ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 17.05.2012, 0:38
درتوضیح، تبلیغ و ستایش حقوق اقتصادی، اجتماعی...

آراز فنی
درتوضیح، تبلیغ و ستایش حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بشر(۲)

Economic، Social and Cultural rights (ESC)

تالیف و اقتباس ‏یکشنبه‏، ۲۰۱۲‏/۰۵‏/۱۳

در نوشتهٔ پیشین به توضیح زمینه‌های برخورد قطبندیهای لیبرال دموکرات و چپ سنتی به اندیشه‌های بازتاب یافته در پیمانهای حقوق بشر پرداختم. در ادامهٔ مطلب بعد از ارایهٔ جمع بستی از مقالهٔ قبلی فرازهائی از تکوین و تاریخ صدور پیمانهای حقوق بشر را آورده و سپس به معرفی و نقش شخصیت‌ها و موسسه هائی که در تدوین و تصویب میثاق اولیه دخالت داشتند خواهم پرداخت.
خلاصه فصل پیشین: در بین طرفداران و کنشگران حقوق بشر و آزادیخواهان در ایران همانند اکثر کشورهای سرمایه داری و لیبرال، هنوز مبارزه برای کسب و یا تحقق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در اولویت برنامه‌های کنشگران سیاسی و حقوق بشری قرار نگرفته است. در نتیجه این حقوق بعنوان خواستهای درجه دوم کلاس بندی می‌شوند. به باور من هم در تئوری – طبقه بندی الویت‌ها – و هم در عمل و کنشهای روزمرهٔ ما می‌بایست تغییرات جدی در رویکرد‌ها و راهکارهای برخورد به حقوق بشر و تضمین قانونی اجرای عدالت/برابری در جامعهٔ جهانی صورت گیرد.
بدون توسعهٔ اقتصادی و عدالت اجتماعی، بدون مبارزه برای توزیع قدرت اقتصادی، بدون از بین رفتن روابط برده گونه، بدون احترام به حقوق کودکان، زنان، کارگران، زحمتکشان و بدون توجه جدی به مسئلهٔ بیکاری و رفع آن، سایر سیاستهای دولت‌ها در حوزهٔ سیاسی؛ حتی با استفاده از ابزار انتخابات آزاد تغییر جدی در ساختار ناعادلانهٔ سیاسی اجتماعی موجود صورت نخواهد گرفت.
در پروسهٔ شکل گیری و مقدمهٔ توضیحی پیمان اولیه حقوق بشر مصوبه درسال ۱۹۴۸ بین مفاد مندرج در این پیمان و سایر حقوق بخصوص حقوق اقتصادی/اجتماعی فرق گذاشته می‌شود. در منشور ۱۹۴۸ تاکید می‌شود که دولت‌ها بایست به این حقوق احترام گذاشته و آن‌ها را اجرا کنند. اما این تاکید تا سالهای ۱۹۸۰ در رابطه با ا. ا. ف. وجود نداشت. دولت‌ها تشویق می‌شدند که اقدامات لازم را برای ایجاد شرایط مناسب، تدارک امکانات و بحث و بررسی برای پیاده کردن تدریجی این حقوق در جامعهٔ خود فراهم کنند. این بدین معنی است که اگر دولت و کشوری در اجرای آن‌ها سستی کرد و اهمیت جدی به این حقوق مبروز نکرد توسط هیچ مرجعی مورد مواخذه قرار نخواهد گرفت. در عمل نیز همین گونه بود و هنوز نیز بهمن گونه عمل می‌شود.
با اوج گرفتن مبارزات اجتماعی و فرهنگی بعد از سالهای ۱۹۶۸ و شکست سرمایه داری در جواب دادن به نیازهای مردم و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، بروز بحرانهای ادواری کندراتیف، این شرایط قدری تغییر کرده است. خواستهای اکثریت مردم و کنشگران صلح، زنان، محیط زیست و... رشد موزون به این شکل فرمولبندی شد که:
بدون در الویت قرار گرفتن بهداشت، آموزش و پروش، بدون اشتغال کامل و عدم احترام به استقلال گروه‌های فرهنگی، برسمیت نشناختن حق تعیین سرنوشت ملی؛ مبارزه حقوق بشری و برای آزادیهای سیاسی در رفع نیازهای ابتدائی موفق نشده و احتمالن هر اصلاحی در سیاست متداول درسطح یک کار تزئینی خواهد ماند. بدون توزیع عادلانه قدرت اقتصادی، عدم استقلال سیاسی (فردی و جمعی)، اگر مبارزه برای تحقق آزادیهای اجتماعی و فرهنگی که به امر آزادی انتخاب هویت سیاسی و فرهنگی منتج نشود؛ آزادیهای فردی می‌تواند در بهترین شرایط رفرم سطحی در یک سامان سیاسی ارزیابی شود.
میثاقهای حقوق بشر و پروسهٔ تکامل و تدوین منشور جهانی حقوق بشر:
THE CORE INTERNATIONAL HUMAN RIGHTS INSTRUMENTS and their monitoring bodies
ابزارهای پایه‌ای منشور جهانی حقوق بشر و ارگانهای نظارتی آن
There are nine core international human rights treaties. Each of these treaties has established a committee of experts to monitor implementation of the treaty provisions by its States parties. Some of the treaties are supplemented by optional protocols dealing with specific concerns.

بطور کلی ۹ قرارداد پایه‌ای حقوق بشر وجود دارد. زیر هر میثاق یک گروه کاری از متخصصین تشکیل شده که بر اجرای این قراداد‌ها توسط دولت‌ها نظارت می‌کنند. تعدادی از این قطعنامه‌ها دارای پرتکلهای ضمیمه‌ای هستند که در جهت تکمیل میثاقهای قبلی بوده و در جهت تقابل با حوادث غیرمطرقبه تدوین شده است.
•. Universal Declaration of Human Rights ۱۹۴۸

پیمان/منشور جهانی حقوق بشر – تصویب سال ۱۹۴۸
• International Covenant on Economic، Social and Cultural Rights ۱۹۶۶

پیمان بین المللی حقوقهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی – تصویب سال ۱۹۶۶
• International Covenant on Civil and Political Rights ۱۹۶۶

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی – تصویب سال ۱۹۶۶
• Optional Protocol to the International Covenant on Civil and Political Rights

پیمان اختیاری بین المللی در بارهٔ حقوق مدنی و سیاسی
• Second Optional Protocol to the International Covenant on Civil and Political Rights، aiming at the abolition of the death penalty

دومین پیمان بین المللی اختیاری در بارهٔ حقوق مدنی و سیاسی با هدف لغو اعدام
Date Monitoring Body
ICERD
International Convention on the Elimination of All Forms of Racial Discrimination

میثاق بین المللی لغوهرگونه تبیعض نژادی – تصویب ۲۱ دسامبر سال ۱۹۶۵ 21 Dec 1965 CERD

ICCPR
International Covenant on Civil and Political Rights
۱۶ Dec ۱۹۶۶ CCPR


میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی – تصویب ۱۶ دسامبر سال ۱۹۶۶
ICESCR
International Covenant on Economic، Social and Cultural Rights
۱۶ Dec ۱۹۶۶ CESCR


میثاق بین المللی حقوقهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی – تصویب ۱۶ دسامبر سال ۱۹۶۶
CEDAW
Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination against Women
۱۸ Dec ۱۹۷۹ CEDAW


میثاق رفع کلیهٔ اشکال تبعیض علیه زنان – تصویب ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹
CAT
Convention against Torture and Other Cruel، Inhuman or Degrading Treatment or Punishment
۱۰ Dec ۱۹۸۴ CAT

میثاق منع شکنجه و سایر مجازات بیرحمانه و غیر انسانی - تصویب ۱۰ دسامبر ۱۹۸۴
CRC
Convention on the Rights of the Child
۲۰ Nov ۱۹۸۹ CRC

میثاق حقوق کودکان – تصویب ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹
ICRMW
International Convention on the Protection of the Rights of All Migrant Workers and Members of Their Families
۱۸ Dec ۱۹۹۰ CMW


میثاق بین المللی حمایت از حقوق کارگران مهاجر و خانوادهٔ آنان – تصویب ۱۸ دسامبر ۱۹۹۰
CPED
International Convention for the Protection of All Persons from Enforced Disappearance
۲۰ Dec ۲۰۰۶ CED


– تصویب ۲۰ دسامبر ۲۰۰۶ پیمان بین المللی حمایت از ناپدیدشدگان قهری

CRPD
Convention on the Rights of Persons with Disabilities
۱۳ Dec ۲۰۰۶ CRPD


پیمان بین امللی حمایت از توانخواهان – تصویب ۱۳ دسامبر ۲۰۰۶
ICESCR - OP
Optional Protocol of the Covenant on Economic، Social and Cultural Rights
۱۰ Dec ۲۰۰۸ CESCR


پرتکل اختیاری پیمان حقوقهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی – تصویب ۱۰ دسامبر ۲۰۰۸
ICCPR-OP۱
Optional Protocol to the International Covenant on Civil and Political Rights
پرتکل اختیاری میثاق بین المللی الحاقی در رابطه با حقوق مدنی و سیاسی – تصویب دسامبر ۱۹۶۶
۱۶ Dec ۱۹۶۶ HRC


ICCPR-OP۲
Second Optional Protocol to the International Covenant on Civil and Political Rights، aiming at the abolition of the death penalty
پرتکل دوم انتخابی در بارهٔ حقوق بین المللی مدنی، سیاسی با هدف منع/حذف اعدام – تصویب ۱۵ دسامبر ۱۹۸۹
۱۵ Dec ۱۹۸۹ HRC

OP-CEDAW
Optional Protocol to the Convention on the Elimination of Discrimination against Women
۱۰ Dec ۱۹۹۹ CEDAW


پرتکل انتخابی در بارهٔ پیمان رفع تبیعض بر علیه زنان – تصویب ۱۰ دسامبر ۱۹۹۹

سایر پیمانهای حقوق بشر بین المللی فعلن بدلیل ساده و خلاصه کردن مطلب حذف شده است. در بررسی کلی این پیمان‌ها، همهٔ میثاقهای موجود مورد مداقه قرار خواهد گرفت

تاریخچهٔ کوتاهی در توضیح و چگونگی تدوین منشور اولیهٔ حقوق بشر:
دسامبر ۱۹۴۸ پاریس شاهد تجمع بسیار بزرگی بود. پایتخت فرانسه میزبانی مجمع عمومی اعضای کشورهای عضو سازمان ملل را بعهده گرفته بود. این همایش بزرگ برای فرانسه و پاریس اهمیت بسیار زیادی داشت. شهر پاریس بعد از اشغال این شهر توسط نیروهای آلمان فاشیستی بسیار فرسوده شده و خرابیهای ناشی از جنگ جهانی دوم، جنگهای پارتیزانی بخشهائی از شهر را به ویرانه تبدیل کرده بود. در خیابان‌ها هنوز علایم و نوشته هائی از اسامی آلمانی و یا علایم نظامی که نشان از اشغال شهر داشت به چشم می‌خورد.
دیوارهای قصر شایو در ساحل رود سن روبروی برج ایفل از تردد میزبانان و میهمانان و نور چراغهای نئون رنگ خاصی گرفته بود. تدارک یک جشن و همایش بزرگی در حال شکل گرفتن بود. باید تصریح کرد که قصر شایو قدمت زیادی نداشت. دو سال قبل از جنگ بعنوان یک مجموعهٔ بزرگی از فضای سبز که بخشهای زیادی از بنای آن از مرمر پوشیده شده بود، قرار بود بعنوان کتابخانه استفاده شده و محل نمایش کارهای هنری و فرهنگی و سایر فعالیتهای مشابه را در خود جای دهد.
دیپلوماتهای زیادی از اوسط سپتامبر شروع به کار کرده بودند. کمیته‌ها و گروه‌های مختلف به بحث و بررسی نظریات و پیشنهادهای رسیده مشغول بودند. یک امید و انتظار ویژه‌ای در فضا موج می‌زد. اگرچه جنگ سرد غیر مترقبه و بلافاصله بعد از خاتمهٔ جنگ گرم ویرانگر شروع شده بود و نیروهای ارتش شوروی قسمتهای شرقی برلین را تصرف کرده و نیروهای نظامی خود را در آنجا مستقر کرده بودند ولی هنوز روابط آمریکا و شوروی و سایر همپیمانان آن‌ها بطور جدی آسیب ندیده بود. پیش بینی می‌شد که مذاکرات علیرغم تنشهای موجود نتیجه بخش باشد.
رسانه‌های خبری هر قدر زمان به روزهای ۹ و ۱۰ دسامبر نزدیک می‌شد هیجان بیشتری از خود نشان می‌دادند. در مجمع سازمان ملل حدود ۵۷ نماینده و یا عضو حضور و شرکت داشتند که این موضوع نشانی بود از وخامت اوضاع بین الملل. بلوک سوسیالیستی شرق در مقابل سرمایه داری غرب نیرو آرائی کرده و کشورهای جنوب نمایندگی خود را تنها در آمریکای لاتین پیدا می‌کردند. هندوستان وچین یا تازه استقلال یافته و یا قدمهای جدی بسوی استقلال بر می‌داشتند. اکثر کشورهای آفریقائی و پاره‌ای از مناطق آسیا هنوز در تارپود سیستم کلنیالیستی غرب اسیر بودند.
افراد و نهادهائی که در تدوین منشور اولیهٔ حقوق بشر نقش تعین کننده داشتند
برای بررسی تاریخ تکوین حقوق بشر در عصر مدرن می‌توان به چند پدیهٔ موازی یعنی پروسهٔ تکامل نظریات علمی و اجتماعی دورهٔ روشنگری و نظریات متفکران نامی آن چون روسو، جان لاک، استوارت میل و سایر متفکرین از یک طرف و تکامل پرنسیبهای سیاسی لیبرالیسم از طرف دیگر، با شکل گیری سازمان اتحاد ملت‌ها (پدر سازمان ملل) و ایجاد سازمان ملل باید مورد توجه قرار گیرد. در این بررسی به استقلال آیالات متحده و تدوین قانون اساسی آن انقلاب فرانسه و نتایج حاصله از آن نیز باید مورد توجه گردد. تضاد اساسی در این زمان بین اروپای مسیحی/کلنیالیستی و حکومت ترکهای عثمانی از یک طرف و تضادی بین سیستم استعماری با کشورهای در حال استقلال از طرف دیگر به رشد تفکر آزادیخواهی دامن می‌زد – نطفهٔ اصلی تمامی نهضت‌ها و احزاب سیاسی موجود در این دوره شکل گرفت – البته به این تضاد می‌توان اختلافات غرب با روسیه را نیز اضافه کرد.
آنگاه که برنامه و اساسنامهٔ ساختار سازمان ملل در ماه جولای سال ۱۹۴۵ در سان فرانسیسکو تصویب شد کشورهای عضو سازمان ملل، کلیت منشوری را که در آن برابری زن و مرد و حقوق برابر افراد در مقابل هم و قوانین بین اللملی را پیش بینی می‌کرد تصویب کردند. در اساسنامه پیش بینی شد که منشورهای حقوق بشر در اسرع وقت تدوین و تصویب شوند. بغیر از الینور روزولت و کمسیون حقوق بشرتحت رهبری وی، رنه کاسین، رافائل لمکن دو فیلسوف بزرگ و شناخته شده یکی از چین به اسم پ. س. چان که دیپلمات نیز بود و دیگری چارلز مالک از لبنان در تدوین منشور حقوق بشر شرکت داشتند. چانگ نمایندهٔ آئین بودا بود و مالک فیلسوفی از کشورهای عربی با تسلط به فلسفهٔ عقلگرایانهٔ غربی. می‌شود گفت که شاید بگونه‌ای هر دو تمدن را نمایندگی می‌کرد. چانگ کثرت گرا بود و برای یک منشور کثرتگرا مبارزه می‌کرد ولی مالک که شاگرد فیلسوف آلمانی هایدگر بود بیشتر نمایندهٔ فلسفه و تفکر غرب بود.
در پاریس آنچه که در دستور بحث قرار داشت قسمتهای سیاسی، انسانی و اجتماعی پیش نویس بود. قرار بود در پلنومی که در ۱۰ دسامبر برگزار می‌شود همهٔ این منشور یعنی آزادیهای ابتدائی بشر و پیش نویس اجتماعی و انسانی مورد رای گیری قرار گیرد. الینور روزولت (۱۹۶۲- ۱۸۸۴) همسر رئیس جمهور پیشین آمریکا در راس کمیسیونی قرار داشت که اعضای آن مسئولیت تهیهٔ پیش نویس اولیه پیمان جهانی حقوق بشر را بعهده داشتند. یکی از پایه‌های کار کمسیون و الینور روزلت گنجاندن چهار بند و مادهٔ مهم که در حقوق بشر آمریکائی حضور داشتند دردل این قطعنامه، بعنوان زیربنای کار در نظر گرفته شده بود.
همزمان با این کمیسیون و تلاشهای افراد مشخص دیگری، سازمان یونسکو در سال ۱۹۴۷ ماموریت گرفت که از کشورهای عضو و روشنفکران، سیاستمداران و مبارزین حقوق انسانی برای تکمیل پیش نویس موجود نظرخواهی کند. پیشنویس به کشورهای عضو، فرهنگهای غیر غربی – هندی، بودائی، اسلامی – و شخصیتهای مهم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ارسال شد. یک فیلسوف چینی پیرو آئین کنفوسیوس، یک شاعر بنگالی، ماهاتما گاندی، بنودت کوره فیلسوف ایتالیائی و نویسندهٔ مشهور انگلیسی آلدوس هاکسلی مطالبی را در تائید و یا تکمیل منشور فرستادند و با این پیشنهاد‌ها یونسکو و اعضای کمسیون حقوق بشر نتیجه گیری کردند که منشوراز خیلی از فرهنگهای موجود الهام گرفته و آن‌ها اکنون می‌توانند با اطمینان بیشتری به تصویب منشور اقدام کنند.
همزمان با این منشور طرح دیگری توسط فرد تقریبن غیر وابسته به حزب سیاسی و یا جریان خاص، که در فرهنگ سیاسی متداول از آن‌ها بعنوان لابیست نام برده می‌شود منشوری را تهیه و تدوین کرده بود که سال‌ها در کنفرانسهای گوناگون مورد بحث و مذاکره قرار گرفته بود. این فرد رافائل لمکین (۱۹۵۹- ۱۹۰۰) نام داشت.
رافائل لمکین در سال ۱۹۰۰ در یکی از روستاهای روسیه تزاری و در یک خانوادهٔ یهودی/لهستانی بدنیا آمد. در سال ۱۹۳۳ وارد دانشگاه حقوق در آلمان شد. سالهای زیادی از عمر خود را صرف مطالعه و مبارزه جهت افشای نسل کشی ارامنه کرد. تلاش پیگیری را برای تصویب منشوری بر علیه کشتار مردم پیش برد. چند سال در استکهلم بعنوان استاد تدریس کرد و بعد به آمریکا عزیمت نمود.
رافائل نه دیپلومات بود و نه سیاستمدار، بلکه حقوقدان، کنشگر، علاقمند/دردمند و لابیگری زرنگ بود با خود پیمان بسته بود تا بر علیه کشتارهای سیستماتیک دولتی مبارزه کرده و راهکارهای مناسبی برای مقابله با آن پیدا کند. بنظر او بهترین راه حل، یک مبارزهٔ بین المللی بود. نا‌گفته نماند که فامیل لمکین از قربانیان جنگ جهانی بودند. بهر صورت او در آمریکا با فرانکلین روزولت آشنا شد و این مبنای در دستور قرار گرفتن قطعنامهٔ پیشنهادی ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل شد..
در یکی از کار‌هایش که باعنوان برخورد به «جنایات وحشیانه دولت‌ها» نامگذاری کرد و به کنسول سازمان ملل متحد در مادرید ارایه داد رافائل سعی کرد موضوع نسل کشی را بعنوان هم یک موضوع حقوق انسانی بین المللی و هم بعنوان یک تئوریک سیاسی بین المللی که می‌بایست در مجمع ملل تصمیم گرفته شود تبدیل بکند. البته این بیانیه با شکست رو به رو شد و کارهای حقوقی‌اش از جانب دولت لهستان مذمت شد زیرا آن زمان دولت لهستان سعی در مصالحه با نازی‌های آلمانی داشت.
در ‌‌نهایت لمکین که همکاری نیز با رنه کاسین و الینور روزولت داشت – بخشن رقیب نیز بودند – قطعنامه/ معاهده ائی را با حمایت ایالات متحده تسلیم مجمع عمومی کرد بعد‌ها با عنوان جنایت علیه بشریت و یا قطعنامه بر علیه نسل کشی مشهور گشت. این پیمان بیشتر به جنبه‌های فیزیکی مجازات و یا منع چنین احکامی تاکید داشت. جنبه‌های مهمی از این قطعنامه:
... هر عملی که با هدف از بین بردن کل یا جزئی از یک جامعه با هویت ویژهٔ گروهی، نژادی، قومی، ملی یا مذهبی باشد، از جمله:
• کشتن افراد متعلق به گروه ویژه – برای مثال یهودیان، دیاسپورای قومهای دیگر-؛
• وارد ساختن آسیب جسمی یا روانی شدید به اعضای گروه؛
• تحمیل شرایط زیستی بسیار سخت و عمدی بر اعضای گروه که هدف آن نابودی همهٔ گروه یا جزئی از آن باشد
• تحمیل روشهایی برای پیشگیری از زاد و ولد در گروه
• انتقال تحمیلی کودکان متعلق به یک هویت مشخص به گروه دیگر می‌بایست بعنوان یک اقدام جدی بر علیه بشریت تلقی شود.
رنه کاسین
رنه کاسین حقوقدان یهودی اصل که در دفتر ژنرال دوگل در لندن کار می‌کرد و بعد‌ها جایزهٔ صلح نوبل را دریافت کرد از افراد بسیار موثر دیگری بود که در تدوین متون اولیه منشور حقوق بشر نقش مهمی داشت. پاره‌ای حتی تا آنجا پیش رفته‌اند که ایشان را بعنوان پدر منشور معرفی می‌کنند. از سایر شخصیت‌ها و کنشگران حقوق بشر جهان موسوم به سوم می‌توان از خانم می‌نروا برناردینو از جمهوری دومنیکن هانسا مهتا از هندوستان، وو. یی. فانگ از چین و برتا لوتز از برزیل نام برد.
اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ در قصر شایو در پاریس با ۴۸ رای موافق و ۸ رای ممتنع، بدون رای مخالف تصویب شد. عربستان سعودی، شوروی و شش کشور از بلوک شرق رای ممتنع به منشور دادند. این منشور شامل یک مقدمه و ۳۰ ماده بود که حاوی مفادی اساسی و مهم در رابطه با حقوق سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مدنی و فرهنگی را در بر داشت. می‌شود گفت که سایر میثاقهای حقوق بشر مصوب سازمان ملل در توضیح و تکمیل مفاد منشور جهانی حقوق بشر دور می‌زند.
همانطوریکه من بعدن به توضیح پروسهٔ تکامل این سند‌ها خواهم پرداخت در ۹ و ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ دو منشور تصویب شد. دومی منشور جهانی حقوق بشر نام گرفت و اولی که بصورتهای گوناگون در اتحادیه‌های سیاسی منطقه‌ای و در سطح بین کشوری جهت اقدام و قانونی شدن ارسال شده بود در ‌‌نهایت در نهم دسامبیر ۱۹۴۸ تصویب شد و بعد‌ها پایهٔ حقوقی سازمان آی. سی. سی. و پیمان کشتار علیه بشریت نام گرفتند.
چهار چوب و محتوای مفاد میثاق جهانی حقوق بشر:
مواد ۱- تا سه حقوق انسانی را بصورت کلی تعریف می‌کنند. مواد ۳ تا ۲۱ حقوق سیاسی و مدنی را در بر گرفته و تعیین می‌کنند. مواد ۲۲ تا ۲۷ بیشتر حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تحت پوشش قرار می‌دهند و ۲۸ تا ۳۰ در توضیح آن شرایط معین اقتصادی، حقوقی و سیاسی است که تحقق این مفاد را در شرایط بین المللی و ملی می‌سر می‌سازد. این مفاد مرز بین حقوق فردی و جمعی را نیز تا حدودی تعین کرده با این توضیح که آزادیهای فردی نباید به از بین رفتن آزادی‌های اجتماعی منجر شود و بالعکس. با توجه به اینکه منشور اولیه و پیمانهای بعدی مفاد حقوقی و اخلاقی عمومی هستند که بصورت قطعنامه ملل عضو صادره شده‌اند، اعتبار حقوقی و قانونی آن‌ها زمانی رسمیت پیدا می‌کند که مورد پذیرش کشورهای عضو شده و در قوانین داخلی و فرهنگ اجتماعی آن‌ها نهادینه شوند.