت و پیوند تمامی آن اقشار و گفتگوهای درونی میان این بخش‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود.

ما همیشه در تلاش بوده‌ایم تا با زبان رسا و در فضای رسمی کشور در حد مقدورات و توان اندک خود چند کلامی را به شیوه‌ی نصیحت‌الملوک و خطاب به حاکمیت به زبان بیاوریم. شک نداریم که امکان ندارد حاکمیت با دارا بودن ۱۷ نهاد امنیتی و شبکه‌ی تودرتوی ساختار مدیریتی و بروکراتیک و نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی از احوال کشور غافل باشد و اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی را رصد نکند. بیشمار نخبگان فکری ، دانشگاهی، و فعالین صنفی و مدنی از آنچه در بطن جامعه روی می‌دهد سخن گفته اند. ما بر خود واجب می‌دانیم بنا به سنت خویش و سنت دیرینه‌ی نصیحت‌الملوکی ایرانیان، چند کلامی قدرت سیاسی را مخاطب قرار دهیم.

قدرت سیاسی اگر اراده‌ای برای ترمیم اوضاع و بهبود روزگار وطن دارد باید باب گفتگو را باز کند. طبیعتا گفتگوی مد نظر ما ویژگی‌ها و شرایط خاص خود را دارد و شامل مونولوگ‌ها و کرسی‌های فرمایشی آزاد اندیشی و امثالهم نمی‌شود. مراد ما از گفتگو، برابری در حق «گفتن» برای یکایک شهروندان ایرانی و «شنیدن» حرف یکایک آنان است. گفتگو از نظر ما برابری و به رسمیت شناختن حق ذاتی هر شهروند ایرانی برای رشد و شکوفایی در ذیل هویت شهروندی ایرانی و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی با حفظ دغدغه‌های فردی، فکری، قومی، دینی و مذهبی خود است. گفتگو از منظر ما فرایند طرح ایده‌ها در بستری دموکراتیک است.

گفتگو نیازمند «پذیرش دیگری» است. نمیدانیم شما ما را هم سرنوشت و هم وطن خود می‌دانید یا نه؛ اما ما با تمام وجود با تمامی افراد از هر قشر و طبقه و صنف، احساس هم‌سرنوشتی در پرتو میهن عزیزمان ایران را داریم. اگر دغدغه ملک و ملت را دارید، به جای کشاندن فضای کشور به سمت یاس و ناامیدی و انسداد، پذیرای هم‌وطنانتان باشید و به اندازه‌ی خود برای آنان حق انتخاب حضور در فضای عمومی و سیاسی و اقتصادی و… قائل شوید و به این کلام امیر المومنین (ع)  بازگردید که: هر آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگری هم بپسند و هر آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگری هم مپسند.

اگر ساختار سیاسی کشور مانع این حرکت ملی برای ترمیم بحران‌هاست باید آن را اصلاح نمود و تمامی موانع را در معرض رای و نظر مردم گذاشت. ما معتقدیم که بهبود اوضاع نابسامان کشور، نه در گرو دل بستن به مذاکره با جهان غرب و یا پیمان بستن با جهان شرق است، بلکه به یک حرکت «انقلابی» در راستای بازگشت به رای و نظر مردم نیازمند است؛ ولو آن رای و نظر، دلخواه ما نباشد یا از نظر ما دور باشد؛ چرا که عهد انقلاب اسلامی با مردم در سال ۱۳۵۷ گردن نهادن به رای ایشان بوده است و لاغیر.
والسلام علی من التبع الهدی.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران/ مهرماه

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 12:46
هشدار نسبت به گرسنگی پنهان در کشور

رییس موسسه علوم و صنایع غذایی، اصلی‌ترین منشأ پدیده “گرسنگی پنهان” در کشور را سبد غذایی نامناسب خانوار در جامعه عنوان کرد و گفت: بررسی‌ها نشان می‌دهد تقریبا تمام دهک‌های درآمدی جامعه از کمبود کلسیم رنج می‌برند که دلیل عمده آن مصرف کم شیر و لبنیات در جامعه در مقایسه با استانداردها است؛ چرا که سرانه مصرف شیر در ایران حدود ۷۰ لیتر و در کشورهای توسعه یافته بالغ بر ۳۰۰ تا ۳۵۰ لیتر است.

به گزارش ایسنا، غذا؛ خوراک یا طعامی‌ است که در جوامع متفاوت به صورت خام و دست‌ نخورده، تغییر یافته یا نیمه تغییر یافته برای مصرف آماده می‌شود که می‌تواند منشا حیوانی و یا گیاهی داشته باشد و بر اساس شواهد تاریخی ایران نخستین کشور جهان است که انسان اولیه در آن به کشاورزی و پرورش دام پرداخته‌است.

تا اوایل سده ۱۹ مفهوم غذاخوردن فقط پرکردن شکم بود و احساس گرسنگی بشر را وادار می‌کرد تا آنچه را در دسترس خود می‌دید بدون توجه به کمیت و کیفیت آن مصرف کند. رشد شهرنشینی باعث ایجاد تغییرات زیادی در تغذیه بشر شده ‌است ولی در سال‌های اخیر علی رغم رشد و توسعه فناوری در دنیا، شاهدیم که همچنان ۷۶۸ میلیون نفر در دنیا در سال ۲۰۲۰ گرسنه مزمن بودند.

از سوی دیگر بر اساس آمار رسمی منتشر شده از سوی وزارت جهاد کشاورزی در ۲۰ سال منتهی به سال ۱۳۹۷ شاهد روند نسبتا با ثبات و صعودی در تولید محصولات کشاورزی در کشور بوده‌ایم به گونه‌ای که تولیدات محصولات کشاورزی از ۶۵.۲ میلیون تن در سال ۱۳۷۹ به ۱۱۷.۸ میلیون تن در سال ۱۳۹۷ رسیده است (رشد متوسط سالانه ۳.۳۴).

در سال‌های اخیر  (به ویژه دو سال اخیر) شرایط اقلیمی و آب و هوایی کشور و وضعیت بارش‌های آسمانی به گونه‌ای بوده است که باعث نوسانات قابل توجهی در تولید محصولات کشاورزی شده که این امر نیز باعث ایجاد تلاطم در قیمت این محصولات در بازار شده و آثار منفی در سفره مردم به دنبال داشته است.

از سوی دیگر بخش قابل توجهی از مواد اولیه در کارخانجات صنایع غذایی، محصولات کشاورزی هستند. برهمین اساس این تلاطمات و عدم توازن در تولید محصولات کشاورزی آسیب‌های جدی به صنایع غذایی وارد کرده و به نوعی می‌توان گفت اثر این بی ثباتی‌ ها در تولیدات این کارخانجات کاملا مشهود است.

این امر باعث شده که بنا بر گفته رییس موسسه علوم و صنایع غذایی، پدیده گرسنگی پنهان شکل بگیرد.

چگونگی شکل گیری گرسنگی پنهان

دکتر قدیر رجب زاده، رییس موسسه علوم و صنایع غذایی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به پدیده گرسنگی پنهان، توضیح داد:  به طور کلی سلول‌های بدن برای رشد، اعمال حیاتی و ترمیم بافت‌ها نیاز به مواد مغذی دارند که شامل درشت مغذی‌هایی چون “کربوهیدرات‌ها”، “چربی‌”، “پروتئین” و “ریزمغذی‌هایی” همچون انواع ویتامین‌ها و املاح معدنی است. نیاز به این مواد مغذی در افراد مختلف با توجه به سن، جنس و جثه متفاوت است،

وی ادامه داد: اما شرایط اقلیمی و برخی عادات غذایی ممکن است گروهی از جمعیت یک منطقه را به کمبود مواد مغذی و عوارض ناشی از آن دچار و شیوع آن نیز مشکلاتی در زندگی روزمره افراد جامعه ایجاد کند. در واقع در پدیده گرسنگی پنهان فرد از نظر فیزیکی احساس سیری می‌کند اما نیازهای ضروری سلول‌های بدن وی تأمین نشده است.

رجب‌زاده اصلی‌ترین دلیل گرسنگی پنهان در یک جامعه را عادات غذایی و سبد غذایی نامناسب دانست و خاطر نشان کرد: امروزه با توجه به شرایط موجود شاهد آن هستیم که جامعه به سمت مصرف آن دسته از مواد غذایی حرکت کرده است که اگر چه انرژی و پروتئین مورد نیاز بدن را تأمین می‌کند اما به لحاظ تأمین ریز مغذی‌های مورد نیاز بدن، ارزش غذایی کمی دارند. از جمله این دسته از مواد غذایی می‌توان به “فست فودها”، “مواد قندی” و ... اشاره کرد که سهم قابل ملاحظه‌ای در سبد غذایی خانوار پیدا کرده‌اند. از این رو است که تقریبا ۵۰ درصد ایرانی‌ها اضافه وزن دارند.

وی منشأ گرسنگی پنهان را سبد غذایی نامناسب خانوار در جامعه عنوان کرد و یادآور شد: در این رابطه می‌توان اشاره کرد به مصرف سرانه شیر در ایران که مصرف سالانه آن حدود ۷۰ لیتر است در حالی که این رقم در کشورهای توسعه یافته بالغ بر ۳۰۰ تا ۳۵۰ لیتر می‌شود؛ همچنین می‌توان به مصرف کم ماهی و آبزیان اشاره کرد که مصرف سرانه آن در ایران سالانه کمتر از ۸ کیلوگرم و در کشورهای توسعه یافته و اروپایی بیش از ۲۲ کیلوگرم در سال است.

رییس موسسه علوم و صنایع غذایی با تاکید بر اینکه متوسط مصرف سرانه قند و شکر تقریبا در تمام دهک‌های درآمدی و روغن نباتی در دهک‌های بالاتر در جامعه بیشتر از حد استانداردها است، اضافه کرد: همه اینها باعث شده است بخش قابل توجهی از جامعه شرایط مناسبی در رابطه با رژیم غذایی نداشته باشند.

نگرانی‌ها درباره گرسنگی پنهان

وی با تاکید بر اینکه عوارض گرسنگی پنهان در بلند مدت بسیار بیشتر و خطرناک‌تر از آثار آن در کوتاه مدت است، ادامه داد: از جمله آثار وجود این مشکل در جامعه و استمرار آن می‌توان به ابتلا به بیماری‌ها به دلیل ضعف دستگاه ایمنی بدن، ناتوانی جسمی، کوتاه قدی، چاقی یا لاغری مفرط، کاهش بهره هوشی و کاهش قدرت یادگیری و افت تحصیلی در کودکان و نوجوانان، تغییرات رفتاری به ‌صورت بی‌حوصلگی، بی ‌تفاوتی و انزوا طلبی و در نهایت افزایش مرگ و میر و کاهش امید به زندگی در جامعه اشاره کرد.

رجب‌زاده عادات غذایی و سبک زندگی نامناسب در جامعه از یک سو و شرایط نابسامان اقتصادی خانوار (به ویژه در دهک‌های پایین درآمدی) را از سوی دیگر از جمله عواملی دانست که بر بروز این مشکل در جامعه دامن زده‌ است.

وی گفت: بنا براین برنامه‌هایی که برای حل این مسأله ارایه می‌شود بایستی بر پایه همین دو عامل طراحی شوند و در رابطه با اصلاح عادات غذایی راهکارهای زیر باید در دستور کار رسانه‌ها، مسئولین ذی ربط و اعضای جامعه قرار داشته باشد:

-بیان عمومی مسأله و تبیین آثار زیان‌بار آن و همچنین ضرورت توجه به موضوع در سطح خانوار و معرفی عادات غلط غذایی که باعث بروز این پدیده در جامعه شده است،

-معرفی سبد غذایی مطلوب پیشنهادی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و ترغیب جامعه به رعایت چارچوب‌های آن،

-توسعه محصولات و فرمولاسیون‌های جدید و توسعه پژوهش‌ها در زمینه تولید غذاهای فراسودمند و تبلیغات لازم برای معرفی این محصولات به آحاد جامعه.

وی با بیان اینکه اصلاح شرایط اقتصادی خانوارها از دیگر اقداماتی است که بایستی به فوریت در مورد آن اقدام شود، افزود: استمرار شرایط کنونی می‌تواند به شدت سلامت جامعه را در بلند مدت تحت الشعاع قرار دهد به گونه‌ای که بر اساس اعلام مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۸ حدود ۲۵ درصد از درآمد خانوار هزینه تهیه مواد غذایی شده است. متاسفانه در دو سال گذشته این نسبت روند صعودی پیدا کرده است و بایستی به سرعت در رابطه با کاهشی کردن روند آن اقدام شود.

به گفته وی در کشور های توسعه یافته این نسبت بین ۹ تا ۱۴ درصد است.

چالش‌های کشور در زمینه ایجاد وضعیت امنیت غذایی

رییس موسسه علوم و صنایع غذایی اضافه کرد: ارتقای شاخص‌های امنیت غذایی در کشور را در سه بعد اصلی بایستی مورد پیگیری قرار داد. ُبعد اول افزایش توان اقتصادی خانوار برای تأمین نیازهای غذایی خود است. طبیعتاً بزرگترین چالش در این رابطه افزایش قیمت مواد غذایی در سال‌های اخیر و کاهش توان خانوار برای خرید نیازهای غذایی است که در این رابطه بایستی کنترل قیمت مواد غذایی مصرفی و تقویت اقتصاد خانوار در اولویت نخست دست اندرکاران و مسئولین کشور قرار گیرد.

وی بُعد دوم را ناظر بر “تقویت تولید محصولات کشاورزی و مواد غذایی داخلی” دانست و اظهار کرد: در این زمینه دو چالش اصلی وجود دارد که چالش اول مسأله کمبود آب است که باعث شده کشت برخی از محصولات کشاورزی در بعضی از مناطق به شدت با مشکل مواجه شود. این موضوع باعث شده از یک سو تولید این محصولات پایین بیاید و از سوی دیگر با توجه به آنکه بخش قابل توجهی از مواد اولیه صنایع غذایی محصولات کشاورزی است، در تأمین مواد اولیه کارخانجات صنایع غذایی با مشکل اساسی مواجه شویم.

رجب‌زاده با تاکید بر اینکه بر این اساس عملاً همین چالش آب نیز به بالارفتن بهای تمام شده محصولات کشاورزی و محصولات صنایع غذایی دامن زده است، خاطر نشان کرد: چالش دوم در این رابطه شرایط ملتهب اقتصادی و نوسانات شدید نرخ ارز در سال‌های اخیر است که مشکلات قابل توجهی در مدیریت کارخانجات تولید و فرآوری مواد غذایی ایجاد کرده است.

وی بُعد سوم امنیت غذایی را سبد غذایی نامناسب و عادات غذایی نامطلوب در بخش قابل توجهی از جامعه عنوان کرد که باعث گرسنگی پنهان در بخش قابل ملاحظه‌ای از جامعه شده است و یادآور شد: بررسی‌های علمی و تخصصی نشان می‌دهد گرسنگی پنهان صرفا مختص دهک‌های پایین درآمدی جامعه نیست بلکه کمبود برخی ریزمغذی‌ها و همچنین عادات غذایی نامناسب سلامت بخش قابل توجهی از دهک‌های بالای درآمدی را نیز تهدید می‌کند به گونه‌ای که بررسی وضعیت ریزمغذی‌ها در کشور نشان می‌دهد تقریبا تمام دهک‌های درآمدی جامعه از کمبود کلسیم رنج می‌برند که دلیل عمده آن مصرف کم شیر و لبنیات در جامعه در مقایسه با استانداردها است.

این محقق حوزه صنایع غذایی اضافه کرد: از سوی دیگر تنها si دهک بالای جامعه به اندازه کافی و استاندارد آهن جذب می‌کنند. در دهک‌های اول تا پنجم جامعه غیر از کمبود آهن و کلسیم کمبود ویتامین A و ویتامین B۲ نیز قابل ملاحظه است.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 12:31
محصولاتی را تولید می‌کنیم که جهان دور می‌ریزد!

رئیس اتاق بازرگانی ایران می‌گوید تصمیمات غلط و نبود راهبرد روشنی برای آینده اقتصادی کشور، باعث شده تولید و تولیدکنندگان ایرانی از پیوستن به روند جهانی باز بمانند.

به گزارش ایسنا، هفدهمین نشست هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران امروز(یک شنبه) در محل این اتاق برگزار شد. فاطمی امین – وزیر صنعت، معدن و تجارت – مهمان این نشست پارلمان بخش خصوصی بود و اعضای اتاق به بهانه حضور او، بخش‌هایی از دغدغه‌های اقتصادی بخش خصوصی را مطرح کردند.

غلامحسین شافعی – رئیس اتاق بازرگانی ایران – در این نشست به هزینه‌های تحمیلی دولت به بخش خصوصی اشاره کرد و گفت: انتظار ما از دولت جدید این است که هزینه‌های مبادله را کاهش بدهد. متاسفانه تولید و بخش‌های مولد با هزینه‌های سنگینی مواجه هستند که در نبود یک بازار رقابتی و اصرار بر قیمت گذاری دستوری به ضرر و زیان آنها منجر می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه تصمیمات در حوزه تولید باید بر اساس ارزیابی‌های دقیق باشد، توضیح داد: متاسفانه در سال‌های گذشته، برخی تصمیمات یک شبه و بدون کارشناسی هزینه‌ها را بسیار افزایش داده و انتظار از دولت جدید این است که راهی برای جلوگیری از اتخاد این تصمیمات پیدا کند. با توجه به روند طولانی اتخاذ این تصمیم‌ها، ما شاهد آن هستیم که صنعت ایران از فن آوری روز جهان دور مانده و امروز ما برخی کالاها را تولید می‌کنیم که جهان یا در حال دور ریختن آنها است یا بهینه کردن آنها را آغاز کرده است.

شافعی با اشاره به لزوم درک دقیق مفهوم توسعه اقتصادی در ایران، بیان کرد: ما به جای آنکه به توسعه تولید بپردازیم به دنبال افزایش تعداد واحدهای تولیدی بوده‌ایم. این در حالی است که باید جامعه صنعتی ما با تفکر جدید و جهانی وارد عمل شود و تولید رقابتی در برنامه‌ها قرار گیرد.

او در بخشی از سخنان خود، به عضویت دائمی ایران در سازمان شانگهای اشاره کرد و آن را مهم‌ترین رخداد سیاسی خارجی، پس از توافق مشارکت راهبردی جامع با چین دانست که پس از ۱۵ سال کوشش محقق شده است.

رئیس پارلمان بخش خصوصی دراین‌باره گفت: نکته قابل‌تأمل آن است که در حوزه اقتصادی تمام اعضایی سازمان همکاری شانگهای در سازمان تجارت جهانی عضویت دارند و نظام‌های بین‌المللی را پذیرفته‌اند ازاین‌رو چالش اصلی ایران برای بهره‌گیری از فرصت‌های اقتصادی ناشی از عضویت در این نهاد، وضعیت پیچیده روابط این کشورها با هسته اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی است، چراکه ایران تحت شدیدترین نظام تحریم تاریخی قرارگرفته است.

در ادامه این نشست، علیرضا کلاهی، رئیس کمیسیون صنایع اتاق ایران به تولید ناخالص داخلی و یک‌سوم شدن آن نسبت به دوران بعد از جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: از ابتدای دهه ۸۰ با شعار اقتصاد آزاد، عملکردی داشتیم که در نتیجه آن شاهد افت صنایع ساخت‌محور هستیم و صنایع منابع‌محور رشد پیدا کرد. دراین‌بین محدود شدن بازار صادرات، کاهش کیفیت مشاغل و چالش‌هایی از این‌ دست اتفاق افتاد.

این فعال اقتصادی بخش عمده مشکلات امروز صنایع را کاهش قدرت رقابت‌پذیری کالاهای تولیدی دانست و تصریح کرد: لازم است در بخش‌های اولویت‌دار، سرمایه‌گذاری کرده و مشوق‌های صادراتی را مجدد احیا کنیم.

بهرام شکوری، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران و فعال حوزه معدنی از جایگاه ویژه مواد معدنی در اقتصادهای دنیا سخن گفت و تصریح کرد: مواد معدنی می‌تواند جایگزین مناسبی برای نفت و درآمدهای ناشی از صادرات آن باشد.

او بر آزادسازی اطلاعات و پهنه‌ها تأکید کرد و توجه به معادن کوچک و متوسط را خواستار شد چراکه اهمیت بالایی دارند. نگاه‌های حمایتی از این حوزه خواسته دیگری بود که از سوی این فعال اقتصادی مطرح شد.

حسین سلاح‌ورزی، نایب‌رئیس اتاق ایران به آمایش صنعتی و معدنی اشاره و برای همکاری در این بخش اعلام آمادگی کرد و گفت: علاوه بر موضوع آمایش صنعتی، ساماندهی زنجیره ارزش‌ در اقتصاد ایران باید ملاک عمل قرار گیرد. امروز پیچیدگی‌های اقتصادی ایران نسبت به کشورهای منطقه بالاست و بدین ترتیب مزیت‌های رقابتی را از دست دادیم. تا آنجا که نتوانستیم از به تعادل رسیدن بهای ارز به نفع صادرات خود بهره ببریم.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 12:05
ایران حکم اعدام احمدرضا جلالی را لغو کند

سازمان عفو بین‌الملل با اعلام اینکه دوهزار روز از بازداشت خودسرانه احمدرضا جلالی، پژوهشگر و پزشک ایرانی-سوئدی در ایران می‌گذرد، خواستار آزادی هر چه سریعتر و بی قید و شرط او شد.

عفو بین‌الملل، یکشنبه، ۱۷ اکتبر، در بیانیه‌ای از مقامات ایرانی خواست تا حکم اعدام احمدرضا جلالی را لغو و او را هرچه سریعتر آزاد کنند.

احمدرضا جلالی از سال ۲۰۰۹ برای ادامه تحصیل در مقطع فوق دکتری در رشته پزشکی بحران به کشور سوئد مهاجرت کرده و از آن سال به همراه خانواده خود در این کشور زندگی می‌کرد.

او با دعوت رسمی دانشگاه تهران به ایران سفرکرده بود، در ۲۰۱۶ به‌دست مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و سه سال را در بازداشتگاه این وزارتخانه به سر برد. اتهامی که مقامات ایرانی در ابتدا به او وارد کردند، «همکاری با دول متخاصم» بود. جلالی سپس در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «فساد فی‌الارض از طریق جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم‌شده و این حکم در دیوان عالی کشور ایران به تائید رسید. او در مدت بیش از سه سال بازداشت برای اعتراف به این اتهام با انواع شکنجه‌ها روبه‌رو شد.

کارگروه بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل در سال ۲۰۱۷، در مورد بازداشت جلالی تاکید کرد که او به طور «خود سرانه‌» بازداشت شده و خواستار آزادی این زندانی دو تابعیتی شد.

بر اساس گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، در مدت بازداشت جلالی، به‌رغم احتمال بالای مبتلا بودن به سرطان خون، بارها از درمان محروم شد.

کارشناسان حقوق بشر تاکید کرده‌اند: «تصمیم دولت و قوه قضائیه ایران برای اعدام جلالی کاملاً مذموم است و از سوی دیگر نقضی جدی و آشکار برای تعهدات ایران نسبت به قوانین بین المللی حقوق بشر، به ویژه حق زندگی است و افزودند که ما از ایران می‌خواهیم تا بلافاصله اعدام رضا جلالی را متوقف کند.»

در حال حاضر، دست‌کم ۱۵ زندانی دو تابعیتی در ایران محبوس هستند.

حکومت ایران دوتابعیتی بودن شهروندان خود را به رسمیت نمی‌شناسد و به گفته دولت‌های غربی و نهادهای حقوق بشری از دستگیری و «گروگان‌گیری» افراد دو تابعیتی به مثابه ابزار فشار برای پیش بردن مقاصد خود مانند چانه‌زنی در رابطه با تحریم‌ها و دیگر مناسبات سیاسی بهره می‌برد.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 11:07
رییس اتاق ایران و ارمنستان: مرزها تغییر نمی‌کند

ایلنا: رییس اتاق مشترک بازرگانی ایران و ارمنستان اظهار داشت: قبلا از مرز ارمنستان برای رسیدن به ایروان بین ۸ تا ۹ ساعت طول می‌کشید اما این زمان با این بازگشایی‌ها، حفر تونل‌ها و ... به حدود 4 ساعت می‌رسد، بنابراین بارهای ترانزیتی که از تهران به سمت ایروان می‌روند با کاهش زمان رفت و آمد قابل توجهی مواجه می‌شوند. علاوه بر این جاده‌هایی از ارمنستان به به سمت گرجستان در دست کار است و پلی از ارمنستان به گرجستان نیز در حال تاسیس است که این پروژه توسط یک شرکت ایرانی انجام می‌شود که می‌تواند تاثیر بسزایی در سرعت ترانزیت خواهد داشت.

هرویک یاری‌جانیان در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا در مورد بازگشایی راه‌ها میان ارمنستان و آذربایجان و همچنین این ادعا که با این تصمیم نخجوان به آذربایجان متصل خواهد شد، گفت: همه صحبت‌ها در این مورد بسیار بلندمدت است و اینطور نیست که فردا جاده‌ها را باز کنند و نخجوان به آذربایجان وصل شود بلکه با پیش‌شرط‌هایی قرار است جاده‌ها بازگشایی شوند. اگر همه امور طبق روال حقوق بین‌الملل، ملت‌ها و دولت‌ها انجام شود امکان اینکه جاده‌ها باز شود و بتوانند از جاده‌های یکدیگر استفاده کنند وجود دارد. همانطور که اگر دولت ترکیه بخواهد به افغانستان دسترسی داشته باشد باید از ترانزیت ما بهره ببرد، آذربایجان هم می‌تواند از جاده‌های سرزمین ارمنستان استفاده کند.

وی افزود: با توجه به اینکه ایران و ارمنستان از شرکای استراتژیک یکدیگر هستند و علاوه بر همسایگی از نظر استراتژیک با هم کار می‌‌‌‌‌‌کنند، هیچکدام از این عوامل نمی‌تواند در تجارت دو کشور تاثیر داشته باشد. همانطور که امروز با وجود تحریم‌ها علیه ایران، دولت ارمنستان همچنان با جمهوری اسلامی ایران کار می‌کند و ارتباط بسیار نزدیکی از نظر تجاری، جهانگردی، سیاسی و اقتصادی با هم دارند.

یاری‌جانیان با اشاره به سرعت بخشیدن این راه‌ها به تجارت ایران تصریح کرد: بازگشایی راه‌ها به تجارت بین دو کشور کمک نیز خواهد کرد و دو کشور می‌توانند تجارت خود را به صورت چالاک‌تر و چابک‌تر انجام دهند. سرمایه‌گذاری‌های مشترک زیادی از طرف ایران و ارمنستان در حال انجام است و بعید است که چنین اتفاقات ابتدایی بر ارتباطات تجاری دو کشور سایه بیافکند.

وی اضافه کرد: هر میزان که ایران به بازارهای بین‌المللی دسترسی بیشتری داشته باشد و بتواند از جاده‌های ایمن‌تری استفاده کند قطعا تجارت چالاک‌تر خواهد بود. امروز جاده‌های جایگزین ما برای رسیدن با بازار روسیه محدود است اما با این اراده‌ای که بین ارمنستان و ایران وجود دارد، افزایش و ایمن‌تر کردن راه‌ها قطعا مسیر بهتری در اختیار ما می‌گذارد.

رییس اتاق مشترک بازرگانی ایران و ارمنستان گفت: قبلا از مرز ارمنستان برای رسیدن به ایروان بین ۸ تا ۹ ساعت طول می‌کشید اما این زمان با این بازگشایی‌ها، حفر تونل‌ها و ... به حدود ۴ ساعت می‌رسد، بنابراین بارهای ترانزیتی که از تهران به سمت ایروان می‌روند با کاهش زمان رفت و آمد قابل توجهی مواجه می‌شوند. علاوه بر این جاده‌هایی از ارمنستان به سمت گرجستان در دست کار است و پلی از ارمنستان به گرجستان  نیز در حال تاسیس است که این پروژه توسط یک شرکت ایرانی انجام می‌شود که می‌تواند تاثیر بسزایی در سرعت ترانزیت خواهد داشت.

وی افزود: بنابراین ما می‌توانیم از طریق این جاده‌ها با سرعت بیشتری به بازارهای روسیه و گرجستان و همچنین دریای سیاه و اروپا دسترسی پیدا کنیم. بسیاری از کامیون‌ها هم رغبتی برای ترانزیت کالا از این مسیرها نداشتند که با این اتفاقات رغبت بیشتری هم ایجاد خواهد شد. جلوی اینکه دیگر کشورهای همسایه هم بخواهند سواستفاده کرده و با نگه داشتن کامیون‌های ما ترافیک تصنعی ایجاد کنند هم گرفته می‌شود. ما نیاز به جاده‌های خوب و روابط اقتصادی مناسب با همسایگان داریم و باید بتوانیم از این جاده‌ها بهره مناسب را ببریم.

وی در مورد اینکه گفته می‌شود کریدوری در اختیار آذربایجان قرار خواهد گرفت بیان کرد: در یکی از بندهای معاهده بین ارمنستان و آذربایجان ابهام وجود دارد، ولی اینطور نیست که آذربایجان بتواند مرز ایران با ارمنستان را بگیرد. در روابط بین‌المللی هم این تعریف نشده که کشوری بتواند در یک کشور دیگر کریدوری را برای خود بگیرد، ارمنستان نیز چنین کاری را نمی‌کند چراکه مرز این کشور با آذربایجان و ترکیه بسته‌ است و مسلما خود را در حالت جزیره‌ای قرار نمی‌دهد. به نظر می‌رسد که این حرف‌ها برای سران آن کشورها مصرف داخلی دارد بنابراین این اتفاق ممکن نیست که آذربایجان با کریدوری به نخجوان متصل شود. معنای این کریدور آن است که ارمنستان کنترل بخشی از کشور خود را در اختیار آذربایجان بگذارد، چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.

یاری‌جانیان افزود: بنابراین آنچه اتفاق می‌افتد بازگشایی جاده‌ها است که شبیه به رد شدن کامیون‌های ترکیه از ایران برای رسیدن به افغانستان است؛ اجازه استفاده ترکیه از جاده‌های ایران برای رسیدن به افغانستان به معنای آن نیست که ما کریدوری در اختیار این کشور قرار داده‌ایم. در مورد آذربایجان و ارمنستان هم اینطور است که آذربایجان حق دارد که با رعایت شروطی استفاده کنند. در جنگ ایران و عراق، دولت عراق نمی‌توانست از جاده‌های داخلی ایران استفاده کند چراکه روابط دو کشور خصمانه بود اما الان عراقی‌ها می‌توانند از جاده‌های ما استفاده کنند اما اینطور نیست که عراق آن جاده‌ها کنترل کند. اتفاقی که در ارمنستان رخ می‌دهد نیز مشابه همین است.

رییس اتاق مشترک بازرگانی ایران و ارمنستان در پاسخ به سوالی در مورد سفر ایرانیان به ارمنستان برای واکسیناسیون گفت:‌ طبق قوانین وزارت بهداشت، کسانی که دز اول واکسن کرونای خود را در خارج از کشور انجام دادند باید دز دوم خود را هم در همان کشور دریافت کنند، بنابراین کسانی که دز اول خود را در ارمنستان تزریق کردند برای دریافت دز دوم واکسن خود به ارمنستان سفر و به شرط اقامت 5 روزه، دز دوم واکسن خود را بدون مشکل و رایگان دریافت می‌کنند. برای دز اول به ندرت سفر می‌شود چراکه در کشور واکسن به میزان فراوان وجود دارد. آمار ایرانیانی که در این کشور واکسیناسیون رایگان انجام داده‌اند هنوز منتشر نشده چراکه ارمنستان تا زمانی که دز دوم تزریق نشود آماری را منتشر نمی‌کند، یعنی کسانی جزو امار قرار می‌گیرند که دز دوم واکسن خود را دریافت کرده باشند.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 7:34
پیش‌بینی‌های وحشتناک در مورد نرخ دلار

آفتاب یزد: اقتصاد بیمار این روز‌های کشورمان نگرانی‌ها در خصوص آینده اقتصادی را بیشتر کرده است، مضاف بر اینکه اقتصاد امروزمان به سیاست‌های خارجی گره خورده و تحریم رکن اساسی بیماری اقتصادی کشورمان به شمار می‌آید. با این حال بنا به گزارشی منتسب به سازمان برنامه و بودجه، در صورت عدم رفع تحریم‌ها نرخ دلار در سال ۱۴۰۶ به بیش از ۲۸۰ هزار تومان خواهد رسید. همچنین مطابق استانداردهای بین‌المللی، دولت سیزدهم به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی‌ها در سال ۱۴۰۳ در شرایط احتمال ورشکستگی قرار می‌گیرد. حتی در صورت رفع تحریم‌ها این ورشکستگی در سال ۱۴۰۵ محتمل است و این موضوع نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد. حال باید دید گزارش منتشر شده تا چه اندازه مورد تائید اقتصاددانان است؟

دو سناریو - دو اتفاق

اخیرا گزارشی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آن ادعا شده سازمان برنامه و بودجه سناریو‌های وضعیت اقتصادی کشور در شرایط لغو تحریم و یا ادامه تحریم‌ها را بررسی و منتشر کرده است.

در این جدول که با عنوان «برآورد متغیر‌های اصلی اقتصاد ایران و منابع و مصارف اقتصادی بودجه عمومی دولت با استفاده از مدل برنامه‌ریزی مالی (FP) » منتشر شده، دو سناریو برای شرایط اقتصادی کشور در آینده پیش‌بینی شده است؛ سناریوی اول، لغو تحریم‌ها و سناریوی دوم ادامه تحریم ها.

بر اساس این گزارش نرخ دلار تا شش سال آینده در صورت ادامه تحریم‌ها علیه ایران به ۲۸۴ هزار تومان و در صورت لغو تحریم به ۵۵ هزار تومان خواهد رسید. با این حال هنوز اظهارنظر رسمی در خصوص اصالت این گزارش منتشر نشده است. ضمن آنکه تاریخ انتشار این گزارش به اواسط مرداد برمی‌گردد؛ به عبارتی این تحلیل در دولت روحانی انجام شده است. بنابراین مشخص نیست دولت جدید تا چه حد محتوای این گزارش را قبول دارد و تایید خواهد کرد.

برآورد میزان صادرات نفت

در این گزارش میزان صادرات نفت خام در شرایط رفع تحریم‌ از سال ۱۴۰۱ روزانه ۲.۵ میلیون بشکه و در سناریوی تداوم تحریم روزانه ۸۰۰ هزار بشکه در نظر گرفته شده است. رقم ۸۰۰ هزار بشکه عددی نزدیک به برآوردهای شرکت‌های ردیابی نفتکش از میزان صادرات نفت ایران از زمان روی کار آمدن جو بایدن در آمریکاست.

پیش‌بینی نرخ ارز در دو سناریو برای تحریم‌ها

این گزارش در سناریویی که تحریم‌های آمریکا علیه ایران برداشته نشوند، برآورد کرده است در سال جاری نرخ دلار ۲۵ هزار تومان باشد که اختلاف چندانی از نرخ کنونی ارز ندارد. قیمت دلار هم‌اکنون در بازار تهران بیش از ۲۷ هزار تومان است و میانگین آن از ابتدای سال هم کمی بیش از ۲۵ هزار تومان بوده است.

در این سناریو دلار برای سال آینده ۳۵ هزار تومان برآورد شده است و با متوسط رشد سالانه ۵۰ درصدی نرخ ارز، در سال ۱۴۰۴ دلار به بیش از ۱۰۰ هزار تومان و نهایتا در ۱۴۰۶ به ۲۸۵ هزار تومان خواهد رسید.

اما در سناریوی رفع تحریم‌ها، نرخ برابری دلار به ریال برای امسال و سال بعد حدود ۱۸ هزار تومان در نظر گرفته شده است. در این حالت در انتهای بازه شش ساله دلار به ۵۵ هزار تومان خواهد رسید.

ورشکستگی در ۱۴۰۵ حتی در صورت رفع تحریم

این گزارش مدعی آن است که شاخص «نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی» برای سناریوی تداوم تحریم‌های اقتصادی در سال ۱۴۰۱ از آستانه حساسیت عبور می‌کند و دولت مطابق استانداردهای بین‌المللی در سال ۱۴۰۳ به دلیل ناتوانی در بازپرداخت بدهی در شرایط احتمال ورشکستگی قرار می‌گیرد.

اگرچه در سناریوی رفع تحریم‌ها شرایط ورشکستگی با تاخیر رخ می‌دهد، ولی با حفظ ساختارهای کنونی و عدم تجدیدنظر اساسی در رویه خلق بدهی‌های دولت، شاهد ورود بدهی دولت به احتمال ورشکستگی در سال ۱۴۰۵ حتی در سناریوی رفع تحریم‌های اقتصادی خواهیم بود.

تورم پایدار ۴۰ درصدی؟

در این گزارش اشاره شده است: بدیهی است گزینه جایگزین ورشکستگی برای دولت تکیه بر تورم‌های بالاتر خواهد بود. در این صورت انتظار می‌رود روند بلندمدت تورم ۲۰ درصد دو دهه گذشته (به غیر از سال‌های تحریمی) به نظام تورمی حدود ۴۰ درصد سالانه مانا شود.

در این گزارش، حتی در صورت برداشته شدن فشار تحریم، در ۶ سال آینده نرخ تورمی بیش از ۲۵ درصد و به طور متوسط ۲۸ درصد خواهیم داشت. علاوه بر آن متوسط تورم سالانه در سناریوی باقی ماندن تحریم‌ها، نزدیک به ۵۴ درصد خواهد بود.

قابل پیش‌بینی بود

با این همه سوال اینجاست که گزارش منتشر شده تا چه مقدار مورد تائید اقتصاددانان است؟

سید مرتضی افقه، استاد دانشگاه و اقتصاددان در این خصوص به آفتاب یزد گفت:« با توجه به فعال بودن متغیر‌های غیر اقتصادی داخلی خیلی نمی‌توان به این محاسبات کمی و مدل‌ها اتکا کرد، اما مواردی که در گزارش سازمان برنامه و بودجه ذکر شده است با کمی تغییرات قابل حدس و گمان بود.»

وی تصریح کرد:« واقعیت این است که اگر تحریم‌ها برداشته نشود اقتصاد دچار فرو پاشی خواهد شد. من بعید می‌دانم با شرایط فعلی امکان تداوم اقتصاد، بیشتر از یکسال وجود داشته باشد بنابراین تصورم این است که به هر حال باید به سمت حل مسئله تحریم‌ها بروند در غیر این صورت مدیریت اقتصاد امکان نا پذیر خواهد بود و کشور دچار بحران‌های اقتصادی شدید و احتمالا در پی آن بحران‌های سیاسی و اجتماعی خواهد شد. به نظر می‌رسد هدف از این محاسبه و گزارش هم همین باشد که اگر مسئله تحریم‌ها حل نشود چه مشکلاتی پیش خواهد آمد.»

این اقتصاد دان در خصوص اینکه فروپاشی اقتصادی در علم اقتصاد به چه معناست گفت:« ببینید در یک اشل کوچک بودجه دولت را در نظر بگیرید، وقتی دولت نتواند حتی هزینه‌های جاری خود را تامین کند معنی‌اش این است که حتی به کارکنان خودش هم نمی‌تواند پرداختی داشته باشد، از طرف دیگر وقتی هزینه‌های عمرانی هم نداشته باشد بسیاری از پیمانکارانی که تا الان با دولت قرار داد می‌بستند دیگر این کار را نخواهند کرد اگر چه طی چند سال گذشته هم بسیاری از آن‌ها به این دلیل اینکه بودجه‌های عمرانی کاهش یافته است اقدام به همکاری با دولت نکرده‌اند و این‌ها باعث می‌شود بیکاری که امروز یک بحران است، به بحران عمیق‌تری تبدیل شود و افزایش یابد. وقتی بیکاری افزایش یابد در علم اقتصاد بدون در نظر گرفتن بحران‌های سیاسی و اجتماعی، به این معنی است که سطح تقاضا کاهش پیدا می‌کند و این یعنی همان مختصر تولیدی هم که در داخل انجام می‌شود خریدار نداشته باشد ضمن اینکه قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند و فقر گسترده می‌شود، بدون شک طبعات آن به بحران‌های سیاسی و اقتصادی نیز منجر می‌شود.»

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 6:43
«ژن خوب» در آموزش موثرتر است یا سرمایه‌گذاری؟

ایرنا- «علیرضا بهتویی» استاد دانشگاه معتقد است در زمینه ادامه و میزان تحصیل فرد، امکاناتی نظیر نظام کلان سیاست‌گذاری و نیز سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی موثر است و داشتن یک «ژن خوب» آن گونه که بسیاری تصور می‌کنند تاثیری ندارد.

تحصیلات و به عبارت دیگر ادامه تحصیل یکی از دغدغه‌های افراد در بیشتر جوامع امروزی است. این‌که یک فرد به چه دلیل ادامه تحصیل داده و یا از تحصیل باز می‌ماند، نکته‌ای است که باید به درستی مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. «علیرضا بهتویی» استاد دانشگاه سودرتورن سوئد، در وبینار مجازی که به همت «گروه مطالعات جوانان» موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، برگزار شد، مهم‌ترین دلایل ادامه تحصیل و بازماندگی از آن را از نگاه جامعه شناسی مورد بحث قرار داده است. گزارش پیش‌رو بخش نخست نظرات وی در این رابطه است؛

حال‌نگری و آینده‌اندیشی دو رویکرد موثر در میزان تحصیلات

در فلسفه نگاه به مساله حرکت افراد دو نوع رویکرد وجود دارد؛ نخست نگاه تنهانگری است که در این رویکرد فرد به عنوان یک موجودِ تنها است که یک سری اطلاعات گرفته و بر مبنای آن عمل می‌کند. این رویکرد بیشتر در حوزه اقتصاد کاربرد دارد. اما نگاه دوم که یک نگاه «گفتگویی» است و در آن فرد نسبت به جمعی که با آن در ارتباط است، یک هارمونی و هماهنگی ایجاد کرده و باید خودش را با جمع تنظیم کند و این امکانات و تعامل فرد با دیگران است که موجب تصمیم‌گیری او می‌شود. بنابر این افرادی که تحصیلات بیشتری دارند، آینده اندیش هستند و تلاش می‌کنند و بر سر کلاس درس نشسته و فشار را تحمل می‌کند به امید این‌که روزی از این فشار رهایی یابد. در صورتی‌که فردی که تنها به فکر زمان حال است، هیچ نگاهی به آینده نداشته و هیچ فشاری را تحمل نکرده و سریع وارد بازار کار می‌شود.

به گفته «بورخاس» اقتصاددان کانادایی، افرادی که بیشتر درس خواندند «آینده‌اندیش» و کسانی‌که کمتر درس خواندند بیشتر «حال‌اندیش» هستند. بنابراین انسان‌ها بر اساس آن میزان از خلاقیت و توانایی‌هایی که دارند مثلا این‌که چقدر اهل آینده‌نگری، انضباط و دیسیپلین هستند یا حال اندیش، بر اساس آن برای تحصیل خود تصمیم‌گیری می‌کنند.

تحصیل پلی به سوی آینده‌ای بهتر؟

اما از نگاه جامعه‌شناسان اگر به جوامع قدیم و قبل از مدرن امروز نگاهی بکنیم درخواهیم یافت که هر فرد بر مبنای شغل پدر، آینده‌اش تضمین می‌شد. البته منظور از فرد تنها «پسر»ها بودند نه دختران. به این ترتیب اگر فردی کشیش بود، حتما پسرش هم کشیش می‌شد، اگر فردی زمین‌دار بود پسر وی هم بر مبنای ارثی که از پدر می‌برد زمین‌دار می‌شد و ... . اما از منظر جامعه‌شناسی در جامعه مدرن، تحصیل یک نوع «حلقه» است که فرد را به موقعیت‌ها و مقام‌های بهتری برساند و به خودی خود ارزشی ندارد. بنابراین در جامعه مدرن ارزش افراد بر مبنای میزان تحصیلات و مدارک تحصیلی است. به این ترتیب موقعیت افراد بر مبنای تحصیل، خلاقیت، تلاش و به نوعی خواستن آن‌ها تعیین می‌شود. به عبارتی منابع در اختیار افراد در این‌جا اصلا مطرح نیست و جامعه‌شناسی بیش از هرچیزی به آن منابع تکیه می‌کند. به عبارتی از دید جامعه‌شناسی میزان موفقیت و تحصیلات فردی برآمده از نوع «طبقه» و «نظام فکری» است که فرد از آن برآمده است. این که چرا عده‌ای تحصیلات بهتر را به دست می‌آورند و عده‌ای از آن محروم می‌شوند به سه عامل متعدد بستگی دارد؛

عوامل کلان و نقش آن در انواع تبعیض

نخست عوامل «کلان» است. به این معنی که در یک جامعه فقیر و به لحاظ اقتصادی درمانده فرزندان افراد فقیر نمی‌توانند بر سر کلاس درس حاضر شوند؛ مجبورند مدتی درس بخوانند و بعد سر کار بروند و یا اصلا مدرسه‌ای در این مناطق وجود نداشته باشد. این تبعیض شامل تبعیض جنسی و حتی مذهبی هم می‌شود. نکته دوم مربوط به سیستم آموزشی است. مثلا در سوئد برای رفتن به مدرسه اصلا نیازی به پول دادن نیست و همه مدارس با هم برابرند اما در ایالات متحده ورود به مدارس خوب، نیازمند هزینه کلان است و حتی دانشگاه‌ها هم از این روش استفاده می‌کنند. بنابراین حق استفاده از مدارس و دانشگاه‌های تراز بالا تنها با پرداخت شهریه‌های بالا امکان‌پذیر است.

در برخی نظام‌های آموزشی نظیر آلمان هم دانش‌آموزان خیلی سریع و بعد از کلاس ششم باید تصمیم بگیرند که باید در سر کلاس‌های عملی و فنی حاضر شوند یا بر سر کلاس‌های تئوریک؟ طبیعی است که شرایط برای ادامه تحصیل در رشته‌های تئوریک در دانشگاه فراهم است ولی برای دانش‌آموزان رشته‌های فنی، این امکان فراهم نبوده و این افراد مجبورند تا در کارهای کارگری و یدی حاضر شوند. بدین ترتیب وقتی برچسب یک شغل خاص به یک فرد از سن ۱۲ سالگی زده می‌شود، این فرد دیگر ادامه امکان تحصیل را در خود نمی‌بیند. در صورتی‌که در انگلستان و یا سوئد دانش‌آموزان اجازه دارند تا سن ۱۶ سالگی ادامه داده و بعد از آن تصمیم بگیرد که بخواهد کار تئوریک انجام داده و یا وارد فعالیت‌های عملیاتی شود؛ این‌ها مواردی است که کمک می‌کند تا فرد تشویق به ادامه تحصیل بشود یا نشود.

در کشوری مانند اسپانیا، وقتی فرزندان طبقه کارگر وارد مدرسه و مقطع اول می‌شوند، بسیاری از معلمان از این افراد نفرت دارند، چرا که این کودکان به دلیل شرایط مالی والدین امکان حضور در مقطع پیش دبستانی را نداشته و به همین ترتیب این کودکان بسیاری از رفتارهای اجتماعی مناسب را نیاموخته و در برقراری ارتباط با دیگر دانش‌آموزان با مشکلات عدیده‌ای روبرو هستند که این امر کار را برای معلمان به شدت دشوار می‌کند. مثلا این کودکان نمی‌دانند که برای برداشتن وسایل سایر کودکان باید از آن‌ها اجازه بگیرند و این کار را با زور و با بی‌احترامی انجام می‌دهند که بعضا موجب بروز خشونت‌هایی در بین دانش‌آموزان می‌شود. به عبارتی این کودکان طبقه پایین از «دانش نرم» برخوردار نیستند و نمی‌توانند مانند یک انسان متمدن در مدرسه رفتار کنند در حالی‌که فرزندان طبقه متوسط کاملا بر این مهم اشراف داشته و رفتارهای درخوری از خود نشان می‌دهند. بدین ترتیب است که فرزندان طبقه متوسط از همان ابتدا محبوب معلمان و فرزندان طبقه کارگر منفور معلمان هستند.

اما در سوئد امکان رفتن به کودکستان وجود دارد و وقتی این افراد به مدرسه وارد شدند دیگر تفاوت چندانی با هم ندارند.

در بسیاری از جوامع مدارس از هم جدا هستند. یعنی مدارسی هستند که مخصوص کارگران و یا افراد طبقه متوسط و افراد طبقه بالا بوده و به تبع، رفتار این دانش‌آموزان با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند. در اینجا است که امکانات طبقه بالا برای دانش‌آموزان این مدارس بیشتر فراهم بوده و به همین ترتیب امکان رشد و پیشرفت هم بیشتر فراهم است. بنابراین این «ژن» خوب دانش‌آموزان نیست که آینده آن‌ها را تعیین می‌کند بلکه این میزان امکاناتی است که برای وی فراهم شده و او را از سایرین متمایز می‌کند.

سرمایه فرهنگی و عواملی که در سطح خرد عمل می‌کنند

در این که چه امکانات مالی برای دانش‌آموز فراهم است و این‌که آیا فرد می‌تواند از کلاس‌های فوق برنامه استفاده کند یا نه و ... گاه کودکان و والدینشان قابل مقایسه نیستند. نکته دیگر میزان برخورداری از سرمایه فرهنگی پدر و مادر است. این‌که در یک خانواده کتابخوانی و مطالعه مرسوم است و فرزندان به کنسرت، تئاتر و ... می‌روند یا خیر؛ این‌ها یعنی دو مورد سرمایه اقتصادی و فرهنگی در تعیین سرنوشت یک دانش‌آموز به شدت موثر است.

در موارد دیگر این‌که دانش‌آموز از چه جنسیتی برخوردار است؟ به کدام گروه مذهبی وابسته است و اصلا به لحاظ سلامتی در چه حدی است؟ همه این موارد در میزان تحصیلات و تعیین سرنوشت یک فرد موثر است. بسیاری از دانش‌آموزان از مشکل «روان‌پریش‌خوانی» رنج می‌برند و همین مورد در میزان تحصیلات فرد موثر است.

سرمایه اجتماعی؛ عنصری در سطح میانی

برای دانش‌آموزان «سرمایه اجتماعی» داخل خانواده بسیار مهم است. این‌که فرد تنها با یک والد زندگی می‌کند یا دو والد، چند خواهر و برادر دارد و ... در میزان امکاناتی که به فرد داده می‌شود بسیار مهم است. مسلما امکاناتی که برای یک دانش‌آموز تک والد فراهم است هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ زمانی برای فرد بسیار محدود است. نکته دوم این است که آیا این پدر و مادر «زمان»ی برای فرزند خود دارند یا خیر؟ چقدر به این دانش‌آموز اهمیت داده می‌شود و چه کسانی از اقوام و دوستان با این خانواده در ارتباطند؟ این بچه‌ها چه دوستانی دارند و در زمان فراغت چه اقدامی می‌کنند؟ آیا به کلاس فوق برنامه می‌روند یا تنها در منزل مانده و یا بر سرکار می‌روند؟ در انجمن‌های سیاسی و فرهنگی شرکت می‌کنند یا نه؟

وقتی به سرمایه اجتماعی در خانواده نگاه کنیم دیگر این مهم نیست که پدر و مادر یک فرد تا چه اندازه پول دارند یا تحصیلات بالا دارند؟ مهم این است که این پدر و مادر تا چه اندازه برای دانش‌آموز خود وقت می‌گذارند و با او به صحبت می‌نشینند. این چیزی است که به آن سرمایه اجتماعی خانواده گفته می‌شود که سوای از سرمایه اقتصادی و فرهنگی است. جدا از این سرمایه‌های خانوادگی، سرمایه دیگری به نام «سرمایه اجتماعی مدرسه» هم وجود دارد. این که مدیران مدرسه چگونه با دانش‌آموز خود رفتار می‌کنند، این رفتار محترمانه است یا توهین‌آمیز؟ همه موارد در این نوع از سرمایه موثر بوده و در تعیین سرنوشت و میزان تحصیلات یک فرد موثر است.

حتی قرار گرفتن یک مدرسه در یک محل خاص هم در تعیین میزان تحصیلات کودکان موثر است. این که مدرسه یک فرد در یک محله بالای شهر و فرهنگی که همه اهل علم و مطالعه هستند و یا اهل تجارت، بر میزان تحصیلات یک فرد موثر است. بنابراین با توجه به سرمایه اجتماعی مدرسه می‌توان گفت که یک دانش‌آموز با دیگران در ارتباط است یا کاملا ایزوله است؟ در سوئد دانش‌آموزان تنها ۱۷۶ روز در مدرسه حاضرند و بقیه آن آزادند. این که دانش‌آموزان در سوئد چه کاری انجام می‌دهند بسیار مهم است. نتایج تحقیقات در سوئد نشان می‌دهد دانش‌آموزانی که در ایام خارج از مدرسه مشغول یک «فعالیت گروهی» هستند، هم نمرات بهتری را در مدرسه کسب می‌کنند و هم از لحاظ روحی بسیار قوی‌تر از کسانی هستند که اوقات خود را به تنهایی و در منزل می‌گذرانند و هم این‌که تمایل بسیار بیشتری برای ادامه تحصیل دارند.

بنابراین این امکانات (کلان، خرد و میانه) است که در میزان تحصیلات یک فرد موثر است نه دارا بودن یک ژن خوب. 

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 6:27
زنان معترض جزیره هنگام

اعتماد / سمیره حنایی

جزیره هنگام را امروز به صیادان زنش می‌شناسند؛ زنانی که سال‌هاست بدون حمایت قانونی دل به دریا می‌زنند. صیادانی که نه مجوز صید دارند و نه کارت ملوانی و بیمه. این زنان این روزها سوژه هر مستند و گزارش خارجی و داخلی‌اند. سال گذشته بحث بر سر صدور مجوز صیادان زن جزیره هنگام بالا گرفت. تابستان ۹۹ اداره‌کل شیلات هرمزگان فراخوانی برای متقاضیان دریافت مجوز صید صادر کرد. از بین ۵۰ زن که نام نوشتند، ۳۰ نفر انتخاب شدند. برای نخستین‌بار در کشور، به زنان صیاد جزیره هنگام وعده مجوز صید دونفره داده شد.

این نوع مجوز حرف‌وحدیث‌های بسیاری را به دنبال داشت. صیادان و اهالی جزیره از مجوز نصف‌ونیمه ناراضی بودند. اداره‌کل شیلات هرمزگان، پنجم مرداد ۱۴۰۰ موافقت اصولی صدور مجوزهای صید را صادر کرد. تا به امروز اما هیچ زنی برای دریافت مجوز صیادی اقدام نکرده است. هنگامی‌ها و صیادان به لیست ۳۰ نفره اعلام شده برای دریافت مجوز اعتراض دارند. «فریدون همتی»، استاندار سابق هرمزگان نیز در نامه‌ای به اداره‌کل شیلات استان اعتراض صیادان را اعلام کرد. او در نامه‌اش خواستار بررسی لیست نهایی تایید شده شد. اداره‌کل شیلات هرمزگان اما می‌گوید اسامی نهایی را نهادهای محلی جزیره تایید کرده‌اند که مجدد در آن بازنگری نمی‌شود.

زنان صیاد در یک قدمی دریافت مجوز، بالاخره از تسهیلات و حقوق قانونی صید برخوردار می‌شوند؟ از سفرم به جزیره هنگام بیش از یک‌سال می‌گذرد. سفری در روزهای گرم تابستان، زیر سایه کرونا. آن روزها رسانه‌های مختلف دولتی و غیردولتی از اعطای مجوز صید زنان جزیره هنگام می‌گفتند. دست زنان جزیره اما خالی بود. شیلات استان می‌گفت مجوز مشترک می‌دهد؛ شیوه‌ای که پیش از آن در کشور سابقه نداشت. همه‌ چیز گنگ و ذهن‌ها پر از پرسش بود.

صیادان قدیمی جزیره مانند «حوا» و «صغری» و «محفوظه» نمی‌دانستند که با مجوز اشتراکی چگونه کار کنند. «سمیه» اما به همین مجوز هم راضی بود. می‌گفت یک مدرکی باشد کارمان راه بیفتد. هزینه هنگفت سوخت و تعمیر قایق، روزگار را برای‌شان سخت‌تر کرده بود.

«فریدون همتی»، استاندار سابق هرمزگان در یکی از سفرهایش به جزیره هنگام وعده صدور مجوز صید را به زنان صیاد داده بود. اداره‌کل شیلات هرمزگان نیز اعلام کرد که در هفته دولت سال ۹۹ مجوزهای صید اعطا می‌شود. هفته دولت از راه رسید اما زنان صیاد مجوزی دریافت نکردند. به گفته اهالی، شیلات تا مدت‌ها پاسخ درست و کاملی در مورد زمان اعطای مجوز به صیادان نمی‌داد. با انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ ترکیب شورای جزیره هنگام نیز تغییر کرد.

اداره‌کل شیلات هرمزگان بالاخره طی مصاحبه‌ای در تابستان ۱۴۰۰ اعلام کرد که موافقت اصولی مجوز صید زنان هنگام در پنجم مردادماه صادر می‌شود. موافقت اصولی و فهرست نهایی زنان واجد شرایط دریافت مجوز صید اعلام و صادر شد. از زمان صدور موافقت اصولی تاکنون سه ماه می‌گذرد. هیچ‌کدام از زنان جزیره هنگام اما برای دریافت مجوز صید اقدام نکرده‌اند.

صیادان جزیره به بی‌عدالتی که در فهرست نهایی صیادان صورت گرفته، معترضند. صیادان جزیره به فهرست نهایی اعلام شده از سوی شیلات معترضند. آنها می‌گویند اسامی بدون درنظر گرفتن شروط اولیه مجوز، اعلام شده است. به گفته آنها برخی از کسانی که واجد شرایط دریافت مجوز هستند، جایی در فهرست ندارند. صیادان زن جزیره هنگام خواستار تجدیدنظر در فهرست اعلامی هستند .
فهرست اسامی واجد شرایط تخصیص مجوز صیادی زنان هنگام، نام ۳۰ زن را نشان می‌دهد. در ستونی از این فهرست، صیادان زن از ۷۰ تا ۲۵ امتیازدهی شده‌اند. این امتیازدهی در کارگروه تخصصی صدور مجوز انجام شده است. طبق گفته محلی‌ها، در بین اسامی نهایی، چهار نفر تاکنون به دریا نرفته‌اند. هفت زن نیز با داشتن مجوز صید همسرشان، نام‌شان در لیست واجدان شرایط دریافت مجوز است. این در حالی‌ است که صراحتا از سوی اداره‌کل شیلات اعلام شده است که تنها کسانی که هیچ مجوز صیدی در خانه ندارند، می‌توانند مجوز بگیرند. چهار نفر نیز ساکن دایم جزیره نیستند و شغل دیگری دارند. سکونت در جزیره و سرپرست خانوار بودن نیز از شرایط اولویت دریافت مجوز اعلام شده بود. درواقع از بین ۳۰ نام اعلام شده، تنها ۱۵ نفر شرایط دریافت مجوز صیادی را با ضوابط اعلام شده دارند.

غفلت در اولویت

شورا یکی از سه نهادی است که از ابتدا تاکنون در جریان صدور موافقت اصولی مجوز صید زنان جزیره هنگام نقش داشته است. سراغ «عادل حسنی هنگامی»، رییس شورای جدید جزیره هنگام می‌روم. او می‌گوید فهرست اسامی پیشنهادی در شورای دور گذشته به شیلات قشم ارسال شده است. طبق گفته او در فهرست نهایی اعلام شده، اسامی از یک تا ششم اولویت‌بندی شده است. حسنی ادامه می‌دهد: «از ۵۰ زن، ۳۰ نفر انتخاب شدند. اسامی این افراد از طریق شیلات قشم به تهران ارسال و موافقت اصولی‌شان صادر شده است».

پس از صدور موافقت اصولی، به شورا و دهیار هنگام اعلام شده است که این ۳۰ نفر برای تایید و کارهای اولیه مجوز به شیلات قشم مراجعه کنند. عادل حسنی این لیست ارسالی و تایید شده را ناعادلانه می‌داند. او می‌گوید: «کسی که زیر پوشش کمیته امداد است، از قلاب و ماهیگیری هم چیزی نمی‌داند برایش موافقت اصولی صادر شده است. کسی که اولویت پنجم دریافت مجوز است، در اولویت اول قرار گرفته‌. از سوی دیگر، کسانی که اولویت نخست بودند، در اولویت ششم جای گرفتند».

حسنی در مورد واکنش زنان صیاد به فهرست اعلام شده می‌گوید: «زنان خواستار بررسی مجدد فهرست و اعتراض‌شان به استاندار هرمزگان شدند». به گفته رییس شورای هنگام، دادستانی هرمزگان نیز از اداره‌کل شیلات استان خواسته تا به این موضوع رسیدگی کند. او می‌گوید: «شیلات اما همچنان مصر است که لیست اعلامی را تغییر نمی‌دهد. می‌گوید سه نهاد محلی جزیره اسامی را تایید کرده‌اند.»

ابهام در تعهد

اعتراض مردم علاوه ‌بر فهرست اسامی و اولویت‌بندی‌ها، به شیوه دریافت موافقت اصولی و مجوز است. زنان صیاد باید به گروه‌های دونفره تقسیم شوند. در دفتر اسناد رسمی تعهد بدهند که تنها صاحب سه بخش از مجوز صیادی هستند. زنان پس از تعهد محضری، مجوز به نام دو نفرشان به عنوان ناخدا صادر می‌شود. عادل حسنی می‌گوید علت مراجعه به دفتر اسناد رسمی و دادن تعهد برای صیادان نامشخص است. «وقتی مجوز درنهایت به نام دو زن صادر می‌شود، علت تعهد محضری چیست؟ این موضوع مانند مجوز دونفره، هنوز برای مردم شفاف نیست.

از سوی دیگر شیلات می‌گوید یک مجوز را در دفتر ثبت به چهار نفر واگذار کرد. این موارد برای خیلی‌ها معنایی ندارد». به گفته او تاکنون کسی به دفتر اسناد رسمی مراجعه نکرده است. این مرحله و عدم توضیح مناسب از علت آن، باعث توقف زنان از گرفتن موافقت اصولی شده است. حسنی در مورد صدور مجوز صید دونفره مردان در جزیره می‌گوید: «چنین چیزی وجود ندارد. در جزیره هنگام ۶۰ مجوز صیادی تک نفره برای مردان صادر شده است. هر قایق علاوه‌ بر ناخدا می‌تواند چهار ملوان داشته باشد.»

فعلا خبری از تجدیدنظر نیست ۱۵ زن صیاد پس از صدور موافقت اصولی به شورای جزیره هنگام نامه نوشتند. آنها در این نامه خواستار تجدیدنظر در اسامی اعلامی شدند. ۱۲ مردادماه ۱۴۰۰، دهیار و شورای جزیره هنگام در نامه‌ای به فریدون همتی، استاندار سابق استان هرمزگان، موضوع اعتراض زنان صیاد را اعلام کردند. در متن این نامه آمده است: «با توجه به بررسی به عمل آمده، مشخص شد تعدادی از این نامبردگان، صیاد و ساکن جزیره هنگام نیستند. تعدادی اصلا دریاروی ندارند و کارمندند. این موضوع باعث اعتراض زنانی شده که الحق و الانصاف از راه ماهیگیری امرار معاش می‌کنند».

فریدون همتی نیز در نامه‌ای به اداره‌کل شیلات استان، خواستار رسیدگی به موضوع اعتراض شد. تا به امروز اعتراض زنان صیاد هنگامی به جایی نرسیده است. موافقت اصولی‌های صادر شده هم دردی از زنان دوا نکرده. تلاش‌ها برای تغییر اسامی اعلام شده تا به امروز نیز بی‌نتیجه مانده است. برای اطلاع از عدم تجدیدنظر در اسامی زنان صیاد به اداره‌کل شیلات هرمزگان می‌روم. «ابراهیم عالی‌زاده»، معاون صید و بنادر استان هرمزگان، در گفت‌وگوی اختصاصی با روزنامه «اعتماد» از جزییات صدور مجوز صیادی زنان و شیوه انتخاب صیادان زن می‌گوید.

فهرست اسامی زنان واجد شرایط دریافت مجوز صیادی در جزیره هنگام بر چه اساسی اعلام شده است؟ اداره‌کل شیلات چه مواردی را در نظر گرفته است؟ فراخوان صدور مجوز صیادی زنان، براساس شیوه‌نامه اعلامی از سوی سازمان شیلات ایران به اداره‌کل شیلات استان هرمزگان اعلام شد. پس از فراخوان ۵۰ نفر از افراد واجد شرایط ثبت‌نام کردند. دو معیار اصلی برای دریافت مجوز وجود داشت. چند معیار نیز برای اولویت‌بندی دریافت مجوز واجدان شرایط بود.

معیارهای اصلی مهم عبارتند از: سکونت در جزیره، عدم دریافت مجوز صید تاکنون و نداشتن مجوز صید در خانواده (همسر) بود. معیارهای اولویتی هم شامل سن، وضعیت شغل، سرپرستی خانوار، خانواده شهدا و غیره بود. پس از این برای ۵۰ پرونده تشکیل شده، از دهیاری، شورا و تعاونی صیادی جزیره هنگام استعلام گرفته شد. پس از تایید معیارها از سوی این سه نهاد، کارگروه تخصصی برای صدور مجوز در جزیره هنگام تشکیل شد. نماینده جامعه صیادی، نماینده شیلات شهرستان قشم، بخشدار شهاب، نماینده استانداری، «مریم یگانه»، مدیرکل امور بانوان و خانواده استان و نماینده اداره‌کل شیلات در این کارگروه حضور داشتند. در این کارگروه پرونده‌ها بررسی شد. از بین ۵۰ پرونده، ۳۰ نفر که اولویت اصلی و بیشترین امتیاز را داشتند، انتخاب شدند.

زنان صیاد و اهالی جزیره هنگام به فهرست اسامی تایید شده معترضند. به گفته آنان کسانی که تاکنون حتی صیادی نکرده یا حتی ساکن دایم جزیره نیستند، نیز اسم‌شان در بین اولویت‌های اول دریافت مجوز وجود دارد. از سوی دیگر، کسانی که شرایط دریافت مجوز را دارند، نام‌شان در فهرست نیست. صیادان درخواست تجدیدنظر در فهرست اسامی تایید شده را دارند. استاندار نیز دستور بررسی این موضوع را داده است. دلیل شیلات برای عدم تغییر فهرست مذکور، درحالی که استاندار دستور تجدیدنظر در فهرست اسامی را صادر کرده، چیست؟

دستوری از سوی استاندار مبنی بر تجدیدنظر قطعی در فهرست اعلام شده وجود ندارد. تنها نامه‌ای از سوی استاندار به شیلات ارسال شده است که درخواست بررسی فهرست را داشت. شیلات هم پاسخ داد که از سه مرجع محلی استعلام گرفته شده که اسنادش هم موجود است. اگر بی‌نظمی صورت گرفته از سوی نهادهای محلی بوده که شیلات از آن تاییدیه فهرست اسامی را دریافت کرده است. اداره‌کل شیلات براساس تاییدیه‌های نهادهای محلی که اهالی جزیره را به خوبی می‌شناختند، اقدام کرده است. اسامی تایید شده از سوی دهیاری، شورا و تعاونی صیادی جزیره هنگام تایید شده‌اند.

امکانی برای تغییر یا بازبینی در فهرست اسامی واجد شرایط مجوز وجود دارد؟ برای بازبینی فهرست اسامی در آینده پیش‌بینی شده است. قبل از دادن مجوز، تعهدی محضری از متقاضیان دریافت مجوز گرفته می‌شود. در آن قید شده است که اگر خلاف آنچه ارایه شده، ثابت شود، در آینده شیلات می‌تواند مجوز را باطل کند.

یکی از شروط دریافت مجوز برای صیادان زن متاهل، نداشتن مجوز صیادی توسط همسرشان بود. این شرط نادیده گرفتن استقلال شغلی زنان صیاد نیست؟ یک زن چگونه می‌تواند از مجوز صید همسرش استفاده کند؟

در این جزیره صیادان زن بدون هیچ مزاحمتی فعالیت می‌کردند. برای نخستین‌بار از شیلات کشور برای زنان جزیره درخواست مجوز صیادی داده شد. هدف اهدای مجوز به زنانی بود که خانواده‌شان نیز از هیچ مجوز و تسهیلاتی بهر‌ه‌ای نبردند. با مجوز می‌توان از یارانه سوخت و بیمه برای فعالان در شناور استفاده کرد. این امکان باید به گونه‌ای باشد که کل خانواده را پوشش دهد. وقتی یک مرد سرپرست خانواده مجوز صید را از شیلات دریافت و برای خانواده‌اش استفاده کرده، بهتر است مجوز جدید برای استفاده و بهره‌رسانی به خانواده دیگر باشد.

تاکنون چند صیاد زن در استان مجوز صیادی را دریافت کرده و شروع به فعالیت کرده‌اند؟ تا صدور مجوز اصلی باید مراحل مختلفی طی شود که زمانبر است. موافقت‌ اصولی ۳۰ زن صیاد جزیره هنگام صادر شده است. مثلا در اداره ثبت شناوران باید شناورشان را ثبت کنند. گواهی ایمنی دریانوردی دریافت کنند. مهم‌ترین بخش اما صدور موافقت اصولی بود که انجام شده است. در کل استان هرمزگان، حدود پنج درصد مالکان شناورها زنان هستند.

iran-emrooz.net | Sun, 17.10.2021, 6:22
آزارجنسی زنان را از محیط کار حذف می‌کند

گزارشی از آزارجنسی زنان شاغل در شرکت‌های عمرانی

بر اساس گزارشی که توسط «آکادمی چراغ» منتشر شد در محیط‌های کاری که به محیط‌های مردانه موسومند، آزار جنسی بیشتر رخ می‌دهد. در واقع این مجموعه‌ها بستر بیشتری برای وقوع آزار جنسی فراهم می‌کنند؛ محیط‌های عمرانی یکی از این موارد است. این گزارش به روایت‌های آزار جنسی زنان در مشاغل گوناگون مانند مهندسی معماری، عمران و ایمنی می‌پردازد:

پیشنهاد رابطه جنسی در کنار انجام وظایف شغلی، از مصادیق آزار جنسی است که بعضا از طرف کارفرما صورت می‌گیرد. لیلا معمار است و به نظر او زنانی که در محیط‌های کاری موسوم به مردانه مشغول به کار هستند بیشتر در معرض آزار جنسی قرار می‌گیرند. او درباره تجربه خود گفت: «چند سال پیش برای یک پروژه عمرانی بزرگ به مصاحبه دعوت شدم. کارفرما از مصاحبه ابراز رضایت کرد و من غرق در رویابافی برای اشتغال در کار مورد علاقه‌ام بودم؛ با پیام‌های پیمانکار رویای من جای خود را به کابوس داد. او گفت یکی از قوانین پذیرش نیروی مورد اعتماد ایشان همکاری همه جانبه است. در این صورت مبلغی تحت عنوان پاداش به حقوق اضافه خواهد شد. خیلی صریح پاسخ دادم هر نوع ارتباطی به غیر از چهارچوب محیط کاری برایم قابل قبول نیست، پیشنهادش را نپذیرفتم و دنبال کاری گشتم که شرط پذیرش آن مهارتم باشد. من سال‌ها درس خوانده و تلاش کرده‌ام اما محیط‌های ناامن کاری سبب شده بسیاری از زنان معمار در شغل‌های مطلوب‌شان کار نکنند».

در برخی مواقع مطرح کردن تجربه آزاردیده با نزدیکانش سبب محدودیت او می‌شود. دوست‌پسر لیلا برای جلوگیری از مواجهه او با آزار جنسی در محیط کار پیشنهاد شغل در شرکت خودش را مطرح کرد: «وقتی موضوع را به او گفتم برای عدم تکرار تجربیات این چنینی پیشنهاد داد در شرکتش مشغول به کار شوم. اما من به دو دلیل تمایلی به این کار ندارم، اول اینکه زمینه کاری ما مرتبط نیست. همچنین، کار در شرکت او باعث می‌شود احساس کنم کنترل می‌شوم؛ هویت مستقل من به حاشیه رانده شده و خودم را به عنوان زنی می‌ببینم که تنها زیر سایه یک مرد احساس امنیت می‌کند».

بعضی برخوردهای صورت گرفته با آزارگر منجر به نتیجه به نفع آزاردیده می‌شود اما همچنان انگشت اتهام به سوی زنی است که قربانی آزار جنسی است. الناز مهندس معمار است. او درباره تجربه‌اش از آزار جنسی گفت:«یکی از همکارانم هنگام صحبت با من به سینه‌هایم زل می‌زد و یا به بهانه‌های مختلف سعی می‌کرد با من حرف بزند. هر زمان من و همکار خانم دیگرم مشغول صحبت بودیم تمام حواسش به حرف‌های ما بود و به طور کلی در فضای کاری معذب بودم. موضوع را با همکاران خانم مطرح کردم. او مسئله را به مدیر اطلاع داد و نهایتا میز آن همکار آقا جابجا شد. پس از مدتی رئیس در جلسه‌ای به من گفت خانم فلانی شما خیلی بلند صحبت می‌کنی من حتی صلاح نمی‌دانم اسم یکدیگر را با صدای بلند بگویید. این تذکر مدیر بر مبنای بهانه همکار آزارگرم بود که گفت آن‌ها با بلند صحبت کردن نظر من را جلب می‌کنند. بعد از این موضوع تا مدت‌ها احساس شرم داشتم که مقصر اصلی من بودم».

یکی از باورهای غلطی که در جامعه رواج دارد این است که مرد متاهل نمی‌تواند آزارگر باشد؛ مرد آزارگری که متاهل است در پوشش فردی که در یک رابطه متعهدانه است به زنان نزدیک شده و با آن‌ها رابط صمیمانه‌ای ایجاد می‌کند. شیلا کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه یک شرکت است، به نظر او زندگی به عنوان یک زن مستقل او را بیشتر در معرض آزار جنسی قرار می‌دهد: «اگر در محل کار بفهمند زنی مستقل هستی و تنها زندگی می‌کنی به اشکال مختلف تلاش می‌کنند به تو نزدیک شوند. من در هر شرکتی که کار کردم با این موضوع روبرو بودم؛ مردانی که با تو صمیمی می‌شوند و مسائل جنسی بین خود و همسرشان را تعریف می‌کنند و در نهایت به تو پیشنهاد رابطه جنسی می‌دهند».

آزارگری که در موضع قدرت است از موقعیت خود به عنوان، استاد، مدیر، سرپرست و…. برای آزار جنسی زنان بهره می‌برد. آنان در جایگاه فرادست با پیشنهاد پروژه، کار، ارتقاء شغلی تلاش می‌کنند به زنان نزدیک شده و آنان را مورد آزار قرار دهند. نیاز به درآمد و کار یکی از مواردی است که زنان را وادار به سکوت و تحمل شرایط می‌کند. نسترن به عنوان مهندس ایمنی در پروژه عمرانی مشغول به کار بود. او به پیشنهاد کارفرما در یک کارگاه آموزشی ثبت‌نام کرد. وقتی وارد کلاس شد برخلاف تصورش که یک کلاس گروهی است تنها استاد، خود و کارفرما در کلاس حضور داشتند: «تعجب کردم که چطور یک کلاس ده نفره به دو نفر کاهش یافت. در صندلی پشت کارفرما نشستم؛ او در طول کلاس به بهانه‌های مختلف به عقب برمی‌گشت. فکر کردم که از روی جزوه من یادداشت‌ برداری می‌کند. بعد از یکی دو جلسه یک روز من را به اتاقش دعوت کرد تا با هم صحبت کنیم. گفت توانایی من خیلی بیشتر از پروژه فعلی است و موقعیت شغلی بالاتری پیشنهاد داد. پیش خودم فکر کردم چقدر مهارت بالایی دارم که میخواهد با این سن و سابقه کم مسئولیت کار بزرگتری را به عهده بگیرم. همینطور که صحبت می‌کردیم بهم نزدیک شد و دستش را روی پهلویم گذاشت. شوکه شده بودم و نمی‌توانستم حرف بزنم. سعی کردم خودم را عقب بکشم. او گفت چرا ساکت شدی، ادامه بده؛ برایت فلان حقوق را در نظر گرفته‌ام. ایستادم و گفتم من در کارگاه کار دارم و اتاق را ترک کردم. نمی‌دانستم چه کار کنم کسی بالاتر از او نبود که شکایت کنم. ذهنم درگیر مشکلات مالی‌ام بود. نگران قسط و بدهی‌هایم بودم، اگر استعفاء بدهم و کار دیگری پیدا نکنم چه اتفاقی برایم می‌افتد؟ چند روز بعد دوباره من را به اتاقش دعوت کرد و ازم پرسید تصمیمم را گرفته‌ام؟ حتی پیشنهاد داد برایم خانه‌ای نزدیک پروژه جدید اجاره می‌کند و خودش نیز همخانه‌ام می‌شود؛ با گریه اتاق را ترک کردم. از همان ماه پاداش ماهیانه‌ام کم شد و حقوقم به حداقل رسید. احساس ناامنی می‌کردم و عرصه هر روز بر من تنگ‌تر می‌شد؛ درنهایت استعفاء دادم».

آزار جنسی گاها در مجموعه‌هایی رخ می‌دهد که فرد به واسطه شغل خود به آنجا مراجعه می‌کند. سارا مهندس عمران است؛ برای پیگیری پرونده‌ای به سازمان نظام مهندسی می‌رود. به علت کرونا ساعت کاری کارمندان کاهش پیدا کرده و به جز معاون کسی آنجا حضور نداشت. از معاون در مورد پرونده‌ها پرسید. او در اتاقی را باز کرد و گفت خودش پرونده را پیدا کند. سارا به اتاق رفت و معاون بعد از او وارد اتاق شد و ابتدا از ظاهرش تعریف کرد؛ سپس به او نزدیک شد، دستش را در دستانش گرفت و بوسید. سارا شوکه شده بود و دنبال راهی برای فرار بود. وقتی که معاون خواست بغلش کند به او گفت عقب برود و سریع از اتاق بیرون رفت. از آنجا بیرون آمد و سپس با سازمان کل نظام مهندسی تماس گرفت و موضوع را شرح داد: «با خانمی از اعضای هیئت مدیره صحبت کردم. اولین واکنشش این بود که اسم فرد را پرسید؛ من نگفتم چون می‌دانستم اداره دوربین دارد و خودشان به راحتی می‌توانند پیگیری کنند. ظاهرا با او برخورد خاصی نکردند اما متوجه شدم کارمندها طبق برنامه سر کار می‌آیند و دیگر محیط آنجا در ساعات کاری خلوت نیست».

نکوهش قربانی یکی از واکنش‌های غلطی است که از سمت اطرافیان و بعضا روانشناسان رخ می‌دهد. سارا موضوع را با دوست‌پسر خود مطرح کرد: «وقتی ماجرا را برای او تعریف کردم اول دلداری‌ام داد اما بعد از مدتی طوری صحبت می‌کرد انگار من مقصر بودم. می‌گفت چرا عکس‌العمل شدیدی نشان ندادم و باعث شدم او تلاش کند در آغوشم بگیرد. موضوع آزار مزید بر علت شد تا بدترین دوران افسردگی عمرم را سپری کنم. تصمیم گرفتم مسئله را با یک روانشناس مطرح کنم. صحبت‌های اولیه را انجام دادیم؛ ایشان معتقد بود باید بر آن بخش از شخصیت من تمرکز کنیم که سبب این اتفاق شد. احساس کردم من را مقصر می‌داند که سبب شد جلسات درمان را ادامه ندهم. من با خواندن روایت‌های زنان دیگر در فضای مجازی متوجه شدم من هیچ تقصیری در این اتفاق ندارم؛ از سرزنش خودم دست کشیدم و سبب شد احساس بهتری پیدا کنم».

در بعضی موارد وقتی آزارگر با واکنش آزاردیده روبرو می‌شود عنوان می‌کند شوخی کرده تا از مسئولیت خود شانه خالی کند. مینو مهندس عمران است و مدیریت پروژه بزرگی را به عهده داشت. سرمایه‌گذار که مردی میانسال بود به بهانه‌های گوناگون خود را به او نزدیک می‌کرد. مینو درباره تجربه‌اش گفت:«یک روز وقتی در آبدارخانه تنها بودم از پشت شانه‌هایم را لمس کرد. من اعتراض کردم و او گفت شوخی می‌کند؛ من از آنجا خارج شدم. اگرچه موضوع به همان روز ختم نشد. در جلسات دستش را روی زانویم می‌زد و من با چشم غره پس می‎‌زدم. آزارها ادامه داشت و اصلا توجهی به اعتراضات من نمی‌کرد. از آنجایی که ایشان رئیس من بود جایی برای شکایت وجود نداشت؛ من هم تلاش می‌کردم در موقعیتی قرار نگیرم که با او تنها باشم و فاصله‌ام را حفظ می‌کردم. یک روز از من خواست برای کاری به سوله برویم. در آنجا به من نزدیک شد و گفت اجازه دارم ببوسمت. خیلی ترسیدم، دستش را پس زدم و از او فاصله گرفتم و گفتم نمی‌خواهم، عصبانی شد و با حالت قهر آنجا را ترک کرد. ادامه آن شرایط برایم غیرممکن بود و با آنکه موقعیت شغلی خوبی بود استعفای خود را نوشتم و آنجا را ترک کردم».

ظاهر موجه آزارگر در محیط کاری سبب می‌شود آزاردیده نتواند موضوع را با دیگران مطرح کند، زیرا نگران است مورد اتهام قرار گیرد. حمیده مهندس معمار است؛ یکی از همکارانش که از نظر همه فرد مومن و موجهی بود به بهانه‌‎های مختلف بدن او را لمس می‌کرد: «در کار همیشه نگران بودم با او تنها باشم؛ کارم را زودتر تمام می‌کردم تا قبل از او مجموعه را ترک کنم. به روش‌های گوناگون سعی می‌کرد بدنم را لمس کند. یک بار از پشت بند سوتینم را فشار داد یا وقتی می‌خواست موس را از من بگیرد دستم را لمس می‌کرد. آخرین بار ناگهان دستش را وسط پاهایم گذاشت. همان لحظه بلند شدم، کامپیوتر را خاموش کردم و از شرکت خارج شدم؛ هفته بعد استعفا دادم».

آزار جنسی تنها در محیط‌های کاری ایران اتفاق نمی‌افتد. مهسا مهندس معمار است و در شرکتی در ترکیه کار می‌کرد. به نظر او فارغ‌التحصیلان معماری به علت احساس ناامنی در کار ساختمانی حضور در دفاتر طراحی و محاسباتی را ترجیح می‌دهند. چند سال پیش که او ناظر یک پروژه ساختمانی بود، از کارگری خواست تا کارش را دوباره و بهتر انجام دهد. این موضوع سبب شد او به تجاوز تهدید شود و بعد از آن دیگر کار نظارت انجام ندهد. مهسا پس از آن در شرکت دیگری مشغول به کار شد. رئیس شرکت نگاه‌های آزاردهنده‌ای داشت و همواره راجع به ظاهر کارمندان اظهار نظر می‌کرد. مهسا از تجربه خود گفت: «یک بار نقشه پروژه بزرگی را روی میز پهن کرده بودم و مجبور بودم برای کار روی آن مدام خم و راست شوم. آن روز پیراهن پوشیده بودم؛ مدیرم به اتاقی در پشت سرم رفت و تا آخر کارم از آنجا خارج نشد؛ نگاه‌های خیره‌اش بسیار آزاردهنده بود. تکرار موارد این چنینی سبب شد پس از شش ماه کارم را ترک کنم».

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 23:29
زنان، نخستین قربانیان خشک‌شدن هورالعظیم

شرق / زهرا اکرمی

خوزستان، این سرزمین خیر و برکت، این روزها در شرایطی تنها مانده که نخلستان‌ها خشک شدند و برخی از دامداران هم با تلف‌شدن دام‌ها آسيب ديده‌اند؛ اما خواسته مردم احیای تالاب‌ها و رودخانه‌ها، توقف انتقال آب برای اهداف غیرشرب و زندگی در شهرهای‌شان است. این بخشی از صحبت‌های فعالان مدنی در خوزستان است. صدای خوزستان هرچند در روزهای اول به گوش رسید؛ اما درنهایت در هیاهوی موج‌های کرونا، انتخابات، اتفاقات افغانستان و هزار اتفاق ریز و درشت دیگر گم شد. هر‌چند بعد از هر اتفاقی ما به زندگی عادی خود برگشتیم، اما برای مردم این شهر چیزی عوض نشده است. گشتی در بین مردم و گفت‌وگو با فعالان منطقه این حقیقت را به‌خوبی روشن می‌کند.

عاطفه بروایه، مدیرعامل سمن زنان ریحانه، درباره مسئله آب در خوزستان می‌گوید: مسئله آب ساده و واضح بیان شده و مطالبه اول مردم خوزستان این است که هیچ آبی با اهداف غیرشرب از این استان انتقال داده نشود. به‌طورکلی حقابه عادلانه به مردم خوزستان داده نمی‌شود و حالا هم که آب باز شده، جواب‌گوی یکی، دو ماه آینده است و دوباره چند ماه آینده وضعیت به روز اول برمی‌گردد؛ اما مردم خوزستان می‌خواهند هورالعظیم زنده شود و کارون و کرخه مثل گذشته دائمی جریان داشته باشند. ما خواهان لغو طرح اختصاص آب در شورای ملی آب هستیم.

دیگر آبی وجود ندارد، نخلستان‌ها و گاومیش‌ها از بين رفتند، حیات هور از بین رفته و چیزی برای امرار معاش وجود ندارد. نکته مهم‌تر این است که بروایه تأکید می‌کند. «عده‌ای سعی در ترویج این تفکر دارند که مشکل خوزستان مدیریت‌ِ ناکارآمد است؛ اما مسئله ما صرفا مدیران و مسئولان و بی‌برنامگی آنها نیست؛ بلکه حرف ما این است که لزومی نداشت در مناطق کویری صنایع آب‌بر راه‌اندازی و برای تأمین آب آن یک جلگه سر‌سبز خشک شود. این دو نکته از هم متفاوت هستند». بنابراین تب‌و‌تاب خرید آب معدنی برای این جمعیت هم فقط تقلیل خواسته‌های مردم بود تا جایی که این فعال مدنی آن را شگردی می‌داند که نتوانست در برابر آگاهی مردم خوزستان بایستد.

«به نظر می‌رسد مطالبات مردم خیلی واضح است؛ مگر اینکه کسی نخواهد آن را بشنود. استان خوزستان پنج رودخانه پر‌آب دارد و بیشترین آب کشور در این استان متمرکز بود. زمین‌های کشاورزی استان خوزستان جلگه‌ای هستند و خوزستان همیشه از نظر آب و کشاورزی زمین خیر و برکت و نعمت بود؛ اما براثر انتقال آب، سدسازی‌ها و خشک‌کردن هورالعظیم برای استخراج نفت به این روز افتاده است».

اما نکته مهم‌تر از نظر بروایه این است که از روز اول اعتراضات مسیر و هدف توسط زنی که گفت «مظاهرات سلمیه» و تمام خواسته ما آب و خاک است، مشخص شد. «این ویدئوی کوتاه به سمبل مطالبات مردم خوزستان بدل شد؛ چراکه تاریخ چندین دهه را در اولین روز اعتراضات خلاصه کرد که نشان‌دهنده اوج شعور مدنی مردم بود. به عبارت دقیق‌تر، مشخص شد که مردم درک مطالبه بحق حقوق مدنی را دارند؛ اما بزرگ‌ترین رویداد این بود که این مسئله از زبان یک زن برای همه نمایان شد».

چرا زنان اولین قربانی خشک‌شدن هورالعظیم هستند؟

او در ادامه درباره آثار خشک‌شدن هور بر زندگی زنان می‌گوید: باید به این نکته توجه شود که بحث حیات وحش، دامداری، کشاورزی، زندگی و نفس‌کشیدن مردم در این اعتراضات مطرح بوده است که زنان اولین قربانی آن هستند. از طرفی فقر یکی از مهم‌ترین عوامل خشونت علیه زنان است و فقر ناشی از خشکسالی موجب پایین‌آمدن سن ازدواج دختران و در نتیجه ازدیاد کودک‌همسری خواهد شد. در شرایط بی‌آبی مدیریت خانه، پخت‌وپز، نظافت و مسائل بهداشتی همگی با مشکل مواجه خواهد شد. مسئول جمع‌آوری آب نیز معمولا زنان و دختران هستند که این شرایط آنها را وادار به کولبری آب می‌کند که ابتدایی‌ترین آثار آن بروز مشکلات جسمی-مفصلی است؛ بنابراین زنان اطراف هور یا کرخه واقعا به ستوه آمده‌اند.

از مهاجرت اجباری تا خودکشی به خاطر تلف‌شدن دام‌ها

زینب محمدآوی، کارآفرین و فعال حوزه زنان عرب، نیز مهم‌ترین خواسته مردم خوزستان را آب عنوان می‌کند؛ اما می‌گوید: آب مورد نیاز ما با آب معدنی که برایمان فرستاده شد و پول کلانی هم بابت آنها جمع شد، خیلی متفاوت است. ما درمورد ماندن در سرزمین خودمان و اشتغال به کارهای همیشگی مثل کشاورزی، دامداری و صید ماهی و طیور می‌جنگیم.

امنیت آبی یکی از ضلع‌های امنیت است که مردم جنوب آن را از دست داده‌اند؛ چرا‌که تمام رودخانه‌های ما خشک شده و در نتیجه این وضعیت روستاییان مهاجر که دیگر قادر به کشاورزی نیستند، از ۲۰ سال پیش تاکنون مجبور شدند از روستاهای شادگان، سوسنگرد، هویزه، آبادان، خرمشهر، شوش و... برای پیدا‌کردن شغل به اهواز بیایند. این افراد در نهایت مجبور می‌شوند در حاشیه اهواز ساکن شوند که از آسیب‌های اجتماعی پر شده است؛ بنابراین از طرفی اهواز به شهری ناامن تبدیل شده و از طرف دیگر مهاجران نمی‌توانند خود را با زندگی شهری وفق دهند؛ چرا‌که این شرایط را در شأن خود که زمانی مستقل بودند و شغل خود را داشته و درآمد بالا داشتند، نمی‌دانند.

خواسته اصلی مردم این است که بتوانند در شهرهای خود بمانند و مجبور به ترک دیار نشوند و برای این هدف باید حقابه مردم داده شود. او همچنین از یک مورد خودکشی و یک مورد سکته که خبر موثق آن را دارد، به خاطر از‌دست‌دادن دام خبر می‌دهد و می‌گوید: در سال‌های اخیر شاهد موارد متعدد سکته به‌خاطر ازدست‌دادن دام‌ها بودیم. به‌تازگی هم فردی که ۹ گاومیش، هر‌کدام به قیمت ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان را در مدت دو روز از دست داد، سکته کرد.

حضور تاریخی زنان

ماجرای حضور زنان در این اعتراضات هم بخشی از ماجراست و از آنجایی اهمیت پیدا می‌کند که صدای یک زن که فریاد می‌زند «تظاهرات مسالمت‌آمیز است» به‌طور گسترده دست به دست شد. این صدا هم نماد شیوه اعتراضات مردم خوزستان بود و هم از این بابت که صدای یک زن در یک جامعه مردسالار نماد اعتراضات شد، مهم بود؛ اما این حضور که حالا به چشم خیلی از مرکزنشینان آمده، این سؤال را مطرح می‌کند که آیا حضور زنان خوزستان در مناسبات اجتماعی موضوع جدیدی است؟ این حضور چه تاریخی دارد؟

آصف بیات، محقق و نویسنده، در نوشته‌های خود بارها بر ابزارهایی که از طریق آنها مردم عادی جوامع خود را تغییر می‌دهند، اشاره کرده است. او معتقد است مردم بیشتر به آنچه «نا جنبش» نامیده، روی می‌آورند که عبارت است از اقدامات جمعی میلیون‌ها فعال فردی که در میادین، کوچه‌پس‌کوچه‌ها، دادگاه‌ها یا اجتماعات انجام می‌گیرد. این تعریف بیات به‌خوبی حضور و بروز زنان خوزستان و حتی زنان حاشیه در دیگر استان‌ها را توصیف می‌کند.

عاطفه بروایه، مدیرعامل سمن زنان ریحانه اهواز، در ادمه صحبت‌هایش درباره حضور و بروز زنان می‌گوید: حضور زنان عرب در عرصه اجتماعی اتفاق جدیدی نیست. در دوران جنگ شش‌هزارو ۴۲۸ زن براثر بمباران شهید شدند. نمونه بارزی از زنان مقاومت، مجیده نگراوی است که در زمان جنگ چهار اسیر عراقی را به‌تنهایی به اسارت گرفت و بارها نیز از ایشان تقدیر شده است؛ اما این تنها حضور تاریخی زنان‌ عرب در جنگ نیست که مؤثر بوده؛ بلکه آنچه اکنون اهمیت دارد، شکل جدید مبارزه زنان با قتل‌های ناموسی است.

«حداقل در یک سال اخیر شاهد بودیم تصویر یا نام زنانی که قربانی قتل‌های ناموسی یا ازدواج اجباری شدند، منتشر شد که این موضوع بی‌سابقه بود. تاکنون هیچ وقت اسم، تصویر و نام قبیله‌ای که در آن قتل رخ داده، منتشر نمی‌شد. در یکی از این موارد زمانی که یک دختر‌بچه در مقابله با ازدواج اجباری با پسر‌عمویش خودکشی کرد، باز هم زنان تصویر و قصه او را در فضای مجازی پخش کردند. در خبرساز‌شدن قتل فاطمه ...، یک زن بود که تصمیم گرفت سکوت را بشکند. این نشان می‌دهد زن‌ها ساختن پایگاه خبری خود را آغاز کرده‌اند و دیگر منتظر تأیید یا همراهی مردان نمی‌مانند».

او انتشار نام‌ها و تصاویر زنان قربانی را یک نوع تابوشکنی می‌داند و جدیدترین تابوشکنی را هم حضور زنان در اعتراضات خوزستان عنوان می‌کند که در همه آنها خود زن عامل بوده و نکته جالب‌تر این است که در تمام این تابو‌شکنی‌ها، فعالان حقوق زن یا زنان روشنفکر و تحصیل‌کرده آغازگر نبودند؛ بلکه زنان عامی این امکان را به فعالان زن دادند که خواسته آنها را دنبال کنند. به عبارت دقیق‌تر، زنان تاکنون تریبون نداشتند؛ اما حالا با عمومی‌شدن فضای رسانه، حضور زنان بروز پیدا کرده است. بحث سوم هم این است که امروزه آگاهی جامعه بالا رفته و یک عامل اینکه اکنون حضور زنان به چشم آمده، همین آگاهی زنان و در کل جامعه عرب است.

چهره‌ای کمتر دیده‌شده از حضور زنان

اما زینب محمدآوی، کارآفرین و فعال حوزه زنان عرب که درباره زندگی زنان در طایفه‌ها بیشتر می‌داند، به شکل‌های دیگری از حضور تاریخی زنان از‌جمله رجز‌خوانی، تشویق و احیای روحیه مردان در کنار میدان نزاع‌های طایفه‌ای و شعرسرایی زنان اشاره می‌کند. «زنان از گذشته در زندگی روستایی، علاوه‌بر مشارکت در کشاورزی، اداره زندگی و در مواردی روستا را بر‌عهده داشتند. رسومی در زندگی روستایی وجود دارد که اساسا زن‌ها آنها را پایه‌گذاری کردند؛ اما هیچ‌وقت به آنها پرداخته نشده است».

اما چهره‌ای که بیشتر مورد تأکید این فعال حوزه زنان عرب قرار دارد، روضه‌های محلی حاوی درد‌دل زنان است. بخشی از این شعرها حالا در دست تحقیق است. اما به‌طورکلی در پاسخ به این سؤال که کدام حضور اجتماعی زنان عرب دیده نشده، می‌گوییم نویسندگی و شعر‌گویی زنان بی‌سواد عرب که شعرهایی پر‌معنی در شادی و غم می‌گفتند.

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 20:36
چرا زنان از نوبل ۲۰۲۱ سهمی نداشتند؟!

همه برندگان جوایز نوبل پزشکی، فیزیک و شیمی امسال (سال ۲۰۲۱) مردان بودند اما این روند و برگزیدن مردان به عنوان برندگان این جوایز بعد از چند سال درخشانی که زنان داشتند و طی آن موفق به دریافت جایزه شدند، برای زنان چندان غیرطبیعی هم نیست!

به گزارش ایسنا، در سال ۲۰۲۰ جایزه نوبل شیمی به طور مشترک به “امانوئل شارپنتیر”و “جنیفر ای دودنا” برای توسعه روشی برای ویرایش ژنوم(قیچی ژنتیکی کریسپر/cas۹) تعلق گرفت. آندرآ اِم. گز(Andrea M. Ghez) اخترشناس آمریکایی نیز به همراه دو مرد دیگر، نوبل فیزیک ۲۰۲۰ را دریافت کرد. اما در میان برندگان جوایز نوبل علمی سال ۲۰۲۱ نام هیچ زنی دیده نمی‌شد.

وقتی در سال ۲۰۱۸ از استریکلند (دونا استریک‌لند/Donna Strickland جایزه نوبل فیزیک) پرسیده شد، پس از برنده شدن چه احساسی داشته، گفت: در ابتدا تعجب آور بود، چرا که تعداد کمی از زنان موفق به دریافت این جایزه شده‌اند. من در دنیایی که بیشتر مردان شانس برنده شدن این جوایز را دارند، زندگی می‌کنم. بنابراین دیدن تعداد زیاد مردانی که موفق به دریافت جایزه نوبل می‌شوند چندان تعجب‌آور نیست.

کم بودن تعداد برندگان زنی که موفق به دریافت جایزه نوبل شده‌اند، سوالاتی در مورد محرومیت زنان از تحصیل و فعالیت آنها در مشاغل علمی و کم ارزش بودن مشارکت زنان در کارهای علمی ایجاد می‌کند. طی قرن گذشته محققان زن، راه زیادی را طی کرده‌اند اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد چندان به زنان مشغول در زمینه‌های “علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات” (STEM) توجه نمی‌شود.

مطالعات نشان داده زنانی که در این زمینه‌ها مشغولند برای پیشرفت با موانع جدی روبرو هستند. این تعصبات و نادیده گرفتن زنان، در زمینه‌هایی که تحت سلطه مردان است شدیدتر نیز هست و در آنجا نه تنها توجهی به زنان نمی‌شود بلکه اغلب کم اهمیت نیز تلقی می‌شوند. این تعصب حتی برای زنان “ترنس”(transgender) و یا افراد دارای “جنسیت غیر دودویی”(Non-binary gender) نیز شدیدتر است.

اخیرا بنیاد جایزه نوبل به دلیل اهدای بیشترین جوایز نوبل به مردان مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. از سال ۱۹۰۱ تاکنون تنها ۵۹ زن یا ۶.۲ درصد از کل برندگان، زنان بوده‌اند. “گوران هانسون” دبیرکل آکادمی نوبل در پاسخ به این سوال که چرا تمام جوایز نوبل علوم سال جاری به مردان اهدا شده می‌گوید: می‌پذیرم که زنان بسیار کمی در این رقابت هستند اما این جایزه در نهایت به کسانی که واقعا شایسته این جایزه هستند، تعلق می‌گیرد. ما تصمیم گرفته‎ایم در آکادمی نوبل سهمیه‌بندی جنسیتی یا نژادی نداشته باشیم. ما می‌خواهیم جوایز به دور از هرگونه سهمیه‌بندی نژادی و جنسیتی و به افرادی که کشف مهمی انجام داده‌اند اهدا شود و این رویکرد هم‌راستا با روح آخرین وصیت “آلفرد نوبل” است.

بنابر گزارش ای. بی. سی نیوز تنها ۲۳ زن تاکنون برنده جایزه نوبل پزشکی، فیزیک و شیمی شده‌اند.

اگر اوضاع توجه به حقوق زنان و حقوق برابر آنها در برابر مردان در حال بهتر شدن است، پس سوالی که پیش می‌آید این است که چه عواملی سبب می‌شوند بازهم زنان نتوانند آن گونه که باید به درجات بالای علمی دست یابند و از دریافت جوایز مهم محروم شوند؟!

تفکر قالب سنتی این است که زنان ریاضی را دوست ندارند و در علم خوب نیستند. البته گفتنی است هم مردان هم زنان این دیدگاه را دارند اما محققان کاملا این دیدگاه را رد می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهد دختران و زنان نه به دلیل ناتوانی در درک و شناخت این موضوعات بلکه به دلیل مواجهه زودهنگام و تجربه علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات(STEM)، سیاست آموزشی، زمینه فرهنگی، تفکر قالب و عدم قرار گرفتن در معرض الگوهای مناسب از آموزش علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات اجتناب می‌کنند.

طی چند دهه گذشته با مقابله با این کلیشه‌ها و تفکرها و افزایش حضور زنان در زمینه علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات تلاش بسیاری صورت گرفته است که این رویکردها مفید نیز بوده است. تعداد زنانی که طی این سال‌ها به مشاغل حوزه علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات علاقه‌مند شده و به تحصیل در رشته‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات در کالج پرداخته‌اند، افزایش یافته است.

در حال حاضر زنان نیمی از افراد شاغل حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی را تشکیل می‌دهند و بسیاری از زنان در کارهای علمی دخیل هستند. بر اساس گزارش موسسه فیزیک آمریکا، در حال حاضر ۲۰ درصد زنان موفق به دریافت مدرک کارشناسی فیزیک و ۱۸ درصد موفق به دریافت مدرک دکتری فیزیک می‌شوند و این افزایش تعداد زنان موفق به کسب مدرک دانشگاهی در رشته فیزیک در مقایسه با سال ۱۹۷۵ بسیار ستودنی است چرا که در آن زمان تنها ۱۰ درصد زنان موفق به دریافت مدرک کارشناسی رشته فیزیک و ۵ درصد موفق به دریافت مدرک دکتری فیزیک می‌شدند.

در حال حاضر تعداد بیشتری از زنان در مقطع دکتری رشته‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات فارغ التحصیل می‌شوند و می‌توانند استاتید دانشگاه شوند اما باید گفت آنها هنگام پیشرفت در حرفه تحصیلی و کاری خود با موانع زیادی روبرو می‌شوند. زنان فعال در حوزه‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات با موانع ساختاری و نهادی متعددی روبرو هستند.

تمامی افراد برنده نوبل پزشکی، شیمی و فیزیک سال ۲۰۲۱

علاوه بر مسائل مربوط به عدم توازن درآمدی بین جنسیت‌ها، ساختار حاکم بر محیط‌های علمی و دانشگاهی اغلب باعث می‌شود که زنان نتوانند آن گونه که باید در محیط کار خود پیشرفت کنند و همین موضوع باعث ایجاد مشکلاتی در ایجاد تعادل بین تعهدات کاری و زندگی آنها می‌شود. محققان زن فعال در حوزه آزمایشگاهی نیز باید برای پیشرفت در حوزه کاری خود سال‌ها وقت خود را در آزمایشگاه بگذارند که این موضوع مشکلاتی در حفظ تعادل بین کار و زندگی، تعهدات خانوادگی و مسائل مربوط به نگهداری فرزند برای انها ایجاد می‌کند.

علاوه بر این، کار در محیط‌های کاری تحت سلطه مردان باعث می‌شود زنان احساس منزوی شدن کرده و گاهی مورد آزار و اذیت نیز واقع شوند. هنگامی که تعداد کارمندان زن یک مجموعه کمتر از کارمندان مرد باشد، زنان از قدرت کمتری برای دفاع از خود برخوردارند و بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند.

زنان اغلب از رویدادهای شبکه‌سازی و اجتماعی کنار گذاشته می‌شوند. البته گاهی مسائلی مانند مسئولیت‌های مراقبت از خانواده یا کودک و ناتوانی در استفاده از بودجه تحقیقاتی برای بازپرداخت مراقبت از کودکان سبب محروم شدن آنها در برخی رویدادها می‌شود. با این حال برخی دانشگاه‌ها، اتحادیه‌های تخصصی و سرمایه‌گذاران فدرال برای رفع این موانع ساختاری تلاش‌هایی کرده‌اند که می‌توان به ایجاد سیاست‌های سازگار با خانواده، افزایش شفافیت در گزارش حقوق، ارائه برنامه‌های برای راهنمایی و پشتیبانی از زنان دانشمند، حفاظت از زمان تحقیق برای زنان دانشمند و حمایت از تحقیقات اشاره کرد.

همه ما درباره اینکه یک دانشمند و برنده جایزه نوبل چگونه به نظر می‌رسد چندین نظر و ایده داریم که در بیشتر این تصورها مردها و به خصوص افراد سفیدپوست و مُسن حضور دارند که البته این تصویر ذهنی با در نظر گرفتن این موضوع که ۹۶ درصد از برندگان جوایز نوبل علمی مردان بوده‎اند، منطقی هم به نظر می‌رسد.

اینها نمونه‌ای از سوگیری/تعصب ناآشکار(Implicit bias) است و تحقیقات نشان می‌دهد که این سوگیری ناآشکار علیه زنان به ویژه متخصصان و دانشمندان زن بسیار زیاد است. این امر حتی در روند ارزش‌گذاری، قدردانی و اهدای بورس تحصیلی نیز صدق می‌کند. سوگیری‌های ناآشکار علیه استخدام، پیشرفت و به رسمیت شناختن کار زنان نیز دیده می‌شود. به عنوان مثال زنانی که به دنبال شغل دانشگاهی هستند، بیشتر بر اساس اطلاعات شخصی و ظاهرشان مورد بررسی و قضاوت قرار می‌گیرند. سوگیری ناآشکار می‌تواند بر توانایی زنان در انتشار یافته‌های تحقیقات و به رسمیت شناختن کار انها نیز تاثیر گذارد. مردان ۵۶ درصد بیشتر از زنان به مقالات خود استناد می‎کنند. همانند “اثر ماتیلدا” شکاف جنسیتی در تشخیص، برنده جایزه و استناد نیز وجود دارد. اثر ماتیلدا یک سوگیری است که طی آن به جای تقدیر و قدردانی از دانشمندان زن برای دستاوردهایشان، کارهایشان به همکاران مردی که با آنها کار کرده‌‏اند، نسبت داده شده و از آنها قدردانی می‌شود. افراد کمتر به تحقیقات زنان استناد می‌کنند و ایده‌های آنها بیشتر به مردان نسبت داده می‌شود. حتی زمان مراحل بازبینی تحقیقاتی که زنان به تنهایی آنها را انجام داده‌اند دو برابر زمان بازبینی تحقیقات مردان طول می‌کشد. حضور زنان در سمت‌هایی مانند ویراستاری مجلات، محققان ارشد و نویسندگان اصلی یک مطالعه نیز کمرنگ‌تر است.

حتی وقتی که یک زن به عنوان یک دانشمند درجه یک شناخته می‌شود، تعصبات ناآشکار حتی بر احتمال اینکه از او به عنوان سخنران اصلی یا مهمان دعوت شود تا یافته‌های تحقیق خود را به اشتراک بگذارد هم تاثیر می‌گذارد که این موضوع علاوه بر کمتر شناخته شدن، احتمال کاندید شدن او برای دریافت جوایز را نیز کاهش می‎دهد. همچنین برای زنان دانشمند و کشفی که آنها انجام داده‌اند احترام و ارزش چندانی قائل نمی‌شوند حتی تحقیقات نشان می‌دهد وقتی افراد در مورد دانشمندان و متخصصان مرد صحبت می‌کنند، بیشتر از نام خانوادگی آنها استفاده می‌کنند اما درباره زنان این موضوع برعکس است و بیشتر با نام کوچک از آنها یاد می‌کنند. اما شاید برایتان سوال شود که چرا این موضوع اهمیت دارد؟

پاسخ سوال این است که آزمایشات نشان می‌دهد افرادی که دیگران آنها را با نام خانوادگی‌شان صدا می‌زنند بیشتر شناخته شده و مشهور به نظر می‌رسند. حتی نتایج یک مطالعه نشان داد هنگامی که افراد دانشمندان را با نام خانوادگی آنها صدا می‌زنند این موضوع سبب می‌شود تا مردم ۱۴ درصد بیشتر آنها را مستحق دریافت جایزه ملی بنیاد علوم بدانند. گرچه مردان بیشترین برندگان جوایز علمی در طول تاریخ بوده‌اند اما خبر خوب این است که بازهم تحقیقات اخیر نشان می‌دهد در حوزه پزشکی، زنان در کسب جوایز پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌اند. اگرچه به طور متوسط ​​این جوایز معمولا از اعتبار پایینی برخوردار بوده و ارزش مالی کمتری نیز داشته‌اند.

با این حال امیدواریم طی سال‌های آینده شاهد پیشرفت و موفقیت تعداد بیشتری از زنان دانشمند در تمام حوزه‎ها باشیم.


برندگان نوبل شیمی ۲۰۲۰؛ دودنا (سمت راست) و شارپنتیر (سمت چپ)


برندگان نوبل فیزیک ۲۰۲۰؛ آندرا ام گز (سمت راست ) همراه با راجر پنروز(سمت چپ) و راینهارد گنزل (چهره وسط تصویر)


چهار زن برنده جایزه نوبل فیزیک (از سال ۱۹۰۳ تا ۲۰۲۰)
اسامی افراد از چپ به راست: “ماری کوری”، “ماریا گوپرت”، “استریکلند” و “گز”

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 18:39
تهاتر چای، برنج و خوراک دام با نفت

روزنامه توسعه ایرانی / مریم شکرانی

ایران به تهاتر نفت در برابر غذا رسیده است و حالا دولت سیزدهم برای تسویه پول‌های بلوکه شده ایران راهکار تهاتر نفت در برابر غذا را در پیش گرفته است. کابینه ابراهیم رئیسی و در راس آن محسن رضایی، معاون اقتصادی رئیس‌جمهور اعلام کرده است که تهاتر نفت در برابر غذا در دستور کار دولت قرار گرفته و در همین زمینه ابلاغیه‌ای در راستای حمایت از صادرات و تهاتر نفت با کالا صادر شده است. این موضوع در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از فعالان تجاری ایران معتقد هستند که این راهکار جوابگو نیست و برای اجرایی شدن آن گرفتاری‌های زیادی وجود دارد.

نفت می‌دهیم، چای و گندم  و برنج و ... می‌گیریم

پس از آنکه دولت حسن روحانی به صورت مکرر از آزادسازی قریب‌الوقوع پول‌های بلوکه‌شده ایران خبر داد و خبری نشد حالا دولت سیزدهم هم شانس خود را در این زمینه آزموده است. در ابتدای روی کار آمدن کابینه ابراهیم رئیسی، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه او چند باری از آزادسازی احتمالی پول‌های بلوکه ایران خبر داد و به طور مشخص به پول‌های بلوکه ایران در کره جنوبی اشاره کرد اما باز هم خبری نشد.

حالا دولت سیزدهم تهاتر نفت در برابر غذا را به عنوان راهکاری برای آزادسازی پول‌های بلوکه ایران در پیش گرفته است.

فرهاد نوری، معاون سازمان توسعه تجارت در گفتگو با مهر از تهاتر نفت در برابر واردات چای از سریلانکا خبر داده و گفته است که تهاتر نفت ایران در برابر چای سریلانکا فعال شده است.

او توضیح داده است: با توجه به اینکه چای ایرانی درصد کمی از سبد مصرفی خانوارهای کشور را پوشش می‌دهد و از طرف دیگر نیز ما جزو مصرف کنندگان عمده چای در دنیا هستیم و سالانه چندین میلیون دلار برای واردات این محصول هزینه می‌کنیم، مقرر شد در مقابل صادراتی که در حوزه مواد نفتی به سریلانکا داشته ایم، چای وارد کنیم و البته واردات چای از کشورهای دیگر صفر نمی‌شود اما وقتی طلبکار هستیم باید طلب را با نیازمان تهاتر کنیم.

نوری در ادامه تاکید کرده است: البته تهاتر فقط به صورت دوجانبه نیست بلکه می‌تواند سه جانبه نیز باشد؛ وقتی قرار است تهاتری انجام شود باید اقتصادهای مکمل این تهاتر را انجام دهند. کشور ما و عراق هر دو نفتی هستند و به نوعی رقیب محسوب می‌شوند بنابراین نمی‌توانیم در این حوزه تهاتر مستقیم داشته باشیم. در اینجا اگر یک کشور نفتی بخواهد از عراق خرید کند، ما می‌توانیم از آن کشور سوم خرید کنیم.

معاون سازمان توسعه تجارت همچنین عضویت ایران در پیمان‌های منطقه‌ای را یک روش موثر برای تسهیل تجارت برای ایران در شرایط تحریم دانسته و گفته است: ما تمایل زیادی برای پیوستن به اتحادیه‌های اقتصادی داریم؛ نکته مهم این است که تجارت با کشورها انجام می‌شود نه با اتحادیه‌ها. اتحادیه‌ها که ورود می‌کنند مثل اوراسیا و شانگهای کمک می‌کنند که سیاست‌ها بین کشورهای عضو، همسو شود. اما در نهایت بنگاه‌ها به کشورها کالا صادر می‌کنند و عملکرد اتحادیه‌ها صرفاً در راستای کاهش تعرفه‌ها و تسهیل و گسترش تجارت است.

این موضوع در حالی رخ می دهد که پیش از این هم بحث تهاتر نفت با برنج هندی مطرح شده است اما مشاور انجمن واردکنندگان برنج در این زمینه به تجارت نیوز گفته است: بحث تهاتر نفت با برنج هندی از سال ۹۸ مطرح شده، اما هیچ‌گاه جنبه عملیاتی پیدا نکرده است. حتی در دو سال گذشته قرار بود میان ایران و هند پیمان پولی امضا شود، اما جلوی آن گرفته شد.

وی گفت: چنانچه تهاتر نفت در برابر کالا‌های اساسی در عمل اجرا شود برای بخش‌خصوصی و هم دولت راحت‌تر است و تجارت هم آسان‌تر از گذشته و بدون بروکراسی اداری انجام می‌شود. در حقیقت واردکننده به جای اینکه دلار را از بازار تهیه کند معادل روپیه را به بانک عامل هند واریز می‌کند و از این پس تقاضا برای خرید ارز، قیمت دلار در بازار را دچار نوسان قیمت نمی‌کند و تجارت راحت‌تر از قبل می‌شود.

و البته تهاتر پول های بلوکه با خوراک دام هم موضوعی است که بارها مطرح شده است اما بسیاری از فعالان تجاری این موضوع را بسیار دشوار می دانند.

چرا تهاتر نفت در برابر غذا دشوار است؟

تهاتر نفت در برابر غذا ایده‌ای است که در زمان تحریم در دولت محمود احمدی‌نژاد هم مطرح شد و حتی بحث تهاتر گندم با روسیه و کشورهای حوزه خزر نیز مطرح شد اما در نهایت از نیاز چند میلیون تنی گندم فقط چیزی حدود ۱۰۰ هزار تن گندم با نفت تهاتر شد.

در این میان بحث تهاتر با نفت بین کشورهای عضو اوراسیا هم مطرح شده بود، که نمایندگان بسیاری از این کشورها در نشستی مشترک اعلام کردند که امکان این کار بسیار محدود است زیرا نیازهای تجاری کشورهای شریک ایران در غالب موارد با یکدیگر همخوانی ندارد و کالاهای مدنظر ایران یا برعکس در کشورهای عضو اوراسیا وجود ندارد یا به حد کافی و با کیفیت مطلوب نیست.

منصور پوریان، رئیس شورای تامین دام کشور هم در این زمینه به ایلنا گفته است اینکه گفته شده است در ازای صادرات دام نهاده وارد شود، این پروژه نمی‌تواند در عمل موفق باشد چراکه دام به کشورهای که از آنها نهاده وارد می‌کنیم صادر نمی‌شود. نهاده دام بیشتر از کشورهای آمریکای لاتین و روسیه وارد می‌شود. بنابراین تهاتر به این نحو در عمل موفقیت پذیر نخواهد بود.

بجز این بسیاری از فعالان تجاری اعتقاد دارند که با این روش هزینه تمام شده کالا بسیار گران تمام می‌شود و این موضوع برای شهروندان ایرانی و بازار داخلی که گرفتار تورم سنگین است به صرفه نیست. آنها همچنین به تورم سه رقمی برخی اقلام غذایی اشاره می کنند و می‌گویند که تسویه نفت با غذا در عمل هزینه‌های تجارت و حمل و نقل و در نهایت قیمت تمام شده کالا را بالا می‌برد و این موضوع به ویژه در حوزه مواد غذایی که بحث تهاتر آنها با نفت مطرح شده است، اهمیت بیشتری دارد چرا که تا همین جا هم مرکز آمار ایران در آخرین گزارش خود تورم نقطه به نقطه مواد غذایی در شهریور امسال را بالای ۶۲ درصد اعلام کرده و وزارت بهداشت هم گزارش داده است که گرانی و تورم مواد غذایی موجب بروز ناامنی غذایی در هشت استان ایران شده است و دولت باید هرچه زودتر به این موضوع ورود کند.

در حالی دولت سیزدهم در حال پیگیری راهکار تهاتر است که سیدعلی، معاون سابق ارزی معتقد است که تاکنون هیچ قرارداد تهاتری در اشل بزرگ اجرایی نشده است. به این ترتیب تهاتر بی‌تردید می‌توان زمینه‌ساز افزایش هزینه‌ها در ایران شود.

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 12:19
ایران در رتبه چهارم فرونشست زمین در دنیا

تمام دشت‌ها در ایران در حال فرونشست هستند. در برخی مناطق و منازل مسکونی شکاف‌های عمیقی ایجاد شده و آنجا را غیرقابل سکونت کرده است. علی بیت‌اللهی، مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی می‌گوید ایران رتبه چهار فرونشست زمین در دنیا را دارد و اگر همین حالا اقدامات لازم صورت نگیرد، ایران سرزمینی غیرقابل زیست می‌شود.

به گزارش تجارت‌نیوز، شکاف‌های عمیق در دل زمین و ترک‌های روی ساختمان‌ها در برخی از مناطق نشان از یک وضعیت بحرانی می‌دهد. برخی‌ها مجبور به ترک منازل مسکونی خود هم شده‌اند، مانند شهرک ۶ هزار نفری نیروی هوایی در اصفهان. این نتیجه فرونشست زمین در ایران است. به گفته کارشناسان اگر اقدامات جبرانی به موقع صورت نگیرد در سال‌های نه چندان دور تبعاتش دامن کل کشور را می‌گیرد. دیگر اثری از دشت‌های حاصلخیر نخواهیم دید و مهاجرت راهی است که مردم در پیش رو دارند.

علی بیت‌اللهی، مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی می‌گوید وضعیت فرونشست زمین در ایران بسیار بحرانی است و در میان کشورهای دیگر رتبه چهار را دارد. اما می‌توان با اقداماتی جلوی آن را گرفت و حتی آن را جبران کرد.

او بر این باور است اگر وضعیت در کشور از نظر تعداد چاه‌ها، برداشت آب از سفره‌های زیرزمینی و مدیریت نکردن کشت همین گونه پیش برود، همچنین میزان ریزش‌های آسمانی نیز در همین وضعیت باشد، کمتر از ۱۰ سال برای جبران فرونشست زمین فرصت داریم.

مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز، وضعیت فرونشست زمین در کشور را توضیح و راهکارهای مقابله با آن را هم شرح می‌دهد.

گزارش‌هایی از فرونشست زمین در نقاط مختلف کشور از جمله اصفهان، خراسان و تهران شده. وضعیت فرونشست در کشور چگونه است؟

در ایران بسیاری از شهرها در محدوده دشت‌ها گسترش پیدا کرده‌اند. در مناطق دشتی اگر از آب‌های زیرزمینی بی‌رویه استفاده شود به دنبال آن فرونشست زمین رخ می‌دهد. هر چقدر سازه‌ها و احداثی‌ها نزدیک این مناطق باشند بیشتر آسیب‌پذیر هستند.

تمام دشت‌ها در ایران در حال فرونشست هستند. در بسیاری از مواقع فرونشست‌ها اطلاع‌رسانی نمی‌شود چون در این مناطق احداثی نداریم. منظور از احداثی، ساختمان‌های مسکونی، فرودگاه و هر چیزی که به دست بشر صورت گرفته باشد.

تمام دشت‌های کشور در حال فرونشست هستند. در حال حاضر اصفهان نسبت به سایر شهرها ریسک فرونشست بسیار بالایی دارد.

مهم‌ترین آسیب فرونشست زمین چیست؟

ترک خوردن ساختمان‌ها، آسیب دیدن جاده‌ها و پل‌ها و خسارت است اما مهم‌ترین خسارت و بدترین ضربه‌ای که فرونشست به ما وارد می‌کند، این است که نفوذپذیری آب از بین می‌رود. یعنی اگر ده‌ها برابر اکنون نزولات جوی داشته باشیم امکان نفوذ به لایه‌های درونی زمین را ندارد. بنابراین روی زمین روان آب‌هایی تشکیل می‌شود که مواد مغذی خاک را با خود حمل می‌کند. در نتیجه دشت‌های حاصلخیز را به بیابان‌های بی‌حاصل تبدیل می‌کند.

با توجه به فرونشست‌های صورت گرفته در شهرهای مختلف ایران، وضعیت کدام منطقه بحرانی‌تر است؟

در تمام ۶۱۰ دشت در کشور، فرونشست اتفاق می‌افتد و عوارض بسیار خطرناک زیست محیطی دارد. اصفهان از نظر فرونشست نسبت به کل شهرهای ایران ریسک فرونشست بسیار بالایی دارد. زیرا بسیار پرجمعیت است، ساختمان‌های زیادی در آن احداث شده و آثار تاریخی زیادی دارد. مثلا درجنوب غرب تهران نرخ فرونشست زمین از اصفهان بیشتر است ولی باتوجه به نوع خاک اصفهان، آسیب دیدگی ساختمان‌ها و بناها در محدوده اصفهان به مراتب چشم‌گیرتر از تهران است.

خراسان رضوی، نیشابور و کاشمر نیز به طور جدی دچار فرونشست هستند. در برخی از مناطق منازل مسکونی دچار ترک‌خوردگی هستند. در همه این مناطق فرونشست باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد و منظور این نیست که در این مناطق خطرناک نیست. فقط اکنون در مقایسه اصفهان وضعیت بدتری دارد.

وضعیت زاینده‌رود در فرونشست زمین در اصفهان چقدر دخیل بوده است؟

یکی از چشمه‌های تغذیه‌کننده آبخوان دشت اصفهان، زاینده رود است. رودخانه‌ای که طی ماه‌های سال جاری باشد، مقداری از آب آن به طور طبیعی به زیر زمین نفوذ می‌کند. وقتی رودخانه را مسدود می‌کنیم، تعذیه سفره‌های آب زیرزمین اتفاق نمی‌افتد. از سوی دیگر اسخراج آب از طریق چاه‌ها به طور مستمر از زاینده‌رود ادامه دارد. نتیجه آن افت سطح آب زیر زمینی و فرونشست زمین است.

بالغ بر یک میلیون و ۴۰۰ هزار حلقه چاه در کشور داریم که از آب‌های زیرزمینی برداشت می‌کنند و موجب فرونشست زمین می‌شود.

آیا فرونشست زمین قابل پیشگیری و جتی جبران است؟

بشر نمی‌تواند در رخداد زلزله دخالتی کند اما فرونشست زمین قابل کنترل است. می‌توان اقداماتی داشت که فرونشست زمین به تدریج کم و کم‌تر تا متوقف شود. حوزه اثر سیل و زلزله تا یک شعاع خاصی است اما فرونشست زمین کل کشور را دچار می‌کند.

علت اصلی فرونشست زمین چیست؟

علت اصلی فرونشست زمین افت سطح آب زیرزمینی است. وقتی در کل کشور بالغ بر ۷۰۰ هزار حلقه چاه مجاز و به همین اندازه چاه غیرمجاز در کشور باشد و بی محابا آب زیرزمینی را از طریق چاه‌ها‌ بکشیم، سطح زمین پایین و پایین‌تر می‌رود و فرونشست اتفاق می‌افتد. به عبارتی بیش از یک میلیون و ۴۰۰ هزار چاه در کشور وجود دارد. طبق آمارهایی که داریم در استان تهران حدود ۵۰ هزار حلقه چاه مجاز و حدود ۴۰ هزار چاه غیر مجاز داریم. بنابراین نسبت چاه‌های مجاز به غیرمجاز به طور متوسط نصف به نصف است.

چه اقداماتی باید انجام شود تا سطح آب زیرزمینی افت پیدا نکند و بتوان از فرونشست زمین جلوگیری کرد؟

۱: باید چاه‌‌های غیرقانونی را مسدود کرد.
۲: در شیوه آبیاری باید تجدید نظر کنیم. وزارت جهاد کشاورزی باید شیوه‌های نوین آبیاری که باعث صرفه‌جویی است را در بین کشاورزان و باغداران ترویج دهد.
۳: مدیریت کشت و زرع داشته باشیم. مثلا در مناطق خشک و نیمه خشک مثل استان‌های فارس و اصفهان، کشت برنج و شالیزار مفهومی دارد؟ وقتی محصولاتی کاشت شود که نیاز به آب زیاد داشته باشد، کشاورز مجبور می‌شود آب زیادی از زیرزمین بکشد. وقتی هم آب زیادی از زیر زمین کشیده شود سطح آب در زیر زمین پایین رفته و فرونشست اتفاق می‌افتد.
۴: در فصولی که کشاورزی و نیاز آبی نداریم، از طریق تغذیه مصنوعی سفره‌های زیرزمینی، آب‌های حاصل از نزرولات جوی را به گودال‌های هدایت کنیم. آب از طریق این گودال‌ها کم کم به زیر زمین نفوذ می‌کند و سفره آب زیرزمینی را تغذیه می‌کند تا افت آب را جبران کند.

تمام این روش‌ها در برخی از کشورها انجام شده و جواب گرفته‌اند.

اگر به فرونشست زمین توجه نکنیم، در آینده‌ای نه چندان دور با بحران‌های امنیت غذایی، کشاورزی و مهاجرت مواجه می‌شویم.

آیا در ایران چنین اقداماتی صورت گرفته است؟

متاسفانه از سال ۷۸ تاکنون که خودم با این پدیده درگیر هستم، هیچ حرکتی محسوسی ندیدم. سرعت فرونشست زمین از اقدامات ما بیشتر است.

در آینده‌ای نه چندان دور با بحران‌های امنیت غذایی، کشاورزی، مهاجرت و موارد این چنینی مواجه می‌شویم. اگر امروز به آن توجه نکنیم این بحران‌ها در سطح کشور اتفاق می‌افتد.

اگر این راهکارها و اقدامات از همین الان شروع شود، چه مدت زمانی طول می‌کشد تا نتایج آن حاصل شود؟

همانطور که فرونشست زمین یک امر تدریجی است، کنترل آن نیز تدریجی است. تجربه نشان داده در محیطی که حدود ۱۰-۱۲ سانتی‌متر فرونشست داشته، با اقدامات به موقع در مدت ۳۰ سال این فرونشست را به صفر برسانند. البته به یکباره صفر نشده بلکه در طول این سال‌ها و تدریجی بوده است. باید اقدامات جبرانی را انجام داد در غیر این صورت سرزمین‌مان غیرقابل زیست می‌شود.

اگر در کشور همین روال باشد و از طرف دیگر ریزش‌های آسمانی هم همین میزان باشد، کمتر از ۱۰ سال برای جبران فرونشست زمین فرصت داریم.

با توجه به وضعیت فرونشست‌ زمین در کشور و کاهش ریزش‌های آسمانی در سال گذشته وضعیت چقدر بحرانی است؟

ایران رکوددار فرونشست زمین در دنیاست و رتبه چهارم فرونشست زمین با نرخ بالا را در دنیا دارد. وضعیت ما به طور شدید بحرانی است به طوری که نرخ فرونشست و دامنه آن به محدوده‌های شهری کشیده شده است. علاوه بر خسارات اقتصادی و اجتماعی، برخی از منازل مسکونی دیگر قابل زیست نیستند و دوامی ندارند. اگر به موقع اقدامی صورت نگیرد، دیگر وضعیت برگشت‌ناپذیر می‌شود و حتی اگر بعدها اقدام کنند، نتیجه‌ای ندارد.

اگر در کشور همین روال باشد و از طرف دیگر ریزش‌های آسمانی  هم همین میزان باشد، کمتر از ۱۰ سال برای جبران آن فرصت داریم. در غیر اینصورت وضعیت فرونشست زمین در کشور برگشت‌ناپذیر خواهد شد.

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 11:15
علت کندی اینترنت چیست؟ آغاز طرح صیانت؟

در روزهای اخیر کندی سرعت اینترنت باعث نگرانی بسیاری از کاربران و فعالان کسب‌و‌کارهای آنلاین شده و برخی این موضوع را به اجرای طرح صیانت از فضای مجازی مرتبط می‌دانند.

به گزارش تجارت‌نیوز، همزمان با جدی‌تر شدن اجرای طرح صیانت از فضای مجازی، کندی اینترنت‌های ثابت و خط‌‌وط تلفن همراه صدای گلایه بسیاری از کاربران را در آورده است.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اخیرا دلیل کندی اینترنت را وجود تحریم‌ها بیان و اعلام کرده است که این تحریم‌ها به اپراتورها اجازه نداده تجهیزات خود را سریع‌تر وارد کنند و پهنای باند شبکه خود را توسعه دهند.

به گفته رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی هم با آغاز سال تحصیلی جدید از مهر و برگزاری کلاس‌های دانشجویان و دانش آموزان به صورت مجازی میزان و حجم استفاده از اینترنت به صورت قابل توجهی افزایش یافته که این مساله موجب کندی سرعت اینترنت در برخی نقاط و در ساعات پیک استفاده شده است.

رئیس هیات مدیره شرکت شاتل هم می‌گوید که از دو ‌ماه پیش و زمان شروع فعالیت وزیر ارتباطات جدید تا امروز پهنای باند اینترنت کشور افزایش نداشته است. همچنین مجوز این افزایش ظرفیت پهنای باند، باید از سمت شورای عالی فضای مجازی صادر شود و چنین اتفاقی تا امروز رخ نداده است.

با توجه به گفته این مسئولان به نظر می‌رسد دلیل اصلی کندی سرعت اینترنت بیش از هر عاملی، نبود زیرساخت و پهنای باند مناسب است. این نشان می‌دهد اینترنت کشور ظرفیت لازم برای استفاده کاربران در شرایط خاص را ندارد. اما چرا کندی اینترنت با اجرای طرح صیانت اتفاق افتاده است؟

نشانه آغاز طرح صیانت؟

گزارش‌ها حاکی از آن است که همزمان شدن اجرای طرح صیانت از فضای مجازی و مشکل سرعت اینترنت باعث نگرانی بسیاری از کاربران و فعالان کسب‌وکارهای آنلاین شده است که امکان دارد به کندی اینترنت بی‌ربط نباشد. بخشی از کامنت‌های مخاطبان در زیر آمده است:

«بنظرم ‫صیانت‬ شروع شده، اینترنت ایرانسل خانگی ما در بدترین وضعیت سرعت و پایداری ممکن به سر می‌بره..»

«درحالی امروز زارع‌پور وزیر ارتباطات وعده اینترنت با سرعت چندگیگی داد که روزبه‌رور سرعت نت موبایل و خانگی کم‌تر می‌شود. ‏هنوز ‫طرح صیانت‬ اجرا نشده، سرعت اینترنت فاجعه شده‌ است.»

«‏جدا با این سرعت مزخرف اینترنت ‫طرح صیانت‬ می‌خوایم چکار؟ ‏بخدا ما با این سرعت هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم.»

کندی اینترنت در حالیست که به گفته مسئولان هدف ایجاد شبکه ملی اطلاعات این است که ظرفیت‌های اینترنت داخلی به اندازه‌ای تقویت شود که مردم برای رفع نیازمندی‌های خود نیازی به خارج نداشته باشند.

اما با توجه به ماهیت طرح صیانت می‌توان این نکته را در نظر گرفت که ممکن است برای ایجاد زیرساخت طرح صیانت، پهنای باند اینترنت بین‌المللی در حال کاهش یافتن و پهنای باند اینترنت بومی در حال جایگزین شدن است. اما مشکلات به وجود آمده در سیستم اینترنتی کشور نشان می‌دهد که طرح صیانت هنوز از زیرساخت‌‌های مناسب و کافی بهره‌مند نیست.

با به وجود آمدن مساله کندی اینترنت این سوال در ذهن مخاطبان ایجاد شده که با وجود این مشکلات، شبکه ملی اطلاعات توانایی اجرایی شدن را دارد؟

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 10:30
یک سال دیگر زندان برای نازنین زاغری

امتداد: حجت کرمانی، حقوقدان و وکیل نازنین زاغری از صدور و ابلاغ رای پرونده دوم نازنین زاغری در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران خبر داد.

به گفته این وکیل دادگستری بر اساس رای صادره در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب خانم نازنین زاغری به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و یک سال منع خروج از کشور محکوم شده بود. به این رای اعتراض شد و پرونده به شعبه ۵۴ تجدیدنظر ارجاع گردید و نهایتاً دادگاه تجدیدنظر بدون برگزاری جلسه رسیدگی رای دادگاه بدوی را عینا‌ً تایید کرده است.

لازم به ذکر است بر اساس کیفرخواست صادره در ۹۶/۷/۱۹، خانم زاغری متهم به «فعالیت تبلیغی علیه نظام» از طریق شرکت در تجمع مقابل سفارت ایران در لندن در سال ۱۳۸۸ و مصاحبه با شبکه بی‌بی‌سی فارسی است.

این وکیل دادگستری افزود: هرچند از نظر موکل و اینجانب رای صادره  منطبق بر موازین قانونی و شرعی نمیباشد، ضمن تمکین از رای صادره، پس از ارسال پرونده به اجرای احکام و با توجه به پرونده سابق خانم زاغری و اینکه قانوناً امکان اجرای این حکم وجود ندارد، اقدامات قانونی لازم انجام خواهد پذیرفت.

نازنین زاغری، شهروند ایرانی - بریتانیایی، در نوروز سال ۹۵ همراه دختر خردسالش برای دیدار با پدر و مادرش به ایران رفت اما در هنگام بازگشت به بریتانیا بازداشت و در محاکمه‌ای که جزئیات آن مشخص نیست، به اتهام جاسوسی به پنج سال زندان محکوم شد. او اتهاماتش را به طور کامل رد کرده است.

شماری از مقام‌های سیاسی در بریتانیا معتقدند که حکومت ایران با طولانی کردن این پرونده به دنبال دریافت طلب خود بابت قرارداد تانک‌های چیفتن در قبل از انقلاب است که حدود ۴۰۰ میلیون پوند برآورد می‌شود.

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 10:19
مغازله روسیه و اسرائیل! / صابر گل‌عنبری

روز دوشنبه ۱۸ اکتبر سی‌امین سالگرد تجدید روابط دیپلماتیک مسکو و تل آویو (پس از فروپاشی شوروری) فرا می‌رسد؛ اما چند روز پیش از آن، دیروز جمعه، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه و همتای اسرائیلی‌اش یائیر لاپید طی دو مقاله جداگانه در روزنامه یدیعوت احرونوت اسرائیل، این مناسبت را مغازله‌گونه گرامی داشتند. مضمون مقاله لاوروف حاوی گزاره‌های مهمی است که به شناخت درستی از سطح روابط مسکو و تل آویو، نگاه کرملین به آن، همچنین تاثیر آن بر مناسبات روسیه با دیگر کشورهای منطقه، مسائل و بحران‌های منطقه‌ای کمک می‌کند. هدف از کالبد شکافی این مقاله صرفا کمک به این شناخت است.

لاوروف در مطلع مقاله خود گرامی‌داشت سالگشت تجدید روابط با اسرائیل را “سرآغاز عهد تازه‌ای از تاریخ مشترک” می‌داند و پس از آن به مخاطبان اسرائیلی مقاله خود مفتخرانه یادآوری می‌کند که شوروی اولین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و از فراز و فرود روابط دو طرف طی دهه‌های پیش می‌گوید، اما درباره سطح مناسبات امروز می‌گوید: «با اطمینان می‌توانیم بگوییم که همکاری روسیه و اسرائیل موفقیت‌آمیز و متقابل است. با مرور زمان به شکل موفقی آزمایش خود را پس داده و کارآمد و فعال در همه عرصه‌ها به توسعه خود ادامه می‌دهد.»

وزیر خارجه روسیه اساس همکاری با اسرائیل را “قبل از هر چیزی گفتگوی سیاسی در بالاترین سطح و تماسی‌های پارلمانی پیشرفته و تشکیل گروه‌های دوستی” می‌داند و بر “نقش ویژه روابط انسانی در تقویت اصول متحد کننده روابط‌مان و ضامن ثبات و تداوم آن” و همچنین بر منافع مشترک در خصوص مقابله با نئونازیسم و تحریف تاریخ تاکید می‌کند.

لاوروف می‌افزاید: «گفتگوی روسی اسرائیلی از طریق وزارتخانه‌های خارجی دو کشور در حال پیشرفت است» و معتقد است که بدون تعاملی سازنده میان دیپلمات‌ها نمی‌توان مشکلات بین‌المللی و منطقه‌ای دارای اهمیت بالا را برای تضمین “آینده درخشان دو ملت روسیه و اسرائیل” حل کرد.

در این راستا نیز “تماس‌های متنوع” میان شورای امنیت ملی و وزارتخانه‌های دفاع را در جهت تقویت امنیت و ثبات بین‌المللی و منطقه‌ای “خوب” توصیف کرده و این ارتباط “منظم” را عاملی برای مراعات “منافع مشروع یکدیگر” می‌داند.

سپس بر اهتمام روسیه به تداوم رایزنی با “شرکای اسرائیلی” در مسائل امنیت و ثبات در خاورمیانه تاکید کرده و یک نکته کلیدی را به مخاطبان اسرائیلی خود گوشزد می‌کند که «همیشه توجه را به این حقیقت جلب می‌کنیم که راه‌ حل‌های جامع مشکلات منطقه لزوما باید منافع امنیتی اسرائیل را در نظر بگیرد. این یک اصل است.»

اما در خصوص منازعه فلسطین، لاوروف به تاکید بر راه حل دو کشوری بر اساس قوانین بین‌الملل، مذاکرات مستقیم میان اسرائیل و حکومت خودگردان و آمادگی مسکو برای میانجیگری اکتفا می‌کند و بر خلاف همتایان اروپایی و آمریکایی خود که معمولا در مقام کلام هم که شده از شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری انتقاد می‌کنند، اشاره‌ای به آن و حقوق فلسطینی‌ها نمی‌کند.

وزیر خارجه روسیه یادداشتش را با تاکید بر این باور خود به پایان می‌رساند که “منفعت مشترک” در حفظ این سطح بالای روابط است و بر وجود “فرصت‌های بیشتر” پیش روی روابط فیمابین “نه فقط برای تداوم آن بلکه برای غنی‌تر کردن تجربه مثبت همکاری چند منظوره”  تاکید می‌ورزد.

به هر حال، چنانچه گفته شد، هدف شناخت اهمیت متغیر اسرائیلی در روابط خارجی روسیه است. ناگفته پیداست که روابط با روسیه به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی و کشوری همسایه یک ضرورت است، اما باید بر اساس فهم و شناختی درست باشد تا انتظارات هم متناسب با آن شکل گیرد.

این شناخت به درک یکی از دلایل مهم رای مثبت روسیه به شش قطعنامه قبلی شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای ایران، چرایی سکوت همراه‌گونه در سوریه در قبال حملات اسرائیل کمک می‌کند و این که وقتی یک طرف اساسی معادلات منطقه، اسرائیل باشد سیاست دقیق روسیه چیست؟ و در کجای معادلات خاورمیانه و جنوب قفقاز ایستاده است؟ و این که چرا سیاست روسیه در قبال برجام پس از خروج آمریکا از آن با وجود حمایت‌های کلامی سیاسی از مواضع ایران مقرون به سیاستی عملی در جهت بهره مند کردن آن از منافع برجام و جبران حداقلی زیان‌های ناشی از خروج آمریکا از این توافق نشد.

واقعیت این است که به همان اندازه که ایران مناسبات خارجی خود را بر سنجه دشمنی و دوستی دیگران با اسرائیل تعریف می‌کند، روسیه نیز سیاستی مشابه و اعلام نشده را با ظرافت خاصی اعمال می‌کند.

iran-emrooz.net | Sat, 16.10.2021, 10:00
بازار صنایع دستی اصفهان راکد و هنرمندان منفعل

روزنامه ایران / حمیرا حیدریان

رکود کامل  بازار اصفهان را با ۱۹۷ رشته صنایع دستی دربر گرفته؛ مالیات‌های سنگین، اجبار به خرید مواد لازم برای ساخت صنایع دستی از واسطه‌ها و... انگیزه را از هنرمندان نصف ‌جهان گرفته و آنها را مجبور به انتخاب شغل دیگری‌ کرده است. ثبت جهانی اصفهان به عنوان شهر خلاق صنایع دستی در یونسکو هم نتوانست تضمینی برای این بازار باشد.

مرگ انگیزه‌ها در میان هنرمندان جوان صنایع دستی اصفهان

نایب رئیس هیأت مدیره اتحادیه صنف شهر صنایع دستی شهرستان اصفهان در گفت‌وگو با «ایران» ضمن گلایه از نبود هرگونه حمایت از سوی مسئولان در بخش صنایع دستی گفت: طی سال‌های اخیر خصوصاً دو سالی که ایران مانند سایر کشورها درگیر کرونا شده است اگرچه کرونا به چرخه صنایع دستی مانند سایر صنایع دیگر آسیب وارد کرده است اما آسیب جدی و اصلی را شرایط اقتصادی موجود به این بازار ارزشمند که حالا بیشتر اسمی از آن به جای مانده، زده است.

حبیب روزدار با بیان اینکه یکی از آسیب‌هایی که این روزها تهدید جدی برای بخش صنایع دستی اصفهان به شمار می‌آید بی توجهی به خلاقیت هنرمندان این صنعت است، افزود: در تمام دنیا از خلاقیت هنرمندان برای برندسازی و مهر اصالت یک هنر حمایت می‌شود. این در حالی است که در کشور ما خصوصاً استان اصفهان که مهد هنر و شهر اصفهان که شهر خلاق صنایع دستی محسوب می‌شود و در یونسکو جایی برای خود باز کرده است، هیچ نگاه و اهمیتی از سوی مسئولان نه تنها نمی‌شود بلکه اگر یک هنرمند با صدها انگیزه کار جدیدی را ارائه دهد چنان با بی توجهی و به هیچ انگاشتن این هنر را سرکوب می‌کنند که هنرمند دیگر به ادامه کار و خلاقیت فکر نمی‌کند. چون می‌داند هیچ پشتوانه و حمایتی نخواهد شد. دیگر بین هنرمندان برای به‌کارگیری خلاقیت و برندسازی انگیزه ای نمانده است.

وی با اشاره به اینکه اصفهان دارای چندین متولی و ده‌ها خواهرخوانده در بخش صنایع دستی است که می‌تواند زمینه ساز رشد این صنعت در سطح جهانی و ایجاد برندهای متعدد باشد اظهار داشت: متأسفانه با اینکه اصفهان مهد هنر است و برای تمام کشورها شناخته شده است اما به خاطر عدم سیاستگذاری درست و نبود برنامه جوانان هنرمند سرخورده شده‌اند چون می‌دانند هیچ کس برای هنر و خلاقیت آنان ارزش قائل نیست و اگر همان پتانسیل را در کار دیگری به کار بگیرند، جواب بهتری دریافت خواهند کرد.‌ همین باعث می‌شود بازار صنایع دستی روزبه‌روز راکدتر و رو به زوال برود.

این استاد قلم‌زنی یکی دیگر از مشکلات پیش روی صنایع دستی را سنگ‌اندازی مسئولان در بخش صادرات عنوان کرد و بیان داشت: جوانان و هنرمندان صنایع دستی دارای خلاقیت و هنر فراوانی در این صنعت هستند و می‌توانند آن را در صورت حمایت به سایر کشورها صادر و جایگاهی در بازار جهانی پیدا کنند اما به حدی بر سر راه آنها مانع قرار دارد که این بخش نیز مغفول مانده؛ از جمله این موانع پیش رو مالیات‌های سنگین است.

وی با اشاره به اینکه چین، ترکیه و تایلند از جمله رقبای ایران در صنایع دستی به شمار می‌آیند، تصریح کرد: در کشوری همچون ترکیه از صفر تا صد فعالیت یک هنرمند صنایع دستی برای مثال در حوزه نقره با ارائه انواع خدمات و تسهیلات مورد حمایت قرار می‌گیرد. در ایران نقره و طلا و مس وجود دارد و می‌توان آن را به طور خام با تسهیلات در اختیار بنگاه‌های کوچک و بزرگ قرار داد اما این کار هرگز انجام نمی‌گیرد. یک بنگاه‌دار و صاحب یک کارگاه کوچک مجبور است نیاز خود را از واسطه به نرخ چند برابر تهیه کند. چون دولت این مواد را تنها با وزن بالای ۷۰ تن در بورس ارائه می‌دهد. کارگاه‌های کوچک با توجه به نیازشان خرید می‌کنند و مجبورند از واسطه بگیرند. از سوی دیگر واسطه‌ها با خرید این حجم از مواد آن را به سه قسمت تقسیم کرده و با افزایش قیمت به تولیدکنندگان و متقاضیان می‌فروشند که همین عامل آسیب جدی به این صنعت زده است.

عضو هیأت مدیره اتحادیه صنایع دستی شهرستان اصفهان یکی دیگر از چالش‌های صنایع دستی را ایجاد طرح‌های جدید و بدیع بدون توجه به استانداردهای لازم دانسته و بیان کرد: گاهی در بازار صنایع دستی مشاهده می‌شود که طرح جدیدی بدون هیچ نظارت و ضابطه‌ای عرضه شده است و هیچ گونه توجهی از سوی مراکز ذیربط به آن نشده است و این موضوع وقتی نمود پیدا می‌کند که مسئولان بعد از مدتی متوجه آسیب آن به اصالت صنایع دستی می‌شوند و آن زمان تازه وارد عمل می‌شوند. در حالی که باید از ابتدا برای فرد هنرمند و محصولی که قرار است ساخته و عرضه شود یک شناسنامه و برچسب اصالت محصول از سوی میراث فرهنگی و دیگر دستگاه‌های ذیربط معین شود تا وقتی که کار ارائه می‌شود از همان ابتدا استانداردهای لازم را داشته باشد و هم از آسیب زدن به صنایع جلوگیری شود هم خلاقیت در سایه استانداردهای اصالت هنر پرورش یابد؛ کاری که تاکنون انجام نشده است و آسیب بزرگی به این صنعت وارد کرده است.

وی با اشاره به نبود سیاست‌های تشویقی و ارائه تسهیلات به تولیدکنندگان ادامه داد: یکی از برندهای بسیار مطرح در صنایع دستی اصفهان متعلق به یک جوان باانگیزه و خلاق است.

وی در حال حاضر ۴۳۰ نیرو را به صورت مستقیم با پرداخت حق بیمه استخدام کرده و به طور غیرمستقیم نیز برای ۲ هزار نفر ایجاد شغل کرده است. سودآوری بازار این صنعت جوابگوی هزینه‌های این بنگاه نیست و همین فشار اقتصادی، عدم گردش مالی و سود و ارزآوری باعث رکود و از بین بردن فعالانی می‌شود که با تمام توان و عشق خود به این کار روی آورده‌اند.

حبیب روزدار با بیان اینکه ۱۹۷ رشته صنایع دستی در اصفهان موجود است، یادآور شد: اگر آن طور که باید به صنایع دستی توجه شود براحتی می‌تواند جایگزین بازار نفت شود و این صنعت به قدری توانمند و دارای پتانسیل بالا است که اگر تمام جمعیت بیش از 80 میلیون نفری ایران به این صنعت روی آورند به جرأت می‌توان گفت که این بازار همچنان ظرفیت لازم برای تولید محصول و ارائه آن به بازار داخلی و خارجی را خواهد داشت. منوط بر اینکه بازار هدف با تمهیدات لازم شناسایی شده و موانع و چالش‌های آن از میان برداشته شود.

خلاقیت و نوآوری، طرحی برای نجات صنایع دستی اصفهان

رئیس اداره خلاقیت و نوآوری شهرداری اصفهان نیز گفت: با ارائه خلاقیت و نوآوری در طراحی محصولات جدید صنایع دستی، آن‌ها را از سیکل معیوب تولید صرفاً برای تزئین و قرار دادن در ویترین خارج سازند و با ارائه ایده‌های نو در کاربرد و اثربخشی آن در زندگی انسان‌ها نفوذ بیشتری داشته باشند.

علیرضا رفیعی با بیان اینکه ویژگی مشترک صنایع خلاق و صنایع دستی ذاتی بودن نوآوری و خلاقیت است، افزود: اصفهان سرآمد شهرهای خلاق صنایع دستی است، چرا که با ۱۹۷ رشته صنایع دستی مهد و زادگاه این حوزه از صنایع خلاق است. البته صنایع دستی باید با سلیقه‌های جدید و نیازهای زندگی امروز خود را سازگار و به‌روز کند.

وی نوآوری در صنایع دستی را به معنای ارائه طرح‌های جدید عنوان کرد و اظهار داشت: طراحان متخصص این رشته می‌توانند با در نظر گرفتن سلیقه‌های زندگی انسان امروزی و ارائه خلاقیت و نوآوری در طراحی محصولات جدید صنایع دستی، آنها را از سیکل معیوب تولید صرفاً برای تزئین و قرار دادن در ویترین خارج سازند و به‌گونه‌ای با ارائه ایده‌های نو در کاربرد و اثربخشی آن در زندگی انسان‌ها نفوذ بیشتری داشته باشند.

رفیعی با اشاره به اینکه امروزه بحث اصلی خلاقیت در صنایع دستی چیزی جز بازتعریف طراحی نیست که باید به صورت ویژه به آن توجه کرد و در دستور کار متولیان امر قرار داد، ادامه داد: اداره خلاقیت و نوآوری در حد توان این موضوع را در سال ۹۹ در دستور کار خود قرار داده تا با فراخوان مسابقه ملی طراحی در صنایع دستی کمک کند تا این خلأ بیشتر دیده شود، همچنین بازتعریف‌هایی در طراحی‌ها صورت گیرد تا به سمت رونق صنایع دستی گام برداریم.

وی با تأکید بر اینکه بحث صنایع دستی را می‌توان در دو محور اصلی پیگیری کرد بیان داشت: یکی محور داخلی که مهم‌ترین مانع و چالش، غیرکاربردی بودن صنایع دستی در زندگی روزمره شهروندان است که باید خلاقیت و نوآوری و به روز شدن و کارآمد شدن به کمک صنایع دستی بیاید تا این صنایع خلاق خود را بازتولید کند.

وی با اشاره به شعار «باید داستان اصفهان را با صنایع دستی خلاق برای جهانیان روایت کنیم»، عنوان کرد: بی شک رشد صادرات صنایع دستی، ثروت‌آفرینی برای شهر در پی خواهد داشت که به پویایی اقتصاد شهر کمک شایانی خواهد کرد. در این راستا استفاده از ظرفیت‌های شبکه شهرهای خلاق یونسکو فرصتی است که باید روی آن برنامه‌ریزی کرد.

iran-emrooz.net | Fri, 15.10.2021, 23:21
مسعود نیلی: هیج زمانی به اندازه امروز خطرناک نیست

مسعود نیلی در گفت‌وگویی شرایط کنونی اقتصادی کشور را تشریح کرد. از نگاه او شرایط تورمی در سال جاری با سال‌های گذشته متفاوت است. بنابراین نیاز به اتخاذ سیاستگذاری جدیدی در مقطع کنونی احساس می‌شود که درصورت عدم انجام این کار، بروز سیل ویرانگر تورمی در نیمه دوم سال محتمل است که تبعات مختلفی برای اقتصاد خواهد داشت.

به گفته او، متوقف کردن روند نگران‌کننده موجود تورم، امکان‌پذیر، اما در گرو اتخاذ تصمیمات سخت در مقایسه با تصمیمات بد است که برای یک دولت جدید، کاملا محبوبیت‌زداست. بنابراین دوراهی دشواری است. طبیعی است توصیه من همیشه اتخاذ تصمیمات سخت بوده و هنوز هم هست و تصمیم تصمیم‌گیرندگان هم همیشه سیاست‌های دیگری بوده و امیدوارم هنوز آن نباشد.

اولویت نخست سیاستگذاری

مجله «تجارت فردا» در ویژه نامه مشترک خود با «دنیای اقتصاد» گفت‌وگویی با مسعود نیلی درباره بزرگ‌ترین نگرانی این روزهای اقتصاد ایران انجام داده است. به گفته او، با وجود اینکه شرایطی که در آن به سر می‌بریم، بسیار سخت و پیچیده است، اما نکته بسیار مهم این است که بدانیم در شرایط بسیار سخت فعلی، نقطه آسیب‌پذیری اصلی ما کجاست. اگر از افراد مختلف سوال کنیم که در بین انبوه مشکلات موجود، حل کدام مساله باید به‌طور عاجل در اولویت قرار گیرد، قطعا پاسخ‌های مختلفی می‌شنوید؛ اما مشکلی که من می‌شناسم از همه مشکلاتی که برشمردید، مهم‌تر و در عین حال خطرناک‌تر است. این مساله به‌طور قطع و یقین تورم است.

او برای دلیل این گزاره خود بیان کرد: «در مقطع کنونی در شرایط بسیار خاصی از نظر تورم قرار داریم؛ چون تورم سال‌های اخیر و به‌ویژه سال‌های پیش‌رو، از اساس با تجربه تورم در گذشته اقتصاد ایران متفاوت است. در حال حاضر اقتصاد کشور به‌دلیل تورم به‌شدت ملتهب است. دیگر چالش‌های اقتصاد کشور بسیار مهم هستند و اگر افق بررسی را کمی گسترده‌تر کنیم، سیاستگذار باید درباره همه آنها تصمیم درست بگیرد؛ اما واقعیت این است که ما در کوتاه‌مدت در خطر هستیم و به جای اینکه بگوییم در چند سال آینده اقتصاد کشور به کدام‌سو می‌رود، باید توجه کنیم در ماه‌های پیش‌رو و در کمتر از یک‌سال آینده، ممکن است گرفتار چه وضعیتی شویم.» بنابراین تاکید من این است که یک‌بار دیگر روی موضوع تورم تمرکز کنیم؛ چون از این ناحیه خطرات زیادی جامعه ما را تهدید می‌کند.

سه تورم بالای ۳۰ درصد

نیلی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به روند تورم در کشور از انتهای دهه ۴۰ به بعد پرداخت. او بیان کرد که از سال ۱۳۳۸ تا قبل از ورود به دهه ۱۳۹۰، وقتی آمارهای اقتصادی را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم در طول ۵۲ سال، فقط دو سال تورم بالای ۳۰ درصد داشته‌ایم که سال‌های ۷۳ و سال ۷۴ بوده است. در سال ۷۳ تورم ۳۵ درصد داشتیم و در ۷۴ تورم به نزدیک ۵۰ درصد رسید. اما در طول دهه ۱۳۹۰ به تنهایی چهار سال تورم بالای ۳۰ درصد داشته‌ایم. در سال ۹۲ با تورم نزدیک به ۳۵ درصد مواجه شدیم و پس از آن، از سال ۹۷ به بعد، مستمرا تورم‌های بسیار بالا را تجربه کرده‌ایم و اینک با تورمی سنگین‌تر دهه جدید را آغاز کرده‌ایم. تورم اقتصاد ایران که در سال ۹۶، ۹٫۶ درصد بود در سال ۹۷ به ۳۱٫۳ درصد رسید. در سال ۹۸ به ۴۱٫۲ درصد و در سال ۹۹ هم به ۴۷٫۱ درصد رسید.

هدف از مرور آمارها این است که بگویم این وضعیت که تورم چند سال پشت سرهم بالای ۳۰ درصد باشد و هر سال مقدار قابل‌توجهی هم افزایش پیدا کند، هیچ‌وقت در اقتصاد ما تجربه نشده است. اینها را که من گفتم در مقیاس سال بود. حال اگر بازه زمانی بررسی را در مقیاس ماه قرار دهیم، می‌بینیم که تورم در ماه‌های مختلف ۱۴۰۰ هم سیر نگران‌کننده‌ای دارد. آمارها می‌گویند که از خرداد به بعد، تورم ماهانه دقیقا مطابق همان الگوی سالانه رو به افزایش مدام است. در فروردین، تورم ماهانه ۲٫۷ درصد بود که البته به‌طور معمول، تورم ماه فروردین بالاست. در اردیبهشت تورم کاهش داشته، در خرداد به ۲٫۵ درصد، در تیر به ۳٫۵ درصد و در شهریور هم به  ۳٫۹ درصد رسیده است.

توجه داشته باشید که در اقتصاد ایران، تابستان به‌طور متوسط نسبت به کل سال، معمولا کمترین تورم را داشته است. تورم ۱۲ ماهه هم در فروردین ۳۸٫۹ بوده، بعد به ۴۱ درصد رسیده، بعد به ۴۳ درصد و بعد ۴۴ درصد و بعد به ۴۵ و در نهایت به ۴۶ درصد رسیده. یعنی همین‌طور در ماه‌های اخیر از خرداد به بعد نشان می‌دهد تورم ما در حال افزایش است. این یک علامت است که نشان می‌دهد تحولات سیاسی کشور روی انتظارات تورمی به هر دلیلی اثر گذاشته است. نمی‌خواهم وارد بحث سیاسی شوم‌؛ اما به هر صورت اعداد و ارقام نشان می‌دهند که این اتفاق رخ داده است.

فشار بیشتر مناطق محروم

استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی‌شریف در قسمت دیگری از صحبت‌های خود درباره توزیع جغرافیایی تورم توضیح داد: «وقتی توزیع این تورم بالا را با همان ویژگی‌هایی که گفتیم در سطح استان‌ها ارزیابی کنیم، مشاهده می‌کنیم که تفاوت زیادی بین استان‌ها از نظر شدت تورم وجود دارد. بین استان‌هایی که تورم بالا دارند و استان‌هایی که تورم پایین دارند، بیش از ۱۰ واحد درصد تفاوت وجود دارد که عدد خیلی بزرگی است و نشان می‌دهد استان‌هایی داریم که تورم آنها را خیلی بیشتر تحت فشار قرار داده است. استان‌هایی که فاصله ۱۰ واحد درصد بالاتر از استان‌هایی که تورم پایین‌تر دارند، کدام استان‌ها هستند؟ ایلام، کرمانشاه، کردستان و خراسان‌شمالی است که استان‌های محروم کشور به شمار می‌روند. اگر تورم را به تفکیک شهری و روستایی نگاه کنیم، باز می‌بینیم متناظر به همان عددهایی که درباره تورم ۱۲ ماه ۱۴۰۰ اشاره شد، این عدد برای روستاییان ۵۰درصد است. یعنی تورم روستایی از تورم شهری بیشتر است و تورم نقاط محروم کشور از تورم نقاط کمتر محروم بسیار بیشتر است. کمترین تورم‌ها مربوط به قم و تهران هستند.»

۲ کانال اثرگذار بر تورم

این اقتصاددان در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره دو عامل موثر بر نقدینگی و پایه پولی بیان کرد که مورد نخست سازوکارهای مهم اقتصادی است که نقدینگی را به تورم مرتبط می‌کند و دیگری سازوکارهای سیاسی است که روی حجم نقدینگی اثر می‌گذارد. نیلی تاکید کرد که تعداد سال‌هایی که رشد نقدینگی بالای ۳۰ درصد بوده خیلی بیشتر از تعداد سال‌هایی است که تورم بالای ۳۰ درصد بوده است. یعنی سال‌های زیادی داشتیم که رشد نقدینگی خیلی بالا بوده اما تورم به آن اندازه افزایش پیدا نکرده و اتفاق نگران‌کننده‌ای را در آن مقطع خاص مشاهده نمی‌کنیم. به‌طور مثال در سال‌های نیمه اول دهه ۵۰ که قیمت نفت خیلی افزایش پیدا کرد و سال‌های میانی دهه ۸۰ که در این مقطع هم شاهد افزایش شدید قیمت نفت بودیم، رشد نقدینگی بیشتر از ۳۰ درصد بود و در مقاطعی به بالای ۴۰ درصد هم رسید؛ اما تورم آن‌قدر افزایش پیدا نکرد.

محدوده تورم‌زایی نقدینگی

نیلی با طرح این سوال که چرا در این دو مقطع تورم، متناسب با رشد نقدینگی افزایش پیدا نکرد، توضیح داد: «تورم‌زایی نقدینگی» به این بستگی دارد که در دوره وفور درآمدهای نفتی قرار داریم یا در دوره افول آن. این خیلی موضوع مهمی است؛ چون در دوره وفور درآمدهای نفتی، سازوکاری که بر حجم نقدینگی می‌افزاید، به این شکل کار می‌کند که معمولا پایه پولی از طریق جمع شدن ذخایر ارزی بانک مرکزی افزایش پیدا می‌کند؛ اما نکته مهم این است که چون واردات با ارز ارزان صورت می‌گیرد بیماری هلندی اتفاق می‌افتد. در واقع واردات ارزان، مانع از این می‌شود که کالاهای قابل مبادله با دنیا با افزایش قیمت مواجه شود و درنتیجه فشار تورم روی قیمت مسکن و دارایی‌هایی سنگینی می‌کند که امکان واردات آنها وجود ندارد. به همین دلیل انعکاسش در تورم، زیاد نیست. در نتیجه در دوره‌های وفور درآمد نفتی، نقدینگی رشد می‌کند؛ ولی تورم، رشد کمتری دارد.

برعکس این شرایط، شرایطی هم وجود دارد که ما با کمبود درآمد نفت مواجه هستیم. در این شرایط چون بودجه ما به میزان زیادی به نفت وابسته است، کمبود درآمد نفت باعث می‌شود درآمد بودجه کاهش پیدا کند و ما دچار کسری بودجه شویم. بعد دولت‌ها در دوره کاهش درآمد نفت سعی می‌کنند مخارج خود را کاهش دهند؛ ولی نمی‌توانند به اندازه کاهش درآمد نفت از مخارج خود بکاهند مثل سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ و سال‌های ۷۶ و ۷۷ یا سال ۹۴ که وقتی قیمت نفت کاهش پیدا کرد، دولت‌ها نتوانستند هزینه‌ها را به همان اندازه کم کنند که البته طبیعی هم هست. به این ترتیب این روند باعث می‌شود پایه پولی به‌دلیل بدهی دولت به بانک مرکزی افزایش پیدا کند. یعنی در آن سمت، نقدینگی به‌علت کسری بودجه دولت زیاد می‌شود؛ اما امکان واردات شبیه دوره وفور نفتی وجود ندارد و فشار روی بازار ارز هم به دلیل کمبود درآمدهای ارزی افزایش پیدا می‌کند و مکانیسم تورم و رابطه بین نقدینگی و تورم از کانال نرخ ارز اتفاق می‌افتد. درحالی‌که در دوره وفور درآمد نفت، این سازوکار از طریق قیمت مسکن و دارایی‌های غیر‌قابل مبادله اتفاق می‌افتد که این دو از نظر اثری که روی تورم می‌گذارند، متفاوت هستند.

بنابراین تورم‌زایی نقدینگی در دوران کاهش درآمد نفت به مراتب بیشتر از دوره‌های وفور درآمد نفت است. همیشه رشد بالای نقدینگی بد است اما در حالت انقباض درآمد نفت، رشد نقدینگی بسیار بدتر است؛ چون آثار تورمی بیشتری از خود به جا می‌گذارد. بنابراین ضرورت اینکه در این دوره‌ها، انضباط مالی و کنترل هزینه‌ها افزایش یابد، بسیار بیشتر می‌شود؛ ولی به هر صورت چون خیلی از اصلاحات بودجه‌ای در بازه زمانی کوتاه یک‌سال و دو سال اصلا امکان‌پذیر نیست، درنتیجه تورم اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

دو تفاوت مهم با ابتدای دهه ۹۰

در ادامه این نشست، نیلی به دو تفاوت تورم‌های ابتدایی و انتهایی دهه ۹۰ پرداخت. او در این زمینه اشاره کرد که ابعاد تورم ایران در سال‌های ۹۷ به بعد، با تحریم ۹۰ و ۹۱ کاملا متفاوت است و دست‌کم در دو زمینه تفاوت فاحش دارد؛ یکی اینکه در سال ۱۳۹۱ که تحریم شدیم درآمد ارزی ناشی از صادرات نفت از ۱۲۰ میلیارد دلار سال ۱۳۹۰، در سال ۱۳۹۱ به حدود ۷۰ میلیارد دلار رسید (به قیمت‌های ثابت امروز). نوع تحریم به لحاظ فشاری که روی صادرات نفت ایران می‌گذاشت، فرق می‌کرد. پیش از روی کار آمدن ترامپ، صادرات نفت ایران با روندی کاهش یافت و به‌طور کامل متوقف نشد؛ اما در زمان ترامپ صادرات نفت متوقف شد. در سال ۱۳۹۱ درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت ایران تقریبا ۷۰میلیارد دلار بود که هرچند نسبت به سال ۹۰ کاهش قابل ملاحظه‌ای محسوب می‌شود، اما میزان درآمد ارزی سال ۹۱ یعنی در اوج تحریم اول، هنوز عدد بسیار بزرگی است.

هیچ‌وقت در سال‌های پس از ۹۱، حتی در زمان توافق برجام، درآمد ارزی نفتی به اندازه سال ۹۱ یعنی سال تحریم اول نداشته‌ایم. توجه کنید که در حال حاضر اگر تحریم‌ها به‌طور کامل هم برداشته شود و ما ۲٫۳ میلیون بشکه نفت بفروشیم درآمد نفتی ما به ۷۰میلیارد دلار سال ۹۱ نمی‌رسد؛ چون قیمت نفت نسبت به آن زمان پایین آمد. تحریم سال‌های ۹۷ به بعد درآمدهای نفتی ما را به‌شدت کاهش داد. یعنی این قدر تفاوت ایجاد شده که در حال حاضر درآمد نفت ایران احتمالا کمتر از یک‌‌سوم سال ۹۱ باشد.

تفاوت دوم به اثر یادگیری مردم مربوط است که در دور جدید تحریم‌ها نقش مهمی در جریان‌دهی به رفتار مردم ایفا کرد. در دور اول تحریم‌ها در سال ۹۱ مردم تا اندازه‌ای نسبت به وقوع تحریم غافل‌گیر شدند. هنوز نمی‌دانستند تحریم چگونه بر اقتصاد اثر می‌گذارد. ندیده بودند که تحریم چگونه روی قدرت خریدشان اثر می‌گذارد. در آن دوره اگر خاطرتان باشد قیمت دارایی‌ها به‌شدت افزایش یافت. مثلا قیمت پراید از پنج میلیون تومان به ۲۰ میلیون تومان افزایش یافت. بنابراین مردم متوجه شدند که تحریم می‌تواند روی قیمت دارایی‌شان اثر بگذارد. زمستان ۹۵ که ترامپ انتخاب شد بازار ارز به‌شدت متلاطم شد.

پیش از آن بازارها تقریبا در مسیر طبیعی خود قرار داشتند؛ اما ترامپ مسیر بازارها را تغییر داد. اگر تحولات بازار ارز را دنبال کنید از زمانی که ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، بازار ارز مسیر کاملا متفاوتی را طی کرد. ما در موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، چرخش بازار ارز را تاریخ‌گذاری کرده بودیم و مشاهده کردیم که وقتی ترامپ انتخاب شد، نرخ ارز یک نقطه چرخش افزایشی را تجربه کرد. چرا این اتفاق رخ داد؟ چون مردم آموخته بودند که تحریم ابتدا بازار ارز را تحت فشار قرار می‌دهد و بعد از این کانال، بازارهای دیگر نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرند. مردم یاد گرفته بودند که تحریم می‌تواند تورم را افزایش دهد و به همین دلیل نحوه برخورد آنها با تحریم بر اساس ذهنیتی بود که از دور قبل یاد گرفته بودند.

نقش سیاستگذاری در بروز چالش‌ها

نیلی در ادامه در ارتباط با نقش سیاستگذاری در ارتباط با بروز ابرچالش‌های اقتصادی به‌ویژه کسری بودجه، افزود: «در جریان بررسی بودجه ۱۴۰۰ هرکس شرایط عمومی کشور را در نظر بگیرد و اعداد و ارقام بودجه را ببیند با تعجب این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این بودجه برای حساس‌ترین سال مالی چند دهه گذشته از نظر منابع، تهیه شده است؟ در حال حاضر تحت فشار سنگین‌ترین تحریم سال‌های گذشته قرار داریم که نقطه فشار آن، قطع صادرات نفت و درآمدهای ناشی از فروش آن است. زمانی که این بودجه نوشته شده، بودجه ما همچنان به نفت وابسته بوده و فضای عمومی کشور هم این‌گونه نبوده که فکر کنیم مذاکرات به نتیجه می‌رسد و صادرات نفت به روال عادی باز می‌گردد پس چرا چنین بودجه‌ای نوشته شده است؟

وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم عملکرد بودجه سال ۱۳۹۹ چیزی حدود ۵۶۰ هزار میلیارد تومان بوده اما برای بودجه ۱۴۰۰ دو سقف گذاشته می‌شود؛ یک سقف بودجه ۹۸۰ هزار میلیارد تومان و سقف دیگر یک‌میلیون و ۲۸۰ هزار میلیارد تومان است. ما در حال حاضر دو سقف برای بودجه داریم؛ سقف دوم بودجه ۱۴۰۰ تقریبا بعد از اعمال برخی تعدیل‌ها، ۷۰ درصد نسبت به عملکرد بودجه ۱۳۹۹ رشد داشته است. الان هم مشخص است که ما تا پایان سال، از سقف اول حتما عبور خواهیم کرد و به سقف دوم هزینه‌ها نزدیک خواهیم شد. جالب است بدانیم در هیچ سالی در ۴۲ سال گذشته بودجه ما این‌قدر رشد نداشته است.

این خودش سوالی ایجاد می‌کند؛ مگر کسی نمی‌دانسته که ما در چه شرایطی قرار داریم؟ مساله کشور هم این بوده که ما فارغ از تحریم تلاش کنیم تا مشکلات کشور را حل‌و‌فصل کنیم؛ اما بودجه ۱۴۰۰ سیگنال متناقضی می‌دهد. اینکه همه چیز عادی و به‌وفور است. دولتی که در حال خروج بوده می‌خواسته در سال ۱۴۰۰ دستش باز باشد برای خرج کردن و گروهی هم که قرار بوده سکان را در دست گیرد علاقه داشته دستی باز برای هزینه کردن داشته باشد. یعنی هر دو گروه به یک نیمه سال فکر می‌کردند. گروهی که در حال خروج بوده قصد داشته نیمه اول سال را بدون دغدغه پشت سر بگذارد و گروهی که در حال ورود بوده در نظر داشته نیمه دوم سال را بدون دغدغه آغاز کند. غایب این تصمیم مردم بودند که در هر دو نیمه متضرر می‌شدند!»

دوراهی مهم سیاستگذار

این استاد دانشگاه در پایان صحبت‌های خود، به دو راهی مهم سیاستگذار در اتخاذ تصمیم بد یا تصمیم سخت اشاره کرد و گفت: «همه ما باید با درک شرایط به این دولت کمک کنیم؛ چون دیگر بحث سلیقه سیاسی مطرح نیست و نکته نگران‌کننده این است که سرنوشت ۸۵میلیون نفر در گرو نحوه مدیریت پولی و مالی کشور توسط دولت است. باید راهی پیدا کرد که مانع از وقوع سیل شد. سیلی که می‌تواند همه ما را از بین ببرد.

من هیج زمانی را به اندازه امروز خطرناک نمی‌بینم. بنابراین ما از نظر تورمی در یک شرایط خاص هستیم و خدای ناکرده اگر این روند در مسیری بیفتد که انتظارات تورمی و واقعیت‌های اقتصاد هر دو به تشدید تورم منجر شوند، با این حجم بالای نقدینگی که در اقتصاد ایران انباشت شده ممکن است در مسیر بسیار خطرناکی قرار گیریم که من عمدا نمی‌خواهم به ادبیات رایج آن اشاره کنم. هرچند هنوز بازهم فرصت برای جلوگیری از بروز تورم بالا وجود دارد و می‌توان مانع از آن شد که کنترل امور از دست برود.

به‌نظر من متوقف کردن روند نگران‌کننده موجود تورم، امکان‌پذیر، اما در گرو اتخاذ تصمیمات سخت در مقایسه با تصمیمات بد است که برای یک دولت جدید، کاملا محبوبیت‌زداست. بنابراین دوراهی دشواری است. طبیعی است توصیه من همیشه اتخاذ تصمیمات سخت بوده و هنوز هم هست و تصمیم تصمیم‌گیرندگان هم همیشه سیاست‌های دیگری بوده و امیدوارم هنوز آن نباشد.

iran-emrooz.net | Fri, 15.10.2021, 21:06
ایران منطقه را وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک کرده است

فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی تاکید کرد در حالی که جهان برای بازگرداندن تهران به توافق هسته‌ای امضا شده در سال ۲۰۱۵ تلاش می‌کند، ایران با تسریع فعالیت‌های هسته‌ای خود منطقه را وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک کرده است.

فیصل بن فرحان جمعه، ۱۵ اکتبر، در کنفرانسی خبری در واشینگتن طی دیدار از ایالات متحده آمریکا، که در آن درباره بسیاری از مسائل و از جمله مسائل منطقه‌ای سخن گفته، افزود که مذاکرات میان پادشاهی عربی سعودی و ایران دوستانه بوده، اما پیشرفت ملموسی محقق نکرده است.

وزیر خارجه عربستان پیشتر مذاکرات جاری کشورش با طرف ایرانی را در مرحله مقدماتی، جدی و دوستانه توصیف کرده بود. او در این‌باره جمعه در گفت‌وگو با روزنامه «فایننشال تایمز» گفت ریاض برای برقراری ثبات در منطقه مصمم است.

بن فرحان تصریح کرد: «در مذاکرات جاری جدی هستیم. این مذاکرات برای ما تحول بسیار بزرگی نیست چرا که سعودی همواره خواهان راه‌حلی برای تحقق ثبات در منطقه‌ است.»

بن فرحان روز پنج‌شنبه با آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا دیدار کرد. ایران یکی از موضوعات مورد گفت‌وگوی وزرای خارجه دو کشور بود. بلینکن بعد از این دیدار، عربستان را “همراه” واشنگتن خواند و گفت که رابطه دو کشور برای آمریکا بسیار اهمیت دارد.

عربستان در سال ۲۰۱۵ و در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما از حامیان توافق برجام بود و وقتی این توافق به دست آمد از آن استقبال کرد. اما این سیاست در دوران به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا تغییر کرد و عربستان نیز مانند دیگر رقبای منطقه‌ای ایران به ویژه اسرائیل به جمع منتقدان برجام پیوست.

از زمانی که کاخ سفید بار دیگر به دست حزب دموکرات افتاد، سیاست‌های ریاض در مقابل ایران مجددا تعدیل شد و از اواخر سال ۲۰۲۰، مذاکراتی میان دو کشور آغاز شد.

بعد از حمله به کنسولگری عربستان در مشهد و سفارت این کشور در تهران در سال ۲۰۱۵، روابط تهران و ریاض قطع شده است و هر دو کشور در شرایطی پر تنش در جنگ‌های مختلف خاورمیانه روبه‌روی هم بوده‌اند.

در این مدت عربستان با حملاتی نیز رو‌به‌رو بوده که ایران را مسئول آنها معرفی کرده است. اما ایران همواره این اتهامات را رد کرده است.

گفت‌وگوهای سازنده

شایان ذکر است که حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه ایران در دیدار اخیرش از مسکو، پایتخت روسیه، درباره گفت‌وگوهای جاری میان سعودی و ایران گفت که مذاکرات سازنده‌ای میان دو کشور در حال انجام است.

او پیشتر نیز گفته بود که گفت‌وگوهای جاری میان دو طرف «سازنده و در مسیر درستی قرار دارد» و افزود که این مذاکرات به سود هر دو کشور و کل منطقه است.

وزیر خارجه ایران همچنین اظهار داشت که کشورش آماده از سرگیری روابط با سعودی است و اکنون منتظر موضع ریاض است.

سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز در اوایل ماه جاری میلادی خاطرنشان کرد که مذاکرات میان تهران و ریاض در بهترین شرایط در حال پیگیری است و تلاش‌ها برای ازسرگیری روابط پایدار بر اساس چارچوب مورد رضایت طرفین ادامه دارد.


منابع:‌ العربیه، بی‌بی‌سی

iran-emrooz.net | Fri, 15.10.2021, 20:54
دلایل ناکام ماندن سفر «انریکه مورا» به تهران

میدل ایست نیوز: یک منبع آگاه ایرانی از جزئیات مذاکرات «انریکه مورا» با مقامات ایرانی در تهران پرده برداشت و از چهار ملاحظه ایران برای ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای وین خبر داد.

پایگاه خبری «العربی الجدید» که مرکز آن در دوحه است به نقل از «منابع آگاه ایرانی» خبر داد که سفر اخیر «انریکه مورا»، معاون هماهنگ‌کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا، به اهدافی که اروپا از این سفر در نظر داشت نرسیده است.

بر اساس این گزارش، اتحادیه اروپا با اعزام مورا به تهران در پی تعیین موعد قطعی ازسرگیری مذاکرات با ایران برای احیای توافق هسته‌ای بود اما او «درباره پرسش‌ها و ملاحظات ایران درباره ازسرگیری مذاکرات پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای برای طرف ایرانی نداشت».

به گفته این منابع که نخواسته‌اند نامشان فاش شود مذاکرات ایران و اروپا در سفر روز گذشته این مقام اروپایی به طور خاص بر موضوع مذاکرات هسته‌ای متمرکز بوده و تقریبا ۹۰ درصد مذاکرات به این موضوع اختصاص یافته است.

این گزارش افزوده که طرف ایران به مهمان اروپایی خود تأکید کرده که تصمیم قطعی برای بازگشت به مذاکرات وین دارد اما هنوز موعد دقیقی برای آن تعیین نکرده است.

این منبع آگاه تأکید کرده که وزارت خارجه ایران ملاحظاتی را در این باره با طرف اروپایی مطرح کرده که اولا به موضوع روند ۶ دوره سابق مذاکرات و رویکرد امریکا در آن مربوط می‌شود و ثانیا به رفتار دولت فعلی امریکا و طرف‌های اروپایی در قبال توافق هسته‌ای از زمان بر سر کار آمدن بایدن در امریکا.

بر اساس این گزارش، «علی باقری»، معاون سیاسی وزیر خارجه ایران، ۴ ملاحظه ایران درباره به بن‌بست رسیدن دوره‌های سابق مذاکرات ایران و ۴ کشور امضاکننده توافق هسته‌ای را با انریکه مورا در میان گذاشته و از عملکرد اتحادیه اروپا بعد از خروج امریکا از توافق هسته‌ای به شدت انتقاد کرده است.

به گفته این منبع، ملاحظه نخست ایران به موضع امریکا درباره لغو تحریم‌ها مربوط می‌شود و اینکه امریکا با برداشته شدن کامل همه تحریم‌ها تحت هر عنوانی که باشند موافقت نکرده است و فقط نسبت به برداشتن تحریم‌هایی که در توافق هسته‌ای مطرح شده چراغ سبز نشان داده در حالی که بسیاری از تحریم‌ها تحت عناوین دیگری وضع شده است.

این گزارش افزوده که ایران همچنین خواستار «لغو» تحریم‌ها و نه «تعلیق» آنهاست ضمن اینکه باقری به مورا گفته که ایران نسبت به جدیت امریکا در رفع مؤثر تحریم‌ها خوشبین نیست.

ملاحظه دوم ایران بر اساس این گزارش، سازوکار اطمینان از برداشته شدن تحریم‌ها پیش از آغاز دوباره پایبندی ایران به محدودیت‌های هسته‌ای ناشی از توافق هسته‌ای است که خود به گرهی مهم در مذاکرات تبدیل شده چون امریکا حاضر به پذیرش چنین سازوکاری نیست.

ملاحظه سوم ایران به دریافت تضمین از امریکا درباره عدم تکرار موضوع خروج از توافق هسته‌ای مربوط می‌شود و ملاحظه چهارم نیز آن است که ایران حاضر به ربط دادن پرونده هسته‌ای به مسائل دیگری مانند مسئله موشکی یا سیاست منطقه‌ای نیست و باقری بر مخالفت قاطع ایران با این خواست امریکا تأکید کرده و افزوده که ایران هیچ‌گونه تغییری در مفاد توافق هسته‌ای را ازجمله در آنچه به جدول‌های زمانی مربوط می‌شود نمی‌پذیرد.

این منبع آگاه تأکید کرده که ایران با طرح این ملاحظات در پی مطرح کردن مسائل تازه‌ای روی میز مذاکره است که لازمه آن تجدید نظر در توافقات جزئی پیشین است و در این صورت اگر مذاکرات از سر گرفته شود از نقطه‌ای که پایان یافته بود انجام نخواهد شد.

براساس این گزارش، مذاکرات مقام اروپایی در تهران «صریح و سازنده بوده اما به نتیجه روشنی درباره هدف اصلی که تعیین موعد بازگشت به مذاکرات است نرسیده است ضمن اینکه ایران پاسخی برای سؤالات خود از جانب مورا نیافته و برای همین توافق شده که مذاکرات دو هفته دیگر در بروکسل ادامه پیدا کند.

همزمان منابع آگاه ایرانی به این پایگاه خبری گفته‌اند که یک تیم متشکل از سران سه قوه ایران به همراه برخی شخصیت‌های سیاسی بلندپایه در حال طراحی راهبرد تازه‌ درباره ازسرگیری مذاکرات هستند و علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، این تیم را هدایت می‌کند.

این منابع گفته‌اند که این هیئت هنوز درباره این راهبرد تازه به نتیجه نهائی نرسیده است و افزوده‌اند که مهم‌ترین طرحی که در حال بررسی است ازجانب رئیس مجلس شورای اسلامی، محمدباقر قالیباف مطرح شده است.

iran-emrooz.net | Fri, 15.10.2021, 12:00
دهها کشته و زخمی در انفجار مسجد شیعیان در قندهار

منابع خبری از وقوع انفجار انتحاری در شهر قندهار افغانستان حین برگزاری نماز جمعه در بزرگترین مسجد متعلق به شیعیان در مرکز این ولایت خبر دادند.

به گزارش ایسنا، مقام‌های محلی به پایگاه طلوع نیوز افغانستان گفتند،‌ این انفجار طی امروز جمعه توسط عامل انتحاری صورت گرفته و بزرگترین مسجد شیعیان در استان قندهار در جنوب افغانستان را هدف گرفت.

به گفته منابع محلی این انفجار مسجد “امام بارگاه” متعلق به شیعیان را واقع در ناحیه پلیس شهر قندهار هدف گرفت و به هنگام برگزاری نماز جمعه رخ داد.

شاهدان عینی تعداد تلفات این انفجار را بالا تخمین زده‌اند، اما هنوز آمار دقیقی در این زمینه منتشر نشده است.

اسکای‌نیوز به نقل از برخی منابع محلی اعلام کرد در این انفجار ۳۵ تن کشته و ۷۰ تن زخمی شده‌اند.

خبرگزاری المیادین هم از افزایش تلفات این انفجار خبر داده و شمار زخمی‌ها را ۲۰۰ تن اعلام کرده است.

همچنین هنوز گروهی مسئولیت این انفجار تروریستی را بر عهده نگرفته است.

نیروهای طالبان تمام راه‌های منتهی به مسجد بستند. سخنگوی وزارت کشور طالبان هم گفت برای تحقیقات بیشتر این رویداد یک تیم ویژه به محل رویداد اعزام شده است.

هفته گذشته نیز در جریان انفجاری انتحاری در مسجد “سید آباد” در منطقه “خان آباد” قندوز در شمال افغانستان ۱۲۰ تن کشته و ۲۰۰ تن دیگر زخمی شدند. داعش مسئولیت این انفجار را که محکومیت‌های گسترده را به دنبال داشت برعهده گرفت.

بمباران قندوز پس از خروج نیروهای ناتو به رهبری ایالات متحده از افغانستان شدیدترین بمباران بود.

iran-emrooz.net | Fri, 15.10.2021, 10:10
بلایی که بر سر کارگران «هفت‌تپه» نازل شد

باید منتظر بود و دید که آیا با بازگشت شرکت به یک مجموعه‌ی دولتی، مشکلات کارگری آن حل شود یا اینکه مانند گذشته که شرکت دولتی بود، بازهم شاهد تکرار تاریخ خواهیم بود. زمانی که سازمان خصوصی‌سازی قصد واگذاری شرکت هفت‌تپه را داشت، گزارش داده بود که زیان این شرکت ۳۴۵ میلیارد تومان بود و تنها بابت معوقات بیمه کارگران، ۱۵۰ میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهی داشت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «بزرگترین پرونده تخلف ارزی» یا «لغوِ مهم‌ترین واگذاری دارای مفسده در دولت گذشته»؛ اینها دو حاشیه‌ی کلیدی مرتبط با وسیع‌ترین شرکت کشت و صنعت کشور هستند که برخی آن‌ها را مرتبط با یکدیگر و برخی هم نامرتبط می‌دانند. هرچه هست، «هفت‌تپه» کلید واژه‌ای است، که سیاسیون از سال ۹۴ که ۱۰۰ درصد سهام آن واگذار شد تا ۲۱ مهر که احکامِ قطعی مالکانِ سابق آن در پرونده‌ی ارزی صادر شد، با آن بازی کردند. در ماه‌های منتهی به پایان کار «دولت دوازدهم» و در زمان تحویل آن به «دولت سیزدهم»، جدالی بر سر این کلید واژه شکل گرفته بود که به نظر می‌رسید بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشت. یک طرف دولت دوازدهم را به حمایت از «اشراف» و «اخلال‌گران ارزی» متهم می‌کرد؛ حامیان دولت هم مطرح شدن این بحث‌ها را هدفمند و مرتبط با جریان تخریبِ چهره‌ی دولت غیرهمسو با جریان‌های اصلی اصولگرایان، می‌خواندند.

این جدال سیاسی، پس از پایان کار دولت دوازدهم هم ادامه یافت. دستمزدهای کارگران از زمان روی کار آمدن دولت سیزدهم و تحویل هیئت مدیره از سوی مالک قبلی در پایان خرداد ماه سال جاری، پرداخت نشده و با احتساب مهرماه، ۴ ماه از دستمزدها همچنان پرداخت نشده باقی مانده است. حالا کارگرانِ هفت‌تپه به بهره‌برداری‌های سیاسی که در این مدت از شرکت صورت گرفت، اعتراض دارند و در اعتراض‌های این روزها، این موضوع را هم مطرح می‌کنند. به نظر می‌رسد که برانگیختن اعتراض‌های کارگری در هفت‌تپه، کارتی در دست جریان‌های مختلف بود که حداقل تا پایان کار دولت دوازدهم، مایل به زمین گذاشتن آن نبودند؛ تا جایی که کارگران از رضایت دادن برخی سیاست‌مداران به تحت فشار گذاشتن آن‌ها برای ادامه یافتن بحران و تکرار اعتراض‌های ادواری گلایه داشتند.

روی همین حساب، کارگران در اعتراض‌هایی که برپا می‌کردند از مقام‌های ارشد کشور و مسئولان استان خوزستان می‌خواستند، که پیگیر مسائل صنفی آن‌ها باشند و سبقت گرفتن در زمینه‌ی یافتن مقصر را به زمان دیگری موکول کنند.

نمی‌خواهند شرکت سروسامان بگیرد

در کشاکش این دولت و آن دولت و کنار رفتن کارفرمای قبلی، کارگران هفت‌تپه باید برای تامین حق آبه‌ی لازم برای کشت و همزمان نشدن با شروع سرما، با مسئولان استان و شهرستان مذاکره می‌کردند اما هیچ همراهی با آن‌ها نشد. جلیل احمدی از اعضای شورای اسلامی کار این شرکت، از پیگیری‌های متوالی کارگران برای «تحقق حق آبه شرکت» خبر داد و گفت که «هر سال هنگام داشت و کاشت نیشکر با معضل جدیدی در شرکت مواجه می‌شویم گویا برخی نمی‌خواهند شرکت سروسامان بگیرد».

همین امروز که تکلیف بازپسگیری شرکت توسط دولت و الحاق مالکیت آن به «سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران» و همچنین محکومیت مدیرعامل سابق آن و برخی اعضای هیئت مدیره به حبس، رد اموال و انفصال از خدمات دولتی روشن شده و مقرر است که پرداخت دستمزدهای عقب اُفتاده‌ی کارگران با مدیریت «شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی» و از محل منابعِ بانک‌های ملی و صادرات انجام شود، اعتراض‌های کارگران به عقب‌ماندن زمان کشت، دیر شدن زمان آن و اُفت سطح تولید، محقق نشدن وعده‌ی اداره کار شوش در مورد بازگشت کارگران اخراجی و تعلل در پرداخت دستمزدهای تیر، مرداد، شهریور و احتمال تاخیر در پرداخت دستمزد مهر ماه، ادامه دارد؛ اعتراض‌هایی که بیش از ۱۷ روز است که ادامه یافته است.

مشکلات اقتصادی هفت‌تپه

در نتیجه، با وجود تعیین مدیرعامل جدید هفت‌تپه از سوی مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی که به جهت مدیریت ۷ شرکت دیگر، به «۷ طرح» معروف است، اعتراض‌ها پایان نیافته است. کارگران می‌گویند که «خواهان راهکارهای واقعی و عملی برای ارتقاء سطح تولید شرکت هستیم». تا به اینجای کار، «عبدالعلی ناصری» مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی، وعده داده که شرکت را به روزهای طلایی‌اش بازمی‌گرداند؛ البته وی عنوان کرده که واگذاری هفت‌تپه به سازمان گسترش که در شمار مجموعه‌های وابسته به «وزارت صمت» قرار می‌گیرد موقتی است.

به گفته‌ی ناصری، خواسته‌ی شرکت توسعه از دولت این بود که از همان ابتدای بازگشت مالکیت، هفت‌تپه را به آن واگذار کنند؛ «برای مالکیت الزامات و تشریفات قانونی وجود دارد که طی این مراحل حدود ۳ ماه زمان می‌برد، ولی ما به عنوان مالک قطعی این شرکت همه اقدامات لازم را برای حل مشکلات این شرکت انجام خواهیم داد». ناصری البته به مشکلات اقتصادی هفت‌تپه اذعان می‌کند: «۲ سال پیش، بر اثر وقوع سیلاب در خوزستان بیش از ۴۰ هزار هکتار از مزارع نیشکر به زیر آب رفت و سیلاب چند هزارمیلیارد ریال خسارت در اراضی نیشکر برجای گذاشت.»

خطر بازگشت به گذشته

با اینکه مدیرعامل شرکت توسعه، قول داده که منابع لازم برای پرداخت دستمزدهای کارگران و هزینه‌های شرکت تامین شده‌اند و دستمزدها، ظرف چند روز آینده پرداخت می‌شوند اما یادآور شده که حساب‌های هفت‌تپه، مسدود است و باید یک حساب واسط ایجاد شود. به همین دلایل، هفت‌تپه را نمی‌توان از مشکلاتش جدا دانست و در هر تحلیلی، باید مشکلاتِ گذشته را هم در نظر گرفت؛ بویژه اینکه هفت‌تپه در زمانی که به شکل «سهامی عام» فعالیت می‌کرد، در برهه‌هایی با مشکلات کارگری و اعتراض‌های این چنینی دست به گریبان بود؛ مشکلاتی که کارگران آن را به اعتراض‌های طولانی واداشت. از این رو، اگر شرکت نتواند از مشکلات ساختاری که در آن زمان پدید آمده بودند، جدا و با مدیریت اصولی اداره شود، باید مجدد به چرخه‌ی بحران بازگردد. در این شرایط با توجه به بحران خشکسالی و اُفت سطح تولید شرکت به ۱۰ هزار تن در سال، بحران‌هایی به مراتب، عمیق‌تر خلق می‌شوند.

در نتیجه باید دید که مدیران شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی و شرکت هفت‌تپه، چه راهبردهایی را برای افزایش سطح تولیدِ هفت‌تپه، تعریف می‌کنند. پرسش این است؛ آیا این راهبردها می‌توانند متفاوت از راهبردهای گذشته باشند؟ در حال حاضر هفت‌تپه یک سری واحدهای جانبی مانند الکل‌سازی، خوراک دام و رب گوجه و تخته فشرده‌ی ام‌دی‌اف دارد و می‌تواند علاوه بر شکر سفید، شکر زرد، باگاس و ملاس نیشکر هم تولید کند. در نتیجه زیرساخت‌های لازم در هفت‌تپه مهیا هستند اما برای افزایش سطح تولید، به بروزرسانی زیرساخت‌ها و افزایش سطح زیر کشت، نیاز مبرمی وجود دارد. از آنجا که سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، قصد سرمایه‌گذاری در هفت‌تپه را ندارد، باید دید که با واگذاری این شرکت به شرکت توسعه، چه اقدام‌هایی برای استفاده از این ظرفیت‌ها صورت می‌گیرد.

خواسته‌ی کارگران

در حال حاضر شرکت توسعه، برای افزایش سطح تولید به ۱۰۰ هزار تن در سال هدفگذاری کرده است اما از ۷ هزار هکتار سطح زیر کشت حدود ۴ هزار هکتار قابل برداشت است که باید دید برای سال ۱۴۰۰ چه میزان از آن زیرکشت می‌رود. با این ظرفیت کشت در کوتاه مدت امکان دست‌یافتن به ۱۰۰ هزار تن تولید در سال وجود ندارد.

«یوسف بهمنی» از کارگران شرکت هفت‌تپه در مورد مشکلات این شرکت در زمینه‌ی زیر کشت بردن سطح مورد نیاز برای افزایش تولید به ایلنا، گفت: «نباید از یاد ببریم که برای کشت از مرداد تا اواخر مهر ماه فرصت وجود دارد. باید تا پیش از سررسیدن سرما جوانه‌ها درآیند؛ در غیر این صورت نمی‌توانیم محصول مرغوبی را برداشت کنیم. جدا از این مورد، امسال ظرفیت زیر کشت بردن ۳۵۰۰ هکتار از اراضی وجود دارد اما بعید است که بتوانیم بیشتر از ۵۰۰ هکتار را زیر کشت ببریم. متاسفانه در خریدهای لازم برای اُورهال و قراردادهایی که بر اساس آن‌ها سطح زیر کشت، تضمین شوند، مشکل داریم و مدیریت در زمانی که شرکت هنوز به دولت برنگشته بود، چاره‌ای برای کشت امسال نیندیشیده بود. از طرفی سطح تولید شکر در آخرین سال فعالیت این آقایان، به ۱۰ هزار تن در سال رسید؛ در حالی که هفت‌تپه در سال‌های دور به ۱۱۸ هزار تن هم رسیده بود. شاید برای سال آینده همین میزان تولید را هم نداشته باشیم.»

وی افزود: «از ۲۴ هزار هکتار اراضی شرکت، ۱۲ هزار هکتار به راحتی قابل کشت هستند و اراضی بسیار مرغوب محسوب می‌شوند که در بالاترین رده‌بندی جهانی (کلاس A) قرار می‌گیرند اما از ۱۲ هزار هکتار دیگر، بسته به استفاده از فرصت‌ها می‌توان ۹ هزار هکتار را زیر کشت برد که از این طریق می‌توان ۱۱۸ هزار تن محصول تولید کرد. هفت‌تپه در زمان واگذاری ۳۵ هزار تن در سال تولید داشت اما از سال ۹۴ تاکنون سطح تولیدش به ۱۰ هزار تن رسیده است اما حتی نسبت به ۱۰۰ هزار تن تولید، شاهد کاهش سطح تولید شرکت به یک دهم هستیم. با این شرایط باید امیدوار باشیم که دستمزدهای کارگران به موقع پرداخت شوند و شرکت توسعه بتواند با برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در اُورهال و کشت به هدفگذاری ۱۰۰ هزار تن دست یابد اما موضوع معوقات ۳ ماه گذشته و پرداخت دستمرد مهرماه و همچنین بروز شدن پرداخت دستمزدها برای کارگران دارای اهمیت بالایی است. علاوه بر موضوع دستمزد و سرمایه‌گذاری، وعده‌هایی به کارگران داده شده که منتظر نهایی شدن آن‌ها هستیم؛ مانند بازگشت به کار کارگران اخراجی. در همین حال، توقف تعقیب قضایی و مختومه کردن پرونده‌ی خانم «فرزانه زیلابی» وکیل کارگران هفت‌تپه که در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، محکوم شده‌اند را خواستاریم.»

جدا از حواشی پیش آمده برای کارگران، باید منتظر بود و دید که آیا با بازگشت شرکت به یک مجموعه‌ی دولتی، مشکلات کارگری آن حل شود یا اینکه مانند گذشته که شرکت دولتی بود، بازهم شاهد تکرار تاریخ خواهیم بود. زمانی که سازمان خصوصی‌سازی قصد واگذاری شرکت هفت‌تپه را داشت، گزارش داده بود که زیان این شرکت ۳۴۵ میلیارد تومان بود و تنها بابت معوقات بیمه کارگران، ۱۵۰ میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهی داشت. دولت همچنین سطح تولید شکر را از ۱۰۰ هزار تن به ۳۵ هزار تن کاهش داده بود. یک بخش از بدهی‌های شرکت هفت‌تپه مربوط بانکها بود.

زیان‌های دولت‌های سابق به هفت تپه

«فریدون نکوفر» بازنشسته‌ی شرکت هفت‌تپه، و از اعضای تشکل کارگری سابق این مجموعه که در قالب «سندیکا» فعالیت می‌کرد، با اشاره به عملکرد مدیریت شرکت در دوران پیش از واگذاری، گفت: «در زمان شکوفایی شرکت و تولید محصول بیش از ظرفیت اسمی، هفت طرح توسعه نیشکر خوزستان درحال احداث بودند، و دولت و مدیریت وقت شرکت نیشکر هفت‌تپه، بجای بازسازی هفت‌تپه، مبلِغ ۲۸ میلیارد تومان از درآمدهای هفت‌تپه را جهت احداث این طرح‌ها واگذار کردند. همان زمان تحت عنوان بازسازی، مبلغ ۱۸ میلیارد تومان را برای تعدادی لوله‌ی مسیر آب و… به پیمانکار پرداخت کردند؛ که در نهایت کارگران شرکت آن را تکمیل کردند اما پولش نصیب پیمانکار شد؛ در حالی که هزینه‌های واجب‌تری مانند تعمیر ماشین‌آلات وجود داشت. در این زمان، مدیر شرکت که کارگران از او ناراضی بودند، به شرکت توسعه منتقل و به عنوان مسئول بازرگانی مشغول به کار شد؛ البته شرکت به وی مسئولیت فنی نداد؛ چراکه می‌دانست رشد تولید در زمان وی مربوط به مدیریت سال‌های گذشته و زمان آقایان نبوی و بخشی‌زاده بود.»

وی افزود: «مدیریت شرکت اگر مجدد بخواهد به همان سمت برگردد، نشان خواهد داد که در عمل برنامه‌ای برای رشد و تولید ندارند؛ بویژه حالا که قرار است، معوقات کارگران با کمک تسهیلات بانکی پرداخت شود. وام‌هایی که اگر بی‌جهت و صرفا به جهت شکل نگرفتن سرمایه‌گذاری مستقیم، دریافت شوند، با در نظر گرفتن بهره‌هایشان به رقم‌های کلانی از بدهی منجر می‌شوند. خطر اینجاست که بدهی‌های شرکت به سرعت گذشته انباشته شوند. به جای استقراض بانکی، شرکت توسعه نیشکر باید مسئولیت‌های خود را در جهت بازسازی و توسعه شرکت متمرکز کند. زمانی که شرکت دولتی بود، آسیب‌هایی به آن وارد شد که به اعتراض‌های کارگری منجر شدند. باید از این تجربیات درس بگیرند. برای مثال، تعرفه واردات شکرسفید و شکرخام از ۱۵۰ و ۱۳۰ درصد در نیمه اول سال ۱۳۸۴ به ۱۰ و ۴ درصد در فروردین ماه ۱۳۸۵ تا آذر ماه ۱۳۸۶ کاهش یافت و شکر تولید هفت‌تپه در انبارها باقی ماند و ضرر و زیان زیادی به بار آمد، در حالی که دولت آقای احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت، باید جلوی ضرر و زیان صنایع داخلی را می‌گرفت.»

خطر بدهی بانکی برای هفت‌تپه

نکوفر افزود: «این اتفاق، آسیب‌های زیادی را به شرکت وارد کرد؛ به نحوی که ۵ ماه از دستمزدهای کارگران پرداخت نشد و موجب اعتصابِ ۵۴ روزه‌ی کارگران شد. برای اولین بار در یک اقدام بی‌سابقه، اعتراض‌های کارگران به شهرستان شوش و مقابل فرمانداری کشید که تا آن زمان در تاریخِ اعتاضات کارگری بی‌سابقه بود. هفت‌تپه برای حل بحران‌های خود نیازمند آینده‌نگری است. اُمیدوارم که شرکت توسعه، به وعده دادن اکتفا نکند تا صرفا کارگران بر سر کار بازگردند و اعتراض‌ها پایان یابند. هفت‌تپه به کار زیربنایی نیاز دارد و با وعده و دور شدن از واقعیات، اداره شدنی نیست. وام گرفتن و استقراض بیش از توان اقتصادی شرکت هم می‌تواند آن را مانند گذشته زمین‌گیر کند. اگر زمان سررسید وام‌ها وسود هنگفت آن‌ها، شرکت نتواند بدهی‌اش را تسویه کند، بانک‌های سهامدار شرکت توسعه وارد عمل شده و هفت تپه را فقط به ازای سود وام‌هایی که پرداخت شده‌اند، در کمتر از سه سال تصاحب می‌کنند که این اصلا به نفع مجموعه‌ای که با نیروهای فصلی‌اش حدود ۶ هزار کارگر مستقیم دارد، نیست. با در نظر گرفتن چنین شرایطی دولت، مجلس و قوه قضاییه که پیگیر بازگشت شرکت بودند باید جهت تنویر افکار عمومی و کارگران توضیح دهند تا چه زمانی شرکت در مالکیت سازمان گسترش می‌ماند بدون اینکه این سازمان در آن سرمایه‌گذاری کند. باید پرسید که اگر اهداف موردنطر محقق نشدند و کمر هفت تپه زیر اینهمه تسهیلات بانکی شکست و کارگران آن مجدد دچار بلاتکلیفی شدند، چه کسانی پاسخگو خواهند بود؟»

برخورد ابزاری

با این وصف، باید دید که دولت چگونه می‌خواهد هفت‌تپه را در گذار از بحران، پله‌پله هدایت کند و به سطح تولید ۱۰۰ هزار تن در سال برساند؛ شرکتی که حداقل از دهه ۸۰ تا امروز به صورت ابزاری و مانند کودک سرراهی با آن برخورد کردند و هرجا که می‌توانستند اراضی و دارایی‌هایش را خرج کردند یا به مصرفِ مدیران دولتی رساندند و پس از آن هم به قیمتی که ادعا می‌شود زیر ارزش واقعی بوده واگذارش کردند. هیچ کس از آینده هفت‌تپه خبر ندارد و چشم‌اندازش را نمی‌خواند؛ حتی نمی‌توان تصور کرد که طالع‌بینان و پیشگویان پرمدعا هم بتوانند، سال آینده را تصویر کنند.

گزارش: پیام عابدی

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 22:25
سرگرد سابق ارتش: عملیات ربودن من نمایش قدرت بود

رسانە‌های ترکیە روز چهارشنبه ۲۱ مهر از یک عـملیات آدم‌ربایی در استان وان در شرق این کشور و بازداشت دو مأمور اطلاعاتی ایران خبر دادند.

شخصی که قرار بود در این عملیات ربوده شود «مهرداد آبدارباشی» نام دارد که خلبان سابق ارتش ایران است و سه سال پیش به ترکیه پناهنده شد.

این آدم‌ربایی با دخالت سازمان اطلاعات ترکیه و همکاری پلیس این کشور شکست خورد و هشت نفر، از جمله ۶ شهروند ترکیه، دستگیر شدند.

مهرداد آبدارباشی در گفت‌وگوی اختصاصی با سوران خاطری گزارشگر بخش فارسی صدای آمریکا از آنچه باعث شد ایران را ترک کند گفت.

به گفته او، بیش از سه سال پیش و وقتی نیروهای سپاه در سوریه هدف حملات اسرائیل قرار گرفتند، سپاه تصمیم گرفت از نیروهای ارتش هم استفاده کند.

این نظامی سابق ایران افزود، در سال ۹۷ چند تا از همکاران من به ما اعلام کردند که آماده باشید تا چند هفته دیگر توجیه می‌شوید تا به سوریه اعزام شوید.

آقای آبدارباشی گفت برای نرفتن به سوریه بهانه‌هایی آورد که همین باعث شد کار او به اطلاعات سپاه کشیده شود و چند مرحله مورد بازجویی قرار گرفت.

وی در نهایت تصمیم به ترک وطن گرفت و برای نجات جان خود و خانواده‌اش به نزدیکترین کشوری که ممکن بود برود.

این خلبان سابق ارتش ایران درباره دلیل تلاش برای ربودن او گفت، خودشان گفته بودند که من برای آنها ارزشی ندارم، اما این کار یک نمایش قدرت خواهد بود.

نسخه کامل این گفت‌وگو و جزئیات بیشتر از آنچه در ترکیه رخ داد را اینجا از زبان این سرگرد سابق ارتش ایران بشنوید.

 

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 21:48
سپیده قلیان به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد

سپیده قلیان، فعال مدنی به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود با اعلام این خبر نوشت: “ساعتی پیش سپیده قلیان  با خانواده تماس گرفته و گفته است که از اهواز به بوشهر برده شده و از بوشهر به تهران و به زندان اوین (بند ۲۰۹) منتقل شده است. گویا این انتقال برای تحقیقات و بازجویی برای پرونده جدید (افشای مطالبی از زندان بوشهر) بوده است.”

به گزارش هرانا، سپیده قلیان، در حالی که در ایام مرخصی بسر میبرد روز دوشنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در منزل خواهر خود در اهواز بازداشت شد. پیشتر یک منبع مطلع در گفتگو با هرانا گفت که در جریان این بازداشت ۳۰ مامور زن و مرد به منزل خواهر خانم قلیان مراجعه کرده و تمامی تلفن‌های همراه خانواده را ضبط کرده و با خود برده‌اند.

خانم قلیان پیشتر در تاریخ ۲۸ مردادماه از زندان بوشهر به مرخصی اعزام شده بود. وی پیشتر ضمن انتشار خبر احضار خود در صفحه شخصی‌اش نوشته بود: «زندان بوشهر ۱۰ روز پیش تماس گرفت که من باید برگردم زندان بوشهر. وقتی اقدام به برگشتن به زندان بوشهر کردم به من گفتن که باید برم تهران و تهران و اجرای احکام تهران تصمیم می‌گیره به چه زندانی منتقل می‌شم. دارن بین زنداناشون می‌گردن ببینن بدتر از بوشهر کجا هست لابد.» سپیده قلیان اخیرا طی ابلاغیه‌ای الکترونیکی به شعبه ۲ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب بوشهر فراخوانده شده بود.

سپیده قلیان در تاریخ ۲۷ آبان ‌ماه ۹۷ به همراه دستکم ۱۹ تن از جمله تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت‌تپه، چند فعال کارگری و تعدادی از شاغلین و مدیران شرکت که جهت پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان در پلیس امنیت حاضر شده بودند در محل پلیس امنیت شوش بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ آذرماه همان سال با قرار وثیقه آزاد شده بود. در جریان پخش اعترافات اجباری سپیده قلیان، اسماعیل بخشی و چند تن دیگر توسط صدا و سیما، این دو شهروند، پیش از پخش این مستند اعلام کرده بودند که نیروهای وزارت اطلاعات و دیگر نیروهای امنیتی آنها را شکنجه کرده‌اند. آنها ساعاتی بعد از این اظهارات مجددا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

سپیده قلیان در تاریخ ۴ آبان‌ماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد و در تاریخ ۲۳ آذر ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۵ سال حبس قطعی محکوم شد.

خانم قلیان نهایتا در تاریخ ۱ تیرماه ۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل و در تاریخ ۲۰ اسفندماه سال گذشته از بند زنان زندان اوین به زندان بوشهر تبعید شد.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 21:25
عفو بین‌‌الملل: طالبان مانع آموزش دختران نشود

عفو بین الملل روز  پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰ با انتشار اعلامیه تازه‌ای تهدیدها و خشونت‌های طالبان بر معلمان و دانش آموزان را منتشر کرده و از طالبان خواسته که دختران در افغانستان باید اجازه داشته باشند که به تحصیل بازگردند و و ادامه تحصیل دهند.

به گزارش بی‌بی‌سی، نزدیک به چهار هفته است که مدارس پسرانه در افغانستان بازگشایی شده اما طالبان اجازه حضور دختران از کلاس ششم را نداده است.

هشتگی برای بازگشایی مدارس دخترانه در افغانستان در شبکه‌های اجتماعی به عنوان “اجازه آموزش به دختران افغان بدهید” به راه افتاده است، کاربران روزهایی را می‌شمارند که دختران در افغانستان از رفتن به مدرسه محروم اند.

یلدا حکیم، مجری بی‌بی‌سی جهانی در توییتر نوشته که “روز ۲۶ است که طالبان بازگشت دختران به دبیرستان در افغانستان را منع کرد. هر روز که بدون تغییری در سیاست می گذرد، ضربه‌ای به میلیون‌ها دختر است که اکنون از تحصیل محروم اند.”

ممانعت از تحصیل دختران در افغانستان واکنش‌های جهانی را در پی داشته است و تبدیل به یک مانع عمده تقاضای به رسمیت شناخته شدن دولت طالبان شده است.

طالبان تأکید کردند که قبل از بازگشت دختران، در حال تهیه دستورالعملی است که “یک محیط یادگیری امن” که به گفته طالبان اسلامی باشد، برای آنها ایجاد می‌کند.

با این حال ، در بیش از ۲۰ مصاحبه جدید ، دانش آموزان ، معلمان و مدیران مدارس به عفو بین الملل گفتند که ارعاب و آزار و اذیت طالبان باعث می‌شود که میزان حضور در مدرسه در همه سطوح ، به ویژه برای دختران پایین باشد.

اگنس کال مارد، دبیرکل عفو بین المللی می‌گوید “در حال حاضر دختران در افغانستان از بازگشت به دبیرستان منع شده‌اند. در سراسر کشور، حقوق و خواسته‌های یک نسل کامل از دختران نادیده گرفته شده و سرکوب می‌شود.”

او افزود که حق تحصیل یک حق اساسی انسانی است که طالبان -به عنوان مسئولانی که عملاً اداره‌کننده کشور اند- موظف به رعایت آن هستند، “سیاست‌هایی که در حال حاضر توسط طالبان دنبال می‌شود، تبعیض‌آمیز، ناعادلانه و ناقض قوانین بین‌المللی است.”

او تاکید کرد که “طالبان باید فورا تمام مدارس متوسطه را به روی دختران باز کند، همه آزارها، تهدیدها و حملات علیه معلمان و دانش آموزان را متوقف کرده و هرگونه استفاده نظامی از مدارس در افغانستان را متوقف کند.”

عفو بین الملل همچنین از جامعه بین المللی خواسته که از طریق سازمان‌هایی مانند سازمان ملل متحد یا سازمان‌های غیردولتی از بودجه مناسب برای بخش آموزش افغانستان اطمینان حاصل کنند تا مدارس بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. عدم انجام این کار به طور بالقوه می تواند میلیون ها دانش آموز افغان را از حق تحصیل محروم کند.

«آموزش جرم نیست»

به گفته این نهاد بین‌المللی مدافع حقوق بشر، تا به امروز - در حالی که برخی از مدارس متوسطه به دختران اجازه بازگشت داده‌اند، از جمله در شهر کابل و در ولایاتی مانند قندوز، بلخ و سرپل - اکثریت قریب به اتفاق مکاتب متوسطه در سراسر افغانستان برای دختران بسته است.

اسما (نام تغییر داده شده)، دانش آموز ۱۴ ساله در کابل، به عفو بین‌الملل گفت: “اینکه می‌توانم به مدرسه بروم یا نه؟ بزرگترین نگرانی من است. می‌خواهم همه چیز را یاد بگیرم، از ساده‌ترین تا سخت‌ترین موضوعات را. می‌خواهم یک فضانورد باشم، یا مهندس یا معمار ... این رویای من است ... آموزش جرم نیست. اگر طالبان اعلام کنند که تحصیل یک جرم است، ما این جنایت را مرتکب می‌شویم. ما تسلیم نمی‌شویم. “

مریم (نام تغییر داده شده)، یک دانش آموز ۱۷ ساله در بدخشان، نیز به این نها گفته که “وقتی برای اولین بار شنیدم که لیسه‌ها (دبیرستانها) را تعطیل می‌کنند، احساس کردم ما به جای جلو به عقب عقب می‌رویم. ما آرزوهای زیادی داشتیم، اما اکنون آنها از بین رفته اند. می‌خواهم طب بخوانم و داکتر شوم. آمادگی شرکت در کنکور دانشگاه را داشتم. احساس می‌کنم در حال حاضر فلج شده ام. نمی‌توانم به آینده فکر کنم. “

تعدادی از دانش آموزان دختر نیز گفتند انگیزه خود را برای تحصیل از دست داده اند زیرا به نظر می‌رسد طالبان به آنها اجازه می دهد تنها در چند زمینه خاص مانند آموزش یا مراقبت‌های بهداشتی ویژه زنان کار کنند.

کاهش حاضری در کلاس‌های درس

در همین حال، معلمان، دانش آموزان و فعالان سراسر افغانستان به عفو بین الملل گفتند که میزان حضور در مدارس ابتدایی در بسیاری از زمینه‌ها‌، به ویژه دختران، به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. بسیاری از خانواده‌ها همچنان از طالبان می‌ترسند و برای فرستادن فرزندان خود به مکتب بسیار پریشان هستند.

زینت (نام تغییر داده شده)، معلم در ولایت سمنگان، گفت: “هیچ اعتمادی در جامعه وجود ندارد ... والدین فکر می‌کنند اگر دختران خود را به مدرسه بفرستند، ممکن است توسط طالبان مورد ضرب و شتم قرار بگیرند.”

از طرف دیگر، وضعیت سخت اقتصادی بسیاری از خانواده‌ها را مجبور کرده که فرزندان خود را از مکتب بیرون کرده و به سر کار بفرستند.

میلیون‌ها نفر در افغانستان در جریان درگیری‌ها و پس از تسلط طالبان بر این کشور آواره شده اند و بسیاری از کودکان آواره از آموزش محروم شده اند.

مصاحبه شوندگان همچنین می گویند غیبت های گسترده ای در میان معلمان وجود دارد که عمدتاً به دلیل عدم پرداخت حقوق طالبان است. این باعث شده است که بسیاری از مدارس ابتدایی یا با ظرفیت کم کار کنند یا به طور کامل تعطیل شوند.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 21:02
سهم ایران از اقتصاد جهان نصف ۴۰ سال قبل شده

رییس اتاق بازرگانی ایران گفت: در کشور دیدگاه‌های واقع‌گرایانه‌ای در مورد خودکفایی و حمایت از تولید داخل وجود ندارد. همین موضوع باعث شده سهم کشور ما از اقتصاد جهانی نسبت به ۴۰ سال قبل نصف شود و جایگاه ایران در انتهای زنجیره ارزش آسیا باشد.

به گزارش اعتماد آنلاین، غلامحسین شافعی صبح امروز در نشست هم اندیشی رئیس و اعضای کمیسیون ویژه جهش و رونق تولید مجلس شورای اسلامی با هیات نمایندگان اتاق بازرگانی خراسان رضوی، روسای تشکل‌ها و کمیسیون‌ها و فعالان اقتصادی اظهار کرد: کمیسیون ویژه جهش و رونق تولید مجلس شورای اسلامی برای فعالان اقتصادی وضع متفاوتی با سایر کمیسیون‌ها دارد و از کارایی قابل توجهی برخوردار است. در هفته اول فعالیت این کمیسیون تمام روسای اتاق‎‌ها به کمیسیون دعوت شدند و به نظرات تمام روسای اتاق‌ها توجه شد. سطح علمی و آگاهی اعضای این کمیسیون بالاست و امید ما به این مجموعه بیش از هر کمیسیونی است.

رئیس اتاق ایران ادامه داد: اگر نگاه تاریخی به دولت‌های پیشین بیندازیم که هر کدام گرایش‌های مختلف فکری مختلف داشته و از تفاوت ایده در مسائل اقتصادی برخوردار بودند، در یک ارزیابی منصفانه مشاهده خواهیم کرد نه تنها مشکلات کشور حل نشده بلکه به آن اضافه هم شده است. صادقانه باید بپذیریم‌که هیچ دولتی به اندازه دولت سیزدهم با مسائل و مشکلات فراوان روبه‌رو نیست. مسائلی مانند تحریم، خشکسالی و کرونا موجب شده دولت آقای رئیسی با مشکلات بیشتری رو به‌ رو باشد.

شافعی خاطرنشان کرد: بنابراین هر گونه خطای راهبردی باعث می‌شود حجم نقدینگی در کشور افزایش یافته و تورم سرسام آوری در آینده ایجاد شود.

وی افزود: در حال حاضر کشور چند مشکل اساسی دارد. در گذشته سعی شد با اقدامات اورژانسی بخشی از این مشکلات حل شود اما به صورت عمیق برای حل مشکلات اقدامی نشده است. علی‌رغم برخی صحبت‌ها احساس می‌شود نه سیاست داخلی و نه سیاست خارجی در خدمت حل مشکلات اقتصادی نیست.

رئیس اتاق ایران تصریح کرد: همچنین یک نگاه نظام‌مند علمی و همه جانبه به مسائل اقتصادی در کشور وجود ندارد و اثر این موضوع بر دوش مردم بوده و آنان باید تاوان این موضوع را بدهند.  قدرت تصمیم‌گیری در مدیران عالی کشور بسیار توزیع شده است. مدیران عالی کشور این قدرت را توزیع کرده و هر کدام کار خود را می‌کنند و همین موضوع باعث شده تا فرآیند تصمیم‌ گیری طولانی شود و آخر سر هم مشخص نیست چه کسی باید پاسخگو باشد.

شافعی خاطرنشان کرد: در مورد مسائل تولید قوای مجریه، مقننه و قضاییه صحبت از حمایت از تولید را به نحوی دنبال می‌کنند اما سوال اینجاست روش درست حمایت از تولید چیست. آیا حمایت از تولید با توجه به کمبود منابع کشور باید مادام العمر صورت گیرد یا اینکه تولید تا زمانی که در مسیر درست خود قرار می‌گیرد، باید حمایت شود. علاوه بر این امروز همه دنبال شناسایی واحدهای راکد و تعطیل هستند. آیا لازم است منابع برای واحدی که محصول تولیدی آن توجیه اقتصادی برای عرضه ندارد، صرف شود.

وی در مورد سیاست‌های ارزی کشور نیز بیان کرد: تنها ۳۵ درصد از صادرات کشور مربوط به بخش خصوصی واقعی است. ۶۵ درصد دیگر به واحدهای دولتی و خصولتی مربوط است. در این میان بیش از ۹۰ درصد صادرات نیز مواد خام است. باید ارزش این صادارت در بازار جهانی سنجیده شود. مشکل مهلک دولت‌ها این است که به جای اینکه با افزایش صادرات جریان استفاده از ارز در اقتصاد ملی را مورد توجه قرار دهند و عرضه ارز را افزایش دهند، به دنبال کنترل قیمت آن هستند.

رئیس اتاق ایران تصریح کرد: موضوعی که این روزها مطرح است، نظام قیمت‌گذاری است. در شرایط کنونی هزینه‌های تولید بالا رفته و تورم تولید کننده باید در برابر تورم مصرف کننده قرار داد. آیا منطقی است که زمانی که قیمت نهاده‌های تولید بالا می‌رود، بگویم باید تولید کننده قیمت را ثابت نگه دارد.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 15:35
اعتراضات معلمان در بیش از ۴۰ شهر ایران

به‌دعوت «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان»،‌ معلمان ایران روز پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰ در بیش از ۴۰ شهر کشور  در مقابل اداره‌های آموزش‌وپرورش تجمع کرده و  به تصویب و اجرا نشدن رتبه‌بندی معلمان اعتراض کردند. آنها هم‌چنین خواستار آزادی معلمان زندانی شدند.

حاضران در تجمع امروز، خواسته های خود را اجرای کامل رتبه‌بندی بر مبنای هشتاد درصد حقوق هیات علمی‌های دانشگاه و بهبود وضعیت معیشتی خود عنوان کردند. این معلمان می‌گویند: برای تدریس باکیفیت، دستمزد معلم باید بالاتر از خط فقر باشد.

گزارش‌های تصویری، گستره این اعتراضات را در شهرهای کرمانشاه، بروجرد، شیراز، پل‌دختر، ساری، اصفهان، مریوان، خرمشهر، تهران، ملایر، قم، بهبهان، سقز، جوانرود، سلسله، زنجان، نورآباد ممسنی، اراک، همدان، قزوین، اندیمشک، خرم‌آباد، ایلام، شیروان، اردبیل، فریدون‌کنار، سنندج، اهواز، الیگودرز، یاسوج، بندرعباس، داراب، بوشهر، کرمان، همدان، تاکستان، تبریز، جهرم، جلفا، و رشت، نشان می‌دهد.

در برخی شهرها، بازنشستگان فرهنگی نیز در تجمع حضور داشتند؛ این بازنشستگان خواستار تصویب دائمی شدن همسان‌سازی و بهبود معیشت مستمری بگیران شدند.

قطعنامه پایانی تجمع سراسری فرهنگیان ایران

ما امروز در حالی بنابر فراخوان شورای هماهنگی، همسو با سایر فرهنگیان شاغل و بازنشسته‌، کشور تجمع کرده‌ایم که بیش از هر زمان دیگر زندگی و معیشت معلمان در تنگناست، وضعیت آموزش فرزندان این سرزمین به انحراف رفته است. تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین قربانی چپاول و غارت منابع ثروت این کشور شده است.

ما اینجا گرد آمده‌ایم که بگوییم لایحه رتبه‌بندی بارگذاری شده در مجلس مورد قبول ما نیست و همانطور که در نامه‌ی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به نمایندگان مجلس آمده‌است، خواستار تغییر آن هستیم. بایستی حقوق و مزایای هر فرهنگی حداقل هشتاد درصد حقوق و مزایای اعضای هیئت علمی دانشگاه باشد. ما با افرایش ساعت کار موظف از ۲۴ ساعت به ۳۰ ساعت شدیدا مخالفیم.

همچنین ما در اینجا گرد‌هم آمده‌ایم تا از حقوق بازنشستگان دفاع کنیم. ما خواستار اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری هستیم و تاکید می‌کنیم همسان‌سازی بازنشستگان باید به صورت کامل اجرا گردد و بدهکاری دولت به آنان پرداخت شود.

ما درحالی بر حق قانونی بازنشستگان تاکید می‌کنیم که متاسفانه با توجه به نرخ روزافزون تورم، و کاهش ارزش پول، بازنشستگان سال ۹۹ هنوز پاداش پایان خدمت خود را دریافت نکرده‌اند.

از دیگر خواسته‌های ما، دفاع از حقوق دانش‌آموزان با تاکید بر آموزش رایگان، عادلانه و باکیفیت است. اسناندارد تراکم هر کلاس ۱۶ دانش‌آموز است، تهیه‌ی واکسن مورد تایید سازمان بهداشت جهانی و توزیع ماسک و الکل، حق دانش‌آموزان است.

بنابر گفته‌ی مسئولان حداقل ۳ میلیون کودک از آموزش مجازی محروم بوده‌اند از آنجایی که این محرومیت ناشی ازعدم دسترسی به امکاناتی مانند تبلت و گوشی هوشمند و اینترنت مناسب است ما خواهان تامین رایگان این ملزومات برای همه از جمله دانش‌آموزان مناطق محروم هستیم. از طرفی وظیفه دولت است که امکانات آموزش مجازی را برای تمام معلمان فراهم نماید.

افسوس که در طی روزهای گذشته با افزایش اعتراضات و تجمعات معلمان، نیروهای امنیتی و قضایی روند نادرست گذشته را ادامه داده، اقدام به احضار، پرونده‌سازی، بازداشت و اخراج فعالان صنفی نمودنده‌اند. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم نمودن این اقدامات غیر مسئولانه، خواهان توقف احضارها، بسته‌شدن پرونده‌ها، آزادی معلمان دربند و بازگشت به کار معلمان اخراجی است. مسیری که کانون‌های صنفی و انجمن‌های صنفی عضو شورای هماهنگی و فعالان صنفی انتخاب نموده‌اند، مسیر مطالبه‌گری قانونی و برحق است.

ازنظر ما حاکمیت به جای بگیروببندها و تهدیدها باید در قبال فرهنگیان شاغل و بازنشسته پاسخگو باشد و مطالبات معلمان رامحقق نمایدوبداند این مطالبه‌گری متکی به فردنیست ونمی‌توان بااحضار،پرونده ‌سازی،زندان و اخراج آن رامتوقف نمود.

ماآمده‌ایم فریاد بزنیم که ستم بر مردم و اقشار مختلف جامعه خلاف اخلاق انسانی بوده و پایدار نمی‌ماند، ظلم به زیان همه ملت است، ما آمده‌ایم صدای بی‌صدایان باشیم، مربیان پیش دبستانی و آموزشیاران نهضت سوادآموزی امنیت شغلی ندارند، برابر قانون اساسی اشتغال حق همه‌ی شهروندان است. دست از استثمار معلمان خرید خدمات آموزشی بردارید، جو فعالیت‌های مسالمت‌آمیز و دلسورانه‌ی اصناف را بیش از این امنیتی نکنید. آنان فقط در مقابل کار و خدمت خالصانه‌ی خود، مزد شایسته‌ی یک زندگی آبرومند را می‌خواهند. اعتراض حق مردم است و سرکوب معترضین، جامعه را به سمت خشونت می‌کشاند.

در پایان با سپاس از همه‌ی کسانی که در فراخوانها، شورای هماهنگی را همراهی می‌کنند، از همه‌ی فرهنگیان، درخواست می‌کنیم نسبت به حقوق خود بی‌تفاوت نباشند و پیگیرانه تا تحقق کامل همه‌ی مطالبات، کوشش نمایند.

پیام ما فرهنگیان به مردم شریف ایران این است که تعلیم و تربیت فرزندان شما سالهاست تعطیل شده است، دانش‌آموزان شما به حال خود رها شده‌اند. دولت همواره جیب شما را خالی می‌کند و برای ارتقای سطح علمی فرزندان شما هیچ تلاشی نمی‌کند.

پیام مابه دیگر اقشار و اصناف این است که تنها راه رهایی از فقر و بدبختی و انحطاط اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و برون رفت از انزوای بین‌المللی همبستگی و هم‌صدایی است.

پایان سخن اینکه در صورت بی‌توجهی حاکمیت به خواسته‌های فرهنگیان، زمان و شیوه‌ی برگزاری اعتراضات گسترده تر در فراخوان بعدی به آگاهی خواهد رسید.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 13:16
چیرگی قومیت بر مذهب در عراق / صابر گل‌عنبری

پنجمین انتخابات پارلمانی عراق از سال ۲۰۰۳، دوشنبه گذشته با کم‌ترین سطح مشارکت با ۴۱ درصد (دوره قبل ۴۴ درصد) برگزار شد.

عراق هر چند مانند دیگر کشورهای خاورمیانه بی‌بهره از توسعه سیاسی و ساخت سیاسی پیشرفته است؛ اما انتخاباتی آزاد دارد و همه گرایش‌ها و سلایق بدون فیلتری در آن شرکت می‌کنند. با این حال، اقبال عمومی مردم به این انتخابات افت شدیدی پیدا کرده است و دلیل آن هم بر خلاف نظر برخی ناظران نداشتن میانه خوب مردم عراق با انتخابات نیست؛ بلکه سرخوردگی از برآیند آن در جهت تغییر است؛ به این دلیل که معتقدند نتیجه انتخابات هر چه باشد صرفا جابجایی قدرت در میان احزاب و نیروهای سیاسی کنونی است که از سال ۲۰۰۳ قدرت را به دست دارند و مسبب وضعیت اقتصادی و سیاسی به شمار می‌روند. والا همین مردم عراق در سه دوره انتخاباتی ۲۰۰۵، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ با وجود تهدیدهای امنیتی و انفجارهای کورکورانه پای صندوق‌های رای رفتند و ۶۲.۴۰ درصد در انتخابات ۲۰۱۰ شرکت کردند.

تازه این سطح مشارکت در حالی بود که غالب شهروندان اهل سنت به ویژه در سال ۲۰۰۵ انتخابات را تحریم کرده بودند که یقینا اگر این رویگردانی سیاسی نبود، سطح مشارکت در آن سال و ۲۰۱۰ (که رفته رفته با تحریم فاصله گرفتند) بیشتر از ۶۲ درصد بود. نظر به سطح مشارکت در سه دوره‌ انتخاباتی نخست عراق پس از ۲۰۰۳، آن هم در آن شرایط نابسامان امنیتی، می‌توان گفت حداقل حدود ۲۵ درصد رای دهندگان با صندوق رای در عراق، از روی تصمیم قهر کرده‌اند و نزدیک به ۳۰ درصد نیز نسبت به پدیده انتخابات بی‌تفاوت و آرای خاموش هستند که بخشی از آن‌ها قابلیت ورود به انتخابات را دارند، اما هنوز هیچ جریان و حزبی در عراق قادر به جذب بخشی از این آرای خاکستری نبوده است.

اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹ که شروع شد، بخشی از جامعه سیاسی ناراضی عراق امیدوار شدند که به برآیندی روشن در سپهر سیاسی این کشور ختم شود، اما این اتفاق نیفتاد و اعتراضات قربانی کشمکش‌های سیاسی و وعده‌های سر خرمن طیف حاکم شد؛ به گونه‌ای که چنان با تعلل، هدفمند و فرسایشی با خواسته‌های معترضین برخورد شد که بخش اعظم آن‌ها این انتخابات زودهنگام را دو سال بعد از طرح آن به عنوان یک خواسته اساسی تحریم کردند.

اما جالب این جاست که جنبش “امتداد” برخاسته از این اعتراضات راه مشارکت در انتخابات را برای تغییر اوضاع در پیش گرفت و بر پایه نتایج اعلام شده ۱۰ کرسی را کسب کرد که در سایه تحریم بخش بزرگی از معترضین، می‌توان کسب این تعداد کرسی را از پدیده‌های مهم این دوره انتخابات دانست.

فارغ از نکات پیش‌گفته، خروجی این مشارکت پایین هر چند برآمدن آلترناتیوی برای طیف حاکم نیست و اساسا این امر با این سطح مشارکت و در سایه چنین ترکیب انتخاباتی (احزاب شرکت کننده) امکان‌پذیر نبود، اما همین نتایج با وجود اعتراضاتی به آن و تغییرات جزئی و لو بیشتر، همچنان غیر منتظره و قابل تامل است و نشانگر جابجایی تامل‌برانگیز در موقعیت نیروهای سیاسی فعال در سپهر سیاست عراق است که در صورت عدم تغییر جدی و معنادار نتایج می‌رود با برهم زدن توازن سیاسی، پیامدهای خاص داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی از منظر تنازع رقبای خارجی در این کشور داشته باشد.

نتایج اعلام شده انتخابات بیانگر اتفاقات و پدیده‌های جدیدی در سه مولفه تشکیل دهنده نظام پساصدام بود؛ در حوزه اهل سنت چهره‌هایی چون اسامه النجیفی، سلیم الجبوری و خالد العبیدی از صحنه حذف شدند و حتی رشید العزاوی دبیر کل حزب اسلامی (اخوان المسلمین) نتوانست به پارلمان راه یابد. در حوزه کردی نیز نتایج انتخابات غیرمنتظره‌های خود را داشت. حزب دموکرات (پارتی) بر اساس نتایج اعلام شده کرسی‌های بیشتری کسب کرد، اتحادیه میهنی نزدیک به ایران نیز کرسی‌هایی را از دست داد و جنبش گوران یا تغییر از راهیابی به پارلمان به کلی بازماند.

اما اتفاقات و جابجایی مهم‌تر در زمین بازیگر اصلی سپهر قدرت یعنی بیت شیعی افتاد.

این تحولات در ساخت بیت اسلام‌گرای شیعی تقریبا به صورت خزنده از ۲۰۰۹ شروع شده و طی یک دهه اخیر ادامه داشته و از ۲۰۱۴ به بعد شدت گرفته تا این که به اینجا رسیده است. برآیند این تشتت تقویت موقعیت آن طیف از نیروهای سیاسی شیعی است که در دو دهه اخیر رفته رفته با ایران زاویه پیدا کرده‌اند که در راس آن‌ها جریان مقتدی صدر قرار دارد. در مقابل نیز وزنه نیروهای شیعی کاملا همسو یا نسبتا همسو کاهش یافته است.

در نتیجه این وضعیت، نفوذ ایران در عراق روندی نزولی پیدا کرده و در حالی که در سه دور نخست انتخابات، انتخاب نخست وزیران و اعضای کابینه بدون نظر موافق تهران امکانپذیر نبود، اما تحولات پس از انتخابات ۲۰۱۸ و همچنین انتخاب مصطفی الکاظمی بر خلاف میل ایران، گویای کاهش قابل توجه قدرت تاثیرگذاری در همسایه عراقی بود که نتایج انتخابات اخیر نیز نشان از شدت یافتن این روند و گویای سنگین‌تر شدن وزنه جریان‌های اسلام‌گرای شیعی با گرایش ناسیونالیستی عربی در این بیت است.

اما اقبال به این جریان‌ها به دلیل داشتن برنامه‌های بهتر برای اداره عراق و اصلاح وضعیت نیست، که نه تنها آن‌ها و دیگر احزاب شیعی، بلکه کل نیروهای سیاسی عراق برنامه مدون خاصی برای بهبود اوضاع ارائه نکرده‌اند، اما واقعیت این است که در سایه تحولات جامعه شیعی عراق به ویژه در یک دهه اخیر و فضای حاکم بر آن، موقعیت سیاسی نیروهای شیعی بر مبنای دوری و نزدیکی به ایران بازتعریف می‌شود.

این مساله معلول انباشت اشتباهات در شکل سیاست‌ورزی ایران در قبال عراق و نداشتن پیوست‌‎های رسانه‌ای، منطقه‌ای و بین‌المللی از یک سو و حجم بالای تبلیغات سهمگین رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی ایران در عراق از دیگر سو است. در نتیجه هر دو عامل می‌رود که مولفه قومیت رفته رفته بر مولفه مذهب در شکل دهی به ارتباطات ایران با شیعیان عراق چیرگی پیدا کند. به دیگر سخن اگر این روند ادامه داشته باشد اتفاق تلخی که با جمهوری آذربایجان افتاد با عراق نیز در آینده تکرار خواهد شد.

در سایه تحولاتی که کل عراق به عنوان یک واحد سیاسی و نه صرفا در بیت شیعی تجربه می‌کند، هیچ بعید نیست که در سال‌های پیش رو شاهد پدیده‌های سیاسی نوظهوری همچون شکل‌گیری یک حزب و گروه سیاسی جریان‌ساز باشیم که در انتخابات ۲۰۲۴ به یک پدیده تبدیل شود و بتواند رای دهندگان قهر کرده یا خاموش را جذب کند و به پای صندوق‌ها بکشاند که در این صورت کل سپهر سیاست و توازن کنونی به هم خواهد خورد.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 12:09
تیراندازی به تظاهرات حزب‌الله و جنبش امل در بیروت

تیراندازی افراد ناشناس به تظاهرات طرفداران حزب‌الله و جنبش امل در بیروت، دست‌کم تا کنون شش کشته و ۶۰ مجروح به جای گذاشته است. آمار دقیق کشته‌شدگان و مجروحان این تیراندازی هنوز اعلام نشده است.

وزارت کشور لبنان اعلام کرد: در تیراندازی امروز در بیروت ۶ نفر کشته و ۱۶ نفر دیگر زخمی شدند.

به گزارش ایندی پندنت، هنوز هیچ گروهی مسئولیت این تیراندازی را به عهده نگرفته است. در پی این تیراندازی، نیروهای ارتش در منطقه طیونه بیروت مستقر شده‌اند، اما همزمان ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد طرفداران حزب‌الله مسلح به انوع مسلسل و آرپی جی ۷  در حال شلیک به اهداف نامشخص در خیابان‌های بیروت هستند.

حزب‌الله لبنان و جنبش امل با انتشار بیانیه مشترکی اعلام کردند: «هدف حمله گروه‌های مسلح و سازمان یافته به تظاهرات در طیونه، کشاندن کشور به یک فتنه عمدی است.» این دو سازمان در بیانیه خود توضیحی در این باره که کدام گروه یا چه کسانی قصد به فتنه کشاندن لبنان را دارند، اشاره‌ای نکرده‌اند.

در بیانیه حزب‌الله و امل آمده است: «دقیقاً در ساعت ده و چهل و پنج  دقیقه صبح، شرکت کنندگان در تظاهرات مسالمت‌آمیز مقابل کاخ دادگستری، سیاست زدگی تحقیقات در مورد مسئله بندر را محکوم کردند و پس از ورود آنها به طیونه، از پشت بام ساختمان‌های مقابل در معرض آتش مستقیم تک تیراندازها قرار گرفتند. پس از آن نیز تیراندازی شدیدی رخ داد که منجر به شهادت و مجروح شدن عده زیادی شد.»

در این بیانیه تاکید شده است: «این حمله با هدف کشاندن کشور به یک فتنه عمدی انجام می‌شود و مسئولیت آن با مهاجمان و طرف‌هایی است که در پشت خون قربانیان و شهدای بندر پنهان شده‌اند تا به اهداف سیاسی مخرب خود برسند.»

این دو سازمان در بیانیه خود از ارتش لبنان خواسته‌اند که مسئولیت خود را برعهده بگیرد و «به‌سرعت برای جلوگیری از فعالیت این جنایتکاران مداخله کند».

حزب‌الله لبنان و جنبش امل همچنین از همه حامیان و طرفداران خود خواسته‌اند که آرامش خود را حفظ کنند.

تظاهرات طرفداران حزب‌الله و جنبش امل در بیروت در اعتراض به حکم دادگاهی برگزار شده بود که به طارق بیطار، قاضی مسئول رسیدگی به پرونده انفجار مهیب بندر بیروت اجازه داده به کار خود ادامه دهد. حزب‌الله قاضی بیطار را متهم به سیاسی‌کاری کرده و مدعی است که آمریکا در جریان رسیدگی به این پرونده مداخله کرده است.

با این همه، خانواده‌های قربانیان انفجار بندر بیروت خواهان ادامه کار طارق بیطار شده‌اند و از مقامات و گروه‌های سیاسی خواسته‌اند که از مداخله در کار قوه قضاییه خودداری کنند.

دادگاه تجدیدنظر لبنان امروز (پنجشنبه) درخواست برکناری قاضی بیطار در پی مسائل اخیر درباره پرونده انفجار بندر بیروت را برای دومین بار رد کرد.

قاضی بیطار روزهای گذشته مقام‌های دولتی لبنان،‌ از جمله مقام‌های جنبش امل و حزب‌الله را در ارتباط با پرونده انفجار بندر بیروت احضار کرده است. روز سه‌شنبه بازپرس دادگستری قاضی طارق بیطار حکم جلب علی حسن خلیل عضو جنبش امل را صادر کرد. خلیل در گفت‌وگو با المیادین ادعا کرد، اقدام قاضی بیطار غیرقانونی بوده و از اصولی که باید دنبال شود، تعدی کرده است. طارق بیطار پیشتر حسان دیاب، نخست وزیر سابق لبنان، علی حسن خلیل، غازی زعیتر، معاون وی و نهاد المشنوق از نمایندگان و وزرای سابق را احضار کرده بود.

سال گذشته در انفجاری قوی، که از آن به عنوان یکی از قوی‌ترین انفجارهای غیرهسته‌ای تاریخ یاد‌ می‌شود، در عصر روز ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ۲۲۰ نفر کشته، هفت هزار نفر مجروح، بیش از ۱۱۰ نفر مفقود و بیش از ۳۰۰ هزار نفر بی‌خانمان شدند.

علت انفجار، نگهداری دو هزار و ۷۵۰ تن آمونیوم نیترات، بدون رعایت شرایط ایمنی لازم در گمرک بندر بیروت بود.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 11:43
آمریکا پس از ۴ سال به شورای حقوق بشر بازگشت

یورونیوز: ایالات متحده آمریکا پس از چهار سال به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد باز می‌گردد. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده در سال ۲۰۱۷ میلادی این نهاد را ترک کرده بود. غیبت آمریکا، موضع دموکراسی‌های غربی را در برابر چین و همپیمانانش در این شورا به شدت تضعیف کرده‌ است.

بازگشت ایالات متحده به شورای حقوق بشر با انتخاب اریتره به‌عنوان یکی از ۴۷ عضو این نهاد همزمان شده است. امری که بار دیگر پرسش چرایی حضور حکومت‌های اقتدارگرا و بدنام در نقض حقوق بشر را پیش کشیده است.

مجمع عمومی سازمان ملل پنج‌شنبه اعضای جدید شورای حقوق بشر را انتخاب می‌کند. در این دوره روند گزینش اعضای جدید عملا فرمایشی است چرا که تنها ۱۸ کشور برای پر کردن ۱۸ کرسی این نهاد نامزد شده‌اند.

یک دیپلمات اروپایی درباره تلاش چین برای دگرگونی مفهوم حقوق بشر به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «چینی‌ها و همه آن‌هایی که اساسا طرفدار بینش اروپایی از حقوق بشر نیستند، با حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی [آشکارا] مخالفت می‌کنند. این واقعیت چیز جدیدی نیست اما موضع آن‌ها به شدت در حال تقویت است.»

حقوق جهانشمول بشر اساسا مفهومی است که در دوره روشنایی در قرن هجدهم در اروپا و به‌ویژه فرانسه متولد شد. این مفهوم به‌ویژه در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم و دوره تاسیس نسل جدید سازمان‌های بین‌المللی به یک باور عمومی (پارادایم) تبدیل شد.

مفهوم حقوق بشر در دهه‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ قرن بیستم حرف اول را در روابط و حقوق بین‌الملل می‌زد. با این حال در دو دهه گذشته و به‌ویژه پس از جنگ‌های ایالات متحده در افغانستان و عراق همچنین بهار عربی و بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی، گفتمان حقوق بشر با یک چالش مفهومی جدی رو‌به‌رو شده است. تکثر فرهنگی، مطالعات پسااستعماری و «استانداردهای دوگانه» قدرت‌های بزرگ برای بازی با کارت «حقوق بشر» در روابط و تنش‌های دیپلماتیک، ازجمله مهم‌ترین مسائلی هستند که مشروعیت حقوق جهانشمول بشر را در عرصه نظری و عملی به نقد کشیده‌اند.

مخالفت قدرت‌های بزرگ غیرلیبرال نظیر چین و روسیه با حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در حالی مورد توجه قرار می‌گیرد که همین کشورها در طول سال‌های جنگ سرد و جنگ‌های ضداستعماری و استقلال طلبانه، دموکراسی‌های غربی را به نادیده گرفتن «نسل دوم» حقوق بشر متهم می‌کردند. در اروپا، دست‌کم از اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی، الزام دولت‌ها به تامین حقوق اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی شهروندان، به بخشی لاینفک از نظام و گفتمان حقوقی تبدیل شده است.

یک دیپلمات اروپایی دیگر به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «چین هدف ساده‌ای را دنبال می‌کند: تخریب مفهوم جهانشمولی حقوق بشر و بازتعریف آن با یک روایت همخوان با نظام سیاسی خود.»

چین و همپیمانانش از جمله بلاروس و ونزوئلا در سال‌های اخیر در بیانیه‌های مشترک پرشماری از عملکرد پکن در هنگ‌ کنگ، سین کیانگ و تبت حمایت کرده و همزمان،‌ برای مثال نقض حقوق بشر در کشورهای غربی از جمله سلب سازمان‌یافته حقوق و آزادی‌های بنیادین مردمان بومی کانادا را محکوم کرده‌اند.

بازگشت ایالات متحده و باز شدن یک میدان جدید جنگ میان پکن و واشنگتن

در برابر گسترش این دوقطبی گفتمانی، بسیاری نگران آن هستند که بازگشت آمریکا خوانش چینی از حقوق بشر را تقویت کند. با این حال شماری هم می‌گویند که ایالات متحده اساسا نیازی برای رویارویی مستقیم با چین در جلسات شورای حقوق بشر سازمان ملل ندارد.

یکی از دیپلمات‌های اروپایی می‌گوید: «۵ عضو دائم شورای امنیت در شورای حقوق بشر هم حضور دارند. قابل پیش‌بینی است که آمریکایی‌ها و چینی‌ها قرار نیست در این نهاد هم به یکدیگر هدیه بدهند. مطمئنا این دو قدرت از شورای حقوق بشر به‌عنوان ابزاری برای نمایش رقابت و دشمنی خود استفاده خواهند کرد.»

مارک لیمون، مدیر اتاق فکر «گروه حقوق جهانشمول» از «تمرکز صرف ایالات متحده آمریکا بر چین» ابراز تاسف می‌کند و می‌گوید: «بسیاری از کشورها از ساختار یکجانبه‌گرا خسته شده‌اند. واشنگتن باید موضوعات بحث و جدل را گسترش دهد تا بتواند کشورهای در حال توسعه را که به سوی چین متمایل شده‌اند، بار دیگر پس بگیرد.»

شن ژو، نماینده چین در سازمان ملل متحد در گفت‌وگو با خبرنگاران ابراز امیدواری کرد که با بازگشت ایالات متحده به شورای حقوق بشر، بتوان «گفت‌وگوهای سازنده را از سر گرفت و استفاده ابزاری سیاسی از حقوق بشر را کنار گذاشت.»

آقای شن می‌گوید: «از این پس باید برای کسب منافع برای پاسخ به نیاز کشورهای در حال توسعه تلاش کرد.»

«خیمه‌شب بازی انتخاباتی»

۴۷ عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با رای اکثریت مطلق از ۵ گروه منقطه‌ای و برای ۳ سال انتخاب می‌شوند. هر سال تنها یک سوم اعضای شورا تجدید می‌شود. در میان کاندیداهای امسال کشورهایی نظیر هند، قطر و قزاقستان حضور دارند.

بسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق بشر «گروه‌های منطقه‌ای» را به ارائه لیست‌هایی تنها به اندازه شمار جایگاه‌های خالی متهم می‌کنند. سازمان «دیده‌بان سازمان ملل متحد» این روند را «خیمه‌شب بازی انتخاباتی» توصیف و از امکان کاندیداتوری دولت‌های مستبد،‌ انتقاد می‌کند.

جان فیشر، مدیر این نهاد با اشاره به نامزدی اریتره،‌ کامرون و امارات متحده عربی می‌گوید این وظیفه گروه‌های منطقه‌ای است که جلوی ورود چنین کشورهایی را به شورا بگیرند.

«دیده‌بان حقوق بشر» و «سرویس خدمات بین‌المللی برای حقوق بشر» از مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواسته‌اند تا به نفع کشورهای ناقض حقوق بشر رای ندهند.

حضور همین دست کشورها در شورای حقوق بشر در کنار «دورویی» در برخورد با مساله اسرائیل، دو توجیه اصلی دونالد ترامپ برای ترک این نهاد سازمان ملل متحد بود.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 10:17
نامه ایران به شورای امنیت در مورد «تهدیدات» اسرائیل

رادیو فردا: نماینده ایران در سازمان ملل روز چهارشنبه، ۲۱ مهر، در نامه‌ای به رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل خواست که «برای توقف همه تهدیدات و رفتارهای اخلال‌گرانهٔ» اسرائیل اقدام شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مجید تخت روانچی در این نامه نوشته است: «ما نسبت به هرگونه محاسبه اشتباه و ماجراجویی احتمالی نظامی رژیم اسرائیل علیه ایران از جمله برنامه هسته‌ای آن هشدار می‌دهیم.»

این نامه پس از آن نوشته می‌شود که در ادامه تلاش‌های اسرائیل برای مقابله با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، نفتالی بنت از شورای امنیت سازمان ملل خواست در مقابل تهران اقدام کند.

یائیر لاپید، وزیر خارجه اسرائیل، نیز روز چهارشنبه ۲۱ مهر در یک نشست خبری مشترک با همتای آمریکایی خود، همچون چند ماه گذشته بار دیگر تأکید کرد که در زمینه مقابله با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، «اسرائیل این حق را برای خود محفوظ می‌داند که هر لحظه و به هر طریقی دست به اقدام بزند.»

در تایید این موضع، آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، نیز با بیان این‌که فرصت ایران برای بازگشت به مذاکرات رو به پایان است، تصریح کرد: «اگر ایران تغییر رویه ندهد، ما آماده بررسی سایر گزینه‌ها هستیم.»

یائیر لاپید هم در این نشست گفت که او و آنتونی بلینکن به‌ عنوان فرزندان بازماندگان هالوکاست، به‌خوبی «می‌دانند لحظاتی هست که ملت‌ها باید برای محافظت از دنیا در برابر شیطان به زور متوسل شوند».

در واکنش به این تحولات، نماینده ایران در سازمان ملل در نامه تازه خود نوشته است: «طی ماه‌های گذشته، تعداد و شدت تهدیدات تحریک‌آمیز و ماجراجویانه رژیم اسرائیل به‌طور مداوم افزایش یافته و به سطح هشداردهنده‌ای رسیده است.»

مجید تخت روانچی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد ۱۹ بهمن پارسال نیز در نامه‌ای به دبیرکل این سازمان خواستار واکنش جامعه بین‌المللی به اظهارات رئیس ستاد ارتش اسرائیل درباره «طرح‌های حمله به ایران» شده بود؛ اما از نتیجه این درخواست او خبری منتشر نشده است.

مجید تخت روانچی در آن تاریخ گفته بود که جمهوری اسلامی به «هرگونه تهدید یا عمل نادرست» اسرائیل، پاسخی «قاطعانه» خواهد داد.

این اظهارات در حالی بیان می‌شود که مقامات جمهوری اسلامی تاکنون به دفعات صراحتاً خواهان نابودی اسرائیل شده‌اند. از جمله رهبر جمهوری اسلامی پیش از این در سخنانی مبنی بر محو اسرائیل گفته بود این کشور تا پیش از سال ۲۰۴۰ میلادی نابود خواهد شد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم پیش از این در یکی از آزمایش‌های موشکی خود روی موشک‌های بالیستیکش به زبان عبری نوشته بود «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود».

بلینکن: در صورت شکست دیپلماسی با ایران به «گزینه‌های دیگر» متوسل می‌شویم

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا می‌گوید اگر مسیر دیپلماسی با ایران که «بهترین مسیر» برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌‌ای است شکست بخورد، «ما آماده هستیم همان طور که وزیر خارجه اسرائيل گفت به گزینه‌های دیگر روی بیاوریم.»

به گزارش صدای آمریکا، آقای بلینکن این سخنان را روز چهارشنبه ۲۱ مهر در یک کنفرانس خبری در واشنگتن، به همراه وزیران خارجه اسرائيل و امارات، و در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره احتمال اقدام نظامی علیه ایران در صورت شکست دیپلماسی برای احیای برجام بیان کرد.

آقای بلینکن همچنین گفت اسرائيل حق دفاع از خود را دارد. او گفت که آماده «مذاکره با ایران هستیم و فکر می‌کنیم» که این امر باید زودتر رخ دهد.

در این کنفرانس خبری، یائير لاپید، وزیر خارجه اسرائيل، هم در پی سخنان وزیر خارجه آمریکا گفت: «اگر دیپلماسی [با ایران] شکست بخورد گزینه‌های دیگر روی میز خواهد بود ... و فکر می کنم همه در اینجا، در امارات، و تهران منظور از گزینه‌های دیگر را می فهمند.»

یائیر لاپید گفت رهبران ایران «به طور علنی» گفته‌اند که خواهان نابودی اسرائيل هستند و این کشور حق دفاع را برای خود محفوظ می‌دارد و آن را یک مسئولیت می‌داند.

لاپید گفت هر روزی که در مذاکرات با ایران تاخیر می افتد، آن کشور به بمب نزدیک تر می شود.

او در بخشی از سخنانش گفت، وی و آنتونی بلینکن فرزندان نجات یافتگان هولوکاست هستند و می‌دانند که چه زمانی باید از زور استفاده شود.

وزیر خارجه آمریکا نیز گفت واشنگتن متعهد است که ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند و تاکید کرد که دیپلماسی بهترین مسیر برای رسیدن به این هدف است اما برای اینکه دیپلماسی کار کند باید دو طرف اقدام کنند.

او گفت تهران نشانه‌ای از اینکه می‌خواهد دیپلماسی کار کند، بروز نداده است.

او گفت آمریکا طی ۹ ماه گذشته روشن کرده که حاضر است اگر تهران به تعهدات خود در برجام بازگردد، به تعهداتش در آن توافق عمل کند.

وزیر خارجه آمریکا اما گفت که زمان رو به پایان است و «داریم به نقطه‌ای می رسیم که بازگشت به برجام دیگر منافع آن را نخواهد داشت،» چون ایران با دستیابی به دانش بیشتر و فعالیت‌های بیشتر و غنی سازی بیشتر برنامه هسته‌ای خود را گسترش می دهدِ و این چیزی است که قرار بود برجام آن را محدود کند.

آقای بلینکن همچنین درباره روابط اسرائيل و فلسطینی‌ها گفت ایالات متحده معتقد است که اسرائيلی‌ها و فلسطینی‌ها به طور مساوی باید از رفاه و امنیت و دموکراسی برخوردار باشند.

او در پاسخ به سوالی درباره بازگشایی کنسولگری آمریکا برای فلسطینی‌ها گفت که واشنگتن می‌خواهد روابط دیپلماتیک با فلسطینی‌ ها را تعمیق ببخشد. وزیر خارجه آمریکا بر راه حل دو کشوری در قضیه درگیری اسرائيل و فلسطینی‌ها تاکید کرد

در این کنفرانس، وزیر خارجه امارات نیز در پاسخ به سوالی درباره جنگ یمن گفت عدم اراده و تعهد حوثی‌ها برای پایان دادن به جنگ دلیل ادامه آن در یمن است. وزیر خارجه امارات گفت باید مطمئن شویم که «یک حزب‌الله دیگر» و یک وضعیت دیگر نظیر «جنوب لبنان» در یمن تشکیل نمی‌شود که عربستان را تهدید کند.

آقای بلینکن همچنین در سخنانی درباره سوریه گفت که تا زمانی که پیشرفتی برگشت‌ناپذیر در زمینه راه حل سیاسی در سوریه حاصل نشود، ایالات متحده قصد ندارد که از تلاش‌های مختلف برای عادی سازی روابط با دولت بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، حمایت کند.

این کنفرانس خبری در واشنگتن، به مناسبت سالگرد «پیمان ابراهیم» که به عادی‌سازی روابط اسرائيل و امارات انجامید، برگزار شد.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 9:52
اخراج روزنامه‌نگاران اصل خبر را می‌کشد!

روز جهانی کار شایسته؛ اخراج روزنامه‌نگاران اصل خبر را می‌کشد!

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (IFJ) در روز جهانی کار شایسته (WDDW) در روز هفتم اکتبر با فراخواندن دولت‌ها و رسانه‌ها به حفظ شغل و حفاظت از آزادی اطلاعات، با شعار «اخراج روزنامه‌نگاران اصل خبر را می‌کشد»، این روز را گرامی داشت.

آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، گفت: «اطلاعات آزاد و دست اول، برای شهروندان در مواقع بحرانی ضروری است، اما بدون روزنامه‌نگاران حرفه‌ای نمی توان هیچ اطلاعات موثقی را در اختیار داشت.»

او افزود: «در روز جهانی کار شایسته ما از شرکت‌های رسانه‌ای جهانی و دولت‌ها می‌خواهیم که با اتحادیه‌ها برای نجات مشاغل، سرمایه‌گذاری در روزنامه‌نگاری و حمایت از روزنامه‌نگاران همکاری کنند.»

همه‌گیری کرونا آثار مخربی بر مشاغل روزنامه‌نگاران داشته است. به گفته فدراسیون، بسیاری از رسانه‌ها در سراسر جهان تعطیل شده و مشاغل بی‌شماری از ابتدای همه‌گیری نابود شده‌اند.

در پاکستان بیش از هشت‌هزار نفر از حدود بیست هزار روزنامه‌نگار شغل خود را تنها در سال ۲۰۲۰ از دست داده‌اند.

در نپال، فدراسیون روزنامه‌نگاران (FNJ) فقط امسال‌ بیش از ۵۰۰ شکایت مربوط به از دست دادن شغل و عدم پرداخت حقوق دریافت کرده است.

در استرالیا، ۱۲۳ اتاق خبر از ژانویه ۲۰۱۹ بسته شده است و بسیاری از روزنامه‌نگاران بیکار هستند.

در ایالات متحده آمریکا، تعداد اخراج‌های اتاق خبر تا ژوئن ۲۰۲۰ در مقایسه با سال‌های گذشته دو برابر شده است.

در آمریکای لاتین ، ۱۶.۷ درصد از روزنامه‌نگاران در دوران همه‌گیری تعلیق شده‌اند.

در آفریقا، اکثریت روزنامه‌نگاران حتی از عقد قرارداد اولیه محروم هستند.

در آفریقای جنوبی، ۶۰ درصد از فریلنسرها تقریباً ۷۰ درصد از درآمد خود را در طول همه‌گیری از دست داده‌اند.

در بریتانیا ، اتحادیه ملی روزنامه‌نگاران هشدار داده است که در حالی که حقوق مدیرکل بی بی سی در سپتامبر ۲۰۲۱، هفتاد و پنج هزار پوند افزایش یافته است، حقوق بسیاری از کارکنان بر اثر کاهش بودجه مسدود شده ‌است.

علاوه بر اخراج، کاهش حقوق و تأخیر در پرداخت، کاهش درآمدهای تبلیغاتی در دوران همه‌گیری هم بسیاری از رسانه‌ها را تهدید کرده و مشاغل روزنامه‌ها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

در ایالات متحده مجموع درآمد تخمینی تبلیغات برای صنعت  مطبوعات در سال ۲۰۲۰ نسبت به سال ۲۰۱۹، ۲۹ درصد کاهش یافته است.

در لهستان ، این آمار در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۰ به ۸۰ درصد رسیده است.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران پلتفرم جهانی روزنامه نگاری با کیفیت را در سال ۲۰۲۰ راه‌اندازی کرد که طرحی برای نجات رسانه‌ها و محافظت از روزنامه‌نگاران، ارائه کرد.

فدراسیون اقدامات خاصی را توصیه می‌کند که از جمله آن‌ها می توان به مالیات بر درآمد شرکت‌هایی نظیر گوگل، اپل، فیس‌بوک، آمازون، مایکروسافت، و استفاده از وجوه جمع آوری‌شده برای حمایت از رسانه‌های مستقل، اشاره کرد.

iran-emrooz.net | Thu, 14.10.2021, 8:58
محمد حبیبی: برای یک اتهام سه بار مجازات می‌شوم

امتداد: محمد حبیبی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران که پیش از این به مدت سه سال متحمل مجازات حبس به دلیل فعالیت‌های صنفی شده بود در گفتگویی با امتداد، ضمن اشاره به ماجرای صدور مجدد حکم اخراج خود، اظهار داشت: در اردبیهشت‌ماه سال ۹۹ وقتی که در زندان بودم، حکم بازخرید و اخراج را برای من صادر کردند که مستندات آن‌ها نیز، غیبت غیرمجاز و اتهاماتی بود که در دادگاه انقلاب، تحت عنوان اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به من تفهیم شده بود.

بر اساس قانون مجازات اسلامی وقتی پرونده شخصی شامل عفو شد، تمام سوابق اتهامی از آن پاک می‌شود

وی افزود: من به موجب همین اتهامات، سه سال حبس کشیده و در نهایت نیز به واسطه عفو آزاد شدم. در همان وهله، ما به دیوان عدالت اداری شکایت کردیم و وقتی من در آبان ۹۹ از زندان آزاد شدم، پیگیری این شکایت بودم. در اسفند ۹۹ دیوان عدالت اداری، حکمی مبنی بر اینکه مستندات اداره تخلفات وزارت آموزش و پرورش برای بازخرید و اخراج من کافی نبوده، صادر و پرونده را برای بررسی مجدد به وزارتخانه ارسال کرد.

این فعال صنفی معلمان، یادآور شد: در اردیبهشت ماه سال جاری برای من، حکم بازگشت به کار صادر شد و من تا همین دیروز، مشغول به کار بودم. منتها، آقایان پرونده‌ام را به هیئت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری برای بررسی مجدد ارسال کردند. به موجب همین مسئله در مردادماه سال جاری بود که من را خواستند تا از اتهامات خود دفاع کنم. به این دوستان در همان جلسه عنوان کردم که وقتی شما از عناوین اتهامی اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام سخن می‌گویید، من به دلیل انتساب همین عناوین در دادگاه ۳ سال حبس کشیدم و پس از آن نیز به دلیل عفو آزاد شدم.

حبیبی، یادآور شد: بر اساس قانون مجازات اسلامی هم، وقتی پرونده شخصی شامل عفو شد، تمام سوابق اتهامی از آن پاک می‌شود. آقایان در پاسخ، مدعی بودند که کار ما در تخلفات اداری با محاکم قضائی جداست. البته در این جلسه و حتی در حکم جدیدی که به دست من رسیده، پذیرفته‌اند که غیبتم در طول ۳ سال حبس برای خدمت در آموزش و پرورش، موجه بوده است.

مصداق اجتماع و تبانی در حکم من، عضویت در تشکل غیرقانونی کانون صنفی معلمان تلقی شده

وی در ادامه گفت: اما مبتنی بر اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام، مجددا بازخرید و اخراج کرده‌اند. جالب اینکه مصداق اجتماع و تبانی را همانگونه که در حکم نیز به آن اشاره شده، عضویت در کانون صنفی معلمان به عنوان یک تشکل غیرقانونی دانسته‌اند. در این حکم برای عنوان اتهامی اجتماع و تبانی، صراحتا قید شده که مصداق آن، عضویت در تشکل غیرقانونی کانون صنفی معلمان و برگزاری تجمعات غیرقانونی تحت پوشش این تشکل بوده است.

این فعال صنفی فرهنگی، تصریح کرد: البته من در آن جلسه هم اینگونه دفاع کردم که بر اساس مستندات وزارت کشور و تصریح معاونت حقوقی ریاست جمهوری در دولت گذشته، کانون صنفی معلمان، کاملا یک تشکل قانونی است. ما حتی قبل‌تر هم از معاونت حقوقی دولت روحانی، نامه‌ای را دریافت کردیم که صراحتا بر قانونی بودن تشکل کانون صنفی معلمان تاکید دارد.

در فرصت سه ماهه، شکایتم از این حکم را در دیوان عدالت اداری به جد پیگیری می‌کنم

وی، اضافه کرد: نهایتا هفته گذشته از اداره آموزش و پرورش شهریار با من تماس گرفتند که برای گرفتن حکم جدید مراجعه کنم. امروز این حکم، مبنی بر بازخرید و اخراج به دست من رسیده و من به مدت سه ماه زمان خواهم داشت تا به دیوان عدالت اداری شکایت کنم. البته به حتم و به جد این شکایت را برای پیگیری قانونی مسئله خواهم داشت.

با این حکم جدید بازخرید و اخراج، مجموعا سه بار برای یک عنوان اتهامی، مجازات می‌شوم

حبیبی، همچنین، بیان داشت: متاسفانه با این حکم جدید، مجموعا سه بار برای یک عنوان اتهامی، مجازات می‌شوم که یک بار به مدت سه سال با رای دادگاه، حبس آن را کشیدم، یک بار رای بر بازخرید و اخراج من صادر شد و امروز هم برای سومین بار باز حکم بازخرید و اخراج به دست من رسیده است.

در طول ۴ سال اخیر، تنها ۳ ماه حقوق دریافت کردم

سخنگوی کانون صنفی معلمان در پایان نیز تاکید داشت: البته من این عناوین اتهامی را مطلقا قبول ندارم و در دادگاه نیز در حضور مقام قضائی از خودم در برابر آن دفاع کردم و همچنان فعالیت‌های خود را کاملا، صنفی، قانونی و در راستای استیفای مطالبات فرهنگیان می‌دانم. اما به فرض وجود همین اتهام هم، مگر برای یک عنوان اتهامی چند مرتبه باید یک شخص را مجازات کرد؟ متاسفانه در طول ۴ سال گذشته، تنها ۳ ماه حقوق دریافت کرده‌ام و سوال من این است که حتی اگر اتهامی، متوجه من بود، خانواده من چه گناهی داشته‌اند؟

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 22:56
چندین کشته و زخمی با تیر و کمان در نروژ

پلیس نروژ اعلام کرد که در حمله مردی با تیر و کمان در شهر کونگسبر پنج نفر کشته و دو نفر دیگر زخمی شده‌اند.

به گفته سخنگوی پلیس فرد مظنون بازداشت و به شهر درامن منتقل شده است.

به پزارش بی‌بی‌سی، این رویداد چهارشنبه شب در مرکز شهر کونگسبر واقع در ۸۰ کیلومتری غرب اسلو، پایتخت نروژ رخ داد. پلیس ابتدا در ساعت ۱۸:۱۳ به وقت محلی از حادثه آگاه شد.

پلیس می‌گوید فرد مهاجم با تیر و کمان در بخش بزرگی از مرکز شهر در حرکت بوده و به مردم تیراندازی کرده است.

به گفته پلیس فرد مظنون به تنهایی عمل کرده و همدستی نداشته است. هنوز درباره هویت این فرد یا انگیزه او از این کار اطلاعاتی داده نشده است.

یک سخنگوی پلیس گفت احتمال تروریستی بودن حادثه بررسی خواهد شد.

واحدهای مختلف پلیس و نیروهای امداد در سطح گسترده در مرکز کونگسبر حاضر شده‌اند و هلی‌کوپتر ها بر فراز شهر پرواز می‌کنند.

پلیس می‌گوید از چند ناحیه از جمله اسلو به کونگسبر نیروی کمکی اعزام کرده است.

کاری ان سند شهردار این شهر به روزنامه “وی جی” گفت: “این برای همه کسانی که تحت تاثیر قرار گرفته اند یک فاجعه است. زبانم بند آمده.”

گفته می شود که مهاجم حمله را از داخل یک سوپرمارکت “کوپ اکسترا” در بخش غربی شهر شروع کرده باشد. یکی از مجروحان یک پلیس در خارج ساعات کاری بود که در زمان حادثه داخل فروشگاه بود.

یک سخنگوی این فروشگاه زنجیره ای تایید کرد که “حادثه ای جدی” در آن اتفاق افتاده است، و گفت هیچ یک از کارمندان فروشگاه زخمی نشده اند.

گفته می شود که پیش از دستگیری مظنون در ساعت ۱۸:۴۷ به وقت محلی میان او و پلیس درگیری رخ داد.

پلیس همچنین مشغول بررسی این موضوع است که آیا مهاجم از سلاح های دیگری استفاده کرده است یا نه.

درحالی که مظنون در بخش وسیعی از شهر حرکت می کرد، مقام ها چندین بخش شهر را تحت محاصره در آوردند. به ساکنان دستور داده شد داخل خانه ها بمانند تا پلیس ضمن بررسی صحنه به جمع آوری شواهد بپردازد.

مونیکا می‌لند وزیر دادگستری نروژ در جریان قرار گرفته و به کلیه افسران پلیس دستور داده شده به عنوان یک اقدام احتیاطی سلاح حمل کنند. در نروژ معمولا پلیس مسلح نیست.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 21:44
در سوگ دکتر علی گوشه

دکتر علی گوشه صفحه‎ ‎درخشانی از کتاب پرافتخار نهضت ملی ایران و کادر پزشکی مدافع ‏حقوق بشر در خارج از‎ ‎کشور بود. ‏

علی گوشه از ابتدای دوران دانشجوِیی مبارزات خود را با تاسیس جبهه ملی ایران در اروپا و ‏کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور شروع کرد و از اولین دانشجویانی بود که ‏در کنگره‌های پاریس و لوزان شرکت داشت و در تاسیس سازمان دانشجوان ایرانی در وین ‏و فدراسیون دانشجویان در اتریش نقش بسزایی ایفاکرد. سفارت رژیم شاه از تمدید ‏پاسپورت وی سر باز زد و دکتر گوشه سالهای متوالی از مسافرت به خارج از اتریش محروم ‏ماند. علیرغم این او لحظه‌ای ازمبارزه علیه رژیم شاه سرباز نزد. این مبارزه را علی گوشه ‏بعد از انقلاب علیه رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ادامه داد و تشکیل و مدیریت اولین ‏گروه پزشکان مدافع حقوق بشر در ایران - وین را به عهده گرفت‎.

این مبارز خستگی ناپذیر چراغ بدست برای ما در شجاعت، مقاومت و امید پیوسته راهنما ‏بود.

راهش را می‌پوئیم و به آیندگان خواهیم گفت: اتحاد، مبارزه، پیروزی‎.

به خانواده محترم دکتر گوشه و هموطنان آزادیخواه درگذشت این مرد بزرگ، پزشک ‏متعهد و آزادیخواه را از صمیم قلب تسلیت می‌گوییم‎.

‏۲۱ مهر ۱۴۰۰ برابر ۱۳ اکتبر ۲۰۲۱ ‏

امضاها:

سعید آذررفیعی، صمد ابری، حمید احمدی، داریوش احمدی، اردوان ارشاد، حسین ‏اسدی، سایه اسلامی، حسن اعتمادی، فریدون اعلم، بیژن افتخاری، علی افشاری، ‏کورش افطسی، رحیم امیری، عظیم امیری، افشین امین، مریم اهری، حسن بیات، ‏مجید بیات، ناصر پاکدامن، منصور تجلی، حسن بهگر، منوچهر تقوی بیات، داود ‏پارسیان، دیموت تراونر(‏Dimut Trauner‏)، امیرحسین توسطی، اصغر جیلو، کیومرث ‏حریری، رضا حسین‌بر، امید حسینی، ناهید حسینی، احمد حکیم زاده، محبوبه ‏حسینچی، بهروز حشمت، باقر حقی، مهدی خان‌باباتهرانی، اصغر خرسند، اسفندیار ‏خلف، هوشنگ خوش‌سرور، پرویز دستمالچى، محمد دهقانی، تقی رحمانی، شیرین رسا، ‏منوچهر رسا، پوران رضایتی، احمد رناسی، مجید زربخش، اسماعیل زرگریان، حبیب ‏زمردیان‌، شعله زمینی، هوشمند ساعدلو، بهروز ستوده، منصور سحرخیز، حسن ‏سعیدی، بهروز سیاح‌پور، بهزاد سیاح‌پور، سپیده سیاح‌پور، هوشنگ سیاح‌پور، ‏همایون سینا، سیروس شادمان، رضا شاه حسینی، سیروس شاهرخ، ناصر شاهین‌پر، ‏منصوره شجاعی، زری شمس، منوچهر شهابی، عباس شیرازی، منوچهر صالحی ‏لاهیجی، حمید صدر، سعید صدر، جعفر صدیق، هرمز صمیمی، جمال صفری، ‏ابراهیم طارانی، فرزاد ضیا، محمد عابد، رضا عاملی، فریدون عدالتی، غلام عسگری، ‏عبدالوهاب عطاری، فرزانه عظیمی، جاوید علم، حسین علوی، رضا علیجانی، ناصر ‏علیزاده، همایون علیزاده، مهرداد عمادی، داود غلام آزاد، مسعود فتحی، فرهاد ‏فراست، فرهاد فرجاد، عباس فیروزبخش، محسن قائم مقام، کامبیز قائم‌مقام، ‏فرهنگ قاسمی، کاظم کردوانی، عزیز کرملو، ناصر کنعانی، حسین لاجوردی، مزدک ‏لیماکشی، بهمن مبشری، علیرضا محسنی، گرجی مرزبان، تراب مستوفی، محسن ‏مسرت، رضا مهاجر، محمود مهران ادیب، فرید مهران ادیب، فریبرز مهران ادیب، ‏فریده مهمنش، همایون مهمنش، حسین منتظرحقیقی، محمد منظرپور، اسفندیار ‏منفردزاده، مهران میرفخرائی، شمسی میرنیا، حسن نایب هاشم، حشمت نجف‌پور، ‏علی ندیمی، نیلوفر ندیمی، محسن نژاد، انوشه نظریان، بهمن نیرومند، مهدی نیک ‏فرجام، مجید وفایی، احمد هاشمی، حمید همت‌پور، مژگان هنروش، یزدان هنروش، ‏پروین هوشنگیان، ولی اله یوسفی

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 18:35
صادرات فرش ایران عملا نزدیک به صفر است

ترکیه ورود فرش ایرانی را ممنوع کرده است. رئیس سابق کنفدراسیون صادرات با اعلام این خبر گفت: پیش از این ترکیه یکی از مقاصد مهم صادرات فرش ایران بوده است.

به گزارش تجارت‌نیوز، قبل از انقلاب فرش دستباف در تجارت خارجی ایران نقش مهمی داشت و مهمترین کالای صادراتی ایران بعد از نفت بود اما حالا این صنعت در شرف نابودی است. تحریم‌ها دیگر نه اجازه صادرات را می‌دهد و نه انگیزه‌ای برای بافندگان باقی گذاشته است.

آمارهای اتاق بازرگانی تهران نشان می‌دهد صادرات فرش در سه ماه نخست امسال حدود پنج میلیون دلار بوده این آمار به معنای آن است که صادرات فرش عملا نزدیک به صفر است.

در دهه‌های گذشته فرش ایران به کشورهایی از جمله آمریکا، اروپا، چین، مالزی، ترکیه و … صادر می‌شد اما حالا تحولات سیاسی و اقتصادی داخلی و بین‌المللی این صنعت را منزوی کرده. اما آیا نزدیک شدن به مذاکرات می‌تواند صادرات فرش را احیا کند؟

رئیس سابق کنفدراسیون صادرات ایران به تجارت‌نیوز گفت: در سال‌های اخیر و با تشدید تحریم‌ها فرش ایرانی به کشورهای ترکیه، امارات متحده عربی و پاکستان صادر و از آنجا اسناد تغییر می‌کرد و روانه بازارهای اروپایی می‌شد. البته با دور زدن تحریم‌ها هزینه اضافی‌تر به تجار تحمیل می‌شد.

توقف صادرات فرش به آذربایجان

سید رضی حاجی آقامیری توضیح داد: در گذشته ترکیه علاقه زیادی به فرش ایرانی داشت اما تحولات سیاسی باعث شد که صادرات فرش به این کشور هم متوقف شود. همچنین در گذشته هم اندکی فرش به آذربایجان صادر می‌شد اما حالا مدت‌هاست که دیگر فرشی به این کشور صادر نمی‌شود.

آمارها نشان می‌دهد در چند سال اخیر صادرات فرش ایران به دو میلیارد دلار رسیده بود اما در دولت قبل با تصمیمات لحظه‌ای و مطرح شدن پیمان ارزی، صادرات فرش ایران در سال‌های ۹۸ و ۹۹ به ۵۰ میلیون دلار رسید.

آقامیری با اشاره به وضعیت بازار گفت: اکنون وضعیت بازار آن قدر راکد است که این صنعت دیگر نفس‌های آخر را می‌کشد. بنابراین درگیری‌های اخیر منطقه دیگر تاثیری بر روند بازار خارجی این صنعت ندارد. یک زمانی تنها خریداران فرش ایرانی اروپایی‌ها، آمریکایی‌ها و آسیای دور بودند اما حالا با از دست دادن این بازارها صادرات فرش به کشورهای همسایه هم امکان‌پذیر نیست.

قاچاق فرش صحت دارد؟

در این میان اما برخی از تحلیلگران معتقدند به دلیل مطرح شدن بازگشت ارز حاصل از صادرات ممکن است فرش ایران به طور قاچاق به دیگر کشورها صادر شود اما آقا میری این ادعا را رد کرد.

او گفت: روابط سیاسی ما با کشورها آن قدر وضعیت بدی دارد که همه نگران بازگشت ارز حاصل از صادرات هستند. عملا با وجود تحریم‌ها شبکه بانکی قطع است و بنابراین حتی قاچاق فرش هم امکان پذیر نیست.

براساس این گزارش‌ تحریم‌ها علاوه بر اینکه صادرات نفت را به نوعی متوقف کرده بر بازارهای کالاهای غیرنفتی هم سایه انداخته است. آمارها نشان می‎‌دهد دولت عملا برای مدیریت کشور پول چندانی در خزانه ندارد.

بنابراین برای بازگشت رونق به صنعت فرش باید سیاست‌های اقتصادی دولت سیزدهم را بررسی کرد. سیاست‌هایی که کاملا مبهم و لحظه‌ای است.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 18:27
ترکیه یک عملیات آدم‌ربایی ایران را ناکام گذاشت

آناتولی، خبرگراری رسمی ترکیه شامگاه چهارشنبه ۱۳ اکتبر / ۲۱ مهر در خبری نوشت: سازمان اطلاعات و پلیس ترکیه در عملیات مشترک در استان وان، ۸ نفر از جمله ۲ مامور ایرانی که قصد ربودن و بازگرداندن اجباری یک مقام پیشین نظامی ایران را داشتند، دستگیر کردند.

بنابر گزارش خبرگزاری آناتولی، این حادثه  ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ اتفاق افتاده اما خبر آن امروز رسانه‌ای شده است.

در ادامه این گزارش آمده است: بنا به اعلام سازمان اطلاعات ترکیه (میت)، افسران اطلاعاتی ایران سعی در راه‌اندازی شبکه‌ای در وان با بودجه ۳۰ هزار دلار برای بازگرداندن «م.ا» به ایران داشتند.

اعضای این شبکه به دستور افسران اطلاعاتی ایران به «م.ی» همسر «م.ا» پیشنهاد داده بودند به ازای دریافت ۱۰ هزار دلار به ربودن «م.ا» کمک کند و او را تهدید کرده بودند که در صورت رد این پیشنهاد اعضای خانواده‌اش در ایران آسیب خواهند دید.

ماموران میت و پلیس استان وان ۲۴ سپتامبر در پی شناسایی خودروی ۲ نفری که درصدد ربودن «م.ا» بودند، وارد عمل شده و آنها را دستگیر کردند.

«س.س» شهروند ایرانی و «م.ای.ا» شهروند ترک حوالی ساعت ۲۱:۰۰ در حالیکه قصد ورود به محل اقامت «م.ا» را داشتند، دستگیر شدند.

در چارچوب این عملیات ۶ نفر دیگر از افراد مرتبط با این شبکه نیز شناسایی و بازداشت شدند.

ظاهرا میت ترکیه از عملیات ماموران ایرانی برای ربئدن از پیش آگاه بوده و در آخرین لحظات آنها را بازداشت کرده است.

رسانه‌های ترکیه نامی از «مقام پیشین نظامی ایران» نبرده‌اند تنها گفته شده که در وان زندگی می‌کرد.

نهادهای امنیتی ترکیه در بهمن‌ماه سال گذشته نیز یک مامور ایران که گفته می‌شد کارمند کنسولگری جمهوری اسلامی در استانبول بوده در ارتباط با پرونده قتل مسعود مولوی در استانبول بازداشت کردند.

مسعود مولوی دو سال پیش - آبان ۱۳۹۸ - در استانبول ترور شد. گفته می‌شد که او سابقه کار برای نهادهای اطلاعاتی ایران را داشته و سپس در شبکه‌های اجتماعی با عنوان “جعبه سیاه” مطالبی را با ادعای افشاگری اسناد علیه حکومت منتشر ‌کرده بود.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 16:17
لزوم تحقیق کامل درباره مرگ مشکوک شاهین ناصری

مقامات ایران باید فورا درباره علل و شرایط پیرامون ناپدیدسازی قهری و مرگ مشکوک حین بازداشت شاهین ناصری تحقیقات موثر، کامل، مستقل و بی‌طرفانه انجام دهند. شاهین ناصری، ۴۹ ساله، پیش‌تر درباره شکنجه نوید افکاری، کشتی‌گیر و معترض ایرانی که در شهریور ۱۳۹۹ به طور مخیفانه اعدام شد، شهادت داده بود. پرونده شاهین ناصری به عنوان تازه‌ترین قربانی ناپدیدسازی قهری و مرگ مشکوک در حین بازداشت بار دیگر پیامدهای مرگ‌بار بحران مصونیت سازمان‌یافته ناقضان حق حیات و مرتکبان جنایات بین‌المللی از مجازات در ایران را برجسته می‌کند. 

شاهین ناصری در حدود تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ از بند عمومی زندان تهران بزرگ به مکانی نامعوم منتقل شد و ۹ روز بعد، یعنی در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۰، بستگان وی از طریق زندانیان دیگر از مرگ او مطلع شدند. در پی انتقال شاهین ناصری به یک مکان نامعلوم، مقامات سرنوشت و محل نگهداری وی را از خانواده‌اش پنهان کردند و بدین ترتیب مرتکب جرم بین‌المللی ناپدیدسازی قهری علیه شاهین ناصری و خانواده‌ وی شدند. 
ناپدیدسازی قهری شاهین ناصری همزمان با اولین سالگرد اعدام نوید افکاری صورت گرفت. شاهین ناصری با وجود تهدید‌ و ارعاب از سوی مقامات دادستانی، در چندین شهادت‌نامه‌ی کتبی که به مقامات مختلف دادستانی و قضایی ارائه شده بود، شهادت داده بود که شاهد شکنجه و بدرفتاری‌های دیگر نسبت به نوید افکاری در زمان بازداشت وی بوده است. 

بر اساس اطلاعات دریافت شده توسط عفو بین‌الملل، شاهین ناصری یک روز قبل از مرگش با استفاده از تلفن یک زندانی با حداقل دو نفر در خارج از زندان تماس گرفته و طی این تماس‌های تلفنی اعلام کرده بود که از بهداری زندان تماس می‌گیرد، از بابت عدم امنیت جانی خود نگرانی دارد و در یکی از سلول‌های انفرادی زندان و در کنار چند زندانی دیگر قرار داده شده است. 

سازمان زندان ها که تحت نظارت قوه قضاییه عمل می‌کند در اطلاعیه‌ای مورخ ۱ مهر ۱۴۰۰ اعلام کرد که «با توجه به شرایط اورژانسی» شاهین ناصری، «در محل بهداری زندان عملیات احیا ... به مدت ۴۵ دقیقه انجام می‌گیرد که علیرغم تلاش‌های فراوان کادر درمان، زندانی مورد اشاره فوت می‌کند.» مقامات اطلاعات بیشتری درباره ماهیت و علل این «شرایط اوژانسی» ارائه نداده‌اند. بر اساس این اطلاعیه، علت فوت شاهین ناصری در پزشکی قانونی، که تحت نظارت قوه قضاییه است، در دست بررسی است. اطلاعیه اما هیچ اشاره‌ای به این موضوع ندارد که قرار است تحقیقات مستقل و منطبق با استانداردهای بین المللی در مورد علل و شرایط منجر به ناپدیدسازی قهری و مرگ در حین بازداشت شاهین ناصری صورت گیرد و پاسخگویی تضمین شود. در عوض ، به نظر می‌رسد که اطلاعیه با هدف انسانیت‌زدایی و انحراف توجه نسبت به موارد نقض حقوق بشری که احتمال دارد در مرگ شاهین ناصیری موثر بوده باشند، فهرستی از جرایمی که شاهین ناصری از بابت‌شان محکوم شده بود را ارائه می‌دهد.

سازمان عفو بین‌الملل به تازگی در گزارشی اعلام کرد مقامات ایران از مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی در مورد مرگ در حین بازداشت دست کم ۷۲ مرد و زن از ژانویه ۲۰۱۰ سر باز زده‌اند. بر اساس قوانین بین‌المللی، عدم انجام تحقیقات درباره‌ی موارد مرگ در بازداشت به خودی خود نوعی نقض حق حیات محسوب می‌شود. 

با توجه به بحران مصونیت سازمان‌یافته در ایران و شدت و ابعاد جرایم صورت گرفته، سازمان عفو بین‌الملل مجددا از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد خواسته است تا یک سازوکار تحقیقاتی و پاسخگویی براي جمع‌آوري، نگهداري و تجزیه و تحلیل شواهد و اسناد مرتبط با جدي‌ترین جنایات بین‌المللی صورت گرفته در ایران تاسیس کرده و بدین ترتیب زمینه برگزاري محاکمه‌هاي کیفري عادلانه را فراهم سازد.

نقض فاحش عدالت

مأموران آگاهی در ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ نوید افکاری را به همراه برادرش وحید افکاری به صورت خودسرانه و بی‌ضابطه دستگیر و آنها را بدون هیچ گونه اساسی به شرکت در فعالیت های مختلف مسالمت آمیز و خشونت آمیز علیه «امنیت ملی» و قتل یک مأمور اطلاعاتی در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ با ضربات مهلک چاقو متهم کردند. مأموران آگاهی ادعا کردند که این قتل در انتقام از نقش این مأمور در سرکوب اعتراضات در شیراز در همان روز بوده است. مأموران وزارت اطلاعات در ۲۲ آذر ۱۳۹۷ حبیب افکاری، برادر نوید و وحید افکاری را نیز با خشونت دستگیر کرده و وی را هم به شرکت در فعالیت‌های مختلف مسالمت‌آمیز و خشونت‌آمیز مرتبط با اعتراضات متهم کردند. هر سه برادر بارها در دادگاه و در شکایات کتبی بی‌گناهی خود را اعلام کردند و گفتند که برای دادن «اعتراف» شکنجه شده‌اند. علیرغم این موضوع و فقدان شواهد معتبر، به دنبال چندین محاکمه جداگانه به شدت ناعادلانه، وحید افکاری به مجموعا ۳۳ سال و نه ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری به ۱۵ سال و هشت ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. دیوان عالی کشور در مرداد ماه ۱۴۰۰ درخواست وحید افکاری برای اعاده دادرسی را رد کرد.

از شهریور ۱۳۹۹، مقامات وحید افکاری و حبیب افکاری را مورد دور تازه‌ای از شکنجه و سایر رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی و ترذیلی در زندان عادل آباد شیراز قرار داده‌اند. آن‌ها این دو برادر را جداگانه و یا در کنار هم در سلول‌های انفرادی بدون پنجره نگه داشته‌اند و آنها را از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی مناسب، هرگونه تماس معنادار با سایر زندانیان، هوای تازه، تماس‌های تلفنی و ملاقات حضوری با خانواده‌شان محروم کرده‌اند.

سازمان عفو بین الملل مجددا از مقامات ایران درخواست می کند که وحید افکاری و حبیب افکاری را آزاد کنند زیرا حبس آنها از نظر قوانین بین‌المللی مصداق «بازداشت بی‌ضابطه» است. این سازمان تاکید می‌کند که مقامات باید احکام غیرمنصفانه صادره علیه وحید افکاری و حبیب افکاری را نقض نموده و تمامی اتهامات مبتنی بر شرکت مسالمت‌آمیز آنان در اعتراضات را لغو کنند. در صورتی که این دو به جرائم شناخته شده از لحاظ بین‌المللی متهم شوند، روال محاکمه مجدد ایشان باید از موازین بین‌المللی در زمینه دادرسی منصفانه پیروی کند و «اعترافات» اجباری که بدون حضور وکیل اخذ شده را کنار بگذارد.

بنابر مستندات عفو بین‌الملل، مقامات ایران سعی کرده‌اند تا خانواده افکاری را از طریق آزار، تهدید و پیگرد قضایی به سکوت وادار کنند. مقامات همین‌طور حقوق خانواده در زمینه برگزاری مراسم یادبود را محدود کرده‌اند و محل دفن نوید افکاری را مورد هتک حرمت و تخریب قرار داده‌اند. در روز ۲۱ شهریور ۱۴۰۰، همزمان با اولین سالگرد اعدام مخفیانه نوید افکاری، یکی دیگر از برادران او، سعید افکاری که علنا به دنبال روشن شدن حقایق و برقراری عدالت در حق برادرانش بوده است به طور خودسرانه در شیراز بازداشت و بعدتر همان روز ، پس از ساعت‌ها بازجویی فشرده آزاد شد. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که در زمان دستگیری نیروهای امنیتی سعید افکاری و خواهر وی الهام افکاری را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

مرگ‌های در حین بازداشت و مصونیت سازمان‌یافته مرتکبان شکنجه از مجازات

عفو بین‌الملل در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰ نام و سایر جزئیات مرتبط با ۷۲ نفر که از ژانویه ۲۰۱۰ در سراسر کشور در حین بازداشت جان سپرده‌اند را منتشر کرد و اعلام کرد که عدم پاسخ‌گویی درباره این مرگ‌های در حین بازداشت در حالی ادامه یافته که بر اساس گزارش‌های قابل اعتنا، مرگ این افراد ناشی از شکنجه یا سایر بدرفتاری‌های فیزیکی یا استفاده مرگبار از سلاح گرم و گاز اشک‌آور توسط مقامات بوده است. دهها مورد مرگ در بازداشت که گمان می‌رود با محرومیت از مراقبت‌های پزشکی در ارتباطند شامل این فهرست نمی‌شوند و عفو بین‌الملل در حال بررسی این دسته از موارد مرگ در حین بازداشت است.

از زمان انتشار این یافته‌ها، علاوه بر مرگ شاهین ناصری، عفو بین‌الملل گزارشاتی درباره سه مورد دیگر مرگ مشکوک در حین بازداشت دریافت کرده است – اسعد رحمانی (سن نامشخص) و داوود رحیمی (۲۵ ساله) در بازداشتگاه سپاه در ارومیه در استان آذربایجان غربی در حوالی ۲۹ شهریور ۱۴۰۰ و امیرحسین حاتمی (۲۲ ساله) در زندان تهران بزرگ در ۱ مهر ۱۴۰۰.

به باور عفو بین‌الملل تعداد واقعی مرگ‌های در حین بازداشت احتماال بسیار بیشتر است زیرا نظام قضایی ایران از شفافیت برخوردار نیست و درباره بسیاری از موارد نقض حقوق بشر به دلیل فضای ارعاب و ترس از انتقام جویی و سرکوب نظام مند جامعه مدنی اطلاع رسانی صورت نمی‌گیرد.

حتی یک نفر از مسئولان در قبال این مرگ‌های در حین بازداشت مجبور به پاسخگویی نشده و به دست عدالت سپرده نشده و این نشان دهنده بحران دیرینه مصونیت از مجازات در ایران است، بحرانی که موجب شده شکایات مرتبط با شکنجه و قتل توسط ماموران حکومتی همواره بدون تحقیق و مجازات باقی بمانند.

قوانین و استانداردهای بین‌المللی

انجام تحقیقات درباره مرگ‌هایی که احتمال می‌رود قتل باشند، لازمه صیانت از حق حیات است.

براساس «پروتکل مینه‌سوتا سازمان ملل در خصوص تحقیق درباره مرگ‌های احتماال غیرقانونی» تحقیقات باید تمام اقدامات منطقی لازم برای تحقق موارد زیر را اتخاذ کنند: «الف) شناسایی قربانیان؛ ب) بازیابی و حفظ تمام مدارک و اسناد حاکی از علت مرگ، هویت عاملان و شرایط منجر به مرگ؛ ج) شناسایی شاهدان احتمالی و دریافت و تهیه شهادت از آن‌ها در رابطه با مرگ و شرایط پیرامون آن؛ د) تعیین علت، شیوه، محل و زمان مرگ و همه شرایط پیرامون؛ و ه) تعیین اینکه چه کس و یا کسانی درگیر وقایع منجر به مرگ بودند و اینکه مسئولیت مرگ متوجه چه کسی یا کسانی است(بند ۲۵).

این پروتکل تاکید دارد که یک عنصر ضروری برای تحقیقات موثر مشارکت اعضای خانواده متوفی است: «حکومت باید ضمن حفظ اعتبار تحقیقات، تمام بستگان نزدیک را قادر سازد تا در روند تحقیقات حضور موثر داشته باشند. نزدیکان و بستگان فرد درگذشته باید شناسایی شوند ... و به‌موقع در جریان تمام مراحل تحقیق و پیشرفت‌های حاصل قرار داده شوند ... اعضای خانواده باید از هرگونه آزار و بدرفتاری، ارعاب و تحریم به خاطر همکاری با تحقیقات یا جست وجوی اطلاعات، محافظت شوند (بندهای۳۶-۳۵).

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 16:00
نگرانی از شرایط نگهداری سه روزنامه‌نگار زندانی

گزارش‌گران بدون مرز رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز جمهوری اسلامی ایران علیه روزنامه‌نگاران زندانی را محکوم می‌کند

گزارش‌گران بدون مرز (RSF) بار دیگر نگرانی خود را از شرایط نگهداری روزنامه‌نگاران زندانی در ایران اعلام می‌کند. آنها خودسرانه از ابتدایی ترین حقوق خود چون حق درمان بایسته، ملاقات و یا ارتباط تلفنی با خانواده محروم می‌شوند.

حتا درزندان‌های جمهوری اسلامی نیز اعتراض به چگونگی وضعیت زندان و ابراز عقیده برای روزنامه‌نگاران پُرهزینه است. روزنامه‌نگارانی که در این باره روشنگری کنند، آماج تنبیه‌های خودسرانه قرار می‌گیرند و از حقوق ابتدایی خود محروم می‌شوند. از این میان سردبیر نشریه ایران فردا و ريیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در ایران کیوان صمیمی بهبهانی که از تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۹برای سپری کردن سه سال حبس زندانی شده است. وی به تاریخ ۵ مهر ماه در پیامی از اقدام‌های آزارگرانه علیه خود خبر داده است. در این پیام او گفته است پس از قطع ملاقات و ارتباط تلفنی اش با خانواده : «۱۱ تن از دوستان و هم‌بندان‌اش که به او برای برقراری تماس‌های ضروری یاری رسانده‌ بودند، از سوی حفاظت اطلاعات زندان اوین تهدید شدند.»

کیوان صمیمی سردبیر ماهنامه ایران فردا به تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ در پی حمله به گردهم‌ایی مسالمت آمیز برگزار شده از سوی سندیکاهای کارگری در برابر مجلس بازداشت شد. و در تاریخ ۲۸ خرداد با سپردن وثیقه و در انتظار دادگاه به شکل موقت آزاد شده بود. این چهره‌ی نامدار روزنامه‌نگاری ایران که ۷۳ سال دارد، پیش از این نیز زندانی شده بود. از این میان به تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ یک روز پس از انتخاب دوباره‌ی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات بحث‌برانگیز ٢٢ خرداد که در تاریخ ۱۳ بهمن همان سال به اتهام‌هایی چون « تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» به شش سال زندان محکوم شد. وی در تاریخ ٢٦ ابان ١٣٩٤ پس از سپری کردن محکومیت خود آزاد شده بود.

روزنامه‌‌نگار دیگری قربانی این روش تنبیهی عالیه مطلب‌زاده است که به تاریخ ۱۶ شهریور و پس از بازگشت به زندان از مرخصی درمانی به مدت دو ماه از حق ملاقات و ارتباط تلفنی با خانواده محروم شد. وی به گفته یکی از مسئولان دادیاری: “طبق تصمیم مقامات مسئول زندان؛ عالیه مطلب زاده به دلیل ارتباط تلفنی با زندانیان دیگر زندان ها و سیاه نمایی در مورد عملکرد مسئولان زندان در ارتباط با کرونا، به مدت دو ماه از هرگونه تماس تلفنی با بیرون از زندان محروم شده است.”

عالیه مطلب‌زاده، عکاس‌ روزنامه‌نگار و نایب رییس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به تاریخ ۲۰ مهر پس از احضار به واحد اجرای احکام دادسرای اوین برای سپری کردن ۲ سال روانه زندان شد. به تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۹۸ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تهران حکم سه سال زندان وی را تایید کرده است. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران پیشتر این محکومیت را صادر کرده بود.

یکی دیگر از روش‌های همیشگی مقامات حکومت ایران در انجام فشار بر زندانیان عقیدتی محروم کردن آن‌ها از حق درمان است. روزنامه‌نگار مستقل و عضو انجمن آزاد روزنامه‌نگاران تهران خسرو صادقی بروجنی که از تاریخ ۲۶ مرداد ماه ۱۳۹۹ زندانی شده است از عارضه‌های گوناگون رنج می برد اما مقامات زندان از فرستادن او به بیمارستان خودداری می کنند.

بنا بر گفته نزدیکان این روزنامه‌نگار، بهداری زندان بدون انجام آزمایش و یا معاینه تخصصی به وی داروهایی حاوی کورتن می‌دهند که عوارض این دارو بیشتر وی را آزار می‌دهد. این روزنامه‌نگار در مرداد ماه ۱۳۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای برای نوشته‌های انتقادی وی درباره وضعیت کارگران و اقتصاد سیاسی با اتهام‌هایی چون توهین به «بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه نظام» محاکمه و به هشت سال زندان محکوم شده بود. این حکم به تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۹۹ در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر به ۷ سال زندان تبدیل شد. وی به هنگام سفر به شمال شرقی کشور بازداشت و در تاریخ ۱۹ شهریور به زندان اوین منتقل شد. بنا بر ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و با درنظر داشت «مجازات اشد» وی باید ۵ سال زندانی شود.

رضا معینی مسئول دفتر افغانستان و ایران RSF در این باره می‌گوید: «گزارش‌گران بدون مرز بار دیگر نگرانی خود را از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی از این میان روزنامه‌نگاران زندانی اعلام می کند. بنا بر میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران یکی از امضا کنندگان آن است، محروم کردن از درمان پزشکی، حق ملاقات و انفرادی می‌تواند نقض ممنوعیت شکنجه و رفتار ظالمانه، غیر انسانی و یا تحقير آميز محسوب شود.»

جمهوری اسلامی ایران در رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۱ گزارش‌گران بدون مرز از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۷۴ قرار دارد.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 9:50
شلیک به دختران در خیابان‌های اصفهان

شرق / ‌شهرزاد همتی: پنجشنبه هشتم مهرماه، یکی از فعالان مدنی اصفهان، در تماس با خبرنگار روزنامه «شرق» خبر از تیراندازی مردی جوان در تاریخ ۲۸ مردادماه به حداقل پنج نفر در این شهر داد. در این تماس چند نفر از خانواده‌های افرادی که در این حادثه تیراندازی آسیب دیده بودند، به خبرنگار «شرق» معرفی شدند.

اطلاعات اولیه حاکی از آن بود كه در روز ۲۸ مرداد‌ماه، جوانی با نام «ف» چند زن و حداقل یک مرد را مورد اصابت تیرهای ساچمه‌ای با کلت پنج‌ونیم قرار داده است. فرد مذکور با کمک نیروهای امنیتی هرچند در ۴۸ ساعت دستگیر شده، اما در کمتر از یک ماه با قید وثیقه آزاد شده است. رفتار بد خانواده فرد تیرانداز از یک سو و همچنین سابقه خشونت‌هایی از این قبیل در اصفهان، باعث شده بود چند نفر از خانواده‌ها بخواهند با رسانه‌ای‌کردن این مسئله توجه مجاری قانونی را به این اتفاق جلب کنند.

این گزارش حاصل سفر یک‌روزه خبرنگار «شرق» به اصفهان در تاریخ ۱۰ مهرماه و گفت‌وگو با خانواده سه نفر از قربانیان این حادثه است. «شرق» ذکر این نکته را لازم می‌داند که در طول یک هفته اخیر، تماس با مسئولان قضائی استان برای گفت‌وگو درباره این اتفاق به جایی نرسید و فقط یک منبع آگاه خبر داد که این پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی است. همچنین در حین نوشتن این گزارش، فعالان حوزه اصفهان از حمله به چند زن دوچرخه‌سوار در اصفهان خبر دادند. خبری که در صفحات مجازی نیز بازتاب فراوانی داشت.

‌قرار اول خیابان جلفا

قرار می‌شود قربانی اول را مهلا صدا کنیم. ۲۸‌ ساله و کارمند. او ساعت ۵:۰۰ بعدازظهر پس از بازگشت از محل کار در خیابان امام مورد اصابت تفنگ ساچمه‌ای قرار می‌گیرد. مهلا می‌گوید: «احساس کردم پشتم می‌سوزد. یک لحظه نشستم و دستم را روی پهلویم قرار دادم و دیدم آغشته به خون است. به برادرم زنگ زدم و به کمک یک راننده تاکسی به بیمارستان اعزام شدم. همان‌جا برادر و مادرم هم رسیدند و متوجه شدیم چند نفر دیگر نیز مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این را پرستاری گفت که من را آماده رفتن به اتاق عمل می‌کرد. گفت یکی، دو نفر تصمیم به شکایت گرفته‌اند. من گفتم شکایت می‌کنم. اما برادرم فریاد کشید که وقتی چادر سر نمی‌کنی و حجاب نداری همین می‌شود».

از مهلا می‌پرسم مگر حجاب نداشتی؟‌ او می‌گوید: «من با لباس فرم بودم. مانتو تا زیر زانو و شلوار سورمه‌ای درست از جنس مانتو و مقنعه مشکی. خسته و گرما‌زده در‌حال صحبت با تلفن بودم. آفتاب‌گیر به سر داشتم و اصلا صورتم معلوم نبود. اما به‌هرحال خانواده‌ام ترسیده بودند...».‌

چرا؟‌ این سؤال را من می‌پرسم و مهلا می‌گوید: «شاید چون ترسیدند بگویند دخترشان حجاب نداشته. آبرویشان برود. ترجیح دادند شکایت نکنند و من هم حرفی نزدم».

از مهلا می‌پرسم هزینه‌های بیمارستان چه شد؟ او می‌گوید: «مأموران امنیتی انصافا همکاری داشتند و گفتند پرداخت می‌کنند و البته اگر بخواهیم شکایت کنیم، باید خودمان هزینه را پرداخت کنیم تا زمان مشخص‌شدن دیه مبلغ را بگیریم. اما اصلا به اینجا نرسید. ‌مهلا می‌گوید از آن روز تا به امروز ترجیح می‌دهد از خانه بیرون نیاید، از صدای پا می‌ترسد و دو ماه مرخصی بدون حقوق گرفته است. او در‌حالی‌که اشک‌هایش را پاک می‌کند، می‌گوید: هیچ‌کس حالم را نفهمید. مادرم نگفت نترس، برادرم هم گفت بترس! بترس که آخر و عاقبت یک بلایی سرم می‌آورند، یا صورتم را از ریخت می‌اندازند یا کله‌ام را می‌کنند.

‌قرار دوم، هتل دانشمند

ساعت ۴:۰۰ بعد‌از‌ظهر، در لابی هتل دانشمند اصفهان، خانواده غلامی منتظر ما هستند. در همان تاریخ ۲۸ مردادماه، دخترشان نرگس که ۱۷‌ ساله است، برای خرید کتاب درسی از منزل خارج شده بود، درست کنار هتل دانشمند، ابتدای کوچه حکیم شفا مورد اصابت قرار می‌گیرد. روایت نرگس هم شبیه به مهلاست. او می‌گوید:‌ «من با دوستم بودم، یک‌دفعه صدایی آمد، در پشتم سوزش احساس کردم و یک چشمم سیاهی رفت و افتادم و با دوستم داخل یک بوتیک لباس‌فروشی رفتیم و معلوم شد تیر خوردم. صاحب مغازه صدای تیر را شنیده بود و گفت فکر کنم ساچمه خوردی. من اصلا نفهمیدم چه اتفاقی افتاد، زنگ زدم به خاله‌ام و گفتم تفنگ ساچمه‌ای چیست و گفتند برای شکار است اما بعدا معلوم شد اصلا تفنگ پنج‌ونیم بوده است».

پدر و مادر نرگس از اتفاقات افتاده غمگین هستند. مادر او به «شرق» می‌گوید: «‌به فاصله ۲۰۰ متر جلوتر، در میدان شهدا، دومین نفر چند دقیقه بعد تیر می‌خورد. الان کسی که می‌گویند سه قبضه سلاح همراهش داشته، ‌‌از زندان با قید وثیقه آزاد است. روز اولی که ما به دادگاه رفتیم، به ما گفتند او اشد مجازات را می‌گیرد. ما راضی به اشد مجازات نبودیم و این را گفتیم‌ اما گفتند او سه قبضه سلاح داشته و با همین کلت ساچمه‌ای پنج‌ونیم یکی از همکاران ما به شهادت رسیده است. به گفته مسئولان قضائی او دو تفنگ شکاری و یک کلت پنج‌ونیم به همراه داشته که باید مجوز داشته باشد».

‌پدر نرگس می‌گوید: «دو روز قبل از عید قربان دختر من که حدود ۵۰ روز بود از خانه بیرون نرفته بود، برای خرید کتاب از خانه بیرون رفت. آن روز، روز آخری بود که آب زاینده‌رود جاری بود و خانواده برای گردش آنجا رفته بودند. دخترم هم قرار شد بعد از خرید کتاب پیش خانواده برود. نیم ساعت نگذشته بود که خواهر همسرم تماس گرفت و گفت نرگس تیر خورده. من در مسیر بلافاصله با ۱۱۰ تماس گرفتم و دخترم را به بیمارستان امیر بردیم و از آنجا به زهرای مرضیه و در این بیمارستان به ما گفتند باید نرگس را به بیمارستان کاشانی منتقل کنیم. تیر نزدیک نخاع دخترم خورده بود و اوایل به ما گفتند که احتمال فلج‌شدنش هم وجود دارد؛ یعنی اگر چند سانتی‌متر جلوتر خورده بود، الان نرگس قطعا قطع نخاع شده بود. بعد از اینکه به بیمارستان کاشانی رفتیم، درست یک نفر کنار دختر من بستری شده بود که تیر کنار قلبش خورده بود و به دلیل اینکه تیر جای حساسی است، پزشکان برای در‌آوردنش صبر کرده‌اند. در همان حین هم یک نفر دیگر را دیدیم که تیر به پشتش اصابت کرده بود؛ اما تا گفتند به نیروی انتظامی مراجعه کنید، ترسیدند و ترجیح دادند که بیمارستان را ترک کنند.

ما حداقل پنج نفر را که در بیمارستان بودند، دیدیم. دختر من نیاز به جراحی داشت، از زمانی که تیر خورد تا صبح روز بعد که جراحی کرد، تیر حداقل ۱۲ سانتی‌متر حرکت کرده بود و گفتند اگر تیر در‌نیاید، ممکن است اتفاق بدی بیفتد. از آن‌همه افرادی که به بیمارستان مراجعه کرده بودند، تنها دو نفر ما در بیمارستان ماندند و حاضر به شکایت شدند. و بقیه ترجیح دادند مسئله را مسکوت باقی بگذارند. روز عید قربان آخرین نفر در خیابان امام خمینی تیر خورد. تا زمانی که ما بیمارستان بودیم، اولین گروه ‌ ساعت ۱۲ شب به بیمارستان آمدند تا ظهر فردا که هنوز نرگس عمل نشده بود، به صورت مداوم ‌ به بیمارستان می‌آمدند و به ما گفتند خبر جایی درز پیدا نکند، شاید گروه داعش این اتفاق را رقم زده باشد و ما می‌خواهیم سر‌کرده‌شان را پیدا کنیم. اگر این خبر رسانه‌ای بشود، طرف فرار می‌کند. باید ببینیم کار شخص یا گروه بوده تا بتوانیم مسئله را پیگیری کنیم».

مادر نرگس در ادامه می‌گوید: «آنها انصافا هم مسئله را به‌خوبی پیگیری کردند و در عرض ۴۸ ساعت فرد دستگیر شد و به ما گفتند برای دیدنش به کلانتری برویم. یک پسر ۳۵، ۳۶‌ساله قد‌بلند بود که پشت یک ۲۰۶ با شیشه‌های دودی نشسته بود». از خانواده ستایش می‌پرسیم که چقدر احتمال می‌دهند که ماجرا به اسیدپاشی‌های چند سال پیش مرتبط باشد و آنها می‌گویند: «تقریبا احتمالش صفر است و امیدواریم سازمان‌یافته نباشد؛ چون هزینه زیادی را دوباره به اصفهان متحمل می‌کند. ما سکوت کردیم؛ چون احساس کردیم حرف پلیس منطقی است و می‌شود راحت‌تر مجرم را گرفت؛ اما فکرش را نمی‌کردیم طرف را بعد از ۲۰ روز آزاد کنند». خانواده غلامی اولین خانواده‌ای بودند که از این اتفاق شکایت و این مسئله را پیگیری کردند و با تشویق آنها خانواده زینب، دیگر قربانی این حادثه که کمی بعد از نرگس در میدان شهدا تیر خورده بود، حاضر به ثبت شکایت می‌شود.

مادر نرگس در ادامه می‌گوید: «متهم عید قربان دستگیر و یک ماه بعد آزاد شد. از دادگاه با ما تماس گرفتند و گفتند آزاد شد. چند روز که گذشت، عموی متهم با ما تماس گرفت و گفت به خاطر مادرش بچه ما را ببخشید، ما هم گفتیم اصلا راضی به زندان و اعدام کسی نیستیم؛ اما به خاطر همان مادرش اجازه بدهید چند روز بماند و تنبیه بشود. در نهایت عمویش گفت شما چه رضایت بدهید، چه رضایت ندهید، ما‌‌ آزادش می‌کنیم و نهایتا ۳۰ میلیون دیه می‌دهیم. من گفتم مگر حرف دیه است‌؟ دختر من تیر خورده، بدنش درد می‌کند، تا سر خیابان می‌ترسد برود. چه کسی حرف دیه زد؟ در‌این‌میان عموی متهم حرفی به من زد که جگرم آتش گرفت. به من گفتند مگر خمپاره خورده؟ یک تیر خورده که مال تفنگ ساچمه‌ای بوده و شما کاری از دست‌تان بر‌نمی‌آید. بعد از این ماجرا به دادگاه رفتیم و گفتند می‌خواهد با سند آزاد شود، بروید رضایت بدهید، ما گفتیم شما سری قبل می‌خواستید طرف را اعدام کنید، الان برویم رضایت بدهیم؟ مدام می‌گفتند دیه را بگیرید و بی‌خیال شوید. ما پیش معاون دادستان رفتیم و آنجا به ما قول دادند که خبری از آزادی نیست؛ اما حالا خبردار شدیم طرف آزاد شده».

قرار سوم، میدان شهدا

زینب بچه شاهین‌شهر است و روز حادثه از شاهین‌شهر ماشین‌های خیابان امام را سوار می‌شود و در همان خیابان تیر می‌خورد. پدرش به «شرق» می‌گوید: «زینب دردی را پشت کمرش حس می‌کند و کسی می‌گوید که مانتویش خونی شده. مردم به او کمک می‌کنند و آمبولانس خبر می‌کنند و به بیمارستان کاشانی منتقل می‌شود و آنجا با ما تماس می‌گیرند. تیر پشت کتف سمت راست او اصابت کرده. در بیمارستان از ما بازجویی کردند. هنگام تسویه حساب گفتند اگر می‌خواهید از طرف دولت هزینه بیمارستان حساب شود، باید رضایت بدهید و ما ترجیح دادیم شکایت کنیم. در تسویه حساب گفتند نقد بدهید چون دیه می‌گیرید».

پدر زینب می‌گوید که دختر ۳۸‌ ساله‌اش ترسیده و همین باعث شده که از خانه بیرون نرود و رفتار بد خانواده فرد متهم و همین‌طور آزادی او باعث شده تصمیم به روایت بگیرد.

‌‌چرا جرائم تکرار می‌شوند؟

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، در گفت‌وگو با «شرق» درباره تکرار بزه‌ علیه اجتماع در کشور می‌گوید: «از مبانی و علل اصلی وضع مجازات‌ها در جوامع در کنار تنبیه یا وضع عدالت و... بازدارندگی است. به این معنا که اگر رفتار مجرمانه مورد مجازات قرار بگیرد، در جامعه اثر بازدارنده دارد. در نگاه سنتی در شکل و شمایل عقوبت می‌بینیم؛ یعنی لزوما رفتار مجرمانه با مجازات همراه شود تا چیزی که به‌عنوان جرم‌انگاری در جهت بازدارندگی و وضع عدالت و برقراری نظم است، اتفاق بیفتد. اما با تحولات جوامع، تعقیب هم به‌خودی‌خود اثر بازدارندگی دارد. اما تفاوتی که در موارد مشابه همین ماجرای تیراندازی افتاده، این است که چون مجازات در نظام حقوقی ما در مورد برخی جرائم مثل تجاوز و اسیدپاشی خیلی سنگین است، در نتیجه قربانیان این جرائم با وضعیتی که روبه‌رو می‌شوند، تحت فشار عدم اجرای مجازات قرار می‌گیرند»‌.

رئیسیان گفت: «مثلا قربانی اسیدپاشی تحت فشار قرار می‌گیرد که مجازات قصاص را درخواست نکند یا در مواردی مثل قتل، قربانی را تحت فشار می‌گذاریم که قصاص نخواهد. این در کلیت اجتماعی جامعه، منصفانه و اخلاقی است؛ اما اگر مدعی‌العموم هم به‌عنوان نماینده منافع عمومی، مجازات را تعقیب نکند و آن را در چارچوب نظام عدالت ترمیمی در نظر نگیرد، باعث می‌شود مرتکب خطا مجازات سنگینی داشته و قربانی از خواستن مجازات سنگین منصرف شود. از طرفی هم دولت به‌عنوان مدعی‌العموم، هم به‌عنوان نماینده منافع عمومی، اگر مجازاتی را در‌خصوص عدالت ترمیمی نخواهد، در نتیجه رفتار وحشیانه مجرم مجازات نمی‌شود. این پدیده محصول جرم‌انگاری شدید است که باعث می‌شود مجازات اجرا نشود. در چنین وضعیتی، در نتیجه رفتار مجرمانه بدون جزا و پاسخ می‌ماند و به خاطر همین در رفتار مجرمانه یک کیف مجرمانه وجود دارد؛ در نتیجه چون بدون پاسخ می‌ماند، مجرم که از این کیف نامطلوب ضد‌اجتماعی برده، بزه را تکرار می‌کند. این فرایند طبیعی تکرار جرم است. این پدیده در ایران بارها تکرار شده است؛ مثل اسیدپاش‌ها، اما شاخص آن جایی است که دولت قرار بوده به نمایندگی از جامعه برود مجرمی را مجازات کند، ولی کوتاهی می‌کند. اینجا حق مردم را نادیده‌گرفتن باعث تکرار بزه می‌شود. کوتاهی در پیگیری حقوق اجتماع از سوی دولت باعث تکرار این بزه‌ها می‌شود.»

در اصفهان چه خبر است؟

در همین لحظه توییتر پر است از خبری مبنی بر اینکه زنان دوچرخه‌سوار در سطح شهر مورد حمله قرار گرفته‌اند و چند نفرشان از سوی فرد یا افرادی هل داده شده و جراحت‌های عمیق و سطحی داشته‌اند. سؤال اصلی مردم اصفهان این است که در این شهر چه خبر است؟ هرچند زندگی عادی مردم در جریان است، اما به نظر می‌رسد در زیر پوست شهر اتفاقاتی همیشه در حال افتادن است.

مهر سال ۹۳ اخباری مبنی بر اسیدپاشی روی دختران اصفهانی رسانه‌ای شد؛ مسئله‌ای که هرگز متهمان آن مشخص نشدند و زندگی‌ دختران زیادی بر باد رفت. قطعا به نظر می‌رسد ماجرای تیراندازی‌های اخیر هیچ ربطی به اسیدپاشی‌های سال ۹۳ اصفهان ندارد، اما این سؤال مطرح است که پیگیری‌نکردن‌ و همچنین عدم اطلاع‌رسانی درباره متهمان این واقعه تلخ، شرایط و بستر را برای تکرار بزه در اصفهان و دیگر شهرها هموار کرده است؟

چه دلیلی دارد فردی که حداقل یک سلاح غیرمجاز داشته و حداقل پنج نفر را مورد اصابت قرار داده، هم‌اکنون آزاد باشد و خانواده او بتوانند مجروحان این حادثه را که از نظر روحی در شرایط نامساعدی قرار دارند، تهدید کنند؟ به چه دلیلی از خانواده‌ها خواسته می‌شود موضوعی را که می‌تواند یک تیراندازی ساده باشد، آن‌قدر پلیسی كنند و از خانواده‌ها خواست که درباره‌اش صحبت نکنند.

‌عدم پیگیری و تکرار چرخه خشونت

‌فاتیما باباخانی، حقوق‌دان و فعال حوزه زنان، در گفت‌وگو با «شرق» با بیان اینکه یکی از عوامل پیشگیری‌کننده از رویکردهای خودسرانه افراد و نیز ممانعت از تکرار جرم، مجازات مجرم و جنایتکار است، گفت: «نهادینه‌شدن خشونت علیه زنان، بی‌توجهی به جرم‌انگاری رفتارهای ضداجتماعی، عدم کفایت ‌ قضائی به سبب خلأهای حقوقی و عدم تحقق دادرسی عادلانه در نهایت منجر به بی‌کیفرمانی افراد خشونت‌گر می‌شود. چه بسیار زنان، دختران و کودکانی که مورد آزار جنسی و خشونت خانگی شدید در سال‌های متمادی و طولانی زندگی‌شان قرار گرفته‌اند و همچنان در معرض خشونت و آزار‌ قرار دارند، اما به سبب ترس‌ها و بعضا تجربه اجتماعی تلخ‌شان از بی‌کیفرمانی مرتکب، سکوت در پیش گرفته‌اند».

‌وی افزود: «عملکرد میدانی من به‌عنوان یک فعال مدنی و مؤسس خانه امن و مرکز حمایتی از زنان و دختران خشونت‌دیده و تجربه تمام سال‌های اخیر حاکی از این است که با ادامه روند سکوت یا پیگیری‌نکردن قضائی، مزاحمت، خشونت یا آزار نه‌تنها متوقف نشده، بلکه به‌شدت و ادامه‌دار تکرار شده و سبب آسیب‌های متعدد دیگری بوده است. برای مثال دختر ۱۷‌ساله‌ای که از ترس کشته‌شدن به دست نزدیکانش، با متجاوز خود ازدواج کرده است؛ زیرا مطمئن بوده متجاوز به اندازه کافی مجازات نخواهد شد، نه‌تنها خودش بلکه دو فرزند کوچکش در سال‌های بعدی مورد آزار و خشونت خانگی شدید قرار گرفته‌اند و بخشی از این مسئله ناشی از آستانه بالای اثبات و احراز جرم تجاوز به عنف در سیستم قانون‌گذاری و کیفری است».

‌این فعال حوزه زنان خاطرنشان کرد: «یقینا در حوزه تغییر قوانین و توجه به حمایت‌های قانونی لازم از زنان و تأمین امنیت آنها در عرصه خصوصی و عمومی جامعه، نیازمند تغییر و قانون‌گذاری مؤثر هستیم. به‌تعویق‌افتادن تصویب لایحه تأمین امنیت زنان و ارجاع مجدد آن به معاونت زنان ریاست‌جمهوری و خروج آن از دور تصویب و بررسی مجلس، هشداری بر کوتاهی عامدانه است. تکرار، تکرار و تکرار هر‌روزه شدت‌گرفتن خشونت علیه زنان و دختران، چه در معابر عمومی از سوی افراد خودسر و با عناوینی چون مزاحمت‌ و امثالهم یا در عرصه خصوصی یا تکرار خشونت‌های شدید خانگی و قتل‌هایی با عنوان ناموسی که در نهایت اغلب شاهد بی‌کیفرمانی و عدم مجازات مرتکب و خشونت‌گر هستیم، سبب تقویت فرهنگ رفتارهای خودسرانه قانون‌گریزانه نزدیکان یا افراد آزارگر می‌شود.»

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 9:11
سایه طاعون نشخوارکنندگان بر حیات وحش در ایران

تلفات وحوش در زیستگاه‌های برخی استان‌های کشور احتمال شیوع «طاعون نشخوارکنندگان کوچک» به سایر مناطق را تا حدی قوت بخشیده و سبب نگرانی دامداران و دوستداران محیط زیست شده است که می‌طلبد برای جلوگیری از سرایت آن اقدامات کنترلی با دقت و سرعت هر چه بیشتر انجام گیرد.

به گزارش ایرنا، بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) یکی از مهمترین بیماری‌های ویروسی واگیر دامی است که در سال‌های گذشته موجب بروز تلفات در بین علفخواران وحشی کشور شده است.

بیماری طاعون نشخوار کنندگان کوچک، متاثر از ویروسی با واگیری سریع بین جمعیت گوسفند و بز است که نخستین بار در کشور آفریقایی ساحل عاج گزارش یا مشاهده شد و این بیماری بیشتر در آفریقا، هند، خاورمیانه و ایران اتفاق می‌افتد که به آن، بیماری طاعون بزی هم می‌گویند.

علایم بروز بیماری طاعون نشخوار کنندگان کوچک با شروع ناگهانی تب، ریزش ترشحات از چشم و بینی، زخم دهان، تنگی نفس، اسهال بدبو و سرفه است و دام مبتلا به شدت لاغر و تلف می‌شود.

سازمان دامپزشکی کشور همه ساله واکسیناسیون دام‌های اهلی را در دستور کار خود دارد اما از آنجا که ورود دام‌ها و گله‌های اهلی به مناطق حفاظت شده، استفاده دام‌های اهلی و علفخواران وحشی از آبشخورها و مراتع مشترک، تماس با علفخواران وحشی و تردد دام‌های اهلی غیر واکسینه و مشکوک به بیماری در زیستگاه‌ها وجود دارد، نمی‌توان از بروز این بیماری صد درصد جلوگیری کرد.

اقدامات کنترلی

به گفته مسئولان حوزه محیط زیست، اقدامات لازم برای مهار بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در حیات وحش توسط ادارات کل حفاظت محیط زیست استانها و با تلاش محیط بانان و کارشناسان و با همکاری دامپزشکی‌ها تداوم دارد تا از بروز تلفات بیشتر جلوگیری شود.

رییس گروه بیماری‌های حیات وحش در سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص شناسایی بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در حیات وحش گفت: تعداد موارد بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در حیات وحش در سالجاری تاکنون نسبت به سال گذشته کاهش داشته است.

سیامک مسعودی به تلفات علفخواران وحشی در اثر طاعون نشخوارکنندگان کوچک در سال جاری هم اشاره کرد و افزود: تعداد تلفات علفخواران وحشی در اثر این بیماری در سال جاری و تا کنون نسبت به سال گذشته کاهش داشته و در مجموع در استان‌هایی که طاعون نشخوارکنندگان کوچک در حیات وحش آنها شناسایی شده، تاکنون لاشه بیش از ۱۳۰ راس از علفخواران وحشی جمع آوری و امحاء بهداشتی و گزارش شده است.

به گفته رییس گروه بیماری‌های حیات وحش، افزایش پایش و رصد وضعیت گونه‌های جانوری بخصوص علفخواران وحشی در منطقه، اعزام دامپزشک، بازدید مشترک از منطقه با دامپزشکی، قرنطینه کردن محدوده، کنترل تردد و پیگیری واکسیناسیون دام‌های اهلی از طریق دامپزشکی، جمع آوری و امحاء بهداشتی لاشه‌ها با رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی، تداوم ضد عفونی آبشخورها و استمرار فعالیت‌ها تا مهار بیماری از اقدامات انجام شده در استان‌ها است.

جداسازی آبشخورهای دام اهلی از حیات وحش، اطلاع رسانی به موقع به اداره کل دامپزشکی استان برای نمونه برداری از لاشه، پیگیری واکسیناسیون مستمر دام‌های اهلی از طریق دامپزشکی و اعلام فهرست مناطق تحت حفاظت به سازمان دامپزشکی، اعلام تلفات و یا موارد مشکوک به بیماری در حیات وحش به دامپزشکی و قرنطینه دام‌های اهلی به خصوص دام‌های کوچ رو از دیگر مواردی است که پیگیری می‌شود.

طاعون نشخوارکنندگان بی‌خطر برای انسان

در روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر آلودگی برخی از کل و بز‌های وحشی در برخی از مناطق حفاظت شده کشور توسط سازمان محیط زیست منتشر شده و نگرانی نسبت به انتقال آن به دام‌های اهلی را در میان دامداران و دوستداران محیط زیست بر انگیخته است.

بر اساس اعلام متخصصان وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی این بیماری قابل انتقال به انسان نیست و عامل آن با عامل بیماری طاعون انسانی که از موش و به وسیله کک‌ها به انسان منتقل می‌شود، متفاوت است.

شهاب الدین منتظمی در پی انتشار اخباری درباره شیوع این بیماری در برخی مناطق ضمن تکذیب ادعاها درباره واگیردار بودن این بیماری و خطر سرایت آن به انسان، افزود: به دنبال دریافت گزارش‌هایی مبنی بر تلفات جمعیت قوچ، میش و کل و بز در استان‌های مازندران، البرز و خراسان شمالی هماهنگی‌هایی انجام شد و از همکاران درخواست شد برای نمونه برداری و ارسال لاشه‌های درگیر با این بیماری به سازمان دامپزشکی و آزمایشگاه‌های مربوطه اقدامات لازم را انجام دهند.

وی درباره اقدامات فوری برای کنترل این بیماری هم گفت: افزایش گشت زنی در مناطق اعلام شده برای کنترل و پیدا شدن لاشه‌ها،ضد عفونی کردن آبشخورها و محل تلاقی عبور و مرور گله دام‌های اهلی از اقدامات پیشگیرانه در این راستا است و و از مردم خواست در صورت مشاهده تلفات وحوش به ادارات محیط زیست استان اعلام کنند.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 8:57
کشتی‌های ایران اجازه ورود به بنادر چین را ندارند

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) محمدرضا مدرس خیابانی، مدیرعامل کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران سه‌شنبه ۲۰ مهر در طی سخنانی در مراسم گرامیداشت روز جهانی دریانوردی با اشاره به محدودیت و ممنوعیت ورود ناوگان ایرانی به چین گفت:

«از سال گذشته ممنوعیت ورود ناوگان شرکت کشتیرانی به بنادر مهم چین شروع شد و به همین دلیل تا چهار ماه متوقف مانده بودیم. در حال حاضر هم امکان تردد به بنادر مهم چین را نداریم.»

سوخت پاک یا توافق راهبردی ایران و چین؟

تابستان سال گذشته روزنامه شرق گزارش داده بود که شش كشتی تجاری ایرانی متعلق به شرکت کشتیرانی که حامل کالاهای مختلف بودند نزدیک به دو هفته در بنادر چین، لنگر انداخته‌ و به سبب «رعایت‌نکردن قوانین مربوط به سوخت پاک» اجازه حركت نداشتند. طبق قوانین کشتی‌رانی همه کشتی‌ها از سال ۲۰۲۰ باید از سوختی با گوگرد پایین به جای «مازوت یا گازوئیل» استفاده کنند. این موضوع را وزارت امور خارجه در دولت دوازدهم در تماس و گفت‌وگوهای مداوم با مقامات محلی و وزارت راه و سازمان بنادر و کشتی‌رانی چین پیگیری کرده بود اما توافقی حاصل نشد.

در آن زمان یک منبع مطلع به روزنامه شرق گفته بود: «با توجه به اعتراضات اخیر درباره پیش‌نویس سند همكاری ایران و چین كه البته هنوز نهایی نیست، چین كمی از ایران گله‌مند شده و این ناراحتی بر این مسئله نیز سایه انداخته است، به‌همین‌دلیل در حال رایزنی هستیم كه این مشكل را برطرف كنیم.»

برنامه ۲۵ ساله همکاری‌های مشترک ایران و چین یا به اختصار سند همکاری ایران و چین یک توافق سیاسی، استراتژیک و اقتصادی با سویه‌های پنهان میان نظام جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین برای سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران، شرکت ملی صادرات گاز ایران، شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، زیرساخت‌های ایران و همکاری نظامی، امنیتی، فرهنگی و قضایی است. بر اساس گزارش «پترولیوم اکونومیست» حجم سرمایه‌گذاری معادل ۲۸۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار آمریکا است. این سند بخشی از طرح «یک کمربند یک راه چین» است.

چالش تأمین سوخت ناوگان کشتی‌رانی جمهوری اسلامی

مدرسی خیابانی در ادامه سخنانش با اشاره به سختی‌های تأمین سوخت ناوگان شرکت جمهوری اسلامی ایران گفت: «امکان تامین سوخت از کشور برای ما وجود نداشت اما توانستیم با همکاری پالایش شازند حدود ۹۰ درصد از سوخت مورد نیاز را تامین کنیم که امیدواریم امسال این میزان تامین سوخت به ۹۵ درصد برسد اما نکته حائز اهمیت در تامین سوخت از داخل کشور، گران بودن قیمت آ‌ن نسبت به سوخت از خارج است. سوختی که از داخل کشور تامین می‌شود مشمول مالیات بر ارزش افزوده بوده و به همین دلیل قیمت آن افزایش پیدا می‌کند.»

مدیرعامل سازمان شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به بلوکه شدن منابع این شرکت در بانک‌های ایرانی و خارجی گفت: «نه تنها ما با محدودیت‌های بانکی در خارج از کشور مواجه هستیم بلکه بانک‌های داخلی هم منابع ما را بلوکه کردند به‌رغم اینکه ما مجوزهایی از شورای عالی امنیت ملی داریم.»

وزارت خرانه‌داری آمریکا از دوشنبه ۱۹ خرداد ۹۹ تاکنون کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران (IRISL) و شرکت چینی E-sail را تحت تحریم‌های خود قرار داده است. آمریکا می‌گوید شرکت چینی E-sail زیرمجموعه شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران است.

حمل كالاها با كشتی‌های خارجی که به‌علت تحریم‌ها مستقیماً وارد ایران نمی‌شود و به بندر صحار عمان یا بندر جبل‌علی امارات می‌روند هزینه حمل کالا با كشتی‌های فیدری به بنادر ایران را افزایش داده و به گرانی‌ها دامن زده است.

رادیو زمانه

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 8:22
سیاست نتانیاهو در برابر ایران اشتباه بود

رادیو زمانه: این نخستین بار نیست که یک مقام امنیتی اسرائیلی از سیاست‌های نتانیاهو در قبال ایران انتقاد می‌کند. تمیر پاردو، یکی دیگر از رئیسان سابق موساد هم پیش از این در طی سخنانی در کنفرانس «مئیر بن داگان» در کالج آکادمی نتانیا، نتانیاهو را متهم کرده بود که با اعمال فشار بر دولت اوباما سبب شکست راهبردی اسرائیل در قبال برنامه هسته‌ای ایران شده بود. اکنون هالوی در مصاحبه با هاآرتص به سیاست‌های نتانیاهو در دوران ریاست جمهوری ترامپ که به خروج آمریکا از برجام انجامید پرداخته است.

هالوی در بخشی از این مصاحبه گفت: «من همیشه بر این باور بودم که اعمال فشار بر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق آمریکا برای خروج از توافق هسته‌ای از ایران یک راهبرد اشتباه است و سبب گسست بیشتر آمریکا از ایران می‌شود.»

رئیس سابق موساد در ادامه یادآوری کرده است که با خروح آمریکا از برجام، فعالیت‌های هسته‌ای ایران شدت گرفته و موقعیتی که به‌وجود آمده، خطیرتر از قبل شده است. 

سرقت اسناد تورقوزآباد

به گفته هالوی یکی از اشتباهات بزرگ نتانیاهو این بود که عملیات موساد در سرقت اسناد هسته‌ای ایران از انباری در حوالی تهران را افشا کرد.

مأموران موساد در ژانویه ۲۰۱۸ اسنادی شامل ۵۵ هزار صفحه، ۱۸۳ لوح فشرده شامل پرونده‌ها، طرح‌ها و فیلم‌های مربوط به فعالیت‌های هسته‌ای ایران را از انباری در تورقپزآباد به سرقت بردند و از مرزهای شمال غربی کشور خارج کردند. بعدها نتانیاهو در یک کنفرانس خبری این اسناد را به نمایش گذاشت و زمینه خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را فراهم آورد.

افراهیم هالوی در ادامه مصاحبه با هاآرتص گفت نتانیاهو قصد داشت با چنین صحنه‌آرایی‌هایی ایران را بی‌آبرو کند اما در عمل حاصل این شد که ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری به بمب اتم نزدیک شده است. رئیس سابق موساد گفت: «این یک شکست کامل بود و ممکن است به یک شکست تاریخی بزرگ بینجامد.»

مجراهای مخفی برای گفت‌وگو با ایران

رئیس سابق موساد در پاسخ به این پرسش که تا چه حد توافق هسته‌ای با ایران در دستیابی ایران به بمب اتم موثر بود، گفت: برجام یک توافق مطلوب نیست اما به گمان او یک توافق نامطلوب بسیار بهتر از عدم توافق است.

هالوی در ادامه این مصاحبه به نکته مهمی اشاره کرده است: حصول توافق با ایران ممکن است سبب گشایش مجراهایی برای گفت‌وگوهای پشت پرده بین مقامات ایرانی و اسرائیلی شود: «من همواره از طرفداران چنین فعالیت‌هایی بودم. نه به‌عنوان بدیلی برای اعمال خشونت و عملیات مخفی تحریک‌آمیز بلکه به‌عنوان بخشی از امکاناتی که در اختیار شماست و این امکان را فراهم می‌کند که بین گزینه‌های مختلف یکی را انتخاب کنید. من هم در آن زمان و هم الان همچنان گمان می‌کنم حذف این گزینه از فهرست امکانات موجود اشتباه است و دست ما را بسته نگه می‌دارد و ممکن است به ما ضربه بزند و خسارت‌هایی را متوجه ما کند.»

پیش از این، یوسی کوهن رئیس پیشین سازمان موساد به‌طور تلویحی نقش اسرائیل در حمله به تاسیسات هسته‌ای نطنز را هم پذیرفته بود. افراهیم هالوی درباره این حمله و همچنین ترور محسن فخری‌زاده در حوالی دماوند سکوت کرده است.

ششمین دور مذاکرات وین برای احیای برجام در آستانه برگزاری سیزدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری ایران متوقف ماند. معلوم نیست دور هفتم کی برگزار می‌شود. در این مدت ایران به غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم اقدام کرده و پیوستگی اطلاعات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران هم از دست رفته است. برخی تعلل در بازگشت به مذاکرات همزمان با سرعت بخشیدن به غنی‌سازی اورانیوم را به عنوان اعمال سیاست حداکثری جمهوری اسلامی علیه آمریکا درک کرده‌اند.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 7:41
عراق به سمت کشورهای عربی حرکت خواهد کرد

یک تحلیل‌گر مسائل عراق گفت: عربستان تاکنون هیچ سیگنال مثبتی از مذاکرات بغداد اعلام نکرده است. ایران می‌گوید در حال پیشرفت هستیم و مذاکرات در مسیر درستی است اما عربستان اظهارنظر خاصی انجام نداده است. تا زمانی که مذاکرات در سطح بالای سیاسی صورت نگیرد و دستور بازگشایی اماکن دیپلماتیک صادر نشود، نمی‌توان امیدوار به نتیجه مشخصی بود.

مرتضی موسوی خلخالی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا،‌ در تحلیل نتیجه انتخابات پارلمانی عراق و پیروزی جریان صدر و در پاسخ به این سوال که نتیجه این انتخابات چه تاثیری در روابط تهران- بغداد خواهد داشت، گفت: انتخابات پارلمانی عراق در حالی برگزار شد که براساس اخبار، مشارکت ۲۷.۸ درصدی از واجدین شرایط و ۴۱ درصدی از دریافت‌کنندگان کارت‌های انتخاباتی در پی داشته است و این مسأله نشان می‌دهد استقبال وسیعی از انتخابات صورت نگرفته است و با اکثریت آرا، طرفداران آقایان مقتدی صدر پیروز شده‌ و حائز  ۷۳ کرسی شده‌اند. این در حالی است که عراق تلاش می‌کند علائمی از دموکراسی را به دنیا نشان دهد که درسی برای همه کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس است که انتخاباتی در آن‌ها برگزار نمی‌شود.

وی ادامه داد: وقتی نمایندگان احزاب راهی پارلمان شدند، مرحله بعد انتخاب نخست وزیر است و الان کسانی که برای این سمت می‌خواهند کاندیدا شوند معرفی نشده‌اند و فعلا آقای مصطفی الکاظمی این سمت را به عهده دارد. نخست وزیر فعلی عراق در این مدت خیلی خوب کار کرده و توانسته توازنی در روابط با ایران، عربستان، آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس را ایجاد کند و همچنین اعلام شده که عراق درصدد این است که بدهی‌های ایران را پرداخت کند.

وی افزود: شاید تا حدود ۱۰ روز دیگر نتیجه انتخابات و نخست وزیر این کشور تعیین شوند؛ اینکه آقای مقتدی صدر روابط چندان دوستانه‌ای با ما ندارد در آن شکی نیست. وی بیشتر حالت‌های ناسیونالیستی و قومی دارد و بیشتر با کشورهای عربی نزدیک است و بیشتر آن کشورها این آقا را به سمت خود جذب کردند و کمک‌های مالی عربستان به جریان صدر هم وجود دارد. البته وی جایگاهی در حوزه علمیه نجف اشرف نداشته و رابطه خوبی هم با مراجع ندارد و این موضوع نشان می‌دهد روابط ایران با عراق در آینده پیشرفتی نخواهد داشت و البته امیدوار هستیم که به سمت منفی حرکت نکند. عراق قطعا به سمت عربستان و شورای همکاری خلیج فارس حرکت خواهد کرد و توازن در روابط عراق با ایران و کشورهای عربی به هم می‌خورد.

این دیپلمات پیشین در خصوص آینده روابط ایران و عراق با توجه به اظهارات اخیر مقتدی صدر در خصوص گروه‌های شبه‌نظامی طرفدار ایران گفت: باید امیدوار باشیم مقتدی صدر با تصدی اکثریت پارلمان روابط عراق با ایران را به سمت منفی پیش نبرد.

وی افزود: البته اگر ایران به مذاکرات وین بازگردد و در نهایت بتوانیم با این روند برجام را احیا کنیم، خیلی نباید نگران اقدامات جریان صدر باشیم. البته این نکته را هم مدنظر قرار دهیم که عراق هیچ‌گاه پاسخ درستی به اقدامات مثبت ایران نداده است و ما سال‌ها از سال ۶۸ تاکنون ضرر بسیار هنگفتی از اینکه اروندرود قابل کشتی‌رانی نیست، دیده‌ایم و مرزهای ما طبق عهدنامه ۱۹۷۵ هنوز تعیین نشده است و خسارات ما حتی به میزان کم پرداخت نشده است. گروه صدر جهت عربستان و مصر و اردن را خواهد گرفت و امیدوارم ما روابط خود با مصر و اردن را ترمیم کنیم.

این تحلیل‌گر مسائل عراق همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص تاثیرات پیروزی جریان صدر بر روند مذاکرات میان ایران و عربستان گفت: من این را می‌دانم که آقای صدر مخل نتیجه گرفتن این مذاکرات نخواهد شد چرا که عراق از تیرگی روابط ایران با جهان عرب سودی نمی‌برد.

وی ادامه داد: البته عربستان تاکنون هیچ سیگنال مثبتی از مذاکرات بغداد اعلام نکرده است. ایران می‌گوید در حال پیشرفت هستیم و مذاکرات در مسیر درستی است اما عربستان اظهارنظر خاصی انجام نداده است. تا زمانی که مذاکرات در سطح بالای سیاسی صورت نگیرد و دستور بازگشایی اماکن دیپلماتیک صادر نشود، نمی‌توان امیدوار به نتیجه مشخصی بود.

iran-emrooz.net | Wed, 13.10.2021, 7:19
زنان همچنان مشكل‌اند؛ كرونا هم بهانه!

روزنامه آرمان ملی

دیدار ایران و کره‌جنوبی روز گذشته درحالی بدون تماشاگر برگزار شد که درباره چرایی این موضوع مسائل متعددی در طی این مدت مطرح شده است. قطعا در شرایط کرونایی که می‌توان خیلی از مسائل را بدان نسبت داد، نخستین موضوعی هم که درباره عدم حضور تماشاچی مطرح می‌شود همین است. ولی برخی تناقض‌ها نشان می‌دهد اینکه درباره بازی دیروز همه چیز را به گردن کرونا بیندازیم هم اماواگرهای بسیار دارد.

از مدت‌ها قبل مسئولان دولتی گفته بودند با روند واکسیناسیون کسانی که دو دز واکسن خود را زده‌اند می‌توانند در ورزشگاه‌ها حضور یابند؛ پا از این وعده فراتر رفت و به صراحت در چند روز گذشته خبرهای زیادی مبنی بر حضور تماشاگران در بازی ایران و کره‌جنوبی مطرح شد و حتی عزیزی‌خادم رئیس فدراسیون فوتبال نیز گفته بود تماشاگران مشکلی برای تماشای این بازی در ورزشگاه آزادی ندارند.

پیش از این گفته، اما دیدار او با جانی اینفانتینو، رئیس‌ فیفا‌ در زمان بازی ایران و سوریه یک پیام مشخص داشت؛ اینکه اینفانتینو برای اعطای میزبانی به ایران در مسیر انتخابی جام‌جهانی دو شرط مهم گذاشته است: یکی وجود سیستم VAR و دیگری حضور زنان تماشاگر ایرانی در بازی با کره‌جنوبی. این اتفاق درحالی بود که موضوع میزبانی ایران قبل از آن‌ هم تحت‌الشعاع قرار گرفته بود، یعنی قبل از بازی ایران و سوریه. چراکه در کمال تعجب، مسئولان فوتبال سوریه علیه ایران اظهارنظر کرده بودند و خواستند تا به ایران مجوز میزبانی داده نشود. آنها البته دو بهانه را دراین راستا آوردند یکی به دلیل همان شیوع کرونا و دیگری نبود سیستم .VAR درخواست سوری ها البته که عملا ایران را دچار چالش‌های جدی کرد تاحدی که نزدیک بود میزبانی همان بازی ایران و سوریه را هم از دست بدهیم چه برسد به ایران و کره ...

اما همان‌طور که گفته شد رئیس فیفا یک مشکل خیلی جدی‌تر دیگری هم با ایران و میزبانی‌اش داشت، مشکلی که پیش از کرونا بلای جان او شده بود. نبود زنان در استادیوم‌های ایران. هر بار مسئولان فوتبال در این‌باره بهانه‌ای می‌آوردند و یا به نحوی نبود زنان در استادیوم را توجیه و یا به شکلی موقت، آن مشکل را حل می‌کردند. مثل زمانی که عده‌ای از زنان و هنرپیشه‌های زن به صورت گزینشی برای ورود به استادیوم دعوت و یا راه داده شده بودند، سپس همان حضور، در رسانه‌ها بسیار پر سروصدا و با آب‌وتاب نمایش داده شد.

اینفانتینو به دنبال زنان در استادیوم!

اما واقعیت اینکه وقتی خود اینفانتینو به استادیوم آزادی رفت تا زنان را ببیند به دلیل نمایشی بودن این حضور در ورزشگاه و تعداد کم زنان، مجبور می‌شد تا همراه با عوامل برگزاری مسابقات فوتبال ایران به سمتی که آن تعداد انگشت‌شمار زن در استادیوم بودند برود و به عبارتی بهتر هدایت شود تا به سختی تعدادی از آنان را ببیند و باور کند که بالاخره در ایران به زنان اجازه داده شد تا به استادیوم بروند و این مشکل حل شده است.

این درحالی بود که همان وقت‌ها تعداد بسیاری از زنان پشت درهای استادیوم آرزو به دل می‌ماندند و حتی شنیده شد که تعدادی از آنها برای مدت کوتاهی بازداشت هم شدند. کم نبودند زنانی که در سال‌های پیش از کرونا با تیپ و ظاهر مردانه به استادیوم‌ها می‌رفتند و در این میان حوادث تلخی مثل ماجرای سحر خدایاری که بعدها به دختر آبی معروف شد هم پیش آمد. عاشقان فوتبالی که معلوم نیست به چه دلیل از این بدیهی‌ترین حق خود محرومند.

به هرروی در تمام این مدت فدراسیون فوتبال برای جلوگیری از محرومیت‌ها تلاش داشته تا مسأله ورود زنان را به نحوی به صورت موقت حل کند. یک‌بار با اجازه ورود سفارشی و هدایت شده زنان به استادیوم در تعدادی بسیار اندک دل رئیس فیفا را به دست می‌آورد و یک‌بار هم با ورود زنان خارجی به استادیوم (!) یک‌بار با حضور همسر و اقوام بازیکنان یا مربیان فوتبال ملی. البته که این حضور بانوان زن در استادیوم هم در مسابقات با تیم‌های خارجی بوده است وگرنه که در مسابقات فوتبال داخلی که در آن امثال رئیس فیفا نبودند، آش همان آش بود و کاسه همان کاسه و از ورود بانوان جلوگیری می‌شد. مسأله‌ای که می‌تواند مصداق فریب افکار‌عمومی از سوی برخی تعبیر شود.

جالب اینکه همان تلاش‌ها برای حضور زنان در استادیوم که از سوی فدراسیون برای جلوگیری از محرومیت‌ها شکل گرفت با اعتراض بخشی از شخصیت‌های خاص روبه‌رو شد؛ کسانی که فریاد وامصیبتا سر دادند که حضور زن در استادیوم چه معنایی می‌دهد و فدراسیون و دولت روحانی را مورد شماتت و هجمه قرار دادند.

سخنان گیج‌کننده

به خاطر همان تجربیات است که حالا هم عده‌ای می‌گویند این‌بار هم با پیش کشیده شدن دلایلی مثل کرونا چه بسا صورت‌مسأله از بیخ و بن پاک شده است تا نه محرومیتی در کار باشد و نه زنی در استادیوم. چراکه پیش‌تر کامرانی‌فر دبیر‌فدراسیون فوتبال گفته بود ورزشگاه آزادی مجهز به سیستم کمک‌داور ویدئویی شده است. درحالی‌که مشکل سیستم VAR در ورزشگاه حل شده است تنها یک موضوع میزبانی ایران را به خطر می‌انداخته، اینکه زنان نتوانند به ورزشگاه بیایند و از قرار همین موضوع با نیامدن تماشاچی به دلیل کرونا حل شده است.

آنچه که به گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی نبود تماشاچی در مسابقه دیروز دامن می‌زند ضد‌و‌نقیض‌گویی بود که مسئولان درباره وضعیت تماشاچیان در بازی ایران و کره داشتند. اول با کلی سروصدا و هیاهو از حضور ۱۰ هزار تماشاچی و مجوزهای لازمه گفتند، بعد از کنسل شدن حضور آنان و بعد هم دلایل متفاوت درباره این کنسلی (!) وزیر ورزش طی اظهارنظری اعلام می‌کند afc اجازه حضور تماشاگران را نداده است، ولی کامرانی‌فر دبیر فدراسیون می‌گوید: ما تصمیم گرفتیم بازی را بدون تماشاگر برگزار کنیم.

او در این باره اظهار می‌کند: برای این بازی در ۲۱ سپتامبر یعنی ۳۰ شهریور به فیفا ایمیل زدیم که شرایط برگزاری بازی با تماشاگر داریم و از فیفا خواستیم که شرایط حضور تماشاگر را به ما اعلام کند. فیفا در ایمیل‌هایی شرایط را اعلام کرد. وی در ادامه اضافه کرده: afc فرم‌هایی برای ما اراسال کرد و ما این فرم‌ها را تکمیل و ارسال کردیم. این بازی و نبود تماشاگر هیچ ارتباطی با بحث خارجی ندارد و ما در داخل با توجه به پروتکل‌های بهداشتی و بحث واکسیناسیون و مسائل زیرساختی تصمیم گرفتیم بازی بدون تماشاگر باشد. واقعیت این است که باید به سلامت جامعه کمک کنیم. الان که شرایط رو به بهتر شدن می‌رود، ما هم دوست نداشتیم این موضوع دوباره بدتر شود.

همان‌طور که گفته شد این اتفاق درحالی است که مسئولان پیش‌تر وعده داده بودند می‌خواهند ۱۰ هزار تماشاچی را به ورزشگاه بیاورند. حتی برخی رسانه‌ها اعلام کردند که مجوز ورود زنان صادر شده ولی همچنان تأکید داشتند از آنجا که قرار است تعداد اندکی از تماشاگران به ورزشگاه بیایند، تعداد نفرات تماشاگران زن برای بازی با کره‌جنوبی بسیار اندک خواهد بود.

به نظر می‌آید که این ضد‌و ‌قیض‌گویی مسئولان شاید دلالت از پشت‌پرده‌هایی در ماجرای بازی بدون تماشاچی دیروز دارد. از سویی در اینجا مشخص نیست که مثلا شروطی که کامرانی‌فر می‌گوید فیفا می‌خواسته دقیقا چیست، آیا در گوشه‌وکنار موضوع زنان هم مطرح بوده یانه. نبود تماشاچی در ورزشگاه دیروز به دلیل کرونا باشد یا عدم اجازه afc و یا مسأله زنان اما یک نکته کاملا نمایان است اینکه اساسا اگر به فکر عدم محرومیت از رقابت‌های بین‌المللی در هر ورزشی هستیم باید استانداردهای بین‌المللی را هم بپذیریم. اینکه یک‌بار با آوردن دلایلی مثل مصدومیت از روبه‌رو شدن با ورزشکاری سر باز بزنیم و یا با آوردن نمایشی زنان به استادیوم و یا بهانه‌ای دیگر بخواهیم برای مدتی مشکلی را حل کنیم، راه به جایی نخواهیم برد.

باید یک‌بار برای همیشه با مخالفان و یا آن شخصیت‌های خاص غیر‌ورزشی که نظری دیگر دارند نشست و به این نتیجه رسید که واقعا اگر کرونا هم نباشد حضور زنان در استادیوم چه برای بازی‌های داخلی و چه خارجی هیچ خطری برای ملت فهیم و با فرهنگ ایرانی نخواهد داشت و نکته پایانی اینکه در هرصورتی بهتر است مسئولان، هم با خود، هم با مردم و هم با مقامات ورزشی سایر کشورها شفاف‌تر باشند.

iran-emrooz.net | Tue, 12.10.2021, 22:11
جبهه ملی ایران درگذشت بنی‌صدر را تسلیت گفت

بازگشت همه به سوی اوست

با تأسف و تأثر بسیار درگذشت آقای ابوالحسن بنی‌صدر را به خانواده گرامی، همسر و فرزندان ارجمند و دوستداران ایشان تسلیت می‌گوییم.

آقای دکتر ابوالحسن بنی‌صدر از نوجوانی از پیروان دکتر محمد مصدق، رهبر نهضت ملی ایران بود. اودر سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ از اعضای فعال و شاخص سازمان دانشجویان جبهه ملی ایران شناخته می‌شد و در دی‌ماه ۱۳۴۱ به عنوان نماینده منتخب دانشجویان دانشکده حقوق در کنگره جبهه ملی ایران شرکت داشت. او پس از سال۱۳۴۲ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و تا زمان انقلاب بر ضد رژیم سابق مبارزه کرد. تلاش‌های او در ابتدا در سازمان جبهه ملی ایران در اروپا و سپس در انجمن های اسلامی ادامه یافت.

آقای بنی‌صدر پس از انقلاب بهمن ۵۷ در اولین انتخابات ریاست جمهوری یعنی تنها انتخاباتی که پس از انقلاب در شرایطی نسبتاً آزاد برگزار شد، اکثریت آراء را به دست آورد. اما از آن‌جا که تسلیم خواسته‌های انحصارطلبان و اقتدارگرایان برخاسته از انقلاب نگردید، چندماه پس از انتخاب شدن، در آخر خرداد ۱۳۶۰ از ریاست جمهوری برکنار شد و مجبور به خروج از کشور گردید. و در این مدت چهل سال نیز به عنوان مخالف حکومت جمهوری اسلامی فعال بود و به مبارزه سیاسی و افشاگری در مورد خلاف‌کاری‌ها و انحرافات حکومت از اهداف انقلاب می‌پرداخت و تا آخرین روزهای حیات نیز به تلاش‌های خود ادامه داد.

آقای ابوالحسن بنی‌صدر بیش از هفتاد سال زندگی سیاسی پرماجرا و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت. بدیهی است که در طول مدت هفت دهه عمل‌کرد سیاسی، نقدهایی هم نسبت به برخی از مواضع دکتر ابوالحسن بنی‌صدر در بعضی از برهه‌ها وجود داشته باشد که مهم‌ترین آن‌ها فاصله گرفتن از جبهه ملی ایران و اصول اعتقادی آن، چه پیش و چه پس از انقلاب است، اما به‌رغم  این نقدها، پاک‌دستی ایشان و خدماتشان برای حفظ تمامیت ارضی ایران در آغاز جنگ عراق با ایران ستودنی است. ما یاد و نام او را گرامی می‌داریم و به روان پاکش درود می فرستیم.

هیأت رهبری-اجرائی جبهه ملی ایران
تهران – بیستم مهرماه ۱۴۰۰ خورشیدی

iran-emrooz.net | Tue, 12.10.2021, 11:30
کشتار نظامیان پیشین توسط طالبان ادامه دارد

«جبهه مقاومت ملی افغانستان»، ضمن متهم کردن طالبان به جنایات جنگی اعلام کرده است کشتار نظامیان حکومت پیشین، غیرنظامیان و کوچ اجباری شهروندان توسط طالبان ادامه دارد.

به گزارش العربیه، جبهه مقاومت، سه‌شنبه، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۱(۲۰ مهر ۱۴۰۰)، با انتشار یک اعلامیه از سازمان‌ها و موسسات بین‌المللی خواسته است تا اقدامات لازم را جهت رسیدگی به وضعیت رقت‌بار بشری و حفظ حقوق انسانی در این کشور انجام دهند.

در اعلامیه آمده است، طالبان با ادامه ارتکاب جرایم، جنایات، کشتار غیرنظامیان، نظامیان پیشین، سرکوب و اعدام‌های صحرایی، تصرف عدوانی املاک شهروندان، تجاوز به حریم خصوصی و اعمال سیاست تبعیض آمیز در برابر دیگر اقوام تلاش دارد تا صدای شهروندان و عدالت‌خواهان را خاموش کند.

«جبهه مقاومت ملی افغانستان»، کوچ اجباری شهروندان در ولایت‌های (استان‌های) دایکندی، قندهار، بلخ و اندراب‌ها، قتل‌های دسته جمعی در پنجشیر و ناپدید سازی شهروندان توسط طالبان را مصداق جنایات جنگی، نسل کشی و پاک‌سازی قومی عنوان کرده است.

در این اعلامیه، جبهه مقاومت به تشکیل حکومت فراگیر در کشور تاکید کرده و از موضع گیری جامعه بین‌المللی بخاطر به رسمیت نشناختن حکومت طالبان استقبال کرده و افزوده است باید این موضع را همچنان با قاطعیت دنبال کنند.

این جبهه، ضمن استقبال از اعتراضات مدنی و مقاومت شهروندان در برابر طالبان علاوه کرده است که ایستادگی‌ها در برابر طالبان تا رسیدن به اهداف‌شان همچنان ادامه خواهد یافت.

از سویی دیگر جبهه مقاومت اعلام کرده است در تبانی با چهره‌های سیاسی، نمایندگان مجلس، علما، نخبگان و نطامیان پیشین اقدامات لازم را برای مهار فروپاشی نظام جمهوری در این کشور در دست خواهند گرفت.

این جبهه همچنان خواستار حکومتی شده که از طریق ساز و کارهای قانونی با اراده شهروندان شکل گرفته باشد، اما حکومت موقت که طالبان آن را اعلام کرده است فاقد این معیارها تشکیل شده است.

پیش‌تر، مسئولان محلی در ولایت پنجشیر در شرق افغانستان از کشف 3 گور دسته‌جمعی متعلق به نیروهای «جبهه مقاومت ملی» به رهبری احمد مسعود که در نبرد با طالبان کشته شده‌اند، خبر دادند.

به گفته مسئولان محلی پنجشیر، دست‌های همه این کشته‌شدگان مدفون از پشت بسته بود.

به گزارش رسانه‌های افغانستان، صالح محمد ریگستانی، یکی از فرماندهان «جبهه مقاومت ملی» شنبه، 9 اکتبر، در صفحه فیسبوک خود نوشت: «کشف گورهای دسته‌جمعی در پنجشیر افراد با دستان بسته به زیر خاک گردیده‌اند کاری که حتی شوروی هنگام هجوم به افغانستان انجام نداده بود.»

او در ادامه نوشت: «هنوز از دایکندی و سایر نقاط هزاره نشین خبری نیست که چی گورهای دیگری کشف خواهد شد.»

در همین حال، مولوی آغا میر، مسئول استخبارات گروه طالبان در پنجشیر به رسانه‌های داخلی تایید کرد که اجساد از کشته شدگان نیروهای «جبهه مقاومت ملی» در ولسوالی رخه ولایت پنجشیر کشف شده است.

گفتنی است که با تسلط گروه طالبان بر افغانستان جبهه‌ای به نام «جبهه مقاومت ملی» به رهبری احمد مسعود، پسر احمد شاه مسعود در ولایت پنجشیر برای مقاومت در برابر طالبان شکل گرفت که برای حدود یک ماه مقابل طالبان ایستادگی و از ورود آنها به پنجشیر جلوگیری کرد.

iran-emrooz.net | Tue, 12.10.2021, 8:39
شکست گروه‌های نیابتی ایران در انتخابات عراق

ایران امروز: براساس آخرین نتایج انتخابات پارلمانی عراق که عصر روز دوشنبه ۱۱ اکتبر / ۱۹ مهر  منتشر شد، جریان صدر (ائتلاف سائرون) با ۷۳ کرسی، ائتلاف «تقدم» به ریاست محمد الحلبوسی با ۳۸ کرسی، «ائتلاف دولت قانون» به ریاست نوری المالکی، ۳۷ کرسی، و حزب دموکرات کردستان ۳۰ کرسی را به دست آورده‌اند.

این چهار گروه در صورت ائتلاف با یکدیگر می‌توانند ۱۷۸ کرسی را به دست بگیرند که بیش از نصف تعداد کرسی‌های پارلمان عراق (۳۲۹ کرسی) است. نتایج اعلام شده همچنین نشان می‌دهد که افراد مستقل ۲۰ کرسی و جنبش «امتداد»، برآمده از تظاهرات اکتبر ۹ کرسی را به دست آورده‌اند.

این نتایج نشان‌دهنده شکست سخت «ائتلاف فتح» شاخه سیاسی الحشد الشعبی و ائتلاف «نیروهای حکومت ملی» به رهبری عمار حکیم و حیدر عبادی در انتخابات است. «ائتلاف فتح»، شاخه سیاسی حشد الشعبی تنها ۱۴ کرسی به دست آورده. در دوره قبلی انتخابات پارلمانی عراق «ائتلاف فتح» ۴۸ کرسی به دست آورده بود. سازمان بدر، که رهبری آن را هادی عامری بر عهده دارد و  بخشی از «ائتلاف فتح» است، تنها چهار کرسی به دست آورده است. ائتلاف «نیروهای حکومت ملی» به رهبری عمار حکیم و حیدر عبادی ۲ کرسی به دست آورده‌اند.

شمار آرای اخذ شده نشان می‌دهد که از حدود ۲۵ میلیون نفر دارندگان حق ‌رای ۹.۷ میلیون نفر،‌ معادل ۴۱ درصد، در انتخابات روز یکشنبه شرکت کرده‌اند.

به گزارش «میدل‌ایست‌نیوز»، نتایج انتخابات روز یکشنبه عراق همچنین نشان دهنده ناکامی چهره‌های سیاسی شاخصی در فضای سیاسی عراق است: عدنان الزرفی، خالد العبیدی (وزیر دفاع اسبق)، قاسم الفهداوی (وزیر برق اسبق)، سلیم الجبوری (رئیس پارلمان اسبق)، هیثم الجبوری (رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس پیشین)، رشید العزاوی (رئیس حزب اسلامی عراق)، ظافر العانی (نایب رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس عراق)، آراس حبیب، محمد الکربولی، اسامه النجیفی (رئیس اسبق مجلس عراق)، عدنان الدرجال (وزیر ورزش و جوانان)، عبدالحسین عبطان (وزیر ورزش اسبق)، ساره ایاد علاوی (دختر ایاد علاوی، نخست وزیر اسبق)، خلف عبدالصمد، کاطع الرکابی.

کمیساریای عالی مستقل انتخابات اعلام کرد که ۹۵ شکایت درباره رأی‌گیری عمومی و ۲۵ شکایت درباره رأی‌گیری ویژه دریافت کرده است.

دفتر سازمان ملل در عراق با انتشار بیانیه‌ای از عملکرد کمیساریای مستقل انتخابات قدردانی کرد و افزود که انتخابات عراق با بهبود آشکار فنی و اجرائی اجرا شده هرچند اقبال مردم به انتخابات برای بسیاری ناامیدکننده بوده است.

راه‌یابی ۹۷ زن به پارلمان جدید عراق

دبیرخانه هیات دولت عراق از پیروزی ۹۷ زن در انتخابات پارلمانی خبر داد.

در بیانیه دبیرخانه هیات دولت عراق آمده است، پیروزی نامزدهای زن در انتخابات پارلمانی زودهنگام گامی ضروری برای مشارکت سیاسی بانوان است به ویژه که نامزدهای پیروز نماینده و بیانگر صدای زنان عراقی در پارلمان خواهد بود.

به گزارش میدل‌ایست‌نیوز، «یسری کریم محسن»، مدیر اداره توانمندسازی زنان در دبیرخانه هیات دولت عراق اظهار داشت: موفقیت این بانوان در راه‌یابی به پارلمان جدید، محصول و برآیند طبیعی تلاش‌های بانوان است ک برای مشارکت فعال در عرصه سیاسی از خود شجاعت و پشتکار نشان دادند و نتایج این انتخابات به معنای پیروزی زنان عراثی و مایه افتخار برای همگان است.

محسن گفت: بر اساس تحلیل‌های اولیه از نتایج انتخابات، زنان عراقی موفق شدند ۹۷ کرسی پارلمانی به دست آوردند که ۱۴ کرسی بیشتر از سهمیه مخصوص زنان در پارلمان عراق است.

وی افزود: نتایج آرا نشان می دهد که ۵۷ زن با تکیه بر آرای بالای خود و بدون نیاز به سهمیه زنان موفق به پیروزی در انتخابات شده‌اند.

این مقام عراقی اظهار داشت: پیام واقعی زنان محدود به ورود به پارلمان نخواهد بود بلکه باید همه زنان به تلاش‌های خود برای مشارکت در مراحل مختلف فرایند سیاسی و تصمیم‌گیری ادامه دهند.

هادی عامری: نتایج انتخابات را نمی پذیریم

هادی عامری،‌ رهبر «ائتلاف فتح»، شاخه سیاسی حشد الشعبی، در پی شکست سنگین گروه خود، ادعا کرد نتایج انتخابات عراق «دستکاری» ‌شده است و گفت که «با هر قیمتی که شده تن به این دستکاری نخواهد داد».

او افزود: «از رأی نامزدها و رأی‌دهندگانمان با قدرت تمام دفاع می‌کنیم».

سازمان بدر، تشکیلات نظامی تحت فرماندهی هادی عامری و یکی از گروه‌های تشکیل‌دهنده «ائتلاف فتح» در این انتخابات چهار کرسی به دست آورده است.

سازمان بدر یا سپاه بدر  به دلیل عضویت در حشد الشعبی و مشارکت در نبرد علیه داعش برای خود اعتبار سیاسی در عراق به دست آورد. اما اصرار بر موجودیت حشد الشعبی به عنوان نیروی مسلح موازی با ارتش، به ویژه به علت ارتباط نزدیکی که رهبران این گروه با جمهوری اسلامی ایران دارند، وجهه سابق خود را از دست داد.

پیش از هادی عامری، «ابوعلی العسکری»، از مسئولان «کتائب حزب‌الله عراق» نیز انتخابات عراق را «تقلب و فریبکاری» بزرگ خوانده بود. العسکری گفته «به موجب عهدی که با ملتمان بسته‌ایم می‌گوییم که مصرانه و با قاطعیت برای بازگرداندن اوضاع به مسیر درست تلاش می‌کنیم و نمی‌گذاریم هیچ کس فرزندان عراق را به زبونی بکشد».

«کتائب حزب‌الله عراق» نیز از گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در عراق است.

هشدار صدر نسبت به مداخلات داخلی و خارجی

مقتدی صدر، رهبر جریان صدر نسبت به مداخله در تصمیمات کمیساریای عالی انتخابات عراق هشدار داد.

صدر در توئیتی با بیان اینکه وجه تمایز این انتخابات، برگزاری آن تحت نظارت سازمان ملل، جامعه جهانی و کشورهای عربی است که سلامت انتخابات توسط آنها مورد اذعان قرار گرفت، اظهار داشت: از این رو، نباید در تصمیمات کمیساریای عالی انتخابات دخالت کرد یا از داخل عراق و یا برخی کشورهای منطقه‌ای و بین‌المللی بر این نهاد اعمال فشار کرد چرا که انتخابات امری داخلی است.

رهبر جریان صدر در پایان نوشت: همه باید بدانند که ما همه مداخلات داخلی غیر قانونی و مداخلات خارجی که اقتدار و استقلال عراق را خدشه‌دار می‌کند، با دقت زیرنظر داریم.

مقتدی صدر هم‌چنین گفته: «ما خواستار حصر سلاح به دست دولت هستیم.  نباید هیچ گروهی خارج از چارچوب دولت سلاح داشته باشد؛ حتی اگر خود را بخشی از مقاومت بداند. زمان آن فرا رسیده که مردم بدون شبه نظامیان در صلح زندگی کنند. امروز روز عزم ، ثبات و پیروزی بر شبه نظامیان است.»

تبریک برهم صالح، رئیس جمهور عراق

رئیس جمهور عراق به کسانی که در انتخابات پارلمانی این کشور پیروز شده‌اند تبریک گفت.

به گزارش ایسنا، به نقل از شفق نیوز، برهم صالح، رئیس جمهور عراق در توییتی نوشت: من به کسانی که در انتخابات پارلمانی این کشور پیروز شده‌اند صمیمانه تبریک می‌گویم و امیدواریم پارلمانی تشکیل شود که بیانگر اراده و خواست مردم باشد و خواسته‌های آن‌ها را برای اصلاحات اجرا کند و دولتی کارآمد تشکیل دهد که حامی منافع عالی کشور باشد.

مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق نیز در توییتی به کسانی که در انتخابات پیروز شده‌اند و گروه‌های سیاسی که پارلمان آتی را تشکیل خواهند داد، تبریک گفت.

نتایج اولیه و مسئولان دولتی و سخنگوی جریان صدر عراق اعلام کردند که مقتدی صدر، رهبر جریان صدر در جایگاه نخست نتایج انتخابات پارلمانی قرار گرفته است. به گفته منابع این جریان به ۷۳ کرسی در پارلمان از مجموع ۳۲۹ کرسی دست یافته است.

بیانیه سازمان ملل درباره انتخابات عراق

سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای درباره انتخابات پارلمانی عراق بر حمایت کامل خود از دولت و ملت عراق تاکید کرد.

«استفان دوجاریک»، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل در بیانیه‌ای گفت: دبیرکل سازمان ملل تصمیم زنان و مردان عراق در بیان آرای خود از طریق صندوق های رای در دهم اکتبر را ستایش می کند.

دوجاریک در ادامه از تلاش های بسیار نهادهای انتخاباتی و امنیتی ذی ربط برای تضمین برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی تا حد زیادی صلح آمیز که ملت عراق در تلاش برای اصلاحات، بازپرسی و تحقق آینده ای بهتر خواستار آن شدند، قدردانی کرد.

وی افزود که دبیرکل سازمان ملل از همه طرف‌های ذی‌ربط می‌خواهد که برای حل هرگونه نزاع احتمالی از طریق راه‌های پیش‌بینی در قانون با تحمل و احترام به زمان‌بندی‌های انتخاباتی اقدام کنند با تشکیل دولت در اسرع وقت و روند انتخابات را تکمیل کنند.

دبیرکل سازمان ملل تاکید کرد که سازمان ملل متحد کاملا به حمایت از دولت و ملت عراق متعهد خواهند ماند.

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 22:55
دادگاه دادخواهان سلامت را علنی برگزار کنید

کمپین حقوق بشر در ایران

دوشنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۰ – تداوم حبس مصطفی نیلی و آرش کیخسروی دو تن از وکلای دادگستری و مهدی محمودیان، فعال مدنی، در شرایطی که این محبوسان  از تماس تلفنی با خانواده و وکیل محروم بودند و۲۳ روز از دوران حبس خود را در سلول انفرادی گذرانده‌اند، مصداق روشنی از نقض قوانین و اعمال شکنجه است. این وکلا و فعالان مدنی پس از آنکه بی‌تدبیری و ناکارآمدی حاکمیت در مبارزه با بحران کرونا باعث از بین رفتن گروه کثیری از ایرانیان شد، قصد داشتند شکوائیه‌ای علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور، وزیر بهداشت سابق و کلیه اعضای ستاد ملی مبارزه با کرونا از جمله دادستان کل کشور به ثبت برسانند که به شکل خودسرانه و غیرقانونی بازداشت شدند و پس از گذشت حدود ۲ماه مقرر شد که دادگاه این افراد روز چهارشنبه ۲۱ مهرماه برگزار خواهد شد.

هادی قائمی، مدیر کمپین حقوق بشر در ایران، با اشاره به تلاش این وکلا و فعالان برای پیگیری حقوق  شهروندان از مسیر ثبت شکوائیه علیه مقامات حاکمیت گفت: «رفتار مقامات قضایی و امنیتی با این سه وکیل و فعال مدنی گواه آشکاری از تغییر جایگاه شاکی و متهم در پرونده است.»

به گفته هادی قائمی «دستگاه قضایی در ایران بی‌آنکه مسببان به‌وجود آمدن وضع بحرانی کرونا را به پاسخگویی وادارد و یا آنان را تحت تعقیب قضایی قرار دهد، رفتار حق‌خواهانه این وکلا و فعالان مدنی را مستحق شدیدترین برخوردهای امنیتی و قضایی قلمداد می‌کند و این چیزی جز استبداد قضایی نیست.»

کمپین حقوق بشر در ایران، در آستانه برگزاری دادگاه مصطفی نیلی، آرش کیخسروی، محمدرضا فقیهی، مهدی محمودیان و مریم افرافراز با تاکید بر غیرقانونی بودن تمامی مراحل بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و رسیدگی قضایی به این پرونده، از مقامات قضایی در ایران می‌خواهد تا دادگاه این متهمان به صورت علنی برگزار شود تا افکار عمومی نیز در جریان روند دادرسی به این پرونده قرار بگیرند.

دادگاه روز چهارشنبه ۲۱ مهرماه از این جهت که موضوع «منافع عمومی شهروندان» از مهم‌ترین مسائل مورد نظر است، ابعاد وسیع و ملی دارد و این امر ضرورت «علنی بودن» دادگاه را دوچندان می‌کند.

جلسه رسیدگی به این پرونده در حالی برگزار خواهد شد که روز دوشنبه ۱۲ مهرماه سعید خلیلی، وکیل محمدرضا فقیهی در حساب توئیتری خود نوشت «امروز به شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب مراجعه و تقاضای مطالعه پرونده را کردم اما اجازه ندادند وعده شنبه یا یکشنبه را دادند، زمان برای مطالعه و تدارک دفاع کافی نیست. هنوز وقت رسیدگی هم به ما ابلاغ نشده، حتماً درخواست می کنیم جلسه رسیدگی علنی باشد.»

این در حالی‌ست که براساس ماده ۳۴۳ قانون آیین دادرسی کیفری «فاصله بین ابلاغ احضاریه تا جلسه رسیدگی نباید کمتر از یک هفته باشد.»

هم‌چنین در آستانه برگزاری دادگاه چهارشنبه ۲۱ مهرماه، مصطفی نیلی و آرش کیخسروی و مهدی محمودیان در نامه‌ای خطاب به هیات «نظارت مرکزی بر حسن اجرای قانون و احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» به تفصیل درباره شرایط خود از ابتدای دستگیری تا به امروز پرداخته‌اند و مواردی از نقض حقوق قانونی و شهروندی خود را با استنادات قانونی ذکر کرده‌اند. در این نامه به مواردی چون «سلب آزادی شخصی و ممانعت در احقاق حق دادخواهی»، «برخورد دور از شأن و خلاف و اخلاق و موازین قانونی و اسلامی توسط ماموران حفاظت اطلاعات قوه قضائیه»، «صدور دستور جلب غیرقانونی»، «خروج بازپرس و رئیس حفاظت اطلاعات دادسرای اوین از بی‌طرفی» و «عدم تفهیم اتهام به سرعت» اشاره شده است.

در بندهای دیگری از این نامه نیز به «نقض قانون و عدم توجه به درخواست های مکرر جهت دسترسی و انتخاب وکیل» و «ارائه نکردن ادله در هنگام تفهیم اتهام از سوی بازپرس» و «نادیده گرفتن اعتراض به قرار بازداشت از سوی مقام قضایی» تاکید شده است. همچنین در این نامه به مراجعه ماموران امنیتی به منازل این وکلا و فعالان مدنی و توقیف غیرقانونی وسایل آنان هم ذیل نقض حقوق بازداشت‌شدگان از طریق «بی توجهی به حق حریم خصوصی» اشاره و تاکید شده است.

در یکی از بندهای این نامه مشخصا به موضوع نگهداری این سه وکیل و فعال مدنی به نگهداری ۳۳ روزه آنان در«بند ۲۴۱ متعلق به حفاظت اطلاعات قوه قضائیه با شرایط خاص امنیتی (نقض حقوق تماس و ملاقات با خانواده و وکیل) که ۲۳ روز از آن نیز در سلول انفرادی بوده، اشاره شده است . در بخشی از نامه با تاکید بر موضوع نگهداری در سلول انفرادی آمده است «این کار مصداق بارز شکنجه و نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصل ۳۸ قانون اساسی است گذشت. این در حالی است که تحقیقات مقدماتی در روز شانزدهم بازداشت به پایان رسیده و ادامه نگهداری در شرایط خاص و غیر قانونی برای اعمال فشار بیشتر بر ما و ایجاد رعب و وحشت در جامعه بوده است.»

در نامه دادخواهان سلامت در بند، آمده است: «بیش از ۳۳ روز در سلول های امنیتی حفاظت اطلاعات قوه تحت فشار روحی و روانی ( سلول انفرادی) قرار گرفتیم و همه اینها فقط به این خاطر بود که روز ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ حاضر به پذیرش امضای تعهدنامه‌ای مبنی بر عدم شکایت از مقام رهبری و مسئولان قضایی و اجرایی نشدیم.»

هادی قائمی، مدیر کمپین حقوق بشر در ایران، با اشاره به نامه این سه وکیل و فعال مدنی، گفت: « دستگاه قضایی با  تداوم اعمال فشارهای امنیتی و قضایی بر فعالان مدنی، در صدد بستن هرمسیری برای دادخواهی و اجرای اصل ۳۴ قانون اساسی است اما گسترده شدن بحران‌های گوناگون در کشور، صدای دادخواهان بسیاری را بلندتر از قبل خواهد کرد».

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 21:59
سپیده قلیان، فعال مدنی باز هم بازداشت شد

سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی که در مرخصی از زندان به سر می‌برد، در ساعات پایانی دوشنبه شب با هجوم نزدیک به سی نفر از ماموران امنیتی به منزل خواهرش در اهواز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

مهدی قلیان برادر سپیده قلیان در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «بیش از ۳۰ مامور زن و‌‌ مرد به منزل سپیده قلیان حمله کردند، او را ربوده و به مکان نامعلومی منتقل کردند.»

به گفته برادر سپیده قلیان، نیروهای امنیتی «تمام تلفن‌های همراه اعضای خانواده» قلیان را در جریان هجوم به منزل‌شان و بازداشت سپیده قلیان، ضبط کردند.

بازداشت سپیده قلیان چند هفته پس از آن انجام شد که او بند زنان زندان مرکزی بوشهر را «جهنمی فراموش‌شده» خواند و نوشت:‌ «زنان زندانی این بند به جرم زن بودن و زندانی بودن تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها و ضدانسانی‌ترین شرایط ممکن نگهداری می‌شوند.»

سپیده قلیان اولین‌بار ۲۷ آبان ‌ماه ۹۷ در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه و به دلیل حمایت از کارگران معترض به دست پلیس امنیت شوش بازداشت و یک ماه بعد با قرار وثیقه آزاد شد.

او پس از آنکه فاش کرد در مدت بازداشت از سوی نیروهای وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی برای اخذ اعترافات اجباری شکنجه شده، باردیگر بازداشت و نزدیک یک‌سال زندانی شد و در ادامه نیز به پنج سال حبس محکوم شد.

سپیده قلیان اول تیر ماه ۹۹ پس از احضار به اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و برای تحمل حکم حبس به زندان اوین منتقل شد و در ۲۰ اسفند ۹۹ به زندان بوشهر تبعید شد.

در اواسط مرداد ماه سال‌جاری تست کرونای سپیده قلیان در زندان بوشهر مثبت شد و او در ۲۸ مرداد ماه به مرخصی اعزام شد.

در طول دوره مرخصی، سپیده قلیان درباره وضعیت زندان بوشهر افشاگری کرد و نوشت: «سال گذشته و هنگامی که به این زندان تبعید شدم، می‌دانستم که با جهنمی فراموش‌شده مواجه خواهم شد، اما سبعیت جاری در این زندان حتی در خیالاتم هم نمی‌گنجید.»

مهدی حاج محمدی، رییس سازمان زندان‌ها، در واکنش، افشاگری سپیده قلیان درباره آزار و شکنجه زنان زندانی در بوشهر را «ادعاهای عجیب و غریب» خواند و گفت: «به خاطر اطمینان از رفتار عادلانه زندانبانان شاکی و نیز عصبانیت شدید هم بندی‌های سپیده قلیان، انتقالش به زندان دیگر، تحت بررسی و تصمیم است.»

سپیده قلیان پس از این در صفحه توییتر خود خبر داده بود که با شکایت اداره‌‌کل زندان‌های بوشهر احضار شده و در احضاریه اتهام «نشر اکاذیب رایانه‌ای» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به او منسوب شده است.

در همین حال امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، در صفحه توییتر خود با اشاره به بازداشت سپیده قلیان به دست تعداد زیادی از ماموران در اهواز، نوشت: «چند روز پیش مرخصی سپیده قلیان تمام شده بود و ابلاغیه آمد که خود را به زندان معرفی کند و برای خداحافظی از خانواده به منزل خواهرش در اهواز رفته بود» که بازداشت شد.


ایران اینترنشنال

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 21:52
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو / کیوان صمیمی

نوزده مهرماه ۱۴۰۰

در مورد وضعیت زندان و به رغم نکات منفی و تخلفاتی که بعضاً اطلاع‌ رسانی کرده‌ام موارد مثبت قانونی هم  وجود دارد. چند روز پیش دوستان عضو هیئت اجرایی که توسط مجمع صنفی زندانیان انتخاب شده‌ایم، جلسه‌ای با رئیس بند ۸ داشتیم. آرش جوهری و سینا ظهیری از سالن ۱۰، بابک چطرز از سالن ۹،  حمید کاشانی از سالن ۷ و من هم از سالن ۸ مطالبات زندانیان را با رئیس بند آقای شیخ نواز طرح کردیم و ایشان هم برخورد مثبتی داشت. قرار شد موضوع تفکیک سالن‌های زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندانیان مالی در سازمان زندان‌ها مطرح شود، سخت‌گیری‌های وکیل بند ۹ برداشته شود و امکانات بیشتر در حیاط برای پهن کردن لباس‌های شسته شده نصب شود.

قرار است جلسه‌ای هم با آقای هاشمی رئیس جدید زندان داشته باشیم تا ضمن تشریح تخلفاتی که انجام شده و می‌شود تضمین برای اجرای کامل آیین نامه‌ی سازمان زندان‌ها بگیریم. البته در زمان مسئولیت رئیس قبلی زندان هر وقت که به عنوان دبیر اجرایی درخواست جلسه می‌کردم سریعاً ملاقات انجام می‌شد ولی فعلاً بیش از دو هفته است این جلسه انجام نشده که امیدوارم هرچه زودتر این دیدار نمایندگان زندانیان سیاسی با ایشان برگزار شود تا بتوانم هنر مِی بیشتر بگویم.

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 19:14
دادگاه دادخواهان سلامت را علنی برگزار کنید

روز چهارشنبه مورخ ۲۱ مهرماه سال ۱۴۰۰ وکلا و فعالان مدنی، آقایان مصطفی نیلی، آرش کیخسروی، مهدی محمودیان، محمدرضا فقیهی و سرکار خانم مریم افرافراز که پیش از این به دلیل قصدِ طرح شکایت از مقامات جمهوری اسلامی در خصوص مدیریت فاجعه‌بار بحران همه‌گیری ویروس کرونا و دادخواهی از  نقضِ حق سلامت شهروندان بازداشت شده بودند، در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران مورد محاکمه قرار می‌گیرند.

از آنجا که ما امضاکنندگان این نامه و بسیاری از مردم ایران همچون فعالان مدنی دادخواه سلامت معتقدیم سوءمدیریت مقامات جمهوری اسلامی و خاصه ممانعت شخص آقای خامنه‌ای از واردات واکسن خارجی مطمئن و ترجیح منافع اقتصادی مافیای قدرت بر جان مردم، موجب نقض حق سلامت شهروندان شده و ده‌هاهزار تن از هموطنانمان را به کام مرگ کشانده، لذا بازداشت این وکلا و فعالان مدنی دادخواه را ظالمانه و برخلاف موازین عدالت می‌دانیم و از آنجا که آشکار شدن حقیقت قدمی اساسی در فرآیند دادخواهی است، لذا بدینوسیله خواهان برگزاری علنی دادگاه روز چهارشنبه هستیم.

ما بر این باوریم که حتی همین دادگاه‌های ناعادلانه و فرمایشی، اگر که با حضور آزاد اصحاب رسانه و فعالان مدنی مستقل همراه باشد و امکانی برای شنیدن دفاعیات دادخوهان فراهم گردد، به عیان شدن حقیقت و رسوائی ظالمان و فریبکاران یاری خواهد رساند و مردم ایران که بسیاری از آنها در ماه‌های اخیر به دلیل همین مدیریت فاجعه‌بار داغدار عزیزانشان شده‌اند، با شنیدن دفاعیات دادخواهان و مدعای پرونده‌سازان قضاوت خواهند کرد که متهمان واقعی کیستند و چه کسانی باید امروز به خاطر بازی کردن با جان میلیون‌ها ایرانی محاکمه شوند و مجازات ببینند.

امضاکنندگان:

ابراهیم الله بخشی، ابراهيم احرارى، ابوالفضل قدیانی، احسان رضائی، احمد عالی نژاد، احمدرضا حائری، اریاسب باوند، اسدالله فخیمی، اشکان رضوی، اشکان فیاض بخش، اصغر امیرزادگان، اصغر شیری، اصغر صادقی، اصغر ممبینی، افرا حامدزاده، اکبر امینی ارمکی، اکرم نقابی، الهام رسولی، الینا شیخی، امیر بهمنی، امیر رشیدی، امیر عباس آزرم‌وند، امیرحسین قنبری، امیرسالار داوودی، امین چالاکی، امین طبخ پز، انار احمدی، آذین مهاجرین، آرش صادقی، آرش صادقی علیایی، آروین خادم مولا، آزیتا کیخسروی، آسیه امینی، آیدا قجر، بابک قناد، بتول حسینی، بهزاد همایونی، بهنام ابراهیم زاده، بی‌بی‌زهرا بختیاری، بیژن جانفشان، پدرام امیریان، پرنیان قربانی، پروین کهزادی، پروین محمدی، پژال کاکاوند، پوران‌ناظمی، پویا خازنی اسکوئی، پویان معصوم زاده، ترمه خادم زاده، تقی رحمانی، ثمین سرآبادانی، جعفر پناهی، جعفر عظیم زاده، جعفر قدیم‌خانی، جلال مدبر، جواد اکبرین، جواد وفایی، جوانمیر مرادی، جيران باريكانی، چنگیز عباسی، حاتم علی رمائی، حاجیه ملک محمدی، حدیث بیرانوند، حسام امین محلاتی، حسن قربانی، حسن نایب هاشم، حسین بدر ابوطالبی، حسین دائمی، حسین زادعیسا، حسین سربندی، حسین عصمتی، حسین مجاهد، حمید بی‌آزار، حمیدرضا نظری، حنانه نبوی، حوریه فرج زاده طارانی، حیدر قربانی، خالد احمدی، خوشبخت قائم مقامی، دکتر مهدی جباری، راحله راحمی، رادا مردانی، رامین زندنیا، رامین عمرانی، رحمان سلیمانی، رزگار سلیمانی، رضا امانی‌فر، رضا آیلور، رضا حامی، رضا علیجانی، رضا مالکی، رقیه بیگدلی، روحا ثابت، رویا بلوری، ریحانه طباطبائی، زهرا دلبری، زهرا رحیمی، زهرا محمدی، سارا خرم‌نهاد، سام شیخی، سام منتظری، سامان علیرمایی، ساهره کاکاوند، سپهر احمدی، سپهر صمدی راد، سپهر مروارید، ستاره نعمتی، ستوده خرمی، سروه قادرزاده، سعید دهقان، سعید شیخی، سعید محمدی، سعید ملائی، سعید نعیمی، سعید نعیمی، سعیده کردی نژاد، سمانه پاکدل، سها مرتضایی، سوسن طلوعی، سولماز ایکدر، سونیا اثباتی، سیاوش حاتم، سیاووش نخستین، سید محمدحسین عربی، سیران محمد حسینی، سیروان خالدیان، سیروس میرزایی، سیمین اسودی، سینا نریمان، شاپرک معدلی، شادیه جلالی ثانی، شراره یزدانی، شعله پاکروان، شعله زمینی، شکیبا هوشیار، شهاب عالیشاه، شهراد نورکجوری، شهلا انتصاری، شهناز اکملی، شیما شهرابی، شیوا رشیدی، صالح امیری، صبا شعردوست، صباح محمدی، صدرا عبداللهی، ضیاء نبوی، طناز کلاهچیان، عادل محمدی، عاطفه نبوی، عباس اکرمی، عبدالرحمان فتحی، عسل محمدی، علی اصغر غلامی، علی اصغر(یاور) ذاتی، علی اکبر باغانی، علی تقی‌پور، علی غلامی، علیرضا بهشتی شیرازی، علیرضا رجبیان، علی نجاتی، علیرضا حبیبیان، علیرضا کاکاوند.

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 12:37
سه اقتصاددان، برندگان جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۱

یورونیوز: آکادمی سلطنتی علوم سوئد روز دوشنبه دیوید کارد، جاشیوا انگریست و گیدو ایمبنس را به عنوان برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۱ معرفی کرد.

دیوید کارد، متولد ۱۹۵۶ در کاناداست ولی در حال حاضر استاد دانشگاه برکلی آمریکاست. جاشوا انگریست نیز در سال ۱۹۶۰ در آمریکا به دنیا آمده و هم اکنون در موسسه فناوری ماساچوست فعال است. گیدو ایمبنس نیز با وجود آن که در سال ۱۹۶۳ در هلند متولد شده‌ از اساتید دانشگاه استنفورد آمریکاست.

آکادمی سلطنتی علوم سوئد اعلام کرد که آقای کارد به دلیل تحقیقاتش در زمینه اقتصاد کار به عنوان یکی از برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۱ انتخاب شده است اما انتخاب آقایان انگریست و ایمبنس که به طور مشترک نیمی از جایزه را کسب کرده‌اند، تحت تاثیر مشارکت روش شناختی آنها در تجزیه و تحلیل‌ روابط علی متغیرهای اقتصادی بوده است.

تحقیقات آقای کارد که نیمی از جایزه ۱۰ میلیون کرونی(۱.۱ میلیون دلاری) بانک مرکزی سوئد را از آن خود کرده، در زمینه شناسایی آثار متقابل متغیرهایی همچون حداقل دستمزد، مهاجرت و تحصیلات در بازار کار پیشگامانه بوده است. به عنوان مثال، او نشان داد که افزایش حداقل دستمزد لزوما منجر به کاهش مشاغل نمی‌شود و منابع درسی مورد استفاده مدارس در موفقیت آتی دانش‌آموزان در بازار کار بسیار مهمتر از آن چیزی است که تصور می‌شده است.

مطابق اعلام آکادمی سلطنتی علوم سوئد، آقای کارد موفق شده از اوایل دهه ۱۹۹۰ با استفاده از آزمایش‌های طبیعی به بسیاری از سوال‌ها در مورد بازار کار و روابط علت و معلولی موجود در آن از جمله این که افزایش مهاجرت چگونه بر سطح دستمزد و اشتغال تاثیر می‌گذارد و تحصیلات بیشتر چه تاثیری بر درآمد یک فرد دارد، پاسخ دهد؛ در حالی با عدم وجود امکان مقایسه ما نمی‌دانیم که اگر مهاجرت کمتر می‌شد یا آن فرد به تحصیل خود ادامه نمی‌داد، در عمل چه اتفاقی می‌افتاد.

همچنین تحقیقات آقایان انگریست و ایمبنس نیز نشان داده که چگونه می‌توان از آزمایش‌های طبیعی یا موقعیت‌هایی که از زندگی واقعی ناشی می‌شوند، به نتیجه‌گیری دقیقی در مورد رابطه علت و معلولی پدیده‌های اقتصادی دست یافت.

این جایزه از سوی بانک مرکزی سوئد(Sveriges Riksbank) در سال ۱۹۶۸ و به یاد آلفرد نوبل پایه‌گذاری شد که سپس به عنوان نوبل اقتصاد شهرت یافت و در واقع بخشی از جوایز پنجگانه نوبل که توسط آلفرد نوبل پایه‌گذاری شده، نبوده است.

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 10:25
روزی ۲۷ کارگر دچار آسیب می‌شوند، ۲ نفر می‌میرند!

اگر قوه قضائیه بالاخص دادستان محترم ورود کند و جنبه عمومی جرم را تفهیم نمایند و کارفرمای خاطی را بابت جنبه‌ی عمومی جرم، تنبیه و مجازات کند، دیگر شاهد این بی‌توجهی‌ها یا ساده‌انگاری‌ها نخواهیم بود؛ کارفرمایان باید بدانند جریمه‌ی بی‌توجهی به جان و سلامت انسان‌ها، سنگین است و به پرداخت جریمه محدود نمی‌ماند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در ژاپن یا بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته‌ی دیگر، آمار مرگ و میر ناشی از حوادث کار، نزدیک به صفر است؛ وقتی آمار بالای مرگ و میر ناشی از حوادث کار در کشورمان را با نرخ صفرِ تلفاتِ حوادث در ژاپن قیاس می‌کنیم، تازه می‌فهمیم که در مقوله‌ی «ایمنی کار»، فاصله‌ی ما با آن‌ها به اندازه‌ی فاصله‌ی زمین تا آسمان است!

بر اساس ماده ۹۱ قانون کار، کارفرمایان موظفند برای تامین حفاظت و سلامت کارگران در محیط کار، وسایل و امکانات لازم ایمنی را تهیه کرده و در اختیار آنها قرار دهند؛ کارگران نیز ملزم به استفاده و نگهداری مناسب از تجهیزات محافظتی و بهداشت فردی و رعایت دستورالعمل‌های مربوطه در محیط کاری خود هستند.

چند حادثه مرگبار فقط در یک روز از تقویم!

اما همین یک ماده قانونی که برای اجرای آن، بسیاری بند و ماده‌ی دیگر در قانون تعبیه شده و نهادهای عالی نظارتی از جمله شورایعالی حفاظت فنی در وزارت کار مستقر  شده است، هرگز به درستی اجرا نمی‌شود؛ حتی اگر فقط یک روز از تقویم را برای نمونه در نظر بگیریم، معمولاً به چند حادثه دردناکِ منجر به فوت برمی‌خوریم، حوادثی که قربانیان آن، کارگرانِ عموماً ساده و کم‌تخصصی هستند که برای نان درآوردن و امرار معاش، جان باارزش خود را قمار کرده‌اند!

برای نمونه، هفدهم مهرماه را در نظر می‌گیریم؛ عصر هفدهم، گازگرفتگی باعث مرگ دو نفر در عمق چاهی در شهرستان شیراز شد. قربانیان، یکی کارگر مهاجر افغانستانی و دیگر کارگری محلی از ایل قشقایی بود که هر دو بعد از سقوط در چاهی در روستای خانه خمیس در بخش سیاخ دارنگون شهرستان شیراز استان فارس جان خود را از دست دادند.

اما سقوط تلخ در چاه و مرگ دو کارگر بر اثر گازگرفتگی، تنها حوادث دردناک هفدهم مهر نبود؛ همان عصر هفدهم، در شهرک صنعتی شماره یک ساری، یک کارگر حین انجام کار از ارتفاع به درون مخزن قیر مذاب سقوط کرده و تا صبح روز بعد امکان بیرون کشیدن جسد وی وجود نداشت.

جسد این کارگر، چندین ساعت متوالی درون حوضچه‌ی قیر مذاب، سرگردان و شناور بوده است؛ این عذاب الیم و مرگی چنین دلخراش، نصیب کارگر جوانی شده که در یک واحد تولیدکننده قیر اشتغال داشته و به احتمال زیاد، به اندازه حداقل دستمزد حقوق می‌گرفته...

نزدیک به ده هزار حادثه شغلی در یک سال!

چرا آمار حوادث کار، حتی آمارهای رسمی که فقط محدود به کارگاه‌های تحت شمول قانون کار هستند و حوادث کار آن‌ها به طور قانونی گزارش می‌شود، تا این اندازه بالاست؟ بر اساس گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار، تعداد آسیب‌های شغلی در سال گذشته ۹۲۹۵ مورد بوده که ۹۷.۱ درصد آن مربوط به مردان و ۲.۹ درصد مربوط به زنان بوده است.

بررسی عوامل اثرگذار در حادثه شغلی نشان می‌دهد که بیشترین تعداد حادثه شغلی به تفکیک عامل حادثه در سال ۱۳۹۹ عامل “سقوط کردن و لغزیدن” با ۳۶ درصد و گیر کردن داخل یا بین اشیا و ماشین با ۲۰.۹ درصد بوده است. بیشترین آسیب شغلی بر حسب نوع فعالیت نیز به فعالیت “ساختمان” با ۳۸.۹ درصد و پس از آن فعالیت صنعت (تولید) با ۳۶ درصد و “سایر فعالیتهای خدمات عمومی” با ۸.۹ درصد تعلق دارد.

روزی ۲۷ کارگر دچار آسیب می‌شوند، ۲ نفر می‌میرند!

آمارها وحشتناک هستند؛ ۹۲۹۵ نفر بر اثر حادثه شغلی در یک سال دچار آسیب می‌شوند؛ اگر آمار حوادث غیررسمی در کارگاه‌های زیرپله‌ای و دور از چشم بازرسان کار را به این اعداد رسمی بیفزاییم، «حتماً» نرخ آسیب‌های ناشی از حوادث کار به بیش از ده هزار نفر در سال می‌رسد؛ و حتی اگر همین ده هزار مورد را مبنا قرار دهیم، به نتیجه‌ای وحشتناک می‌رسیم: در هر ماه ۸۳۳ کارگر بر اثر حوادث شغلی دچار آسیب می‌شوند! یعنی روزی ۲۷ نفر!

روزی ۲۷ کارگر در کشور بر اثر حادثه شغلی دچار آسیب می‌شوند؛ حالا یا مصدوم شده و بعد از مدتی خوب می‌شوند، یا مصدومیت آن‌ها منجر به نقص عضو دائمی است و یا اینکه بدبختانه جان عزیز خود را از دست می‌دهند.

سال گذشته از میان ۹ هزار و ۲۹۵ فردی که دچار حادثه شغلی شدند ۷۵۱ نفر فوت کردند. بیشترین آسیب هم در تهران با یک هزار و ۴۹۳ نفر حادثه دیده است که ۱۹۶ نفر فوت کردند. یعنی ماهی ۶۲ نفر به طور میانگین جان خود را در اثر حوادث شغلی از دست داده‌اند؛ روزی بیش از دو نفر!

در هر روز، ۲۷ کارگر ایرانی بر اثر حادثه شغلی، دچار آسیب می‌شوند که به طور میانگین، دو نفر از آن‌ها جان خود را در نتیجه‌ی آسیب جدی از دست می‌دهند؛ چرا آمار حوادث کار و آسیب‌های ناشی از آن تا این اندازه بالاست؛ چرا علیرغم پیشرفت‌های تکنولوژیک، بالا رفتن سطح سواد و آگاهی هر دو طرف (کارگر و کارفرما) و بالا رفتن حساسیت‌های رسانه‌ای که مدام اطلاع‌رسانی می‌کنند، بازهم نرخ حوادث کار و مرگ و میرِ ناشی از آن، در قیاس با کشورهای مترقی به شدت بالاست؛ و چرا کارفرمایان تلاش چندانی برای «ایمن‌سازی کارگاه‌ها» صورت نمی‌دهند؟!

کالایی‌سازیِ حادثه و مرگ: بیمه‌های مسئولیت مقصرند!

یکی از دلایل اصلی می‌تواند «کالایی‌سازیِ حادثه و مرگ ناشی از آن» به دلیل رواج بیمه‌های خصوصی مسئولیت مدنی باشد؛ بیمه‌هایی که در ازای حادثه و مرگ کارگر، به کارفرما پول می‌پردازند تا بتواند به راحتی دیه کارگران آسیب‌دیده یا متوفی را پرداخت کند؛ در واقع به گفته‌ی کارشناسان امر، این بیمه‌ها به نوعی کالایی‌سازی مرگِ ناشی از حادثه را عینیت بخشیده‌اند؛ مرگی که برایش پول تبادل می‌شود و فقط تبدیل به یک اتفاقِ تحت شمول بیمه درمی‌آید!

احسان سهرابی (نماینده کارگران در شورایعالی حفاظت فنی و بهداشت کارِ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) در ارتباط با نرخ بالای حوادث کار به ایلنا می‌گوید: نرخ حوادث کار در کل کشور بالاست و متاسفانه در حوادث ناشی کار، کلانشهرها مانند اصفهان، تهران و مشهد، دائماً مقام اول تا سوم را دارند اما چرا آمار تا این اندازه بالاست؛ قصور و کوتاهی در این موضوع بالاخص در حوادث ساختمانی که بالاترین رتبه را دارد، برعهده‌ی کیست؟ پاسخ این است که کارفرمایان مسئول اصلی قصور و کوتاهی هستند اما دراین حوزه، قوه قضائیه نیز می‌تواند نقش عمده‌ای در پیشگیری از اینگونه حوادث داشته باشد و از بی‌توجهی کارفرمایان جلوگیری کند.

اما قوه قضاییه و ضابطان قضایی چطور می‌توانند کارفرمایان خاطی را مجازات کنند یا از بی‌توجهی آن‌ها جلوگیری نمایند؛ سهرابی در این رابطه می‌گوید: ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی می‌گوید در صورتی که قتل غیرعمد به واسطه‌ی بی‌احتیاطی یا بی‌مبالاتی یا اقدام به امری که مرتکب در آن مهارت نداشته است یا به سبب عدم رعایت نظامات واقع شود مسبب به حبس از یک تا سه سال و نیز به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه اولیای دم محکوم خواهد شد مگر اینکه خطای محض باشد.  همچنین درماده ۲و۵ قانون مسئولیت مدنی و ماده ۹۵ قانون کار، مسئولیت اجرای مقررات و ضوابط فنی و بهداشت کار برعهده کارفرما یا مسئولان واحدهای موضوعِ ذکر شده در ماده ۸۵ این قانون گذاشته شده؛ هرگاه بر اثر عدم رعایت مقررات مذکور از سوی کارفرما یا مسئولان واحد، حادثه‌ای رخ دهد، شخص کارفرما یا مسئول مذکور از نظر کیفری و حقوقی و نیز مجازاتهای مندرج در این قانون مسئول است اما این «مسئولیت» جدی گرفته نمی‌شود.

وی ادامه می‌دهد: کارفرمایان مسئولیتشان را جدی نمی‌گیرند؛ امروز بزرگترین ظلم در حق کارگران، شرکت‌های بیمه‌گری هستند که با بیمه مسئولیتِ بی‌نام برای نیروهای کار مشکل ایجاد کرده و باعث می‌شوند کارفرما از جنبه خسارت مادی خیالش راحت باشد و با اعتماد به نفس، ضوابط ایمنی را رعایت نکند؛ کارفرمایانِ صاحبِ بیمه‌ی مسئولیت، از جمله‌ی دردناکِ «دیه‌اش را می‌دهم» استفاده می‌کنند که  کل مساله را به یک رد و بدل پول میان بیمه، کارفرما و کارگر آسیب دیده یا خانواده‌ی کارگر متوفی تقلیل می‌دهد؛ اما مرگ انسان‌ها علی‌الخصوص کارگران زحمتکشی که به دنبال امرار معاش و نان درآوردن برای خانواده هستند، عارضه‌ای بسیار جدی‌تر از آن است که بتوان با تبادل پول یا پرداخت دیه، سر و ته آن را هم آورد! و اینجاست که بازهم وظیفه برعهده‌ی قوه قضاییه است.

به گفته سهرابی، اگر قوه قضائیه بالاخص دادستان محترم ورود کند و جنبه عمومی جرم را تفهیم نمایند و کارفرمای خاطی را بابت جنبه‌ی عمومی جرم، تنبیه و مجازات کند، دیگر شاهد این بی‌توجهی‌ها یا ساده‌انگاری‌ها نخواهیم بود؛ کارفرمایان باید بدانند جریمه‌ی بی‌توجهی به جان و سلامت انسان‌ها، سنگین است و به پرداخت جریمه محدود نمی‌ماند.

امروز بیمه‌های مسئولیتِ خصوصی، جان و سلامت کارگران را تبدیل به کالایی قابل خرید و فروش کرده‌اند؛ کارفرمایان نیز وقتی چند بیمه‌ی بی‌نام به تعداد کارگران کارگاه می‌خرند، دیگر هیچ نگرانی بابت اتفاقات محتمل ندارند؛ بیمه کردن کارگران آنهم بدون نام و نشان، دقیقاً شبیه بیمه کردن کل یک مغازه با همه‌ی اجناس آن است؛ هر بلایی سر کالاهای تجاری‌تان بیاید، بیمه خسارت‌اش را می‌پردازد! در این موازنه‌ی تجاریِ خشن، دیگر به هیچ وجه مهم نیست که یک کارگر جوان یا میانسال، یک پدر، همسر یا برادر، به دلیل بی‌توجهی یا خساست کارفرما که حاضر نشده کلاه ایمنی ساده برای کارگر بخرد یا از استحکام داربست مطمئن شود، جانش را از دست داده است؛ مساله به سادگی ختم به خیر می‌شود چراکه کارفرما با غرورِ تمام می‌گوید «مساله‌ای نیست، دیه‌اش را می‌پردازم»!

گزارش: نسرین هزاره مقدم

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 10:00
کمال اطهاری: چشم‌انداز ناامیدکننده‌ای داریم

کمال اطهاری گفت: حالا که در آستانه‌ی برنامه‌ی هفتم هستیم به جای اینکه در چارچوب برنامه هفتم و یا یک برنامه و الگوی توسعه‌ی منسجم، فعالیت قانونگذاری یا تعریف برنامه را دنبال کنند، مداوم به مجلس طرح می‌برند؛ طرح‌هایی که به جرات می‌توان گفت سر و ته ندارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کمال اطهاری (پژوهشگر اقتصاد توسعه) در انتقاد از اقدامات پروژه‌ای و فقدان برنامه‌ی توسعه گفت: فقر، بیکاری و تورم و به طور کلی مسائل جامعه، ناشی از این است که جناح‌های مختلف سیاسی ایران به رغم ادعاهای بسیار، فاقد برنامه‌ی توسعه بوده و آنچه به اسم برنامه توسعه ارائه شده پروژه‌هایی است که به زورِ جناح‌های مختلف صرفا با برچسب توسعه ارائه شده است. پروژه‌هایی ناهمخوان که عملا راه به جایی نمی‌برند.

با پروژه‌محوری راه به جای نمی‌بریم

وی ادامه داد: متاسفانه پروژه‌های اساسی هیچ وقت دنبال نمی‌شود و در مقابل برای اینکه محبوبیتی به دست آورند باز هم بر طبل پروژه محوری می‌کوبند.

اطهاری به قانون‌گذاری‌های بی‌پایه و اساس اشاره کرد و گفت: تحقیقات کمی و کیفی ثابت کرده که ایران دچار قانون‌گذاریِ پراکنده و تورمِ طرح و قانون است.

این پژوهشگر اقتصاد توسعه تصریح کرد: حالا که در آستانه‌ی برنامه‌ی هفتم هستیم به جای اینکه در چارچوب برنامه هفتم و یا یک برنامه و الگوی توسعه‌ی منسجم، فعالیت قانونگذاری یا تعریف برنامه را دنبال کنند، مداوم به مجلس طرح می‌برند؛ طرح‌هایی که به جرات می‌توان گفت سر و ته ندارد.

وی ادامه داد: مثلا برای جهش تولید مسکن، می‌گویند زمین می‌فروشیم و صندوق ملی مسکن تاسیس می‌کنیم. خب شما می‌خواهید زمین بفروشید و آنوقت قیمت زمین را بالا می‌برید؟ اینها کاملا در تضاد با هم است. با زمین دولتی چنین کاری نمی‌کنند. همین کار را قبلا انجام داده‌اند و برنامه‌ی جدیدی نیست، از برنامه‌ی سوم این کار را انجام داده‌اند، باز می‌خواهند انجام دهند.

به جای دادنِ برنامه سازمان احیا می‌کنند

اطهاری گفت: ادعای بزرگ می‌کنند و به جای اینکه برنامه بدهند، سازمان احیا می‌کنند و مثلا می‌گویند ما می‌خواهیم جهاد کشاورزی را احیا کنیم. خب این سازمان است، برنامه نیست. این پراکنده‌گویی‌ها و قانونگذاری پراکنده راه به جایی نمی‌برد.

وی بیان کرد: مثلا می‌گویند بخشِ مسکن، پیشرانِ رشد اقتصادی ایران است. اینگونه نیست، بلکه دانش در اقتصاد مقاومتی، پیشران است. در واقع اقتصاد دانش بنیان است که اساس اقتصاد مقاومتی است.

اطهاری گفت: اینها خلاف قانون، خلاف سیاستهای کلی و خلاف علم اقتصاد است. با این وضعیت هر آنچه قبلا رشته بودند پنبه می‌کنند. مثلا صندوق توسعه ملی برای من پیامک می‌فرستد که ما پیگیرِ انتقال آب از دریای عمان به مرکز و شرق کشور هستیم؛ رئیس سازمان محیط زیست که وزیر کشاورزی سابق بوده می‌گوید این کار نادرست است و واقعا هم همین است. شما این آب شوری را که قرار است تصفیه کنید، چگونه می‌خواهید به کشاورزان بفروشید؟ شما باید سیستم آبیاری و نظام بهره‌برداری کشاورزی را سامان بدهید تا بتوانید با این تغییرات اقلیمی مبارزه کنید.

وی ادامه داد: گروهی دیگر هم از طرح نجات اقتصاد ایران صحبت می‌کنند و می‌گویند باید جمعیت را به ساحل ببریم. عجیب است؛ می‌خواهند طرح اقتصادی بدهند اما مثل پادشاهان صحبت می‌کنند. کسانی که این حرف را می‌زنند می‌گویند ما هزاران ساعت کار کارشناسی کرده‌ایم!

قیمت یک واحد مسکونی ۷۰برابر درآمد سالانه‌ی یک خانوار است

این پژوهشگر توسعه گفت: حرف‌های عجیب و غریب رایج است و معلوم است با این وضعیت هیچ چیزی درست نمی‌شود. قیمت‌ها و نرخ تورم دائم بالا می‌رود و دلیلش هم این است که نه برنامه دارند و نه دیپلماسیِ مناسب. دائم می‌گویند در مذاکرات چنین و چنان می‌کنیم و تبعاتش هم این می‌شود که قیمت‌ها بالا می‌رود و رنج مردم بیشتر می‌شود.

اطهاری به افزایش سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه‌نشینی اشاره کرد و گفت: وقتی فقر افزایش پیدا می‌کند، مسلم است که حاشینه‌نشینی هم بیشتر می‌شود. طبق آخرین اطلاعات، چهار دهک جمعیت شهری زیر خط فقر هستند. در حال حاضر قیمت یک واحد مسکونی به ۷۰برابر درآمد سالانه‌ی یک خانوار رسیده، در صورتی که حد قابل تحمل آن ۵ برابر است و قبلا ده برابر بوده است. ببینید در دوران جنگ این رقم ۴برابر درآمد خانوار بود و از آن موقع تا الان به ۷۰ برابر رسیده است.

وی ادامه داد: گسترش سکونتگاه‌های غیر رسمی در این وضعیت امری مسلم است به خصوص که تغییرات نامساعد اقلیمی باعث شده روستاهای کوچک در مناطق کوهستانی و گرم در آستانه‌ی تخلیه‌ی کامل قرار بگیرند. یعنی اگر در دوران پیش از انقلاب سکونتگاه‌های غیررسمی بر اثر مهاجرتِ خوش‌نشینان و جوانان شکل گرفت، الان کل روستا جا کن می‌شود. برآورد من این است که در آینده نزدیک ۳میلیون نفر از این روستاهای کوچک مهاجرت خواهند کرد.

دولت از برنامه‌ی توسعه‌بخش فاصله دارد

این پژوهشگر توسعه بیان کرد: حالا در این وضعیت به جای اینکه کشاورزی را هوشمند و نظام بهره برداری را پیشرفته کنند تا با این روش بهره‌گیری از آب را به حد متعادل برسانند، می‌خواهند آب از دریا بیاورند! در حال حاضر ۸۰ تا ۹۰ درصد مصرف آب ما در بخش کشاورزی است و این بخش ۵۰ تا ۶۰ درصد به واردات وابسته است، یعنی این سیستم بهره‌برداری و این مصرف آب نمی‌تواند هزینه‌ی این مملک را سامان دهد.

وی تصریح کرد: اگرکشاورزی هوشمند شود، مصرف آب نصف خواهد شد و آنوقت شما نیازی ندارید این کار عجیب و این پروژه‌های رانت‌خواری را از صندوق توسعه ملی راه بیندازید.

اطهاری گفت: چرا مشکل روستاهایی که شن، زمین‌های آن‌ها را می‌پوشاند را ساماندهی نمی‌کنید و آنوقت به دنبال وارد کردنِ آب از دریا هستید؟ تا این اتفاق بیفتد نصف روستاهای ما تخلیه شده است. ۵۰درصد زمین‌های کشاورزی ما پیرامون روستاهای کوچک شکل گرفته است و اینها اگر تخلیه شوند، هم کشاورزی نابود می‌شود و هم سبب توسعه‌ی سکونتگاه‌های غیررسمی می‌شود. ببینید دولت چقدر از یک برنامه‌ی توسعه‌بخش دور است!

این پژوهشگر توسعه اظهار کرد: با این وضعیت چه شعارهای عجیب و غریبی داده می‌شود و در هیچ کدام هم از نظام دانش‌بنیان خبری نیست. تنها صحبت درستی که در این چندساله شنیدم این است که اساس اقتصاد مقاومتی، اقتصادی دانش بنیان است اما اصلا به این صحبت توجهی نمی‌شود و عملی در این راستا صورت نمی‌گیرد.

اطهاری در پایان گفت: با این وضعیت ما چشم‌انداز بسیار ناامیدکننده‌ای داریم و باید این را فاش گفت. باید پرسید چه می‌کنید با این جامعه؟

iran-emrooz.net | Mon, 11.10.2021, 8:30
حال آشفته مدارس و آموزش و پرورش

همشهری- فهیمه طباطبایی: آش مدارس همان‌ آش و کاسه آموزش و پرورش همان کاسه سال پیش است. در ظاهر مدارس ۱۸ روز است که باز شده و تکلیف دانش‌آموزانی که باید آموزش حضوری یا مجازی ببینند، هم مشخص است، اما کلاس درس، سامانه شاد، مدیر مدرسه و معلمان دچار همان آشفتگی‌ها و مصایب سال گذشته‌اند و تازه چند مشکل دیگر هم به مشکلات‌شان اضافه شده؛ در این میان وزیری هم نیست که این کشتی بحران‌زده را به ساحل امنی برساند.

مسئله اول: آموزش حضوری

۱۸ شهریور امسال علیرضا کاظمی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش در جلسه شورای معاونان استان گلستان اعلام کرد: « بازگشایی مدارس برعهده مدارس و شورای آموزش‌و پرورش شهرستان‌ها خواهد بود.» اما در بیست و سوم شهریور کاظمی نظرش را تغییر داد و گفت: «تقریبا حدود ۱۰۰ هزار کلاس درس زیر ۱۵ دانش‌آموز و ۴۰ هزار مدرسه با جمعیت زیر ۷۵ نفر داریم که منعی برای بازگشایی آنها وجود ندارد.»

بیست‌وپنجم شهریور برای بار سوم نظر سرپرست وزارت آموزش و پرورش تغییر کرد و این بار گفت: «در مناطق شهری ترجیح این است که مدارس را دیرتر بازگشایی کنیم؛ چراکه ما علاوه بر استانداردهای داخل کلاس درس و مدرسه، ملاحظات جابه‌جایی درون شهرها را هم داریم و تصمیم‌گیری درباره بازگشایی حضوری به انجمن اولیا و مربیان و مدارس واگذار شده است.» در ادامه وزارت آموزش و پرورش اطلاعیه شماره ۶ را در سی‌ام شهریورماه با این مضمون منتشر کرد: «اگر تعداد افراد در کلاس‌ها با احتساب یک و نیم متر فاصله و ۲ متر و ۲۵ سانتی‌متر مساحت برای هر نفر درنظر گرفته شود، بازگشایی مدارس مانعی ندارد.»

به‌دنبال این اطلاعیه برخی مدارس غیردولتی حتی در شهرهای بزرگ کلاس‌های درس‌شان را حضوری کردند. اما حالا با گذشت ۱۸ روز از گوشه و کنار صدای اعتراض برخی والدین بلند شده که این مدارس پروتکل‌های بهداشتی قید شده در اطلاعیه‌های متعدد آموزش و پرورش را رعایت نمی‌کنند و کلاس‌های درس را با ظرفیت بیشتر تشکیل داده‌اند. برخی دیگر نیز می‌گویند که مدیریت مدرسه از آنها به اجبار رضایت‌نامه گرفته و گفته درصورت ابتلای فرزندشان به بیماری کرونا مسئولیت با خود والدین است. نورا حسینی که پسرش دانش‌آموز پایه سوم مدرسه غیردولتی در منطقه ۶ تهران است، در این‌باره می‌گوید: «مدرسه پسرم حضوری شده و فرزندان ما هر روز از ساعت ۸ تا ۱۴ در مدرسه هستند، اما تاکنون به ما اجازه نداده‌اند که وضعیت کلاس‌ها را رصد کنیم. بعد هم مدیر مدرسه حضوری و به‌طور شفاهی یک رضایت‌نامه را به والدین دیکته کرده و گفته باید بنویسید که مسئولیت هرگونه بیماری فرزندتان با خودتان است. والدینی را هم که رضایت‌نامه ننویسند، تهدید می‌کنند که آموزش فرزندتان مجازی می‌شود.»

مسئله جمعیت بالای کلاس‌ها، بیشترین دغدغه والدین دانش‌آموزانی است که آموزش‌شان حضوری شده است. ترلان عقدایی، مادر سوگل، دانش‌آموز پایه اول شیرازی در این‌باره به همشهری گفت: «قرار بر این بود که فاصله‌گذاری فیزیکی بین هر دانش‌آموز حداقل یک‌ونیم متر باشد، اما الان فرزند من در کلاسی درس می‌خواند که فاصله‌اش با همکلاسی دیگرش فقط نیم‌متر است. وقتی اعتراض کردیم و گفتیم قرار بود بچه‌ها به ۲ گروه تقسیم شوند و در ساعات یا روزهای متفاوتی به مدرسه بیایند، گفتند که چنین چیزی ممکن نیست و معلم نمی‌تواند یک درس را ۲ بار برای هر گروه تکرار کند و خسته می‌شود.»

او اضافه کرد: «بابت این موضوع به آموزش و پرورش منطقه رفتیم و از بازرسی خواستیم که به مدرسه سرکشی کنند، اما آنها بعد از مراجعه گفتند که مشکلی نیست و نگران نباشید!»این مشکلات فعلا مربوط به مدارس دولتی و غیردولتی کم‌جمعیت‌ است و درصورت بازگشایی مدارس با جمعیت بالای ۳۰۰و ۵۰۰دانش‌آموز مشخص نیست که وضعیت فاصله‌گذاری به چه شکل پیش خواهد رفت؟

مسئله دوم: شاد ناکوک

شبکه آموزش دانش‌آموزی یا «شاد» که ابتدای سال تحصیلی گذشته با هزار اما و اگر افتتاح شد، امسال هم با نواقص جدی و متعددی روبه‌روست. مهم‌ترین مسئله مدارس در شاد کلاس‌بندی نشدن دانش‌آموزان هر پایه است که با گذشت تقریبا ۳ هفته هنوز به‌طور کامل برطرف نشده است. دومین مسئله‌ وارد نشدن اطلاعات دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی در شاد است که آنها هم دسترسی به کلاس آنلاین در این فضا را فعلا ندارند. سومین مسئله ثبت نشدن اطلاعات دانش‌آموزان میان‌پایه‌ای است که برای سال تحصیلی جدید از مدرسه‌ای به مدرسه دیگر منتقل شده‌اند و آنها هم به همین دلیل دسترسی‌شان به شاد فعلا قطع است.

نرگس آمری، دانش‌آموز پایه نهم در این‌باره می‌گوید: «مدیر مدرسه اعلام کرد تا زمانی که در شاد کلاس‌بندی نشدید، باید در واتساپ کلاس‌هایتان برگزار شود. آنجا هم که امکان برگزاری کلاس نیست و به همین‌خاطر بعضی معلمان از تدریس‌شان ویدئو ضبط می‌کنند و در گروه می‌فرستند. از طرفی بعضی از معلمان در دروس تئوری مثل تاریخ، جغرافیا، ادبیات و...آموزش آنلاین را جدی نمی‌گیرند و می‌گویند مدارس در نیمه آبان باز می‌شود و تا آن زمان صبر کنید.»

محمود حبیبی، مدیرکل دفتر فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش درباره این دسته از مشکلات شاد به همشهری گفت: تلاش کردیم امکان کلاس‌بندی و مدیریت کلاس‌ها را به‌خود مدیران مدارس واگذار کنیم. همچنین گفتیم اگر اطلاعات تحصیلی و شخصی دانش‌آموزان از سیدا به شاد نیامده بود، مدیر شخصا آن را ثبت کند.او درباره مشکل کلاس‌ اولی‌هایی که به‌دلیل ثبت نشدن اطلاعات‌شان در شاد، امکان آموزش مجازی در این سامانه را ندارند، گفت: این مشکل در حال حل شدن است و به‌زودی دسترسی آنها ایجاد خواهد شد.انتقاد مدیران مدارس، معلمان و والدین دانش‌آموزان این است که چرا اموری مانند کلاس‌بندی و ثبت اطلاعات دانش‌آموزان قبل از سال تحصیلی انجام نشده و باید در ابتدای بازگشایی مدارس باعث استرس و نگرانی آنها و دانش‌آموزان شود.

مسئله سوم: دانش‌آموزان و معلمان واکسن‌گریز

واکسیناسیون دانش‌آموزان از ۲ هفته پیش به‌طور غیررسمی و از پانزدهم مهر به‌طور رسمی در کشور آغاز شده است. در برخی استان‌ها پایگاه واکسیناسیون مخصوص دانش‌آموزی نیز راه‌اندازی شده؛ به‌طور مثال در استان تهران ۱۰۰ مدرسه در داخل شهر و حدود ۱۰۰ مدرسه نیز در شهرستان‌های استان تهران به دانش‌آموزان واکسن می‌زنند، اما به‌گفته علیرضا زالی، فرمانده ستاد مقابله با کرونای تهران تا چهارشنبه چهاردهم مهرماه، فقط ۳۰ درصد دانش‌آموزان تهرانی برای تزریق واکسن به این مراکز مراجعه کرده‌اند.

طبق آمار رسمی ۱۵ درصد معلمان کشور هنوز واکسن نزده‌اند؛ این در حالی است که واکسیناسیون فرهنگیان قبل از واکسیناسیون سراسری در مرداد آغاز شده بود. همچنین مسئولان استانی به‌طور پراکنده اعلام کرده‌اند که واکسیناسیون معلمان و دانش‌آموزان اجباری نیست؛ به‌طور مثال مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش‌وپرورش شهر تهران در این‌باره گفته است: «واکسن زدن دانش‌آموزان اجباری نیست، ولی توصیه می‌شود که حتما واکسن را تزریق کنند.»

حالا یکی از نگرانی‌های جدی اهالی مدرسه از مدیر گرفته تا معلمان، دانش‌آموزان و والدین آنها این است که تکلیف دانش‌آموزان و معلمانی که واکسن نمی‌زنند، چیست و آیا درصورت بازگشایی مدارس می‌توانند در کنار افراد واکسینه شده در کلاس درس حاضر شوند؟ تاکنون هیچ‌یک از مسئولان آموزش و پرورش در سطح وزارتی و استانی پاسخ این سؤال را نداده‌اند.مرتضی کیانی، کارشناس بهداشت محیط در این‌باره به همشهری گفت: «ستاد ملی مقابله با کرونا باید به صراحت نحوه مواجهه با معلمان و دانش‌آموزان واکسینه نشده را اعلام کند؛ چون درصورت بازگشایی مدارس، این افراد منبع قوی انتشار ویروس کرونا خواهند بود و جان همه را تهدید می‌کنند؛ به‌خصوص که کلاس مدارس کوچک و جمعیت دانش‌آموزی در ایران بالاست و ساعات درسی هم زیر یک ساعت نیست.»او افزود: «یکی از سؤال‌های جدی جامعه معلمی و دانش‌آموزی این است که مدیران وزارت آموزش و پرورش چگونه می‌خواهند این مسئله را حل کنند؟ آیا آنها اجازه خواهند داد که افراد واکسینه نشده به‌راحتی در محیط مدرسه تردد کنند؟»

مسئله چهارم: آموزش و پرورش وزیر ندارد

درحالی کلاف بازگشایی مدارس سخت به‌هم پیچیده که آموزش و پرورش ۲‌ ماه است که وزیر ندارد و همه‌چیز در این وزارتخانه در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است. علی یارنظر، کارشناس مسائل آموزشی در این‌باره گفت: «درست زمانی که وزارت آموزش و پرورش نیاز به مدیریت قوی و یکپارچه داشت تا مدارس با کمترین بحران بازگشایی شوند، این وزارتخانه بدون وزیر ماند. الان مدیران در رده‌های مختلف نمی‌دانند که تکلیف‌شان چیست و باید چگونه عمل کنند. شاد بیشترین مشکلات را دارد و مدیر ارشدی نیز بالای سر این سامانه نیست. مدارس غیردولتی آموزش‌هایشان را بدون درنظر گرفتن پروتکل‌ها حضوری کرده‌اند و مدارس عشایری و روستایی در مناطق سرد با کمترین امکانات باز شده‌اند.»

او تأکید کرد: «رئیس‌جمهوری زودتر وزیر پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند تا حداقل موضوع بازگشایی مدارس سروسامان بگیرد و این تصمیم‌گیری‌های پراکنده و متناقض مدیران میانی نیز تمام شود.»

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 20:14
نامه آرش کیخسروی و مصطفی نیلی و مهدی محمودیان

آرش کیخسروی و مصطفی نیلی،  وکلای زندانی و مهدی محمودیان کنشگر مدنی،‌ در نامه‌ای خطاب به هیات نظارت مرکزی بر حسن اجرای قانون و احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی، نوشته‌اند: بیش از ۳۳ روز در سلول‌های امنیتی حفاظت اطلاعات قوه تحت فشار روحی و روانی (سلول انفرادی) قرار گرفتیم و همه اینها فقط به این خاطر بود که روز ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ حاضر به پذیرش امضای تعهد نامه‌ای مبنی بر عدم شکایت از مقام رهبری و مسئولان قضایی و اجرایی نشدیم.

متن کامل نامه این سه زندانی سیاسی که در وبسایت امتداد منتشر شده به شرح زیر است:

موضوع درخواست: اعلام شکایت و گزارش نقض قانون
به: هیات محترم نظارت مرکزی بر حسن اجرای قانون و احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی

با سلام و احترام

به عنوان جمعی از شهروندان ایرانی می‌خواستیم از سخنرانی‌های غیرکارشناسی، ساده انگاری‌ها، بی مبالاتی‌ها و رجز خوانی‌های مسئولین کشور در زمینه کرونا سخن بگوئیم؛ از جلوگیری از خرید به موقع واکسن کرونا تا تاخیر در واردات واکسن کرونا، به خاطر انگیزه‌های سیاسی؛ از تشکیل فراقانونی ستاد ملی کرونا تا واریز میلیاردها از پول بی‌حساب در وجه شرکت‌ها و موسسات غیر تخصصی، نهاد‌های خاص به جای موسسات معتبر از قتل و مرگ دردناک ده‌ها هزار نفر از هموطنانمان تا مرگ صدها مدافع سلامت، اما گفتن آنچه عیان بود چه حاجت به بیان داشت لذا بعد از چندین جلسه کارشناسی، بررسی قوانین مرتبط و اخذ نظرات کارشناسی متخصصان بهداشت و سلامت و بررسی سخنرانی‌ها و دستورات مقامات عالیه جمهوری اسلامی و نحوه عملکرد نهادهای حاکمیتی و دستگاه‌های اجرایی دریافتیم بخش عمده‌ای از خسارات مالی و جانی مردم ایران در دوران اپیدمی کرونا ناشی از عملکرد مسئولین نظام بوده است بر همین اساس تصمیم گرفتیم با ثبت شکوائیه علیه مقام رهبری، رئیس جمهور و وزیر بهداشت سابق و همین طور کلیه اعضای ستاد ملی مبارزه با کرونا از جمله دادستان کل کشور که با بی‌تدبیری، مجیزگویی، بی عملی و مقدم دانستن منافع جناحی و سیاسی و اقتصادی به سلامت مردم، میلیون‌ها نفر از هموطنانمان را عزادار کرده ویا با مشکلات عدیده مالی و جانی روبه‌رو کرده‌اند، به اتهام تسبیب در قتل غیر عمد و عناوین مجرمانه دیگری اعلام شکایت کنیم اما بجای “عدالتخانه‌”ای که بیش از یکصد سال است که انتظار آن را میکشیم با “استبداد قضایی “روبرو شدیم.

قبل از آنکه فرصت کنیم شکایتمان را تکمیل و آنرا به ثبت برسانیم ۱۵ نفر از مامورین حفاظت اطلاعات قوه قضائیه با خشونت و بدون مجوز قانونی به طرز ناشایستی وارد دفتر کارمان شده و بعد از حدود سه ساعت جدال بی حاصل برای جلوگیری از طرح شکایت و اخذ تعهد و همینطور رسیدن دستور قضایی ورود، بازداشتمان کردند. سپس با صدور قرار بازداشت رئیس حفاظت و اطلاعات دادسرای امنیت (اوین) و بازپرس شعبه ۲ به بازداشتگاه حفاظت اطلاعات قوه قضائیه منتقل شدیم. اعتراض به قرار ما نیز توسط رئیس حفاظت اطلاعات دادگاه انقلاب و رئیس شعبه ۲۶ آقای ایمان افشاری رد شد.

بیش از ۳۳ روز در سلول‌های امنیتی حفاظت اطلاعات قوه تحت فشار روحی و روانی ( سلول انفرادی) قرار گرفتیم و همه اینها فقط به این خاطر بود که روز ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ حاضر به پذیرش امضای تعهد نامه‌ای مبنی بر عدم شکایت از مقام رهبری و مسئولان قضایی و اجرایی نشدیم. اینک ضمن تاکید بر حق دادخواهی خود در راستای بند ۱۵ قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب ۱۳۸۳/۲/۱۵ مواردی از نقض حقوق قانونی و شهروندی خود را به آگاهی می‌رساند.

۱: سلب آزادی شخصی و ممانعت در احقاق حق دادخواهی و دسترسی به مرجع قضایی و عدم پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی شهروندان توسط مقامات ذیربط با سوء استفاده از قدرت (موضوع مواد ۵۷۰ و ۵۷۵ و ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی و ماده ۹ سند امنیت قضایی مصوب ۱۳۹۹/۷/۲۱)

۲: برخورد دور از شأن و خلاف و اخلاق و موازین قانونی و اسلامی توسط ماموران حفاظت اطلاعات قوه قضائیه که ضابط قضایی محسوب نمی‌شوند و با سوء استفاده از موقعیت و قدرت و بدون همراه داشتن دستور کتبی قضایی و با توسل به دروغ و به زور به دفتر یک انجمن قانونی هجوم آورده و به صورت کاملاً غیرقانونی و با اعمال سلایق شخصی و به صرف آن که حاضر به پذیرش تعهد دادن مبنی بر عدم شکایت از رهبری و مسئولان نظام نشدیم نسبت به بازداشت غیرقانونی ما اقدام نمودند.

۳: صدور دستور جلب غیرقانونی توسط سرپرست دادسرای ناحیه ۳۳ برخلاف اوضاع و احوال و قرائن مسلم قضیه و بدون آنکه ادله و یا اماراتی دال بر ارتکاب جرم از ناحیه اینجانبان موجود باشد و صرفاً بر اساس گزارش خلاف واقع و دروغ ماموران حفاظت اطلاعات قوه قضائیه (موضوع ماده ۳۶ قانون آئین دادرسی کیفری و بند الف ماده ۶ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهای انسانی

۴) خروج بازپرس و رئیس حفاظت اطلاعات دادسرای اوین از بی‌طرفی (موضوع مواد ۳ و ۹۳ قانون آئین دادرسی کیفری و بند ۵ ماده ۶ سند امنیت قضایی مصوب ۱۳۹۹/۷/۲۱ ) و تخلف عمدی بازپرس از قانون به لحاظ پذیرفتن توصیه همکارانش در حفاظت اطلاعات قوه قضائیه که به طور مرتب و پس از ساعت اداری و هنگام تفهیم اتهام در ساعت ۴ بعد از ظهر روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۰/۵/۲۴ به دفتر ایشان رفت و آمد داشته و همین امر موجب شد تا مشارالیه تحت تاثیر افکار شخصی و عوامل ذکر شده به حمایت از مرجع دستگیر کننده برآمده و بدون آنکه کوچکترین توجهی به اظهارات اینجانبان و واقعیت رخ داده شده نماید به طور کاملا مغرضانه اعلام جرم کند.

۵) عدم تفهیم اتهام به سرعت؛ در حالی که در روز دوشنبه مورخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ تعطیل رسمی اعلام شده بود و با توجه به اینکه روز شنبه نسبت به بازداشت ما اقدام نموده بودند و فاصله محل نگهداری تا دادسرا با فاصله محل نگهداری تا دادسرا با پای پیاده نهایتا ۵ دقیقه است، بعد از ساعت اداری جهت تفهیم اتهام به دادسرا منتقل شدیم و حتی اگر بازپرس قراری غیر از بازداشت موقت نیز صادر می‌کرد طبیعی بود که امکان توزیع آن تا هفته بعد وجود نداشت و این امر می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که در پرونده از قبل تصمیم گرفته شده بود.

۶) نقض قانون و عدم توجه به درخواست‌های مکرر اینجانبان در جلسات بازپرسی جهت دسترسی و انتخاب وکیل بر خلاف اصل ۳۵ قانون اساسی و ماده ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری و بند الف ماده ۱۲ سند امنیت قضایی که موجب سلب حق همراهی وکیل در دوران بازداشتمان شد.

۷ ) با آن که مکرراً طبق قانون به هنگام تفهیم اتهام درخواست ارائه ادله نمودیم بازپرس آقای حاجی مرادی رئیس حفاظت اطلاعات دادسرا با این ادعا که گزارش سازمان اطلاعات قوه قضائیه در پرونده موجود است بدون ارائه و یا قرائت آن، با هدف ایجاد فرصت برای فراهم کردن ادله وقوع جرم و انتساب بزه دروغین به اینجانبان قرار بازداشت موقت را صادر کرده و تصویر قرار تحویل اینجانبان نگردید. ضمناً نتیجه اعتراض به قرار نیز تا امروز و گذشت بیش از ۵۰ روز به ما ابلاغ نشده است.

۸) نگهداری به مدت ۳۳ روز در بند ۲۴۱ متعلق به حفاظت اطلاعات قوه قضائیه با شرایط خاص امنیتی همراه با نقض حقوق تماس و ملاقات با خانواده و وکیل که ۲۳ روز از آن نیز در سلول انفرادی که مصداق بارز شکنجه و نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصل ۳۸ قانون اساسی است گذشت. این در حالی است که تحقیقات مقدماتی در روز شانزدهم بازداشت به پایان رسیده و ادامه نگهداری در شرایط خاص و غیر قانونی برای اعمال فشار بیشتر بر ما و ایجاد رعب و وحشت در جامعه بوده است.

۹) بی توجهی به حق حریم خصوصی و مراجعه به منازل محل سکونت ما در روز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۰/۶/۳ جهت پرونده سازی و به همراه بردن مدارک و اموالی که هیچگونه ارتباطی به اتهام واهی وارده ندارد و توقیف وسایل مربوط به دیگر اعضای خانواده در یک مورد. به همین خاطر است که مأموران در اقدامی خلاف قانون حتی حاضر به ارائه رسید به خانواده‌های ما نیز نشده‌اند.

در پایان اگر چه قوه قضائیه تا امروز به وظیفه ذاتی خود عمل نکرده و تا اینجا چه در پرونده خودمان و چه در پرونده‌های دیگر شاهد آن بوده و هستیم که مقامات قوه قضاییه با پرگویی، انگ زنی نفرت پراکنی و دروغگویی‌های فراوان و با اتکا به زور و تزویر با حق دادخواهی ما مردم و به طور کلی با عدالت به صورت تفننی برخورد می‌نمایند و حاضر نشده‌اند تا قدرتشان را مشروط به قانون نمایند اما همچنان به وجود قضاتی که در همین وضعیت نابسامان نیز بر اساس وجدان و شرافت رای صادر می‌نمایند دل بسته‌ایم و انشاالله که بتوانند مردم را در مسیر دادخواهی و عدالت‌طلبی یاری رسانده و به تظلم خواهی ما نیز توجهی نمایند.

باسپاس آرش کیخسروی و مصطفی نیلی و مهدی محمودیان

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 19:12
چگونه عبدالقدیر پدر بمب اتمی اسلامی شد؟

صابر گل‌عنبری
کانال تلگرام نویسنده

چند ساعتی از درگذشت عبدالقدیر خان پدر بمب اتمی پاکستان نگذشته است که رسانه‌های جهانی مشغول بازخوانی زندگی و فعالیت اتمی او هستند. این اهتمام محصول نوع فعالیت عبدالقدیر خان و تاثیرات فرامرزی آن است.

اما چه شد که عبدالقدیر خان به سمت بمب اتم رفت؟ وی در سال ۱۹۳۶ و در دوران استعمار بریتانیا، در خانواده‌ای مذهبی در بوهپال هند دیده به جهان گشود؛ پدرش معلم و مادرش زلیخا مذهبی بود و در کنار اردو به فارسی هم تکلم می‌کرد. جوانی پرکار و بلندپرواز بود. پس از اخذ دیپلم در زادگاهش و مهاجرت به پاکستان، در سال ۱۹۶۰ از دانشکده علوم کراچی فارغ التحصیل و به شغل دولتی بازرسی کنترل وزن و کیفیت کالا مشغول شد، اما جذابیتی برایش نداشت و به آن قناعت نکرد. به همین خاطر برای ادامه تحصیلات به آلمان رفت و در دانشگاه فنی برلین مهندسی معادن گرفت و سپس ارشد خود را در دانشگاه هلند و دکترایش را در بلژیک در رشته مهندسی متالوژی گرفت. پس از آن به صرافت بازگشت به میهنش افتاد، اما چون طبع بلندی داشت به کارهای پیشنهادی دون پایه راضی نبود و آنجا ماند.

نقطه عطف زندگی عبدالقدیر خان از آنجا شروع شد که به عنوان کارشناس ارشد معدن به استخدام شرکت هلندی (FDO) درآمد. این شرکت هم با شرکت “یورنکو” ارتباط کاری داشت. یورنکو بزرگ‌ترین موسسه مطالعات هسته‌ای اروپا بود که انگلیس، آلمان و هلند مخفیانه برای توسعه سانتریفیوژها برای تولید سوخت و خارج کردن صنعت هسته‌ای اروپا از وابستگی به سوخت آمریکا راه‌اندازی کرده بودند.

عبدالقدیر در کار خود سخت کوشا و توانمند بود و زود مورد توجه مسئولان یورنکو قرار می‌گیرد و به محرمانه‌ترین تاسیسات و اسناد آن دسترسی پیدا می‌کند. نقطه تحول دیگر در زندگی عبدالقدیر خان شکست سخت پاکستان در برابر هند در سال ۱۹۷۱ بود که به جدایی بنگلادش منجر شد و خانواده عبدالقدیر آواره شدند. همین شکست و آوارگی جوان پاکستانی جویای نام را در اروپا بسیار آزار می‌داد و احساسات عبدالقدیر خان در مقابل هند را بیش از پیش تحریک کرد؛ تا این که هند در سال ۱۹۷۴ اولین آزمایش اتمی خود را انجام داد و وحشت پاکستان را فراگرفت و اسلام‌آباد نیز که موازنه را کاملا به زیان خود می‌دید، به دنبال سلاح اتمی رفت.

این اتفاق تلنگری به ذهن عبدالقدیر می‌زند و تصمیمش را برای کمک به پاکستان می‌گیرد؛ اما با کسی در میان نگذاشت و کاملا عادی و محرمانه رفتار می‌کرد و انگیزه‌اش برای کسب دانش بیشتر در ساخت سانتریفیوژها و تولید اورانیوم بیشتر شد و لیستی از شرکت‌ها و افراد فعال در این حوزه تهیه کرد که بعدا از طریق آن‌ها تجهیزات هسته‌ای لازم را وارد پاکستان کند.

در آن زمان اسلام‌آباد که تصمیم خود را برای ساخت بمب اتم گرفته و حتی وعده‌ کمک از کانادا و فرانسه نیز دریافت کرده بود، ذوالفقار علی بوتو دانشمند پاکستانی منیر احمد خان رئیس مهندسی رآکتور در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را فراخواند. اما کاری از پیش نبرد و همه تلاش‌های بوتو به شکست انجامید و حتی کشورهایی هم که قول کمک به پاکستان برای ساخت بمب اتم را داده بودند، منصرف شدند.

زمان به سرعت می‌گذشت و در این هنگام، عبدالقدیر خان از طریق سفارت کشورش در هلند پیشنهاد کمک داد و گویا پیشنهادهایش ابتدا رده شده بود، اما بالاخره بوتو او را در سال ۱۹۷۵ فراخواند و مسئول برنامه هسته‌ای پاکستان شد و با ساخت تاسیسات سری کاهوتا ظرف ۶ سال برنامه‌ هسته‌ای پاکستان را به مرحله‌ای بسیار پیشرفته رساند؛ پیشرفتی که منابع غربی می‌گویند تحقق آن ۲۰ سال در غرب زمان برده است.

دو عامل مهم دیگر باعث شد که عبدالقدیر خان بدون جنجالی خاص برنامه هسته‌ای محرمانه پاکستان را تا تولید بمب اتم پیش ببرد؛ نخست بالا گرفتن جنگ سرد میان شوروی و آمریکا و دوم حمله ارتش سرخ به افغانستان در ۱۹۷۹ که در کانون توجه جهانی قرار گرفت و الزاماتی برای آمریکا در جهت تقویت همکاری با پاکستان و به نوعی چشم‌پوشی از برنامه هسته‌ای آن به همراه داشت. در بحبوبه این تحولات بود که پاکستان نخستین آزمایش ساخت بمب اتم را در سال ۱۹۸۶ انجام داد. خود عبدالقدیر خان در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۹ می‌گوید “اگر جنگ افغانستان نبود به این زودی به بمب اتم دست نمی‌یافتیم.”

پاکستان بمب هسته‌ای را ساخته و مترصد زمانی بود که از آن رونمایی کند که این فرصت هم متعاقب آزمایش‌های هسته‌ای هند در سال ۱۹۹۸ فراهم شد و پس از آن پاکستان رسما در ۲۸ می‌همان سال به عنوان هفتمین قدرت اتمی جهان و اولین کشور اسلامی دارای بمب اتم شد.

پس از این، زندگی عبدالقدیر فراز و نشیب زیادی داشت و بعدها شبتای شاویت رئیس اسبق موساد از این که او را ترور نکرد، به شدت ابراز ندامت کرد.

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 17:38
بازنگری ایالات متحده آمریکا در حوزه قفقاز جنوبی

لوک کوفی / مدیر مرکز سیاست خارجی آلیسون بنیاد هریتیج
تلخیص: مجمع فعالان اقتصادی

حدود یک سال از جنگ دوم قره‌باغ بین آذربایجان و ارمنستان گذشته است. آذربایجان توانست مرزهای به رسمیت شناخته شده بین‌المللی خود را بازیابی کند و به حدود سه دهه اشغال ارمنی‌ها پایان دهد. روسیه میانجی توافق آتش‌بس شد. به عنوان بخشی از این توافق، روسیه یک نیروی حافظ صلح کوچک را در منطقه ارمنی‌نشین ساکن قره باغ کوهستانی مستقر کرد. یک سال پس از جنگ، اکنون آشکار است که پیروزی آذربایجان، واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی را در قفقاز جنوبی و منطقه خزر ایجاد کرده است که سیاستگذاران ایالات متحده از آن آگاه هستند.

پنج حوزه منافع ملی آمریکا در آذربایجان:

انرژی: هر زمان که اروپا وابستگی خود به نفت و گاز روسیه را کاهش دهد، جامعه فرامنطقه‌ای از آن سود می‌برد. آذربایجان جایگزین مهمی برای نفت و گاز روسیه است.

موقعیت ژئواستراتژیک: در نقطه‌ای از خشكی وسیع اوراسیا، تمام تجارت و ترانزیت باید از یكی از سه كشور روسیه، آذربایجان یا ایران عبور كند. نابسامانی روابط بین غرب با مسکو و تهران به این معنی است که روسیه و ایران گزینه‌های مناسبی برای جریان آزاد تجارت و انرژی شرق و غرب نیستند. این گلوگاه تجاری (باریکه گنجه) است که نام خود را از دومین شهر بزرگ آذربایجان، گنجه برگرفته است، شهری که در وسط این گذرگاه باریک قرار دارد. حفظ دسترسی به باریکه گنجه برای هر استراتژی ایالات متحده در منطقه مهم است.

اسرائیل: آذربایجان همچنین ثابت کرده است که یک شریک قابل اعتماد ایالات متحده در مورد یک موضوع ژئوپلیتیک حساس دیگر است: اسرائیل. اگرچه آذربایجان یک کشور با اکثریت مسلمان است، اما یک کشور سکولار است و رابطه بسیار نزدیکی با اسرائیل دارد. تصور می‌شود که شهر قیرمیزی قصبه در آذربایجان تنها شهر تماماً یهودی جهان در خارج از اسرائیل است. آذربایجان همچنین ۴۰ درصد نفت خود را در اختیار اسرائیل قرار می‌دهد.

یک شریک دیپلماتیک مهم: آذربایجان در سالهای اخیر میزبان تعدادی از جلسات سطح بالا بین رهبران نظامی آمریکا و روسیه بوده است. چنین جلساتی به ویژه با توجه به کرختی حاکم بر روابط ایالات متحده و روسیه مفید است. آنها فرصتی غیرسیاسی برای ایالات متحده فراهم می‌کنند تا در سطح نظامی-نظامی موضوعاتی از جمله نحوه جلوگیری از رخدادهای نظامی در سوریه را مورد بحث قرار دهند.

کلید آسیای میانه: به دلایل اقتصادی، فرهنگی، تجاری، تاریخی و ترانزیتی آذربایجان، در حالی که یک کشور آسیای میانه نیست، دروازه ورود به این منطقه برای جامعه ترانس آتلانتیک است.

واقعیت ژئوپلیتیک جدید:

پیروزی آذربایجان در جنگ دوم قره باغ یک واقعیت ژئوپلتیک جدید در قفقاز جنوبی و منطقه خزر ایجاد کرده است. این پیروزی نشان داد که “رویکرد قدیمی” برای نگرش به منطقه دیگر کاربرد ندارد.

این واقعیت جدید ژئوپلیتیک فرصت‌های تازه‌ای را برای ایالات متحده ایجاد می‌کند:

- ایران در مرز شمالی خود با داشتن یک آذربایجان جسور و ارمنستان تضعیف‌شده، دارای واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی است.

- احتمال نزدیک شدن ترکیه و اسرائیل با میانجیگری آذربایجان وجود دارد. اسرائیل و آذربایجان روابط راهبردی دارند. ترکیه و آذربایجان روابط نزدیکتری دارند که بر اساس شعار “یک ملت، دو دولت” بنا شده است. در سال گذشته، صحبت‌هایی درباره میانجی‌گری الهام علی‌اف، رئیس جمهور آذربایجان در پشت صحنه برای فروکش تنش در روابط متشنج ترکیه و اسرائیل مطرح شد و این به نفع ایالات متحده در خاورمیانه و فراتر از آن است.

- اکنون که اشغال قره‌باغ توسط ارمنی‌ها به پایان رسیده است، فرصت‌های جدیدی برای همکاری های اقتصادی و تجاری منطقه‌ای وجود دارد. بنابراین ایالات متحده بر افزایش سرمایه گذاری خارجی و بهبود وضعیت اقتصادی با کمک ارتقاء آزادی اقتصادی و توسعه روابط تجاری در قفقاز جنوبی تمرکز خواهد کرد.

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 12:49
اعدام ۲۲۶ نفر در ایران از ابتدای سال ۲۰۲۱

سازمان حقوق بشر ایران
یکشنبه ۱۸ مهر ماه ۱۴۰۰

درحالی به استقبال ۱۰ اکتبر (روز جهانی مبارزه با اعدام) می‌رویم که طبق آمارهای ثبت‌شده در سازمان حقوق بشر ایران، از ابتدای سال جاری تاکنون ۲۲۶ زندانی از جمله یک کودک-مجرم، ۸۳ زندانی با جرایم مربوط به «مواد مخدر» و ۹ زن در ایران اعدام شده‌اند. افزایش شدید میزان اعدام زندانیان مربوط به «مواد مخدر» از آغاز سال جاری میلادی تا زمان انتشار این گزارش مشهود است. همچنین اعدام سه تن از اتباع کشور افغانستان در یک ماه گذشته به ثبت رسیده است.

دهم اکتبر سال ۲۰۲۱ (۱۸ مهر ۱۴۰۰) مصادف است با نوزدهمین سالی که این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام به تصویب رسید. «ائتلاف جهانی علیه مجازات مرگ» هرساله یک موضوع را در مورد مجازات مرگ، اعدام‌شدگان و کسانی که در صف اعدام قرار دارند، مطرح می‌کند. موضوع امسال این ائتلاف، زنان و مجازات مرگ در ایران است. سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی جداگانه به موضوع اعدام زنان در ایران از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ پرداخته است.

در ده ماه گذشته، موج اعدام زندانیان در ایران را، حتی شیوع مرگبار ویروس کرونا نیز متوقف نکرد. آمارهای ثبت شده توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهند که از ابتدای سال ۲۰۲۱ تا کنون، ۲۲۶ نفر در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند که از این بین یک کودک مجرم، ۹ نفر زن و ۲۱۷ نفر مرد بوده‌اند.

منابع رسمی و رسانه‌های داخلی در این مدت تنها اعدام ۴۲ تن را اعلام کردند و ۱۸۴ اعدام دیگر که توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده، از طریق منابع معتبر داخلی و مدافعان حقوق بشر بوده است.

اعدام به اتهامات سیاسی و امنیتی

در ده ماه نخست سال ۲۰۲۱، هشت زندانی که با اتهامات سیاسی و امنیتی به اعدام محکوم شده بودند، در زندان‌های مرکزی زاهدان، شیبان اهواز و سپیدار اهواز اعدام شدند. اسامی این زندانیان عبارت است از: الیاس قلندرزهی، حسن دهواری، علی مطیری، جاوید دهقان‌خلد، جاسم حیدری، علی خسرجی، حسین سیلاوی و ناصر خفاجیان.

ادامه اعدام کودک -مجرمان

جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود حکومت‌هایی است که کودک-مجرمان (افرادی که متهم به ارتکاب جرم در سنین زیر ۱۸ سالگی هستند) را به اعدام محکوم می‌کند.

درطی ده ماه گذشته، اعدام دست‌کم یک کودک-مجرم توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده است. این کودک-مجرم که سجاد سنجری نام داشت، با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بود.

پیشتر یکی از نزدیکان سجاد سنجری به سازمان حقوق بشر ایران گفته بود: «مقتول یک سال از سجاد بزرگتر بود. وی قصد تجاوز به سجاد را داشت.»

افزایش شدید اعدام زندانیان با جرایم مربوط به «مواد مخدر»

از ابتدای سال ۲۰۲۱ تاکنون، ۸۳ زندانی از جمله یک زن با جرایم مربوط به «مواد مخدر» در ایران اعدام شده‌اند. این در حالی است که در مدت مشابه سال قبل، تعداد ۱۸ نفر با این اتهام اعدام شده بودند و در سه سال پس از تصویب لایحه جدید مجلس در مورد جرایم مربوط به «مواد مخدر» (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰) بطور میانگین سالانه ۲۶ نفر با این اتهام اعدام شده بودند.

افزایش اعدام اتباع کشور افغانستان

طی یک ماه گذشته، دست‌کم سه زندانی تبعه افغانستان با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» در ایران اعدام شدند. این نگرانی وجود دارد که حوادث اخیر افغانستان که منجر به به قدرت رسیدن طالبان شد، اعدام شهروندان افغانستان را تسهیل کرده باشد.

بیشترین اعدام‌ها مربوط به قصاص هستند

۱۲۵ نفر از کسانی که در این مدت اعدام شدند با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند که این میزان نسبت به سال قبل که ۱۶۴ نفر با اتهام «قتل عمد» اعدام شدند، کاهش نسبی را نشان می‌دهد. پس از قتل عمد، اتهامات مربوط به «مواد مخدر» با ۸۳ اعدام بیشترین اتهام اعدام شدگان ده ماه نخست سال جاری را تشکیل می‌داد.

آمار اعدام‌ها نسبت به سال گذشته

اعدام‌های ثبت شده توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که تعداد اعدام‌ها نسبت به مدت مشابه سال گذشته مقداری افزایش داشته است. در مدت مشابه سال قبل، یعنی از اول ژانویه تا ۱۰ اکتبر ۲۰۲۰ تعداد ۲۰۹ اعدام و در مدت مشابه سال ۲۰۱۹، ۲۱۱ اعدام توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده بود.

«ائتلاف جهانی برای مبارزه با مجازات اعدام» در سال ۲۰۰۲ روز دهم اکتبر (۱۸ مهر ماه) را روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کرد. این نامگذاری با هدف تلاش برای لغو این مجازات غیر انسانی و بازگشت ناپذیر صورت گرفت و نقطه عطفی در مسیر مبارزه علیه اعدام محسوب می‌شود. این ائتلاف از ۱۴۰ عضو از پنج قاره جهان تشکیل شده است که ۲۰ سازمان از جمله سازمان حقوق بشر ایران شورای راهبردی  آن را تشکیل می‌دهند. این شورا وظیفه تعیین سیاست‌های کلی و موضوعات هر ساله این ائتلاف را بر عهده دارد.

گفتنی است، اکنون بیش از دو سوم کشورهای جهان مجازات بی‌رحمانه و غیرقابل بازگشت اعدام را لغو کرده و یا عملا از آن دیگر استفاده نمی‌کنند.

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 10:24
باغات چای ویلا شدند/ از آلمان چای وارد می‌کنیم

مدیر اجرایی سندیکای چای کشور اظهار داشت: در ۵ ماه نخست سال جاری حدود ۱۰ هزار تن چای را کیلویی۹۷ سنت یعنی زیر یک دلار صادر کردیم و از سوی دیگر حدود ۳۳ هزار و ۴۳۷ تن چای از ۲۴ کشور کیلویی ۵ دلار وارد کردیم. در اینجا می‌خواهم این پرسش را از مسئولان مربوط بپرسم که صادرات چای چه مزیتی می‌تواند برای ما داشته باشد؟

صادق حسنی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا، با اشاره به خرید تضمینی برگ چای از سوی دولت، گفت: دولت تمامی برگ سبز چای را از چایکاران خریداری می‌کند و تا به امروز بالای ۸۰ درصد از مطالبات چایکاران را پرداخت کرده؛ این آمار نسبت به سال‌های گذشته قابل توجه است.

این فعال اقتصادی ادامه داد: درست است که دولت در پرداخت مطالبات چایکاران مانند سال‌های گذشته تعلل نکرد اما این قیمت خرید نمی‌تواند جوابگوی تورم فعلی باشد.

حسنی با اشاره به درجه بندی برگ سبز چای، افزود: دولت برگ سبز درجه ۱ و درجه ۲ چایکاران را خریداری می‌کند. ۴۰ درصد از برگ چای تولیدی درجه ۱ و ۶۰ درصد آن درجه ۲ است.

این فعال اقتصادی درباره قیمت برگ سبز چای، گفت: قیمت درجه ۲، کیلویی۶۶۹۰ تومان است در حالی که قیمت برگ سبز درجه ۱ کیلویی۴۷۰۰ تومان خریداری می‌شود. دولت تمامی برگ‌های سبز خریداری شده را به کارخانجات چای می‌فروشد. در حال حاضر حدود ۱۶۰ کارخانه تولید چای خشک در کشور فعال‌اند که برخی از آنها با ۲۰ درصد از توان خود کار می‌کند.

به گفته وی، سال‌های گذشته با تعداد کارخانجات کمتر ۷۰ هزار تن چای تولید می‌کردیم در حالی که امروز با افزایش تعداد کارخانجات تولید به ۳۰ هزار تن هم نمی‌رسد. هم اکنون ۵۰ درصد باغات چای از بین رفتند و تبدیل به ویلا شدند.

وی با بیان اینکه خشکسالی تاثیری در تولید چای نگذاشت، افزود: چایکاران ایرانی در مجموع ۲۵ تا ۳۰ درصد چای مصرفی کشور را تامین می‌کند. حجم قابل توجهی از چای ایرانی صادر می‌شود که اگر روند صادرات را متوقف کنیم باز هم برای ۷۰ درصد نیاز داخلی با کمبود مواجه خواهیم بود.

حسنی با اعلام این مطلب که موافق صادرات چای نیست، تصریح کرد: در ۵ ماه نخست سال جاری حدود ۱۰ هزار تن چای کیلویی۹۷ سنت یعنی زیر یک دلار صادر کردیم و از سوی دیگر حدود ۳۳ هزار و ۴۳۷ تن چای از ۲۴ کشور کیلویی ۵ دلار وارد کردیم. در اینجا می‌خواهم این پرسش را از مسئولان مربوط بپرسم که صادرات چای چه مزیتی می‌تواند برای ما داشته باشد؟

وی ادامه داد: اگرهر کیلو چای ایرانی در داخل کشور مصرف شود ما حدود ۴ دلار به اقتصاد در شرایط بحران کمک کردیم.

دبیر اجرایی سندیکای چای کشور با بیان اینکه چای‌خیزترین کشورهای دنیا چای ایرانی را وارد می‌کنند، گفت: چای ایرانی در بازارهای هند، کنیا، ترکیه و چین بازارهایی را تصاحب کرده است. دیگر کشورهای که چای به آنجا صادر می‌کنیم عبارتند از روسیه، عراق، پاکستان، آلمان، لبنان، قطر، هلند، گرجستان، ترکمنستان، چین، امارات متحده عربی و اوکراین.

این فعال اقتصادی با بیان اینکه هندوستان ۲۰ درصد از چای مورد نیاز بازار داخلی را تامین می‌کند، افزود: در ۵ ماه نخست سال جاری حدود ۵ هزار و ۱۲۵ تن چای از هند وارد کردیم. همچنین از سریلانکا، امارات متحده عربی، ترکیه، چین، کنیا، ویتنام و آلمان چای وارد کردیم به نکته باید توجه کرد که ما از آلمانی چای وارد می‌کنیم که در آن یک باغ چای هم وجود ندارد.

حسنی با اشاره به اقبال از چای ایرانی در بازار داخلی، گفت: برند سازی به یکی از اهداف کارخانجات تولید چای تبدیل شده است در حال حاضر تعداد کارخانه‌های دارای پروانه استاندارد ملی رو به افزایش هستند و کارخانجات تلاش دارند تا تولیدات خود را بسته بندی و در بازار عرضه کنند.

وی در پاسخ به این پرسش که از هر کیلو برگ سبز چند کیلو چای خشک تولید می‌شود، گفت: در فصل بهار چون برگ طراوات دارد از هر ۵ کیلو برگ سبز یک کیلو چای خشک تولید می‌شود اما در تابستان یا پاییز ممکن است از ۲۳ کیلو برگ سبز یک کیلو چای برداشت کرد. اگر شرایط آب و هوایی مساعد باشد در سال ۴ چین در ماه‌های اردیبهشت، خرداد، مرداد و اوایل مهر خواهیم داشت.

این فعال اقتصادی با بیان اینکه برگ چای آفت ندارد، تصریح کرد: نماتد زخم ریشه یک بیماری رایج در باغات چای است که آسیب رسانی آن بسیار بالاست اگر در باغی این بیماری مشاهده شود نباید برگ چای آن برداشت کرد.

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 10:00
عبدالقدیر خان، پدر بمب اتمی پاکستان درگذشت

دویچه وله:‌ عبدالقدیر خان، دانشمند هسته‌ای پاکستان و بنیان‌گذار صنعت هسته‌ای این کشور در سن ۸۵ سالگی در اسلام‌آباد درگذشت. او در پی مشکلات ریوی به بیمارستان منتقل شده بود. عبدالقدیر خان پیش از آن در پی ابتلا به کووید-۱۹ در بیمارستان بستری شده بود.

از این دانشمند در پاکستان به‌عنوان یک قهرمان ملی یاد می‌شود، در حالی ‌که کشورهای غربی او را به قاچاق تکنولوژی هسته‌ای به “دولت‌های سرکش” از جمله کره شمالی، ایران و لیبی متهم می‌کنند و او را “خائنی خطرناک” می‌شناختند.

پاکستان در رقابت با هند با تلاش‌های عبدالقدیر خان پاکستان در سال ۱۹۹۸ اولین کشور در جهان اسلام شد که صاحب سلاح هسته‌ای می‌شود. او به همین دلیل “پدر بمب اتمی اسلامی” نیز نامیده می‌شود. عمران خان، نخست وزیر پاکستان، روز یکشنبه ۱۰ اکتبر گفت: «مردم به دلیل دستاوردهای او برای تبدیل ما به یک قدرت اتمی به او عشق می‌ورزند.»

عمران خان اعلام کرد که این دانشمند فقید به درخواست خود در محوطه مسجد “فیصل” در اسلام آباد به خاک سپرده خواهد شد.

حصر خانگی و انفصال از خدمت

این دانشمند هسته‌ای پاکستان در پی تحقیقاتی به درخواست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به راه‌اندازی شبکه‌ای برای انتقال اطلاعات هسته‌ای به چند کشور در سال ۲۰۰۴ اعتراف کرد. او در پی آن از مقام مشاور رئیس جمهور در امور هسته‌ای برکنار شد. اسلام آباد اما اتهام‌های او در خصوص اشاعه سلاح‌های هسته‌ای را تایید نکرد.

این فیزیکدان پاکستانی از آن زمان تا سال ۲۰۰۹ در حصر خانگی به سر برد. در فوریه ۲۰۰۹ دادگاهی در پاکستان به پایان حصر خانگی او رای داد ولی عبداقدیر خان از آن زمان تا هنگام مرگ برای تردد در کشور آزادی کامل نداشت و همواره فقط تحت کنترل نیروهای امنیتی می توانست تردد کند.

پاکستان هیچ‌وقت به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان پی تی) نپیوسته بود اما رئیس جمهور وقت، پرویز مشرف، بارها تاکید کرده بود که کشورش در این خصوص “مسئولانه” رفتار خواهد کرد و فناوری تولید سلاح هسته‌ای را اشاعه نخواهد داد.

شبکه مخفی انتقال اطلاعات حساس هسته‌ای به خارج

در سال ۲۰۰۴ مقامات پاکستان در گفت‌وگو با خبرنگاران از شبکه‌ای به سرپرستی عبدالقدیرخان پرده برداشتند که او با برقرار کردن پل ارتباطی بین آزمایشگاه هسته‌ای و خارج از پاکستان ایجاد کرده بود. عبدالقدیر خان متهم است که در این زمینه بین ساله‌ای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱ با ایران و بین سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۷ با لیبی و کره شمالی در ارتباط بوده است.

محمد البرادعی، رئیس وقت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شبکه عبدالقدیر خان را “سوپرمارکت هسته‌ای” نامیده بود که هر کس پول کافی داشته باشد می‌تواند از آن خرید کند.

نماینده‌های دولت پاکستان از جلسه‌هایی در لیبی و کازابلانکا میان “قهرمان هسته‌ای” کشورشان با مهندسان هسته‌ای لیبی خبر داده بودند؛ همزمان گزارش‌هایی از جلسات عبدالقدیر خان با کارشناسان ایرانی در کراچی و دانشمندان مالزیایی.

گفته شده که عبدالقدیر خان شخصا تجهیزات مورد نیاز را از طریق دوبی به منطقه و سپس با هواپیماهای چارتر به کره شمالی انتقال داده است. در گزارش‌های دیگر آمده است که سانتریفیوژهای دیگری در مالزی تولید شده‌اند و به کشورهای طرف قرارداد منتقل شده‌اند. در گزارش‌های مقام‌های پاکستانی همچنین از یک بازرگان هلندی و سه بازرگان آلمانی که با نام‌های “برومر”، “هاینس” و “لیچ” معرفی شده‌اند، نام برده شد.

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 8:15
وضعیت بحرانی سلامت روان در کشور

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، با بیان اینکه نرخ آسیبهای روانی-اجتماعی کشور در برخی شاخص‌ها انقدر بالا هست که به مرز بحران رسیده‌ایم، از هیات دولت خواست تا در شرایط پاندمی کووید ۱۹ بیمه‌های پایه برای خدمات روانشناسی و مشاوره را وضع کنند.

دکتر محمد حاتمی در گفت‌وگو با ایسنا، در روز جهانی سلامت روان و آغاز هفته سلامت روان، اظهار کرد: نرخ آسیبهای روانی ـ اجتماعی کشور در برخی شاخص‌ها آنقدر بالا هست که به مرز بحران رسیده‌ایم، لذا برای مساله سلامت روان نه در طول یک هفته بلکه در طول تمام سال باید فرهنگ سازی کنیم.

وی با اشاره به پاندمی کووید ۱۹ و اثرات آن بر سطح سلامت روان مردم، افزود: بیش از ۱/۵ است جامعه تحت فشار این پاندمی است و به دلایل مختلفی مردم از نظر روانی شرایط خوبی ندارند و سلامت روان افراد جامعه خصوصا افرادی که از نظر اقتصادی و جسمی با مشکل مواجه شده‌اند؛ چندان مناسب نیست‌ و به طور کلی مطابق با شاخص های مختلف، سلامت روان جامعه را چندان خوب ارزیابی  نمی‌کنیم.

افزایش نرخ درگیری با افسردگی، تنهایی، انزوا طلبی و وسواس

به گفته رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، شاخص‌های تعیین کننده سطح سلامت روان متنوع هستند و نرخ درگیری مردم با برخی شاخص‌ها مثل افسردگی، تنهایی، انزوا طلبی و وسواس نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.

حاتمی با بیان اینکه در شرایط پاندمی کووید ۱۹ مردم نیاز به مشورت، صحبت و گفتگو دارند تا بتوانند با مشاوران مسائل خود را مطرح کنند، تصریح کرد: مداخله در بحران از کارهای مهم روانشناسان و مشاوران است که در این شرایط بسیار ضرورت دارد. خیلی از خانواده‌ها نیاز شدید به خدمات روانشناسی  و مشاوره دارند و بخش اعظمی از مردم کشور از این خدمات محروم هستند چراکه نرخ خدمات روانشناسی و مشاوره بالا است و اقشار کم درآمد و دارای مشکلات اقتصادی معمولا نمی‌توانند این مبالغ را پرداخت کنند.

حداقل در شرایط بحران کرونا بیمه‌های پایه وضع شوند

وی با بیان اینکه نرخ ابلاغ شده برای خدمات روانشناسی و مشاوره در سال ۱۴۰۰ برای مشاوران و روانشناسان کارشناسی ارشد ۱۴۰ هزار تومان و مشاوران و روانشناسان دکتری ۱۸۷ هزار تومان است، ادامه داد: ما به هیات دولت، ستاد ملی مقابله با کرونا، مجلس و سازمان برنامه بودجه پیشنهاد دادیم که حداقل در شرایط بحران کرونا بیمه‌های پایه وضع شوند تا مردم بتوانند از این خدمات استفاده کنند، حتی قانون هم آن را پیش بینی کرده است. از دولتمردان می خواهم حداقل در شرایط بحران کرونا بیمه‌های پایه را برای خدمات مشاوره و روانشناسی وضع کنند تا مردم بتوانند از خدمات روانشناسی و مشاوره استفاده کنند.

تشکیل کمیته اجتماعی برای مقابله با آسیب های روانی پاندمی کووید ۱۹ به کجا رسید؟

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور با یادآوری اینکه این سازمان از اردیبهشت سال گذشته درخواست تشکیل کمیته اجتماعی برای مقابله با آسیب‌های روانی_اجتماعی بحران کووید ۱۹ در ستاد ملی مقابله با کرونا را به رئیس جمهوری وقت داد اما توجهی به آن نشد و اکنون دولت سیزدهم در صدد تشکیل آن است، خاطر نشان کرد: پس از گذشت بیش از یک سال اکنون این کمیته در صدد تشکیل است درحالی که ما نباید فرصت‌ها و زمان را از دست می‌دادیم.

وی در این رابطه توضیح داد: رئیس جمهور دولت سیزدهم در بدو امر دستور دادند کمیته اجتماعی در ستاد ملی مقابله با کرونا شکل شود. این کمیته با محوریت اختلالات روانی و سلامت روان قرار است شکل گیرد. ما در این رابطه جلسه ای در مجلس داشتیم و تمام دست اندرکاران این موضوع حضور داشته و نظرات و اهداف خود را بیان کردند. حتی این موضوع بیان شد که شاید در آینده‌ای نزدیک یا در دوران پسا کرونا، فعالیت تمام کمیته های ستاد ملی مقابله با کرونا و حتی خود ستاد ملی، معطوف به مسائل اجتماعی و سلامت روان مردم باشد. ظاهرا این کمیته اهداف و وظایفش به دفتر استراتژیک ریاست جمهوری سپرده شده است. این دفتر طی نامه ای نظرات ما را دریافت کرد. ما نظرات خود را درباره این کمیته ارائه دادیم و آنجا صراحتا بیان کردیم که رئیس سازمان نظام روانشناسی باید عضو کمیته اجتماعی و ستاد ملی مقابله با کرونا باشد و در این کمیته و ستاد جایگاه داشته باشد تا بتواند صدای مردم را برساند. منتظریم این مساله ابلاغ شود و کار روی غلتک افتد.

حاتمی در بخش دیگر سخنان خود با بیان اینکه روز جهانی سلامت روان امسال با شعار “سلامت روان در جهان نابرابر” نام گذاری شده است، با اشاره به آغاز هفته سلامت روان از یکشنبه ۱۸ مهر، درباره نام گذاری روزهای این هفته، گفت: یکشنبه ۱۸ مهر به “نقش سیاست گذاران در دسترسی عادلانه به خدمات سلامت روان”، دوشنبه ۱۹ مهر به “نقش تحریم‌ها در نابرابری سلامت روان در پاندمی کرونا”، سه‌شنبه ۲۰ مهر به “رابطه منصفانه ارائه دهندگان خدمات سلامت روانی اجتماعی با خدمات گیرندگان”، چهارشنبه ۲۱ مهر به “تاثیر انگ بر نابرابری خدمات سلامت روان در جامعه”،  پنجشنبه ۲۲ مهر به “ضرورت توسعه عدالت اقتصادی اجتماعی بر بهبود سلامت روان جامعه”، جمعه ۲۳ مهر به “سواد سلامت روان، بهره‌مندی از خدمات” و شنبه ۲۴ مهر به “نقش حاکمیت در توانمندسازی افراد دارای معلولیت جسمی و ذهنی” نام گذاری شده است.

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور در ادامه درباره مفهوم “سلامت روان” تعریفی ارائه داد و گفت: سلامت روان یعنی سلامت فکر، اندیشه، عاطفه و رفتار که مولفه‌های مهمی دارد و با سلامت جسم در تعامل است. متاسفانه ما برای سلامت روان کمتر برنامه داریم و این در حالی است که یک جامعه سالم نیاز به سلامت روان دارد تا بتواند با امراض جسمانی مقابله کند چراکه بسیاری از امراض جسمانی ریشه روانی دارند.

تشکیل وزارت امور اجتماعی، خانواده و جوانان برای سلامت روان مفید است

وی در بخش دیگر سخنان خود مساله ساختارسازی در راستای سلامت روان جوامع را بسیار پر اهمیت دانست و با بیان اینکه ریشه و اصل هر ساختاری به سیاست گذاری و برنامه ریزی در اسناد بالادستی آن جامعه معطوف می‌شود، از اعلام وصول طرح تشکیل وزارت امور اجتماعی، خانواده و جوانان توسط مجلس شورای اسلامی ابراز خرسندی کرد و گفت: اعلام وصول طرح وزارت امور خانواده را به فال نیک می‌گیریم چراکه تشکیل این وزارتخانه یکی از ساختارهایی است که برای سلامت روان مهم است. مساله سلامت روان، خانواده، امور اجتماعی و جوانان از اهمیت بالایی برخوردار است ولی در عین حال بی متولی است، حتی اگر متولی هم داشته باشد آنقدر ناهماهنگی و پراکندگی در این موضوعات وجود دارد که در واقع هیچ اثر مثبتی تا کنون نداشته است.

حاتمی در پایان سخنان خود با اشاره به لزوم فرهنگ سازی درباره اهمیت سلامت روان، تاکید کرد: از روانشناسان و مشاوران در سراسر کشور درخواست می‌کنم هفته سلامت روان را فرصت طلایی دانسته و مردم را نسبت به اهمیت سلامت روان آگاه کنند تا در حفظ و صیانت و اعتلای سلامت روان خود تلاش کنند و اگر مشکلی دارند برای رفع آن به روانشناس و مشاور مراجعه کنند. باید هفته سلامت روان را برای فرهنگ سازی این موضوع غنیمت بشماریم و از دولت مردان و مسئولین نیز می خواهم مساله سلامت روان را جدی بگیرند و به آن توجه ویژه‌ای داشته باشند.

iran-emrooz.net | Sun, 10.10.2021, 6:59
سرانه مصرف‌ گوشت در کشور نصف شده است

همشهری / نیما شایان

زمانی بود که می‌گفتند اگر مردم از لباس و تفریح خود هم بگذرند، از غذا و شکم‌شان نمی‌توانند بگذرند، اما حالا مدتی است که به گواه آمارهای رسمی و اظهارنظر مسئولان نظام اقتصادی و سلامت، مردم از خورد و خوراکشان هم می‌زنند و غذای مفید کمتر می‌خورند. این درد هم فقط درد دهک‌های محروم جامعه نیست بلکه طبقه متوسط هم در زمینه تغذیه در مضیقه است. اتفاقی که در قالب جایگزینی پروتئین‌های حیوانی با پروتئین‌های گیاهی و یا حذف کامل استفاده از پروتئین و جایگزینی آن با کربوهیدرات‌ها خود را نشان داده و می‌تواند در ماه‌ها و سال‌های آینده حامل انواع و اقسام بیماری‌ها باشد. مسئله‌ای که حالا متخصصان علم تغذیه و مدیران وزارت بهداشت از آن به‌عنوان ناامنی غذایی یاد می‌کنند.

براساس اعلام مرکز آمار که در شهریور ۱۴۰۰ منتشر شده است، در گروه لبنیات در شهریور افزایش قیمت ۱۰.۴ درصدی نسبت به مرداد و افزایش ۷۳ درصدی نسبت به‌مدت مشابه سال قبل ثبت شده است. بنا بر همین آمار بیشترین افزایش قیمت لبنیات مربوط به ماست، پنیر و شیر پاستوریزه است. هرچند که دولت سیزدهم درصدد است کاهش ۱۰ درصدی در قیمت ۳ محصول لبنی اصلی شامل شیر، پنیر و ماست را اعمال کند و سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی نیز به‌طور رسمی به عملیاتی شدن این تصمیم ستاد تنظیم بازار از روز گذشته اشاره کرده بود، اما کاهش قیمت این محصولات هنوز در بازار حس نشده است.

محمدرضا بنی‌طبا، سخنگوی انجمن صنایع فرآورده‌های لبنی می‌گوید: «این کاهش ۱۰ درصدی شامل حال ۳ محصول ماست ساده ۲.۵ کیلوگرمی، پنیریواف ۴۰۰ گرمی و شیر پاستوریزه ساده کیسه‌ای ۹۰۰ گرمی خواهد شد که جهت حمایت از دهک‌های محروم صورت گرفته است.» به جز محصولات لبنی، دیگر خوراکی‌های ضروری و اقلام اساسی زندگی مردم در ‌ماه شهریور نیز به ‌شدت گران شده‌اند. به‌طوری که در ‌ماه پایانی تابستان، نان و غلات ۵.۲ درصد، میوه ۵.۷ درصد و سبزیجات (سبزی‌ها و حبوبات) ۹.۹ درصد، گوشت قرمز، سفید و فرآورده‌های آنها ۱.۲ درصد و ماهی‌ها و صدف‌داران ۴.۲درصد افزایش قیمت داشته‌اند. خلاصه اینکه این افزایش پی در پی قیمت‌ها دست مردم را از مواد غذایی اصلی و مفید کوتاه کرده است.

سرانه مصرف گوشت ایرانیان نصف شد

افشین صدر دادرس، مدیرعامل اتحادیه مرکزی دام سبک کشور به ‌تازگی اعلام کرده که مصرف سرانه گوشت در کشور از ۱۲ کیلوگرم در سال به ۶ کیلوگرم رسیده و با ۵۰ درصد کاهش مصرف مواجه شده است. منصور پوریان، رئیس شورای تامین دام کشور هم با بیان اینکه مردم مصرف گوشت گوسفندی را حذف کرده‌اند، گفت: «در حالی با کاهش مصرف گوشت گوسفندی مواجهیم که بیشتر جمعیت دامی کشور، گوسفند است. مردم به‌دلیل شرایط اقتصادی ویژه‌ای که به آنها حاکم است متأسفانه مصرف گوشت گوسفندی را تقریبا حذف کرده‌اند و حتی اگر بخواهند گوشت بخرند گوشت گوساله خریداری می‌کنند.»

قاسم‌علی حسنی، دبیرکل اتحادیه بنکداران مواد غذایی نیز به تازگی به همشهری گفته بود: «همزمان با کاهش ۳۵درصدی تقاضای خرید مواد غذایی، به‌دلیل افزایش قیمت اقلام پروتئینی مانند گوشت قرمز، مرغ، شیر و لبنیات، ماهی و برنج، بسیاری از مصرف‌کننده‌ها مواد غذایی دیگری را جایگزین مواد پروتئینی مرسوم در سبد مصرفی خانوار خود کرده‌اند.»

هرچند اثر کاهش دسترسی مردم به گروه‌های اصلی غذایی، خود را در درازمدت نشان می‌دهد و مانند بیماری‌های حاد ناشی از ویروس‌ها و عفونت‌ها، افراد را در کوتاه‌مدت درگیر نمی‌کند، اما به‌گفته متخصصان تغذیه، آثار آنها افراد را در میان‌مدت و درازمدت دچار بیماری‌هایی می‌کند که بعضا تا پایان عمر با آنهاست و نه‌تنها کیفیت زندگی که حتی طول عمرشان را نیز کاهش می‌دهد.

جنین‌های کم‌وزن؛ کودکان کوتاه‌قد

محمدرضا وفا، استاد تمام گروه علوم تغذیه دانشگاه علوم‌پزشکی ایران در گفت‌وگو با همشهری می‌گوید: «وقتی تورم سرسام‌آور و مسائل اقتصادی باعث می‌شود گروه‌های اصلی غذایی مانند پروتئین‌ها و لبنیات کمتر مصرف شوند و تغییر در الگوی استفاده از خوراکی‌های ضروری در کوتاه‌مدت یا درازمدت داشته باشیم، بیشتر به گروه‌های آسیب‌پذیر مانند نوزادان، کودکان، نوجوانان، مادران باردار و شیرده و سالمندان آسیب می‌رسد.

به‌عنوان مثال روی رشد و نمو کودکان و نوجوانان تأثیر می‌گذارد و در یک نسل مشاهده خواهیم کرد که درصد کودکان کوتاه‌قد در جامعه بیشتر شده است یا در زنان باردار شاهد تأثیر منفی در زمینه وزن‌گیری جنین خواهیم بود.» این متخصص تغذیه درباره تأثیر حذف یا کاهش موادغذایی ضروری از تغذیه مادران باردار و شیرده، توضیح داد: «پژوهش‌ها نشان می‌دهد احتمال اینکه نوزادان متولدشده از این مادران، در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ عمرشان دچار بیماری‌های مزمن نظیر بیماری‌های قلبی و عروقی، دیابت، فشار خون یا سرطانی شوند بیشتر از دیگران است. این احتمال بسته به‌شدت و ضعف سوءتغذیه متفاوت است، اما این نوزادان بین ۱.۵ تا ۴ برابر افرادی که مادران‌شان تغذیه استاندارد و مطلوب داشته‌اند در معرض این بیماری‌های مزمن قرار دارند.»

آثار اجتماعی و روانی سوءتغذیه

ایجاد چرخه معیوب بین مسائل اقتصادی و سلامت جسمی، نکته دیگری است که این استادتمام علوم‌تغذیه دانشگاه علوم‌پزشکی ایران به آن اشاره می‌کند. محمدرضا وفا می‌گوید: «کمبود آهن در تمرکز ذهنی کودکان تأثیر گذاشته و یادگیری آنها کاهش پیدا می‌کند. همین عامل باعث ضعف تحصیلی در مدرسه شده و منجر می‌شود که معلمان مدرسه، عناوینی نظیر تنبلی و کم‌هوشی را به دانش‌آموز نسبت دهند. همین برچسب‌زنی‌ها باعث ایجاد مشکلات روحی و روانی در کودک می‌شود و چه بسا در آینده بر شغل، درآمد و کلیت زندگی او تأثیرگذار باشد؛ بنابراین سوءتغذیه در کودکان به ایجاد یک چرخه معیوب با آثار اجتماعی فراوان منجر خواهد شد.»

سوء‌تغذیه و حذف مواد خوراکی اساسی از تغذیه سالمندان، آثار وسیعی بر زندگی آنها دارد. وفا از ضعف در اسکلت و پوکی استخوان به‌دلیل کمبود کلسیم و ویتامین D، کاهش قدرت و توجه و تمرکز ذهنی و همچنین تضعیف سیستم ایمنی سالمندان به‌دلیل کمبود آهن، روی و ویتامین‌های A و C نام می‌برد که شانس سالمندان برای ابتلا به انواع بیماری‌های دیگر را هم افزایش می‌دهد.

ده‌ها بیماری دوران سالمندی به‌خاطر فقر غذایی

هدایت حسینی، رئیس سابق انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور نیز در گفت‌وگو با همشهری از ده‌ها بیماری مزمن نام می‌برد که سوء‌تغذیه باعث بروز آنها در سنین میانسالی و پیری می‌شود. حسینی می‌گوید: «متأسفانه وضعیت اقتصادی باعث شده که بخش قابل‌توجهی از دهک‌های جامعه، پروتئین موردنیاز خود را فقط از طریق مصرف پروتئین‌های گیاهی نظیر سویا و حبوبات جبران کنند و به‌دلیل حذف مصرف پروتئین‌های حیوانی که اسیدهای آمینه موردنیاز بدن را بهتر تامین می‌کنند، آنها هم دچار بیماری‌های زمینه‌ای و مزمن خواهند شد.»

وقتی درباره بیماری‌های‌ دوران میانسالی و پیری که میزان ابتلا به آنها بر اثر سوءتغذیه افزایش می‌یابد، از رئیس سابق انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور سؤال می‌کنیم، به بیماری‌هایی نظیر پوکی استخوان، دیابت، بیماری‌های ریوی و برخی بیماری‌های مزمن گوارشی اشاره می‌کند و می‌گوید: «متأسفانه دولت و وزارت بهداشت باید هزینه‌های چندبرابری برای درمان این بیماران در دوران میانسالی و سالمندی متحمل شوند؛ البته درمانی که صددرصدی نبوده و منجر به بهبودی چندانی هم نمی‌شود، بلکه فقط مرهمی بر بیماری‌های آنها نظیر پوکی استخوان است. چون به‌عنوان مثال، به‌دلیل اینکه رسوب کلسیم در استخوان‌ها در سنین بالای ۴۵ سال خیلی کمتر خواهد شد، درمان بیماران دچار این عارضه در سنین بالا دیگر چندان فایده‌ای ندارد؛ بنابراین عقلانی است که دولت به جای پرداخت هزینه‌های بالای درمان این بیماران، از همین حالا در بهبود تغذیه آنها هزینه کند.»

۵ استان دربحران ناامنی غذایی

مسئولان وزارت بهداشت با ابراز نگرانی از افزایش ناامنی غذایی و افزایش شاخص سوءتغذیه در استان‌های محروم، به مسئولان کشور هشدار داده‌اند که اگر به‌موقع برای وضعیت امنیت غذایی مردم کاری انجام نشود، با شیوع بیش از پیش سوءتغذیه و کمبود ریزمغذی‌ها مواجه خواهیم بود.

زهرا عبداللهی، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت با بیان این هشدار، در گفت‌وگویی اعلام کرده است: «وضعیت چند استان کم‌برخوردار کشور از جمله سیستان‌وبلوچستان، هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و خوزستان به لحاظ امنیت غذایی نامطلوب‌تر است.»

مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت با اعلام اینکه شاخص سوءتغذیه در کودکان در سیستان‌وبلوچستان به ۱۲ درصد رسیده است، می‌گوید: «این موضوع خود را به شکل افزایش شیوع سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال یعنی لاغری، کم وزنی و  کوتاه قدی نشان می‌دهد. شواهدی نیز وجود دارد که در برخی از استان‌ها همزمان با کرونا و تورم، میزان سوءتغذیه نسبت به سال‌های گذشته بیشتر شده است. برای مثال پیش از سال ۹۹ یعنی قبل از شیوع کرونا، میزان لاغری که یکی از شاخص‌های سوءتغذیه کودکان است در سیستان‌وبلوچستان در حدود شش یا هفت درصد بوده اما این رقم در حال حاضر به حدود ۱۲ درصد رسیده است. در استان خراسان جنوبی این میزان در سال ۹۶ که کرونا شیوع پیدا نکرده بود و خشکسالی و قیمت مواد غذایی نیز به این اندازه نبود، در حدود ۵ درصد بوده است که در حال حاضر به ۸ درصد رسیده است.»

این مقام‌مسئول بهداشتی از مسئولان کشور خواسته است: «باید به سرعت برای مهار گرانی و افزایش قیمت مواد غذایی، مخصوصا پروتئین حیوانی، مانند گوشت، مرغ و تخم مرغ، شیر و لبنیات که دسترسی برای آن‌ها بسیار سخت شده و مصرف آن یا کم یا حذف شده است، فکری شود. به عنوان فوری‌ترین کاری که می‌توان انجام داد باید قیمت‌ها کنترل شوند و دستگاه‌های مختلف مانند جهاد کشاورزی باید با توجه به خشکسالی و تغییرات آب‌وهوایی بر روی الگوی کشت و اینکه چه محصولاتی را می‌توان در شرایط خشکسالی تولید کرد که آب کمتری بخواهد و مردم به غذا دسترسی بیشتری داشته باشند، فکر و برنامه داشته باشد.»

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 18:14
ابراز خرسندی از تعلق جایزه نوبل صلح به دو روزنامه‌نگار

اعلامیهٔ ‏کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید
در بارهٔ جایزهٔ نوبلِ صلح وُ ادبیات سال ۲۰۲۱‏

جایزهٔ صلح امسال کمیتهٔ نوبل به دو روزنامه نگار؛ ماریا رسا (Maria Ressa) و دیمتری موراتف (Dmitry ‎Muratov) به خاطر مبارزه برای آزادی مطبوعات تعلق گرفت. اعطای این جایزه‌ها، یک بار دیگر به وجدان‌های ‏بیدار هشدار می‌دهد که آزادی بیان و آزادی مطبوعات، به خودی خود تحقق نمی‌یابند و باید برای برقراری و حفظ آنها، ‏سخت کوشید و برای گردش آزاد اطلاعات با چراغِ شجاعت در دست، از دشواری‌ها و ناهمواری‌ها نهراسید.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و انجمن قلم ایران در تبعید خرسندند که کمیتهٔ نوبل برای نخستین بار جایرهٔ صلح خود ‏را به دو روزنامه نگار داد که با وجود خفقان و شرایط مرگبار در کشورهایشان، با شجاعت و صداقت از آزادی، به ‏ویژه از آزادی مطبوعات دفاع کرده‌اند. دمکراسی، بدون آزادی بیان و آزادی مطبوعات و آزادی‌های اجتماعی دیگر، نمی‌تواند به دست آید و پابرجای بماند.

نویسندگان ایرانی، به ویژه در جمهوری اسلامی، مورد سرکوب و شدیدترین آزارهای حکومتی و آسیب‌های ناشی از آن ‏قرار گرفته‌اند. تقدیر و بزرگداشت آنان، تقدیر از شجاعتی ست که برای بهبود اوضاع و وضعیتِ زندگانی مردم، به کار ‏رفته و نمود پیدا کرده است.‏

همینگونه که امروز، جهان آزاد به آزادی مطبوعات توجه نشان داده، تعلق جایزه باربیِ انجمن قلم آمریکا به سه نویسندهٔ ‏هموند کانون نویسندگان ایران؛ رضا خندان مهابادی، کیوان باژن و بکتاش آبتین نیز، نشان از حساسیت افکار همگانی ‏جهان نسبت به حکومت جهل و جنونِ جمهوری اسلامی است. پیروزی مردم بر ننگین‌ترین حکومت تاریخ معاصر ‏ایران، بدون توجه و رویکردِ افکار همگانی به سرکوب و کشتار در جمهوری اسلامی ایران و بدون پشتیبانی مردم آزادهٔ ‏جهان از مبارزهٔ نویسندگان و هنرمندان کشور و دگراندیشان، اگر محال نباشد، بی تردید امری سخت و دشوار خواهد ‏بود.

جایزهٔ ادبیات کمیتهٔ نوبل نیز، امسال به عبدالرزاق گورنه که در تانزانیا متولد شده است، تعلق گرفت. این نویسندهٔ توانا و ‏دردآشنا در جوانی برای گریز از سرکوب و دیکتاتوری، ناگزیر به ترک زادگاه خود شد. عبدالرزاق گورنه، نویسندهٔ ‏برجسته‌ای ست که هم جهان سرکوب وُ هم جهان تلخ تبعید را تجربه کرده و به خوبی می‌شناسد.

تقدیر از روزنامه نگاران و نویسندگان مبارز و متعهد که در جای جای جهان برای تداوم دمکراسی و گردش آزاد ‏اطلاعات خطر می‌کنند، در حقیقت تقدیر از شجاعت وُ تعهد مردمی وُ مبارزه برای بهبودِ سرنوشت انسانی ست. ‏

کانون نویسندگان ایران (در تبعید) ‏
انجمن قلم ایران در تبعید
‏۸ اکتبر ۲۰۲۱‏

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 14:26
افزایش شاخص سوءتغذیه در استان‌های محروم کشور

مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت گفت: افزایش ناامنی غذایی که به ویژه در مناطق محروم کشور مشاهده شده است، منجر به افزایش شیوع سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال و دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر تغذیه‌ای مانند مادران باردار و نوجوانان، کمبود ریزمغذی‌ها مانند کمبود آهن، روی، ویتامین آ و کمبود دریافت مواد پروتئینی که شواهد کمبود آن همیشه در کشور وجود داشته است، خواهد شد.

«زهرا عبداللهی»، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفت و گو با خبرنگار ایلنا درباره وضعیت امنیت غذایی کشور گفت: در شرایط فعلی با بحران کرونا و تبعات اقتصادی آن مواجه هستیم و عده‌ای از مردم شغلشان را از دست داده‌اند و یا درآمدشان کم شده است. از طرفی شاهد تغییرات آب وهوایی و خشکسالی نیز هستیم و خشکسالی در یکی دو سال اخیر باعث شده است که با کاهش تولید مواد غذایی در کشور مواجه باشیم.

او افزود: مساله دیگر این است که به دلیل تحریم‌های اقتصادی، مشکلاتی که در واردات و صادرات مواد غذایی در کشور وجود دارد، افزایش قیمت مواد غذایی و گرانی‌ها همگی دست به دست هم داده‌اند که خطر ناامنی غذایی در کشور مخصوصا در اقشار کم درآمد و دهک‌های درآمدی پایین افزایش یابد.

عبداللهی گفت: وضعیت چند استان کم برخوردار کشور از جمله سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و خوزستان به لحاظ امنیت غذایی نامطلوب‌تر است و درحال حاضر این نگرانی وجود دارد که باتوجه به مواردی که به آن اشاره شد، یعنی خشکسالی و وضعیت اقتصادی، شرایط در استان‌های کم برخوردار بدتر و ناامنی غذایی بیشتر شود.

شاخص سوءتغذیه در کودکان در سیستان و بلوچستان به ۱۲ درصد رسیده

او گفت: این موضوع خودش را به شکل افزایش شیوع سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال یعنی لاغری، کم وزنی، کوتاه قدی نشان می‌دهد. شواهدی نیز وجود دارد که در برخی از استان‌ها همزمان با کرونا و تورم، میزان سوءتغذیه نسبت به سال‌های گذشته بیشتر شده است. برای مثال پیش از سال ۹۹ یعنی قبل از شیوع کرونا، میزان لاغری که یکی از شاخص‌های سوءتغذیه کودکان است در سیستان و بلوچستان درحدود شش یا هفت درصد بوده است اما این رقم درحال حاضر به حدود ۱۲ درصد رسیده است. در استان خراسان جنوبی این میزان در سال ۹۶ که کرونا شیوع پیدا نکرده بود و خشکسالی و قیمت مواد غذایی نیز به این اندازه نبود، در حدود ۵ درصد بوده است که درحال حاضر به ۸ درصد رسیده است.

عبداللهی گفت: افزایش ناامنی غذایی که به ویژه در مناطق محروم کشور مشاهده شده است، منجر به افزایش شیوع سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال و دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر تغذیه‌ای مانند مادران باردار و نوجوانان، کمبود ریزمغذی‌ها مانند کمبود آهن، روی، ویتامین آ و کمبود دریافت مواد پروتئینی که شواهد کمبود آن همیشه در کشور وجود داشته است، خواهد شد.

او افزود: هشدار به مسئولان درحال حاضر این است که اگر به موقع برای وضعیت امنیت غذایی مردم کاری انجام نشود با شیوع بیش از پیش سوءتغذیه و کمبود ریزمغذی‌ها مواجه خواهیم بود. این مساله از این نظر مهم است که درحال حاضر با کرونا مواجه هستیم و به این دلیل که سیستم ایمنی بدن فرد دارای سوءتغذیه از کارایی خوبی برخوردار نیست، این افراد با خطر بیشتر کرونا مواجه هستند و کنترل کرونا در این افراد سخت‌تر است، به این دلیل که سیستم ایمنی‌شان ضعیف است و نمی‌تواند در مقابل ویروس خوب عمل کند و حتی پاسخ به واکسیناسیون نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد. پاسخ به واکسیناسیون در کسانی که دچار سوءتغذیه هستند و تغذیه خوبی ندارند، به این دلیل که سیستم ایمنی‌شان خوب کار نمی‌کند مطلوب نیست و در بدن آن‌ها مقاومت دربرابر ویروس به اندازه مورد انتظار نخواهد بود.

با افزایش قیمت مواد غذایی دسترسی به پروتئین‌های حیوانی بسیار سخت شده

عبداللهی گفت: باید به سرعت برای مهار گرانی و افزایش قیمت مواد غذایی، مخصوصا پروتئین حیوانی، مانند گوشت، مرغ و تخم مرغ، شیر و لبنیات که دسترسی برای آن‌ها بسیار سخت شده است و مصرف آن یا کم یا حذف شده است فکری شود. به عنوان فوری‌ترین کاری که می‌توان انجام داد باید قیمت‌ها کنترل شوند و دستگاه‌های مختلف مانند جهاد کشاورزی باید باتوجه به خشکسالی و تغییرات آب و هوایی برروی الگوی کشت و اینکه چه محصولاتی را می‌توان در شرایط خشکسالی تولید کرد که آب کمتری بخواهد و مردم به غذا دسترسی بیشتری داشته باشند، فکر و برنامه داشته باشد.

او افزود: از سوی دیگر با توجه به اینکه فرهنگ و سواد تغذیه‌ای جامعه هم نقش مهمی در استفاده بهینه از منابع غذایی موجود و در دسترس دارد، بویژه در اقشار کم در آمد، لازم است همه به فرهنگ‌سازی تغذیه کمک کنند. وزارت بهداشت درحال حاضر می‌تواند از کارشناسان تغذیه استفاده کند که به مردم آموزش و مشاوره تلفنی بدهند که از همان منابع محدود در دسترسشان به درستی استفاده کنند. صداوسیما و رسانه‌ها نیز نقش بسیار مهمی دارند که الگوی غذایی سالم را ترویج دهند.

طرح توزیع شیر در مدارس احیا شود

عبداللهی گفت: طرح شیر مدارس باید احیا شود به این دلیل که راه حلی برای این مساله است که اقلا مصرف و دسترسی به شیر در کودکانی که در سن رشد هستند، فراهم شود. راه حل دیگر این است که به طریقی یارانه برای منابع پروتئینی مانند گوشت، مرغ، تخم مرغ و لبنیات که به شدت گران است در نظر گرفته شود، تا مردم، به ویژه قشر کم درآمد، بتوانند با قیمت ارزان‌تری این موارد را تهیه کنند. از طرفی قیمت‌ها کنترل شود و نظارت جدی بر افزایش قیمت‌ها وجود داشته باشد که هرکسی با هرقیمتی محصولات غذایی را نفروشد و تشدید نظارت‌ها و بازرسی‌ها در زمینه کنترل جدی قیمت‌ها صورت بگیرد. دولت می‌تواند با توزیع یارانه، مواد غذایی که گران شده است را با قیمت ارزان در اختیار مردم بگذارد.

او افزود: گوشت و مرغ در کشور وجود دارد و به اندازه کافی تولید می‌شود و در بازار هست، منتها گران است و بسیاری نمی‌توانند آن‌ها را بخرند. این‌ها مواردی است که ما همیشه گفته‌ایم که بخشی از یارانه‌ای که به قند و شکر و روغن داده می‌شود که فقط انرژی دارد و هیچ چیز دیگری تولید نمی‌کند و باعث چاقی، دیابت و بیماری‌های قلبی و عروقی می‌شود را به سمت منابع پروتئینی و شیر و لبنیات سوق بدهید. این‌ها راه حل‌هایی است که دولت می‌تواند به آن فکر کند.

او افزود: زمانی که افزایش ناامنی غذایی و دسترسی به مواد دارای ارزش تغذیه‌ای کم می‌شود، مردم باید خودشان را با منابع ارزان‌تر انرژی مثل روغن، نان و برنج و مواد نشاسته‌ای سیر کنند. این باعث افزایش چاقی، دیابت، بیماری‌های قلبی و عروقی بیشتر می‌شود، کما اینکه شده است و انتظار می‌رود شیوع بیماری‌های غیرواگیر هم در شرایط فعلی گرانی اقلام غذایی وعدم دسترسی اقتصادی به غذا‌های دارای ارزش غذایی بیشتر شود.

عبداللهی گفت: خشکسالی در کشور یک مساله جدی و خطرناک است. به این دلیل که زمانی که خشکسالی اتفاق می‌افتد، دامداران علوفه برای تغذیه دامشان ندارند، وقتی علوفه نیست، یعنی باید این علوفه‌ها وارد شود، زمانی که وارد می‌شود، اگر قیمتش بالا باشد برای دامدار نمی‌صرفد که علوفه گرانی را بخرد که به دام‌هایش بدهد. به همین دلیل نهاده‌های کشاورزی که وارد کشور می‌شود باید با یارانه باشد که دامدار بتواند با قیمت پایین‌تری دسترسی به علوفه داشته باشد. وقتی علوفه گران باشد بسیار طبیعی است که گوشت و شیر گران می‌شود. دولت باید در زمینه نهاده‌های کشاورزی نیز مداخله کند که چگونه می‌توان آن را با قیمت ارزان به دست تولید کننده رساند.

عبداللهی گفت: هرشکلی از سوءتغذیه که رخ می‌دهد، مانند لاغری، چاقی و کمبود ریزمغذی‌ها موجب افزایش موارد ابتلا به بیماری‌ها و مرگ و میر ناشی از آن‌ها، کاهش بهره هوشی و کوتاه قدی کودکان و نوجوانان می‌شود. سوءتغذیه مادر باردار نیز می‌تواند در دوره جنینی باعث مشکل در تکامل مغزی جنین شود و بهره هوشی‌اش پایین بیاید و دچار ناتوانی جسمی و ذهنی شود. این نوزادان با وزن کم به دنیا می‌آیند و مرگ و میر، ریسک دیابت و چاقی، بیماری‌های قلبی و عروقی و ابتلا به بیماری‌های مختلف در آینده برای آن‌ها بیشتر است که هزینه‌های بالایی را به بخش بهداشت و درمان کشور تحمیل می‌کند و سوءتغذیه در کودکان نیز موجب کاهش قدرت یادگیری و افت تحصیلی و در نتیجه هدر رفت سرمایه‌گذاری‌های آموزشی می‌شود.

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 11:41
بنی‌صدر از خیال تا واقعیت / احمد زیدآبادی

سید ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رئیس جمهورِ نظام جمهوری اسلامی در سن ۸۸ سالگی در پاریس دیده از جهان فرو بست.

مرحوم بنی‌صدر که در یک انتخابات پرشور و آزاد بیش از ۷۵ درصد آراء ایرانیان را به خود اختصاص داده بود، گمان می‌کرد که با پیروزی در انتخابات، در موقعیت رهبری سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

او ظاهراً متن قانون اساسی جمهوری اسلامی را که خود نیز یکی از تدوین کنندگان آن بود، به اندازۀ کافی مورد تعمق و تفکر قرار نداده بود و گویی نمی‌دانست که در آن قانون، نقش رئیس جمهور عمدتاً جنبۀ تشریفاتی به خود گرفته است.

از این رو، بنی‌صدر همین که خود را در مقابلِ مجلسی در کنترلِ حزب جمهوری اسلامی دید، تازه متوجه وضعیت ضعیف خود شد و به منظور تقویت جایگاه قانونی‌اش به مبارزه با سران حزب برخاست.

در این مبارزه‌جویی، او حمایت نسبی آیت‌الله خمینی را با همراه داشت و همین موضوع می‌توانست در تقویت جایگاه ریاست جمهوری به او کمک کند، اما سران حزب جمهوری اسلامی که معمولاً خشم خود را از حمایت آیت‌الله خمینی از بنی‌صدر پنهان می‌کردند، در درجۀ نخست کوشیدند تا به انحاء مختلف رئیس جمهورِ وقت را از چشم آیت‌الله بیاندازند و چون اقداماتشان در این جهت به جایی نرسید، طی نامه‌ای به بنیانگذار جمهوری اسلامی، با لحنی به نسبت تند و گلایه‌آمیز حمایت آیت‌الله از بنی‌صدر را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

در این میان اما بنی‌صدر در جهت پیشبرد نقشۀ خود دو اشتباه مهلک مرتکب شد. اشتباه نخست او معرفی مرحوم محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر بود. رجایی گرچه سابقۀ همکاری با نهضت آزادی و مجاهدین خلق اولیه را داشت اما از هر حیث در نقطۀ مقابل بنی‌صدر قرار می‌گرفت. معرفی رجایی البته به دلیل بن‌بست پدید آمده بین بنی‌صدر و مجلس اول بر سرِ معرفی نخست وزیر و از همین رو از سرِ ناچاری و اضطرار بود، اما این موضوع توازن قوای حاکم را کاملاً به زیان بنی‌صدر و به نفع حزب جمهوری اسلامی به هم زد و رئیس جمهور را به گوشۀ رینگ کشاند.

با این همه، آیت‌الله خمینی کماکان از بنی‌صدر حمایت می‌کرد تا آنکه رئیس جمهور اشتباه مهلک دوم خود را نیز انجام داد و عملاً تیر خلاص را به خود شلیک کرد.

بنی‌صدر برای مقابله با حزب جمهوری اسلامی به سازمان مجاهدین خلق نزدیک شد و به تدریج به صورت متحد آنان در آمد. آیت‌الله خمینی که مجاهدین خلق را بزرگترین تهدید امنیتی علیه نظام نوپای خود می‌دانست، این مورد را به هیچ عنوان تاب نیاورد و پس از چند مرحله نصحیت بنی‌صدر، از او به کلی روگردان شد.

با اعلام جنگ مسلحانه از جانب سازمان مجاهدین خلق علیه نظام جمهوری اسلامی، زمینه برای تصویبِ عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از طرف مجلس اول فراهم شد، اقدامی که مخفی شدن بنی‌صدر و سپس فرار او به پاریس را در پی داشت.

ظاهراً مرحوم بنی‌صدر گمان می‌کرد باسوادترین و پیچیده‌ترین و سیاسی‌ترین چهره در بازی قدرتِ آن روزِ ایرانِ است، اما روند حوادث نشان داد که این ادعاها چندان هم با واقعیت قرابتی نداشته است.

در هر صورت خداوند رحمتش کند.

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 8:25
ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رئیس جمهور ایران درگذشت

ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رئیس جمهور ایران در نخستین ساعات روز شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰ در بیمارستانی در پارس درگذشت. خانواده آقای بنی‌صدر در اطلاعیه‌ای درگذشت او را تایید کرده‌اند.

در اطلاعیه خانواده ابوالحسن بنی‌صدر  آمده است: «با تاسفی بی‌پایان و قلبی آکنده از اندوه، به اطلاع ملت شرافتمند ایران و تمامی رهروان و تلاشگران خط استقلال و آزادی می‌رسانیم که آقای ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور منتخب مردم ایران پس از انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷، که هم با دفاع از آزادی‌ها در مقابل استبداد و ستمگری جدید بنام دین ایستاد و هم بدنبال حمله عراق بعنوان فرمانده کل قوا از تمامیت ارضی ایران پاسداری نمود، در تاریخ ۱۷ مهرماه ۱۴۰۰ برابر با ۹ اکتبر ۲۰۲۱، پس از مدتی طولانی مبارزه با بیماری در بیمارستان سالپتریه شهر پاریس برحمت ایزدی پیوست.»

ابوالحسن بنی‌صدر متولد ۱۳۱۲ در همدان بود. مقطع ابتدایی و راهنمایی را در کبودراهنگ و دیپلم خود را از دبیرستان شریعتی شهر همدان دریافت کرد. او در دانشگاه تهران، در رشته‌های اقتصاد و حقوق اسلامی تحصیل کرد و چهار سال در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی فعالیت نمود.

در دوران دانشجویی در دانشگاه تهران در جبهه ملی ایران فعال بود و برای مدتی نیز مسئول سازمان دانشجویان جبهه ملی در دانشگاه تهران بود.

پس از سرکوب جبهه ملی دوم بنی‌صدر  کشور را ترک کرد و عازم فرانسه شد. از دانشگاه سوربن دکترا گرفت و بعدها در آن به تدریس پرداخت. او به زبان‌های عربی و فرانسوی تسلط داشت.

بنی‌صدر در طول دهه ۱۳۵۰ و سال‌های پیش از وقوع انقلاب، به‌عنوان یک ناسیونالیست و اسلام‌گرای پرشور و اقتصاددان انقلابی، با ایراد سخنرانی، چاپ و انتشار مقالات و کتب تألیفی خود، به مبارزه با حکومت شاه می‌پرداخت. در ماههای پیش و پس از انقلاب مبلغ «جامعه بی‌طبقه توحیدی» و «اقتصاد توحیدی» بود؛ عباراتی نامفهوم که به نظر می‌رسید آن‌ها را از علی شریعتی وام گرفته بود.

پس از ناآرامی‌ها و آشوب‌های داخلی سال ۱۳۵۷ که سبب رفتن شاه از ایران شد، بنی‌صدر همراه روح‌الله خمینی با پرواز مشهور ایرفرانس به کشور بازگشت.

در نخستین انتخابات ریاست جمهوری تاریخ ایران در اواخر سال ۱۳۵۸، بنی‌صدر نامزد ریاست جمهوری شد. حسن حبیبی،‌ دوست او نیز در این انتخابات با او رقابت می‌کرد. «حزب جمهوری اسلامی» که متنفذترین رهبران جمهوری اسلامی از جمله؛ محمد بهشتی،‌ اکبر رفسنجانی، میرحسین موسوی و علی خامنه‌ای را در خود جای داده بود، از ریاست جمهوری بنی‌صدر حمایت نکردند و حامی رقیب او حسن حبیبی بودند.

از بخت بد بنی‌صدر، شش ماه پس از آغاز ریاست جمهوری‌اش جنگ ویرانگر ایران و عراق آغاز شد. اختلافات او با دیگر مسئولان نظام متشکل در «حزب جمهوری اسلامی» با آغاز جنگ تشدید شد. او به سیاست‌هایی در اداره جنگ معتقد بود که با مخالفت حزب جمهوری اسلامی و مجلس و روحانیونی که پیشتر از او حمایت کرده بودند، روبرو شد. حزب جمهوری اسلامی، روزنامه «جمهوری اسلامی» و بنی‌صدر نیز روزنامه «انقلاب اسلامی» را منتشر کردند.

در آبان ۱۳۵۹، بنی‌صدر در نامه‌ای رسمی به روح‌الله خمینی، وزیران کابینه نخست‌وزیر رجایی را بی‌کفایت خطاب کرد و آنها را تهدیدی بزرگ‌تر از تجاوز عراق به خاک کشور خواند. وی همچنین در این نامه از نادیده گرفتن هشدارهایش در مورد وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی و پافشاری‌هایش مبنی بر نیاز به سازماندهی مجدد نیروهای مسلح، گله کرد. این نامه و همچنین مخالفت‌های او در گروگان‌گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، با واکنش تند دیگر سران نظام در داخل «حزب جمهوری اسلامی» مواجه شد.

در اسفند ۱۳۵۹ بنی‌صدر در یک سخنرانی در دانشگاه تهران از وجود شکنجه در زندان‌های ایران خبر داد. این سخنرانی باعث جنجال‌های زیادی در فضای سیاسی ایران شد. بنی‌صدر رفته رفته حمایت خمینی را از دست داد. چندی بعد روزنامه «انقلاب اسلامی» او توقیف شد و روح‌الله خمینی نیز او را از سمت فرماندهی کل قوا برکنار کرد.

در کشاکش بنی‌صدر با حزب جمهوری اسلامی،‌ جریان‌های چپ،‌ به‌ویژه حزب توده ایران، علیه بنی‌صدر و در کنار رقبای او بودند.

در خرداد ۱۳۶۰ مجلس شورای اسلامی به ریاست اکبر رفسنجانی بررسی کفایت سیاسی رئیس‌جمهور در غیاب او را آغاز کرد و پس از ۱۰ روز به عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر رای داد.

حسن آیت، علی خامنه‌ای، موسوی خوئینی‌ها، عبدالحمید دیالمه، محمد رشیدیان، فؤاد کریمی و شیخ محمد یزدی از مخالفان سرسخت بنی‌صدر در مجلس بودند و برای برکناری او تلاش می‌کردند.

مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی، احمد سلامتیان، علی گلزاده غفوری، اعظم طالقانی، حسین انصاری‌راد، احمد صدر حاج سیدجوادی، عزت‌الله سحابی، علی‌اکبر معین‌فر، احمد غضنفرپور، محمدمهدی جعفری، محمد مجتهد شبستری و هاشم صباغیان از جمله نمایندگانی بودند که در جلسه عدم کفایت بنی‌صدر حضور نیافتند. مهندس عزت‌الله سحابی با برکناری بنی‌صدر مخالفت کرد و علیه علی خامنه‌ای از مخالفان بنی‌صدر در مجلس سخنرانی کرد.

ایران در هفته‌های پس از برکناری بنی‌صدر روزهای پرآشوبی را از سر گذراند که هولناک‌ترین آنها انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بود که بیش از ۷۰ تن از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی از جمله محمد بهشتی را به کام مرگ فرو برد.

یک ماه پی از انفجار دفتر حرب جمهوری اسلامی، ابوالحسن بنی‌صدر همراه مسعود رجوی، با یک هواپیما ایران را به مقصد فرانسه ترک کردند.

آقای بنی‌صدر در خارج از کشور انتشار روزنامه «انقلاب اسلامی» را ادامه داد که در آن از سیاست‌های جمهوری اسلامی انتقاد می‌کرد.

اما مهمترین اقدام او حضور در دادگاه ترور رهبران حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس برلین بود. آقای بنی‌صدر در دادگاه متهمان این حنایت حاضر شد و شهادت داد این ترور به فرمان علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و با امضای اکبر هاشمی رفسنجانی صورت گرفته‌است.

دادگاه رسیدگی به پروندهٔ میکونوس ۵ سال طول کشید و در پایان، دادگاه کاظم دارابی و سه لبنانی به نام عباس رایل، یوسف امین و محمد عطریس را به عنوان عاملان این جنایت محکوم کرد. دادگاه برلین همچنین شماری از رهبران بلندپایه جمهوری اسلامی را به عنوان آمران این فاجعه مجرم شناخت.

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 8:11
عزت الله مهرآوران بازیگر تئاتر و سینما درگذشت

عزت الله مهرآوران ـ بازیگر و نمایشنامه نویس پیشکسوت ـ بر اثر ابتلاء به کرونا و پس از چند هفته مقاومت در برابر بیماری، در بیمارستان درگذشت.

به گزارش ایسنا، خبر ابتلای عزت الله مهرآوران به کرونا و بستری شدن این هنرمند در بیمارستان پس از دریافت دو دُز واکسن، چهارم مهر ماه رسما اعلام شد. از آن زمان تا شامگاه جمعه (۱۶ مهر ماه) وضعیت جسمانی عزت الله مهرآوران با نوسان همراه بود و پس از چند روز که شرایط بهتر شد، متاسفانه در دو روز گذشته سطح هوشیاری این بازیگر پایین آمد و در نهایت شامگاه گذشته فوت کرد.

نیکنام حسینی پور، مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت با اعلام این خبر نوشت: «عزت هنرمندان و کسی که مهر می ورزید به همه متاسفانه دیشب در بیمارستان آتیه به سرای دیگر رفت.

عزت الله مهرآوران متولد ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۸ در مسجد سلیمان، بازیگر کارگردان است. فارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر از دانشگاه خوزستان و دارنده نشان درجه ۱ هنر از وزارت ارشاد می‌باشد که از قبل انقلاب بازی در جلوی دوربین را تجربه کرده است.

عزت الله مهرآوران در شهر نفت خیز اما محروم مسجد سلیمان در استان خوزستان به دنیا آمده است، پدرش اصالتا کُرد و کارمند شرکت نفت و مادرش خانه دار بود.

خودش می گوید، “بازی من در تئاتر از ششم دبستان شروع شد، یادم می آید نمایشی برای اجرا در مدرسه در حال تمرین بود که از من نیز خواسته شد در آن نقش پسر یتیمی را بازی کنم. بازی در این نقش و ورود به دنیای تئاتر شور و شوق عجیبی در من ایجاد کرد و باعث شد به مقوله تئاتر و نمایش نگاه جدی تری داشته باشم.

بنابراین شروع به نوشتن کردم و اندیشه‌ های مختلفی را که در ذهن داشتم به روی کاغذ آوردم و از همین دوره سنی تمرین نمایشنامه‌ نویسی من آغاز شد.
هنوز که هنوز است من پر از شوق هستم، در دوره کارشناسی تئاتر آقای «عزت الله انتظامی» به ما می گفت؛ فقط یادتان باشد که شما نوکر مردم هستید همین جمله کمک کرد که درست زندگی کنم برای همین نه زنم را طلاق دادم و نه آلوده شدم.”

در سال ۱۳۵۰ وقتی ۲۲ ساله بود در نمایش «حجله بید» بروی صحنه حرفه‌ای تئاتر رفت تا اینکه سال ۱۳۵۳ در فیلم «سایه به سایه» بازی در جلوی دوربین را تجربه کرد.

سال ۱۳۶۱ بعد از انقلاب اسلامی با فیلم «فیدوس» به عنوان کارگردان و بازیگر به عرصه هنر بازگشت و سال ۱۳۶۵ با سریال «داستان زندگی» وارد قاب تلویزیون شد.

خودش اولین کار حرفه ایش را بازی در فیلم سینمایی «ایلیا، نقاش جوان» در سال ۱۳۷۰ به کارگردانی ابوالحسن داوودی می داند.

شهرت عزت الله مهرآوران از سال ۱۳۸۳ با سریال «غریبانه» به کارگردانی قاسم جعفری شروع شد. سپس بازی او در سریال «دزد و پلیس» سال ۹۱ هم خاطره انگیز.

“من با درد به آگاهی رسیدم؛ با غم و اندوه به وجود شادی آگاه شدم. شادی را خوب شناختم و از آن حفاظت کردم، مسیر زندگی من همیشه پر از تجربه بوده و بایگانی ذهنم سال ها تجربه را در خود ذخیره کرده است. هنوز خانه ندارم، امکانات به هنرمندانی که در صحنه‌ های تئاتر عرق ریخته‌ اند بسیار کم است و انتظار این است که با حمایت‌ های دولت کمی از بار زندگی‌ برداشته شود.”».

از آخرین کارهای عزت الله مهرآوران در سریال ها و مجموعه های تلویزیونی می توان به «پدر پسری»، «خوب، بد، جلف: رادیواکتیو»، «می‌خواهم زنده بمانم»، «بچه مهندس ۴»، «زن زندگی مرد زندگی» و «ساخت ایران» اشاره کرد.

لیسانسه‌ها و فوق لیسانسه‌ها به کارگردانی سروش صحت، هیولا ساخته مهران مدیری، ایراندخت محمدرضا ورزی، دزد و پلیس سعید آقاخانی و وضعیت سفید حمید نعمت الله از دیگر کارهای شاخص مهرآوران در تلویزیون است.

آخرین فیلمی که این بازیگر در آن ایفای نقش کرد، «خوابم می‌آد» ساخته رضا عطاران است.

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 7:52
چرایی نگاه امنیتی به ادامه تحصیل بهاییان در دانشگاه

کمپین حقوق بشر در ایران

مطالعه موردی یک رای از دادگاه انقلاب اسلامی

روش‌های حکومت جمهوری اسلامی در اعمال محدودیت و محروم کردن جامعه بهائیان ایران از «حق تحصیل» چیست؟ چگونه شوق ادامه تحصیل در میان جوانان بهائی با پرونده‌‌سازی و تحمیل روایت مقامات امنیتی‌، زمینه صدور احکام سنگین حبس را برایشان فراهم می‌کند؟

گزارش پیش‌رو بررسی رای دادگاهی در ایران علیه چهار شهروند بهائی است که به همراه برخی مستندات به دست کمپین حقوق بشر در ایران رسیده است. رایی که براساس آن هر چهار شهروند ایرانی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیلات فرقه بهائیت و نشر اکاذیب در فضای مجازی» به ۵ سال زندان محکوم شدند. بررسی‌ رای دادگاه نشان‌ می‌دهد که مقامات قضایی چگونه و با چه رویکردی اقدامات این شهروندان را مصداق اقدام علیه امنیت و فعالیت‌های تشکیلاتی بهائیت دانستند و با چه شیوه‌هایی موضوع آموزش و تحصیل در جامعه بهائیان ایران را به یک موضوع «امنیتی» تبدیل می‌کنند. از طرفی، بررسی رای دادگاه و برخی مستندات نشان می‌دهد که چطور شوق درس خواندن و کسب دانش، چند جوان بهائی را نزد دستگاه قضایی، به متهمانی امنیتی بدل می‌کند؟

گزارش قرارگاه ثارالله سپاه مبنای رای دادگاه

در سال‌های پایانی دهه ۹۰ خورشیدی، چهار شهروند بهائی در یکی از دادگاه‌های ایران به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیلات فرقه بهائیت و نشر اکاذیب در فضای مجازی» به ۵ سال زندان محکوم شدند. حکم آنها بنا به ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی صادر شد. این ماده قانونی می‌گوید «هر کس در یکی از دسته‌ها یا جمعیت‌ها یا شعب جمعیت‌های مذکور در ماده ۴۹۸ عضویت یابد به سه ماه تا پنج سال حبس محکوم می‌گردد ‌مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بی‌اطلاع بوده است.»

رای دادگاه که بر اساس «گزارش قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» تنظیم شده ادعا می‌کند که متهمان پرونده «به ترویج فرقه بهائیت» و «سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی با درج مطالب خلاف واقع از اوضاع زندانیان بهائی و برخورد نظام در رابطه با تحصیل نامبردگان در دانشگاه‌های نظام پرداخته‌اند». دادگاه در رای خود این چهار شهروند بهائی را به عنوان «فعالان در موسسات تشکیلات پنهانی و غیرقانونی آموزشی» معرفی کرده است. در رای مکررا به ماجرای تحصیل دانشجویان در دانشگاه مجازی وابسته به جامعه بهائیان تاکید شده است.

دانشگاه مجازی بهائیان؛ بهانه دستگاه قضا برای فعالیت تشکیلاتی

تداوم محرومیت از تحصیلات دانشگاهی برای جوانان بهائی در تمام سال‌های حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، به مرور باعث شد تا جامعه بهائیان ایران با تاسیس دانشگاه BIHE مقدمات تحصیل جوانان محروم مانده از تحصیل را در این دانشگاه مجازی فراهم کنند. دانشگاهی که در واقع تنها راه بسیاری از جوانان بهایی برای قدم گذاشتن در مسیر علم‌آموزی و تحصیلات عالیه است.

روایت دادگاه از اقدامات این چهار شهروند بهایی، تمرکز ویژه‌ای بر مساله تحصیلات دانشگاهی بهائیان دارد و به هر شکل ممکن این مساله را به برخی موارد اصطلاحا «امنیتی» پیوند می‌زند که گواه روشنی از نگاه دستگاه قضا به پرونده های شهروندان بهایی‌ست.

در رای یکی از متهمان پرونده با تاکید به اینکه وی مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه BIHE وابسته به بهائیان گرفته است و دوره کارشناسی ارشد خود را نیز در یک دانشگاه مجازی وابسته به بهائیان به صورت مجازی گذارنده، آمده است که «سران فرقه ضاله بهائیت از طریق ایمیل از وی می‌خواهند که برای شهروندان بهائی کلاس درس تشکیل دهد و برای آنها جلسات بگذارد و به دروس آنها نمره بدهد.»

تاکید بر حضور این شهروند بهائی در دانشگاه BIHE و اینکه وی با «سران فرقه» از طریق «ایمیل» رابطه داشته است گویای دو نکته است؛ اول اینکه دستگاه قضا گویی نفس حضور در دانشگاه وابسته به بها‌ئیان را «جرم» تلقی می‌کند تا از طریق آن به اتهام «فعالیت‌های تشکیلاتی» مشروعیت ببخشد. دومین نکته، اشاره و تاکید رای دادگاه به ارتباط متهم با به ادعای آنها «سران فرقه» است.  در رای دادگاه از «تشکیل کلاس درس و بعد هم نمره دهی به دانشجویان» به عنوان یک فعالیت غیرقانونی یاد می‌شود. در رای دادگاه آمده است که «نامبرده از طریق نام کاربری و پسوردی که برای وی ایمیل شده وارد سایت می‌شده و نمرات دانش‌آموزان خود را وارد سایت می‌کرده است».

سعی دادگاه در امنیتی نشان دادن اقدامات و فعالیت‌های بسیار بدیهی و معمول این شهروند بهایی یه خوبی در این قسمت دیده می‌شود؛ امنیتی جلوه دادن «وارد کردن نمرات در سایت دانشگاه» و «برگزاری جلسات و کلاس‌های درس» برای جوانان بهائی محروم از تحصیل، از این دست تلاش‌هاست. مثلا در رای دادگاه آمده است «یکی از ماموریت‌های سپرده شده به نامبرده از سوی سران فرقه، جذب افراد جهت فعالیت در دانشگاه مجازی بوده است».

چنین روایتی در دستگاه قضا از فعالیت‌های آموزشی بهائیان نشان می‌دهد که حاکمیت تا چه اندازه و از چه زوایایی این فعالیت‌ها را مصداق «اقدام علیه امنیت» و «فعالیت تشکیلاتی» می‌داند. به تعبیری، هرگونه فعالیت بدیهی و معمول را از زاویه امنیتی نگاه می‌کند. از رای دادگاه چنین بر‌می‌آید که به زعم دستگاه قضایی، فعالیت آموزشی و تحصیل آنها مصداقی از «تبلیغ و ترویج» دین است و در حقیقت تمام فعالیت‌های آموزشی معطوف به این جهت است.  با این‌وجود در رای دادگاه هیچ دلیل و یا ارتباط منطقی بین فعالیت‌های متهم و تبلیغ و ترویج بهائیت به دست نمی‌آید. در رای آمده که این شهروند بهائی  یک گروه تلگرامی داشته که «همه اعضای آن بهائی بودند». تلاش دستگاه قضا برای پیوند این فعالیت‌های مجازی (که به اذعان خود صادرکننده رای فقط در محدوده افراد بهائی بوده است) با فعالیت‌های آموزشی در دانشگاه بهائیان، در حقیقت گوشه دیگری از این نگاه امنیتی بر پرونده شهروندان بهایی‌ست. نگاهی که در نهایت حکم ۵ سال زندان را برای شهروند بهایی باعث می‌شود.

نکته قابل تامل در رای دادگاه برای این شهروند بهائی، روند ظلم و تبعیضی‌ست که به شکل‌های گوناگون در زندگی روزمره یک شهروند اثرگذار می‌شود؛ محرومیت از ادامه تحصیلات دانشگاهی و شوق به کسب علم در یک جوان بهائی، او را به درس‌خواندن از تنها راه ممکن یعنی تحصیل در دانشگاه بهائیان وادار می‌کند. تصمیمی که خود از نظر حاکمیت «جرم» محسوب می‌شود. این مسیر سراسر تبعیض برای دو متهم دیگر پرونده نیز تکرار شده است.

چرخه‌ی تبعیض‌آمیز تحصیلات

ماجرا برای دو تن از متهمان پرونده از زمان محرومیت‌ برای ادامه تحصیل در دانشگاه شروع می‌شود. شواهدی در دست است که آنها هر امکان قانونی را برای فراهم کردن مسیر ورود به دانشگاه امتحان می‌کنند؛ از نامه‌نگاری‌ به وزارت علوم و وزارت‌ کشور و نهاد ریاست‌جمهوری گرفته تا ملاقات با نمایندگان مجلس. تلاش‌هایی که البته راه را برای این جوانان نگشود.

براساس شواهد موجود این دو جوان بهایی پس از چند ماه از دانشگاه وابسته به بهائیان انصراف می‌دهند. دلیل آن فراهم شدن امکان درس خواندن در یکی از دانشگاه‌های کشور است که برای ورود به آن نیازی به کنکور نبوده است. با این‌وجود مسئولان دانشگاه وقتی متوجه دین آنها می‌شوند این دانشجویان را اخراج می‌کنند.

در رای دادگاه درباره یکی از این جوانان آمده است «نامبرده از اعضای فرقه ضاله بها‌ئیت است که در تمام مراسم بهائیان موسوم به ضیافت حضور داشته و دانشجوی دانشگاه مجازی بهائیان بود». اشاره و تاکید بر حضور این دانشجویان در دانشگاه مجازی بهائیان در رای  یکی دیگر از آنها هم آمده است: «نامبرده اقرار به تحصیل در دانشگاه BIHE بهائیان دارد و اظهار می‌دارد که ماهانه در خانه افراد بهایی کلاس‌های دانشجویی برگزار می‌کند و ارتباط با مسئولین با ایمیل انجام می‌شود.»

تاکید حکم بر بر عبارت «اقرار» فرد به تحصیل در دانشگاه درواقع تاکید بر اتهامی‌ست که فقط به سبب تحصیل در دانشگاه مجازی بهائیان، آنهم در فاصله زمانی بسیار کوتاه، بر این دانشجویان اطلاق شده است. اما روایت دستگاه قضا برای توجیه حکم پنج سال حبس این دو جوان بها‌ئی به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ اطلاق اتهاماتی که همه آنها به دلیل فعالیت در شبکه‌های مجازی‌ست هم بخش دیگری از این پرونده‌سازی امنیتی‌ست. نکته قابل تامل در این قسمت از رای دادگاه تاکید بر فعالیت‌های مجازی‌شان درباره موضوع محرومیت از تحصیل بها‌ئیان در ایران است. در بخشی از حکم دادگاه درباره یکی از این دانشجویان آمده است که وی با درج مطلبی درباره محرومیت از تحصیل جوانان بهائی «جمهوری اسلامی را متهم به تبعیض بین قومیت‌ها کرده است».

این تاکید در رای مربوط به دیگر دانشجوی جوان بهائی نیز دیده می‌شود؛ در رای دادگاه «تشکیل کمپین به بهانه محرومیت از تحصیل افراد فرقه ضاله» و اطلاع‌رسانی درباره «مردود بودن جواب کنکور یک دختر بهائی» از جمله فعالیت‌های این دانشجو برای سیاه‌نمایی علیه جمهوری اسلامی عنوان شده است.

از طرفی ادبیات به کار رفته در رای دادگاه سعی می‌کند که فعالیت‌های بسیار عادی شهروندی همچون عضویت در شبکه‌های اجتماعی را به شدت «امنیتی» جلوه دهد. در رای دادگاه درباره یکی از این دو دانشجو آمده است «نامبرده با عضویت در شبکه‌های اجتماعی لاین، وایبر، ایمو، واتس‌آپ، تلگرام ، تانگو ، بی‌تاک ، بیمول  در جهت تبلیغات فرقه ضاله فعالیت داشته است».

تاکید به تعداد بالای شبکه‌های اجتماعی که متهم در آنها عضویت داشته، کاملا برآمده از یک فضاسازی امنیتی‌ست. ادبیات رای به شکلی‌ست که انگار «عضویت» در این شبکه‌های اجتماعی جرم است. خوانش دوباره رای دادگاه درباره این دو جوان دانشجو بازگو کننده چند نکته مهم در برخورد و نگاه حاکمیت به پرونده‌های شهروندان بهائی‌ست؛ جدای از اینکه عضویت در دانشگاه وابسته به بهائیان حتی برای مدت زمان کوتاهی و به عنوان تنها امکان موجود تحصیل برای جوانان بهائی به نوعی مساوی با فعالیت تشکیلاتی در نظر گرفته شده است، اعتراض آنها به واقعیت موجود یعنی محروم بودن از بدیهی‌ترین حق خود یعنی «حق تحصیل» نیز نه تنها تحمل نمی‌شود، بلکه برای دادگاه مصداقی از «جرم» می‌شود.

سویه‌های جدید کنترل جامعه بهائیان از طرف حاکمیت

بررسی بخش‌هایی از رای دادگاه درباره پرونده این چهار شهروند بهائی، رویکرد کلان دستگاه قضا در مواجهه با مساله آموزش و تحصیل در جامعه بهائیان را از زاویه دیگری نیز روشن می‌کند. زاویه‌ای که می‌توان گفت تفاوتی بنیادین با مواردی داشت که پیش‌تر درباره آن خواندیم.

بنا به رای دادگاه، نفر چهارم پرونده نیز همچون سه تن دیگر در «موسسات تشکیلات پنهان و غیرقانونی آموزشی وابسته به بهائیت» فعالیت می‌کرده و دانشجوی دانشگاه BIHE بوده است. اما فارغ از این تاکید در رای و همچنین اشاره به برخی فعالیت‌های مجازی او در دفاع از حق تحصیل برای بهائیان، نکته دیگری جلب نظر می‌کند. در قسمتی از رای دادگاه آمده است «نامبرده در اجرای اهداف فرقه ضاله جهت تربیت فرزندان و نوجوانان، برنامه‌های فرقه ضاله را در خانه خود اقدام به راه اندازی یک مهدکودک کرده و برنامه‌های روحی فرقه را به نوجوانان آموزش می‌دهد».

با فرض درست بودن این ادعا یعنی راه‌اندازی مهد کودک، از رای دادگاه چنین بر‌می‌آید که نگاه  کلان حاکمیت به مساله آموزش در میان جامعه بهائیان تنها متوجه دانشگاه و تحصیلات عالیه نیست. هرچند توضیح رای دادگاه درباره «برنامه‌های روحی فرقه» چندان دقیق نیست و مشخص نمی‌شود که منظور از این برنامه‌ها دقیقا چه نوع آموزش و یا فعالیت تشکیلاتی‌ست اما تاکید مقامات قضایی و امنیتی بر «آموزش کودکان و نوجوانان» می‌تواند نشانه‌ای از برخورد کنترلی و امنیتی با جامعه بها‌ئیان باشد و تاثیرات آن در زندگی روزمره نوجوانان و جوانان بهائی مشاهده شود.

چرا رای دادگاه بی‌اساس است؟

دادگاه هر چهار متهم پرونده را به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیلات فرقه بهائیت و نشر اکاذیب در فضای مجازی» بنا به ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به ۵ سال حبس محکوم کرد. رایی که در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد. اما آنچه در بازخوانی این پرونده و رای دادگاه به دست می‌آید هیچ نسبت منطقی با اتهام وارده به این شهروندان ندارد. تاکید به تحصیل و یا فعالیت در دانشگاه وابسته به بهائیان در مورد هر چهار شهروند بهائی در واقع توجیه «فعالیت تشکیلاتی» آنها و در نتیجه دلیلی برای اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» است. این در حالی‌ست که از دو منظر چنین ادعایی قابل رد شدن است؛ اول اینکه دانشگاه مجازی نمی‌تواند مصداق «دسته‌جات» و «جمعیت»‌هایی باشد که در ماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی به آن اشاره شده است. ماده ۴۹۸  قانون مجازات که در واقع ماده ۴۹۹ در راستای آن است، می‌گوید «هر کس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوانی تشکیل دهد یا ‌اداره نماید که هدف آن بر هم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از دو تا ده سال محکوم می‌شود.»

دومین نکته درباره تشکیلات بهائیان در ایران این است که اساسا این اقلیت مذهبی سالیان سال است که حق داشتن تشکل را ندارد و بنابراین ادعا درباره عضویت این چهار شهروند در چنین تشکیلاتی اساسا بی‌معناست.

اتهامات این چهار شهروند درباره فعالیت در فضای مجازی نیز همچون بسیاری از اتهامات مشابه در پرونده‌های دیگر، غیرشفاف و نادقیق است.

در یک نگاه کلان به رای دادگاه درباره چهار شهروند بهائی، می‌توان گفت اوج بی‌عدالتی و تبعیض در رای دادگاه، نادیده گرفتن روند نظام‌مند تبعیض و ظلم بر شهروندان بهایی به‌خصوص درباره محرومیت از حق تحصیل است؛ روندی که در آن محروم ماندن از ادامه تحصیل تنها به دلیل «بهائی بودن» و «پرونده‌سازی امنیتی» به دلیل «درس خواندن در دانشگاه بهائیان» و محکوم شدن به دلیل «اعتراض به ممنوعیت حق تحصیل» در چرخه ناتمامی از تبعیض پیرامون زندگی جوانان بهائی در جریان است.

آیا حاکمیت در تبعیض علیه تحصیل و آموزش بهائیان تغییر رویه داده است؟

بازخوانی رای دادگاه درباره این چهار شهروند بهائی نشان می‌دهد که شیوه‌ها و شگردهای حاکمیت برای اعمال محرومیت و تبعیض همسو با تحمیل روایت امنیتی و پیوند زدن هرگونه فعالیت‌ عادی شهروندی آنها با این روایت امنیتی پیش می‌رود. در رای هر چهار متهم پرونده به برخی فعالیت‌های مدنی آنان تاکید شده است که هیچ ربطی به اتهام‌های مطرح شده ندارد؛

به عنوان مثال در رای دو تن از متهمان پرونده به حضور آنها در یک تحصن مسالمت‌آمیز در کانون وکلا اشاره شده است.

می‌توان اینگونه برداشت کرد که در نگاه مقامات امنیتی هرگونه فعالیت قانونی و مسالمت‌آمیز برای شهروندان بهائی «جرمی مضاعف» است. گویی شهروند بهائی از ابتدا و تنها به دلیل «بهائی بودن» نمی‌تواند همچون یک شهروند عادی در فعالیت‌های مدنی شرکت کند.

سد سنگین حاکمیت در تمام سال‌های گذشته به شکلی نظام‌مند صدای اعتراض و حق‌خواهی شهروندان بهائی را برای به دست آوردن حقوق مسلم‌شان از جمله «تحصیل» سرکوب کرده است و به‌نظر می‌رسد این سرکوب نظام‌مند، صریح‌تر از قبل هم شده‌ است. امسال در آستانه فصل بازگشایی دانشگاه‌ها، گزارش‌های زیادی از محروم شدن شهروندان بهائی از ادامه تحصیل تنها به دلیل «بهائی بودن» منتشر شده است. شهروندانی که پس از شرکت در کنکور و هنگام مراجعه به سایت سازمان سنجش با پیام «مردود» یا «مردود صلاحیت عمومی» مواجه شده‌اند. آنگونه که در بیانیه جامعه بهائی در اعتراض به افزایش شمار شهروندان بهائی محروم از تحصیلات دانشگاهی آمده است، این شکل از مطلع کردن شهروندان بهائی از محرومیت تحصیلی یعنی تاکید بر عبارات «مردود» یا «مردود صلاحیت عمومی» در سایت سازمان سنجش، رویه جدیدی است که به محرومیت از تحصیل فقط به دلیل اعتقاد به آئین بهائیت، رسمیت می‌بخشد. پیش‌تر وزارت علوم برای اعلام محرومیت جوانان بهائی که در کنکور قبول شده بودند، از عبارت «نقص پرونده» استفاده می‌کرد. این تغییر رویه، خود نمونه‌ای آشکار از روایت و نگاه کلان حاکمیت به شهروندان بهائی ساکن ایران است. جامعه‌ای که در تمام سال‌های گذشته تحت تبعیض و ظلم سیستماتیک به شیوه‌های گوناگون، از حقوق اساسی خود محروم شده‌اند.

iran-emrooz.net | Sat, 09.10.2021, 7:12
شلیک به آذربایجان به معنای جنگ با ناتو خواهد بود

آرمان ملی- احسان انصاری

تنش در مرزهای شمال غربی کشور بین ایران و آذربایجان افزایش پیدا کرده و برخی گمانه‌زنی‌ها حکایت از آماده‌باش نیروهای نظامی ایران در مرز با جمهوری آذربایجان دارد. ایران بر این باور است که آذربایجان زمینه فعالیت گروه‌های تروریستی و اسرائیل را علیه ایران در خاک خود ایجاد کرده است. این در حالی است که الهام علی‌اف با رد این موضوع خواستار ارائه مدرک از ایران در این زمینه شده است. از سوی دیگر پس از رزمایش فاتحان خیبر ارتش در جنوب رود ارس به‌تازگی رزمایش نظامی با مشارکت آذربایجان و ترکیه در نزدیکی مرزهای ایران برگزار شده است. رزمایشی که می‌تواند زمینه‌های تنش‌های جدی‌تری را در آینده به وجود بیاورد.

«آرمان ملی» برای بررسی و تحلیل تنش بین تهران و باکو با فریدون مجلسی تحلیلگر روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده است.

مجلسی در این زمینه معتقد است: «ازنظر حقوقی آذربایجان اقدامی انجام نداده که به ایران ارتباط داشته باشد. تنها اقدامی که صورت گرفته این است که مانور نظامی در کنار تصمیمات اخیر تحریک‌کننده به نظر می‌رسد. در چنین شرایطی شلیک ایران به جمهوری آذربایجان به معنای جنگ سراسری با ناتو خواهد بود. سؤال مهم در این زمینه این است که آیا بنیه اقتصادی ایران پس از جنگ‌های فرسایشی که ایران در سوریه و یمن انجام داده به‌اندازه‌ای است که بتواند یک جنگ فرسایشی دیگر را در آذربایجان تحمل کند یا خیر؟ آیا اتفاقاتی که رخ‌داده ارزش این را دارد که ما با ملتی که درگذشته جزئی از ملت ایران بوده وارد جنگ شویم یا خیر؟ آیا اگر ما خسارت‌های عمده‌ای نیز به‌طرف مقابل وارد کنیم خودمان از خسارت‌های احتمالی مصون خواهیم بود؟».

در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

* تنش بین ایران و آذربایجان افزایش پیدا کرده است. بحران در شمال غرب کشور چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت؟ مهم‌ترین اهداف آذربایجان از تنش با ایران چیست؟

این موضوع به ازسرگیری مذاکرات ایران درباره برجام ارتباط پیدا می‌کند. دولت کنونی در ایران که اصولگرا است و از ابتدا باکلیت برجام مخالف بوده‌اند در شرایط کنونی به بهانه‌های مختلف با به تعویق انداختن مذاکرات به دنبال این هستند که برنامه هسته‌ای خود را ادامه بدهند تا جایی که به یک نتیجه قابل‌ عرضه در مذاکرات دست پیدا کنند. دولت جدید در ایران در پاسخ به‌شتاب کشورهای غربی برای مذاکره عنوان می‌کند که به دنبال مذاکره برای رسیدن به هدف است و نه مذاکره برای مذاکره. این در حالی است که در دولت گذشته شش دور مذاکره بین ایران و کشورهای غربی انجام‌شده است. نتایج مذاکرات صورت گرفته نیز مورد تأیید دولت گذشته قرار داشت و دولت عنوان می‌کرد نتایج باید به تأیید حاکمیت برسد تا توافق حاصل شود. با این‌وجود این تأیید از سوی حاکمیت صورت نگرفت تا سرنوشت مذاکرات به دولت کنونی کشیده شود. دولت کنونی نیز دو راه بیشتر پیش روی خود ندارد. یا باید توافق کنند و از مواهب این توافق بهره‌مند شوند یا اینکه منتظر پیامدهای عدم توافق و تهدیدهایی که صورت گرفته باشند.
درگذشته یک‌بار تهدیدهای کشورهای غربی شکل عملی به خود گرفت و پرونده ایران در شورای حکام مطرح شد و درنهایت به شورای امنیت سازمان ملل ارسال شد. به همین دلیل تهدیدهایی که در شرایط کنونی صورت می‌گیرد را باید جدی قلمداد کرد. این تهدیدها و پیامدهای آن ممکن است شرایطی را پیش بیاورد که مکانیسم ماشه فعال شود و به همان شکل که آمریکا از برجام خارج شد و دولت کنونی نیز با برجام موافق نیست بقیه طرفین برجام نیز از این توافق خارج شوند.
برجام تلاش کرد تخلفاتی که از دید شورای امنیت سازمان ملل از ایران در زمینه هسته‌ای مانند نطنز و فردو سرزده بود را عجالتا چشم‌پوشی کردند تا مشاهده کنند ایران به چه میزان نسبت به برجام پایبند است. در چنین شرایطی انتظار ایران این است که در حالی است که انتظارات هسته‌ای طرف مقابل را رعایت کرده اما طرفین برجام با خروج آمریکا از برجام همچنان به تحریم ایران ادامه دادند.

* به همین دلیل این سؤال وجود دارد که چرا باید در چنین شرایطی در این توافق باقی ماند و به تعهدات داده‌شده عمل کرد؟

ایران به دنبال این است که در راستای منافع مردم خود در آینده تضمین بگیرد. ممکن است بی‌عدالتی‌هایی نیز در این زمینه صورت گرفته باشد. بااین‌وجود در شرایط کنونی مردم ایران از فقر و مشکلات اقتصادی رنج می‌برند. در چنین شرایطی چنین سناریویی در مقابل ایران قرار گرفته و واکنش باید واکنشی باشد که به عملیات نظامی منجر شود. به همین دلیل کوشش شده ایران را محاصره کنند.

* این محاصره با چه ابزار و اهدافی صورت گرفته است؟ آیا این محاصره یک طرح از پیش طراحی‌شده است؟

نشانه‌هایی از این محاصره نیز در شمال غرب کشور مشاهده می‌شود. مانوری که در مرزهای شمال غرب کشور مشاهده می‌شود یک مانور ساده نظامی نیست. این موضوع نشان‌دهنده اتحاد کشورهای آذربایجان، ترکیه، گرجستان و حتی ارمنستان است. هدف این  اتحاد نیز این است که راه‌های خروجی ایران را مسدود کند. پاکستان نیز جزء این گروه است که هم با کودتایی که در افغانستان انجام داد با هماهنگی آمریکا حلقه محاصره را تنگ‌تر کرده است. این در حالی است که ترکمنستان نیز رابطه دوستانه‌ای با ایران ندارد. در جنوب کشور نیز کشورهای عربی حضور دارند که با پیوستن به طرح «ابراهیم» نه‌تنها حلقه محاصره را تنگ‌تر کرده‌اند و به همین دلیل حضور اسرائیل را در این محاصره به‌صورت ملموس احساس می‌کنیم.
در چنین شرایطی این سؤال مطرح است که چه باید کرد؟ این در حالی است که از نظر حقوقی آذربایجان اقدامی انجام نداده که به ایران ارتباط داشته باشد. تنها اقدامی که صورت گرفته این است که مانور نظامی در کنار تصمیمات اخیر تحریک‌کننده به نظر می‌رسد. در چنین شرایطی شلیک ایران به جمهوری آذربایجان به معنای جنگ سراسری با ناتو خواهد بود. سؤال مهم در این زمینه این است که آیا بنیه اقتصادی ایران پس از جنگ‌های فرسایشی که ایران در سوریه و یمن انجام داده به‌اندازه‌ای است که بتواند یک جنگ فرسایشی دیگر را در آذربایجان تحمل کند یا خیر؟ آیا اتفاقاتی که رخ‌داده ارزش این را دارد که ما با ملتی که درگذشته جزئی از ملت ایران بوده وارد جنگ شویم یا خیر؟ آیا اگر ما خسارت‌های عمده‌ای نیز به‌طرف مقابل وارد کنیم خودمان از خسارت‌های احتمالی مصون خواهیم بود؟
این موضوعاتی است که باید در نظر گرفته شود و در رفع اساسی ریشه‌های بحران مورد استفاده قرار بگیرد ایران را به عرصه بین‌المللی و رفع تحریم‌ها بازگرداند. در غیر این صورت راه دیگری که باقی می‌ماند جنگ است که باید به همه جوانب آن فکر کرد.

*  چه عواملی می‌تواند تنش‌های موجود را به سمت یک جنگ نظامی سوق بدهد؟ آیا مانورهای نظامی طرفین می‌تواند نشانه‌ای برای آغاز جنگ از سوی طرف مقابل قلمداد شود؟

رجزخوانی‌های صورت گرفته و ایجاد فضایی که بر آینده روابط ایران با این کشورها مناسب نیست در نهایت به جنگ منجر نخواهد شد. مردمان مسئول و آگاهی در دو طرف وجود دارند که به این نکته آگاهی دارند که این جنگ به‌جز ویرانی و آسیب نتیجه دیگری نخواهد داشت. بااین‌وجود هنگامی‌که  در این بحران قرار نیست جنگی رخ بدهد و از سوی دیگر راه‌حل دیگری نیز وجود ندارد بهانه کردن اینکه آذربایجان خیال دارد بخشی از ارمنستان را تصرف کند قابل‌قبول نیست. روسیه تأمین‌کننده ثبات مرزهاست اما اینکه آذربایجان بخواهد جاده‌ای را بین دو بخش نخجوان و خاک اصلی و از سوی دیگر ارمنستان بخواهد جاده‌ای برای دستیابی به بخش ارمنی‌نشین آذربایجان یعنی قره‌باغ در دست بگیرد حق قانونی این کشورهاست و راه‌ها را نیز قطع نمی‌کند.
ممکن است عناصری در داخل به دنبال ادامه این تنش‌ها باشند و یا نوعی کوتاه‌بینی منجر به این شرایط شده باشد.
با تمام این اوصاف آنچه می‌تواند به شعله‌ور شدن یک جنگ منجر شود اشتباه یا سوءتفاهمی در منطقه خواهد بود. اتفاقی مانند ترور ولیعهد اتریش برای آغاز جنگ جهانی اول که باعث شد کشورهای مختلفی وارد جنگ شوند. این جنگ درنهایت به یک جنگ بزرگ باده‌ها میلیون قربانی منجر شد. به همین دلیل یک اشتباه در منطقه و یک شلیک ناآگاهانه در منطقه از سوی هرکدام از دو طرف می‌تواند به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل شود. این در حالی است که جنگ آگاهانه و با تصمیم قبلی از سوی هر دو طرف منتفی است و دو طرف به دنبال جنگ نیستند.
اقداماتی که ایران و آذربایجان تاکنون انجام داده‌اند در مرزهای داخلی خود صورت گرفته و بیشتر جنبه رجزخوانی و بازدارندگی دارد تا اینکه بتوان آن‌ها را نشانه‌ای برای آغاز یک جنگ قلمداد کرد.

* رزمایشی که آذربایجان برگزار کرده با همراهی ترکیه بوده است و به نظر می‌رسد ترکیه خود را وارد این ماجرا کرده است. مهم‌ترین اهداف ترکیه از ورود به این بحران چیست؟ اردوغان با ورود به این موضوع چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ چشم‌انداز آینده ایران و ترکیه با توجه به اتفاقات رخ‌داده به چه سمتی حرکت خواهد کرد؟

اردوغان در این زمینه دو هدف عمده را دنبال می‌کند. نخست ادامه از بهره‌مندی بازار بزرگ ایران است. به‌هرحال بازار ایران برای ترکیه دارای اهمیت است و به همین دلیل این کشور قصد ندارد به‌راحتی این بازار را از دست بدهد. دوم احساسات ناسیونالیستی ترک است که جوامع ترک‌زبان از آن استقبال می‌کنند و در درون خاک ترکیه نیز هوادار دارد. به همین دلیل بخشی از اقدامات ترکیه در این بحران به تحریک احساسات ترک  در بین کشورهای منطقه و در درون خاک ترکیه است. انتخابات ترکیه نزدیک است و تحریک این نوع احساسات می‌تواند کمک بزرگی به اردوغان در فضای انتخابات است. این در حالی است که علائم و نشانه‌هایی در درون ترکیه وجود دارد که مردم ترکیه از شرایط موجود و سیاست‌های اردوغان خسته شده‌اند و به همین دلیل احتمال اینکه اردوغان به هر دلیلی نتواند در انتخابات آینده این کشور به موفقیت دست پیدا کند وجود خواهد داشت. به همین دلیل قصد اردوغان از ورود به این بحران نه به دنبال  اقدام علیه ایران است و نه به دنبال جنگ است. اردوغان با تحریک احساسات ناسیونالیستی به دنبال جلب آرای مردم ترکیه است که همواره از احساسات ناسیونالیستی استقبال می‌کنند و حول آن جمع می‌شوند.
این وضعیت درباره ایران نیز درباره شیعیان وجود داشته است. جمهوری اسلامی هرجایی که شیعه یا شبه‌شیعه‌ای وجود داشته است و مورد تعرض قرارگرفته وارد معرکه شده و به سود شیعیان نقش‌آفرینی کرده است. این وضعیت درباره اردوغان و ترکیه درباره ترک‌ها وجود دارد و هر جا که ترک‌ها با مشکلی مواجه شده‌اند اردوغان تلاش کرده وارد ماجرا شود و با تحریک احساسات ناسیونالیستی ترک‌ها فضا را به سود خود تغییر بدهد. ترکیه منافعی را برای خود در نظر گرفته و در یک وضعیت متوقف نشده است.
در شرایط کنونی نیز ترکیه و جمهوری آذربایجان دارای روابط ویژه هستند. از سوی دیگر هردوی این کشورها با اسرائیل دارای روابط ویژه هستند. این روابط نیز بر اساس مصلحت سنجی داخلی خود انجام‌شده است. به‌هرحال هر کشوری بر اساس منافع ملی و فوایدی که ممکن است برای خود به دست بیاورد تلاش می‌کند با کشورهای دیگر ارتباط برقرار کند و روابط این سه کشور نیز در همین زمینه شکل‌گرفته است. این نکته را نیز باید در نظر داشته باشیم که این روابط از یک حد مشخص فراتر نخواهد رفت.
واقعیت غیرقابل‌انکار دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که بازار ایران برای ترکیه پرسود است و به همین دلیل این کشور به‌راحتی این بازار را از دست نخواهد داد. ترکیه حاضر نیست به وارد شدن به تنش‌هایی که احتمال جنگ‌افروزی در آن وجود دارد این بازار که به یک بازار بادوام نیز تبدیل‌شده را از دست بدهد. به همین دلیل بخشی از اقدامات ترکیه در بحران قفقاز هیاهو و سروصدا است و بخش دیگری از این اقدامات مصرف داخلی دارد. به همین دلیل اقدامات ترکیه را نباید خطری جدی قلمداد کرد به دلیل اینکه منافع این کشور چنین اقتضائاتی ندارد.
به‌هرحال هر کشوری برای ورود به یک  موضوع از قاعده «هزینه- فایده» استفاده می‌کند که ورود یا عدم ورود به این موضوع چه پیامدهایی برای آن دارد. این در حالی است که منافع ترکیه ایجاب می‌کند که وارد یک تنش جدی با ایران نشود.

iran-emrooz.net | Fri, 08.10.2021, 22:11
افسانە و واقعیت درباره توافق با عربستان/ صابر گل‌عنبری

صابر گل‌عنبری

دور چهارم گفتگوهای ایران و عربستان ۳۰ شهریور به میزبانی بغداد برگزار شده است که متعاقب آن فیصل بن فرحان وزیر خارجه عربستان گفت که این گفتگوها در مرحله مقدماتی است. وزیر خارجه ایران نیز امروز در کنفرانسی خبری از بیروت ضمن اشاره به این گفتگوها اظهار داشت که به نتایج و توافقاتی هم رسیده است و دو طرف در زمان مقتضی درباره اجرای آن‌ها اطلاع رسانی می‌کنند.

دو روز پیش، رسانه “عربی پست” گزارشی درباره چهار دور مذاکرات منتشر و در آن ادعاهایی به نقل از منابع “آگاه” مطرح کرد و همین ادعاها هم مبنای تحلیل و کارشناسی قرار گرفته است.

در این گزارش آمده است که دور چهارم مذاکرات در بغداد میان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و عادل الجبیر وزیر مشاور امور خارجی عربستان بوده است و می‌افزاید که توافقاتی هم میان تهران و ریاض حاصل شده است و هیات‌‌های دو کشور سفرهای متقابلی انجام داده‌اند.

“عربی پست” به نقل از این منابع می‌گوید که این توافقات شامل توقف حمایت عربستان از اپوزیسیون ایران، سرمایه‌گذاری عربستان در سوریه و عراق و احداث اتوبان بین المللی مشهد ـ کربلا ـ مکه است.

با وجود داشتن رگه‌هایی از واقعیت اما وجود دیتاهای اشتباه، کلیت این گزارش را زیر سوال می‌برد.

اما نکاتی مهم بر پایه اطلاعاتی که نگارنده از منابع آگاه ایرانی، عراقی و عربی خلیج فارس کسب کرده است:

اولا، دور چهارم مذاکرات میان شمخانی و الجبیر نبوده و رئیس هیات ایرانی سعید ایروانی معاون امنیت بین الملل شورای عالی امنیت ملی و رئیس هیات عربستانی خالد حمیدان رئیس دستگاه اطلاعات بوده است.

ثانیا، تا به حال هیاتی عربستانی به ایران سفر نکرده است؛ اما درباره اعزام متقابل هیات‌هایی صحبت شده و قرار بوده است که هیات عربستانی به تهران سفر کند، ولی هنوز سفری انجام نشده است.

ثالثا، دو طرف درباره لزوم بازگشایی دفاتر دیپلماتیک توافق کرده‌اند، اما زمان دقیق این بازگشایی نیز هنوز مشخص نیست.

رابعا، مصطفی الکاظمی پیشنهاد احداث اتوبان مشهد ـ مکه را مطرح کرده است، اما این مساله در حد حرف است و هیچ توافقی درباره آن نشده است. شخصا اجرایی شدن این پیشنهاد در آینده را حتی اگر هم روابط کاملا از سرگرفته شود، بسیار بعید می‌دانم. به نظر می‌رسد که الکاظمی صرفا ضمن اشاره به فرصت‌های بزرگ دو طرف برای همکاری و ترغیب آن‌ها این پیشنهاد را مطرح کرده است.

خامسا، دو طرف در چهار دور گفتگوها دغدغه‌ها و گله‌های زیاد خود را در مسائل مختلف مطرح کرده‌اند، اما هنوز به بسیاری از این مسائل ورود ماهوی نداشته‌اند.

سادسا، مذاکرات تا این لحظه خروجی مهمی در جهت حل اختلافات نداشته است، اما فضای گفتگوها مثبت است و تنها مساله مهم توافق بر سر ازسرگیری روابط و و ضرورت توقف حملات رسانه‌ای دو طرفه است. به نظرم، سخن گفتن امیرعبداللهیان درباره رسیدن نتایج و توافقاتی معطوف به توافق درباره بازگشایی دفاتر دیپلماتیک است.

سابعا، هیات عربستانی در دور چهارم از ایران خواسته است که برای حل بحران یمن کمک کند، اما ایران به دنبال ارتباط مستقیم ریاض و صنعاست که تحت کنترل انصار الله است و گفته است که حاضر است برای شروع گفتگوها در جهت توقف حملات در کل یمن، و تشکیل دولت و برقراری امنیت کمک کند.

جالب اینجاست که گزارش “عربی پست” مدعی است که بر سر توقف حمایت عربستان از اپوزیسیون مسلح ایرانی توافق شده است؛ همین خود به معنای اعتراف آشکار به این حمایت است. حال سوال این است که خالد الحمیدان رئیس دستگاه اطلاعات عربستان این اندازه ساده لوح است که با تعهد به توقف این حمایت، هم به این حمایت اعتراف کند، هم بر روایت ایران صحه بگذارد هم تبعاتی حقوقی را متوجه کشورش کند؟

نکته جالب و خنده‌دار دیگر این که گفته شده است، ایران با سرمایه‌گذاری عربستان در عراق و سوریه موافقت کرده است؛ به این معنا که مصطفی الکاظمی نخست وزیر عراق که دور چهارم مذاکرات در حضور وی برگزار شد، کناری نشسته و تماشاگر این سطح از دخالت آشکار در امور داخلی عراق است؛ به گونه‌ای که در حضور وی عربستان از ایران بخواهد به آن اجازه سرمایه‌گذاری در عراق بدهد و ایران هم بگوید، بفرما مشکلی نیست.

آنچه در این خصوص مطرح شده است، این که ظاهرا طرف عربستانی در چارچوب گله‌مندی‌های خود گفته است که برخی گروه‌های مسلح نزدیک به ایران اقداماتی علیه سرمایه‌گذاری ما در عراق انجام می‌دهند. کما این که در رابطه با سوریه، تهران گویا خواستار مشارکت عربستان در بازسازی سوریه شده است.

ریاض از ماه‌ها پیش تماس‌های خود با دمشق را از سرگرفته و اساسا برای سرمایه‌گذاری در سوریه نیازی به واسطه ندارد و تماس اخیر بشار اسد با عبدالله دوم نیز موید آشتی محور عربی عربستان و  نظام سوریه است و در هفته‌ها و ماه‌های آینده جنبه آشکارتری به خود خواهد گرفت.


منبع: کانال تلگرام نویسنده

iran-emrooz.net | Fri, 08.10.2021, 15:49
بیش از ۱۰۰ کشته و زخمی در انفجار مسجد شیعیانِ قندوز

یورونیوز: گروه داعش مسئولیت حمله انتحاری به یکی از مساجد شیعیان در شهر قندوز در شمال شرقی افغانستان را برعهده گرفت.

رسانه‌های محلی در افغانستان روز جمعه از وقوع انفجار در مسجد سیدآباد شهر قندوز (کندز) واقع در شمال شرقی این کشور خبر دادند که در پی آن دست‌کم ۵۵ نفر کشته شدند.

طبق بیانیه‌ای که در کانال‌های تلگرامی گروه داعش منتشر شد این گروه مسئولیت حمله انتحاری به این مسجد را بر عهده گرفت.

خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع بیمارستانی گفته است که دست کم ۵۰ نفر در این انفجار کشته و ۱۴۰ نفر دیگر نیز زخمی شده‌‌اند.

قاری سعید خوستی، سخنگوی وزارت داخله افغانستان بدون ارائه جزئیات خبر انفجار در مسجد شیعیانِ شهر قندوز را تایید کرد.

خبرگزاری فرانسه همچنین با استناد به اظهارات برخی از ساکنان شهر قندوز اعلام کرد که انفجار هنگام برپایی نماز جمعه روی داده است.

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان و معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ امارت اسلامی با انتشار توئیتی کشته شدن تعدادی از شهروندان افغان در جریان این انفجار را تایید کرده است.

در این پیام آمده است که انفجار در مسجد «هموطنان اهل شیعه» روی داده و علاوه بر کشته چند مجروح به جا گذاشته است.

خبر انفجار در مسجد «شریف جامع گذر سید آباد» واقع در شهر قندوز در شبکه‌های اجتماعی نیز بازتاب زیادی داشته و تصاویر حکایت از آن دارد که شمار قربانیان این انفجار احتمالا قابل توجه خواهد بود.

تصاویر به اشتراک گذاشته شده در شبکه های اجتماعی چندین جسد خون آلود را که در میان آوارِ پس از انفجار روی زمین افتاده‌اند؛ نشان می‌دهد.

رسانه های محلی پیش‌تر به نقل از شاهدان عینی اعلام کرده بودند که دست کم ۵۰ نفر احتمالا در این انفجار کشته یا مجروح شده‌‌اند.

ویدئوی دیگری نشان می داد که برخی افراد مشغول دور کردن مردان و زنان از مسجد هستند و عده‌ای نیز مجروحان و اجساد کشته شدگان را از محل حادثه تخلیه می‌کنند.

یک منبع آگاه به خبرگزاری‌ فرانسه گفت که یکی از کارکنان یک گروه کمک بین المللی نیز در میان مجروحان بوده است.

این نخستین بار پس از تسلط طالبان بر افغانستان و شکل گیری کابینه موقت امارت اسلامی در افغانستان نیست که شماری از شهروندان این کشور بر اثر انفجار بمب یا حملات انتحاری جان می‌بازند.

آخرین مورد از این حملات مرگبار به پنج روز پیش باز می‌گردد که طی آن شماری از شهروندان افغان در جریان انفجاری در نزدیکی دروازه مسجد جامع عیدگاه درکابل جان خود را از دادند.

در این مسجد هنگام وقوع انفجار مراسم ختم درگذشت مادر ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی پیشین و معاون فعلی وزارت اطلاعات و فرهنگ امارت اسلامی برپا بود.

مقامات طالبان انگشت اتهام را در خصوص حملات پیشین به سوی داعش نشانه رفتند و برخی گزارش‌های تایید نشده نیز حکایت از آن داشت که این گروه اسلامگرای افراطی که از نظر ایدئولوژیک شباهت‌های زیادی با طالبان دارد مسئولیت انفجار مسجد عیدگاه را پذیرفته است.

iran-emrooz.net | Fri, 08.10.2021, 15:11
زنان و مجازات مرگ در ایران؛ بازخوانی ۱۲ سال اعدام

سازمان حقوق بشر ایران
جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰

دهم اکتبر برابر با ۱۸ مهر امسال، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است. ائتلاف جهانی علیه مجازات مرگ سال جاری میلادی را به روایت زندگی زنانی اختصاص داده «اعدام شده‌اند؛ محکوم به مرگ هستند یا در خطر صدور حکم اعدام قرار دارند؛ یا آنان که محکومیت‌شان تقلیل یافته، مشمول تخفیف مجازات یا عفو شده‌اند.»

پیرو انتخاب این موضوع، سازمان حقوق بشر ایران که یکی از اعضای کمیته راهبردی ائتلاف جهانی علیه مجازات مرگ است، این گزارش را به زبان‌های فارسی و انگلیسی با موضوع زنانی که در ۱۲ سال گذشته در ایران اعدام شده‌اند، منتشر می‌کند. این دوره‌ی زمانی از سال ۲۰۱۰ تا هفته اول اکتبر ۲۰۲‍‍۱ را در بر می‌گیرد. اعدام‌های پیش از آن، به‌ویژه اعدام‌های زنان در دهه‌ی ۱۳۶۰ خورشیدی، گزارشی جداگانه و مفصل را طلب می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران پس از چین بالاترین میزان اعدام در جهان را دارد و بزرگ‌ترین اعدام‌کننده‌ی زنان نیز تلقی می‌شود. بیش از نیمی از اعدام‌های گزارش‌شده‌ی زنان در سال ۲۰۲۰ (۹ زن[۱] از ۱۶ زن[۲])، در ایران اجرا شدند.

گزارش‌های سالانه سازمان حقوق بشر ایران[۳] نشان می‌دهند که اکثر اعدام‌های زنان در ایران اعلام نمی‌شوند. حتی اگر این خبرها در رسانه‌ها درج شوند، تلاش می‌شود تا اعدام این زنان با درج القابی مانند «زن سنگدل»، «مادر بی‌رحم»[۴] و «زن خیانتکار»[۵] عادی‌سازی شود. واقعیت اما فراتر از این القاب است. انبوهی از عوامل مانند نابرابری اجتماعی و اقتصادی، تبعیض جنسیتی، قوانین یک‌سویه و تابوهایی که حکومت به آن‌ها دامن می‌زند، در پس پرده این اعدام‌هاوجود دارند که به برخی از آن‌ها در این گزارش اشاره خواهد شد.

سازمان حقوق بشر ایران در آستانه روز جهانی مبارزه با مجازات مرگ در سال ۲۰۲۱، بار دیگر خواستار توقف اجرای مجازات اعدام در ایران به عنوان نخستین گام برای زدودن این مجازات غیرانسانی از قوانین جزائی کشور است و به موازات آن، بر لغو سریع تمامی قوانین تبعیض‌آمیز جنسیتی اصرار دارد. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران گفت: «در سال ۲۰۲۱ میلادی، جهان نباید نسبت به مجازات‌هایی مانند اعدام که بی‌رحمانه‌ترین، غیرانسانی‌ترین و جزو تبعیض‌آمیزترین مجازات‌ها در دنیاست، بی‌تفاوت باشد.» او افزود: «در روز جهانی مبارزه با اعدام، صدای زنان محکوم به اعدام باشیم که عمدتا از ناشناس‌ترین و محروم‌ترین انسان‌های محبوس در زندان‌های ایران هستند.»
حقایق آماری

آمار و ارقام زیر مربوط به اعدام زنان در ایران هستند که سازمان حقوق بشر ایران بین یکم ژانویه ۲۰۱۰ تا روز انتشار این گزارش در هفته اول اکتبر ۲۰۲۱ ثبت کرده است:

* از ابتدای سال ۲۰۱۰ تا زمان انتشار این گزارش، دست‌کم ۱۶۴ زن اعدام شده‌اند
* زنان حدود سه درصد از کل اعدام‌شدگان در این فاصله زمانی را تشکیل می‌دهند
* تنها ۳۱ درصد از اعدام‌ها (۵۱ تن) توسط منابع رسمی اعلام شده‌اند. ۶۹ درصد از اعدام‌ها (۱۱۳ تن) به صورت پنهانی یا در سکوت خبری اجرا شده‌اند
* دست‌کم ۸۶ تن از ۱۶۴ زنِ اعدام‌شده، متهم به جرائم مرتبط با مواد مخدر بوده‌اند
* دست‌کم ۶۰ تن به اتهام قتل عمد با حکم قصاص نفس اعدام شدند که اتهام دو سوم آن‌ها قتل همسرشان بوده است
* سه تن با اتهام‌های امنیتی اعدام شدند که اتهام ۲ تن از آنان جاسوسی بود
* اتهام یک تن دیگر (شیرین علم‌هولی) محاربه از طریق عضویت در گروه‌های اپوزیسیون کُرد بود
* اتهام دقیق ۱۵ زن دیگر که در این مدت اعدام شدند، روشن نیست
* پس از سال ۲۰۱۷ و در پی تغییر قانون مواد مخدر در ایران تعداد کمتری با اتهام مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند. این در حالی‌ست که از این سال به بعد، آمار زنانی که به اتهام قتل عمد با مجازات قصاص نفس روبه‌رو شدند، حدودا دو برابر شد
* ۳ تن از زنان اعدام‌شده، کودک مجرم بودند
* یک تن (زهرا بهرامی) در ارتباط با تظاهرات سراسری سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او به رغم این‌که ابتدا با اتهام‌های سیاسی روبه‌رو شده بود، در پرونده‌ای پرابهام، با اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر اعدام شد

پیش‌زمینه

برای بررسی بستر و عوامل آشکار و پنهان منجر به اعدام زنان در ایران، باید نگاهی به چارچوب قوانین منجر به صدور این احکام انداخت و نقض حقوق اساسی مانند دادرسی عادلانه را بررسی کرد. به موازات آن، پرداختن به شرایط تبعیض‌آمیز اجتماعی و حقوقی زنان در ایران ضروری است.

قوانینی که منجر به صدور حکم اعدام می‌شوند، به تفکیک و تفصیل در گزارش‌های سالانه مشترک سازمان حقوق بشر ایران و سازمان فرانسوی ECPM (با هم علیه مجازات مرگ) آمده‌اند.[۶] این گزارش به تشریح قوانین نمی‌پردازد.

طبق مندرجات کنوانسیون جهانی حقوق مدنی و سیاسی که در سال ۱۹۷۵ به امضای ایران رسید، استفاده از مجازات مرگ جز برای جرائمی که تحت عنوان «جدی‌ترین جنایت‌ها» قرار نگیرند، ممنوع است. مثال‌هایی برای جدی‌ترین جنایت‌ها می‌تواند جنایت علیه بشریت و کشتار دسته‌جمعی باشد. با این حال، در میان ۱۶۴ اعدام‌ ثبت‌شده بین سال‌های ۲۰۱۰ تا زمان انتشار این گزارش در سال ۲۰۲۱، به جز دو مورد اعدام به اتهام جاسوسی، همگی با یکی از دو اتهام‌ «قتل» یا «جرائم مرتبط با مواد مخدر» اجرا شده‌اند.

در ایران، اکثریت قریب به اتفاقِ احکام اعدام، تنها بر مبنای «اعتراف» متهم صادر می‌شود. از سوی دیگر، تمامی زندانیان محکوم به اعدام که در بیش از یک دهه اخیر طرف مصاحبه سازمان حقوق بشر ایران قرار گرفته‌اند، بلا استثنا شهادت داده‌اند که برای «اعتراف» به جرم انتسابی تحت شکنجه قرار گرفتند. شکنجه، محدود به زندانیان سیاسی نیست. تقریبا تمامی متهمان مواد مخدر و مظنونان قتل عمد یا تجاوز جنسی، به محض بازداشت به سلول‌های انفرادی برده می‌شود و مورد بازجویی با شدیدترین انواع ضرب و جرح و آزار فیزیکی و روانی قرار می‌گیرند. در این مرحله، متهمان حق داشتن وکیل در کنار خود را ندارند. در بخش قابل توجهی از پرونده‌های منتج به حکم اعدام، هیچ سند و شاهدی غیر از اعتراف متهم علیه خود وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین نکات قابل ذکر، این است که مبانی روند قضائی و دادرسی عادلانه در این محاکمه‌ها بشدت نقض می‌شوند و استفاده از شکنجه در حین بازجویی، به دلیل عدم استقلال و شفافیت قوه قضائیه در ایران، نادیده گرفته می شود. به همین خاطر تأکید می‌کنیم که در آماری که طی این گزارش منتشر می‌شود، «اتهام» فرد بر مبنای «ادعای» دستگا قضائی جمهوری اسلامی ذکر شده است و لزوما نمی‌تواند مورد تأیید سازمان حقوق بشر ایران باشد.

زنان در قوانین جمهوری اسلامی ایران جایگاهی برابر با مردان ندارند. در پرونده‌های قتل عمد، شهادت یک زن ارزش قضایی ندارد و در برخی پرونده‌های جزایی دیگر، شهادت زن نصف مرد محسوب می‌شود. زنان پیش از اقدام به بزه انتسابی، در معرض نابرابری‌های اجتماعی جدی قرار دارند. بررسی آمارهای جهانی نشان می‌دهد که در تمامی نقاط دنیا، فقر از عوامل پنهان جرائمی بوده که منتهی به صدور حکم اعدام می شوند. در احکام اعدامی که در ایران برای زنان متهم به جرائم مرتبط با مواد مخدر صادر می‌شود، فقر حضوری برجسته دارد. این مساله در بسیاری از پرونده‌های قتل عمد نیز به چشم می‌خورد. در بسیاری از خانواده‌های سنتی، تنها مردان «نان‌آور خانه» محسوب می‌شوند. بنابراین زمانی که به هر دلیل، زنان در این طبقات اجتماعی در پی رویدادهایی مانند طلاق، مرگ یا زندانی‌شدن همسر مجبور می‌شوند بدون آموزش و مهارت‌های کافی برای کسب شغل مناسب، خانواده و کودکان را سرپرستی کنند، تحت فشار مضاعفی قرار می‌گیرند. در یکی از پرونده‌ها که در ادامه خواهید خواند، هنگامی که مادر پنج‌کودک، از جمله یک کودک معلول، با اتهام مرتبط با مواد مخدر اعدام شد، خانواده‌اش حتی توان پرداخت هزینه خاک‌سپاری او را نداشتند. متأسفانه پرونده‌های مشابه بسیاری در این رابطه وجود دارند.

زنان همچنین در معرض آسیب ازدواج اجباری‌اند. شش تن از زنانی که از سال ۲۰۱۰ تا کنون به اتهام قتل عمد اعدام شدند، در کودکی ازدواج کرده بودند. یک زن به نام صفیه غفوری، عروس «خون‌بس» بود و بر خلاف میل باطنی‌اش برای فیصله دعوای قبیله‌ای بر سر یک قتل، به عقد اجباری پسری از خانواده مقتول درآمده بود.

پس از ازدواج نیز زنان به خودی خود حق طلاق ندارند. حتی بسیاری از پرونده‌های خشونت خانگی و ضرب و جرح و آزار همسران، باعث صدور رأی طلاق در دادگاه نمی‌شوند. در ۶۶ درصد از پرونده‌های قتل که جزئیات آن در دسترس سازمان حقوق بشر ایران قرار گرفته است، زنان به دلیل قتل شوهران‌ یا شرکای زندگی خود حکم اعدام گرفته‌اند.

بیماری‌های روانی نیز از فاکتورهای پنهان در بسیاری از این پرونده‌ها هستند. چندین زن که اعدام شدند، پیش از ارتکاب جرم انتسابی داروهای اعصاب و روان مصرف می‌کردند اما این موضوع مورد توجه دادگاه قرار نگرفت.

قصاص نفس

در حقوق جزائی جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای فقه شیعه بنا شده، قصاص نوعی تلافی به مثل است که بر مبنای آن، مجرم به شکلی مشابه با جرمی که انجام داده است، مجازات می‌شود. مجازات قتل، «قصاص نفس» یا کشتن مجرم است. طبق قانون مجازات اسلامی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران تدوین و اجرا شد، قصاص حق اولیای دم دانسته شده است. بدین‌صورت، حکومت از مسوولیتش به عنوان متولی اجرای عدالت سر باز می‌زند و آن را بر دوش شهروندان (در این‌جا خانواده مقتول) قرار می‌دهد. خانواده مقتول اختیار آن را دارند که حکم اعدام را اجرا کنند، دیه طلب کنند یا قاتل را ببخشند. همین امر بار روانی را بر خانواده مقتول افزایش می‌دهد و از سوی دیگر، به امتداد چرخه خشونت در جامعه دامن می‌زند.

طبق قوانین فقه اسلامی، قصاص برای پسران از سن ۱۵ سالگی قمری و دختران از سن ۹ سالگی قمری قابل اجراست. بدین‌ترتیب حکومت ایران کودک‌مجرمان را بر خلاف قوانین مصرح حقوق بشری جهانی، اعدام می‌کند.

* دست‌کم ۶۰ زن در بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ با اتهام قتل عمد اعدام شدند
* از سال ۲۰۱۸ تا زمان انتشار این گزارش در اکتبر ۲۰۲۱، اتهام ۹۰ درصد از اعدام‌شدگان زن، قتل عمد بود
* در بین زنان محکوم به قصاص، جزئیات ۴۱ پرونده در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار دارد اما اطلاعات در مورد ۱۹ پرونده دیگر، منحصر به مواردی چون تاریخ اعدام و نوع اتهام است
* ۶۶ درصد از زنان اعدام‌شده با اتهام قتل که جزئیات پرونده آنان روشن است، با اتهام قتل شرکای زندگی خود روبه‌رو بوده‌اند. شریک زندگی در این پرونده‌ها شامل همسر قانونی، همسر موقت (صیغه)، نامزد یا معشوق است
* شش زن در زمان ازدواج کودک بوده‌اند
* ۳ تن در هنگام وقوع جرم انتسابی زیر ۱۸ سال داشته‌اند و کودک‌‌مجرم محسوب می‌شدند
* دست‌کم ۲ تن از بیماری شدید روانی رنج می‌بردند -یک تن از آنان به محض ترخیص از بیمارستان روانی دست به قتل زده بود. او بر خلاف نظر پزشکان و بر اساس اصرار همسرش از بیمارستان مرخص شده بود
* ۳ تن به هنگام دفاع از خود در برابر تجاوز جنسی، مرتکب قتل متجاوز شده بودند
* ۱ تن عروس خون‌بس بود

برخی پرونده‌های قصاص نفس

ریحانه جباری، ۲۶ ساله، به دلیل قتل یک مرد که قصد تجاوز به او را داشت، به قصاص نفس محکوم شد. ریحانه در بازجویی، برای اعتراف علیه خود تحت شکنجه قرار گرفت. او بخشی از این شکنجه‌ها را هنگامی که به زندان منتقل شد، تحت عنوان «دل‌نوشته‌ها» شرح داد. ریحانه در روز سوم آبان ۱۳۹۳ اعدام شد.[۷]

زینب سکان‌وند، کودک‌همسری که در سن ۱۵ سالگی ازدواج کرد و در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل همسرش بازداشت شد، تحت خشونت از سوی همسر و خانواده‌اش قرار داشت. او در بازجویی‌ها گفت که مورد تجاوز برادر شوهرش قرار گرفته است. پرونده زینب پر از ابهام‌های قضائی بود، متهم دیگر قتل، برادر شوهر زینب بود که به دلایل «کافی‌نبودن ادله» آزاد شد. مواردی چون خونی‌نبودن لباس‌ها، خودداری مقامات از بازسازی صحنه قتل در روزهای نخست و همچنین جهت ضربات چاقو شبهاتی را در پرونده ایجاد کرده بود که دادگاه به آن‌ها توجه نکرد. زینب روز ۱۰ مهر ۱۳۹۷ در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.[۸]

زینب خدامرادی، ۴۳ ساله، که از بیماری روانی رنج می‌بُرد، با اتهام قتل دو فرزندش پنج سال را پیش از اعدام در زندان سپری کرد.​ زینب پیش از ارتکاب قتل در بیمارستان اعصاب و روان بستری بود. همسرش برخلاف توصیه پزشکان، بر مرخص‌شدن زودهنگام او اصرار کرد و با امضای رضایت‌نامه‌ای، مسؤولیت این ترخیص را پذیرفت. زینب پس از مرخص شدن از بیمارستان مرتکب قتل فرزند و فرزند شوهرش از زن دیگری شد اما نه دادگاه موضوع بیماری روانی را در نظر گرفت و نه اولیای دم از قصاص او گذشتند. زینب خدامرادی روز هفتم دی‌ماه ۱۳۹۷ در زندان سنندج اعدام شد.[۹]

مریم کریمی قربانی دیگر خشونت خانگی بود که همسرش به رغم آزارهای مکرر او، با تقاضای طلاق موافقت نمی‌کرد. مریم با همراهی پدرش، همسر را به قتل رساند. مریم و پدرش تا زمان اعدام، ۱۳ سال را در زندان به سر بردند تا در نهایت، دختر مریم که در زمان وقوع قتل خردسال بود و نزد خانواده پدرش بزرگ شده بود، شخصا حکم مادرش را در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ اجرا کرد. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در همان هنگام در این باره گفت: «قوانین جمهوری اسلامی، دختری را که در کودکی پدرش به قتل رسیده است، مجری اعدام مادرش می‌کند. جمهوری اسلامی خود یکی از اصلی‌ترین مروجان خشونت در جامعه امروز ایران است».[۱۰]

اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر

از سال ۲۰۱۰ تا پیش از سال ۲۰۱۸، اتهام بیشتر زنانی که در ایران اعدام شده‌اند، با جرایم مواد مخدر مرتبط بود. پس از اجرایی‌شدن قانون جدید مبارزه با مواد مخدر در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۷ (۲۳ آبان ۱۳۹۶) که صدور حکم اعدام را برای این جرایم محدود می‌کند، تا ۳۰ مه ۲۰۲۱ (برابر با ۹ خرداد ۱۴۰۰) هیچ زنی به این اتهام در ایران اعدام نشد.[۱۱] گفتنی است که در اغلب پرونده‌ها، زنانی که در تمام این سال‌ها با اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند، از فقر شدید رنج می‌بردند.

برخی پرونده‌ها

حوریه صباحی، ۳۵ ساله، مادر تنهای پنج کودک که یکی از آن‌ها معلول بود همراه با رقیه خلج، مادر تنهای دو کودک و لیلا حیاتی، مادر یک کودک هشت‌ساله، در اکتبر ۲۰۱۱ در زندان همدان اعدام شدند. تمام این پرونده‌ها با فقر مفرط مرتبط بودند. هنگامی که حوریه اعدام شد، خانواده‌اش حتی توان پرداخت هزینه خاک‌سپاری او را نداشتند.[۱۲]

زهرا بهرامی، شهروند ایرانی-هلندی با پرونده‌ای پر از ابهام در روندی غیرشفاف و احتمالا با انگیزه‌های سیاسی در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۸۹ اعدام شد. زهرا در جریان تظاهرات عاشورای ۸۸ بازداشت و ابتدا در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهام‌هایی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، محاربه و عضویت در انجمن پادشاهی» به اعدام محکوم شد. اندکی بعد، اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر به او تفهیم و به همین اتهام اعدام شد. بسیاری بر این باورند که اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر در پرونده او ساختگی بوده است.[۱۳]

اعدام سیاسی

شیرین علم‌هولی، متولد ۱۳۶۰، روز ششم خرداد ۱۳۸۷ به دست نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شد. او به اتهام محاربه از طریق همکاری با «پژاک» در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.[۱۴] شیرین علم‌هولی در نامه‌ای که از زندان به دست خانواده‌اش رساند، شرحی از سه ماه شکنجه جسمی و روحی را توصیف کرد. شیرین در حالی بازجویی و محاکمه شد که حتی زبان فارسی را به خوبی نمی‌دانست. او بدون اطلاع خانواده و وکلایش، در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ در زندان اوین اعدام شد.[۱۵]

چه باید کرد؟

* توقف فوری احکام اعدام به عنوان نخستین گام در راستای لغو این مجازات از قوانین ایران
* تغییر تمامی قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان و تضمین برابری زن و مرد در برابر قانون در تمامی ابعاد؛ شامل اعطای حق طلاق به زنان
* محدود کردن ازدواج کودکان
* اعطای حمایت‌های اجتماعی و قانونی از زنان در برابر خشونت خانگی

——————————-
منابع:

[1] https://iranhr.net/en/articles/4728/
[2] https://www.amnesty.org/en/wp-content/uploads/2021/05/ACT5037602021ENGLISH.pdf
[3] https://iranhr.net/en/reports/#/
[4] https://shahraranews.ir/fa/news/46542/
[5] https://www.mehrnews.com/news/4091677/
[6] گزارش سال ۲۰۲۰ https://iranhr.net/media/files/Rapport_iran_2021-gb-290321-BD.pdf
[7] https://iranhr.net/en/articles/1136/
[8] https://iranhr.net/fa/articles/2669/ and https://iranhr.net/fa/articles/3504/
[9] https://iranhr.net/en/articles/4554/
[10] https://iranhr.net/fa/articles/4668/
[11] https://iranhr.net/en/articles/4760/
[12] https://iranhr.net/en/reports/9/
[13] https://iranhr.net/en/articles/666/
[14] https://iranhr.net/fa/articles/1493/
[15] https://iranhr.net/fa/reports/12/

iran-emrooz.net | Fri, 08.10.2021, 11:03
دو خبرنگار، برندگان امسال جایزه صلح نوبل

“ماریا رِسا” و “دیمیتری موراتف”، به عنوان برندگان جایزه صلح نوبل امسال (۲۰۲۱) معرفی شدند.

به گزارش ایسنا، بر اساس وصیت نامه آلفرد نوبل، جایزه صلح به شخصی اعطا می‌شود که در سال گذشته «بیشترین یا بهترین کار را برای برادری بین ملت‌ها، برای لغو یا کاهش ارتش‌های ثابت و حفظ و ارتقای صلح انجام داده باشد.”

“ماریا رِسا”، خبرنگار فیلیپینی-آمریکایی و “دیمیتری موراتف” از روسیه برای “نبرد سرسختانه برای آزادی بیان” شایسته انتخاب برای جایزه نوبل صلح امسال معرفی شدند.

ماریا رسا (Maria Ressa) دوم اکتبر ۱۹۶۳ به دنیا آمد و یک خبرنگار و نویسنده فیلیپینی- آمریکایی است که موسس و مدیر سایت “راپلر” (سایت اخبار آنلاین فیلیپین) است. وی پیشتر و قریب به دو دهه به عنوان خبرنگار تحقیقی در بخش جنوب شرق آسیای شبکه خبری سی.ان.ان کار می‌کرد.

در ۲۰۲۰، او به “انتشار اخبار نادرست در فضای مجازی” بر اساس قانون مناقشه برانگیز مقابله با جرایم سایبری فیلیپین متهم شد اما این اتهام با انتقاد از سوی گروه‌های حقوق بشری و خبرنگاران روبرو شد که فیلیپین را به حمله علیه آزادی رسانه متهم کردند.

خانم رسا همچنین فرد برگزیده مجله تایم در ۲۰۱۸ شد که یکی از اعضای گروه خبرنگارانی بود که در سراسر جهان با اخبار جعلی مقابله کردند.

۱۳ ژانویه ۲۰۱۹، وی با اتهاماتی درباره اینکه سایت راپلر اجبار جعلی را در ارتباط با “ویلفردو کنگ”، تاجر معروف منتشر کرد، بازداشت شد.
۱۵ ژانویه ۲۰۲۰ دادگاهی در مانیل این زن خبرنگار را بابت بزه ارتکابی، مجرم دانست. وی همچنین منتقد سرسخت رودریگو دورته، رئیس جمهوری فیلیپین نیز به شمار می‌رود.

دیمیتری موراتف، سردبیر روزنامه “نووایا گازتا” از منتقدان عدم توجه مقامات دولتی به قتل روزنامه‌نگاران روس و خواستار ایجاد نهادی وابسته به پلیس بین‌الملل برای پیگیری این قتل‌ها شده بود.
دیمیتری موراتف

دیمیتری موراتف (Dmitry Muratov) زاده ۳۰ اکتبر ۱۹۶۱ خبرنگار و سردبیر روزنامه روسی “نووایا گازتا” است. وی بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۷ سردبیر این روزنامه بود. بر اساس اعلام کمیته حفاظت از خبرنگاران، نووایا گازتا تنها روزنامه واقعا انتقادی با نفوذ ملی امروز در روسیه نامیده می‌شود.

این روزنامه به دلیل گزارش کامل خود در زمینه موضوعات حساس مانند فساد دولتی و نقض حقوق بشر شهرت دارد.

در سال ۲۰۰۷، وی برنده جایزه بین‌المللی آزادی مطبوعات از سوی کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران شد. این جایزه به روزنامه‌نگارانی تعلق می‌گیرد که در دفاع از آزادی مطبوعات در برابر حملات، تهدیدها یا زندان شجاعت نشان می‌دهند.

در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۰، او نشان لژیون افتخار که بالاترین نشان فرانسه است را دریافت کرد. در ۲۹ مه ۲۰۱۰ ، موراتف جایزه “چهار آزادی” را برای آزادی بیان در میدلبورگ هلند دریافت کرد.

iran-emrooz.net | Fri, 08.10.2021, 10:15
تاکید مجدد عفو بین‌الملل بر ضرورت پایان مجازات اعدام

رادیو فردا: در آستانه روز ۱۸ مهر که «روز جهانی مبارزه با مجازات مرگ» نام‌گذاری شده است، سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای این نوع مجازات را «نفرت‌انگیز و ظالمانه» خوانده و تاکید کرد که در میان قربانیان این مجازات، زنان با رنج و تبعیض بیشتری مواجهند.

در این بیانیه به نقل از راجات خُسلا، مدیر ارشد سازمان عفو بین‌الملل، آمده است که بسیاری از زنان که به اعدام محکوم شده‌اند، پرونده‌شان در دادگاه‌های ناعادلانه و غیرشفاف رسیدگی شده و با تبعیض مواجه بوده‌اند.

سازمان عفو بین‌الملل در میان پرونده اعدام زنان به اعدام زینب سکانوند در ایران اشاره کرده است. زینب سکانوند در ۱۵ سالگی ازدواج کرد و در ۱۷ سالگی «به اتهام قتل شوهرش» بازداشت شد و با وجود این که در نوجوانی مرتکب جرم شده بود، مهرماه سال ۹۷ اعدام شد.

جمهوری اسلامی ایران سن مجازات کیفری برای پسران را ۱۵ سال و برای دختران ۹ سال تعیین کرده است، در حالی که کنوانسیون‌های بین‌المللی مانند حقوق کودک، سن مجازات کیفری برای هر دو جنس را ۱۸ سال تعیین کرده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران این کنوانسیون را «به طور مشروط» پذیرفته است ولی کماکان در شمار اندک کشورهایی است که در آن حکم اعدام برای نوجوانان بزهکار، همچنان صادر و پس از ۱۸ سالگی اجرا می‌شود.

سازمان عفو بین‌الملل در بخش دیگری از بیانیه خود بر لزوم تلاش برای لغو مجازات اعدام در همه کشورهای جهان و فراگیری این ایده تاکید کرده که دولت‌ها قدرت نفی حق زندگی را ندارند.

روز ۱۵ مهرماه امسال نیز بیش از ۱۵۰ نفر از مدیران ارشد فعال در حوزه صنعت و تجارت جهان با امضای بیانیه‌ای خواستار لغو مجازات اعدام در سراسر جهان شدند و این مجازات را عامل تداوم نابرابری‌ها دانستند.

تاکنون بیش از ۱۷۰ عضو سازمان ملل متحد مجازات اعدام را در قوانین خود یا در عمل لغو کرده‌اند. ۲۳ ایالت از ایالات متحده این مجازات را غیرقانونی اعلام کرده و بیش از ده ایالت هم سال‌هاست که از این مجازات استفاده نکرده‌اند.

با این که مجازات اعدام در ایالات متحده به امر نادری تبدیل شده است، اما همچنان در هر سال چند بار این اتفاق رخ می‌دهد. سال گذشته هفده نفر در این کشور اعدام شدند. آمار اعدام‌های آمریکا در سال جاری میلادی نیز تاکنون به هفت مورد رسیده است.

گزارش‌ها حاکی است که چین با اعدام هزاران نفر در سال بالاترین نرخ مجازات اعدام در جهان را دارد، اما دولت این کشور آمار اعدام‌ها را هیچ وقت اعلام نمی‌کند.

طبق گزارش سازمان عفو بین‌الملل، ایران نیز در سال گذشته میلادی با ۲۴۶ حکم اعدام نیمی از اعدام‌های ثبت شده در جهان را به خود اختصاص داد.

پس از ایران در سال گذشته میلادی به ترتیب کشورهای مصر با ۱۰۷ اعدام، عراق با ۴۵ اعدام و عربستان سعودی با ۲۷ مورد اعدام در رده‌های سوم تا پنجم قرار داشتند.

iran-emrooz.net | Fri, 08.10.2021, 10:12
نگرانی همسر عباس واحدیان از وضعیت سلامت او در زندان

همسر عباس واحدیان شاهرودی از وضعیت سلامت این زندانی سیاسی ابراز «نگرانی شدید» کرد و گفت برای آقای شاهرودی در ارتباط با پرونده امضای «بیانیه ۱۴» حکم ۱۰ سال حبس ابلاغ شده و یک پرونده جدید نیز تحت عنوان «اقدام علیه امنیت ملی» برای او گشوده‌اند.

شهلا جهان‌بین، همسر عباس واحدیان، روز پنج‌شنبه ۱۵ مهر، در گفت‌وگو با بخش فارسی صدای آمریکا، ضمن اعلام این خبر، گفت این زندانی سیاسی بار دیگر روز دهم شهریور ماه در رضوان‌شهر دستگیر و به اطلاعات مشهد منتقل شده است.

به گفته خانم جهان‌بین، آقای واحدیان در تماس روز چهارشنبه خود با دخترش گفته است که از سلول انفرادی به اتاق دیگری که در زندان به آن «اتاق جمعی» می‌گویند منتقل شده و «تا یکی دو هفته آینده به بند عمومی منتقل می‌شود.»

همسر این زندانی سیاسی، با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی آقای شاهرودی گفت: سردردهای مکرر و شدید دارد و گردنش درد می‌کند. به تشخیص دکتر به دلیل فشار خون بالا قرص «زیرزبانی» برایش گذاشته‌اند و برایش قرص فشار خون تجویز کرده‌اند.

او اضافه کرد: در پی ضرب و شتم در بازداشت پیشین در سال ۹۸، دندان و فک عباس واحدیان آسیب دید و در پی آن لثه‌هایش «به‌شدت» عفونت کرد و دندانش لق شد،‌ به‌طوری که نمی‌توانست غذا بخورد.

شهلا جهان‌بین تأکید کرد: «این عفونت ممکن است به قلبش صدمه بزند و مشکلات بدتری برایش به وجود بیاورد.»

خرداد ۱۳۹۸، گروهی ۱۴ نفره از فعالان سیاسی و مدنی با انتشار بیانیه‌ای خطاب به آیت‌‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خواستار استعفای او و تغییر قانون اساسی ایران - که به زعم آنها مجلسی فرمایشی، دولتی بی‌اختیار و قوه قضاییه‌ای غیرمستقل ایجاد کرده است - شدند.

این درخواست، در مرداد ماه ۹۸ مورد حمایت ۱۴ تن از فعالان مدنی زن قرار گرفت. آنها نیز در یک بیانیه مشابه خواستار گذار از جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی جدید شدند.

مقام‌های امنیتی جمهوری اسلامی، امضاکنندگان این نامه‌ها را به تلاش برای «طراحی فتنه جدید» متهم کرده و بسیاری از امضاکنندگان این دو نامه را بازداشت کردند؛ برخی از بازداشت شدگان پس از مدتی به صورت موقت آزاد و گروهی دیگر همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند.

هم‌زمان، روز پنج‌شنبه گروهی از فعالان مدنی و سیاسی ایرانی در بیانیه‌ای نسبت به «وضعیت وخیم» عباس واحدیان شاهرودی هشدار داده‌اند.

در این بیانیه که نسخه‌ای از آن از سوی یکی از امضاکنندگان در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته، با اشاره به گذشت ۳۵ روز از بازداشت آقای واحدیان، آمده است: «وی با وجود خون‌ریزی لثه، مشکل ریوی، نفس‌تنگی شدید ناشی از ابتلای قبلی به کرونا» همچنان تحت بازجویی است.

امضاکنندگان این بیانیه تأکید کرده‌اند: «شهادت می‌دهیم که آقای واحدیان شاهرودی جرمی مرتکب نشده، جز وطن‌دوستی و بلند کردن صدایش علیه غارتگران.»

در این بیانیه «تن ندادن به ارعاب و خفقان حاکم» علت «تهدیدهای مکرر» و «باز کردن پرونده جدید» برای آقای واحدیان عنوان شده و بر «حق انتقاد، اعتراض و مبارزه علیه تعرض به حقوق مردم» به عنوان «بخش لاینفک از حقوق اساسی شهروندان» تأکید شده است.

امضاکنندگان بیانیه با «اعلام خطر» نسبت به وضعیت سلامت عباس واحدیان شاهرودی، رهبر جمهوری اسلامی، رئیس قوه قضاییه و اطلاعات مشهد را «مسئول مستقیم تهدید سلامت و جان» او و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله بازداشت‌شدگان بیانیه ۱۴ نفر معرفی کرده‌اند.

جواد لعل محمدی، رضا مهرگان، محمد نوریزاد، زرتشت احمدی راغب و شهلا انتصاری از امضاکنندگان بیانیه ۱۴، فرنگیس مظلوم مادر سهیل عربی، رودی بختیار روزنامه‌نگار، شاهین نجفی خواننده معترض، حسن نائب‌هاشم فعال حقوق بشر، کوروش زعیم و سپیده پورآقایی فعالان سیاسی، و رضوان مقدم فعال حقوق زنان از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 17:07
رهبران تجاری جهان خواستار لغو مجازات اعدام شدند

رادیو فردا: بیش از ۱۵۰ نفر از رهبران تجاری جهان با امضای بیانیه‌ای خواستار لغو مجازات اعدام در سراسر جهان شدند و این مجازات را عامل تداوم نابرابری‌ها دانستند.

این بیانیه که روز پنج‌شنبه ۱۵ مهر منتشر شد، بخشی از کارزار رهبران تجاری علیه مجازات اعدام است که اواخر زمستان گذشته در فستیوال بزرگ موسیقی «جنوب از جنوب غربی» توسط سر ریچارد برانسون آغاز شد.

از جمله امضاکنندگان اولیه این بیانیه می‌توان به فرانسوا – هنری پینو، میلیاردر صنعت مد، بن کوهن و جری گرینفیلد، صاحبان شرکت تولید بستنی «بن و جری»، آریانا هافینگتون و مدیران شرکت بریتانیایی – هلندی یونیلیور اشاره کرد.

این کمپین روز پنج‌شنبه در آستانه روز مبارزه با مجازات اعدام (۱۸ مهر) اعلام کرد که بیش از یکصد نفر دیگر نیز این بیانیه را امضا کرده‌اند. پاول گراهام، یکی از بنیان‌گذاران استارتاپ وای کامبینیتر، و سالی جوئل، وزیر امنیت داخلی سابق ایالات متحده، در میان امضاکنندگان جدید بیانیه هستند.

این بیانیه می‌گوید: «مجازات اعدام به عنوان شکلی غیرقابل جبران و افراطی از مجازات، امری غیرانسانی است و در شان انسان نیست. لغو این مجازات در سراسر جهان امری اخلاقی به‌شمار می‌آید که همه انسان‌ها باید از آن حمایت کنند».

بیش از ۱۷۰ عضو سازمان ملل متحد مجازات اعدام را در قوانین خود یا در عمل لغو کرده‌اند. ۲۳ ایالت از ایالات متحده این مجازات را غیرقانونی اعلام کرده و بیش از ده ایالت هم سال‌هاست که از این مجازات استفاده نکرده‌اند.

با این که مجازات اعدام در ایالات متحده به امر نادری تبدیل شده است، اما همچنان در هر سال چند بار این اتفاق رخ می‌دهد. سال گذشته هفده نفر در این کشور اعدام شدند. آمار اعدام‌های آمریکا در سال جاری میلادی نیز تاکنون به هفت مورد رسیده است.

فعالان حقوق بشر به جو بایدن، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، فشار می‌آورند تا وعده کارزار تبلیغاتی خود مبنی بر تصویب قانونی برای پایان دادن به مجازات اعدام در سطح فدرال را عملی کند.

گزارش‌ها حاکی است که چین با اعدام هزاران نفر در سال بالاترین نرخ مجازات اعدام را در جهان دارد، اما دولت این کشور آمار اعدام‌ها را هیچ وقت اعلام نمی‌کند.

طبق گزارش سازمان عفو بین‌الملل، ایران نیز در سال گذشته میلادی با ۲۴۶ حکم اعدام نیمی از اعدام‌های ثبت شده در جهان را به خود اختصاص داد.

پس از ایران در سال گذشته میلادی به ترتیب کشورهای مصر با ۱۰۷ اعدام، عراق با ۴۵ اعدام و عربستان سعودی با ۲۷ مورد اعدام در رده‌های سوم تا پنجم قرار داشتند.

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 15:17
ارزش کارت ایران برای چین کوچک‌تر شده است

ایلنا: مشاور اقتصادی در اتحادیه اروپا اظهار داشت: در پروژه انتقال گاز به شمال اروپا، روس‌ها موفق شدند که تهران را برای خروج از پروژه قانع کنند. در نتیجه روس‌ها توانستند امتیازهای زیاد و مهمی را از اروپا و به خصوص آلمان بگیرند. علاوه بر این در بسیاری موارد به کلی جای پای ایران را پر کردند. یعنی حتی ایران به بازارهایی که داشت بازگردد و نفت خام و گاز را با تخفیف ۲۰ درصدی بفروشد ارزیابی من این است که توفیق کمی خواهد داشت.

مهرداد عمادی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا در مورد آخرین وضعیت مذاکرات وین اظهار کرد: آنچه از طرف تروئیکای اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) شنیده می‌شود اینکه فضای مذاکره از طرف آمریکا و تروئیکای اروپایی بسیار سرد شده است. پروژه موشکی ایران به اندازه مسئله هسته‌ای و نظامی کردن آن در نگرانی‌های سه کشور اروپایی و آمریکا، در کانون توجهات است.

وی افزود: در همین راستا شتاب ایران در تولید موشک‌های دوربرد با بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر یا ۱۸۰۰ مایل را مطرح می‌کنند. می‌گویند حمل ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم مواد انفجاری معمولی در این فاصله از نظر سود و زیان توجیهی ندارد، مگر اینکه چیز دیگری حمل کند. بنابراین آنها معتقدند پروژه موشکی ایران به طور مستقیم به غنی‌سازی ارتباط پیدا کرده است.

عمادی تصریح کرد: بخش زیادی از موفقیت لابی مخالف توافق ایران در این پروژه به خاطر کسانی بود که شعارنویسی روی موشک‌ها را شروع کردند. این پیام نوشتن‌ها هزینه بسیار زیادی را وارد کرد. عامل مهم دیگر تغییر کیفی رفتار روسیه در چارچوب این توافق و اشاره‌هایی است که غرب از روسیه می‌گیرد. این دو موضوع در کنار هم باعث شدند که فضای مذاکرات سردتر و انرژی برای توافق بسیار کم شود. طبق مشاهدات، عامل سوم انتخابات و سطح شرکت مردم بود. این اتفاق پیام مثبتی برای توان‌افزایی تیم مذاکره تهران در چارچوب مذاکرات نداشت.

وی با خودخواسته خواندن انزوای ایران خاطرنشان کرد: انزوای رو به افزون ایران بیشتر به صورت خودخواسته بود. فشارهایی از طرف دولت آقای ترامپ وارد شد اما به اندازه قابل‌توجهی این فشارها و محدودیت‌ها بازگشت داده شد. الان به نظر می‌رسد که حود تهران خواستار این انزوا به شکل فاصله‌گیری از غرب است.

مشاور اقتصادی در اتحادیه اروپا گفت: روس‌ها دست خود را در رابطه با ایران بسیار بالا می‌بینند. شنیده‌ها حاکی از این است که روس‌ها به طور مستقیم به ایران می‌گویند که انتظار داریم خریدهایتان را از ما بیشتر کنید و از کشورهای غربی کمتر خرید کنید. مستقیماً می‌گویند که پرداخت‌ها را به صورت ارز بین‌المللی می‌خواهند و همچنین خواستار اعطای پروژه‌ها بدون مناقصه به شرکت‌های روسی هستند. این موضوع شاید قبلا هم وجود داشت اما به این صورت سنگین و عریان نبود.

وی در ادامه افزود: این موضوع نشان‌دهنده افزایش عدم توازن قدرت بین ایران در چانه‌زنی و مذاکره با همسایه شمالی خود است. ارزیابی مسکو در بن‌بست بودن و بسته بودن دست ایران در اقتصاد و روابط بین‌الملل یکی از عوامل این موضوع بوده است. روابط بین‌الملل ایران امروز به اندازه قبل از دولت قوام ضعیف شده است و روسیه از کارت ایران استفاده حداکثری می‌کند.

عمادی با اشاره به اهمیت فروش گاز به اروپا گفت: در پروژه انتقال گاز به شمال اروپا، روس‌ها موفق شدند که تهران را برای خروج از پروژه قانع کنند. در نتیجه همین موضوع روس‌ها توانستند امتیازهای زیاد و مهمی را از اروپا و به خصوص آلمان بگیرند. علاوه بر این در بسیاری موارد به کلی جای پای ایران را پر کردند. یعنی حتی اگر ایران فردا به بازارهایی که داشت بازگردد و نفت خام و گاز را با تخفیف ۲۰ درصدی بفروشد ارزیابی من این است که توفیق کمی خواهد داشت.

وی اضافه کرد: در مورد چین چارچوب به شکل دیگری است. چین به ایران به عنوان یک بازیکن جغرافیای منطقه‌ای نگاه می‌کند که هم مرز نیستند ولی به سرعت به هم نزدیک می‌شوند. چین با ملاقات‌هایی که در این سه و نیم هفته با گروه‌ طالبان و دیگر گروه‌های سیاسی در افغانستان داشته و هم چنین جایگاهی که در ۱۵ سال اخیر در پاکستان و به خصوص در پروژه موشکی و اتمی این کشور داشته‌، به نوعی به شکل نماینده‌ای در حال هم مرز شدن با ایران است. انتظار ما این است که سرمایه‌گذاری‌های روابط بین الملل چین با طالبان و دیگر گروه‌های سیاسی در منطقه برای ایجاد یک جای پای سنگین و احتمالاً نظامی در افغانستان باشد.

عمادی در ادامه تصریح کرد: شاید برخی در تهران بگویند چین متحد ما است و می‌تواند از ما حمایت کرده و در مقابل غرب یاری دهد. اما باید توجه داشت که چین شریک بازرگانی ایران است نه متحد. البته می‌تواند متحد ایران باشد ولی در حال حاضر این گونه نیست. برای مثال می‌توان به مسدود شدن حساب‌های ایران در بانک‌های چینی یا دو بار پاسخ منفی به ایران برای خرید جت‌های جنگی سری «جی» اشاره کرد که همه کشورها از جمله اندونزی توانستند این جت‌های جنگی را خریداری کنند اما چین حاضر به امضا و فروش آن به ایران نشد.

وی گفت: حتی وقتی چین از کره شمالی برای یاری دادن به پروژه موشکی ایران استفاده کرد خط‌های قرمزی را تعیین کرد که کره‌ای‌ها آن را رعایت می‌کنند. هنوز ایران متوجه نشده که ابعاد و پیامدهای این خط‌های قرمز چه چیزهایی هستند و تا چه اندازه همان خط‌های قرمزی هستند که تل آویو و پکن در سال ۲۰۱۶ در مورد آن توافق کردند. بنابراین گرچه چین شریک تجاری مهمی است اما به خاطر اتفاقاتی که در افغانستان در حال رخ دادن است و همچنین کاهش توان ایران در پیشبرد اهداف روابط خارجی که در دنیای امروز تعیین‌کننده توان اقتصادی نیز است، ارزش کارت ایران برای چین بسیار کوچک‌تر شده است.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به تصویر دولت ابراهیم رئیسی در اروپا بیان کرد: من از موضع دولت جدید ایران در برابر مذاکرات اطلاع ندارم اما تصویری که از دولت ایران در رسانه‌های اروپای غربی و آمریکا شمالی ترسیم شده این است که دولت جدید تمایلات بسیار رادیکال در روابط بین‌الملل داشته و این تمایلات رادیکال جهت تعمیق رویکرد امنیتی و نظامی در مورد عربستان، افغانستان و کشورهای اروپایی خواهد داشت. به نظر می‌رسد این موضوع روی مذاکرات برجام تاثیر مثبتی نخواهد داشت. چرا که از روز نخست تصویری که در ذهن مذاکره‌کنندگان وجود دارد این است که؛ تیم بسیار متفاوت بوده و تمایلات آن به سمت ایران اتمی، صادرکننده انقلاب و..... است.

وی با تاکید بر اهمیت عوامل اقتصادی متذکر شد: در سیستم بانکی بدهکاری کیهانی داریم و در سیستم بیمه و صندوق‌های بازنشستگی به ورشکستگی رسیده‌ایم. به همین خاطر من فکر می‌کنم که هفته‌ها و ماه‌های بدی در پیش روی این دولت خواهد بود. اگر دولت نتواند از روز اولی که کار را به دست گرفت اقتصاد را با سرعت بسیار زیاد به حرکت در بیاورد مشخص نیست که چه بخش‌هایی از فرابحران به بیرون کشیده خواهد شد. ما امروز روی سیستم اقتصادی کنترل امنیتی داریم اما این می‌تواند به سرعت به آشوب اقتصادی تبدیل شود. این موضوع قبلا هم در آلبانی و هم روسیه دیده شده است.

عمادی همچنین اضافه کرد: مهم نیست که عملکرد ایران در پروژه موشکی و غنی‌سازی، اتهام یا واقعیت است بلکه مهم این است که این موضوع پذیرفته شده و هزینه‌هایی برای ایران ایجاد کرده است. در اتاق‌های کلیدی برلین، پاریس و لندن این موضوع ادعا می‌شود که ایران از مسئله مهاجرت و مواد مخدر استفاده ابزاری می‌کند تا منابع مالی خود را تامین کرده و پایه مالی برای کارهایی که در اروپا تشویق به تروریسم تعبیر می‌شود ایجاد کند!

وی افزود: البته در آمریکا و کانادا نیز به همین شکل تعبیر می‌شود اما اروپا امروز بیرق‌دار این موضوع است.

مشاور اقتصادی در اتحادیه اروپا با اشاره به تاثیر این موضوع بر آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران گفت: این موضوع شرایط آزادسازی پول‌های ایران را تغییر داد‌، اگر FATF قبلا یک پیش‌نیاز بود الان تبدیل به یک باید شده است. اگر قبلا گفته می‌شد که ما می‌توانیم یک زمان انتقالی یک ساله یا ۱۸ ماهه به ایران بدهیم تا به FATF بپیوندد دیگر اینگونه نیست‌؛ بلکه گفته می‌شود ناظران باید به تمام پرونده‌های انتقال مالی و رسمی ایران دسترسی داشته باشند. اگر این اتفاق بیفتد پول‌های ایران نیز بدون هیچ محدودیتی آزاد می‌شود اما انجام شدن این موارد نیاز به تغییر بنیادین در سیستم بانکی و ... دارد. برای مثال می‌توان به مسائلی که در مورد بانک مرکزی ایران در بحرین مطرح شده اشاره کرد.

وی افزود: از همین روی پول‌های بلوکه شده ایران احتمال آزادی دارند ولی از روز نخست آزادسازی این پول‌ها با نظارت بسیار سنگین همراه خواهد شد. ما می‌دانیم که این شفافیت در ایران دشمنان و مخالفان جدی دارد.

عمادی با تاکید بر اینکه بسیاری از منافع اروپا در روابط با ایران از بین رفته اظهار کرد: منافع اروپا در توسعه روابط با ایران مربوط به ۳ عامل بود اولین عامل امنیت انرژی بود که اهمیت زیادی داشت اما ایران خود را از این بازار خارج کرد و دیگر در اتحادیه اروپا در این مورد به ایران به عنوان یک بازیگر با پتانسیل بالا نگاه نمی‌شود. این مورد اهمیت زیادی داشت در حدی که ارزیابی‌های مجلس سنای فرانسه یا مجلس عوام بریتانیا برآورد کرده بودند که طی ۵ سال بین ۲۵ تا ۴۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری و فروش کالای صنعتی ایران اتفاق بیافتد. زیربنای این داد و ستد، صادرات انرژی از سوی ایران بود که دیگر وجود ندارد. حذف این فاکتور باعث شده که کارت ایران در منطقه از رده‌بندی AA به رده‌ای میان B و B منفی قرار بگیرد. یعنی دیگر ایران در این زمینه بازیگر اصلی نیست.

وی اضافه کرد: بخش دیگری که برای اتحادیه اروپا اهمیت داشت این بود که ایران اتمی می‌تواند ماشه‌ای برای منطقه اتمی باشد. با توجه به اینکه ترکیه عملاً در مرز جنوبی اروپا است و ایران نیز موشک دوربرد دارد می‌تواند از نظر آلودگی اورانیوم و پلاتینیوم و موج انسانی مهاجرت فاجعه‌برانگیز باشد. نگاهی وجود داشت مبنی بر اینکه ایران قوی از نظر اقتصادی می‌تواند باعث توسعه منطقه شده و جلوی مهاجرت به غرب را بگیرد این نگاه نیز دیگر وجود ندارد. چراکه این ادعا از سوی آنان تا حدود زیادی پذیرفته شده که ایران به سمت نظامی کردن توان اتمی خود پیش می‌رود. ناتوانی ایران در قانع کردن غرب مبنی بر اینکه چنین سناریویی در افق روی ما نیست از عوامل تاثیرگذار در این موضوع بودند.

عمادی خاطرنشان ساخت: پرونده‌هایی در آذربایجان، ترکیه و آلبانی در مورد مواد مخدر و پیوند آن با ایران تشکیل شد که تصویر ایران را بسیار تاریک نشان داد. در همین راستا نگاه اتحادیه اروپا به ایران نیز تغییر بنیادین پیدا کرده و منفی شده است.

این کارشناس اقتصادی در پاسخ به سوالی در مورد بزرگترین چالش اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی بیان گرد: بزرگترین چالش اقتصادی دولت جدید، توافق مخرب، فسادافزا و انحصاری که بین سرمایه‌گذاری سنتی بازار که صادرکننده موادخام و واردکننده کالا است و تمایل و مهارتی هم برای سرمایه‌گذاری در تولید ندارند و برخی نهادهاست که از کابینه دوم خاتمی به صورت رسمی دست در دست این بازار گذاشتند و تصمیم گرفتند اقتصاد را از تولید به سمت تجارت ببرند. در همین راستا حذف سیستماتیک کارشناسی از مدیریت کشور اتفاق افتاد. هرجا که ما کارشناسی داشتیم که خواسته واقعیات را گفته و ارزیابی کارشناسانه دهد، حذف شده یا به سایه کشانده شدند. این موضوع را ما هم در مجلس و هم کابینه های مختلف شاهد بودیم.

وی اضافه کرد: بنابراین بزرگترین چالش دولت آینده در حوزه اقتصاد انحصار در تجارت و قراردادهای خارجی است. تا این موارد تغییر نکند و اقتصاد ایران مانند مالزی، ترکیه، مکزیک، ویتنام و چین به طرف یک اقتصاد مدرن حرکت نکند تغییری در وضعیت به وجود نمی‌آید. لباسی که ایران به تن اقتصاد کرده مندرس شده و به زودی روزی خواهد رسید که اقتصاد ایران برهنه بماند و چیزی برای عرضه نداشته باشد. این عریان بودن، عریانی فقر، پوک شدن زیرساخت‌های تولید صنعتی و ورشکستگی است که ایران توانسته آن را تنها با چاپ پول پنهان کند اما برای کسانی که در کار هستند از روز هم روشن‌تر است.

عمادی تأکید کرد: تا زمانی که ما نپذیریم این انحصار اقتصادی را بدون تعارف، شعار و میانبر کنار بزنیم تغییر ایجاد نخواهد شد، کسانی که صحبت از میانبر می‌کنند‌ یا کارشناس نیستند یا می‌خواهند چشم ها را از دیدن واقعیت منحرف کنند. دیگر زمان تعارف در اقتصاد ایران گذشته است. اگر ما حاضر به پذیرش واقعیات و پیامدهایی که این انحصار به اقتصاد ایران تحمیل کرده و مردم کشور را در این شرایط نارضایتی گسترده قرار داده، نباشیم، من راه چاره دیگری جز اینکه این تغییر به ایران تحمیل خواهد شد نمی‌بینم.

وی در مورد راه حل این بحران توضیح داد: راه حل این موضوع یک مناقصه بین‌المللی در مورد انحصارهایی است که به وجود آمده، این همان کاری است که چک اسلواکی و جمهوری چک انجام داد. با این کار دولت توانست از زیر بار بدهی این شرکت‌ها خارج شود.

عمادی اضافه کرد: راه حل دیگری هم وجود دارد که می‌تواند یک بمب سیاسی باشد، در این راه حل دولت باید کاری که در نروژ و مکزیک انجام شده را پیش گرفته و صنعت نفت را به صورت یک شرکت سهامی عام عرضه کند و دولت تنها یک سهم طلایی داشته باشد. سهام طلایی اگرچه یک سهم است اما حق وتو دارد تا اگر این شرکت بخواهد کاری کند که بر خلاف منافع کشور باشد دولت بتواند وتو کند. غیر از حالت دولت در بخش نفت، گاز و پتروشیمی مسئولیتی نداشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: کسانی که الان این بخش‌ها و انحصار را در دست دارند که عمدتاً وابستگی‌هایی به مراکز قدرت دارند در صورت اجرایی شدن این پیشنهادات کنار خواهند گذاشته شد. آنها خود نخواهند رفت اما وقتی مناقصه برگزار شود مجبور به نشان دادن بخشی از دفاتر خود خواهند شد. در این صورت مشخص می‌شود چه پول‌هایی جابجا شده، چه وام‌هایی به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده یا چه ارزهایی به کشور بازنگشته است. تا دولت حاضر به نشان دادن چنین جرأت و جسارتی نباشد، اقتصاد ایران در همین چاله‌ای که افتاده عمیق‌تر و عمیق‌تر خواهد رفت.

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 14:17
جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۱ به «عبدالرزاق گورنا» اهدا شد

جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۱ به «عبدالرزاق گورنا» رمان نویس اهل تانزانیا اعطا شد.

به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی نوبل پرایز، جایزه نوبل ادبیات به عنوان یکی از جوایز مطرح ادبی در سطح جهان امروز برنده سال ۲۰۲۱ خود را شناخت و عبدالرزاق گورنا از تانزانیا به دلیل «کاوش سازش‌ناپذیر و قانع کننده درباره اثرات استعمارگری و سرنوشت پناهجویان در شکاف میان فرهنگ‌ها و قاره‌ها» این جایزه را از آن خود کرد.

پاداش نقدی جایزه نوبل ۱۰ میلیون کرون سوئد معادل یک میلیون و ۱۰۰ هزار دلار است که معمولا همراه با یک مدال و دیپلم افتخار طی مراسمی در استکهلم و اسلو به برندگان هر شاخه اعطا می‌شود؛  اما مراسم اهدای جوایز امسال نیز به رسم سال گذشته به دلیل شیوع کرونا به صورت مجازی برگزار می‌شود و مدال و لوح از طریق سفارت به دست برنده می رسد.

گورنا که متولد سال ۱۹۶۸ است در ابتدا به زبان سواحیلی می‌نوشت اما بیشتر کارهایش را به زبان انگلیسی نوشته است، وی که در حال حاضر در کشور انگلیس زندگی می کند، تاکنون ۱۰ رمان و یک مجموعه داستان کوتاه با عنوان «مادرم در یک مزرعه در آفریقا زندگی می‌کرد» (۲۰۰۶) منتشر کرده است.

رمان «بهشت» از مهم‌ترین آثار وی است که در سال ۱۹۹۴ به فهرست کوتاه جایزه «بوکر» راه یافته بود. «گریز» (۲۰۰۵) و «کنار دریا» (۲۰۰۱) دو رمان معروف دیگر این نویسنده هستند که هر دو به جمع نامزدهای اولیه جایزه «بوکر » راه یافته بودند. «زندگی پس از مرگ» (۲۰۲۰) آخرین رمان «گورنا» است که به جمع نامزدهای نهایی جایزه «جورج اورول» راه یافته بود.

سه رمان اول این نویسنده، خاطره عزیمت (۱۹۸۷)، راه زوار (۱۹۸۸) و دوتی (۱۹۹۰)، تجربه مهاجران در بریتانیای معاصر را روایت می‌کند. چهارمین رمان گورنا، بهشت (۱۹۹۴) در دوران استعماری در آفریقا در طول جنگ جهانی اول می گذرد و در فهرست نهایی جایزه بوکر قرار گرفت.

سال گذشته جایزه نوبل ادبیات به خاطر لحن شاعرانه بی‌نقصی که با زیبایی ساده‌ و بی‌آلایش خود موجودیت فردی را عالمگیر می‌کند، به لوئیز گلیک، شاعر آمریکایی،  اهدا شد.

از معروف‌ترین چهره‌های ادبی جهان که نوبل ادبیات را در فهرست افتخارات خود دارند می‌توان به ارنست همینگوی، جرج برنارد شاو، هرمان هسه، توماس الیوت، ویلیام فاکنر، آلبر کامو، ساموئل بکت، پابلو نرودا، هاینریش بل، گابریل گارسیا مارکز، تونی موریسون، گونتر گراس، ارنست همینگوی، اورهان پاموک، دوریس لسینگ، هرتا مولر، ماریو بارگاس یوسا و آلیس مونرو اشاره کرد. 

آلفرد نوبل (۱۸۳۳ تا ۱۸۶۹) شیمی‌دان، مهندس، مخترع و تاجر سوئدی که برای کشف دینامیت و مالکیت کارخانه اسلحه‌سازی بوفور سوئد مشهور است؛ کمی قبل از مرگ در ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵ سومین و آخرین وصیت‌نامه خود را نوشت و در آن تمام اموال و منافع حاصل از آن را به اهدای پنج جایزه نوبل در رشته‌های شیمی، فیزیک، زیست شناسی یا پزشکی، ادبیات و صلح اختصاص داد.

نوبل آکادمی سوئد را به عنوان مسوول تعیین برنده نوبل ادبیات و اهدای آن تعیین کرد. وی به طور خاص وصیت کرد این جایزه هر ساله به فردی اعطا شود که در یک سال گذشته شاهکارترین اثر ادبی را در بهترین شکل ارائه داده باشد.

با وجود صراحت وصیت‌نامه نوبل، اولین جایزه در سال ۱۹۰۱ و پنج سال بعد از درگذشت وی اعطا شد.  این جایزه در سال‌های ۱۹۱۴، ۱۹۱۸، ۱۹۶۵، ۱۹۴۰، ۱۹۴۱، ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ به دلیل نبود اثری درخور با مشخصات موردنظر، به کسی اهدا نشد. سال ۲۰۱۸ نیز بدون اعلام برنده نوبل ادبیات گذشت و جایزه این دوره سال بعد به طور مشترک با برنده سال ۲۰۱۹ اعلام شد.

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 13:12
درس‌ها و مزایای اقتصاد ترکیه برای ایران

خبرگزاری آناتولی: احسان سلطانی، پژوهشگر ارشد حوزه اقتصاد و صنعت در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرگزاری آناتولی چگونگی «رشد ۱۲۰ درصدی اقتصاد ترکیه نسبت به ایران در ۱۰ سال اخیر»، عوامل موثر بر مشکلات اقتصادی کشورش و پتانسیل متعدد طرفین برای همکاری در این حوزه را بررسی کرد که در ادامه مشروح آن می‌آید.

مقایسه اقتصاد ترکیه و ایران

این تفاوت و رشد ۱۲۰ درصدی اقتصاد ترکیه نسبت به ایران در ۱۰ سال اخیر که بطور ملموس مشاهده می‌شود، دلایل‌ متعددی دارد؛

نخست اینکه اقتصاد ترکیه بر مردم و فعالیت‌های اقتصادی مردم این کشور استوار است، اما در ایران مناسبات اقتصادی بر فروش و صادرات مواد خام و اولیه توسط بنگاه‌های شبه‌دولتی تکیه دارد. بنابراین ترکیه به دلیل اتکایی که بر کار، تلاش و نوآوری مردم دارد در صنایع مختلف پایین‌دستی مانند صنایع نساجی، پوشاک، فرش، مبلمان، فلزی، پلاستیکی و لوازم خانگی و بخش‌هایی مانند گردشگری و غیره رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده است. در چنین حالتی ارزش‌افزوده تولیدات سیر صعودی می‌گیرد. ایرانی‌ها اما همچنان به خام‌فروشی اصرار دارند و به همین دلیل راه‌های پیشرفت را به‌روی خود مسدود می‌کنند.

دومین مسئله قابل توجه اینکه؛ طی ده ـ بیست سال گذشته بخش شبه‌دولتی (خصولتی) در ایران رشدی چشمگیر داشته و بخش خصوصی واقعی مورد بی‌توجهی و پسرفت قرار گرفته است، اما تُرک‌ها کلا به بخش خصوصی توجه ویژه‌ای دارند و به همین دلیل توانسته‌اند زیرساخت‌‌های اقتصاد این کشور را محکم و استوار بنا کنند. با این توضیح که بخش شبهِ‌دولتی (که بدتر از دولتی عمل می‌کند) نمی‌تواند موفقیت چندانی داشته باشد. خصوصا اینکه بخش شبهِ‌دولتی با رانت منابع ارزان معدنی،‌ نفت، گاز، انرژی و آب رشد کرده است.

اقتصاد بخش دولتی مبتنی بر تولید مواد خام و اولیه با کسب رانت از اقتصاد است. بخش شبه‌دولتی ایران اگر از رانت مواد معدنی، نفت و گاز و آب و برق ارزان و سایر حمایت‌ها محروم شود، قطعا ورشکست خواهد شد. بنابراین بخش شبه‌دولتی با توجه به ابزارهایی که از منابع عمومی بهره‌ می‌‌گیرد، اقتصاد را غارت می‌کند. در ترکیه اما بخش خصوصی شریان اقتصادی را در دست دارد در فضایی رقابتی فعالیت می‌کند. پس می‌توان گفت تفاوت فاحش مدیریت اقتصاد بین ایران و ترکیه به تفاوت فعالیت‌ شبه‌دولتی و خصوصی بر می‌گردد.

مسئله سوم هم به سیاست خارجی ارتباط دارد؛ دولت ترکیه منافع اقتصادی خود را در رونق تولید و صادرات و در نتیجه کسب درآمد ارزی می‌بیند، بنابراین هدف‌ مهمش را جستجو برای یافتن فرصت‌های اقتصادی می‌داند. دولت ترکیه رابطه‌ خود را با اسرائیل و عرب‌ها در منطقه و همچنین با ایران و روسیه به سطح مطلوب می‌رساند تا از طریق تعامل دیپلماتیک با کشورهای دیگر فضای اقتصادی‌ را در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت کنند. پس یکی از دلیل‌های رونق اقتصادی ترکیه، سیاست تنش‌زدایی این کشور در دیپلماسی است تا اقتصادی باز را تجربه کنند.

چهارم اینکه؛ هم بخش خصوصی ترکیه و هم سرمایه‌گذاری خارجی این کشور در جهت این است که صنایع تولیدی در سطح پایین‌دستی قوی باشد. به‌عنوان مثال در ۲۰ سال گذشته بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار در صنایع نساجی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، اما در ایران این رقم به سختی به ۱۰ میلیارد دلار می‌رسد. نتیجه‌ روند فعلی این می‌شود که در ترکیه در بخش‌‌هایی مثل نساجی، پوشاک، لوازم خانگی، لوازم فلزی و غیره که شاهد رقابت جدی هستیم، سرمایه‌گذاری‌های خوبی انجام شده است. اما در ایران سرمایه‌گذاری در صنایع‌ تولیدی بالادستی مثل پتروشیمی و فولاد؛ جدی و در اولویت گرفته می‌شود.

نکته پنجم و خیلی مهم دیگر‌ اینکه؛ در اقتصاد ایران به شدت سفته‌بازی، سوداگری و ... غلبه دارد، اما این ناهنجاری‌ها در اقتصاد ترکیه بسیار کمرنگ است. به‌عنوان مثال در ۴ سال گذشته قیمت مسکن به دلار در تهران نسبت به استانبول ۸۰ درصد گران‌تر شده است، آن هم در شرایطی که در ایران نرخ دستمزد کارگر ساختمانی و سیمان و اغلب مصالح ساختمانی ارزان‌تر بود (یا باید باشد) اما قیمت در مسکن در تهران در عرض چند سال چندین برابر شده است. در واقع وقتی بخش مسکن که در اقتصاد نقش‌آفرینی مهمی دارد با این شرایط مواجه می‌شود،‌ همه ساختار اقتصادی تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد.

جالب است بدانید ارزش دلاری بازار سرمایه (سهام) ایران نسبت به ترکیه در ۴ سال گذشته ۶ برابر شده است. یعنی اینکه با همه بحران‌ها، تحریم‌ها و جنگ اقتصادی و پس از چندین سال رشد سرمایه‌گذاری منفی، ارزش بازار سهام ایران به دلار ۶ برابر بازار سهام ترکیه شده است. این موضوع دلیلی جز این ندارد که بازار سرمایه در ایران خصولتی و در ترکیه خصوصی است و شرکت‌های خصولتی با سفته‌بازی و نوسان‌گیری و ... توانستند رونق بگیرند و با دستکاری بازار و مداخله در قیمت سهام، قیمت سهام بنگاه‌های خصولتی را به صورت غیرواقعی بالا بردند.

در ایران بسیاری از صبح تا شب دنبال سوداگری و سفته-بازی در بازار سهام، دلار و خانه و ... هستند تا درآمدهای بالا و بدون زحمت کسب کنند (به پول مُفت برسند)، اما ترک‌ها مشغول به تلاش و فعالیت‌های مولد هستند تا به شرایط مطلوب مالی برسند. این امر نشان می‌دهد که متاسفانه اقتصاد ایران طوری مدیریت شده است که عده زیادی از مردم بیکار و فقیر (یا با مشاغل پست) و بخش مهمی از آنها هم با معامله‌گری و سفته‌بازی دنبال کسب درآمد باشند. بدون تردید، چنین روندی ساختار اقتصادی را مختل می‌کند.

مسئله مهم دیگر هم «شوک‌هایی» است که به بازار ارز و به تبع آن سایر بازارها و قیمت‌ها وارد می‌شود. یعنی دلار در طول ۳ سال و چند ماه از کمتر از ۴ هزار تومان به ۲۸ هزار تومان رسیده است، در حالی که این شوک‌ها در اقتصاد ترکیه وارد نشد و نظر به ثبات اقتصاد کلان و آرامش فضای اقتصادی و نبود هرج‌ومرج، این کشور از وضعیت و رشد اقتصادی خوبی برخوردار بود.

مشکلات اقتصادی ایران علی‌رغم داشتن منابع عظیم و نیروی کار ارزان

سوءمدیریت یا همان ناکارآمدی مدیریتی که از سطوح پایین تا رده‌های بالای مدیریت اقتصادی آشکارا خودنمایی کند. وقتی تصمیم‌‌گیران تصمیم‌هایی احساسی، غیرکارشناسی و در راستای تامین منافع گروه‌هایی خاص اتخاذ می‌کنند،‌ طبیعی است که کشور غنی ایران در اقتصاد درجا بزند و روز به روز مانع‌‌هایی بیشتر و بلندتر را پیش روی اهداف اقتصادی ببیند. مشکل بزرگ ایران این است که فساد در اقتصاد رسمیت پیدا کرده است. حتی قانون‌ را طوری پیش‌بینی کرده‌اند که رانت و فساد برای گروهی تسهیل شود. بخشی از مسئولان ایران با اتخاذ تصمیم‌هایی غلط عالمانه و عامدانه نسخه‌های بازدارنده‌ای را برای اقتصاد کشورشان می‌پیچند. چنین روندی در ایران وجود دارد. به همین دلیل امیدها برای ترمیم فضا و بازشدن گره‌های اقتصادی کمرنگتر شده است.

امکان الگوبرداری ایران از اقتصاد ترکیه

اینکه ایرانی‌ها بخواهند از فضای اقتصادی ترکیه الگوبرداری کنند، مسئله‌ای بسیار ساده است. ایران باید با تغییر رویه شرایط را مهیا کند تا اقتصاد بر مبنای فعالیت بخش خصوصی به راهش ادامه بدهد. یعنی شرکت‌هایی که در حاشیه یا وابسته به دولت یا نهادهای قدرت راه‌اندازی شده و فعالیت می‌کنند، در فضایی رقابتی و بدون رانت باید امکان ادامه فعالیت داشته باشند. لازمه تحقق این مهم این است که شرکت‌های خصوصی در متن قرار گرفته و شرکت‌های خصولتی به حاشیه رانده شوند و محور اقتصاد نباشند. در چنین حالتی فساد بطور چشمگیر کمرنگ خواهد شد، همانطور که اقتصاد ترکیه فساد رسمی کمتری را به خود می‌بیند و شفاف‌سازی اقتصاد موجب می‌شود تحرکات سوءاستفاده‌کنندگان مغفول بماند.

پتانسیل‌های ترکیه و ایران برای همکاری در زمینه اقتصاد

هم ترکیه می‌تواند از ظرفیت‌‌های ایران استفاده کند، هم ایران از داشته‌های ترک‌ها. البته به این شرط که دو کشور سعی کنند در بحث گردشگری یا صنایع پایین‌دستی‌ مثل صنایع و پوشاک مکمل هم شوند. همچنین در زمینه فولاد و پتروشیمی وضعیتی مطلوب برای همکاری‌های دوجانبه وجود دارد. همه اینها زمانی محقق می‌شود که ایران و ترکیه بنا را بر شراکتی توام با رفاقت و برادری بگذارند تا از این طریق به منافع دوجانبه‌ برسند.

نقش‌آفرینی دیپلماسی در پیشرفت اقتصادی

اینکه سیاست‌های خارجی دولت‌ها در مناسبات اقتصادی اثر می‌گذارد، غیرقابل انکار است. مشاهدات این سال‌ها نشان از این دارد که شلختگی اقتصاد ایران ریشه در مسائل داخلی‌ چون فساد، رانت و ... دارد. با این توضیح که فساد، دیپلماسی را به سمت بن‌بست هدایت می‌کند. به‌عنوان مثال تولیدکنندگان لوازم خانگی هیچ‌کدام‌شان رقابتی نیستند و کارشان مونتاژ قطعه‌های وارداتی از چین و غیره است. آیا کسی تا به حال شنیده است که دولت ترکیه مرزهایش را روی بازار لوازم خانگی ایران و سایر شرکایش ببنند؟ جواب قطعا «نه» است. اما در ایران تولیدکنندگان با لابیگری کردند که واردات لوازم خانگی ممنوع شد تا آنها بتوانند جنس‌های تولیدی نامرغوب‌ خود را به مردم بفروشند. معلوم است که در چنین شرایطی و با اتخاذ اینگونه تصمیم‌های غیرکارشناسی اقتصاد ایران نه تنها پیشرفت نخواهد کرد، بلکه بن‌بست‌های دشوارتری را پیش روی خود خواهد دید.

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 12:01
نرخ تورم سالیانه به رکورد تاریخی ۶۰ درصد نزدیک شد

رادیو زمانه: به‌تازگی یکی از پایگاه‌های خبری اقتصادی در ایران اعلام کرد که به آمار سانسورنشده تورم که در بانک مرکزی تهیه شده دست یافته است. وبسایت و کانال خبری نود اقتصادی نوشت که تورم ۱۲ ماهه منتهی به مرداد ۱۴۰۰ به رقم ۵۸,۳ درصد و تورم خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها به ۷۲ درصد رسیده است.

نرخ تورم ۵۸ درصدی مردادماه امسال بالاترین نرخ تورم از سال ۱۳۲۲ بدین سو محسوب می‌شود. بدین ترتیب رکورد نرخ تورم دولت رفسنجانی در دی‌ماه ۱۳۷۴ که به ۵۱ درصد رسیده بود نیز شکسته شده است.

در مقابل مرکز آمار ایران، آماری متفاوت از تورم منتشر کرده است. مرکز آمار می‌گوید نرخ تورم سالانه منتهی به شهریور۱۴۰۰ در کل ایران به ۴۵,۸ درصد رسیده است. همزمان نرخ تورم دوازده‌ ماهه در استان ایلام ۵۳,۱درصد اعلام شده و در استان‌های قم و تهران به ۴۱,۳درصد رسیده که نشان از شکاف ۱۱,۸درصدی بین متورم‌ترین استان ایران یعنی ایلام با استان‌های با کمترین فشار رشد قیمت‌ها یعنی قم و تهران دارد.

بر اساس اعلام این مرجع آماری رسمی در ایران، نرخ تورم در مناطق شهری استان‌های ایلام، زنجان، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی، کردستان و آذربایجان شرقی از ۵۰ درصد عبور کرده است.

در مناطق روستایی ۱۷ استان ایران شامل استان‌های ایلام، فارس، کرمانشاه، یزد، آذربایجان غربی، لرستان، کردستان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، بوشهر، اردبیل، کهگیلویه و بویراحمد، همدان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، گلستان و آذربایجان شرقی نیز تورم بالاتر از ۵۰ درصد ثبت شده است.

براساس اعلام مرکز آمار ایران، بالاترین نرخ تورم ماهانه شهریور در استان یزد با ۵,۳ درصد و کمترین هم در استان سیستان و بلوچستان با ۲,۱درصد به ثبت رسیده است.

بالاترین نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه هم به استان آذربایجان‌غربی با ۵۳,۷ درصد و کمترین هم به استان همدان با ۳۸,۸ درصد اختصاص داشته است.

دولت مرگ و خط قرمزهایش

ابراهیم رئیسی، عضو هیات مرگ در دو ماه گذشته بارها اعلام کرده است که تورم برای دولتش خط قرمز است. او در جلسه هیات دولت گفت که به وزیر اقتصاد و دیگر اعضای تیم اقتصادی دستور داده تا تورم را کنترل کنند.

مشابه چنین وعده‌ و دستوری در مورد نرخ ارز هم داده شد. کنترل قیمت ارز و افزایش ارزش پول ملی یکی از خواسته‌های علی خامنه‌ای از رئیس‌جمهورش در متن حکم تنفیذ هم بود. با این حال قیمت دلار از زمان روی کار آمدن رئیسی از ۲۲ هزار تومان به ۲۸ هزار تومان رسیده است. افزایش ۲۵ درصدی قیمت ارز در حالی رخ می‌دهد که رئیس‌جمهور جدید چند دستور ارزی هم داده است. یکی به هیات دولت تا قیمت ارز را پایین بیاورند و یکی به وزارت خارجه و بانک مرکزی تا پول‌های بلوکه‌شده ایران در کشورهای دیگر را به داخل منتقل کنند. هیچ کدام از این دستورات مبتنی بر راه‌حل عملی برای اجرایی شدن نبوده است.

همزمان با رشد قیمت‌ها، روند افزایش حقوق کارمندان نیز به دلیل آنچه کسری بودجه مفرط خوانده شد، متوقف شده است. هم‌اکنون تورم سالیانه با افزایش حقوق رسمی سال ۱۴۰۰ تفاوتی ۳۵ درصدی دارد. به بیان دیگر افزایش حقوق نه تنها توانسته تورم را مستهلک کند، که ۳۵ درصد هم عقب‌تر از تورم سالیانه است.

بر اساس اعلام مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی ایران، از سال ۱۳۹۶ به بعد بیش از نیمی از جمعیت ایران دچار فقر کالری شده‌اند. یعنی این جمعیت به‌دلیل گرانی و تورم نمی‌تواند ۲۱۰۰ کالری روزانه را دریافت کند.

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 10:13
بیش از ۶۱ هزار نفر بازمانده از تحصیل فقط دریک استان

بیش از ۶۱ هزار نفر بازماندگان و ترک‌تحصیل‌کنندگان در استان سیستان وبلوچستان داریم. یعنی حدود ۳۰ درصد از بازماندگان از تحصیل در کل کشور! از این تعداد بیش از ۱۳ هزار منع خدمات دولتی دارند که برخی از آنها به دلیل نداشتن شناسنامه نتوانسته‌اند تحصیل کنند.

به گزارش تجارت‌نیوز، بیش از ۶۱ هزار نفر در سیستان و بلوچستان بازمانده از تحصیل و ترک تحصیل تا سال تحصیلی ۱۴۰۰ ثبت شده است. برخی شناسنامه ندارند و برخی به دلایل دیگر قید تحصیل را می‌زنند. پیش‌تر وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده بود تعداد بازماندگان از تحصیل در سال جاری(۱۳۹۹) ۲۱۰ هزار نفر است. با این حساب بازماندگان از تحصیل در استان سیستان و بلوچستان حدود ۳۰ درصد از کل کشور را تشکیل می‌دهند.

داوود گلی، مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان درباره جدیدترین آمار بازماندگان از تحصیل در این استان به تجارت‌نیوز می‌گوید: «بر اساس لیست اسمی که وزارت آموزش و پرورش در اختیار اداره کل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان گذاشته در بازه زمانی سال ۹۳ تا سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ در واقع ۱۴۸ هزار و ۸۶۰ نفر بازمانده از تحصیل و کسانی که ترک تحصیل کرده‌اند، شناسایی شدند. در همین بازه زمانی با اقداماتی که داشتیم در کل استان حدود ۸۷ هزار و ۱۹۲ نفر از این بازماندگان از تحصیل شناسایی و جذب شدند.»

مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش سیستان وبلوچستان توضیح می‌دهد: «بازمانده از تحصیل مربوط به پایه اول ابتدایی می‌شود که اصلا شخص سرکلاس درس نیامده است و وارد بدنه آموزش و پرورش نشده است. ترک تحصیل مربوط به کسانی است که در طی سال‌های تحصیل از یک مقطعی به بعد ادامه نمی‌دهد.»

او ادامه می‌دهد: « ۶۱ هزار و ۶۷۶ نفر دیگر بازماندگان و ترک‌تحصیل کنندگان باقی ماندند که از این تعداد بیش از ۱۳ هزار نفر منع خدمات دولتی دارند که عملا هیچ کاری نمی‌توان برای آنها انجام داد.»

گلی با اشاره به تعداد کسانی که مشکل منع خدمات دولتی ندارند، ادامه می‌دهد: «بنابراین حدود ۴۸ هزار و ۳۶۱ نفر تا این لحظه بازمانده از تحصیل واقعی داریم که شناسایی هم شدند اما کاری برای آنها انجام نشده است. البته برای این تعداد از جاماندگان از تحصیل در حال برنامه‌ریزی هستیم تا به کلاس‌های درس هدایت شوند.»

بر اساس گزارشی که اواخر سال ۹۷ مرکز پژوهش‌های مجلس ارائه کرد، استان سیستان و بلوچستان رتبه اول بازماندگی کودکان از تحصیل را داراست.

نداشتن شناسنامه از دلایل بازماندن از تحصیل

اما منع خدمات دولتی به چه معناست؟ گلی در این مورد می‌گوید: «یعنی کسانی که از نظر قضایی مشکلاتی دارند. مانند کسی که پدرش متواری است و یا مدارک هویتی و شناسنامه ندارند.»

سال‌هاست که صحبت از کسانی است که در استان سیستان و بلوچستان شناسنامه ندارند. گاهی هم قول‌هایی داده می‌شود اما همچنان در بر همان پاشنه می‌چرخد و کاری برای آنها نشده است. افراد زیادی که از خدمات آموزشی، درمانی و… محروم هستند و گویی کسی صدایشان را نمی‌شنود.

پیش‌تر علیم یار محمدی، نماینده مردم زاهدان در مجلس گفته بود ۳۰ درصد از جمعیت زاهدان شناسنامه ندارند. البته که تعداد آنها برای کل استان بیشتر است.

او همچنین درباره آمار بازماندگان از تحصیل استان سیستان و بلوچستان گفته بود: « ۶۰۰ الی ۷۰۰ هزار واجد شرایط تحصیل در استان داریم که ۱۳۰ هزار نفرشان بازمانده از تحصیل هستند.»

طی کردن مدارج علمی یکی از راه‌هایی است که برخی می‌توانند با آن خود را به جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالاتری برسانند. اما اگر همین فرصت از آنها گرفته شود، رسیدن به رویاهایشان دست نیافتنی‌تر می‌شود.

اگرچه بارها برخی از مسئولان و مردم از مشکلات آموزشی در استان سیستان و بلوچستان گفته‌اند اما گویی نتیجه‌ای برای دانش‌آموزان نداشته است. زیرا که همچنان آمارها حکایت از محرومیت تحصیلی زیاد کودکان می‌دهد.

به نظر می‌رسد عدالت آموزشی، شعاری است که تا محقق شدن آن فاصله زیادی مانده است. نابرابری‌های آموزشی که در سهم کنکور و سایر مراحل زندگی اجتماعی افراد خود را نشان می‌دهد.

موضوعی که پیش‌تر نیز جواد حسینی، سرپرست وقت وزارت آموزش و پرورش تائید کرده بود و گفته بود: « بیش از ۸۰ درصد قبول شدگان در کنکور امسال (کنکور ۹۸) و مجاز به انتخاب رشته‌ها به ۵ تا ۶ استان اختصاص دارد که این نشان از کم رنگ بودن نگاه عدالت آموزشی است.»

با آمدن کرونا مشکلات آموزشی در کشور بیشتر هم شد چرا که برخی یا اینترنت نداشتند و یا اگر در منطقه دارای اینترنت بودند، گوشی و تبلت نداشتند. حدود یک سال و نیم آموزش مجازی در کشور، برای برخی از دانش‌آموزان به اندازه‌ای دشوار بود که برخی عطای آن را به لقایش بخشیدند. برخی از دانش‌آموزان یا از دستگاه تلفن همراه دیگران استفاده می‌کردند و یا مجبور بودند برای دسترسی به اینترنت به کوه‌ها و روستاهای مجاور بروند.

استان سیستان و بلوچستان هم یکی از مناطقی بود که با مشکلات دسترسی نداشتن دانش‌آموزان به اینترنت و تلفن همراه مواجه بود. پیش‌تر مینا کامران، تسهیل‌گر توسعه روستایی به تجارت‌نیوز گفته بود: «خیلی‌ها در سیستان و بلوچستان از ادامه تحصیل انصراف می‌دهند چرا که یا گوشی ندارند و یا اینترنت نیست. بیشتر هم دختران ترک تحصیل می‌کنند.»

iran-emrooz.net | Thu, 07.10.2021, 0:10
بلینکن:به نقطه‌ بی فایده بودن احیای برجام نزدیک میشویم

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۱۴ مهر اظهار داشت که در گفت‌وگو با سرگئی لاوروف، همتای روس باردیگر هشدار داده است با توجه اقدام ایران در توسعه برنامه هسته‌ای خود فرصت محدود برای احیای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) رو به اتمام است.

به گزارش رادیو فردا، وزیر امور خارجه آمریکا در کنفرانس خبری در پاریس و در پاسخ به پرسشی در خصوص تماس تلفنی خود با وزیر خارجه روسیه گفت، بله، (مذاکرات) ما روی مساله برجام متمرکز بود و فکر می‌کنم ایالات متحده و روسیه علاقه مشترکی در خصوص بازگشت متقابل (واشینگتن و تهران) به تعهدات در چارچوب برجام دارند.

آنتونی بلینکن با اشاره به اینکه روسیه در روند مذاکرات برجام مشارکت «مهمی» داشته است اضافه کرد، ما در خصوص اجرای تعهدات آمریکا صحبت کردیم و این که ضروری است ایران نیز چنین اقداماتی را انجام دهد.

به دنبال خروج آمریکا از برجام در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، ایران نیز با عدول از تعهدات در چارچوب این توافق برنامه هسته ای خود را توسعه می‌دهد. اوایل سال جاری مذاکرات احیای برجام با میانجیگری اتحادیه اروپا و حضور غیر مستقیم آمریکا در وین برگزار شد اما این مذاکرات به دنبال روی کار آمدن دولت ابراهیم رئیسی متوقف شده است و هنوز مشخص نیست چه زمانی از سر گرفته خواهد شد.

وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه این کنفرانس خبری تصریح کرد، من به وزیر امور خارجه سرگٍئی لاوروف گوشزد کردم که روزنه و فرصت (برای احیای برجام) تنگ و تنگ‌تر می‌شود و این در مورد علاقه ما نیز صدق می کند٬ چرا همان‌گونه که پیشتر نیز گفته‌ام اقدامات ایران در (توسعه) برنامه هسته‌ایش برخلاف تعهداتش در برجام است و (نادیده گرفتن) محدودیت‌هایی است که این توافق بر به کارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته‌‌تر برای غنی سازی اورانیوم ۲۰ و ۶۰ درصدی اعمال کرده است.

آنتونی بلینکن تاکید کرد که با توجه به این اقدامات ایران «ما داریم به نقطه‌ای نزدیک و نزدیکتر می‌شویم که بازگشت صرف به مفاد و چارچوب‌های تعیین شده در برجام دیگر مزایای در نظر گرفته شده در آن توافق را نخواهد داشت.»

همزمان با تماس تلفنی سرگئی لاوروف و آنتونی بلینکن، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در مسکو به سر می‌برد.

حسین امیرعبداللهیان روز گذشته و پیش از دیدار با سرگئی لاوروف درباره پرونده‌ هسته‌ای ایران گفت: «اگر قرار شود مذاکرات هسته‌ای مسیر هشت سال گذشته را طی کند و مذاکره برای مذاکره باشد، قطعا جمهوری اسلامی در زمان خودش تصمیم مقتضی را در آن چارچوب اتخاذ خواهد کرد.»

وزیر امور خارجه ایران اضافه کرد: «در بحث مذاکرات هسته‌ای چند هفته‌ای است جلسات فشرده طولانی داریم و یکی از سؤالات در آن جلسه این است که چگونه دور جدید مذاکرات نتیجه ملموس و عملی داشته باشد.»

آمریکا و کشورهای غربی از ایران خواسته‌اند هرچه زودتر به این مذاکرات بازگردد. این کشورها با اشاره به عدول ایران از تعهداتش در چارچوب برجام، از تداوم پیشرفت و توسعه برنامه هسته‌ای این کشور ابراز نگرانی کرده‌اند.

این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله وزیر امور خارجه ایران به پرسش درباره زمان آغاز دوباره مذاکرات احیای برجام، پاسخ‌های مبهمی می‌دهند.

iran-emrooz.net | Wed, 06.10.2021, 13:12
پیوستن به شانگهای هم مشکل ایران را حل نخواهد کرد

میدل ایست آی / انتخاب

در تاریخ ۱۷ سپتامبر در دوشنبه پایتخت تاجیکستان، طی آخرین اجلاس سازمان همکاری شانگهای، ایران پس از ۱۳ سال انتظار سرانجام به عضویت کامل این سازمان پذیرفته شد. ایران ۱۳ سال منتظر بود و باید مدتی دیگر، دو یا سه سال یا احتمالاً بیشتر منتظر بماند تا عضویتش در سازمان همکاری شانگهای تکمیل شود.

مدت زمان این روند تا حد زیادی به نگرش روسیه و چین بستگی دارد. اما حتی اعضای کوچکتر آسیای مرکزی نیز می‌توانند تکمیل عضویت ایران را به تأخیر بیندازند. به عنوان مثال، در گذشته، دوشنبه به دلیل حمایت تهران از حزب اسلام‌گرای تاجیکستان، عضویت ایران را در این سازمان با مشکل مواجه کرده بود. به طور خلاصه، زمان زیادی طول می‌کشد تا مزایایی که عضویت در سازمان همکاری شانگهای برای ایران به همراه دارد، به مرحله اجرا برسند.

علیرغم فاصله زمانی بین پذیرش در سازمان و بروز پیامدهای واقعی این امر، تهران تصمیم سازمان همکاری شانگهای را یک پیروزی بزرگ برای ایران و اثبات کارآمدی دیپلماسی رئیس جمهور جدید خود، ابراهیم رئیسی اعلام کرده است.

ایران همچنین پذیرش خود را در این سازمان به عنوان اثبات شکست سیاست غرب در زمینه ی انزوای تهران می‌داند. برخی از تندروها استدلال می‌کنند که ایران برای احیای اقتصاد خود، دیگر نیازی به نگاه به غرب ندارد و مجبور نیست امتیازات بیشتری برای احیای توافق هسته‌ای بدهد.

سرمایه‌گذاری چینی

اظهارنظرهای مقامات دولتی و نمایندگان مجلس ایران نشان می‌دهد که تهران امیدوار است عضویت در سازمان همکاری شانگهای به گسترش روابط اقتصادی و تجاری با کشورهای آسیای مرکزی و سایر اعضای سازمان کمک کرده و شانس ایران را برای تبدیل شدن به قطب ترانزیت بین اعضای سازمان همکاری شانگهای و اروپا افزایش دهد.

تهران همچنین امیدوار است که پیوستن به سازمان مورد بحث، چین را تشویق به سرمایه گذاری بیشتر در ایران کند. سرمایه گذاری چین در ایران، از جمله در زمینه انرژی تا کنون کم بوده است. پکن تا کنون بارها از توافقنامه‌های مختلف برای توسعه میدان‌های نفتی در ایران خارج شده است. امضای موافقتنامه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین نیز که در مارس ۲۰۲۱ منعقد شد، باعث سرمایه گذاری جدید چین در ایران نشده است.

علاوه بر این، ایران می‌خواهد به اتحادیه اقتصادی اوراسیا بپیوندد که اعضای آن شامل روسیه، بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان است. این اتحادیه وسیله‌ای برای حفظ نفوذ مسکو در کشورهایی است که از شوروی سابق منتزع شده‌اند. از این نظر، اتحادیه‌ی مورد بحث رقیب سازمان همکاری شانگهای به شمار می‌رود.

سازمان همکاری شانگهای در ابتدا تنها پنج عضو داشت. پس از پیوستن کشورهای جدید، این سازمان به یک سازمان همکاری‌های امنیتی و اقتصادی تبدیل شد. در ادامه به ابزاری برای سیاست خارجی چین تغییر شکل داد، به ویژه به عنوان ابزاری برای محدود کردن نفوذ روسیه در آسیای مرکزی بدون درگیری با مسکو.

افزودن اعضای جدید با برنامه‌ها و علایق بسیار متفاوت به سازمان، اثربخشی آن را کاهش داده است. اعضای اصلی سازمان همکاری شانگهای شامل چین، هند و پاکستان با یکدیگر دشمن هستند. روسیه و چین رقیب یکدیگر به شمار می‌روند. روابط بین کشورهای آسیای مرکزی اغلب متشنج است. این امر همکاری امنیتی موثر درون سازمان همکاری شانگهای را مشکل ساز می‌کند.

منافع اقتصادی متفاوت

اعضای سازمان همکاری شانگهای منافع اقتصادی متفاوتی دارند. چین و روسیه نگرشی نیمه‌مستعمره نسبت به منطقه دارند. چین، آسیای میانه و آسیای جنوبی را مرکزی برای منابع مواد اولیه و بازارهای صادراتی می‌داند. هند نیز می‌خواهد صادرات خود را در این مناطق افزایش داده و نفوذ سیاسی به دست آورد.

روسیه رقیب ایران در بخش انرژی است و از همکاری‌های بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی در این زمینه استقبال نمی‌کند. کشورهای آسیای مرکزی مانند ازبکستان و قزاقستان تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی و در نتیجه رقبای ایران هستند.

در زمینه‌های صنعتی و کشاورزی نیز اقتصاد ایران و آسیای میانه بیشتر رقابتی است تا مکمل. ایران کالاهایی را که کشورهای آسیای مرکزی به آن نیاز دارند، تولید نمی‌کند. این کشورها به کالاهای صنعتی، فناوری و سرمایه گذاری نیاز دارند که ایران نمی‌تواند آنها را تأمین کند. اگر ایران می‌توانست این نیازها را تأمین کند، نیازی به عضویت در سازمان همکاری شانگهای برای توسعه تجارت با آسیای مرکزی نداشت.

کیفیت کالاهای ایرانی نیز نسبت به رقبای خود از جمله ترکیه پایین تر است. ایران برای بهبود کیفیت کالاهای خود به پول، فناوری و کارشناسان متخصص نیاز دارد. عضویت در سازمان همکاری شانگهای این موارد را در اختیار ایران نخواهد گذاشت.

موانع سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیکی نیز در روابط ایران با آسیای میانه وجود دارد. جمهوری‌های ترک و سنی منطقه به علاوه آذربایجان، با ایران احساس صمیمیت نمی‌کنند. آنها همچنان به ایران بی اعتماد هستند، به طوری که در مسائل اقتصادی بیشتر با ترکیه همکاری دارند. عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای این شرایط را تغییر نمی‌دهد.

اعضای سازمان همکاری شانگهای باید تمام قوانین بین المللی تعامل مالی را رعایت کنند. بنابراین، تا زمانی که ایران از پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی خودداری کند، از مزایای عضویت در سازمان همکاری شانگهای سود نخواهد برد.

روابط پرتنش

ایران در موقعیت ایده آل برای اتصال آسیا به اروپا و دسترسی کشورهای آسیای میانه به دریای آزاد قرار دارد. از طریق ترکمنستان به آسیای میانه متصل شده و با افغانستان و پاکستان هم مرز است. این کشور از طریق روسیه با قفقاز مرز دارد. ایران دارای بنادر بسیار توسعه یافته در خلیج فارس و دریای عمان از جمله بندر چابهار است.

با این حال، همانطور که تجربه سه دهه گذشته نشان داده است، تصمیم‌گیری در مورد مسیرهای ترانزیت و خطوط انتقال انرژی بر اساس محاسبات سیاسی و نه مسائل جغرافیایی انجام می‌شود. به همین دلیل است که در دهه ۱۹۹۰، ایران در زمینه ی خط لوله صادرات نفت و گاز آسیای مرکزی نادیده گرفته شد، اگرچه از نظر اقتصادی و جغرافیایی شرایط لازم را داشت و استفاده از آن نسبت به دیگر گزینه‌ها راحت تر بود. آمریکا و عربستان سعودی همچنین از ایجاد خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و سرانجام به هند جلوگیری کردند.

عضویت در سازمان همکاری شانگهای ممکن است باعث تقویت روانی تهران شود، اما مشکلات اقتصادی و سیاسی آن را حل نمی‌کند. برخی از همسایگان ترک ایران در آسیای میانه و قفقاز تمایلی به استفاده از این کشور به عنوان یک مسیر ترانزیت ندارند. به طور مثال، آذربایجان ایجاد راه آهنی را که آستارای ایران را به آستارای آذربایجان متصل می‌کند، در دستور کار خود قرار نداده است. اخیراً باکو برای کامیون‌های ایرانی مشکل ایجاد کرده و از عبور آنها از مرز ایران و ارمنستان جلوگیری به عمل آورده است.

روابط ایران و ترکمنستان نیز اغلب متشنج بوده و منجر به بسته شدن مرزها شده است. با قدرت گرفتن طالبان در کابل، بعید است که افغانستان روابط ترانزیتی با ایران ایجاد کند و احتمالاً چابهار را به نفع بندر گوادر پاکستان کنار می‌گذارد.

ایران فاقد شبکه‌های گسترده و مدرن جاده ای، ریلی و بندری است. این امر جذابیت آن را به عنوان یک مسیر ترانزیت کاهش می‌دهد. این کشور برای ارتقای زیرساخت‌های خود به پول احتیاج دارد، چیزی که عضویت در سازمان همکاری شانگهای آن را تأمین نمی‌کند. دسترسی تهران به نقدینگی تنها در صورتی امکان پذیر است که آمریکا تحریم‌های اقتصادی خود را لغو کند.

پس از بیش از یک دهه که ایران سیاست “نگاه به شرق” را به اجرا گذاشته است، این رویکرد مزایای زیادی برای تهران به دنبال نداشته است. چین سرمایه گذاری قابل توجهی در ایران انجام نداده است. هند وعده سرمایه گذاری در چابهار را نقض کرد. هیچ کدام به خاطر تهران روابط خود با واشنگتن را به خطر نینداختند. سازمان همکاری شانگهای این شرایط را تغییر نخواهد داد. از قضا، ایران برای بهره مندی از استراتژی شرقی خود به روابط بهتر با غرب نیاز دارد.

iran-emrooz.net | Wed, 06.10.2021, 13:00
کجای معادله‌ایم؟ / صابر گل‌عنبری

دیروز اعلام شد که ایران حریم هوایی خود را به روی نقل و انتقال هوایی از آذربایجان به نخجوان و بالعکس بسته است، اما امروز سخنگوی شرکت هواپیمایی “آذال” آذربایجان از موافقت ارمنستان برای استفاده از حریم هوایی‌اش برای ارتباط هوایی آذربایجان و نخجوان خبر داد.

این خبر در صورت صحت بسیار پرمعنا و مفهوم است.

ـ نخست این که اقدام ایران در بستن حریم هوایی‌اش به روی پرواز هواپیماهای آذربایجان به مقصد نخجوان و برعکس را خنثی می‌کند و این مزیت هوایی از ایران گرفته می‌شود.

ـ دوم این که این رفتار ارمنستان در صورت صحت خبر نشان می‌دهد که این کشور در تنش اخیر میان ایران و آذربایجان در کجای معادلات قرار گرفته است و هیچ بعید نیست که تحرکاتی پشت پرده میان دو طرف منازعه قره باغ در جریان باشد؛ به ویژه که اخیرا هم پاشینیان هم علی اف برای دیدار با یکدیگر اعلام آمادگی کرده‌اند. البته ناگفته نماند که از بین سطور سخنان مقامات ارمنستانی ظرف یک سال اخیر نوعی دلخوری از موضع ایران در قبال جنگ ۴۴ روزه محسوس است و همین مساله احتمالا موجب گرایش بیشتر ارمنستان به سمت روسیه شده باشد. اخیرا هم که پاشینیان در سخنانی در لیتوانی  به کمک‌های ایران به ارمنستان در جریان محاصره در دهه نود میلادی اشاره و قدردانی کرد، اما اشاره‌ای به جنگ سال گذشته نکرد.

ـ سوم این که اگر عامل اصلی تنش اخیر تحرکات آذربایجان و ترکیه برای ایجاد تغییرات ژئوپلتیک در منطقه و بی‌اثر کردن مرز میان ارمنستان و ایران است، چرا ایروان چنین رفتاری را از خود نشان می‌دهد؟ این رویکرد هم از دو حالت خارج نیست: یا این که چنین خوانشی مثل ایران ندارد و به تبع آن نگران نیست و یا این که کلا بی‌خیال سرنوشت مرزهای خود با ایران شده است. این احتمال آخر بسیار دور از ذهن است؛ به این دلیل که خود ارمنستان قبل از ایران از تغییر مرزها متضرر خواهد شد.

ـ چهارم این که اگر نگرانی از افزایش حضور اسرائیل در آذربایجان و تبعات امنیتی آن در سایه احتمال تشدید خرابکاری‌ها در ایران مطرح است که ایران بخواهد از طریق فشارهای نظامی و سیاسی اخیر آذربایجان را به بازنگری در روابطش با تل آویو و جلوگیری از تداوم اقداماتش علیه ایران از این کشور وادار کند که باز به نظر می‌رسد روسیه اینجا در حال بی‌اثر کردن این فشارهاست؛ به این دلیل که اجازه عبور هواپیماهای آذربایجان از حریم هوایی ارمنستان بعید است صرفا توافقی دو سویه باشد و به احتمال زیاد، مسکو در ترغیب ایروان به موافقت با آن نقش داشته است.

ـ پنجم اگر هم نگرانی از بالا رفتن وزنه ترکیه در تحولات ژئوپلتیک قفقاز مطرح است که سکوت معنادار روسیه در تنش اخیر و همچنین احتمال دخالت آن در اقناع ارمنستان برای موافقت با عبور هواپیماهای آذربایجان تاکیدی بر این مدعاست که اولا روسیه نگرانی خاصی از افزایش حضور آنکارا در این منطقه ندارد و ثانیا می‌تواند کاشف از بده بستان‌های پشت پرده میان ترکیه و روسیه باشد.

در این خصوص گویا طرف ایرانی هم متوجه رفتارهای روسیه شده است و همین مساله در سخنان وزیر خارجه ایران در بدو ورود به مسکو انعکاس داشت. وی از مقامات روسیه خواست که «نسبت به هر گونه تغییر احتمالی مرزها در منطقه و نسبت به حضور تروریست‌ها و نسبت به تحرکات رژیم صهیونیستی در منطقه که علیه صلح و ثبات و امنیت در منطقه است، حساس باشند.»

اما به نظرم، روس‌ها نیازی به اظهار این حساسیت ندارند؛ به این دلیل که احتمالا  آن‌ها خوانش متفاوتی نسبت به اوضاع دارند و یا این که فعلا منافع خود را در خطر نمی‌دانند و به تبع آن نیازی هم به نشان دادن حساسیت نمی‌بینند. فرضا اگر هم مساله تغییر مرز جدی باشد، اولا روسیه که مرز مشترکی با ارمنستان ندارد، از رفتارش پیداست که در حال حاضر لزومی برای ورود جدی به این مساله نمی‌بیند و ثانیا در خصوص تحرکات اسرائیل هم اساسا روسیه بر خلاف ایران نگرانی خاصی از آن ندارد و چه بسا در جهت تقویت آن نیز بکوشد. البته ناگفته هم نماند که انتظار از روسیه برای اظهار حساسیت نسبت به تحرکات اسرائیل در این منطقه بجا نیست؛ به این دلیل که سطح روابط تل آویو و مسکو بسیار راهبردی‌تر از آن است که تصور شود روسیه حاضر است به خاطر ایران نسبت به تحرکاتش در قفقاز حساسیت نشان دهد.

در کنفرانس خبری وزرای خارجه ایران و روسیه نیز در حالی که عبداللهیان نسبت به تغییر ژئوپلتیک منطقه و حضور اسرائیل هشدار داد و شدیدا اظهار نگرانی کرد، اما لاوروف در این باره این نکته اکتفا کرد که مسائل قفقاز در دیدار بحث شده و از بررسی ایجاد چارچوب “۳+۳” با مشارکت شش کشور ایران، ارمنستان، گرجستان، آذربایجان، ایران، روسیه و ترکیه برای بررسی و حل و فصل مشکلات این منطقه خبر داد. وقتی هم با سوالی درباره تغییرات ژئوپلتیک در منطقه مواجه شد، گفت که کشورش تمایلی به این تغییرات ندارد.

iran-emrooz.net | Wed, 06.10.2021, 11:44
آسمان ارمنستان به روی پرواز باکو-نخجوان باز شد

جمهوری آذربایجان از باز شدن حریم هوایی ارمنستان برای پروازهای جمهوری آذربایجان به مقصد نخجوان خبر داد.

بر اساس اعلام سخنگوی شرکت هواپیمایی “آذال” جمهوری آذربایجان، نخستین پرواز این شرکت از باکو به نخجوان روز چهارشنبه (۶ اکتبر ۲۰۲۱) از حریم هوایی ارمنستان  استفاده کرده و در فرودگاه بین‌المللی جمهوری خودمختار نخجوان فرود آمد.

خبرگزاری توران، دیروز سه‌شنبه اعلام کرد «رژیم تهران حریم هوایی خود را نه تنها برای هوانوردی نظامی آذربایجان بلکه برای هوانوردی غیرنظامی نیز بست و به این طریق، «دوستان و برادران شیعیان» تصمیم گرفتند به جمهوری آذربایجان درس بدهند تا مجبور به ترک اصول خود شود.»

بر اساس این گزارش، هواپیماهای جمهوری آذربایجان که قرار بوده تسلیحات و تجیزات لازم برای رزمایش ۴ روزه رزمایش با ترکیه را به نخجوان ببرد، اجازه عبور از حریم هوایی ایران را نیافته‌اند.

در پی این گزارش، خطوط هوایی آذربایجان (AZAL) امروز به خبرگزاری “ترند” آذربایجان گفته که از ۶ اکتبر (چهارشنبه) پروازهای مسیر باکو-نخجوان-باکو، از حریم هوایی ارمنستان انجام می‌شود.

سخنگوی خطوط هوایی آذربایجان تاکید کرده که این نشان دهنده آمادگی جمهوری آذربایجان برای رفع انسداد ارتباطات در منطقه است که منافع همه کشورهای مرزی را برآورده می کند.

حریم هوایی ارمنستان بیش از ۳۰ سال است که به روی هواپیماهای آذربایجان بسته بود.

از سوی دیگر” نوریدا الله یاروا” سخنگوی سرویس حمل و نقل جاده‌ای دولتی آذربایجان امروز به خبرگزاری ترند گفت که اتوبوس‌هایی که در مسیر باکو-نخجوان-باکو فعالیت می کنند، همچنان از خاک ایران برای سفر استفاده می‌کنند و مسیر ترانزینی زمینی برای ارتباط با نخجوان همچنان باز است.

iran-emrooz.net | Wed, 06.10.2021, 9:25
علی گلستانه، نقاش نامدار ایرانی درگذشت

محمد گلستانی معروف به علی گلستانه از نقاشان نامدار و یکی از ارکان مهم رویدادهای معاصر هنر ایران، بامداد امروز (چهارشنبه، ۱۴ مهر) در سن ۸۱ سالگی بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت.

به گزارش ایرنا، آیدین آغداشلو در صفحه اینستاگرام خود نوشت: علی گلستانه، یکی از دو یار سال های جوانی من و یکی از بزرگترین نقاشان معاصر ایران، اگر نگوییم بزرگترین، بامداد امروز به خاطر اثرات بیماری همه گیر کرونا درگذشت. جای او در فرهنگ ایران و در قلب من برای همیشه خالی خواهد ماند.

گلستانه آموزش نقاشی را در نوجوانی نزد اصغر پتگر آغاز کرد و برای تحصیلات مقدماتی به دبیرستان جم قلهک رفت و در آن‌جا با آیدین اغداشلو و عباس کیارستمی هم‌کلاس شد. او در سال ۱۳۳۸ دیپلمش را گرفت و همراه آن دو به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت.

محمد گلستانی معروف به علی گلستانه، در سال ۱۳۱۹ در تهران متولد شد و  خصیصه‌ مهمی که گلستانه در آثارش، به‌خصوص در مناظر به‌دست آورد به تصویر درآوردن تفاوت اقلیم و آب‌وهوا در کارهایش بود؛ به‌طور مشخص در تصاویر او از مناظر شهر یزد می‌توان گرمی و خشکی هوا و آفتاب داغ را کاملا احساس کرد یا در مناظر اسپانیای او آب‌وهوای معتدل مدیترانه را لمس کرد.

پرتره و پیکره‌ انسان نیز همواره از اصلی‌ترین دغدغه‌های علی گلستانه بود. او با به تصویر درآوردن تک‌چهره‌هایی از دوستان و اطرافیانش؛ چون فروغ فرخزاد (شاعر)، لیلی گلستان (گالری‌دار)، پرویز ملکی (گالری‌دار)، زویا پیرزاد (نویسنده)، مصطفی دشتی (نقاش)، سیمین بهبهانی (شاعر)، ژیلا ایپکچی (تدوین‌گر)، محمد مقدم (زبان‌شناس)، نادرشاه افشار و دیگران، وجهی دیگر از کارش را بازگو کرد.

iran-emrooz.net | Wed, 06.10.2021, 8:54
انجمن قلم آمریکا به سه نویسنده زندانی ایران جایزه داد

انجمن قلم آمریکا در مراسمی در نیویورک جایزه «پن/آزادی نگارش باربی» را به بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن، سه نویسنده ایرانی زندانی اهدا کرد.

انجمن قلم آمریکا در مراسمی در شهر نیویورک درباره این سه نویسنده زندانی گفت آنها به دلیل «نوشته‌هایشان، دفاع از آزادی بیان و مخالفت مسالمت‌آمیز خود علیه سانسور دولتی» زندانی شده‌اند.

این مراسم که شامگاه سه‌شنبه ۱۳ مهرماه در محوطه موزه تاریخ طبیعی آمریکا در حاشیه سنترال پارک نیویورک، مرکز فرهنگی و اقتصادی آمریکا، با حضور ۵۰۰ شرکت‌کننده برگزار شد، اولین مراسم انجمن قلم آمریکا پس از ۱۸ ماه همه‌گیری کرونا بود.

نویسندگان، بازیگران و موسیقی‌دانان معروف آمریکایی از جمله جودی فاستر، آکوافینا، لین-منوئل و وول سویینکا، از حاضران در این مراسم بودند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، بخش عمده مراسم انجمن قلم به بزرگداشت این سه نویسنده ایرانی اختصاص داشت.

سوزان نوسل، رییس انجمن قلم آمریکا در این مراسم از «شجاعت نویسندگان که ما را به تجدید عهد جمعی با دفاع از جوامع آزاد ملزم می‌کنند» تقدیر کرد.

رضا خندان مهابادی، منتقد ادبی و بکتاش آبتین شاعر و سینماگر، از اعضای هیات دبیران کانون نویسندگان ایران و کیوان باژن، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار عضو پیشین هیات دبیران این کانون با حکم دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۵ سال و شش ماه زندان محکوم شده‌اند و اکنون در زندان اوین به سر می‌برند.

این سه نویسنده زندانی در نامه‌ای به این مراسم که از سوی لین ناتیج، نویسنده آمریکایی خوانده شد، گفتند این «جایزه به همه کسانی که در ایران و جاهای دیگر تحت تعقیب و شکنجه قرار گرفته‌اند، تعلق دارد».

انجمن قلم آمریکا در بیانیه‌ای نوشت محکومیت این سه نویسنده پس از «پیگردهای نادرست به اتهام تبلیغ و اخلال در امنیت ملی» صورت گرفت.

همچنین به تازگی یک نامه-طوماری خطاب به ابراهیم رئیسی و برای آزادی این سه نویسنده زندانی به امضای نزدیک به ۳۷۰ هنرمند و روشنفکر از جمله مارگریت آتوود نویسنده کانادایی، جی.ام. کوئتزی و اورهان پاموک برندگان نوبل ادبیات و همچنین مریل استریپ و الک بالدوین بازیگران آمریکایی رسیده است.

پیشتر کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده زندانی کردن سه نویسنده و سایر متهمان عقیدتی و سیاسی در شرایط شیوع کرونا معنایی جز این ندارد که مسئولان امنیتی و قضایی می‌خواهند معترضان و مخالفان را به قربانگاه بفرستند.


منبع: ایران اینترنشنال

iran-emrooz.net | Tue, 05.10.2021, 20:18
۳۳۰هزار کودک قربانی سوء‌استفاده جنسی در کلیسا

رادیو فردا: نتایج اولین تحقیقات سراسری در مورد رفتار کلیسای کاتولیک فرانسه با کودکان که روز سه‌شنبه ۱۳ مهر منتشر شد نشان می‌دهد که طی ۷۰ سال گذشته حداقل ۳۳۰ هزار کودک مورد سوء‌استفاده و آزار جنسی قرار گرفته‌اند.

به گفته مسئول کمیسیون تحقیق، حدود ۱۳ هزار کشیش و تعداد نامشخصی از افراد دیگری که در کلیسا کار و یا رفت و آمد می‌کردند کودکان را مورد سوء‌استفاده جنسی قرار داده و کلیسای کاتولیک در تمامی دهه‌های گذشته به شکل سیستماتیک این موارد را پنهان کرده است.

اکنون قربانیان از انتشار این گزارش دو هزار و پانصد صفحه‌ای که نتایج اولین تحقیقات در مورد رفتار کلیسای فرانسه با کودکان است، استقبال کرده‌اند.

مسئولان این تحقیقات می‌گویند که آمارهای ارائه شده تقریبی است و بر اساس پژوهش‌های قبلی موسسه ملی سلامت و پژوهش‌های پزشکی فرانسه در مورد سوء‌استفاده جنسی از کودکان تنظیم شده است.

این تحقیقات نشان می‌دهد که حدود ۸۰ درصد از قربانیان سوء‌استفاده جنسی در کلیسای کاتولیک فرانسه پسر بوده‌اند. البته تحقیقات قبلی و گسترده‌تری که به طور کلی در مورد سوء‌استفاده جنسی از کودکان در کشور فرانسه انجام شده نشان می‌دهد که در مجموع ۷۵ درصد از قربانیان دخترند.

کمیسیون مستقل تحقیق در بخشی از گزارش خود از کلیسای کاتولیک می‌خواهد در این زمینه اقدامات موثری انجام دهد و به «گناهان و سکوت خود اعتراف کند.» علاوه بر این، از کلیسا می‌خواهد به قربانیان، به خصوص در مواردی که بسیار قدیمی است و طبق قوانین فرانسه امکان پیگیری قضایی وجود ندارد غرامت بپردازد.

نهادهای مدافع قربانیان ضمن استقبال از انتشار نتایج این تحقیقات آن را یک نقطه عطف تاریخی توصیف کردند. آنها ضمن محکوم کردن کلیسای کاتولیک به خاطر وقوع و پنهان کردن این حوادث معتقدند که کلیسا مرتکب یک خیانت بزرگ اخلاقی شده است.

اکثر قربانیان این حوادث می‌گويند پرداخت خسارت جنبه نمادین دارد و مهم‌ترین موضوع اعتراف کلیسا به وقوع این جرایم فجیع علیه کودکان و معصومیت جامعه‌ای است که به کلیسا اعتماد کرده بود.

کمیسیون تحقیق که فعالیت خود را در حدود دو سال و نیم پیش آغاز کرد تمامی مدارک کلیسا، مراجع قضایی، پلیس و رسانه‌ها از سال ۱۹۵۰ تاکنون را بررسی کرده است. مسئول این کمیسیون گفت رفتار کلیسای کاتولیک در این زمینه تا حدود پانزده سال پیش «بی‌تفاوتی بی‌رحمانه و عمیق علیه قربانیان» بوده است.

به گفته او، مقامات کلیسا نه تنها سوء‌استفاده جنسی از کودکان را محکوم نمی‌کردند بلکه آنها را در معرض خطر متجاوزان قرار می‌دادند.

رییس شورای اسقف‌های کاتولیک فرانسه یافته‌های این گزارش را «انزجارآور» توصیف کرد و گفت: «از تمامی قربانیان طلب بخشش می‌کنم.»

او به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «هیچ کس تصور نمی‌کرد که تعداد قربانیان تا این حد باشد. این رقم وحشتناک و از آنچه که ما تخمین می‌زدیم بسیار بیشتر است.»

سخنگوی واتیکان نیز گفت پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان به شدت متاثر شده و علاوه بر احساس همدردی با قربانیان شهامت آنان برای افشای این فجایع را می‌ستاید.

iran-emrooz.net | Tue, 05.10.2021, 18:04
ادامه محرومیت بهائیان ایران از تحصیل در دانشگاه

بیانیه‌ای از جامعهٔ جهانی بهائی

نیویورک - ۴ اکتبر ۲۰۲۱ - گزارش‌های جدید نشان می‌دهد که حکومت ایران سیاست خود مبنی بر ممنوعیت ورود پیروان آیین بهائی به دانشگاه را تأیید و تحکیم کرده است. جوانان بهائی که برای دهه‌ها از ورود به دانشگاه محروم بوده‌اند حال با ادبیات رسمی جدیدی در مورد محرومیت خود مواجه شده‌اند.

برای سال‌‌ها بهائیانی که در کنکور ورودی دانشگاه‌ها شرکت می‌کردند‌ و در این آزمون قبول می‌شدند در مرحلۀ بعد با عبارت «نقص پرونده» مواجه می‌شدند هر چند پرونده‌هایشان هیچ مشکلی نداشت. امسال اما به شمار فزاینده‌ای از جوانان بهائی گفته شده است که دلیل «مردود» شدنشان «عدم صلاحیت عمومی» برای تحصیلات دانشگاهی است. بر طبق وب‌سایت سازمان سنجش کشور پیروی از یکی از ادیان رسمی ذکر شده در قانون اساسی ایران یعنی اسلام، مسیحیت، یهودیت یا آیین زرتشتی یکی از شرایط عمومی ورود به دانشگاه است.

اعتقاد به دیانت بهائی و عضویت در جامعهٔ بهائی که بزرگ‌ترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران است فرد را فاقد صلاحیت ورود به دانشگاه می‌کند و بدین ترتیب ده‌ها هزار دانشجو‌ی بااستعداد و باانگیزه از تحصیلات عالی باز می‌مانند. محرومیت از حق تحصیل در دانشگاه آرزوها و آیندۀ جوانان را سرکوب می‌کند، این خط مشی عملی بی‌رحمانه و مخرب است.

جامعۀ جهانی بهائی (BIC) از این خبر ابراز نگرانی و تأسف می‌کند. بهائیان در ایران و در سراسر جهان سر کار آمدن دولت جدید را فرصتی برای پایبندی مقامات ایرانی به تضمین حقوق پایه‌ای تمامی شهروندان و پایان دادن به سرکوب دیرینهٔ بهائیان می‌دیدند. به طور قطع، حکومت ایران به جای صرف وقت و نیروی خود برای سرکوب جامعه‌ای مظلوم و بی‌دفاع که خیرخواهان و دوستداران وطن خود هستند باید بر حل بحران‌های متعدد کشور تمرکز نماید.

اما مقامات با صدور این مردودی‌ها نشان داده‌اند که بنیان این سیاست ناعادلانه و تبعیض، تعصب مذهبی آشکار است. جامعهٔ جهانی بهائی سال‌ها در این مورد هشدار داده و حکومت ایران تأکید کرده است که به حقوق همۀ شهروندان ایرانی احترام می‌گذارد. حال به نظر می‌رسد که حکومت دیگر حتی نیازی به وانمود کردن نمی‌بیند. ترک این تظاهر و استفاده از چنین ادبیات واضحی در سرکوب بهائیان نشان می‌دهد که حکومت قصد دارد این سیاست ناعادلانه را در نهادهای دولتی مستحکم‌تر کند.

برای پایان دادن به این تبعیض، پاسخگو دانستن ایران در سطح بین‌المللی و نظارت مستقیم بر سیاست‌های آموزش عالی آن ضروری است. جامعۀ جهانی بهائی خواستار وارد عمل شدن فوری سازمان ملل متحد و حکومت‌ها از جانب بهائیان ایران با مقامات این کشور است.

iran-emrooz.net | Tue, 05.10.2021, 15:57
مجلسی: ایران توسط همسایگانش محاصره شده است

فریدون مجلسی کارشناس روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با «صبح ما»:

* «الان پاکستان رسماً به جرگه دشمنان ایران پیوسته است. کودتای پاکستان در افغانستان و به دست گرفتن حکومت آنجا نوعی محاصره ایران است.»
* «در میانه کدورت‌های سیاسی ایران و جمهوری آذربایجان، وزیر امور خارجه ارمنستان وارد ایران شد تا محاسبات فرجام این کدورت کمی سخت شود. طوری‌که برخی کارشناسان معتقدند «مسائل اخیر ایران و آذربایجان یک دوره بحران زایی جدید است».

* «ظاهراً تاخیر ایران در مذاکرات برجام و نگرانی‌هایی که در غرب و خاورمیانه پدید آمده سبب شده جناحی علیه ایران بسیج شود و کارهای آن‌ها تحریک کننده است. باید دید در این میان چه کسی بیشتر ار وضع موجود ضرر می‌کند. الان پاکستان رسماً به جلگه دشمنان ایران پیوسته است. کودتای پاکستان در افغانستان و به دست گرفتن حکومت آنجا نوعی محاصره ایران است.»

* «درگیر شدن جمهوری اسلامی در این بحران اثر خوبی نخواهد داشت و جای آن باید برای از میان بردن خصومت‌ها تلاش کرد.

* «ایران بزرگترین دشمن خود را اسرائیل می‌داند و توقع دارد همسایگان و دیگر کشورهای اسلامی از ایران پیروی کنند. اما آن‌ها در فکر منافع خودشان هستند و در تصمیمات خودشان از حیث خرید اسلحه و همکاری‌های مالی و حتی مقابله با ایران همکاری می‌کنند. برخی پندارها درخصوص ایران حالا به این مسئله دامن زده که باید هرچه سریعتر جلوی آن گرفته شود.»

* «من از رجزخوانی‌ها و به رخ کشیدن قدرت موشکی و نظامی نگران هستم، چراکه فقط مسئله نشان دادن قدرت نظامی ایران به جمهوری آذربایجان مطرح نیست اصلاً تهدید به جنگ رفتار متقابل را برمی‌انگیزد کما این‌که آن‌ها هم یک مانور نظامی در نخجوان تشکیل دادند. اقدام به جنگ مشکلاتی برای ایران دارد. از طرفی ما مردم جمهوری آذربایجان را جدا از خودمان نمی‌دانیم. ما اگر بخواهیم وارد جنگ با آذربایجان شویم بلافاصله جنگ با ناتو آغاز خواهد شد، آن‌ها خودشان را موظف به دفاع از متحدانشان می‌دانند. لذا بهتر است به جای تبلیغات نظامی زودتر به فکر حل مسائل اصلی باشیم. بیشتر این مسائل به عدم آمادگی ما در مذاکرات وین و عدم وجود تفاهم بر سر برجام برمی‌گردد.»

* «ایران توسط همسایگان خودش محاصره شده و این یک جورهایی قدرت‌نمایی اسرائیل است که توانسته همه همسایگان ما را جلب خودش کند. یعنی همان‌طور که خودش را در محاصره ایران می‌داند یا علاقه‌مند به حفظ این محاصره است تا بهانه‌جویی داشته باشد حالا او ما را در محاصره همسایگان قرار داده است. باید دید که می‌توانیم با ابرازهای دیپلماتیک بحرانی که چندین سال است ادامه دارد را حل و فصل کنیم و به رفع مشکلات داخلی ایران بپردازیم.»

* «چیزی‌که سبب ایجاد بهانه برای این محاصره شده است نگرانی از فعالیت‌های برون مرزی ایران است که کشورهای منطقه چنین چیزی را برای استقلال و منافع ملی خودشان خطرناک می‌دانند. به همین دلیل همسایگان ضمن خرید اسلحه مایل به مذاکره با ایران هم هستند. مثلاً مذاکرات ایران و عربستان آغاز شده است، اما چندان نباید خوشبین بود چراکه عربستان با یک جور به سازگاری با اسرائیل تن داده است و معتقد است دو دولت موازی اسرائیل و فلسطین باید تشکیل شود و نمی‌خواهد وارد جنگ شود. او احتمالاً از مذاکره با ایران قصد دارد که ایران را به آرامش منطقه‌ای و نوعی سازگاری دعوت کند نه این‌که خودش را تسلیم خواسته‌های ایران کند.»

iran-emrooz.net | Tue, 05.10.2021, 12:02
عراق واردات خودروهای ایرانی را متوقف کرد

وزیر صمت وعده داده بود که می‌خواهد سالانه یک میلیون دستگاه خودرو صادر کند. مهمترین بازارهای هدف خودروهای ایرانی هم عراق و سوریه است اما حالا خبر رسیده که عراق در گام اول خودروهای ایرانی را به دلیل کیفیت پایین نپذیرفته است.

به گزارش تجارت‌نیوز، رضا فاطمی امین، وزیر صمت به نمایندگان مردم وعده داده بود که می‌خواهد تولید خودرو در ایران را به سه میلیون دستگاه برساند و بهای تمام شده خودرو را ۲۰ درصد کاهش دهد و با کاهش قیمت تمام شده خودروهای ایرانی را به کشورهای هدف از جمله عراق، سوریه، پاکستان و لبنان صادر کند.

در گام نخست خودروسازان ایرانی برای صادرات با طرف عراقی وارد مذاکره شدند اما به نظر می‌رسد که جواب مثبتی نگرفته‌اند و عراق استانداردهای تولید خودروی ایران را رد کرده است.

روز گذشته غلامرضا شریعتی، رییس سازمان ملی استاندارد اعلام کرد: «خودروساز‌ان ایرانی مطابق با قوانین ۸۵گانه اروپا تولید می‌شوند اما عراقی‌ها اصرار دارند که در خودروهای تولید شده ایمنی و آلایندگی توجه شود. چرا که عراقی‌ها طبق نظر استاندارد‌های کشور‌های حوزه خلیج فارس، عمل می‌کنند.»

خبری که نشان می‌دهد خودروهای صادراتی ایران به عراق منتظر تایید استاندارد است.

قشر ضعیف طرفدار خودرو ایرانی هستند!

حال با توجه به سنگ اندازی غربی‌ها و افزایش هزینه‌های تمام شده آیا ایران می‌تواند خودروهای ایرانی را روانه بازارهای همسایه کند و کدام خودروهای ایرانی صادر می‌شود؟ یک فعال بازار عراق پاسخ داد: قشر ضعیف و بی‌بضاعت عراق همچنان طرفدار خودروهای کم مصرف ایرانی است. در عراق دو قشر وجود دارد افراد ثروتمندی که خواهان خودروهای لوکس هستند و افرادی که از دولت برای گذران زندگی سوبسید می‌گیرند.

دیاکو افخم به تجارت‌نیوز گفت: زمانی پراید به این کشور صادر می‌شد اما حالا خودروهای کم مصرفی مثل تیبا و ساینا را می‌توان جایگزین پراید کرد. قطعا در بازار عراق هر چه خودرو کم مصرف‌تر باشد، پر طرفدار می‌شود. خودروهای ژاپنی مثل تویوتا و نیسان در عراق بسیار طرفدار دارند. به خصوص اینکه تویوتا محبوب کشورهای عربی است و تقاضا برای خرید آن زیاد است.

پراید خودرو روزه‌دار عراقی‌ها!

این فعال بازار عراق توضیح داد: زمانی خودرو ایرانی مثل پراید در عراق بازار خوبی داشت. البته آن زمان هم عراقی‌ها به پراید خودرو روزه‌دار می‌گفتند، چرا که مصرف سوخت این خودروها بسیار پایین بود اما از سال گذشته عراق تصمیم گرفته است که کالاها را بر اساس استاندارد روز جهانی وارد کند، به همین دلیل است که ما در حوزه صادرات خودرو دچار مشکل شده‌ایم.

افخم گفت: حالا عراقی‌ها از سه کشور کره، چین و ژاپن کارشناسانی برای ارزیابی استاندارد کالاهای وارداتی گرفتند که این افراد کالاهای وارداتی را درجه‌بندی می‌کنند. بی‌شک چنانچه خودروسازان در صادرات خودرو مذاکرات قابل قبولی نداشته باشند قطعا از سال‌های آینده در صادرات مواد غذایی هم مشکلاتی ایجاد خواهد شد.

صادرات خودروهای جدید ایران به عراق

برخی از فعالان بازار می‌گویند باید خودروهای جدید ایرانی به عراق صادر شود. خودروهایی مانند دنا، فیدلیتی، دیگنتی، هایما، جک، تیگو و … ممکن است در گام اول رضایت عراقی‌ها را برای استفاده از این خودرو جلب کند.

افخم با اشاره به وضعیت بازار خودروهای ایرانی در عراق گفت: خودروهای چینی و تولید مشترک که در چین مونتاژ شده‌اند تقاضایی برای آنها در عراق وجود ندارد. چرا که مصرف سوخت این خودروها بالاست و بنزین در عراق عجیب گران است. در عراق و سوریه همچنان تقاضا برای خرید خودروهای ایرانی وجود دارد اما باید از طریق استانداردسازی مشکل را برطرف کنیم.

امسال چقدر خودرو صادر شده است؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد طبق صورت‌های مالی ارائه شده از سوی خودروسازان به بورس، طی پنج ماه امسال تنها ۵۱۴ دستگاه خودروی داخلی به خارج از مرزهای کشور رفته است. هر چند در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، رقم صادرات رشد را نشان می‌دهد، با این حال ضعف صادرات کاملا مشهود است.

بر اساس آمار گمرک، ۹۰ درصد صادرات خودرویی کشور در سال ۱۳۹۸، خودرو ساینا بوده و ۱۰ درصد الباقی متعلق به پراید، تیبا و کوییک از محصولات خانواده گروه خودروسازی سایپا و سمند، پژو پارس، پژو ۲۰۷، هایما و دنا از محصولات گروه صنعتی ایران‌خودرو بوده است.

لزوم تقویت خودروهای ایرانی

دبیر سابق اتاق بازرگانی ایران و عراق با اشاره به پشت پرده صادرات خودرو به عراق توضیح داد: عراق برای واردات خودرو به مسائلی همچون ایربگ، میزان سوخت و ترمز توجه ویژه‌ای دارد. چنانچه در دولت سیزدهم بحث صادرات خودرو جدی باشد باید به مسئله ایمنی و کیفیت توجه ویژه‌ای شود وگرنه صادرات خودرو منتفی می‌شود.

سید حمید حسینی به تجارت‌نیوز گفت: در سه سال گذشته سایت خودروی ایرانی در بازار عراق وجود داشت که خودروهای ایرانی در این کشور تولید می‌شد اما به دلیل تحریم‌ها تولید خودرو ایرانی در این کشور متوقف شد اما حالا به دلیل سختگیری‌هایی که در حوزه استاندارد وجود دارد بعید است که این کارخانه برای تولید خودروهای جدید ایرانی راه‌اندازی شود.

حسینی گفت: همچنان پراید ایرانی برای برخی قشرهای ضعیف پرطرفدار است اما با توجه به توقف خط تولید خودرو احتمالا باید خودرویی جایگزین پراید یا خودروهای بروز ایرانی راهی بازار عراق شود!

پرفروش‌ترین خودرو در جهان کدام است؟

هر چند پرفروش‌ترین خودرو در عراق فرانتیر نیسان است اما با این ذائقه امسال ایران سعی دارد که خودرو را به کشورهای همسایه صادر کند!

اخیرا ویژوال کپیتالیست لیستی از پرفروشترین خودروهای جهان در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد. بررسی‌ها اما نشان می‌دهد پر فروش‌ترین خودرو در عراق فرانتیر نیسان، در سوریه توسان، در پاکستان کرولا و لبنان لندکروز است! همچنین با آن که خط تولید پراید متوقف شده اما همچنان در ایران پراید پرفروش‌ترین خودرو محسوب می‌شود!

iran-emrooz.net | Tue, 05.10.2021, 10:47
اسناد پاندورا؛ سیاستمداران متهم از خود دفاع می‌کنند

یورونیوز: در ادامه واکنش‌ها به گزارش اخیر کنسرسیوم بین‌المللی روزنامه‌نگاران تحقیقی، «آی‌سی‌آی‌جی» شمار دیگری از رهبران کشورها و چهره‌های مشهور جهان روز دوشنبه افشاگری‌های انجام شده تحت عنوان «اسناد پاندورا» را رد کرده و ادعاهای مطرح شده درباره فرار مالیاتی و در اختیار داشتن ثروت‌هایی اعلام نشده را نادرست خواندند.

اسناد پاندورا که با همکاری ۶۰۰ روزنامه‌نگار تحقیقی تهیه شده، حاوی ۱۱.۹ میلیون سند لو رفته از ۱۴ شرکت خدمات مالی و هزاران شرکت‌ فراسرزمینی در سراسر جهان است. شرکت‌های فراسرزمینی یا آفشور، مؤسساتی تجاری هستند که با هدف کسب امتیازات اقتصادی از جمله فرار از پرداخت مالیات یا کاهش مبلغ آن، در یک کشور خارجی به ثبت می‌رسند و از راه دور اداره می‌شوند.

گیلرمو لاسو، رئیس جمهور اکوادور که بر اساس «اسناد پاندورا» وجوه کلانی را به دو تراست مستقر در در ایالت داکوتای جنوبی آمریکا منتقل کرده است، در واکنش اعلام کرد: «این کاملا درست است که سال‌ها پیش از این، من سرمایه‌گذاری‌های مشروعی در دیگر کشورها داشته‌ام اما اطمینان می‌دهم که تمام درآمدم را اعلام و مالیات آنها را در اکوادور پرداخت کرده‌ام.»

در مجموعۀ اسناد پاندورا اطلاعات فرار مالیاتی و ثروت‌اندوزی پنهانی رؤسای جمهور دو کشور دیگر آمریکای لاتین یعنی شیلی و جمهوری دومینیکن نیز دیده می‌شود.

تحقیقات روزنامه‌نگاران همچنین نشان داد که بیش از دو سوم مدیران ارشد و سیاستمداران، دارایی‌های خود را در شرکت‌های فراسرزمینی تأسیس شده در جزایر ویرجین بریتانیا پنهان کرده‌اند. از جمله دنیس ساسو نگسو که مدت ۲۴ سال است بر کرسی ریاست جمهوری کنگو تکیه زده، برای حدود به بیست سال مالک یک شرکت فراسرزمینی در این جزایر بوده و علی بونگو، رئیس جمهور گابن نیز از اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی دو شرکت را در این منطقه در اختیار داشته است.

شکیرا و دومینیک استروس‌کان

از چهره‌های مشهور دیگری که نامشان در اسناد پاندورا دیده می‌شود می‌توان به شکیرا خواننده کلمبیایی، کلودیا شیفر مدل آلمانی، ساچین تندولکار اسطوره کریکت هند همچنین تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا و دومینیک استراس‌کان، رئیس پیشین بانک جهانی اشاره کرد.

اسناد پاندورا نشان می‌دهد که رئیس پیشین صندوق بین‌المللی پول که در پی یک رسوایی جنسی مجبور به ترک صحنه سیاست فرانسه شد و اکنون مشاور اقتصادی و مدرس است، چندین میلیون دلار را از طریق یک شرکت مراکشیِ معاف از مالیات به خارج از فرانسه فرستاده است.

او در واکنش در پیامی توییتری نوشت: «من از سال ۲۰۱۳ ساکن مراکش هستم و مالیات خود را در آنجا پرداخت می‌کنم. من برای سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ میلادی ۸۱۲ هزار یورو مالیات پرداخت کرده‌ام که معادل ۲۳.۸ درصد از سود دریافتی‌ام است.»

دارایی‌های مدعیان مبارزه با فساد

اوهورو کنیاتا، رئیس جمهور کنیا که بارها از عزم خود برای مبارزه با فساد سخن گفته، بر اساس «اسناد پاندورا» دارای شرکتی در پاناما است و چند تن از اعضای خانواده او نیز بیش از ۳۰ میلیون دلار در شرکت‌های فراسرزمینی دارند.

پاتریک آچی، نخست وزیر ساحل عاج نیز بر اساس این تحقیقات، دست‌کم تا سال ۲۰۰۶ میلادی یک شرکت آفشور در باهاما داشته است. او روز دوشنبه هرگونه «اقدام غیرقانونی» و تلاش برای فرار از پرداخت مالیات را رد کرد.

ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین از دیگر مدعیان مبارزه با فساد است؛ با این وجود اسناد پاندورا نشان می‌دهد که او از سال ۲۰۱۲ میلادی شبکه‌ای از شرکت‌های فراسرزمینی را در اختیار داشته و سه ملک مجلل در لندن خریده است.

اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا در واکنش به این گزارش، تلاش رهبران و سیاستمداران برای فرار از مالیات را «کاملاً غیرقابل قبول» خواند و تاکید کرد که اتحادیه اروپا باید در این باره «بیشتر» کار کند.

پیش از این کاخ سلطنتی عبدالله دوم، پادشاه اردن که بر اساس این اسناد مالک دست‌کم ۳۰ شرکت آفشور است و از این مسیر ۱۴ ملک لوکس در ایالات متحده و بریتانیا به ارزشی بیش از ۱۰۶ میلیون دلار خریده، همچنین کاخ کرملین اتهامات طرح شده در «اسناد پاندورا» را نادرست خوانده و رد کرده بودند.

***

چرا در اسناد پاندورا از آمریکایی‌های مشهور ردپایی نیست؟

ایندی پندنت: آخرین نسخه از اسناد پاندورا بر راهبردهای قدرتمندان و فوق‌ثروتمندان برای مخفی کردن دارایی‌هایشان از مراجع مالیاتی پنجره‌ای تازه گشوده است.

این تحقیق که چند سازمان خبری مهم با هدایت انجمن بین‌المللی خبرنگاران تحقیقی انجام داده‌اند، سازوکارهای گریز از مالیات در ایالت‌های آمریکا را برملا کرده است؛ اما هیچ شرکت تجاری یا چهره سیاسی مهم ایالات متحده را شامل نمی‌شود.

با اینکه آمریکایی‌های سرشناس تا حد زیادی از چشم این تحقیقات پنهان مانده‌اند، خود ایالات متحده نتوانسته است چنین کند زیرا بر اساس یافته‌های این محققان، ایالات متحده در حال حاضر پناهگاه بسیاری از مالیات‌گریزان خارجی است.

کارشناسان در مصاحبه با ان.‌پی‌.آر گفته‌اند که نرخ پایین مالیات در ایالات متحده (در مقایسه با سایر کشورهای توسعه‌یافته) در این وضعیت نقش داشته است؛ به طوری که برخی از آمریکایی‌ها اصولا نیازی نمی‌بینند پولشان را در خارج مخفی کنند و بقیه هم احتمالا از شرکت‌هایی استفاده می‌کنند که امور مالی‌ آن‌ها در تازه‌ترین مجموعه این اسناد برملا نشده است.

واشینگتن‌پست دریافته است که شماری از آمریکایی‌ها هنوز برای پنهان کردن دارایی های خود هنگام بازجویی یا رسیدگی به پرونده‌ها از روش‌های مشابه استفاده می‌کنند. البته به‌طور مشخص از کسی نام برده نشده است.

این روزنامه گزارش می‌دهد: «این اسناد همچنین نشان می‌دهد که چگونه شرکتی در آمریکای مرکزی، برای مشتریان آمریکایی به فروشگاهی چندمنظوره تبدیل می‌شود و به آن‌ها اجازه می‌دهد هنگام مواجهه با تحقیقات جنایی یا پرونده‌های حقوقی، دارایی‌های خود را پنهان کنند.»

شرکت‌های آمریکایی تا حد زیادی از زیر چشم انتقادی این پرونده در رفته‌اند اما در حوزه‌های قضایی این طور نبوده است. دولت‌های ایالتی، به ویژه دولت‌های نوادا و داکوتای جنوبی، متهم شدند که اجازه داده‌‌اند این ایالت‌ها به بهشت مالیاتی تبدیل شوند؛ جایی که اتباع خارجی از شرکت‌های مستقر در این ایالت‌ها برای جابه‌جایی پول بدون اطلاع آنان، استفاده می‌کردند.

محققان بر اساس گزارش ان.پی.آر نوشته‌اند که داکوتای جنوبی و نوادا «قوانین محرمانگی امور مالی را به اجرا در آورده‌اند که همانند قوانین فعالیت در محدوده خارج از حوزه قضایی آن‌ها است» و در آن به رشد «انفجاری» چنین طرح‌هایی در ایالات متحده اشاره شده است.

گویا ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، یکی از استفاده‌کنندگان از ایالات متحده برای مقاصد مالیاتی بوده است و در این تحقیق کشف شده است که املاک باارزشی به قیمت بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در واشینگتن دی‌سی و مالیبو کالیفرنیا دارد.

اما دولت اردن با ارسال بیانیه‌ای به رویترز، چنین تخلفی را تکذیب کرده است.

یک سخنگوی دولت اردن هم گفته است: «اینکه اعلیحضرت در ایالات متحده و بریتانیا چند آپارتمان و اقامتگاه دارد چیزی سری نیست و نه غیرمعمول است، نه نادرست.»

این سخنگو افزود: «اعلیحضرت هزینه این املاک و تمام مخارج آن‌ها را شخصا پرداخته و هیچ کدام از این هزینه‌ها از بودجه یا خزانه‌ دولت تامین نشده است.»

وزارت خارجه روسیه یکی از اولین‌ها بود که ایالات متحده را به دلیل یافته‌های این تحقیقات مسخره کرد و آن را چشمی کبود بر چهره ایالات متحده در تلاش برای تشویق به اقدام‌های ضد فساد مالی در اروپا و جاهای دیگر خواند.

دیمیتری پسکوف، معاون مطبوعاتی ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، می‌گوید: «نکته چشمگیر این است که خود این کشور بزرگ‌ترین مرداب جهان است. منظورم ایالات متحده است.»

آقای پسکوف گفت: «این کار به هیچ وجه با ادعاهای آن‌ها برای مبارزه با فساد همخوانی ندارد... می‌بینیم که ایالات متحده مرداب اصلی فرار مالیاتی در کل جهان است.»