* جنجال دربارهٔ ماجرای «پروفسور شندل» و نسبت آن با شیادی فکری
اخیراً دکتر موسی غنینژاد در یک گفتوگو اشاره کردهاند که دکتر علی شریعتی در برخی نوشتههای خود از شخصی به نام «پروفسور شندلر» بهعنوان منبع استفاده کرده، در حالی که چنین فردی وجود خارجی ندارد. بعدها پژوهشگران نشان دادند که «chandelle» در واقع نام مستعاری بوده که شریعتی برای ارجاع دادن به خود یا برای ایجاد اتوریتهٔ علمی ساختگی به کار میبرد؛ و حتی در برخی موارد این واژه را بهصورت بازی زبانی با «شمع» یا «شندلر» در فرانسوی توضیح دادهاند.
پرسش نخست: آیا این کار شیادی است؟
در کار علمی، دانشگاهی و مطبوعاتی، امانتداری در ذکر منبع یک اصل اخلاقی بنیادین است. استفاده از نام مستعار برای ارجاع علمی، اگر با هدف ایجاد اعتبار کاذب انجام شود، در قلمرو جعل علمی قرار میگیرد؛ و جعل علمی در همهٔ سنتهای دانشگاهی، مصداق رفتار غیر اخلاقی و فریبکارانه است.
شاید بتوان واژهٔ «شیادی» را تند دانست، اما نمیتوان اصلِ رفتار را توجیه کرد. علاقهمندان شریعتی نیز اگر میخواهند از میراث او دفاع کنند، باید این بخش را با صداقت بپذیرند.
تجربهٔ شخصی من: نقش مخرب آشفتگی ذهنی و شعارزدگی
من نیز مانند بسیاری از جوانان دههٔ چهل و پنجاه، در دوران دانشجویی آثار شریعتی، آلاحمد و دیگر نویسندگان مشابه را با اشتیاق میخواندم و نوارهای سخنرانی شریعتی را گوش میدادم. خامیِ سن و شور جوانی باعث میشد این نوشتهها برایم جذاب باشند.
اما بعدها فهمیدم که این جریان فکری، آشفتگی ذهنی، احساساتزدگی، حس اضطراب عمومی و شعارگرایی را در نسل ما تقویت کرد؛ نسلی که بعدها در انقلاب و پس از آن، هزینههای سنگینی پرداخت.
در دههٔ شصت، روزی با خشم و دلزدگی، همهٔ کتابهای این جریان را از کتابخانهٔ خود جمع کردم و کنار باغچه سوزاندم. فرزندانم که وسواس مرا دربارهٔ کتاب میدانستند، حیرت کردند. گفتم: اینها را باید مانند باکتری و ویروس اجتماعی دور نگه داشت.
از روشنفکر انتظار میرود درستاندیشی، عقلانیت و محاسبهٔ هزینهـفایدهٔ اجتماعی را آموزش دهد، نه برعکس.
یافتههای جدید روانشناسی اجتماعی: آشفتگی ذهنی، زمینهساز استبداد
در سالهای اخیر پژوهشهای فراوانی دربارهٔ کنترل رفتار جمعی از طریق دستکاری ذهنها انجام شده است. خلاصهٔ این پژوهشها روشن است: هرچه آشفتگی ذهنی و اضطراب عمومی در جامعه بیشتر شود، جامعه مستعد استبداد و نظامهای توتالیتر میشود.
شعارزدگی، هیجانزدگی و فقدان تفکر انتقادی، بهترین بستر برای ظهور اقتدارگرایی است.
درس برای نسل جوان: چراغ عقل را پیشِ رو بگذارید
این بحث باید برای جوانان درس نسلهای سوخته باشد.
دکارت میگوید: «هیچ چیز را باور نکنید مگر آنکه با عقل خود به آن رسیده باشید.»
در هر تصمیم اجتماعی و سیاسی، از محاسبهٔ هزینه و فایدهٔ فردی و جمعی غافل نشوید.
اجازه ندهید کسانی که برای منافع خود میکوشند، هزینه آن را بر دوش شما بگذارند.
همیشه بپرسید: هزینهٔ این اقدام چیست؟ فایدهٔ آن برای جامعه، کشور و شخص من چیست؟
و سپس تصمیم بگیرید.
تلگرام نویسنده