از امروز ترامپ با از دست دادن هر دو مجلس و شکست سنگین و دور از انتظاری که در انتخابات-رفراندم میاندورهای خورد، به تعبیر آمریکاییها به اردکی لنگ تبدیل شده است که پرهایش ریختهاند. اما این اردک لنگ، یک مار زخمی هم هست که در دو سال آینده در کنار «بیبی» و «خامنهای مفقودالاثر»، شخص اصلی در میان سه «نارهبر» معلقی است که مثل کرکس به جان ایران افتادهاند.
وقتی ونس، معاون اول رئیسجمهور آمریکا بدون پردهپوشی اعلام میکند که عامل اصلی شکست جمهوریخواهان، جنگ با ایران بوده است و ترامپ مجبور میشود خشم خود را فروبدهد و ارزیابی ونس را تأیید کند، نمیتوان نسبت به فوران خشم او نگران نبود و این خشم قبل از هر کس، عامل اصلی شکست را نشانه خواهد گرفت.
پس خطر جنگ اصلاً برطرف نشده و اگر در تهران، گروگانگیرهای جنگطلب دست بالا را بگیرند و حکومت دچار توهم پیروزی شود، جنگ دیگری درخواهد گرفت که شاید ابعادی به مراتب وسیعتر از جنگ ۳۹ روزه پیدا کند.
سؤال به حقی است که در این شرایط فوقبحرانی، نیروهای صلحدوست مخالف ج.ا. چه میتوانند بکنند؟
به باور من:
۱- علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد:
الان هسته سخت پیشین قدرت در ایران دچار شکاف بزرگی شده که در طول حیات ج.ا. سابقه نداشته است.
دستهبندیهای پیشین اصلاحطلب، اعتدالی و اقتدارگرا در سایه شکاف فعال میان عملگرایان طرفدار مذاکره و جنگطلبان حافظ وضع موجود، کمرنگ شدهاند.
نیروهایی چون کنگره آزادی ایران و همصداهای جمهوریخواهان میتوانند با شعاری نظیر «برای حق تعیین سرنوشت، نه به جنگ، نه به استبداد» خواستار ائتلاف وسیع برای صلح و آزادی شوند.
لبه تیز حمله باید متوجه جریان جنگطلب پایداری و شرکا باشد و نه کل ج.ا.
اپوزیسیون ضد جنگ باید بتواند هم با جریانی که در مخالفت با جنگ، پرچمگردان ج.ا. شد و هم با جنگطلبان راست افراطی مرزبندی روشنی داشته باشد.
۲- اگر جنگ شروع شد:
ما باید کماکان با مطالبه قطع فوری جنگ، در کنار ایرانی بایستیم که گرفتار استبداد و جنگ شده است. دعوت ما از مردم باید دعوت به همیاری و غمخواری برای یکدیگر و فاصله گرفتن از هر دو جریان جنگطلب باشد.
این جنگ نه میهنی است و نه رهاییبخش و بسیار مهم است که چهره اپوزیسیون دموکراسیخواه با اغماض نسبت به یکی از طرفین، غبارآلود نشود.
۳- در مورد اقدامات متناظر و هماهنگ در داخل و خارج:
با توجه به جو شدید ضد جنگ در اروپا و آمریکا، علاوه بر اقدامات متنوعی که هماکنون هم جریان دارد، شاید هنوز دیر نشده باشد که به تشکیل نهاد فراگیر صلح بیندیشیم و همه آنهایی که میخواهیم در مقابل استبداد و جنگ، در کنار ایران بایستیم، مستقل از همه باورهای دیگرمان، همصدا شویم تا سایه جنگ و استبداد را از سر ایران دور کنیم.
نیرومند شدن فریاد صلح در خارج و جلب صلحدوستان جهان میتواند به نیروهای ضد جنگ در داخل کشور کمک کند که صدای خود را بلند و بلندتر کنند.
هماکنون در حرکتهای دانشجویی، اعتراض علیه جنگ و جنگطلبان در کنار شعارهای دیگر فریاد زده میشود.
شکاف درون حاکمیت بر سر جنگ یا مذاکره، در مقابل یک جنبش صلحطلب میتواند تشدید شود و لبه تیغهای سرکوب را کند نماید.
نباید اجازه داد که خیزشهای مردمی بهوسیله متوهمان جنگطلب به انحراف کشیده شوند. اگر «نه به جنگ و جنگطلبان» به شعار اصلی مردم در این ایام بحرانی بدل شود، میتوان به آینده کشور بیش از هر زمان دیگری امیدوار بود.