ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sat, 14.08.2021, 11:23
تاوان سنگین زیاده‌خواهی‌های غرب در افغانستان

اصغر جیلو

آیا تسلیم به طالبان ایرانی گام بعدی دولت بایدن حواهد بود؟

در دهه سوم قرن ۲۱، ننگ تاریخی استقرار مجدد امارت اسلامی طالبان با تعلقی بی‌کم وکاست به اعماق تیره تاریخ در ۱۴ ‏قرن پیش و پیامدهای و یرانگر ضدبشری آن چه برای آینده مردم افغان خصوصا زنان و جوانان و چه برای منطقه پر آشوب ما، ‏بی‌گمان، به نام آمریکای جو بایدن و دولت دموکرات وی ثبت خواهد.‏

امتیازات آمریکایی‌ها به طالبان هیچ ثمری جز تقویت آنها نداشت، و در این مذاکرات طرف افغانی مقابل و مخالف طالبان هم هیچ ‏نقشی نداشت. گذشته از این، مجاهدین سابق که یکبار قبلا با کمک ناتو و آمریکا، دولت دکتر نجیب را که تنها شانس واقعی افغان‌ها ‏بعد از پایان اشغال شوروی در افغانستان، برای آشتی ملی بین افغان‌ها بود، با خیانت و همدستی وزیر خارجه دولت دکتر نجیب و ‏برخی از اعضای موثر حزب از جناح پرچم و همین ژنرال دوستم ساقط کردند، به سهم خود کمتر از طالبان، افغانستان را به ‏آشوب و ویرانی نکشیدند و خود بالاخره  به دست پاکستان و همین طالبان ساقط شدند.

همین‌ها بودند که در دوره اخیر دولت ‏افغانستان را فلج کرده و امکان شکل‌گیری یک دولت کارآمد و موثر را از بین بردند.

در این میان پول‌های کلان دولت قطر و محافل ‏افراطی عربستان، هدایت و فرماندهی ارتش پاکستان نیز در تقویت طالبان و ترغیب آمریکایی‌ها برای دادن امتیازات هر چه بیشتر به ‏آنها و دخالت‌های جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان، در خروج مفتضحانه نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان نقش جدی ایفاکردند.

به یک معنا غرب در مجموعه خود به رهبری ‏آمریکا تاوان زیاده‌خواهی خود در زمان دکتر نجیب را می‌پردازد؛ هم با جان سربازان خود، هم با پول مالیات مردم خود و هم ‏به حساب ویرانی افعانستان و جان ده ها هزار افغان که از آن زمان به بعد هزینه این زیاده خواهی ها شدند.‏

آرزو کنیم که گام بعدی دولت بایدن و اتحادیه اروپا، خیانتی دیگر به آینده کشور ما و نجات دولت طالبانی جمهوری اسلامی در ‏ایران نباشد.‏

اصغر جیلو
‏۱۴/۰۸/۲۰۲۱‏



نظر خوانندگان:


■ دوست عزیز سرنوشت افغانستان از روزی به این وضعیت دچار شد که “رفقا” تصمیم گرفتند در کشوری قبیله‌ای و بسیار کم توسعه‌یافته دولتی “خلقی” و سوسیالیستی ایجاد کنند که برپایه تئوری ” راه رشد غیر سرمایه‌داری” دیکته شده از سوی رفقای شوروی به احزاب اقماری اتفاق افتاد. در ایران نیز بخش بزرگی از چپ‌ها پس از انقلاب با پیروی از این تئوری به پشتیبانی از “خط امام” پرداختند و که به استقرار بنیادگراها و ‎منزوی شدن لیبرال‌ها یاری رساند.
- آمریکا نیز برای رویارویی با رقیب ابر قدرتش در استین مار پروراند و با احداث مدارس مذهبی در پاکستان بیاری پول‌های عربستان سعودی طالبان را پرورش داد.
- اشغال افغانستان توسط شوروی که به ویتنام روس‌ها تبدیل شد به تقویت اسلام‌گراها و تشکیل گروه القاعده انجامید. روس‌ها پس از شکست در جنگ با مجاهدین پشت نجیب الله را خالی کردند که سرانجام به اعدام وی منجر شد.
- حمله آمریکا به عراق و کم‌توجهی به افغانستان پس از سقوط طالبان سبب رشد مجدد این گروه تروریستی گردید. ارتش و نیروهای امنیتی ۳۵۰ هزار نفری این کشور که با هزینه‌های سرسام آوری تشکیل شد دچار فساد و آموزش ناکافی در سطوح مختلف همراه بود. دولت مرکزی نیز با جنگ قدرت و فساد، ندانم‌کاری به فرصت‌سوزی پرداخت و نتوانست کشور را برای شرایط پس از خروج نیروهای خارجی آماده سازد.
- برپایه نظرسنجی پیو، ۹۹ درصد افغانستانی‌‌ها از اجرای قوانین اسلامی پشتیبانی می‌کنند. این امر نشان می‌دهد که در طول ۲۰ سال حضور نیروهای غربی در افغانستان جامعه مدنی این کشور از رشد فرهنگی کافی برخوردار نشده است و این یکی از دلایلی است که بازگشت طالبان به قدرت را آسان کرده است.
- فرار و تسلیم بخش‌های مهمی از ارتش در جنگ با طالبان پدیده‌ای غم‌انگیز است. اگر آنها مایل به دفاع از مردم کشورشان در برابر این گروه تروریستی نیستند چه انتظاری از ارتش‌های بیگانگان می‌توان داشت؟
محمود


■ آقا محمود گرامی،
۱- من متوجه نشدم شما با کدام یک از نکات مطروحه در نوشته مخالفید.
۲- نظرسنجی مورد اشاره شما حتی اگر اخیرا انجام شده باشد به معنی موافقت اکثریت مردم افغانستان از اسلام طالبانی نیست بلکه بطور کلی از اسلام است. سخن شما در صورتی صحیح است که اولا سوال موسسه پیو از مردم در مورد اسلام طالبانی باشد و ثانیا اخیرا انجام شده باشد. اگر مقدور شد لینک این نظر سنحی را در همین جا بگذارید.
۳- ماجراجویی رفقا گرچه سر آغاز جنگ و نفاق در کشور افغانستان بود ولی بعد از پایان اشغال رفقا، به گواهی تاریخ دولت دکتر نجییب، بهترین شانس را برای ایجاد صلح و ثبات در افغانستان از طریق کمک به تاسیس یک دولت آشتی ملی مرضی الطرفین غرب و شوروی ها داشت. در آن زمان دیگر “رفقا” رفته بودند و دکنر نجیب در جریان گفتگوهای مقدماتی با مجاهدین پدیرفته بود که کنار رفته و راه را برای یک دولت آشتی ملی باز کند. من در آن زمان در افغانستان بودم و ازنزدیک در جریان مسایل آن ایام قرار داشتم. غرب این فرصت را به گونه‌ای دیگر تعبیر کرد و با رد تلاشهای دکتر نجیب و هدایت مجاهدین افغان به سمت یک درگیری نهایی، زنجیره فجایع بعدی را رقم زد.
۴- بخشی از حاکمان کنونی افغانستان دست در دست دول غربی به رهبری آمریکا، حود از شکل دهندگان و مسئولین درجه یک فاجعه امروزند. “رفقا” اکنون دیگر وجود ندارند که بتوان تقصیرها را به گردنشان انداخت. آنها چندین دهه است که به تاریخ پیوسته‌اند. ارتش پاکستان با کمکهای میلیاردی آمریکا برای مبارزه با اسلامگرایان مسلح افراطی، خود مهمترین کشور ذینفع در تسلیح و پیروزی طالبان است. دولت قطر با میزبانی بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه، خود از موثرترین تامین کنندگان مالی طالبان است،
آمریکا بیش از هر کشور خارجی به درستی آگاه است که طالبان انحصار و صدور بخش عمده تریاک و هروئین جهان را به اغلب کشوهای آزاد از جمله آمریکا در دست داشته وسالاته حداقل ۵ میلیارد دلار “ناقابل” از این طریق به جیب رهبرانش سرازیر می‌شود، با این وجود آمریکا راه طالبان را برای جلوس به موقعیت کنونی نمی بندد. چرای این سیاست راهبردی هنوزهم به درستی آشکار نشده است.
۵- بحث من در اصل بر سر خروج آمریکا از افغانستان نیست، بلکه بحث بر سر چگومگی این خروج از یکسو و پشت پا زدن دولت بایدن به وعدهای حمایتی خود از دولت افغانستان در ماههای اخیر از سوی دیگراست. چنین می‌نماید که ماموریت واقعی زلمای خلیل‌زاد  به عنوان نماینده دولت آمریکا در مذاکره با طالبان، هموار کردن راه آن برای جلوس دوباره طالبان به قدرت در افغانستان بوده؟ چرایی این سوال بعدا پاسخ خود را خواهد یافت. آمریکا رسما اعلام کرده بود که در صورت نردیک شدن طالبان به شهرهایی مثل هرات و قندهار وارد عمل باز دارنده خواهد شد، اما چنین وعده ای به نحو شرم آوری، توخالی از آب در آمد و اکنون طالبان خود را برای ورد پیروزمندانه به کابل در روزهای آتی آماده می‌کند و دولت آمریکا نیز ناگهان تصمیم میگیرد که حتی در کابل تحت حکوکمت طالبان حضور دیپلماتیک هم نداشته باشد اما در عین حال همه نوع کمکهای انسانی به دولت!(کدام دولت؟) افغانستان بکند.
۶- تسلیم ارتش افعانستان به طالبان در بسیاری از مناطق نه اغلب به ناتوانی آن در جنگیدن، بلکه به معاملات پشت پرده بین بخشی از دولت سابق و فعلی کابل و آمریکا با طالبان مربوط است. نقش ژنرال هویزر در متقاعد کردن ارتش ایران به بی‌طرفی و حمایت از قدرت بعدی تحت نفوذ خمینی در انقلاب اسلامی در ایران، حکایتی آشنا برای همه ماست.
اصغر جیلو


■ دوست عزیز قوانین اسلامی به هر ترتیب اجرا شود جز تبعیض و سیاه‌روزی برای زنان، دختران و اقلیت‌های دینی و سرکوب آزادی‌ها نتیجه‌ای نخواهد داشت. اگر در انقلاب ایران ارتش به دستور هویزر کنار کشید، دیدن عکس خمینی در ماه را و دنبال‌روی بی‌چون و چرای بسیاری از روشنفکران از خمینی را نمی‌توان به پای توطئه آمریکا گذاشت. نمی‌دانم منافع آمریکا در پیروزی طالبان در افغانستان چیست؟ آگر بندوبستی پشت پرده وجود دارد بمباران هواپیماهای بی‌۵۲ آمریکا برای چیست؟ شوربختانه باید بگویم که توسل به تئوری توطئه راحت‌ترین راه برای اثبات نظریات ماست. اگر فرماندهان ارتش افغانستان طی بندو بست “هویزری” خواستار برکناری دولت غنی با تمایلات غربی‌اش هستند، عِرق ملی صدها هزار سرباز افغان کجا رفته است که بدون مقاومت به کشورهای همسایه فرار می کنند.
درست است که “رفقا” رفته‌اند اما سنگ کجی که نه تنها در افغانستان بلکه در ایران نیز گذاشتند تا ثریا کج خواهد رفت و فجایع آن برای مدت نامعلومی دامن مردم افغانستان، ایران و کشورهای دیگر را هم خواهد گرفت. در ضمن گناه را همواره به گردن نیروهای خارجی انداختن نوعی فرار از مسئولیت‌های ماست. آمریکا و هر دولت دیگری منافع ملی خودش را دنبال می‌کند این ماییم که با احساس مسئولیت اشتباهات خودمان را بپذیریم، به‌خودمان انتقاد کنیم و سعی کنیم اجازه ندهیم منافع ملی مان پایمال شود.
شاد باشید / محمود


■ بعضی از جوامع انسانی نیز مانند طبیعت از اکوسیستمی شکننده و ناپایدار برخوردارند که در صورت تغیر یکی از عوامل موثر در کارکرد انسانی مانند بهره برداری بیرویه از منابع اب و یا پوشش گیاهی، اکوسیستم از حال تعادل خارج وبه قهقرا می‌رود و احیای مجدد آن بسال‌ها و حتی به قرن‌ها محتاج است این تغییرات در جوامع انسانی که در ان روابط قومی زبانی و دینی در محدوده‌ای شکل شکننده و ناپایدار قرار دارد نیز صادق است و هر تغیری چه مانند شورش و انقلاب و یا کودتا منجر به به‌هم خوردن ثبات و بهم خوردن تعادل شده و انحطاط و قهقرا را بدنبال دارد. افغانستان گذشته تحت سلطنت ظاهر شاه نمونه‌ای از این تعادل ناپایدار بوده که ابتدا کودتای داودخان و پس از آن حکومت خلقی و پرچمی و دخالت امریکا و شوروی اکوسیستم موجود را به‌هم زده و افراط گرایی‌های عقب‌مانده طالبانی و دعوای‌های قومی که به حال پاسیو وجود داشته را به رو آورده و فعال کرده است و تعادل بعدی آن شاید به سالها و دهه‌ها محتاج باشد.
بهرنگ


■ آقای جیلو لینک نظرسنجی مورد اشاره همان روز در پاسخ شما به کامنت آقای محمود اضافه شد الان هم هست، اما شما آن را ندیده‌اید. یک بار دیگر اینجا قرار می‌گیرد
https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/more/92836/


■ آقای محمود، اگر به دنبال فاکت و آمار هستید نگاهی به مطلب زیر بکنید. من این مطلب را از صفحه فیس بوکی آقای عمار ملکی بر ای مدلل کردن ادعای خود و رد نظر شما میگذارم.
««این سخن که «مردم افغانستان خواهان طالبان بودند چرا که ۸۰٪ آنها در انتخابات شرکت نکردند و در برابر هجوم طالبان مقاومت نکردند» شبیه ادعایی بود که می‌گفت «مردم ایران خواهان جمهوری اسلامی هستند چرا که ۷۳٪ آنها در انتخابات۹۶ رای دادند!» هر دو ادعا به یک میزان بی‌اساس است. در زیر شواهد موجود را بررسی میکنیم
۱- آیا شرکت تنها ۲۰٪ مردم افغانستان در انتخابات ریاست‌جمهوری نشانه‌ مخالفت اکثریت با دموکراسی بوده؟ نتایج یک نظرسنجی ملی در سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهد درحالیکه ۶۴٪ مردم از دموکراسی کشور راضی بوده‌اند، ۶۳٪ مردم می‌ترسیدند رای بدهند (ترس از قطع شدن انگشتان یا بمب‌گذاری مراکز رای‌گیری توسط طالبان)
۲- آیا اکثریت مردم افغانستان با طالبان مشکلی نداشتند؟ نتایج نظرسنجی در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد که حدود ۷۰٪ مردم، از تمامی اقوام مختلف در افغانستان، طالبان را اصلی‌ترین تهدید امنیتی برای منطقه خود ذکر کرده‌اند.
۳- آیا اکثریت مردم افغانستان خواهان خروج نیروهای آمریکایی از کشور بودند؟ نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد که بیش از ۸۰٪ مردم افغانستان معتقد بوده‌اند که پلیس ملی افغانستان (ANP) و ارتش ملی افغانستان (ANA) جهت عمل به وظایف خود برای برقراری امنیت،  نیازمند حمایت نیروهای نظامی خارجی هستند.
۴- آیا اکثریت مردم افغانستان از حق تحصیل و اشتغال زنان حمایت می‌کنند؟ نتایج نظرسنجی نشان میدهد که ۸۷٪ مردم افغانستان موافق حق برابر تحصیل برای دختران و پسران هستند. ۷۶٪ مردم معتقدند زنان باید حق کار کردن در خارج از خانه را داشته باشند.
نکته آخر اینکه نگاه مردم افغانستان نسبت به وقایع نشان می‌داد که آنها نسبت به آینده نگران و بدبین بودند؛ برطبق نتایج نظرسنجی، حدود ۶۰٪ مردم در سالهای اخیر احساس میکردند که کشور در مسیر غلطی قرار دارد؛ واقعیتی که سیاستمداران داخل و خارج افغانستان جدی نگرفتند؛ نظراتی که شنیده نشدند!»»
گزارش کامل و جزییات این نظرسنجی که بطور حضوری و در تمامی نقاط افغانستان انجام گرفته است، در سایت زیر قابل دستیابی و مطالعه است.
https://asiafoundation.org/where-we-work/afghanistan/survey/?fbclid=IwAR0XcXnjQMRhz4zIVwKyqdzdNYgmiotr3QoX_XM6UNX3cA7h2cez34FdGV0