ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 13.05.2008, 9:35
ملیحه سرفراز: طراحی تئاتر با زبانی ویژه

شهروند / جواد طالعی
نگاهی به یک نمایشگاه نقاشی گروهی:
ملیحه سرفراز: طراحی تئاتر با زبانی ویژه

نمایشگاه آثار نقاشی ملیحه سرفراز (از ایران)، بریژیت گریکه و کریستیان کربز ( از آلمان) و آنیا هاردیکیویچ ( از لهستان) در کریدورهای ساختمان چهارطبقه بانک GLS شهر بوخوم آلمان برپا است. این نمایشگاه روز پنجشنبه بیست و چهارم آوریل امسال گشایش یافت، اما تاریخ برچیده شدن آن اعلام نشد.

طراحی های سیاه قلم و آثار رنگ و روغن ملیحه سرفراز، آرشیتکت و طراح ایرانی، در این نمایشگاه، جایگاهی ویژه دارد. سرفراز، بیش از بیست سال است که در غرب آلمان زندگی می کند و دانش آموخته رشته معماری است. او، مبتکر طراحی صحنه های تئاتر، در سالن نمایش است و تاکنون طرح های زیبا و بی شماری از نمایشنامه های اجرا شده در ایران و آلمان بر کاغذ نشانده که اکنون به صورت مجموعه هائی در نمایشگاه به تماشا گذاشته شده است. ملیحه سرفراز خواهر جلال سرفراز (شاعر و نقاش) و داوود سرفراز (نقاش) است که هردو در آلمان زندگی می کنند. خواهر جوان اما دارای سبک خاص خودش است و با تلاش و وسواس می رود تا به زبان خاص خود در عرصه طراحی سیاه قلم و نقاشی رنگ و روغن برسد.

در مراسم گشایش نمایشگاه، به تقریب حدود هزار نفری شرکت داشتند. دریغا از یک ایرانی. خانمی را، با آبشار موهای سیاهش تا کمر، نشان می دهند و می گویند: " می گن این خانوم هم ایرونیه".

از این که بگذریم، من هیچ ایرانی دیگری ندیدم. حتی هفت / هشت نفری که به عنوان دوستان صمیمی نقاش ایرانی دور او را می گیرند تا درباره کارهایش نظر بدهند، توضیحات او را بشنوند و با او عکسی به یادگار بگیرند، همه آلمانی هستند و یک ایرانی در میان آن ها دیده نمی شود.

در کشوری مثل آلمان، "جا خوش کردن" خیلی سخت نیست. اما جای پا محکم کردن، روایت دیگری دارد. و ملیحه سرفراز، با شرکت در دومین نمایشگاه گروهی، می رود تا جای پای خود را محکم کند. در همان روز برگزاری نمایشگاه، از سوی مدیران دوگالری به تماشای نمایشگاههائی که آن ها برپا کرده اند، دعوت می شود. این دعوت، نشانه توجهی است که آثارش در مدیران گالری های منطقه برانگیخته است. شاید این مقدمه ای برای برپائی نمایشگاه های انفرادی طراح ایرانی باشد.

Sepp Hiekisch- Picard کارشناس تاریخ هنر موزه بوخوم است. او، در عین حال، عضو هیئت داوران نمایشگاه های بانک GSL بوخوم نیز هست. نمایشگاه های بانک، تا دوره پیشین، با وسواس زیاد برگزار می شد. هدف، نمایش آثار شناخته شدگان بود. اما این بار، بانک تصمیم گرفت نمایشگاهی برای هنرمندان محلی بگذارد. معیار، نه سرشناس بودن، که مستعد و جدی بودن بود. و در کنار Ania Herdukiewicz، Birgit Gericke و Christian Krebs ، ملیحه سرفراز استعدادی بود که sepp هنگامی که پشت تریبون قرار گرفت، درباره او گفت: "طرح های تئاتری ی ملیحه سرفراز، به عنوان انتقال ترسیمی و مستقیم اتفاقات روی صحنه، ناگهانی هستند. حرکات بدن و چهره بازیگران، ژست ها، لباس و تصریر صحنه، به هسته مرکزی مینیمالیستی یی خلاصه می شوند، که هنرمند، نشسته در میان تماشاگران، به سرعت ثانیه دریافت می کند و مجبور است به گونه ای سمبولیک بر سطح کاغذ بنشاند. طرح های رویائی که به موازات این ها آفریده می شوند، درهم فشرده تر، پرحجم تر و روائی تر هستند. پر از شعر و خیال.

در بحث های پس از مراسم رسمی گشایش، یک آلمانی تقریبا 60 ساله که ظاهرا از بازدیدکنندگان قدیمی نمایشگاه های بانک است، در گفت و گوی دو به دو با عضو هیئت داوران اعتراض می کند که چرا بانکی به این معتبری آثاری را ارائه می دهد که برجسته تر از آثار قبلی نیستند تا روند تکامل هنر را نشان بدهند. عضو هیئت داوران توضیح می دهد که این بار مدیریت بانک تصمیم گرفته آثار نقاشان محلی را به نمایش بگذارد.

نمایشگاه، با قطعه ای پیانو و آواز خانمی آغاز می شود که دکولته اش برای شب زیبا است، اما ساعت شش بعد از ظهر اواخر آوریل، که خورشید خانم بالاخره تصمیم گرفته برای چندروزی حجاب ابر را پس بزند، کمی نامناسب به نظر می رسد. بعد، "توماس یوربرگ" سخنگوی هیئت مدیره بانک، خوشامد می گوید، هدف های نمایشگاه را توضیح می دهد، چند دقیقه ای در باره دلایل ایجاد صحنه برای هنرمندان محلی حرف می زند، دو سه دقیقه برای بانکش تبلیغ می کند و سرانجام می گوید: "درباره بحران بانک ها حرف نمی زنم. امشب شب هنر است". این جمله را که از او می شنوم، آرزو می کنم همین بانک در نوبت نباشد! توی چند ماه اخیر چند بانک گردن کلفت آلمان، تا آستانه اعلام ورشکستگی پیش رفته اند و کمک دولت نجاتشان داده است. اما جای کمک دولت دیگر زخم است!

بعد، اکثریت می روند به سمت بوفه و بار که مفصل است و رنگارنگ. هنگام گشایش نمایشگاه وقتی نزدیک به هزار نفر را در محل می بینم، دستخوش اعجاب می شوم. تا به حال هرگز این همه بازدیدکننده را در یک نمایشگاه نقاشی ندیده ام. حالا، در می یابم که بانک برای همه مشتریانش دعوتنامه فرستاده است و خیلی ها آمده اند تا پذیرائی شوند!

اما علاقمندان واقعی هنر نقاشی راه می افتند توی کریدورهای چهار طبقه، یعنی فضائی روی هم رفته حدود 400 متر. برخلاف بوفه و بار، اینجا، در حد خست صرفه جوئی شده است. به هر هنرمند، بین 250 تا 350 یورو برای قاب گرفتن آثارش کمک شده. اینکار را، ملیحه سرفراز، با پیوند سلیقه و صرفه جوئی، به خوبی انجام داده است. هیچکدام از تابلوهای او، در قاب نامناسب نیستند. این امکان را، چند ویژگی کارهای سرفراز فراهم تر کرده است: طرح های تئاتری تقریبا همه در وسط یک قاب 30 در 30 یا 30 در 40 سانتی متری نشسته اند. آن ها، به صورت مجموعه های شب سفید، دادالوس و ایکالوس، ترمینال و افقی دیگر بر دیوار طبقات مختلف جائی چشمگیر یافته اند. چهار اثر رنگ روغن 15 در 15 سانتی متری، دو به دو در دو قاب همرنگ با قاب های کوچگ نشسته اند و زیباترین کار نقاش، با قطع تقریبی 15 در 70 سانتیمتری ی افقی نیز، در قابی به اندازه 35 در 112 سانتی متر خوش نشسته است. در برابر این تابلو، بیش از همه تعمق می کنم. تعمق که چه عرض کنم، تفرج. سفری است، در جاده ای هموار، با رنگ سبز مسلط و المنت های اخرائی تا قهوه ای تیره. هر سانتی متر یک تصویر، از هر گوشه، به فراخنای یک چشم انداز.

اما در طبقه سوم، حدود 20 تابلوی کوچک از یک نقاش دیگر را می بینم که بدون قاب، با سنجاق به دیوار آویزان است. پیش از آن، دو تابلوی بزرگ دیگر این نقاش را هم دیده ام که بدون قاب به دیوار آویخته اند و جلوه ای ناخوشایند به نمایشگاه می دهد. مدیریت بانک، ظاهرا حاضر نشده است بودجه لازم را برای قاب گرفتن کارها در اختیار نقاش قرار دهد.

در طراحی، ملیحه سرفراز، همانطور که سپ می گوید، عصاره صحنه را ترسیم می کند. پس بسیار مینیمالیستی است. یک خط می کشد به یک دنیا. سپ، در صحبت کوتاهی که داریم، می گوید: او در طراحی تئاتر روی چیزی دست گذاشته که بکر است، اما اگر چارچوبی را که خود آفریده نشکند، می تواند به یکنواختی برسد. خوب است که در این نمایشگاه، چند اثر رنگ و روغن هم دارد. اما سپ، فراموش می کند که بگوید: ملیحه سرفراز، مچی بسیار قوی برای طراحی دارد.

یکبار، به تصادف، کار او را در تاریکی یک سالن نمایش زیر نظر گرفته ام. وقتی شروع می کند جانش توی مچش است و سرعتش در ترسیم خطوط حیرت می آفریند. در نمایشگاه بوخوم، بیش از سی عدد از همین طرح ها به نمایش درآمده است.


تهیه کنندگان بروشورهای نمایشگاه، همه چیز را، توی بروشور و دعوتنامه نوشته اند، حتی ساعات کار بانک و شماره تلفن برای مشورت های مالی را. اما یادشان رفته بنویسند که نمایشگاه تا کی ادامه دارد! بعدا دلیل این فراموشی را از ملیحه سرفراز می پرسم. او توضیح می دهد: " از هشت سال پیش، هر سال دو نمایشگاه در این بانک برپا می شد. اما اکنون تصمیم گرفته اند سالانه فقط یک نمایشگاه برپا کنند. به این دلیل ممکن است نمایشگاه فعلی تا پایان سال طول بکشد".



و حالا، برگردان نقد فشرده‌ای را بخوانید که Sepp Hiekisch Picard کارشناس تاریخ هنر موزه بوخوم بر کارهای ملیحه سرفراز نوشته است:

ملیحه سرفراز، در راه تکامل هنری بیشتر است

Sepp Hiekisch- Picard
(کارشناس هنر موزه بوخوم)

ملیحه سرفراز، هنرمند ایرانی برای نخستین بار خود را با طراحی ها و نقاشی هایش به جمعیتی بزرگتر معرفی می کند. او، که در سال ۱۹۵۸ در تهران زاده شده، تحصیل هنر را در دانشگاه تهران آغاز کرد. پس از مهاجرت به آلمان، در دانشگاه بوخوم رشته معماری خواند و آموزش هنری خود را در مرکز موزه های همین دانشگاه ادامه داد. از سال ها پیش، این هنرمند که در اسن زندگی می کند، به طراحی، نقاشی و سرایش شعر مشغول است. او، برای نخستین بار، یکسال پیش با طرح هایش در نمایشگاه "کارگاه واژه و تصویر بوخوم" شرکت کرد.

محور کارهای هنری او که در بانک گ. اس. ال ارائه شده، طرح های تئاتری او هستند که ظرف دو سال گذشته، بیش از همه هنگام اجرای نمایشنامه ها در تئاتر مولهایم خلق شده اند. حرکات، ژست و چهره بازیگران، لباس و تصویر صحنه، به وسیله طراح که نشسته در سالن نمایش کار می کند، به صورتی مینیمالیستی، به هسته مرکزی غیرقابل چشم پوشی آن ها تقلیل می یابند که باید به سرعت ثانیه دریافت و بر کاغذ نشانده شوند. دریافت و ثبت بازیگران، کشش ها، روند حرکات، و انرژی حاصل از این مجموعه، به گونه ای سمبولیک بر کاغذ می نشینند. در نتیجه، هر طرح به شکلی فیگوراتیو خوانا می شود.

به موازات این آثار، مجموعه ای که "شب های سفید" نام یافته، طرح هائی رویائی را در بر می گیرد: این طرح های سیاه قلم فشرده تر، پرفضا تر و روائی ترند و اثری شاعرانه و سرشار از تخیل برجای می نهند. حالات درونی، رویاها، هراس ها و اشتیاق ها، به وسیله ملیحه سرفراز مثل متن های تصویری و کاملا تخیلی آفریده می شوند. آبی نرم و خطوط شکننده واقعیت تصویری ی غیرواقعی و رویائی را تداعی می کنند.

در آفرینش های نقاشی، سه تصویر کوچک اکریل ارائه می شوند، که در آن ها، تجارب او از میهن تازه مثل یک ژورنال سفر ترسیم می شود. ملیحه سرفراز با خطوط ضخیم قلم، مناظری را می آفریند که ویژگی انسان های ترسیم شده در آن، گریزندگی حیرت انگیز آن ها است. نخستین حضور ملیحه سرفراز در نمایشگاهی با مشارکت چهار چهره هنری منطقه، امتیاز موفقیت آمیزی است که تکامل هنری بیشتر او را وعده می دهد.

هرچه هست، به ایرانیان علاقمند به هنر نقاشی و طراحی در منطقه توصیه می کنیم بشتابند! یا تلفن بزنند به بانک و بپرسند که نمایشگاه تا کی برپا است.

این شتاب را، به ویژه به برادران ملیحه، جلال و داوود سرفراز توصیه می کنم. آدم هنرمند، نمی تواند هنر را نادیده بگیرد. بخصوص اگر هنر عضو خانواده خودش باشد.