ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 24.07.2007, 22:17
“نجات” به دست پدر زنده به گور شد!

عفت ماهباز/زنستان
چشمهای پر گرد و خاک "نجات"، کابوس بيداری هايم شده!.با دست کنارش می زنم. نمی رود. روی می گردانم، محو شوند. نمی شوند. می خواهم، در دلمشغولی های روزمره زندگی فراموش شوند..می خواهم مثل بقيه درد و غم های زندگی در زيز فرشی و يا در کنار گوشه عکسی پنهان شوند .نمی شوند. چشمها از زير انبوه خاک های به نم نشسته، دو نخل بلند، سوزناک و بی گناه نگاهم می کنند تلخ. چشم و خاکها را کنار می زنم

در انبوه خبرهای قتل، زن کشی و خودکشی زنان و دختران جوان در گوشه .و کنار ايران در سه ماهه اول بهار امسال۱*، خبری پس ازگذشت روزها از شنيدنش ، به طرزی غريب همراهم شده و...
زنی به نام " نجات در يکی از روستاهای اهواز بعد از مرگ شوهرش با جوانی آشنا می شود ولی در دادگاه نمی تواند ثابت کند بچه اش از اوست. مرد انکار می کند. دختر "نجات" در زندان متولد می شود، قاضی پرونده زن را به پدرش می سپارد تا وضع روحی و جسمی اش بهتر شود و بعد به پرونده اش رسيدگی کند. پدر "نجات" را به خانه می برد ولی بعد از دوسال او را زنده به گور می کند. پدر می گويد: از حرفهای مردم خسته شده بودم، تصميم گرفتم او را بکشم، نيمه شب بيدارش کردم با هم چای خورديم، او را به بيابان بردم و بين دو نخل گوری کندم _ او هم در کندن قبر به من کمک کرد _ درون قبر دراز کشيد، خاک را روی پاهايش بعد شکم و سينه اش ريختم ولی حرفی نزد. وقتی می خواستم روی صورتش خاک بريزم گفت: بابامواظب دخترم باش.*۲

خبرهای ريز و درشت ناموسی غير ناموسی خودسوزی قتل و تجاوز دختربچه ها همه به طور فجيعی رخ داده اند اما خبر زنده به گوری "نجات" تکان دهنده تر است . بی اختيار اشک می ريزم، "چشمانش" همراهم می شود .چشمانی که با استغاثه گفت: "بابا مواظب دخترم باش".
چشمهای پر گرد و خاک "نجات"، کابوس بيداری هايم شده!.با دست کنارش می زنم. نمی رود. روی می گردانم، محو شوند. نمی شوند. می خواهم، در دلمشغولی های روزمره زندگی فراموش شوند. می خواهم مثل بقيه درد و غم های زندگی در زيز فرشی و يا در کنار گوشه عکسی پنهان شوند .نمی شوند. چشمها از زير انبوه خاک های به نم نشسته، دو نخل بلند، سوزناک بی گناه نگاهم می کنند تلخ. چشم و خاکها را کنار می زنم اما باز فرياد نگاهش مرا می خواند: زنده زنده دفن شدم، جهان اطرافم بی هيچ توجه ايی به سراغ کارشان می روند و...
"نجات"، چه معصوم و مظلومانه سر در خاک کشيد. قوانين نابرابر او را درجامعه در دادگاه ،در زندان و در خانه در کنار پدر، بی حامی و پشتيبان تنها می گذارد. قوانين نانوشته سنت های کهنه و پوسيده هزاران ساله ، زنجيری بر دست و پايش می شود و زن را سالها بيش از اينکه زنده در گور شود می ميراند.
چرا پدر پر مهر به جای مهر ورزی قاتل،و گورکن احساسات و عواطف انسانی خويش می شود؟ می شود پدر بود و احساسی به دختر خود نداشت؟ پدر که گور کند، رنج و درد ی در دل احساس نکرد؟ آيا در لحظاتی که دختر را نيز وادار کرد تا گورش را بکند احساس شرم عذاب وجدان نکرد؟! چرا درنگی نکرد ؟.سنگدل بود ؟ او اين بار گران را چگونه با خود حمل می کند؟
سنت ها و باورهای پوسيده هزاران ساله جامعه ما، که حتی با تغيير قوانين هم بنام ناموس و شرف مهر و عشق آدمی را از بين می برد عواطف انسانی به دست فراموشی سپرده،.و پدر و برادر قاتل می شود . چگونه می شود از بار اين وضيعيت نابهنجار اجتماعی خلاصی يافت ؟ چگونه به اينهمه خشونت که به امری عادی و روزمره زندگی مردم تبديل گشته ، می شود پايان داد
مسئوليتن مملکتی بجای راه يابی به جای استفاده از نيروهای مردمی و حل اين معضلات خود بااعمال خشونت و دستگيری فعالين اجتماعی، بويژه زنان دامنه خشونت را وسيعتر می کنند. اجرای قوانين نابرابر جاری مورد اعتراض فعالين زن است که به اعتقاد آنها اين قوانين دست احرا کننده گان خشونت را باز می گذارد . مسئولين حکومتی به جای شنيدن اين حرف ها و تغيير قوانين نابرابر و حمايت از زنان که با گشايش انجمن های غيزدولتی بزرگترين حاميان تغيير باورها ی غلط و ارتقای فرهنگی مردم در مناطق محروم کشور بودند، دستور به بستن اين نهادهای مردمی داه است و زنان اين حاميان فرهنگ اخلاق را به جرم تجمع های اعراضی، دستگير و روانه زندان می کند. ۳*
نوشته را به پايان می رسانم اما باز فرياد نگاه "نجات"، مرا می خواند: زنده زنده دفن شدم، چرا ... ؟

عفت ماهباز لندن تير ماه ۱۳۸۶


۱*- http://zanestan.net/issue۲۶/۰۷,۰۶,۲۳,۰۲,۰۸,۴۴ / \زنستان شماره ۲۶ ناهيد جعفری » گزارش خشونت عليه زنان در سه ماه اول سال ۸۶.
۲- ۲۴ ارديبهشت، هم ميهن: زنده به گور شدن دختر به دست پدرش. "نجات"
۳- برخی از احکامی که برای فعالين جنبش زنان صادر شده به قرار زير است:
. فريبا داوودی مهاجر: سه سال حبس تعليقی و يک سال حبس تعزيری
. نوشين احمدی خراسانی: سه سال حبس (دوسال و نيم تعليق تا ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزيری )
. پروين اردلان: سه سال حبس (دوسال و نيم تعليق تا ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزيری )
. شهلا انتصاری: سه سال حبس (دوسال و نيم تعليق تا ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزيری )
. سوسن طهماسبی: دو سال حبس (يک سال و نيم حبس تعليقی و شش ماه حبس تعزيری)
. آزاده فرقانی: دو سال حبس تعليقی
. بهاره هدايت: دو سال حبس تعليقی
دلارام علی، فعال اجتماعی، امور زنان و دانشجويی و از اعضای کمپين يک ميليون امضا به دو سال و ده ماه حبس، و ده ضربه شلاق، بدون هيچگونه تعليق
حکم مريم ضيا، نسيم سلطان بيگی و عاليه اقدام دوست نيز هنوز اعلام نشده است