ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 30.03.2026, 22:41
نتیجه معکوس راهبرد تشدید تنش از سوی ایران

محمد الظاهری

۳۰ مارس ۲۰۲۶
برگردان: نسرین آزاد

چرا استراتژی تشدید تنش از سوی ایران احتمالا نتیجه معکوس خواهد داد

* استراتژی فعلی ایران در جنگ با ایالات متحده و اسرائیل برای نشان دادن مقاومت رژیم طراحی شده و همچنین مدعی است که منطقه به صلح دسترسی نخواهد داشت، مگر اینکه صلح در ایران برقرار شود. در حالی که پیامدهای اقتصادی و دیپلماتیک این جنگ در نهایت فشار بیشتری بر ایران ایجاد خواهد کرد تا بر دشمنانش.

جنگ‌ها نه تنها در میدان‌های نبرد، بلکه در میدان محاسبات هزینه و برداشت عمومی نیز جنگیده می‌شوند. یک طرف متخاصم ممکن است ریسک تشدید درگیری را به امید کسب امتیازات بیشتر یا به‌دست آوردن یک آتش‌بس سریع بپذیرد. به نظر می‌آید که استراتژی رژیم ایران در جنگ کنونی با ایالات متحده، اسرائیل و منطقه هم همین باشد. با گسترش دامنه درگیری‌ها و تهدید شریان‌های حیاتی اقتصادی کشورهای خلیج فارس، ایران می‌خواهد هزینه ادامه جنگ را افزایش دهد.

با این حال، این رویکرد ممکن است نتیجه معکوس بدهد. با اعمال فشار اقتصادی و امنیتی زیاد بر منطقه، ایران به هزینه‌های بلندمدت خود خواهد افزود. ایران در این جنگ استراتژی‌ای اتخاذ کرده است که پیامدهای آن احتمالا فراتر از جنگ کنونی طول خواهد کشید و بهبود اقتصادی، روابط منطقه‌ای و جایگاه دیپلماتیک آن را برای سال‌های آینده مختل می‌کند.

این موضوع اهمیت دارد، زیرا ایران در شروع جنگ نیز از نظر موقعیت اقتصادی ضعیف بوده است؛ به دلیل برنامه هسته‌ای، اقتصاد ایران مدت‌هاست تحت فشار تحریم‌های بین‌المللی قرار گرفته و صادرات نفت آن محدود شده است. معاملات مالی پیچیده سبب شده ایران از بازارها و سرمایه‌گذاری جهانی منزوی شود. پس از تجدید تحریم‌های بین‌المللی در اواخر ۲۰۲۵، ارزش ریال به حدود ۱.۲ میلیون ریال در برابر یک دلار آمریکا کاهش یافته بود که پایین‌ترین رکورد در تاریخ معاصر ایران است. با افزایش تورم به بالای ۴۰٪، بانک جهانی پیش‌بینی می‌کند که اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ در صورت ادامه فشارهای فعلی، ۲.۸٪ کوچک‌تر شود.

اعتراضات گسترده ایرانیان در ژانویه ۲۰۲۶ نشان داد که آن‌ها از رشد اقتصادی اندک یا متوقف‌شده خسته شده‌اند؛ علاوه بر این، واکنش رژیم به جنگ، فشار بیشتری بر سطح زندگی مردم وارد خواهد کرد. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، چشم‌انداز رفع تحریم‌ها، بهبود اقتصادی و سرمایه‌گذاری مجدد خارجی برای مدرن‌سازی زیرساخت‌ها و صنعت ایران تیره‌تر خواهد شد.

برای کشوری با جمعیت جوان و نیازهای فوری توسعه، هزینه انزوای طولانی بسیار زیاد خواهد بود. علاوه بر این، جنگ‌ها ضربات اقتصادی خاص خود را ایجاد می‌کنند. رویارویی‌های نظامی زنجیره‌های تأمین را مختل کرده و به زیرساخت‌ها آسیب می‌زنند؛ در نتیجه، سبب کاهش توجه و انحراف منابع عمومی از اولویت‌های اجتماعی و اقتصادی خواهند شد. حملات اخیر آمریکا به تأسیسات نظامی در جزیره خارگ، جایی که ایران ۹۰٪ نفت خود را از آن صادر می‌کند، نشان‌دهنده آن است که رژیم چقدر سریع می‌تواند یکی از مهم‌ترین خطوط حیاتی اقتصادی خود را از دست بدهد.

برای اقتصادی که قبلاً چرخه‌های مکرر تورم، نوسانات ارزی و فشارهای مالی را تجربه کرده است، هزینه‌های مالی برای بازسازی ویرانی‌های جنگ قابل توجه خواهد بود. بازسازی تأسیسات نظامی آسیب‌دیده، زیرساخت‌های انرژی، بخش غیرنظامی و شبکه‌های حمل‌ونقل، نیاز به سرمایه عظیمی دارد که ایران در اختیار ندارد و تا زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیکی بالا باشد، به آن دسترسی نخواهد داشت.

اما شاید فوری‌ترین پیامد اقتصادی استراتژی تشدید جنگ برای ایران، عوامل راهبردی دیگری باشد. ایران برای تعامل اقتصادی با جهان، به تجارت با کشورهای همسایه در خلیج فارس تکیه داشت، اما اکنون رابطه‌اش با این مراکز پویای جهانی در خطر است. حجم تجارت ایران با امارات متحده عربی نشان‌دهنده ابعاد خطر اقتصادی آینده است. تجارت دوجانبه غیرنفتی در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵ بیش از ۲۹ میلیارد دلار بود که امارات را به مهم‌ترین دروازه تجاری ایران به بازارهای جهانی تبدیل کرده بود. اما حملات حساب‌نشده ایران در این جنگ به امارات، ممکن است روابط تجاری‌ای را که ساختن آن سال‌ها زمان برده بود، از هم بپاشد.

همین موضوع در مورد تهدیدات ایران علیه حمل‌ونقل دریایی در تنگه هرمز نیز صدق می‌کند؛ تنگه‌ای که جایگاهی مرکزی در امنیت انرژی جهانی دارد و نزدیک به یک‌چهارم تجارت جهانی نفت دریایی و سهم قابل توجهی از محموله‌های گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را به خود اختصاص داده است. خود ایران روزانه حدود ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه نفت صادر می‌کند که بخش عمده آن به بازارهای آسیایی است و تنها چین حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد آن را خریداری می‌کند. هرگونه اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز می‌تواند خطر محدود شدن ظرفیت صادراتی ایران را در بر داشته باشد و در عین حال خریداران را به تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان خود وادار کند.

در حالی که جهش‌های موقتی قیمت انرژی اغلب مزایای اقتصادی کوتاه‌مدتی برای کشورهای صادرکننده نفت ایجاد می‌کند، اما این نوسانات همچنین سبب تسریع تغییرات بلندمدت در بازارهای جهانی انرژی خواهد شد. کشورهای واردکننده با تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین، سرمایه‌گذاری در منابع انرژی جایگزین و کاهش وابستگی خود به نقاط گلوگاهیِ آسیب‌پذیر پاسخ خواهند داد. بی‌ثباتی طولانی در تنگه هرمز و اعمال فشارهای قهری ایران در این آبراهه، ممکن است سبب تضعیف ارزش راهبردی آن در آینده شود. با برنامه‌ریزی بسیاری از کشورها برای اعزام اسکورت‌های دریایی جهت تأمین عبور امن نفتکش‌ها و کشتی‌ها، تسلط ایران بر تنگه به مشکلی تبدیل شده است که جهان نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

شاید پایدارترین هزینه تشدید جنگ، بیش از آنکه اقتصادی باشد، دیپلماتیک است. در دهه گذشته، سیاست در خاورمیانه به تدریج به سمت تعامل عمل‌گرایانه گرایش یافته بود. کشورهای عربی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عمان به طور فزاینده‌ای به دنبال همکاری اقتصادی، ارتباط و نزدیکی با ایران بوده‌اند. اما حملات ایران به همسایگانش، آن را در تضاد با سایر نقاط منطقه قرار داده است. انزوای سیاسی عمیق‌تر به معنای دسترسی کمتر به شبکه‌های تجاری، مالی و دیپلماسی است که ایران برای توسعه ملی بلندمدت خود به آن‌ها نیاز مبرم دارد.

در حال حاضر، استراتژی ایران این است که مقاومت رژیم را به رخ بکشد و اعلام کند منطقه به صلح دسترسی نخواهد داشت، مگر اینکه صلح در ایران برقرار شود. اما در دنیایی با وابستگی اقتصادی متقابل، ارتباطات منطقه‌ای و بازارهای جهانی، تاکتیک‌های فشار به ندرت فقط در یک جهت عمل می‌کنند و پیامدهای اقتصادی و دیپلماتیک ممکن است در طول زمان، بر ایران بیش از کل منطقه تأثیر بگذارد. به هر حال، کشورهای خلیج فارس از نظر دیپلماتیک منزوی نیستند. قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل (۲۸۱۷) که حملات «فاحش» ایران به همسایگانش را محکوم می‌کند، نشان می‌دهد که کشورهای این منطقه پشتیبانی جهانی را در کنار خود دارند.

استراتژی‌هایی که بر پایه تشدید و خشونت بنا شده‌اند، اغلب بازده کاهشی دارند. یکپارچگی اقتصادی بیشتر و ارتباطات جهانی، ارزشِ ثبات و همسایگی خوب را ارتقا می‌دهد. ایران باید به یاد داشته باشد که وقتی جنگ پایان یابد و گرد و غبار فرو بنشیند، این عوامل به مراتب بر هرگونه دستاورد تاکتیکی کوتاه‌مدت ارجحیت خواهند داشت.

—-
محمد الظاهری، معاون مدیرکل آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش است.