پیش درآمد
دیدیم که منظور از «شبه-روانشناسی» تشخیص روانشناختی از راه دور، آسیبشناسی سیاسی، یا استفاده ابزاری از مفاهیم روانشناختی است و نتیجهی عملی آن میتواند آمیختن تحلیل سیاسی با مقولهی آسیبشناسی روانی باشد و در نهایت سیاست طرد و حذف را پیش میبرد. همچنین این گونه رفتار میتواند شائبهی «حمله به شخص» [۱] ایجاد کند که افزون بر آن که یک کژروی شناخته شده در نگارش است انصاف و مداراگری را زیر پا میگذارد و تعامل اجتماعی را بسیار دشوار میکند.
چنانکه در نخستین بخش آمد اگر در سپهر سیاسی و اجتماعی از تخصص استفادهی ابزاری شود، افزون بر مساله علمی بودن یا نبودن یک مدعا — که در دومین بخش این سری نوشته به تفصیل مورد بحث قرار گرفت — پای اخلاق حرفهای نیز ممکن است به میان کشیده شود.
به خاطر اهمیت موضوع بخش سوم به این مساله اختصاص دارد.
از دیرباز تا به امروز حرفههای گوناگون دست به ایجاد یک سلسله قاعدهها و ضابطههای رفتاری زدهاند و افراد شاغل در آن حرفهها موظف به رعایت آن شیوه و هنجارها بودهاند. ضرورت ایجاد الگوهای رفتاری با گسترش جامعههای بشری و سازمانیافتهتر شدن زیست انسانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هدف از ایجاد این رشته قواعد رفتاری و اخلاقی حفاظت از مردم، پاسداشت اعتماد عمومی، جهت دادن به رفتار حرفهای و پاسخگو کردن اعضا در صورت سوءاستفاده و بهرهبرداری نادرست از موقعیت یا تخصص خود بوده است.
ضابطهها و الگوهای رفتاری یک حرفه در تمامیت خود چارچوبی فراهم میآورند تا هم افراد شاغل در آن حرفه و هم مردم بدانند که چه رفتاری پذیرفتنی است و چه گونه رفتاری نامناسب و غیرقابل پذیرش است. این قواعد که تحت عنوان «اخلاق حرفهای» شناخته میشوند، معیار و سنجهی روشنی در اختیار همگان میگذارند تا افراد پایبند به بالاترین استانداردهای حرفهای از دیگران متمایز شوند و افراد خاطی شناسایی شده و به رعایت ارزشها و ضابطههای آن حرفه ملزم گردند.
بخش سوم: ضرورت پایبندی به اخلاق حرفهای پزشکی
۱.۳ - «اخلاق پزشکی» و «اخلاق زیستپزشکی»
حرفهی پزشکی به عنوان رشتهای شناخته میشود که یکی از کهنترین آیینهای رفتاری را در تاریخ ابداع و عرضه کرده است. پزشکان در طول تاریخ در بسیاری از جوامع دنیا هم به خاطر شفابخشی و نیز به خاطر پایبندی به اخلاق پزشکی همواره دارای ارج و احترام ویژهای بودهاند. استورهها و داستانهای بسیاری در دنیا وجود دارند که قهرمانان آنها پزشکان هستند. در ایران نیز از این داستانها و ارجگذاریها داریم.
افراد گاهی مشاهدههای خود را به عنوان نظر فردی مینویسند و انتشار میدهند و مخاطب میتواند دست به ارزیابی آنچه خوانده بزند و نظری را بپذیرد یا رد کند. اما در مورد پزشکان، روانشناسان و کسانی که در موسسههای بهداشت و سلامتی کار یا پژوهش میکنند کار کمی پیچیدهتر میشود. چنین افرادی حتا وقتی نظر فردی خود را مینویسند شاید بهتر باشد که بر شخصی بودن نظر تاکید کنند تا به اعتبار پزشک بودن یا شاغل بودن در یک موسسه معتبر مانند «سازمان ملی بهداشت» آمریکا (NIH) این شائبه که آنها به اعتبار شغل یا محل کار خود دارند در یک مساله اجتماعی و سیاسی به عنوان متخصص نظر علمی بر پایه علم پزشکی یا عصبشناسی یا زیستپزشکی [۲] میدهند پیش نیاید.
«اخلاق پزشکی» [۳] آییننامهای است که حد و مرز رفتار حرفهای و اجتماعی پزشک را تعیین میکند و افزون بر موارد خاص مربوط به بیمار به ویژه بر «سوءاستفاده نکردن از موقعیت حرفهای» تاکید دارد.
سوگندنامه بقراط که مفاد آن به صورت بخشی از اخلاق پزشکی در کشورهای گوناگون جهان در آمده یک پیمان اخلاقی و حرفهای تاریخی در دانش پزشکی است که پزشکان با ادای آن خود را متعهد به رعایت بالاترین معیارها و استانداردهای اخلاقی میکنند. اخلاق حرفهای مدرن و آییننامههای امروزین پزشکان که این سوگند سرلوحهی آنان است دارای یک سری اصول کلیدی هستند که بهطور خلاصه بر قاعدهی سودرسانی و جلوگیری از عدم آسیب و بیعدالتی در حق بیمار و پرهیز از اقدامات غیراخلاقی تاکید دارند. این اصول شامل مواردی مانند رازداری حرفهای و عدم افشا، رعایت حریم خصوصی، حفظ مرزهای اخلاقی با بیماران و پرهیز از داشتن رابطه خصوصی و دوری از هر گونه بهرهبرداری جنسی یا آسیب به بیمار یا کسانی که تحت نظر پزشک هستند میشوند.
رشته دیگری به نام «اخلاق زیستپزشکی» [۴] وجود دارد که افزون بر پزشکی گسترهای از مسایل اخلاقی را در پیوند با زیستشناسی و نهادها و سامانههای بهداشتی در بر میگیرد. اخلاق زیستپزشکی رفتار درست مربوط به تمام حرفههای حوزهی تندرستی را از پژوهش زیستپزشکی تا پرستاری و داروسازی و رشتههای مرتبط با آنها در بر میگیرد.
۲.۳ - نهادهای تدوین و نظارت بر اخلاق و رفتار حرفهای
در کشورهایی مانند آمریکا نهادهای گوناگون مربوط به هر رشته اخلاق و طرز رفتار مربوط به آن رشته را تدوین میکنند. برای نمونه «انجمن پزشکی آمریکا» از مهمترین نهادهای تدوینکننده «آییننامه اخلاق پزشکی» است و «انجمن روانپزشکی آمریکا» آیین نامهای به نام «اصول اخلاق پزشکی همراه با توضیحات ویژهی قابلاعمال در روانپزشکی» دارد و «انجمن روانشناسی آمریکا» قواعد رفتاری را در «اصول اخلاقی روانشناسان و آییننامه رفتار حرفهای» تدوین کرده است.
ادارهها و نهادهای دیگر قواعد مربوط به حوزهی کار خود را تدوین و بر آن نظارت میکنند. برای نمونه اگر کسی در «موسسهی ملی بهداشت» آمریکا کار کند با یک سلسله مراتب اداری روبروست. در بالاترین مرحله اداره اخلاق دولت ایالات متحده قرار دارد که «استانداردهای رفتار اخلاقی برای کارکنان قوه مجریه» را تدوین و بر آن نظارت میکند. در مرحلهای پایینتر وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده در سلسله قواعدی تحت نام «استانداردهای تکمیلی رفتار اخلاقی برای کارکنان وزارت بهداشت و خدمات انسانی» بر رفتار کارمندان و پژوهشگران «موسسهی ملی بهداشت» آمریکا (NIH) نظارت میکند. بسته به نوع شغل چنین پژوهشگر یا کارمندی ممکن است مقید به رعایت ضوابط دیگری نیز باشد که توسط «هیات پزشکی ایالتی» یا هیات بررسی نهادی تدوین شدهاند.
۳.۳ - برخورد حرفهای پزشکان و متخصصان در مغربزمین
هنگامی که سخن از برخورد کسانی که در رشتهای تخصص دارند با مسایل اجتماعی پیش میآید، اگر این تخصص مانند ابزاری در سپهر سیاسی بکار گرفته شود، خواه ناخواه مسألهی ضوابط حرفهای نیز به میان میآید. چه یک کنشگر اجتماعی از رشته تخصصی خود در رشتهای مانند روانشناسی برای اثبات باورهای اجتماعی خود بهرهبرداری کند و چه به خاطر پزشک بودن در یک عرصه (مانند تخصص در چشم و به هر حال تحت نام و اعتبار «پزشک») به عرصه دیگری چون روانشناسی برود و مقولههای روانشناسانه را در کنشگری سیاسی برای پیشبرد باورهای خود بکار گیرد، در هر دو حالت ممکن است دانسته و ندانسته از مسوولیت حرفهای خود به عنوان یک پزشک که باید همواره ضوابط حرفهای را بکار بندد عدول کرده باشد.[۵]
این گونه رفتار در میان پزشکان آمریکا و اروپا و کانادا کمتر دیده میشود و این ممکن است دلیلهای گوناگون داشته باشد. قانونورزی در این جوامع جزو فرهنگ روزمره شده و در افراد مانند طبیعت دوم عمل میکند. شاید این آزمودگی فرهنگی باعث میشود افرادی که در جوامع قانونورز به دنیا آمده و رشد کردهاند به آییننامههای حرفهای حساسیت بیشتری نشان دهند.
علت دیگر شاید این باشد که پزشکان و متخصصان زیستپزشکی در طول تحصیل در جاهایی مانند شمال آمریکا یا اروپا در این مورد آموزش جدی میبینند و یاد میگیرند که ضوابط حرفهای را که تحت نظر ادارهی نظام پزشکی مجزای هر کدام از کشورهای غربی قرار دارند تمام و کمال رعایت کنند و میدانند که این ضوابط حرفهای هیچگاه و در هیچ شرایطی تعطیل بردار نیستند.
۴.۳ - برخورد پرسشبرانگیزِ اندکی از مهاجران
برخی پزشکان و متخصصان مهاجر در جوامع اقتدارگرایانه، از جمله بخشهایی از خاورمیانه، که در آنها قانونورزی به اندازهی غرب نهادینه نشده رشد و تحصیل کردهاند و سپس دست به مهاجرت زدهاند. گاهی این افراد در کشور خود یا یک کشور ثالث که ضوابط حرفهای مانند جوامع پیشرفته آموزش داده نمیشوند تحصیل کردهاند. هنگام شاغل شدن در کشورهای غربی این کارشناسان با ضوابط ساری و جاری در این کشورها آشنا میشوند و اکثریت آنها وظیفهی وجدانی خود را همواره در نظر دارند و ضوابط حرفهای را به عالیترین نحو رعایت میکنند. پزشکان ایرانی زیادی هستند که در عرصهی کار و رشتهی خود درخشیدهاند و هر کدام نمونههای ارزندهای از پایبندی به ضوابط حرفهای بودهاند. اما ممکن است تک و توک کسانی در میان این متخصصان وجود داشته باشند که حساسیت کمتری نسبت به رعایت کردن ضوابط حرفهای دارند یا با گذشت زمان حساسیت لازم را از دست دادهاند.
این عدم حساسیت و در مواردی بیتفاوتی نسبت به کنش حرفهای است که میتواند راه به شبه-روانشناسی ببرد تا آنجا که یک پزشک یا پژوهشگر زیستپزشکی به خود اجازه دهد تا دست به استفادهی ابزاری از مفاهیم روانشناختی و پزشکی بزند و برای پیشبرد باورهایش دو عرصهی ناهمگون تحلیل سیاسی و آسیبشناسی روانی را در هم بیامیزد.
البته این اشتباه منحصر به افراد متخصص نیست. یک مهاجر غیرمتخصص که به عنوان پژوهشگر آزاد دست به استفاده از مفاهیم روانشناختی برای پیشبرد خط سیاسی خود میزند شاید مقید به رعایت ضوابط حرفهای و مقررات نظام پزشکی نباشد اما استفاده ابزاری از هر چیزی و از جمله علم کار شایندهای نیست.
بهرهوری از شبه-علم یا بکارگیری نادرست تخصص برای پیشبرد آرمان و عقیدهی شخصی جدا از تمام ملاحظههای قانونی و حرفهای میتواند به اعتبار و نام نویسنده آسیب جدی وارد آورد و دستاوردهای دیگر او را زیر سوال ببرد.
۵.۳ - لزوم تحقیق توسط کارشناسان «اخلاق پزشکی»
در بسیاری از آییننامههای حرفهای سوءاستفاده از موقعیت حرفهای بشدت نهی شده و در مواردی تخلف عمده به حساب میآید. در اینجا این پرسش پیش میآید که آیا یک پزشک، کارشناس روانشناختی و یا یک محقق و فرد شاغل در یک موسسه بهداشتی که در میان مردم به این مقام و موقعیت شناخته میشود میتواند به اعتبار حرفه و موقعیت خود به نقد و نظر در مورد افرادی که رقیب سیاسی هستند بپردازد و آنها را دارای عارضههای شخصیتی و عاطفی یا اختلالهای مغزی معرفی کند؟ بنظر نگارنده به عنوان یک فرد غیرمتخصص چنین میرسد که چنین کاری به احتمال زیاد از دیدگاه اخلاق پزشکی نادرست و مردود است.
حقوقدانان و کارشناسانی که متخصص اخلاق پزشکی و زیستپزشکی هستند میتوانند در این مورد روشنگری کنند و این موضوع را بطور عمیقتر بررسی نمایند. نظر به اینکه این نوع برخورد شبه-روانشناسانه و شبه-علمی دارد روز بروز رایجتر میشود بعید نیست که دیر یا زود پژوهشگران و حقوقدانان ایرانی و ایرانیتبار که در این کار تبحر دارند دست به تحقیق و پژوهش در این مورد بزنند و به پالایش این جو آلوده یاری برسانند.
این تحقیق لازم است نه برای پیگرد بلکه برای آموزش مجدد و یادآوری تا به آن دسته از کسانی که بیمبالاتی میکنند و اخلاق حرفهای را نادیده میگیرند خاطر نشان کند تا ضوابط حرفهای رشتهی خود را جدی بگیرند و در کشاکش مبارزهی اجتماعی آنها را به فراموشی نسپارند.
۷.۳ - پزشکیسازی سیاست (Medicalization of Politics)
در تاریخ معاصر جهان نمونههای ناپذیرفتنی و نابهنجاری از «پزشکی سازی سیاست» وجود دارند. یک نمونهی آن متهم کردن سناتور بری گلدواتر کاندیدای ریاست جمهوری به داشتن اختلال عاطفی بود که باعث شد انجمن روانپزشکان آمریکا در دههی ۱۹۷۰ میلادی «اصل گلدواتر» را به ضابطههای اخلاق حرفهای بیافزاید که بر اساس آن روانپزشکان نمیتوانند بدون آزمایشهای لازم و معاینه از نزدیک در مورد کسی نظر پزشکی بدهند.
نمونههای بدتر «پزشکی سازی سیاست» در تاریخ معاصر را در شوروی پیشین میتوان دید. در روسیه سوسیالیستی گاهی مخالفان را به داشتن عارضههای روانی و اختلالهای مغزی متهم مینمودند و آنها را به زندانهایی که آسایشگاه نامیده میشدند گسیل میکردند. دولت جمهوری اسلامی نیز این روش ناروا را بارها به ویژه علیه زنان بکار برده است.
۶.۳ - در پایان
الگوبرداری از ستوننویسان روزنامهای و روانشناسی بازاری شایستهی یک پزشک یا کارشناس زیستپزشکی نیست. آمیختن روانشناسی بازاری و مبارزهی سیاسی آمیزهای است نامناسب که ممکن است میوههای تلخ به بار آورد. تلاش در تشخیص از راه دور و تبدیل اختلاف سیاسی به آسیبشناسی روانی روشی معتبر نیست و از جانب انجمنهای حرفهای روانشناختی مردود اعلام شده است. عرصهی مبارزهی سیاسی محل فضلنمایی شبه-علمی نیز نیست. آمیختن فضلنمایی علمی (و در این مورد خاص، پزشکی یا زیستپزشکی) و مبارزهی اجتماعی نه تنها ضابطههای رفتار مدنی را نادیده میگیرد بلکه اخلاق حرفهای را نیز ممکن است بخاطر باورهای سیاسی از نظر دور بدارد.
بخشهای پیشین:
«شبهروانشناسی» ابزاری برای فروکوبی دگراندیشی (یک)
«شبهروانشناسی» ابزاری برای فروکوبی دگراندیشی (دو)
———————
[1] Ad hominem
[2] Biomedical field
[3] Medical Ethics
[4] BioEthics
[۵] مواردی پیش آمده که فردی با بهرهبرداری نادرست از موقعیت و شهرت حرفهای خود دست به حمله شخصی به افراد مشخصی در شبکههای اجتماعی زده و آنها را متهم به داشتن عارضههای شخصیتی کرده است.
● یوسف جاویدان، تاریخدان هنر و استاد پیشین دانشگاه در رشتهی هنرهای زیبا. افزون بر رشته آرشیتکت و هنرهای تجسمی، تا آنجا که به پژوهش مربوط میشود، نویسنده در رشتهی تاریخ هنر آموزش دیده و در روانشناسی تخصص ندارد. این سری نوشته نتیجهی پژوهش مستقل است.