ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Fri, 21.09.2007, 6:51
نقش تهران و واشنگتن در درگیری‌های سوریه و اسرائیل

شهروند / جواد طالعی


اوضاع خاورمیانه هیچوقت به ناباسامانی امروز نبوده است. 450 میلیارد دلار آمریکائی ظرف 4 سال در عراق صرف کشتن 3800 سرباز آمریکائی و دست کم 150 هزار شهروند عراقی شده است. طالبان، پنج سال پس از سرنگونی، باردیگر سربرمیدارند و به بهانه راندن کفار خارجی دست به کشتار می زنند. فلسطین چند وجبی دو تکه شده است. در باریکه غزه حماس حکم می راند و در کرانه باختری رود اردن الفتح. خطر حمله نظامی به ایران، در سایه سیاست های تحریک آمیز دارالخلافه تهران، روز بروز نزدیک تر می شود. کشورهای حوزه خلیج فارس حدود 300 میلیارد دلار صرف تجهیزات جنگی و دفاعی سال 2007 خود می کنند، در حالی که در ثروتمندترین آن ها دوبی، کمر مردم زیر بار شهریه دانشگاه ها و هزینه دارو و درمان می شکند.

در چنین اوضاع دردناکی، رابطه اسرائیل و سوریه نیز به یکی از معماهای کشف نشدنی تاریخ معاصر تبدیل می شود. اخیرا، دولت روسیه با تسلیم شکایتی به سازمان ملل متحد، مدعی شد که جنگنده های اسرائیلی مناطقی را در شمال خاک این کشور بمباران کرده اند.

این مناطق، در کنار مرز ایران و ترکیه واقع شده اند. دولت اسرائیل از بیان هر توضیحی خودداری کرد. نیویورک تایمز نوشت که هدف یک محموله بزرگ جنگ افزار بود. این محموله را جمهوری اسلامی می خواست از طریق خاک سوریه به حزب الله لبنان برساند. منابع اروپائی از احتمال بمباران تاسیسات اتمی کره شمالی سخن گفتند که قرار بود بین سوریه و ایران تقسیم شود! منابع سوری نوشتند که هدف اسرائیل فشار آوردن به سوریه برای صلح بوده است.

هرکدام از این احتمالات می تواند درست باشد. حتی اگر گزارش نیویورک تایمز را باورنکنیم، خطبه های آقای خامنه ای در نماز جمعه هفته پیش، دم خروسی است که از زیر عبای ایشان بیرون زده است. آقای خامنه ای، بخش عمده ای از خطبه های خود را به ستایش مقاومت حزب الله و رسوائی شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه تابستان 2006 اختصاص داد. او به این ترتیب نشان داد قلبش چقدر برای ستون پنجم جمهوری اسلامی در جنوب لبنان می تپد. رهبر مذهبی جمهوری اسلامی حق دارد حزب الله را ستایش کند. زیرا اعضای آن بیش از ایرانیان عکس های وی را در تظاهراتشان حمل می کنند و او را بیش از ایرانیان رهبر خود می شناسند.

و اما آنچه منابع سوری گفتند، جای بحث دارد. آیا اسرائیل می خواهد با بمباران گوشه ای از سوریه، تلاش های صلح این کشور را خنثی کند؟
فردای بمباران، همین پرسش را با یک روزنامه نگار سوری همکار صدای آلمان، در میان نهادم. او گفت: "اسرائیل برای صلح با سوریه نیازی به اعمال فشار ندارد. سوریه از سال ها پیش آمادگی خود را برای صلح اعلام کرده است. اسرائیل نیز مخالفتی با صلح ندارد. اما آمریکا این را نمی خواهد".

از همکار سوری خود پرسیدم: " چرا؟ به لحاظ منطقی این صلح باید به نفع آمریکا هم باشد. رفع تنش میان اسرائیل و سوریه مگر حزب الله، حماس و ایران را منزوی تر نمی کند"؟

پاسخ او چنین بود: " اما ایجاد صلح با اسرائیل، برای سوریه مثل کارت سبزی است که راه این کشور را به مجامع بین المللی باز می کند. آنوقت سوریه نیز، به لحاظ بین المللی، حق حرف زدن درباره عراق را خواهد یافت. آمریکا این را بر نمی تابد".

اگر تاریخچه تلاش های صلح میان اسرائیل و سوریه را در نظر بگیریم، این توضیح چندان غلط نیست. در سال 2006 روزنامه های اسرائیلی برای نخستین بار پرده از تلاش های نیمه پنهان بشارالاسد در این زمینه برداشتند. آن ها فاش کردند که بشارالاسد از سال 2004 میلادی، هیئتی را مامور تهیه پیش نویس یک طرح صلح کرده بود. این هیئت که از یک سوری بلندپایه، یک اسرائیلی و یک دیپلمات ترک متخصص امور اسرائیل تشکیل شده بود، طرح صلح خود را، در سال 2006 تسلیم بشارالاسد کرد. رئیس جمهور سوریه نیز موافقت کرد که طرح مذکور تسلیم دولت اسرائیل شود.

جزئیات این طرح، آنگونه که در روزنامه های اسرائیلی گزارش شد، نه می توانست مخالف میل اسرائیل باشد، نه به منافع سوریه آسیب می رساند و نه با سیاست ظاهری واشنگتن در خاورمیانه منافات داشت که انزوای گروه های بنیادگرای اسلامی و مهمترین پشتیبان آنان جمهوری اسلامی ایران را دنبال می کند.

سوریه پیشنهاد کرده بود که در برابر بازپس گرفتن بلندی های جولان و انعقاد یک پیمان صلح پایدار با اسرائیل، در مناسبات دوستانه خود با جمهوری اسلامی ایران تجدیدنظر کند، دست از پشتیبانی حزب الله بردارد و حق حاکمیت اسرائیل را بر منابع آب جولان به رسمیت بشناسد. در طرح صلح سوریه حتی به یک اقدام سمبلیک اشاره شده بود که می توانست راه دوستی گام به گام میان ملت های سوریه و اسرائیل را هموار کند. در این طرح پیشنهاد شده بود که بخشی از بلندی های جولان به یک پارک طبیعی تبدیل شود و شهروندان دو کشور بتوانند بدون گذرنامه در آن تردد کنند.

بلافاصله پس از انتشار جزئیات این طرح محرمانه، سخنگوی اهودالمرت نخست وزیر اسرائیل اعلام کرد که دولت اسرائیل در جریان تهیه این طرح نبوده است و کسانی که آن را تهیه کرده اند، دست به یک اقدام شخصی زده اند. یعنی اسرائیل این طرح را به رسمیت نمی شناسد. چند روز پس از آن، روزنامه های اسرائیلی، اظهارات سخنگوی نخست وزیر را رد کردند و نوشتند که نه تنها شخص اهود المرت در جریان این طرح بوده، بلکه آریل شارون نخست وزیر پیشین نیز، خواهان ادامه این تلاش ها بوده است.

گزارش روزنامه های اسرائیلی، با دیدگاه های دولت سوریه تناقضی نداشت، به این دلیل از سوی دمشق با سکوتی مواجه شد که نشانه موافقت بود. گفت وگوهای صلح میان سوریه و اسرائیل تا سال 2003 میلادی به صورت رسمی ادامه داشت و در آن زمان قطع شد. از آن به بعد، بشارالاسد رئیس جمهور و سایر مقامات بلندپایه سوریه، بارها اعلام کرده بودند که حاضرند به مذاکرات صلح ادامه بدهند، اما اسرائیل هرگز این پیشنهادها را جدی نگرفته بود.

با این همه، پس از پرده دری های روزنامه های اسرائیلی، امید به صلح میان اسرائیل و سوریه افزایش یافت. هواداران صلح خاورمیانه، بر این نظر بودند که با ایجاد صلح میان این دو کشور، دست جمهوری اسلامی از جنوب لبنان و فلسطین کوتاه خواهد شد، زیرا که تهران تنها از طریق خاک سوریه است که می تواند پول، جنگ افزار و کارشناس در اختیار حزب الله و حماس قرار دهد.

در زمستان 2006 و بهار 2007 میلادی، جسته و گریخته گزارش هائی از ابراز تمایل مقامات دو کشور به تجدید مذاکرات صلح رسید. اما از اوایل تابستان امسال، اوضاع گردشی غیرمنتظره یافت. منابع اسرائیلی بارها از آرایش نظامی ارتش سوریه در پشت مرزها خبردادند و ابراز نگرانی کردند که ظاهرا سوریه خود را برای آغاز یک جنگ علیه اسرائیل آماده می کند. ارتش اسرائیل نیز، آرایش خود را در این سوی مرز تجدید کرد. در دو ماه گذشته، التهاب بر منطقه حاکم بود. اما ناگهان خبر رسید: منابع اطلاعاتی اسرائیل مطمئن شده اند که سوریه قصد جنگ ندارد. به این دلیل، بخشی از نیروهای نظامی اسرائیل از مناطق مرزی عقب کشیدند.

به این ترتیب، در تمام مدت، شرایطی بین جنگ و صلح بر فضای منطقه حاکم بود. فضائی که سرانجام به بمباران شمال سوریه از سوی جنگنده های اسرائیلی منتهی شد.

درباره انگیزه این بمباران ها، "بشار جعفری" سفیر سوریه در سازمان ملل متحد به خبرگزاری رویترز گفت: " ما معتقدیم که اسرائیل با این بمباران ها قصد دارد تلاش های صلح سوریه را تخریب کند" جعفری در نامه ای به "بن کی مون" دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای امنیت، اسرائیل را به نقض شدید حقوق ملل متهم ساخت. او در عین حال، این خبر را که محموله جنگی ایران برای حزب الله هدف بمباران ها بوده است، تکذیب کرد و گفت: "این یک ادعای اثبات نشده بیش نیست".

منابع آمریکائی، ادعا کردند که هدف اسرائیل علاوه بر نابود ساختن محموله تسلیحاتی ایران، آزمایش توان دفاع هوائی سوریه نیز بوده است. آیا این بدان معنا نیست که اسرائیل خود را برای یک حمله هوائی گسترده تر به سوریه آماده می کند؟

با توجه به محاسبات نظامی، نگرانی دیگری نیز وجود دارد. منابع عربی، از چند سال پیش، بارها ادعا کرده اند که جنگنده های اسرائیلی در یک پایگاه ترک مشغول تمرین برای پرواز احتمالی به سوی هدف های تعیین شده در ایران هستند. مناطق بمباران شده در شمال سوریه و درست کنار مرز ترکیه و ایران قرار دارند. اگر جنگنده های اسرائیلی از خاک خودی پرواز کرده باشند، می بایست سراسر خاک سوریه را پشت سر بگذارند تا به شمال این کشور برسند. پس احتمال پرواز آن ها از خاک ترکیه را نمی توان کاملا ندیده گرفت.

دولت ترکیه، البته در یک اقدام دیپلماتیک به اسرائیل اعتراض کرد. اما می دانیم که میان ترکیه و اسرائیل، همکاری های نظامی و امنیتی گسترده ای وجود دارد که اغلب از سوی دولت اسلامگرای ترکیه پنهان نگه داشته می شود.

از هر زاویه که بنگریم، مناسبات اسرائیل و سوریه، همچنان معمائی کشف نشده است. و کشف این معما، شاید زمانی امکان پذیر شود که آمریکا و ایران سرانجام یا به صورت جدی رودررو شوند و یا بر سر میز مذاکره بنشینند.

یک سر همه مسائل خاورمیانه، امروز به واشنگتن و سر دیگر آن به تهران وصل است. در این میان، تل آویو هرگز دست به اقدامی نمی زند، پیش از آن که موافقت واشنگتن را جذب کرده باشد. و دست اسرائیل زمانی بازخواهد شد که آمریکا حمله به ایران را آغاز کند. چیزی که با توجه به سیاست های جنگ افروزانه راست در تهران و واشنگتن، روز به روز محتمل تر می شود.