فاجعه ملی روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه پرسشهای مهم و دردناکی را در ذهنها ایجاد کرده که هیچ مقام رسمی مسئولی تاکنون، بیش از یک ماه پس از واقعه، پاسخ قانع کنندهای به آنها نداده است. جناب رئیس جمهور پزشکیان میفرماید دولت «نوکر» مردم است و در برابر ملت ایران از بابت این فاجعه اظهار «شرمندگی» میکند. اگر جناب پزشکیان واقعا معتقد است دولت نوکر و ملت ارباب است پس چرا این دولت مستخدم ملت توضیح قانعکننده و منطقی در باره کشتار جنایتبار بخشی از این ملت نمی دهد؟
اگر طبق گزارشهای رسمی حکومتی تروریستهای موساد و داعش یا مزدوران آنها مرتکب این جنایتها شدند، که البته هیچ استبعادی از لحاظ منطقی با توجه به سوابق این سازمانها ندارد، پس چرا دولت که مسئول حفاظت از امنیت این ملت است بابت قصور حداقل بخشی از مسئولان امنیتی کشور که وظیفه شناسایی و پیشگیری را به درستی انجام ندادهاند توضیح نمیدهد و عذرخواهی نمیکند؟
چگونه است که این نفوذیهای بیگانه تنها سه روز بعد در تظاهرات حکومتی در ۲۲ دی کوچکترین اقدامی نکردند یا نتوانستند بکنند؟
اگر دولت نوکر مستخدم ملت است چطور به خود اجازه میدهد که در قالب ارباب و قیم ملت ابزار ارتباطی میان آنها را قطع کند؟ خاموشی تمام عیار اینترنت و ارتباطات تلفنی هفتهها پس از وقوع فاجعه، در شرایطی که ملت ایران در بهت و نگرانی فرو رفته بود با چه هدفی صورت گرفت و چه کارکردی داشت؟ چطور ممکن است که ارباب نزد نوکر نامحرم تلقی شود و نوکر در باره اعمال خود به ارباب نیازی به توضیح دادن نبیند؟
چرا به خبرگزاریهای مستقل داخلی و خارجی اجازه داده نمیشود تا از تعداد درگذشتگان، مجروحان، وضعیت بیمارستانها و کادر درمان و نیز همه خانوادههای داغدیده گزارشهای مستند و تفصیلی تهیه کنند؟
از همان آغاز اعتراضات در اوایل دیماه برخی مقامات رسمی حکومتی از جمله جناب رئیس جمهور اعتراضات را بر حق دانستند و حتی به وزیر کشور ماموریت دادند تا با معترضان گفتگو کنند. نتیجه این ماموریت چه شد؟ پرسش اساسی اینجاست که وزیر کشور با چه مکانیسم عملی میخواست یا میتوانست با معترضان گفتگو کند؟
مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تظاهرات آزاد است و نیروهای انتظامی مسئول امنیت تظاهرات است. چرا مقامات مسئول با علم به نارضایتی اقشار گستردهای از مردم و شروع تظاهرات پراکنده آنها از اوایل دیماه و اذعان به برحق بودن اعتراضات هیچ اقدامی از قبیل اعلام روز، ساعت و مکانی معین برای فراهم آوردن زمینه برگزاری تظاهراتی امن تحت حمایت نیروهای انتظامی نکردند؟
چرا در این روزها که هنوز غم، اندوه، بهت و خشم داغ دیدگان و عامه ملت ایران فرو ننشسته چنین امکانی برای ابراز صلحآمیز اعتراضات و وزنکشی معترضان و شنیدن خواستههای آنها صورت نمیگیرد؟ چرا فقط موافقان نظام حکومتی امکان ابراز وجود و وزنکشی عمومی دارند و معترضان از آن محرومند؟ نکند نوکری دولت و حکومتیان منحصر به آن بخش از ملت است که «خودی» تلقی میشوند و آن بخش غیرخودی شأن ملی و اربابی ندارند؟
ممکن است گفته شود همه قدرت در این مملکت در اختیار رئیس جمهور نیست و او اختیارات لازم برای پاسخگویی به این پرسشها را ندارد. واقعیت این است که رئیس جمهور مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جملگی اختیارت لازم را برای پاسخگویی به پرسشهای فوق دارد و او اساسا مسئول اجرای مفاد قانون اساسی است. اگر به درستی گفته شود که قانون اساسی جمهوری اسلامی مفاد دیگری دارد که میتواند ناقض این اختیارات رئیس جمهور باشد باید گفت با سند نامنسجم و متناقضی روبرو هستیم که بدون اصلاح آن راه به جایی نخواهیم برد. بنابراین رئیس جمهور به عنوان مجری قانون اساسی باید در صدد برطرف کردن این نقیصه برآید.
در هر صورت اگر در جایگاه راقم این سطور رئیس جمهور را مخاطب قرار دادهام برای این است که او بالاترین مقام اجرایی کشور است و در موعد انتخابات ریاست جمهوری وعدههایی داده است که اکنون موظف به وفای عهد است. بر اساس این وعدهها، از جمله اینترنت آزاد و اینکه در صورت ناتوانی در انجام وعدهها استعفا خواهد داد، من به ایشان رای دادم و دیگران را دعوت به رای دادن به ایشان کردم. این نوشته اتمام حجتی است با کسی که به وی اعتماد کردم و عذر تقصیر از دوستانی است که به من اعتماد کردند.
در پایان، کوچکتر از آنم که به ملت ایران تسلیت بگویم اما در غم تک تک داغدیدگان این فاجعه ملی شریکم و در پیشگاه ملت بزرگ ایران، جاوید نامان و کسانی که برای آزادی، کرامت انسانی و حقوق ملی جان و مال خود را فدا کردند سر تعظیم فرود میآورم.