ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 01.01.2026, 17:43
«انقلاب در هر فنجان»

برگردان: علی‌محمد طباطبایی

آخرین قسمت از فصل هشتم کتاب

همزمان با وقوع انقلاب مالی در انگلستان، انقلابی از نوع دیگر در فرانسه در حال شکل‌گیری بود. در طول قرن هجدهم، اندیشه‌های روشنگری در فرانسه تحت تأثیر متفکرانی مانند فیلسوف و طنزپرداز فرانسوا- ماری آروئه دو ولتر (Francois-Marie Arouet de Voltaire) شکوفا شد که عقل‌گرایی علمی جدید را به حوزه‌های اجتماعی و سیاسی گسترش دادند.


تصویری که در آن زندگی ولتر و فلسفه روشنگری در فرانسه به طور خلاصه آمده است

ولتر در سال ۱۷۲۶ پس از توهین به یک اشراف‌زاده با یک طنز، در زندان باستیل پاریس زندانی شد و تنها با شرط تبعید به انگلستان آزاد گردید. در آنجا او خود را در عقل‌گرایی علمی ایزاک نیوتن (Isaac Newton) و تجربه‌گرایی فیلسوف جان لاک (John Locke) غرق کرد. همان‌طور که نیوتن فیزیک را از اصول اولیه بازسازی کرده بود، لاک قصد داشت همین کار را برای فلسفه سیاسی انجام دهد. او معتقد بود انسان‌ها آزاد و برابر به دنیا می‌آیند، ذاتاً خوب هستند و حق رسیدن به خوشبختی را دارند. هیچ کس نباید در زندگی، در سلامت، در آزادی یا در دارایی دیگری دخالت کند.

ولتر، تحت تأثیر این ایده‌های رادیکال، به فرانسه بازگشت و دیدگاه‌های خود را در کتابی به نام «نامه‌های فلسفی» (Lettres philosophiques) شرح داد که در آن سیستم حکومتی فرانسه را با توصیفی تا حدی آرمان‌گرایانه از سیستم انگلیسی مقایسه کرده بود. نتیجه این شد که کتاب بلافاصله ممنوع اعلام گردد.

سرنوشتی مشابه برای «دایره‌المعارف» (Encyclopedic) تدوین شده توسط دنی دیدرو (Denis Diderot) و ژان لو رون دالامبر (Jean Le Rond d’Alembert) رقم خورد که جلد اول آن در سال ۱۷۵۱ منتشر گردید. از جمله مشارکت‌کنندگان در این اثر ولتر و دیگر متفکران برجسته فرانسوی مانند ژان- ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau) و شارل-لوئی دو مونتسکیو (Charles-Louis de Secondat Montesquieu) بودند که مانند ولتر به شدت تحت تأثیر لاک قرار داشتند. با چنین فهرستی از مشارکت‌کنندگان، جای تعجب نیست که دایره‌المعارف به عنوان چکیده‌ای قطعی از اندیشه‌های روشنگری شناخته شد. این اثر دیدگاهی عقلانی و سکولار از جهان مبتنی بر جبر علمی را ترویج می‌کرد، سوءاستفاده‌های کلیسا و قانون از قدرت را محکوم می‌نمود و مقامات مذهبی را خشمگین ساخت که موفق شدند آن را نیز ممنوع کنند. با این حال، دیدرو به آرامی کار خود را ادامه داد و دایره‌المعارف سرانجام در سال ۱۷۷۲ تکمیل شد، بیست‌وهشت جلد آن به صورت مخفیانه به مشترکان تحویل داده شد.

همانند لندن، قهوه‌خانه‌های پاریس محل ملاقات روشنفکران و مراکز اندیشه‌های روشنگری بودند. دیدرو در واقع دایره‌المعارف را در قهوه‌خانه‌ای در پاریس به نام «کافه دو لا رژانس» (Cafe de la Regence) گردآوری کرد که از آن به عنوان دفتر کار خود استفاده می‌کرد. او در خاطراتش یادآوری می‌کند که همسرش هر روز صبح نه «سو» (sous) (پول خرد فرانسه) به او می‌داد تا هزینه قهوه روزانه‌اش را بپردازد. با این حال، این در قهوه‌خانه‌ها بود که تضاد بین فرانسه و انگلستان به ویژه آشکار شد. در لندن، قهوه‌خانه‌ها محل بحث‌های سیاسی بی‌پرده بودند و حتی به عنوان مقر احزاب سیاسی استفاده می‌شدند.

جاناتان سویفت (Jonathan Swift)، نویسنده انگلیسی، اشاره کرد که او «هنوز متقاعد نشده که دسترسی به مردان قدرتمند، حقیقت یا روشنگری بیشتری نسبت به سیاست‌های یک قهوه‌خانه به فرد می‌دهد.» قهوه‌خانه «مایلز» (Miles) محل ملاقات گروهی منظم برای بحث بود که در سال ۱۶۵۹ تأسیس شد و به عنوان «پارلمان آماتور» (Amateur Parliament) شناخته می‌شد. ساموئل پپیز (Samuel Pepys) خاطرنشان کرد که بحث‌های آن‌ها «نبوغ‌آمیزترین و هوشمندانه‌ترین‌هایی بود که تا به حال شنیده‌ام یا انتظار دارم بشنوم، و با اشتیاق فراوان ردوبدل می‌شد؛ بحث‌های مجلس عوام در مقایسه با آن کسل‌کننده بود.» او اشاره کرد که پس از بحث‌ها، گروه با استفاده از یک «اوراکل چوبی» (wooden oracle) یا صندوق رأی— که در آن زمان نوآوری محسوب می‌شد— رأی‌گیری می‌کرد. جای تعجب نیست که یک بازدیدکننده فرانسوی از لندن، آبِه پرووو (Abbe Prevost)، اعلام کرد که قهوه‌خانه‌های لندن، «جایی که شما حق دارید تمام روزنامه‌های موافق و مخالف دولت را بخوانید مقر آزادی انگلیسی‌ها» هستند.

وضعیت در پاریس بسیار متفاوت بود. قهوه‌خانه‌ها فراوان بودند— تا سال ۱۷۵۰ ششصد مورد تأسیس شده بود— و همانند لندن، هر کدام به موضوعات یا خطوط تجاری خاصی مرتبط بودند. شاعران و فیلسوفان در «کافه پارناس» (Cafe Par-nasse) و «کافه پروکوپ» (Cafe Procope)  جمع می‌شدند که مشتریان ثابت آن شامل روسو، دیدرو، دالامبر و دانشمند و سیاستمدار آمریکایی بنجامین فرانکلین بودند. ولتر صندلی و میز مورد علاقه‌ای در پروکوپ داشت و به خاطر نوشیدن ده‌ها فنجان قهوه در روز شهرت داشت. بازیگران در «کافه آنگله» (Cafe Anglais)، موسیقیدانان در «کافه الکساندر» (Cafe Alexandre)، افسران ارتش در «کافه دِزارم» (Cafe des Armes) جمع می‌شدند، در حالی که «کافه دِزاِوگْل» (Cafe des Aveugles) به عنوان فاحشه‌خانه نیز فعالیت می‌کرد. برخلاف سالن‌هایی که اشراف به آن‌ها رفت‌وآمد داشتند، قهوه‌خانه‌های فرانسوی به روی همه، حتی زنان، باز بود.

بر اساس یک گزارش قرن هجدهمی، «قهوه‌خانه‌ها توسط افراد محترم از هر دو جنس بازدید می‌شوند: ما در میان آن‌ها انواع مختلفی می‌بینیم: مردان خوش‌پوش، زنان عشوه‌گر، کشیش‌ها، روستایی‌های ساده‌لوح، روزنامه‌نگاران، طرف‌های دعوای حقوقی، مشروب‌خورها، قماربازان، انگل‌ها، ماجراجویان عشق یا صنعت، جوانان اهل ادبیات— به طور خلاصه، سری بی‌پایانی از افراد.» درون یک قهوه‌خانه، جامعه برابرطلبی که متفکران روشنگری به آن آرزو داشتند، در ظاهر ممکن بود زنده به نظر برسد.

اما گردش اطلاعات در قهوه‌خانه‌های فرانسوی، چه به صورت گفتاری و چه نوشتاری، تحت نظارت شدید دولت بود. با محدودیت‌های شدید بر آزادی مطبوعات و سیستم بوروکراتیک سانسور دولتی، منابع خبری بسیار کم‌تری نسبت به انگلستان یا هلند وجود داشت. این امر منجر به ظهور خبرنامه‌های دست‌نویس شایعات پاریس شد که توسط ده‌ها نسخه‌بردار تکثیر و از طریق پست به مشترکان در پاریس و فراتر از آن ارسال می‌شد. (از آنجا که چاپ نمی‌شدند، نیازی به تأیید دولت نداشتند.) فقدان مطبوعات آزاد همچنین به این معنا بود که اشعار و ترانه‌هایی که روی تکه‌های کاغذ پخش می‌شدند، همراه با شایعات قهوه‌خانه‌ای، منبع مهمی از اخبار برای بسیاری از پاریسی‌ها بودند.

با این وجود، مشتریان مجبور بودند مراقب حرف‌های خود باشند، زیرا قهوه‌خانه‌ها پر از جاسوسان دولت بود. هر کس که علیه دولت سخن می‌گفت، خطر زندانی شدن در باستیل را داشت. بایگانی‌های باستیل حاوی گزارش‌های صدها مکالمه بی‌اهمیت در قهوه‌خانه‌ها است که توسط خبرچین‌های پلیس ثبت شده‌اند. یک گزارش از دهه ۱۷۲۰ می‌گوید: «در کافه دِ فوا (Cafe de Foy) کسی گفت که پادشاه معشوقه‌ای گرفته است، نام او گونتو (Gontaut) است، و او زنی زیبا، خواهرزاده دوک نوالی (due de Noailles) است.» گزارش دیگری از سال ۱۷۴۹ می‌گوید: «ژان- لوئی لوکلرک (Jean-Louis Le Clerc) در کافه پروکوپ (Cafe de Procope) چنین اظهاراتی کرد: که هرگز پادشاه بدتری وجود نداشته است؛ که دربار و وزیران پادشاه را وادار به انجام کارهای شرم‌آوری می‌کنند که مردمش را به شدت منزجر می‌سازد.»

قهوه‌خانه‌های فرانسه به خوبی تناقضی را نشان می‌دادند: با وجود پیشرفت‌های فکری عصر روشنگری، پیشرفت در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی زیر سایه سنگین رژیم کهن عقب مانده بود. اشراف ثروتمند و روحانیون که تنها دو درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند، از پرداخت مالیات معاف بودند و بنابراین بار مالیاتی بر دوش بقیه جامعه—فقیران روستایی و اعضای مرفه‌تر بورژوازی— افتاده بود که از چنگال محکم اشراف بر قدرت و امتیازات اجتماعی به تنگ آمده بودند. در قهوه‌خانه‌ها، تضاد بین ایده‌های رادیکال جدید درباره‌ی نحوه‌ی ممکن‌بودن جهان و واقعیت موجود به وضوح آشکار شد. همان‌طور که فرانسه برای مقابله با بحران مالی فزاینده‌ای که عمدتاً به دلیل حمایت از آمریکا در جنگ انقلابی به وجود آمده بود دست و پنجه نرم می‌کرد، قهوه‌خانه‌ها به کانون‌های تخمیر انقلابی تبدیل شدند. بر اساس گفته‌های یک شاهد عینی در پاریس در ژوئیه ۱۷۸۹، قهوه‌خانه‌ها «نه تنها از داخل شلوغ بودند، بلکه جمعیت مشتاق دیگری نیز پشت درها و پنجره‌ها، با دهان باز به سخنرانانی گوش می‌دادند که از روی صندلی‌ها یا میزها برای مخاطبان کوچک خود خطابه می‌کردند؛ اشتیاقی که با آن شنیده می‌شدند و طوفان تشویقی که برای هر نظر جسورانه یا خشونت‌آمیزی علیه دولت دریافت می‌کردند، به راحتی قابل تصور نیست.»

کامی د موُلَن در ۱۲ ژوئیه ۱۷۸۹ بیرون کافه دِفوا سخنرانی کرد وانقلاب فرانسه را به حرکت درآورد.

همان‌طور که حال و هوای عمومی تاریک‌تر می‌شد، جلسه‌ی مجمع نوتابل‌ها (Assembly of Notables) (روحانیون، اشراف و قضات) نتوانست بحران مالی را حل کند و این موجب شد که پادشاه لویی شانزدهم (King Louis XVI) برای اولین بار در بیش از ۱۵۰ سال، مجلس ملی ایالات‌عمومی را تشکیل دهد. با این حال، جلسه در ورسای به هرج و مرج کشیده شد و پادشاه را وادار کرد که وزیر دارایی خود، ژاک نکر (Jacques Necker)، را برکنار کند و ارتش را بسیج نماید. در نهایت، این در کافه دِ فوا (Cafe de Foy) بود که در بعدازظهر ۱۲ ژوئیه ۱۷۸۹، یک وکیل جوان به نام کامیل دمولن (Camille Desmoulins)، انقلاب فرانسه را به راه انداخت. جمعیت در باغ‌های نزدیک کاخ رویال (Palais Royal) گرد هم آمده بودند و تنش‌ها با پخش خبر برکناری نکر— تنها عضو مورد اعتماد دولت در میان مردم— افزایش یافت. انقلابیون ترس از این را دامن زدند که ارتش به زودی برای قتل‌عام جمعیت وارد عمل خواهد شد. دمولن بر روی یک میز در بیرون کافه پرید، اسلحه‌ای را تکان داد و فریاد زد: «به اسلحه، شهروندان! به اسلحه!» فریاد او توسط دیگران تکرار شد و پاریس به سرعت به هرج و مرج کشیده شد؛ دو روز بعد، باستیل (Bastille) توسط جمعیت خشمگین مورد حمله قرار گرفت. ژول میشله (Jules Michelet)، مورخ فرانسوی، بعدها خاطرنشان کرد که کسانی که «روز به روز در کافه پروکوپ جمع می‌شدند، در عمق نوشیدنی سیاه خود، با نگاهی نافذ، روشنگری سال انقلاب را دیدند.» انقلاب به معنای واقعی کلمه از یک کافه شروع شد.

نوشیدنی خرد

امروزه مصرف قهوه و سایر نوشیدنی‌های کافئین‌دار، چه در خانه و چه خارج از آن، چنان گسترده است که تأثیر معرفی قهوه و جذابیت قهوه‌خانه‌های اولیه به سختی قابل تصور است. کافه‌های مدرن در مقایسه با پیشینیان تاریخی باشکوه خود کم‌رنگ هستند. با این حال، برخی چیزها تغییر نکرده‌اند. قهوه همچنان نوشیدنی‌ای است که مردم بر سر آن جمع می‌شوند تا ایده‌ها و اطلاعات را مورد بحث قرار دهند، توسعه دهند و مبادله کنند. از گپ‌وگفت‌های محلی در کافه‌ها گرفته تا کنفرانس‌های دانشگاهی و جلسات کاری، قهوه هنوز هم نوشیدنی‌ای است که تبادل و همکاری را تسهیل می‌کند، بدون آن‌که خطر از دست دادن کنترل فردی که با الکل همراه است وجود داشته باشد.

شاید فرهنگ اصلی قهوه‌خانه‌ها به بهترین شکل در کافی‌نت‌ها و نقاط دسترسی بی‌سیم به اینترنت که تبادل اطلاعات با سوخت کافئین را تسهیل می‌کنند و همچنین در زنجیره‌های کافه‌هایی که به عنوان دفتر و اتاق جلسه‌ی موقت توسط کارمندان سیار استفاده می‌شوند، بازتاب یافته باشد. آیا جای تعجب دارد که مرکز فعلی فرهنگ قهوه، شهر سیاتل (Seattle) یعنی خانه‌ی زنجیره‌ی کافه‌های استارباکس (Starbucks coffeehouse) همچنین محل استقرار برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نرم‌افزاری و اینترنتی جهان است؟ ارتباط قهوه با نوآوری، عقل و شبکه‌سازی—به همراه کمی شور انقلابی—پیشینه‌ای طولانی دارد.


یک قهوه‌خانه در پاریس اواخر قرن هجدهم

(کلیه تصاویر با هوش مصنوعی برای همین مقاله تهیه شده است)
ادامه دارد ...

بخش‌های پیشین:
بخش نخست؛ مقدمه کتاب تاریخ جهان در شش پیاله
بخش دوم؛ آبجوی عصر حجر
بخش سوم؛ آبجوی عصر حجر
بخش چهارم؛ آبجو در جهان متمدن
بخش پنجم؛ خاستگاه خط
بخش ششم؛ خاستگاه اندیشه غربی
بخش هفتم؛ فلسفه نوشیدن
بخش هشتم؛ تاکستان امپراتوری
بخش نهم؛ شراب، نوشیدنی برای همه؟
بخش دهم؛ چرا مسیحیان شراب می‌نوشیدند اما مسلمانان نه؟
بخش دهم؛ نشاط در دوران استعماری
بخش یازدهم: روح‌ها، شکر و بردگان
بخش دوازدهم: نوشیدنی‌هایی که آمریکا را ساختند
بخش سیزدهم: روحیه پیشگامی
بخش چهاردهم: قهوه در عصر خرد
بخش پانزدهم: پیروزی قوه
بخش شانزدهم: امپراتوری‌های قهوه
بخش هفدهم: اینترنت قهوه‌خانه‌ای
بخش هیجدم: نوآوری و گمانه‌زنی
بخش نوزدهم: «انقلاب در هر فنجان»

بخش بعدی: آغاز فصل نهم کتاب با عنوان «امپراتوری‌های چای»

A History of the World in Six Glasses, Tom Standage