ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 20.04.2026, 23:03
بررسی کتاب «شالوم اسرائیل»

محمدرضا رضایی

شالوم اسرائیل
نویسنده: محسن بنائی
ترجمه از آلمانی: مرجان گرکانی
ناشر: نشر فروغ

دنیای ادبیات سرشار از سفرنامه‌هاست، اما اندک آثاری هستند که بتوانند موضوعی چنین سیاسی و احساسی را با کنجکاوی شخصی یک مسافر به‌خوبی درهم آمیزند. کتاب شالوم اسرائیل نوشته‌ی محسن بنائی فراتر از توصیف جغرافیایی مکان‌هاست؛ سفری است به ژرفای تاریخ، به لایه‌های تاریک کشمکش‌های انسانی و به پیچیدگی حیرت‌انگیز هویت‌ها در میدان تنش ملیت، مذهب و تجربه فردی.

این اثر در آغاز با نام اسرائیل به روایت ایرانی (Israel auf iranisch) به زبان آلمانی نگاشته و این چکیده و سنجش از متن آلمانی برگزیده شده و سپس با ترجمه روان مرجان گرکانی با نام »شالوم اسرائیل« به فارسی برگردانده شد. در روزگاری که شکاف‌ها ژرف‌تر شده‌اند، خواندن این کتاب کمک بزرگی در راه روشنگری است.

بنائی، پزشکی ایرانی‌تبار که سال‌هاست در آلمان زندگی می‌کند، نه به عنوان سیاستمدار یا کنشگر، بلکه به عنوان انسانی که روایت‌های ساده‌انگارانه زادگاه خود را به چالش می‌کشد، به این سفر رفته است. کتاب او عملی جسورانه در راستای گفت‌وگو در عصر یک‌سویه‌گویی است؛ خواننده را وامی‌دارد که از قالب‌های سیاه‌وسفید آسان بیرون آید و با واقعیت دشوار اما راستین خاکستری روبه‌رو شود. وی در درازای زمان نستوه و با عشق فراوان به آماجش کتابی بسیار پرارزش ارائه می‌دهد. با ژرفنگری، تأمل، گردآوری فاکتها و گشایش پرسشهایی که قرن‌ها سربه‌مهر بودند، گامی نوین در نگاه به تاریخ بر‌می‌دارد.

شالوم اسرائیل نوشتهٔ محسن بنائی اثری است که در مرز میان سفرنامه، یادداشت‌های شخصی و تأملات فرهنگی و سیاسی قرار می‌گیرد و در عین حال می‌توان آن را روایت تحول ذهنی نویسنده نیز دانست. این کتاب تنها گزارشی از یک سفر جغرافیایی نیست، بلکه شرح مواجههٔ یک ذهن با واقعیت‌هایی است که پیش از آن بیشتر در قالب روایت‌های رسانه‌ای و ایدئولوژیک شکل گرفته بودند. نویسنده با مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌ها وارد منطقه‌ای می‌شود که سال‌ها دربارهٔ آن شنیده، اما کمتر فرصت مشاهدهٔ مستقیم داشته است. همین فاصله میان تصور و واقعیت، موتور محرک روایت می‌شود و خواننده را با روندی تدریجی از تردید، بازنگری و تغییر دیدگاه همراه می‌کند. در طول این مسیر، بنائی تلاش می‌کند نه به نتیجه‌ای قطعی برسد و نه حکم نهایی صادر کند، بلکه بیشتر می‌کوشد آنچه را می‌بیند و تجربه می‌کند با صداقت بازتاب دهد. همین رویکرد باعث می‌شود متن حالتی تأملی پیدا کند و خواننده نیز در روند شکل‌گیری نگاه نویسنده شریک شود و همزمان با او به بازاندیشی دربارهٔ مفاهیمی چون هویت، عدالت، تاریخ و سیاست بپردازد.

سفر از نقطه‌ای آغاز می‌شود که ذهن نویسنده هنوز تحت تأثیر روایت‌هایی است که سال‌ها در فضای سیاسی و رسانه‌ای شنیده است. او با تصویری نسبتاً ثابت از اسرائیل و فلسطین وارد منطقه می‌شود، اما خیلی زود درمی‌یابد که واقعیت بسیار پیچیده‌تر از چارچوب‌های ساده و دوگانه است. نخستین مواجهه‌ها با شهرها و مردم نشان می‌دهد که زندگی در این منطقه نه کاملاً بحرانی است و نه کاملاً عادی، بلکه ترکیبی از هر دو است. در یک خیابان، مردم در کافه‌ها نشسته‌اند، موسیقی پخش می‌شود و گفت‌وگوهای روزمره جریان دارد، اما چند خیابان آن‌طرف‌تر حضور نیروهای امنیتی، ایست‌های بازرسی و نشانه‌های تنش دیده می‌شود. این هم‌زمانی آرامش و اضطراب یکی از مهم‌ترین تجربه‌های اولیهٔ نویسنده است و بارها در طول سفر تکرار می‌شود. او درمی‌یابد که زندگی در چنین فضایی نوعی عادت به نااطمینانی ایجاد می‌کند؛ مردمی که همزمان با نگرانی، زندگی روزمرهٔ خود را ادامه می‌دهند و این تضاد، فضای روانی خاصی به منطقه می‌بخشد. این وضعیت به نویسنده نشان می‌دهد که مفهوم امنیت در این سرزمین معنایی نسبی دارد و هر گروه اجتماعی آن را به شکلی متفاوت تجربه می‌کند.

تل‌آویو در روایت نویسنده شهری است مدرن، پویا و سرشار از زندگی روزمره. حضور جوانان، کافه‌ها، خیابان‌های شلوغ و فضای باز اجتماعی تصویری ارائه می‌دهد که با بسیاری از تصورهای قبلی او فاصله دارد. نویسنده در این شهر با افرادی روبه‌رو می‌شود که دغدغه‌هایشان مشابه مردم دیگر نقاط جهان است؛ کار، آینده، تحصیل و روابط شخصی. این تجربه باعث می‌شود او به تدریج از نگاه کلیشه‌ای فاصله بگیرد و مسئله را انسانی‌تر ببیند. او در گفت‌وگوهایش با شهروندان درمی‌یابد که بسیاری از آنان بیش از آنکه درگیر سیاست باشند، درگیر زندگی روزمره‌اند. همین نکته باعث می‌شود تصویر منطقه از فضای صرفاً سیاسی فاصله بگیرد و ابعاد اجتماعی آن برجسته شود. در مقابل، اورشلیم فضایی متفاوت دارد. بار تاریخی و مذهبی این شهر، آن را به نقطه‌ای حساس تبدیل کرده است. حضور ادیان مختلف، نشانه‌های تاریخی و تنش‌های پنهان در کنار یکدیگر، فضای پیچیده‌ای ایجاد می‌کند. نویسنده در کوچه‌های قدیمی قدم می‌زند و با مکان‌هایی روبه‌رو می‌شود که برای گروه‌های مختلف معنای متفاوتی دارند. همین چندمعنایی بودن فضا، یکی از ویژگی‌های مهم روایت است و نشان می‌دهد که حتی مکان‌ها نیز در این منطقه حامل روایت‌های متضاد هستند. در چنین فضایی، تاریخ نه در کتاب‌ها، بلکه در سنگ‌ها، دیوارها و مسیرهای شهری حضور دارد.

حیفا در نگاه نویسنده شهری است که نوعی هم‌زیستی نسبی در آن دیده می‌شود. او از ترکیب فرهنگی و حضور گروه‌های مختلف سخن می‌گوید و این شهر را نمونه‌ای از امکان هم‌زیستی می‌داند، هرچند که این هم‌زیستی نیز خالی از تنش نیست. نویسنده به این نکته اشاره می‌کند که هم‌زیستی در این منطقه اغلب شکننده است و در پس ظاهر آرام آن، تفاوت‌های تاریخی و سیاسی وجود دارد. در مقابل، ورود به شهرهای فلسطینی فضای روایت را تغییر می‌دهد. نویسنده با محدودیت‌های رفت‌وآمد، حضور ایست‌های بازرسی و تفاوت‌های محسوس در زیرساخت‌ها روبه‌رو می‌شود. این تغییر ناگهانی فضا، یکی از نقاط تأثیرگذار کتاب است. او درمی‌یابد که تجربهٔ زندگی در دو سوی این منازعه می‌تواند بسیار متفاوت باشد و همین تفاوت، درک مسئله را پیچیده‌تر می‌کند. در چنین لحظاتی، نویسنده بیشتر به مشاهده و توصیف بسنده می‌کند و از صدور حکم قطعی پرهیز دارد. او تلاش می‌کند تجربه‌های مختلف را در کنار هم قرار دهد تا خواننده خود با پیچیدگی‌ها مواجه شود. همین روش باعث می‌شود متن از حالت تبلیغاتی دور بماند و به روایتی چندلایه تبدیل شود.

گفت‌وگو با افراد مختلف یکی از عناصر مهم روایت است. بنائی با اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌های گوناگون صحبت می‌کند و هر کدام از زاویهٔ دید خود واقعیت را توضیح می‌دهند. برخی اسرائیلی‌ها از امنیت، تهدیدهای بیرونی و حق دفاع از کشورشان سخن می‌گویند. در مقابل، برخی فلسطینی‌ها از محدودیت‌ها، دشواری‌های رفت‌وآمد و احساس بی‌عدالتی صحبت می‌کنند. نویسنده تلاش می‌کند این صداهای متفاوت را بدون حذف یا ساده‌سازی بازتاب دهد. او گاه با جوانی اسرائیلی روبه‌رو می‌شود که زندگی عادی و امیدهای شخصی‌اش را بیان می‌کند و گاه با فلسطینی‌ای که از مشکلات روزمره سخن می‌گوید. این گفتگوها تصویر منطقه را از حالت انتزاعی خارج می‌کند و به آن چهره‌ای انسانی می‌بخشد. در چنین لحظاتی، مسئله دیگر صرفاً سیاسی نیست، بلکه به زندگی انسان‌هایی مربوط می‌شود که هر کدام روایت خاص خود را دارند. نویسنده در خلال این گفت‌وگوها متوجه می‌شود که حتی در درون هر جامعه نیز دیدگاه‌ها یکدست نیستند و تنوع فکری گسترده‌ای وجود دارد.

حضور سحر، همسر بنائی، عنصر روایی مهمی است. او صرفاً همراهی در سفر نیست؛ لنگر عاطفی، هم‌سخن نقاد و گاه وجدان بیدار نویسنده است. گفت‌وگوهای آنها، واکنش‌های متفاوتشان به یک موقعیت، تصویری چندبُعدی‌تر از رخدادها به خواننده می‌دهد. سحر نقش نماینده خواننده را دارد، پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که خواننده نیز ممکن است بپرسد و هوشمندی عاطفی‌اش رویکرد تحلیلی بنائی را کامل می‌کند. شغل او به عنوان عکاس حرفه‌ای بُعدی تلخ به روایت می‌افزاید: هزاران عکسی که گرفته اما در کتاب چاپ نشده‌اند، نمادی است از آنچه واژه‌ها به‌تنهایی قادر به ثبتش نیستند. نبود این تصاویر، خواننده را وادار می‌کند صحنه‌ها را با نیروی تخیل و از خلال نثر بنائی زنده‌تر بسازد. این تصمیم، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواندن کتاب را فعال‌تر و پرچالش‌تر می‌کند. حضور همسر نویسنده در سفر، به متن بُعدی انسانی و صمیمی می‌بخشد. او نه تنها همراه نویسنده است، بلکه با نگاه متفاوت خود به تجربه‌ها معنا می‌دهد. گفت‌وگوهای میان این دو گاه نشان‌دهندهٔ تفاوت برداشت‌ها از یک موقعیت است و همین تفاوت نگاه‌ها به غنای روایت کمک می‌کند. گاهی یکی از آنها از فضایی احساس آرامش می‌کند و دیگری همان فضا را پرتنش می‌بیند. این اختلاف برداشت‌ها نشان می‌دهد که حتی مشاهدهٔ مستقیم نیز به معنای دستیابی به حقیقت واحد نیست. تجربه‌ها همواره از فیلتر ذهنی افراد عبور می‌کنند و همین موضوع به پیچیدگی روایت می‌افزاید. اشاره‌های کوتاه به زندگی خانوادگی و فرزندان نیز باعث می‌شود نویسنده تنها یک ناظر سیاسی نباشد، بلکه انسانی با دغدغه‌های شخصی دیده شود. این حضور زندگی خصوصی، متن را از حالت تحلیلی صرف خارج می‌کند و به آن گرمای انسانی می‌بخشد.

یکی از محورهای مهم کتاب، توجه به تاریخ یهودیان و شکل‌گیری هویت آنان است. نویسنده بارها به پراکندگی تاریخی این قوم اشاره می‌کند و نقش این تجربهٔ تاریخی را در شکل‌گیری نگاه آنان برجسته می‌سازد. او از حضور یهودیان در تمدن‌های مختلف سخن می‌گوید و این پراکندگی را عاملی برای شکل‌گیری هویتی پیچیده می‌داند. این نگاه تاریخی باعث می‌شود مسئلهٔ اسرائیل در بستر گسترده‌تری دیده شود. در عین حال، نویسنده از رنج فلسطینیان نیز غافل نمی‌ماند و به تضاد میان حق تاریخی و عدالت معاصر اشاره می‌کند. او با طرح پرسش‌هایی دربارهٔ امکان تحقق عدالت، نشان می‌دهد که مسئله را نمی‌توان با پاسخ‌های ساده توضیح داد. این پرسش‌ها بدون نتیجه‌گیری قطعی مطرح می‌شوند و بیشتر به تأمل خواننده دامن می‌زنند. همین رویکرد پرسش‌محور، یکی از ویژگی‌های مهم کتاب است.

نثر کتاب ساده و روان است، اما در عین حال از ظرافت‌های ادبی برخوردار است. نویسنده از توصیف‌های کوتاه و زنده استفاده می‌کند و گاه لحنی شاعرانه به متن می‌دهد. در بخش‌هایی که تجربه‌ای تلخ روایت می‌شود، زبان سنگین‌تر و تأملی‌تر می‌شود و در بخش‌هایی که به زندگی روزمره اشاره دارد، لحن سبک‌تر و خودمانی‌تر است. این تغییر لحن‌ها با فضای روایت هماهنگ است و باعث پویایی متن می‌شود. همچنین استفاده از نقل‌قول‌های مستقیم از گفتگوها، حس حضور در موقعیت را تقویت می‌کند. خواننده احساس می‌کند در کنار نویسنده حرکت می‌کند و تجربه‌ها را از نزدیک می‌بیند. این ویژگی باعث می‌شود کتاب حالتی روایی و زنده پیدا کند.

دیدار با افراد مختلف از تأثیرگذارترین بخش‌های کتاب است. نویسنده در یکی از صحنه‌ها با پیرمردی فلسطینی روبه‌رو می‌شود که چهره‌اش نشانه‌ای از رنج سال‌هاست. توصیف این دیدار بیشتر بر حس انسانی تمرکز دارد تا تحلیل سیاسی. در مقابل، او از برخوردهای مثبت با برخی اسرائیلی‌ها نیز سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که انسان‌ها را نمی‌توان تنها بر اساس هویت سیاسی‌شان قضاوت کرد. این تضاد میان تجربه‌های مثبت و منفی، یکی از محورهای اصلی کتاب است و نشان می‌دهد که واقعیت از مجموعه‌ای از تجربه‌های متناقض شکل می‌گیرد. نویسنده با کنار هم قرار دادن این تجربه‌ها، تصویری چندلایه ارائه می‌دهد.

در طول سفر، بنائی بارها به تغییر پیش‌فرض‌های خود اشاره می‌کند. او درمی‌یابد که بسیاری از تصویرهایی که پیش‌تر در ذهن داشته، نیازمند بازنگری است. این تغییر نه به معنای جایگزینی یک نگاه با نگاه دیگر، بلکه به معنای پیچیده‌تر شدن تصویر ذهنی است. نویسنده با مجموعه‌ای از پرسش‌های تازه روبه‌رو می‌شود؛ پرسش‌هایی دربارهٔ عدالت، هویت، تاریخ و سیاست. او به این نتیجه می‌رسد که مسئلهٔ اسرائیل و فلسطین را نمی‌توان در قالب دوگانه‌های ساده توضیح داد. واقعیت مجموعه‌ای از روایت‌های متداخل است که هر کدام بخشی از حقیقت را در خود دارند.

در نهایت، «شالوم اسرائیل» متنی است که خواننده را به تأمل دربارهٔ پیش‌داوری‌ها و تصویرهای تثبیت‌شده دعوت می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد که شناخت یک منطقه تنها از طریق روایت‌های دورادور ممکن نیست، بلکه نیازمند مشاهدهٔ مستقیم و شنیدن صداهای مختلف است. او با ذهنی پر از پرسش بازمی‌گردد و همین پرسش‌ها را مهم‌ترین دستاورد سفر می‌داند.

بزرگ‌ترین توانایی نویسنده در «ترجمه فرهنگی» اوست. او تنها مناظر و مردمان را شرح نمی‌دهد، بلکه ذهنیت‌ها را نیز می‌گشاید. نثرش روشن و بی‌پیرایه است و در لحظات اوج احساسی رنگی شاعرانه می‌گیرد. نثر کتاب به دلیل تنوع زبانی‌اش جذاب است. برخی واژه‌ها و اصطلاحات برای من تازگی داشتند و با ظرافت خود، غنای فرهنگی و ادبی متن را افزایش می‌دهند. این ظرافت‌های زبانی، نشان‌دهنده عمق فرهنگی‌ای است که او در اثرش به کار گرفته است.

بهره‌گیری وی از مفاهیم فارسی برای توضیح واقعیت‌های اسرائیلی و دقت آلمانی‌وارش در نظم‌بخشی به روندهای تاریخی، کتاب را به پلی میان فرهنگ‌ها بدل کرده است.

کتاب تصویری ارائه می‌دهد که نه ساده است و نه قطعی، بلکه سرشار از پیچیدگی و چندصدایی است. همین نگاه باعث می‌شود اثر از یک سفرنامهٔ ساده فراتر رود و به متنی تأملی و انسانی تبدیل شود که خواننده را نیز به اندیشیدن دربارهٔ واقعیت‌های پیچیدهٔ جهان دعوت می‌کند. نویسنده در پایان به این نتیجه می‌رسد که سفر بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسش ایجاد می‌کند و همین پرسش‌ها زمینهٔ شناخت عمیق‌تر را فراهم می‌سازند.

دوگانگی در نگرش بنائی نقطه‌ضعف نیست، بلکه راست‌ترین جنبه کتاب است. این سردرگمی بازتاب حس همدلی هر انسان در آن منطقه است. سفرنامه‌ای که تظاهر به انسجام موضع کند، بی‌صدق است. نوسان او میان نقد و همدلی، خشم و ستایش، صدایش را باورپذیر می‌کند و نشان می‌دهد که از پیش‌داوری‌های خود آگاه است و با آن‌ها می‌جنگد. تمایل خفیف او به اسرائیل شاید نه موضعی سیاسی، بلکه ستایش جامعه‌ای باز است که به او امکان پرسشگری و حرکت آزادانه داده؛ در تضاد با نظام بسته زادگاهش.

شالوم اسرائیل کتابی نیست که پاسخ‌های آسان ارائه دهد؛ کتابی است که پرسش‌های درست مطرح می‌کند و خواننده را دعوت می‌کند پیش‌داوری‌های خود را بازاندیشی کند. نویسنده ناظر بی‌طرف نیست؛ او شرکت‌کننده‌ای درگیر است که جانبداری خود را پنهان نمی‌کند و آن را به نقطه قوت روایتش بدل می‌سازد.

در جهانی که فریاد پاسخ‌های ساده و دشمن‌تراشی هر روز بلندتر می‌شود، این اثر فریادی آرام اما استوار به سود پیچیدگی، همدلی و گفت‌وگوست. یادآور می‌شود که پشت هر تیتر خبری و شعار سیاسی، انسان‌هایی واقعی با داستان‌های شنیدنی هستند. شالوم اسرائیل نه تنها سفرنامه‌ای جغرافیایی، بلکه دعوتی به نگرشی انسانی است: نگرش شنیدن و فهمیدن، به‌ویژه در سخت‌ترین شرایط.

با وجود تجربیات منفی‌ای که بنائی در اسرائیل داشته است، او همچنان خوش‌بین است. در جایی از کتاب می‌نویسد:

این جمله، که در نگاه اول ممکن است تهاجمی به نظر برسد، نشان‌دهنده توانایی او در دیدن خوبی‌ها در انسان‌ها و کوچک شمردن تجربیات منفی است. به نظر من، این نشان‌دهنده بلوغ شخصیتی‌ای است که بسیاری هرگز به آن دست نمی‌یابند.

در جای دیگری، او یک دیدار تأثیرگذار را این‌گونه توصیف می‌کند:

این کتاب را به همه کسانی که جویای درک روشنتری از مناقشه اسرائیل - فلسطین و خواستار رمانی کوتاه و خواندنی هستند توصیه می‌کنم.

در حاشیه
دکتر محسن بنائی، متخصص ارتوپدی و جراحی حوادث، علاوه بر فعالیت‌های پزشکی، در رشته ایران‌شناسی و زبان‌شناسی نزد پروفسور الفنباین در ماینتس تحصیل کرده است. علاقه او به تاریخ و رویکرد انتقادی‌اش به روایات تاریخی و مذهبی، او را به اندیشمندی روشنگر تبدیل کرده است. بنائی وقایع و متون، مانند قرآن، را همواره بر اساس شواهد مستند بررسی می‌کند و نه از طریق روایت‌های رمانتیک یا قهرمان‌سازانه. وی رویدادها را نه تنها از درون به برون، بلکه از برون به درون هم بررسی و پژوهش می‌کند. برای نمونه قرآن را از راه داده‌ها و نوشته‌هایی که در خود کتاب موجود است واشکافی کرده و به برآمد‌هایی تا امروز ناشناخته دست می‌یابد. دکتر بنائی روشنگری به گونه دانش و پژوهشی، شیوه‌ای که در بررسی دین و تاریخ تازگی دارد را، نونگری می‌کند.