ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 17.03.2026, 22:23
کردهای ایران می‌توانند بجنگند، اما تا چه حد مؤثر؟

دنیس ناتالی / فارن پالیسی

۱۷ مارس ۲۰۲۶

با پیشروی «عملیات خشم حماسی» و «عملیات شیر غران» در برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی حکومت ایران، گروه‌های اپوزیسیون کرد ایرانی آمادگی خود را برای پیوستن به این نبرد اعلام کرده‌اند — هرچند اهداف ایالات متحده بر پایه حمایت یا تسلیح یک نیروی محلی تعریف نشده است. گروه‌های کرد ایرانی جبهه‌ای جدید با عنوان «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» ایجاد کرده‌اند تا نیروهای امنیتی ایران را تحت فشار قرار دهند و کنترل مناطق مرزی کلیدی و کریدورهای راهبردی را در دست بگیرند. این جبهه همچنین هدف دارد به سرنگونی جمهوری اسلامی ایران کمک کرده و حق تعیین سرنوشت کردها را در قالب یک ایران دموکراتیک محقق سازد.

تا کنون، بسیاری از تحلیل‌گران و صاحب‌نظران از مشارکت کردهای ایرانی در جنگ انتقاد کرده‌اند. برخی معتقدند که این گروه‌ها نباید بدون دریافت تضمین‌های مشخص وارد جنگ شوند، زیرا ایالات متحده سابقه «رها کردن» کردها را دارد. دیگران نگران‌اند که تسلیح گروه‌های اپوزیسیون کرد ایرانی موجب تحریک ملی‌گرایی فارسی، دامن زدن به جدایی‌طلبی، و کمک به بازسازی انسجام حکومت ایران شود.

این دیدگاه‌ها اغراق‌آمیز بوده و واقعیت‌های میدانی را نادیده می‌گیرند. گروه‌های اپوزیسیون کرد در عراق، ترکیه، سوریه و ایران طی دهه‌ها بدون توافقات رسمی، به‌عنوان نیروهای کمکی و شریک عمل کرده‌اند. برای مثال، در طول جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸)، گروه‌های مختلف پیشمرگه کرد در مقاطع مختلف با دولت‌های خارجی همسو شده و حتی گاه علیه یکدیگر جنگیده‌اند. در سوریه نیز، گروه‌های شبه‌نظامی کرد با آگاهی از موقتی، معامله‌محور و تاکتیکی بودن حمایت‌ها، کمک ایالات متحده و دیگر بازیگران خارجی را برای شکست داعش پذیرفتند. کردهای عراق نیز علی‌رغم کوتاه‌مدت بودن برخی حمایت‌ها، شراکت مهم خود با آمریکا را حفظ کرده‌اند.

به همین ترتیب، گروه‌های اپوزیسیون کرد ایرانی نیز بازیگرانی منفعل نیستند. در صورت وجود مشوق‌ها و شرایط راهبردی مناسب، آنها خواهند جنگید. همانند دیگر گروه‌های مسلح غیردولتی، این گروه‌ها از حمایت خارجی برای پیشبرد اهداف سیاسی، کسب نوعی مشروعیت نسبی، و تقویت توان نظامی خود بهره می‌برند.

نگرانی درباره «همبستگی ملی ایرانیان» در واکنش به فعالیت گروه‌های مسلح کرد ایرانی نیز اغراق‌آمیز است. این نگرانی بر فرض وجود انسجام ملی استوار است که در جمهوری اسلامی امروز وجود ندارد. برخی گروه‌های ملی‌گرای ایرانی در خارج از کشور، به‌ویژه جریان‌هایی به رهبری ولیعهد رضا پهلوی، ائتلاف کردهای ایرانی را به‌عنوان نیروهایی جدایی‌طلب که تمامیت ارضی ایران را تهدید می‌کنند، به‌شدت نقد کرده‌اند. با این حال، جامعه فارسی‌زبان ایران میان حامیان حکومت، اصلاح‌طلبان، ملی‌گرایان و نسل جوان رو به رشد ضدحکومتی دچار شکاف است. گروه‌های غیرفارس که حدود نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند — از جمله کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و آذری‌ها — نیز به همان اندازه متنوع‌اند. کردهای ایرانی که حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، از نظر مذهبی و اجتماعی نیز ناهمگون‌اند: حدود ۶۰ درصد سنی، ۳۵ درصد شیعه، و ۵ درصد دیگر شامل گروه‌های اقلیت با باورها و گویش‌های متفاوت هستند. این تنوع، پیوندهای پیچیده‌ای فراتر از ملی‌گرایی قومی و جدایی‌طلبی ایجاد می‌کند.

بنابراین، مسئله اصلی این نیست که آیا کردهای ایرانی مایل به جنگ هستند یا اینکه تسلیح آنها موجب تقویت ملی‌گرایی فارسی می‌شود. بلکه موضوع، میزان کارآمدی آنها به‌عنوان یک نیروی اپوزیسیون است.

چالش اصلی در اینجا توانمندی‌های نظامی است. نیروهای پیشمرگه کرد ایرانی طی دهه‌ها در مناطق کوهستانی آموزش دیده و جنگیده‌اند و حملات برون‌مرزی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گاه دیگر نیروهای کرد انجام داده‌اند. با این حال، این نیروها — که شمارشان از چند صد تا چند هزار نفر متغیر است — از زمان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ تاکنون در یک جنگ تمام‌عیار شرکت نکرده‌اند. آنها عمدتاً به سلاح‌های سبک مجهز بوده و فاقد سامانه‌های پدافند هوایی و خودروهای زرهی هستند و تجربه محدودی در جنگ‌های مدرن دارند. برخلاف همتایان خود در عراق، ترکیه و سوریه، نیروهای کرد ایرانی از رهبری قدرتمند (به‌دلیل ترور بسیاری از رهبران توسط حکومت ایران) و نهادهای سیاسی کارآمد که بتوانند جهت‌گیری راهبردی ارائه دهند، ظرفیت‌سازی کنند و تداوم فعالیت‌ها را تضمین نمایند، بی‌بهره‌اند.

البته، برخی گروه‌ها طی دهه‌ها عملیات‌های موفقی علیه نیروهای حکومتی انجام داده‌اند. یکی از فعال‌ترین و توانمندترین این گروه‌ها «حزب حیات آزاد کردستان» (پژاک) است. پژاک شاخه‌ای از «حزب کارگران کردستان» (پ‌ک‌ک) محسوب می‌شود که از سوی ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ناتو و دیگر متحدان آمریکا به‌عنوان سازمانی تروریستی شناخته شده است. بر اساس گزارش اخیر سرویس تحقیقات کنگره آمریکا، در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، حملات پژاک حدود ۷۰ درصد از کل حملات تأییدشده گروه‌های کرد ایرانی علیه حکومت را تشکیل داده است. پژاک همچنین می‌تواند از هزاران نیروی پ‌ک‌ک مستقر در کوه‌های قندیل در اقلیم کردستان عراق بهره بگیرد.

با این حال، پژاک تنها یکی از این سازمان‌هاست. گروه‌های اپوزیسیون کرد ایرانی یک نیروی منسجم نیستند. شش گروه تشکیل‌دهنده «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» از نظر سیاسی و نظامی دچار اختلاف‌اند. این شکاف‌ها میان جریان‌های محافظه‌کار و چپ‌گرا، گروه‌های عشیره‌ای و شهری، و نیز نیروهای وابسته به دو حزب اصلی کرد عراق — حزب دموکرات کردستان به رهبری مسعود بارزانی و اتحادیه میهنی کردستان به رهبری بافل طالبانی — وجود دارد. برخی از این گروه‌ها حتی در درون خود نیز دچار انشعاب‌اند. برای نمونه، زمانی که در دهه ۲۰۰۰ از اردوگاه نیروهای کومله در سلیمانیه بازدید کردم، ناچار شدم با دو گروه مجزا در دو مکان متفاوت در یک محله دیدار کنم. این شکاف‌ها همچنان ادامه دارد و بر وفاداری‌ها و گرایش‌های جمعیت محلی تأثیر می‌گذارد.

افزون بر این، اگرچه پژاک از نظر نظامی توانمندترین گروه است، اما بیشترین ریسک سیاسی را نیز به همراه دارد. این گروه تهدیدی امنیتی برای دولت ترکیه — عضو ناتو و یکی از متحدان مهم آمریکا — محسوب می‌شود. تقویت مجدد پژاک می‌تواند موجب نگرانی آنکارا، ایجاد تنش در روابط راهبردی آمریکا و ترکیه، افزایش تنش میان ترکیه و اسرائیل، و بی‌ثباتی منطقه‌ای شود. ترکیه در گذشته عملیات‌های پژاک را هدف قرار داده و احتمالاً در آینده نیز چنین خواهد کرد.

فعال شدن نیروهای اپوزیسیون کرد ایرانی— حتی به‌شکلی محدود — برای عراق نیز مخاطرات امنیتی به همراه دارد. حتی پیش از آغاز جنگ، حکومت ایران و نیروهای نیابتی‌اش با حملات موشکی و پهپادی، پایگاه‌های نظامی آمریکا، مراکز دیپلماتیک و تأسیسات نفت و گاز در عراق را هدف قرار داده بودند. حملات ایران به میادین نفتی در سراسر عراق، از جمله یک میدان نفتی آمریکایی در اقلیم کردستان که توسط شرکت آمریکایی HKN Energy اداره می‌شود، به‌طور موقت تولید را متوقف کرده است. ایران همچنین می‌تواند بخش‌هایی از مرز ۲۰۰ مایلی خود با اقلیم کردستان را ببندد و تجارت و اقتصاد محلی را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، رهبران کرد عراق تمایلی به درگیر شدن در این جنگ ندارند. مقامات اقلیم تأکید کرده‌اند که «هیچ کرد عراقی از مرز عبور نکرده» و اقلیم «بخشی از درگیری‌ها نخواهد بود». دولت مرکزی عراق در بغداد نیز موضعی مشابه اتخاذ کرده است.

این واقعیت‌ها پیامدهایی برای هرگونه تلاش در جهت حمایت، تعامل یا تسلیح کردهای ایرانی دارد. گروه‌های اپوزیسیون کرد ایرانی، برخلاف روایت «رها شدن»، آماده جنگ با حکومت ایران هستند. بسته به نوع مشوق‌ها، شکل حمایت و شرایط عملیاتی، این گروه‌ها می‌توانند به‌عنوان یک ظرفیت مؤثر — هرچند محدود — عمل کنند. آنها می‌توانند خلأهای امنیتی را پر کنند، کنترل مناطقی را به دست بگیرند، مناطق مرزی غرب ایران را تثبیت کنند، حملات انجام دهند، زنجیره‌های تدارکاتی را مختل سازند و اطلاعات ارائه دهند. با این حال، تداوم چنین فعالیت‌هایی نیازمند حمایت نظامی هدفمند، آموزش و هماهنگی با دیگر نیروهای ضدحکومتی است — و این حمایت گسترده می‌تواند خطراتی برای ثبات منطقه‌ای و مدیریت ائتلاف‌ها ایجاد کند.

در نهایت، با وجود این ظرفیت‌ها، بعید است گروه‌های اپوزیسیون کرد ایرانی بتوانند به اهداف سیاسی خود دست یابند. هرگونه طرح برای سرنگونی حکومت ایران و دستیابی به خودمختاری کردها در یک ایران دموکراتیک، بدون حمایت منطقه‌ای و پشتوانه داخلی امکان‌پذیر نیست — و در حال حاضر هیچ‌یک از این دو عامل وجود ندارد و در آینده نزدیک نیز بعید به نظر می‌رسد.