ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 13.01.2013, 6:38
پشت پرده قتل سه زن کرد کیست؟

بی بی سی / مهرداد فرهمند

عملیات ترور اخیر در پاریس که در آن، سکینه جانسیز، یکی از بنیانگذاران حزب کارگردان کردستان (پ ک ک) و دو زن دیگر از وابستگان به این حزب جان باختند، در نوع خود کم سابقه بود و مدتها بود که پایتختی اروپایی صحنه قتلی سیاسی در این درجه از حساسیت و اهمیت نشده بود.

این ماجرا همچنین معمائی پیچیده شده و راه بر گمانه زنی‌هایی باز کرده که هم بر پیچیدگی آن افزوده و هم بازتاب فراگیرتر و دنباله دارتری به آن داده است.

از دید پ.ک.ک، این قتل مصداق تروریسم دولتی است. در بیانیه این حزب آمده که چنین عملیات تروری آن هم در مرکز پاریس و در یکی از شلوغ‌ترین خیابانهای این شهر، امکان ندارد بدون دخالت سازمانهای اطلاعاتی بین المللی و کمک دولتها انجام گرفته باشد.

اما کدام دولتها ممکن است از قتل این سه زن سود ببرند؟

روبوسکی فرانسه

صلاح الدین دمیرتاش، دبیرکل حزب آشتی و دموکراسی، بزرگترین تشکل سیاسی قانونی کرد در ترکیه، بلافاصله پس از انتشار خبر ترور به پاریس رفت و در سخنرانی برای جمعی که برای اعتراض گردآمده بودند، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی فرانسه را مقصر دانست و این ترور را «روبوسکی فرانسه» نام نهاد.

«رسوایی روبوسکی» که از نام روستایی کردنشین در مرز ترکیه و عراق به نام روبوسک گرفته شده و به رسوایی اولو دره (دره مرده)‌ هم معروف است، زمستان گذشته رخ داد که سازمان اطلاعاتی آمریکا با اطلاعاتی که از هواپیماهای بی سرنشین تجسسی ارتش ایالات متحده دریافت کرده بود، عبور کاروانی از مرز عراق بسوی ترکیه را به سازمان اطلاعاتی ترکیه (میت) خبر داد و جنگنده های اف ۱۶ نیروی هوائی ترکیه، این کاروان را به گمان آنکه چریکهای پ.ک.ک باشند هدف آتش قرار دادند اما فردای آن روز مشخص شد که قربانیان، سی و چهار کولبر کرد محلی بودند که اجناس قاچاقی مانند سیگار و چای و گازوییل به ترکیه رد می کردند و بزرگسال‌ترینشان بیست ساله بود.

شاید هدف صلاح الدین دمیرتاش از چنین تشبیهی آن بوده که دستگاه امنیتی فرانسه یا سهل انگاری کرده یا اینکه عمداً چشم روی هم گذاشته و اجازه داده که این ترور صورت بگیرد چراکه مهره دانه درشتی در پ.ک.ک همچون سکینه جانسیز که به نوعی بازوی دیپلماتیک این حزب در اروپا و مسئول جمع آوری کمک مالی برای آن بوده، حتماً زیر نظر دائمی دستگاه امنیتی فرانسه قرار داشته است و کسانی که به قصد جانش نزد او رفته اند نمی توانند از دید مأموران فرانسوی پنهان مانده باشند.

اما منطقی نمی نماید که فرانسه و دولتهای غربی پشت تروری بایستند که به نظر می رسد هدفش واژگون کردن میز مذاکره ای بوده که هم‌پیمان قدیمی و مهم‌شان، دولت ترکیه و دشمن قدیمی اش عبدالله اوج آلان، رهبر پ.ک.ک را گردهم آورده است. آن هم در روزگاری که پ.ک.ک در زمین سوریه هم بازی می کند و درافتادن با آن نتیجه ای ندارد جز آنکه آتش بحرانی را تندتر کند که روز به روز از مهارش بیشتر ابراز عجز می کنند و قابلیت فرو بردن بقیه منطقه را هم در خود دارد.

دولت در سایه ترکیه

دولت رجب طیب اردوغان بعید است از ترور اعضای پ.ک.ک در فرانسه طرفی ببندد. آن هم در زمانه ای که بخشی از خاک سوریه جولانگاه بازوی سوری پ.ک.ک شده و نگرانی ترکها را چنان برانگیخته که به دنبال گفتگو با کسی رفته اند که دهها سال دشمن شماره یک مردم و قاتل فرزندانشان معرفی اش کرده اند.

عده ای برای حل این معما، «دولت در سایه» در ترکیه را متهم به دست داشتن در ترور می کنند؛ محفلی ریشه دار از آتاتورکچی‌های قسم خورده که با وجود آنکه اسلامگرایان کوشیده اند ارتش و دستگاه امنیتی را از وجودشان پاکسازی کنند، هنوز به حیاتشان ادامه می دهند و به هیچ وجه سر آشتی و حتی معامله با چریکهای کرد ندارند.

خودی یا نفوذی؟

در صف مقابل، عده ای هم اختلافات درونی پ.ک.ک را پشت سر ترور می بینند. از پیشینه سکینه جانسیز اطلاعات رو می کنند و بیست سال پیش را به یاد می آورند که روزی در پایگاه پ.ک.ک در دره بقاع لبنان، اوج آلان در جمع چریکها، زندانیان کرد را که در ترکیه اعتصاب غذایشان را شکسته بودند مسخره می گیرد و می گوید اینها خودشان را به یک کاسه شوربا فروختند. سکینه هم که بتازگی پس از سیزده سال از زندان دیاربکر آزاد شده بوده بر می خیزد و در روی «سروک» (رهبر) می ایستد و اعتراض می کند اما در چشم آپو (اوج آلان) قرب هم پیدا می کند، هر چند خیلی از «همرزمان» هم چشم دیدنش را نداشتند.

به این اشاره می کنند که او چقدر در صفوف حزب به کنار گذاشتن اوج آلان زندانی از تصمیم گیریها معترض بوده تا آنجایی که متهم شده بوده که اوج آلان را به نفع خود تصاحب كرده است. هوادار کنار گذاشتن سلاح بوده و حتی در فراهم آوردن امکان مذاکره میان سازمان اطلاعات ترکیه و اوج آلان نقش ایفا کرده است.

شیوه قتل هم نظریه این دسته را تقویت می کند چون قاتلان با زور وارد نشده اند و پس از آنکه ده یازده گلوله ای با سلاح مجهز به صدا خفه کن در تن قربانیان خالی کرده اند، در را پشت سر بسته و رفته اند بی آنکه کسی سر راهشان را بگیرد. پس چه بسا قاتلان «خودی» بوده اند.

ایران و سوریه؟

اما خودی بودن قاتلان لزوماً دلیل بر کودتا و پاکسازی درون سازمانی نیست. پ.ک.ک هم مانند بسیاری از سازمانهای سیاسی دیگر، در طول تاریخ چند ده ساله اش دستمایه داستانهای گوناگونی از نفوذ عناصر اطلاعاتی کشورهای مختلف، بویژه ایران و سوریه شده است.

اسم ایران و سوریه که به میان می آید و در کنار همان کلیشه همیشگی پلیسی قرار می گیرد که چه کسی از قتل سود می برد، گمانه دیگری قوت می گیرد.

ظهور شاخه سوری پ.ک.ک به عنوان نیرویی در بحران سوریه بیشتر به نفع حکومت این کشور تمام شده و نگرانی ترکیه را بشدت برانگیخته است. بنابراین دور از ذهن به نظر نمی رسد که کسانی که با دست زدن به ترور در پاریس، قصد به هم زدن معامله احتمالی میان پ.ک.ک و ترکیه را داشته اند،‌ خواسته یا ناخواسته آبی هم به آسیای سوریه و حامی اش،‌ ایران ریخته باشند.

ترور پاریس به نظر می رسد بسیار حرفه ای انجام شده باشد، حتی پوکه های برجای مانده در صحنه قتل هم که ظاهری آماتوری به ترور داده، به باور کارشناسان می تواند نشانه دیگری از حرفه ای بودن و شیوه ای برای رد گم کردن باشد، حال آنکه در شرایط کنونی که دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ضربه هایی کاری خورده و با چنگ و دندان برای ادامه حیاتش درون مرزهای سوریه می کوشد، باورش سخت است که هنوز آن قدر توان برایش مانده باشد که چنین عملیاتی را در قلب اروپا طرح‌ریزی و اجرا کند. نظام بشار اسد که پایتخت‌های اروپایی پایگاه دشمنان پرشمارش شده اگر قصد و توان اجرای چنین ترورهایی داشته باشد،‌ آیا اولویت‌های مهمتری ندارد؟

ایران هم در یکی دو سال اخیر به دست داشتن در ترورهای نافرجامی متهم شده که چه از لحاظ اهمیت قربانیان ترور و چه از نظر شیوه آن، هیچ شباهتی به ترور سه زن فعال کرد در پاریس ندارند. از سوی دیگر، بعید به نظر می رسد ایرانی که خارج شدن از زیر فشار غرب روز به روز برایش حیاتی تر می شود و تا همین جا هم هزینه کلانی برای حمایت از سوریه داده، دست به چنین ماجراجویی بزرگی بزند که لو رفتنش پیامدهای سهمگینی خواهد داشت.

در هر حال، هر چه هم این معما پیچیده باشد، باز در خاورمیانه سنتی دیرینه هست که هر جا گره کوری بر معمای قتلی سیاسی می خورد، همیشه دیوار اسرائیل برای اتهام زنی بلند است و پای اسرائیل وسط کشیده می شود، اسرائیلی که دل خوشی از آنانی که وارث قدرت دوستان سکولارشان در ترکیه شده اند ندارد و مشهور است که از بحران آفرینی و آشفتگی در منطقه نفع می برد.