نایب رئیس محترم مجلس اخیرا طی اظهاراتی فرمودهاند «تاب آوری مردم بیشتر شده است»!
از آنجایی که چنین اظهاراتی ممکن است با حال و احوال کلی جامعه در تناقضاتی هرچند بسیار اندک و نامحسوس باشد بر آن شدیم تا آنرا مورد موشکافی قرار دهیم بلکه بتواند انشالله مانند دیگر امور، الگوی دیگر ممالک دنیا نیز قرار بگیریم:
در استانداردهای جهانی، صندوق بینالمللی پول معمولا تابآوری هر کشور را از سه زاویه ذخایر ارزی، صندوق ثروت ملی و منابع بودجهای سنجش میکند و شاخص تابآوری خانواده نیز با شش معیار افزایش درآمد حقیقی خانواده نسبت به تورم، افزایش پسانداز خانواده، ثبات پول ملی، اشتغال پایدار و دارایی قابل اتکا برای خانوار سنجیده میشود.
جهت استحضار، در حال حاضر درآمد حقیقی خانوار که مهمترین شاخص تابآوری است و بهطور معمول با سرانه تولید ناخالص ملی اندازهگیری میشود در ایران حدود ۳۹۰۰ دلار، در ترکیه ۱۸.۶۰۰ دلار، در عربستان ۳۴.۵۰۰ دلار و در امارات ۵۱.۴۰۰ دلار است یعنی از منظر ظرفیت درآمدی، خانوار اماراتی ۱۳ برابر، خانوار سعودی ۹ برابر و خانوار ترکیهای ۵ برابر خانوار ایرانی تابآوری دارند.
بر اساس گزارش بانک جهانی سرانه هر ایرانی با استمرار رشد اقتصادی منفی به سطح ۱۵ سال پیش بازگشته و این در حالی است که همه کشورهای منطقه با سرعت در این زمینه بهبود داشتهاند. بنابراین تعجبی ندارد که نسل جدید ایرانی نسبت به نسل قبل قدرت خریدی پایینتر و هزینه کرد خانوار حتی در بخشهای اساسی مانند آموزش، سلامت، مسکن و حتی نیازهای ابتدایی کاهش داشته باشد و احتمالا این نسل تابآوری بیشتری پیدا کرده است!
نایب رئیس محترم مجلس به عنوان مقام دوم قانونگذار کشور حتما به خوبی میدانند که تورم، دشمن اصلی تابآوری اقتصادی است. بنابراین این پرسش منطقی مطرح میشود که چگونه ایران با تورم نقطه به نقطه ۸۸% به عنوان سومین کشور پرتورم کره خاکی و پرتورمترین کشور شرق کره زمین، برای مردم خود تابآوری ایجاد کرده است؟
طی ۱۰ سال گذشته نرخ دلار ۷۵ برابر، نرخ مسکن ۵۰ برابر، نرخ خودرو ۴۵ برابر و نرخ غذا بیش از ۵۰ برابر شده است و این در حالی است که نرخ دستمزد ۱۳ برابر شده است، با مقایسه ساده و سر انگشتی این ۵ عدد باید از گوینده چنین جملاتی پرسید چگونه نتیجه گرفته است که تابآوری مردم ایران افزایش داشته است؟!
قدرت خرید مسکن یک ایرانی که در دهه ۸۰، هفت برابر درآمد سالانهاش بود به ۴۵ برابر درآمد سالانه، قدرت خرید خودروی او که در سال ۹۰، چهارده ماه حقوقش بود اینک ۳۷ ماه حقوق و توان خرید مایحتاج اولیهاش نسبت به ده سال پیش کمتر از نصف شده است.
نتیجه آنکه بیش از نیمی از جمعیت ایران فقیر محسوب میشوند و بیش از یک سوم جمعیت ۹۰ میلیون نفری کشور در فقط مطلق هستند.
یک خانوار ایرانی امروز ۱۰ ماه از ۱۲ ماه درآمد سالانه خود را بابت تورم پرداخت میکند و از محل باقیمانده بیش از ۵۵% را بابت مسکن، ۳۵% را بابت نیازمندیهای پایه و باقی نمانده آن را بابت دیگر موارد از قبیل آموزش، سلامت، پوشاک، تعمیرات نه خرید، تفریح و البته پسانداز که شاخص اصلی تابآوری برای خانوار است هزینه میکند!
طی ۱۰ سال گذشته بیش از ۱۴۵ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده که قابل مقایسه با خسارات جنگ آمریکا علیه ایران است! احتمالا با مقیاس اقتصاد ایران این عدد بزرگترین نسبت خروج و فرار سرمایه روی کره زمین است و خوشبختانه هنوز تاب میآوریم!
بله! ما کاری کردیم کارستان! با بیشتر کردن دخل از خرجمان در دولت، با خلق نقدینگی و تخریب شبکه بانکی برای جبران این معضل، با استفاده از منابع حاصل از نفت در گردش روزگار، همان نفتی که دیگر وجود خارجی ندارد، با خالی کردن صندوقهای ارزی برای روزمرگی، با چند نرخی کردن هر چیزی که بدستمان آمد، با دخالت در نرخ گذاریها و سرکوب سرمایهگذاری و تشویق غیرمستقیم قاچاق، با ایجاد نااطمینانی از آینده، با تصمیم گیریهای خلق الساعه و تغییر مکرر قوانین در کنار تحریمهای خارجی موفق شدیم سرعت سقوط تاب آوری را به رتبه عالی سه کشور بالای جهان برسانیم.
و امروز مردمان ما در حال بررسی نحوه مواجهه و چگونگی ساعات بلند قطعی احتمالی برق، گاز و آب طی هفتههای آیندهاند تا برای تابآوری دیگر ممالک جهان، خود را الگو قرار دهند!
تلگرام مجمع فعالان اقتصادی