ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sat, 11.08.2007, 8:35
انتقاد شدید از بان کی ‌مون

شهروند / طالعی

زود دویچه تسایتونگ
برگردان: جواد طالعی


اشاره:
"بان کی مون" دبیرکل کره ای سازمان ملل متحد، در هفتمین ماه دوارن ماموریت خود، هنوز نتوانسته است در افکار عمومی جهان، به لحاظ اعتبار، جای سلف خود کوفی عنان را پر کند.
او، تا به حال در چند مورد رفتاری پیشه کرده است که با تعریف نفش دبیرکل سازمان ملل متحد هماهنگی نداشته است. در سفر به خاورمیانه، وی، برای جلب نظر اسرائیلی ها از تماس با حماس خودداری ورزید. طبیعی است که هر فرد حفیقی می تواند چنین تصمیمی بگیرد. اما در عرف بین الملل، دبیرکل سازمان ملل متحد می بایست همواره بی طرفی را در دعاوی بین المللی حفظ کند.
این موضع گیری یک جانبه بان کی مون، با سروصدای زیادی روبرو نشد، زیرا که سفر او به مصر و سایر کشورهای خاورمیانه، با شبه کودتای حماس در باریکه غزه همزمان بود و عملکرد حماس همه را ناراضی کرده بود. اما چند هفته پیش، بان کی مون مرتکب اشتباه بزرگ دیگری شد که نه تنها از دبیرکل سازمان ملل متحد، بلکه از یک سیاستمدار معمولی نیز انتظارش نمی رفت. او، ادعا کرد که ایالات متحده آمریکا نقش مهمی در ایجاد ثبات عراق ایفا کرده است!
این نظر، درست زمانی از زبان دبیرکل مهمترین نهاد بین المللی بیان می شد، که هیچ آدم واقعگرائی نمی توانست کوچکترین نشانه ای از ثبات و امنیت در عراق بیابد، یا چنین امری را در چشم انداز نزدیک ردیابی کند.

شاید به همین دلیل بود که بخش آن لاین روزنامه آلمانی "زود دویچه تسایتونگ" پای صحبت هماهنگ کننده پیشین سازمان ملل در عراق نشست تا اظهارات دبیرکل سازمان ملل را، از دید این سیاستمدار آلمانی مورد بررسی قرار دهد. "هانس کریستف گراف فون اشپونک"* از سال های دور با سازمان ملل متحد همکاری داشت و در بسیاری نقاط جهان به عنوان فرستاده این سازمان کار کرد. از سال 1998 برنامه "نفت در برابر غذا" ی سازمان ملل را در عراق هدایت می کرد. او در سال 2000 به عنوان اعتراض به آثار بدفرجام تحریم اقتصادی عراق، کناره گیری کرد و مشغول به نوشتن شد. "جنگی دیگر، رژیم تحریمی سازمان ملل متحد در عراق" از جمله معروف ترین کتاب های منتشر شده او است.

گفت و گوی فون اشتوپنگ او با زود دویچه تسایتونگ، در عرصه سیاست آمریکا در عراق، اختلاف شیعیان و سنی ها و نقش ایران، نکات قابل تعمقی را در بر می گیرد. برگردان فارسی متن کامل این گفت و گو را در اینجا می خوانید:



● زود دویچه تسایتونگ: بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد معتقد است که ایالات متحده آمریکا سهم بزرگی در ثبات عراق به عهده داشته است. شما هم اینطور می بینید؟

فون اشپونک: از ثبات نمی توان حرف زد. آمریکائی ها تاکنون نتوانسته اند اوضاع را تحت کنترل بگیرند. بر عراق یک هرج و مرج غیرقابل کنترل حاکم است. من نمی دانم که حرف دبیرکل درست نقل شده است یا نه. اما قابل تصور نیست که آدم بتواند ادعا کند سیاست آمریکا به ثبات عراق انجامیده است.

● چرا همه تلاش ها تاکنون به شکست انجامیده است؟

- وضعیت آغاز جنگ در مارس 2003 را نباید فراموش کنید. آنچه در آن زمان اتفاق افتاد برای روندی که امروز شاهدش هستیم تعیین کننده بود.

● منظورتان کدام اتفاق است؟

- در کنار مسائل دیگر، سربازان عراقی مرخص شدند. درست مثل کارکنان سرویس مخفی. افراد حزب بعث که تا زمان سرنگونی صدام حکومت می کردند، به کار گمارده شدند. و در زمینه بهبود وضع زندگی مردم عادی عراق، توفیقی حاصل نشد. جمعیت غیرنظامی در همان زمان مجبور بود خیلی چیزها را تحمل کند. علاوه بر این، قدرت اشغالگر نه تنها نتوانست با رهبران رسمی حرف بزند، حتی با رهبران غیررسمی نیز وارد مذاکره نشد. یعنی با کسانی که حالا وارد مقاومت مشترک شده اند. همه این ها سبب شد که هرج و مرج همواره عمیق تر شود.

● یعنی آمریکائی ها از همان اول در سطح سیاسی و دیپلماتیک ناتوان ماندند؟

- مساله را باید اینطور دید: ایالات متحده آمریکا در آغاز جنگ را به سرعت برد. اما نمی دانست صلح را باید چگونه اداره کند. این، به نوعی آزمون و خطای بی در و پیکر انجامید. آمریکائی ها اول از شیعیان پشتیبانی کردند و بعد با آن ها وارد نبرد شدند. همین را، در مورد سنی ها به مرحله اجرا گذاشتند و از کردها پشتیبانی کردند. یک اشتباه دیپلماتیک دیگر هموار ساختن راه دخالت کنترل نشده ایران بود. این هم دلیل دیگری است که وضعیت در عراق امروز هرچیزی هست جز با ثبات.

● براساس گزارش های روزنامه ها، یک گزارش هنوز منتشر نشده آمریکائی به این نتیجه رسیده است که تاکنون حتی یکی از اهداف اصلاحی تحقق نیافته است. در کاخ سفید ظاهرا هم اکنون بحث بر سر عقب نشینی بخشی از نیروها است. درباره این چاره اندیشی ها چگونه فکر می کنید؟

- این گفتمان مدیون فشار افکار عمومی است. دولت آمریکا مایل است که توفان ضد جنگ عراق بخوابد. منظورم تنها افکار عمومی نیست، بلکه این توفان را همچنین سیاستمدارانی برپا می کنند که آماده شرکت در انتخابات می شوند. به این دلیل قرار است از راه های تازه حرف زده شود. راه هائی که حتی پیش از کمیسیون بکر نشان داده می شدند. مثلا: از یک سو افزودن بر تعداد سربازان در برابر بخش های معینی از مقاومت، و از سوی دیگر آغاز همزمان عقب نشینی بخشی از نیروها. من فکر می کنم دولت آمریکا برای آنچه ضروری است آماده می شود، یعنی برای پایان دادن به جنگ.

● صرفنظر از مساله عقب کشاندن نیروها، شما اتخاذ کدام راهبردی را در شرایط فعلی به آمریکائی ها سفارش می کنید؟

- در لحظه فعلی، بیش از هرچیز این مهم است که همه طرفین با یکدیگر به گفت و گو بنشینند. یعنی از یک سو مذاکره با ایرانی ها ادامه پیدا کند و از سوی دیگر با گروه های مقاومت تماس برقرار شود، بدون سروصدای مطبوعاتی. و در واقع با نیروهای واقعی مقاومت و نه فیگورهای حاشیه ای، آنطور که تاکنون معمول بوده است.

● سازمان ملل متحد از مدت ها پیش در رابطه با عراق بسیار خویشتندارانه عمل می کند. آیا این سازمان هم سهمی در آشفتگی اوضاع عراق دارد؟

- اول باید این را گفت که تصمیم بر سر نحوه عمل در عراق یک تصمیم دوجانبه آمریکا و انگلستان بود. سازمان ملل متحد مجبور بود دست کم هنگام آغاز جنگ در ماه مارچ 2003 با ناتوانی تماشاگر باشد. اما طبعا این پرسش مطرح است که چرا شورای امنیت، دبیرکل و همکاران دفتر او ت به حال چنین خویشتندارانه عمل کرده اند. تا به حال حتی یک جلسه بحث درباره عراق تشکیل و روی مسائل سال های گذشته کار نشده است. حالا می بینیم که تبدیل حضور دوجانبه به یک حرکت بین المللی موفق نبوده است. یعنی: سیاست عراق در شورای امنیت و دولت های مختلف، همچنان از سوی واشنگتن و همچنین به میزان کمتری لندن تعیین می شود.

● سازمان ملل متحد برای این که در اینجا وزن کمتری بیابد، چه می تواند بکند؟

- خیلی خوب خواهد بود اگر شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل در مذاکرات همه طرف ها به صورتی بسیار قوی وارد شوند. سازمان ملل باید با همه حرف بزند، باید درها را بگشاید، باید مذاکرات مقدماتی را سازمان بدهد که بعدا می توانند به مذاکرات سازنده میان آمریکا، ایران، سوریه و سایرین بیانجامند که با عراق ارتباط دارند. مثل عربستان سعودی و ترکیه. شاید دیپلماسی پشت پرده هم اکنون جریان داشته باشد. اما تا به حال نشانه ای از این که خاورمیانه محور سیاست بان کی مون باشد، آشکار نشده است.

● بسیاری از ناظران به کارنامه بان کی مون را از آغاز ماموریتش در آستانه سال جاری انتقاد دارند. شما اعتماد دارید که او بتواند مشکلات عراق را حل کند؟

- من، هنوز نظر ثابتی ندارم. اما پستی که او پوشش می دهد، تجسم بخش یک مسئولیت است. مسئولیت دخالت و به دست گرفتن ابتکار عمل. اما تردید وجود دارد که او چنین کند. همچنین به این دلیل که انتخاب این دبیرکل خیلی سریع صورت گرفت. بان کی مون به خاطر نقشی که در مذاکره با کره شمالی داشت، برای همه اعضای دائمی سازمان ملل متحد شناخته شده بود. و همین موضوع این پرسش را برای من ایجاد می کند که آیا پذیرش سریع نامزدی او ناشی از آن نبود که آمریکائی ها او را می شناختند و به او به عنوان پشتیبان وفادار خود اعتماد داشتند؟ وقتی حالا می بینیم که او درباره ثبات فرضی عراق چه می گوید، می توانیم این پرسش را مطرح کنیم: آیا ما واقعا دبیرکلی داریم که آنچه را انتظار می رود تجسم می بخشد؟ یعنی یک نهاد کاملا بی طرف که می کوشد سازنده توازن باشد؟

● شما خودتان به این پرسش چه پاسخی می دهید؟

- این که بان کی مون قدرت چنین برخورد بی طرفانه ای را داشته باشد، تا به حال ثابت نشده است. افکار عمومی جهانی همچنان در انتظار به سر می برد.


..............................................................................

Hans-Kristof Graf von sponeck *